صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه رسانه/

درس بزرگ افلاطون برای قرن 21 در مورد تغییر درونی و حکومت بر دیگران در صدای معلم

تجربه نافرجام افلاطون، فیلسوف مشهور یونان باستان، در ایجاد تغییر در دیگران امروز یادآور یکی از رایج‌ترین دام‌های عاطفی است: تلاش برای تغییر دادن کسی که خودش نمی‌خواهد تغییر کند.

به گزارش یورونیوز، در قرن چهارم پیش از میلاد، افلاطون سه بار به سیراکوز در جزیره سیسیل سفر کرد تا آموزه‌های فلسفی خود را درباره عدالت و خویشتن‌ داری به حاکمان آن شهر بیاموزد. اما هر سه بار شکست خورد.واقعیت را بپذیر، مرزهای خود را مشخص کن، اجازه بده پیامدها مسیر طبیعی‌شان را طی کنند، و به جای «اصلاح دیگران» بر رشد خودت تمرکز کن .

در نخستین سفر، دیدگاه‌هایش خشم «دیونیسوس یکم»، فرمانروای مستبد سیراکوز را برانگیخت.

افلاطون در دومین سفر به امید آموزش پسر او، دیونیسوس دوم، بازگشت. شاگرد جوان در آغاز علاقه نشان داد، اما خیلی زود از نظم و سختی فلسفه گریخت.

با این حال، افلاطون بار دیگر بازگشت .

سومین سفر، خطای بزرگ او بود. دیونیسوس دوم وانمود کرد که آماده تغییر است، اما در عمل تنها می‌خواست فیلسوف به نظر برسد نه آنکه فلسفی بیندیشد. افلاطون این‌بار به‌زحمت جان سالم به در برد.

 

تله‌ای که هنوز تکرار می‌شود

تجربه افلاطون تنها یک روایت تاریخی نیست. در روان‌شناسی امروز این رفتار به‌ خوبی شناخته شده است: تلاش مداوم برای تغییر دادن فردی که انگیزه درونی ندارد. الگویی که در روابط عاشقانه، خانوادگی یا دوستی‌ها بارها تکرار می‌شود.

در چنین رابطه‌هایی، یک‌ سو امیدوار است «این‌ بار فرق دارد»، در حالی که طرف مقابل هر بار وعده می‌دهد، اندکی تغییر نشان می‌دهد و سپس به همان رفتارهای پیشین بازمی‌گردد.

به تعبیر این مقاله، « هر بار دوباره کشتی به سوی سیسیل می‌رود»؛ تلاشی بی‌پایان و بی‌ثمر برای نجات فردی که خودش نمی‌خواهد نجات پیدا کند.

درس بزرگ افلاطون برای قرن 21 در مورد تغییر درونی و حکومت بر دیگران در صدای معلم

چرا تغییر از درون آغاز می‌شود؟

به گفته کارشناسان، تغییر پایدار تنها زمانی رخ می‌دهد که فرد:

  • انگیزه درونی قوی داشته باشد،
  • حاضر باشد با رنج رشد روبه‌رو شود،
  • به‌طور مداوم و نه مقطعی تلاش کند،
  • و در محیطی قرار گیرد که رفتار سالم را تقویت می‌کند.

دیونیسوس دوم، مانند بسیاری از کسانی که در الگوهای ناسالم گرفتارند، هیچ‌یک از این شرایط را نداشت. او در محیطی پر از چاپلوسی زندگی می‌کرد و هر بار که با دشواری مواجه می‌شد عقب می‌نشست.

درس بزرگ افلاطون برای قرن 21 در مورد تغییر درونی و حکومت بر دیگران در صدای معلم

خطای سومین سفر؛ امید در برابر واقعیت

بزرگ‌ترین اشتباه افلاطون نه در ندانستن، بلکه در نادیده گرفتن واقعیت آشکار بود. او شواهد کافی از بی‌میلی شاگرد خود داشت، اما امید را جایگزین منطق کرد.

بسیاری از ما همان اشتباه را تکرار می‌کنیم: بارها و بارها به کسی فرصت دوباره می‌دهیم با این باور که «این بار متفاوت است»، در حالی که واقعیت هیچ نشانه‌ای از تغییر نشان نمی‌دهد.

این رفتار نه تنها ما را فرسوده می‌کند، بلکه در عمل به تداوم همان رفتارهای مخرب کمک می‌کند.

 

نشانه‌هایی که زمان رفتن را اعلام می‌کنند

روان‌شناسان می‌گویند اگر این نشانه‌ها در رابطه‌ای تکرار می‌شوند، زمان آن رسیده که «بادبان بکشید و از سیسیل بروید»:

  • وعده‌های تغییر بارها داده و شکسته شده است؛
  • رابطه بیشتر فرساینده است تا سازنده؛
  • سلامت و ارزش‌های شخصی‌تان در خطر است؛
  • طرف مقابل مسئولیت رفتار خود را نمی‌پذیرد؛
  • تنها وقتی ترس از دست دادن دارد، ابراز علاقه می‌کند.

بازگشت به آتن؛ تمرکز بر «حکومت درونی»

پس از این شکست‌ها افلاطون به آتن بازگشت، آکادمی خود را بنیان گذاشت و شاهکارش کتاب «جمهور» را نوشت. اثری که در آن تاکید می‌کند: «برای حکومت بر دیگران، نخست باید بر خویش حکومت کرد.»

درس بزرگ افلاطون از سیسیل همین بود: اصلاح واقعی از درون آغاز می‌شود، نه از تغییر دادن دیگران. وقتی فرد بر رشد و نظم درونی خود تمرکز می‌کند، هم آرام‌تر می‌شود و هم تأثیرگذارتر.

درس بزرگ افلاطون برای قرن 21 در مورد تغییر درونی و حکومت بر دیگران در صدای معلم

پیام پایانی: «سیسیل» را رها کن

بسیاری از ما «دیونیسوس دوم»ای در زندگی‌مان داریم. کسی که دوستش داریم اما نمی‌تواند یا نمی‌خواهد تغییر کند.

درس افلاطون ساده است: «واقعیت را بپذیر، مرزهای خود را مشخص کن، اجازه بده پیامدها مسیر طبیعی‌شان را طی کنند، و به جای «اصلاح دیگران» بر رشد خودت تمرکز کن.

افلاطون میراث فلسفی خود را نه در اصلاح سیراکوز، بلکه در بازگشت به آتن بر جای گذاشت. شاید شما نیز تا زمانی که دست از «سفر به سیسیل» برندارید، نتوانید بهترین بخش زندگی‌تان را بیابید.

پایان پیام/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

درس بزرگ افلاطون برای قرن 21 در مورد تغییر درونی و حکومت بر دیگران در صدای معلم

منتشرشده در آموزش نوین

گروه گزارش/

گزارش و انتقاد صدای معلم از نشست های خبری در وزارت آموزش و پرورش در دولت پزشکیان

کانال مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش در شبکه « شاد » اعلام کرده است :

« ضمن تبریک سالروز مبعث پیام آور نور و رحمت، حضرت محمد(ص)، به اطلاع تمامی فرهنگیان، دانش‌آموزان و اولیای محترم می‌رساند؛ به جز استان هایی که استانداری به دلیل برودت یا آلودگی هوا فعالیت های آموزشی مدارس را غیرحضوری اعلام کرده باشد، فرآیندهای آموزشی سایر مدارس و مراکز آموزشی سراسر کشور در تمامی دوره های تحصیلی، در روز یکشنبه ۲۸ دی ماه ۱۴۰۴ به صورت حضوری استمرار خواهد یافت .

گفتنی است‌؛ باقی مانده امتحانات داخلی مدارس نیز در همین هفته با اطلاع رسانی قبلی از سوی مدارس، برگزار خواهد شد » . این چرخه غلط و شومی است که متاسفانه در این بیش از چهار دهه ساری و جاری بوده و تغییر موثری هم در آن حاصل نشده است .

آخرین نشست خبری که توسط وزارت آموزش و پرورش برگزار شد مربوط به یکشنبه 9 آذر و به میزبانی رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش بوده و تا کنون نشست خبری دیگری برگزار نشده است .

 چهارشنبه 17 دی ؛ حسین صادقی رئیس مرکز اطلاع‌ رسانی و روابط عمومی در نشست با کارشناسان این مرکز عنوان می کند : ( این جا )

گزارش و انتقاد صدای معلم از نشست های خبری در وزارت آموزش و پرورش در دولت پزشکیان

« تلاش مضاعف، صداقت و مسئولیت‌ پذیری، رمز موفقیت سازمان است » .

رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش در این نشست می گوید :

« در مرکز ما افرادی هستند همانند مولای خود، بدون نیاز به دیده شدن، به صورت خودانگیخته و با تلاش، نوآوری و اهتمام مجدانه و بی‌وقفه، مأموریت‌های سازمانی را پیش می‌برند و این نوع فعالیت ها، رمز اصلی موفقیت هرسازمانی است .

گزارش و انتقاد صدای معلم از نشست های خبری در وزارت آموزش و پرورش در دولت پزشکیان

رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی همچنین از تلاش و ابتکارات همکارانی که به صورت آرام و بی‌صدا در تحقق اهداف سازمانی فعالیت می‌کنند، قدردانی و خاطرنشان کرد: با این همراهی‌ها، مسئولیت ‌پذیری ها و دغدغه مندی ها حتماً می‌توانیم بر چالش‌های پیش رو غلبه کنیم و مأموریت‌های نظام تعلیم و تربیت را به بهترین شکل محقق سازیم و یقین داشته باشیم که کارآمدی این مجموعه مهم و استراتژیک، حاصل تلاش فردی نیست، بلکه نتیجه هم دلی، اعتماد متقابل و تعلق سازمانی میان همکاران است » .

گزارش و انتقاد صدای معلم از نشست های خبری در وزارت آموزش و پرورش در دولت پزشکیان

پرسش « صدای معلم » از رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش آن است که به صورت دقیق و شفاف توضیح دهند وظیفه و کارکرد مجموعه ی ایشان چیست ؟

این مرکز چگونه با مخاطبان خود ارتباطی « دو سویه » برقرار می کند و منتقدان رویه ها و فرآیندهای وزارت آموزش و پرورش در دولت مسعود پزشکیان چگونه و با چه مکانیسمی باید « دیده شوند » ؟

صادقی در این نشست عنوان می کند : اهمال ، عدم پاسخ گویی و امروز و فردا کردن در پاسخ گویی به مطالبات قانونی و بر حق آحاد جامعه و معلمان موجب شده تا « اعتماد » جامعه به حاکمیت به حداقل ( صفر ) برسد و در مقابل جامعه ی پرسش گر و مطالبه گر هم به حرف های مسئولانش توجهی نکند .

« با توجه به این که در آستانه چهل و هفتمین سالروز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی قرار داریم، شایسته است همکاران مرکز ۴۷ اقدام از مهم ترین اقدامات و دستاوردهای آموزش و پرورش در دولت وفاق ملی را احصا و در قالب اینفوگرافیک به مخاطبان معرفی نمایند » .

پرسش و توصیه ی این رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه ی عمومی آموزش ایران آن است که این دوستان جای دوری نروند و پاسخ دهند در این مدت جز ایفای وظایف سازمانی روتین و تعریف شده ، چه کار خاص و یا جدیدی نسبت به دولت های قبل انجام داده اند که قابل دفاع باشد و بتواند موجب « اقناع » جامعه مخاطبان باشد ؟

گزارش و انتقاد صدای معلم از نشست های خبری در وزارت آموزش و پرورش در دولت پزشکیان

پیش از این و هم زمان با اعتراضات فراگیر در جامعه ؛ « صدای معلم » در گزارشی در واکنش به اظهارات فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت پزشکیان با عنوان : « اعتماد جامعه ی پرسش گر و مطالبه گر را به حداقل رساندید » خانم سخنگوی دولت .... پاسخ گویی و گفت و گو نیازی به دستور و یا بخشنامه ندارد ! ؛ نوشت : ( این جا )

« پرسش « صدای معلم » از خانم مهاجرانی آن است که پیش از این اعتراضات ؛ آیا مسئولان و مقامات مستقر در دولت پزشکیان وظیفه و یا رویکردی برای « گفت وگو و پی گیری مطالبات مردم » نداشته و با گسترش و رادیکال شدن این اعتراضات ، وظیفه و یا کارکرد جدیدی برای آنان تعریف و تبیین شده است ؟ این چه رسمی در این مملکت است که تا مردم دچار مشکل و کمبود و رنج به « خیابان » نیایند و شعار ندهند ؛ متاسفانه مقامات و مسئولان آنان و مطالبات شان را « جدی » نمی گیرند ؟ و از کنار آن می گذرند .

آیا سخنگوی دولت پزشکیان می داند که « علیرضا کاظمی » از زمان انتصاب به عنوان « وزیر آموزش و پرورش دولت مسعود پزشکیان » و گرفتن رای اعتماد توسط مجلس شورای اسلامی حتی یک « نشست خبری » با رسانه ها  نداشته و با وجود اعتراضات و انتقادات خبرنگاران این حوزه وقعی به آنان نگذاشته و خود را سرگرم جلسات سرکاری « ملاقات های مردمی » کرده و در این راستا روابط عمومی و سایر بخش ها بازار گرمی می کنند و فضا را « غیرواقعی » جلوه می دهند ؟

گزارش و انتقاد صدای معلم از نشست های خبری در وزارت آموزش و پرورش در دولت پزشکیان

آیا خانم مهاجرانی می داند که برگزاری نشست های خبری در آموزش و پرورش نظم و قاعده ای ندارد و نزدیک به دو ماه است که این نشست ها تعطیل شده اند ؟

آیا سخنگوی دولت پزشکیان تاکنون به جد از خود پرسیده که چرا با وجود برگزاری نشست های فراوان و متنوع در « حوزه ی آموزش و پرورش » هنوز این بخش اولویت حاکمیت نبوده و به « مساله » برای « همه » تبدیل نشده است ؟

این چه رسمی در این مملکت است که تا مردم دچار مشکل و کمبود و رنج به « خیابان » نیایند و شعار ندهند ؛ متاسفانه مقامات و مسئولان آنان و مطالبات شان را « جدی » نمی گیرند ؟ و از کنار آن می گذرند .

اهمال ، عدم پاسخ گویی و امروز و فردا کردن در پاسخ گویی به مطالبات قانونی و بر حق آحاد جامعه و معلمان موجب شده تا « اعتماد » جامعه به حاکمیت به حداقل ( صفر ) برسد و در مقابل جامعه ی پرسش گر و مطالبه گر هم به حرف های مسئولانش توجهی نکند .

گزارش و انتقاد صدای معلم از نشست های خبری در وزارت آموزش و پرورش در دولت پزشکیان

این چرخه غلط و شومی است که متاسفانه در این بیش از چهار دهه ساری و جاری بوده و تغییر موثری هم در آن حاصل نشده است .

این ها نکاتی هستند که بارها در گزارش های « صدای معلم » مورد توجه و تاکید بوده اما گوش شنوایی نیافته است .

مسئولان باید بدانند :

گزارش و انتقاد صدای معلم از نشست های خبری در وزارت آموزش و پرورش در دولت پزشکیان

اعمال دستور و بخشنامه برای پاسخ‌گویی نشان می‌دهد که گفت‌وگو با جامعه هنوز به یک «فرهنگ نهادینه» تبدیل نشده و سیاستمداران تنها پس از فشار و اعتراض عمومی متوجه ضرورت آن می‌شوند. تا زمانی که نشست‌های رسانه‌ای و تعامل واقعی با معلمان و خبرنگاران شکل نگیرد، اعتماد عمومی همچنان در پایین‌ترین سطح باقی خواهد ماند.

پاسخ ‌گویی تکلیفی ذاتی است که با دستورالعمل و بخشنامه‌های نمایشی ایجاد نمی‌شود؛ دولت زمانی صدای مردم را می‌شنود که پیش از کشیده شدن اعتراضات به خیابان، به قفلِ بسته‌ی درهای اتاق وزیران و سکوتِ رسانه‌ای آنان پایان دهد » .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش و انتقاد صدای معلم از نشست های خبری در وزارت آموزش و پرورش در دولت پزشکیان

منتشرشده در گفت و شنود

دیدگاه و نقد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد اعتراض یا اغتشاش و مساله راستی و صداقت

در قضیه ی اعتراضات اخیر که به نظر می رسد نسبت به اعتراضات پیشین وسعت و شدت بیشتری داشته اما چیزی در آن تغییر نکرده همانا « ذهنیت » مسئولان و مقامات مرتبط با این درگیری ها و منازعات است .

مسعود پزشکیان به عنوان رئیس جمهور در گفت و گوی اخیرش با صدا و سیما گفت : « اعتراضات مردم را به حق می‌دانیم، اما اغتشاش اعتراض نیست » . ( این جا )

پرسش این است که تفاوت میان « اعتراض » و « اغتشاش » چیست ؟

این که مسئولان دائما بر شنیده شدن « صدای مردم » تکیه و تاکید دارند تا چه میزان می تواند به « واقعیت » و « عقل »  و « تجربه » نزدیک باشد ؟

دیدگاه و نقد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد اعتراض یا اغتشاش و مساله راستی و صداقت

تا جایی که از این حرف ها و سخنرانی ها می شنوم و استنباط می کنم آن است که اعتراض از نظر این مقامات تا زمانی قابل قبول و پذیرش است که به خیابان کشیده نشود چون پس از آن و با توجه به شرایط و وضعیت سیاسی و اجتماعی در ایران و متغیرهای پیدا و پنهان معلوم نیست که پس از آن چه اتفاقی خواهد افتاد .

برخی از تحلیل گران ( بیشتر آن سوی آبی ) و یا مردم معترض عنوان می کنند که این خشونت های خیابانی کار عوامل مرتبط با نظام است و... ؛ اما ترجیح می دهم وارد حدس و گمان های غیرعلمی و یا نامستند نشوم .

اما آن چه بدیهی است و در گزارش های میدانی متعدد در « صدای معلم » به آن اشاره شده آن است که « وندالیسم » در جامعه ی ایرانی به شدت رو به تزاید است بی آن که تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان تدبیر و یا راهکاری برای آن داشته باشند .

در گزارش پیشین « صدای معلم » با عنوان : « وندالیسم ایرانی : با این وضعیت ؛ قرار است چه چیز و کدام میراث تحویل آیندگان شود ؟ » گزارش " صدای معلم " از قلعه پرتغالی ها ( بندر کنگ ) : استعمارگران آتش می زدند ؛ ایرانی ها هم آتش می زنند ، هم زباله می ریزند و... ! ؛ آمده بود : ( این جا )

« امکان ندارد و یا بعید است در ایران که چهارگوشه اش مملو از آثار تاریخی و ابنیه ارزشمند فرهنگی است سفر کنی و در آن « وندالیسم ایرانی » را نبینی .

این مکان ها ؛ معمولا آکنده از زباله بوده و یا در برخی نقاط آتش افروخته اند .

اگر هم توانسته اند دیوارها را کنده و با روی آنان نوشته اند .

واقعیت آن است که وندالیسم در فرهنگ و سرشت بسیاری از ایرانی ها نهادینه شده و البته بابت آن احساس شرمساری و یا پشیمانی هم نمی کنند .

نمی دانند و یا نمی فهمند اگر اثری تخریب شود دیگر به حالت سابق خود باز نمی گردد .

دیدگاه و نقد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد اعتراض یا اغتشاش و مساله راستی و صداقت

قلعه پرتغالی ها واقع در بندر کنگ مانند آن چه در گزارش « قلعه خشتی نوش آباد ( فرزین ) آمد ؛ ( این جا ) فاقد هر گونه کتیبه و یا بنر توضیحات و تاریخچه بود .

هر چند در مواری هم مشاهده می شد با وجود بودن صفحه ی توضیحات ؛ مراجعان و یا گردشگران با بی تفاوتی از کنار آنان عبور می کردند .

با این موج تخریبی شدید و فراگیری که بر روی آثار تاریخی و میراث فرهنگی ایران مشاهده می شود ؛ احتمالا تا چند سال دیگر چیزی از آنان باقی نخواهد ماند .

پرسشی که به جد مطرح می شود آن است که چرا مسئولان چنین بی تفاوت نسبت به گنجینه ی تاریخی ایران هستند ؟

چرا باید بودجه ها و اعتبارات هنگفتی و از جیب همین مردم صرف موسسات و نهادهای فرهنگی بی خاصیت و من درآوردی شود در حالی که هیچ گونه بازدهی ندارند اما آثار تاریخی فاقد متولی بوده و پولی برای حفظ و نگهداری آنان تخصیص پیدا نکند ؟

دیدگاه و نقد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد اعتراض یا اغتشاش و مساله راستی و صداقت

با این وضعیت ؛ قرار است چه چیز و کدام میراث تحویل آیندگان شود» .

کاملا مبرهن و آشکار است کسی که علقه و علاقه ای به تاریخ میهن اش ندارد و در پای یک بنای تاریخی به راحتی آتش می افروزد و آن را با پراکندن زباله آلوده می کند و... بعید نیست که همین کنش را در جاهای دیگر و در مواضع دیگر بروز و ظهور ندهد .

دیدگاه و نقد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد اعتراض یا اغتشاش و مساله راستی و صداقت

می توان این پرسش را مطرح کرد که چرا مسئولان پس از گذشت نزدیک به نیم قرن از انقلاب اسلامی و نیز مطالعه ی عوامل و شرایطی که منجر به سقوط نظام شاهنشاهی شد ؛ چرا تدبیری نمی اندیشند که « اعتراض » به « اغتشاش » تبدیل نشود ؟

اگر افراد جامعه حس کنند که « صدای » آنان واقعا شنیده می شود و مهم تر از آن « اعمال » و یا « اجرا » می گردد ؛ آیا دیگر پتانسیلی برای خشونت های خیابانی عریان و یا وقوع وقایع پیش بینی نشده می ماند ؟

دیدگاه و نقد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد اعتراض یا اغتشاش و مساله راستی و صداقت

کنش گر حوزه « رسانه » وقتی پس از نوشتن مطلبی به دادگاه و یا مراکز امنیتی احضار می شود و به او و فرضا « اتهام تبلیغ علیه نظام » نسبت داده می شود ( تفهیم می گردد ) در حالی که اصل « آزادی بیان » هم پیش از پیروزی انقلاب اسلامی مطرح و مورد وفاق و اجماع قرار گرفته و نیز در قانون اساسی تصریح شده است را چگونه می توان تحلیل و یا تفسیر کرد ؟

این یک اصل بدیهی است که وقتی شما به مطالبه ی فردی و یا جمعی به عنوان « مقام مسئول » در هر سطحی توجه نکنید به مرور و به خودی خود تبدیل به یک « گره و یا عقده اجتماعی » می شود تا زمانی که امکان بروز و ظهور پیدا کند .

دیدگاه و نقد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد اعتراض یا اغتشاش و مساله راستی و صداقت

تجربه نشان داده تا زمانی که خیابان ها از حضور مردم معترض شلوغ است ؛ مسئولان شعارهای زیبا داده و دائما بر تفکیک مرز میان « اعتراض مدنی » و « اغتشاش » می کوبند اما همین که اوضاع آرام شد و خیابان ها از حضور معترضان خالی شد دوباره وضعیت به همان « دوره پیش از اعتراض » باز می گردد . گویی اصلا اتفاقی نیفتاده و اعتراضی در کار نبوده و یا آن را مصادره به مطلوب کنند .

اساسا چرا باید این گونه باشد ؟ از خشونت ، دموکراسی زاده نمی شود در حالی که گم شده و داروی شفابخش وضعیت ایران امروز بر خروج از این انسداد و بن بست باید که نخست تعریف و تبیین « دموکراسی » و اشاعه ارزش های دموکراسی به برهوت خودمداری در جامعه امروز ایران باشد .

به عنوان فردی که نزدیک به سه دهه در حوزه « رسانه » فعالیت و تجربه داشته و نزدیک به 15 سال کار تشکیلاتی و حزبی کرده ام با صراحت می گویم که در این گونه اظهار نظرهای مسئولان ؛ « صداقتی » نمی بینم .

این شرایط در مورد آن چه که رضا پهلوی که خود را به عنوان « مدیر و یا رهبر دوران گذار » هم معرفی کرده کاملا صادق است .

فردی که پیش تر عنوان می کرد مخالف هر گونه دخالت بیگانه برای تعیین سرنوشت ایران است خیلی راحت از دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا می خواهد که در مورد وضعیت ایران دخالت کند هر چند ایشان با توجیهات و عناوین مختلف آن را « کمک » و ... بنامد .

متاسفانه این گونه چرخش های 180 درجه ای هم در درون کشور و هم بیرون از آن وضعیت را نسبت به قبل پیچیده تر ، مبهم تر و غیر قابل پیش بینی خواهد کرد .

آن چیزی که جامعه را به سقوط و تباهی می کشاند ؛ « دروغ گفتن » با هر توجیه و بهانه از سوی هر کسی است .

دیدگاه و نقد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد اعتراض یا اغتشاش و مساله راستی و صداقت

« دروغ » ریشه اعتماد را در هر جامعه ای می سوزاند و آینده ای هولناک را برای آن رقم می زند .

اما آن چه مسلم و بدیهی است آن که « خشونت » با هر لباس و هر تئوری و توجیهی توسط هر کسی در هر سطحی کاملا مطرود و محکوم است .

از خشونت ، دموکراسی زاده نمی شود در حالی که گم شده و داروی شفابخش وضعیت ایران امروز برای خروج از این انسداد و بن بست باید که نخست تعریف و تبیین « دموکراسی » و اشاعه ارزش های دموکراسی بر برهوت خودمداری در جامعه امروز ایران باشد .

منتشرشده در یادداشت

دیدگاه و نظر علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد اعتراضات دی ماه 1404 و دیکتاتور و دیکتاتوری

دو هفته از آغاز نخستین اعترضات در دی ماه 1404 گذشته است . مطابق معمول ؛ خاستگاه این تحرک های اجتماعی از مسائل اقتصادی و معیشتی شروع شد و به « سیاست » و مسائل کلان و راهبردی در این حوزه رسید .

برخی از حکومت گران و مقامات دائما درصدد تفکیک و مرزبندی بین این دو حوزه اصلی هستند اما عقل می گوید که این کار شدنی نیست و اساسا محال است .

تا سیاست تغییر نکند ؛ اقتصاد هم تغییری نخواهد کرد .

بخش بزرگی از جامعه نسبت به « سیاست های خارجی جمهوری اسلامی » معترض هستند و سال هاست مطالبه گر آن هستند بی آن که سیاست های کلی و رویه ها تغییر کنند .

دیدگاه و نظر علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد اعتراضات دی ماه 1404 و دیکتاتور و دیکتاتوری

آنان می گویند وقتی کشور دچار کمبود و بحران در زمینه های مختلف می باشد نباید در کشورهای دیگر به عناوین و توجیهات مختلف ، پول پاشی کرد .

 به عنوان مثال ؛  وقتی بخش بزرگی از جاده های کشور هنوز « دو طرفه » هستند و تعداد زیادی به همین دلیل در تصادفات کشته می شوند ؛ منطقی و عقلانی نیست که جمهوری اسلامی در کشورهای دیگر با هر توجیهی جاده بسازد و یا هزینه های دیگری کند که قاطبه ی افکار عمومی مخالف آن است ...

دیدگاه و نظر علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد اعتراضات دی ماه 1404 و دیکتاتور و دیکتاتوری

سه روز است که اینترنت به طور کامل قطع شده و فقط امکان دسترسی به برخی از سایت های داخلی وجود دارد .

حتی از طریق تلفن همراه نمی توان پیامکی ارسال کرد .

سرعت همین اینترنت داخلی هم بسیار کند شده اما وزیر و سایر مسئولان آموزش و پرورش مطابق روال همیشه بر این اصرار دارند که آموزش تعطیل نشده و آموزش با شدت و قوت در فاز مجازی و منحصرا در « شاد » حضور و جریان دارد .

بارها و بارها در همین سایت « صدای معلم » از شیوه ها و الگوهای حکمرانی  به ویژه در حوزه آموزش  انتقاد شده اما تغییرات محسوس و معناداری در رویه ها و الگوهای مسلط و جاری مشاهده نمی شود .

دیدگاه و نظر علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد اعتراضات دی ماه 1404 و دیکتاتور و دیکتاتوری

دوشنبه 15 دی در « صدای معلم » خبری با عنوان : « حقوق معلمان در ترکیه 10 برابر معلمان ایران ! » دولت ترکیه حقوق کارمندان دولت را براساس نرخ تورم به روز کرد ؛ منتشر شد . ( این جا )

دیدگاه و نظر علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد اعتراضات دی ماه 1404 و دیکتاتور و دیکتاتوری

حال پرسش من معلم و شهروند ساکن در ایران آن است که چرا باید یک معلم و یا کارمند در کشوری دیوار به دیوار ما 10 برابر من حقوق بگیرد و میزان تورمش هم از ایران پایین تر باشد ؟

 واقعا ؛ ترکیه از نظر منابع و یا نیروی انسانی و سایر آیتم ها چه ارجحیتی بر ایران دارد ؟

و از سوی دیگر به جای احیا و تقویت قدرت خرید واقعی به همان فرمول های قدیمی و منسوخ مانند توزیع کوپن ( کالابرگ ) پرداخته شود و بدتر از همه عنوان شود که این پیشنهاد را از دانشگاه و منابع علمی اخذ کرده اند ؟! ( این جا )

دیدگاه و نظر علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد اعتراضات دی ماه 1404 و دیکتاتور و دیکتاتوری

تحقیر و توهین از این بالاتر ؟

دیدگاه و نظر علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد اعتراضات دی ماه 1404 و دیکتاتور و دیکتاتوری

در بودجه 1405 آمده است : ( این جا )

« تمامی شرکت های دولتی موسسات انتفاعی وابسته به دولت ، بانک ها و بیمه های دولتی شامل شرکت هایی که شمول قوانین و مقرررات عمومی بر آنها مستلزم ذکر یا تصریح نام است نظیر شرکت ملی نفت ایران بانک مرکزی، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی شرکت ملی صنایع پتروشیمی، سازمان بنادر و دریانوردی، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و شرکت‌های تابعه آنها و سایر شرکت‌هایی که به نحوی دارای قوانین و مقررات خاص پرداخت حقوق و مزایا هستند موظفند اعتبار حقوق دستمزد و مزایای کارکنان خود را در بودجه پیشنهادی سال ۱۴۰۵ مطابق افزایش مندرج در جزء (الف) بند (۲) و با رعایت بخشنامه‌های شورای حقوق و دستمزد و مقررات تعیین شده در بودجه سال پیش‌ بینی نمایند و هرگونه افزایش مازاد بر آن توسط هیچ مرجع و شورایی قابل قبول نمی‌باشد ... »بخش بزرگی از جامعه نسبت به « سیاست های خارجی جمهوری اسلامی » معترض هستند و سال هاست مطالبه گر آن هستند بی آن که سیاست های کلی و رویه ها تغییر کنند . 

پرسش بزرگ و غیر قابل هضم آن است که واقعا فلسفه و هدف از تدوین و تصویب و اجرای « قانون مدیریت خدمات کشوری » چه بود ؟

مگر نه این بود که همه کارکنان دولت و همه ی آن هایی که به نحوی از بودجه ی عمومی ارتزاق می کند تابع یک فرمول مشخص و شفاف باشند ؟

مطابق قانون اساسی همین نظام ؛ همه در برابر قانون یکسان هستند و باید باشند .

دیدگاه و نظر علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد اعتراضات دی ماه 1404 و دیکتاتور و دیکتاتوری

مسئولان باید این واقعیت را بپذیرند که « امید » یک مفهوم انتزاعی و یا فانتزی نیست بلکه یک پدیده ی کاملا ملموس و محسوس است .  این فرق گذاری و تبعیض سیستماتیک از کجا می آید ؟ چه کسی و یا مقاماتی پایه گذار آن بوده و کدام نهاد  باید « پاسخ گو » باشد ؟

اساسا چرا نباید نهادهای زیر نظر رهبری تحت نظارت نهادهای رسمی نظارتی مانند مجلس ، دیوان محاسبات و قوه قضاییه نباشند ؟

سال هاست که درمورد بودجه ی نهادهای فرهنگی موازی دعواست اما با وجود این اعتراضات و انتقادها ، کماکان رویه ی پیشین دنبال و اجرا می شود .

چرا اراده ای برای تغییرات واقعی نیست و همه چیز در شعار و دروغ و نمایش خلاصه شده است ؟

تا تحولی اساسی و بنیانی در این گونه نگرش ها و تفکرات حاصل نشود ؛ نباید منتظر گشایش و یا ترسیم چشم اندازی روشن  بود .

چرا باید برخی فکر کنند که از دیگران بهتر و بیش تر می فهمند در حالی که عملکرد و رویکرد آنان ترسیم وضعیت موجود و بن بست و انسداد در مجاری حیاتی و تنفسی جامعه بوده است .

دیدگاه و نظر علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد اعتراضات دی ماه 1404 و دیکتاتور و دیکتاتوری

مسئولان باید این واقعیت را بپذیرند که « امید » یک مفهوم انتزاعی و یا فانتزی نیست بلکه یک پدیده ی کاملا ملموس و محسوس است .

مردمی که از آینده « ناامید » شوند ؛ این جامعه بسیار خطرناک و پرهزینه خواهد بود .

پی نوشت :

دیروز با دوچرخه برای خرید نان رفته بودم .

در زمان برگشت ؛ موتورسواری با دو سرنشین و در جهت مخالف از یک فرعی و با سرعت بالا رو به روی من ظاهر شد .

وقتی به رفتار آنان اعتراض کردم ؛ نصیب من فحش و ناسزا بود .

دیدگاه و نظر علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد اعتراضات دی ماه 1404 و دیکتاتور و دیکتاتوری

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش و انتقاد صدای معلم از عملکرد فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت پزشکیان در مورد پاسخ گویی و گفت و گو در آموزش و پرورش

« فاطمه مهاجرانی ؛ سخنگوی دولت مسعود پزشکیان و رئیس سابق مدارس سمپاد ( تیزهوشان ) در آموزش و پرورش » در شبکه ی اجتماعی فیلتر شده « ایکس » نوشت :

« معترضان فرزندان ما هستند و ریخته شدن هر قطره خون دل دولت را به درد می آورد.

 دولت با شنیدن صدای معترضان اجازه نمی دهد اعتراضات به نفع جریان های خاص مصادره شود .

گزارش و انتقاد صدای معلم از عملکرد فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت پزشکیان در مورد پاسخ گویی و گفت و گو در آموزش و پرورش

به دستور رییس جمهور همه وزارتخانه ها و دستگاه ها نیز متناسب با وظایف خود موظف شده اند برای گفت وگو و پی گیری مطالبات مردم اقدام کنند » .

پرسش « صدای معلم » از خانم مهاجرانی آن است که پیش از این اعتراضات ؛ آیا مسئولان و مقامات مستقر در دولت پزشکیان وظیفه و یا رویکردی برای « گفت وگو و پی گیری مطالبات مردم » نداشته و با گسترش و رادیکال شدن این اعتراضات ، وظیفه و یا کارکرد جدیدی برای آنان تعریف و تبیین شده است ؟

آیا سخنگوی دولت پزشکیان می داند که « علیرضا کاظمی » از زمان انتصاب به عنوان « وزیر آموزش و پرورش دولت مسعود پزشکیان » و گرفتن رای اعتماد توسط مجلس شورای اسلامی حتی یک « نشست خبری » با رسانه ها  نداشته و با وجود اعتراضات و انتقادات خبرنگاران این حوزه وقعی به آنان نگذاشته و خود را سرگرم جلسات سرکاری « ملاقات های مردمی » کرده و در این راستا روابط عمومی و سایر بخش ها بازار گرمی می کنند و فضا را « غیرواقعی » جلوه می دهند ؟

گزارش و انتقاد صدای معلم از عملکرد فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت پزشکیان در مورد پاسخ گویی و گفت و گو در آموزش و پرورش

آیا خانم مهاجرانی می داند که برگزاری نشست های خبری در آموزش و پرورش نظم و قاعده ای ندارد و نزدیک به دو ماه است که این نشست ها تعطیل شده اند ؟

بخوانید :

« نشست صمیمی و البته انتقادی خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش با رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی در باشگاه فرهنگیان تهران به مناسبت « روز خبرنگار » برگزار گردید
خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش : معاونت ها و دوایر پاسخ گو نیستند . وزیر می گوید من رسانه ای نیستم ! ( این جا )

خانم مهاجرانی که خود را همواره جزئی از آموزش و پرورش و متعلق به خانواده بزرگ آن می داند چرا ارتباطی با معلمان و خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش ندارد و از آنان در نشست های خبری خود دعوت نمی کند ؟

گزارش و انتقاد صدای معلم از عملکرد فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت پزشکیان در مورد پاسخ گویی و گفت و گو در آموزش و پرورش

آیا سخنگوی دولت پزشکیان تاکنون به جد از خود پرسیده که چرا با وجود برگزاری نشست های فراوان و متنوع در « حوزه ی آموزش و پرورش » هنوز این بخش اولویت حاکمیت نبوده و به « مساله » برای « همه » تبدیل نشده است ؟

این چه رسمی در این مملکت است که تا مردم دچار مشکل و کمبود و رنج به « خیابان » نیایند و شعار ندهند ؛ متاسفانه مقامات و مسئولان آنان و مطالبات شان را « جدی » نمی گیرند ؟ و از کنار آن می گذرند .

اهمال ، عدم پاسخ گویی و امروز و فردا کردن در پاسخ گویی به مطالبات قانونی و بر حق آحاد جامعه و معلمان موجب شده تا « اعتماد » جامعه به حاکمیت به حداقل ( صفر ) برسد و در مقابل جامعه ی پرسش گر و مطالبه گر هم به حرف های مسئولانش توجهی نکند .

گزارش و انتقاد صدای معلم از عملکرد فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت پزشکیان در مورد پاسخ گویی و گفت و گو در آموزش و پرورش

این چرخه غلط و شومی است که متاسفانه در این بیش از چهار دهه ساری و جاری بوده و تغییر موثری هم در آن حاصل نشده است .

این ها نکاتی هستند که بارها در گزارش های « صدای معلم » مورد توجه و تاکید بوده اما گوش شنوایی نیافته است .

مسئولان باید بدانند :

اعمال دستور و بخشنامه برای پاسخ‌گویی نشان می‌دهد که گفت‌وگو با جامعه هنوز به یک «فرهنگ نهادینه» تبدیل نشده و سیاستمداران تنها پس از فشار و اعتراض عمومی متوجه ضرورت آن می‌شوند. تا زمانی که نشست‌های رسانه‌ای و تعامل واقعی با معلمان و خبرنگاران شکل نگیرد، اعتماد عمومی همچنان در پایین‌ترین سطح باقی خواهد ماند.

پاسخ‌گویی تکلیفی ذاتی است که با دستورالعمل و بخشنامه‌های نمایشی ایجاد نمی‌شود؛ دولت زمانی صدای مردم را می‌شنود که پیش از کشیده شدن اعتراضات به خیابان، به قفلِ بسته‌ی درهای اتاق وزیران و سکوتِ رسانه‌ای آنان پایان دهد.

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش و انتقاد صدای معلم از عملکرد فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت پزشکیان در مورد پاسخ گویی و گفت و گو در آموزش و پرورش

منتشرشده در گفت و شنود

تاثیر ضعف و ناکارآمدی مدیران خُرد دامن گیر بر مدیران کلان در صدای معلم   هر جامعه ای به تناسب جمعیت خود از توانایی جایگزینی نیرو برخوردار است. در هر دانشی، سال های متمادی نیروهایی علاقه مند و با استعداد تحصیل می کنند تا فعل خواستن و توانستن را معنی کنند. در جوامعی که مابین مدرسه و دانشگاه تعامل موازی و هم سویی وجود دارد این مسیر منطقی و اصولی است و کمبود یا مازادی در برخی از رشته ها وجود ندارد. چون بر اساس نیاز واقعی جامعه و هر سازمان و واحد اداری تربیت می شوند. اما در جوامعی مانند کشور ما چنین روندی وجود ندارد. دانش آموزان در مدارس برحسب ظرفیت یا رشته موجود در مدارس در دسترس، هدایت تحصیلی می شوند. بعد از اتمام دوره نظری، دانش آموز باز از هدایت تحصیلی استاندارد محروم است و حساب و کتاب هایی غیر از علاقه، استعداد و میل در قبولی او در کنکور و انتخاب رشته دخیل است. روز استخدام و جذب این دانش آموز دیروز و دانشجوی فارغ التحصیل امروز هفت خانی بود که بسیاری از ما و صدالبته دولت مردان و رجل سیاسی آن را طی کرده اند.

عده ای بر اساس انتخاب فردی و عده ای بر اساس توجه دنیای اقتصاد و سیاست، وارد عرصه مدیریت دولتی شده اند. در این بین تعدادی ، سواد تئوری بسیار قوی دارند چون طبق خواست نظام آموزشی، قدرت حفظیات خود را طی 18 سال تحصیل و یا بیشتر، تقویت کرده اند. این افراد همانند فلش مموری اند و مخزن هزاران گیگ اطلاعات حفظ کرده هستند. یعنی اگر از این افراد بپرسید منظور و معنی جمله ای که همین الان در مورد مدیریت بحران گفتید چه بود ؛ هاج و واج شما را نگاهی عاقل اندر سفیه می کنند و تئوری حفظ شده را مجددا تکرار می کنند. یعنی قدرت تحلیل یک جمله را ندارند. یا فراتر از آن هیچ کاربردی برای آن جمله در مدیریت خود متصور نیستند. چرا نمی خواهیم باور کنیم که مسندنشینان ایران نیاز شدید به « بازاجتماعی شدن » دارند.

روزمرگی، فقط پدیده غالب جمعیت عام نیست ؛ جمعیت خاص نیز شدیدا می تواند دچار روزمرگی شود. این مدیر از چارچوب ها خارج نمی شود. داخل این چارچوب از خلاقیت و مهارت حل مسأله هیچ خبری نیست. هر روز، هفته، ماه و کل سنوات خدمت این مدیر منطبق بر هم است و هیچ منحنی پیشرفتی طی آن مشاهده نمی شود. همان ایستایی و انجمادی که دکتر پزشکیان در ناتوانی مدیران ارشد جهت حل مشکلات استان ها از آن گلایه کردند و بیان نمودند «من نیز قادر به معجزه نیستم. مشکل را بشناسید و در صدد حل آن برآئید. منتظر حضور ما در جلسات خود نباشید.»

تاثیر ضعف و ناکارآمدی مدیران خُرد دامن گیر بر مدیران کلان در صدای معلم

ایشان یک نکته مهم را نادیده می گیرند. سواد مدیران ما در حدی است که تصور می کنند فقط با اختصاص اعتبار و بودجه می توانند مشکلات را حل کنند. اگر این مدیران در انتظار نوبت سفر ریاست جمهوری به استان خود نشسته اند، تلاش و طمع برای رسیدن به این هدف است. اما بیشتر آنان هر چند در علم مدیریت تحصیل کرده اند، قادر به فهم نادرستی تصور خود نیستند. البته این بهانه بسیاری از مدیران در عدم اجرای پروژه های مصوب است و برای پوشاندن و استتار ضعف های کارکردی و تجربی خود بدان متوسل می شوند. چون اعتبار نیست ؛ طرحی، بیست سال به حال خود رها می شود و سراغ کلنگ زنی طرح های جدیدتر می روند.

تاثیر ضعف و ناکارآمدی مدیران خُرد دامن گیر بر مدیران کلان در صدای معلم  سوال: مافوق محترم؛ وقتی یک یا چند مدیر زیر مجموعه حضرتعالی قادر به کاربرد دانش در حل مسائل نیست و با ناتوانی و بیسوادی سفید خود باعث انباشتگی حجم زیادی از مسایل لاینحلی می شود که به تدریج به مشکل یا معضل تبدیل می گردد، او را چرا جا به جا و تعویض نمی کنید؟ چرا او را وارث برحق میز و مقام مدیریت می شمارید و زیرمجموعه را مجبور به تحمل ناشایستگی مطلق او می کنید؟!

واقعا نمی دانید که ضعف مدیران خُرد دامن گیر مدیران کلان نیز می شود؟ جهالت و ناتوانی و نادانی، ایپدمی کار و فعالیت شمرده می شود و همانند سلول های سرطانی کل پیکر را فرا می گیرد.

ما حدود پنج دهه فقط شاهد جا به جایی مدیران بوده ایم. آنان بازنشسته نمی شوند، برکنار نمی شوند، توبیخ و مجازات نمی شوند. فقط اگر قاتل بودند کنار گذاشته می شوند. حتی مسیر تحرک عمودی برای آنان هموار است و اگر هنگام انتخاب یا انتصاب به پرونده و سابقه کاری آنان گذری بیندازید در مدتی کوتاه در بیش از ده پست سازمانی، مسئولیت داشته اند. حال مربوط به مدرک تحصیلی یا بی ربط بدان. فقط هستند چون بدان اعتماد کرده اید. تنها پشتوانه پیشرفت شغلی آنان جلب اعتماد شما بوده است و بس. او را فقط به عنوان مبصری قابل تحمل پذیرفته اید. اما از آریستوکراسی و شایسته گزینی به عنوان مغزمایه دانش مدیریت، هیچ بهره ای نبرده اید.

جناب دکتر پزشکیان؛

شما که این همه سنگ کارشناس به سینه می زنید چرا از آنان خبری نیست؟ 

تاثیر ضعف و ناکارآمدی مدیران خُرد دامن گیر بر مدیران کلان در صدای معلم

چرا آنان برای مساعدت  شما قدم جلو نمی گذارند؟ به دو دلیل نیستند: اول ناشایسته ها مسندنشین هستند و بر پست های حساس و کلیدی چنبره انداخته اند و هیچ تمایلی برای حذف آن ها ندارید. دوم گروه خون شایسته ها با ناشایسته ها هم خونی ندارد و هم دیگر را دفع می کنند. جمع اضداد در بندگان پاسخ نمی دهد.

چرا نمی خواهیم باور کنیم که مسندنشینان ایران نیاز شدید به « بازاجتماعی شدن » دارند. چرا نمی خواهیم از پوشش شعار بر ناتوانی های خود دست برداریم و با ایجاد امنیت شغلی و بِستری مناسب برای رشد و توسعه، به خردمندانی فرصت دهیم که به تعالی رشد فردی رسیده اند ؟

به خاطر بسپاریم مديران اثربخش فرصت می آفرينند و مديران دنباله‌رو در انتظار فرصت می نشينند! بیشتر مدیران ما دنباله رو هستند و از مشق مدیر قبلی، رونویسی می کنند. یک ناتوان جاهل، گلوگاه هر نوع پیشرفت و ترقی خواهد بود.

اگر این جامعه دلسوز حقیقی دارد پس هنگامی که از حضور یک شاغل در هر رده و پستی، نتایج مطلوب و اثربخشی به دست نمی آید، بدون هر نوع ملاحظه عاطفی یا سیاسی، او را تغییر دهید.

اجازه ندهید سرمایه های ملی اعم از منابع طبیعی و غیرطبیعی یا نیروی انسانی به هدر رود.

تاثیر ضعف و ناکارآمدی مدیران خُرد دامن گیر بر مدیران کلان در صدای معلم

در طول تاریخ ایران، بازدید از زیرمجموعه یعنی شنیدن مشکلات و موانع آن مجموعه. هرگاه در بازدیدها، سازمانی بدون مشکل معرفی گردد یقین آن روز ما باور خواهیم کرد انتخاب درست داشته ایم. چون همه تجربه کرده ایم که انتخاب های نادرست هرگز نتایج مطلوبی نداشته اند.

حقیقتا مردم از شنیدن حجم زیاد مشکلات تکراری و لاینحل خسته اند. فرسوده اند. برای خلق امیدواری و نشاط، قدری هم از هست ها سخن بگوئید و فشار سنگین نیست ها را در دُز بالا بر کام مردم تحمیل نکنید. بس است رنجوری خلایق، چشم ها را بشوئید و معقول و درست تر ببینید.

رنج ما را که توان برد به یک گوشه چشم
شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی

(حافظ)


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گزارش صدای معلم از لايحه بودجه 1405 کشور و انتقاد از موافقت دولت پزشکیان با تعامل و انجام اصلاحات با رعایت ملاحظات تورمی و سقف بودجه

بخشنامه لايحه بودجه کشور با پيوست هاي ذيل منتشر شد :

مجله اداری‌ها- 

بخشنامه تهيه و تنظيم لايحه بودجه سال ۱۴۰۵ كل كشور

پيوست شماره ۱- برنامه زمان‌بندي تهيه و تنظيم لايحه بودجه سال ۱۴۰۵ كل كشور

پيوست شماره ۲- ضوابط مالي ناظر بر تنظيم بودجه سال ۱۴۰۵ كل كشور

پيوست شماره ۳ دستور العمل تهيه و تنظيم بودجه دستگاه‌هاي اجرايي

پيوست شماره ۴- دستور العمل جامع بودجه‌ ريزي مبتني بر عملكرد در چارچوب برنامه عملياتي سالانه

پيوست شماره ۵- دستورالعمل تهيه و تنظيم بودجه شركت‌هاي دولتي بانك‌ها و موسسات انتفاعي وابسته به دولت

پيوست شماره ۶- دستورالعمل اولويت بندي و بازنگري اعتبارات هزينه‌اي

پيوست شماره ۷- دستورالعمل غربال گري طرح ها و پروژه هاي تملك دارائي هاي سرمايه‌ای 

پيوست شماره ۸- دستور العمل تنظيم تسهيلات بانكي و هزينه هاي فرابودجه‌ای

 

افزایش حقوق سال ۱۴۰۵ کارمندان و سایر مزایا ( اعتبارات هزینه ای )

الف- افزایش ضریب ریالی حقوق را نسبت به آخرین حکم کارگزینی سال ۱۴۰۴ با لحاظ بیست درصد رشد لحاظ نمایند. رقم قطعی ضریب به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.

ب- سقف اعتبار مربوط به سرانه مزایای عملکردی و پاداش یک‌ ماهه حقوق و مزایای کارکنان را در بودجه سال ۱۴۰۵ حداکثر معادل اعتبار سرانه سال ۱۴۰۴ (مبتنی بر موافقتنامه سال ۱۴۰۴) پیش‌بینی نمایند.

ج- مبلغ پاداش پایان سال (عیدی) را مطابق ماده (۷۵) قانون مدیریت خدمات کشوری در بودجه خود پیش‌بینی نمایند. مبلغ قطعی پاداش پایان سال به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.

د- اعتبار مأموریت (داخلی و خارجی) کارکنان را حداکثر معادل پیش‌بینی عملکرد سرانه اعتبار سال ۱۴۰۴ (مبتنی بر موافقتنامه سال ۱۴۰۴) پیش‌بینی نمایند.

هـ- اعتبار سرانه کمک‌های رفاهی مستقیم و غیرمستقیم کارکنان، حداکثر معادل اعتبار سرانه سال ۱۴۰۴ (مبتنی بر موافقت نامه سال ۱۴۰۴) را در سقف اعتبارات پیش‌بینی نمایند.

گزارش صدای معلم از لايحه بودجه 1405 کشور و انتقاد از موافقت دولت پزشکیان با تعامل و انجام اصلاحات با رعایت ملاحظات تورمی و سقف بودجه

و- تمامی شرکت های دولتی موسسات انتفاعی وابسته به دولت ، بانک ها و بیمه های دولتی شامل شرکت هایی که شمول قوانین و مقرررات عمومی بر آنها مستلزم ذکر یا تصریح نام است نظیر شرکت ملی نفت ایران بانک مرکزی، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی شرکت ملی صنایع پتروشیمی، سازمان بنادر و دریانوردی، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و شرکت‌های تابعه آنها و سایر شرکت‌هایی که به نحوی دارای قوانین و مقررات خاص پرداخت حقوق و مزایا هستند موظفند اعتبار حقوق دستمزد و مزایای کارکنان خود را در بودجه پیشنهادی سال ۱۴۰۵ مطابق افزایش مندرج در جزء (الف) بند (۲) و با رعایت بخشنامه‌های شورای حقوق و دستمزد و مقررات تعیین شده در بودجه سال پیش‌ بینی نمایند و هرگونه افزایش مازاد بر آن توسط هیچ مرجع و شورایی قابل قبول نمی‌باشد.

ز- مبنای محاسبه هزینه‌های کارکنان برای بودجه پیشنهادی سال ۱۴۰۵ صرفاً بر اساس آمار نیروی انسانی و اطلاعات پرداختی مندرج در سامانه یکپارچه نظام اداری ایران (سینا) سازمان اداری و استخدامی کشور می‌باشد.

در خصوص دستگاه‌های اجرایی دارای قوانین و مقررات خاص و مستثنیات بند (الف) تبصره (۱۷) قانون بودجه سال ۱۴۰۴ کل کشور ارائه مستندات کامل در خصوص پرداختی نیروی انسانی به صورت تجمعی و با رعایت محرمانگی الزامی است.

در گفت و گوي مجازي ذيل، لايحه بودجه 1405 را تحليل مي کنيم.

خلاصه قسمت قبل :

آیا دولت جسارت حذف بودجه‌های چند ده و گاهی چند صد میلیاردی نهادهاي فرهنگي و همچنین متناسب‌ سازی قیمت حامل‌های سوخت مثل بنزین را خواهد داشت ؛ یا محافظه‌کارانه به مسیر روزمرگی و ادامه راه گذشتگان خواهد رفت.

مردم باید ببینند کدام هزینه‌ها کاهش یافته و کدام ردیف‌ ها حذف شده‌اند و درآمدهای جدید چگونه به‌ نفع کالاهای عمومی مانند آموزش، بهداشت و درمان، حمل‌ و نقل عمومی و سایر موارد مشابه، هزینه می‌شوند.

بودجه نهادهایی را که هیچ نقش و جایگاهی در ارائه خدمات عمومی ندارند و مشخص نیست چرا باید از منابع عمومی بهره‌مند شوند، بدون مماشات حذف کنید!

مردم در شرایطی بسیار دشوار زندگی می‌کنند و آن‌ طور که به‌نظر می‌رسد، چشم‌انداز پیش رو نیز بهبودی را نوید نمی‌دهد . در چنین شرایطی، اختصاص بودجه به فعالیت‌ها و نهادهایی که ارتباطی به منافع ملی ندارند، چه توجیهی دارد؟ هزینه‌هایی را که مابه‌ازای ملموس برای مردم ندارند، شجاعانه حذف کنید و اجازه دهید مردم ببینند که اصلاحات اقتصادی تنها از طریق تحمیل هزینه جدید به آنان انجام نمی‌شود.

گزارش صدای معلم از لايحه بودجه 1405 کشور و انتقاد از موافقت دولت پزشکیان با تعامل و انجام اصلاحات با رعایت ملاحظات تورمی و سقف بودجه

بودجه را کاملاً شفاف کنید. خزانه دولت را به اتاقی شیشه‌ای تبدیل کنید .

بودجه سازمان‌ها و نهادهای موجود در نظام حکمرانی را که خدمات آنها هیچ تناسبی با مبالغ کلان منظور شده ندارد با قاطعیت کاهش دهید.

در سال 1383، مجلس هفتم با تصویب قانون «تثبیت قیمت‌ها»، مانع رشد قیمت بنزین در سال هاي بعدي شد. بدین ترتیب روند رشد تدریجی قیمت متوقف شد و بنزین از سال 1383 تا 1386 در سطح 80 تومان باقی ماند.

داده‌های رسمی نشان می‌دهد که در سال ۱۳۸۵ (پایان این دوره انجماد)، رشد متوسط سالانه مصرف بنزین ۱۰ درصد بود. این وضعیت، کشور را در آستانه بحران قرار داد و زمینه را برای مداخله بعدی (سهمیه‌بندی و قانون هدفمندی یارانه‌ها) آماده کرد.

گزارش صدای معلم از لايحه بودجه 1405 کشور و انتقاد از موافقت دولت پزشکیان با تعامل و انجام اصلاحات با رعایت ملاحظات تورمی و سقف بودجه

***

بخش سوم :

دولت سه‌شنبه (2 دی ماه) لایحه بودجه را تقدیم مجلس کرد که پس از آن کمیسیون تلفیق بودجه برای بررسی کلیات و جزئیات بودجه تشکیل شد.

پايگاه خبري اطلاع با ما : سه شنبه ۹ دی ۱۴۰۴ – ساعت  ۸:۴۴ ، به نقل از تسنیم، مجلس نوشت :

 ابوالفضل ابوترابی نماینده مردم نجف‌آباد در مجلس شورای اسلامی گفت: نمایندگان امروز پیش از صحن مجلس، جلسه‌ای غیرعلنی به ریاست محمدباقر قالیباف تشکیل دادند.

وی افزود: این نشست غیر علنی هم‌اکنون ( صبح سه شنبه 9 دي ) در حال برگزاری است و موضوع آن نیز بودجه 1405 است.

نماینده مردم نجف‌آباد گفت: با توجه به اینکه روز گذشته کمیسیون تلفیق بودجه 1405 کلیات آن را رد کرده بود، برخی نمایندگان در این جلسه غیرعلنی نظر خود را درباره بودجه مطرح می‌کنند.

پرسش کننده :

قضیه ی استرداد و اصلاحيه لايحه بودجه 1405 چيست؟

پاسخ دهنده (6 ) :

سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه با اشاره به نخستین جلسه این کمیسیون پس از درخواست رئیس‌جمهور برای استرداد و اصلاح لایحه بودجه، از تصمیم نمایندگان برای بازبینی افزایش حقوق سال آینده بر مبنای عدالت و روش پلکانی خبر داد.

گزارش صدای معلم از لايحه بودجه 1405 کشور و انتقاد از موافقت دولت پزشکیان با تعامل و انجام اصلاحات با رعایت ملاحظات تورمی و سقف بودجه

پرسش کننده :

در اولين جلسه کميسيون تلفيق چه گذشت؟

پاسخ دهنده (6 ) :

مجتبی یوسفی در گفت و گو با  خانه ملت در تشریح اولین جلسه این کمیسیون پس از درخواست استرداد و اصلاح لایحه بودجه از سوی رئیس‌جمهور گفت: این جلسه با محوریت دغدغه‌های نمایندگان درباره افزایش هزینه‌های خانوار و کاهش سطح عمومی درآمدها برگزار شد.

نماینده مردم اهواز در مجلس افزود: یکی از مصوبات مهم جلسه بازنگری در افزایش حقوق سال آینده بود؛ به‌ گونه‌ای که مقرر شد افزایش حقوق بر اساس عدالت و با استفاده از منابعی که نمایندگان پیشنهاد خواهند داد، اصلاح شود.

وی با اشاره به موضوع ارز ترجیحی گفت: در این جلسه مقرر شد میزان تخصیص ارز ترجیحی، قیمت آن و نحوه مدیریت این ارز به‌ گونه‌ای اصلاح شود که به کاهش هزینه تمام‌ شده کالاهای اساسی کمک کند؛ کالاهایی که مستقیماً با سفره مردم در ارتباط هستند، از جمله تامین نهاده‌های تولید مرغ، گوشت و برنج.

گزارش صدای معلم از لايحه بودجه 1405 کشور و انتقاد از موافقت دولت پزشکیان با تعامل و انجام اصلاحات با رعایت ملاحظات تورمی و سقف بودجه

پرسش کننده :

نمايندگان مجلس براي افزایش حقوق و معافیت‌های مالیاتی در سال 1405 چه برنامه اي دارند؟

پاسخ دهنده ( 6 ) :

رئیس کمیسیون تلفیق بودجه ۱۴۰۵ با اشاره به بررسی موضوع افزایش حقوق و دستمزد در بودجه سال آینده گفت: کمیسیون تلاش دارد تا افزایش حقوق ها در بودجه سال آینده متناسب با عدالت در پرداخت‌ها باشد؛ به‌گونه‌ای که اقشار ضعیف‌ تر رشد حقوق بیشتری نسبت به افرادی با درآمدهای بالاتر داشته باشند. در حوزه معافیت‌ها نیز همین نگاه عدالت‌ محور مدنظر قرار خواهد گرفت.

پرسش کننده :

گزارش کميسيون چه زماني به صحن علني ارائه مي گردد؟

پاسخ دهنده ( 6 ) :

تاجگردون تصریح کرد: برای جمع‌ بندی این موارد، حدود سه روز زمان در نظر گرفته شده تا کمیسیون بتواند اصلاحات لازم را انجام دهد و پس از آن، گزارش نهایی کمیسیون دوباره به صحن علنی ارائه و درباره کلیات رأی‌گیری شود.

رئیس کمیسیون تلفیق با تاکید بر تعامل با دولت گفت: ما امیدواریم با دولت محترم به یک تعامل سازنده برسیم تا راهکارهای عملی برای رفع این مسائل ارائه شود. 

پرسش کننده :

نقد مجلس به لايحه بودجه 1405 چيست ؟

پاسخ دهنده (7) :

 روز گذشته ( دوشنبه 8 دي )  کلیات لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ در حالی توسط کمیسیون تلفیق رد شد که کلیات این لایحه هنوز در صحن مجلس بررسی نشده است. در واقع، از همان روزهایی که مسعود پزشکیان به همراه مهم‌ترین لایحه منابع مالی دولت به بهارستان رفت و آن را به رئیس خانه ملت تقدیم کرد، تا دیروز ( دو شنبه 8 دي ) انتقادات زیادی متوجه لایحه بودجه به‌ویژه درباره افزایش ۲۰ درصدی حقوق‌ها و حذف وام ازدواج و… شده بود.

گزارش صدای معلم از لايحه بودجه 1405 کشور و انتقاد از موافقت دولت پزشکیان با تعامل و انجام اصلاحات با رعایت ملاحظات تورمی و سقف بودجه

 پرسش کننده :

دفاع پزشکيان در مجلس از لايحه بودجه 1405 چه بوده است؟

پاسخ دهنده (7) :

با اوج گرفتن انتقادات [مجلس ] ، پزشکیان به‌ صورت ناگهانی در چند روز گذشته به بهارستان رفت و از این لایحه دفاع کرد. او خطاب به نمایندگان گفت: «یکی به من بگوید از کجا [پول] در بیاورم که حقوق‌ها را افزایش بدهم.» همین اظهارات و مقاومت در برابر افزایش حقوق کارمندان سبب شد تا هم هجمه‌های زیادی به دولت وارد شود و برخی‌ها آن را متهم به بی‌ برنامگی کنند و هم روند صعودی افزایش قیمت در بازار سکه و ارز شدت بگیرد.

با این حال، پس از رد کلیات این لایحه توسط کمیسیون تلفیق و پیش از آن که کلیات لایحه برای بررسی بیشتر و شنیدن نظرات موافقان و مخالفان به صحن علنی مجلس بیاید، رئیس‌جمهوری در نامه‌ای به محمدباقر قالیباف رئیس مجلس، از اصلاح لایحه بودجه خبر داد و رأی‌گیری درباره آن را به تعویق انداخت. به بیان دیگر، پزشکیان در نامه‌ای به قالیباف موافقت دولت را با تعامل و انجام اصلاحات با رعایت ملاحظات تورمی و سقف بودجه اعلام کرد.

پرسش کننده :

ابهامات درخواست پزشکيان از قاليباف چيست؟

پاسخ دهنده (7) :

پس از اعلام نامه رئیس‌جمهوری به قالیباف، برخی اما و اگرها حکایت از آن داشت که دولت درخواست استرداد لایحه بودجه را مطرح کرده است؛ موضعی که با توضیح رئیس بهارستان همراه شد. اگرچه قالیباف تأکید کرد که نامه رئیس‌جمهوری از نظر حقوقی به نوعی هم استرداد لایحه و هم اصلاح هم‌ زمان آن محسوب می‌شود، اما در ادامه از ارجاع دوباره آن به کمیسیون تلفیق خبر داد. او گفت: «موضوع برای بررسی با عدد و رقم و جداول اصلاحی که مورد موافقت رئیس‌جمهور بوده، به کمیسیون تلفیق ارجاع می‌شود تا فردا این اصلاحات با اصل ۷۵ در مغایرت نباشد و شاکله بودجه تغییر نکند. از سوی دیگر، دولت نیز حتماً باید از امروز در جلسات حضور داشته باشد تا در کمترین زمان ممکن این لایحه تکمیل و اصلاح شود و مجدداً گزارش کمیسیون به صحن مجلس ارائه و مورد بررسی قرار گیرد.»

از همین رو، عباس پاپی‌زاده عضو و سخنگوی هیأت‌ رئیسه مجلس دوازدهم در خصوص نامه پزشکیان و پذیرش ایرادات مطرح‌ شده گفت: «کلیات لایحه بودجه به کمیسیون تلفیق ارجاع شد. به نوعی کلیات لایحه بودجه به دولت استرداد شده است، منتها تلقی ما از نامه رئیس‌جمهور این است که ایشان اشکالات را پذیرفته و اصلاحات پنج‌گانه‌ای را به مجلس ارائه کرده است. بر این اساس، جلسات کمیسیون تلفیق در سه شیفت و تا شب برگزار شده و فردا ( چهارشنبه دهم دي ) به مجلس تقدیم می‌شود.»

وی ادامه داد: « قرار است امشب ( سه شنبه 9 دي ) مجدداً کمیسیون تلفیق درباره کلیات لایحه بودجه رأی‌گیری کند تا این گزارش در دستور کار مجلس قرار گیرد. با وجود تعطیلی فردا به دلیل سرما و مدیریت مصرف انرژی، جلسه علنی مجلس فردا ( چهار شنبه دهم دي ) برای بررسی کلیات لایحه بودجه تشکیل می‌شود » .

( ادامه دارد )

بخش نخست

بخش دوم

منابع :

  1. لایحه بودجه ۱۴۰۵؛ آزمون دشوار دولت پزشکیان
  2. نامه 180 اقتصاددان و فعال اقتصادی به پزشکیان درباره اجرای سه مورد در بودجه 1405
  3. اقتصاد نيوز
    بزرگترین خطای سیاستی در ایران، تثبیت و انجماد قیمت‌هاست
    اگر قیمت بنزین تدریجی افزایش می‌یافت امروز چند تومان بود؟ | 2 سناریو درباره قیمت‌گذاری بنزین در ایران
  4. روزنامه دنياي اقتصاد 11 / 9 / 1404
  5. دنياي اقتصاد : با تصمیم دولت؛
    نرخ بنزین از نخستین دقایق امروز شنبه در کارت‌های اضطراری ۵ هزار تومان شد
    تاریخ انتشار :۱۴۰۴/۰۹/۲۲ ۰۹:۴۴
  6. تصمیم مجلس برای افزایش حقوق کارمندان | افزایش حقوق پلکانی شد.
    1404 ۱۴:۲۳چهار شنبه 9 دي
    کد خبر: 1385622

7. نامه مهم پزشکیان و عقب نشینی دولت در مقابل نقد مجلسی ها به بودجه/ تفاوت رد لایحه بودجه پزشکیان با لوایح بودجه های روحانی و رئیسی در چیست؟


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش صدای معلم از لايحه بودجه 1405 کشور و انتقاد از موافقت دولت پزشکیان با تعامل و انجام اصلاحات با رعایت ملاحظات تورمی و سقف بودجه

منتشرشده در اقتصاد

نقد دیدگاه های علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورشی که نه مساله می داند و نه بیان مساله در صدای معلم

وزیری که گفته های او فقط معلمان را شگفت زده نمی کند. یا این قشر را امیدوار به رهایی از هر نوع عقب ماندگی نمی سازد. فقر بر تاروپود معلم ایرانی چنگ انداخته است اما طبق معمول دادرسی نیست.

وزیر آموزش و پرورش: «معیشت معلمان مهم نیست؛ اولویت نماز است.» خبر آنلاین (2 دی 1404)

هیچ مسلمانی منکر اهمیت و نقش نماز در زندگی یک فرد نیست. اما حداقل برای هم وزن نمودن جمله خود به جای معیشت معلمان، می گفتید: « آموزش دانش آموزان مهم نیست؛ اولویت نماز است.»

نقد دیدگاه های علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورشی که نه مساله می داند و نه بیان مساله در صدای معلم

و گرنه هیچ ربط منطقی مابین معیشت یا حقوق معلمان نسبت به اهمیت نماز دیده نمی شود. راستی معیشت وکلا و قضات، نمایندگان مجلس و وزرا چطور؟ مهم هست یا باز اولویت با نماز است؟ حداقل معیشت را به عنوان یک مفهوم کلی برای تمامی مشاغل بیان می کردید و سپس به اهمیت نماز اشاره می کردید.

اسلام دین تعادل است و هر چیز در جایگاه اصلی خود مهم است. خود شما به عنوان یک وزیر، حاضرید 24 ساعت شبانه روز نماز بخوانید و دور معیشت را خط بکشید؟ این که مصداق همان داستان مرد مسلمانی می شود که همسایه نصرانی داشت و با تأثیر گذاری بر او به دین اسلام روی آورد. اما مرد مسلمان با افراط در همراهی مرد نصرانی برای مسجد رفتن و نماز خواندن، موجب انصراف او از مسلمانی شد و در نهایت آن مرد گفت: من کار و زندگی دارم، برو دنبال فردی بیکار.

اساس زندگی بر کار و کوشش و تأمین معاش بنا شده است. این یک اصل کلی در تمامی ادیان است. حال چرا و چگونه شما وزیر آموزش و پرورش، معیشت نصفه و نیمه معلمان را زیادی می بینید و از اهمیت نماز سخن می گوئید در شگفتم.

شاید القایی جدید است برای شست و شوی اذهانی زودباور که لابد چون وزیر می گوید پس سخنی راست است. به والله برخی باور می کنند. هر سخن آن هم از سوی یک مسندنشین، برای خود گوش شنوایی دارد. و این جاده ای یک طرفه است. چون هرگز همین مسندنشینان، گوش شنوایی بر آلارم و رنج معلمان نداشته اند. و گر نه یقین من نیز تاکنون جایگاهی شبیه دیگر معلمان در سایر کشورها داشتم.

معیشت معلمان به دلیل پرتعداد بودن و نه زیادی بودن، همیشه روزگار در این وادی هیچ انگاشته شده است.

اعتراف کنید جایگاه معلمان در خط فقری که 55 میلیون تومان اعلام شده کجاست؟

نقد دیدگاه های علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورشی که نه مساله می داند و نه بیان مساله در صدای معلم

مبادا فقر، این قشر شریف را از دین و ایمان بازدارد؟ فقر، همانند تار عنکبوت بر زندگی همین معلمان چنبر انداخته است و تاکنون هیچ وزیری از جمله حضرتعالی، قادر به نجات آنان نبوده و نیستید.

در تمامی کشورهای پیشرفته، معلم از جایگاه رفیع ارزشی برخوردار است و با بالا نگه داشتن سطح درآمد آنان، انگیزه فعالیت را افزایش می دهند تا کودکان حقیقتا با تمام وجود بیاموزند. اما در کشور ما نصف مبلغ زیر خط فقر به معلمان حقوق می دهید و تازه معیشت آنان را با نماز به عنوان ستون دین هم تراز می بینید!

چه سنخیتی مابین این دو وجود دارد؟

نقد دیدگاه های علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورشی که نه مساله می داند و نه بیان مساله در صدای معلم

معیشت معلم از اهم امور هر کشوری است و وزیر آموزش و پرورش ایران نیز اگر مرد عمل است باید اصول لازم را رعایت نماید. فقر معلم، یعنی فقر آموزش و بالعکس. معلمی که تأمین نیست ؛ هرگز قادر نخواهد بود فقط با وجدان شغلی تدریس نماید. یا اگر تاکنون چنین بوده است امروز در وانفسای افزایش قیمت کالاهای اساسی و کاهش ارزش پول ملی، دیگر اصلا این گونه نیست. در ضمن وجدان شغلی فقط برای معلمان لازم نیست. شما دولت مردان هم می باید وجدان شغلی داشته باشید و به تعهدات خود پای بند باشید.

وزیر آموزش و پرورش در اظهار نظری دیگر به پخش موسیقی در مدرسه واکنش نشان داده اند، اما بازگویی آن برای ردیف کردن دیدگاه عجیب وزیر آموزش و پرورش نسبت به تعلیم و تربیت، در کنار هم آورده شده است:

« ما در مدرسه چیزی به نام آهنگ نداریم.» (همان منبع)

اگر در مدارس چیزی به نام آهنگ نیست پس آموزش آن از کجا شروع می شود؟ بالاخره موسیقی هویت یک کشور شمرده می شود و آشنایی با سازهای گوناگون و نحوه نواختن آن ها می باید آموزش داده شود.

مراکز آموزش خصوصی توسط اساتید موسیقی قادر به استعدادیابی همه کودکان لازم الشرایط نیست. در این مراکز فقط عده ای علاقه مند با توان اقتصادی بالا قادرند ثبت نام نمایند و زیر پوشش آموزش دولتی نیست.

چرا وقتی در مورد سربلندی ایران و پرچم یا شهدا و جنگ، موسیقی ساخته و پخش می شود ایرادی در آن نمی بینید؟ مثلا سرود فرمانده؛ اما دو کف زدن یا نشاط و شادی دانش آموزان کودک و نوجوان را هنگام شنیدن موسیقی، مذمت می کنید؟

اگر نگران عکس العمل همسایه های این مدارس هستید بهتر است از سالن مدارس برای این مهم استفاده شود تا به جز خدا و افراد داخل سالن، اشخاصی دیگر شاهد برطرف سازی یک نیاز طبیعی و الهی در مدارس نباشند. تا قضاوت ها و داوری های نادرست، برای آموزش و پرورش دردسر ساز نشود یا مدیر و معلمی برکنار نگردد. اینجا ایران است نه کره شمالی.

موسیقی گویای هویت ملی یک کشور است. موسیقی غذای روح است و انتخاب نوع آن به نسبت سلایق گوناگون، اختیاری ارزشمند و محترم است. هر انسانی وظیفه دارد به همنوع خود و گزینش های موجه او احترام بگذارد. این یعنی همدلی.

کشور ما دچار افسردگی جمعی است و مردم فقط در تنهایی خود شاید شاد باشند. اما ما از نعمت شادی دسته جمعی محرومیم. تقویت حس گناه در مردم تا حدی فراتر می رود که تا دو نفر در گفت و گوی معمولی خود می خندند فوری نگران رخدادی تلخ می شوند و صدقه می دهند. در جامعه ای که افراد خنده های معمولی یک روز خود را زیادی می بیند و از عواقب آن هراسان و بیمناک است چگونه باید انتظار شادی دسته جمعی داشته باشیم؟

رتبه ایران در سال 2025 در بین کشورهای شاد 99 می باشد آن هم به دلیل شرکت مردم در پویش های جمعی برای کمک به دیگران؛ و گر نه از این نیز غمگین تر می بود.

وقتی تئاتر و سینما و کنسرت موسیقی یا سفر، نسبتا ارزان بود ما فرهنگ یا توانایی استفاده از این امکانات فرهنگی را نداشتیم ؛ اکنون که گرانی، ریشه هر امیدی را خشکانده است اصلا و ابدا قادر به حفظ سلامتی روح و روان خود نیستیم. پس صدای موزون دو ساز را برای دانش آموزانی که آینده سازند، زیادی نبینید. اجازه دهید خاطرات شیرینی برای دانش آموزان با همکلاسان خود طی یک هفته و در ساعاتی معین فراهم شود. خط زدن بر موسیقی، خوشنویسی و نقاشی یعنی انجماد استعداد و علایق کودکان. یعنی خط بطلان کشیدن بر روی هنر و هنرمند. هویت ملی و فراملی چنین ملتی، چه جایگاهی در جهان خواهد داشت؟

علیرضا کاظمی: در آموزش و پرورش دنبال تربیت هستیم اما کنکور پدر تعلیم و تربیت را در آورده است. مافیای کنکور تمام طرح‌های کیفیت‌بخشی و تربیت‌ بخشی آموزش را نقش برآب می‌کند. (ایسنا 24 آذر 1404)

راستی این مافیا بالاخره هویتی مشخص برای خود دارد و یا قانونی در کشور برای مبارزه با آن وجود دارد؟ یا اراده و خواست آنان بالاتر از هر قانون و مقامی است؟ از کدام طرح های کیفیت بخشی و تربیت بخشی سخن می گوئید؟ تحقق چنین آرزوهایی در مدارس ما فقط با دخالت مافیا نابارور شده است؟ یا هرگز آموزش و پرورش ما در این زمینه ها آبستن نبوده است؟

نقد دیدگاه های علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورشی که نه مساله می داند و نه بیان مساله در صدای معلم

اصولا مافیا به گروه‌هایی صاحب نفوذ و مخفی گفته می‌شود که بر شبکه‌های مالی، تجاری و صنعتی یک کشور چنگ می‌زند. حال چگونه و چرا در کشور ما به جای این سه شبکه بر آموزش، چنگ زده است، شگفت زده ام! ضعف موجود، گویای چه مسایل آشکار و پنهانی است که آموزش ایران را به دامن ناامن مافیا سپرده است؟

منِ معلم با ناتوانی خود در قبال آنان فقط حق بیان مسأله را دارم اما شما به عنوان وزیر، چرا آنان را محو و نابود نمی سازید؟ آن هم با اِشراف داشتن به برآب کردن نقش هر نوع طرح‌ کیفیت‌بخشی و تربیت‌بخشی آموزشی توسط آنان. حالا انتظار دارید با نادیده گرفته شدن معیشت زیرِ زیرِ خط فقرم به جنگ مافیا بروم یا همان بهتر که بروم شبانه روز به اولویت اصلی بپردازم؟

قبلا نیز در روز معلم؛ ما معلمان را با خوش قلبی خود شبیه چوپان کردید. هر شغلی شریف است و قابل احترام؛ اما معلمان، چرا دیوار کوتاه این کشور هستند؟

اگر قرار نیست برای توسعه عدالت آموزشی، اقتصادی و فرهنگی پیش قدم باشید ؛

اگر قرار نیست حرکتی پویا در جهت توسعه پایدار انجام دهید حداقل نمک بر روی زخم های مزمن ما نپاشید تا با حساب رسی 29 روز بدون حقوق خود در هر ماه و سال، عمر را بر باد دهیم و فردا هنگام بازنشستگی با کلی درد و رنج و بیماری ظاهر و باطن و با نگرانی از ناممکن بودن توان تأمین هزینه های درمان، فراموش شدگی خود را به خاطر بسپاریم.

بهتر است سخن حق را از سعدی بشنویم:

یکی مشت‌زن بختِ روزی نداشت
نه اسباب شامش مهیا، نه چاشت
ز جور شکم، گِل کشیدی به پشت
که روزی محال است خوردن به مشت
مدام از پریشانی روزگار
دلش پر ز حسرت، تنش سوگوار
گهش جنگ با عالم خیره‌کش
که از بخت شوریده، رویش ترش
گه از دیدن عیش شیرین خلق
فرو می‌شدی آب تلخش به حلق
گه از کار آشفته، بگریستی
که کس دید از این تلخ‌تر زیستی؟
کسان شهد نوشند و مرغ و بره
مرا روی نان، می‌‌نبیند تره
گر انصاف پرسی، نه نیکوست این
برهنه من و گربه را پوستین
چه بودی؟ که پایم در این کار گل
به گنجی فرو رفتی از کام دل
مگر روزگاری هوس راندمی
ز خود گرد محنت بیفشاندمی


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

آسیب شناسی تجزیه ایران و ملی­ گرایی ایرانی مسئولیت پذیری در برابر سرنوشت بشر و سرنوشت ایران در صدای معلم

- یکی از پیام های شاهنامه :

داوری دربارۀ ارزش های تمدن و فرهنگ ملتی دیرین که میراثش در طی هزاره ­ها پا فراتر از مرزهای سیاسی خود نهاده و آثار آن را بر فرهنگ و تمدن جهانی نمی­ توان نادیده گرفت، کار آسانی نیست.

فرهنگ ایران راز سرگذشت و سرنوشت بشر و مبارزۀ بی پایان نیک و بد و هویت انسانی و هویت ملی را روشن کرده و از سیزده سده پیش در آثار سخنوران نام­آور زبان و ادب پارسی، ثبت این سندها به زبان پارسی کنونی آغاز گردیده است. این اسناد پایه و مایۀ زیست و شکوه ملتِ با گوهر و ریشه داری هستند که زندگی خود را به آرمانی گره زده و در مسیر رسیدن به آن استوار و کوشا هستند. حکومت باید قدرت خود را از اراده و آرمان های ملت بگیرد. به بیان دیگر سیاست بی مقتدای ملت، بی عاری و لودگی است. بی توجهی به این مهم را یا باید به حساب بی­ تدبیری دولت­ مداران گذاشت و یا سیاستی که تجزیه طلبان را بدیلی در مقابل رشد مردم سالاری در دست آنها نگه می­ دارد.

لازم به تذکر است که مردم سالاری یک پدیدۀ مستقل و قائم به ذات است و در آن رأی دادن و تشکیل دولتِ اکثریت، اصل نیست بلکه آنها ابزار مردم سالاری هستند.

اصل در مردم سالاری دو چیز است:

  1. پاسخ گو بودن حکومت در برابر شهروندان که در این صورت وکالت نامۀ بلاعزل به وکالت نامۀ با عزل در دست مردم تبدیل می­ شود.
  2. برابری همه در مقابل قانون و اینکه نمی­ توان حقوق شهروندی را با رأی اکثریت پایمال کرد.

دریغا اوهام کور، شم سیاسی و تاریخی را در جامعه تنزل داده و به جای اینکه « سیاست » و « تاریخ » را به مثابۀ علم بدانیم، با نگاهی متحجرانه، یکی را بی پدر و مادر و دیگری را نوشتۀ فاتحان خوانده و از غزل پر مغز حافظ، فقط بر لب جوی نشستن و گذر عمر نظاره کردن را برمی­ گزینیم. برخورد غیر علمی با « تاریخ » و « سیاست » به علت آفت راحت طلبی به ناتوانی در تجزیه و تحلیلِ تجربه ­های انسان در طول تاریخ و حتی به حذف تجربۀ تاریخ و فرهنگ از زندگی انسان می ­انجامد.

جايگاه امروز انسان و انسانيت مديون تجربه­ هاي بشر در طول تاريخ است.

آسیب شناسی تجزیه ایران و ملی­ گرایی ایرانی مسئولیت پذیری در برابر سرنوشت بشر و سرنوشت ایران در صدای معلم

در هشتم شهریور 1404 خورشیدی در برنامۀ پرگار که از بی­ بی­ سی پارسی پخش می­ شود، رامین پرهام دو جملۀ بسیار خطرناک گفت: « برای مدرن شدن باید شعر زدایی کنیم؛ مدرنیسم با نثر پیش می­ رود نه با شعر و سپس گفت کار روشنفکر جست و جوی حقیقت نیست بلکه پاسخ به نیاز مردم است. »

هر دو حرفِ سخیف و مخرب، دیدگاه چپ ی­های غیر ملی و بی­ وطن است. آیا این حرف­ها زدودن فردوسی، سعدی، مولوی، حافظ، نظامی، خاقانی، خیام و . . . نیست؟ در یک کلام آیا این زدودن فرهنگ ایرانی نیست؟ ارسطو شعر و داستان را آموزنده­ تر و سودمندتر می­ دانست و به گفتۀ شادروان منوچهر مرتضوی « هم شعر و هم داستان ارزش قوۀ خلاقه و استعداد آفرینش هنری انسان را بیان می­ کند. »

اظهار نظرهای سخیف آقای رامین پرهام، مختص ایشان نیست. مراد ایشان احمد شاملو است که در سخنرانی دانشگاه برکلی آن ذهنیت فرومایۀ را دربارۀ فردوسی و داستان ضحاک به زبان آورد. سال ها پیش از سخنرانی در دانشگاه برکلی و پیش از انقلاب 57 شاملو به یک روزنامه نگار که مشغول مطالعۀ تاریخ بیهقی در دفتر روزنامه بوده، گفته بود: « این نوشته­ ها دیگر کهنه شده است، باید آنها را دور ریخت. » ابوالفضل بیهقی که دیگر، شاعر نبود. او یکی از برجسته­ ترین تاریخ­ دانان و هنرمندترین تاریخ نگار بود. چپ­ های غیر ملی، همیشه زودودن فرهنگ دیرین ایران را در کارنامۀ خود دارند.

برای نمونه وقتی دوستان ایشان در حزب توده کار ترجمه را آغاز کردند، « اِتنیک » را به « قوم و قومیت » ترجمه کرده و ندانستند یا نفهمیدند و یا خود را به نفهمی زدند که « اِتنیک » در زبان های ایرانی باید به « خویش و خویشاوند » ترجمه شود. چرا که ما در ایران « اِتنیک » به معنی اروپایی آن نداریم. دریغا از فردای انقلاب 57 نگاه امت گرایی مطرح و حاکم شد و تلاش کردند ملت گرایی را منسوخ کنند. این دقیقاً خواستۀ حزب توده و گلوبالیست­ های بی­ وطن از هر قشری و در هر لباسی بود؛ افرادی که اصالت خود را نمی‌شناختند یا معاند با ایران و ملی‌گرایی بودند، دوباره « قوم » را در معنی « اِتنیک » به کار گرفته و اهداف شومی را دنبال کردند. ایران دیرین­ ترین دولت – ملت جهان سرزمینی مشاع ست و در طول تاریخش راه­ های نو و ایده­ هایی پیش روی جهان گذاشته است.

امروز تجزیه طلبان، نقش حزب توده را در ایران ایفا می­ کنند و افراد بدنام و معلوم­ الحالی همچون شادی امین و رامین پرهام و . . . نقش سخنگوی آنها را در بیرون کشور دارند. نمی­ فهمند یا خود را به نفهمی می­ زنند که حزب توده، نیابتی­ های استالین و حزب مادر در کرملین بود. حزبی خزیده در پناهگاه انترناسیونالیسم و سوسیالیسم که با شعار ضد امپریالیسم به قدرت رسید و دیر نپایید خود به امپریالیسم خونخوار تبدیل گشت.

اگر خوش بینانه به ذهنیت این افراد بنگریم، اینها ناسیونالیسم را از جنبۀ اروپایی آن می­ نگرند که از دل آن توحش حکومت رم و تمامیت خواهی و استعمارگری برخی از اقوام اروپایی و در سدۀ گذشته نازیسم هیتلری و فاشیسم موسولنی و تمامیت خواهی ملکه ویکتوریا و الیزابت بیرون آمده است.

ملی­ گرایی ایرانی مختص ملت ایران است. یکی دانستن ناسیونالیسم در ایران با ناسیونالیسم دولت – ملت­ های اروپایی غلط محض است. در اروپا با انقلاب­ های 1848 مسیحی که به بهار مردم اروپا نیز مشهور شد، حاکمیت کلیسا فرو ریخت و برای نخستین بار دولت- ملت­ هایی بر پایۀ حاکمیت­ های سیاسی- اقتصادی پدید آمدند. بر خلاف حاکمیت قرون وسطی که اُمت مسیحی تعریف کرده و آن را با درفشِ فقه در گرداب خرافات و تحمیق فرو برد، دولت- ملت­های جدید نخست چهره­ای سکولار به خود گرفتند و دخالت­ های فقه را در دولت پس زده و سپس در سال های پایانی سدۀ نوزدهم حکومت­ هایشان را به سوی لائیسیته ( آزادی نهادهای مدنی به ویژه آموزش ) سوق دادند. در این مسیر برای تأمین منافع اقتصادی و سیاسی خود نیازمند سست جلوه دادن بنیادهای فرهنگی ملل دیگر بودند.

آسیب شناسی تجزیه ایران و ملی­ گرایی ایرانی مسئولیت پذیری در برابر سرنوشت بشر و سرنوشت ایران در صدای معلم

برای این منظور در وهلۀ نخست شناخت عمیق سرزمین ها و ملت­ ها بسیار مهم بود هر چند آن را پیش از فروپاشی حاکمیت کلیسا بیش و کم با مبلغان مذهبی و سازمان های فراماسونری آغاز کرده بودند. بسیار مضحک می­ نماید جمع ضدینِ سکولاریسم و به خدمت گرفتن مبلغان مسیحی برای سلطه بر فرهنگ عمومی جوامع غیر غربی. در جاهایی که با یک حوزۀ تمدنی و یک ملت رو به رو شدند از ارتجاع درون آن جامعه بهره بردند.

به هیچ وجه نگاه دایی جان ناپلئونی ندارم؛ منظورم اینست که اگر سیاست را علم می ­دانستیم و سیاست ورزی عاقلانه­ ای داشتیم، بیگانگان خود را در برابرِ سیاست ورزانِ عاقل می­ دیدند نه یک مشت وطن فروش و یا سفیه. یکی از نظریه پردازان شکل گیری دولت – ملت ها در اروپا هگل بود. او پیش از انقلاب­ های 1848 مسیحی گفته بود : « برای تعریف دولت – ملت باید به شرق نگاه کرد و نخستین دولت – ملت هزاران سال پیش در ایران شکل گرفته است. »

جامعۀ ایران هزاران سال است ملی­ گرایی را به طور پیوسته درون خود پرور­انده و از دل آن، حقوق بشر، سکولاریسم، محوریت انسان و انسانیت، کرامت انسانی، حاکمیت قانون، مسئولیت پذیری در قبال جهان هستی و انتخاب اندیشه و گفتار و کردار نیک بدون درخواست پاداش بهشت، برخاسته است. هیچ کدام از این مفاهیم از آسمان نازل نشده­ اند. بلکه در طول تاریخ در متن جامعه پرورده شده و پادشاهان بزرگی همچون کورُش و داریوش تنها به نگاشتن آنها فرمان داده­ اند.

آسیب شناسی تجزیه ایران و ملی­ گرایی ایرانی مسئولیت پذیری در برابر سرنوشت بشر و سرنوشت ایران در صدای معلم

یکی از پیام های شاهنامه که از کل آن برمی­ آید، « مسئولیت پذیری در برابر سرنوشت بشر و سرنوشت ایران است » . هرگاه حاکمان ایران به هر دلیلی از این بنیاد دور شدند، ایران را در مسیر قهقرا انداخته و ایرانیان گرفتار استبداد و توتالیتریسم و امت سازی آنها گشتند. به عبارت دیگر ملی­ گرایی ایرانی پناهگاهی برای ملت ایران در برابر استبداد و توتالیتریسم و هر گونه امت سازی است.

به همین دلایلِ ساده و مهم، باید شایسته سالاری مقدم بر بومی­ گرایی باشد. گلوبالیست­ ها و چپ­ های غیر ملی نخست از فدرالیسم حرف می­ زدند. وقتی دیدند جامعۀ ایران پیشروتر از آنها است و به درستی می­ فهمد که فدرالیسم از جزء به کل است و نه برعکس و ملت صحبت از فدرالیسم را توطئه­ ای برای تجزیه می­ دانند، به زعم خود حرف­ هایشان را تلطیف کرده و در بازی با کلمات به جای فدرالیسم ( یا خودمختاری ) خودگردانی به کار بردند.

در واقع مقصود این بود که مفاهیم را از معنی اصلی خود دور کنند. باز فهم ملت آنها را در بن بست قرار داد و بار دیگر در بازی با کلمات به جای خودگردانی، چماق بومی ­گرایی را بالا بردند.

دریغا گاهی در دولت نیز چنین حرف ­های سخیفی زده می­ شود که امیدوارم از نادانی باشد نه از عمد و لاجرم مزدوری. تقدم بومی­ گرایی بر شایسته سالاری مذموم عقل و مکروه نقل است و مقدمۀ تجزیه. با علم بدبینانه و امید و ارادۀ خوش بینانه­ ام، گرچه احتمال تجزیه را کم می­ دانم، طرح چنین مسائلی از تجزیه طلب­ ها ( چه درون حاکمیت و چه بیرون آن ) بازی با آتش است.

ایران دیرین­ ترین دولت – ملت جهان سرزمینی مشاع ست و در طول تاریخش راه­ های نو و ایده­ هایی پیش روی جهان گذاشته است. هزاران سال روی پا مانده و پس از این نیز خواهد ماند. با این تأکید که اولویت، حفظ مادی و معنوی ایران و هویت ایرانی است.

آسیب شناسی تجزیه ایران و ملی­ گرایی ایرانی مسئولیت پذیری در برابر سرنوشت بشر و سرنوشت ایران در صدای معلم

پنج ستون هویت ملی که مهم ترین نقش را در استقلال ملت و حفظ فرهنگ خودی در برابر استیلای فرهنگ بیگانه ایفا کرده­ و به گفتۀ سعدی آن را آخرالزمانی کرده ­اند ( هر کس به زمان خویشتن بود / من سعدی آخرالزمانم ) و در یک کلام راز جاودانگی ایران و ایرانی هستند عبارتند از:

  1. تاریخِ پیوسته و مشترک هزاران ساله
  2. زبان و ادب پارسی به عنوان زبان علم و هنر و فرهنگ ایران، فراتر از زبان رسمی
  3. جشن های ملی
  4. عرفان ایرانی، منظور بزرگانی همچون بایزید بسطامی و سهروردی است.
  5. فرهنگ خسروانی، محوری که ریشه در تاریخ و فرهنگ هزاران سالۀ ایران دارد و پاسدار چهار بند بالا و تمامیت ارضی ایران است.

ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

آسیب شناسی تجزیه ایران و ملی­ گرایی ایرانی مسئولیت پذیری در برابر سرنوشت بشر و سرنوشت ایران در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت
صفحه1 از277

نظرسنجی

میزان و کیفیت " سواد رسانه ای " مدیران آموزش و پرورش و در سطوح مختلف آن را چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور