صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
جمعه, 21 فروردين 1399 11:43

"پرواز را با پرواز نمی آغازند"

تعبیر نیچه از پرواز

محسن سلگی در این مطلب که آن را تقدیم به استاد عبدالحسین خسروپناه کرده است، آورده است: باید اندیشیدن و پرواز را شکار کرد. آشکارگی جان گشا و جهان گشا درین است.

شکار اندیشه ها مانند ربودن و شکار پرنده است. چه بسا این ربودن و شکار به مرگ اندیشه یا دست کم فسوس و فسردگی_تحریف و انتحال- آن منجر شود. اما اندیشیدن پیکری ندارد؛ بی شمایل است و بس نامتعین که نه می توان صیدش کرد و نه در دام و اسارت نگهداشت. 

به تعبیر نیچه، "پرواز را با پرواز نمی آغازند". برای پرواز ابتدا باید تکان خورد، دست و پا را به حرکت آورد و تمرین کرد. به همین طریق، اندیشیدن به منزله پرواز و به معنای خردمندانه ی آن، مستلزم آموختن اندیشه ها و دست و پازدن است .
.
اندیشیدن، سرزمینی بی مرز دارد_ سرزمین زدوده است- که نمی توان آن را صید و تصرف کرد. مقصود آن است که فرضا مجموع مورخان اندیشه، همه اندیشه ها را آرشیو کنند، اما از آرشیوکردن اندیشیدن عاجزند. ملک ملکوتی اندیشیدن را تعبیر دقیق شاعری چون دقیقی شایسته است:

که ملکت شکاری است کاو را نگیرد
عقاب پرنده نه شیر شکاری .
تعبیر نیچه از پرواز

اندیشیدن، سرزمین و مرز ندارد و برای همین اندیشیدن، پرواز است و آموختنی، اما قابل شکار نیست؛ شکاری غیرقابل شکار است. بنابراین شکار اندیشیدن که در آغاز گفتم، جواز به امری ناممکن و اشاره به بلندپروازی اندیشیدن از یک سو و اندیشیدن به منزله پرواز از دیگرسوست.

در پایان، دقیقه ای دیگر با دقیقی:

که ملکت شکاری است کاو را نگیرد
عقاب پرنده نه شیر شکاری
 

تعبیر نیچه از پرواز
منتشرشده در یادداشت

شعری برای معلم آیلاند

عزیزِ  دانش  آموزم  ،  حجازی
شنیدم  می کنی  آیلاند  بازی
من هم دیدم که آن بانوی آیلاند
چه درس می داد ! با سوز و گدازی
به یادت باشَد این آیلاند و آنلاین
قرار دادی بُوَد ، در واژه سازی
کچل با زلفعلی گفتن و گر نه
به مو می شد نصیبش دست یازی
تو بهتر ، آن ببینی یک معلّم
به آبی کی کشانَد ؟ جا نمازی
زنَد از آسِ جان در نقشِ عیسی'
چه بازیها کُنَد ! در عشقبازی
چگونه هست ؟ درسی را دَهَد یاد
نیازی باشَد  ، امّا بی نیازی !
گُلَم حتّی پس از اتمامِ خدمت
به این بانو ندادند هم طرازی
اگر روزی وزارت شد نصیبت
توانی نو شدن ها را ، بنازی
بگو آیلاند ، آنلاین است اکنون
چه در جایِ حقیقی یا مجازی
کنی گر تکیه بر مردم ، توانی
رسی بر قلّه هایِ سر فرازی
اگر هم ، ظاهراً شیری نمایی
بَرَد هر جا که می خواهَد گُرازی


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شعری برای معلم آیلاند

منتشرشده در یادداشت
چهارشنبه, 23 -8156 08:48

بخوان و بخوان...!

معرفی کتاب بیماری تا پای مرگ

خواندن یا بازخوانی کتاب «بیماری تا پای مرگ»، از مهم‌ترین و واپسین آثار (جمع بندی آراء)  سورن کرکگور (در کنار «ترس و لرز»)، بنیان‌گذار دانمارکی فلسفهٔ اگزیستانس، است که بسیار با «موقعیت مرزی» کنونی ما و مواجههٔ جهان ما با بحران ویروس «تاج‌دار» (کرونا)، همخوانی دارد. بیماری کشندهٔ مورد نظر سورن «نومیدی» است. نومیدی، «گناه» کبیره، در نگاه کرکگور، معنای وسیعی دارد و عبارت است از بریدن انسان از داعیهٔ اصلی خویش که تلاش برای رسیدن به «سعادت جاودان» باشد، و اعتماد به یقین‌های کاذب ذهنی، خودهای دروغین ارادی، و خودبسندگی و خرسندی از «خوشبختی»‌های خیالین.

«نومیدی» از امکان «خود» شدن راستین، همچون تنهاترین تن‌ها، یا «فرد» مطلق شدن، در«لحظهٔ» رویارویی با «ابدیت»، اگر باخودبیگانگی و سرانجام تسلیم شدن به مرگ باشد، در عوض، نومید شدن امکان و توان نارضایی از همهٔ خرسندی‌های فریبنده و جزمیت‌ها و قطعیت‌ها نیز هست؛ و از این‌رو، امکان «وجود» یافتن و بازیافتن «سلامت» و زندگی. بنابراین، نومید شدن از نومیدی، که همان «ایمان» باشد، «تنها» در انزوای من از انبوه تن‌ها و انفراد کامل در برابر خدا ممکن است.
و در این روزهای تنهایی و «تناهی» و ملال مرارت، خواندن این اثر و ترجمه (مجدد) و بازگرداندنش به فارسی ضرورتی دوباره و  جذابیتی هیجان‌آور می‌یابد.

از متن کتاب:

«دو راه برای فریب خوردن وجود دارد: یکی این که آنچه واقعیت ندارد را باور کنید، دیگر این که  از اعتقاد به آنچه حقیقت دارد سر باز زنید.»
...
«رایج‌ترین شکل نومیدی این‌است که آنی که هستی نباشی.»
...
«در امر ممکن، مؤمن امر ابدی را در کف دارد و پادزهر مطمئن نومیدی را؛ زیرا خداوند به هر کار هر لحظه تواناست.
سلامت ایمان در اینجاست، که تناقض‌ها را حل می‌کند.»

کانال احسان شریعتی

معرفی کتاب بیماری تا پای مرگ


معرفی کتاب بیماری تا پای مرگ

منتشرشده در معرفی کتاب

شعر معلمی برای عقل

من عقل را در پاي تو زنجير كردم ،مهربان
زيبايي اين چهره را تو پير كردي،مهربان
من كهنه گشتم عاقبت تا نو شود دنياي تو
با خون شراب عشق را تخمير كردي،مهربان
تا اين قدر قابل شوم در پيشگاه مهر تو
با عاشقي اين قلب را تطهير كردي،مهربان
تا از پَس در آمدي در زير پايت گل شود
بر سر زنم با خاك و اشك،تو دير كردي،مهربان
آلوده شد دنياي من، ديوانه شد ليلاي تو
در سرنوشتم گريه را تقدير كردي ،مهربان
با دلبري خو كرده بود،دل جاي خود گم كرده بود
او را تو با رفتار خود،دلگير كردي،مهربان

شايد شفاي هر شبم يك شعر باشد يا شبي
شايد حرام سينه ام يك تير كردي،مهربان


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شعر معلمی برای عقل

منتشرشده در یادداشت

شعر صدای معلم برای خود بودن و خودیابی

کدام مِی به تو دادند این چنین مستی ؟
رسیده کار ز بد مستی ات ، به بد پستی !
هنوز  در  پیِ  آنم  چه  رُتبه  دادَندَت ؟
هر آنچه عشق به ما رشته بود ، بگسستی
به هر کجا اگر عهدی شکست ، عهد شکن
توان نداشت بگویَد ز با تو همدستی
ز رِندی هر چه خطایی ست کردنی ! کردی
سرِ نَخَش ز خود آخر به دیگری بستی
چه نحس بود چهل را به اعتکاف در آن !
تو با یکی دو سه دیوانه چلّه بنشستی
بُرون چو معتکفانَت ز اعتکاف شدند
نماند غیرِ نگاهی به مرگ ، در هستی
برایِ دیدنِ غوغایِ مرگ و آتش و دود
به رقصِ جَست و به خیزِ چَمانه می جَستی
کنون  نموده  طبیعت  که  عِبرت  آموزی
چه دست بسته ! فقط با نمایه بر شَستی
به  خود  بیا  و  مَپندار  همرَهان  مانند
دو زرده تُخمی و از منجلاب می رستی


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شعر صدای معلم برای خود بودن و خودیابی

منتشرشده در یادداشت

اگر چه شکوه کنم ناله ای نه فریادی

ز خود سفر بکنم ، با خدایِ خود همراه
چو ماه و مهر به گردش به حُکم او هر گاه

اگر چه روز کنم شب ، شبی کنم روزی
کنم نظر به هم اویی برون ز جهل آگاه

ز کوچه باغ ، عبوری کنم ، روم جایی
چو لاله دشت ز باغی رها به دور از آه

اگر چه شکوه کنم ، ناله ای ، نه فریادی
به دستِ خویش درویی کنم چه بار گناه

بگیر عبرت دوران به دور از دنیا
رها ز جیفه تعلق جهان گدا یا شاه

ز بخت ناله کنم گر چه عمر در گذران
رمق نمانده مرا ، گر چه عمرها کوتاه

چو شعله ، آتشِ خاکستری ،مرا بینی
عمل به بار یدک هر کجا ولی تو مخواه


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اگر چه شکوه کنم ناله ای نه فریادی

منتشرشده در یادداشت
چهارشنبه, 13 اسفند 1398 08:25

گرچه تقلید کنم از دگری ! بیمارم

شعر معلم برای تفکر نقادی

رویِ  سکّویِ  درِ  میکده  ای
دید  بنشسته  یکی ، مِی زده ای
گشته دیوانه چنین کرد ، گمان
حرف می زد به زمین و به زمان
کی  که  چرخید و  نپرسید  چرا ؟
ره  ز  اینجا  بروَد  تا  به  کجا ؟
از  منِ  رفته  به  سیّاره ی  نور
باز  بر  گشته  از  آن  عالمِ  دور
با چه تدبیر از این دایره یک بار جهید
دورِ خود دور زدن را برهانید و رهید
لحظه ای مِی زده اش گفت بیا مِی بزنیم
مرکبِ دور و زمان را به صبو پِی بزنیم
بی  خیالِ  همه  دنیا  و  نگهبانانش
یکی هم پاک نباشد ز گُنَه دامانش
شیخی آن دم به سرِ صحبتِ آنها برسید
با فضولی همه یِ صحبتشان را بشنید
گفت در مسجدِ ما سمتِ چپِ محرابش
تکّه سنگی بُوَد از پیش لبِ دیوارش
هر کسی دست بسایَد رویِ صورت بنهد
از چنین حالتِ شیدا شده در جا بِرَهَد
داد  پاسخ  برهانید  مرا  با  یارم
نکنید این همه تدبیرِ غلط در کارم
من چنان شمس و شموسی به کنارم دارم
گر  به  تقلید  زیَم  بر  دگری ! بیمارم


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شعر معلم برای تفکر نقادی

منتشرشده در یادداشت
شنبه, 02 اسفند 1398 06:24

برای " محمدرضا شجریان "

دل نوشته ای برای محمدرضا شجریان

این حنجره برای من بیش از آن‌که امکانی در دنیای بکر موسیقی باشد؛ یک پنجره بوده؛ پنجره‌ای که به جهان ادبیات کلاسیک راهم داد.

منی که شعرخوانی را با "فروغ فرخ‌زاد" شروع کردم و به سال‌ها و سال‌ها در جادوی کلام "احمد شاملو" و "نیما یوشیج" نفس‌نفس زدم؛ بسیاری از بهترین غزل‌های فارسی را با روایت نای استاد شجریان شنیده‌ام.

 حنجره‌ی وی، مرثیه‌خوان تاریخ ما هم هست؛ این دلوی که از ته زخم بالا آمده. انگار وی به سال‌ها، بر چاه تاریخِ خون ما خَم، و نوحه‌گر تجربه‌ی تاریکی بوده است.

 عنوان "شب، سکوت و کویر" چکیده‌ی زیست پرآشوب ایرانی در چرخ‌دنده‌های سرکوبی عتیق است؛ نامی که درست از بالای ویل تاریخ بر دلوی گذاشته شده که با جرینگ‌جرینگ زنجیر رقصیده، در حالی‌که همواره چشمی پُر داشته است.

 صدایت ماندگار، بر-زمانیِ تب‌دار ما!

کانال صور ما

دل نوشته ای برای محمدرضا شجریان


دل نوشته ای برای محمدرضا شجریان

منتشرشده در یادداشت
شنبه, 18 بهمن 1398 08:10

عقابی دید بالا نو جوانی

شعر معلم برای واعظان

عقابی  دید  بالا  نو  جوانی
بپرسید  از  هوایِ  بالا  بالا
بگفتش قبل از اینها خیلی خوب بود
تمیز و صاف و عطر آگین ، نه حالا
از آن روزی که آدم ها کشاندند
فضایِ جنگ و دعوا را به اینجا
همانندِ  زمین  گشته  جهنّم
به سوزاندَن ، به کُشتن ، آسمانها
مَذاقِ حضرتِ والایشان خوش
نباشَد از کسانی بینِ دعوا
فرستند آسمان با دست سازی
بدَرَّند از زمین بیچاره ها را
ز صوتِ انفجار از ما عقابان
نمانده جز من و شایَد ، دو صد تا
بگردیم هر کجا اَمن است اکنون
به هر آواره بنماییم ، آنجا
رَوَد تا چند روزی زنده مانَد
ز دستِ شارعانِ شرطِ خُرما
جوان گفتا چه اندرز است داری ؟
در این دنیایِ وانفسا تو بر ما
شدی بالا ! چو ما هم یک نظر کن
به خاکی که در آخَر می شوی جا
بگفتش ، بر زمین افتاد و جان داد
جوان در حالِ فریادِ ، خدایا !


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شعر معلم برای واعظان

منتشرشده در یادداشت

شعر صدای معلم

سَروَش دگر خزان زده لرزَد بسانِ بید
غیر از پیازِ تلخ چه از باغ شد ؟ بچید
ریشِ پیاز ریشه دوانیده زیرِ خاک
پوسَند بذرِ شاهی و نعناع چون آن شِوید
اندک جوانه ها که ز تَلخون و پونه بود
ناکس پیاز خواست علَف چین ، ز تَه بُرید
گویند باغبان که به خواب است ، باغ را
ریشی گرو گذاشت چو از صاحبش خرید
تا سَرو و گُل به خاک بکارَد چنان ! در آن
یک مَرغزارِ خوب شود تا توان چَمید !
نا پاک نیَّتی چو به سر داشت ، خُدعه کرد
تضمینِ گفته ها همه گشتند نا پَدید
غیر از خود و پیاز و علَف چین و یک تَبَر
دیگر نه رُستَنی بدید و نه حرفی دگر شنید
بر  بَند بسته ، باغِ  کناری یکی  اُلاغ
بی شکّ اگر ادامه دَهَد وی خطایِ دید
روزی  رسد  به  چشم  ببینَد  پیاز  را
از خاک کَند و ریشه و برگَش چنان جَوید
انگار  سالیانِ  دراز  است  دارَدش
هر جا که خواست راحت و آسان توان چَرید


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شعر صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

میزان و کیفیت " سواد رسانه ای " مدیران آموزش و پرورش و در سطوح مختلف آن را چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور