
قابل توجه سياست مداران ايراني و آمريکايي :
وقتي باور کنيم شکست ناپذيريم ، نقاط ضعف واقعي خود را نمي بينيم !
درخواست يک شهروند از محله سرافرازِ دماوند در بعد از ظهرِ چهارشنبه دوم ارديبهشتِ 1405 ، ساعت 16 و 56 دقيقه به وقت محلي از رياست محترم سازمان ملل متحد ؛ زيرا میانجیگری فعال، يکي از شرح وظايف دبير کل سازمان ملل متحد مي باشد.
در بسیاری از موارد، دبیر کل یا نماینده ویژه او، مستقیماً در تلاشهای میانجیگری برای حل و فصل اختلافات بین کشورها دخالت میکنند. این میانجیگری میتواند شامل مذاکره مستقیم با رهبران، پیشنهاد طرحهای صلح، یا ایجاد فضایی برای گفت و گو باشد.
ضمن قدرداني از زحمات ارزشمند شما، از حضرتعالي درخواست دارم به ماحصلِ تجربه گران بهاي عاقلان اين دهکده و نه جنگ افروزان عمل نمایيد و با استفاده از همه ابزارها از جمله رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي ، صداي صلح طلبان اين دهکده کوچک از جمله پاپ لئون چهاردهم و... را به گوش ديگر اهالی برسانيد تا در تاريخ ثبت شود:
1- همه اهالی اين دهکده کوچک، جنگ افروز نيستند و قبل از ويرانی ها می دانند که پايان جنگ ها با اهداف فروخته شده به شهروندان متفاوت است.
2- برخي از اهالی اين دهکده کوچک، با صداي بلند، بانگِ نه به جنگ، نه به مداخله در امور داخلي ديگر کشورها، نه به اعدام ، نه به رويا فروشي، نه به ... را به گوشِ ديگر هم ولايتي هاي خود مي رسانند.
بدترين قماربازان، کساني هستند که نمي دانند چه زماني بايد از سرِ ميزِ بازنده بلند شوند!
1- ارتشِ ايالاتِ متحده آمريکا در بين مذاکرات اسلام آباد، با محاصره دريايي کشتيراني در تنگه هرمز و درياي عمان، سطح تنش را افزايش داد.
در نوشتار تبعات و عواقب « محاصره دريايي ايران » (اينجا ) زواياي مختلف اين نقض آتش بس مورد بررسي قرار گرفت ، متاسفانه اقدام تحريک آميز حمله به کشتي باربري از سوي ارتش ِ ايلات متحده آمريکا منجر به اعتراض چين شد.
2- به قرار شنيده ها، ارتش جمهوري اسلامي ايران هم مانع عبور ترانزيتي بيش از يک کشتي باري شده است و سطح تنش را بالا برده است.
3- جنگ نهم اسفند با رويافروشيِ گسترشِ دموکراسي و تبديل راه باريک آزادي به اتوبانِ چند بانده آغاز شد ولي امروز پس از نمايان شدن چهره ي واقعي جنگ و جنگ افروزي، شاهد نگراني مردم جهان از افزايشِ تنش هستيم .

اميد است در سايه نقش آفريني خرد ورزاني چون شما (دبير کل محترم سازمان ملل متحد) و سياست مداران کشور هاي منطقه و خارج از منطقه، پيگيري ميانجي گران ؛ شکاف بين سياست مدران جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده آمريکا ترميم شود.
به عبارت ديگر، صلح طلبان دهکده ي کوچک مان و ... به جنگ افروزان اجازه ندهند که با گسترش تنش ها و با ايجاد شکاف بيشتر، بين مذاکرکنندگان ِ دور دوم اسلام آباد، بر آتشِ جنگ بدمند .
تداوم جنگ و پاشيدن بذر دشمني بين دولِ مختلف با جمهوري اسلامي ايران، راهِ سخت و باريک توسعه اقتصادي ( به قول مسعود پزشکيان ، جهاد اکبر) را سخت تر و باريک تر مي کند.

بخش نخست، مقدمه:
خوشبختانه اقدامات عاقلانه سياست مداران، بيان واقع گرايانه ي قواي نقش آفرين در جنگ 9 اسفند 1404، افزايش نقش آفرينان واقع بين، حضورِ ديگر اهالي خردورزِ دهکده کوچکمان از جمله ميانجي ها و ... به منظور گسترش آتش بس در محله هاي ديگر، اميدواري به ترک مخاصمه و دعوت جنگ افروزان به صلح پايدار،در محله هاي حوزه خليج فارس ايران و درياي عمان و ... را تقويت نموده و کورسويي از دور دست ها را نمايان مي سازد که اميدوار کننده است.
ضمن قدرداني از زحمات ارزشمند دبير کل سازمان ملل متحد، تمامي نهادهاي بين المللي صلح دوست و مدافع حقوق شهروندان، حافظانِ محيط زيست و ... که به ماحصلِ تجربه گران بهاي عاقلان اين دهکده، نه جنگ افروزان ، عمل نموده و مي نمايند و با استفاده از همه ابزارها از جمله رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي، صداي صلح طلبان اين دهکده کوچک از جمله پاپ لئون چهاردهم و... را به گوش ديگر اهالی رسانده و مي رسانند تا در تاريخ ثبت شود که همه اهالی اين دهکده کوچک، جنگ افروز نيستند و قبل از ويرانی ها می دانند که پايان جنگ ها با اهداف فروخته شده به شهروندان متفاوت است و ساخت اقتصاد هاي ويرانه شده وظيفه جهاني و منطقه اي مي باشد.
* حالا که مصيبت هاي جنگ ( نابودي صنايع مادر مثل پتروشيمي ، فولاد، سيمان و .. تاثير اين تخريب ها بر تعطيلي صنايع پایين دستي و غیره نمايان شده است.
* حالا که پرسنل موسسات اقتصادي با افزايش تعديل نيروي کار يا حتي تعديل حقوق و مزايا مواجه شده اند.
* حالا که بيکاري، افسردگي و تراماي جمعي و ... خود نمايي مي کند و رويافروشيِ جنگِ بشر دوستانه براي تبديل راه باريک آزادي به اتوبانِ چند باندهِ بي اثر شده است ؛
با اميد به هموار شدن مسيرِ دور دوم مذاکره در اسلام آباد و دست يابي به توافق و آرزوي بلند پروازانه ي ترکِ مخاصمه و آغاز ترميم اقتصاد هاي تخريب شده مي پردازيم :
پيشنهاد يک شهروند از محله سر افرازِ دماوند در بعد از ظهرِ چهارشنبه 2 ارديبهشت ساعت 16 و 56 دقيقه به وقت محلي به رياست محترم سازمان ملل متحد، صندوق بين المللي پول ، بانک جهاني، بانکهای توسعه منطقهای و یا حتي کشور هاي دوست جهت اعطاي وامهای دوجانبه و ... براي بازسازي اقتصاد محله سرافرازِ دماند با توليد ناخالص داخلي 356.51 ميليارد دلار در سال 2025، به شرح ذيل تقديم مي گردد.

بخش دوم، مدل محاسبه خسارت اقتصادی در یک جنگ:
متخصصان علم اقتصاد، معمولاً خسارت ناشي از جنگ را در ۵ دسته بشرح ذيل محاسبه میکنند:
1 ) خسارت به زیرساخت (Infrastructure Loss)
شامل:
- نیروگاهها
- پالایشگاهها
- جاده و پل
- بنادر و فرودگاهها
- مخابرات و شبکه برق
در جنگهای ۳۰ سال اخیر ؛ معمولاً ۱ تا ۱۵ درصد GDP کل کشور بسته به شدت جنگ از بین میرود. اعتماد سرمایهگذاران (داخلی و خارجی) به شدت به کیفیت حکمرانی بستگی دارد.
برای کشوری با GDP مثلاً 357 میلیارد دلار :
خسارت زیرساختی بین:
3.57 تا 53.55 میلیارد دلار مي باشد.
***
2 ) کاهش تولید ناخالص داخلی (GDP Contraction)
در جنگهای مدرن:
- رکود ۵٪ تا ۴۰٪ بسته به شدت و مدت ادامه جنگ، اقتصاد آن کشور را تهديد مي کند .
- فرار سرمایه
- توقف تجارت خارجی
- اختلال تولید
فرمول ساده:
GDP_ loss = GDP × contraction _ rate
مثال:
حالا که GDP = 357 میلیارد دلار در سال 2025 بوده با فرضِ کاهشِ ۲۰٪ ، ميزان خسارت برابر 71.4 میلیارد دلار تعيين مي گردد.( در سال )
***
3 ) هزینههای نظامی مستقیم (Direct Military Spending)
در جنگهای سنگین:
- ۵٪ تا ۲۵٪ GDP سالانه
فرمول:
Military _ cost = GDP × Military _ burden
مثال:
براي GDP = 357 دلار در سال 2025 ميزان اين خسارت بين 17.85 دلار تا 89.25 دلار محاسبه مي شود.
***
4 ) هزینه بازسازی پساجنگ (Post war Reconstruction)
بازسازی معمولاً ۲ تا ۵ برابر خسارت زیرساختی هزینه دارد.
مثال:
اگر زیرساخت ۳۰ میلیارد دلار آسیب ببیند، بازسازی ۶۰ تا ۱۵۰ میلیارد دلار خواهد بود.
***
5 ) خسارت مالی به تجارت و انرژی
در اقتصادهای وابسته به انرژی یا واردات:
* کاهش صادرات
* افزایش نرخ ارز
* تورم شدید
* تحریمهای مضاعف یا اختلال تجاری
در جنگهای مشابه، کشورها بین ۱۰ تا ۶۰ میلیارد دلار از سهم تجارتِ خود را از دست میدهند.( در سال )
در جدول ذيل، هريک از خسارات به صورت مجزا و مجموع کل خساراتِ جنگ هاي 12 روزه و جنگ 9 اسفند 1404 را در سه سطح حداقل، حد متوسط و حداکثر، براساس توليد ناخالص داخلي 357 دلار در سال 2025 محاسبه شده است .

جدول محاسبه خسارات جنگي بر اساس اطلاعات آماري جنگ ها در 30 سال گذشته
با ترسيمِ نمودار ذيل، تلاش مي شود تا درک بهتري از ميزانِ خسارت ناشي از اين جنگ ها در مقايسه با توليد ناخالص داخلي در سال 2025 به ميزان 357 ميليارد دلار ارائه مي گردد.

نمودار مقايسه اي بين توليد ناخالص داخلي ايران در سال 2025 و ميزان تقريبي خساراتِ ناشي از جنگ در سه سطح حداقل، متوسط و حداکثر،
اعداد برحسب ميليارد دلار مي باشد.
قابل ذکر است که مسئولين جمهوری اسلامی ايران خسارت جنگی وارد به اقتصاد کشور را حدود 270 ميليارد دلار تخمين زده اند که از حد متوسط محاسبه شده در اين مدل هم کمتر مي باشد.
قابل ذکر است که برخي از کارشناسان اين عدد (270 ميليارد دلار ) را بزرگتر از واقعيت تلقي کرده اند.
لازم است با تحليل علمي و بهره مندي از توان تخصصي کشور با تکيه به ظرفيت هاي داخلي و خارجي :
اول ،ميزان دقيق خسارات وارده ارزيابي گردد تا سطحِ ( حداقل، متوسط، يا حداکثر )خسارات وارده مشخص شود .
دوم، بعد از مشخص شدن ميزان خسارت، راهکار متناسب براي جبرانِ آن سطح از خسارت تعيين گردد. جنگ نهم اسفند با رويافروشيِ گسترشِ دموکراسي و تبديل راه باريک آزادي به اتوبانِ چند بانده آغاز شد ولي امروز پس از نمايان شدن چهره ي واقعي جنگ و جنگ افروزي، شاهد نگراني مردم جهان از افزايشِ تنش هستيم .
سوم، با برنامه ريزي هاي جامع ، راه سخت و باريک توسعه پايدار ترسيم گردد.
چهارم، در سايه اصلاحات ساختاری و پيشه کردن حکمرانی خوب راه سخت و باريک توسعه پايدار را گام به گام طي کنيم.
بخش سوم، راهکار کلیدی، دستهبندی شده بر اساس اولویت و نوع اثرگذاری آنها براي هر سه سطحِ ( حداقل، متوسط، و حداکثر ) خسارت را به صورت مختصر و به شرح ذيل بررسي مي کنيم :
1. تثبیت و بازسازی سریع (اولویت کوتاهمدت)
- جذب سرمایهگذاری خارجی مستقیم (FDI):
- توضیح: ارائه مشوقهای قوی، تضمینهای سرمایهگذاری، و سادهسازی قوانین برای جذب سرمایه از شرکتهای خارجی در بخشهای کلیدی (زیرساخت، انرژی، صنعت، فن آوری).
- چرا موثر است: منبع سریع سرمایه، انتقال تکنولوژی، ایجاد شغل.
- ارتباط با مبالغ: برای ميزان خسارات در حد مبالغ متوسط و حداکثر، جذبِ سرمايه گذار خارجي ( FDI) بسیار حیاتی است.
- تسهیلات و وامهای بین المللی:
- توضیح: درخواست وام از صندوق بینالمللی پول (IMF)، بانک جهانی، بانکهای توسعه منطقهای، و یا حتی وامهای دوجانبه از کشورهای دوست.
- چرا موثر است: تأمین مالی سریع برای پروژههای حیاتی بازسازی و پرداخت بدهیهای فوری.
- ارتباط با مبالغ: برای هر سه سطح خسارت، وامهای بینالمللی میتواند کمککننده باشد، اما برای مبالغ متوسط و بالا، بخش قابل توجهی از نیاز مالی را پوشش میدهد.
- بازسازی زیرساختهای حیاتی:
- توضیح: اولویتبندی تعمیر و بازسازی شبکههای برق، آب، حملونقل (جاده، راهآهن، بنادر)، و مخابرات.
- چرا موثر است: این زیرساختها شریانهای حیاتی اقتصاد هستند و بدون آنها، هیچ فعالیتی امکانپذیر نیست.
- ارتباط با مبالغ: هزینه این بخش به تنهایی میتواند از مبالغ حداقل و متوسط فراتر رود.
- حمایت از کسبوکارهای کوچک و متوسط (SMEs):
- توضیح: ارائه وامهای کمبهره، معافیتهای مالیاتی موقت، و مشاورههای تخصصی برای احیای کسبوکارهای آسیبدیده.
- چرا موثر است: SMEs ستون فقرات بسیاری از اقتصادها هستند و احیای سریع آنها به اشتغالزایی و گردش پول کمک میکند.
- ارتباط با مبالغ: برای جبران خسارات حداقل و متوسط، این بخش اهمیت زیادی دارد.

2. سیاستهای مالی و پولی (اولویت میانمدت)
- اصلاحات مالیاتی:
- توضیح: در صورت لزوم، بازنگری در نرخهای مالیاتی یا گسترش پایههای مالیاتی برای افزایش درآمدهای دولت، ضمن حفظ رقابتپذیری.
- چرا موثر است: افزایش منابع مالی دولت برای تأمین هزینههای بازسازی و خدمات عمومی الزامي است.
- ارتباط با مبالغ: برای تمام سطوح، اما با احتیاط که مانع رشداقتصادي نشود.
* مدیریت بدهی:
- توضیح: در صورت نیاز، مذاکره مجدد با طلبکاران (داخلی و خارجی) برای سررسید یا بخشودگی بخشی از بدهیها.
- چرا موثر است: کاهش ِ پرداخت اقساط بدهی و آزاد کردن منابع برای سرمایهگذاری.
- ارتباط با مبالغ: برای مبالغ متوسط و حداکثر که بار بدهی بسیار، سنگین است.
* کنترل تورم و تثبیت نرخ ارز:
- توضیح: اتخاذ سیاستهای پولی انقباضی (در صورت لزوم)، مدیریت عرضه پول، و تقویت ذخایر ارزی برای جلوگیری از جهش تورم و بیثباتی نرخ ارز.
- چرا موثر است: حفظ قدرت خرید مردم، ایجاد فضایي باثبات برای سرمایهگذاری.
- ارتباط با مبالغ: حیاتی برای تمام سطوح، به خصوص در دوران پس از جنگ که ریسک تورم بالاست.
3. توسعه پایدار و رشد بلندمدت (اولویت بلندمدت)
- سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه (R&D) و نوآوری:
- توضیح: تشویق نوآوری، حمایت از شرکتهای دانشبنیان، و سرمایهگذاری در بخشهای با ارزش افزوده بالا (مانند فناوری اطلاعات، بیوتکنولوژی، انرژیهای تجدیدپذیر).
- چرا موثر است: ایجاد مزیت رقابتی پایدار، رشد اقتصادی پایدار و کاهش وابستگی به بخشهای سنتی.
- ارتباط با مبالغ: برای گذار از خسارات بزرگ (متوسط و حداکثر) به سمت رشد فراگیر.
* توسعه منابع انسانی:
- توضیح: سرمایهگذاری در آموزش، بهداشت و مهارتآموزی نیروی کار برای افزایش بهرهوری و توانمندی اقتصاد.
- چرا موثر است: نیروی کارِ ماهر، موتور محرکه نوآوری و رشد بلندمدت است.
- ارتباط با مبالغ: یک سرمایهگذاری بلندمدت که در تمام سطوح اهمیت دارد.
* تنوعبخشی اقتصادی:
- توضیح: کاهش وابستگی به منابع یا بخشهای خاص (مانند نفت یا یک صنعت خاص) و توسعه بخشهای جدید (گردشگری، خدمات، کشاورزی مدرن).
- چرا موثر است: افزایش تابآوری اقتصاد در برابر شوکهای خارجی.
- ارتباط با مبالغ: به خصوص برای اقتصادهایی که به شدت از جنگ آسیب دیدهاند (سطوح متوسط و حداکثر).

4- اصلاحات ساختاری و حکمرانی خوب:
- توضیح: مبارزه با فساد، افزایش شفافیت، بهبود محیط کسبوکار، و تقویت نهادها.
- چرا موثر است: اعتماد سرمایهگذاران (داخلی و خارجی) به شدت به کیفیت حکمرانی بستگی دارد.
- ارتباط با مبالغ: شرط لازم برای موفقیت تمام راهکارهای دیگر، به خصوص در مقیاس بزرگ.
نکته کلیدی براي اجرايِ موفق:
موفقیت این راهکارها به شدت به اراده سیاسی، انسجام اجتماعی، و تدوین یک برنامه جامع و واقع بینانه بستگی دارد. همچنین، زمانبندی اجرای هر راهکار بسیار مهم است؛ برخی نیاز به اقدام فوری دارند و برخی دیگر باید در چشمانداز بلندمدت تعریف شوند.
لازم است مجددأ ياد آوري گردد:
اميد است در سايه نقش آفريني خردورزاني چون شما (دبير کل محترم سازمان ملل متحد) و سياست مداران کشور هاي منطقه و خارج از منطقه، پيگيري ميانجي گران، شکاف بين سياستمدران جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده آمريکا ترميم شود.
به عبارت ديگر صلح طلبان دهکده ي کوچک مان و ... به جنگ افروزان، اجازه ندهند که با گسترش تنش ها و با ايجاد شکاف بيشتر، بين مذاکرکنندگان ِ دور دوم اسلام آباد، بر آتشِ جنگ، بدمند!
تداوم جنگ و پاشيدن بذر دشمني بين دولِ مختلف با جمهوري اسلامي ايران، راهِ سخت و باريک توسعه اقتصادي ( به قول مسعود پزشکيان ، جهاد اکبر) را سخت تر و باريک تر مي کند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر آمد ؛ نشست خبری رجبعلی برزوئی رییس دانشگاه فرهنگیان در اسفند سال 1404 برگزار گردید . ( این جا )
پرتال وزارت آموزش و پرورش در انعکاس گزارش این نشست و در اقدامی کم سابقه و البته قابل تقدیر ، اسامی رسانه های پرسش کننده در نشست امروز به همراه پرسش و پاسخ رییس دانشگاه فرهنگیان را منتشر کرد .
« برزوئی در پاسخ به سوال مدیر « صدای معلم » در خصوص فرهنگ سازی به عنوان یکی از چالشهای مهم و راهبردی نظام آموزش و پرورش، اظهار داشت: نظام جامع فرهنگی دانشگاه را تدوین کردهایم که در مرحله تصویب قرار دارد و به محض تصویب آن، تحول فرهنگی عظیمی در دانشگاه فرهنگیان رخ خواهد داد .
مدیر صدای معلم پیش از طرح پرسش های خود ضمن تشکر و قدردانی از برخورد خوب و فرهنگی افرادی که در گیت ورودی این دانشگاه حضور داشتند خطاب به رییس دانشگاه فرهنگیان گفت :
متاسفانه چند روز پیش و به هنگام برگزاری نشست خبری رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش شاهد بازرسی و تفتیش خبرنگاران دعوت شده به ساختمان وزارت آموزش و پرورش ( شهید رجایی ) بودیم .
ضمن محکوم کردن این گونه اقدامات آن هم در یک محیط فرهنگی که تجاوز آشکار به « حریم خصوصی » خبرنگاران است ؛ امیدواریم که در آینده شاهد چنین حرکات سخیف و غیر حرفه ای نباشیم .
مدیر صدای معلم گفت :
در نشست خبری معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش ؛ خانم حکیم زاده به برنامه جدید مهارت آموزی ویژه مقطع ابتدایی اشاره کرد و گفت : با تأکید رییس جمهور و وزیر آموزش و پرورش مقرر شد دانشآموزان در هر پایه یک مهارت مشخص و کاربردی برای زندگی امروز را به صورت هدف مند بیاموزند .
البته در آن نشست مدیر صدای معلم عنوان کرد که جنس این گونه سخنان تاکنون بیشتر از نوع « شعار » و ارائه آمار بوده اما تغییر محسوس و معناداری در رفتار دانش آموزان در جامعه مشاهده نشده است .
پورسلیمان پرسید :
« نگاهی به محتوای پرتال معاونت فرهنگی این دانشگاه نشان می دهد که اکثریت محتوای آن را چیزهایی مانند « راویان نور » و « موضوع قرآنی » تشکیل می دهند .
با توجه به ماموریت مهم دانشگاه هایی مانند « دانشگاه فرهنگیان » در تربیت « معلمان فرهنگ ساز » ؛
آیا برنامه دیگری هم در سبد فرهنگی دانشگاه فرهنگیان برای موضوع مهم « فرهنگ سازی » که چالش مهم و راهبردی امروز نظام آموزشی و به تبع آن جامعه ایران است ؛ پیش بینی شده است ؟
در پایان ؛ پورسلیمان خطاب به رییس دانشگاه فرهنگیان زمانی که مانند سایر مسئولان از انبوه طرح ها و برنامه های متنوع سخن می گفت ؛ اعلام کرد که برخی و شاید بسیاری از این طرح های شما بسیار خوب و زیبا هستند اما فقط در حد حرف و شعار می مانند . فرجام « آزمون اصلح » در دانشگاه فرهنگیان به کجا انجامیده است ....
آن چه در زیر می آید ؛ بخش پایانی پرسش و پاسخ « صدای معلم » با رجبعلی برزوئی رییس دانشگاه فرهنگیان می باشد که پیش در نشست خبری این دانشگاه برگزار گردید .
گروه تشکل ها/

محمد داوری عضو شورای مرکزی و سخنگوی سازمان معلمان ایران از سمت خود استعفا کرده است .
به نظر می رسد این استعفا به دلیل برخی مواضع جبهه اصلاحات و نیز برخی دیدگاه های سازمان معلمان ایران بوده است .
پیش تر ؛ برخی از اعضای دیگر این سازمان اصلاح طلب مانند مجید علی پور و محمود صفدری نیز از عضویت در این تشکل انصراف داده بودند .
سازمان معلمان ایران یکی از تشکل های فرهنگیان با مواضع اصلاح طلبی است که پس از دوم خرداد 1376 فعالیت خود را آغاز کرد و دارای مجوز رسمی از وزارت کشور است .
این تشکل به همراه برخی تشکل های دیگر مانند مجمع فرهنگیان اسلامی و انجمن اسلامی معلمان ایران عضو جبهه اصلاحات هستند .

پایان پیام/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست يک شهروند از محله سر افرازِ دماوند در بامداد سه شنبه 25 فروردين به وقت محلي ( حدود ده ساعت بعد از اعلام به اعمال محاصره دريايي ايران ) از رياست محترم سازمان ملل متحد، زيرا میانجیگری فعال، يکي از شرح وظايف دبير کل سازمان ملل متحد مي باشد.
در بسیاری از موارد، دبیر کل یا نماینده ویژه او، مستقیماً در تلاشهای میانجیگری برای حل و فصل اختلافات بین کشورها دخالت میکنند. این میانجیگری میتواند شامل مذاکره مستقیم با رهبران، پیشنهاد طرحهای صلح، یا ایجاد فضایی برای گفت و گو باشد.
ضمن قدرداني از زحمات ارزشمند شما، از حضرتعالي درخواست دارم به ماحصلِ تجربه گرانبهاي عاقلان اين دهکده و نه جنگ افروزان عمل نمایيد و با استفاده از همه ابزارها از جمله رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي، صداي صلح طلبان اين دهکده کوچک از جمله پاپ لئون چهاردهم و... را به گوش ديگر اهالی برسانيد تا در تاريخ ثبت شود که همه اهالی اين دهکده کوچک، جنگ افروز نيستند و قبل از ويرانی ها می دانند که پايان جنگ ها با اهداف فروخته شده به شهروندان متفاوت است.
بدترين قمار بازان، کساني هستند که نمي دانند چه زماني بايد از سر ميز بازنده بلند شوند!
دنيا به مذاکرات اسلام آباد اميد بسته بود . هنوز جزیيات مذاکرات مشخص نشده است ولي با توجه به سيگنال دو طرف ( وجود روزنه هاي تداوم مذاکره ) مي توان پيش بيني کرد که به دليل عدم توجه به نکات اصلي مذاکره ( سياست برد - برد ) احتملأ هر دو طرف با باور شکست ناپذيري ، نقاط ضعف واقعي خود را نديدند .
پرزيدنت ترامپ شايد تحت تاثير نخست وزير نتانياهو، در اقدامي عجولانه طرح محاصره دريايي ايران را مطرح کرده است که با ناديده گرفتن منافع مردم آمريکا ، اروپا، منطقه و ... قفلي بزرگ تر به قفل قبلي مي زند.
اميد است در سايه خردورزي ؛ نقش آفريني شما دبير کل محترم سازمان ملل متحد و سياستمداران کشورهاي منطقه و خارج از منطقه و ادامه ميانجي گري ، بين سياستمدران جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده آمريکا، اجازه ندهيم نخست وزير نتانياهو، چند صباحي بيشتر بر سر قدرت باقي بماند. بسته شدن هم زمان تنگه هرمز و بابالمندب یکی از سنگین ترین شوکهای اقتصادی کوتاه مدت ممکن برای جهان خواهد بود.
آقاي ریيس
در رابطه با اقدامِ پرزيدنت ترامپ، رییس جمهور ايالات متحده آمريکا در اعمال محاصره دريايي ایران ؛ مروري مختصر به آنچه در تنگه هرمز مي گذرد مي اندازم تا شما با مراجعه به مستندات بين المللي و ... آنچه صلاح مردم اين دهکده کوچک است را انجام بدهيد .
قرار بود در سايه ميانجي گري و مذاکره ، قفل تنگه هرمز باز شود نه قفلي بزرگتر، بسته شود که معلوم نيست عاقبت آن چه مي شود؟

تنگه هرمز یکی از حساسترین گذرگاههای انرژی جهان است و هر نوع محدودیت در عبور و مرور کشتیها چه از طرف ایران باشد چه از طرف آمريکا، میتواند پیامدهایی برای کشورهای منطقه ایجاد کند.
در سطح فنی و اقتصادی، مهمترین پیامدهای محدودیت عبور و مرور از تنگه هرمز عبارتاند از:
1- اختلال در صادرات نفت و گاز کشورهای خلیج فارس.
بخش بزرگی از صادرات انرژی کشورهای منطقه از این گذرگاه عبور میکند:
• ايران
• عربستان سعودی
• عراق
• امارات
• قطر
• کویت
• بحرین
2- افزایش هزینههای حمل و نقل و بیمه.
تنگه هرمز در شرایط پرتنش، از دید شرکتهای بیمه یک «منطقه پرخطر» محسوب میشود.
نتیجه:
• حق بیمه حملونقل (War Risk Insurance) بالا میرود.
• هزینه نهایی صادرات انرژی و واردات کالا افزایش پیدا میکند.
• برخی کشتیها مسیرهای جایگزین (طولانیتر و پرهزینهتر) انتخاب میکنند.
3- آسیب به زنجیره تأمین کالاهای وارداتی.
کشورهای جنوبی خلیج فارس بخش زیاد کالاهای مصرفی، غذایی، صنعتی و تجهیزات خود را با کشتی وارد میکنند.
اختلال در عبور و مرور باعث:
• تاخیر در واردات
• افزایش قیمت کالاها
• فشار بر بازارهای داخلی کشورهای منطقه.
4- افزایش تنشهای امنیتی و بیثباتی اقتصادی
هرگونه محدودیت در تنگه « صرفنظر از علت آن » باعث ایجاد:
• نوسان در بازارهای مالی.
• بالا رفتن قیمت جهانی نفت.
• نگرانی از افزایش تنشهای نظامی.
کشورهای منطقه که اقتصادشان به ثبات و سرمایهگذاری خارجی وابسته است، از این وضعیت لطمه میبینند.
5- فشار بر مسیرهای جایگزین و زیرساختهای انتقال
در صورت ایجاد محدودیت عبور ترانزيتي نفت در تنگه هرمز، کشورها تلاش میکنند از لولههای صادراتی زمینی استفاده کنند:
• خط لوله شرق - غرب عربستان.
• لوله عراق به جیحان ترکیه.
• خطوط انتقال امارات به فجیره.
اما ظرفیت این خطوط محدود است و نمیتواند جایگزین کامل مسیر تنگه هرمز باشد.
6- افزایش هزینههای نظامی و امنیتی کشورهای منطقه.
برای حفاظت از کشتیها و ایجاد امنیت در مسیرهای دریایی:
• کشورهای منطقه هزینههای دفاعی بیشتری متحمل میشوند.
• نیروهای دریایی بیشتری در آبها مستقر میشود.
• نیاز به اسکورت یا هماهنگیهای امنیتی افزایش مییابد.
به طور کلي هرگونه ایجاد محدودیت در عبور کشتیها از تنگه هرمز، چه به دلیل تنشهای سیاسی، تهدیدات امنیتی، اقدامات کشورهای ساحلی، یا حضور نیروهای خارجی ( محاصره دريايي ايران ) برای کشورهای منطقه پیامدهایی دارد:
• فشار اقتصادی.
• افزایش هزینههای انرژی و واردات.
• کاهش ثبات تجاری.
• بالا رفتن ریسک سرمایهگذاری.
• تاثیر بر صادرات نفت و گاز.
در بحبوحه جنگِ پرزيدنت ترامپ و نخست وزير نتانياهو بر عليه جمهوري اسلامي ايران و تهديد ترامپ براي نابودي تمدن ايران، عليرغم سنگ اندازي هاي نتانياهو، عقلاي جهان، اسلام آباد را مرکز مذاکره 21 ساعته قرار دادند که منجر به توافقات علني نشد، هرچند نشانه هايي از توافقات ضمني از اسلام آباد مخابره شد.

در تحليل اين مذاکرات مي توان گفت:
از اول مشخص بود که يک شبه نمي توان راه چند ساله را رفت حتي اگر دو طرف پايتخت هاي کشور هاي مذاکره کننده را به اسلام آباد ببرند.
به قرار شنيده ها ؛ موگريني نماينده پيشين اتحاديه اروپا در مذاکرات هسته اي که به توافق برجام در 2015 منجر شد مي گويد : واقعأ کسي هست که فکر کند در 21 ساعت مي شود توافق کرد؟
پي گيري و ميانجي گري جهت تداوم مذاکرات، روندي منطقي و طبيعي است در زماني که بريتانيا، فرانسه، اسپانيا، چين، پاکستان، ترکيه، مصر، عربستان، ديگر کشور هاي منطقه و ... به دنبال راهکار ديپلماتيک براي کاهش تنش ها هستند .
متاسفانه پرزيدنت ترامپ، احتمالأ در راستاي منافع نخست وزير نتانياهو به دنبال افزايش تنش مي باشد.
امروز جهان شاهد افزايش تنش لفظي بين نتانياهو و ترکيه است . نگراني نتانياهو از تشکيل دولت - ملت در سوريه در آينده دور ، خود نمايي مي کند. نتانياهو، جنوب لبنان و بيروت را بي وقفه بمباران مي کند،
کشورهاي اروپايي از ورود به جنگِ پرزيدنت ترامپ و نتانياهو با جمهوري اسلامي ايران پرهيز مي کنند.
در چنين شرايطي ، ترامپ، محاصره دريايي جمهوري اسلامي ايران را مطرح کرده است , گويا پرزيدنت ترامپ فراموش کرده است که تنش در تنگه هرمز، حاصل جنگ 9 اسفند بوده است .
به نظر مي رسد پرزيدنت ترامپ، مفاد کنواسيون هاي بين المللي و مسئوليت در مقابل دولت هاي منطقه ، کشورهاي اروپايي ، چين و...را فراموش کرده و منافع مردم اين کشورها را قرباني ماندگاري نخست وزير نتانياهو در قدرت کرده است.
آقاي ریيس
لطفا با استفاده از رسانه ها به عنوان رکن چهارم دمکراسي و ديگر امکانات بين المللي و نهادهاي مدني منطقه اي و جهاني به پرزيدنت ترامپ بگویيد:
تنگه هرمز قدمت هزاران ساله دارد و از دوران باستان، از زمان تمدن بين النهرين (مانند سومر ، اکد) و تمدن ايلام به عنوان يک مسير تجاري و دريايي مهم شناخته شده است و تنش هاي ذيل را پشت سر نهاده است ولي هنوز تنگه هرمز نقطه اتصال خليج فارس ايران به درياي عمان است.
1. دوران صفویه و پرتغالیها: در قرن شانزدهم میلادی، پرتغالیها با اشغال جزیره هرمز و برخی بنادر دیگر در خلیج فارس تلاش کردند تا کنترل تجارت دریایی منطقه، از جمله تنگه هرمز را به دست گیرند. در این دوران، درگیریهای متعددی بین نیروهای ایرانی (به ویژه در دوره شاه عباس صفوی) و پرتغالیها برای کنترل تنگه هرمز و جزیره آن رخ داد. در نهایت، با همکاری نیروهای انگلیسی، ایرانیان موفق شدند پرتغالیها را از جزیره هرمز بیرون کنند و کنترل تنگه را دوباره به دست آورند. این دوره شاهد تنشهای نظامی و رقابت بر سر کنترل مسیرهای دریایی بود.
2 . جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹-۱۳۶۷): یکی از مهمترین دورههای تنش در تنگه هرمز، دوران جنگ ایران و عراق بود. در این دوره، هر دو کشور تلاش کردند تا از توان دریایی خود برای ضربه زدن به اقتصاد و توان لجستیکی طرف مقابل استفاده کنند.
این تنشها شامل موارد زیر بود:
• حملات به نفتکشها: هر دو کشور به نفتکشها و کشتیهای تجاری که به سمت بنادر طرف مقابل میرفتند، حمله میکردند. این حملات که به « جنگ نفتکشها » معروف شد، عبور و مرور امن در خلیج فارس ايران و تنگه هرمز را به شدت تحت تأثیر قرار داد.
• مینگذاری: در مقاطعی، احتمال استفاده از مین در آبراههای منطقه برای تهدید یا اخلال در عبور و مرور کشتیها وجود داشت.
• حضور نظامی قدرتهای خارجی: به دلیل اهمیت حیاتی تنگه هرمز برای صادرات نفت جهان، قدرتهای بزرگ دریایی مانند ایالات متحده و برخی کشورهای اروپایی، حضور نظامی خود را در منطقه افزایش دادند تا از آزادی کشتیرانی اطمینان حاصل کنند. این حضور نظامی خود میتوانست به تنشها دامن بزند.
3. تنشهای (دهه ۱۳۹۰ شمسی به بعد): در سالهای اخیر، به دلیل مسائل سیاسی و تحریمها، تنشها در منطقه خلیج فارس ايران افزایش یافته است. این تنشها شامل موارد زیر بوده است:
• توقیف کشتیها: در موارد متعددی، کشتیها (به ویژه نفتکشها) توسط ایران یا کشورهای دیگر در منطقه توقیف شدهاند.
• حملات به کشتیها: حوادثی مانند انفجار یا آتشسوزی در برخی نفتکشها در نزدیکی تنگه هرمز رخ داده که منجر به اتهامزنی بین کشورها شده است.
• رزمایشهای نظامی: برگزاری رزمایشهای نظامی گسترده توسط ایران و کشورهای دیگر در منطقه، از جمله تمرین بستن تنگه هرمز توسط ایران، همواره باعث افزایش تنش و نگرانیهای بینالمللی شده است.
• نقش نیروهای نظامی خارجی: حضور مداوم ناوگانهای نظامی خارجی در منطقه، به خصوص ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا، خود عاملی در تشدید تنشها یا جلوگیری از درگیریهای گستردهتر بوده است.
این تنشها عمدتاً حول محور کنترل بر جریان نفت، آزادی کشتیرانی، و نمایش قدرت نظامی بوده است و هرگز به بستن کامل و رسمی تنگه هرمز توسط یک کشور منجر نشده است، اما همواره تهدیدی بالقوه برای امنیت و ثبات منطقه و اقتصاد جهانی محسوب میشود.

آقاي ریيس
لطفا با استفاده از رسانه ها به عنوان رکن چهارم دمکراسي و ديگر امکانات بين المللي و نهاد هاي مدني منطقه اي و جهاني به پرزيدنت ترامپ بگویيد:
اگر هم زمان تنگه هرمز و بابالمندب دچار اختلال عبور و مرور شود یا بسته شود، جهان با یکی از بدترین شوکهای ژئواکونومیک چند دهه اخیر روبهرو میشود.
قابل ذکر است که فقط اثرات اقتصادی کوتاهمدت ( یعنی آنچه در روزهای اول تا چند هفته اتفاق میافتد.) به شرح ذيل است:
1- جهش شدید قیمت انرژی در جهان.
تنگه هرمز ، شاهرگ نفت و گاز خلیج فارس.
بابالمندب ، مسیر کلیدی صادرات دریای سرخ و مسیر نفت، کالا و کانتینرهای آسیایی.
اگر هر دو دچار اختلال شوند:
- قیمت نفت فوراً ۲۰ تا ۵۰ درصد جهش میکند.
- LNG قطر و دیگر صادرکنندگان آسیایی با کمبود عرضه مواجه میشود.
- قیمت گاز در اروپا و آسیا شدیداً افزایش پیدا میکند.
- بازار برق (به خصوص در اروپا) ناپایدار میشود.
این اتفاق سریعترین اثر را در ۲۴ تا ۷۲ ساعت اول نشان میدهد.
2. بالا رفتن هزینه بیمه و توقف بخشی از حملونقل.
شرکتهای بیمه منطقه را «منطقه جنگی» یا «War Zone» اعلام میکنند:
- بیمه کشتیها چند برابر میشود.
- بسیاری از شرکتهای کشتیرانی فوراً حرکت را متوقف میکنند.
- مسیرهای جایگزین بسیار طولانی میشوند (مثلاً دور زدن آفریقا).
- قیمت حمل کانتینر طی چند هفته میتواند ۳۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش یابد.
این یعنی زنجیره تأمین جهانی دچار شوک مستقیم میشود.
3. اختلال شدید در تجارت اروپا - آسیا.
بخش زیادی از صادرات/ واردات اروپا از کانال سوئز میگذرد و بابالمندب ورودی آن است.
با بسته شدن بابالمندب:
- کانال سوئز عملاً از چرخه خارج میشود.
- تجارت آسیا - اروپا باید از دماغه امید نیک (جنوب آفریقا) عبور کند با ۱۰ تا ۱۴ روز تأخیر.
- قیمت کالاهای مصرفی در اروپا بالا میرود.
- قیمت حمل قطعات صنعتی افزایش مییابد.
این موضوع برای لوازم الکترونیک، خودرو، و صنایع غذایی اثر شدیدی دارد.
۴. کمبود کالای اساسی در برخی کشورها.
کشورهایی مثل:
یمن
جیبوتی
اریتره
کشورهای خلیج فارس

حتی مصر (وابسته به کانال سوئز) ممکن است با کمبودهای مقطعی کالاهاي ذيل مواجه شوند:
* گندم
* برنج
* روغن خوراکی
* نهادههای دامی
دارو و تجهیزات پزشکی.
قیمتها در بازارهای داخلی بالا میرود.
- شاخصهای بورس اروپا و آسیا کاهش ناگهانی (۵ تا ۱۵ درصد) میبینند.
- بازارهای نوظهور دچار خروج سرمایه میشوند.
- دلار و طلا رشد میکنند (فرار سرمایه و دارایی هاي امن).
- هزینه استقراض بینالمللی افزایش مییابد.
این یکی از سریعترین اثرات در ساعات ابتدایی است.
6. تأثیر بر صنایع حیاتی در جهان چون نفت، حملونقل و زنجیره تأمین همزمان ضربه میخورند:
- صنایع خودرو
- تأخیر در قطعات
- افزایش قیمت فولاد و پلاستیک
- کاهش تولید
- صنایع کشاورزی.
- افزایش قیمت سوخت تراکتورها و حملونقل
- جهش قیمت کودهای شیمیایی (بسیاری تولیدشان انرژیبر است).
- صنایع هواپیمایی و گردشگری
- جهش قیمت سوخت هواپیما.
- لغو مسیرهای هوایی خاورمیانه.
- صنایع پتروشیمی
کمبود خوراک و افزایش قیمت مواد اولیه.

7. تورم جهانی در کوتاهمدت شدت میگیرد.
در چند هفته اول ممکن است:
* تورم انرژی در اروپا و آسیا بالا برود.
* قیمت مواد غذایی افزایش یابد.
* هزینه حملونقل کالاهای مصرفی رشد کند.
تورم جهانی در کوتاهمدت بین ۱ تا ۳ درصد میتواند افزایش پیدا کند (بسته به مدت بحران).
خلاصه آن که در کوتاهمدت (چند روز تا چند هفته نخست):
- جهش ۳۰ تا ۵۰ درصدی قیمت نفت و گاز.
- توقف بخشی از تجارت اروپا- آسیا.
- کمبود کالا در برخی کشورها.
- افزایش ۲ تا ۳ برابری هزینه کشتیرانی و بیمه.
- سقوط بازارهای مالی در اروپا و آسیا.
- افزایش سریع تورم در جهان.
- اختلال در صنایع خودرو، هواپیمایی، پتروشیمی، مواد غذایی و فن آوری.
بسته شدن هم زمان تنگه هرمز و بابالمندب یکی از سنگین ترین شوکهای اقتصادی کوتاه مدت ممکن برای جهان خواهد بود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
خلبانی افتاد
در آسمانِ دورِ خبرها
و هزاران تیتر
چون پرندگانِ هراسان
بر سیمهایِ رسانه نشستند.
اما
در کوچههایِ خاکآلودِ شرق
صد *ستارهٔ نوآموز*
با دفترهایِ نیمهباز
بر خاک افتادند
و باد
تنها نامشان را
در گوشِ دیوارها خواند.
عجب است؛
آسمان برای یک سقوط
گریست،
اما زمین
برای آن همه ستاره
خاموش ماند.
در جهانِ امروز، حقیقت گاه نه در میدان رویدادها، که در اتاقهای سردِ خبرسازی رقم میخورد؛ جایی که نورِ پروژکتورها بر آنچه باید دیده شود میتابد و آنچه نباید دیده شود، در سایهای سنگین فرو میرود.
عجیب نیست که سقوطِ یک خلبان، آسمانِ رسانهها را لبریز از فریاد کند، اما فرو ریختنِ رؤیاهای بیش از صد دانشآموز خردسال، در سکوتی سنگین و حسابشده دفن شود. گویی معیارِ اندوه نیز در ترازوی قدرت سنجیده میشود؛ اشکی که «ارزش خبری» دارد بزرگنمایی میشود و اشکی که مزاحمِ روایتِ مسلط است، از صفحهها پاک میگردد.

در چنین زمانهای، رسانه دیگر تنها آینهی واقعیت نیست؛ گاه معمارِ روایتی است که از پیش طراحی شده. واژهها گزینش میشوند، تصاویر برش میخورند و سکوتها به اندازهی فریادها معنا پیدا میکنند. پشتِ این پرده، دستهایی هستند که نه فقط خبر، بلکه جهتِ احساسات و افکار را مهندسی میکنند.
و این همان تراژدیِ عصر ماست:

جهانی که در آن حقیقت، برای شنیده شدن، باید از هزارتوی منافع و سرمایهها عبور کند. با این حال، تاریخ نشان داده است که حقیقت - حتی اگر مدتی در تاریکی بماند - سرانجام راهی به سوی روشنایی مییابد؛ زیرا هیچ ماشینِ رسانهای، هر قدر نیرومند، نمیتواند برای همیشه بر حافظهی بیدار انسانها سایه افکند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

دیروز ( 12 فروردین 1405 ) نامه و به عبارت بهتر درخواستی از سوی رییس دانشگاه تهران به نمایندگی از ۱۵ دانشگاه بزرگ کشور و پیرو درخواستهای متعدد استادان و دانشجویان کشورهای منطقه از استادان و دانشگاهیان ایران، خطاب به وزیر علوم، تحقیقات و فن آوری منتشر شد. ( 1 )
در این نامه درخواست شده بود نیروهای مسلح قدرتمند جمهوری اسلامی ایران، از حمله به دانشگاههای منطقه خودداری کنند تا حرمت نهاد مقدس علم فرونهاده نشود. ( این جا )
این نامه واکنش های مختلف و بعضا متفاوتی را در پی داشت .
در این باره و متعاقب آن جمعی از اساتید دانشگاه های آزاد اسلامی به این نامه ی رییس دانشگاه تهران و ۱۵ رییس دانشگاه سراسری به وزیر علوم واکنش نشان دادند . ( این جا )
رییس دانشگاه تهران در تشریح دلایل این درخواست، سه دلیل مهم را برشمرده است :

الف. جایگاه و اهمیت فوقالعاده علم، دانش و مراکز و نهادهای علمی و فرهنگی در فرهنگ و تمدن ایرانی- اسلامی و توصیه به حفظ حرمت علم در آموزههای ایرانی و تاریخ تمدن ایرانی-اسلامی.
ب. سهم و نقش برجسته و بیبدیل ایران و دانشمندان ایرانی مسلمان در تمدنسازی و پایهگذاری علوم و کمک به توسعه علم و دانش بشری . نباید فراموش کرد که حتی در شرایط امروز که شرایط جنگی و اضطرار است نمی توان جلوی بیان نظرات و ایده های منتقد و حتی مخالف را گرفت .
ج. اعلام پای بندی به تعهدات اخلاقی، معاهدات بینالمللی و اهتمام به حفظ و نکوداشت نهاد دانشگاه به عنوان میراث بشری و جهانی .
رئیس دانشگاه تهران، هم چنین در این نامه تاکید کرده است: قطعا نیروهای مسلح قدرتمند ما جواب این کار ضد اخلاقی، ضد علمی و ضد فرهنگی را در حمله به سایر زیرساختهای نظامی، فن آوری، سیاسی و اقتصادی دشمن متجاوز تلافی خواهند کرد » .
« صدای معلم » از ابتدای جنگ نابرابر آمریکا و اسرائیل علیه ایران در موارد متعددی به رفتارها و کنش های غیر انسانی این دو رژیم مدعی دموکراسی و آزادی واکنش نشان داده و آن ها را محکوم کرده است .
کشتار دانش آموزان و معلمان در مدرسه میناب یک جنایت جنگی است و به هیچ طریق و ابزاری قابل توجیه نیست . ( این جا )

رژیمی که اقدام به موشک باران و بمباران دانشگاه ها ، مراکز علمی ، مدارس ، بیمارستان ها ، شرکت های داروسازی و.... می کند نه از سر قدرت و توان مندی که در نهایت استیصال و درماندگی و اوج پستی و فرومایگی دست به این کارها می زند .
ارتکاب به این اقدامات در تضاد آشکار با حقوق بین الملل و کنوانسیون های بین المللی و مهم تر از همه اعلامیه جهانی حقوق بشر و کرامت انسانی است که هیچ گونه جای دفاع و توجیه ندارد .
در پاسخ به آن اساتید دانشگاه آزاد اسلامی چنین نوشته اند : اگر قرار باشد هر کاری که دیگران به غلط انجام می دهند ؛ ما نیز آن را عینا تکرار کنیم ؛ پس تفاوت « ما » با « آن ها » دقیقا در چه خواهد بود ؟
« "چشم در برابر چشم"، وعدهای به حق، مشروع و عادلانه که استثنا بردار نیست و نباید باشد. مردمی که بیش از یک ماه است در هر شرایطی در میدانِ خیابان حاضرند با وعده "چشم در برابر چشم" جانی مضاعف گرفتند، با هر تجاوز خسارت باری در هر نقطهای از میهن، اندوهگین شدند ولی با هر مقابله به مثلی تکبیرگویان حامی بزرگ مردان میدان رزم شدند. مطالبه به حقی شکل گرفته که تجاوز دشمن قطعا میبایست در همان سطح پاسخ داده شود ..... » .
حال پرسش « صدای معلم » از این اساتید که قرار است مولد و آموزش دهنده فرهنگ و پیام آور صلح و دوستی برای دانشجویان و نسل جدید باشند آن است :
اگر قرار باشد هر کاری که دیگران به غلط انجام می دهند ؛ ما نیز آن را عینا تکرار کنیم ؛ پس تفاوت « ما » با « آن ها » دقیقا در چه خواهد بود ؟

آیا این گونه استدلال ها و دلایل با مبانی انسانی و عقلی و نیز آموزه های دینی ما مطابقت و ملازمت دارند ؟
آن چه موجب تاسف است این است که برخی از رسانه ها مانند تسنیم و فرهیختگان که اقدام به انتشار این نامه کرده بودند آن را از صفحه ی خود حذف کرده اند .

این کارها نشانه ی خوبی نیست و نمی تواند مبین و موید اتحاد و انسجام و همبستگی ملی باشد .

ملاک و معیار ما در رفتار باید که « قانون » باشد .
اصل مهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به صراحت بیان می کند :
« اصل نهم: در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت اراضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند » .
نباید فراموش کرد که حتی در شرایط امروز که شرایط جنگی و اضطرار است نمی توان جلوی بیان نظرات و ایده های منتقد و حتی مخالف را گرفت .

( 1 )
رئیس دانشگاه تهران، به نمایندگی از ۱۵ دانشگاه بزرگ کشور و پیرو درخواستهای متعدد استادان و دانشجویان کشورهای منطقه از استادان و دانشگاهیان ایران، طی نامهای به وزیر علوم، تحقیقات و فن آوری، از او درخواست کرد نیروهای مسلح قدرتمند جمهوری اسلامی ایران، از حمله به دانشگاههای منطقه خودداری کنند تا حرمت نهاد مقدس علم فرونهاده نشود.
به گزارش ایلنا، در این نامه آمده است: آمریکای جنایتکار و رژیم جعلی صهیونیستی در عمل نشان دادهاند که به هیچ یک از ارزشهای اخلاقی، انسانی، معاهدات بینالمللی، حقوق جنگ و اعلامیه حقوق بشر پای بند نیستند و بمباران مناطق غیرنظامی به ویژه مدارس، بیمارستانها و دانشگاهها در جنگ تحمیلی اخیر نیز موید این مطلب است.
رئیس دانشگاه تهران با اشاره به پاسخهای سریع و صریح نیروهای مسلح به اقدامات دشمن، در ادامه نامه آورده است: بدیهی است که نیروهای مسلح اخلاق مدار ما با رعایت اصول انسانی و اخلاق اسلامی در عکسالعمل به این جنایت، تحت شرایطی اعلام به مقابله به مثل کردهاند و گرچه مقابله بهمثل، حق قانونی ملت شریف ماست و دلاورمردان نیروهای مسلح ما نیز مصمم به استفاده از این حق قانونی میباشند، لیکن اینجانب به نمایندگی از ۱۵ دانشگاه بزرگ کشور، تقاضا دارم از نیروهای مسلح درخواست شود در این مورد خاص، از مقابله به مثل در برابر عمل نابخردانه و غیرانسانی حمله به مراکز علمی و آموزشی غیرنظامی توسط دشمن خودداری کنند.
محمدحسین امید در تشریح دلایل این درخواست، سه دلیل مهم را برشمرده است:
الف. جایگاه و اهمیت فوقالعاده علم، دانش و مراکز و نهادهای علمی و فرهنگی در فرهنگ و تمدن ایرانی- اسلامی و توصیه به حفظ حرمت علم در آموزههای ایرانی و تاریخ تمدن ایرانی-اسلامی.
ب. سهم و نقش برجسته و بیبدیل ایران و دانشمندان ایرانی مسلمان در تمدنسازی و پایهگذاری علوم و کمک به توسعه علم و دانش بشری.
ج. اعلام پای بندی به تعهدات اخلاقی، معاهدات بینالمللی و اهتمام به حفظ و نکوداشت نهاد دانشگاه به عنوان میراث بشری و جهانی.
رییس دانشگاه تهران، همچنین در این نامه تاکید کرده است: قطعا نیروهای مسلح قدرتمند ما جواب این کار ضد اخلاقی، ضد علمی و ضد فرهنگی را در حمله به سایر زیرساختهای نظامی، فن آوری، سیاسی و اقتصادی دشمن متجاوز تلافی خواهند کرد.
مصاحبه با رییس دانشگاه تهران
رییس دانشگاه تهران با اشاره به اقدامات گسترده دانشگاهیان در عرصههای فرهنگی و بینالمللی، بر ضرورت آگاهیبخشی و طرح دیدگاههای جامعه دانشگاهی در پشتیبانی از نیروهای مسلح در شرایط جنگی تاکید کرد.
دکتر محمدحسین امید در گفت و گو با ایسنا ضمن بیان این مطلب با اشاره به مکاتبات صورتگرفته توسط رییس دانشگاه تهران به نمایندگی از دانشگاههای بزرگ کشور، در ایام جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی اخیر، با اعلام اینکه اقدامات فرهنگی، آگاهی بخش و طرح دیدگاههای دانشگاهیان و دانشگاهها در پشتیبانی از نیروهای مسلح امری ضروری و بدیهی است، گفت: در ایام جنگ، بهخصوص جنگ اخیر که بخش زیادی از زیرساختهای علمی کشور مورد هدف دشمن متجاوز قرار گرفته است، مکاتبه دانشگاهیان با مسئولان کشور، مسالهای طبیعی است.
در جنگ ۱۲ روزه نیز دانشگاه تهران دیدگاههای دانشگاهیان را امانت دارانه به مسئولین منتقل کرد و اکنون نیز در این جنگ، نامههای مختلفی به نهادهای بینالمللی و شخصیتهای حقیقی و حقوقی داخلی و خارجی نوشتهاست که نوعی بیان دیدگاه از سوی جامعه دانشگاهی و حمایت همهجانبه از مدافعان میهن است.
وی در ادامه افزود: در جلسات متعددی که طی یک ماه اخیر و با مشارکت روسای دانشگاههای برتر کشور برگزار شده، چندین موضوع مورد اتفاق بوده است که از جمله آنها، مواردی که قابل طرح است، مکاتبه با سازمانها و نهادهای بینالمللی علمی و فرهنگی از سوی دانشگاهها است.
دکتر امید ادامه داد: ما نامهای را به مدیرکل یونسکو نوشتیم و با محکوم کردن اقدامات متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی که شروعکننده این جنگ ظالمانه و آغازگر حمله به زیرساختهای غیرنظامی بودهاند، نسبت به سکوت و انفعال عجیب این سازمان علمی و فرهنگی در بمباران مدارس، اماکن تاریخی، موزهها و بهویژه دانشگاهها اعتراض جدی نموده و شکایت کردیم.
همچنین نامهای به دبیرکل سازمان ملل فرستادیم و جنایات اخیر رژیمهای متخاصم را محکوم کردیم. نامهای نیز به رئیس دانشگاه الازهر ارسال و بیانیه ناصواب و یک جانبه آن را محکوم و درخواست تجدیدنظر کردیم. به بیش از ۱۵۰ رئیس دانشگاه جهان نیز نامه نوشتیم و جنایتهای جنگی آمریکایی – صهیونی را افشا و محکوم کردیم و در سطح بینالمللی تا جایی که امکان داشته باشد این روند را ادامه خواهیم داد تا دنیا بداند جامعه دانشگاهی کشور از هر نظر پشتیبان نیروهای مسلح با صلابت ایران است.
رییس دانشگاه تهران همچنین با اشاره به نامهای که خطاب به وزیر علوم نوشته شده است، گفت: در این نامه جنایات متجاوزان در هدف قرار دادن دانشگاههای کشور را محکوم کرده و لزوم پاسخ صریح و محکم به این اقدام را درخواست کردیم.
در این نامه ضمن قانونی و مشروع دانستن مقابله به مثل تمام اقدامات دشمن در حمله به زیرساختها و مناطق غیرنظامی کشور، پیشنهاد دادیم از آنجا که ایران اسلامی تمدنساز و خاستگاه اصلی دانش امروز بشری بوده و بهمعنای واقعی دوستدار علم است و برای محیطهای علمی حرمت قائل است، در تلافی اقدام جنایتکارانه، ضمن حفظ حق مقابله به مثل هدف قرار دادن دانشگاههای کشورهای متخاصم، سایر زیرساختهای فن آوری و اقتصادی دشمنان و حامیان آنها در منطقه هدف انتقام مشروع قرار گیرد که این موضوع نشانه فرهنگ علمی والا و از مظاهر تمدنی ایرانیان خواهد بود.
وی در پایان اظهار کرد: فضای عمومی کشور متاثر از جنگ تحمیلی و فضای عمومی جهان متاثر از دفاع ملت ایران است. در این شرایط، هر کس به هر میزان که میتواند باید کمک و همراهی کند و جامعه دانشگاهی کشور از جمله دانشگاه تهران از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد و همگام با ملت ایران و تحت رهبری رهبر معظم انقلاب اسلامی، پای کار کشور، انقلاب و دفاع ایستاده است تا پاسخ متجاوزان داده شود.
انتهای پیام
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

الناز محمدی ۲۷ اسفند در شرق گزارش کرد:
در شهر ۸۰ هزار نفری میناب، خیابان رسالت، جایی نزدیک مجتمع فرهنگیان المهدی، ساعت ۱۰ و ۴۵ دقیقه نهم اسفند ۱۴۰۴، ساختمان دبستان پسرانه و دخترانه «شجره طیبه» که زیر نظر «مؤسسه فرهنگی آموزشی رهپویان شهدای خلیج فارس» است، مورد حمله موشکی قرار گرفت.
قصه طولانی دبستان شجره طیبه را می توان چنین خلاصه کرد:
« مدرسه شجره طیبه، یکی از ۲۰۰ مدرسه شهر میناب و روستاهای اطرافش، ۱۰ سال پیش در تغییر کاربری مجموعه ساختمانها و سولههای متعلق به نیروی دریایی سپاه شروع به کار کرد. بعدها اطراف مدرسه یک درمانگاه ساختند به اسم شهید آبسالان، یک کارواش، یک تعاونی فرهنگیان و چند مغازه. بعضی سولههای اطراف را به آموزش و پرورش اجاره دادند.
اوایل شروع به کارش، فقط دانشآموزان با والدین نیروی دریایی را پذیرش میکرد و بعدها تبدیل به یک مدرسه غیرانتفاعی شد با آخرین شهریه ثبتنامی امسال به مبلغ ۲۰ میلیون تومان. دو طبقه بود با دو ورودی و حیاط جداگانه، طبقه بالا برای پسرها و طبقه پایین برای دخترها. کلاسهایش شلوغ نبودند و بچههای طبقات مختلف در آنها درس میخواندند؛ چه با پدرهایی کارگر، چه معلم و چه نظامی. بعضی از دانشآموزان کشتهشده این حمله، بلوچ بودند.
روز نهم اسفند ۱۴۰۴ مدرسه شجره طیبه با ۱۶۸ قربانی که مجموع دانشآموز و معلم و والدین و حتی راننده سرویس بودند، مواجه شد!

روزها ، مسئولیت خون آنان را کسی به عهده نگرفت. دست آخر بیبیسی جهانی نوشت در بمباران این مدرسه حداقل از یک موشک تاماهاوک آمریکایی و بعضی شواهد رسانهای نشان دادند در بمباران این مدرسه از اطلاعات قدیمی نقشهای استفاده شده است. صلیب سرخ چین گفت برای بازماندگان، کمک ۲۰۰ هزار دلاری میفرستد و دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا با وجود رد اولیه اشتباه ارتش این کشور، گفت موضوع را پی گیری میکند. شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در نشست اضطراری خود در ژنو با محکومیت یکپارچه حمله به دبستان «شجره طیبه» در میناب که به کشته شدن دستکم بیش از ۱۷۰ دانشآموز و معلم انجامید، خواستار انجام تحقیقات فوری و پاسخ گویی عاملان این رویداد شد.
عصر ایران، نهم فروردین ۱۴۰۵ نوشت:
شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد با اجماع درخواست جمهوری اسلامی ایران برای برگزاری جلسه اضطراری درباره بررسی ابعاد حقوق بشری و بشردوستانه حمله به مدرسه دخترانه در میناب را تصویب کرد.
به گزارش ایرنا، این جلسه اضطراری طبق برنامه اعلام شده صبح جمعه ( هفتم فروردین ) برگزار خواهد شد و در جریان آن قرار است ابعاد مختلف این جنایت مورد بررسی قرار گیرد.
نماینده ایران در نشست روز چهارشنبه شورای حقوق بشر اعلام کرد که ایران در کنار چین و جمهوری کوبا، خواستار برگزاری نشست اضطراری درباره حملات هوایی علیه مدرسه دخترانه «شجره طیبه» در میناب است که مصداق بارزی از نقض فاحش حقوق بینالملل بشردوستانه و حقوق بشر بوده است و انتظار دارد این موضوع با نهایت اهمیت، بهطور فوری و جدی در دستور کار قرار گیرد.

نماینده ایران افزود: مدارس از جمله اهداف غیرنظامی محسوب میشوند؛ نهادهای آموزشی و کودکان در زمان درگیریهای مسلحانه تحت حمایتهای صریح حقوق بینالملل بشردوستانه قرار دارند .
هدف قرار دادن عمدی مدارس طبق حقوق معاهداتی و حقوق عرفی بینالمللی بشردوستانه، ممنوع است و حملات کورکورانه نیز بهشدت منع شدهاند.
شبکه شرق در هفتم فروردین ۱۴۰۵ درباره نشست شورای حقوق بشر برای رسیدگی به جنایت در مدرسه میناب نوشت:

در جریان این نشست نزدیک به ۶۰ کشور و ۱۹ نماینده جامعه مدنی، سخنرانی کردند که حملات آمریکا به مدرسه شجره طیبه را محکوم کردند و ضمن درخواست رعایت حقوق بشر دوستانه در جریان مخاصمات و کاهش سریع تنش ها، بر ضرورت انجام سریع تحقیقات سریع، شفاف و مستقل در خصوص حمله تاکید کردند.
شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در نشست اضطراری خود در ژنو با محکومیت یکپارچه حمله به دبستان «شجره طیبه» در میناب که به کشته شدن دستکم بیش از ۱۷۰ دانشآموز و معلم انجامید، خواستار انجام تحقیقات فوری و پاسخگویی عاملان این رویداد شد.
*آیا این روند خردورزی در اوج جنگ و جنایت علیه بشریت، کارساز است ؟

بعد از اوج گیری تنش در جنگ آمریکا و اسرئیل بر علیه جمهوری اسلامی ایران، بستن شدن تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت در جهان و تهدید اقتصاد بین المللی برخی از کشورها و مراجع بین المللی میانجی گری را پیشه کردند.
امید است که در سایه ی خرد جمعی، به زودی شاهد نه به جنگ، نه به اعدام، نه به بمباران مراکز صنعتی ، نه به موشک باران مدارس، نه به بمباران بیمارستان ها و نه به آتش بس شکننده باشیم.
به رسمیت شناختن حقوق شهروندان، آزادی زندانیان سیاسی ، گسترش احزاب و نهادهای مدنی ، صلح پایدار، گسترش پیمان های اقتصادی منطقه ای و ... موانع طی شدن راه باریک آزادی در دهکده کوچک مان را یکی بعد از دیگری بر طرف می کند.
آیا اقدامات خردورزانه در اوج جنگ و جنایت علیه بشریت، نتیجه بخش است .
***
ویدئویی از تاب بازی یک دختر در هرمزگان در میانه ی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران با پس زمینه ای از دود و آتش در تنگهی هرمز :
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کشور ما روزهای سختی را پشت سر میگذارد و با موقعیتی سخت و طاقت فرسا رو به رو است . حوادث روزهای 18 و 19 دی آن چنان سنگین بوده اند که تا مدت ها از ضمیر جامعه فراموش نمی شود . در حال حاضر دیدگاه های مختلفی در مورد چرایی بروز این حوادث و میزان بالای نارضایتی و شعارهای داده شده مطرح میشود. دیدگاههایی که هر کدام از منظری به این حوادث می نگرند و مسائل را میکاوند.
این یادداشت در پی پاسخ به این سوال است که آموزش و پرورش چه نقشی در حوادث اخیر داشته است؟ تعداد زیادی از افرادی که در این حوادث جان خود را از دست دادند و بازداشت شدگان را دانش آموزان تشکیل میدهند. برخی آمار غیررسمی از اینکه 27 درصد دستگیرشدگان را دانشآموزان تشکیل دادهاند خبر می دهند. ضمن اینکه اگر این آمار ار بپذیریم که 50 درصد بازداشت شدگان از سنین بین 18 تا 30 سال است هم نشان دهنده تاثیر بالایی است که نسل جوان در این حوادث داشتهاند.
یک نکته بسیار مهم این است که وقتی از تاثیر آموزش و پرورش می گوییم ؛ از تاثیر چه پدیداری صحبت میکنیم ؟
آموزش و پرورش علاوه بر معلم و مدرسه شامل محتواهای آموزشی و پرورشی ، سیاستها و ساختارهای اداری هم میشود. از این رو وقتی از آموزش و پرورش صحبت میکنیم برآیند معلم ، مدرسه ، سیاست ها ، محتواها و سازمان اداری را باید در نظر گرفت . نگاه به این برآیند نباید صرفا به یکی از موارد فوق محدود شود. معلم بدون محتواهای آموزشی یا سیاستها ، شرایط مدرسه و سازمانهای اداری و سایر موارد به تنهایی تاثیرگذار نیستند.
پنج عامل مهم به عنوان مهمترین عوامل تاثیرگذار آموزش و پرورش در حوادث اخیر قابل ذکر هستند :

اول) آموزش و پرورش به مثابه تولید بی عدالتی :
آموزش و پرورش در طول سال های اخیر به تدریج به سمتی رفته است که بیش از اینکه عدالت را تحکیم کند به بی عدالتی دامن میزند. انواع مدارس که به 24 عنوان میرسد از جمله مواردی است که از تبعیض سازمان یافته در آموزش و پرورش خبر میدهد. تعداد بالای دانش آموزان مدارس غیردولتی و مدارس خاص که با رتبه بالا به دانشگاهها راه می یابند نشانه دیگری از شکاف طبقاتی در آموزش و پرورش است .
فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایــران گزارشی را دهم تیرمــاه 1401 منتشر نمود کــه بــر اساس آن « 30 درصد از جمعیت 18 تا 24 سال از تحصیلات متوسطه برخوردار نیستند و 56 درصد از جمعیت کشور فاقد تحصیلات کامل متوسطه هسـتند. در توصیف شرایط موجود و آموزش و پرورش می توان گفت که آموزش و پرورش و واقعیتهای جامعه ایران در جهان موازی قرار دارند و ارتباط چندانی بین آن ها نیست .
این گـزارش بـه نتایج آزمون های تیمز و پرلز اشاره می کند و تأکید دارد کـه بـر اساس نتایج آزمون های پرلز و تیمز ، دانشآموزان ایرانی از کیفیت مناسب آمـوزش و یادگیری برخوردار نیستند. این موارد در کنار تعداد بالای بازماندگان از تحصیل و ترک تحصیل نشان میدهد که آموزش و پرورش نهادی است که در حال حاضر به تولید بی عدالتی به صورت سازمان یافته مشغول است .
شرایط فوق باعث شده است که دانشگاههای برتر ایرانی پذیرای طبقات متوسط به بالا و مرفه باشد و برخلاف گذشته به تدریج امکان تحصیل طبقات محروم تر در دانشگاههای برتر کشور کاهش یابد .
دوم ) آموزش و پرورش و مسئله نئولیبرالیسم :
دعوای نئولیبرالیست ها و مخالفان شان در سپهر فکری جامعه ایران امری آشنا است. در طول سه دهه گذشته جریان های فکری طرفدار اقتصاد بازار آزاد همواره کوشیده اند راهکارهایی برای پیوستن ایران به قطار بازار آزاد طراحی و پیشنهاد کنند. در بیشتر موارد برنامه فوق ناکام مانده است یا اصلا اجرا نشده ولی اندیشه نئولیبرال برای برای کاستن از بار دولت جاده صاف کن دیدگاه هایی می شود که می خواهند حقوقی را که ملت دارد کنار گذاشته شوند.
بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ؛ آموزش و پرورش یک حق مسلم و بدیهی است که دولت باید آن را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه به صورت رایگان فراهم سازد. اندیشه های نئو لیبرال مسئولیتهای آموزش و پرورش را از دوش ملت برداشته است ولی وظیفهای در مورد حمایت از دانش آموزان آسیبپذیر و حاشیه نشین یا دانشآموزانی که در مناطق محروم حضور دارند پیشنهاد نمیدهند.
برنامه عدالت آموزشی بیشتر در حالت روتین و نمایشی هستند . آموزش و پرورش کاملا به اولیا واگذار شده و مدارس مجبورند برای گذران خود از اولیا مبالغی بگیرند که بیشتر اوقات به نارضایتی اولیا میانجامد .
بیشتر امور مربوط به ساخت و تجهیز و نوسازی مدارس نیز بر عهده خیرین مدرسه ساز گذاشته شده است. آموزش و پرورش تبدیل به نهادی رها شده است که نقش مهمی در تولید بی عدالتی و نارضایتی دارد.
اندیشههای نئولیبرال تا کنه وجود آموزش و پرورش رخنه کرده اند. در حالی که بر اساس اصل 43 قانون اساسی آموزش و پرورش یک نیاز اساسی محسوب میشود که باید تامین گردد ولی در حال حاضر آموزش و پرورش در حال تبدیل به یک کالا است . کالایی شدن آموزش نتیجهای جز ایجاد احساس نادیده گرفته شدن ندارد .

سوم) گفتمان سنت گرای ایدئولوژیک و گفتمان مقاومت :
در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی ، گفتمانهای متفاوت کوشیدهاند تا مطلوب خود را از طریق وزارت آموزش و پرورش تعیّن بخشند. سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به عنوان یک معرفت تعیّن یافته، نمایندگی یک گفتمان را برعهده دارد.
این گفتمان می خواهد: « دانش آموز بعد از پایان دوره متوسطه «اصول اعتقادات اسلامی»، «صفات ثبوتیه و سلبیه خداوند»، «ولایت فقیه و ارتباط آن با امامت»، «منشا حاکمیت در جمهوری اسلامی »، و «نیروهای استکبار جهانی را بشناسد»، پوشش اسلامی را مراعات کند و منشا حاکمیت در نظام های عمده جهانی را براساس جهانبینی اسلامی نقد کند » ( رضایی، محمد، ناسازه های گفتمان مدرسه، تحلیلی از زندگی روزمره دانش آموزی، تهران، جامعه و فرهنگ.ص 19). این گفتمان را می توان معادل گفتمان سنتگرای ایدئولوژیک دانست.
بشیریه معتقد است گفتمان سنت گرای ایدئولوژیک در اواخر دوران پهلوی تکوین یافته و پس از انقلاب اسلامی غلبه یافته است. این گفتمان از حیث عناصر تشکیل دهنده، گفتمان پیچیده ای است و برخی از دیدگاه های سنتی را از نظر مسائل عصر مدرن بازسازی میکند. ضدیت با لیبرالیسم غربی و سنت روشنگری، و تاکید بر بسیج تودهای و نخبهگرایی، و رهبری و اطاعت، و انضباط و همبستگی بر اساس هویت مذهبی از عناصر اصلی آن است (بشیریه، حسین،عقل در سیاست؛ سی و پنج گفتار در فلسفه، جامعه شناسی و توسعه سیاسی، تهران، نشر نگاه معاصر.:ص 702).
گفتمان فوق در طول سه دهه گذشته به تدریج مهم ترین گلوگاههای سیاس گذاری و تولید محتوا را در آموزش و پرورش به دست آورده است و حتی در دولت اعتدال گرای حسن روحانی و دولت میانه روتر پزشکیان مجاری تولید محتوا در اختیار گفتمان یاد شده است. مهم ترین برنامه این گفتمان را باید تعیّن بخشیدن به سند تحول بنیادین آموزش و پرورش دانست.

این گفتمان با هر نوع پذیرش چند فرهنگ گرایی مخالف است. چند فرهنگ گرایی در این جا به معنای وجود تفاوت های فرهنگی در جامعه است. جامعه ای مانند ایران از باورها و سبک های متفاوت تشکیل شده است. در حالی که گفتمان سنتگرای ایدئولوژیک خواهان تبدیل همه دانش آموزان به یک نوع سوژه مومن با یک دیدگاه مشترک هستند . گفتمان سنتگرای ایدئولوژیک هیچ نوع تکثر و چند فرهنگ گرایی و تنوع سبک زندگی را در سطح دانشآموزان به رسمیت نمیشناسد. این رفتارها موجب شکل گیری نوعی گفتمان مقاومت در دانش آموزان شده است . گفتمان مقاومت در برابر سیاست ها و برنامه های رسمی آموزشی گفتمان دیگری است که در آموزش و پرورش وجود دارد. این گفتمان گرچه آشکارا ابراز وجود نمی کند، اما در رفتارهای دانشآموزان، و خانوادهها بروز و ظهور می یابد. این گفتمان از آن جهت مقاومت نامیده شده است که از عمل به برنامه های آموزشی خودداری می کند، و از پذیرفتن تکالیف مترتب بر آنها طفره می رود. ظهور سوژه مقاوم در بین دانشآموزان از نتیجه وجود این گفتمان است. سوژه مقاوم، دربرابر سوژه مومن که آموزش و پرورش از طریق سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در جهت تولید آن میکوشد، مقاومت میکند. سوژه مومن یکی از مهمترین معرفتهای تعین یافته در عرصه تعلیم و تربیت است که وجود گفتمان سنت گرای ایدئولوژیک را منعکس می سازد.
«سوژه مقاوم شکل های متعدد دارد و تنها یکی از آن ها تن ندادن به برنامه درسی و اجرا و انجام تکالیف و آموزه ها و امر و نهی مدرسه است » ( فاضلی، نعمت الله، مسئله مدرسه ؛ بازاندیشی انتقادی در آموزش و پرورش ایران، تهران، هوش ناب .ص59). در حوادث اخیر می توان به وضوح این گفتمان مقاومت را دید. اگر به منشا شکلگیری این گفتمان مقاومت توجه نشود امکانی برای برون از شرایط موجود وجود ندارد .

چهارم ) فقدان آموزش مشارکت سیاسی :
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصولی مانند اصل ششم مبنای اداره امور کشور را به اتکای آرای عمومی میداند و بر اساس اصل پنجاه و ششم نیز حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است و هیچ کس حق ندارد این حق الهی را از انسان سلب یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد .
به نظر میرسد سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در تضاد با اصول فوق قرار دارد . بر اساس این سند تحقق حیات طیبه منوط به چهار نوع تربیت است : تربیت زیستی و بدنی ، تربیت اجتماعی و سیاسی ، تربیت اقتصادی و حرفه ای و تربیت علمی و فن آوری .
این سند ؛ تربیت اجتماعی و سیاسی را « ناظر به آماده سازی فردی و اجتماعی متربیان در مسیر تحقق شان اجتماعی و سیاسی حیات طیبه » بر می شمرد . سند تحول یکی از ارکان فرآیند تربیت را حکومت میداند و تاکید دارد که :« هدف از تشکیل حکومت در جامعه اسلامی بر اساس مبانی دینی ، تحقق جامعه صالح در راستای بر پایی جامعه عدل جهانی است و لذا این نوع حکومت باید زمینه هدایت آحاد مردم به سوی تحقق حیات طیبه را فراهم سازد » .
متون فوق نشان میدهد نگاه نویسندگان سند تحول به مشارکت سیاسی کاملا با اصول قانون اساسی در تضاد است و مشارکتی سامان مند برای نیل به هدفی که خود تعیین کرده اند را مطلوب میداند. از این منظر سند مرزبندی کاملی با مفهوم شهروندی دارد و همه مردم از جمله دانش آموزان را در چارچوب تعریفی از حکومت اسلامی قرار می دهد .

در تعریف مربوطه از حکومت اشاره ای به حق رای و حاکمیت مردم و راهکارهای آموزش و پرورش برای تربیت دانش آموزان در مسیر مشارکت سیاسی مذکور در قانون اساسی نمی شود . در بخش دیگری از سند تحول بنیادین اصولی برای تربیت ذکر می گردد که از جمله آن ها حفظ و ارتقای آزادی متربیان است. ولی در تعریف آن تاکید میشود که: « آزادی عمل و اراده و عمل در جنبه های مختلف آن (شامل آزادی ، عقیده ، بیان ، گوش کردن و فعالیت ) باید به طور معقول و در چارچوب نظام معیار اسلامی مورد نظر قرار گیرد ». این تعریف از آزادی به منزله فقدان آزادی است ، زیرا آزادی را در چار چوب هایی غیر شفاف قرار میدهد که به راحتی قابل تحدید است .
نگاه مذکور نشان میدهد که نظام آموزشی نگاه چندان مثبتی به مفهوم شهروندی که زیربنای مشارکت سیاسی است ندارد و ترجیح می دهد دانشآموزان را در کانالهایی که مطلوب میدانند راهنمایی نماید. این نگاه باعث می شود مفاهیمی همچون حزب و نحوه اعتراض عملا بی معنا باشند و دانش آموزان برای استفاده راهکارهای موجود در قانون اساسی برای مشارکت سیاسی آماده نباشند. نگاه مبنایی نظام آموزش و پرورش ما به مقوله مشارکت سیاسی این است که باید بپذیری و راهی هم برای مشارکت سیاسی وجود ندارد .

پنجم ) نگاه ابزاری به آموزش و پرورش :
برخی از اندیشمندان از جمله لویی آلتوسر ، اندیشمند فرانسوی ، به تفصیل به نقش مدرسه و ارتباط آن با ایدئولوژی پرداخته اند. بنا بر اندیشه آلتوسری نهاد آموزش ؛ « کلیدی ترین دم و دستگاه ایدئولوژیک مسلط در بازتولید قدرت دولت و مناسبات آن نیز محسوب میشود و از طرفی مهمترین آن نیز به حساب می آید » . (علی محمدی ، امین ،علم / ایدئولوژی در نظرگاه لوئی آلتوسر ؛ جایگاه نظام آموزش در مناسبات قدرت ،فصل نامه سیاست ،شماره 13، بهار 1396،ص 96) از این منظر گریزی از این نیست که نظام آموزش را مهمترین نظام برای شناخت ، تولید معنا و تخصص بدانیم ولی مشکل از آن جا آغاز می شود که دم و دستگاه آموزش فقط به یک ابزار کاهش یابد . اینکه نظام های سیاسی از طریق نظام آموزش بخواهند سوژه های مطلوب خود را در مناسبات قدرت تولید کنند امری پذیرفته شده است ولی اینکه حد و مرز این تولید مشخص نباشد و دستگاه آموزش فقط به عنوان یک ابراز در نظر گرفته شود که باید از طریق سخنرانی و مستقیم سوژه هایش را تربیت کند منجر به واکنش های مختلفی خواهد شد . از جمله این نگاه ابزاری موجب می شود که محصولات دستگاه آموزش در برابر آنجه دستگاه آموزش می گوید مقاومت کنند .
فهم نادرست از دستگاه آموزش و این گمان که می توان با ابزارهایی مثل گزینش و بدون توجه به بافت و شرایط جامعه و تحولات جهانی و مسائل اقتصادی و اجتماعی از آموزش و پرورش بهره جست امری عبث است . این نگاه ابزاری به نهاد آموزش باعث شده است که کمتر به صحبتهای دانش آموزان توجه شود و نگاه آن ها مورد توجه قرار گیرد . فهم نادرست از نهاد مدرسه و نظام آموزشی منجر به این میشود که دستگاه آموزش به جای اینکه به تولید سوژه های مطلوب بپردازد تولید کننده نارضایتی باشد .

سخن پایانی : جهان های موازی:
در این یادداشت تلاش شده است که نسبت بین شرایط موجود و آموزش و پرورش مورد بررسی قرار گیرد و به پنج عامل مهمی که آموزش و پرورش در به وجود آمدن شرایط موجود نقش داشته است اشاره شود. بی عدالتی در نظام آموزشی عملا راه را برای آموزش با کیفیت و همگانی بسته است و تفکرات نئولیبرال نگاهی را به وجود میآورد که حس نادیده گرفته شدن را تشدید میکند.
گفتمان سنتگرای ایدئولوژیک به تقویت گفتمان مقاومت میانجامد و نگاه منفی به آموزش مشارکت سیاسی در آموزش و پرورش منجر به این می شود که زمینه شکل گیری نگاه مشارکت محور از طریق انتخابات و حزب مسدود بشود. نگاه ابزاری به آموزش و پرورش نیز عملا آموزش و پرورش رابه نهاد تولید ناراضی تبدیل کرده است . بشیریه معتقد است گفتمان سنت گرای ایدئولوژیک در اواخر دوران پهلوی تکوین یافته و پس از انقلاب اسلامی غلبه یافته است.
پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ایرانیان که موج چهارم آن در سال 1402 به صورت غیررسمی منتشر شده است نیز نشان میدهد که علی رغم تلاشهای صورت گرفته و اهداف سند تحول ؛ بخش مهمی از دانشآموزان با آموزههای اساسی آموزش و پرورش همراهی ندارند.
در بخش دینداری پیمایش فوق و در پاسخ به این سوال که آیا دینداری به قلب پاک است، حتی اگر آدم نماز نخواند؟ 25 درصد کاملا موافق، 36.8 درصد موافق، 6.8 درصد نه موافق و نه مخالف، 21.4 درصد مخالف و 9.9 درصد کاملا مخالف بوده اند. به این ترتیب بیش از 50 درصد پاسخ دهندگان با گزاره فوق موافقت داشته اند. در سنین 15 تا 29 سال 29 درصد کاملا موافق، 39.5 درصد موافق، 9.1 درصد نه موافق و نه مخالف، 16 درصد موافق و 6.4 درصد کاملا موافق بوده اند. به این ترتیب 68.5 درصد سن 15 تا 29 سال با گزاره فوق موافقت داشتهاند. نمونه فوق به خوبی تضاد میان آموزههای آموزش و پرورش با تربیت شدگان آن را به خوبی نشان میدهد.

در توصیف شرایط موجود و آموزش و پرورش می توان گفت که آموزش و پرورش و واقعیتهای جامعه ایران در جهان موازی قرار دارند و ارتباط چندانی بین آن ها نیست .
نهاد آموزش و پرورش اهداف و برنامههایی را پی گیری میکند که با واقعیتهای موجود هم خوانی ندارند و واقعیت در مسیری است که دستگاه آموزش و پرورش کشور چندان اهمیتی به آن نمیدهد .
دستگاه آموزش و پرورش با ادامه زندگی در جهان موازی امکانی برای تغییر خود و دست زدن به تغییراتی که بتواند نقش موثری داشته باشد را از دست میدهد.
جهان های موازی باعث میشود آموزش و پرورش و مخاطبانش در فضاهای فکری جداگانه باشند . پیشگیری از تکرار حوادث تلخی همچون دی ماه 1404 نیازمند گفت و گوهای صریح است .
فقط آموزش و پرورش مسئول این حوادث نیست ولی آموزش و پرورش به عنوان یکی از مهم ترین دستگاه های فرهنگی کشور هم در این حوادث نقش دارد .این نقش را باید در سیاست ها و محتواهای نهاد آموزش و پرورش جست که به مواردی از آن ها اشاره شد .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

« وقتی دیگران ما را نادان، زشت، یا شکست خورده مینامند، نباید بلافاصله ناراحت شویم .
سقراط میگفت تنها قضاوت کسانی اهمیت دارد که دانا و اهل تأمل هستند .
اگر کودکی بگوید که شما پرواز نمیکنید، ناراحت نمیشوید؛ چون میدانید کودک نمیفهمد. پس چرا از قضاوت ناآگاهان رنج بکشید؟»
تسلی بخشیهای فلسفه - آلن دوباتن
***
« متأسفانه در روند موجود متجاوزان بدون توجه به تمام قوانین بینالمللی، هر جایی را که دلشان میخواهد بمباران میکنند و از مدارس، بیمارستانها و مراکز مختلف در کشور نیز پرهیز ندارند و از انجام این کارها خودداری نمیکنند ....
من لازم میدانم از مردم بزرگوار کشورمان درخواست کنم، به رغم همه سختیهایی که وجود دارد، هر شب در صحنه حضور داشته باشند. از هر کسی که ایرانی است و از هر کسی که در ایران زندگی میکند، بدون توجه به اینکه چه مذهبی دارد، چه وضعیتی دارد و چه ظاهری دارد، میخواهم که حضورشان را برای دفاع از تمامیت خاک ایران نشان دهند .
وقایع اخیر نشان داد که « ما » با دموکراسی و الزامات آن فاصله ی بسیار داریم . عضو شورای موقت رهبری خطاب به کشورهای همسایه که پایگاه نظامی دشمن در آن کشورها مورد حمله قرار گرفته است،گفت: ابتدا از طرف خودم عذرخواهی می کنم.
این روندی که رخ داده است، رهبر ما، فرماندهان ما و دانش آموزان ما جان خود را به دلیل تجاوز وحشیانه دشمن از دست دادند. اما نیروهای مسلح ما که جان بر کف هستند، زندگی و جان خود را کف دست گرفته اند تا از تمامیت ارضی کشور دفاع کنند .
پزشکیان با تاکید بر این که نیروهای مسلح آتش به اختیار تمام اقداماتی که لازم بود انجام دادند و با عزت از سرزمین ایران دفاع کردند، گفت: ما قصد تجاوز نظامی به کشورهای همسایه را نداریم و همان گونه که بارها و بارها گفتیم، آنها برادران ما هستند و ما با این عزیزان در منطقه باید دست به دست هم بدهیم و صلح و آرامش را در منطقه برقرار کنیم .
با اتفاقاتی که رخ داده، ما در شورای موقت رهبری تصمیماتی گرفتیم و این تصمیم به نیروهای مسلح گزارش شد که دیگر به کشورهای همسایه نباید موشک بزنند. مگر اینکه از کشورهای همسایه بخواهند به ما حمله کنند و به نظرم موضوع کشورهای همسایه را به جای دعوا باید با دیپلماسی حل کرد » . ( این جا )
این سخنان مسعود پزشکیان به عنوان رییس جمهور و عضو شورای رهبری به ویژه آن جایی که « عذرخواهی » کرده مورد انتقاد و حتی هجمه برخی نیروهای تندرو و رسانه های آنان قرار گرفت و در برخی موارد نیز آغشته به کنایه و توهین هم گردید . بدبختی ما ایرانی ها آن است که در بسیاری از موارد حتی به قوانینی که خودمان تصویب کرده ایم احترام نمی گذاریم و این جاست که مختصات « استبداد ایرانی » بیش از پیش عیان می شود .
حال پرسشی که این جا مطرح می شود آن است که واقعا کجای این سخنان آقای پزشکیان غیرمنطقی بوده و یا حرف ناصواب و غیر معقولی زده است ؟
به فرض که افراد و رسانه های مخالف و برون مرزی و یا فرد غیرمتعادل ، متناقض و ماجراجویی مانند رییس جمهور آمریکا تفسیر و یا تعبیری به نفع خویش کرده و آن را نشانه ی کم آوردن ، پیروزی خودش و... معرفی و ارزیابی کنند ؛ اما پرسش این است که آیا کنش ما باید واکنشی در برابر آن مواضع باشد و یا معیار و شاقول باید که حرکت در مسیر « عقلانیت » و « آینده نگری » باشد ؟
وقتی فردی به عنوان منتخب ملت و نیز مسئولیت جدیدی که بر اساس « قانون اساسی » یعنی عضو شورای رهبری به او تفویض گردیده است تصمیم و یا مصوبه ی جمعی را به اطلاع افکار عمومی می رساند ؛ چگونه هست برخی که از حقیقت گریزان بوده و مبنای فکر و عمل شان « سلیقه » است آن گونه همه چیز را در مدت کوتاهی کاملا زیر سوال می برند ؟

آزمون مفاهیمی مانند « دموکراسی » و « کار جمعی » دقیقا در چنین مواردی است که مصداق و معنا و ظهور پیدا می کند و وقایع اخیر نشان داد که بسیاری از ما و حتی ایرانی هایی که مدت ها در خارج از کشور و و ممالک آزاد و دموکراتیک « زیسته اند » ؛ هنوز و هنوز با الفبای « دموکراسی » هم بیگانه اند .
در این زمینه نکته ی مهم، اظهار نظر و مخالفت دو رییس جمهور پیشین ایالات متحده آمریکا با این جنگ و مواضع دولت فعلی ترامپ می باشد که در نوع خود قابل تامل جدی است . ( 1 )

کشورهایی مانند آمریکا در سیاست های خارجی خود سعی می کنند بر اساس « منافع ملی » خودشان عمل کنند تا این که معیارشان چیزهایی مانند دموکراسی و احترام به ارزش های آن باشد .
تجاوز آشکار به کشور دیگر و حمله به مکان هایی مانند مدارس که واقعه تلخ مدرسه میناب به نوعی جنایت علیه بشریت محسوب می شود و یا هدف قرار دادن بیمارستان ها ، هلال احمر ، میراث فرهنگی ، انبار نفت ، پالایشگاه و.... به هیچ وجه با دموکراسی و یا اعلامیه ی جهانی حقوق بشر تجانسی ندارد اما همان گونه که در بالا اشاره شد بسیاری از دموکرات ها به عنوان حزب رقیب و حتی برخی رسانه های رسمی دولتی عملا در داخل آمریکا سیاست ها و عملکرد دولت را زیر سوال می برند و خواهان پاسخ گویی می شوند ....

و پرسش این است که آیا در ایران چنین مواردی از سوی حاکمیت تحمل می شود ؟
و این جاست که تفاوت دو کشور در مفهوم و ماهیت دموکراسی و احترام به نظر مخالف و منتقد آشکار و هویدا می شود .
این همه فشار و شتاب و تاکید برخی در داخل کشور برای معرفی « یک فرد » به عنوان « رهبر جدید » در حالی که قانون اساسی مکانیسم های مشخصی را برای چنین مواقعی پیش بینی کرده است ؛ ناشی از چه می تواند باشد ؟
مگر قرار است عده ای سلیقه و ایده ی خود را به زور به دیگران تحمیل کنند ؟
اصل مهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به صراحت بیان می کند :

« اصل نهم: در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت اراضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند » .
نباید فراموش کرد که حتی در شرایط امروز که شرایط جنگی و اضطرار است نمی توان جلوی بیان نظرات و ایده های منتقد و حتی مخالف را گرفت .
بدبختی ما ایرانی ها آن است که در بسیاری از موارد حتی به قوانینی که خودمان تصویب کرده ایم احترام نمی گذاریم و این جاست که مختصات « استبداد ایرانی » بیش از پیش عیان می شود .
باید آموخت که با رعایت ادب و احترام با نظرات دیگران برخورد کرد و به هیچ نباید به دنبال تحمیل و القای نظر خود و یا جناح خویش با هر بهانه و توجیهی برآمد .
وقایع اخیر نشان داد که « ما » با دموکراسی و الزامات آن فاصله ی بسیار داریم .







( 1 )
به گزارش روز شنبه ایرنا از نشریه هیل، اوباما در مراسم خاکسپاری جسی جکسون یک کشیش مسیحی، بیان کرد: «هر روز با حملهای جدید به نهادهای دموکراتیک خود بیدار میشویم.»
وی افزود: «ما در زمانی زندگی میکنیم که امید داشتن سخت است. هر روز با حملهای جدید به نهادهای دموکراتیک خود بیدار میشویم. یک عقبگرد دیگر برای ایده حاکمیت قانون، توهینی به شرافت عمومی.»
وی ادامه داد: «هر روز با چیزهایی بیدار میشوید که فکر نمیکردید ممکن باشد. هر روز به ما گفته میشود که از یکدیگر بترسیم و علیه هم باشیم. و اینکه برخی آمریکاییها بیشتر از دیگران اهمیت دارند. و برخی اصلا اهمیتی ندارند. در همه جا طمع و تعصب ستوده میشود و زورگویی و تمسخر به عنوان قدرت جلوه داده میشود.»
رئیس جمهوری پیشین آمریکا اشاره کرد که «در این لحظات امید داشتن سخت است.»
بایدن، معاون سابق اوباما و رئیس جمهوری پیشین ایالات متحده، نیز پس از اوباما با انتقاد کوتاهتری از دونالد ترامپ رئیسجمهوری کنونی این کشور بیان کرد که آمریکاییها «در موقعیت سختی هستند.»
بایدن عنوان کرد: «ما دولتی داریم که هیچ ارزش مشترکی با ما ندارد و فکر نمیکنم حتی ذرهای اغراق کرده باشم.»
ترامپ در مراسم خاکسپاری این کشیش مسیحی شرکت نکرد ولی به او ادای احترام کرد و اوباما را مورد انتقاد قرار داد.
ترامپ در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: «جسی نیرویی از طبیعت بود مانند تعداد کمی پیش از او. او نقش زیادی در انتخاب باراک حسین اوباما، مردی که جسی نمیتوانست تحملش کند داشت، بدون اینکه از او سپاسگزاری کنند یا به او اعتباری بدهند، او خانوادهاش را بسیار دوست داشت و به آنها عمیقترین تسلیتها و همدردیهایم را میفرستم. دلمان برای جسی تنگ خواهد شد!»
سر کارل پوپر، فیلسوف علم و یکی از چهرههای برجسته در فلسفه قرن بیستم، با آثارش در فلسفه علم، فلسفه زبان و فلسفه سیاسی شناخته میشود. در حالی که عمده فعالیت فکری پوپر در حوزه فلسفه علم است، اما دیدگاههای او در مورد جوامع باز، نقش دولت و اهمیت تفکر انتقادی، شهرت عالمگیر دارد.
دفاع از علم در برابر شبه علم
سیر فکری او، که از حلقه وین آغاز شد و در مدرسه اقتصاد لندن به اوج رسید. پوپر در وین و در بحبوحه سیطره پوزیتیویسم منطقی، نخستین جرقههای فکری خود را در تقابل با این مکتب به نمایش گذاشت. او برخلاف پوزیتیویستها که بر اصل تاییدپذیری به عنوان معیار معناداری گزارهها پای میفشردند، معیار ابطالپذیری را به عنوان خط تمایز میان علم و شبهعلم پیشنهاد کرد.
از دیدگاه پوپر، قدرت یک نظریه علمی نه در توانایی آن برای تایید شدن توسط مشاهدات مکرر، بلکه در قابلیت آن برای در معرض آزمونهای سخت و ابطال قرار گرفتن، نهفته است. نظریهای که نتوان هیچ آزمون ممکنی برای رد آن تصور کرد، اساساً علمی نیست. این نگرش که در کتاب بنیادین او، منطق اکتشاف علمی (۱۹۳۴)، به تفصیل شرح داده شده، انقلابی در فهم ماهیت علم و روش علمی ایجاد کرد و از جزماندیشی مبتنی بر استقراء به سوی یک خردگرایی انتقادی و روش قیاسی حرکت کرد.

جامعه باز
در قلب فلسفه سیاسی پوپر مفهوم «جامعه باز» نهفته است. پوپر با الهام از تجربیات خود در فضای سیاسی پرآشوب قرن بیستم، از این ایده دفاع کرد که یک جامعه آزاد و باز که مشخصه آن حکومت دموکراتیک و احترام به حقوق فردی است، بهترین محافظ در برابر تمامیت خواهی است.
جامعه باز، آن طور که پوپر توضیح میدهد، جامعهای است که در آن شهروندان در ابراز اندیشه و نظر آزادند، میتوانند اقتدار را به چالش بکشند، و اهداف فردی خود را بدون دخالت بیمورد دولت دنبال کنند.
پوپر از جامعهای دفاع میکرد که تعادل ظریفی بین آزادی فردی و لزوم محدود کردن کسانی که از آزادی برای تضعیف پایههای یک جامعه باز استفاده میکنند برقرار کند.

خردگرایی انتقادی و حدود قدرت دولت
فلسفه علم پوپر که به عنوان «عقل گرایی انتقادی» شناخته میشود، بر اندیشه سیاسی او نمایان است. تأکید او بر تفکر انتقادی و رد دگماتیسم به شکاکیت نسبت به قدرت متمرکز دولتی تبدیل شد. پوپر نسبت به ایدئولوژیهای سیاسی که ادعا میکردند حقایق نهایی را در اختیار دارند، محتاط بود و استدلال میکرد که چنین ایدئولوژیهایی اغلب به شکلگیری دولتهای تمامیتخواه منجر میشوند و اقدامات استبدادی را توجیه میکنند.
پوپر در کتاب خود «جامعه باز و دشمنان آن» از ایدئولوژیهای تاریخ گرایانه و اتوپیایی انتقاد کرد که به دنبال تحمیل بینشی از پیش تعیین شده از جامعه بودند و در عوض از یک سیستم سیاسی که امکان آزمون و خطا، انطباق پذیری و اصلاح اشتباهات را از طریق مسالمت آمیز اجازه میدهد دفاع کرد. از نظر پوپر، نقش دولت باید به حمایت از حقوق فردی و حفظ شرایط برای شکوفایی جامعه باز و کثرت گرا محدود شود.
اهمیت مدارا و کثرت گرایی
اصول «مدارا» و «کثرت گرایی» به شدت در نوشتههای پوپر طنین انداز است. او استدلال میکرد که جامعه سالم با تنوع عقاید رشد میکند و از این ایده دفاع میکرد که برخورد ایدهها، به جای سرکوب مخالفان، منجر به پیشرفت میشود. پوپر به ضرورت حمایت از حقوق اقلیتها و ایجاد فضایی که در آن دیدگاههای مختلف فرهنگی، سیاسی و فلسفی میتوانند هم زیستی داشته باشند، معتقد بود.
طرفداری او از جوامع باز، محدودیت در قدرت دولتی، و اهمیت تفکر انتقادی در تمامی نوشتههای پوپر دیده میشود. میراث پوپر نه تنها بر فلسفه علم تأثیرگذار بوده، بلکه به عنوان یک پایه فکری قانع کننده برای کسانی عمل میکند که از آزادی فردی، دموکراسی و پی گیری مستمر دانش در چارچوب یک جامعه باز و مداراگر دفاع میکنند.

عضویت در مونت پلرن
پوپر عضو انجمن مونت پلرن نیز بود، انجمنی که در سال 1947 توسط اقتصاددان مشهور فردریش فون هایک تأسیس شد. مونت پلرن انجمنی برای توسعه تفکر لیبرال کلاسیک بود. این انجمن به نام شهر مونت پلرن سوئیس که در آن جلسه افتتاحیه آن برگزار شد، گروه متنوعی از دانشمندان، اقتصاددانان و متفکران متعهد به پژوهش و ترویج اصول آزادی فردی، بازار آزاد و دولت محدود را گرد هم آورد.
انجمن مونت پلرین مأموریت خود را برای بیان اصول لیبرالیسم کلاسیک و تقویت تبادل فکری بین اعضای خود تعیین کرد. بیانیه موسس انجمن بر اهمیت حکومت محدود، حاکمیت قانون، مالکیت خصوصی و حفظ آزادی فردی تاکید کرد. از جمله اعضای این انجمن میلتون فریدمن، کارل پوپر، لودویگ فون میزس، جرج استیگلر، جیمز بوکانان، گری بکر، فرانک نایت، لیونل رابینز، هنری هازلیت، سالوادور د ماداریاگا و مایکل پولانی بودند. اعضای انجمن در بحثهای سخت گیرانه، آرمانهای لیبرال را پیش بردند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید