صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گزارش صدای معلم از تشکیل جلسات نمایندگان مجلس در کنار خیابان و تصویر عبرت آموز

گاهی تاریخ، سال‌ها در سکوت می‌نشیند تا در یک قاب عکس، خود را روایت کند.

سال ۱۳۹۰، هنگامی که از جمشید انصاری نماینده وقت زنجان پرسیدم چرا برای انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه زنجان نامزد نمی‌شود، پاسخ داد ــ به مضمون ــ : «مجلس دوره اثربخشی خود را از دست داده است.»

آن روز، این سخن برای بسیاری تنها یک تحلیل سیاسی به نظر می‌رسید؛ تحلیلی که شاید موافقان و مخالفان خود را داشت. اما سیاست، برخلاف هیاهوی روزمره، داوری‌اش را به زمان می‌سپارد.

امروز، پس از گذشت سال‌ها، آن تحلیل دیگر صرفاً یک جمله نیست؛ به تصویری عینی بدل شده است.

گزارش صدای معلم از تشکیل جلسات نمایندگان مجلس در کنار خیابان و تصویر عبرت آموز

عکس شماری از نمایندگان مجلس که ناگزیر شده‌اند جلسه خود را نه در صحن بهارستان، بلکه در خیابان‌های اطراف آن برگزار کنند، صرفاً یک اتفاق خبری نیست؛ این تصویر، روایت نمادین افول جایگاه نهادی است که قرار بود تجلی اراده ملت و قلب تپنده قانون‌گذاری کشور باشد.

شاید از منظر رقابت‌های سیاسی، برخی انتظار داشته باشند که یک اصلاح‌طلب از دیدن حاشیه‌نشینی نمایندگان منتسب به جبهه پایداری احساس رضایت کند؛ اما چنین نگاهی، سیاست را به سطح رقابت‌های جناحی تقلیل می‌دهد.

اندوه من، اندوه یک جناح نیست؛ اندوه فروریختن اقتدار نهادی است که نامش مجلس شورای اسلامی است.مجلس، هر ترکیبی که داشته باشد، اگر از جایگاه واقعی خود فرو بیفتد، نخستین بازنده آن، هیچ حزب یا جناحی نیست؛ بازنده، جمهوریت نظام، حاکمیت قانون و حق مردم برای اثرگذاری بر سرنوشت خویش است.

گزارش صدای معلم از تشکیل جلسات نمایندگان مجلس در کنار خیابان و تصویر عبرت آموز

مجلس، در فلسفه وجودی خود، قرار نبود صرفاً کارخانه تصویب قوانین باشد. قرار بود محل تلاقی اراده ملت و قدرت، کانون نظارت بر حکومت، و سنگر دفاع از حقوق عمومی باشد. اما هرگاه تصمیم‌های بزرگ، بیرون از مجلس گرفته شود و مجلس تنها نقش تأییدکننده یا تماشاگر را ایفا کند، دیگر نمی‌توان از اقتدار پارلمان سخن گفت؛ حتی اگر ساختمان بهارستان همچنان پابرجا باشد.

اقتدار مجلس، به دیوارهای بهارستان نیست؛ به استقلال رأی نمایندگان، به آزادی نقد، به قدرت نظارت و به اعتبار رأی مردم است.

وقتی نماینده مردم، برای اعتراض به تعطیلی یا بی‌اثر شدن مجلس، ناچار می‌شود میز و صندلی خود را در خیابان برپا کند، مسئله فقط بسته بودن یک درِ ساختمان نیست؛ این تصویر، استعاره‌ای است از درهایی که بر اقتدار پارلمان، بر جمهوریت و بر نقش نهادهای انتخابی بسته شده‌اند.از همین رو، فراکسیون اصلاح‌طلبان خانه احزاب استان البرز با لحنی آمیخته به تأسف و طنزی تلخ، آمادگی خود را برای میزبانی از جلسات خیابانی نمایندگان معترض اعلام می‌کند؛ زیرا ظاهراً روزگاری فرا رسیده است که «خانه ملت» دیگر حتی مأمن صاحبان رأی مردم نیز نیست.اما این اعلام آمادگی، بیش از آن که یک شوخی سیاسی باشد، یک هشدار تاریخی است.

گزارش صدای معلم از تشکیل جلسات نمایندگان مجلس در کنار خیابان و تصویر عبرت آموز

مجلس اگر به حاشیه رانده شود، دیر یا زود قانون نیز به حاشیه خواهد رفت. و هنگامی که قانون تضعیف شود، هیچ جریان سیاسی، هیچ مقام و هیچ شهروندی از پیامدهای آن مصون نخواهد ماند.

تاریخ ایران، مجالس قدرتمند را به خاطر استقلال شان به یاد سپرده است، نه به خاطر تعداد مصوبات شان. همان‌گونه که مجالس ضعیف را نیز نه با نام رؤسایشان، بلکه با سکوت شان در بزنگاه‌های تاریخ می‌شناسد.

شاید سال‌ها بعد، مورخان برای توصیف این دوره، نیازی به صدها صفحه تحلیل نداشته باشند. کافی است همین یک عکس را مقابل نسل‌های آینده بگذارند؛ عکسی از نمایندگانی که به جای نشستن بر کرسی قانون‌گذاری، در پیاده‌روهای اطراف بهارستان، گرد چند میز و صندلی جمع شده‌اند.

این عکس، روایت شکست یک جناح نیست؛ روایت افول نهادی است که روزگاری امام خمینی (ره) آن را «در رأس امور» می‌دانست.و شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا این باشد که آنچه پانزده سال پیش، تنها یک پیش‌بینی به نظر می‌رسید، امروز دیگر موضوع تحلیل نیست؛ به سندی تصویری از فرسایش جایگاه مجلس تبدیل شده است.

تاریخ، گاه با قلم نوشته می‌شود و گاه با تصویر؛ و بی‌تردید، این تصویر، یکی از تلخ‌ترین صفحات تاریخ پارلمان ایران خواهد بود.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش صدای معلم از تشکیل جلسات نمایندگان مجلس در کنار خیابان و تصویر عبرت آموز

منتشرشده در یادداشت

گروه تشکل ها/

نتایج پژوهش در مورد جایگاه تشکل‌ ها و احزاب سیاسی در جدول اعتماد اجتماعی و جایگاه معلمان در مرجعیت اجتماعی در صدای معلم

سایت انجمن اسلامی معلمان ایران سخنان « علی محمد مصلحی ؛ قائم‌ مقام دبیرکل انجمن اسلامی معلمان ایران » را در نطق پیش از دستور جلسه شورای مرکزی این انجمن منتشر کرده است . ( این جا )

ارگان این تشکل فرهنگی می نویسد :

« قائم‌ مقام دبیرکل انجمن اسلامی معلمان ایران با اشاره به نتایج یک پژوهش ملی درباره وضعیت اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی در کشور، هشدار داد که تشکل‌ها و احزاب در زمره کم‌ اعتمادترین نهادهای اجتماعی قرار گرفته‌اند. وی در عین حال با تشریح برخی چالش‌های پیش‌روی انجمن اسلامی معلمان ایران، بر ضرورت بازسازی ارتباطات تشکیلاتی، تقویت نقش استان‌ها، جوان‌گرایی و افزایش مشارکت بانوان در ساختار تصمیم‌گیری انجمن تأکید کرد.

به گزارش روابط عمومی انجمن اسلامی معلمان ایران، پنجشنبه ۲۸ خرداد ماه ۱۴۰۵ علی محمد مصلحی، قائم‌مقام دبیرکل انجمن اسلامی معلمان ایران، در نطق پیش از دستور جلسه شورای مرکزی این انجمن، ضمن قدردانی از اعتماد اعضای شورای مرکزی و دبیرکل در انتخاب وی به این مسئولیت، به تشریح بخشی از یافته‌های یک پژوهش ملی درباره وضعیت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی در کشور پرداخت.

وی با اشاره به گزارش ارائه‌شده از سوی معاون اجتماعی وزیر کشور در جمع فعالان ستاد فرهنگیان دکتر مسعود پزشکیان گفت: این پژوهش با مشارکت چندین دانشگاه کشور و بر پایه نظرسنجی از ۸۵ هزار نفر در سراسر ایران انجام شده و تصویری قابل تأمل از وضعیت سرمایه اجتماعی در دهه اخیر ارائه می‌دهد.

زنگ خطر برای سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی

نتایج پژوهش در مورد جایگاه تشکل‌ ها و احزاب سیاسی در جدول اعتماد اجتماعی و جایگاه معلمان در مرجعیت اجتماعی در صدای معلم  مصلحی با بیان اینکه سرمایه اجتماعی کشور در سطح کلان همچنان روندی کاهشی دارد، اظهار داشت: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد سرمایه اجتماعی در سطح خرد افزایش یافته، در سطح میانی تقریباً ثابت مانده، اما در سطح کلان کاهش بیشتری را تجربه کرده است؛ موضوعی که نیازمند توجه جدی همه نهادهای مدنی و اجتماعی است.

وی افزود: در میان نهادهای مختلف، مدارس و پلیس راهنمایی و رانندگی بیشترین میزان اعتماد عمومی را به خود اختصاص داده‌اند، در حالی که تشکل‌ها و احزاب سیاسی در رده‌های پایانی جدول اعتماد اجتماعی قرار دارند؛ واقعیتی که برای فعالان تشکیلاتی و مدنی باید محل تأمل و بازاندیشی باشد.

قائم‌ مقام دبیرکل انجمن اسلامی معلمان ایران همچنین خاطرنشان کرد: در میان اصناف نیز معلمان و استادان دانشگاه همچنان از بالاترین میزان اعتماد اجتماعی برخوردارند؛ ظرفیتی ارزشمند که می‌تواند در مسیر تقویت سرمایه اجتماعی کشور نقش‌آفرینی کند.

ضرورت بازتعریف جایگاه انجمن

مصلحی در ادامه با بررسی جایگاه کنونی انجمن اسلامی معلمان ایران، گفت: انجمن در برخی عرصه‌های تأثیرگذاری، از جمله در جبهه اصلاحات، خانه احزاب و حوزه سیاست‌گذاری آموزش و پرورش، هنوز نتوانسته متناسب با ظرفیت‌ها و سابقه خود نقش‌آفرینی مؤثری داشته باشد.

وی با اشاره به محدود بودن ارتباطات رسمی انجمن با وزارت آموزش و پرورش و همچنین دیده نشدن کافی مواضع صنفی انجمن در میان فرهنگیان، بر ضرورت تقویت حضور رسانه‌ای و اجتماعی انجمن تأکید کرد.

ساختار جزیره‌ای؛ چالشی که باید برطرف شود

قائم‌ مقام دبیرکل انجمن اسلامی معلمان ایران یکی از مهم‌ترین چالش‌های موجود را ضعف ارتباطات تشکیلاتی میان شورای مرکزی و استان‌ها دانست و گفت: امروز انجمن بیش از هر زمان دیگری نیازمند انسجام درونی است. استان‌ها باید به بخشی فعال از فرآیند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری تبدیل شوند و ارتباطی مستمر، هدفمند و سازمان‌یافته میان ارکان انجمن شکل گیرد.

وی افزود: بی‌اطلاعی از ظرفیت‌ها، برنامه‌ها، مصوبات و مطالبات انجمن‌های استانی موجب شده بخشی از توان تشکیلاتی انجمن بالفعل نشود و از ظرفیت ارزشمند نیروهای استانی کمتر بهره‌برداری شود.

نتایج پژوهش در مورد جایگاه تشکل‌ ها و احزاب سیاسی در جدول اعتماد اجتماعی و جایگاه معلمان در مرجعیت اجتماعی در صدای معلم

جوان‌گرایی و مشارکت بانوان؛ ضرورتی برای آینده انجمن

مصلحی در بخش پایانی سخنان خود، مجموعه‌ای از پیشنهادهای عملی برای ارتقای کارآمدی انجمن ارائه کرد که از جمله آنها می‌توان به حضور منظم نمایندگان استان‌ها در جلسات شورای مرکزی، مشارکت اعضای شورای مرکزی در نشست‌های استانی و ایجاد سازوکارهای مؤثر برای افزایش حضور جوانان و بانوان در ترکیب شورای مرکزی آینده اشاره کرد.

وی تأکید کرد: انجمن اسلامی معلمان ایران برای تداوم نقش‌آفرینی خود نیازمند بهره‌گیری از ظرفیت نسل جدید فرهنگیان و مشارکت هرچه بیشتر بانوان در عرصه‌های مدیریتی و تصمیم‌سازی است.

آزادی بیان و حق رأی؛ دو اصل بنیادین انجمن

قائم‌مقام دبیرکل انجمن اسلامی معلمان ایران در پایان با تأکید بر ضرورت پای بندی به اصول دموکراتیک در فعالیت‌های تشکیلاتی گفت: باید بر سر دو اصل بنیادین «آزادی بیان و نظر» و «حق رأی» به عنوان مهم‌ترین سرمایه‌های تشکیلاتی انجمن توافق و از آنها صیانت کنیم؛ اصولی که ضامن پویایی، انسجام و آینده‌سازی انجمن خواهند بود.

پایان پیام/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نتایج پژوهش در مورد جایگاه تشکل‌ ها و احزاب سیاسی در جدول اعتماد اجتماعی و جایگاه معلمان در مرجعیت اجتماعی در صدای معلم

منتشرشده در پژوهش

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

تلاشي براي درک بهتر آنچه گذشت !
قسمت اول

از آغازِ جنگ نهم اسفند تا قبل از امضاي تفاهم نامه به عنوان يک شهروند با بضاعتي اندک، مشقي بر اساس وظيفه شهروندي در گفت و گو با دبير کل سازمان ملل متحد در « صدای معلم » منتشر کردم .

امروز که تفاهم نامه بين جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده آمريکا به امضا رسيده است و مشخص شده است که اتوبانی برای رسيدن به آزادی وجود ندارد و اپوزيسيون مجبور است فقط بدون اتکا به جنگ افروزان راه باريک قديمي را طي کند.

امروز که محمد باقر قاليباف از پيشرفت اقتصادي سخن مي گويد و مسئولين تعامل و مذاکره با ايالات متحد آمريکا را پيشه کرده اند.

بر من شهروند، واجب است که با بهره گيري از آموزه هاي انديشمندان، مشقي ديگر بنويسم ( هرچند مشقي پر غلط و غير حرفه اي باشد ) و تلاش کنم، با نگاهي جامعه شناختي و جهاني به وقايع ( فارغ از آنچه در ايران بين حاکميت و اپوزيسيون گذشته و مي گذرد ) با تحليلي جامع و فرابخشي در حد بضاعت اندکم ( بدون جانبداري مثبت يا منفي) از حاکميت و يا انواع اپوزيسيون ، به وظيفه شهروندي خود عمل کنم .

وقتي در بوته نقد کارشناسان و متخصصين اجتماعي و سياسي قرار گيرم ؛ بيشتر مي آموزم و بيشتر اصلاح مي شوم و شرايطي برايم فراهم مي گردد که واقعيات روي زمين را صحيح تر و دقيق تر درک کنم تا در مسير درست تاريخ، گام بردارم.

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

بخش نخست

مرحله‌ی بازسازی، تثبیت و نوسازی بعد از جنگ :

1-  تثبیت امنیت و نهادها

اولین شرط رشد اقتصادی، امنیت پایدار است:

• بازسازی اعتماد مردم به دولت و نهادها
• جلوگیری از فساد و رانت در دوران بازسازی

2- بازسازی زیرساخت‌ها

جنگ معمولاً زیرساخت‌ها را نابود می‌کند. اولویت‌ها:
• برق، آب، گاز
• راه‌ها، پل‌ها، بندرها، فرودگاه‌ها
• مخابرات و اینترنت
• مدارس، بیمارستان‌ها، مسکن
بدون این‌ها، اقتصاد نمی‌تواند سریع حرکت کند.

3- حمایت از تولید داخلی و اشتغال

کشور باید از حالت «بقا» به «تولید» برسد:

• حمایت هدفمند از صنایع و کشاورزی
• تأمین سرمایه در گردش برای بنگاه‌ها
• کاهش بروکراسی برای شروع کسب‌وکار
• تمرکز بر اشتغال جوانان و بازگشت نیروی انسانی ماهر

4-  اصلاح نظام مالی و پولی

برای جلوگیری از تورم و بی‌ ثباتی:
• کنترل کسری بودجه
• اصلاح بانک‌ها
• مدیریت ارز و واردات
• کاهش چاپ پول بی‌ پشتوانه
• جذب سرمایه داخلی و خارجی

5- دیپلماسی اقتصادی

 مروری بر وظایف شهروندی هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

کشورِ باید از انزوا خارج شود:

• ایجاد روابط تجاری با همسایگان
• باز کردن مسیرهای صادرات
• استفاده از توافق‌های منطقه‌ای
• جذب سرمایه‌گذاری و فناوری

6-  استفاده از «روحیه همبستگي ملي» به‌عنوان سرمایه اجتماعی
• اعتماد ملی
• همبستگی اجتماعی
• انگیزه برای کار و سازندگی

7- اولویت دادن به عدالت اجتماعی

بعد از جنگ، شکاف طبقاتی معمولاً زیاد می‌شود. پس:
• توزیع عادلانه منابع بازسازی
• جلوگیری از تمرکز ثروت در دست گروه‌های خاص
• توجه ویژه به مناطق جنگ‌زده و محروم

8-  تبدیل اقتصاد جنگی به اقتصاد مولد

در دوران جنگ، اقتصاد معمولاً دستوری و اضطراری می‌شود. بعد از جنگ باید:
• از اقتصاد مصرفی به اقتصاد تولیدی رفت
• هزینه‌های غیرضروری را کم کرد
• بودجه را به آموزش، فناوری و زیرساخت منتقل کرد
• بخش خصوصی واقعی را فعال کرد

خلاصه :
مسیر اصلی چنين است:

امنیت پایدار → بازسازی زیرساخت → اصلاح اقتصاد → تولید و اشتغال → دیپلماسی اقتصادی → عدالت اجتماعی

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

بخش دوم

نقش توسعه سیاسی و گسترش حکمرانی خوب

پذيرش اپوزیسیون توسط حاکمیت

توسعه سیاسی و گسترش حکمرانی خوب دو عامل کلیدی‌اند که می‌توانند به تقویت دولت کمک کنند .

نقش توسعه سیاسی
توسعه سیاسی یعنی:
• افزایش مشارکت مردم در تصمیم‌گیری
• تقویت نهادهای نمایندگی
• رقابت سالم سیاسی
• پاسخ‌گویی و شفافیت
• پذیرش تنوع دیدگاه‌ها

وقتی توسعه سیاسی رخ می‌دهد:

• اختلاف‌ها از تقابل خشونت‌آمیز به رقابت نهادی تبدیل می‌شوند

نقش حکمرانی خوب

حکمرانی خوب شامل این موارد است:
• شفافیت
• پاسخ‌گویی
• حاکمیت قانون
• کارآمدی
• عدالت
• فسادستیزی
• مشارکت‌پذیری

این ویژگی‌ها باعث می‌شوند:

اعتماد عمومی افزایش یابد
• شکاف «ما و آنها» کمتر شود
کاهش شکاف بین مردم و حاکمیت

شکاف معمولاً وقتی عمیق می‌شود که:
• راه‌های قانونی برای اعتراض بسته باشد
• شفافیت پایین باشد
• فساد و تبعیض زیاد باشد
• گفت و گو بین طرفین وجود نداشته باشد

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

در مقابل، توسعه سیاسی و حکمرانی خوب این شکاف را از چند مسیر کاهش می‌دهند:

1 ) ایجاد کانال گفت‌وگو

اگر نهادهای رسمی برای شنیدن انتقاد وجود داشته باشد، مردم به سمت براندازی یا تقابل کامل نمی‌روند.

2 )  افزایش اعتماد

وقتی حاکمیت شفاف و پاسخ‌گو باشد، بخشی از بی‌اعتمادی کاهش می‌یابد.

3 )  مشروعیت‌ بخشی متقابل

مردم دیده شوند و صداي آنان شنیده شود.

4 ) کاهش انحصار قدرت
هرچه قدرت پراکنده‌تر و قانون‌مندتر شود، تنش کمتر می‌شود.

5 ) حل اختلاف از راه نهاد

انتخابات آزاد ، پارلمان، رسانه آزاد، احزاب و نهادهای مدنی، اختلاف را از خیابان به نهاد منتقل می‌کنند.

خلاصه :

توسعه سیاسی و حکمرانی خوب موجب می‌شوند:
• مشارکت افزایش یابد
• اعتماد عمومی تقویت شود
• فساد و تبعیض کاهش یابد

به زبان ساده:

هرچه حکومت بازتر، شفاف‌تر و پاسخ‌گوتر باشد، فاصله‌اش با مخالفان کمتر و ثبات سیاسی بیشتر می‌شود.

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

بخش سوم

وظايف حاکميت بعد از جنگ:

حاکمیت اول از همه باید از منطق «پیروزی بر دشمن» به منطق آشتی، اصلاح و بازسازی منتقل شود.

الف) توقف چرخه انتقام
• از انتقام‌جویی، بازداشت‌های کور، و مجازات جمعی پرهیز کند
• میان مخالف سیاسی و همکار عملی با تجاوز تفکیک قائل شود
اجازه ندهد احساس پیروزی نظامی به سرکوب داخلی تبدیل شود

ب) پذیرش مسئولیت‌ها

اگر در دوره قبل از جنگ، سرکوب، فساد، تبعیض یا خطاهای امنیتی وجود داشته، حاکمیت باید:

آن‌ها را انکار نکند
• درباره‌شان تحقیق کند
• مسئولیت نهادی بپذیرد
• برای جبران خسارت‌ها برنامه بدهد

ج) گشودن کانال سیاسی

برای کاهش شکاف:
• فضا را برای فعالیت سیاسی قانونی باز کند
• رسانه‌ها و نهادهای مدنی را تا حد ممکن فعال کند
• گفت‌وگوی ملی را شروع کند
• امکان مشارکت مخالفان غیرخشونت‌طلب را فراهم کند

د) عدالت همراه با تفکیک


حاکميت باید بین چند گروه فرق بگذارد:

1.  مخالفان سیاسی مسالمت‌جو

2. معترضان خشمگین اما غیرمسلح

3. نیروهای مخالف مسلح داخلی

همه را نباید یکسان دید.

هـ) بازسازی اعتماد عمومی
• شفافیت در تلفات، خسارات و رسیدگی‌ها
• کمک به قربانیان از هر طرف
• رسیدگی به خانواده‌های کشته‌شدگان از هر طرف
• ایجاد سازوکار حقیقت‌یابی
________________________________________
بخش چهارم
وظایف اپوزیسیون بعد از جنگ


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

 داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات  دون کیشوت به همراه  مهترش سانکو به دشتی رسیدند و در آنجا سی چهل آسیاب بادی دیدند . همین که چشمان دون کیشوت به آنها افتاد. به مهتر خود گفت: بخت بهتر از آنچه خواست ماست  کارها را رو به راه می کند. تماشا کن سانکو ، هم  اینک در برابر ما سی دیو بی قواره قد علم کرده اند و من در نظر دارم  با همه آنها نبرد کنم و هر چند که باشند همه را به درک بفرستم. با غنیمتی که از آنان به جنگ خواهیم آورد کم کم غنی خواهیم شد. چه این خود جنگی سترگ است و پاک کردن جهان  از لوث وجود این دودمان کثیف در پیشگاه خداوند تعالی عبادتی عظیم محسوب خواهد شد.

سانکو پانزا پرسید: کدام دیو؟

اربابش جواب داد: همان ها که تو آنجا با بازوان بلندشان می بینی. چون در میان ایشان دیوانی هستند که طول بازوانشان  تقریبا به دو فرسنگ می رسد.  سانکو در جواب گفت:  احتیاط کنید ارباب، آنچه ما از دور می بینیم  دیوان نیستند، بلکه آسیاب های بادی هستند و آنچه به نظر ما بازو می نماید پره های آسیا است که چون  از وزش باد به حرکت درآید سنگ آسیا را نیز با خود می گرداند.

دون کیشوت گفت: معلوم است  که تو از ماجراهای پهلوانی سر رشته نداری من به تو می گویم اینها دیو هستند. اگر می ترسی کنار بکش  و در آن دم که من  یک تنه نبردی بی مانند و هراس انگیز با ایشان آغاز می کنم تو دعا بخوان. 

و پس از ادای این سخنان بی توجه به سخنان مهترش  سانکو مهمیزی بر اسب زد و به راه افتاد.  سانکو هر چند بانگ می زد: ای امان ! آنها  آسیای بادی اند نه دیو، اما دون کیشوت به مرکب خود روسی نانت مهمیز می زد و هجوم می برد. دیو بودن آسیاهای بادی  چنان بر لوح ضمیر دون کیشوت نقش بسته بود که نه تنها فریادهای مهترش سانکو را نمی شنید  بلکه وقتی  هم به نزدیکی آسیاهای بادی رسید باز نتوانست به کنه حقیقت پی ببرد. بالعکس هنگام تاختن فریاد می زد که مَگریزید ای مخلوقات زشت فرومایه.

اینک تنها یک پهلوان است که به شما حمله می کند. بر اثر اندک بادی  که در آن لحظه وزید پره های آسیای بادی حرکت کرد و چون دون کیشوت دید باز بانگ برآورد که شما اگر بیشتر بازو تکان بدهید به کیفر شوخ چشمی خود خواهید رسید  و پس از ادای این کلمات ، خویشتن را از ته دل به دلبرش دولسینه می سپارد و از وی طلب می کند در مهلکه به دادش برسد. سپس در پناه سپر خود با نیزه آمادۀ  به حمله، رسی نانت را چهار نعل می تازاند و بر نخستین آسیای بادی  که در جلوی او بود می تازد.  لیکن در همان دم که پهلوان با یک ضربت محکم نیزه پردۀ آسیا را سوراخ می کند باد با چنان خشمی پره را می گرداند که نیزه تکه تکه می شود و اسب و اسب سوار را به دنبال خود از جا می کند و به حالی پریشان و نزار آن سوتر بر خاک می غلتاند .  در آن حال سانکو پانزا  به سرعت تاخت یک خر سوار به کمک ارباب شتافت و چون به نزدیک او رسید  دید که ضربت وارده بر اثر آن سقوط چنان شدید بوده  است که پهلوان نمی تواند تکان بخورد.

سانکو بر او بانگ زد که ای پناه بر خدا ! ارباب مگر من به حضرتعالی عرض نکردم  مواظب رفتار خود باشید و اینها چیزی به جز آسیاهای بادی نیستند و آدم باید مخبط باشد  تا در این باره اشتباه کند ؛ دون کیشوت در جواب گفت: آرام رفیق سانکو آرام، رموز جنگ بیش از چیزهای دیگر به بخت و اقبال وابسته است. 

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

تا آنجا که عقل من می رسد و قاعده هم بدین واقع باشد آن فریسطون حکیم  که کتب و کتابخانه مرا دزدیده است با من چنان خصومت شدید دارد که این دیوان را به صورت آسیاهای بادی در آورده است تا مرا از افتخار غلبه بر آنها  محروم سازد، لیکن  با تمام این جهات  فن شیطانی او نمی تواند با تیزی شمشیر من برابری کند.

سانکو گفت خدا کند که چنین باشد و آنگاه  به ارباب خود که استخوان شانه اش تقریبا از جا در رفته بود کمک کرد تا دو باره بر سی نانت سوار شود » .

دون کیشوت شخصیتی که سروانتس آن را می سازد نه مثل رستم شاهنامه که در پی احیای دوبارۀ عظمت ایران و حفظ مرزهای آن است بلکه درصدد مقابله با شرارت های روزگار و محافظت از آسیب دیدگان جامعه است. اما او با خواندن کتاب های گذشتگان از عالم واقعیت بریده و در دنیای توهمات خود سیر می کند. شاید هم میگل د سروانتس نویسندۀ کتاب با یک نگاه ایدآلیستی خواسته است شخصیتی بسازد که هر آنچه درک و فهم داشته از دنیای ذهنی خود کسب کرده است و با واقعیت های بیرونی تماس نداشته است. او  دچار توهم است . وقتی آسیاب های بادی را می بیند خیال می کند که آنها دیو هستند یعنی در ذهن او پدیده های بیرونی معنای دیگری دارند . وقتی دستیارش سانکو به او می گوید آنها تنها آسیاب های بادی هستند ، قبول نمی کند .

تصور کنید که یک آدم دچار بیماری اسکیزوفرنی دچار توهم و هذیان است و چیزهایی را می بیند یا می شنود که دیگران نه می بینند و نه می شنوند. اگر آنها به او بگویند که چیزهایی را که او می بیند یا می شنود وجود ندارند، آیا قبول خواهد کرد؟ مسلم است که نه. دنیای او تنها دنیای ذهنی اش است . تماس خود را با واقعیت از دست داده است ؛ به همین خاطر به آسیاب های بادی حمله می کند . او حتی قدرت درک آن را هم ندارد که پره های آسیاب های بادی خیلی بزرگ هستند و حتی اگر آنها دیو هم باشند او قدرت نابود کردن آنها را ندارد. با اندک حرکت پره آسیاب بادی در اثر وزش باد شوالیه داستان که به پرۀ آسیاب چسبیده است از زمین کنده می شود و به آسمان می رود و وقتی می افتد و استخوان هایش از جا در می روند باز هم قبول نمی کند که درک واقعیت دچار مشکل است بلکه باز مهملی جدید می بافد و می گوید که این فریسطون حکیم است که کتابخانه مرا دزدیده و دیوان را به صورت آسیاب های بادی درآورده است.

شوالیه داستان یک خاصیت دیگر نیز دارد و آن اینکه می خواهد رسم شوالیه گری را در دنیای متجدد امروز باز آفرینی کند. او از گذشته آمده است و می خواهد تاریخ را احیا کند. او با هر آنچه که رنگ تجدد داشته باشد دشمن است و در خیال های متحجرانۀ خود سیر می کند.

این داستان بی ارتباط به شرایط سیاسی و اوضاع اجتماعی امروز ما نیست.

ما هرگز نتوانستیم درک درستی از شرایط حاکم بر مناسبات بین المللی کسب کنیم. از همان ابتدا دنبال دیو و شیطان بودیم و گمان کردیم که آنها هستند که نمی گذارند ما پیشرفت کنیم . یکی را شیطان بزرگ دیدیم و همیشه با او در افتادیم دیگری را شیطان کوچک و درصدد نابودی آن بودیم. هیچ وقت فکر نکردیم که برای پیشرفت باید سراغ خود برویم و مشکلات خود را خودمان برطرف نماییم، آنگاه ارتباطات و مناسبات  خود را با دیگران بهبود بخشیم و با قدرت های زمینی ارتباط مناسبی برقرار کنیم. بلکه از همان ابتدای کاردیوار نوردی را یادگرفتیم و تمرین کردیم و هر روز از دیواری بالا رفتیم و هورا کشیدیم و اسم آن را مقابله با اهریمن نهادیم.

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

پیمودن این مسیر نادرست هزینه های بسیاری برای مان داشت که کمترین آن قرار گرفتن در محاصرۀ همان دشمنان بود. محاصره ای که کمرمان را خم کرد و نتوانستیم آن را راست کنیم .

ما از کاروان رشد و توسعه دنیا عقب ماندیم. در درون این حصر دیگر نه سرمایه گذاری حاضر شد که در اینجا سرمایه گذاری کند و تکنیک و فنی به روز شده از دروازه هایمان وارد شد که صنعت مان را شکوفا سازد و تولیدمان را رونق بخشد بیکاری مان رفع و تورم مان را کاهش دهد، ما اقتصاد را از دست دادیم. حتی بسیاری از سرمایه گذاران داخلی نیز سرمایه شان را به خارج از مرزها انتقال دادند و فرار را بر قرار ترجیح دادند، نتیجه آن شد :

ورشکستگی صنعت و  بیکاری جوانان و مردم.

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

حال این بیکاری چه معضلات اجتماعی و فرهنگی به دنبال داشت، کاهش نرخ ازدواج و رشد پایین جمعیت و کاهش موالید، افزایش شتابان نرخ طلاق و اعتیاد و خودکشی.

بدیهی است که وضعیت روحی روانی مردم تحت تأثیر مشکلات اقتصادی و اجتماعی به هم می ریزد و بیماری های روانی نظیر افسردگی و اضطراب و ... به شدت افزایش می یابد و با توجه به اینکه جسم و روان ارتباط تناتنگی با هم دارند با افزایش مشکلات روحی روانی، بیماری های جسمی نیز گسترش بی حد و حصری پیدا می کنند و میزان سکته ها ی قلبی و مغزی و انواع سرطان ها افزایش پیدا می کند و مرگ های زودرس رخ می دهند.

در واقع آنچه که تحت عنوان مرگ های ناشی از خودکشی و سکته ها و بیماری های وخیم منجر به مرگ و حتی تصادفات رانندگی در جامعه مشاهده می شود، یک نوع مرگ دسته جمعی یا قتل عام دسته جمعی است که در نتیجه تدبیر های نادرست  عده ای از بازیگران سیاسی متوهم عرصه های گوناگون اجتماعی در نوردید.

چه کسی پاسخ گو است؟

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

سال ها گفت و گوی بی حاصل و آخر جنگ، روزها جنگ بی امان و آخر گفت و گو .

بالاخره این سرزمین کی  یک روز خوب را خواهد دید که کودکانش زیر سایۀ دل های آرام والدین شان بازی کنند. تدبیر نادرست آنها بود که باعث شد بهترین مردان این سرزمین در جنگ نابرابر بر دژخیمان به شهادت برسند، تصمیم افراط گرایانۀ آنها بود که به شهادت رهبر ایران انجامید، دیگر چه می خواهند ؟ چرا سر جای خود نمی نشینند و حتی فراتر از رهبر حرف می زنند ؛ چرا وحدت ملی را خدشه دار می کنند؟

گفتیم آزادی ؛ هر روز خود را گرفتار تر از روزهای قبل دیدیم .

گفتیم آبادی، دوی آبادی را که ندیدیم که هیچ، آبادی هایی که از دوره های تاریخی قبل برایمان مانده بود نیز زیر بمباران ها به ویرانه مبدل شدند. برای چه ؛ برای آن که ما می خواهیم اورانیوم غنی سازی کنیم. به چی قیمتی؟

 راهش چیست، اورانیوم 60 درصد قرار است در کدام نیروگاه به مصرف برسد ؟ چه کسانی تصمیم راهبردی برای رفع تحریم ها را رقم زدند، پس چرا تحریم ها رفع نشد و چرا به جنگ رسیدم ؟

چرا به جای پاسخ گو بودن ؛ مطالبه گر هم شده اند ؟ آن جنگ طلب ها چرا در قبال حوادث پیش آمده مسئولیت نمی پذیرند ؟

 قیمت غنی سازی 60 درصدی اورانیوم که بر خلاف مقررات NPT است چیست؟ نابودی کشور و زندگی جوانان و کودکان مان؟

تعطیلی مدارس و دانشگاه ها و کل فرایند آموزش و تربیت نیروی انسانی مان؟ نابودی زیرساخت هایمان؟

من نمی دانم آیا چراغ را برای خانه درست می کنند یا خانه را برای چراغ؟

آیا غنی سازی اورانیوم و تولید انرژی هسته ای مطابق پرتکل های بین المللی قانون دارد یا نه؟ آیا از آن قانون تخطی شده است یانه؟ آیا  انرژی هسته ای و غنی سازی اورانیوم برای کشور است یا کشور برای انرژی هسته ای و غنی سازی اورانیوم؟

چرا عده ای دائم بر طبل جنگ می کوبند ؟

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

چرا نمی گذارند مذاکرات به نتیجه برسد و اندکی کشور روی آسایش ببیند ؟ فقط این سرزمین فقط مال آنهاست. خودشان بر تخت عاج نشسته و بقیه را انداخته اند بیرون .

ما می گوییم دموکراسی . شما چه می گویید؟  همه رسانه ها و تریبون ها دست آنهاست و فقط آنها حق حرف زدن دارند؟

آیا به خاطر غنی سازی اورانیوم به فقیر سازی مردم نپرداخته اند؟

آیا با این تورم گرانی سرسام آور مردم را به خاک سیاه ننشانده اند؟

چه می خواهید از زندگی مردم ! آقایان رسایی، ثابتی، جلیلی، نبویان و جبهه پایداری، آقای حسین شریعتمداری؟ چه کسی به شما تریبون و کرسی داده، چه کسی از شما خواسته به جای مردم فکر کنید و حرف بزنید؟ 

در طول زندگی خود یک روز خوش با وجود شما ندیدیم .

دست بردارید از توهمات بی پایه و اساس تان.

ما هم مثل تمامی کشورهای جهان باید مطابق قواعد بین المللی رفتار کنیم و از حقوق مان در سازمان های بین المللی دفاع کنیم. اگر انرژی هسته ای هم می خواهیم باید مطابق قواعد معین آن را بخواهیم.

چرا به کسانی که زبان دنیا را می فهمند اجازۀ مذاکره داده نمی شود. حتی اگر خواسته ای حق هم باشد باید مورد تأیید اکثریت مردم جامعه باشد، تحمیل نظر عده ای بر بقیه مردم دیکتاتوری محض است.

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

تغییر باید از درون آغاز شود ابتدا از درون هر انسان، این تغییر بایست به جای تحمیل نظرات اقلیت بر اکثریت، پذیرش رأی اکثریت توسط اقلیت باشد. یعنی باید دیدگاه دموکراتیک در جامعه حاکم باشد، آن گاه که روند سیاسی در کشور سامان یافت، ارتباط با دنیا توسط منتخبان اصلح مردم صورت خواهد گرفت و مشکلات رفع خواهد گردید.

تا زمانی که اقلیت صاحب اسلحه و قدرت بقیۀ مردم را به گروگان گرفته و نظر خود را به جای نظر مردم جا می زنند، مشکلی حل نخواهد شد.

اگر آمریکا و اسرائیل دشمن اند که هستند باید مبارزه و جنگ با آنها انتخاب اکثریت مردم باشد که در آن صورت همراه حاکمیت خواهند بود و اگر صلح و مذاکره با آنها لازم باشد باز اختیار تصمیم گیری در این مورد نیز باید در دست مردم باشد.

ما نمی گوییم آمریکا و اسرائیل شرور نیستند و دشمن دیدن انها تنها یک توهم است ؛ ما می گوییم آسایش دوگیتی تفسر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا .

ما می گوییم نه به جنگ . ما می گوییم برای هر کاری تدبیری لازم است که گره گشاست .

ما می گوییم دموکراسی . شما چه می گویید؟

بدیهی است تا زمانی که ساختار و روند سیاسی در کشور اصلاح نشود نباید انتظار داشت در زمینه ای توفیق حاصل می شود. اولین گام زدودن رویکردهای انحصارگرایانه است .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

این یادداشت نیمه نخست خرداد در ماهنامه تحلیلی ، اجتماعی و اقتصادی استان البرز ( فراز البرز ) در صفحه اول آن منتشر شده است .

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

« پرویز قلیچ‌خانی، فوتبالیست نامدار ایرانی در ۸۱ سالگی پس از یک دوره بیماری و فراموشی درگذشت.

آقای قلیچ‌خانی فوتبالیستی بود که از زمین خاکی به زمین خبر رسید و نشریه آرش را منتشر کرد. او فوتبال را از کوچه‌های محله صابون‌ پزخانه (میدان شوش) تهران آغاز کرد و به یکی از برجسته‌ترین چهره‌های تاریخ فوتبال ایران تبدیل شد.

او در شرایطی به مقام کاپیتانی تیم ملی رسید که هرگز حاضر نشد در مقابل حکومت پهلوی سر خم کند.

در مراسم قهرمانی ایران در جام ملت‌های آسیا در سال ۱۳۴۷، از بوسیدن دست محمدرضا شاه پهلوی خودداری کرد؛ حرکتی نمادین که تا سال‌ها بعد الهام‌ بخش بسیاری شد. به دلیل گرایش‌های سیاسی چپ‌گرایانه، قلیچ‌خانی در دهه ۱۳۵۰ دو بار بازداشت و زندانی شد و سرانجام، به دلیل مخالفت‌هایش با نظام حاکم، از حضور در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین محروم ماند.

پس از انقلاب ۱۳۵۷ و مهاجرت از ایران، قلیچ‌خانی از یک فوتبالیست حرفه‌ای به فعال سیاسی و روزنامه‌نگار در تبعید تبدیل شد. او کار روزنامه‌نگاری را با انتشار نشریه «آرش» در پاریس آغاز کرد. نخستین شماره این مجله در بهمن ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) با صفحاتی اندک منتشر شد و به مدت ۲۳ سال، تا سال ۲۰۱۴، به فعالیت خود ادامه داد.

«آرش» یک نشریه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی با گرایش چپ بود که به بررسی رویدادهای روز ایران می‌پرداخت. این مجله در طول سال‌های فعالیت به پایگاهی برای تبادل نظر میان لایه‌های گوناگون جریان چپ تبدیل شد.

شماره ۱۰۰ این مجله در دسامبر ۲۰۰۷ در سیدنی استرالیا با حضور چهره‌های سیاسی و فرهنگی جشن گرفته شد.

آخرین شماره «آرش» با عنوان «۱۱۰+۱» به بررسی ۲۳ سال کارنامه این نشریه اختصاص یافت

.پرویز قلیچ‌خانی سرانجام در ۲ خرداد ۱۴۰۵ (۲۳ مه ۲۰۲۶) در سن ۸۱ سالگی در بیمارستانی در حومه پاریس درگذشت. ( باشگاه روزنامه‌نگاران ایران )

« صدای معلم » درگذشت این چهره ورزشی و فرهنگی را تسلیت گفته و یادش را گرامی می دارد .

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

پایان پیام/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

منتشرشده در چهره‌های ماندگار

بررسی کارکرد و رویکرد روابط عمومی ها در نهاد آموزش و پرورش سیاست زده در صدای معلم   نقش روابط‌عمومی‌ها در سیاست‌زدگی آموزش و پرورش، هم می‌تواند تسریع‌کننده این آسیب باشد و هم بازدارنده و اصلاح‌گر. در یک نهاد عظیم با میلیون‌ها ذی‌ نفع (دانش‌آموز، معلم، والدین، کارکنان)، روابط‌عمومی نه فقط یک واحد تشریفاتی، بلکه «ویترین تصمیمات و فرهنگ سازمانی» است.

بررسی نقش روابط‌ عمومی‌ها :

1- نقش منفی یا تسریع‌کننده سیاست‌زدگی (روابط‌عمومی به مثابه بلندگوی جناح‌ها)

زمانی که روابط‌ عمومی در خدمت جناح‌های سیاسی قرار می‌گیرد، به ابزاری قدرتمند برای نفوذ سیاست به مدرسه و کلاس درس تبدیل می‌شود:

انتخابی عمل کردن در انتشار اخبار:

برجسته‌سازی دستاوردهای مدیران سیاسی و پنهان‌سازی انتقادات و کاستی‌های آموزشی. مثلاً به جای پوشش مشکل کمبود معلم در یک منطقه محروم، روی افتتاح یک نماد حزبی در مدرسه تمرکز می‌کند.

تولید محتوای جهت‌دار در کانال‌های رسمی:

انتشار مطالب، پوسترها یا کلیپ‌هایی که مستقیم یا غیرمستقیم از یک جریان سیاسی خاص حمایت می‌کند و به اسم «تربیتی» در اختیار مدارس قرار می‌دهد.

دعوت گزینشی از افراد تأثیرگذار:

دعوت از سخنرانان و چهره‌ها برای مراسم مدارس صرفاً بر اساس گرایش سیاسی، نه تخصص تربیتی. این کار، فضای مدرسه را شبیه به یک اردوی حزبی می‌کند.

پنهان‌کاری و شفافیت‌ زدایی:

برای جلوگیری از افشای تصمیمات غیرکارشناسی یا تخصیص‌های ناعادلانه بودجه (که ریشه سیاسی دارد)، از انتشار اطلاعات شفاف خودداری می‌کند.

بررسی کارکرد و رویکرد روابط عمومی ها در نهاد آموزش و پرورش سیاست زده در صدای معلم

2- نقش مثبت یا بازدارنده (روابط‌ عمومی به مثابه دژ مستحکم در برابر سیاست‌ زدگی)

یک روابط‌ عمومی حرفه‌ای و مستقل می‌تواند سپری در برابر نفوذ سیاست باشد:

تقویت شفافیت و پاسخ گویی:

انتشار علنی صورت جلسات شورای آموزش و پرورش، معیارهای جابه‌جایی مدیران، فرایند تخصیص بودجه مدارس و نتایج ارزشیابی‌های کیفی. شفافیت، قوی‌ترین زهر برای سیاست‌زدگی است.

مستند کردن عملکرد بر اساس شاخص‌های آموزشی، نه سیاسی:

تولید گزارش‌هایی که پیشرفت دانش‌آموزان در مهارت‌های علمی، پژوهشی و اخلاقی را نشان می‌دهد، نه تعداد برنامه‌هایی که با حضور یک مقام سیاسی برگزار شده.

مدیریت حرفه‌ای فضای مجازی:

ایجاد کانال‌های متعدد برای شنیدن صدای معلمان و والدین (بدون فیلتر سیاسی) و بازخورد دادن به آن‌ها. روابط‌ عمومی می‌تواند نظرسنجی‌هایی درباره نیازهای واقعی آموزشی طراحی کند و نتایج را بی‌طرفانه منتشر کند.

بررسی کارکرد و رویکرد روابط عمومی ها در نهاد آموزش و پرورش سیاست زده در صدای معلم

تولید محتوای تربیتی غیرایدئولوژیک و علمی:

تمرکز بر موضوعاتی مثل سلامت روان، مهارت‌های زندگی، روش‌های تدریس خلاق، و توسعه حرفه‌ای معلمان. این کار، محتوای سیاسی را حاشیه‌ای می‌کند.

ایجاد گفتمان «مدرسه برای همه»:

تأکید بر این پیام که مدرسه متعلق به همه مردم با هر سلیقه سیاسی است و باید فضایی امن و فارغ از مناقشات حزبی باشد. این کار، توقعات سیاسی را از مدیران مدرسه کاهش می‌دهد.

و اما یک روابط‌ عمومی خوب در این نهاد عظیم، سپهرزبانی (ناطق) رسمی وزارتخانه نیست؛ بلکه پل ارتباطی دوطرفه، دیده‌بان عدالت آموزشی، و رسانه‌ای است که «سیاست» را در معنای واقعی آن یعنی «تدبیر امور جامعه» دنبال می‌کند، نه «سیاست‌زدگی» یعنی حزبی و جناحی شدن.

راهکار اجرایی عملی:

تشکیل «کمیته اخلاق ارتباطات» در روابط‌ عمومی آموزش و پرورش با حضور معلمان، والدین، متخصصان رسانه و روان‌شناسان تا هر محتوای منتشر شده قبل از پخش، از نظر بی‌طرفی و دوری از جهت‌گیری سیاسی بررسی شود.

مصادیق عینی نقش روابط‌عمومی در سیاست‌زدگی آموزش و پرورش، این موارد بر اساس تجربیات واقعی بنده و اکثریت همکاران در نظام آموزشی ایران و مشابه آن در سایر کشورها است:

1. پوشش اخبار کنکور و سنجش تحصیلی

مصادیق سیاست‌زدگی:

برجسته‌سازی رتبه‌های برتر مرتبط با مدارس خاص:

روابط‌ عمومی استان‌ها فقط موفقیت دانش‌آموزان مدارس تیزهوشان، نمونه دولتی یا شاهد (که وابستگی ساختاری به نهادهای خاص دارند) را پوشش می‌دهد، در حالی که دانش‌آموزان موفق مدارس عادی مناطق محروم نادیده گرفته می‌شوند.

نام‌گذاری سیاسی رتبه‌ها:

انتشار خبر با تیتر «رتبه‌های برتر کنکور در دیدار با مسئول ارشد استان/کشور» به جای تمرکز بر تلاش علمی دانش‌آموز.

پنهان‌سازی آمار شفاف:

عدم انتشار گزارش تفکیکی موفقیت مدارس دولتی عادی در برابر مدارس غیرانتفاعی وابسته به نهادهای سیاسی و نظامی.

نمونه فرضی: روابط‌عمومی استان تهران در یکی از سال های گذشته ، فقط تصاویر دیدار رتبه‌های برتر با استاندار (که جایگاه سیاسی دارد) را منتشر می‌کند، اما گزارشی از علت موفقیت یک دانش‌آموز منطقه ۱۸ (منطقه محروم) که با حداقل امکانات رتبه آورده، تولید نمی‌کند.

بررسی کارکرد و رویکرد روابط عمومی ها در نهاد آموزش و پرورش سیاست زده در صدای معلم

2- توزیع تجهیزات و امکانات آموزشی

مصادیق عینی ؛ مراسم نمادین در مدارس خاص: دوربین روابط‌ عمومی فقط زمانی به مدرسه می‌رود که یک مقام ارشد سیاسی (وزیر، استاندار، نماینده مجلس) اهدای تجهیزات را انجام دهد. این مدارس غالباً در مناطق برخوردار و نزدیک به مرکز استان انتخاب می‌شوند.

قاب‌سازی سیاسی:

در تولید محتوا، اهدای چند تخته وایت‌برد به یک مدرسه، «تحول بزرگ آموزشی» نامیده می‌شود، در حالی که صدها مدرسه کپسول آتش‌نشانی و وسایل گرمایشی استاندارد ندارند.

اختصاص بودجه بر اساس روابط:

روابط‌عمومی سکوت می‌کند و آمار دقیقی از توزیع سرانه مدارس بر اساس شاخص محرومیت منتشر نمی‌کند، تا مدیران سیاسی بتوانند بودجه را به مناطق همسو با خود اختصاص دهند.

بررسی کارکرد و رویکرد روابط عمومی ها در نهاد آموزش و پرورش سیاست زده در صدای معلم

3- برنامه‌های صبحگاه و مناسبت‌های مدارس

مثالی واقعی و قابل لمس: برنامه صبحگاه یک مدرسه دخترانه در استان البرز (پاییز یکی از سال ها):

- اجرای سرودی با مضمون حمایت صریح از یک جناح خاص سیاسی (نه یک ارزش ملی مثل ایثار یا علم‌آموزی)

- حضور سخنران از دفتر یک حزب سیاسی (با لباس و نشان‌های حزبی) و اما یک روابط‌ عمومی خوب در این نهاد عظیم، سپهرزبانی (ناطق) رسمی وزارتخانه نیست؛ بلکه پل ارتباطی دوطرفه، دیده‌بان عدالت آموزشی، و رسانه‌ای است که «سیاست» را در معنای واقعی آن یعنی «تدبیر امور جامعه» دنبال می‌کند، نه «سیاست‌زدگی» یعنی حزبی و جناحی شدن.

- پخش کلیپ تولیدی روابط‌عمومی استان که موفقیت‌های یک دولت خاص را به اسم «دستاوردهای نظام آموزشی» معرفی می‌کند

نقش روابط‌ عمومی:

این محتوا به عنوان «بسته فرهنگی-تربیتی» در اختیار همه مدارس استان قرار می‌گیرد و معلمان ناچار به اجرای آن هستند. هر انتقادی، «عدم همراهی با نظام» تعبیر می‌شود.

4- گزینش و جابه‌جایی مدیران مدارس

سیاه‌ نمایی مثلاً در یک استان فرضی (خوزستان در یکی از سال های گذشته): روابط‌عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان، انتصاب یک مدیر جدید برای یک مدرسه حاشیه‌نشین را به عنوان «مدیر انقلابی و جهادی» معرفی می‌کند، اما از سوابق علمی و مدیریتی او چیزی نمی‌گوید. در مقابل، جابه‌جایی یک مدیر باتجربه به دلیل «هماهنگ نبودن با سیاست‌های جدید»، با یک خبر ساده و بدون توضیح انجام می‌شود، تا کسی متوجه سیاسی بودن تصمیم نشود.

بررسی کارکرد و رویکرد روابط عمومی ها در نهاد آموزش و پرورش سیاست زده در صدای معلم

5- پوشش اعتراضات و مشکلات

مصداق کلیدی: در جریان مطالبه خواهی به حق معلمان در سال های گذشته ، روابط‌ عمومی آموزش و پرورش در شبکه‌های اجتماعی رسمی مطلقاً سکوت می‌کند یا خبر کوتاهی با عنوان «برخی تجمعات غیرمجاز» منتشر می‌کند.

در فضای داخلی (اداره کل) ؛  به کارکنان دستور می‌دهد در فضای مجازی «اخبار غیررسمی» را دنبال نکنند.

تولید محتوای جانبی ؛ همزمان، گزارش «برگزاری جشن بزرگ میلاد امام رضا(ع) در مدارس» را با کیفیت بالا و در حجم زیاد منتشر می‌کند تا توجهات را منحرف کند.

6- کتب درسی و محتوای آموزشی

هر چند محتوای کتب درسی توسط سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی تدوین می‌شود، اما بخش ترویج و تبلیغ روابط‌ عمومی نقش دارد:

تولید کلیپ‌های تبلیغاتی برای کتاب‌هایی که برخی کارشناسان به «ایدئولوژیک بودن بیش از حد» آن‌ها نقد دارند.

- دعوت نکردن از اساتید منتقد در برنامه‌های رونمایی کتاب.

- انتشار نظر مثبت برخی چهره‌های سیاسی درباره کتاب (و سکوت در برابر نقدهای تخصصی).

جمع‌بندی و پیشنهاد نهایی:

این مصادیق نشان می‌دهد روابط‌ عمومی می‌تواند به جای «رسانه هوشمند نهاد آموزش»، به «بلندگوی انتخابی قدرت» تبدیل شود ؛

بررسی کارکرد و رویکرد روابط عمومی ها در نهاد آموزش و پرورش سیاست زده در صدای معلم

برای اصلاح:

* ایجاد رصدخانه محتوای غیرسیاسی در هر استان با مشارکت معلمان و والدین.

* الزام قانونی به انتشار گزارش سالانه شفافیت شامل: تعداد مدارس تحت پوشش رسانه‌ای، معیار انتخاب نمونه‌ها، و بودجه صرف‌شده برای هر نوع محتوا.

* دوره‌های اخلاق رسانه‌ای برای تمام کارکنان روابط‌ عمومی با آزمون عملی.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

بررسی کارکرد و رویکرد روابط عمومی ها در نهاد آموزش و پرورش سیاست زده در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری امتحانات مدارس توسط شورای تامین و هیچ کاره بودن وزارت آموزش و پرورش

«سخنگوی وزارت آموزش و پرورش با اشاره به تداوم آموزش‌های غیرحضوری به دلیل شرایط جنگی کشور از برنامه‌ریزی جهت برگزاری امتحانات از ۹ خردادماه خبر داد و گفت: امتحانات پایه‌های هفتم تا دهم به صورت استانی و منطقه‌ای و با "مجوز" شورای تأمین هر استان به صورت حضوری یا غیرحضوری برگزار می‌شود.

 برگزاری آزمون‌های "نهایی" پایه‌های یازدهم و دوازدهم نیز منوط به تثبیت شرایط تا اواخر تیرماه است.

علی فرهادی در خصوص نحوه و زمان برگزاری امتحانات دانش‌آموزان گفت: از آغاز جنگ آموزش‌ها به صورت غیرحضوری تداوم یافت. برای آن که مدارس به صورت حضوری آغاز به کار کنند آموزش و پرورش تنها تصمیم‌ گیرنده و کنش گر نیست بلکه بخش‌های مختلف نظام حکمرانی باید آموزش حضوری یا غیرحضوری را بپذیرد.

وی با بیان اینکه مجموعه نظام اجرایی و حکمرانی کشور به این جمع بندی رسیدند که در تمام پایه‌ها، در تمام مناطق، در سراسر کشور و در تمام مقاطع، آموزش‌ها به صورت غیر حضوری باشد افزود: با توجه به اینکه به واسطه آغاز جنگ و شهادت رهبر شهیدمان کل دولت از جمله مدارس و دانشگاه‌ها یک هفته تعطیل شدند ـ البته بعد از یک هفته بلافاصله آموزش‌ها به صورت غیرحضوری در بستر سکوی شاد و سایر شبکه‌های اجتماعی داخلی آغاز شد ـ  لذا برگزاری امتحانات با یک هفته تاخیر از ۹ خرداد ماه برنامه ریزی شده است.

سخنگوی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه از نهم خرداد ماه به بعد همکاران در مقطع ابتدایی می‌توانند نتایج ارزشیابی کیفی و توصیفی را ثبت کنند که البته آزمون ندارد و بر اساس استدلال و استدراک و درک معلم از دانش آموز نمره آنها ثبت می‌شود ادامه داد: در پایه هفتم تا دهم چند تغییر نسبت به سال‌های گذشته وجود دارد، اولا پایه هفتم تا دهم از ۹ خرداد امتحانات را شروع می‌کنند، دوما در پایه هفتم تا پایه دهم هیچ آزمون هماهنگی کشوری نخواهیم داشت .

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری امتحانات مدارس توسط شورای تامین و هیچ کاره بودن وزارت آموزش و پرورش

فرهادی گفت: به واسطه دست ورزی و افزایش مهارت دانش آموزان برای امتحانات نهایی، برخی از درس‌ها به صورت هماهنگ کشوری در پایه هفتم تا دهم برگزار می‌شد لذا این موضوع لغو و تمام امتحانات این دانش‌آموزان به صورت استانی و منطقه‌ای برگزار می‌شود و امتحان هماهنگ کشوری نداریم. در این خصوص تفویض اختیار به استان ها و مناطق داده شده است. پرسش « صدای معلم » آن است که چرا این وظیفه و مهم به « شورای آموزش و پرورش استان ها و شهرستان ها »  مطابق نص صریح « قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش » تفویض اختیار نشده است ؟

وی با بیان اینکه طی بخشنامه ای با امضای وزیر آموزش و پرورش، به استان ها مجوز داده شده که از ۹ خرداد به بعد این آزمون‌ها را برگزار کنند افزود: اگر شورای تامین استان و همچنین شورای تامین شهرستان اجازه دادند، امتحانات حضوری برگزار می شود. همچنین به استان ها و مناطق تاکید و اجازه دادیم اگر امتحانات حضوری شد به نحوی برگزار کنند که با حداقل تعداد حضور دانش آموز در ساعت مشخصی در مدرسه امتحان برگزار شود یعنی این گونه نباشد که ساعت ۸ تا ۱۰ تعداد زیادی دانش آموز در مدرسه امتحان داشته باشند ولی ساعت ۱۰ تا ۱۲ مدرسه خالی باشد، بنابراین امتحانات بین ساعت ها و روزهای متفاوت با حداقل حضور جمعیت دانش آموزی در مدارس باید سرشکن باشد.

سخنگوی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه گفته شده تایید و مجوز شورای امنیت استان و منطقه و شهرستان شرط برگزاری است ادامه داد: اگر استان و منطقه اجازه نداد، آزمون به صورت غیر حضوری و برخط توسط معلم برگزار خواهد شد » .

سخنگوی وزارت آموزش و پرورش از « تثبیت شرایط » می گوید در حالی که بیش از یک ماه از آتش بس گذشته و در این فاصله اتفاق خاصی هم رخ نداده است .

به لحاظ منطقی و عقلانی هم نمی شود فقط حمله مستقیم دشمن به یک مدرسه را آن هم در ابتدای جنگ – البته واقعه تلخ مدرسه میناب با محکومیت جهانی همراه شد – ملاک و تراز قرار داده و آن را به همه جای کشور و در همه زمان ها تعمیم داد .

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری امتحانات مدارس توسط شورای تامین و هیچ کاره بودن وزارت آموزش و پرورش

این به هیچ وجه با مسئولیت پذیری در حکمرانی آموزشی تناسبی ندارد .

سخنگوی وزارت آموزش و پرورش اعلام می کند :

 برای آن که مدارس به صورت حضوری آغاز به کار کنند آموزش و پرورش تنها تصمیم‌ گیرنده و کنش گر نیست بلکه بخش‌های مختلف نظام حکمرانی باید آموزش حضوری یا غیرحضوری را بپذیرد.

چیزی که در سال های اخیر به ویژه از دوران کرونا تا کنون شاهد آن هستیم  ؛ بی عملی و یا به عبارتی « هیچ کاره بودن » وزارت آموزش و پرورش در تعطیلی های مدارس بوده است .

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری امتحانات مدارس توسط شورای تامین و هیچ کاره بودن وزارت آموزش و پرورش

آیا آن سایر بخش های نظام در عمل و در میدان مسئولیتی برای خود در برابر تبعات و عواقب ناشی از تعطیلی های متناوب و متوالی مدارس مانند ترک تحصیل ، افت تحصیلی ، افزایش اختلالات روانی و رفتاری در میان دانش آموزان ، افزایش آسیب های اجتماعی حاد و مزمن و ... تعریف کرده اند و یا آن که دست آخر آموزش و پرورش و ارکان آن مانند معلم را متهم به بی کفایتی و بی عرضه بودن می کنند ؟

اختیار را مقامی دیگر دارد و کس دیگری تصمیم گیرنده است و فردی دیگر به جای او باید پاسخ گو باشد ؟ ( این چرخه ی غلط و فلاکت بار دهه هاست که در کشور ما ساری و جاری است )

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری امتحانات مدارس توسط شورای تامین و هیچ کاره بودن وزارت آموزش و پرورش

آیا قرار است وزارت آموزش و پرورش برای کوچک ترین و ریزترین مسائل هم دستور العمل و نسخه صادر کند ؟ و این در حالی است که دهه ها از مدرسه محوری گفته شده اما در عمل مدرسه فقط محلی برای اجرای بخشنامه ها و دستورات از بالا بوده است .

تا جایی که می دانیم در شورای تامین فردی مسئول و صاحب نظر در حوزه تعلیم و تربیت حضور ندارد .

پرسش « صدای معلم » آن است که چرا این وظیفه و مهم به « شورای آموزش و پرورش استان ها و شهرستان ها »  مطابق نص صریح « قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش » تفویض اختیار نشده است ؟

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری امتحانات مدارس توسط شورای تامین و هیچ کاره بودن وزارت آموزش و پرورش

مگر نه این است که مطابق قانون این شورا در برابر وضعیت آموزش و پرورش مسئولیت دارد و باید که پاسخ گو باشد ؟

وزارت آموزش و پرورش به عنوان نهاد تصمیم گیر و سیاست گذار در حوزه آموزش و تربیت باید که در حوزه وظایف و اختیارات ؛ « استقلال  و عاملیت » داشته و در این زمینه مسئول و پاسخ گو باشد .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری امتحانات مدارس توسط شورای تامین و هیچ کاره بودن وزارت آموزش و پرورش

منتشرشده در گفت و شنود

انتقاد از عادی سازی قطع اینترنت به عنوان حق شهروندی در صدای معلم

عده ای با تکرار یک عبارت مشخص، تلاش می کنند تا یک پدیده بحث‌برانگیز، به امری عادی تبدیل شود:

«طبیعی است که در شرایط جنگی، اینترنت قطع شود.» این جمله‌پردازی، با هدفِ جابه‌جا کردنِ مسئولیت از اراده‌ی سیاست‌گذاران به سمت شرایطِ محیطی، سعی دارد قطعِ دسترسی به اطلاعات را به عنوان یک اتفاقِ پیش‌بینی‌ناپذیر و خارج از کنترل معرفی کند. اما اگر نگاهی دقیق‌تر به واقعیت‌های میدان های نبرد مشابه بیندازیم، متوجه می‌شویم که این ادعا با منطقِ جنگ‌های مدرن همخوانی ندارد.

در تمام منازعات بزرگ و جاری جهان — از اوکراین و روسیه گرفته تا بحران‌های خاورمیانه در غزه و لبنان — شاهد هستیم که اینترنت دیگر یک ابزارِ فرعی نیست، بلکه به یکی از اصلی‌ترین میدان‌های نبرد تبدیل شده است. در این جنگ‌ها، جریانِ لحظه‌ایِ اطلاعات و ویدئوها، عامل تعیین‌کننده‌ای در جلب حمایت‌های جهانی و شکل‌دهی به روایت‌های سیاسی است.

وقتی می‌بینیم در چنین شرایطی، دسترسی به فضای اینترنت جهانی محدود می‌شود، نمی‌توان به راحتی به شهروندان آدرس غلط داد، چرا که در اکثر موارد، این محدودیت‌ها نتیجه‌ی یک تصمیمِ آگاهانه _البته به اشتباه- برای مدیریتِ جریانِ اطلاعات است.

در واقع، تلاش برای طبیعی جلوه دادنِ قطعِ اینترنت، نوعی تلاش برای کاهشِ شفافیت است. وقتی این اتفاق را امری طبیعی معرفی می‌کنند، در حقیقت از مسئولیتِ خود در برابر جامعه در زمانِ بحران، شانه خالی می‌کنند.

انتقاد از عادی سازی قطع اینترنت به عنوان حق شهروندی در صدای معلم

هدف از این روایت‌سازی، پنهان کردنِ این حقیقت است که قطعِ ارتباطات، اغلب ابزاری برای کنترلِ روایت‌ها و جلوگیری از انتشارِ حقایقِ ناخوشایند است. با پذیرفتنِ این ادعا که «این اتفاق طبیعی است»، در واقع اجازه می‌دهیم که شکاف میانِ حقیقت و آنچه به مردم می‌رسد، خاصه با وجود شبکه های تلویزیونی برون مرزی که روایتی متفاوت یا متعارض ارائه می کنند، عمیق‌تر شود.

بنابراین، باید میان دو مفهوم تفکیک قائل شد:

یکی «اختلالاتِ ناخواسته» که بر اثر تخریبِ زیرساخت‌ها در جنگ رخ می‌دهد، که چنین اتفاقی نیفتاده است و دیگری «محدودیت‌های عمدی» که به اشتباه برای مدیریتِ سطحِ آگاهیِ جامعه اعمال می‌شود.

برخلاف آنچه تکرار می‌شود، قطعِ اینترنت در شرایط جنگی، متأسفانه به یک انتخابِ راهبردی شده است.

در واقع عادی‌سازیِ این انتخاب، می‌تواند به معنای پذیرشِ دوران جدیدی از مدیریتِ بحران باشد که در آن، حقِ دسترسی به حقیقت، قربانیِ ضرورت‌های سیاسی می‌شود.

غافل از آن که این انتخاب از اساس یک خطای راهبردی آشکار است.

( کانال رسمی مجمع فرهنگیان ایران اسلامی ble.ir/join/6AkPVk8qQ1 )


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

انتقاد از عادی سازی قطع اینترنت به عنوان حق شهروندی در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت
صفحه1 از281

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور