گروه گزارش/

یکشنبه 30 بهمن 1401 ؛ « صدای معلم » در یادداشتی با عنوان : معلمان نباید راوی و اشاعه گر « پوپولیسم » و « لمپنیسم » با توجیه ایجاد مدرسه شاد باشند - مدرسه نه جای " سلام فرمانده " است ، نه " ساسی مانکن " و " نه گانگستر آمل " ... مدرسه ، مدرسه است ! نوشت : ( این جا )
« هر چه با خود اندیشیدم که پیام این آهنگ که برای دانش آموزان توسط این معلم جوان پخش شده چه بوده و اساسا این معلم با چه انگیزه و قصدی آن را با دانش آموزان اش بازخوانی کرده است ... به آن نرسیدم ؟ واقعا چنین مدلی برای مدرسه شاد را در کدام کشور می توان سراغ گرفت ؟ چرا در ارتقای شغلی معلمان و همان قانون نیم بند و ناقص رتبه بندی معلمان نباید به « تحرک اجتماعی موثر » و « پارامترهای تفکر انتقادی » اهمیت داده شود و معیار برای ارتقا فقط کاغذ بازی و ارائه نمایش های بیهوده باشد ؟
در کشورهای توسعه یافته حتی فیلم ها را هم بر اساس سن کودکان طبقه بندی می کنند و البته والدین هم در این زمینه نظارت لازم را انجام می دهند .
اما وقتی این صحنه ها را در کنار هم قرار می دهیم نخستین نکته ای به ذهن می رسد چه می تواند باشد ؟
جامعه ایران اگر بتوان مختصات یک جامعه را بر آن اطلاق کرد آمیزه ای از « افراط و تفریط » ها شده است .

قابل تامل آن که :
همان موقع ، تعداد قابل توجهی از حرکت این معلم استقبال کرده و برخورد با این معلم را نشانه ی فقدان آزادی بیان و برخورد با مدرسه شاد و با نشاط تلقی کردند .
به تازگی ؛ نظام آموزشی ایران با پدیده ای به نام « معلم بلاگرها » رو به رو شده است .
جوان آنلاین می نویسد : ( این جا )
یک دو سه، صدا دوربین حرکت!
فیلم ضبط میشود؛ فیلمی که سناریوی آن را معلم چیده است، بازیگران هم دانشآموزان هستند که بدون مزد و منت برای معلم شان کار میکنند. سوژه فیلم اما، اشتباهات طنزآمیز، تلفظ اشتباه کلمات و شیطنتهای بچههاست تا در نهایت این کار، تبدیل به کلیپی پربازدید شود، فالوور جذب کند و لایک و کامنت بگیرد. این گونه است که معلم کلاس به یک بلاگر تبدیل میشود و ممکن است با معروف شدن به درآمدی چند برابر درآمد آموزگاری برسد.

چند سالی میشود که تعدادی از معلمان به خودشان اجازه دادهاند دوربین موبایل شان را روشن کنند و به راحتی از اشتباهات و رفتارهای ناهنجار دانشآموزانشان فیلم بگیرند و آن در صفحه اجتماعی خود منتشر کنند؛ آنها اصطلاحاً معلم بلاگر هستند و به راحتی دانشآموزان را به نفع خودشان مصادره میکنند. هر چند قرار بود به عنوان محرم اسرار و معتمد خانوادهها و دانشآموزان به کلاس درس بروند و نقشی در نظام تعلیم و تربیتی کشور داشته باشند، اما حالا با انگیزههای مختلفی مثل درآمدزایی یا شاید هم دیدهشدن، حرمت این حریم امن را شکستهاند » .
در میانه ی این چالش اجتماعی ؛ برخی از « کلاس درس » به عنوان « حریم خصوصی » نام می برند در حالی که چنین نیست .

کلاس درس در حیطه « حوزه عمومی » است و در حیطه مالکیت شخصی کسی تعریف نمی شود .
بارها و به کرات شاهد بوده ایم که گاف های معلمان در کلاس درس ، تمسخر معلمان ، صحنه های تنبیه شدن دانش آموزان و... توسط دانش آموزان و به صورت ناشناس فیلم برداری شده و در شبکه های اجتماعی اشتراک گذاری شده است اما کم تر کسی و یا نهادی اعتراضی در این مورد کرده است .
شنبه 27 فروردین 1401 ؛ « صدای معلم » در یادداشتی با عنوان « «اولویت باید آموزش مهارت های زندگی و شهروندی به دانش آموزان باشد نه فصل رو کم کنی !» - مدیران ، ناظمان و معلمین قیچی به دست مراقب باشند ! " مدارس شیشه ای " در راهند ؛ چنین نوشت : ( این جا )

« پیش از آن که ویروس کوچک کرونا زندگی همه در ابعاد و شئون مختلف را تحت تاثیر و حتا تهدید قرار دهد و در حوزه آموزش ، مدارس را مدیریت کند کم تر کسی فکر می کرد روزی برسد که قبح و ممنوعیت ورود موبایل و یا تبلت به مدارس شکسته شود .
هنوز یادمان نرفته است که در بسیاری از مدارس پیش از کرونا ، اگر در کیف دانش آموزی موبایل یافت می شد با آن دانش آموز مانند " مجرمان و خطاکاران حرفه ای " برخورد می کردند و چه بسا ممکن بود عواقب زیان باری برای دانش آموز حامل موبایل به همراه داشته باشد .
اما در کنار مشکلات ، چالش ها و بحران های ریز و درشتی که این ویروس برای نظام آموزشی ما به ارمغان آورد و مهم ترین عارضه آن ، تعطیلی مدارس و لوث شدن آموزش خاصه در نظام آموزشی ایران بود اما همان گونه که ذکر شد ، موبایل از خط قرمز خودخوانده بسیاری از عوامل اجرایی مدارس رها شد .

در روزهای گذشته ، قیچی کردن موی دانش آموزان در حیاط یک مدرسه توسط ناظم ( معاون ) آن مورد توجه بسیاری قرار گرفت .
هر چند این گونه رفتارها ممکن است به کرات در سایر مدارس و محیط های آموزشی تکرار شوند اما این بار به مدد تکنولوژی عصر ارتباطات از تاریک خانه مدرسه و کلاس به بیرون درز کرد و بخشی از واقعیت های نظام آموزشی ما را نمایان ساخت ... »
بدون تردید ؛ بخش بزرگی از کاستن و یا اصلاح ناهنجاری های فرهنگی از مدرسه می گذرد و در این مسیر استفاده درست ، منطقی همراه با دریافت بازخورد از امکانات و تجهیزات عصر ارتباطات می تواند به ارتقای جامعه و سطح آن کمک کند .

در دهه های گذشته ، برخی از معلمان خوش فکر و خلاق از فضای « وبلاگ » برای بیان تجربیات ، مشاهدات و نیز انتقاد از وضعیت موجود استفاده می کردند اما به تدریج این پدیده ی خوب و تاثیرگذار که می توانست به تعمیق اصلاحات آموزشی در آموزش و پرورش ایدئولوژیک ما کمک کند و روزنه ای برای ورود عنصر « فکر » و « فرآیند اندیشه ورزی » در آن بگشاید جای خود را به برخی نمایش های مضحک ( Fun ) و عوام پسند داده بی آن که آورده و یا برون داد خاصی برای نظام آموزشی بیمار و فشل ما داشته باشد .

نرگس کارگری آموزگار و خبرنگار صدای معلم در این مورد چنین می گوید : بارها و به کرات شاهد بوده ایم که گاف های معلمان در کلاس درس ، تمسخر معلمان ، صحنه های تنبیه شدن دانش آموزان و... توسط دانش آموزان و به صورت ناشناس فیلم برداری شده و در شبکه های اجتماعی اشتراک گذاری شده است اما کم تر کسی و یا نهادی اعتراضی در این مورد کرده است .
« قبلا در یکی از یادداشت هایم تذکر این مورد را داده بودم.
حالا باید معلمان عواقبش را ببینند. بالاخص که برای معلم نمونه شدن و شرکت در انواع جشنواره ها به فیلم و عکس نیاز دارند.
وقتی بخشنامه ای برای تولید محتوا به معلم داده نشده است حالا باید تاوان کج فهمی های دانش آموزان را بدهد » .
پرسش « صدای معلم » از وزارت آموزش و پرورش آن است که چرا باید قوانین و آیین نامه ها به گونه ای تنظیم شوند که وضعیت به آن جا برسد که به جای « معلم وبلاگ نویس » ، با انبوهی از « معلم بلاگر ها » مواجه شویم که فقط بیشتر به دنبال « دیده شدن » و « مطرح کردن خود به هر قیمتی » هستند ؟

نتیجه ی این همه سخت گیری و فیلترهای عقیدتی و خودسانسوری در «ساز و کار گزینش » چه بوده است ؟

« صدای معلم » بیش از یک دهه است که نسبت به عواقب فقدان تشکیلات تخصصی و حرفه ای معلمان یعنی « سازمان نظام معلمی » می گوید و می نویسد و هشدار می دهد .
طبیعی است که صلاحیت حرفه ای معلمان باید به طور دائم توسط این نهاد تخصصی مورد ارزیابی قرار گیرد و این وضعیت موجب ایجاد جایگاه و مرجعیت برای معلمان خواهد شد .

چرا در ارتقای شغلی معلمان و همان قانون نیم بند و ناقص رتبه بندی معلمان نباید به « تحرک اجتماعی موثر » و « پارامترهای تفکر انتقادی » اهمیت داده شود و معیار برای ارتقا فقط کاغذ بازی و ارائه نمایش های بیهوده باشد ؟
ممانعت از غلیتدن نظام آموزشی به دامن « ابتذال » نیازمند فکر و دلسوزی است .
پایان گزارش/
* فیلم برداری ( مخفی ) از از واکنش دانش آموزان به یک خانم معلم جذاب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
ما در عصر دیده شدن به هر قیمت زندگی میکنیم.
این زمانهای است که آدمها تقلا میکنند به هر قیمتی توجه بقیه را به خودشان جلب کنند. پیرمردی که اگر همین الان بمیرد روی اعلامیه ترحیمش مینویسند : «بزرگ خاندان» اما جلوی دوربین موبایل با شلیک باد معده فالوور جمع میکند . زن جوانی که با دقت آرایش کرده، از تمام تکنیکها برای عشوهگری استفاده میکند و با رکیکترین شوخیهای جنسی لایک میگیرد . بچههای خردسالی که باید پی بازی یا درس باشند مثل کودکان کار توسط پدرها و مادرها گریم میشوند و جملات عاشقانه یا فلسفی در مورد رابطه میگویند . مردهای گردن کلفتی که توی سطل شربت و معجون درست میکنند و با بیل غذا میخورند ….
این یک جنگ تمام عیار برای دزدیدن توجه و عمر مخاطب است، برای کسب لایک و فالوور، برای تبلیغ، برای فروش … اینجا هیچ خط قرمزی دیگر وجود ندارد. دخترهای نوجوان به واسطه زیبایی چهره یا رقصیدن به شهرت میرسند بعد در مورد زندگی زناشویی یا فلسفه هستی سخنرانی میکنند، پسرهای نوجوان روسری میبندند و شوخیهای ضد زن میکنند و اتفاقاً از «بسیاری» از زنان لایک و دستخوش میگیرند. اینجا هر کس میتواند برای چند دقیقه، چند روز، چند ماه به شهرت برسد، پولی به جیب بزند و بعد حس کند حالا وقتش رسیده خلق خدا را هم نصیحت کند!

این خاصیت عصر فست فودی است . همه چیز باید کوتاه، صریح، رنگیپنگی، همهکس فهم و دم دستی تولید شود وگرنه مخاطب «حوصلهاش» را ندارد. این عصری برای احمق کردن عموم آدمهاست، برای مبتذل کردن سلیقه، ذائقه، هوش … در دراز مدت این ستارههای فعلی چنان محو میشوند که انگار هرگز نبودند اما اثرشان نه!
این عصری است که با یک جمله، با یک حرکت بدن، با یک جدی می فرمایید میتوانید به شهرت برسید، گاهی به نیکنامی و بیشتر اوقات اسباب مضحکه و خنده خلق خدا.

در این عصر به ما یاد دادهاند که «قضاوت نکنید» ؛ «شما هم اگه بلدی تولید محتوا کن دیده بشو حسود پلاستیکی» ؛ «زورت میاد بقیه دیده میشن؟» … این عصری است که پادشاههای لُخت واقعی در خیابان های مجازی راه میروند و بیشتر مردم برای آنها سوت و کف میزنند که چه باشکوه! چه لباس زربافت قشنگی! چه جمال و جلالی …
این زمانهای است که «بسیاری» از آدمهای ارزشآفرین، صاحبان ایده و سلیقه، تولیدکنندگان اندیشه و خرد زیر دست و پا میمانند، له میشوند و از خلق اثرهای ارزشمند خسته و پشیمان میشوند.
به پیش میتازیم، مثل دویدن در سراشیبی .
سرعت میگیریم ولی قطعاً زمین خواهیم خورد. با صورت.
طولی نمیکشد.
( کانال نویسنده )
گروه گزارش/

نخستین بار ؛ « صدای معلم » در هفدهم شهریور 1402 در گزارشی خبر از قطع حداقل 4000 اصله درخت در پارک ملی سرخه حصار داد . ( این جا )
در این گزارش آمده بود :
« آن چه مشاهده می کنید انبوه درختان قطع شده ای است که به صورت « الوار " روی هم چیده شده است .
این جا « پارک جنگلی سرخه حصار » است .

یکی از قدیمیترین پارکهای جنگلی تهران که روزگاری شکارگاه شاهان قاجاری بوده است و امروز بهعنوان یکی از پارکهای ملی ایران تحت مدیریت سازمان حفاظت از محیط زیست درآمده است . البته بر اساس تفاهم نامه ای که در سال 1399 میان شهرداری تهران و اداره ی کل منابع طبیعی استان تهران منعقد شد مدیریت پارک جنگلی سرخه حصار به شهرداری تهران واگذار گردید .

و اکنون این وضعیت پارک ملی سرخه حصار است .
چرا این درختان خشک شده اند ؟
آیا اگر رسیدگی لازم و کافی صورت می گرفت ؛ اکنون باید شاهد « مرگ درختان » بودیم ؟

چقدر باید طول بکشد تا نهالی به درختی تبدیل شود ؟
تک تک این درختان نقش « ریه » را برای شهر آلوده ای مانند تهران بازی می کنند اما اکنون کدام مقام و نهاد باید پاسخ گوی این وضعیت باشد ؟

شهرداری تهران که می باید به وظایف ذاتی خود در این گونه موارد و مدیریت علمی شهری عمل کند ؛ دغدغه اش شده برپایی مراسم و مناسک مذهبی و تدارکات عریض و طویل برای آن . در حالی که وظیفۀ شهرداری در هر کشوری در دنیا، ارائۀ خدمات شهری، بهبود حمل و نقل عمومی، توسعۀ پارکها و فضای سبز، نظافت عمومی، ایجاد اماکن گردشگری و توسعۀ پایدار شهری میباشد.
کدام قانون به شهرداری تکلیف کرده است که باید متولی و مبلغ مراسم و مناسک مذهبی باشد و پولش هم از جیب شهروندان پرداخت شود ؟
وظیفه و کارکرد شورای اسلامی شهر تهران به عنوان « نهاد مردمی ناظر » چیست ؟ »
این گزارش انعکاس گسترده ای در سایر رسانه ها و شبکه های اجتماعی داشت .
با انعکاس گسترده این خبر ؛ از سوی مسئولان اعلام شد که دلیل قطع بیش از 4000 اصله درخت در این پارک ملی ؛ « سوسک پوست خوار » بوده که البته با مجوز « سازمان منابع طبیعی » بوده است ! ( این جا )
در اطلاعیه ای چنین اعلام شد : ( این جا )

« « شهروندان گرامی
با توجه به آلودگی بخشی از عرصه ی جنگل کاری این بوستان به آفت سوسک پوست خوار درختان ، عملیات حذف درختان آلوده و اجرای طرح جایگزینی با گونه های مناسب طبق مجوز شماره 1402 / 67 / 8472 سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری به منظور جلوگیری از گسترش و انتشار این آفت به سایر قطعات اجرا می شود ... »
تا امروز یعنی جمعه چهارم اسفند 1402 ؛ هیچ گونه اقدامی از سوی شهرداری تهران برای جایگزینی آن 4000 اصله درخت قطع شده صورت نگرفته است .
با این حال ؛ علی محمد مختاری؛ مدیرعامل سازمان بوستانها و فضای سبز شهر تهران خبر از برنامه ریزی و اجرای برنامه های ویژه در طرح موسوم به « پویش درختکاری » می دهد .
تسنیم نوشت :
« علی محمد مختاری؛ مدیرعامل سازمان بوستانها و فضای سبز شهر تهران اظهار کرد:
بنابر برنامهریزی انجام شده در هفته درختکاری برنامههای ویژهای از سوی شهرداری تهران برگزار خواهد شد که از آن جمله میتوان به کاشت 2 هزار هکتار درخت در قالب فضای پیرامونی شهر تهران اشاره کرد که در نقاط مختلف پایتخت این طرح عملیاتی خواهد شد.

کاشت نهال رایگان در منازل شهروندان تهرانی از دیگر برنامههای سازمان بوستانها است که از امروز یکم اسفندماه این طرح آغاز و تا پایان اسفندماه ادامه پیدا خواهد کرد. تا امروز یعنی جمعه چهارم اسفند 1402 ؛ هیچ گونه اقدامی از سوی شهرداری تهران برای جایگزینی آن 4000 اصله درخت قطع شده صورت نگرفته است .
مختاری در پاسخ به این سؤال که شهروندان چگونه میتوانند نهال رایگان را از سازمان بوستانها و فضای سبز دریافت کنند، گفت: شهروندان میتوانند درخواست خود را برای کاشت نهال در منازلشان در سامانه 137 شهرداری تهران ثبت کنند و در ادامه نیروهای خدمات شهری در هر منطقه نهال مورد نیاز را به منازل شهروندان تهرانی خواهند برد.
مدیرعامل سازمان بوستانها و فضای سبز شهر تهران گفت: نهالهای اشاره شده مثمر هستند و هیچ محدودیتی برای توزیع نهال در بین شهروندان تهرانی وجود ندارد.

مختاری تأکید کرد: باتوجه به اینکه پویش ملی کاشت یک میلیارد درخت در کشور اجرایی شده است ما هم در تهران با جدیت این پویش را اجرا خواهیم کرد.
مدیرعامل سازمان بوستانها و فضای سبز شهر تهران پیشتر گفته بود در قالب پویش ملی کاشت یک میلیارد درخت در کشور، 300 اصله نهال هم تا پایان سال در خیابان ولیعصر (عج) کاشته خواهد شد. این نهالها در محدوده مناطق 3، 6 و 11 کاشته خواهد شد » .

چگونه است که در شهر آلوده و دود زده ای مانند تهران که اکثریت روزهای سال از داشتن « هوای پاک » محروم بوده و خبری از اجرای « قانون هوای پاک » نیست و تنفس هوای پاک برای شهروندان آن به یک آرزو مبدل شده است به راحتی هزاران درخت را به بهانه های مختلف قطع می کنند و از سوی دیگر برای انحراف افکار عمومی ، اقدام به کارهای نمایشی ، تکراری و بی حاصل می کنند ؟
لطفا پاسخ گو باشید .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

یکی از پایه های عقلانیت پرسش گری است.
انسان به اندازه ای که پرسش، نقد و شک می کند خردمند است...
"سقراط"
* اول اسفند 1394 بود که تشکل های فرهنگیان و فعالان صنفی مشتمل بر : سازمان معلمان ایران ، مجمع فرهنگیان ایران اسلامی ، انجمن اسلامی معلمان ایران ، شاخه فرهنگیان حزب ندای ایرانیان ، شاخه فرهنگیان حزب اعتدال و توسعه ،شاخه فرهنگیان حزب اتحاد ملت ، منتخبان فرهنگیان بازنشسته و شاخه فرهنگیان حزب کارگزاران ایران اسلامی ، تعدادی از اعضای معتدل و اصلاح طلب کانون صنفی تهران هم با عنوان فعالان صنفی معلمان گرد هم آمدند تا " میثاق نامه معلمی " را با چند تن از نامزدهای ورود به دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی امضا کنند . ( این جا )

موارد مصرح در « میثاق نامه ی معلمی » عبارت بودند از : ( این جا )

1- تعمیق و توسعه مشارکت معلمان به جهت تامین منزلت آن ها از طریق حمایت از تشکل های معلمی و تشکیل نظام صنفی به منظور نقش آفرینی عینی در اداره امور مدارس ، مناطق ، ادارات کل و حوزه ستادی آموزش و پرورش
2- تلاش برای اصلاح قانون مدیریت خدمات کشوری و افزودن فصل جداگانه ای به منظور همسان سازی نظام حقوق و دستمزد معلمان از جمله با هیات علمی ، دانشگاه ها و ارتقاء معیشت و منزلت اجتماعی – حرفه ای معلمی
3- تلاش به منظور اصلاح نظام پرداخت حقوق و مزایای بازنشستگان آموزش و پرورش به گونه ای که هر گونه افزایش حقوق و مزایای شاغلین در مورد بازنشستگان هم سطح نیز اعمال گردد » .

4 سال گذشت اما خبری از اجرای این تعهدات نشد .

« صدای معلم » در آن دوره گزارش ها ، یادداشت ها و اخبار متعددی را در این مورد منتشر کرد اما از آن خیل افراد و تشکل هایی که امضا و در حقیقت اعتبار خود را پای آن « میثاق نامه » نهادند کسی پاسخ گو نشد و حتی برای این کوتاهی در وفای به عهد خود عذرخواهی هم نکرد .

* پنج شنبه 26 بهمن خانمی صبح تماس می گیرد و از من دعوت می کند تا برای حضور در یک « برنامه ویژه » به شبکه یک صدا و سیما بروم .
موضوع را می پرسم هر چند می دانم برای چه منظوری تماس گرفته است .
او عنوان می کند که موضوع برنامه ، « مجلس آینده و مطالبات فرهنگیان » است .
صریحا به او می گویم که در این برنامه شرکت نمی کنم .
وقتی علت را می پرسد به او می گویم که چرا صدا و سیما در این 4 سال از این نوع برنامه ها نمی گذارد و همین که نزدیک چنین موسم هایی می شود تازه به فکر معلمان و مطالبات آنان می افتند ؟

به او می گویم که این جنس برنامه ها بیش تر تبلیغاتی و نمایشی است و همین که انتخابات تمام شد همه چیز تمام می شود و هر کسی دنبال کار خود می رود . گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است .
تا کی باید این « نگاه ابزاری » و « سیاسی » به نهادی مانند آموزش ساری و جاری باشد ؟ در حال حاضر و در حوزه آموزش و پرورش این نهادی مانند « شورای عالی انقلاب فرهنگی » است که به جای « شورای عالی آموزش و پرورش » و « مجلس » قانون گذاری می کند و آن دو در عمل از حیز انتفاع ساقط شده اند .
تجارب و مشاهدات در این چند دهه چیزی فراتر از این را نشان نمی دهد و یا اثبات نمی کند .
چرا در برنامه های تخصصی صدا و سیما که خود را « رسانه ملی » می نامد نباید از منتقدان دعوت شود ؟
چند گزارش و یادداشت انتقادی در مورد « برنامه پرسشگر » نوشتم ؛ دریغ از یک پاسخ و واکنش .

او می گوید که دیگر این گونه نخواهد بود و اصرار بر « حضور » ...
اما نمی پذیرم .
* در مورد یک موضوع تخصصی در حوزه « انجمن اولیا و مربیان » با آقای محمدرضا شهریاری صحبت می کنم . و اما جایگاه معلم همان جایگاه پیشین است.
وقتی نظراتش را بیان می کند صحبت از انتخابات مجلس می شود .
شهریاری می گوید که او را برای شرکت در انتخابات مجلس رد صلاحیت کرده اند .
وقتی مساله و دلایل را پی گیر شدم علت را همکاری و نوشتن مطالبی در سایت های معاند و مخالف نظام بیان کرد .
شهریاری می گوید که مطالبش فقط در «صدای معلم» منتشر می شوند .

این رسانه هم رسمی است و مجوز دارد .
این کنش گر آموزشی می گوید از هیات مربوطه می خواهد که پاسخ دهند کدام مطلب مکتوب منتشر شده مشکل دارد تا در مورد آن توضیح دهد.
ظاهرا فرد مربوطه پاسخی ندارد و فقط می گوید که در پرونده چنین نوشته اند و مستند و مدرکی هم موجود نیست .

به شهریاری می گویم اگر از نظر آقایان ؛ « صدای معلم » خوشایند آنان نبوده و قابل اعتماد نیست پس چطور است که از مدیر مسئول این رسانه برای حضور و تبیین دیدگاه ها در تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی دعوت می کنند ؟
این تناقض ها را چگونه باید پاسخ داد و خود را « اقناع » کرد ؟

« صدای معلم » در بیست و چهارمین نمایشگاه رسانههای ایران ( امسال ) شرکت نکرد
واقعیت این است که نهادی مانند « مجلس » کارکردهای اصلی خود یعنی « تقنین » و مهم تر از آن « نظارت » را از دست داده است .
در حال حاضر و در حوزه آموزش و پرورش این نهادی مانند « شورای عالی انقلاب فرهنگی » است که به جای « شورای عالی آموزش و پرورش » و « مجلس » قانون گذاری می کند و آن دو در عمل از حیز انتفاع ساقط شده اند .
تفاوت آن این است که ممکن است آن دو نهاد قانونی در مورد عملکرد خود پاسخ گو باشند اما شورای عالی انقلاب فرهنگی نهادی نیست که بخواهد به فرد و یا رسانه و نهادی غیردولتی پاسخ گو باشد .
به تازگی هم مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی از رسیدگی و نقض در دیوان عدالت اداری مستثنی شده اند و به نظر می رسد تنها « روزنه » برای اصلاح در وضعیت موجود هم بسته شده است . ( این جا )
آیا مسئولان نظام جمهوری اسلامی به این مسائل و چالش ها واقف نیستند ؟
آیا نمی دانند که « اعتماد » زیربنای هر چیزی و به ویژه « امنیت » است و وقتی نباشد دیگر چیزی نمی ماند که بتوان در مورد آن گفت و گو و تعامل داشت .
در حال تمام کردن این یادداشت بودم که خبر رسید :
هزار و هفتصد معلم کاندید نمایندگی مجلس شده اند .
« جمعی از آموزگاران عزم عاجل کرده اند
مجلس اینک دفتر حل المسائل کرده اند
بعد حل مشکلات اندر نظام تربیت
عزم بر حل همه دیگر مسائل کرده اند ... » ( این جا )
و اما جایگاه معلم همان جایگاه پیشین است.

و این دور ادامه دارد ....
گروه گزارش/

هفتم اسفند 1393 ؛ « صدای معلم » در مطلبی با عنوان « ضرورت تاسیس یک " هویت جدید " برای نهاد انجمن اولیاء و مربیان » چنین نوشت : ( این جا )
« متاسفانه و طی سالیان متمادی ، کارکرد انجمن اولیا و مربیان به نهادی برای توجیه و اقناع خانواده ها برای پوشش قانونی دادن به اخذ وجه توسط مسئولان مدرسه تبدیل شده است و از آن جا که غالبا و بر طبق شواهد و قرائن این گونه کمک ها داوطلبانه و با رضایت خاطر صورت نمی گیرد ، نوعی فرار و نیز بی اعتمادی نسبت به کارکرد این انجمن شکل گرفته وبه تدریج نهادینه شده است .
مسئولان با سخنرانی ها و مصاحبه های متعدد سعی می کنند که این ذهنیت های غالبا منفی را اصلاح کنند اما تاکنون نتیجه لازم و کافی در این زمینه به دست نیامده است .
در دعوتی که مدیران مدارس از اولیاء برای حضور در نشست ها می کنند استقبال خوبی صورت نمی گیرد و هر سال این « دیوار بی اعتمادی » بلندتر و قطورتر می گردد .
به نظر می رسد مهم ترین اقدامی که می تواند در این زمینه صورت گیرد ، استقلال این نهاد و تبیین یک کارکرد مدنی و مردمی بدون وابستگی های دولتی است .
قائم مقام وزیر آموزش و پرورش در انجمن اولیا و مربیان در مهر ماه 1389 از تغییر اساسنامه گفته بود و این که سعی شده در اساسنامه جدید نقش همه جانبه و موثری را برای اولیا و مربیان در امور گوناگون تعریف شود .
با این حال از آن زمان تا کنون و با وجود تغییر اساسنامه ، تغییر چندانی در کارکرد و یا رویکرد این نهاد حاصل نشده است .
به عنوان مثال ، در اساسنامه این انجمن ، مدیریت این نهاد تحت عنوان « قائم مقام وزیر آموزش و پرورش » تعریف شده است که توسط وزیر تعیین می شود و شورای عالی این انجمن موضوع ماده 3 اساسنامه که متشکل از 12 نفر ( 11 نفر + یک نفر وزیر ) است باز هم توسط همان منصوب وزیر تعیین می شود .
همان گونه که ذکر شد ، انجمن اولیا و مربیان باید به عنوان نهادی مستقل با کارکردی « مدنی و مردم محور » تعریف شود تا بتواند ضمن تاسیس و توسعه فرآیند اعتماد سازی ، به عنوان بازوی مدرسه به وظایف خویش عمل کند .
چه اشکالی دارد که فرآیند انتخاب برای تشکیل نهاد انجمن اولیاء و مربیان در سطح بالا از سطوح پایین و از مدرسه شروع شود ؟

این استقلال لزوما به معنای مقابله نیست و راه برای تعامل و همکاری فراهم خواهد بود اما تعریف چنین کارکرد تازه ای ، می تواند هویت جدیدی را برای نقش اصلی « خانواده » در فرآیند تعلیم و تربیت بگشاید .
در سایه تعریف این هویت تازه می توان به شروع فرهنگ گفت و گو میان خانه و مدرسه امیدوار بود .
بسیاری از پیش داوری ها و بدبینی ها ، در سایه « ارتباط متقابل و موثر » مرتفع می شود .
پیامدهای چنین تاسیس هویتی می تواند انتقال گفت و گو ها از حوزه « مدرسه – خانواده » به « عرصه عمومی » باشد .

کوتاه سخن این که نهاد خانواده باید در برنامه ریزی ها و تدوین استراتژی به بازی گرفته شوند و تنها اتاق فکر متشکل از خانه و مدرسه است که می تواند در اصلاح زیر ساخت ها و تغییر نگرش موثر و مفید باشد .
با پیگیری چنین فرآیندی می توان امیدوار بود که آموزش و پرورش به یک « موضوع ملی » تبدیل شده و مسیر برای « توسعه پایدار » در جامعه فراهم شود .»
چهارم اردیبهشت 1397 ؛ مدیرکل انجمن اولیاء و مربیان وزارت آموزش و پرورش چنین می گوید : ( این جا )
« این تشکل باید غیردولتی باقی بماند .
عباس پور از نهایی شدن اصلاحیه اساسنامه این انجمن خبر داده و گفت: اداره هیئت امنایی انجمنهای اولیاء و مربیان در اساسنامه جدید قید شده و امیدواریم بتوانیم در طول امسال اساسنامه جدید را اجرایی و در تابستان کنگره هیئتامناء را با حضور منتخبان استانها در تهران برگزار کنیم.

مدیرکل انجمن اولیاء و مربیان وزارت آموزش و پرورش تاکید کرد :
اداره هیئت امنایی انجمنهای اولیاء و مربیان در اساسنامه جدید قید شده است، بر این اساس منتخبان شورای انجمن مدرسه، شورای انجمن منطقه و شورای انجمن منطقه شورای استانی را انتخاب میکنند و در نهایت شورای انجمن استان در مجمعی اعضای هیئت امنای کشوری را در قالب انتخاباتی برمیگزینند. چه اشکالی دارد که فرآیند انتخاب برای تشکیل نهاد انجمن اولیاء و مربیان در سطح بالا از سطوح پایین و از مدرسه شروع شود ؟
انجمن اولیاء و مربیان باید مستقل از آموزش و پرورش باشد تا بتواند مطالبات اولیاء را تا سطح بالای ستادی پیگیری کند و مطمئنا اگر این استقلال به معنای واقعی محقق شود بسیاری از مشکلات کاهش مییابد ».
اساسنامه جدید انجمن اولیا و مربیان بعد از بررسی در کمیسیون اساسنامه ها و مقررات تحصیلی به شورای عالی آموزش و پرورش ارائه و در جلسه 986 به تصویب رسید .

در بند 2 این ماده واحده آمده است « وزارت آموزش و پرورش موظف است ظرف مدت 6 ماه نسبت به تدوین اساسنامه جدید انجمن اولیاء و مربیان متناسب با مفاد اسناد بالادستی به ویژه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش اقدام و برای تصویب به شورای عالی آموزش و پرورش ارائه نماید » . ( این جا )
پس از گذشت یک سال و اندی هنوز خبری از اجرای این مصوبه نیست با این حال رضا مرادصحرایی وزیر آموزش و پرورش دولت سیزدهم در گردهمایی روسای ادارات انجمن اولیا و مربیان که صبح سه شنبه اول اسفند ( امروز ) در اردوگاه فرهنگی تربیتی شهید باهنر برگزارشد چنین می گوید : ( این جا )
موضوع اساسنامه انجمن اولیا و مربیان ضرورتی به تاخیر افتاده است.
صحرایی هیج گونه اشاره به دلایل عدم اجرای قوانین و مصوبات نمی کند و فقط به کلی گویی و ابهام گویی بسنده می کند .
عاطفه سادات مدبرنژاد که حکم سرپرستی خود بر این تشکل غیردولتی را از دستان وزیر گرفته چنین بیان می کند : ( این جا )

« با حضور پیشکسوتان و صاحبنظران در این گردهمایی هم اندیشی هایی شکل خواهد گرفت که در آن بازنمایی اساسنامه انجمن اولیا و مربیان را خواهیم داشت » .
با وجود آن که اساس انجمن اولیا و مربیان در ثبت شرکتها به عنوان یک نهاد غیردولتی در 23 آبان 1346 ثبت شده است ؛ اما خبری و یا نشانه ای از این غیردولتی بودن نیست .
پرسشی که هنوز و پس از گذشت بیش از نیم قرن هنوز به قوت خود باقی است و علایم مطالبه ی جدی و مستمر در مورد اجرای دقیق آن مشاهده نمی شود .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اگر در گذشته با تغيير دولت ها، مسئولين صندوق تا نيروهاي خدماتي و ...تغيير مي کردند ، در دولت انقلابي سيزدهم با عضويت نماينده محترم وزير در صندوق (پديده ای جديد و غير معمول ) به هيات امنا ، شاهد تغييرات شديد در مديريت ها مي باشيم .
در زمان مدير عاملي غندالي ، سازمان معلمان ايران ( شوراي منطقه شش تهران ) پيشنهادات اصلاحي خود را در باره اصلاح ساختار صندوق ذخيره فرهنگيان مطرح نمود . به دليل عدم حضور کنشگران مدني منسجم و فعال در اين حوزه ، جهت تدوين سياست ها و خط مشي هاي ميان مدت و بلند مدت موسسه براي تشکيل شوراي سياست گذاري صندوق پيشنهاد داد که تشکل هاي مدني فعال در حوزه آموزش و پرورش به شرح ذيل ( 1 ) نقش آفريني کنند .
مکانيسمي طراحي شود تا در آينده هيچ مدير عاملي از صندوق ذخيره فرهنگيان اعلام نکند :

1- « هنوز پس از دو و نيم ماه كه من آمدهام، شركتهاي جديد كشف ميشود و با وجود تلاشي كه وجود دارد هنوز هم شركتهاي وابسته به صندوق مشخص نيست و هيچ چيز منسجمي در صندوق وجود ندارد و داشتههاي صندوق دقيقا مشخص نيست » .
2- کليه تشکل هاي مدني فعال در آموزش و پرورش ضمن حفظ مواضع تشکيلاتي خود هرچه سريع تر کارگروه صندوق ذخيره خود را تشکيل و به مشاور محترم جناب آقاي عبدي معرفي نمايند .
3- اين کار گروه ها در تعامل با نماينده و يا نمايندگان ِ هيئت امنا محترم صندوق ذخيره فرهنگيان ، آئين نامه و دستور العمل شوراي سياست گذاري را تنظيم نمايند .
4- اولين شوراي سياست گذاري صندوق ذخيره فرهنگيان با حضور نمايندگان تشکل هاي فرهنگيان و نمايندگان صندوق به صورت پايدار تشکيل شود .
5- سياست هيئت امنا ناپايدارتر است زيرا با تغيير دولت ها ممکن است سياست ها به سرعت تغيير کند ولي سياست تشکل ها پايدارتر هستند و تغيرات کندتر و با شيب ملايم تر انجام مي شود » .
هوشمندي نگاه تخصصي اين تشکل سياسي و تدوين کنندگان اين نظريه در گذر زمان بر همگان مشخص شد . افزايش سرعت پيگيري تخصيص حقوق مالکانه ، مطالبه جدي است و کاهش سرعت اين روند با هيچ بهانه اي پذيرفتني نيست . اعضا منتظر تحقق وعده هاي داده شده مي باشند .
در وزارت سيد محمد بطحايي ، صندوق با سياست مديريت بازتر مواجه مي شود و هيات امناي دايره بسته با حضور سه منتخب از فرهنگيان ، امکان حضور فرهنگيان عضو در موسسه متعلق به يک ميليون و ششصد هزار عضو فراهم مي شود .
در ادامه حضور سه منتخب ِ اعضا در هيات امنا به تدريج مطالبات اعضا از صندوق شکل مدني به خود گرفت و از دل آن مطالبه گران شکل گرفتند و سازمان معلمان ايران در بيانيه دوم شهريور 1399 خود مطالبات قابل تحقق را در 7 محور دسته بندي کرد و ضرورت انتخاب اعضاي هيات امنا بر اساس آیين نامه اي را مطرح نمود .
مطالبه گران صندوق ذخيره فرهنگيان توانستند در تعامل با مسئولين وقت ِ صندوق ، اساسنامه 1400را به تصويب برسانند و در مواجه با برخي از نمايندگان مجلس که قصد تبديل اموال خصوصي يک ميليون و ششصد هزار عضو ، به موسسه عمومي غير دولتي را داشتند ايستادگي نمايند .
مطالبه گران با تشکيل جلسات در آذر و بهمن 1400 و تدوين پيش نويس پيشنهادي آئين نامه اتنخابات تلاش نمودند اجازه ندهند دست در جيب معلمان برود .
در سال 1401 مطالبه گران درخواست ديدار سوم را داشتند که مسئولين وقت صندوق ( به دليل افشاگري هاي انجام شده و موفقيت هاي کسب شده توسط مطالبه گران در دو جلسه آذر و بهمن 1400 ) مرتکب اشتباه استراتژيک شدند و تصور کردند اگر مطالبه گران را به رسميت نشناسند ، آنان ساکت مي شوند و بساط مطالبه گري برچيده مي شود .
بدون اطلاع مطالبه گران ، مدير عامل وقت با رسانه هاي هم سو جلسه برگزار مي کند و حسن اتفاق ، تعدادي از مطالبه گران به قصد حضور در خيابان عطار ، شهر و ديدار خود را ترک مي کنند و راهي خيابان عطار مي شوند .

تحت فشار مطالبه گران ، مسئولين وقت ترجيح مي دهند به جاي مذاکره با مطالبه گران با مجمع عمومي استاني ( 83 نفر منتخبين استاني ) ديدار داشته باشند .
مطالبه گران که از بين تشکل ها ، مديران رسانه هاي مستقل ، مجمع عمومي استاني ، کنشگران مستقل ، کارشناسان فرهنگي عضو صندوق و ... بودند کيد مسئولين وقت را خنثي نموده با تشکيل رنگين کمان اميد آفرينان ( چهار تشکل + نمايندگان شوراي عالي آموزش و پرورش + مجمع عمومي استاني + مطالبه گران مستقل ) براي همايش دو روزه 18 و 19 بهمن 1401 متحد و يک پارچه شدند .
طي نامه تشکل ها و حمايت از کارشناسان عضو ، هوشياري سه منتخب که از جنس معلمان هستند ،جلسه همايش دو روزه با مديريت محمد تقي سبزواري برگزار شد .
در سايه هوشمندي اعضاي مجمع عمومي استاني ( تشکيل جلسه تا چند ساعت بعد از نيمه شب پس از سفري طولاني و جلسه ي طولاني روزانه ) تدوين برگ زرين ديگري به کارنامه کنشگران به نام بيانيه 19 ماده اي اضافه شد .
دست آورد بزرگ اين کنشگري هوشمندانه و همگرا ، حضور دو کارشناس فرهنگي آقايان عباس آزادي و محمد حسن صدقي در کميته عالي ارزش مالکانه بود ، چون آقاي آزادي شاغل بودند و آموزش و پرورش براي حضور ايشان در جلسات همکاري نکرد در ادامه نتوانست در جلسات حضور بيابد ولي آقاي صدقي با حضور مداوم و موثر ، به مقام دبيري کميته عالي ارزش مالکانه منصوب شدند .
با حضور عبدالمجيد فرجي و پيگيري مطالبه گران براي فشردن کليد آخر ارزش مالکانه ، روز سه شنبه 9 آبان 1402 ديدار اول کنشگران با ايشان برگزار شد که در سايه پيگيري مطالبه گران و اراده مسئولين بلند پايه ، دست آورد هاي خوبي داشت .
در ادامه کنشگران مدني قصد ديدار با حميد رضا نجف پور کردي را داشتند که صبح روز ديدار ، هيات مديره با استعفاي قبلي و قديمي ايشان موافت کردند و جلسه تعامل با ايشان برگزار نشد .
پس از 5 سال مطالبه گري ، کنشگران مدني فعال در حوزه صندوق ذخيره فرهنگيان مطالبات خود را در پنج دسته ذيل پيگيري مي کنند :
1- دفاع از ماهيت خصوصي صندوق در مواجهه با دولت و مجلس . از رياست محترم هيات امنا و رياست محترم هيات مديره که ماهيت صندوق را خصوصي مي دانند انتظار مي رود تا در مقابل کج روي هاي مجلس جهت تصويب اساسنامه يک موسسه کاملأ خصوصي در هيات وزيران ( خلاف اصل 85 قانون اساسي ) ايستادگي نمايند .
تغيير اساسنامه و تدوين اين نامه انتخابات بر محور اساسنامه جديد و به استقبال تصويب اساسنامه در هيات دولت رفتن با پذيرش ماهيت خصوصي صندوق در تضاد است .
2- سرعت بخشيدن به روند تخصيص حقوق مالکانه .
3- سرعت بخشيدن به روند ورود هلدينگ ها به بورس ، گذار از بنگاه داري به سوي صندوق هاي سرمايه گذاري .
4- تدوين آئين نامه دموکراتيک براي انتخابات با دعوت محمد داوري در جلسات تدوين آئين نامه و برگزاري انتخاباتي غير مهندسي شده . متاسفانه شواهد و قراين در اين رابطه نگران کننده است .
5- اجراي اساسنامه قانوني تير ماه 1400، با اجراي حاکميت شرکتي + نو آوري باز ؛ به علاوه آئين نامه هاي مديريت سود و قانون سوت زنان ريشه هاي سوء استفاده ها را مي خشکاند .
روز سه شنبه 24 بهمن 1402 ، جلسه اول ديدار کنشگران با محسن احمدي مدير عامل و جلسه دوم گفت و گو با عبدالمجيد فرجي رياست محترم هيات مديره با تشريف فرمايي کنشگران مدني از کرمان ، کاشمر ، شاهرود ، همدان ، کرج برگزار شد که قطعأ در سايه پيگيري کنشگران مدني و اراده مسئولين دست آورد هاي خوبي خواهد داشت .
به قرار شنيده ها ، اهم مطالبات حاضرين در جلسه ي سه شنبه 24 بهمن 1402 که تا نيمه شب ادامه داشت به شرح ذيل است :

1- افزايش سرعت پيگيري تخصيص حقوق مالکانه ، مطالبه جدي است و کاهش سرعت اين روند با هيچ بهانه اي پذيرفتني نيست . اعضا منتظر تحقق وعده هاي داده شده مي باشند .
2- موانع ورود شرکت ها و هلدينگ هاي موسسه به بورس يا فرا بورس به سرعت برداشته شود تا با ورود به بازار سرمايه ، شفافيت عملکرد و رعايت استاندارد هاي مديريتي ، نگراني يک ميليون ششصد هزار عضو از مديريت ناکارآمد را کاهش دهد .
3- بعد از گذشت 12 هفته انتظار مي رود با مصوبه هيات مديره ( نه نهادهاي تخصصي دولت و ... ) دستيابي اعضا به کدال داخلي فراهم شود .
4- در دنياي اقتصاد ، اعتبار موسسات مالي از روي تابلو بورس يا شاخص هاي اقتصادي ارزيابي مي شود که نشانه کار آمدي يا عدم کار آمدي مديران مي باشد ، صاحبان اصلي سرمايه صندوق اجازه نمي دهند که ناکارآمدي مديران صندوق به حساب کنشگران مدني فعال در حوزه صندوق نگاشته شود .
5- از مدير عاملي ( دکتر محسن احمدي ) با رزومه اي که به دليل عدم اجراي برنامه هايش استعفا مي دهد انتظار مي رود براي اصلاح ساختار صندوق برنامه داشته باشد تا صندوق ذخيره فرهنگيان بيشتر از موسسات اقتصادي ديگر ، از جمله صنعت بيمه رشد داشته باشد .
6- محافظه کاري ، عدم برنامه ريزي و تاخير در اجراي برنامه ها از عوامل موثر عقب ماندگي صندوق ذخيره فرهنگيان مي باشد .
7- مسئولين صندوق بايد جهت رفع ِ عوامل نارضايتي اعضا با تمام ظرفيت بکوشند ؛ اشکالات موجود در صورت وضعيت اعضا نقطه ضعف بزرگي است .
8- از روابط عمومي صندوق انتظار مي رود به جاي شو آف ِ رسانه اي در گفت و گوي دو هفته يک بار با دبير کميته ي عالي ارزش مالکانه موانع و چالش هاي پيش روي تخصيص حقوق مالکانه را نمايان سازد .
9- حرکت و ساماندهي فعاليت صندوق از بنگاه داري به سوي صندوق هاي سرمايه گذاري ، سرو سامان دادن به وضعيت نيروي انساني اعم از نيروي مديريتي تا خدماتي و... از مطالبات مهم مي باشد .
10- تکيه به خرد جمعي ( توجه به تجميع آراي ) نخبگان و کارشناسان خبره جهت تصميم گيري و برنامه ريزي براي اصلاح امور مورد تائيد کنشگران مدني مي باشد .
11- اقدام مدير عامل ( تعيين فرصت حداکثر سه ماهه ) براي مديران هلدينگ ها و شرکت ها براي ارائه برنامه کاهش زيان يا افزايش سود دهي مورد حمايت است .
12- تمرکز بر اصلاح ساختار و کوچک سازی و حذف بخش های زیان ده مورد حمايت اعضا مي باشد .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
جستارگشایی:
در گرگ و میش هوای سوزناک بهمن کمی عجله دارم و بیتاب رسیدن به وعده ملاقاتی که پس از کلی اصرار به یکی از کاندیداهای مطرح شهر دادهام. از کوچه پس کوچههای کرج میانبر زده وارد یکی از خیابانهای اصلی شهر میشوم.
خدای من میخی سه پیچ لاستیک ماشینم را به فنا داده است.
راستش پنچرگیری در اوج عجله و در چله زمستان یکی از سختترین کارهای دنیاست. ناچارا ماشین را به کناری هدایت و قرار ملاقات را نیم ساعت به تاخیر انداخته مشغول مقدمات پنچرگیری میشوم. در تنگنای تقلا، ناگهان متوجه چهرههای عجیب و غریب (خانم ها با آرایش تند و جیغ و تیپولوژی فشن) اطراف ماشین که در حال بحث و برات و چانهزنی بر سر قیمت معامله و نوع خدمات با رانندگان عبوری هستند میشوم. از شما چه پنهان، چشمم به کار و گوشم به مذاکرات سرپایی و بده بستانهای ظالمانه زنان خیابانی با شکارچیان جورواجورِ به صف کشیده میباشد.
« ببین دختر خوب ما سه نفریم باید همه جوره...
اشکالی نداره . قیمتی که گفتم رو پیش بدی اون دست خیابون خواهر و دوستم ایستادند اگه بخوای پسر خالهمم هستش به راهه و... »
قبل از سوار شدن ، توافق انجام شده و پولی کارت به کارت میشود.
یک ساعتی که درگیر پنچرگیری هستم ناخودآگاه شاهد این کشمکشها و بده بستانهای دنبالهدار بین عرضه و تقاضای تنفروشان به ناچاری و عیاشان هوسران هستم.

( یک زن نپالی )
نهاد خانواده در چنبره فقر و فحشا
« جرم انگاری زنان خیابانی موضوعی بحث برانگیز در ایران است. برخی از زنان و دختران در ایران به دلیل فقر و کمبود فرصت مجبور به تن فروشی هستند. از طرفی حکومت فحشا را جرم میداند و اقداماتی را برای مجازات دست اندرکاران انجام داده است جرمانگاری زنان خیابانی در ایران و تاثیرات آن بر جامعه و بر نهاد خانواده امری است که باید صاحبنظران اجتماعی با دقت و ظرافت موضوع را واکاوی کرده و تابوهای رایج (انکار و پاککردن صورت مسئله و...) را کنار بگذارند.
حضور و ظهور زنان خیابانی در جامعه معضلی است که این روزها برای دیدن و پی بردن به وجود آن شاید لازم نباشد خیلی دقت کنیم، کافیست 9 شب به بعد در برخی از خیابانهای کددار حاضر شوی، ماراتن ماشینهایی را میبینی که سواره برای خرید تنِ به رقابت می پردازند، و پس از معامله غیرقانونی اما علنی این بازار، ماشینها با دو، سه یا... سرنشین از جلوی چشمانت دور میشوند » .
افزایش تقاضا ؛ افزایش عرضه
« زنان روسپی به دلایل مختلف اجتماعی و فرهنگی به این فضای آلوده روی آورده اند، روند رو به رشد تقاضاهای جنسی که متاثر از محیط و عوامل تحریکزاست، انگیزه زنان را برای بهرهوری اقتصادی و جنسی افزایش میدهد. مصاحبههای انجام شده خبرنگاران حکایت از آن دارد که ذائقه های جنسی افراد متاثر از عوامل تحریک کننده تغییر کرده و مردان را برای ارضای امیال جنسی خود به مکانی خارج از حریم خانواده هدایت میکند . تماشای فیلمهای پورن که به تغییر ذائقه جنسی همسران و افزایش مطالبات جنسی آنان میانجامد، در درازمدت روابط جنسی متعارف میان همسران را تحت تاثیر قرار داده و روابط جنسی خارج از محدوده خانواده را افزایش میدهد، پس با نادیده گرفتن این مسئله هر روز به تعداد این زنان، دختران و همین طور مردانی که در خیابانها به دنبال کالای مطلوبشان هستند اضافه میشود » .

عینک سیاسی در مسائل اجتماعی
یک مددکار اجتماعی تصریح میکند: «وقتی اجازه نمیدهند درباره مشکلات صحبت کنیم، ماجرای دروازهغار تهران پیش میآید. وقتی صحبتکردن از مصائبی چون اعتیاد، ایدز و تنفروشی مصداق سیاه نمایی میشود با محلههایی روبهرو میشویم که اعتیاد و ایدز و بزه جزء بافت جداییناپذیر آنها شده. وقتی عدهای دوست دارند طرح مسئله در کشور را با عینک سیاسی ببینند و از آن بهرهبرداری سیاسی کنند و تا زمانی که این روش وجود دارد، نمیشود انتظار هیچ اتفاق خوشایندی را داشت.
یادمان هم باشد که زنان روسپی فقط زنان معتاد نیستند. بخش عمدهای از این زنان از نظر اعتیاد، سلامت هستند و ظاهر آراسته دارند. نباید با انکار حقیقت جلوی مبارزه با آن را بگیریم.
گفتنی است سالهای گذشته در پی دستگیری بالغ بر دو هزار زن خیابانی و بررسی وضعیت آنها در پایتخت، مشخص شد ۶۰۰ نفر از آنها روسپیگری را بهعنوان شغل خود انتخاب کردهاند و هزارو ٤٠٠ نفرشان از طریق شبکههای مجازی به این دام افتاده و اقدام به ارتباط با مردان هوسران میکردهاند » .
در پایان مخاطبان عزیز را با تورق شعروارهای از استاد ابولفضل شاهبیگ تنها میگذاریم.
در پناه سایه خورشید
سایهای تفتیده، آتشگون
زنی بر فرشِ عرض خویش
نشسته بچهای در بَر
او با رقص دستانی، شرماگین، پشیمان
که عشوه از حاجتش دارد
پلی بسته است از دریای عِرض خویش
تا بر ساحل تیر نگاه مضحک مردم.
او در خیال خاموش خویش
نگاه روشن و امید دارد.
تا که در روزی ، زمانی
منفجر سازد دستان گدایی را
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید