گروه رسانه/

بر اساس احضاریه ای که برای « نرگس ملک زاده » کنش گر آموزشی ارسال شده ایشان موظف است دهم تیر ماه سال جاری در شعبه 3030 مجتمع شورای سی شورای حل اختلاف شهر تهران ( مستقر در دادسرای ناحیه 31 ) حضور یابد .
در علت حضور و در این ابلاغیه چنین آمده است :
« در خصوص شکایت وزارت آموزش و پرورش علیه شما مبنی بر گزارش خلاف واقع و نشر اکاذیب در وقت مقرر فوق جهت رسیدگی در این شعبه حاضر شوید . »
ملک زاده در پاسخ به پرسش « صدای معلم » که این شکایت بابت چه چیز و یا موضوعی بوده اظهار بی اطلاعی نموده و تصریح کرد که این احضار فاقد پیوست می باشد .
پایان پیام/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
۲ تیر ۱۳۱۸ زادروز معلم فقید صمد بهرنگی ؛
صمد داستانش را از ماهی و آبگیر شروع کرد و افسانه دریا که تنها در یاد مادربزرگها و پدربزرگها مانده بود. افسانهای که آنها از نوههای خود هم پنهان میکردند تا مبادا در سری کوچک، سودای دریا بیفتد و در راه دریا و پیش از رسیدن به آن، در یکی از صدها دام و تله انواع شکارچیان نابود شود. چون قربانیان راه دریا بیشمار بودند، رفتگانی که نه به دریا پیوستند، نه باز آمدند و نه حتی خبری از آنها رسید که مردهاند یا زنده؟ اگر مردهاند، در کدام دام و چگونه جان دادند؟ و اگر زندهاند، در کدام دام و کدام باتلاق؟
زانان که برفتند خبر باز نیامد
آن را که خبر شد به سر دار به رقص است
اما داستان ما از جایی بدتر و تلختر شروع میشود. از آبگیری که آبش ته کشیده و ماهیانش به جای جست و جوی دریا، ماهی بودن را ترک میکنند. ما همه ماهیهایی بودهایم که دریا را تَرک و فراموش کردهایم.
روزی روزگاری ما ماهیهای سیاه کوچکی بودهایم که مادربزرگها و پدربزرگهامان نه قصه دریا را به ما گفتند و نه حتی ماهی بودنمان را به یادمان آوردند. آنها خودشان هم نمیدانستند مادربزرگها و پدربزرگهاشان که بودهاند؟ از کجا آمدهاند؟ آنها زندگی را هم فراموش کرده بودند و به ما یاد دادند برای زنده بودن باید چهار دست و پا به خشکی چسبید و آبها را نیز خشکاند تا مبادا یکی دیوانه شود، خودش را ماهی تصور کند و دل به دریا بزند. آنها دشمن ماهی بودن و دریا بودند. خودشان هم نمیدانستند چرا؟ آنها میگفتند: دریا ما را غرق میکند.

ما ماهی بودن خود را فراموش کرده بودیم و افسانه پُر افسون دریا را هم از کسی نشنیدیم. ما دریا را در درون خویش یافتیم در حالی که حتی ماهی بودن یادمان رفته بود. عطش بیپایان ما دریا را در درونمان جوشاند
آب کم جو تشنگی آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست

تشنگی به دست آوردیم و عطش دریا، افسانه دریا را در درون مان زنده کرد و آن را حقیقت پنداشتیم و راه ما اینگونه آغاز شد... ما راوی داستان دریایی بودیم که تنها مُثُلی از آن در درون خود یافته بودیم. وقتی شروع کردیم به گفتن داستان دریا، نه کسی آن را شنید و نه کسی آن را باور کرد.
من گنگ خوابدیده و عالم تمام کر
من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش
آری!

ما لالهای خوابدیدهایم که با کرها سخن میگوئیم و سرانجام کارمان به « لالبازی » میکشد.
ما در کویر خواب دریا دیدهایم. دریازدگان « اهل هوا» ئیم که با اندوهی تلخ و نزاری تمام زار میزنیم و محتاج «زار»یم تا هوای دریا از سرمان بیرون شود.
ما ماهیهای دریا ندیده و دریا نشنیدهایم که هوای دریا در سرمان افتاده و « اهل هوا» شدهایم. هوایی که به «زار » هم از جان و دلمان بیرون نمیشود. دل به دریا سپردگانیم که افسانه دریامان سکوت مرگبار خشکیها را به هم زده است. این « هوا » سرانجام ما را از خفقان خشکی، جان به لب خواهد کرد و یک روز خسته و تنها راهی دریا خواهیم شد.
رهایی « اهل هوا » تنها در پیوستن به دریاست.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
نخستین چیزی که پس از وارد شدن به جهان فلسفه میآموزیم این است که هیچچیز و هیچکس آن چنان بزرگ یا مقدس و پاک نیست که نشود و نتوان آن را زیر سوال برد.
زیر سوال بردن هر جا بد باشد این جا اصل است و خوب. اصلا بدون زیر سوال بردن تفکر فلسفی پیش نمیرود. به همین دلیل هم بود که در طول تاریخ همواره فلاسفه را سانسور میکردند به تبعیدهای سخت میفرستادند و گاه همانند جوردانو برونو زندهزنده جزغالهشان میکردند یا همانند سقراط جام زهر و مرگ بدیشان مینوشاندند چراکه اینها با طرح چرا در برابر هر امر حکومتی و دینی و فرهنگی و سنتی و ... پیش فرض ها و باورهای پوچ و پوک و تهی از هرگونه عقلانیت شان را فاش میکردند و اتوریتهی حاکم را از بیخوبُن ویران میکردند.
بنابراین اولین و نخستین چیزی که پس از ورود به سپهر فلسفه میبایست بیاموزیم این است که هیچ قشر و هیچ اجتماع و هیچ احدالناسی مصون از زیر سوال بردن نیست خواه سیاسیون و حاکمان باشد خواه قشر معلمان باشد خواه پزشکان و یا آخوندها و روحانیان.

هر کسی و هر چیزی که امری و دستوری پیش بکشد و یا به هر نحوی دخالتی در زندگی مردمان داشته باشد باید که در برابر چراهای طرح شده پاسخ گو باشد و به میزان پاسخهای معقولی که میدهد مقبولیت و مشروعیت پیدا میکند و نه شعار دادن و احساسات مردمان تحریک کردن و نهایتا بدین جها رسیدن که شما حق ندارید قشر مقدس فلان و بهمان را زیر سوال ببرید!
( کانال نویسنده )
گروه گزارش/

این روزها و به ویژه در برنامه های انتخاباتی و مناظره ها ؛ از « ثبات مدیریتی » بسیار گفته می شود .
البته این موضوع جدیدی نیست و بارها در جلسات و محافل مختلف بیان شده اما پس از مدتی به فراموشی سپرده می شود .
« محمد باقر قالیباف » از کاندیداهای چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در برنامه ی مناظره پنج شنبه 31 خرداد چنین می گوید :
« یکی از معضلات مان در آموزش و پرورش این است که ثبات در مدیریت نداشتیم .
پس مدیر و یک مدیر قوی مهم است . ثبات هم حتما مهم است . خوب نبوده . الان شما نگاه کنید همین صحبتی که این جا شد خیلی نظرات خوبی بود و راهکارهای جذابی داده شد .
جناب آقای دکتر جلیلی اشاره کردند .

طرح خوب می دهیم . حرف خوب می زنیم ولی خلاصه کدام دولت می خواهد این را اجرا کند ؟
کی می خواهد این را انجام دهد ؟ انتخاب معلم ، معاون ، مدیر مدرسه و به قول آقای رئیس مجلس ؛ « فراش مدرسه » هم فرمول دارد و به اصطلاح تابع « کار راهه شغلی » است .
بی ثباتی در مدیریت . ضعف در مدیریت .
این آیا امکان پذیر است ؟
طرح هم هر چقدر خوب باشد ، اگر مجری اشتباه کند ، عقب گرد است .
این عقب گرد خسارت های غیر قابل جبران دارد .
پس یک مدیر قوی ، یک مدیر مسئولیت پذیر ، یک مدیری که بتواند با تجربه باشد اساس کار است .
در همه جا و آموزش و پرورش وقتی ریشه یابی می کنیم . وقتی یک دو قطبی جعلی در کشور درست می شود این خسارت را به ما وارد می کند . وقتی که دعوا راه می اندازیم و فراش مدرسه را جا به جا می کنیم این به ( برای ) ما مشکل ایجاد می کند ..... »

نظایر این گونه حرف ها جذاب بوده و هر فردی را در نقش یک « منتقد روشنفکر » حتی از سیستم طلبکار می کند در حالی که وقتی توسط کارشناسان واقعی و دلسوز و نه دکور و جعلی و فرصت طلب مساله ای بیان می شود ، سنسورها و گیرنده های سیستم باید بتوانند مساله را شناسایی ، تحلیل و آن را حل کنند در حالی که اساسا در این سیستم ناکارآمد برنامه و برنامه ریزی جایگاهی ندارد و زیر نظام هایی مانند ارزیابی ( ارزشیابی ) هم اکثرا از رده خارج بوده و عملکردشان نمایشی و بیشتر در جهت تایید اقدامات مدیران بالادست است .
انتخاب و یا تعیین وزیر آموزش و پرورش با چاشنی « ثبات در مدیریت » راه و چاره دارد .
« صدای معلم » در گزارش خود به تاریخ 26 آبان 1400 با عنوان « شورای عالی آموزش و پرورش شاخص های وزیر شدن در آموزش و پرورش را مشخص و تدوین کند » چنین می نویسد : ( این جا )
« انتخاب وزیر آموزش و پرورش در حال حاضر به یک « مساله » بزرگ و چالش برانگیز تبدیل شده است . هر چند این موضوع تازگی نداشته اما در دولت سیزدهم با معرفی افرادی که سابقه چندان مفید و موثری در حوزه آموزش نداشتند به یکی از دغدغه های قابل توجه جامعه معلمان کشور تبدیل شده است . هر چند گزینه سومی که بلافاصله پس از عدم رای اعتماد مجلس شورای اسلامی به مسعود فیاضی معرفی شده است اخبار حاکی از آن است که « یوسف نوری » با وجود داشتن سوابق پیشین در آموزش و پرورش در حال حاضر کارمند دانشگاه علوم پزشکی و خدمات درمانی شهید بهشتی می باشد .
هر چند انتخاب و معرفی وزرا حق طبیعی هر دولت می باشد اما « مقبولیت » در دستگاهی که فرهنگ ساز و محور توسعه پایدار است و معلمان در عداد گروه های نخست مرجع جامعه به شمار می آیند مقوله ای نیست که قابل حذف و یا کتمان باشد .
زمانی که نوبت به معرفی و انتخاب وزیر آموزش و پرورش در دولت های مختلف و با گرایش های مخالف می رسد بسیاری سخن از ویژگی های و معیارهای لازم و حداقلی برای وزیر می رانند اما قانون مدون و یا راهنمای مشخصی در این زمینه وجود ندارد .

چگونه می توان پذیرفت فردی که تاکنون و به اذعان برخی نمایندگان مجلس حتی سابقه یک روز تدریس در کلاس و یا مدیریت یک کودکستان را هم نداشته و فاقد تحصیلات و دانش مرتبط با آموزش و علم پداگوژی است ، به یک باره برای تصدی مقام وزارت آموزش و پرورش جهش کند ؟ این در حالی است که ضوابط و آیین نامه های فراوانی در آموزش و پرورش برای تصدی پست هایی مانند معلم ، مدیر مدرسه ، معاون و... تدوین شده است .
انتصاب در این دستگاه برای یک جایگاه معمولی اداری نیز نیازمند فاکتورها و طی فرآیندهای مشخصی است .
آیا این منطقی و عقلانی است ؟
حتا در صورت رای اعتماد مجلس ، این شخص در جایگاه وزیر دچار بحران مشروعیت و مقبولیت نخواهد شد ؟
آیا این وضعیت به روند کاهش شکاف « ستاد » و « صف » که خود به یک بحران تبدیل شده است کمکی خواهد کرد ؟

در نشست رسانه ای دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش که اخیرا برگزار شد ؛ یکی از خبرنگاران حاضر پرسشی را در این زمینه مطرح کرد .
پس از توضیحات تفصیلی دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش ، مدیر صدای معلم خطاب به ایشان چنین گفت :
« آقای دبیر کل ! شما این ویژگی ها و شاخص را در قالب « طرح » قابل ارائه مستند کنید . این دقیقا مطابق با وظایف مصرح شورای عالی آموزش و پرورش مستند به ماده 6 است . شما در پاسخ به این پرسش از آرزوهای خود گفتید اما این باید با خرد جمعی و بر اساس موازین علمی و مطالعات تطبیقی به صورت یک « قانون » درآید تا افراد و دولت ها سلیقه ای عمل نکنند .
شما از ظرفیت قانونی و از پتانسیل شورای عالی آموزش و پرورش که بالاترین و عالی ترین مرجع سیاست گذاری و تصمیم گیری در آموزش و پرورش هستید استفاده کنید و آن را به مجلس ارائه کنید . »

بدون تردید ، برداشتن این گام بزرگ و راهبردی می تواند در ارتقای جایگاه آموزش و پرورش کشور و سپردن سکان این کشتی نجات به فردی که لیاقت و شایستگی آن را دارد سهم بسیار بزرگی را ایفا نماید »
آیا این پیشنهاد دیده و شنیده شد ؟
این مساله فقط مختص به تعیین وزیر آموزش و پرورش نیست .

انتخاب معلم ، معاون ، مدیر مدرسه و به قول آقای رئیس مجلس ؛ « فراش مدرسه » هم فرمول دارد و به اصطلاح تابع « کار راهه شغلی » است .
هنوز مشخص نیست که چه اراده ای و کدام مقام مخالف تاسیس « سازمان نظام معلمی » است ؟

وقتی معلم حرفه ای انتخاب شد می توان مدیر حرفه ای هم انتخاب کرد و هر کسی متناسب با دانش ، تجربه و خلاقیت خود قطعا در جای درست و معقول قرار خواهد گرفت .
به شرط آن که اراده ای برای کار و حل مساله باشد .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
در روزهای اخیر یکی از مشکلات خانواده ها ثبت نام دانشآموزان در مدارس خوب و برخوردار به ویژه در پایه های اول، هفتم و دهم است. متأسفانه کیفیت مدارس دولتی حتی در مراکز استانها از حد نصاب خوبی برخودار نیست و برخی از مدارس خاص هستند که کیفیت بالای آموزشی دارند که با آزمون ورودی دانشآموزان را ثبت نام میکنند و جوابگوی نیاز همه خانوادهها نیستند.
یکی از مشکلات سیستم آموزشی کشور گرایش بیشتر خانوادهها و دانشآموزان به رشتههای پر طرفدار پزشکی و پیرا پزشکی است که ازدحام زیادی را در مدارس به وجود آورده است همچنین از ظرفیت هنرستانها برای یادگیری مهارتهای فنیوحرفهای غافل شدهایم و شناخت کافی از این رشتهها و هنرستانها بین خانوادهها و دانشآموزان وجود ندارد و یا بعضاً امکانات لازم و ضروری در این هنرستانها از لحاظ سخت افزاری و نیروی انسانی مجرب وجود ندارد.
مشکل مردم در ثبت نام دانشآموزان در مدارس خوب و برخوردار چندوجهی است و عوامل مختلفی در آن دخیل هستند. در اینجا به برخی از چالش های رایج اشاره میکنیم:
1-کمبود ظرفیت: تقاضا برای ثبت نام در مدارس با کیفیت به طور قابل توجهی از ظرفیت موجود فراتر می رود. این امر به ویژه در مناطق شهری و برای پایههای تحصیلی خاص مانند پایههای ورودی مقاطع مختلف رایج است.
2- محدودیتهای جغرافیایی: بسیاری از مدارس دولتی دانشآموزان را بر اساس محل سکونت آنها ثبت نام می کنند. این امر می تواند برای خانواده هایی که در نزدیکی مدارس با کیفیت بالا زندگی نمی کنند، چالش برانگیز باشد.
3- ضوابط پذیرش: برخی از مدارس دولتی و غیر دولتی علاوه بر محدودیت های جغرافیایی، از ضوابط پذیرشی مانند نمرات بالا در امتحانات، شرکت در آزمون های خاص یا مصاحبه استفاده می کنند. این امر میتواند برای دانشآموزانی که از پیشینههای تحصیلی ضعیفتر یا امکانات کمتری برخوردارند، مشکل ایجاد کند.
4- شهریه: مدارس غیردولتی اغلب شهریههای بالایی دریافت میکنند که میتواند برای بسیاری از خانوادهها غیرقابل تحمل باشد.
5- کمبود اطلاعات: دسترسی به اطلاعات دقیق و به روز در مورد مدارس، به ویژه مدارس دولتی، می تواند دشوار باشد. این امر می تواند تصمیم گیری در مورد انتخاب مدرسه را برای خانواده ها دشوار کند.
6- ناهماهنگیها: فرآیند ثبت نام در مدارس می تواند پیچیده و گیج کننده باشد و از مدرسه ای به مدرسه دیگر و از منطقه ای به منطقه دیگر متفاوت باشد.
7- اعمال نفوذ: در برخی موارد، ممکن است شاهد اعمال نفوذ یا فساد در فرآیند ثبت نام باشیم، که می تواند فرصت های برابر را از بین ببرد و به نفع خانواده های ثروتمندتر یا متصل تر باشد.

در اینجا چند راه حل پیشنهادی برای رفع این مشکلات آورده شده است:
- افزایش ظرفیت: سرمایهگذاری در ساخت مدارس جدید و گسترش مدارس موجود می تواند به افزایش ظرفیت و کاهش تراکم کلاس ها کمک کند.
- لغو محدودیتهای جغرافیایی: تخصیص دانشآموزان به مدارس بر اساس شایستگی و نیاز به جای محل سکونت میتواند به برابری بیشتر در دسترسی به آموزش با کیفیت کمک کند.
- شفاف سازی ضوابط پذیرش: انتشار واضح و شفاف ضوابط پذیرش برای همه مدارس و نظارت بر اجرای آنها می تواند به اطمینان از عادلانه بودن فرآیند ثبت نام کمک کند.
- ارائه بورسیه و کمک هزینه: ارائه کمک های مالی به خانواده های کم درآمد می تواند به آنها در پرداخت شهریه مدارس غیر دولتی با کیفیت بالا کمک کند.
- ایجاد یک سیستم متمرکز برای ثبت نام: ایجاد یک پلت فرم آنلاین برای ثبت نام در تمام مدارس می تواند فرآیند را ساده تر و کارآمدتر کند.
- نظارت بر فرآیند ثبت نام: افزایش نظارت بر فرآیند ثبت نام می تواند به کاهش اعمال نفوذ و فساد و اطمینان از رعایت عدالت و شفافیت کمک کند.
- مشارکت دادن ذینفعان: مشارکت دادن والدین، دانشآموزان، معلمان و مدیران در تصمیم گیری در مورد سیاست های آموزشی می تواند منجر به راه حل هایی شود که نیازهای همه را به طور بهتر برآورده می کند.
- تقویت مدارس دولتی: یکی از راه حلهای مهم برای حل این مشکل تقویت مدارس دولتی است که از امکانات لازم و نیروی انسانی مجرب برخوردار باشند تا بتوان دغدغههای ثبت نام دانشآموزان را در مدارس خوب کاهش داد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ گردهمایی اهالی تعلیم و تربیت در خانه ی اندیشمندان علوم انسانی به مناسبت بزرگداشت مقام معلم برگزار گردید .
این نشست بیش از سه ساعت به طول انجامید .
در پایان این نشست سه نفر از وزاری پیشین علی اصغر فانی ، محمدبطحایی و محسن حاجی میرزایی در میزگردی شرکت کردند .
همچنین دانش آموزان دختر و پسر از مدارس سمپاد به هنرنمایی پرداختند .
این نشست میهمان دیگری داشت که از فاصله ی بسیار دوری به این جا آمده بود تا به بیان خاطره و یا بهتر است بگوئیم به « ذکر مصائب حرفه ی معلمی » بپردازد .
او کسی نبود جز « ثریا مطهرنیا » آموزگار سخت کوش بیجاری که عملکرد خدمت بی ادعا و صادقانه در روستاهای محروم کردستان را در کارنامه ی خود دارد . مطهر نیا یکی از 10 معلم برگزیده جهان بوده است.
در این بخش سخنان علی اصغر فانی و محمد بطحایی را می خوانید .
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ نهم خرداد ماه تعدادی از فرهنگیان از شهرهای مختلف ایران قصد داشتند نشستی را در سالن اجتماعات صندوق ذخیره فرهنگیان برگزار کنند که از ورود آنان به این سالن ممانعت به عمل آمد و به گفته برخی حاضران این جمعیت مطالبه گر مجبور شدند در ورودی ساختمان نشست را برگزار کنند.
از تصاویر منتشر شده چنین پیداست که امین الله سالاری و محسن مسعودی نمایندگان منتخب معلمان در هیات امنا صندوق ذخیره فرهنگیان در میان این جمع حضور ندارند اما در پایان این تجمع حضور پیدا می کنند که با واکنش سرد و نیز اعتراضی جمع حاضر رو به رو می شوند .
به نظر می رسد این کنش گران از رسانه ها و خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش برای حضور و پوشش این نشست دعوتی به عمل نیاورده اند .
با این حال وزارت آموزش و پرورش و یا صندوق ذخیره فرهنگیان در برابر این وضعیت سکوت کرده و از کنار آن گذشتند .
تاکنون این موسسه متعلق به معلمان عضو در برابر گزارش ها و یادداشت های « صدای معلم » پاسخ گو نبوده و این در حالی است که مسئولان وزارت آموزش و پرورش هر جا که می رسند و در هر نشست و محفلی ، دولت خود را « مردمی » می خوانند .
در گزارش پیشین از قول عباس کاظمی عضو کارگروه صندوق ذخیره فرهنگیان سازمان معلمان ایران چنین عنوان شد :
« دقت کنید هفتصد و پنجاه هزار عضو صندوق، ماهیانه ۳۰۰ هزار تومان واریز میکنند. مثل رودی که هر ماه به این مخزن سرمایه واریز می کند. اقیانوسی از پول اینجا خوابیده است. با آن چه کار میکنند؟ چرا اخباری که میشنویم، صرفا از حقوقهای چند صد میلیونی و اختلاس هاست؟ ولی معلم هیچ سهمی ندارد؟ سهم معلم اینجا کجاست؟
شما به جز بی اعتمادی و بدبینی عملکردتان هیچ حاصلی نداشته است. همه معلمان بدانند که ما چهار پنج سال تلاش کردیم. خود من از مسئولین صندوق و وزارتخانه ناامید شدم. هر کدام از معلمان بخواهند از ابن صندوق احیا یا مطالبه ای داسته باسند، این طور جواب می گیرند.
حرف آخر این است.ما تنها یک راه داریم. تلاش کنیم صندوق ذخیره فرهنگیان از آنِ معلمان شود و دخالت دولت از آن حذف شود. تا زمانی که دخالت دولت هست، برخوردهای این چنینی نیز خواهد بود. معلمان را به خانه خودشان راه نمیدهند.
در این بخش سخنان « سعید شهسوارزاده عضو شورای نویسندگان صدای معلم » را مطالعه می کنید .
گروه اخبار/

فرهنگیان بازنشسته امروز یکشنبه 20 خرداد در تهران و در برابر وزارت آموزش و پرورش تجمع اعتراضی برگزار کردند .
این تجمع با هدف مطالبه معوقات بازنشستگی صورت گرفت .
شنیده ها حاکی از آن است که مصطفی رباطی معلم بازنشسته و از اعضای انجمن صنفی فرهنگیان خراسان شمالی در این تجمع بازداشت شده است .

پایان پیام/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ نهم خرداد ماه تعدادی از فرهنگیان از شهرهای مختلف ایران قصد داشتند نشستی را در سالن اجتماعات صندوق ذخیره فرهنگیان برگزار کنند که از ورود آنان به این سالن ممانعت به عمل آمد و به گفته برخی حاضران این جمعیت مطالبه گر مجبور شدند در ورودی ساختمان نشست را برگزار کنند.
از تصاویر منتشر شده چنین پیداست که امین الله سالاری و محسن مسعودی نمایندگان منتخب معلمان در هیات امنا صندوق ذخیره فرهنگیان در میان این جمع حضور ندارند اما در پایان این تجمع حضور پیدا می کنند که با واکنش سرد و نیز اعتراضی جمع حاضر رو به رو می شوند .
به نظر می رسد این کنش گران از رسانه ها و خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش برای حضور و پوشش این نشست دعوتی به عمل نیاورده اند .
با این حال وزارت آموزش و پرورش و یا صندوق ذخیره فرهنگیان در برابر این وضعیت سکوت کرده و از کنار آن گذشتند .
تاکنون این موسسه متعلق به معلمان عضو در برابر گزارش ها و یادداشت های « صدای معلم » پاسخ گو نبوده و این در حالی است که مسئولان وزارت آموزش و پرورش هر جا که می رسند و در هر نشست و محفلی ، دولت خود را « مردمی » می خوانند .
در بخش پیشین ، از قول مهدی سورگی گفته شد که ماهیت صندوق ذخیره فرهنگیان شفاف نیست . ایشان تاکید می کند : این صندوق طوری طراحی شده که اگر من به عنوان صاحب سرمایه اعتراض کنم پاسخ می دهند این جا دولتی است ! تو چه می گویی ؟
اگر سازمان های نظارتی وارد شوند می گویند : صندوق ذخیره فرهنگیان موسسه ی خصوصی است ... تو چه می گویی ؟! همچنین ایشان سه پیشنهاد مطرح کردند . این پیشنهادات عبارتند از : اول باید فربهی کوچک شود . دوم شکایت شود .
سومین پیشنهاد من این است که بدنه باید واریزی خود به صندوق را کاهش دهند .
در این بخش ، سخنان عباس کاظمی عضو کارگروه صندوق ذخیره فرهنگیان سازمان معلمان ایران را می خوانید .