بستر و زمینه های موجود در کشور های جهان، مدیریت های مطلوب کلانی را می طلبد که با نگاه عمیق و همه جانبه به کلیت و ریز جزئیات توجه کند.
بدیهی است آن مدیریتی شایسته و توانمند خواهد بود که اولا اصل موضوع را در جهت شایسته ای هدایت کند و دوما جلوگیری دقیق و هدف مند از بین رفتن ریز جزئیات را مدنظر قرار دهد.
موضوع جامعه دانشجو معلمان پسر و دختر این مرز و بوم که پس از فراز و نشیب های متعدد و مکرر با عناوین: کنکور، مصاحبه، تحقیقات و .....به دانشگاه فرهنگیان رسیده اند ؛ یکی از همان بستر هایی می باشد که متاسفانه مورد غفلت مسئولین امر واقع شده است.
کلمه دانشجو به تنهایی در مفهوم معنایی و عملیاتی خود بسیار سنگین و مهم است.
حال زمانی که این کلمه دانشجو ترکیب با کلمه سنگین تر و مهم تری به نام معلم شد، دیگر کوتاهی ها و بی توجهی ها به دور از باور عقلانی و منطقی است.
دانشجو معلم یعنی انسانی که با موازات وظایف دانشجویی خود اعم از تحصیل و تحقیق، وظیفه سنگین تری را با عنوان معلمی بر دوش خود می کشد که بدان معناست که علاوه بر تحصیل و تحقیق، درونی سازی علم نه تنها برای خود بلکه برای آموزش با استفاده از فنون و روش های مختلف به دانش آموزان را نیز متعهد شده است.
به فرض مثال عینی، اگر دانشجویی در وظایف تحصیلی خود کوتاهی کند، صدمه و خسارت آن کوتاهی اولا به خود او وارد خواهد شد و سپس به جامعه هدفی که در شغل آینده خود با آنها سروکار دارد.
اما اگر دانشجو معلمی در وظایف تحصیلی خود کوتاهی کند،نه تنها خود او بلکه نظام آموزش و پرورش یک کشور دچار مشکلات عمده ای خواهد شد که ممکن است سالیان متمادی این مشکلات گریبان گیر وزارت مظلوم آموزش و پرورش باشد و رهایش نکند.
اما دلیل آن است که دانشجو معلمان مشکلاتی را در فضای دانشگاهی خود متحمل می شوند که با هر بار پیگیری و درخواست از مسولان هیچ جواب قانع کننده و منطقی را دریافت نمی کنند.
این مشکلات است که فشار روانی و اقتصادی را بر دانشجو معلمان تحمیل می سازد و بدون برطرف کردن این مشکلات فضای مطلوب علمی و روانی به دست نمی آید.

مشکلاتی از قبیل :
1- کسورات دانشگاهی که متاسفانه بیشتر از نصف حقوق دانشجو معلمان را از آنها می گیرد در حالی که حقوق دانشجو معلمان حداقل حقوق در بودجه سالیانه تعیین می شود.با این وجود عملا دانشجو نمی تواند به صورتی مخارج شخصی خود را از این حقوق برطرف کند. (فراگیری مهارت های مختلف و هزینه های شرکت در کارگاه های آموزشی و تربیتی به جای خود!)

2- مشکلات موجود در فضاهای آموزشی، صنفی و رفاهی دانشجو معلمان
(وجود اتاق هایی که ۱۲ و حتی ۱۸ نفر درون آن هستند اصلا موضوع جالبی نیست و شواهد متعددی در این رابطه در کل کشور وجود دارد.)
3- عدم برخورداری از تسهیلات و شرایط
(دانشجو معلمان به فرض آن که حقوق کاملی دریافت کنند، رویدادهایی همچون ازدواج شان را با شرایط بسیار سختی دنبال می کنند و همین مشکل در مولفه های مهم کشور تاثیر به سزایی ایفا می کند.در صورتی که نگرش می باید به نحوی باشد که قانون ازدواج و جوانی جمعیت برای این قشر محترم نادیده گرفته نشود.)
4 - عدم وجود شبکه و کار گروه متخصص جهت انگیزه سازی و تشویق دانشجو معلمان به تحقیقات و پژوهش های علمی مرتبط با حوزه های آموزش و پرورش
و دیگر مسائلی که در بعضی از استان ها مشاهده می شود و انتظار از دولت محترم، وزیر جدید آموزش و پرورش و مسئولان محترم ذی ربط است که به جد به دنبال برطرف سازی این مشکلات و دغدغه ها باشند و این گونه نباشد که نظام آموزش و پرورش، کارمندان، کادر تربیتی و معلمان محترم آن از ضعیف ترین اقشار جامعه شوند که خود این موضوع در جریان امر آموزش و تربیت دانش آموزان تاثیر به سزایی دارد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
در آستانه بازگشایی مدارس، شاهد اعتراضات گسترده اهالی مظلوم محمدشهر کرج در قالب تحصن، راهپیمایی،نامهنگاری و سایر روشهای مسالمت آمیز به خاطر پلمب شدن مدارس میثم تمار و پرورش محمدشهر کرج و بلاتکلیفی ۲۴۰۰ دانش آموز بیپناه در کوچه پس کوچههای ناتوانی و بیتفاوتی مدیرکل آموزش و پرورش البرز هستیم.
به قول یکی از زعمای دستگاه تعلیم و تربیت استان، اسبی که علی آقا حجرگشت برای مدیرکل آتی زین کرده همه چیز تمام ( کر و کور و چلاق) بوده و از دستگاه آموزش و پرورشی که تحویل آیندگان خواهد داد تنها... و... به جای مانده است نه آموزشی در کار است و نه پرورشی.
شوربخت آن کسی که چنین زمین سوخته لمیزرعی را به ارث خواهد برد.
چرایی پلمپ شدن مدارس ؟
در گزارشات تهیه شده رضا قاسمپور (خبرنگار صدای معلم) در سالهای ۴۰۰ و ۴۰۱ میخوانیم:

« فلاح نژاد مدیر آموزش و پرورش اسبق در مصاحبه خود میگوید:
ورثه حکم تخریب ۲ مدرسه ابتدایی میثم تمار و پرورش را در محمد شهر کرج گرفتند اما اجرای حکم با دستور دادستان یک سال به تاخیر افتاد.
در مدارس ابتدایی میثم تمار و پرورش واقع در خیابان گلستانک محمد شهر کرج ۲ هزار و ۴۰۰ دانش آموز تحصیل می کند که یک هزار و ۲۰۰ نفر آن دانش آموز دختر و مابقی پسر است.
ماجرا از این قرار است که ۴۰ سال قبل ۲ هزار متر زمین به آموزش و پرورش به صورت دست نویس از سوی پیرمردی نیک اندیش اهدا شده است. ساختمان مدرسه نیز با قلک های دانش آموزان و کمک های مردم ساخته شد اما ورثه بعد از ۳۵ سال اقدام به شکایت علیه آموزش و پرورش به منظور بازپس گیری زمین کردند.
باوجود نشست های مختلف با وراث مبنی بر نیاز فضای آموزشی در محل سکونت دانش آموزان و همچنین کمبود فضای آموزشی در محمد شهر و سایر مناطق پرجمعیت حوزه آموزش و پرورش ناحیه سه کرج متاسفانه ۲ نفر از وراث اقدام به پیگیری شکایت خود کردند و در نهایت حکم تخریب صادر شده است.
این در حالیست که خارج شدن حتی یک مدرسه از چرخه آموزشی با توجه به کمبود فضای آموزشی که وجود دارد، چالشی جدی برای محمد شهر محسوب می شود.
مدیر آموزش و پرورش ناحیه سه کرج میافزاید: وراث تاکنون بارها با نیروی انتظامی برای اجرای حکم به ۲ مدرسه میثم تمار و پرورش مراجعه کرده اند.
وی تاکید میکند: اکنون ورثه حکم دادگاه مبنی بر قلع و قم و خلع ید مدرسه را در دست دارند که با طرح موضوع در شورای تامین و با دستور دادستان یک سال مهلت گرفته شد و...

پدرخواندهها و انتخاب مدیرکل آموزش و پرورش
متاسفانه پس از دو سال و نیم از انتشار ملی گزارش مذکور و اعتراضات گسترده و مستمر مردمی، حجرگشت مدیرکل آموزش و پرورش استان البرز نتوانسته قدمی عملی در جهت حل و فصل مشکل بردارد علاوه بر آن مکانهای دیگری نیز همچون باشگاه پیشکسوتان، استخر دانش و...را نیز به باد فنا داده است.
خداوند بر گناهان فرصتطلبان و دلالان سیاسی که بندهخدا علی آقا حجرگشت را از پستوی یک مدرسه متروکه شبانه بیرون کشیده و به عنوان مدیرکل یک استان چالشی چهار میلیونی به دستگاه تعلیم و تربیت البرز تحمیل کردند قلم عفو کشد ؛ با این انتخاب زوار در رفته عملا دستگاه تعلیم و تربیت استان به عصر حجر پرتاب گردید.
متاسفانه شاهد نارضایتی فزآینده ذینفعان آموزش و پرورش (دانش آموزان، خانوادهها و همکاران صف و ستاد) در سه سال و اندی از مدیریت قهوه خانهای هستیم.
مطلب قابل تامل آن است که با پیروزی دکتر پزشکیان همچنان برخی از دلالان سیاسی و پدرخواندهها از طیفهای مختلف در حال انتخاب مدیرکل جدید نه بر اساس اصول علمی و صلاحدید جامعه ۵۰ هزار نفری فرهنگیان البرز، بلکه بر اساس منفعتطلبی، انحصارطلبی و ارادتمحوری در کلونیهای اشباح هستند.
حداقل کسانی که دخیل در معرفی و انتصاب حجرگشت بودند برای جبران اشتباه خود و اینکه بیش از این اعتبار خود را در بین فرهنگیان استان از دست ندهند بهتر است ضمن عذرخواهی از جامعه فهیم فرهنگیان، دست از پدرخواندگی آموزش و پرورش استان البرز بردارند و کار انتخاب را به اهلش بسپارند.

انفجار ابلهها در عصر هوش مصنوعی
بزرگان اندیشه معتقدند که در مثل مناقشه نیست و در درک و تفهیم بهتر موضوع مدرسان است.
استیو جابز مینویسد:
مدیران درجه یک، کسانی را استخدام میکنند که از خودشان بهتر و تواناتر هستند، اما افراد درجه دو و پائین تر با نگرانی از دست دادن جایگاه خود، افرادی از خود پایین تر را استخدام می کنند و همین طور نفرات رده های پایین تر و ... (چون مسلما آنها هم نفرات درجه یک نیستند) .
لذا پس از مدتی با موجی فراگیر از نفرات ضعیف و ناتوان در ساختار سازمان مواجه می شوید که معدود افراد توانمند را نیز فلج می کند .
و استیو جابز به این پدیده « انفجار ابلهها » میگوید.
***
راهپیمایی اولیا و دانش آموزان محمدشهری به دلیل پلمب شدن مدرسه :
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

روند استخدام معلمان در نظام آموزشی کشور با وجود اهمیت فراوانی که در ارتقای کیفیت آموزش و پرورش دارد، با چالشها و آسیبهای جدی رو به رو است. این آسیبها نه تنها بر کیفیت آموزش تأثیر میگذارند، بلکه بر انگیزه و روحیه معلمان نیز تأثیرگذار هستند.
در ادامه به برخی از مهمترین آسیبهای موجود در این روند اشاره می کنم:

1- تاکید بیش از حد بر آزمونهای کتبی:
حفظ محوری:
آزمونهای کتبی معمولاً بر حفظیات و اطلاعات تئوریک تمرکز دارند و کمتر به مهارتهای عملی و تواناییهای ارتباطی معلمان توجه میکنند.
عدم سنجش تواناییهای واقعی:
این آزمونها نمیتوانند به طور کامل تواناییهای یک فرد برای تدریس و تعامل با دانشآموزان را بسنجند.
2- تأثیر عوامل غیرعلمی:
سلیقهای و خارج از آئین نامه :
در برخی موارد، دیدگاههای شخصی و خارج از چهارچوبهای استاندارد، سفارشات عوامل ذی نفوذ،در فرآیند استخدام نقش پررنگی ایفا میکنند که این امر منجر به جذب افرادی میشود که لزوماً صلاحیت علمی و حرفهای لازم را ندارند.
تبعیض جنسیتی و قومی:
در برخی مناطق، تبعیض جنسیتی و قومی در فرآیند استخدام مشاهده میشود که به کاهش عدالت آموزشی منجر میشود.
3- عدم تطابق با نیازهای واقعی مدارس:
عدم توجه به ویژگیهای خاص هر منطقه:
در برخی موارد، به ویژگیهای خاص هر منطقه مانند موقعیت جغرافیایی، فرهنگی و اجتماعی در فرآیند استخدام توجه کافی نمیشود.
4- طولانی بودن روند استخدام:
کاهش انگیزه داوطلبان:
طولانی شدن روند استخدام، باعث کاهش انگیزه داوطلبان و در نهایت کاهش کیفیت نیروی جذب شده میشود.
تأخیر در شروع به کار:
طولانی شدن این روند باعث میشود که مدارس با کمبود بیشتر نیروی انسانی مواجه شوند و کیفیت آموزش کاهش بیشتری یابد.
5- عدم توجه به آموزشهای ابتدای استخدام و ضمن خدمت:
کاهش کیفیت تدریس:
بسیاری از معلمان جدیدالاستخدام، به دلیل عدم گذراندن دورههای آموزشی و مهارتي مناسب و باکیفیت، توانايي و مهارتهای لازم برای تدریس مؤثر را ندارند.
6- عدم رضایت مندی مناسبت شغلی:
کاهش انگیزه و تعهد:
عدم رضایت مندی شغلی باعث کاهش انگیزه و تعهد معلمان میشود و در نتیجه کیفیت آموزش کاهش مییابد.

برخی از راهکارهای پیشنهادی بهبود روند استخدام معلمان:
- تغییر رویکرد در آزمونهای استخدامی: تمرکز بر سنجش مهارتهای عملی، تواناییهای ارتباطی و حل مسئله.
- شفافسازی فرآیند استخدام: اطلاع رسانی دقیق، برگزاری آزمونها و ارزيابي ها به صورت شفاف و قانون مند و اعلام نتایج به صورت رسمی.
- افزایش نظارت بر فرآیند استخدام: نظارت درست و هدفمند بر فرآیند استخدام توسط نهادهای مستقل و بیطرف.
- توجه به نیازهای خاص هر منطقه: تطابق جذب نیرو با نیازهای واقعی مدارس.
- تامین امنیت و رضایت شغلی معلمان: ایجاد انگیزه برای ماندگاری معلمان در شغل خود.
- توجه ویژه به آموزشهای ابتدای استخدام و ضمن خدمت: برگزاری دورههای آموزشی متنوع و کاربردی برای معلمان جدیدالاستخدام بسیار ضروری و لازم است.
با توجه به اهمیت نقش معلمان در ارتقای کیفیت آموزش و پرورش، اصلاح و بهبود روند استخدام معلمان یکی از ضروریات نظام آموزشی کشور است.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/

« شما مطالبه گرید. مطالبه گری یعنی آدمی بیاید و شما پشت او بایستید و بتواند مطالبات شما را پیگیری کند »
مسعود پزشکیان
علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش دولت چهاردهم در اجلاس مشترک شورای معاونان و مدیران کل استانها گفته است :
« استعفا، عزل، جابهجایی و بازنشستگی تا پایان آبان در تمام مناطق کشور ممنوع است. همچنین هیچ کسی حق ندارد هیچ مدیر مدرسهای را عزل یا جابهجا کند مگر اینکه مدیر بازنشسته شده است و باید در قالب پروژه انتخاب و انتصاب مدیران انجام شود » .

کاظمی در حالی این سخنان را بیان می کند که به فاصله دو روز بعد از آن رئیس جمهور منتخب در آیین تکریم و معارفه وزرای سابق و فعلی کشور چنین می گوید :
« در این دولت کسانی که بدون دلیل موجه بالا رفتهاند پایین میآیند و کسانی که به ناحق پایین رفتهاند، بالا کشیده خواهند شد » . لازمه ی وفاق ملی در درجه نخست احترام به نظر اکثریت و نیز بخش بزرگی از جامعه است که در انتخابات اخیر شرکت نکردند .
پزشکیان همچنین در آیین تکریم و معارفه وزرای سابق و فعلی امور اقتصادی و دارایی بر این موضوع تاکید کرده و چنین عنوان می کند :
« ما بنا نداریم همه مدیران کشور را با برچسبهای مختلف تغییر دهیم، بلکه معیار ما شایستهگزینی بر اساس شاخصهای تعیین شده است و طبیعتا اگر مدیری در ارزیابیها رتبه قابل قبولی کسب کرد، باقی خواهد ماند و مدیرانی که بدون تخصص و شایستگی منصوب شدهاند، کنار گذاشته خواهند شد » .

این سخنان و محورهای مطروحه در زمان تبلیغات انتخاباتی نیز به کرات از زبان آقای پزشکیان شنیده شد .
با روی کار آمدن دولت سیزدهم و در حوزه آموزش و پرورش بسیاری از مدیران مستقر بدون دلیل مشخص و قانع کننده و صرفا بر اساس سلیقه کنار گذاشته شدند.
در مقابل ؛ مدیرانی هم که جایگزین مدیران پیشین شدند نه بر اساس معیارهای شایستگی و لیاقت و کاردانی و نیز شاخص های مدیریت اثربخش و کارا که بیشتر بر اساس تعلق خاطر و وفاداری به یک فرقه و یا محفل خاص مناصب و جایگاه های مدیریتی را اشغال کردند .
و البته تاکنون نیز به کار خویش ادامه داده اند .

« خالص سازی » در دولت سیزدهم تا مدرسه هم رسید .
با تغییر شرایط و رای اعتماد بخش « تحول خواه جامعه » به پزشکیان انتظار می رود تا تغییرات اساسی و لازم در شرایط موجود صورت گرفته و مدیران مستقر بر اساس مطالبه ی جامعه ، سخنان و تعهدات بیان شده و مهم تر از همه در چارچوب گفتمان رئیس جمهور ادامه کار دهند .
« گروه پرسش گران و کنش گران » بر این باور است :

حضور و ابقای این مدیران حتی به مدت یک روز هم ناقض صریح میثاق آقای پزشکیان با جامعه بوده و اعتماد از دست رفته را ترمیم و جبران نخواهد کرد .
آقای وزیر
مدیری که اساسا برای شنیده نشدن صدای معلمان و دانش آموزان گمارده شده بود چگونه می تواند صدای بی صدایان در نهاد توسعه ساز تعلیم و تربیت باشد؟

لازمه ی وفاق ملی در درجه نخست احترام به نظر اکثریت و نیز بخش بزرگی از جامعه است که در انتخابات اخیر شرکت نکردند .
انتظار داریم وزیر آموزش و پرورش دولت پزشکیان در راستای ترمیم گسست و انشقاق جامعه به « خودی و غیر خودی » که نتیجه آن مشارکت کارشناسان و نخبگان خواهد بود در این زمینه پیش قدم شده و در تصمیم خود تجدید نظر کنند .
جمعی از پرسش گران و کنش گران آموزش و پرورش :
- علی پورسلیمان
- اسماعیل جعفری
- سیدمرتضی حسینی
- محمد حیدری
- محمدرضا خورشیدی پاجی
- کامران رحیمی
- سیما زنجانی
- علی زینلی
- محمدرضا شهریاری
- فرهاد عیسایی
- سیدهادی عظیمی
- رضا قاسم پور
- زهرا قاسم پور دیزجی
- نرگس کارگری
- علیرضا کاشفی
- طهماسب کاوسی
- سعاد موسوی شرقی
- حمزه علی نصیری
- شیرین یوسفی
***
پایان پیام/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/

انتشار خبر بازنشستگی ناگهانی « علی پورسلیمان » در رسانه « صدای معلم » واکنش های بسیاری را در جامعه فرهنگیان و فضای رسانه ای برانگیخت .
با همراهی و حمایت بی دریغ همکاران ، اهالی رسانه و دستور علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش و همراهان ایشان ، سرانجام این تصمیم تغییر یافته و مدیر صدای معلم به مدرسه و کلاس بازگشت .
« صدای معلم » ضمن تشکر از پی گیری وزیر آموزش و پرورش در این مورد انتظار دارد تا اقدام مناسب و عاجل نیز در مورد معلمانی که در دولت سیزدهم حقوق مدنی و شهروندی آنان مورد تضییع قرار گرفته و احکامی مانند اخراج ، انفصال موقت ، بازنشستگی اجباری و... را دریافت کردند صورت گرفته و عاملان و آمران این گونه تصمیم های غیر قانونی ، ضد فرهنگی و نسنجیده مجازات شوند .
تنها در این صورت است که امید به « تغییر » در جامعه استمرار خواهد یافت .
پایان پیام /
در سال های گذشته که قطار و خط آهن سراسری از جنوب تا شمال بنا شد ، در حاشیه شهر تهران معضل سنگ پرانی به قطار و شکستن شیشه ها و حتی زخمی شدن مسافران توسط بچه های محلات جوار خط آهن برای نظام اجتماعی و پلیس و دادگاه و وزارت راه مساله ای پیچیده شده بود .
پلیس و حتی ژاندارمری با بسیج نیرو و امکانات با کمین و کار پلیسی و شگردهای تنبیهی و قضات با اعمال شاقه تعزیر و زندان و وزارت راه با هشدار امنیتی به مسافران برای عدم استفاده از پنجره برای تماشا درگیر بودند اما مشکل همچنان پابرجا و هر روز زندان ها از بچه های حاشیه شهر پر و پس از خلاصی زندان با انبوهی از یافته های نابه هنجار از بزهکاران حرفه ای زندان به اجتماع تزریق می شدند .
همه ارکان درگیر ؛ به خصوص پلیس و دادگاه در لاینحل این مشکل هر روز درمانده تر و فشل می شدند و غده چرکین نابه هنجاری گسترش می یافت . به حدی این موضوع چون ویروس کشنده هویدا شد که به عنوان حادثه امنیت ملی و تهدید در دستور کار دولت وقت قرار گرفت .
در بحث و واکاوی هئت دولت و تشکیل کمیسیون کارشناسی به صورت اورژانسی موضوع مورد بررسی و نهایت در مدت کوتاهی با تقسیم مسولیت ها و استفاده از تجربه کشورهای دیگر با راهکارهای مشخص علت مسأله شناسایی و مشکل به طور کلی به صورت توجه به همه ابعاد و کارشناسی محور در دستور کار قرار گرفت .
در هیات دولت با نظر کارشناسی مهمترین ماموریت و راهبری به آموزش و پرورش داده و برخورد و توجه علل برای تمامی دستگاهای مرتبط با این معضل به شخص وزیر آموزش و پرورش محول و جالب توجه اینکه همه وزرا به اتفاق ، رایی دادند که وزارت آموزش و پرورش در این مشکل وزارت مادر است و تمام امکانات باید حول نظر کارشناسی آموزش و پرورش باشد .
اکنون در نظر بگیرید کشور در مسائلی معضلات و مشکلاتی دارد . موضوعاتی از نابه سامانی و ناهنجاری در بی عدالتی و اخلاق و پرورش و تربیت و حتی آموزش .
اگر کشور را به قطار زخمی تشبیه کنیم و معضل درونی و بیرونی آن را به صورت عمیق ببینیم باید به وزیر تعلیم و تربیت پزشکیان هشدار داد که شما به چه حقی و بر اساس چه دانش و متر و معیاری و نرم آماری به میدان آمدید و قبول مسئولیت کردید ؟
مشخص است در طول دوران پس از انقلاب و به خصوص در ده سال اخیر مشابهت قطار و سنگ پرانی و زخمی های داخل قطار و بزه گشاد تر شدن سنگ پرانان پس از خروج از زندان و در یک کلام سونامی تربیت نایافتگان یا نرسیدن به اهداف تربیتی نسل بالنده اظهر من الشمس است .

شما به چه یافته یا نسخه ای می فرمایید راه ما راه رفته گذشته است ؟
آیا راه رفته و شکست خورده گذشته در کوچه و خیابان و برزن ، جامعه ، خانه و مدرسه به چشم خواب آلود شما گران نیامده است ؟ یا نمیدانید چه بر سر نسل آمده یا نمی خواهید بدانید؟
شما آن قدر خود را به تغافل زده آید که به جای توجه و هشدار به ارکان نظام و روشن بینی در اذهان هیات دولت و نقش کاریزمایی در نظام بالادستی , هنوز نیامده خود را درگیر موضوعات دم دستی کرده اید .

آیا نمیدانید در سه سال گذشته با این کارگزاران ناآشنا به پیچیدگی نظام تعلیم و تربیت بلای وحشتناک به سر معلم و دانش آموز و مدرسه آمده است که با حکم و دستور تمدید و ابقای سه ماهه ماندگاری مسوولان سابق از طرف شما ، برای اهداف دولت جدید چوب لای چرخ می گذارید ؟
آیا به اهداف و گفته های پزشکیان اعتقاد دارید؟
آیا اهداف برنامه راهبردی و بالادستی را خوانده اید ؟
اگر متوجه نرسیدن و دور شدن از برنامه را درک کرده باشید حتی یک روز هم بر مقصران و کارگزاران وضعیت کنونی مجال و ابقا نمی دادید ؟
خود دانی.
وزارت تو هم رفتنی خواهد بود .
آنچه می ماند خدمت به مردم و نسل آینده و دیدن و علت مرض است که به شدت زخم خورده و اسیر در پندار شکست خورده ایدئولوژی محور .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه تشکل ها/
« حزب اعتماد ملی استان اردبیل » در مورد وقایع رخ داده در حوزه آموزش و پرورش بیانیه ای صادر کرد .
متن کامل این بیانیه که در اختیار « صدای معلم » قرار گرفته به شرح زیر است .