گروه رسانه/
آن چه در زیر می آید ؛ نقدی است بر یک مطلب در « صدای معلم » ( این جا ) که توسط یک فرهنگی نگارش گردیده است .
گروه رسانه/

در یک مطالعه اجتماعی جدید، پژوهشگران تلاش کردهاند پدیده تخلف رانندگی را به عنوان بخشی از فرهنگ عمومی بررسی کنند و نشان دهند که رانندگی تنها یک مهارت فنی نیست، بلکه رفتاری اجتماعی است.
به گزارش ایسنا، اهمیت عبور و مرور و نقش آن در زندگی روزمره انسانها بر کسی پوشیده نیست. رفتوآمد ایمن و منظم، نهتنها بر اقتصاد و سلامت افراد اثر میگذارد، بلکه کیفیت روابط اجتماعی و نظم عمومی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. با افزایش استفاده از خودروهای شخصی، خیابانها و جادهها به یکی از اصلیترین فضاهای تعامل اجتماعی تبدیل شدهاند؛ فضاهایی که در آنها رعایت یا عدم رعایت قانون، مستقیماً با جان و سلامت افراد گره خورده است. اگر فرد در محیطی قرار گیرد که تخلف، عادی تلقی میشود یا نظارت مؤثری وجود ندارد، احتمال بیتوجهی به قانون افزایش مییابد.
قوانین راهنمایی و رانندگی برای پیشگیری از رفتارهای پرخطر طراحی شدهاند، اما صرف وجود قانون به معنای اجرای کامل آن نیست.
رفتار رانندگان در عمل نشان میدهد که فاصلهای میان قانون نوشتهشده و قانون اجراشده وجود دارد؛ فاصلهای که میتواند پیامدهای سنگینی مانند تصادف، جراحت و مرگ به دنبال داشته باشد.
از سوی دیگر، رفتار ترافیکی بخشی از فرهنگ عمومی هر جامعه به شمار میرود. این رفتارها نشان میدهند افراد تا چه اندازه خود را ملزم به رعایت هنجارها و قواعد جمعی میدانند. در بسیاری از کشورها، تخلفات رانندگی یکی از اصلیترین عوامل تصادفات جادهای شناخته میشود.

گزارشهای جهانی نیز حاکی از آن است که سالانه بیش از یک میلیون نفر در اثر حوادث رانندگی جان خود را از دست میدهند و میلیونها نفر دچار آسیبهای جسمی میشوند. نکته نگرانکننده آن است که بخش عمده این تلفات در کشورهای کم درآمد و با درآمد متوسط رخ میدهد؛ کشورهایی که سهم کمتری از خودروهای جهان را دارند، اما بار سنگینتری از پیامدهای ناایمنی جادهای را تحمل میکنند. این شرایط، ضرورت بررسی عمیقتر دلایل تخلفات رانندگی را دوچندان میکند.
در همین راستا، اکبر علیوردینیا، استاد جامعهشناسی دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه مازندران، به همراه دو نفر از همکاران دانشگاهی خود، پژوهشی را با محور بررسی اجتماعی تخلفات رانندگی انجام دادهاند. این پژوهش با تمرکز بر شهروندان استان مازندران و با الهام از رویکردهای جامعهشناختی، تلاش کرده است نشان دهد که چرا برخی رانندگان به قوانین بیتوجهی میکنند. پژوهشگران به دنبال درک این موضوع بودهاند که چگونه نگرشها، اخلاق فردی، شرایط محیطی و تجربههای روزمره افراد میتواند بر رفتار رانندگی آنها اثر بگذارد.
ابزار اصلی گردآوری دادهها در این تحقیق، پرسش نامه بود و ۴۰۰ نفر از افراد بالای ۱۸ سال دارای گواهینامه رانندگی در استان مازندران در آن شرکت داشتند. پرسش نامهها اطلاعاتی درباره نوع تخلفات، نگرش افراد به قوانین، تجربههای قبلی آنها از جریمه یا عدم جریمه و همچنین برداشت آنها از محیط رانندگی را جمعآوری کردند. سپس دادهها با روشهای آماری تحلیل شد تا ارتباط میان عوامل مختلف و میزان تخلف مشخص شود.
یافتههای این مطالعه نشان دادند که در میان تخلفات متنوع، استفاده از تلفن همراه هنگام رانندگی بیشترین فراوانی را در دو سال اخیر داشته است. در مقابل، عبور از چراغ قرمز کمترین میزان تخلف گزارششده را به خود اختصاص داده است.
نتایج تحلیلها که در فصل نامه «مسائل اجتماعی ایران» وابسته به دانشگاه خوارزمی منتشر شدهاند، بیانگر آن بود که عواملی مانند تمایل فردی به قانونشکنی، جرمزا بودن محیط، توجیه ذهنی تخلف و تجربه گریز از مجازات، نقش مهمی در افزایش تخلفات دارند. به زبان ساده، هرچه فرد تخلف را قابل توجیهتر بداند یا احساس کند احتمال مجازات شدن کم است، احتمال قانونشکنی بیشتر میشود.
در بخش نتیجهگیری، پژوهشگران تأکید کردهاند که تخلف رانندگی تنها نتیجه بیاطلاعی از قانون نیست، بلکه به مجموعهای از عوامل فردی و اجتماعی وابسته است. اخلاق شخصی، خودکنترلی و محیط اطراف فرد، همگی در شکلگیری رفتار رانندگی نقش دارند.

اگر فرد در محیطی قرار گیرد که تخلف، عادی تلقی میشود یا نظارت مؤثری وجود ندارد، احتمال بیتوجهی به قانون افزایش مییابد. این یافتهها نشان میدهند که برای کاهش تخلفات، نمیتوان تنها به افزایش جریمهها بسنده کرد.
بر اساس اطلاعات تکمیلی این پژوهش، آموزش و فرهنگسازی، دارای اهمیت بالایی در این زمینه است. آموزش مستمر قوانین راهنمایی و رانندگی، بهویژه از سنین پایین، میتواند به درونی شدن این قوانین کمک کند. مدارس به عنوان یکی از نهادهای اصلی جامعهپذیری، نقش مهمی در شکلگیری رفتار مسئولانه دارند.
همچنین طبق نظر مجریان این تخقیق، رسانههای جمعی میتوانند با آگاهیرسانی، تغییر نگرش و استفاده از چهرههای شناختهشده، به ترویج فرهنگ رانندگی ایمن کمک کنند و از سوی دیگر، افزایش نظارت، استفاده از دوربینهای هوشمند و بهکارگیری روشهای نوین کنترل نیز از دیگر راهکارهای پیشنهادی برای کاهش تخلفات هستند که بایستی مورد توجه ویژه قرار گیرند.
انتهای پیام/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

بخشنامه لايحه بودجه کشور با پيوست هاي ذيل منتشر شد :
بخشنامه تهيه و تنظيم لايحه بودجه سال ۱۴۰۵ كل كشور
پيوست شماره ۱- برنامه زمانبندي تهيه و تنظيم لايحه بودجه سال ۱۴۰۵ كل كشور
پيوست شماره ۲- ضوابط مالي ناظر بر تنظيم بودجه سال ۱۴۰۵ كل كشور
پيوست شماره ۳ – دستور العمل تهيه و تنظيم بودجه دستگاههاي اجرايي
پيوست شماره ۴- دستور العمل جامع بودجه ريزي مبتني بر عملكرد در چارچوب برنامه عملياتي سالانه
پيوست شماره ۵- دستورالعمل تهيه و تنظيم بودجه شركتهاي دولتي بانكها و موسسات انتفاعي وابسته به دولت
پيوست شماره ۶- دستورالعمل اولويت بندي و بازنگري اعتبارات هزينهاي
پيوست شماره ۷- دستورالعمل غربال گري طرح ها و پروژه هاي تملك دارائي هاي سرمايهای
پيوست شماره ۸- دستور العمل تنظيم تسهيلات بانكي و هزينه هاي فرابودجهای
افزایش حقوق سال ۱۴۰۵ کارمندان و سایر مزایا ( اعتبارات هزینه ای )
الف- افزایش ضریب ریالی حقوق را نسبت به آخرین حکم کارگزینی سال ۱۴۰۴ با لحاظ بیست درصد رشد لحاظ نمایند. رقم قطعی ضریب به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.
ب- سقف اعتبار مربوط به سرانه مزایای عملکردی و پاداش یک ماهه حقوق و مزایای کارکنان را در بودجه سال ۱۴۰۵ حداکثر معادل اعتبار سرانه سال ۱۴۰۴ (مبتنی بر موافقتنامه سال ۱۴۰۴) پیشبینی نمایند.
ج- مبلغ پاداش پایان سال (عیدی) را مطابق ماده (۷۵) قانون مدیریت خدمات کشوری در بودجه خود پیشبینی نمایند. مبلغ قطعی پاداش پایان سال به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.
د- اعتبار مأموریت (داخلی و خارجی) کارکنان را حداکثر معادل پیشبینی عملکرد سرانه اعتبار سال ۱۴۰۴ (مبتنی بر موافقتنامه سال ۱۴۰۴) پیشبینی نمایند.
هـ- اعتبار سرانه کمکهای رفاهی مستقیم و غیرمستقیم کارکنان، حداکثر معادل اعتبار سرانه سال ۱۴۰۴ (مبتنی بر موافقت نامه سال ۱۴۰۴) را در سقف اعتبارات پیشبینی نمایند.

و- تمامی شرکت های دولتی موسسات انتفاعی وابسته به دولت ، بانک ها و بیمه های دولتی شامل شرکت هایی که شمول قوانین و مقرررات عمومی بر آنها مستلزم ذکر یا تصریح نام است نظیر شرکت ملی نفت ایران بانک مرکزی، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی شرکت ملی صنایع پتروشیمی، سازمان بنادر و دریانوردی، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و شرکتهای تابعه آنها و سایر شرکتهایی که به نحوی دارای قوانین و مقررات خاص پرداخت حقوق و مزایا هستند موظفند اعتبار حقوق دستمزد و مزایای کارکنان خود را در بودجه پیشنهادی سال ۱۴۰۵ مطابق افزایش مندرج در جزء (الف) بند (۲) و با رعایت بخشنامههای شورای حقوق و دستمزد و مقررات تعیین شده در بودجه سال پیش بینی نمایند و هرگونه افزایش مازاد بر آن توسط هیچ مرجع و شورایی قابل قبول نمیباشد.
در گفت و گوي مجازي ذيل، لايحه بودجه 1405 را تحليل مي کنيم.
خلاصه قسمت قبل :
آیا دولت جسارت حذف بودجههای چند ده و گاهی چند صد میلیاردی نهادهاي فرهنگي و همچنین متناسب سازی قیمت حاملهای سوخت مثل بنزین را خواهد داشت ؛ یا محافظهکارانه به مسیر روزمرگی و ادامه راه گذشتگان خواهد رفت.
مردم باید ببینند کدام هزینهها کاهش یافته و کدام ردیف ها حذف شدهاند و درآمدهای جدید چگونه به نفع کالاهای عمومی مانند آموزش، بهداشت و درمان، حمل و نقل عمومی و سایر موارد مشابه، هزینه میشوند.
بودجه نهادهایی را که هیچ نقش و جایگاهی در ارائه خدمات عمومی ندارند و مشخص نیست چرا باید از منابع عمومی بهرهمند شوند، بدون مماشات حذف کنید!
مردم در شرایطی بسیار دشوار زندگی میکنند و آن طور که بهنظر میرسد، چشمانداز پیش رو نیز بهبودی را نوید نمیدهد . در چنین شرایطی، اختصاص بودجه به فعالیتها و نهادهایی که ارتباطی به منافع ملی ندارند، چه توجیهی دارد؟ هزینههایی را که مابهازای ملموس برای مردم ندارند، شجاعانه حذف کنید و اجازه دهید مردم ببینند که اصلاحات اقتصادی تنها از طریق تحمیل هزینه جدید به آنان انجام نمیشود.

بودجه را کاملاً شفاف کنید. خزانه دولت را به اتاقی شیشهای تبدیل کنید .
بودجه سازمانها و نهادهای موجود در نظام حکمرانی را که خدمات آنها هیچ تناسبی با مبالغ کلان منظور شده ندارد با قاطعیت کاهش دهید.
در سال 1383، مجلس هفتم با تصویب قانون «تثبیت قیمتها»، مانع رشد قیمت بنزین در سال هاي بعدي شد. بدین ترتیب روند رشد تدریجی قیمت متوقف شد و بنزین از سال 1383 تا 1386 در سطح 80 تومان باقی ماند.
دادههای رسمی نشان میدهد که در سال ۱۳۸۵ (پایان این دوره انجماد)، رشد متوسط سالانه مصرف بنزین ۱۰ درصد بود. این وضعیت، کشور را در آستانه بحران قرار داد و زمینه را برای مداخله بعدی (سهمیهبندی و قانون هدفمندی یارانهها) آماده کرد.

دولت سهشنبه (2 دی ماه) لایحه بودجه را تقدیم مجلس کرد که پس از آن کمیسیون تلفیق بودجه برای بررسی کلیات و جزئیات بودجه تشکیل شد.
سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه با اشاره به نخستین جلسه این کمیسیون پس از درخواست رییسجمهور برای استرداد و اصلاح لایحه بودجه، از تصمیم نمایندگان برای بازبینی افزایش حقوق سال آینده بر مبنای عدالت و روش پلکانی خبر داد.
مجتبی یوسفی در گفت و گو با خانه ملت در تشریح اولین جلسه این کمیسیون پس از درخواست استرداد و اصلاح لایحه بودجه از سوی رییسجمهور گفت:
در این جلسه مقرر شد میزان تخصیص ارز ترجیحی، قیمت آن و نحوه مدیریت این ارز به گونهای اصلاح شود که به کاهش هزینه تمامشده کالاهای اساسی کمک کند؛ کالاهایی که مستقیماً با سفره مردم در ارتباط هستند، از جمله تامین نهادههای تولید مرغ، گوشت و برنج.
پزشکیان در پاسخ به درخواست نمايندگان مجلس در باره يارانه تامین نهادههای تولید مرغ، گوشت و برنج گفت : با دلار آزاد قیمت گوشت ۶۰۰ هزار تومان می شود اما با ارز یارانه ای کیلویی ۱.۲ میلیون تومان می فروشند!
رییس جمهور گفت: تصمیم داریم همۀ یارانههای ارزی کالاهای اساسی را به جای اختصاص به ابتدای زنجیره، مستقیم به مصرفکنندۀ نهایی بدهیم.
پس از پذیرش پنج تغییر پیشنهادی دولت، کلیات لایحه بودجه ۱۴۰۵ با وجود مخالفتهای جدی درباره حقوق و یارانهها، سرانجام روز گذشته ( 15 دي ماه ) در صحن علنی مجلس با ۱۷۱ رای موافق تصویب شد؛ بودجهای که موافقان آن را «واقعبینانه» و منتقدان «تورمزا» میدانند.
رییسجمهور در نامهای به مجلس با انجام اصلاحات پنجگانه با رعایت دو ملاحظه تورمی و سقف بودجه موافقت کرد.
رییس سازمان برنامه و بودجه به دفاع از لایحه بودجه ۱۴۰۵ پرداخت. او در بخشی از اظهاراتش تاکید کرد: ثبات اقتصادی از هر امری مهمتر است و تورم، بزرگترین تهدید این ثبات محسوب میشود. مهمترین اقدامی که در این بودجه مدنظر قرار گرفته، جلوگیری از ایجاد تورمهای بالا است. دولت سقف هزینههای خود را بر پایه درآمدهای قطعی تنظیم کرده و دستگاهها ملزم به رعایت این سقف شدهاند.
در نهایت ؛ نمایندگان مجلس کلیات لایحه بودجه سال آینده را با ۱۷۱ رای موافق، ۶۹ رای مخالف و ۶ رای ممتنع تصویب کردند.
لازم مي دانم به ملت عزيز ايران، از آستارايي تا گناوه اي ، از بجنوردي تا آباداني که در دي ماه جاري، رنج مضاعف را تحمل نمودند و با وجود آن که در سوگ فرزندان عزيزشان نشسته اند و دغدغه آينده کشور را دارند ؛ تسليت عرض کنم.
از « صداي معلم » بابت ارائه دو مطلب ذيل، نيز سپاسگزارم :
1- نگاهي به اعتراضات دي ماه 1404 …ديکتاتور و ديکتاتوري ( اينجا )
2- اعتراض يا اغتشاش؟ مساله اين است : "راستي "! ( اينجا)

*** بخش پنجم :
پرسش کننده :
در عملکرد بودجه 1403، چقدر از بودجه آموزش و پرورش به حقوق و دستمزد تخصيص داده شده است؟
پاسخ دهنده (10):
همان طور که در نمودار شماره 2، نمايان است از تقريبأ 271 هزار ميليارد تومان کل عملکرد بودجه 1403، مبلغ 252 هزار ميليارد تومان آن تقريبأ 93% کل عملکرد بودجه 1403 به حقوق و دستمزد تعلق گرفته است.

نمودار شماره 2- در عملکرد بودجه 1403، حدود 93% عملکرد بودجه 1403، به حقوق و دستمزد تخصيص يافته است.
پرسش کننده :
در بودجه مصوب 1404، چقدر از بودجه آموزش و پرورش به حقوق و دستمزد اختصاص داده شده است؟ اين ترس وجود دارد که اين شرط در لايحه هاي بودجه بعدي به صورت مادام العمر تکرار شود و دست در جيب معلمان فرو بردن مادام العمر شود.
پاسخ دهنده (10):
همان طور که در نمودار شماره 3 نمايان است از تقريبأ 353 هزار ميليارد تومان کل بودجه مصوب 1404، تقريبأ مبلغ 320 هزار ميليارد تومان آن تقريبأ 91% کل بودجه مصوبِ 1404 به حقوق و دستمزد تعلق گرفته است.
نمودار 3- که تقريبأ 91% کل بودجه مصوبِ 1404 به حقوق و دستمزد تعلق گرفته است.
پرسش کننده :
در لايحه بودجه 1405، چقدر از بودجه آموزش و پرورش براي حقوق و دستمزد پيش بيني شده است؟
پاسخ دهنده (10) :
در نمودار شماره 4، نمايان است از تقريبأ 489 هزار ميليارد تومان از پيشنهاد لايحه بودجه 1405، تقريبأ مبلغ 403 هزار ميليارد تومان آن تقريبأ 82% کل لايحه پيشنهادي بودجه 1405، براي حقوق و دستمزد پيشنهاد شده است.

نمودار شماره 4-حدود 82% کل پيشنهاد لايحه بودجه 1405، براي حقوق و دستمزد، پيشنهاد شده است.
پرسش کننده :
آيا شما با بيان اين واقعيت که بيش از 80% کل بودجه سنواتي وزارت آموزش و پرورش، صرف حقوق و دستمزد مي شود ؛ در نظر داريد که بگویيد حقوق و دستمزد در آموزش و پروش مکفي مي باشد؟
پاسخ دهنده:
در تحليل بودجه سنواتي آموزش و پرورش طي ساليان متمادي، همواره به اين ترکيبِ نامتقارن بودجه هاي وزارت آموزش و پرورش که بخش عمده بودجه، صرف حقوق و دستمزد مي شود، نقد جدي وارد بوده و هست.
توسعه و بهسازی زير ساخت های آموزش و پرورش که مهم ترين سرمايه گذاري هر جامعه است ؛ شوربختانه در ايران مورد بی توجهی بودجه سنواتی قرار گرفته و می گيرد.
خوش بختانه در گذر زمان، اين روند غير قابل قبول رو به بهبود بوده است.
در عملکرد بودجه 1403،قريب 93% و قانون مصوب بوجه 1404، حدود 91% و در لايحه بودجه 1405، تقريبأ 82% از کل بودجه آموزش و پرورش براي حقوق و دستمزد در نظر گرفته شده است.
پُر واضح است که ميزان حقوق و دستمزد در آموزش و پرورش، به هيچ وجه مکفي نبوده بلکه يکي از چالش هاي عمده نظام آموزشي بوده و هست. تحليل و نقد حقوق و دستمزد در آموزش و پرورش از اهميت به سزايي برخوردار است و توسط کارشناسان به صورت ويژه به آن پرداخته شده و مي شود .
پرسش کننده :
رشد تقريبأ 39% اعتبارات وزارت آموزش و پرورش در لايحه بودجه 1405 نسبت به قانون مصوب بودجه 1404، قابل توجه است؟
پاسخ دهنده:
بله، رشد 39% اعتبارات وزارت آموزش و پرورش در لايحه بودجه 1405نسبت به قانون مصوب بودجه 1404، قابل توجه است ولي تا نقطه مطلوب (افزايش نقش آموزش و پرورش در توليد ناخالص داخلی و افزايش سهم آموزش و پرورش از توليد ناخالص داخلی ) فاصله بسيار است.
وقتي حقوق معلمان در ترکيه 10 برابر حقوق معلمان ايران است ( اينجا) بايد به طور جدي و مداوم پيگير طي فرآيند تا نقطه مطلوب فوق الذکر باشيم .
پرسش کننده :
جدا از 82% لايحه بودجه 1405 که براي حقوق و دستمزد پيشنهاد شده است، بقيه اجزاي اين لايحه به چه نسبتی توزيع شده اند؟
پاسخ دهنده (10):
اگر بخواهيم بودجه ادرات کل استان ها ( 82% لايحه بودجه 1405 که براي حقوق دستمزد پيشنهاد شده است) را از باقی جدول 7 ب اين وزارت خانه حذف کنيم ؛ بقيه سيزده جزء اين جدول، مطالق نودار 5، به نسبت ذيل، توزيع شده است .
1. وزارت آموزش و پرورش 15%
2. پژوهش و برنامه ريزي آموزشي 7%
3. سر آانه دانش آموزي 18%
4. استعدادهاي درخشان 1%
5. فعاليت هاي پرورشي 1%
6. کمک به صندوق ذخيره فرهنگيان تصويب اساسنامه صفر درصد
7. دانشگاه شهيد رجايي 2%
8. باشگاه دانش پژوهان جوان صفر درصد
9. بهداشت و سلامت تربيت بدني 2%
10. سازمان نوسازي توسعه مدارس 29%
11. دانشگاه فرهنگيان 21%
12. آموزش استثنایی 2%
13. کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان 2%

نمودار 5- ترکيب اجزاي لايحه بودجه 1405، به جز حقوق و دستمزد در وزارت آموزش و پرورش
پرسش کننده :
در دو مورد :
1- درصدِ بودجه کمک به صندوق ذخيره فرهنگيان.
2- درصدِ بودجه باشگاه دانش پژوهان جوان ؛ صفر بوده است ؛ يعني چه؟
پاسخ دهنده (10):
1- ميزانِ کمک به صندوق ذخيره فرهنگيان در عملکرد بودجه 1403، صفر بوده است ولي اين رقم در قانون بودجه مصوب 1404، معادل 20 ميليارد تومان مي شود و در لايحه بودجه 1405 اين مبلغ به 10 ميليارد تومان کاهش يافته است.
درصد اين کمک در مقايسه با ديگر اجزاء نزديک به صفر است.
2- بودجه باشگاه دانش پژوهان جوان، در عملکرد بودجه 1403، تقريبأ 156 ميليارد تومان بوده است و اين رقم در قانون بودجه مصوب 1404، معادل 165 ميليارد تومان بوده و در لايحه بودجه 1405 اين مبلغ به 225 ميليارد تومان افزايش يافته است.
اين مبلغ که بيش از 20 برابر کمک به صندوق ذخيره فرهنگيان است عملأ در مقايسه با ديگر اجزاء آن قدر کوچک است که در محاسبه صفر منظور شده است.
پرسش کننده:
چرا با توجه به تصويب اساسنامه صندوق ذخيره فرهنگيان در 15 / 12 / 1403 اقدام قانوني وزارت آموزش و پرورش در اجراي تبصره بند ث ماده 88 قانون برنامه هفتم پيشرفت، در جدول 7 ب مربوط به وزارت آموزش و پرورش در رديف اين کمک نوشته است:
کمک به صندوق ذخيره فرهنگيان پس از تصويب اساسنامه.
پاسخ دهنده (10):
متاسفانه نگاه برخي از نمايندگان مجلس، تعدادي از دولتمردان، حتي گروهي از کارشناسان وزارت آموزش و پرورش، محدودي از نهادهاي نظارتي در تضاد با منافع يک ميليون و 800 هزار عضو صندوق مي باشد که نمونه آن در جدول لايحه هاي بودجه هاي 1400 تاکنون، اين شرط به چشم مي خورد و اين ترس وجود دارد که اين شرط در لايحه هاي بودجه بعدي به صورت مادام العمر تکرار شود و دست در جيب معلمان فرو بردن مادام العمر شود.

پايان.
منابع :
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

نشست خبری حمیدرضا خان محمدی رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیزات مدارس کشور که قرار بود امروز شنبه 4 بهمن برگزار شود به دلیل آن چه « تداوم سرمای هوا » عنوان شد ؛ تعطیل شد .
البته مدارس هم امروز به دستور استانداری تعطیل شدند . تعطیلی ها دیگر حساب و کتابی ندارد و حداقل مسئولان وزارت آموزش و پرورش هم بابت تعطیلی مدارس نه نگران هستند و نه احساس شرم می کنند .
نخستین نشست خبری رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیزات مدارس کشور که قرار بود یکشنبه ۵ اسفند۱۴۰۳ برگزار شود و از طریق مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش اطلاع رسانی شده بود لغو گردید.
پس از گذشت شش ماه از آن نشست خبری رئیس سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس کشور بدون دعوت از رسانه « صدای معلم » برگزار گردید . ( این جا )

پیرو اعلام نشست خبری در مراجعه ای که امروز شنبه مدیر صدای معلم به سازمان نوسازی مدارس داشت ؛ این سازمان تعطیل نبود و رفت و آمد در آن جریان داشت . مشخص نیست « مدیریت مصرف انرژی » در این مواقع چگونه معنا و اجرا می شود ؟
( البته برخورد افرادی که در گیت ( درب ) ورودی این سازمان مستقر بودند خیلی دوستانه و فرهنگی هم نبود . بر خلاف آن چه در زمان مدیریت مهراله رخشانی مهر مدیریت پیشین این سازمان وجود داشت )
به نظر می رسید اساسا از برگزاری نشست خبری بی اطلاع بودند . به نظر می رسد تمایل و اراده وزارت آموزش و پرورش دولت پزشکیان با سکانداری آقای کاظمی بر برگزاری آیین و همایش و نمایش و... تعغلق گرفته است و خبری از پاسخ گویی به رسانه ها و « حوزه عمومی » در این وزارتخانه پهن پیکر و مسئولیت گریز نیست .
تعطیلی ها دیگر حساب و کتابی ندارد و حداقل مسئولان وزارت آموزش و پرورش هم بابت تعطیلی مدارس نه نگران هستند و نه احساس شرم می کنند .
برای خالی نبودن عریضه هم دائما بیان می کنند که آموزش تحت هیچ شرایطی تعطیل نمی شود و همه آدرس ها هم به شاد و آموزش به اصطلاح غیرحضوری ختم می شود .

اگر قرار باشد مدارس به صورت متناوب و یا متوالی تعطیل شوند ؛ دیگر فلسفه ی وجودی مدارس از معنای خود تهی شده به ویژه برای سازمان نوسازی مدارس که شعار « نهضت مدرسه سازی » آن گوش فلک را پر کرده است .
اگر قرار باشد تعطیلی فله ای مدارس به همین صورت استمرار پیدا کند ؛ دیگر برای کدام هدف و منظور باید مدرسه ساخته شود ؟ ( 1 )

بر اساس خبری که مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش منتشر کرده است ؛
بیست و هفتمین همایش ملی تکریم از خیرین مدرسه ساز با حضور علیرضا کاظمی وزیر محترم آموزش و پرورش و خیرین سراسر کشور دوشنبه 6 بهمن برگزار می شود .
به نظر می رسد تمایل و اراده وزارت آموزش و پرورش دولت پزشکیان با سکانداری علیرضا کاظمی بر برگزاری آیین و همایش و نمایش و... تعلق گرفته است و خبری از پاسخ گویی به رسانه ها و « حوزه عمومی » در این وزارتخانه پهن پیکر و مسئولیت گریز نیست .

( 1 )
شنبه 1404/11/04
مدارس و ادارات برخی استان ها در جهت صرفهجویی مصرف انرژی، تعطیل و فعالیت آموزشی در پیام رسان شاد دنبال خواهد شد.
نورنیوز_ گروه اجتماعی : مدارس و ادارات برخی استان ها در جهت صرفهجویی مصرف انرژی، تعطیل و فعالیت آموزشی مدارس در پیام رسان شاد دنبال خواهد شد.
براساس مصوبه کارگروه مدیریت مصرف انرژی دستگاه های اجرایی خراسان جنوبی تعطیل و مدارس غیر حضوری شد.
بنا بر مصوبه کارگروه مدیریت مصرف انرژی در خراسان جنوبی دستگاه های اجرایی استان فردا شنبه چهارم بهمن ماه تعطیل اعلام شد.
همچنین با توجه برودت هوا مدارس خراسان جنوبی در تمامی پایه های تحصیلی نیز غیر حضوری اعلام شد.
معاون توسعه مدیریت و منابع استانداری مازندران گفت: تمامی مدارس، ادارات و دانشگاه های استان روز شنبه به دلیل برودت هوا تعطیل است.
عیسی قاسمی طوسی افزود: بهدلیل حفظ و پایداری شبکه خانگی گاز، کمیته اضطرار ستاد مدیریت بحران استان مازندران تصمیم به تعطیلی در روز شنبه گرفته است.
وی گفت: روز شنبه چهارم بهمن ماه تمامی مدارس، دانشگاهها، ادارات، بانکها و مراکز دولتی و غیر دولتی استان بهجز مراکز خدماترسان تعطیل هستند.
در پی کاهش شدید دما و بهمنظور مدیریت مصرف انرژی و جلوگیری از افت فشار گاز، تمامی ادارات، مدارس و مراکز آموزش عالی استان گلستان فردا شنبه ۴ بهمنماه تعطیل اعلام شد.
با توجه به برودت هوا در استان گلستان و سایر نقاط کشور و بهمنظور پایداری شبکه گاز سراسری، کمیته شرایط اضطراری ستاد مدیریت مصرف انرژی استان با تعطیلی گسترده دستگاههای اجرایی موافقت کرد.
بر این اساس و با عنایت به درخواست شرکت گاز استان، کلیه دستگاههای اجرایی شامل مؤسسات دولتی، نهادهای عمومی غیردولتی، شرکتهای دولتی، شهرداریها، بانکها، بیمهها و سایر واحدها، به استثنای دستگاههای خدماترسان، فردا شنبه ۴ بهمنماه تعطیل خواهند بود.
همچنین مدارس در تمامی مقاطع تحصیلی در سراسر استان گلستان در این روز تعطیل است. مراکز خدمات ضروری، امدادی و درمانی از این تعطیلی مستثنی بوده و طبق روال عادی به ارائه خدمات ادامه خواهند داد.
معاون استاندار سمنان از تعطیلی ادارات و ارگانهای دولتی و غیرحضوری شدن مدارس خبر داد.
فرج الله ایلیات ظهر جمعه در جمع خبرنگاران در حاشیه نماز جمعه اعلام کرد: فردا شنبه ادارات و بانک های استان سمنان تعطیل خواهند بود.
وی افزود: بر اساس تصمیم ستاد پیشگیری، هماهنگی و فرماندهی عملیات پاسخ به بحران استان سمنان و با اشاره به شرایط جوی، کاهش محسوس دما و ضرورت مدیریت مصرف انرژی در سطح استان، اظهار داشت: بر اساس تصمیمات اتخاذشده تمامی ادارات، دستگاههای اجرایی و بانکهای استان سمنان در روز شنبه ۴ بهمن ماه تعطیل خواهند بود.
معاون عمرانی استاندار سمنان با بیان اینکه این تصمیم در راستای تأمین پایدار انرژی و جلوگیری از بروز اختلال در ارائه خدمات ضروری اتخاذ شده است افزود: این تعطیلی شامل تمامی مراکز دولتی و عمومی استان میشود، اما مراکز درمانی، امدادرسان، واحدهای انتظامی، دستگاههای عملیاتی و شعب کشیک بانکها از این تعطیلی مستثنا بوده و طبق برنامههای تعیینشده به فعالیت خود ادامه خواهند داد.
ایلیات افزود: به همه دستگاههای اجرایی استان ابلاغ شده که در ایام تعطیلی و عدم حضور در اداره همه دستگاه های گرمایشی باید خاموش بوده و در صورت عدم صرفه جویی انرژی با ادارات متخلف برخورد خواهد شد.
وی با اشاره تعطیلی مهد کودک ها در روز شنبه گفت: در همین راستا فعالیت کلیه مدارس نیز در روز شنبه ۴ بهمن ماه ۱۴۰۴ به صورت غیرحضوری در بستر فضای مجازی برگزار و از طریق آموزش و پرورش استان اطلاع رسانی می شد.
معاون عمرانی استاندار سمنان ادامه داد: فعالیت همه دانشگاه های استان در روز شنبه ۴ بهمن با نظر روسای دانشگاه ها انجام خواهد شد.
رئیس روابط عمومی آموزش و پرورش خراسان رضوی گفت: کلیه مدارس و ادارات خراسان رضوی در روز شنبه تعطیل شد.
محمد رهنما اظهار کرد: بنا به تصمیم ستاد مدیریت بحران استان خراسان رضوی در جهت صرفهجویی مصرف انرژی، کلیه مدارس خراسان رضوی غیرحضوری و فعالیت آموزشی در پیام رسان شاد دنبال خواهد شد و کلیه ادارات استان در روز شنبه 4 بهمن ماه تعطیل است.
وی افزود: این تصمیم شامل کلیه مراکز پیشدبستانی و مهدکودکها و مدارس استثنایی استان نیز میشود. همچنین کلیه مراکز آموزش زبان و آموزشگاه های علمی آزاد نیز بر اساس این مصوبه تعطیل خواهد بود.
رهنما تاکید کرد: با توجه به شرایط جوی در روزهای آینده، کاهش دمای هوا و احتمال یخ بندان، برای جلوگیری از خسارت به ساختمان و تاسیسات مدارس، خصوصا ترکیدگی لوله ها و تجهیزات تاسیسات، رعایت نکات ایمنی الزامی است.
گفتنی است؛ ستاد مدیریت مصرف انرژی خراسان رضوی با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد: ادارت و دستگاههای اجرایی این استان در روز شنبه چهارم بهمنماه به صورت دورکاری فعالیت خواهند کرد و همه مدارس، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی تعطیل شدند.
در اطلاعیه پنجشنبه شب ستاد مدیریت مصرف انرژی استان، آمده است: این اطلاعیه مشمول مدارس و مراکز آموزش عالی که آزمون های متمرکز دوره متوسطه دارند، نمی شود.
بر اساس این اطلاعیه، نحوه فعالیت کارکنان کلیه ادارات و دستگاههای اجرایی به استثنای بخش های امدادی، درمانی و عملیاتی و بانکها به جز شعب منتخب به صورت دورکاری است.
اطلاعیه ستاد مدیریت مصرف انرژی خراسان رضوی می افزاید: تصمیم یادشده با توجه به برودت هوا در نقاط مختلف استان و کشور و نیز به منظور مدیریت مصرف حاملهای انرژی و جلوگیری از افت فشار گاز در شبکه سراسری گرفته شده است.
صرفه جویی مصرف گاز در بخش های مختلف اداری و خانگی خراسان رضوی بر طبق اطلاعیه مزبور مورد تاکید است.
اداره اطلاعرسانی و روابط عمومی آموزشوپرورش شهر تهران، با هماهنگی استانداری و ستاد مدیریت بحران، آموزش در تمامی مدارس مقاطع ابتدایی و متوسطه شهر تهران، فردا، شنبه ۴ بهمنماه، بهصورت غیرحضوری و در بستر شاد دنبال خواهد شد.
از کلیه مدارس درخواست میشود ضمن رعایت صرفهجویی در مصرف انرژی، تمامی سیستمهای گرمایشی و روشنایی غیرضروری خود را خاموش نمایند.
شایان ذکر است، امتحانات داخلی لغو و برنامه زمانبندی ادامه امتحانات مدارس متعاقباً از سوی شورای مدارس به اطلاع دانشآموزان و اولیای آنان خواهد رسید.
علیرضا حیدری، با اشاره به گزارشهای سازمان هواشناسی مبنی بر تداوم برودت هوا، سرمای شدید و لزوم مدیریت مصرف انرژی اظهار کرد: بر اساس تصمیم ستاد مدیریت بحران استان و با موافقت استاندار کرمانشاه، فعالیت تمامی مدارس استان در دو نوبت صبح و عصر، بهجز شهرستانهای سرپلذهاب، قصرشیرین و گیلانغرب، در روز شنبه چهارم بهمن ۱۴۰۴ بهصورت غیرحضوری و از طریق شبکه شاد برگزار خواهد شد.
وی افزود: مدارس بخش گواور و دهستان چله در شهرستان گیلان غرب نیز مشمول این مصوبه بوده و فعالیت آموزشی آنها در این روز بهصورت غیرحضوری خواهد بود.
مدیرکل مدیریت بحران استانداری کرمانشاه در ادامه با اشاره به وضعیت ادارات و بانکها تصریح کرد: ادارات و نهادهای دولتی و همچنین تمامی بانکهای استان، بهجز شهرستانهای سرپلذهاب، قصرشیرین و گیلانغرب، فردا با دو ساعت تأخیر و از ساعت ۱۰ صبح فعالیت خود را آغاز میکنند.
حیدری خاطرنشان کرد: مراکز درمانی، بهداشتی، امدادی و خدماتی استان از این تأخیر دو ساعته مستثنا هستند و فعالیت آنها طبق روال عادی ادامه خواهد داشت، اما این تأخیر شامل بخش گواور و دهستان چله نیز میشود.
وی در پایان هدف از اتخاذ این تصمیم را حفظ ایمنی شهروندان، مدیریت مصرف انرژی و کاهش تبعات ناشی از سرمای شدید عنوان کرد.
اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل استانداری البرز در روز جمعه« علی صفری» در اطلاعیهای اضطراری دلیل این تصمیم را کاهش شدید دما، بارش برف و در پی آن افت قابل توجه فشار گاز عنوان کرد .
وی گفت: با توجه به این شرایط، کلیه مدارس استان البرز در تمام مقاطع، چه در نوبت صبح و چه در نوبت بعدازظهر، فردا غیرحضوری خواهند بود.
صفری افزود : مادرانی که فرزند مهدکودکی ، پیش دبستانی و دبستانی دارند از دورکاری استفاده کنند .
آزمون های داخلی دانش آموزان نیز در هفته آینده با نظر خود آموزش و پرورش و مدرسه برگزار می شود .
او اظهار داشت : اعلام خبر تعطیلی ها و یا دورکاری و موارد مشابه توسط روابط عمومی استانداری البرز به منزله ابلاغ رسمی بوده و همه دستگاه های اداری و اجرایی و خدماتی استان در همه سطوح موظف به اجرای آن می باشند.
جواد حق لطفی بعدازظهر جمعه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا، تصریح کرد: تمامی ادارات و دستگاههای اجرایی، بانکها و شرکتهای بیمه روز شنبه /فردا/ دایر بوده و خدماترسانی به شهروندان را بدون وقفه انجام خواهند داد.
مدارس و دانشگاه های قزوین غیرحضوری شد
مدارس غیردولتی قزوین حق برگزاری کلاس در روزهای تعطیل را ندارند
به گفته وی، مهدهای کودک و مراکز جامع سنجش نیز روز شنبه /فردا تعطیل خواهند بود.
حق لطفی خاطرنشان کرد: کارمندان زن شاغل در دستگاههای اجرایی که دارای فرزند زیر ۶ سال هستند، فردا به صورت دورکاری فعالیت خواهند داشت.
معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار قزوین با تاکید بر تداوم برودت هوا و افزایش مصرف حاملهای انرژی، از شهروندان خواست با کاهش مصارف غیرضروری، تنظیم دمای وسایل گرمایشی، رعایت الگوی مصرف گاز و برق و همکاری با دستگاههای خدماترسان، نقش موثری در پایداری شبکه انرژی ایفا کنند تا امکان ارایه خدمات پایدار به تمامی مشترکان فراهم شود.
بهدلیل بارش برف و برودت هوا، فعالیتهای آموزشی در برخی مناطق استان در روز شنبه 4 بهمنماه 1404 بهصورت غیرحضوری برگزار میشود.
در شهر اردبیل، مدارس کودکستان، ابتدایی و دوره اول متوسطه شهری و همچنین کلیه دورههای تحصیلی روستایی در نوبتهای صبح و عصر بهصورت غیرحضوری و در بستر شبکه شاد فعالیت خواهند داشت.
همچنین در شهرستانهای سرعین، هیر، کوثر و خلخال، آموزش در تمامی دورههای تحصیلی در هر دو نوبت صبح و عصر به شکل غیرحضوری و از طریق شبکه شاد انجام میشود.
آموزش و پرورش استان اردبیل تأکید کرد: با اعلام تعطیلی مدارس دوره ابتدایی در نواحی و مناطق، کلیه مدارس استثنایی همان ناحیه و منطقه نیز تعطیل خواهد بود.
در اطلاعیه روابط عمومی استانداری همدان آمده است: با توجه به گزارشهای دریافتی از مراجع هواشناسی و استمرار شرایط جوی حاکم بر استان شامل بارش برف و کاهش دما، روز شنبه ۴ بهمن ماه ۱۴۰۴ کلیه ادارات دولتی، مؤسسات عمومی، بانکها، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی در سراسر استان همدان، به استثنای مراکز امدادی، درمانی و خدماتی، با دوساعت تاخیر فعالیت خود را آغاز میکنند.
این اطلاعیه افزوده است: بر اساس این تصمیم، آموزش در تمامی دوره های تحصیلی در نوبتهای صبح و بعدازظهر بهصورت غیرحضوری برگزار خواهد شد.
در این اطلاعیه بر لزوم مدیریت بهینه مصرف انرژی نیز تأکید شده و از مدیران محترم ادارات و مدارس خواسته شده است نسبت به کنترل و خاموش بودن سیستمهای گرمایشی و روشنایی در ساعات تعطیلی، نظارت لازم را اعمال کنند.
آرش فرزام صفت دقایقی پیش با اشاره به تصمیم کارگروه مدیریت مصرف بهینه انرژی استان گفت: همه ادارات، دستگاه های اجرایی، مدارس، دانشگاهها و مراکز آموزشی و بانکها به استثنای مراکز درمانی، امدادرسان و خدماتی و شعب کشیک بانکها برای روز شنبه چهارم بهمن ماه تعطیل است.
معاون توسعه مدیریت و منابع استانداری گیلان گفت: با وجود تعطیلی مراکز آموزشی گیلان ، فردا، امتحانات معوقه دانشگاههای استان، براساس برنامه قبلی فردا شنبه ۴ بهمن برگزار خواهد شد.
فرزام صفت افزود: دانشجویان براساس زمان تعیین شده قبلی در حوزههای امتحانی حاضر شوند.
کارگروه مدیریت مصرف بهینه انرژی استان به هم استانی ها توصیه کرده است به منظور جلوگیری از قطعی برق و افت فشار گاز و رعایت رفاه و آسایش هموطنان عزیز با مصرف بهینه انرژی حداکثر همراهی و صرفه جویی را بعمل آورند.
روابط عمومی استانداری زنجان در اطلاعیه ای اعلام کرد: با توجه به گزارش سازمان هواشناسی مبنی بر تداوم برودت هوا در استان و بروز کولاک و یخبندان و انسداد مسیرهای مواصلاتی تحصیل حضوری در کلیه مدارس استان در تمام مقاطع در هر دو شیفت صبح و بعد از ظهر در روز شنبه چهارم بهمن ماه ۱۴۰۴ لغو و فرآیند آموزش بصورت غیرحضوری خواهد بود.
مدیرکل مدیریت بحران لرستان گفت: به دلیل برودت هوا، کلیه مقاطع آموزشی اعم از متوسطه اول و دوم و مهدکودکها در شهرستانهای الیگودرز، ازنا، دورود، بروجرد، دلفان، سلسله و در بخشهای بیرانشهر، پاپی و زاغه شهرستان خرمآباد در نوبت صبح و عصر تعطیل و آموزش در بستر فضای مجازی شاد برگزار میشود.
روابط عمومی آموزش و پرورش چهارمحال و بختیاری در اطلاعیه ای اعلام کرد: فعالیت آموزشی در مقطع ابتدایی شهرستان کوهرنگ و منطقه میانکوه شهرستان اردل و بخش باباحیدر شهرستان فارسان در روز شنبه به صورت غیرحضوری و کودکستانها تعطیل شد.
سایر مقاطع تحصیلی در این مناطق با یک ساعت تاخیر فعالیت آموزشی خود را آغاز میکنند.
در ادامه این اطلاعیه تصریح شده است: همچنین فعالیت آموزشی در سایر مدارس استان در همه مقاطع تحصیلی با یک ساعت تاخیر آغاز میشود.
روابط عمومی آموزش و پرورش چهارمحال و بختیاری یادآور شده است: در صورت تشدید بارش برف اطلاعیه تکمیلی فردا ساعت هفت صبح اعلام میشود.
مدیرکل روابط عمومی استانداری کهگیلویه و بویراحمد از تعطیلی مدارس و دانشگاهها در برخی مناطق این استان در نوبت صبح روز شنبه چهارم بهمن خبر داد.
محسن عسکری در گفتوگو با خبرنگار ایسنا گفت: بنابر اطلاعیه ستاد مدیریت بحران و به دلیل بارش شدید برف و یخبندان، مدارس تمام مقاطع تحصیلی و مراکز آموزشی و دانشگاهها در شهرستانهای بویراحمد، دنا و مارگون در نوبت صبح تعطیل خواهند بود.
وی اظهار کرد: همچنین ادارات، سازمانها و بانکها در این سه شهرستان سردسیری با دو ساعت تاخیر فعالیت خود را آغاز خواهند کرد.
مدیرکل مدیریت بحران لرستان گفت: به دلیل برودت هوا، کلیه مقاطع آموزشی اعم از متوسطه اول و دوم و مهدکودکها در شهرستانهای الیگودرز، ازنا، دورود، بروجرد، دلفان، سلسله و در بخشهای بیرانشهر، پاپی و زاغه شهرستان خرمآباد در نوبت صبح و عصر تعطیل و آموزش در بستر فضای مجازی شاد برگزار میشود » .
( ادامه دارد )
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/

سال تحصیلی درحالی به نیمههای خود رسیده که باز هم تعیین تکلیف ۲۳هزار معلم حقالتدریس به بودجه ۱۴۰۵ و سال آینده موکول شده است.این در شرایطی است که کارشناسان معتقدند آموزش و پرورش با یک برنامه آماری ساده، میتواند میزان اعتبار مورد نیاز برای پرداختهای ماهانه و سالانه حقالتدریسها را برآورد و در بودجه آموزش و پرورش درخواست کند؛ کاری که به گفته بسیاری از معلمان در ۳۰ سال گذشته از عهده وزارت آموزش و پرورش برنیامده است.

مثل کارگر فصلی
یکی از معلمان با بیان اینکه ما پیش از اینکه حقالتدریس باشیم، با عنوان خرید خدمات مشغول به کار بودیم، میگوید: عنوان ما را به حقالتدریس آزاد تغییر دادند که البته شرایط مان نه تنها بهتر نشد، بلکه به لحاظ حقوقی بدتر هم شد؛ در تابستان نه حقوق داریم و نه بیمه، این درحالی است که پا به پای معلمان رسمی و حتی بیشتر از آن ها کار میکنیم؛ ولی متأسفانه مثل کارگر فصلی هستیم که در تابستان برای تأمین هزینههای معیشتی و زندگی باید به دنبال کار دیگر باشیم؛ چرا که نه حقوق داریم، نه بیمه.
خانم بیاتی با اشاره به اینکه حقوق ما را قبلاً مؤسس مدرسه پرداخت میکرد، اما الان خود آموزش و پرورش ماه به ماه پرداخت میکند، ادامه میدهد: بر اساس قراری که با ما گذاشته بودند حقوق ما ۱۷ میلیون تعیین شد، اما ۵ میلیون از این حقوق تا به دست ما میرسد در بین راه گم میشود و معلوم نیست به جیب چه کسی میرود و با این تورم وحشتناک تنها ۱۲میلیون به ما پرداخت میکنند.
وقتی با مسئولان وزارت آموزش و پرورش تماس میگیریم و گلایه میکنیم، عنوان میکنند مگر شما در تابستان کار میکنید که میخواهید حقوق و بیمه داشته باشید؟ در حالی که ساعت کاری ما مثل بقیه معلمان رسمی و ماده ۲۸ و حتی شاید بیشتر از آنهاست، اما کمترین حقوق برای ماست. هیچکس نیست صدای ما را به مسئولان بالاتر برساند که چرا نیرویی که مثل نیروهای اصلی کار میکند باید از همکار خود حقوق پایین تری بگیرد.متأسفانه خود آموزش و پرورش مشوق حضور معلمان حقالتدریس است تا صرفاً کلاسهای خود را پر کند و بحث کیفیت آموزش اهمیت چندانی برای مسئولان ندارد.
این معلم با گلایه از اینکه متأسفانه رتبهبندی هم شامل حالمان نمیشود، بیان میکند: با وجود اینکه من نزدیک یه ۱۰ سال سابقه تدریس دارم، اما رتبهبندی شامل من و امثال من نشده و کمترین حقوق را که حتی از قانون کار هم کمتر است به ما میدهند.
بیاتی ادامه میدهد: حقوق معلم ماده ۲۸ که یک سال کار کرده از من که ۱۰ سال سابقه کار دارم و تجربیاتم را در اختیار نیروهای جدید قرار میدهم بیشتر است؛ تنها به این دلیل که رتبهبندی شامل حال معلم ماده ۲۸ شده و ما از این حق بیبهره هستیم.
وی به پیگیری های بی نتیجه از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و آموزش و پرورش اشاره میکند و میافزاید: پیگیریهای ما تاکنون به نتیجه نرسیده و هر بار مشکلی را عنوان میکنند؛ تا پیش از این، مشکل موافقت وزیر آموزش و پرورش بود، حالا که وزیر موافق استخدام حقالتدریسیها شده، برنامه و بودجه میگوید بودجه نداریم.
وی با انتقاد از اینکه چرا نباید رتبهبندی و سابقه ما در وضعیت حقوقی و استخدامی مان لحاظ شود، عنوان میکند: ما در کنار نیروهای رسمی کار میکنیم، اما به لحاظ حقوق و بیمه با بیعدالتی تمام با ما برخورد میشود؛ اگر قرارداد معین شویم رتبهبندی و دیگر مزایا شامل حال ما خواهد شد و تابستانها هم حقوق و بیمه برایمان واریز میشود.

خبری از قرارداد و تبدیل وضعیت نیست
یکی دیگر از معلمان حقالتدریس هم با اشاره به اینکه پیش از آغاز سال تحصیلی جاری قرار شد مهر ۱۴۰۴ حکم قراردادی برای ما داده شود، میگوید: اما الان که نیمی از سال تحصیلی سپری شده هنوز خبری از حکم و قرارداد و تبدیل وضعیت ما نیست.
میرانی با اشاره به اینکه قرار بود سال ۱۴۰۱ ما به عنوان معلمان قراردادی جذب آموزش و پرورش شویم، بیان میکند: قرار بود طبقه به طبقه بر اساس سابقه، جذب آموزش و پرورش شویم، اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد تا سال ۱۴۰۳ که دوباره فراخوان دادند که به عنوان معلمان قراردادی جذب شویم، اما به بهانههای مختلف باز هم این اتفاق نیفتاد.
وی با اشاره به اینکه امسال از ۲۳ هزار معلم حقالتدریس ۴ هزار نفر با آزمون استخدامی سال گذشته جذب شدند، ادامه میدهد: اما متأسفانه به جای اینکه از تعداد نیروهای حقالتدریس کاسته شود با الحاق نیروهای نهضتی و طرح امین، تعداد ما به بیش از ۲۶ هزار نفر افزایش پیدا کرد که همین خود مشکل استخدام ما را دو چندان میکند. بحران کمبود معلم هم ناشی از سوءمدیریت و نبود برنامهریزی در بحث نیروی انسانی است که خودش را در قالب کمبود معلم نشان میدهد.
در پیگیری ها عنوان کردند در بودجه ۱۴۰۴ به عنوان معلم حقالتدریس تعریف شده بودید و نمیتوانیم تبدیل وضعیت کنیم . این بار هم قرارداد و تغییر احکام ما را به بودجه ۱۴۰۵ موکول کردهاند که با این شرایط هیچ امیدی به این وعده هم نداریم.
وعده دادهاند در تابستان ۱۴۰۵ هم بیمه و هم حقوق خواهیم داشت. ما در حال حاضر بیمه سه ماه تابستان را با نرخ آزاد و با هزینه شخصی پرداخت میکنیم اما متأسفانه الان هم بر اساس شنیدهها و به گفته مسئولان، در بودجه ۱۴۰۵ هم ما را به عنوان معلمان حقالتدریس در نظر گرفتهاند و با این شرایط خبری از قرارداد و تبدیل وضعیت در سال آینده هم نخواهد بود.
معینی، یکی دیگر از این گروه معلمان نیز با گلایه از وضعیت شغلی و سختیهای کاری خود، به ما میگوید: با این حقوق اندک ۱۲ میلیونی که به ما میدهند مرخصی زایمان هم اصلاً شامل حالمان نمیشود. معلم رسمی حداقل ۹ ماه مرخصی زایمان دارد، اما این حق قانونی را از ما دریغ کردهاند و باید به خاطر اینکه شغلمان را از دست ندهیم فرزند ۱۰ روزه را تنها بگذاریم و خیلی زود به سرکار برگردیم.
وی با تأکید بر اینکه انگار واژه معلم حقالتدریس برای وزارت نشینان واژه غریبی است، میافزاید: سؤال معلمان حق التدریس آزاد این است این همه تبعیض و بیعدالتی در میان فرهنگیان چه توجیه منطقی و وجدانی دارد؟ معلمانی که از تبعیض و بیعدالتی رنج میبرند و مشکلات معیشتی فراوانی دارند.
این معلم عنوان میکند: به خدا ما هم از نداشتن امنیت شغلی در استرس هستیم و با حقوق کم و ناچیز زندگی میکنیم؛ پرداخت نکردن حقوق در تابستان با کدام منطق جور درمیآید که به رسمی و پیمانی پرداخت میشود، ولی به حقالتدریس پرداخت نمیشود.
وی گلایه میکند: آموزش و پرورش میگوید شما معلم حقالتدریسی هستید و حقالتدریس یعنی معلمی که بر اساس ساعتی که درس میدهد، حقوق میگیرد. خب اگر اینگونه نگاه کنیم باز هم به ما ظلم میشود؛ چراکه حقوق دریافتی ما در روزهای تدریس هم بسیار کمتر از همکاران دیگرمان است.

پی گیری استخدام از مسیر دولت و مجلس
گلایههای معلمان حقالتدریس درحالی است که وزیر آموزش و پرورش پیش از آغاز سال تحصیلی جاری با تأکید بر ضرورت ساماندهی نیروهای حقالتدریس آزاد، از پیگیری تبدیل وضعیت این معلمان از دو مسیر دولت و مجلس خبر داده بود.
علیرضا کاظمی در مورد آخرین وضعیت سامان دادن نیروهای حقالتدریس آزاد گفته بود: تبدیل وضعیت نیروهای حقالتدریس از دغدغههای مهم و جدی بنده به شمار میرود؛ این نیروها از بهترین معلمان آموزش و پرورش هستند و سابقه بسیار زیادی دارند ؛ سال گذشته تلاشهای خوبی در این زمینه انجام شد و شرایط تا حدی بهبود پیدا کرد، اما این اقدامات کافی نیست و امیدواریم دغدغههای این نیروها به طور کامل برطرف شود. برخی از امتیازات و مزایای قانونی را حتی معلمان رسمی آموزش و پرورش دریافت نمیکنند، این درحالی است که معلمان حقالتدریس حتی از معلمان رسمی هم عقبتر هستند.
وی با ذکر اینکه مقرر شد پی گیری وضعیت نیروهای حقالتدریس از دو مسیر انجام شود، اظهار میکند: نخست از طریق سازمان برنامه و بودجه که در این راستا یک بار دیگر با رییسجمهور و رییس سازمان برنامه و بودجه گفتوگو خواهیم کرد و موضوع از همان مسیر قبلی دنبال میشود؛ مسیر دوم نیز از طریق مجلس شورای اسلامی است؛ با توجه به اینکه در حال حاضر فصل بررسی بودجه ۱۴۰۵ است، امیدواریم با کمک نمایندگان مجلس و جایگاه کمیسیون آموزش، اعتبار مربوط به این نیروها در بودجه پیشبینی شود تا در ادامه، فرایند تبدیل وضعیت آنان با مشکلات کمتری مواجه شود.
کاظمی با بیان اینکه پیشنهادهای لازم از طریق اعضای کمیسیون آموزش به کمیسیون تلفیق ارائه خواهد شد، تصریح میکند: هر دو مسیر، یعنی کمیسیون تلفیق، بودجه سال جاری و همچنین سازمان برنامه و بودجه، به صورت همزمان دنبال میشود و امیدواریم این مسئله به نتیجه برسد.

حقوق سه ماه تابستان به زودی پرداخت میشود
رئیس کمیسیون آموزش مجلس هم در این خصوص از حل بخشی از مشکلات مالی معلمان حقالتدریس آزاد خبر داده و گفته است پرداخت حقوق سه ماه تابستان این گروه به زودی انجام میشود.
علیرضا منادی سفیدان با بیان اینکه پیگیری ها برای پرداخت حقوق سه ماه تابستان معلمان حق التدریس آزاد تا پیش از این صورت نگرفته بود، میگوید: وزیر آموزش و پرورش پیشنهاد داده این پرداخت از محل سرجمع بودجه وزارتخانه تأمین شود و بدین ترتیب موضوع سه ماه تابستان این گروه از معلمان حل خواهد شد.
وی با تأکید بر اینکه موضوع پرداخت حقوق تابستان باید در بودجه ۱۴۰۵ پیشبینی شود، اظهار میکند: کمیسیون آموزش با پیگیری وزیر آموزش و پرورش، جلسهای با رئیسجمهور و رؤسای سازمان برنامه و بودجه و سازمان اداری و استخدامی کشور برگزار خواهد کرد تا این مسئله به شکل پایدار و در بودجه سال آینده لحاظ شود.
این نماینده مجلس با تأکید بر اهمیت نقش معلمان حقالتدریس آزاد در آموزش نسل آینده کشور، ادامه میدهد: کمیسیون آموزش همواره پی گیر تعیین تکلیف وضعیت این معلمان بوده و تلاش کرده است حقوق، بیمه و مزایای شغلی آنان بهصورت منظم و پایدار در بودجه ۱۴۰۵ پیشبینی شود.

اجحاف در حق معلمان
اما یک کارشناس آموزشی در این خصوص با تأکید بر اینکه این معضلات و مشکلات برای معلمان حقالتدریس سالهاست که وجود دارد و هنوز حل نشده، اظهار میکند: متأسفانه معلمان حق التدریس آگاهانه این شرایط را به امید استخدام در آینده می پذیرند، اما این به آن معنی نیست که باید در حق آنها اجحاف شود.
علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم در گفتوگو با قدس با تأکید بر اینکه معلمان حقالتدریس در آموزش و پرورش حکم چرخ زاپاس را دارند، میگوید: این معلمان قرار است چاله کلاسهای خالی را در مدارس برای آموزش و پرورش پر کنند.
وی با اشاره به اینکه براساس قانون، هرگونه ورود به آموزش و پرورش از کانالها و مجراهای مشخص انجام میشود، ادامه میدهد: برخی از امتیازات و مزایای قانونی را حتی معلمان رسمی آموزش و پرورش دریافت نمیکنند، این درحالی است که معلمان حقالتدریس حتی از معلمان رسمی هم عقبتر هستند.

آموزش و پرورش باید به این نابرابری خاتمه دهد، کاری که آموزش و پرورش در حق نیروهای حقالتدریس میکند نوعی استثمار و بهرهکشی است که این وضعیت باید پایان یابد.
تا زمانی که بحران کمبود معلم داریم و آموزش و پرورش به یک تراز و تعادل در بحث کمبود معلم نرسیده این مشکلات وجود دارد. متأسفانه خود آموزش و پرورش مشوق حضور معلمان حقالتدریس است تا صرفاً کلاسهای خود را پر کند و بحث کیفیت آموزش اهمیت چندانی برای مسئولان ندارد.

سوءمدیریت و نبود برنامهریزی
این کارشناس آموزشی به سوء مدیریت و نبود برنامهریزی در منابع انسانی اشاره میکند و میافزاید: متأسفانه خود وزارت آموزش و پرورش خلاف قانون عمل میکند و به حضور هرچه بیشتر معلمان حقالتدریس دامن میزند و موجب شده سالها مشکل این معلمان را داشته باشیم و چشمانداز پیش رو نشان میدهد این مشکلات ادامهدار خواهد بود.
وی با انتقاد از پاسکاری معلمان برای استخدام توسط وزارتخانه به مجلس و سازمان برنامه بودجه و... میگوید: متأسفانه وزارتخانه در این خصوص زرنگی میکند؛ وقتی سال تحصیلی آغاز میشود، چون برنامهریزی مشخصی برای تأمین نیرو وجود ندارد، میانبر میزنند تا کلاسها خالی نماند و صدای اعتراض اولیا، نمایندگان مجلس و... هم درنیاید و صرفاً نیاز مقطعی آموزش و پرورش برطرف شود.
پورسلیمان با بیان اینکه آموزش و پرورش همیشه سعی میکند توپ را به زمین دیگران بیندازد، میافزاید: مقصر اصلی این موضوع، خود آموزش و پرورش است که با وعده استخدام و تبدیل وضعیت به جذب نیروهای حقالتدریس اقدام میکند، درحالی که به گفته خود وزارت، مجرا و کانال ورود به آموزش و پرورش مشخص است، ولی متأسفانه معلمان با چراغ سبز وزارتخانه و با رؤیای معلم رسمی شدن در تله آموزش و پرورش گرفتار میشوند و عمر خود را در مسیری که انتهای آن نامعلوم است سپری میکنند.
درواقع وضعیت نیروی انسانی و تعادل در آموزش و پرورش را خود وزارتخانه به هم میزند که در این مسئله باید پاسخگو باشد و تکلیف خودش را مشخص کند.
وی با انتقاد از اینکه ما هنوز پس از سالها یک سند جامع نیروی انسانی در آموزش و پرورش نداریم، میگوید: بحران کمبود معلم هم ناشی از سوءمدیریت و نبود برنامهریزی در بحث نیروی انسانی است که خودش را در قالب کمبود معلم نشان میدهد.
منبع: روزنامه قدس
مهدی توحیدی

پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش در نشست بررسی همکاری های دو جانبه میان وزارت آموزش و پرورش و بانک ملی گفته است : ( این جا )
« آموزش و پرورش با داشتن ۷۵۰ منطقه آموزشی و پرورشی بستر مناسبی برای فعالیت و ارائه خدمات گسترده به معلمان، دانش آموزان و خانواده هاست » . به نظر می رسد بداهه گویی و ایراد حرف های بی پشتوانه که حتی ممکن است یک کودک دبستانی را بخنداند ؛ به یک رویه و فرهنگ غالب در میان مسئولان و مقامات تبدیل شده است .
وی با اشاره به گستردگی، اثربخشی و اهمیت فعالیت های آموزش و پرورش، افزود: این وزارتخانه پهن پیکرترین دستگاه اجرایی کشور است که بیش از یک میلیون معلم، حدود ۱۶ میلیون دانشآموز و ۳۰ میلیون خانواده و اولیا را در بر میگیرد و دارای ۱۲۳ هزار مدرسه است و خدمات ارائه شده از سوی بانک ملی به این قشر فرهیخته، قابل تحسین و شایسته تقدیر است .
این مجموعه شبکه عظیم رسانهای و آموزشی بوده و می تواند در کوتاهترین زمان ممکن، پل ارتباطی مهمی بین جامعه باشد و با برخورداری از شبکه آموزشی دانش آموز « شاد » ، فرصت ارزشمندی برای توسعه سرمایه اجتماعی ایجاد کرده است که بانک ملی می تواند ضمن مشارکت در توسعه زیرساخت های آن از خدمات این پلتفرم همه گیر بهره مند گردد .

وزیر آموزش و پرورش با اشاره به تفاهم نامه همکاری های دوجانبه ای که به زودی با حضور وزیر اقتصاد و دارایی منعقد خواهد شد، خاطرنشان کرد: آموزش و پرورش بزرگترین دستگاه تربیت منابع انسانی است که نیروی انسانی ماهر سایر دستگاهها را تربیت میکند و هر میزان به این مجموعه توجه گردد، ثمرات و فواید آن به کل کشور باز خواهد گشت .
سرمایه اصلی خانوادهها سرمایه گذاری دانشی بر فرزندانشان است و برای موفقیت آنان از هیچ تلاشی فروگذاری نخواهد کرد و خوشبختانه امروز آموزش و پرورش، به عنوان اولویت اول دولت مورد توجه است.
وزیر آموزش و پرورش، نقش بانک ملی را نیز برجسته دانست و گفت: بانک ملی بزرگ ترین شبکه بانکی دولتی کشور است که مخاطبان زیادی دارد و توانسته است با عملکرد خوب، اعتماد عمومی را نسبت به خود بالا ببرد.

به گفته وی، همکاری ما در ساخت و توسعه مدارس بزرگ مقیاس با نام بانک ملی، میتواند سرمایه اجتماعی موجود را توسعه داده و نام این بانک را برجسته تر نماید » .
آن چه بیشتر موجب حیرت و تعجب است آن که وزیر آموزش و پرورش دولت مسعود پزشکیان در این نشست بر توسعه نگاه کلان و راهبردی به آموزش و پرورش و بهره مندی از تمامی ظرفیتها برای ارتقای سواد رسانهای و فرهنگ اجتماعی دانشآموزان تأکید کرده است.
مشخص نیست چه ارتباط معناداری میان بانک ملی و ارتقای سواد رسانهای و فرهنگ اجتماعی دانشآموزان از نظر وزیر آموزش و پرورش وجود دارد ؟
آقای کاظمی چگونه می تواند اثبات کند که « شاد » فرصت ارزشمندی برای توسعه سرمایه اجتماعی ایجاد کرده است ؟ و این در حالی است که در نشست خبری پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش ، رئیس این پژوهشگاه در پاسخ به پرسش مدیر صدای معلم عنوان کرد ( این جا )

« تقریبا می توانم بگویم در آموزش و پرورش تصمیم کلانی گرفته نمی شود مگر آن که پژوهشگاه پیوست پژوهشی آن را آماده می کند » .
آیا وزیر آموزش و پرورش می تواند توضیح دهد :
این شبکه ی شاد تا چه میزان توانسته حتی خلاء آموزش ناشی از تعطیلی مدارس را جبران کند چه برسد به آن که بخواهد سرمایه اجتماعی را ایجاد و یا ارتقاء بخشد ؟
در مورد عملکرد بانک ملی این پرسش مطرح می شود :
آیا این بانک به عنوان « بانک عامل » فرهنگیان شاغل تا چه میزان توانسته رضایت آنان را جلب کند ؟ و اساسا چه تفاوتی میان این بانک با سایر بانک های مستقر دارد ؟
در این زمینه ؛ « صدای معلم » در گزارشی به تاریخ شنبه 28 خرداد 1395 با عنوان : « تغییر " بانک عامل فرهنگیان " در دستور کار وزارت آموزش و پرورش قرار گیرد » نوشت : ( این جا )

« اخیرا فاطمه سعیدی عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در گفت و گو با رسانه ها پیشنهاد تغییر بانک عامل فرهنگیان را داده است.
ایشان گفته است :
«بودجه آموزش و پرورش در سال جاری، بیش از 30 هزار میلیارد تومان است که البته مبلغ قابل توجهی است. از این مبلغ، بیش از 28 هزار میلیارد آن، مربوط به حقوق و دستمزد معلمان است که از طریق بانک ملی پرداخت می شود و البته بانک ملی، در قبال این مبلغ زیاد، خدماتی ارائه نمی دهد. ... "
به اذعان فرهنگیان و معلمان ؛ با وجود آن که پرداخت حقوق بر عهده بانک ملی ایران است و رقم مورد اشاره مبلغ قابل توجهی را تشکیل می دهد اما متاسفانه خدمات این بانک به فرهنگیان رضایت بخش نیست .
« صدای معلم » در جهت توجه به یکی مطالبات معیشتی معلمان از وزارت آموزش و پرورش انتظار دارد تا این مهم در دستور کار قرار گرفته و هر بانکی ( از جمله بانک ملی ایران ) که در قبال این گردش بزرگ مالی خدمات بهتر و بیشتری را ارائه می دهد به عنوان بانک عامل فرهنگیان منظور گردد » .

اما پرسشی که علیرضا کاظمی باید به آن پاسخ بدهد این است که آیا عملکرد علیرضا کاظمی در مدت 18 ماه تصدی وزارت آموزش و پرورش در دولت مسعود پزشکیان چقدر در افزایش سرمایه اجتماعی در آموزش و پرورش و در میان معلمان موثر بوده است ؟
آیا اساسا معلمان از عملکرد ایشان رضایت دارند ؟ آیا اعتماد عمومی افزایش پیدا کرده است ؟
به نظر می رسد بداهه گویی و ایراد حرف های بی پشتوانه که حتی ممکن است یک کودک دبستانی را بخنداند ؛ به یک رویه و فرهنگ غالب در میان مسئولان و مقامات تبدیل شده است .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
« صدای معلم » در گزارشی به درستی به موضوع چرایی عدم اجرای بخشنامه ممنوعیت تنبیه بدنی و خشونت کلامی و ارسال ده ها مرتبه ای آن در مدارس در طول چند دهه اشاره کرد. ( این جا )
این رسانه نوشت :
« بر اساس ماده ۷۴ این آییننامه: قصور و سهل انگاری دانشآموزان نسبت به انجام وظایف خود تخلف محسوب میشود و مدیر، شورای مدرسه، معاونان و مربیان موظفاند قبل از اعمال هرگونه تنبیه از وضع و موقعیت محصل آگاهی یابند و در جست و جوی انگیزه و علت تخلف باشند و نسبت به رفع آن اقدام کنند. ماده ۷۵ همین آیین نامه میگوید که تنبیه دانشآموز باید متکی به یافتههای علمی و استفاده از الگوهای مناسب تغییر رفتار باشد تا موجب تجری دانشآموز و اصرار او بر تکرار اشتباه نشود .
اما در آیین نامه اجرایی مدارس مورد اشاره وزیر آموزش و پرورش چنین صراحتی به چشم نمی خورد و اساسا « تخلف دانش آموز نسبت به انجام وظایف و تکالیف قانونی » خود شفاف نشده است . »
در تکمیل مطلب کارشناسی و تخصصی صدای معلم باید نوشت:
« علی رغم دغدغه ی وزیر آموزش و پرورش و تلاش های مضاعف اداره ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات در جلوگیری از برخورد های فیزیکی - خشونت کلامی با برخوردهای قاطع تر و معرفی سریع به هیات تخلفات، امروزه یکی از مهم ترین مشکلات جامعه عدم پای بندی نسل ذی ( Z ) و آلفا به قوانین و مقررات عنوان می شود که عدم وجود آئین نامه انضباطی دانش آموزان منجر می گردد برخورد با دانش آموزان متخلف سلیقه ای و در نتیجه کنترل محیط کلاس و مدرسه از دست کادر آموزشی و اجرائی خارج و در نهایت منجر به تنبیه بدنی و خشونت کلامی گردد که صدای معلم به دلایل عدم کنترل کلاس و محیط مدرسه اشاره کرده و نوشت :
« واقعیت آن است که پس از گذشت بیش از یک قرن هنوز در ایران « معلمی » به عنوان یک حرفه تخصصی و دارای پروتکل رفتاری معین شناخته نشده و معلمان و کادر آموزشی مدرسه آموزش کافی در مورد کلاس داری و مخصوصا مواجهه با شرایط بحرانی را نمی بینند و جنس آموزش های ضمن خدمت معلمان هم غالبا از نوع « ایدئولوژیک » می باشند .
در نظام آموزشی ایران ؛ هر معلمی در اداره کلاس بر اساس اجتهاد شخصی رفتار میکند.
« سازمان نظام معلمی » به عنوان مرجع تخصصی احصاء و ارزیابی صلاحیت های حرفه ای و تخصصی معلمان هنوز بلاتکلیف است و اراده لازم برای تشکیل آن به عنوان یک تشکیلات مستقل مدنی از سوی مسئولان و حتی بدنه مشاهده نمی شود .

تا زمانی که تعلیم و تربیت به عنوان پیچیده ترین رشته از علوم انسانی نگریسته نشده و کار معلم از حرفهای ترین مشاغل به حساب نیاید ؛ وضعیت همین است و با صدور بخشنامه همه مشکلی حل نخواهد شد و مدیران آموزش و پرورش هم پشت بخشنامه ممنوعیت تنبیه بدنی سنگر گرفته و از خود رفع تکلیف میکنند » .
چرا تدوین آیین نامه انضباطی دانش آموزان هم برای معلمان و هم برای دانش آموزان ضروری است؟
قانون گریزی شدید و بی حوصلگی نسل Z و آلفا و تمایل به رها شدگی و آزادی در تمامی محیط های جامعه از جمله محیط مدرسه و جلوگیری از تحقیر و تنبیه دانش آموزان از مهمترین دلایل نگارش آیین نامه انضباطی است.

بسیاری از دانش آموزان تمایل به ثبت نام در فلان مدرسه را دارند که به هتل معروف است و یا فلان مدرسه که هیچ مشکلی با گوشی تلفن همراه و حتی حضور و غیاب دانش آموزان ندارد. ما امروزه شاهد آن هستیم که در برخی از مدارس به همراه داشتن گوشی تلفن همراه بلامانع است و صرفاً استفاده در کلاس درس و زمان تدریس ممنوع است. در حالی که در برخی دیگر به شدت از ورود آن جلوگیری و در برخی دیگر به شکل های دیگری همانند تهیه باکس های مخصوص عمل می شود.
بررسی میدانی آرایش ، پیرسینگ و پوشیدن لباس نامناسب و ...نیز حاکی از آن است که تفاوت نگاه و اعمال سلیقه شخصی مدیران و یا حتی عدم توانایی در کنترل نسل Z و آلفا باعث نوعی افسارگسیختگی و بی نظمی در مدارس و در نهایت در جامعه شده است.
تهیه و تدوین آیین نامه و جدول انضباطی دانش آموزان و تشکیل کمیته انضباطی مدرسه به صورت موردی یا هفتگی (با حضور مدیر، معاون آموزش، معاون فنی، معاون پرورشی و تربیت بدنی، مشاور، نماینده دبیران، رییس انجمن اولیا و مربیان) و اتخاذ تصمیات بر اساس آیین نامه مشخص می تواند تا حدود زیادی نظم و انضباط و پای بندی به قوانین را افزایش داده که می تواند به جد از برخورد فیزیکی با دانش آموزان بکاهد.
تشکیل کمیته انضباطی دانش آموزان در ادارات مناطق (شامل حوزه های کارشناسی ارزیابی عملکرد، حراست، مشاوره و حوزه های معاونت آموزش ابتدایی، آموزش متوسطه و پرورشی و تربیت بدنی) نیز کمک شایانی به حل مشکلات خواهد کرد. حضور برخی از اعضاء شورای دانش آموزی مدارس و مناطق می تواند در کمیته انضباطی موثر باشد.

مهمترین دلایل تهیه و تنظیم جدول موارد انضباطی :
1- قانون مند شدن تمامی مدارس
2- قانون مند شدن جامعه
3- جلوگیری از قلدر بازی و ایجاد ناامنی جسمی و روانی
4- ایجاد محیطی امن برای تمامی دانش آموزان
5- جلوگیری از اعمال سلیقه شخصی کادر آموزشی و معلمان
6- پیش گیری از بروز آسیب های اجتماعی شایع
7- جلوگیری از به همراه داشتن و استفاده از گوشی تلفن همراه
8- جلوگیری از تمایل دانش آموزان قانون گریز به ثبت نام در برخی مدارس
9- نظارت ویژه بر مدارس غیردولتی
10- ایجاد ساز و کار و قوانین مشخص جهت برخورد با تخلفات دانش آموزان
11- تهیه جدول انضباطی با در نظر گرفتن تمامی حقوق کودکان و نوجوانان، با حضور مشاورین ، حراست، بازرسی ، حقوقی و صاحب نظران تنظیم و در نهایت جهت تصویب و اجرا به شورای عالی آموزش و پرورش پیشنهاد داده شود که علاوه بر بازدارندگی، علاقه و اشتیاق به تحصیل در دانش آموزان از بین نرود.

جدول پیشنهادی انضباطی دانش آموزان :
در پیشنهاد ارائه شده می توان برخی از تخلفات را به صورت کاملاً مشخص برنامه ریزی کرد. اما در برخی دیگر بهتر است حداقل و حداکثر را عنوان نمود تا میزان برخورد متناسب با تخلف بوده و پس از تصویب در جلسه کمیته انضباطی مدرسه اقدامات تربیتی انجام شود.
بنا به خبرهای مطرح شده ، در آیین نامه جدید اخراج موقت توسط شورای عالی آموزش و پرورش حذف شده است.

پیشنهادی دیگر برای آن که بتوان اختیار حداقل و حداکثر را در اختیار کمیته های انضباطی مدارس و ادارات قرار داد ، همانند کتابچه تخلفات اداری نگارش و به شرح ذیل اجرا کرد.

تخلفات دانش آموزی:
1. تاخیر در ورود به مدرسه
2. تاخیر در ورود به کلاس
3. نپوشیدن لباس مناسب
4. خوابیدن در کلاس و ایجاد بی نظمی در زمان تدریس
5. غیبت غیر موجه
6. به همراه نداشتن کتاب و وسایل مورد نیاز
7. به همراه آوردن گوشی تلفن همراه قانون گریزی شدید و بی حوصلگی نسل Z و آلفا و تمایل به رها شدگی و آزادی در تمامی محیط های جامعه از جمله محیط مدرسه و جلوگیری از تحقیر و تنبیه دانش آموزان از مهمترین دلایل نگارش آیین نامه انضباطی است.
8. استفاده و ضبط ویدیو و صدا با گوشی تلفن همراه
9. تمرد از دستورات معلمان و کادر اجرایی مدرسه
10. فرار از مدرسه
11. قلدر بازی و ایجاد ناامنی روانی و جسمی برای دانش آموزان
12. درگیری فیزیکی و فحاشی به سایر دانش آموزان
13. به همراه داشتن انواع اسلحه سرد
14. پیرسینگ و آرایش نامتعارف و...
15. کشیدن سیگار و پاد و... در مدرسه
16. توهین و درگیری با کادر آموزشی و اجرایی
17. به همراه داشتن، استعمال و توزیع انواع مخدر
18. فعالیت های مجازی نامتعارف و تبلیغ در مدرسه

موارد تنبیه ها :
1. تذکر شفاهی
2. تذکر کتبی به دانش آموز و ثبت در پرونده دانش آموزی
3. اخذ تعهد کتبی از دانش آموز و اولیاء و درج در پرونده دانش آموزی
4. کسر نیم تا ده نمره از انضباط دانش آموز
5. تغییر کلاس
6. ضبط و نگهداری گوشی همراه از سه روز تا پایان خردادماه سال تحصیلی
7. ضبط و ارسال سلاح سرد و تشکیل پرونده در کمیته انضباطی ادارات مناطق
8. ارجاع و معرفی به مراکز مشاوره
9. ارسال پرونده به کمیته انضباطی ادارات مناطق جهت اتخاذ تصمیم (تعهد کتبی و سایر موارد )
10. جابه جایی مدرسه
11. جابه جایی منطقه
12. جابه جایی شهر محل تحصیل
سخن آخر:
باید عنوان کرد حتی نبود هیچ جدول و برنامه ی انضباطی - تنبیهی مشخص هم نمی تواند برخورد فیزیکی، خشونت کلامی و توهین کادر آموزشی اجرایی مدارس را توجیه کند و در صورت انجام باید فرد خاطی بلافاصله به هیات تخلفات معرفی گردد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
« اگر موضوعی را مدام برای شما تکرار می کنند؛ بدانید به احتمال زیاد دروغ است.» (نوام چامسکی Noam Chomsky )
حقیقت همانند خورشید، درخشان و شفاف است ، عاری از هر نوع ناخالصی.
یکی از شگفتی های آفرینش؛ ماهیت مغز انسان است. شاید شما نیز هنگام مطالعه یا تماشای فیلم های مستند از حیات وحش و تمامی موجودات زنده، به عمق توانایی های بیشتر حیوانات در مسیر انتخاب و ترجیح، حیران و بهت زده شوید. تا جایی که باور غریزی یا شرطی بودن رفتار و واکنش حیوانات، به عنوان یک اصل کلی، کمتر قابل قبول می گردد! گویی حیوانات نیز می اندیشند! آنان نیز یاد می گیرند و همیشه در موقعیت مشابه و تکرار قرار ندارند. و این به منزله شرطی شدن نیست. عاطفه دارند و گاه از بشر بیشتر مهربانند.
مثلا سگ ها و گربه هایی که هنگام زخمی شدن بچه های خود را به دهان گرفته و به درمانگاه یا بیمارستان می برند تا درمان شود، چه توجیهی دارد؟ یا گرگ هایی که با نجات خود از تله های بی رحمانه انسان ها، توسط یک شخص شجاع و مهربان در کنار او وفادار باقی می مانند؟ ظاهرا حیوانات قدرشناس تر از بیشتر ما انسان ها هستند. شبه انسانی که به دلیل مبالغی پول ؛ پدر بزرگ، مادر بزرگ و یا پدر و مادر خود را به قتل می رساند و نمک نشناسی خود را به اثبات می رساند، یا برای پول و پست، دروغ می گوید و تمامی ارزش های انسانی و اجتماعی را زیر پا می گذارد، چه تفسیری دارد؟ توحشی برخاسته از حرص و طمع بیشتر یا سیری ناپذیری نیازهای او ؟ دغل بازی که با کاور دروغ به اهداف خود می رسد؟
حداقل حیوانات یک برتری نسبت به ما انسان ها دارند. آن ها با هوش و ذکاوت خود حیله می کنند تا رقیب و حریف خود را از میدان به در کنند اما هرگز دروغ نمی گویند.
در کنار هر پدیده حقیقی، با دخالت بشر دروغ نیز به عنوان یک توانایی ذاتی یا اکتسابی وارد عمل می شود. چرا توانایی ذاتی؟
چون آن چنان با مهارت و تمیز دروغ می گویند که افرادی چون جاسوسان حرفه ای قادرند دستگاه دروغ سنج را نیز فریب دهند.
بلی، اهمیت دروغ در بر هم زدن تعادل افکار، عقاید و باورهای ما تا حدی است که ضرورت اختراع چنین دستگاهی اجتناب ناپذیر بوده است. این دستگاه در دسترس افراد عادی نیست و بیشتر در دنیای جاسوس بازی یا راستی آزمایی تمارض دیوانگی قاتل بی رحم سریالی یا مجرمی خشن و بی رحم کاربرد دارد تا مبادا با دروغ و برچسب خودخواسته بیمار روانی از عواقب زندان برهد و زندگی در جمع دیوانگان را ترجیح دهد.
بعضا در روابط فردی خود با دیگران و در تعامل با افراد بیشتر، من یا شما با وجدان شویی ماهرانه متوسل به دروغ سفید یا مصلحت آمیز می شویم. در باور گویندگان چنین دروغ هایی، یک خانواده یا رابطه دوستانه از فروپاشی رها می شود و با استدلال دلسوزی، منطقی نیز به نظر می رسد. اما دروغ؛ دروغ است و شاخ و دُم ندارد. وقیح و زشت است.

دروغ سرمنشأ فروپاشیدگی است. اگر قدری وجدان داشته باشیم ؛ از بیان دروغ به نزدیکان، عزیزان و یا همکاران احساس شرم می کنیم، گویی روی زغال گداخته پا گذاشته ایم. برای عده ای دروغ همانند ضرورت هوا برای زنده ماندن با تاروپود آنان عجین شده است . انگار نه انگار، تا حدی که خود آنان نیز باور می کنند که حقیقت را می گویند یا با عادی سازی این رفتار، متأثر و شرمگین نمی شوند.
در روابط زناشویی که دهه ها از پیوند یک زوج گذشته است، دروغ های بسیاری رد و بدل می شوند که گاه ریشه ترس دارد. ترس از جدایی یا اِعمال خشونت و یا محرومیت از شرایطی. دروغ های زوج های جوان در جهت پنهان کردن عادات بد خود مانند اعتیاد به سیگار یا مواد مخدر، پای بند نبودن به روابط پایدار و مشخص و بیشتر هنگام ازدواج در مورد شرایط اقتصادی و سواد و درآمد خود یا اعضای خانواده است که اغلب بزرگ نمایی است تا حقیقت.
تاریخ نیز به دروغ آغشته می شود و با تحریف واقعیت، تعادل و تناسب داشته ها را بر هم می زند. همان تاریخی که توسط مورخان مغرض، کم آلوده به دروغ و دفن واقعیت و حقیقت نیست که بیشتر تحریف و به نوبه خود نوعی وندالیسم فرهنگی بر پیکر آثار و حقایق باقی مانده از گذشتگان و نیاکان محسوب می شود.

در واقع تحریف واقعیت؛ دروغی است که یک ملت یا جهان را به باورِ نادرستی مجبور می سازد و بر شکل گیری جهت گیری ها و انتخاب رفتارهای آنان تأثیری سوء می گذارد. افراد مختلف در جایگاه های مشخص، خصوصا در مواردی که قدرت و احاطه بیشتری بر جمع دارند، جهت همخوانی یا همرنگی با جمع چنین دروغی را می گویند. تحریف آنان به شکل اغراق، خاطرات کاذب، انکار حقیقت یا بازنویسی تجربیات گذشته با نیت فردی و کلمات انتخابی در جهت مصلحت شخصی است. لزوما چنین تحریفی به نفع جمع نیست و به حریم آزادی یا منافع و مصالح افراد آسیب وارد می سازد. تحریف گران نمی خواهند محبوبیت یا مقبولیت خود را در بین جمع یا باور قدرت های سیاسی از دست بدهند. آنان تلاش خود را در راستای مصالح فردی انجام می دهند اما آن را مصلحت جمعی می خوانند.
دروغ عامل نفاق و دورویی نیز هست. پس دوگانگی ارزشی برای دروغ گویان، صفتی غالب شمرده می شود. دروغ، باتلاقی لجنی است که با بیان بیشتر، در آن فرو می رویم. دروغ؛ خصلت زایندگی و تکثّر دارد. چون هر دروغی، ما را مجبور به بیان دروغ هایی بیشتر و ظالمانه تری می کند که سررشته نیت و جمله ما را از اراده ما خارج می سازد. دروغ سرمنشأ فروپاشیدگی است. دروغ نیز همانند آتش، سرایت پذیر و گاه مهارنشدنی است. آینه دروغ گویان به آنان دروغ می گوید لذا فرد دروغ گو، قابل اعتماد و باور نیست. و چون آزموده را آزمودن خطاست، پس دوری از چنین افرادی، فرضی واجب و عقلانی است.

نوع دیگر دروغ مشمول بیشتر افراد یک جامعه است. همه یا اکثریت یک جامعه، هر روز دریافت کننده انواع دروغ هایی هستند که برای امیدواری بیشتر یا تحمل کاستی ها و ضعف ها بیان می شود. مثلا فرآیند متناسب سازی حقوق بازنشستگان با شاغلین یا پرداخت پاداش پایان خدمت آنان طی 365 روز چندین سال که دروغی بیش نبوده است. روایتی که با تبسم خوشایند به لباس زرین پادشاه لخت، امیدواری دروغین را به سلول های زنده هر بازنشسته ای تزریق کرده است. پرش چُست و چابک آهوی تورم در لا به لای زندگی و تلاش بی سرانجام برای مهار آن. تا شاید دخل بر خرج او پیشی جوید و به عنوان یک انسان حق تنفس در آسایش را داشته باشد. اما بازنشستگان بسیاری از رسیدن به چنین سرابی بازمانده و حیات را با ممات به پایان رسانده اند. صداقت وقتی فراموش شود یا نادیده گرفته شود، دروغ های بسیار در روابط اجتماعی ریشه می دواند و همه به یکدیگر دروغ گفتن را فرض واجب و حیاتی می شمارند.
مروجان چنین دروغ هایی خصوصا در فضای گسترده و کمتر مهارپذیر مجازی، آتش بیار معرکه می شوند و چشم بسته و ناخواسته هیزم مدیرانی را گرم و سوزان نگه می دارند که به جای عدل و انصاف یا داشتن و اجرای برنامه ای مدوّن، با دروغ مدت مدیریت خود را سپری می سازند. و متأسفانه اوضاع زندگی برخی آن چنان آشفته و از هم پاشیده است که به این دروغ های متزلزل، امیدوار می گردند و برای لحظاتی بسیار اندک، از عطر معجون خوشی برخاسته از اخبار دروغ، مست و دلخوش می شوند.
داستان، این چنین مکرّر تکرار می شود. امروز به عنوان مسئول جدید سازمانی انتخاب می شود و بدون بررسی درون سازمانی و تأثیرات برون سازمانی بر علل ناکامی یا شکست مدیر یا مدیران سابق و بدون داشتن هر نوع طرح و برنامه ای کارآمد، وعده هایی می دهد که حداقل در کوتاه مدت، امکان عملیاتی شدن آن ها نزدیک به صفر است.
مردم نیز در مراتب گوناگون سواد و تحصیل و تجربه، یقین دارند که تحقق چنین وعده هایی هموار کننده مسیر یا گره گشا، عملا غیرممکن است. اما برای داشتن امید به زندگی لاجرم ترجیح می دهند که این دروغ های وعده داده شده را حداقل برای چندین روز و ساعت، باور کنند. چون حقیقت زندگی فقط در بن بست ناتوانی های مدیران نمی گذرد.
زندگی به دلخوشی، هیجان، نشاط و شادی، توانمندی در ابعاد گوناگون، اراده، اختیار، انتخاب نیز نیاز دارد. انسان ها در روابط اجتماعی متعهد می شوند تا به روابط خود عطر و بوی انسانی بدهند. انسانیت را از حیوانیت تمیز دهند و به صداقت و درستی پای بند باشند. اما انسان در جمع انسان ها، انسان باقی می ماند.
ظرفیت تحمل دروغ هم خود مبحثی دیگر است. هر فرآیند فیزیکی یا شیمیایی با انباشتگی بی حد و مرز، در نهایت منفجر یا متلاشی می شود. تحمل انسان ها نیز تابع محدودیتی منطقی یا عقلانی است. انسان ها نیز در مرتبتی از لایه های دروغِ امروز و فردا و حتی دیروز، سرریز و به سیلی خروشان تبدیل می شوند.

شعارها وقتی به جای کالبد و کارکرد اصلی خود در فاز دروغ، انباشته می گردند، چنین سیلی را محقق می سازند از جمله:
تلاش برای کاهش قیمت دلار و طلا، بالا بردن ارزش پول ملی، کاهش یا حذف تورم، کاهش نرخ بیکاری، افزایش صادرات و کاهش واردات، افزایش سرمایه گذاری و تولید، حذف سلطان کالاهای اساسی، حذف رانت و فساد مالی و اداری، مجازات مجرمین یقه سفید، جامع و مانع بودن تعاریف از قانون در هر بخش از جامعه، قانونمندی خود مدیران و انتظار قانون گرایی مردم و بسیاری از داده های مثبت و حیاتی دیگر که در عمل می بایست رَخت دروغ را از تن جامعه بزرگ ایران درآورد و با عملیاتی کردن هر یک، حقیقت برتری انسان به حیوان را اثبات سازد.
بزرگ ترین عامل نارضایتی در جامعه، فراموش کردن بلوغ فکری ایرانیان در لا به لای حقایق تحریف نشده تاریخی است که پشت سر گذاشته اند. افکار، عقاید، باورها و اخلاقیات هر نسل از هر دهه در حد شرایط، ضرورت، توان و نیاز خود یا جامعه، تغییر یافته است. بی توجهی، بی اعتنایی یا اهمیت ندادن به همه ابعاد این جریان، یعنی قرار گرفتن در رو در روی یکدیگر. برای همراهی و یکرنگی نیاز به بیان حقایق ضمنی و آشکار است.
صداقت وقتی فراموش شود یا نادیده گرفته شود، دروغ های بسیار در روابط اجتماعی ریشه می دواند و همه به یکدیگر دروغ گفتن را فرض واجب و حیاتی می شمارند.
دروغ گویی؛ رفتاری اکتسابی است و توسط کودکان سریع یاد گرفته می شود. عادت دادن کودکان به راست گویی فقط یک انتخاب درست و یا نیاز امروز نیست، ضرورتی برای روابط اجتماعی او با دیگران در فرداهایی به وسعت یک تاریخ است. آموزش راست گویی به کودکان فقط در عمل ممکن است نه شعارهای تربیتی. تکرار بی حد یک موضوع، مطلب یا حق، و جامه عمل نپوشیدن آن ها خود گواهی آشکار بر دروغ بودن آن هاست. در تشخیص سره یا ناسره بودن شنیده ها، فقط کافی است قدری هوشیار، واقع بین و دقیق باشیم.
خوش خیالی یا خوش باوری هر یک از ما یعنی قبول دروغ های مکرّر بی انتها که گویندگان آن را سرمست و سرپا نگه می دارد.
بیایید دروغ های وهم آمیز را در آینه خیال خود باور نکنیم تا همچنان انسان باقی بمانیم.
حداقل به خویشتنِ خویش دروغ نگوییم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
خشونت گفتاری ؛ پدیدهای است که ریشه در لایههای عمیق و پیچیدهی اجتماعی دارد و تنها به یک رفتار فردی یا لحظهای از خشم محدود نمیشود. این شکل از خشونت که شامل طیف گستردهای از رفتارها مانند توهین، تحقیر، تهدید، شایعهپراکنی و طرد عمدی میشود، در حقیقت اغلب بازتابی از نابرابریها، تنشها و شکافهای ساختاری در جامعه هستند. زمانی که افراد در بستر فقر مزمن، محرومیت نسبی (یعنی احساس محرومیت در مقایسه با دیگران) و بیعدالتی اجتماعی رشد میکنند، خشونت کلامی میتواند به عنوان ابزاری برای ابراز خشم سرکوبشده، احساس ناتوانی یا حتی راهی متناقض برای کسب منزلت و احترام در درون گروههای هم سال تبدیل شود.
در مناطقی که طرد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به صورت متمرکز وجود دارد، ممکن است به تدریج خرده فرهنگهایی شکل بگیرند که در آنها پرخاشگری کلامی نه تنها نکوهیده نیست، بلکه به عنوان نمادی از قدرت، تابآوری و مقاومت در برابر ساختارهای حذف گرا و ناعادلانه پذیرفته و حتی تشویق میشود. در چنین فضایی، کلمات تیز و خشن میتوانند سپری برای حفاظت از عزت نفسِ آسیبدیده و سلاحی برای حفظ موقعیت در جغرافیای خشن محرومیت باشند.
علاوه بر فشارهای سنگین ناشی از نابرابری و محرومیت، خشونت گفتاری به شدت از طریق الگوهای یادگیری اجتماعی نیز منتقل و بازتولید میشود. کودکان و نوجوانانی که در کانون خانواده شاهد مشاجرات لفظی مداوم، تحقیر، برچسبزنی و تنبیه کلامی هستند، این الگوهای ارتباطی مخرب را به عنوان « نرمال » و روش معمول حل تعارض درونی کرده و در تعاملات با همسالان، در مدرسه و در آینده در روابط خود بازتولید میکنند.
این چرخه زمانی خطرناکتر میشود که رسانههای عمومی، محتوای سرگرمی یا حتی فضای مجازی نیز به عادی سازی و گاه ستایش کردن زبان تهاجمی و تحقیرآمیز بپردازند. فقدان مهارتهای ارتباطی جایگزین و سازنده، مانند گفتوگوی مؤثر، گوش دادن فعال، همدلی و حل مسالمتآمیز تعارض، این چرخه معیوب را تقویت میکند. در نتیجه، افرادی که هرگز ابزار کلامی مناسبی برای بیان دقیق نیازها، ترسها، ناامیدیها و خواستههای خود نیاموختهاند، در مواجهه با تنش، به سادهترین، آشناترین و متأسفانه آسیبرسانترین شکل ممکن، یعنی خشونت کلامی، متوسل میشوند. رسانهها و نهادهای فرهنگی نیز با مسئولیتپذیری بیشتر میتوانند با ترویج گفتمان احترام، تنوع و گفتوگو، به عادیزدایی از زبان خشونت کمک کنند.
پیامدهای این پدیده فراتر از یک جراحت موقت عاطفی است و زخمهای روانی عمیق و ماندگاری بر هویت فرد بر جای میگذارد. قربانیان مداوم خشونت گفتاری اغلب با کاهش شدید اعتماد به نفس، احساس بیارزشی، اضطراب اجتماعی، انزوای اختیاری، مشکلات تمرکز و حتی افت عملکرد چشم گیر در زندگی تحصیلی و شغلی مواجه میشوند.
این آسیبها میتواند چرخهای ویرانگر از خشونت را ایجاد کند، به طوری که فرد آسیب دیده، در آینده و در موقعیتهای مختلف، برای جبران احساس تحقیر یا اعمال کنترل، خود به عامل خشونت -چه کلامی و چه فیزیکی- تبدیل شود.

از این منظر، خشونت گفتاری نه تنها یک مشکل فردی، بلکه یک مسئله عمومی بهداشت روان و یک تهدید برای سرمایه اجتماعی محسوب میشود ؛ چرا که اعتماد، احترام متقابل و توانایی همکاری- ستونهای جامعه سالم- را از بنیان میخورد.
بنابراین، کاهش و پیش گیری از خشونت گفتاری نیازمند مداخلهای چندوجهی، سیستماتیک و بلندمدت است که هم بر علل ریشهای اجتماعی - اقتصادی و هم بر آموزش و توانمندسازی فردی - مهارتی تمرکز کند.
در سطح کلان ؛ اقدامات بنیادینی مانند کاهش جدی شکاف اقتصادی - اجتماعی، مبارزه با فقر مطلق و نسبی، ایجاد فرصتهای واقعی و عادلانه برای پیشرفت، اشتغال و مشارکت برای جوانان در مناطق محروم، و تقویت حس تعلق شهروندی و انسجام اجتماعی، ضروری است.

این اقدامات بسترهای مولد خشونت و احساس ناامیدی را محدود میکنند. به موازات این راهبردهای ساختاری، در سطح خرد و میانی، آموزش همگانی و اجباری مهارتهای زندگی از سنین پایه در مدارس (شامل مدیریت خشم، ارتباط غیرخشونتآمیز، همدلی و تفکر نقاد)، اجرای برنامههای توانمندسازی و آموزش شیوههای فرزندپروری مثبت و غیرخشونتآمیز برای والدین، و ایجاد فضاهای امن، شفاف و قابل اعتماد برای گزارش، مداخله و حمایت از قربانیان در همه نهادهای اجتماعی (مدارس، دانشگاهها، مسجد و محیطهای کاری) حیاتی است.
رسانهها و نهادهای فرهنگی نیز با مسئولیتپذیری بیشتر میتوانند با ترویج گفتمان احترام، تنوع و گفتوگو، به عادیزدایی از زبان خشونت کمک کنند.
تنها از طریق این تلاش جمعی، هماهنگ و پایدار است که میتوان زبان تخریب و خشونت را به گفتوگوی سازنده و محترمانه تبدیل کرد و بستری برای رشد فردی سالم و شکلگیری روابط انسانی مبتنی بر کرامت و تفاهم فراهم آورد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید