
به یک نافذ نگه کردی اسیرم ای گل نازم
بیا رحمی کن از غیرت به دیدارت که جان بازم
اسیر خط و خالت شد گرفتار چه زندان
زلیخا حیله ها بافد منم یعقوب در رازم
ره تاریک را رفتن به آب خصر پیوستن
نه کار من بُود ای دل چو اسکندر در آن آزم
نگین تخت سلطانی که اعظم نام گشت دیدم
سلیمان اَبَر قدرت به تخت سلطنت تازم
نه کار ماست راهی شو که یابی حکم یزدانی
به دل شاهی بکن جانا که باشی یار طنّازم
نه من در بی کسی ماندم نه تو در کس کسی داری
تو همتایی نداری جان به تنهایی نوا سازم
در عشرت عقل گشت مجنون بیابانی گرفت بی چون
که سلطانی همان لایق نثار آن گل نازم
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/

علی رمضانی مدیرکل فرهنگی، هنری، اردوها و فضاهای پرورشی وزارت آموزش و پرورش در گفتوگو با خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، درباره کلیپهای جنجالی منتشر شده از مدارس، اظهار کرد: دستورالعملی را سال گذشته برای سرود مدارس ارسال کردهایم و نکاتی که دغدغه به حساب میآید در آن دستورالعمل ذکر شده است.
وی با بیان اینکه در فعالیت سرود دختران، اجرای تکخوانی ممنوع است، افزود: تأکید کردیم در تولید و ساخت سرود مدارس به منظور نیل به اهداف آموزشی و تربیتی و درک بهتر مفاهیم و محتوا، اشعار کتب درسی ملاک کار قرار گیرد.
رمضانی ادامه داد: در دستورالعمل ذکر شده است که مسؤولیت تهیه سرود از اشعار کتابهای درسی با معلمان باشد؛ همچنین ما تأکید کردهایم همکاری آقایان به عنوان مربی فنی، رهبر گروه، مشاور و… در مدارس دخترانه اکیداً ممنوع است و اعلام شد اگر با چنین موردی مواجه شویم شدیداً با آن برخورد خواهیم کرد.
وی گفت: بهکارگیری نیروی آزاد در بخش سرود حتماً باید با مجوز و تأیید حراست آموزش و پرورش باشد همچنین اعلام کردیم باید در اشعار و سرودهها به مسائل فرهنگی، تاریخی، حماسی، آداب، سنن، مشاهیر و مفاخر پرداخته شود.
مدیرکل فرهنگی، هنری، اردوها و فضاهای پرورشی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه باید از پخش و اجرای سرودها و ترانههای نامناسب با سن دانشآموزان پرهیز شود، افزود: شعار ما این است که محیط شادابی در مدارس مطابق با فرهنگ غنی اسلامی ایجاد شود.
وی اضافه کرد: در سال بیش از ۳ میلیون دانشآموز در مسابقات سرود شرکت میکنند و ما امسال یک هفته را به عنوان هفته تئاتر و سرود در نظر گرفتیم؛ یعنی در هر ۱۰۰ هزار واحد آموزشی در آموزش و پرورش، تئاتر و سرود با مفاهیم غنی ایرانی و اسلامی اجرا شد و تمام تاکید ما این است تا دانشآموزانی تربیت کنیم که در تراز نظام جمهوری اسلامی باشند و برای این امر فضا را نیز فراهم کردیم.
رمضانی ادامه داد: یکی از ساحتهای سند تحول بنیادین، ساحت زیباشناختی است و سرود در این بحث میگنجد؛ هر ساله آموزش مربیان سرود را در راستای سیاست وزارت آموزش و پرورش در دستورکار داریم تا بتوانند اهداف نظام تعلیم و تربیت را محقق کنند.
وی گفت: در سال گذشته بیش از ۳ میلیون نفر به صورت رسمی در سایت همگام در مسابقات سرود شرکت کردند؛ همچنین ۱۰ میلیون و ۸۳۵ هزار نفر در مسابقات فرهنگی ـ هنری به صورت رسمی ثبتنام و شرکت داشتند و در هفته سرود و تئاتر در هر مدرسه؛ مراسم سرود یا تئاتر برگزار شد؛ همچنین در حوزه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و کانونهای فرهنگی ـ تربیتی ۳ میلیون نفر عضو و فعال هستند.
مدیرکل فرهنگی، هنری، اردوها و فضاهای پرورشی وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه برخی معتقدند چون اقدامات آموزش و پرورش شادیآفرین نیست شاهد کلیپهای منتشر شده هستیم، افزود: مسیر آموزش و پرورش به خوبی و با قدرت در حال ادامه است و همانطور که وزیر آموزش و پرورش گفت احساس میکنیم عدهای از بدخواهان سیاسی که نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی زاویه دارند، اقدام به پخش کلیپهایی در فضای مجازی کردند.
وی افزود: اگرچه هنوز به این نتیجه نرسیدهایم که کلیپهای پخش شده در مدارس ما ساخته شده است ولی وزیر آموزش و پرورش ۳ نفر را مأمور کرده است تا موضوع را پیگیری کنند تا اگر خدایناکرده فرهنگی در این مورد قصوری کرده باشد، با وی برخورد شود؛ ما هیچگاه اجازه نمیدهیم به اهداف متعالی تعلیم و تربیت و تعهدی که ما نسبت به شهدا داریم خدای ناکرده خدشهای وارد شود.
رمضانی با بیان اینکه باید در جهت ایجاد شادی و امید به دانشآموزان بیشتر تلاش کنیم، گفت: وزیر آموزش و پرورش نگاه مناسب و شایستهای به موضوعات مختلف دارند بهطور مثال اقداماتی نظیر برداشتن آزمونهای زائد در مدارس باعث شد تا فضا برای اقدامات در حوزه پرورشی مناسبتر شود.
وی افزود: جشنواره دانشآموزی گلدسته سبز و همچنین جشنواره آینه زمان در مورد زندگی امام زمان(عج) را داشتهایم و از دیگر مواردی که سال ۹۸ اجرایی میشود، سینمای مدارس است.
مدیرکل فرهنگی، هنری، اردوها و فضاهای پرورشی وزارت آموزش و پرورش گفت: این حجم از فعالیتهای فرهنگی در مدارس نشان از توجه ویژهای به نیازهای دانشآموزان بهویژه در حوزه پرورشی دارد؛ ما به خوبی در حال طی مسیر هستیم و در مقابل کجسلیقگی که در هر ناحیه صورت بگیرد، برخورد خواهیم کرد.
پایان پیام/

الا يا ايها الساقي توقف كن نگرد آنرا
كه اندر باء بسم الله خواندم نون رحمانرا
به آن ماند كه ديگر هيچ گه ما را بهاري نيست
دگر كي ميرسد دل مژده اي مرغ خوش الحانرا
گلستان مي شود اين كلبه احزان به يك روزي
وليكن تا شود با كي بگويم درد و احزانرا
((دمي با غم به سر بردن جهان يك سر نمي ارزد))
ولي بي غم نبايد كرد فردا شام هجرانرا
كجايي تا ببيني عشق مجنونان عاقل را
كجايي بنگري معشوقه ات تر كرد دامانرا
دگر بر بيستون فرهاد ردّ از تيشه هايت نيست
به استحمام ديدش خسرويي شيرين عريانرا
به مي بفروش هر چيزي كه داري ليك بر سر دار
كلاهت را و بر تن پاره پاره دلق ايمانرا
سر و سامان نميگيرد روياهاي پيچاپيچ
كه از سر زد رويا را و چونان كرد سامانرا
چرا بلبل نميخواند دگر تقصير او هم نيست
كه تا گل كاغذي باشد كه دارد شوق بستانرا
الا اي حافظ ار بر صدر رفتي ياد ما هم كن
به شبگردي و مستي بركشان اين نيمه سبحانرا
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چون که وارد قصر شد بهلول ما
مسندی را دید خالی شاه لا
رفت نشستش روی تختی پادشاه
دید خود را در مقامی جایگاه
چون نگهبانان بدیدند ماجرا
دور بهلول از مکان شد جا به جا
چون که هارون از درون آمد برون
دید بهلولی چه محزون رو فزون
گوشه ای بنشسته نالان گریه ای
دور از جمعی نشستی گوشه ای
خادمی گفتش امیرا رخصتی
بازگویی ماجرایی را همی
چون بیان علت بشد توبیخ را
خادمان را هر یکی توبیخ ها
من به حالت می کنم بس گریه ای
سال ها در مسندی بنشسته ای
با نشستن لحظه ای بر جایگاه
این چنین محزون شدم کردم نگاه
مسندی این جایگاهی را نگاه
عاقبت کیفر شود بر پادشاه
عدل گستر در جهانی برملا
همچو مهری بازتابی نور را
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کتاب " خبرنویسی آسان " دومین کتاب علی قلی زاده یکی از فعالان رسانه ای و روابط عمومی با رویکرد آموزش خبرنویسی به علاقه مندان خبرنویسی و توجیه کارشناسان روابط عمومی منتشر شد.
این کتاب با مقدمه ای از علی اصغر افتاده با پرداختن به ضرورت گسترش سواد رسانه ای بین تمامی آحاد مردم آغاز شده است.
پرداختن به تبیین مدل ارتباطی، بیان ارزشها و عناصر خبری ، تجربیات و ارائه مدلی مشخص و آسان برای تنظیم خبر جلسات از جمله محتواهای قابل توجه این کتاب است که توسط انتشار در قلم در خراسان شمالی به تاُلیف رسیده است.
سادگی زبان آموزش ، بیان تجربیات و مصادیق ملموس و سعی در کم کردن فاصله بین خبرنگاران و کارشناسان روابط عمومی از جمله ویژگی های بارز این کتاب است.
تجربه قلی زاده در تدوین جزوات رشته کارو دانش روزنامه نگاری ، تدریس در خانه مطبوعات و دوره های آموزشی ویژه خبرنگاران خبرگزاری پانا و کارشناسان روابط عمومی از جمله پیشینه های علمی نویسنده این کتاب است.
قلی زاده که اولین بار خبرنگاری حرفه ای را از دوره آموزشی شادروان حسین قندی در سال ۱۳۷۸ آموخته است ؛ کتاب خود را به این استاد بزرگ خبرنویسی کشور تقدیم کرده است .
نویسنده کتاب خبر نویسی آسان علاوه بر خبرنگاری سالها در کسوت روابط عمومی سازمانها توانسته است تارو پود اطلاع رسانی را در رویکردهای وظایف کارشناسان روابط عمومی محقق کند.
بر این اساس کتاب خبرنویسی آسان می توانسته است فاصله های بین کارشناسان روابط عمومی و خبرنگاران را مرتفع کند برای همین ادبیات این کتاب ساده و قابل فهم برای همه کسانی است که می خواهند خبرنویسی را از ابتدا آغاز کنند.
طراحی جلد این کتاب را محمد اکبری از هنرمندان خراسان شمالی در قطع رقعی انجام داده است .
کتاب خبرنویسی آسان را می توانید از سی و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب ، شبستان، انتهای راهرو ۲۳ انتشارات " در قلم" تهیه کنید.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/

صد و سیو دومین شمارۀ «مجله رشد آموزش ریاضی» ویژۀ بهار ۱۳۹۸ در حالی منتشر شد که حامل خبر استعفای سردبیر این مجله بود. شمارۀ ۱۳۲، آخرین شمارۀ این مجله است که با سردبیری دکتر زهرا گویا منتشر شده است. وی ۲۳ سال این مجله را سردبیری کرده است.
متن «یادداشت سردبیر» این شماره به نگارش دکتر زهرا گویا به شرح زیر است:

معنای پیشرفت!
از زمانی که افتخار سردبیری مجله رشد آموزش ریاضی را داشتهام، ۲۳ سال گذشته است! سالهای پرهیجانی که سرشار از حسِ خوبِ ساختن، توسعه دادن، مشارکت جمعی، آشناییِ حضوری و غیرحضوری با معلمان شریف ریاضی در سراسر ایران، تولید و تولید، و بسیاری اتفاقهای شیرین دیگر که همگی، «پیشرفت» را معنا میبخشند. بدین سبب لازم دانستم که ترازی از کارنامه مجله را در قالب تنها چند بند، بیان کنم تا با یادآوریِ دستاوردها، حرکت به سوی آینده، مصممتر و فزایندهتر، ادامه یابد.
– از سال ۱۳۷۵ تا به حال و تقریباً بدون استثنا، «یادداشتهای سردبیر» بازتابی بر مسائل روزِ نظام آموزشی بهطور عام و آموزش ریاضی بهطور خاص بوده است. سپس از بین آنها، معمولاً هر یادداشت بر یک مورد مشخص متمرکز شده و «طرح مسئله» کرده است. طبیعی است که طرحِ به موقعِ یک مسئله جدی، بالقوه میتواند مقدمهای برای پیداکردن راهحلهای واقعبینانه، بدیع و غیرتکراری برای آن مسئله باشد. این مجموعه که به نوعی، وقایعنگارِ آموزش ریاضی مدرسهای طی ۲۳ سال گذشته نیز هست، به امید خدا به زودی، وارد بازار نشر میشود.
– در سال ۱۳۷۴، شور و غوغای «اقدامپژوهی» (تحقیق عمل) و «معلمِ پژوهنده» که از دهه ۸۰ میلادی بهطور جدی در سطح نظری در غرب مطرح شده بود، در آموزش و پرورش ایران نیز به منظور ظرفیتی جدید برای آموزشهای ضمن خدمت معلمان، مورد توجه واقع شد. در این زمینه، با توافق اعضای محترم هیئت تحریریه وقتِ مجله، ستونی با عنوان «روایت معلمان» ایجاد شد تا معلمان گرامی، تجربههای متنوع کلاس درس خود را در رابطه با تدریس مفاهیم ریاضی، «روایت» کنند. امید داریم که این روایتها نیز در چند جلد، آماده انتشار شوند و این منبع منحصر به فرد، در اختیار معلمان ریاضی قرار گیرد و در واقع، به خود ایشان بازگردد! بدین جهت این مجموعه که توسط همکاران معلم تولید شده و به اصطلاحِ رایج امروز، برآمده از «کفِ کلاس درس» است، میتواند منبع قابل استفادهای برای دانشجو معلمان در دورههای پیش از خدمت معلمان در دانشگاه فرهنگیان یا همان «کارورزی» و دورههای ضمنخدمت باشد. راز بقای هر مجلهای، تعامل و احترام به مخاطب و شناخت نیازهای عاجل و درازمدت آنان، دانش و عمق و بیطرفی و صداقت، مثله نکردن علم به مصلحت! واقعیتپذیری و پذیرش اشتباه و توانایی «تقاضای پوزش» به وقت خطاست!
– از همان ابتدا که مجله با هدف پیشبرد آموزش معلمان ریاضی در ایران تأسیس شد، یکی از اصلیترین دغدغهها «دانشافزایی» دبیران ریاضی بود. برای تحقق این هدف، مطالب ریاضی توسط ریاضیدانهایی نوشته یا انتخاب و ترجمه میشد که دغدغه آموزشی داشتند و بهعنوان منابعی دقیق و ارزشمند، در اختیار معلمان ریاضی قرار میگرفت. در ادامه و با تأکید بر ضرورت تمرکز بر «آموزش معلمان»، مجله بیشتر و بیشتر به سمت آموزش ریاضی پیش رفت و با تأسیس و توسعه رشته آموزش ریاضی در ایران، وزن مطالب تألیفیِ آموزش ریاضی نسبت به ترجمهای، بیشتر شد و کیفیت مقالههای ترجمهای و تألیفی نیز بهطور مستمر، بالاتر رفته است. البته طبق عادت مألوف، معمولاً در هر شماره، مقاله موضوعی ریاضی هم چاپ میشود.
– کوشش برای یکدست کردن منابع از نظر واژگانی، کاری سترگ بوده که به امید خدا، به زودی به بار مینشیند و صد البته که همیشه، فرصت کامل کردن آن وجود دارد. در توضیح این تلاش، لازم است یادآوری شود که تنوع معادلها برای هر رشته تازهتأسیس، امری طبیعی است، زیرا در نبودِ واژهنامههای تخصصی، معادلهای متفاوتی به سلیقه نویسندگان و مترجمان انتخاب میگردد و این کار، باعث خستگی و سردرگمی خوانندگان میشود. در نتیجه برای کاهش این مشکل، به اجبار در «پینوشتها» یا «یادداشت»های انتهای هر مقاله تألیفی یا ترجمهای، مرسوم است که فهرستی بلند بالا حاوی واژههای انگلیسی معادلها آورده شود که خوشبختانه به تدریج که بر اثر استفاده مکرر یک واژه، معادل آن قوام آمده و مورد پذیرش جامعه آموزش ریاضی واقع شده، از پینوشتها حذف شده است. این حرکتِ تدریجیِ برنامهریزی شده، در راستای تهیه و تکمیل «واژهنامه تخصصی آموزش ریاضی» بوده و امید است که در سال ۱۳۹۸، اولین پیشنویس آن تمام شده و تقدیم مخاطبان مجله شود تا با تأمل بر بازتابهای منتقدانه و منصفانه، واژهنامه کاملتر شود و با چاپ آن، متنها روانتر، خوشخوانتر و از نظر مفهومی، دقیقتر شوند.
– یکی دیگر از دستاوردهای مجله در طول زمان، ایجاد ستونی با عنوان «دیدگاه» بوده تا نظرات خوانندگان- بدون ویرایش و بدون قضاوت- چاپ شود و دیگران فرصت داشته باشند تا در شماره بعد، اگر لازم دیدند، به آنها پاسخ دهند. بدیهی است که نوشتهها، طبق چارچوب و ضوابط مجلات که برای همه یکسان است، قرار میگیرند و برای حفظ محرمیت افراد، اسامی خاص حذف میشوند.
– ظرفیت تاریخیِ دیگری که از ابتدای تأسیس مجله تا کنون وجود داشته، گزارش کنفرانسهای اصلی ریاضی و آموزش ریاضی و اتفاقات مهم دیگر در عرصه ریاضی مدرسهای در ایران و جهان بوده است که از آن میان، لازم است به گزارشهای المپیادهای ریاضی اشاره نمود. این گزارشها، دستمایۀ منحصر به فردی برای تاریخنگاران آموزش ریاضیِ مدرسهای در ایران بوده و خواهد بود.
– طی سالها، اگرچه تعداد میزگردها زیاد نبوده، ولی برای هر کدام، مدتها برنامهریزی شده است و اهمیتشان آنقدر زیاد بوده که تقریباً به مناسبتِ موضوع هر میزگرد، ویژهنامهای تهیه شده است. این ویژهنامهها، عمدتاً موضوعی هستند و هرکدام به تنهایی، قابلیت چاپ مستقل را بهعنوان یک کتاب مرجع برای معلمان ریاضیِ شاغل به تدریس و شاغل به تحصیل و پژوهشگران ریاضی و آموزش ریاضی دارند. از بین اینها و تنها بهعنوان نمونه، میتوان به ویژهنامههای «اثبات»، «آموزش ریاضی در جنوب شرقی آسیا»، «سیر تاریخی تألیف کتابهای درسی ریاضی در ایران» و «توسعه حرفهای معلمان ریاضی» اشاره نمود.
اما بهطور خاص، سه ویژهنامهای که برای سه ستاره آموزش ریاضی ایران در سه ظرفیت تهیه شد، تا همیشه برگهای زرینی بر تارک ۲۳ سال تلاش گذشته هستند! زیرا نکته مهم در هر سه مورد این بود که بعد از آنکه مجله برای چاپ آماده شده بود، آن تصمیمهای جسورانه گرفته شد! برای این سه پروژه، مدیر مسئولِ با درایت مجلات رشد جناب آقای محمد ناصری که یک فرهنگیِ تمام عیار و ظریفبین هستند، از هیچ حمایتی دریغ نکردند و بدون پشتیبانی ایشان، اصلاً فکر تهیه این سه ویژهنامه، به عمل نزدیک هم نمیشد! پس از موافقت و همراهی ایشان، انجام این سه پروژه بدون تیزهوشی، تعهد کاری، ذوق و دقت بالا، پیگیری، سختکوشی و خوشسلوکیِ مدیر محترم داخلی مجله سرکار خانم پری حاجیخانی، بدون هیچ مداهنهای میسر نمیشد. نسل بعدی باید بداند که در جامعه علمی، چه شد که کسی به عرش رسید و دیگری بر فرش ماند!
بعد از مدیر داخلی، نقش مهم را آقای مهدی کریمخانی گرافیست بسیار حرفهای و جدی مجله ایفا کردند که جا دارد بهطور ویژه، از ایشان قدردانی به عمل آید. به دلیل اهمیت این فرایند، به این سه مورد به اجمال، اشاره میشود؛ سه موردی که در عالم نظر، میتوانستند با وقت بیشتر، دقت بالاتر، مطالب عمیقتر و دهها «تر» دیگر، مجموعههایی کم اشتباهتر و بهتر شوند. ولی در عالم عمل، مؤلفه زمان اهمیت زیادی دارد و در دنیای پر سرعت فناوری، اگر زمانِ بهینه از دست برود، معلوم نیست که امکان بازیابی داشته باشد. پس باید قدر «زمان» را دانست و از دستش نداد که چنین شد!
۱٫ مورد اول، معلم و نویسنده و مترجم و محقق بیبدیل تاریخ ریاضی و آموزش ریاضی ایران، زندهیاد پرویز شهریاری بود که وقتی خبر درگذشتشان شنیده شد، از مدیر مسئول محترم درخواست شد تا موافقت کنند که مجله آماده چاپ، با ویژهنامهای برای این بزرگمرد عرصه ریاضی مدرسهای در ایران، جابهجا شود! کسی باور نمیکرد که ظرف ۱۰ روز، چنین اتفاقی بیفتد! ولی اراده جمعی خواست و شد! و چه نیکو این اتفاق افتاد! به لطف فناوری اطلاعات و ارتباطات، تا محدوده وسیعی اطلاعرسانی انجام شد و از جمع زیادی که به پرویز شهریاری و کارهای آموزش ریاضیاش دلبستگی داشتند، درخواست شد که تنها یک مطلب کوتاه یا به اصطلاحِ متداولِ امروزی، یک «دلنوشته» بنویسند تا بتوان جمع بیشتری از مشتاقان را در این کار، مشارکت داد. بعضیها توصیه کردند که کار عجلهای خوب نیست و بهتر است که به مناسبت سالروز درگذشتشان ویژهنامهای تولید شود. ولی تاریخ چیز دیگری را یاد داده است! با تأسی به خیامِ ریاضیدان، به اجماع رسیدیم که اگر این فرصت از دست برود، معلوم نیست که فردا روزی بشود این مشتاقان را گرد هم آورد! پس دست به کار شدیم و همه و همه کمک کردند تا مجموعهای نفیس منتشر شد. سرعت عملِ تمام مسئولان محترم مجله و همراهیشان مثالزدنی و فراموشنشدنی است.
۲٫ وقتی خبر پرواز مریم میرزاخانی به ملکوت اعلی منتشر شد، همه در شوک بودند! کسی نمیخواست خبر را جدی بگیرد. پذیرش این اتفاق، خیلی سخت بود! خیلی! در این شرایط، سرکار خانم آذر کرمیان- دبیر ریاضی قم و آموزشگر ریاضی- پیشنهاد دادند که فوری، تمام مطالبی که در مورد ستاره درخشانِ ریاضی جهان مخابره میشوند، بدون قضاوت جمعآوری شوند تا تصمیم گرفته شود که چه باید کرد. این کار انجام شد و به تدریج که واقعیت خودش را بر همه تحمیل کرد، همه دست به کار شدند! باز هم با پذیرش پیشنهاد برای جایگزین کردن مجله زیر چاپ با یک ویژهنامه توسط مدیر مسئول مجله، بیوقفه و بهطور شبانهروزی، حدود دو هفته همه و همه کار کردند؛ منابع دقیق شده و اخبار درست از نادرست تفکیک گردیدند. سفارشها و درخواستها برای یاری گرفتن از همه انجام شد. چندین نفر دست به کار ترجمه اخبار شدند. با معلمانِ مدرسه و دانشگاهِ اولین زن برنده مدال فیلدز در جهان، تماس گرفته شد. انگار که چرخ زمان از حرکت ایستاده بود تا حال و هوایی که هنگام وقوع این واقعه ناباورانه رخ داده بود، در تاریخ ثبت و ضبط شود. تقدیری که رقم خورده بود، همه ما را فلج کرده بود! ولی باید تاریخ و آیندگان میدانستند که در لحظهای که این اتفاق افتاد، جامعه ریاضیِ جهانی چه حالی داشت! جلوی تقدیر را نمیتوان گرفت! مرگ، بی توضیحترین مرحله زندگی است که چون و چرا ندارد و اجتنابناپذیر است. ولی آموختن از آن، وظیفهای است که بر دوش دیگران است! نسل بعدی باید بداند که در جامعه علمی، چه شد که کسی به عرش رسید و دیگری بر فرش ماند!
آیندگان باید بدانند که تاریخ، با کسی سرِ تعارف یا شوخی ندارد و به هرکس، به اندازه وزن و میزانِ اثرگذاریاش بها میدهد؛ نه کمتر و نه بیشتر!
ویژهنامه زندهیاد مریم میرزاخانی، با تمام کاستیهایی که ممکن است داشته باشد، یک اثر ماندگار با بیشترین تعداد نویسنده و مشارکتکننده است که در لحظه، احساس خود را بیان کردند و ثبت تاریخ نمودند.
۳٫نام شادروان میرزا جلیلی در تاریخ ریاضی مدرسهای در ایران، با «تغییرات برنامه درسی ریاضی»، «تألیف کتابهای درسی ریاضی»، و «مجله رشد آموزش ریاضی» گره خورده است. ایشان همیشه یا مدیر داخلی یا عضو هیئت تحریریه مجله بودند و آخرین جلسه هیئت تحریریه که شرکت کردند، یک ماه قبل از درگذشتشان بود. مرحوم میرزا جلیلی بیمار بودند و میدانستیم که فرصت کم است. به این دلیل، یک گفتوگو با وی انجام شد که بدون آن، تاریخ تحول ریاضیِ مدرسهای در ایران، ناقص میماند! همچنین، بخش جدیِ خاطرههای ایشان از تغییر و تحولات آموزشی در ایران، به همت اعضای محترم تحریریه ثبت و ضبط شده و به عنوان بخشی از تاریخ شفاهی آموزشی در ایران، چاپ شد. مرگ خبر نمیکند! بدین سبب از «جایگزین کردن مجله آماده چاپ با ویژهنامه»، سه بار استفاده شد، زیرا حادثه عین واقعیت بود! ویژهنامه میرزا جلیلی به سرعت و با همان اهتمام جمعی، تهیه و در تاریخ ثبت شد!
به اینجا که رسیدم، اندوه از دست دادنها و شادی ماندگار شدن افراد، دیگر رمقی در تن باقی نگذاشت! این زمان بگذار تا وقت دِگر!
گاهی لازم است که به خود نهیب بزنیم و از گذشته بیاموزیم تا مجبور به تکرار اشتباهها نشویم، و حرکتهای مثبت را واکاوی کنیم تا بتوانیم در آینده، آنها را چراغ راهمان قرار دهیم.
راز بقای هر مجلهای، تعامل و احترام به مخاطب و شناخت نیازهای عاجل و درازمدت آنان، دانش و عمق و بیطرفی و صداقت، مثله نکردن علم به مصلحت! واقعیتپذیری و پذیرش اشتباه و توانایی «تقاضای پوزش» به وقت خطاست!
پایگاه خبری رب نیوز
سعدي تراز سخن و ادب پارسی است. والسلام. هرچه بيش گويم، عرض خويش بردهام و زحمت خواننده داشتهام كه:
سعدي به عشقبازی خوبان مَثل نشد
تنها در اين مدينه، كه در هر مدينه اي
از آن روي كه صورت و معني سخنش الحق مصداق بيت خودش است كه فرمود:
اي صورتت ز گوهر معنی، خزينهاي
ما را ز داغ عشق تو در دل، دفينهاي
آنان كه دماغي به شميم بيبديل ادب پارسي مصّفا كردهاند و بر غمكدهی جانشان از مرهم سخن سعدي استشفاء جستهاند، بيگفت و گو و دور از جدال و مراء اين نهادهی حضرت لسانالغيب را جز به لطف و لطافتِ كلام سعدي نتوانند تحويل كردن، كه:
شاهد آن نيست كه مويي و مياني دارد
بندهی طلعت آن باش كه آني دارد!
و اين «آنِ» بي مو و ميان را بايد رمز گشود تا فهميده شود:
شهيدان كهاند اين همه خونينكفنان؟
جامعيت سعدي در ميان قلمزنان ملك سخن، مشك خُتن را ميماند در كنار طبلهی عطاران بازاري؛ كه گرچه رايحهاي ميفشانند، اما روح و ريحان از جنس ديگر است، كه حافظش به خيال و ذوق من در وصف او سرود:
نه هر كه چهره بر افروخت دلبري داند.
مُلك بلامنازع شعر و ادب، خطر كنم و بگويم نه تنها در زبان پارسي كه در همهی زبانها بيترديد سعدي را مسلّم است، كه الحق حد سخنداني شد و مرز بلاعبور دانايي. چگونه ميتوان رندي و درويشي را با حكمت و دانايي درآميخت و عيش بيطيش را در دوراني نزديك به يك قرن زندگي با گوهر قناعت و جوهر مناعت صيقل داد؟ چه سان ميتوان در شطرنج مات و مبهوتكنندهی مناظرهی «جدال سعدي و مدّعي» اسب فصاحت در ميدان بلاغت آنچنان تاخت كه هم درويش، خرسند و خوشدل به درآيد و هم توانگرِ با مكنت، سرافكندهی كدّ يمين و عرق جبينش درنماند؟

چه كس جز سعدي را ميّسر است كه در اوج شور و عشق و جواني- چنان كه افتد و داني -هم از موي و ميان بگويد و هم سر مويي سخن به هزل و خطا نبرد و قدسيّت كلام را به شهوت مرام نيالايد و در ميناگري واژگان، قداست آسمان را به حضانت زمين فرونكشد و گويد:
ميانت را و مويت را اگر صد ره بپيمايي
ميانت كمتر از مويي و مويت در ميان باشد
و هم او را، و فقط او را ميزيبد كه از سلسلهی موي دوست حلقهی دام بلا بتند و قفا بر تيغ جفاي وي بنهد و حلاّجوار ندا سر دهد كه:
گر بزنندم به تيغ، در نظرش بيدريغ
ديدن او يك نظر، صد چومنش خونبهاست
و از اين روست كه اعجاز كلام وي و ايجاز سخن مولانا جلالالدين به يك تقرير ميرسد، اگر اين گفت:
عاشقم بر قهر و بر لطفش به جدّ
اي عجب من عاشق اين هر دو ضدّ
او سرود: گر بنوازي به لطف، ور بگدازي به قهر
حكم تو بر من روان، زجر تو بر من رواست
ولفگانگ گوته، آن ركن ركين شعر و ادب آلماني و بل اروپايي، در «ديوان شرقي» در وصف حافظ گويد: «حافظا! خود را با تو برابر دانستن، جز نشان حماقت نيست.» اگر به سعدي ميرسيد، لاجرم بايد ميسرود: رندا! تردامنا! شوخ چشما! خود را با تو هماورد انگاشتن، جز نشان بينشاني و نامرامينيست، كه نه بهارستانها با گلستان تو هماوردي توانستند و نه در بوستان تو، شعرستانها جلوهاي يارستند؛ چرا كه ديباچهی دفتر تو منّتپذير لطف خداوندي است و سرخط دفتر ما نوشاعران، منّتگذاري بر خوانندهاي كه ميخوانَد و نميفهمدمان! هرگز اين بدان كي مانَد؟ هرچند تو خود بزرگوارانه و پيشاپيش بر قلم خطاي ما رقم عفو و اغماض كشيدي و گفتي:
ميان عيب و هنر پيش دوستان كريم
تفاوتي نكند چون نظر به عين رضاست
و حافظت تلقين داد كه: آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد!

افسون سخن سعدي در ترويج عيشِ بيطيش است با ديدهی رضا و سمع قبول. قباي درويشياش به طراز زربفت دانايي و حكمت حاشيه گرفته بود و رداي بيخويشياش به ملاحت سخن چاكخورده و به مهابت معني رفو شده؛ اين گُسست و پيوست را جز در اعجاز سخن سعدي نتوان يافت كه نه جرأت قهقهه بر هزلياتش را به تو ميدهد و نه در صلابت سخن، همچو عارفان متعارف در حزن و اندوه ساكنت ميكند و الحق:
از درون سوزناك و چشم تر
نيمهاي در آتشم، نيمي در آب
و سخن آخر به وام از آن خداوندگار سخن كه:
بضاعتي نه سزاوار حضرت آورديم
مگر به عين عنايت قبول فرمايي
کانال مکتوب هفته

محبّان نفس شیطانی هم اینان
جفاکاران ، امیرانی مُحبّان
تکبّر زاده بینی ، کِذب را یاد
کِشی دادی فغانی ، این چه فریاد
کسی بینی به دور از خوف هایی
گرایش شغل هایی گر کذایی
درآمد ، کسب دارد آن چنانی
نجومی بشُمری ، هر چند فانی
کند انفاق حُسنی گر نمایان
به ظاهر ، حُسن در باطن ، پشیمان
کند تصدیق دانا ، جور او را
امیری را که جُورش آشکارا
به خائن ، تاجری کردم نگاهی
چو دیدم محتکر را کردم آهی
ربا خواری بدیدم با زناکار
میان ثروت ، بخیلانی تو بشمار
به ظاهر ، گر بدیِ ابلیس گویی
به باطن با هم اویی می نشینی
عملکردی بشر خاکی نمایان
به دور از جیفه دنیایی نه پنهان
قرین ابلیس دانایان طمع کار
به خاطرِ جیفه دنیایی ستم کار
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

از عدلِ رجال حرفِ من بود .
می گفتم اگر ستمگری را .
دیدید به زور شوکت افزود.
این گفته یِ ربُّ العالمین است.
طولی نکشد که می شود دود.
بر کفشِ کتانیش رحیمی .
می کرد نگاه ، خیلی زود زود.
پرسیدم از او مگر خریدی ؟
فوراً کفِ کفشِ خویش بنمود.
سوراخ بُوَند هر دو ، آقا .
گفت هر که شَوَد چو ما ، نیاسود.
شب ها بِرَوَم پیِ پلاستیک .
در سطلِ زُباله هایِ چون کود.
پا پوش به پایِ من که بینی .
در کیسه یِ یک زُباله ای بود.
آیا نشود ستمگری را.
با رنگ و لعابِ عدل ، اَندود؟
در ظاهرِ خویش فرق دارد .
گندند ، گُلابی ار ز اَمرود !
از دردِ دلش حکایتی داشت .
چشمانِ به خون تپیده در رود
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اندام گلی دیدم با صورت انسانی
لب لعل و دهن غنچه با هیبت انسانی
می گفت که ای عاشق معشوق بیاراید
آن چهره نورانی با شوکت انسانی
چشمش به نظر نرگس زلفش به نظر سنبل
درعشق تو می گویم این رویت انسانی
صورت چو گلی روشن هیکل چو درختی سرو
آن سرو روان بینی با سیرت انسانی
بینی چو قلم نازک دستش به نظر تابان
چون موسی عمرانی با همّت انسانی
صورت شده خورشیدی فکرش همه دانایی
بقراط صفت جانا با عصمت انسانی
اندیشه فکرش بین چون نم نم بارانی
ابروی کمانش بین با حشمت انسانی
لب گر بکند بارش شاباش بهاری بین
ذاکر لب قرآنی با دولت انسانی
ای عشق قبولم کن من مستحق عشقم
بلبل به ندا آمد در عزلت انسانی
والی به کجا امشب درگاه خداوندی
خواهان تو شد جانا در فطرت انسانی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید