صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

بررسی خصوصیات مدرسه ایرانی و آیا سمت بازی در کلاس و مدرسه موجب تربیت دانش آموز مسئولیت پذیر می شود در صدای معلم   خبر را که خواندم، یک خاطره قدیمی برایم زنده شد؛ خاطره‌ای از مدرسه‌های دهه شصت.

آن روزها هم دانش‌آموزان «سمت» داشتند؛ مسئول کتابخانه، مسئول صبحگاه، مسئول کلاس، مسئول بهداشت، مسئول نمازخانه و... پس اصل ایده، نه تازه است و نه اتفاقاً خیلی نوآورانه.

من خودم از همان دوران خاطره دارم؛ البته نه خاطره‌ای که بتوانم تماماً از آن با خوبی یاد کنم. مسئله این بود که این نقش‌ها معمولاً دقیق تعریف نشده بودند، بر اساس استعداد و علایق دانش‌آموزان توزیع نمی‌شدند و گاهی بیشتر به یک عنوان تشریفاتی شبیه بودند.

در عمل هم چه کسانی بیشتر در این موقعیت‌ها قرار می‌گرفتند؟

معمولاً دانش‌آموزان فعال‌تر، شناخته‌شده‌تر یا گاهی همان‌هایی که اصطلاحاً «شیطان‌تر» بودند و مدرسه آنها را بیشتر می‌شناخت. و همین‌جا یک مشکل دیگر شکل می‌گرفت:

چرا او مسئول باشد و من نباشم؟

چرا او اجازه داشته باشد و من نداشته باشم؟

چرا مدیر به او اعتماد کند؟

اگر این انتخاب‌ها شفاف و مبتنی بر استعداد و علاقه نبود، چیزی که قرار بود تمرین مسئولیت‌پذیری باشد، گاهی به تمرین دیگری تبدیل می‌شد؛ تمرین تبعیض، مقایسه و حتی بدبینی.

چند دهه گذشته است.

بررسی خصوصیات مدرسه ایرانی و آیا سمت بازی در کلاس و مدرسه موجب تربیت دانش آموز مسئولیت پذیر می شود در صدای معلم

نسل دانش‌آموز امروز، همان دانش‌آموز دهه شصت نیست. مخصوصاً وقتی درباره دوره متوسطه صحبت می‌کنیم، نمی‌توانیم بدون توجه به تغییرات نسلی، اجتماعی و فن آورانه، همان الگوهای قدیمی را با ادبیات جدید بازتولید کنیم.

اگر امروز به دانش‌آموزی بگوییم «مسئول فلان» و برایش ابلاغ صادر کنیم، الزاماً احساس «دیده‌شدن» ایجاد نمی‌شود. حتی ممکن است برعکس باشد.

ممکن است بخشی از دانش‌آموزان، این عنوان را نوعی امتیاز بدانند؛ بخشی دیگر آن را رابطه نزدیک با مدیر تلقی کنند و خود دانش‌آموزی که این عنوان را گرفته نیز به جای آن که مورد احترام قرار گیرد، با نگاه «مدیر هوایش را دارد» مواجه شود.

آیا مسئله امروز مدرسه، کمبود «سمت» برای دانش‌آموز است یا کمبود «تجربه واقعی زندگی»؟ این دو با هم فرق دارند.

بررسی خصوصیات مدرسه ایرانی و آیا سمت بازی در کلاس و مدرسه موجب تربیت دانش آموز مسئولیت پذیر می شود در صدای معلم

وقتی برای مهارت، «سمت» می‌سازیم

ما سال‌هاست درباره مهارت‌آموزی، مدرسه مهارت‌محور، مشارکت‌جویی، حل مسئله، تاب‌آوری، کار گروهی و مسئولیت‌پذیری صحبت می‌کنیم. حتی رییس‌جمهور نیز بر مهارت‌هایی مانند مشارکت‌جویی، مشارکت‌پذیری، حل مسئله و تاب‌آوری تأکید کرده است. اما اگر قرار است دانش‌آموز مشارکت‌پذیر شود، آیا راهش این است که برایش «ابلاغ» صادر کنیم؟

اگر قرار است مسئولیت‌پذیر شود، آیا باید حتماً «مسئول کتابخانه» باشد تا مسئولیت‌پذیری را تجربه کند؟

اگر قرار است کار گروهی یاد بگیرد، آیا باید یکی «مسئول» باشد و بقیه «زیرمجموعه»؟

من تردید دارم.

اتفاقاً تجربه نظام‌های آموزشی پیشرفته، دست‌کم در اسناد رسمی آنها، بیشتر به سمت ساختن فرهنگ مدرسه و تجربه زیسته دانش‌آموز رفته است تا تکثیر عنوان‌های اداری.

بررسی خصوصیات مدرسه ایرانی و آیا سمت بازی در کلاس و مدرسه موجب تربیت دانش آموز مسئولیت پذیر می شود در صدای معلم

در فنلاند ؛ «مشارکت و اثرگذاری»، «تعامل و ابراز وجود»، «مهارت‌های زندگی روزمره»، «کار و کارآفرینی» و «حل مسئله و یادگیری» در قالب شایستگی‌های عرضی در سراسر برنامه درسی دنبال می‌شوند. قرار نیست یک درس یا یک «سمت» مسئول آموزش مشارکت باشد؛ این شایستگی‌ها باید در فرایند یادگیری و زندگی مدرسه تجربه شوند.

حتی در دوره پیش‌دبستانی فنلاند، مشارکت و اثرگذاری از جایی آغاز می‌شود که کودک بتواند درباره آنچه انجام می‌شود و چگونگی انجام آن، نظر بدهد و نقش داشته باشد.

مدرسه باید جامعه را شبیه‌سازی نکند؛ باید جامعه را زندگی کند.  این تفاوت مهمی است:

ما می‌گوییم «به دانش‌آموز سمت بدهیم تا مسئولیت‌پذیر شود».

آنها می‌گویند:

«محیطی بسازیم که دانش‌آموز مسئولیت‌پذیری را زندگی کند.»

این دو، یکی نیستند. کتابخانه‌ای که باید «زندگی» باشد، یک سمت نیست . مثلاً گفته شده است که دانش‌آموزی را «مسئول کتابخانه» کنیم.

اما اجازه بدهید چند سؤال ساده بپرسیم.

در مدرسه‌ای که معماری جدید آن، کتابخانه را دیگر الزاماً به یک اتاق بسته و جدا از زندگی روزمره مدرسه محدود نمی‌کند، چرا باید برای دسترسی به کتاب حتماً یک «مسئول» تعیین کنیم؟

مگر هدف از کتابخانه، آموزش مفهوم امانت، اعتماد، حفظ اموال عمومی و احترام به دارایی مشترک نیست؟

اگر کودک از سال‌های ابتدایی، در محیط مدرسه یاد گرفته باشد که کتاب، میز، رایانه، وسایل آزمایشگاه و سایر امکانات، «مال من و تو» نیست؛ بلکه دارایی مشترک جامعه مدرسه است، آن‌وقت مسئولیت‌پذیری او کجا اتفاق افتاده است؟

در «ابلاغ»؟

یا در رفتار روزمره؟

مسئله همین‌ جاست:

آیا داریم مهارت را آموزش می‌دهیم یا برای مهارت، عنوان می‌سازیم؟

بررسی خصوصیات مدرسه ایرانی و آیا سمت بازی در کلاس و مدرسه موجب تربیت دانش آموز مسئولیت پذیر می شود در صدای معلم

در ژاپن، «مسئول جارو» ندارند!

یکی از تجربه‌های شناخته‌شده آموزش مدرسه‌ای در ژاپن، مشارکت دانش‌آموزان در نظافت مدرسه است. اما نکته مهم فقط «تمیز کردن مدرسه» نیست.

اصل ماجرا این است که دانش‌آموز یاد می‌گیرد مدرسه فقط ساختمانی نیست که عده‌ای دیگر باید آن را اداره و تمیز کنند. او بخشی از یک جامعه کوچک است و نسبت به محیط مشترک خود مسئولیت دارد. برای این کار لازم نیست یک دانش‌آموز «رییس نظافت» باشد و دیگری «مسئول جارو». قرار نیست برای هر رفتار اجتماعی، یک ابلاغ صادر شود.

خودِ مشارکت، موضوع یادگیری است.

کودک در عمل تجربه می‌کند:

این محیط متعلق به همه ماست؛ پس مسئولیت نگهداری از آن هم متعلق به همه ماست.

اگر قرار است مشارکت درونی شود، باید از جنس عادت، فرهنگ و تجربه مشترک باشد، نه صرفاً یک وظیفه اداری کوچک.

بررسی خصوصیات مدرسه ایرانی و آیا سمت بازی در کلاس و مدرسه موجب تربیت دانش آموز مسئولیت پذیر می شود در صدای معلم

فنلاند؛ مسئولیت‌پذیری بدون عنوان

فنلاند نیز مشارکت را از «عنوان» جدا کرده است. در برنامه درسی ملی این کشور، مدرسه به‌عنوان یک «جامعه یادگیری» دیده می‌شود؛ جامعه‌ای که باید یادگیری، تعامل، مشارکت، رفاه و زندگی پایدار را تقویت کند.

دانش‌آموز فرصت تجربه کردن، کاوش، یادگیری فعال و مشارکت دارد و باید یاد بگیرد هدف تعیین کند، مسئله حل کند و یادگیری خود را ارزیابی کند.

در این نگاه، مسئولیت‌پذیری یک «سمت» نیست؛ یک فرایند تربیتی است.

بررسی خصوصیات مدرسه ایرانی و آیا سمت بازی در کلاس و مدرسه موجب تربیت دانش آموز مسئولیت پذیر می شود در صدای معلم

سنگاپور؛ از «مسئول» تا «شهروند»

سنگاپور نیز مسئله را بیشتر در قالب تربیت شخصیت و شهروندی دیده است؛ خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی، مدیریت روابط، تصمیم‌گیری مسئولانه، همکاری و مشارکت فعال.

در اینجا نیز مسئله اصلی این نیست که برای چند دانش‌آموز دیگر عنوانی طراحی کنیم؛ مسئله این است که دانش‌آموز در مدرسه تجربه تصمیم‌گیری، همکاری، حل مسئله و مشارکت داشته باشد. پس اگر قرار است از این کشورها چیزی یاد بگیریم، شاید بهتر باشد بپرسیم:

دانش‌آموز چگونه تصمیم‌گیری مسئولانه را تمرین می‌کند؟

نه اینکه:

برای چند نفر دیگر چه عنوانی طراحی کنیم؟


وقتی پای نماز و باور به میان می‌آید، ماجرا حساس‌تر می‌شود

در موضوعاتی مثل نماز جماعت، مؤذن، نمازخانه و فعالیت‌های مذهبی، مسئله حساس‌تر است. زیرا مشارکت دینی، اگر قرار است درونی و باورمند باشد، با تقسیم یک عنوان سازمانی و صدور ابلاغ لزوماً حاصل نمی‌شود.

اتفاقاً در این حوزه، فاصله میان «نقش واقعی» و «سمت رسمی» می‌تواند بیشتر خودش را نشان دهد. اگر دانش‌آموز احساس کند انتخاب او بر اساس علاقه، توانایی و باور نیست و صرفاً مدیر برای او عنوانی تعیین کرده است، ممکن است نتیجه‌ای کاملاً متفاوت از هدف تربیتی موردنظر حاصل شود.

بررسی خصوصیات مدرسه ایرانی و آیا سمت بازی در کلاس و مدرسه موجب تربیت دانش آموز مسئولیت پذیر می شود در صدای معلم

اگر مدرسه جای جامعه‌ پذیری است، چرا آن را اداری‌ تر کنیم ؟

اینجا بحث نقد به «هوم‌ اسکول» یا آموزش خانگی هم معنای جدی‌تری پیدا می‌کند. یکی از نقدهای مهمی که به آموزش خانگی وارد می‌شود این است که مدرسه فقط محل انتقال دانش نیست؛ محل جامعه‌ پذیری هم هست.

اگر این استدلال را می‌پذیریم، پس باید مدرسه را به جایی تبدیل کنیم که دانش‌آموز واقعاً جامعه را تجربه کند.

باید یاد بگیرد گاهی نظرش پذیرفته نمی‌شود؛ با دیگری مذاکره کند؛ در یک گروه کار کند؛ اختلافش را حل کند؛ مسئولیت اشتباه خود را بپذیرد؛ برای یک مسئله مشترک راه‌حل پیدا کند و حتی یاد بگیرد بدون اینکه «رییس» باشد، مسئولیت بپذیرد. اینها مهارت‌های واقعی جامعه‌پذیری‌اند.

بنابراین، اگر برای نقد هوم‌اسکول می‌گوییم «مدرسه بستر جامعه‌پذیری است»، نباید این بستر را با چند عنوان و ابلاغ دانش‌آموزی اشتباه بگیریم.

مدرسه باید جامعه را شبیه‌سازی نکند؛ باید جامعه را زندگی کند.

بررسی خصوصیات مدرسه ایرانی و آیا سمت بازی در کلاس و مدرسه موجب تربیت دانش آموز مسئولیت پذیر می شود در صدای معلم

سفرهایی که باید «برنامه» می‌آوردند، نه خاطره

و اینجا یک گلایه قدیمی‌تر هم دارم؛ گلایه‌ای درباره آن چیزی که در آموزش‌وپرورش ما نامش را «مطالعات تطبیقی» و «سفر مطالعاتی» گذاشته‌ایم.

سال‌هاست درباره ژاپن، فنلاند، سنگاپور و دیگر نظام‌های آموزشی موفق می‌شنویم. مسئولان می‌روند، بازدید می‌کنند، گزارش می‌نویسند و برمی‌گردند.

اما حاصل این همه سفر چه بوده است؟

گاهی مدیرانی را می‌بینیم که هنوز از سفرهایشان در اوایل دهه هشتاد روایت می‌کنند؛ اینکه آن زمان در فلان کشور مدرسه‌ها چگونه بودند و چه برنامه‌هایی اجرا می‌کردند.

اما آقای مدیر!

بیش از دو دهه از آن سفر گذشته است. اگر آن سفر «مطالعه» بوده، خروجی آن کجاست؟

اگر «تجربه» بوده، کدام سیاست آموزشی بر اساس آن اصلاح شده است؟

اگر «الگوگیری» بوده، کدام الگو با توجه به زیست‌بوم ایران بومی‌سازی و اجرا شده است؟

نمی‌شود بیست سال بعد هنوز راوی خاطرات سفر مطالعاتی بود و همان مشکلات را در مدارس کشور دید.

تلخ‌تر اینکه ممکن است بعضی از همان مدیران و تصمیم‌گیران، امروز نیز در جایگاه‌های سیاست‌گذاری و حتی در نهادهایی مانند شورای عالی آموزش‌ و پرورش حضور داشته باشند؛ اما خروجی آن تجربه‌ها را در مدرسه نمی‌بینیم
.
سفر مطالعاتی اگر به برنامه عملیاتی، آزمایش، ارزیابی و اصلاح منجر نشود، بیشتر از آن که «مطالعه تطبیقی» باشد، خاطره‌اندوزی مدیریتی است.

ما به سفرهای بیشتر نیاز نداریم؛ به ترجمه سفر به سیاست، سیاست به برنامه، برنامه به مدرسه و مدرسه به نتیجه نیاز داریم.

ژاپن را نباید فقط دید؛ باید فهمید.

فنلاند را نباید فقط روایت کرد؛ باید منطق آن را شناخت.

سنگاپور را نباید فقط در گزارش‌ها آورد؛ باید دید چه سازوکارهایی پشت موفقیت آن قرار دارد.

و مهم‌تر از همه، نباید هیچ‌کدام را عیناً کپی کرد.باید فهمید کدام بخش از تجربه آنها با زیست‌ بوم آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران سازگار است و چگونه می‌توان آن را آزمایش، بومی و اجرا کرد.

بررسی خصوصیات مدرسه ایرانی و آیا سمت بازی در کلاس و مدرسه موجب تربیت دانش آموز مسئولیت پذیر می شود در صدای معلم

مدرسه آینده ؛ چند «مسئول» بیشتر یا چند «انسان مسئول»؟

من با اصل مشارکت دادن دانش‌آموز مخالف نیستم؛ اتفاقاً برعکس. من معتقدم دانش‌آموز باید بسیار بیشتر از امروز در زندگی مدرسه نقش داشته باشد.

اما نقش با سمت فرق دارد.

مشارکت با ابلاغ ساخته نمی‌شود.

مسئولیت‌پذیری با عنوان ایجاد نمی‌شود.

حل مسئله با بخشنامه به وجود نمی‌آید.

تاب‌آوری با حکم مدیر تولید نمی‌شود.

و جامعه‌پذیری را نمی‌توان با تقسیم چند وظیفه اداری به دانش‌آموز آموزش داد.

اگر واقعاً می‌خواهیم مدرسه، محل تمرین زندگی باشد، باید دانش‌آموز را وارد تجربه واقعی زندگی جمعی کنیم؛ تجربه‌ای که در آن انتخاب کند، تصمیم بگیرد، همکاری کند، اشتباه کند، پاسخگو باشد، مسئله حل کند و نتیجه کارش را ببیند.

مسئله امروز ما کمبود سمت دانش‌آموزی نیست. کمبود تجربه‌های واقعی یادگیری و زندگی است.

مدرسه آینده به دانش‌آموزان بیشتری با عنوان «مسئول» نیاز ندارد. به دانش‌آموزانی نیاز دارد که حتی وقتی هیچ ابلاغی در دست شان نیست، مسئولانه رفتار کنند.

این تفاوت کوچکی نیست.

این تفاوت میان «سمت داشتن» و «شخصیت مسئول داشتن» است.

بررسی خصوصیات مدرسه ایرانی و آیا سمت بازی در کلاس و مدرسه موجب تربیت دانش آموز مسئولیت پذیر می شود در صدای معلم


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

بررسی خصوصیات مدرسه ایرانی و آیا سمت بازی در کلاس و مدرسه موجب تربیت دانش آموز مسئولیت پذیر می شود در صدای معلم

منتشرشده در آموزش تطبیقی

چهار نشانه قطعی برای انحراف و خارج شدن از مسیر و هدف در صدای معلم   بدن و روان شما سیستم‌های هوشمندی هستند که وقتی از وظیفه الهی خود دور می‌شوید، آلارم می‌دهند. این نشانه‌ها را جدی بگیرید:

1- اصطکاک دائمی: همه چیز سخت پیش می‌رود. برای هر قدم کوچک باید بجنگید. انگار کائنات درها را به روی شما می‌بندد. (این بدشانسی نیست، تابلوی ایست است).

2- حسادت سمی: وقتی موفقیت کسی را در حوزه‌ای خاص می‌بینید و دلتان می‌لرزد، نه از سر بدخواهی، بلکه از سرِ « حسرت ». این یعنی او دارد زندگی‌ای را می‌کند که متعلق به شما بوده.

3- خستگی مزمن (بی‌دلیل) : خواب کافی دارید، ویتامین می‌خورید، اما صبح‌ها انرژی ندارید و دیر از خواب بیدار می شوید. چون انرژی حیاتی (پرانا) صرفِ سرکوبِ خودِ واقعی‌تان می‌شود.

4- بی‌تفاوتی: نسبت به نتیجه کارهایتان بی‌حس هستید. فرقی نمی‌کند پروژه موفق شود یا شکست بخورد! قلب تان درگیر نیست.

 چهار نشانه قطعی برای انحراف و خارج شدن از مسیر و هدف در صدای معلم ویژگی‌های رسالت:

وقتی ما در مسیر کشف رسالت شخصی خود قرار می‌گیریم، همواره غرق در عشق و انگیزه هستیم و از انجام هیچ کاری در طول روز خسته نمی‌شویم.

احساس خوشبختی و رضایت بسیار عمیق درونی تمام وجود ما را در برمی‌گیرد و از این‌که می‌توانیم در زندگی خودمان و دیگران نقش مؤثری داشته باشیم و به آن‌ها خدمت کنیم بسیار لذت می‌بریم و از آن خشنود هستیم. در کارمان خلاقیت‌های بسیاری انجام می‌دهیم و شجاعت و ایمان بیشتری برای تجربیات جدید در وجودمان پیدا می‌کنیم.

زمانی‌ که پا به دنیای رسالت شخصی می‌گذاریم کنجکاویِ دیوانه‌واری تمام وجود ما را در برمی‌گیرد و دوست داریم تا بی‌نهایت در کارمان جلو برویم و در تمامی این مسیر دست خداوند و حمایت ضمیر ناخودآگاه ما را همراهی می‌کند. نتایج با سرعت بیشتری خود را برای ما نمایان می‌کنند و فرایندها و اتفاقات جهان معنای دیگری برای ما پیدا می‌کنند.

زندگی در مسیر رسالت یعنی استفاده از منابع و نعمت‌های بی‌نهایتی که خداوند در وجود ما و جهان هستی قرار داده است از این رو کشف رسالت شخصی مهم‌ترین موضوع زندگی هر انسانی است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

چهار نشانه قطعی برای انحراف و خارج شدن از مسیر و هدف در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش و انتقاد صدای معلم از علی فرهادی سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در مورد عدم برگزاری نشست های خبری صندوق ذخیره فرهنگیان با رسانه ها

« صدای معلم » :

« 2- این روزها انتقاد از عملکرد صندوق ذخیره فرهنگیان شدت گرفته است .

فرهنگیان عضو به نحوه کار این موسسه و ساز و کارهای حاکم بر آن انتقادات صریح و پرسش های جدی دارند اما خبری از پاسخ گویی و شفافیت نیست .

چرا یکی از بزرگ‌ترین هلدینگ‌های اقتصادی کشور در طول فعالیت 31 ساله ی خود فقط یک نشست خبری داشته است و شما هم نفر دوم این صندوق اقتصادی در سمت نایب رییس هیات امناء هستید ؟

گویی حتما باید تجمعی برگزار شود و تنشی حاصل آید تا مسئولان به خود آیند ! »

علی فرهادی ؛ سخنگوی وزارت آموزش و پرورش :

گزارش و انتقاد صدای معلم از علی فرهادی سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در مورد عدم برگزاری نشست های خبری صندوق ذخیره فرهنگیان با رسانه ها

« دستور آقای وزیر بوده که اعضای هیئت مدیره ، رییس هیات مدیره و مدیر عامل نشست بگذارند . من هم باز فرمایش شما را تذکر می دهم » .

این پرسشی است که « علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم » در نشست خبری به تاریخ 29 مرداد مطرح کرد و اکنون با گذشت نزدیک به یک ماه خبری از تحقق وعده آقای سخنگو نیست . ( این جا )

گزارش و انتقاد صدای معلم از علی فرهادی سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در مورد عدم برگزاری نشست های خبری صندوق ذخیره فرهنگیان با رسانه ها

« سعید شهسوارزاده ؛ عضو شورای نویسندگان صدای معلم » در یادداشتی با عنوان : « نشست 24 شهریور صندوق ذخیره فرهنگیان لغو شد .... معلمان از " بازی مار و پله " خسته شده اند ... می فهمید ؟! » به تاریخ 24 شهریور نوشت : ( این جا )

« امروز در آستانه تخصیص بخش بسیار اندکی از حقوق مالکانه، چشمان ناپاک با دستان آلوده، قصد دست فرو کردن در جیب بیش از یک میلیون و هشتصد هزار عضو صندوق دارند و قصد تکرار فاجعه بهمن ۱۴۰۰ یوسف نوری و ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ رضا مراد صحرایی را دارند که با نیش خود ، تمام پله های بالا رفته را مجددا سقوط کنیم و دچار یاس شویم .

مسئولین صندوق ذخیره فرهنگیان بعد از خلف وعده بیش از ۱۸ ماه از اول اسفند ۱۴۰۳ ، برنامه ریزی کردند فریاد یکصد مطالبه گر را در خانه خودشان بشنوند .

فارغ از آن که اجراي اين برنامه ريزي و تعهد با چه چالش هایی رو به رو شد که موضوع این گفت و گو نیست ؛ یکصد مطالبه گر ، جهت پی گیری مطالبات به حق اعضا، از سراسر کشور آماده شدند که با هزینه شخصی و پذیرش رنج و خطر سفر در جلسه فصلی ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ شرکت کنند.

نهاد ریاست جمهوری به خواب رفته، بعد از اعلام جلسه فصلی در صندوق، از مسئولینی که باید پاسخ گوی یکصد مطالبه گران می بودند در همان ۲۴ شهریور دعوت به عمل آورد.

ابتدا جلسه صبح یکصد مطالبه گر به بعد از ظهر موکول شد.

گزارش و انتقاد صدای معلم از علی فرهادی سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در مورد عدم برگزاری نشست های خبری صندوق ذخیره فرهنگیان با رسانه ها

انتظار می رفت در موسم بهار آموزش و پرورش، آغاز مهر و دانایی  ؛ نهاد ریاست جمهوری که بر طبق قانون ، مبلّغ دفاع از حقوق فرهنگیان در یک موسسه خصوصی است به تقویم و ۳۶۴ روز دیگر سال، نیم نگاهي می انداخت و در عمل حداقل برای حفظ ظاهر، اعلام می کرد که به احترام یکصد مطالبه گر، جلسه صبح ۲۴ شهریور به ... موکول شد .

خوشبختانه یا متاسفانه ؛ دم خروس نمایان شد و « عیدی» یکصد مطالبه گر در موسم بهار آموزش و پرورش آغاز مهر و دانایی به شرح ذیل با پيامکي مشابه به دست شان رسید .

پرسشی که امروز مطرح است این استآیا مسئولان این صندوق از « رسانه های مستقل » می ترسند ؟ و این که شفاف در برابر عملکرد و رویکردهای خود پاسخ گو و مسئول باشند ؟

آیا مسئول آموزش نهاد ریاست جمهوری توان این را دارد که مانع حضور یکصد معلم در خانه خودشان شود؟ یا مافیای درون و بیرون صندوق مانع حضور اعضا در خانه خود شدند ؟! »

واقعا مشخص نیست که چرا مسئولان صندوق ذخیره فرهنگیان از برگزاری نشست خبری با « رسانه ها » امتناع می ورزند و این در حالی است که مسئولان وزارت آموزش و پرورش دائما و در نشست ها و تریبون ها از  پاسخ گویی و شفاف سازی سخن می گویند ؟

گزارش و انتقاد صدای معلم از علی فرهادی سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در مورد عدم برگزاری نشست های خبری صندوق ذخیره فرهنگیان با رسانه ها

اگر « رسانه »  به عنوان یکی از ارکان اصلی سند تحول آموزش و پرورش می باشد و در راهکارهای این سند مورد تاکید و تصریح قرار گرفته و اجرای بی کم و کاست این سند ترجیع بند همیشگی سخنرانی های مسئولان بوده است پس چه دلیلی وجود دارد که برخی دوایر و بخش های این وزارتخانه و از جمله « صندوق ذخیره فرهنگیان » با حدود 2 میلیون فرهنگی عضو از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کنند و فرد و یا نهادی مواخذه نشود ؟

چه دلیلی و یا منطقی وجود دارد که مسئولان صندوق ذخیره فرهنگیان را ملزم می کند : با تعدادی تحت عنوان « مطالبه گر » و... دائما و پشت درهای بسته آن هم به صورت گزینشی نشست و جلسه بگذارند بی آن که جامعه معلمان عضو این موسسه اقتصادی و صاحبان اصلی آن در جریان جزییات و محتوای این گونه « نشست و برخاست ها » قرار بگیرند اما صندوق ذخیره فرهنگیان از انجام وظایف قانونی و ذاتی خود در مورد  « نهادهای قانونی » طفره رود ؟

گزارش و انتقاد صدای معلم از علی فرهادی سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در مورد عدم برگزاری نشست های خبری صندوق ذخیره فرهنگیان با رسانه ها

آیا مسئولان این صندوق از « رسانه های مستقل » می ترسند ؟ و این که شفاف در برابر عملکرد و رویکردهای خود پاسخ گو و مسئول باشند ؟

مسئولان صندوق ذخیره فرهنگیان که قادر به اعتماد سازی برای معلمان عضو نبوده و متهم به بی کفایتی و ناکارآمدی در اداره این صندوق و توجه به نیازهای «  ذی نفعان » هستند این موضوع را باید بدانند که سوء مدیریت و فقدان ارتباط موثر و اقناع گرانه با معلمان عضو موجب شده است تا اولا معلمان این صندوق را متعلق به خود ندانند و از سوی دیگر ، نهادهای مختلف به انحای گوناگون در اداره این موسسه خصوصی و متعلق به معلمان عضو دخالت کرده و برای آن تعیین تکلیف کنند و الا به نهاد ریاست جمهوری و یا بقیه چه ارتباطی دارد که یک جلسه را لغو و جسله دیگر را برقرار کنند .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش و انتقاد صدای معلم از علی فرهادی سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در مورد عدم برگزاری نشست های خبری صندوق ذخیره فرهنگیان با رسانه ها

منتشرشده در گفت و شنود
چهارشنبه, 25 شهریور 1405 14:17

سرانه مدارس عادی دولتی چقدر است ؟!

 گزارش صدای معلم از دبیرستان عادی دولتی باقرالعلوم فاز پنج مهرشهر کرج و سرانه مدارس عادی دولتی  صبح یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، بدون اطلاع قبلی، سری به دوستانم در دبیرستان عادی دولتی باقرالعلوم فاز پنج مهرشهر زدم؛ مدرسه‌ای که سال‌هاست با خاطرات معلمی و رفاقت‌های قدیمی برایم پیوند خورده است.

تعداد کادر حاضر از مراجعان بیشتر بود. سمت چپ ورودی، ساختمان خیرساز متروکه و قدیمی چشمک می‌زد و گوشه حیاط نیز کارگران مشغول آخرین مراحل تعمیر سرویس‌های بهداشتی بودند.

اما در کنار این تکاپو، یک نگرانی قدیمی همچنان پابرجاست : با وجود زیرگذرعابر پیاده به علت عدم حصارکشی و تردد پرتکرار خودروها، دانش آموزان ازروی ریل خط راه‌آهن پرسرعت تهران تبریز عبور می‌کنند و این خطری جدی برای دانش‌آموزان است.

وارد ساختمان که می‌شوم، آراستگی و پیراستگی از در و دیوار این مدرسه عادی دولتی و کم‌برخوردار موج می‌زند. صدای مدیر پرتوان و ساعی مدرسه تا حیاط شنیده می‌شود.

گزارش صدای معلم از دبیرستان عادی دولتی باقرالعلوم فاز پنج مهرشهر کرج و سرانه مدارس عادی دولتی

پس از خوش و بش با همکاران قدیمی، یادی از دوست مشترک مان دکتر مزبان حبیبی، استاد ریاضی و فعال شناخته‌ شده صنفی، می‌کنیم و جویای احوالش می‌شویم. استاد فتح‌اللهی نیز که در سوگ پدر بزرگوارشان نشسته‌اند، از برخی مشکلات آموزش و پرورش گلایه دارند.

گپی هم با استاد بابائیان ، همکار بازنشسته ریاضی از اهالی خوزستان، و در نهایت گفت‌وگویی صمیمانه با استاد ابریشم‌فروش‌زاده، مدیر مدرسه، شکل می‌گیرد.

گزارش صدای معلم از دبیرستان عادی دولتی باقرالعلوم فاز پنج مهرشهر کرج و سرانه مدارس عادی دولتی

 اداره مدرسه با سرمایه اجتماعی

ابریشم‌فروش‌زاده برای تعمیر و تجهیز مدرسه، به تعبیر خودش «چوب حراج به سرمایه اجتماعی» زده است.

در هفته پایانی شهریور، هم‌زمان با تعمیرات و زیباسازی مدرسه، کلیه  کلاس‌ها مجهز به دوربین مداربسته  شده‌اند. مدیر مدرسه می‌گوید:

«به هر زحمتی بود، با جیب خالی مدرسه را برای بازگشایی آماده کردیم و آماده برگزاری کلاس‌های صددرصد حضوری هستیم.»

ابریشم‌فروش زاده آموزش مجازی را مکمل آموزش حضوری می‌داند و تأکید دارد که هیچ چیز جای آموزش چهره به چهره معلم و دانش‌آموز را نمی‌گیرد.

در طول سال نیز با پیگیری مدیریت مدرسه، کلاس‌های رایگان کنکور و رفع اشکال برگزار می‌شود؛ برنامه‌ای که نتیجه آن را می‌توان در کارنامه قبولی دانش‌آموزان دید.

بنا بر گفته مدیر، میزان قبولی دانش‌آموزان باقرالعلوم در دانشگاههای دولتی درمقایسه با مدارس هم‌سنگ قابل توجه است و قبولی در رشته پزشکی نیز برای یک مدرسه عادی دولتی، اتفاقی درخور توجه محسوب می‌شود.

پشت این موفقیت، معلمانی ایستاده‌اند که هنوز به رسالت خود باور دارند و مدیری که مدرسه را صرفاً یک ساختمان اداری نمی‌بیند.

اما آیا می‌توان اداره مدرسه را برای همیشه بر دوش تعهد شخصی مدیران و معلمان گذاشت؟

گزارش صدای معلم از دبیرستان عادی دولتی باقرالعلوم فاز پنج مهرشهر کرج و سرانه مدارس عادی دولتی

سؤال بزرگ مدارس عادی دولتی ؟!

هنگام خداحافظی از همکاران، یک سؤال در ذهنم رژه می‌رود.

در سال ۱۴۰۵، در حالی که هزینه‌های اداره مدرسه و تجهیزات آموزشی هر روز افزایش می‌یابد، رقم سرانه‌ای که عملاً در اختیار مدارس عادی دولتی، قرار می‌گیرد در برابر تورم افسار گسیخته عملا به هیچ میل می‌کند.

از سوی دیگر، مدیران مدارس هنگام ثبت‌نام حق مطالبه وجه از خانواده‌ها را ندارند.

اصل این سیاست روشن است؛ مدرسه نباید محل تحمیل هزینه به خانواده‌ها باشد.

اما سؤال ساده است:

مدیر یک مدرسه عادی دولتی با چنین سرانه‌ای چگونه باید تعمیرات انجام دهد، تجهیزات آموزشی فراهم کند، کلاس‌های هوشمند راه بیندازد و برنامه‌های تقویتی و کنکور برگزار کند؟

آیا قرار است پاسخ این پرسش، سرمایه اجتماعی مدیر و تماس‌های شخصی او با خیرین باشد؟

خیرین می‌توانند یار آموزش و پرورش باشند، اما نباید جایگزین بودجه عمومی دولت شوند. مدیر مدرسه نیز نباید برای اداره مدرسه، سرمایه اجتماعی شخصی خود را هزینه کند.

باقرالعلوم امروز تصویری آبرومند از یک مدرسه دولتی ارائه می‌دهد؛ اما پشت این تصویر، یک پرسش جدی درباره عدالت آموزشی وجود دارد.

اگر مدیر مدرسه نه حق دریافت کمک از خانواده‌ها را دارد و نه سرانه‌ای متناسب با هزینه‌های واقعی مدرسه در اختیارش قرار می‌گیرد، مدرسه را با چه منابعی باید اداره کند؟

این دیگر فقط مسئله باقرالعلوم نیست؛ مسئله‌ای است درباره اینکه دولت تا چه اندازه برای آموزش رایگان، باکیفیت و عادلانه مسئولیت مالی می‌پذیرد.

شاید وقت آن رسیده باشد که به جای پرسیدن اینکه مدیر مدرسه از کجا کمک آورده است، بپرسیم:

سهم واقعی دولت از هزینه اداره مدرسه چقدر است؟

گزارش صدای معلم از دبیرستان عادی دولتی باقرالعلوم فاز پنج مهرشهر کرج و سرانه مدارس عادی دولتی


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش صدای معلم از دبیرستان عادی دولتی باقرالعلوم فاز پنج مهرشهر کرج و سرانه مدارس عادی دولتی

چهارشنبه, 25 شهریور 1405 13:05

مهری بی مهر آمد

مهری بی مهر در سال 1405 در صدای معلم   مهر آمد؛ مهر آمد، مهری بی مهر آمد. مهری بال و پر شکسته آمد. مهری بدون حال و هوای معطّر پدران و مادران و معلمان دیروز آمد.

مهر آمد اما با خود مهر نیاورد. گویی در عالمی دیگر قرار است همه دانش آموزان به صف شوند تا یک به یک پا به عرصه مدرسه و کلاس درس بگذارند. اما این پاها که روزگاری در هوای مدرسه و کلاس درس می دوید و جمعه نیز به مکتب می آمد، اکنون میل و رغبت پیش گذاشتن ندارد.

شاید با این همه یأس و نومیدی، صادق هدایت را کیش و مات کردم. اما درد و رنج او چه بود و ناکامی دانش آموزان امروز چیست؟

و امروز بسیار می کوشند تا در هر رسانه ای اخبار خوش و شعف انگیزی بدهند. اخباری مانند:

- پرداخت فوق‌العاده ویژه به حدود 40 هزار معلم

- پاداش استمرار خدمت بازنشستگان در مناطق محروم به 1.5 برابر حقوق ماهانه افزایش یافت

- مجوز استخدام 7 هزار سرایدار و خدمتگزار صادر شد

- دستور فوری و ویژه وزیر برای پرداخت فوری مطالبات معلمان

- افزایش حقوق معلمان از مهر ماه

- از اول مهر، حق‌التدریس معلمان شاغل و بازنشسته دو برابر می‌شود

و.....

حتی پای مرغ و کالابرگ نیز به بخش اخبار آموزش و پرورش باز شده است و مکتوب خانه که ویترین اخبار آموزش و پرورش است اجازه کپی نمی دهد!

ظاهرا آموزش و پرورش قصد دارد کم کاری و بیکاری 47 ساله خود را در همین مهر ماه دفعتا جبران کند.

مهری بی مهر در سال 1405 در صدای معلم

جناب وزیر 

نگران ظرفیت ما معلمان و فرهنگیان شاغل و بازنشسته هم باشید تا مبادا با این همه خبر خوش ایست قلبی کنیم و یا خدای نکرده به این اخبارِ فعلا حباب گونه عادت کنیم و سطح انتظارات ما شدیدا بالا رود.

معلوم نشد بالاخره تیر ماه امسال بعد از یک سال تأخیر، پاداش استمرار خدمت بازنشستگان پرداخت شد یا خیر؟ چون عدم دریافت را فریاد زدند اما برای دریافت هیچ نگفتند.

حال این همه وعده و چندین وعده دیگر، برای همین سال تحصیلی محقق خواهد شد یا فقط بعد از تعطیلی بلند مدت مدارس، قصد روحیه دهی به زمین و آسمان را دارید؟ که دل اولیا قرص باشد و فرزندانِ خود را به مدارس بفرستند. چون اخبار جا ماندگان از ثبت نام، نگران کننده اما تازه نیست:

سایت آوش در 20 مرداد همین سال نوشت:

«بحران خاموش پشت نیمکت‌های خالی؛ ماجرای 3 میلیون دانش‌آموز ثبت‌نام نکرده، چیست؟»

یا پایگاه خبری تحلیلی دیده بان ایران در 18 شهریور امسال نوشت: «آمار دانش‌آموزان ثبت‌نام نکرده اعلام شد؛ 10 هزار دانش‌آموز در شهرستان‌های تهران ثبت‌نام نکرده اند.»

و تیزلند نوشت: « آمار ثبت‌نام دانش‌آموزان در مدارس تا تاریخ 18 شهریور نشان می‌دهد حدود 700 هزار دانش‌آموز هنوز موفق به ثبت‌نام نشده‌اند و برخی به دلیل کمبود ظرفیت مدارس با مشکل "جا نداریم" مواجه‌اند.»

مهری بی مهر در سال 1405 در صدای معلم

می دانم طرح این مسأله را منطبق با حکایت پیرمرد و کودک و خر، خواهید خواند. اما به عنوان یک معلم این گونه مثال بزنم:

معلمی؛ دانش آموزی بسیار ضعیف در کلاس درس خود دارد و با هیچ ترفندی نمی تواند پیشرفت تحصیلی او را محقق سازد. فصل امتحانات فرا می رسد و همین دانش آموز در درس این معلم، نمره 18 می گیرد.

حال باید چگونه اندیشید؟

در خوش باورانه ترین تصور، بالاخره دانش آموز ضعیف فهمید و تلاش کرد و موفق شد. اما بیش از حد خوش بینانه نیست؟

47 سال خواب آموزش و پرورش را با بیداری یک ماه اخیر آن هم بعد از یک تعطیلی بلند مدت، چگونه می توان تعبیر یا تفسیر کرد؟ شاید آموزش و پرورش هم بالاخره فهمید و تلاش کرد؟

البته از سوز و دلبستگی رییس جمهور نسبت به آموزش و پرورش همان لحظه ای که بیل به دست شد و آجر بر روی آجر گذاشت تا خاطره جوانی خود را در ساخت چندین خانه بهداشت و درمانگاه روستایی زنده سازد، باخبریم اما این همه، در حد توانایی وزیر نیست.

مهری بی مهر در سال 1405 در صدای معلم

تصور می کنم آقای کاظمی حداقل یک چیز را طی این مدت خوب یادگرفته اند و آن استفاده از توانایی و دانش کارشناسان اهل فن است. و گرنه ایشان چگونه از «طراحی طرح‌ واره تحول برنامه درسی» خبر داده اند؟ این مهم صد در صد به کارشناسی ارشد علوم تربیتی با گرایش برنامه ریزی درسی و کارشناسی مدیریت برنامه ریزی آموزشی نیاز دارد و این هنر غیر نیست.

برداشتن چنین قدمی نیکوست و یقین موجب ایجاد تحولاتی خواهد شد. اما با پیوند دادن آموزش و پرورش با حوزه های علمیه جهت هم افزایی تربیتی، این قدم چگونه فقط آموزشی و پرورشی خواهد بود؟ یا تفاهم‌نامه همکاری وزارت آموزش و پرورش و ستاد توسعه فرهنگ مهدویت و انتظار با هدف اجرایی‌سازی سند توسعه فرهنگ مهدویت و انتظار. این حرکت ها مقتضای نظام سیاسی هست اما در راستای آموزش نوین، هیچ نیست.

بیان این مسایل به منزله بی دینی نیست اما انتظار دارید نقصان و ضعف کارکرد خانواده ها را در تربیت معنوی و مذهبی کودکان بر دوش آموزش و پرورش بگذارید و چون از عملکرد دبیران پرورشی و معلمان دین و زندگی هیچ راضی نیستید یا به آنان اعتماد ندارید پس درِ حوزه ها را می زنید.

چرا آموزش و پرورش ایران نمی تواند مستقل باشد؟ البته دلایل و دیدگاه شما پای عمل است اما باور و ایمان ما به علم و دانش، خیر.

پیشنهاد :

شما که به انجام هر دل خواسته ای توانایید پس نام وزارتخانه را تغییر دهید تا زبان در دهان، پاسبان سر باشد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش و انتقاد صدای معلم در مورد برکناری فرهاد علی‌پور معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه فرهنگیان

یک روز « معلم » را بدون دلیل و یا منطق مشخصی در اختیار « اداره » می گذارند و او را « تحقیر » می کنند و روز دیگر مدیری را آن هم در دانشگاهی که مزین به نام « فرهنگیان » است و قرار است « معلم قانون مند » تربیت و تحویل جامعه را دهد ؛ باز هم بدون دلیل مشخص و شفافی برکنار می کنند .

در روزهای گذشته ؛ « فرهاد علی‌پور ، معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه فرهنگیان » از سمت خود برکنار شد .

 تاکنون ؛ هیچ گونه توضیح و یا علت خاصی برای این برکناری از سوی دانشگاه فرهنگیان و یا وزارت آموزش و پرورش در رسانه ها منتشر نشده است .

گزارش و انتقاد صدای معلم در مورد برکناری فرهاد علی‌پور معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه فرهنگیان

اخبار رسیده حکایت از آن دارد که قرار بوده دانشکده ی فرهنگیان در شهرستان « قائن » تاسیس شود اما معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه فرهنگیان با آن به صورت صریح مخالفت کرده است .

در نامه مورخ 7 / 6 / 1405 این معاونت خطاب به سرپرست دانشگاه فرهنگیان خراسان جنوبی آمده است : آیا وزیر آموزش و پرورش دولت پزشکیان این را می داند و حاضر به عذرخواهی و اعاده حق همچون « مجید پارسا ، مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران » می باشد ؟

« بازگشت به نامه شماره 100 / 1027 / 51000 مورخ 24 / 4 / 1405 آن مدیریت مبنی بر « اختصاص کد مستقل پذیرش دانشجو به شهرستان قائن » به استحضار می رساند ؛ در راستای رعایت الزامات قانونی مرتبط موضوع تاسیس مرکز آموزشی / دانشکده تابعه دانشگاه فرهنگیان در سی و نهمین نشست هیات امنای دانشگاه فرهنگیان مورخ 26 / 3 / 1403 مورد بررسی قرار گرفت و با استناد به ماده یک قانون احکام دائمی برنامه های توسعه کشور ، ماده « 5 » اساسنامه دانشگاه فرهنگیان و ماده « 7 » مصوبه « سیاست ها وضوابط کیفیت بخشی دانشگاه فرهنگیان » مصوب جلسه 879 مورخ 22 / 1 / 1402 شورای عالی  انقلاب فرهنگی مبنی بر اصلاح آرایش درونی دانشگاه در قالب یک دانشگاه ملی و 31 دانشگاه استانی و استقرار ساختار جدید دانشگاه مورد تایید وزارت علوم ، تحقیقات و فن آوری و همچنین ، با توجه به بند یک مصوبه مورخ 12 / 9 / 1404 هیات محترم وزیران ابلاغی معاون اول رییس جمهور به شماره 158703 / ت 65114 ه مورخ 19 / 9 / 1404 که مقرر نموده ارتقا موسسات آموزش عالی و تاسیس هر گونه موسسه آموزش عالی جدید تا دو سال از تاریخ ابلاغ این تصویب نامه ممنوع است .

بنابراین ، تاسیس یا ارتقای هر گونه موسسه پس از دو سال ، منوط گزارش عملکرد شوراهای گسترش وزارتخانه های علوم ، تحقیقات و فن آوری و بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی می باشد .

بدیهی است هر گونه درخواست برای ایجاد موسسه / دانشکده صرفا در چارچوب قوانین و مقررات حاکم و ضوابط ابلاغی قابل بررسی خواهد بود که در حال حاضر میسر نیست » .

پرسش صریح « صدای معلم » آن است که آیا برکناری  معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه فرهنگیان به علت اتخاذ این موضع و نامه مرتبط با آن بوده است ؟

اگر پاسخ منفی است ؛ انتظار منطقی و موکد این رسانه مستقل و منتقد در حوزه عمومی آموزش ایران  ؛ شفاف سازی و توضیح مستدل و اقناع کننده وزیر آموزش و پرورش و سرپرست دانشگاه فرهنگیان در این مورد می باشد .

گزارش و انتقاد صدای معلم در مورد برکناری فرهاد علی‌پور معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه فرهنگیان

انتظار « صدای معلم » از همه مسئولان و مقامات این است که به « استقلال مدیریتی مدیران » در « چارچوب قانون » به صورت کامل و جامع احترام بگذارند .

 از سوی دیگر ، با توجه به وجود دانشکده فرهنگیان در شهرستان هم جوار ؛ آیا اساسا نیازی به تاسیس دانشکده دیگری در شهرستان قائن بوده است با ذکر این نکته ی مهم و راهبردی که جمعیت دانش آموزی کشور رو به کاهش است و طبق گفته ی سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در نشست خبری تا 7 سال آینده ، نزدیک به 4 میلیون نفر از جمعیت دانش آموزی کشور کاسته خواهد شد و این کاهش مستلزم تعدیل نیرو در نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش هم خواهد بود .

آیا وزیر آموزش و پرورش دولت پزشکیان این را می داند و حاضر به عذرخواهی و اعاده حق همچون « مجید پارسا ، مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران » می باشد ؟

گزارش و انتقاد صدای معلم در مورد برکناری فرهاد علی‌پور معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه فرهنگیان

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش و انتقاد صدای معلم در مورد برکناری فرهاد علی‌پور معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه فرهنگیان

بيم آن مي رود که يک موسسه خصوصي به خصولتي هاي هاي ديگر افزوده شود.

تا اجرای کامل تخصیص حقوق مالکانه، دست از تلاش بر نمی داریم . استمرار مطالبه گری و انسجام مطالبه گران طی قریب یک دهه مطالبه گری هنوز به بار ننشسته است .

منتشرشده در اقتصاد
صفحه1 از1625

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور