صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه گزارش/

گزارش و پرسش های صدای معلم از رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در مورد برکناری و برگشت علی صادقی مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان

خبرگزاری ایلنا 21 تیر ماه 1405 خبری را با عنوان : « برکناری مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان » منتشر کرد . ( این جا )

بعدا این خبر از خروجی این « رسانه » بدون ارائه هیچ گونه توضیحی حذف شد .

گزارش و پرسش های صدای معلم از رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در مورد برکناری و برگشت علی صادقی مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان

در خبر آمده بود : مسئولان در این مدت بیشتر به « کلی گویی » بسنده کرده و دائما از عبارات کلیشه ای و خسته کننده مانند « حمایت از حقوق فرهنگیان » و مانند آن استفاده می کنند .

« در اقدامی از سوی وزیر آموزش و پرورش و با همکاری دیوان محاسبات کشور در جهت حمایت از حقوق فرهنگیان علی صادقی مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان برکنار شد . 

طبق اطلاعات رسیده به دست ایلنا، وزیر آموزش و پرورش قصد دارد با همکاری نهادهای نظارتی و صیانتی اقدامات اصلاحی اثر بخشی را در این مجموعه اقتصادی به نفع فرهنگیان انجام دهد » .

در مورد علت و یا دلایل این برکناری ؛ « جهان نیوز » نوشت : ( این جا )

« بر اساس اسناد منتشر شده، علی صادقی مدیرعامل صندوق ذخیره فرهنگیان با حکم دیوان محاسبات به ۹ ماه انفصال از خدمات دولتی محکوم شد .

دیوان محاسبات کشور پس از بررسی پرونده تشکیل شده از سال ۱۴۰۴ تاکنون و احراز تخلفات مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان در عدم همکاری برای حساب رسی، صادقی را از داشتن هرگونه فعالیت در نهادهای دولتی و عمومی محروم کرد .

گزارش و پرسش های صدای معلم از رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در مورد برکناری و برگشت علی صادقی مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان

هیات رسیدگی به تخلفات دیوان محاسبات کشور به استناد مفاد دادخواست شهریور ماه ۱۴۰۴ مبنی بر عدم رعایت قوانین و مقررات مالی و همچنین عدم همکاری در ارئه مستندات مورد نیاز این دیوان حکم انفصال از خدمت علی صادقی را صادر کرده است .

در بخشی از این حکم آمده است: «دادستان محترم می‌تواند، طی دادخواست جداگانه‌ای نسبت به معرفی وزیر آموزش و پرورش، معاون توسعه، مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش و سایر افراد ذیمدخل اقدام لازم معمول دارد » .

« نقد آموز » به نقل از « برخی رسانه ها » آورده بود : ( این جا )

گزارش و پرسش های صدای معلم از رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در مورد برکناری و برگشت علی صادقی مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان

« بنا به منابع موثق، با رفتن علی صادقی مدیرعامل صندوق ذخیره فرهنگیان، مسعود شکوهی سرپرست صندوق ذخیره فرهنگیان شد .

در بعضی از رسانه ها آمده است که علی صادقی بنا به حکم دیوان محاسبات علاوه بر عزل، به نه ماه انفصال از خدمات دولتی محکوم شده است.

احتمالاً این روایت اشتباه است.

 اولا دیوان محاسبات نمی تواند در امورات یک موسسه خصوصی ورود کند. ثانیاً این دیوان حق صدور حکم را ندارد  » .

در آخرین خبری که پرتال وزارت آموزش و پرورش به تاریخ چهارشنبه هفتم تیر ماه منتشر کرد چنین آمده است : ( این جا )

گزارش و پرسش های صدای معلم از رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در مورد برکناری و برگشت علی صادقی مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان

« به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، نخستین نشست تخصصی مدیران حراست مؤسسه، هلدینگ‌ها و شرکت‌های تابعه صندوق ذخیره فرهنگیان، با حضور «سیدمجتبی هاشمی» مشاور وزیر و رئیس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش، «علی صادقی» مدیرعامل مؤسسه صندوق ذخیره فرهنگیان، «مسعود شکوهی» رئیس هیئت‌مدیره، «عباسعلی سلطانی» مدیرکل حراست مؤسسه و مدیران حراست مؤسسه، هلدینگ‌ها و شرکت‌های تابعه برگزار شد » .

در این مدت و از زمانی که خبر برکناری مدیر عامل در رسانه ها و شبکه های اجتماعی منتشر شد تا زمانی که این خبر منتشر شد ؛ وزارت آموزش و پرورش و موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان در مورد این وقایع سکوت کردند .

در نشست یاد شده ؛

رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه شناخت دقیق مأموریت صندوق، پیش‌نیاز موفقیت در امر حراست است، خاطرنشان کرد: صندوق ذخیره فرهنگیان با هدف حمایت از  آینده فرهنگیان شکل گرفته و در عین حال یک بنگاه اقتصادی است که باید بر پایه سودآوری، شفافیت و پاسخ گویی اداره شود.

هاشمی ادامه داد: فرهنگیان از فرهیخته‌ترین و اثرگذارترین اقشار جامعه هستند و به همین دلیل مؤسسه باید نسبت به عملکرد خود پاسخ گو باشد و اعتماد این جامعه ارزشمند را سرمایه اصلی خود بداند » .

با وجود آن که این واژه ی « پاسخ گویی » دائما در این گونه نشست های رسمی تکرار می شوند اما مشخص نیست که چرا به آن عمل نمی شود ؟

سال هاست که « صدای معلم » در گزارش ها و یادداشت های خود به ماهیت « خصوصی » موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان با استناد به مواد و اصول قانونی و حقوقی تاکید می کند .

این « رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه عمومی آموزش ایران » بارها اعلام کرده است : ( این جا )

« ماهیت صندوق ذخیره فرهنگیان غیر از خصوصی اعلام شود نه سهام مالکانه به اعضاء تعلق می گیرد  و اعضای این صندوق صاحب اموال این شرکت هم نخواهند بود » .

گزارش و پرسش های صدای معلم از رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در مورد برکناری و برگشت علی صادقی مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان

اما موضع مسئولان وزارت آموزش و پرورش در این مورد صریح و شفاف نبوده و یا حداقل « حرف » با « عمل » مطابقت ندارد .

مسئولان در این مدت بیشتر به « کلی گویی » بسنده کرده و دائما از عبارات کلیشه ای و خسته کننده مانند « حمایت از حقوق فرهنگیان » و مانند آن استفاده می کنند .

پرسش صریح « صدای معلم » از رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش که دیگران را به پاسخ گویی و شفافیت فرا می خواند آن است که توضیح دهد :

علی صادقی که در حاضر مدیر عامل این صندوق متعلق به فرهنگیان عضو است چرا برکنار شد و مهم تر از همه چگونه به سمت خود بازگشت ؟

اگر موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان « خصوصی » است و علی صادقی در دفاع از حقوق فرهنگیان عضو با دیوان محاسبات همکاری نکرده است ( اگر این روایت ها صحیح و یا نزدیک به واقعیت باشند ) ؛ چرا اتاقی مستقل و مجزا در طبقه چهارم این موسسه متعلق به معلمان به دیوان محاسبات اختصاص داده شده است .

گزارش و پرسش های صدای معلم از رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در مورد برکناری و برگشت علی صادقی مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان

در بخش بعدی این گزارش به نقد سخنان و جایگاه مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در موسسه « صندوق ذخیره فرهنگیان » خواهیم پرداخت .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش و پرسش های صدای معلم از رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در مورد برکناری و برگشت علی صادقی مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان

منتشرشده در اقتصاد

گروه گزارش/

چرا اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش نمی تواند نظارتی بر مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی داشته باشد

« یکی از پرسش های خبرنگاران در زمینه نظارت بر شهریه های هنگفت و نجومی برخی مدارس غیرانتفاعی ( غیردولتی ) بود .

روستایی در پاسخ گفت که این بخش در حوزه ی اختیارات و رسیدگی اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش نیست و نظارت بر مدارس غیر دولتی طبق قانون مصوبه ی مجلس بر عهده ی « شورای نظارت بر مدارس غیردولتی » است .

من دریافت کننده شکایت مردم هستم و انتقال دهنده آن ها که رسیدگی کنند .

چرا اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش نمی تواند نظارتی بر مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی داشته باشد

در این هنگام ؛ « علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم » پیشنهاد داد که مجموعه ی ایشان طرحی را به شورای عالی آموزش و پرورش ببرد که نظارت این اداره کل جامع و کامل باشد و شامل همه بخش ها شود .

این قبیل چیزها در مدیریت علمی امروز جایگاهی ندارد و قرار نیست بخش های مختلف آموزش و پرورش مانند مجمع الجزایر پراکنده و مستقل از هم باشند . درک صحیح افکار عمومی زمانی حاصل می شود که این مسئولان و مدیران فارغ از کلیشه های مرسوم مدیریتی و جزیره ای قادر باشند مساله را تعریف کرده و بفهمند .

روستایی قول داد که این پیشنهاد را پی گیری خواهد کرد » . ( این جا )

پرتال وزارت آموزش و پرورش نوشت : ( این جا )

« رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی ضمن دعوت از موسسان برای تداوم رویکردهای تحولی، خاطرنشان کرد: ما در فضایی مدیریت می‌کنیم که نیازمند همدلی، همگرایی و تقویت اعتماد متقابل است. این سازمان متعهد است تا در کنار موسسان، چالش‌های احتمالی را مدیریت کرده و با تقویت نقاط قوت، الگویی کارآمد از تربیت و آموزش را برای آینده ایران اسلامی رقم بزنیم .

چرا اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش نمی تواند نظارتی بر مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی داشته باشد

احمد محمودزاده در این نشست ضمن تشریح اقدامات سازمان مدارس و مراکز غیردولتی برای متناسب‌سازی شهریه‌ها، اظهار داشت: سیاست ما در تعیین الگوی شهریه، توجه به هزینه‌های واقعی مدارس و در عین حال رعایت حقوق خانواده‌هاست.

 وی با اشاره به اصلاحات ساختاری در سامانه تعیین شهریه و نظارت دقیق سازمان بر فرایندهای مالی اظهار داشت: امسال با ایجاد تفکیک میان فعالیت‌های آموزشی و فوق‌برنامه ، گام مؤثری در جهت شفافیت و نهادینه‌سازی هزینه‌های جانبی برداشته شده است. این رویکرد موجب می‌شود تا علاوه بر درک صحیح افکار عمومی، همکاری و هماهنگی بیشتری نیز با دستگاه‌های نظارتی صورت گیرد » .

بحث و البته چالش دامنه دار و بی پایان شهریه و نظارت بر آن سال هاست که در مورد مدارس غیرانتفاعی ( غیردولتی ) وجود داشته و نشست خبری نیست که برگزار شود و خبرنگاران در مورد آن پرسش های فراوان و متنوع مطرح نکنند بدون آن که در آخر جلسه رسانه ها در مورد این وضعیت « اقناع » شوند .

اساسا پرسش « صدای معلم » از وزارت آموزش و پرورش و آن جزیره مجزا و خودمختار « « شورای نظارت بر مدارس غیردولتی » آن است که چرا نظارت بر مدارس غیرانتفاعی باید از اختیارات و حوزه عمل « اداره ی کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش » جدا باشد ؟

این گونه موازی کاری ها که جز اتلاف منابع و بودجه در طول چند دهه ی گذشته نتیجه و عایدی دیگری برای جامعه و ارکان آن نداشته و فقط به پاسکاری مسئولیت ها ، بی نظمی و نارضایتی افکار عمومی دامن زده تا کجا و تا کی باید ادامه پیدا کند ؟

رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی از کدام الگوی کارآمد در تربیت و آموزش سخن می گوید ؟

چرا اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش نمی تواند نظارتی بر مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی داشته باشد

احیای اعتماد عمومی چیزی نیست که با برگزاری چند جلسه و سخنرانی حاصل شود . این مهم نیازمند مدیریت علمی ، منسجم و پاسخ گو دارد .

درک صحیح افکار عمومی زمانی حاصل می شود که این مسئولان و مدیران فارغ از کلیشه های مرسوم مدیریتی و جزیره ای قادر باشند مساله را تعریف کرده و بفهمند .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

چرا اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش نمی تواند نظارتی بر مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی داشته باشد

منتشرشده در گفت و شنود

اگر حمیدرضا خانمحمدی رییس نوسازی مدارس در شرایط فعلی وزیر راه و شهرسازی بود و نتایج آن در صدای معلم   در روزهای اخیر، بخشی از خطوط راه‌آهن و پل‌های ارتباطی کشور در جریان حملات دشمن آسیب دید؛ اما آنچه بیش از خود حادثه مورد توجه قرار گرفت، سرعت تصمیم‌گیری، ایجاد مسیرهای جایگزین و بازگشت سریع مسیرهای ارتباطی به چرخه خدمت بود.

حالا فقط برای لحظه‌ای تصور کنیم اگر مدیریت این بحران بر عهده حمیدرضا خانمحمدی بود، شاید روزشمار اتفاقات چنین می‌شد:

روز اول پس از آسیب‌دیدگی: هیچ.

روز سوم: اولین مصاحبه؛ «میزان تخریب‌ها در دست بررسی است.»

روز هفتم: سومین مصاحبه؛ « به‌زودی نتایج بررسی‌های کارشناسی اعلام و درباره نحوه اقدام تصمیم‌گیری خواهد شد.»

دو هفته بعد: دهمین مصاحبه؛ «کارشناسان همچنان در حال بررسی ابعاد مختلف خسارت‌ها هستند.»

اگر حمیدرضا خانمحمدی رییس نوسازی مدارس در شرایط فعلی وزیر راه و شهرسازی بود و نتایج آن در صدای معلم بیست روز بعد: دوازدهمین مصاحبه؛ « در نشست با مقامات محلی، تصمیمات مهم و راهبردی اتخاذ شد.»

یک ماه بعد: برگزاری موکب برای مسافران گرفتار پشت پل‌های تخریب‌شده!

چهلمین روز: همایش مدیران با حضور وزیر و سخنرانی درباره «مدیریت بحران در شرایط جنگی.»

دو ماه بعد: امضای تفاهم‌نامه با دانشگاه‌ها برای تدوین راهبردهای بازسازی خطوط ریلی.

سه ماه بعد: برپایی موکب برای خدمت‌رسانی به مسافرانِ عازم به زیارت اربعین و همچنان پشت پل‌مانده!

شش ماه بعد: با حضور وزیر، گروه‌های جهادی و مردمی همراه با بیل و کلنگ، عملیات آواربرداری آغاز می‌شود.

هشت ماه بعد: بارندگی شدید، باقی‌مانده پل را فرو می‌ریزد و طبیعت بخشی از آواربرداری را انجام می‌دهد!

یک سال بعد: آیین گلریزان برای جمع‌آوری کمک‌های مردمی به منظور آغاز بازسازی پل.

و این داستان همچنان ادامه دارد...

اگر حمیدرضا خانمحمدی رییس نوسازی مدارس در شرایط فعلی وزیر راه و شهرسازی بود و نتایج آن در صدای معلم

اما هدف از این مقایسه، نقد کارکنان نوسازی مدارس نیست؛ اتفاقاً برعکس. همان‌گونه که در یادداشت‌های پیشین نیز گفته شد، مهندسان، کارشناسان و نیروهای اجرایی نوسازی مدارس، از نظر توان فنی و تجربه، چیزی کمتر از همکاران خود در وزارت راه و شهرسازی، راه‌آهن یا صنایع بزرگ کشور ندارند. آنان بارها در سال‌های گذشته ثابت کرده‌اند که اگر اختیار، اعتماد و مدیریت به‌ موقع وجود داشته باشد، می‌توانند در کوتاه‌ترین زمان، پروژه‌های بزرگ آموزشی را به سرانجام برسانند.

آنچه امروز محل پرسش است، سایه سنگین شیوه مدیریت بر این ظرفیت ارزشمند است؛ مدیریتی که به جای تصمیم‌گیری سریع، بیش از اندازه درگیر جلسات، مصاحبه‌ها، تفاهم‌نامه‌ها و اقدامات رسانه‌ای شده و فرصت‌های طلایی را از دست می‌دهد.

از همین رو بارها تأکید کرده‌ایم که مدرسه شجره طیبه میناب یک پروژه عمرانی عادی نیست. این مدرسه، نماد مقاومت ملت ایران در برابر تجاوز دشمن و نماد توان بازسازی جمهوری اسلامی است. بازسازی سریع آن می‌توانست همان پیامی را به جامعه و جهان منتقل کند که بازگشایی سریع خطوط راه‌آهن و احیای صنایع آسیب‌دیده منتقل کرد؛ اینکه ایران در برابر هر ضربه‌ای، سریع‌تر و مقتدرتر از گذشته برمی‌خیزد.

وقتی در بخش‌های دیگر کشور چنین اراده و سرعتی وجود دارد، انتظار از سازمان تخصصی نوسازی مدارس نیز چیزی کمتر از این نیست. مسئله، کمبود نیرو یا دانش فنی نیست؛ مسئله، مدیریتی است که باید اجازه دهد این ظرفیت ملی، خود را در میدان عمل نشان دهد.

بادا که خداوند ما را از راه غفلت به مسیر سعادت بازگرداند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

اگر حمیدرضا خانمحمدی رییس نوسازی مدارس در شرایط فعلی وزیر راه و شهرسازی بود و نتایج آن در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/


گفت و گوی صدای معلم با  امیرعلی شهبازی قهرمان کیگ بوکسینگ با پرچم ایران و دوری از مواد مخدر و دخانیات

موفقیت در ورزش قهرمانی، تنها ایستادن بر سکوی افتخار نیست؛ روایت سال‌ها انضباط، پشتکار، ازخودگذشتگی و ایمان به توانستن است. هر مدال، حاصل هزاران ساعت تمرین، شکست، برخاستن و امیدواری است.

در میان نسل تازه ورزش ایران، « امیرعلی شهبازی » از جمله استعدادهای درخشانی است که توانسته نام خود را در تاریخ کیک‌ بوکسینگ کشور ثبت کند؛ نوجوانی که با کسب مدال‌های جهانی و قرار گرفتن در جمع برترین‌های جهان و آسیا، افق‌های تازه‌ای را پیش روی این رشته گشوده است.

آنچه در ادامه می‌خوانید، گفت‌وگویی است با این قهرمان جوان؛ از آغاز راه تا آرزوهای بزرگ برای برافراشتن پرچم ایران در بلندترین سکوهای جهان.

- ضمن تبریک صمیمانه بابت افتخارآفرینی‌های ارزشمندتان، لطفاً خودتان را برای مخاطبان معرفی کنید.

* امیرعلی شهبازی هستم، متولد پانزدهم دی‌ماه ۱۳۸۶ در شهر کرج و هنرجوی رشته تربیت‌بدنی هنرستان شهدای سایپا.

از سال‌های نوجوانی به صورت حرفه‌ای وارد رشته کیک‌بوکسینگ شدم و امروز تمام انگیزه و تلاش من این است که بتوانم با افتخارآفرینی در عرصه‌های بین‌المللی، سهمی هرچند کوچک در سربلندی نام ایران عزیز داشته باشم.

پدرم اهل تبریز و مادرم اهل سلطانیه زنجان هستند و همواره خود را وامدار فرهنگ، سخت‌کوشی و اصالت هر دو دیار می‌دانم.


- چه شد که کیک‌بوکسینگ را انتخاب کردید و این مسیر چگونه آغاز شد؟

* علاقه به ورزش‌های رزمی از همان دوران کودکی در وجودم شکل گرفت. تشویق خانواده و علاقه قلبی‌ام به این رشته سبب شد قدم در مسیری بگذارم که امروز به بخش مهمی از زندگی‌ام تبدیل شده است.

از همان ابتدا تصمیم گرفتم ورزش را صرفاً یک سرگرمی نبینم، بلکه آن را مدرسه‌ای برای ساختن شخصیت، افزایش اعتمادبه‌نفس، نظم، مسئولیت‌پذیری و رسیدن به قله‌های افتخار بدانم. مسیر قهرمانی آسان نبود، اما هر سختی انگیزه مرا برای ادامه راه بیشتر کرد.


- مهم‌ترین افتخارات و مدال‌های ملی و بین‌المللی شما کدام‌اند؟

* خداوند را شاکرم که تاکنون موفق به کسب مدال نقره کاپ جهانی ترکیه ۲۰۲۳ و مدال برنز کاپ جهانی ترکیه ۲۰۲۵ شده‌ام.

همچنین افتخار دارم که به عنوان نخستین نوجوان و جوان ایرانی در بخش آقایان موفق به کسب مدال در رقابت‌های جهانی کیک‌بوکسینگ شده‌ام.

از آنجا که این مسابقات دارای رنکینگ رسمی جهانی هستند، عملکردم در رقابت‌های سال ۲۰۲۳ باعث شد در رتبه ششم رنکینگ جهانی قرار بگیرم و پس از مسابقات سال ۲۰۲۵ نیز موفق شدم رتبه دوم آسیا را در رده‌بندی رسمی این رشته به نام خود ثبت کنم.

بی‌تردید، این افتخارات را متعلق به مردم عزیز ایران، خانواده، مربیان و همه کسانی می‌دانم که در این مسیر پشتیبان من بوده‌اند.


- دوران مدرسه را چگونه با تمرینات و مسابقات حرفه‌ای هماهنگ می‌کردید؟

* ورزش حرفه‌ای در کنار تحصیل، نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و حمایت محیط آموزشی است.

خوشبختانه مدیر، معاونان و معلمان هنرستان شهدای سایپا همواره با نگاهی مسئولانه و تشویق‌کننده در کنار من بودند. در ایام اردوها و مسابقات نهایت همکاری را با من داشتند و به دلیل تحصیل در رشته تربیت‌بدنی، فعالیت‌های ورزشی‌ام نیز همواره مورد استقبال و حمایت مدرسه قرار گرفت.

همین همراهی ارزشمند مهندس ایمانی مدیر و سایر مسئولین هنرستان باعث شد بدون نگرانی، هم مسیر علمی و هم مسیر ورزشی خود را با جدیت دنبال کنم.


- خانواده چه سهمی در موفقیت‌های شما داشته‌اند؟

* اگر بخواهم مهم‌ترین عامل موفقیتم را نام ببرم، بدون تردید خانواده‌ام است.

پدر و مادرم در تمام سال‌های تمرین و مسابقه، چه در روزهای سخت و چه در روزهای شیرین پیروزی، با عشق، صبوری و ازخودگذشتگی کنارم ایستاده‌اند.

حمایت آنان تنها به تأمین امکانات محدود نمی‌شود؛ آرامش، امید، انگیزه، اعتمادبه‌نفس و دلگرمی‌ای که از خانواده گرفته‌ام، بزرگ‌ترین سرمایه مسیر قهرمانی من بوده است.

هر مدالی که بر گردنم قرار می‌گیرد، پیش از آن که متعلق به خودم باشد، متعلق به پدر و مادرم است.


- نقش مربیان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

* پس از خانواده، مهم‌ترین نقش را مربی ارزشمندم، استاد محمد محمد ابراهیمی، در موفقیت‌های من داشته‌اند. ایشان تنها آموزش‌دهنده فنون ورزشی نبودند؛ بلکه درس اخلاق، انضباط، استقامت، احترام و روحیه قهرمانی را نیز به من آموختند.

امروز اگر توانسته‌ام در عرصه‌های جهانی موفق باشم، بخش بزرگی از آن را مدیون دانش، تجربه و دلسوزی ایشان می‌دانم.


- از مسئولان ورزشی کشور چه انتظاری دارید؟

* ورزش قهرمانی بدون حمایت، راهی بسیار دشوار و پرهزینه است.

امیدوارم مسئولان با ایجاد زیرساخت‌های مناسب، تجهیز سالن‌های استاندارد، حمایت مالی، برگزاری اردوهای تخصصی و فراهم کردن فرصت حضور در رقابت‌های معتبر بین‌المللی، زمینه رشد استعدادهای جوان را بیش از گذشته فراهم کنند.

هر حمایتی که از یک ورزشکار جوان انجام می‌شود، در حقیقت سرمایه‌گذاری برای آینده ورزش ایران است.


- توصیه شما به هم‌نسلان خود چیست؟

* به همه نوجوانان و جوانان توصیه می‌کنم ورزش را به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی خود تبدیل کنند.

ورزش تنها به تقویت جسم محدود نمی‌شود؛ بلکه روحیه تلاش، نظم، اعتمادبه‌نفس و امید را نیز در انسان پرورش می‌دهد.

همچنین از همه هم‌نسلانم می‌خواهم از آسیب‌های اجتماعی، به‌ویژه دخانیات و مواد مخدر، فاصله بگیرند و بدانند که جوانی ارزشمندترین سرمایه زندگی است؛ سرمایه‌ای که اگر درست مدیریت شود، آینده‌ای روشن و پرافتخار خواهد ساخت.


- آیا کیک‌ بوکسینگ و مربی گری می‌تواند در آینده شغل شما باشد؟

* بله، قطعاً.

علاقه دارم پس از سال‌ها حضور در میادین قهرمانی، تجربیات خود را به نسل‌های آینده منتقل کنم و در جایگاه مربی نیز برای رشد ورزش کشورم مؤثر باشم.

اگر امکان ادامه فعالیت حرفه‌ای در خارج از کشور فراهم شود، ایران را ترک خواهید کرد؟

هدف من ترک ایران نیست.

آرزوی من این است که به عنوان یک لژیونر ایرانی در معتبرترین لیگ‌ها و مسابقات جهان حضور داشته باشم، اما همواره با نام ایران شناخته شوم و پرچم کشورم را بر فراز سکوهای افتخار به اهتزاز درآورم.

هیچ افتخاری برای من بالاتر از آن نیست که هنگام نواخته شدن سرود ملی ایران، سهمی هرچند کوچک در شادی مردم سرزمینم داشته باشم.


- و سخن پایانی؟

* در پایان، برای همه ورزشکاران ایران عزیز آرزوی سلامتی، موفقیت و سربلندی دارم و امیدوارم با حمایت بیشتر مسئولان، شاهد درخشش هرچه بیشتر پرچم ایران در تمامی میادین جهانی باشیم.

از پدر و مادرم، استاد محمد محمد ابراهیمی، مدیر و معلمان هنرستان شهدای سایپا و همه کسانی که در این مسیر دشوار همراه و مشوق من بوده‌اند، صمیمانه سپاسگزارم.

امیدوارم بتوانم با تلاش، اخلاق و پشتکار، همچنان نماینده شایسته‌ای برای ایران باشم و افتخارات بزرگ‌تری را برای مردم عزیز کشورم به ارمغان بیاورم.

گفت و گوی صدای معلم با  امیرعلی شهبازی قهرمان کیگ بوکسینگ با پرچم ایران و دوری از مواد مخدر و دخانیات

گفت و گوی صدای معلم با  امیرعلی شهبازی قهرمان کیگ بوکسینگ با پرچم ایران و دوری از مواد مخدر و دخانیات

گفت و گوی صدای معلم با  امیرعلی شهبازی قهرمان کیگ بوکسینگ با پرچم ایران و دوری از مواد مخدر و دخانیات

گفت و گوی صدای معلم با  امیرعلی شهبازی قهرمان کیگ بوکسینگ با پرچم ایران و دوری از مواد مخدر و دخانیات

گفت و گوی صدای معلم با  امیرعلی شهبازی قهرمان کیگ بوکسینگ با پرچم ایران و دوری از مواد مخدر و دخانیات

گفت و گوی صدای معلم با  امیرعلی شهبازی قهرمان کیگ بوکسینگ با پرچم ایران و دوری از مواد مخدر و دخانیات


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گفت و گوی صدای معلم با  امیرعلی شهبازی قهرمان کیگ بوکسینگ با پرچم ایران و دوری از مواد مخدر و دخانیات

منتشرشده در دانش آموز

بررسی تنهایی روشنفکر ایرانی و توسعه نیافتگی فرهنگ در صدای معلم  دیباچه

در یک کلام، می توان گفت که تمدن بُعد مادی و فرهنگ بُعد معنوی هر جامعه ای را تشکیل می دهد. تمدن اثری ملموس و قابل مشاهده است مانند تخت جمشید و فرهنگ حقیقتی قابل درک، باور و عمل کردنی است مانند اخلاقیات و قوانین.

هر چه تعداد و حجم داده های تمدن و فرهنگ ملتی امکان بیشتری برای استناد مطالعاتی و پژوهشی یا کردار افراد یک جامعه به وجود آورد، به همان اندازه غنا و اثرگذاری آن نیز بیشتر خواهد بود. فردریک تیلور پدر مدیریت علمی در قرن نوزدهم، تعریفی کاربردی از فرهنگ ارائه داده که تاکنون نیز معتبر است. او فرهنگ را «مجموعه پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هر چه که فرد به عنوان عضوی از جامعه خویش فرا می‌گیرد»؛ تعریف نموده است.

به تعبیری دیگر، به آنچه که در گذشته ساخته و پرداخته شده است و آنچه که امروز می باید بر حجم داده ها و نمادهای آن افزوده شود، فرهنگ و تمدن گفته می شود. هر نسلی که برای انتقال پیام خود به آیندگان متناسب با رشد و توسعه علوم و فنون معاصر، از طی این سیر غفلت ورزد، ابتدا ارزش ذاتی زمان را با استیلای بیهودگی در زندگی خود هدر خواهد داد و سپس به عنوان جمعیتی عقب مانده به انزوا و طرد شدگی محکوم خواهد شد. پس داشته های موجود جای خود را به یافته های جدیدتری نخواهد داد و قابلیتی شکننده تر، آسیب پذیرتر و غیرمنطبق با واقعیتِ جهان هستی پیدا خواهد کرد.

نمودار درجه اول ما هنوز صنعت است نه ارتباطات

به طور نمونه؛ دیدگاه آنتونی رابینز با واقعیت زندگی ما هم سویی ندارد. او می گوید: «امروز ما در عصر اطلاعات یا دانستنی ها زندگی می کنیم و نمودار درجه اول فرهنگ ما دیگر صنعت نیست، بلکه ارتباطات است.»

پس بیایید به حجم ارتباطات خود با منابع اطلاعاتی و محتوایی موجود در جهان نگاهی بیندازیم. به عنوان مثال، امروز نقش ارتباطات در انجام یک بیزینس موفق برای من که فعالیت اقتصادی دارم چقدر است؟

تعطیلی روزهای متفاوت آخر هفته ایران با جهان، تعادل این اثرگذاری یا اثرپذیری را تا چه میزان بر هم می زند؟

بررسی تنهایی روشنفکر ایرانی و توسعه نیافتگی فرهنگ در صدای معلم

از یک سو اصرار داریم که کشور ایران پیش تاز علوم و فنون مختلف است و باید باشد و از سوی دیگر برای همراهی با جهان به دلیل ترجیح باورها و عادات مذهبی خود که متناسب با معتقدات روزهای پنجشنبه و جمعه است، قادر به برقراری ارتباط هم زمان با آنان نیستیم. در واقع روزهایی که ما نیستیم، آنان هستند و روزهایی که ما هستیم، آنان نیستند. یعنی مبادلات اقتصادی در کشور و فعالان آن اعم از تجار و بازرگانان و دلالان با جهان، به جای پنج روز در سه روز، جریان دارد. طبیعی است که این عدم هم سویی، از حجم ارتباطات ما با دیگر کشورها بکاهد. اما متأسفانه ما باز بر همان تفوق سنتی نامتقارن با زمان، یعنی ارجحیت صنعت بر ارتباطات اصرار داریم.

ما تاکنون باور کرده ایم که اگر در صنعت و کشاورزی پیش بیفتیم و تراز تجاری مثبت یعنی بیشتر بودن صادرات بر واردات را تعمیق بخشیم، قدرت اقتصادی منطقه یا قاره خود خواهیم بود و حتی در یک دید آرمان گرایانه تر خود را جزو پنج قدرت برتر اقتصاد جهان نیز می بینیم.

بد نیست به دو مقوله مهم بازدارنده دیگر نیز در برقراری ارتباط با جهان اشاره کنم: سرعت بسیار کم اینترنت در کشور و فیلترینگ اینترنت به هر دلیل سیاسی یا غیرسیاسی.

ارتباطات با گفت و گو ممکن می گردد و فرهنگ با هر دو بارورتر می شود

باید بپذیریم علیرغم دسترسی به علوم و فنون ارتباطات در کشور، به دلیل عدم پای بندی به ماهیت گفت و گو و عدم پذیرش بسترهای فرهنگی لازم برای آن، در برقراری ارتباط و تعامل اجتماعی در سطح ملی و فراملی، ناتوان هستیم. شاید به همین دلیل قادر به افزایش حجم داده های فرهنگ و تمدن خود نیستیم. یا به همین دلیل از ایجاد بالندگی و جذابیت فرهنگی برای کودکان خود بازمانده ایم.

سقراط می گوید: «هر جا که بشر را دوست بدارند، فرهنگ را هم دوست خواهند داشت.»

بیشتر ما بشر را به عنوان یک موجود انسانیِ دوست، همکار، همسایه یا همشهری نمی بینیم و فقط با عنوان خویشاوند، اشخاص محدودی را قبول داریم. پس قادر به گفت و گو با دیگری غیرخویشاوند نیستیم و بر این اساس قادر به تولید فرهنگ و تمدن جدید نیز نیستیم. تحدید ابزارها و نمادهای شاخص فرهنگی در جهتی خاص و کانالیزه یا ایزوله کردن آن، نه حجم داده های فرهنگی را می افزاید و نه آن را بارورتر می سازد.

اگر داده ای برای بازتولید در چرخه فرهنگ و تمدن خود نداشته باشیم به طور طبیعی، هیچ ستاده ای نیز برای انتقال آن به نسل بعدی نخواهیم داشت.

بررسی تنهایی روشنفکر ایرانی و توسعه نیافتگی فرهنگ در صدای معلم

اولویت تجمّلات بر تعالی فرهنگی

متأسفانه ما در یک گلوگاه دیگری نیز بدجوری در مخمصه افتاده ایم. آنجا که آرتور شوپنهاور می گوید: « زندگی تکنولوژیک دوران ما، تلاش و کمال بی سابقه ای در افزایش و ازدیاد اسباب تجمّل داشته و طی آن، این فرصت را به ما داده است تا میان فراغت و فرهنگ متعالی تر یا میان تلاش، فعالیت و رفاه و تجمّل بیشتر؛ دست به انتخاب بزنیم. که متأسفانه عامه مردم، به فراخور شخصیت خود مورد دوم را انتخاب می کنند.»

غالب ما ایرانی ها چون از دوره تجددگرایی ناپایدار پهلوی تاکنون در همان انتخاب دوم یعنی تلاش بیشتر برای کسب رفاه و تجمّل فراتر از سرحد نرمال جامعه و حتی فراتر از قانون و اخلاق، باقی مانده ایم پس قادر به تولید فرهنگ و تمدن جدیدتری نیستیم.

تجمّل گرایی شاید به افزایش رفاه در زندگی افراد شیفته تجمّلات، منجر شود اما چون در بیشتر اوقات این افراد از پردازش فرهنگ یا از ایجاد هر نوع نمادی که سمبل تمدن ایرانی است، فاصله نجومی دارند و ظاهرپرستی حسودانه آنان در حال دیوانه ساختن آن هاست، لذا کمتر نقشی در تعالی فرهنگی دارند. آنان هر چه می سازند به طور خودخواهانه و برای جنون فکری خود در دلباختگی به تجمّل گرایی است و به مصالح جمعی یا ملی هیچ اعتنایی ندارند.

بررسی تنهایی روشنفکر ایرانی و توسعه نیافتگی فرهنگ در صدای معلم

خدمت کوشاوران گمنام در رشد دانش و تعالی فرهنگی

به قول فرانسوا ولتر؛ «افرادی که بزرگ ترین خدمت را به دانش و فرهنگ نموده اند، نویسندگان و پژوهشگرانی بوده اند که در انزوا می زیسته اند و هرگز در گفت و گوهای دانشگاهی شرکت نکرده و حقایق صد در صد اثبات نشده را در آکادمی ها، ابراز نداشته اند.»

و ما چون به تنهاییِ روشنفکران جامعه خود بی اعتنا هستیم و حتی با تمام قوای ذهنی و جسمی خود به انزوای مطلق آنان کمر همت گمارده ایم، لذا عرصه خدمت آنان را برای دانش و فرهنگ تنگ تر و حتی غیرممکن تر می سازیم.

در باور ما آنان چون دیده نمی شوند پس قادر به بازتولید هیچ چیز دیگری نیستند. در حالی که این افراد مُدام در حال خواندن و یادگرفتن هستند و با نوشتن و بازتولید فرهنگی و خلق اثر جدید برای انتقال به نسل امروز می کوشند. اگر داستان، غیر از این بود ما آنان را در زمان حیات خود می شناختیم و در زمان ممات آنان، آه و حسرت و افسوس نمی خوردیم و از مرگ در غربت آنان اندوهگین نمی شدیم! و یا از حجم امور فرهنگی برجا مانده و یا تعداد کتب ترجمه و نوشته شده توسط آنان، بهت زده نمی شدیم! این افراد همان هایی هستند که وقتی زنده بودند برخی از ما گستاخانه، طرز تفکر و نوع زندگی آنان را به استهزا می گرفتیم و امروز از شناخت دیرهنگام یا از اراجیف خود در فضای مجازی و محافل عام و خاص، شرمساریم!

بررسی تنهایی روشنفکر ایرانی و توسعه نیافتگی فرهنگ در صدای معلم

سهم بزرگترها در شناساندن فرهنگ و تمدن ایرانی به کودکان چقدر است؟

من و شما به عنوان معلم یا پدر و مادر و حداقل به عنوان یک بزرگسال، چه ادعایی در این حیطه داریم؟ نقش من و شما در بازتولید فرهنگ و تمدن تا چه حدی است؟ حداقل اگر خلق نمی کنیم، تولید جدیدی نداریم، در مطالعه و شناخت آن و شناساندن آن به کودکان، چه سهمی داریم؟

تاکنون خارج از متون کتب درسی، در شناساندن کدام اثر تاریخی یا فرهنگی برای کودکان و دانش آموزان خود، حس تفکر یا عمل را در آنان تحریک نموده ایم؟! البته اگر در متون درسی مدارس و دانشگاه ها چنین اطلاعاتی گنجانده شود. چرا تصور می کنیم یک فرد چون دانشجوست پس کارشناس هر دانشی است و لزومی به یادگیری بیشتر و عمیق تر تاریخ فرهنگ و تمدن خود ندارد؟

چرا به جز رشته های اصلی چون تاریخ و جامعه شناسی که می باید به هر دو مهم بپردازند، برای دیگر رشته های تحصیلی، مباحثی از فرهنگ و تمدن ایران و جهان به عنوان یک واحد درس عمومی ارائه نمی شود؟

اشتباه بزرگ دیگر ما مصداق جمله لویی پاستور است

پاستور می گوید: «تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت.»

همه همّ و تلاش دولت مردان ما که به مردم نیز سرایت کرده است جهت رسیدن به همان رفاه و تجمّل، حول محور اقتصاد می چرخد و به این جهت نیز ما قادر به بازتولید فرهنگ و تمدن جدیدی نیستیم.

اقتصاد؛ اساس زندگی و روابط اجتماعی ما گردیده است و به جای تبادل اطلاعات در یک ارتباط معقول و سالم، ما انباشت و تبادل پول مابین خود با دیگری را ترجیح می دهیم. رفاه و تجمّل گرایی مرا به انباشت ثروت فردی وامی دارد که بیشتر حول به دست آوردن خوراک و پوشاک عالی، ویلا، مسکن، خودرو، کشتی و هواپیمای لوکس و شخصی می چرخد. دیگر همانند ازمنه سابق کمتر کسی تمایل دارد تا اماکن عمومی مانند کتابخانه، مسجد و بناهای فرهنگی بسازد تا محل برقراری ارتباطات و تبادل اطلاعات گردد. گرایش صِرف به بالندگی اقتصادی در بُعد فردی یا جمعی برای ما، کمتر مجالی برای متمدن بودن در حوزه هنر، ادب و اخلاق می دهد. چیزی که بیشتر اوقات با آن فاصله بسیاری داریم.

بررسی تنهایی روشنفکر ایرانی و توسعه نیافتگی فرهنگ در صدای معلم

با کهنه پرستی؛ فرهنگ توسعه نمی یابد

دیگر خطای ما به عنوان یک غفلت تاریخی، به قول پرویز ناتل خانلری؛ «نکوشیدن در راه پیشرفت فرهنگ و برنداشتن نخستین قدم، یعنی عدم ترک کهنه پرستی است.»

شاید بگویید فرهنگ و تمدن هم کهنه است، پس چرا در نبود این دو عقب مانده ایم، اما با کهنه پرستی ما مخالفید؟

کهنه پرستی، یعنی با ذهنیت بسته و منجمد زندگی کردن. افرادی که نه قادرند اثر بگذارند و نه می توانند اثر بپذیرند.

کهنه پرستان در مکان و زمان ثابتی در جا می زنند. آنان با انتخاب دور باطلی معین، مدام در حال چرخش حول محوری مشخص هستند که زاینده و بالنده نیست. کهنه پرستی یعنی عدم پذیرش و مقاومت در برابر هر چیز جدیدی که می تواند در شکل زندگی فعلی افراد، تغییرات مثبت و سازنده ای ایجاد کند و افکار و عقاید افراد را همسوی علوم و فنون جدید نماید.

اما فرهنگ و تمدن، حاصل تلاش و تجربه مجموع انسان هایی است که بسیار پیش تر از ما می زیسته اند. هر یک از این تجارب، در زندگی روزمره ما کاربرد دارد و پندهای اخلاقی و ارزشی بسیاری به ما می دهد.

میراثی که به دلیل انتقال و سرایت از نسلی به نسل دیگر و سینه به سینه، از گذشته به ما رسیده اند. فصلی از شاخص ها و نمادهای دورانی مشخص که تجارب ارزنده نیاکان را به عنوان هویت ملی و جمعی ارائه می دهند و به تاریخی پرافتخار اشاره می کنند.

بازتولید فرهنگی و غنابخشی به مجموع داشته های فرهنگی، یعنی برداشتن نخستین قدم در ترک کهنه پرستی.

بررسی تنهایی روشنفکر ایرانی و توسعه نیافتگی فرهنگ در صدای معلم

فرهنگ و تمدن هر ملتی، بشریت را متحول می سازد

هر چند هر ملتی فرهنگ و تمدن خاص خود را داراست، اما جنبه های ارزشمند آن مورد استفاده ملل دیگر نیز هست. دو کتاب شفا و قانون بوعلی سینا در دانشگاه های اروپا تا اواسط قرن هفدهم و تا حدود 700 سال تدریس شد و اخیرا نیز کشورهایی چون چین و آمریکا خواهان استفاده از آن هستند. نمادهای فرهنگ و تمدن ایرانی در کشورهای مختلف جهان نیز برای خود شیفتگانی دارد. (سایت صدای معلم؛ نگاهی بر نمادهای فرهنگ و تمدن ایرانی در کشورهای جهان)

در واقع هر ملتی با بازتولید مادی و معنوی خود به بشریت خدمت می کند و هیچ ملتی در پشت حصاری دست نیافتنی در انزوا به سر نمی برد. سمبل ها و نمادهای فرهنگ و تمدن در هر دوره ای از زمان معنایی دیگر برای ارزش گذاری می یابند.

مثلا دیوار چین به عنوان سازه ای صد در صد دست ساز در زمان خود سرمنشأ ظلم و ستم به میلیون ها انسان بود و به عنوان حکم تنبیهی از جنس خدمات اجتماعی برای مجرمان و خلافکاران شمرده می شد و جهت جلوگیری از نفوذ دشمن یا فرهنگ بیگانه و وقوع جنگ ها ساخته شده است. اما امروز این دیوار یکی از عجایب هفت‌گانه جهان و نمادی از تاریخ و فرهنگ غنی چین شمرده می شود و این بنای تاریخی به میراث جهانی یونسکو تبدیل شده است.

بررسی تنهایی روشنفکر ایرانی و توسعه نیافتگی فرهنگ در صدای معلم

انسان موجودی است کمال گرا، پس باید بهترین را ساخت

انسان موجودی است که در هر زمان و مکان به ساخت بهترین ها می اندیشد. بهترینی که سودآور است و سازنده. از آغاز مدنیت و شهرنشینی تاکنون بشر هر دائم در اندیشه مطلوب کردن شیوه زندگی خود بوده است. فرهنگ و تمدن به منزله دو ریل موازی تلاش بشر برای تداوم زندگی مسالمت آمیز است. تلاشی که برای بهبود روابط انسانی با استیلای جهان بینی ممتاز و با ارائه تصویری از انطباق واقعیت با احساسات و ارزش هایی قابل ادراک، تفکر و خرد و دانایی به وجود آمده است و افراد هر جامعه ای را تحت تأثیر قرار می دهد. نگرشی که گویای فلسفه زندگی، طرز تفکر و نوع نگاه افراد به زندگی است.

هر یک از ما باید در نوع نگاه خود نسبت به مسایل پیرامون، بازنگری کنیم. به قول مولانا:

از کجا آمده‌ام؟ آمدنم بهر چه بود؟ به کجا می‌روم؟ آخر ننمایی وطنم؟

به تعبیری دیگر به پرسش های زیر بیندیشیم تا شاید پاسخی تحول زا برای هر یک دریابیم:

ریشه‌های فرهنگ و تمدن ایرانی چیست؟ نقش و رسالت هر ایرانی در جهان چیست؟ آیا ما راه خود را گم کرده ایم؟ پیشرفت و ترقی چگونه به وسیله فرهنگ و تمدن، محقق می شود؟

پرسش کردن خود هنری است که به تولید فکر منجر می شود. طرح پرسش، گروهی را وامی دارد تا به دنبال پاسخی مناسب باشند و این تلاش می تواند جرقه ای برای خلق اثری جدید و ماندگار باشد. علاوه بر خود، کودکان را نیز می توانیم داخل چرخه تفکر و تعقل نماییم تا شاید آنان نیز در آینده نقشی در بازتولید فرهنگ و تمدن ایران و جهان داشته باشند. شاید یکی از آنان اهمیت و عظمت ساخت مدرسه ای مانند دارالفنون را برای ایران و ایرانیان احیا سازد.

بررسی تنهایی روشنفکر ایرانی و توسعه نیافتگی فرهنگ در صدای معلم

فرهنگ عمومی ؛ تکمیل کننده ارزش ها و هنجارهایی است که معرّف فرهنگ ملی ماست. پس نوع رفتار و کردار هر یک از ما نسبت به دیگران و حتی نسبت به خود، بسیار حائز اهمیت است و هرگز یک تصمیم فردی نیست. چون در جمع و جامعه زندگی می کنیم باید به همدیگر احترام بگذاریم و تحمل آرای مخالف خود را داشته باشیم. بدون گفت و گوی هایی که نتایج سازنده ای داشته باشند نمی توان متمدن بود.

بدون حذف خودخواهی نمی توان دگراندیش بود. فردگرایی یعنی اهمیت ندادن به اندیشه، افکار و عقاید دیگران. بدون احترام و ارزش قائل شدن به انسان و انسانیت، نمی توان بافرهنگ بود.

فرهنگ و تمدن در زندگی افراد نقشی بسیار عمیق و ظریفی دارد که فقط باید نسبت به آن واقف بود و با خرد و دانایی و شعور فردی و جمعی، آن را هر دائم بارور ساخت. بدون بالندگی فرهنگ و تمدن، هیچ ملتی ممتاز و برتر نیست. افتخار به گذشته هم حد و حدودی دارد، اهمیت نقش خود را در خلق هر نوع اثر جدیدی، نادیده نگیریم.

بیایید از خود بپرسیم چرا در هر کاستی و ناراستی؛ به دیگران خرده می گیریم اما علامت فلش یا انگشت را به سوی خود برنمی گردانیم و خود را مؤاخذه نمی کنیم؟ چرا سهمی برای خود در بازسازی فرهنگی، قائل نیستیم؟

شاید اگر هر کسی در هر پست و مقامی یا در هر سن و جنسی، به هنگام تزلزل ارزشی یا اخلاقی، به بازخواست خود از مجموع غفلت ها بپردازد، دیگر بار هیچ مسئولیتی به مقصد نرسیده، افزوده یا کج نشود.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

 نقدی بر شکست و ناکامی تیم فوتبال ایران و درس هایی که باید گرفت در صدای معام   گاهی یک عدد، فقط یک عدد نیست؛ یک آینه است. آینه‌ای که وقتی مقابل جامعه قرار می‌گیرد، پرسش‌های بزرگی را نمایان می‌کند. رقم‌های سنگین قراردادهای ورزشی، در کنار درآمدها و مشکلات معیشتی بسیاری از مردم، تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه پرسشی درباره‌ی «ارزش‌گذاری اجتماعی» و معیارهای عدالت در جامعه است.

جامعه‌ای که در آن برای بخش‌هایی از فعالیت‌ها ؛ معیارهای جهانی ،  پاداش‌های بزرگ و توجیهات حرفه‌ای به میان می‌آید، اما در بسیاری از عرصه‌های دیگر سخن از محدودیت، شرایط کشور و دشواری‌های اقتصادی مطرح می‌شود، ناگزیر با یک پرسش اساسی روبه‌رو می‌شود:

آیا استانداردها برای همه یکسان‌اند یا فقط در زمان‌های خاص و برای گروه‌های خاص به یاد آورده می‌شوند؟

ورزش، مدیران، مربیان و موفقیت‌های بین‌المللی همگی ارزشمندند و هیچ جامعه‌ای بدون توجه به استعدادها، سرمایه‌های انسانی و حوزه‌های رقابتی خود پیشرفت نمی‌کند. اما مسئله آنجاست که عدالت اجتماعی زمانی معنا پیدا می‌کند که شأن و تلاش همه کسانی که چرخ‌های جامعه را می‌گردانند نیز دیده شود؛ از کارگران و کارمندان گرفته تا متخصصان، تولیدکنندگان، بازنشستگان و معلمانی که سال‌ها در کلاس‌های درس، پایه‌های فکری و فرهنگی نسل‌های آینده را می‌سازند.

ناکامی یک تیم ورزشی، هر چقدر هم تلخ باشد، تنها یک نتیجه در میدان مسابقه است؛ اما ناکامی در مدیریت، برنامه‌ریزی و پاسخ‌گویی، می‌تواند به اعتماد عمومی آسیب بزند.

جامعه از مدیران خود انتظار دارد که نه‌ تنها نتیجه بخواهند، بلکه مسئولیت نتیجه را نیز بپذیرند. شاید طنز تلخ روزگار این باشد که گاهی برای شکست‌ها هم پاداش‌هایی در نظر گرفته می‌شود که برای بسیاری از تلاش‌های طولانی و بی‌وقفه مردم، از جمله معلمانی که با کمترین امکانات مسئولیت تربیت نسل آینده را بر دوش دارند، دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد.

نقدی بر شکست و ناکامی تیم فوتبال ایران و درس هایی که باید گرفت در صدای معام

اینجاست که باید از خود بپرسیم:

معیار واقعی ارزش‌گذاری در یک جامعه چیست؟ آیا فقط دیده‌شدن در میدان‌های پرزرق‌وبرق اهمیت دارد، یا تلاش‌های خاموش میلیون‌ها انسانی که هر روز برای ساختن آینده تلاش می‌کنند نیز باید به همان اندازه محترم شمرده شود؟

جامعه به شادی، ورزش و قهرمانان خود نیاز دارد؛ اما بیش از آن به توازن، انصاف و احترام به همه‌ی تلاشگرانش نیازمند است.

نقدی بر شکست و ناکامی تیم فوتبال ایران و درس هایی که باید گرفت در صدای معام

اگر قرار است از «استاندارد جهانی» سخن بگوییم، این استاندارد باید از احترام به انسان، شفافیت، مسئولیت‌پذیری و عدالت در همه عرصه‌ها آغاز شود؛ از زمین مسابقه تا کلاس درس، از کارخانه تا اداره، از میدان تولید تا خانه‌های بازنشستگان .

شاید پیش از ساختن جامی برای ناکامی‌ها، بهتر باشد آینه‌ای برای دیدن اولویت‌ها بسازیم؛ آینه‌ای که در آن هم قهرمانان میدان دیده شوند و هم قهرمانان بی‌صدایی که هر روز، بی‌هیاهو، جامعه را سرپا نگه می‌دارند؛ معلمانی که آینده را می‌سازند، کارگرانی که چرخ اقتصاد را می‌چرخانند و مردمی که با صبوری، بار سنگین زندگی را بر دوش می‌کشند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نقدی بر شکست و ناکامی تیم فوتبال ایران و درس هایی که باید گرفت در صدای معام

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش و پرسش های صدای معلم از رضوان حکیم زاده در مورد طراحی مهارت های ویژه مقطع ابتدایی مورد تاکید رییس جمهور

در گزارش « صدای معلم » از  نشست خبری مشترک معاون آموزش ابتدایی و مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش با عنوان : " شعار زیاد دیده و شنیده ایم ؛ اراده ای برای حل مسائل وجود ندارد ؛ هر اصلاحی باید در عمل و با صداقت باشد ؛ آموزش مهارت های زندگی را به صدا و سیما ببرید ؟!؛ ( این جا ) آمده بود :

« در بخشی از این نشست ، معاون آموزش ابتدایی به موضوع آموزش مهارت های ویژه مقطع ابتدایی مورد تاکید رییس جمهور هر پایه یک مهارت اشاره کرد .

مدیر صدای معلم به معاون آموزش ابتدایی پیشنهاد کرد که با طراحی و ترسیم یک برنامه جامع و مستمر این موضوع مهم را به داخل رادیو و تلویزیون ببرد و برای جامعه ی امروز ایران از این طریق ، طرح موضوع و حساسیت کند .

حکیم زاده با استقبال از این پیشنهاد و در حالی که آن را یادداشت می کرد قول پی گیری و پیاده کردن آن را داد » .

چهارشنبه 31 تیر ماه معاون آموزش ابتدایی در گفت‌وگوی تلویزیونی با سیمای همدان با تأکید بر اینکه جریان تعلیم و تربیت در هیچ شرایطی نباید متوقف شود، از اجرای برنامه‌های ملی برای تداوم آموزش، ارتقای کیفیت یادگیری و آمادگی همه‌ جانبه مدارس برای آغاز سال تحصیلی جدید خبر داد و گفت: برنامه «حامی» با هدف تحقق عدالت آموزشی و حمایت از دانش‌آموزان نیازمند فرصت‌های بیشتر یادگیری، در سراسر کشور در حال اجرا است . ( این جا )

گزارش و پرسش های صدای معلم از رضوان حکیم زاده در مورد طراحی مهارت های ویژه مقطع ابتدایی مورد تاکید رییس جمهور

معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در این برنامه تلویزیونی با اشاره به تجربه موفق سال گذشته در مدیریت شرایط خاص، خاطرنشان می کند : برای تداوم آموزش در هر شرایطی، سناریوهای مختلف پیش‌ بینی شده است .

اهم موضوعات مطروح در گفت و گوی رضوان حکیم زاده در 6 تیر ماه با شبکه خبر بر موضوع « ثبت نام » متمرکز می باشد . ( این جا )

حکیم زاده در این دو برنامه تلویزیونی و نیز هر نشستی که که برگزار می کند بر « طرح حامی » پافشاری می کند گویی کلید جادویی حل مشکلات آموزش و پرورش می باشد در حالی که هنوز این معاونت به پرسش های « صدای معلم » در مورد « حامی » پاسخی نداده است . ( این جا ) و ( این جا )

این « رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه عمومی آموزش ایران » می پرسد : « چگونه در عرض کم تر از 2 سال و با وجود این همه تعطیلی مدارس افت تحصیلی 49 درصد کاهش پیدا کرد ؟!

حکیم زاده در این برنامه ها هیچ گونه اشاره به آموزش مهارت های ویژه مقطع ابتدایی مورد تاکید رییس جمهور هر پایه یک مهارت نمی کند .

در پرتال معاونت آموزش ابتدایی هم خبری از این موضوع نیست . ( این جا )

گزارش و پرسش های صدای معلم از رضوان حکیم زاده در مورد طراحی مهارت های ویژه مقطع ابتدایی مورد تاکید رییس جمهور

اکنون این پرسش به جد مطرح است که آیا واقعا این معاونت طرح و برنامه ای برای تحقق این « مهم » دارد ؟

زمانی که حکیم زاده در پاسخ به پرسش « صدای معلم » عنوان می کند که در سال تحصیلی گذشته از 180 روز فقط 81 روز مدارس باز بودند ؛ چگونه از تجربه موفق سال گذشته در مدیریت شرایط خاص سخن می گوید ؟

گزارش و پرسش های صدای معلم از رضوان حکیم زاده در مورد طراحی مهارت های ویژه مقطع ابتدایی مورد تاکید رییس جمهور

در گفت و گوی تلویزیونی معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در 31 تیر ؛ حکیم زاده چنین می گوید :

« وی در پایان، با تأکید بر جایگاه معلمان در پیشرفت کشور، گفت: رهبر معظم انقلاب همواره بر تکریم معلمان و نقش بی‌بدیل آنان در تربیت نسل آینده تأکید داشته‌اند و آموزش و پرورش را پیشران تمدن نوین اسلامی دانسته‌اند. فرهنگیان کشور نیز با همین نگاه و با احساس مسئولیتی ملی و میهنی، در همه شرایط در کنار دانش‌آموزان و خانواده‌ها ایستاده‌اند و با روحیه‌ای جهادی، مسیر تعلیم و تربیت را با قدرت ادامه خواهند داد.

گزارش و پرسش های صدای معلم از رضوان حکیم زاده در مورد طراحی مهارت های ویژه مقطع ابتدایی مورد تاکید رییس جمهور

پرسش « صدای معلم » آن است که روحیه ی جهادی یعنی چه ؟

احساس مسئولیت ملی و میهنی از کجا باید آغاز شود و الگوی دیگران شود ؟

آیا تحقق همان « تمدن نوین اسلامی » بدون پرورش شهروندان آگاه و مسئولیت پذیر و مجهز به مهارت های شهروندی عملا امکان پذیر خواهد بود ؟

گزارش و پرسش های صدای معلم از رضوان حکیم زاده در مورد طراحی مهارت های ویژه مقطع ابتدایی مورد تاکید رییس جمهور

پایان گزارش/


 

ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش و پرسش های صدای معلم از رضوان حکیم زاده در مورد طراحی مهارت های ویژه مقطع ابتدایی مورد تاکید رییس جمهور

منتشرشده در گفت و شنود

 پیشنهاد آموزش جایگزین راهکاری برای سازگاری با تغییرات اقلیمی در صدای معلم  در مواجهه با تغییرات اقلیمی و عوارض ناشی از آن، سال‌ها است که کنش‌های محلی خصوصاً در کشورهای در حال توسعه، توانسته است در مقیاس‌های گوناگون تأثیرگذار باشد. با فرض اینکه بخش‌هایی از شرایط پیش‌آمده در کشورمان را، ذیل عواقب ناشی از این موضوع قرار دهیم، با آگاهی از تمام سوء مدیریت‌های رایج که مسبب این وضعیت بوده است، به عنوان والد یا فعال اجتماعی، ناچار به یافتن راهکارهایی هستیم.

لذا این نوشتار به دنبال یافتن پاسخ برای دلایل شرایط حاضر نیست چرا که متخصصان امر بارها از سال‌ها پیش هشدار دادند و راهکارهای متعدد بلندمدت و کوتاه‌مدت از منظر علوم مختلف ارائه شده است.

دغدغۀ این نوشتار، چگونگی تاب آوری در شرایط فعلی است. برای کودکانی که در روزهای مهم زندگی‌شان از طبیعت، فضای بیرون، فعالیت بدنی و ارتباطات اجتماعی محروم می‌شوند، نمی‌توان منتظر ماند تا ابر و باران و دست‌های غیربشری مشکل را حل کنند. بازۀ زمانی ۳ ماه، در زندگی یک کودک، زمان زیادی است، مرحلۀ مهمی از رشد است که در شرایط فعلی با مشکل مواجه می‌شود. نسلی که برهه‌ای از زندگی شان را در پاندمی کوید۱۹ گذراندند، اکنون محروم از نیازهای اولیه انسان، و محروم از روابط اجتماعی واقعی، مجدد به نشستن پای صفحات نمایش تشویق می‌شوند.

در این برهه بیش از همیشه، با ناکارآمدی سیاست‌های بالادستی، نیاز به اقداماتی در حوزۀ اجتماعی و به تعبیر ادبیات مطالعات شهری، اقدامات پایین به بالا [۱] و مشارکتی در بدنۀ مردمی است.

موضوع آموزش و فراتر از آن، فرآیند یادگیری و مراحل رشدی کودک، دغدغۀ اصلی بسیاری از ما در شرایط محدودکنندۀ حال حاضر است. در این میان افرادی هستند که همراهی در نظام آموزش فعلی را از مدتی قبل ملغی کردند و مسیر دیگری برای فرآیند یادگیری کودک خود در پیش گرفتند که انواع متعددی دارد، شاید بتوان با شنیدن تجربۀ این افراد، و سنجش مزایا و معایب، گزینه مورد نظر و کارآمدتر در شرایط فعلی برای خود و کودکمان انتخاب کنیم.

تصویری که در سال‌های اخیر با شکل‌گیری برخی مدارس ویژه از سویی یا شکل‌هایی از مدراس طبیعت‌گرا از سوی دیگر در حوزه ی عمومی شکل گرفته است، انواع گوناگون امکان‌های آموزشی را در بخش‌هایی از جامعه مطرح کرده است. اما ابهاماتی را نیز به جا گذاشته است چرا که موضوع تنوع آموزشی و انواع آن، فرصت کمتری برای طرح و گفت‌وگو در گفتمان رسمی رایج دارد. اما می‌توانیم در یک نقطه توافق کنیم، در هر جای این سرزمین و با هر طبقۀ اجتماعی-اقتصادی باشیم، به عنوان یک والد به دو پرسش اساسی بیندیشیم:

مسئله حال حاضر و نیاز کودک من چیست؟ چه کاری از دست من در پاسخ به این نیاز بر می‌آید؟

پیشنهاد آموزش جایگزین راهکاری برای سازگاری با تغییرات اقلیمی در صدای معلم

( عکاس: پوریا قلیچ‌خانی )

 

در شرایط فعلی، با تمام ناراحتی و نارضایتی به حقی که داریم، آیا ترجیح می‌دهیم فرآیند فعلی ادامه داشته باشد و آموزش کودک را برای مثال به طور مجازی با هر کیفیت ممکن ادامه دهم، یا به دنبال راهکار جایگزین هستیم؟

اگر این سوال در ذهن شما ایجاد شده با هم ادامه می‌دهیم و شکلی از آموزش و راهکارهای کوتاهی ذیل آن را دنبال می‌کنیم. در این شرایط، راهکار جایگزین چه می‌تواند باشد؟ اساساً آموزش جایگزین چیست؟ چه انواعی دارد و چطور می‌تواند برای هر کدام از ما، شخصی‌سازی شده و قابل استفاده و راهگشا باشد؟ در مورد گسترش آلودگی، دلایل جهان شمول آن، تغییرات اقلیمی و عوارض آن با کودکان گفت و گو کنید و کتاب‌هایی را متناسب با سن و ادراک آن‌ها با هم بخوانید.

آموزش جایگزین [۲]، به مسیری از آموزش که فراتر یا خارج از سیستم آموزشی سنتی رایج است، گفته می‌شود و شامل طیف گسترده ای است. از آموزش‌هایی که برای استعدادهای خاص و انواع هوم اسکولینگ کلاسیک در خانواده‌های ثروتمند وجود داشته تا آموزش‌های طبیعت‌گرا خارج از نظام سنتی مدارس، آموزش در روستاها و مناطق کم برخوردار که دسترسی به آموزش رسمی ندارند یا آموزش برای کودکانی با شرایط ویژه (دارای محدودیت حرکتی، جسمانی، و …) که به هر شکلی نمی‌توانند یا تمایل ندارند با نظام آموزش رسمی همراه شوند یا در شرایط ویژه‌ای هستند که دسترسی به آموزش رسمی ممکن نیست.

مدل‌های رایجی مانند مدارس مونته سوری، والدورف، رجیو امیلیا، مدارس طبیعت‌گرا و … نیز در برخی منابع جزو آموزش‌های جایگزین به شمار می‌آیند[۳]. این طیف گسترده، منعطف است و در نسبت با زمینه مورد مطالعه، می‌تواند پاسخ گوی نیازهای متفاوتی باشد[۴].

پیشنهاد آموزش جایگزین راهکاری برای سازگاری با تغییرات اقلیمی در صدای معلم

در بسیاری از کشورهای جهان، آموزش جایگزین یک امر غیرقانونی نیست و برعکس، نظام آموزش رسمی و مدارس دولتی نیز از آن حمایت می‌کنند و فضاهای رسمی خود را در اختیار گروه‌هایی که به دنبال این گزینه هستند قرار می‌دهند. در این نگرش، آموزش جایگزین، بازوی کمکی است و نه رقیب نظام آموزش رسمی. لذا در تصورات شکل گرفته در حوزۀ عمومی در کشور ما نیز می‌تواند تغییراتی ایجاد شود.

آموزش جایگزین به عنوان راهکاری در نسبت با شرایطی که پیش می‌آید، می‌تواند به مثابه شکلی منعطف از آموزش و فرآیند یادگیری به کار گرفته شود. لازم است در نظر گرفته شود این به معنای اینکه کودک از مسیر رشدی یا یادگیری خود بازبماند نیست بلکه کمک کننده در تسهیل این فرآیند است. در بسیاری از کشورهای توسعه یافته (مانند کانادا، استرالیا، امریکا، انگلیس، فنلاند و … ) نیز این شکل از آموزش به عنوان مسیری در کنار آموزش رسمی مورد تایید و استفاده است. همچنین در برخی تعاریف، این شکل از آموزش تمرکز اصلی‌اش را بر «نیازهای آموزشی کودک» استوار کرده است[۵] و آموزش متناسب با آن نیاز در بستر زمانی و مکانی را مورد توجه قرار داده است. شکلی از آموزش خارج از گفتمان غالب[۶] در یک نظام آموزشی یا در شرایط ویژه.

حال با این مرور کوتاه، در شرایط حاضر با در نظر داشتن تمامی عواملی که به تعطیلی مدارس می‌انجامد، فارغ از نهادهای بالادستی، ما چه اقداماتی می‌توانیم انجام دهیم؟ نمونه‌هایی از اقدامات تجربه شده در ادامه آورده شده است:

پیشنهاد آموزش جایگزین راهکاری برای سازگاری با تغییرات اقلیمی در صدای معلم

- تشکیل جمع‌های والدین برای سپردن کودکان به هم و کمک به فرآیند یادگیری در کنار هم در فضاهای خصوصی و نیمه خصوصی. اگر امکان تشکیل جمع در منزل را دارید، می‌توانید به شکل نوبتی هر بار در یکی از خانه‌ها، با حضور و همراهی یکی از والدین داوطلب، جمع کودکان را شکل دهید. اگر این امکان در منزل نبود، برای مثال می‌توان با فضای فرهنگی که در این شرایط باز هست و در دسترس، یک کتاب فروشی کوچک محلی، یا هر فضایی که با سبک زندگی ما سازگار است، در اراتباط باشیم و کودکان به همراه والدین داوطلب در آن فضا در تعامل با هم مسیر یادگیری را پیش ببرند.

– شکل‌دهی گروه‌های کوچک دوستانه، محلی، خانوادگی و به هر شکلی که توانایی و امکان آن را دارید. ساعاتی را برای گرد هم آوردن کودکان ترتیب دهید. شبکه‌سازی اصلی‌ترین ابزار ما در این روزها است.

– در شرایطی که تمرکز بر موارد درسی مدرسه محور، چندان کارایی نداشت، تعامل برای یادگیری مهارت‌های دیگر می‌تواند کمک‌کننده باشد مانند آشپزی، دوخت و دوز، ساخت و ساز با هر ابزاری که در دسترس هست.

– پروژه‌ای در نسبت با شرایط فعلی تعریف کنید، مانند ساخت یک کتاب داستان که در بطن خود مهارت‌های نوشتاری، گفتاری، تصویری کودک را تقویت خواهد کرد.

– برای ارتباط با دوستان یا خانواده، هر کدام را که برایتان امکان پذیر است، روزی را برای اشتراک گذاری پروژه‌های دست ساز و دوست داشتنی کودکان به یکدیگر و به خانواده‌ها و دیگر بزرگسالان اختصاص دهید.

– در مورد گسترش آلودگی، دلایل جهان شمول آن، تغییرات اقلیمی و عوارض آن با کودکان گفت و گو کنید و کتاب‌هایی را متناسب با سن و ادراک آن‌ها با هم بخوانید. لازم به ذکر است از طرح این موضوع در قالب گسترش اخبار روزانه و در میان گذاشتن بیش از حد، پرهیز کنید، این موضوع سبب شکل گیری و گسترش اضطراب‌های محیطی[۷] در آن‌ها خواهد شد.

پیشنهاد آموزش جایگزین راهکاری برای سازگاری با تغییرات اقلیمی در صدای معلم

– از راهکارهای طبیعت محور[۸] برای کاهش آلودگی مکانی که کودکان در آن قرار دارند استفاده کنید. یکی از دردسترس‌ترین این راهکارها، شناسایی گیاهان آپارتمانی بومی در منطقه زیست شماست که می‌توانید گونه‌های مناسب برای کاهش آلودگی در بین آن‌ها را شناسایی کنید و در فضای کودکان به عنوان مانع سبز[۹] قرار دهید. این گزینه در مدارس دولتی نیز با مشارکت خانواده‌ها قابل انجام است.

– درصورتی‌که با وسیله نقلیه شخصی جا به جا می‌شوید، تا حد امکان دوستان و هم محلی‌های خود و کودک تان را همراه کنید و از تکثر خودروها با سرنشین بیشتر بکاهید. هر یک خودرو، تأثیرگذار است. تأثیر سبک زندگی خود را دست کم نگیریم.

این‌ها نمونه راهکارهایی هستند که پیش از شرایط بحرانی، امکان تشکیل آن سهل‌تر هست. اما می‌توانیم در شرایط کنونی نیز برای آن اقدام کنیم. با تجربه عوارض ناشی از انزوای اجتماعی کودکان پس از کوید ۱۹، اکنون با آگاهی بیشتری علاوه بر در نظر داشتن شرایط سلامت جسمانی کودکان در حال حاضر، آسیب‌های روانی پیش رو را با کمک هم، در بدنه اجتماع و با کنش گری خود، تا حد امکان کاهش دهیم.

( سایت انسان شناسی و فرهنگ )

*Alternative Education for Climate Change Adaptation

[۱] Bottom-up Participatory Actions

[۲] Alternative schooling

[۳] Guerrero et al. (۲۰۲۴), Unveiling alternative schools: A systematic review of cognitive and social-emotional development in different educational approaches, Children and Youth Services Review 158 (2024) 107480.

[۴] برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به U.S. Department of Education, 2002 Aron, 2006 from The Urban Institute

[۵] رجوع شود به پژوهش‌های دکتر Melissa Roderick  از دانشگاه شیکاگو

[۶] Mainstream

[۷] ecological anxiety

[۸] Nature-Based Solutions

[۹] Green barriers


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

پیشنهاد آموزش جایگزین راهکاری برای سازگاری با تغییرات اقلیمی در صدای معلم

منتشرشده در محیط زیست

مروری بر زندگی رحیم رشتچی و خاموشی چراغی از نسلِ بنیان‌گذاران آموزش عالی زنجان در صدای معلم

بسم‌الله الرحمن الرحیم
«إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»

خبر درگذشت استاد رحیم رشتچی، از بنیان‌گذاران دانشگاه زنجان، معلمی وارسته و از چهره‌های ماندگار آموزش و پرورش زنجان، اندوهی عمیق بر جامعه علمی، فرهنگی نشاند.

این مرد بزرگ که نزدیک به نیم‌قرن از عمر پربرکت خویش را در تهران و کرج سپری کرد، امروز ۳۰ تیرماه در سن ۹۶ سالگی، در عظیمیه کرج، دعوت حق را لبیک گفت و پس از عمری سرشار از تعلیم ، پژوهش، فرهنگ‌سازی و خدمت بی‌منت، به سرای جاودان شتافت.

استاد رحیم رشتچی از نسل مردانی بود که دانشگاه را نه صرفاً مجموعه‌ای از کلاس‌ها و ساختمان‌ها، بلکه کانون اندیشه، اخلاق، خردورزی، هویت‌سازی و انسان‌پروری می‌دانست.

مروری بر زندگی رحیم رشتچی و خاموشی چراغی از نسلِ بنیان‌گذاران آموزش عالی زنجان در صدای معلم

او از بنیان‌گذاران دانشگاه زنجان بود و سهمی ماندگار در پایه‌گذاری و استحکام یکی از مهم‌ترین مراکز علمی شمال‌غرب ایران داشت؛ سهمی که در تاریخ آموزش عالی این سرزمین با احترام و افتخار ثبت خواهد ماند.

آن استاد فرزانه، افزون بر دانش ژرف و تجربه‌ای گران‌سنگ، بر زبان‌های فرانسه، ترکی، فارسی و عربی تسلط داشت و با اتکا به این پشتوانه علمی، همواره در پیوند میان فرهنگ‌ها، زبان‌ها و نسل‌ها نقشی مؤثر ایفا می‌کرد. وسعت دانش، نجابت ذاتی، فروتنی، اخلاق‌مداری، سعه صدر و عشق به ایران و زادبومش، از او شخصیتی ممتاز و الهام‌بخش ساخته بود؛ شخصیتی که احترام همگان، از دانشگاهیان تا اهالی فرهنگ و ادب، را برمی‌انگیخت و از معلمان استاد حسین منزوی سلطان غزل معاصر در زنجان بود.

شادروان رشتچی همچنین از بنیان‌گذاران مؤسسه فرهنگی و هنری اشراق البرز، تشکل زنجانی‌های مقیم استان البرز بود و سالیان متمادی با دغدغه حفظ هویت فرهنگی، تقویت همبستگی اجتماعی و حمایت از فعالیت‌های علمی و فرهنگی زنجانیان، در این مجموعه حضوری مؤثر و راهگشا داشت.

برای نگارنده نیز افتخاری فراموش‌ نشدنی است که در سال ۱۳۹۷، به همراه دوست ارجمند مهندس مصطفی ارفعی مدیر مسئول روزنامه زنگان امروز گفت‌وگویی مفصل با آن استاد فرهیخته انجام دادیم که در آن روزنامه و پایگاه خبری صدای معلم منتشر شد. امروز آن گفت‌وگو، فراتر از یک مصاحبه مطبوعاتی، به سندی ارزشمند از خاطرات، اندیشه‌ها و روایت‌های یکی از معماران آموزش عالی زنجان تبدیل شده است.

در ادامه این مسیر، توفیق یافتم به همراه مهندس مهدی حسنی و مهندس مجتبی جعفرلو، مستند یک‌ ساعته «تاریخ شفاهی استاد رحیم رشتچی» را تهیه و تولید کنیم؛ اثری که به کارگردانی اینجانب، تصویربرداری، عکاسی و تدوین مهندس مجتبی جعفرلو و با همکاری مهندس مهدی حسنی، زندگی، خاطرات، خدمات و دیدگاه‌های این استاد بزرگ را روایت می‌کند. این مستند در آیین نکوداشت استاد در سال ۱۴۰۲ برای نخستین‌بار اکران شد و با استقبال گسترده دانشگاهیان، فرهیختگان، هنرمندان و دوستداران فرهنگ و تاریخ زنجان روبه‌رو شد.

مروری بر زندگی رحیم رشتچی و خاموشی چراغی از نسلِ بنیان‌گذاران آموزش عالی زنجان در صدای معلم

امروز این اثر، نه‌تنها یک مستند، بلکه بخشی از حافظه تاریخی آموزش عالی و فرهنگ معاصر زنجان به شمار می‌آید.

همچنین در سال ۱۴۰۲، با همکاری اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان البرز و مجموعه زنجانی‌های مقیم البرز، توفیق برگزاری آیین نکوداشت استاد رحیم رشتچی را به دبیری اینجانب و با حضور جمعی از برجسته‌ترین شخصیت‌های علمی و فرهنگی کشور، از جمله پروفسور نصیری قیداری، دکتر زالی وزیر اسبق کشاورزی، استادان دانشگاه، فرهیختگان، مدیران فرهنگی و دوستداران علم و فرهنگ، داشتیم؛ آیینی باشکوه که در حقیقت پاسداشت یک عمر مجاهدت علمی، فرهنگی و اخلاقی بود.

در روزهای اخیر نیز دکتر غلامعلی حداد عادل با حضور بر بالین استاد، ضمن عیادت از ایشان، خاطرات مشترک خود با زنده‌یاد استاد روزبه زنجانی را مرور کردند؛ دیداری که بیش از هر چیز، بیانگر منزلت علمی و اخلاقی استاد رشتچی در میان بزرگان فرهنگ و اندیشه ایران بود. و در سال‌های اخیر بازدیدی از مجموعه فاخر تحصیلات تکمیلی داشته و با پروفسور ثبوتی از همکلاسی‌های دوره ابتدایی استاد دیدار و گفت و گو داشتیم.

سال گذشته در رویداد گپ با حضور مهندس دادگو شهردار اسبق کرج و از شاگردان وی از استاد رشتچی در مهردادمال عظیمیه تجلیل گردید.

مروری بر زندگی رحیم رشتچی و خاموشی چراغی از نسلِ بنیان‌گذاران آموزش عالی زنجان در صدای معلم

در سال‌های پایانی عمر، این استاد گرانقدر با عشق، دلسوزی و مراقبت شبانه‌روزی دختر فرهیخته‌شان، سرکار خانم دکتر ناهید رشتچی، روزگار را سپری کردند؛ همراهی‌ای سرشار از مهر، وفاداری و فداکاری که نمونه‌ای درخشان از تکریم مقام پدر و قدردانی از یک عمر خدمت صادقانه به علم و فرهنگ بود.

مراسم تشییع، تدفین و آیین‌های ترحیم و بزرگداشت آن مرحوم، متعاقباً از سوی خانواده محترم اطلاع‌رسانی خواهد شد.

بی‌تردید، استاد رحیم رشتچی از شمار انسان‌هایی بود که میراث حقیقی آنان نه در عناوین و مناصب، بلکه در شاگردانی است که پرورش دادند، اندیشه‌هایی که بر جای گذاشتند و منش والایی که به نسل‌های پس از خود آموختند. نام او با تاریخ دانشگاه زنجان، با فرهنگ این دیار و با خاطره نسل‌های متوالی دانشجویان و استادان، پیوندی ناگسستنی خواهد داشت.

اینجانب، درگذشت این استاد فرهیخته و سرمایه گران‌سنگ علمی و فرهنگی را به خانواده معزز رشتچی، جامعه دانشگاهی کشور، مردم شریف زنجان و البرز، شاگردان، همکاران، دوستان و همه ارادتمندان آن فقید سعید تسلیت عرض می‌کنم و از درگاه خداوند متعال برای آن عزیز سفرکرده، رحمت واسعه الهی، علو درجات، همنشینی با صالحان و برای بازماندگان، صبر جمیل و اجر جزیل مسئلت دارم.

استاد رحیم رشتچی رفت، اما چراغی که او با دانش، اخلاق و عشق به ایران برافروخت، خاموش‌شدنی نیست.

مردان بزرگ، با رفتن از میان ما نمی‌روند؛ آنان در خاطره شاگردان، در تاریخ سرزمینشان و در ثمره خدمات خویش جاودانه می‌مانند.روح استاد رحیم رشتچی شاد، یادش جاودان و راهش پررهرو باد.

مروری بر زندگی رحیم رشتچی و خاموشی چراغی از نسلِ بنیان‌گذاران آموزش عالی زنجان در صدای معلم

مروری بر زندگی رحیم رشتچی و خاموشی چراغی از نسلِ بنیان‌گذاران آموزش عالی زنجان در صدای معلم


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

مروری بر زندگی رحیم رشتچی و خاموشی چراغی از نسلِ بنیان‌گذاران آموزش عالی زنجان در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

درخواست از طراحان سوالات امتحان نهایی و برگه‌های سفید در آتش تابستان در صدای معلم   طراحان محترم سوالات نهایی، لطفاً پیش از آن که قلم را روی کاغذ ببرید، یک لحظه خود را جای این دانش‌آموز بگذارید: شبی که پیش از امتحان استرس جنگ داشته و صبحی که با چشم‌های پف‌کرده پای برگه نشسته، نه با ذهنی آرام. اگر این را باور کنید، می‌دانید که یک سوال سخت، گاهی نه برای سنجش، که برای شکستن آخرین پناه یک نوجوان طراحی می‌شود.

مهربانی در طراحی، خیانت به استاندارد نیست، وفاداری به انسانیت است.

این روزها، تقویم آموزشی ما دیگر با فصل طبیعت هماهنگ نیست، با آتش جنگ هماهنگ شده. امسال، خرداد همیشگی پر از استرس شیرین امتحانات، به تیر و مرداد سوزان موکول شد. یعنی دانش‌آموزانی که باید در خنکای نسبی بهار، ذهن خود را صافی می‌کردند، حالا در گرمای جان‌فرسای تابستان، با چشمانی خسته، پشت نیمکت‌هایی نشسته‌اند که زیر سایه‌روشن بمب‌ها و اخبار ناگوار، می‌لرزد.

اما غم این ماجرا فقط به جابه‌جایی تاریخ‌ها ختم نمی‌شود. این تعویق، فقط یک تغییر در یک خط بخشنامه نبود، یعنی یک ماه بیشتر، اضطراب خانه‌نشینی، یک ماه بیشتر، نگرانی از آینده، و یک ماه بیشتر، تحمل گرما و التهابات روانی ناشی از جنگی که حتی خواب را از بزرگ‌ترها ربوده. دانش‌آموزان ما در این ماه‌های اضافه، نه فرصت نفس‌کشیدن داشتند و نه امنیت خاطر تمرکز.

و حالا به نقطه اوج این تراژدی خاموش می‌رسیم: برگه‌های سفید. وقتی در اولین سؤال، یک دانش‌آموز قلم را روی زمین می‌گذارد و فقط به کاغذ بی‌نوشته خود خیره می‌شود، او نمی‌داند؟ نه، این یعنی نمی‌تواند. این یعنی ظرفیت وجودی او تا مرز فروپاشی پر شده.

این برگه‌های سفید، یک صدای اعتراض خاموش است. این یک پدیده فردی نیست، یک شکاف ساختاری است. از یک سو، سیستم آموزشی انتظار دارد دانش‌آموزی که مغز او با امواج فشار عصبی ناشی از جنگ و تعویق بی‌سابقه برنامه‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند، مثل همیشه یک ماشین حافظه‌محور عمل کند. از سوی دیگر، طراحان سوالات نهایی در اتاق‌های دربسته خود، چه کسی را می‌بینند؟ آنها یک موضوع درسی را می‌بینند، نه یک موضوع انسانی را.

اینجا معمای اصلی شکل می‌گیرد: چرا درک نمی‌کنند؟ یک طراح سوال،اغلب گمان می‌کند که سخت‌تر پرسیدن، نشانه کیفیت بالاتر آموزش است. او فراموش می‌کند که دانش‌آموز مقابل او، شب قبل امتحان را با شنیدن صدای آژیر یا نگرانی برای یکی از بستگان جبهه‌رفته، به صبح رسانده. او اصرار دارد که استانداردهای علمی را حفظ کند، غافل از اینکه در مدرسه‌ها را به روی انسان مضطرب باز کرده‌ایم، نه انسان آماده.

این رفتار، مصداق بارز بی‌تفاوتی سازمان‌یافته است. یک سیستم، برای بقای خود، باید خروجی‌هایی (نمرات) داشته باشد. وقتی واقعیت بیرون (جنگ و تعویق) این خروجی را تهدید می‌کند، سیستم به جای کاهش فشار، فشار را دوچندان می‌کند تا شاید از میان این غربال سخت‌گیرانه، آن نخبگان مقاوم بیرون بیایند. اما قیمت این کار، تحقیر اکثریت و نابودی اعتمادبه‌نفس نسلی است که تقصیری نداشت.

درخواست از طراحان سوالات امتحان نهایی و برگه‌های سفید در آتش تابستان در صدای معلم

وقتی دانش‌آموزی با دست لرزان، برگه سفید را تحویل می‌دهد، در واقع دارد به کل این روند می‌گوید: بین من و تو، هیچ پلی وجود ندارد. تو در دنیای فرمول‌ها زندگی می‌کنی و من در آتش این تابستان سوخته‌ام.

طراحان سوالات باید بدانند که آموزش، قبل از اینکه یک پروسه فنی باشد، یک رابطه انسانی است. درسی که با ترس و ناامیدی توأم شود، دیگر دانش نیست، زخم است. این روزها، بیش از هر زمان دیگری، به عدالت تربیتی نیاز داریم؛ یعنی فهمیدن این نکته که همه دانش‌آموزان در یک شرایط زیستی یکسان نیستند. گاهی یک سوال ساده‌تر، نه نشانه ضعف سیستم، که نشانه بلوغ انسانی آن است.

بیایید قبول کنیم که امسال، سال رفع تکلیف نیست، سال «ترمیم زخم‌ها»ست. و ترمیم، با طراحی سوالاتی که مغز خسته را بیش از پیش درهم می‌کوبد، ممکن نمی‌شود، ممکن می‌شود با دیدن چهره یک دانش‌آموز پشت آن برگه سفید و به زبان آوردن این جمله که: می‌دانم، امسال برایت خیلی سخت گذشت...

و دستی که امروز برگه سفید را پس می‌دهد، فردا شاید همان دستی باشد که برای این سرزمین، نسلی مهربان‌تر خواهد ساخت، اگر امروز او را بفهمیم؛ نه با نمره، که با نگاه.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

درخواست از طراحان سوالات امتحان نهایی و برگه‌های سفید در آتش تابستان در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت
صفحه1 از1614

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور