صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

مالیات بر ارزش های مفقوده و گزارشی از بی شعوری های عادی شده در ایران  همه آنچه ذیلا می نویسم عین واقعیاتی است که چند روز پیش ( 27 / 6 / 1403) در سفر کوتاه رفت و برگشت یک روزه از کرج به تهران و بالعکس با آنها رو به رو شدم .

باور کنید در این نوشته هیچ مطلب اغراق آمیزی که در جهت جذابیت متن و جلب نظر خوانندگان باشد وجود ندارد و هر آنچه را که می خوانید واقعیاتی ست که من به اتفاق همسرم در این سفر یک روزه با هم تجربه کردیم ؛ تجربه ی آزار دهنده ای که ممکن است در زندگی روزمره برای هر کدام از ما در جاهای مختلف با درجات متفاوت  اتفاق بیفتد.

ماجرا از آنجا شروع شد که من و همسرم می بایست برای مراجعه به پزشک متخصصی که از یک ماه قبل نوبت ویزیت داشتیم به تهران می رفتیم. به خاطر ترافیک سنگین اواخر شهریور و در نبود محل پارک در خیابان ولیعصر (محل مطب) تصمیم گرفتیم به جای خودروی شخصی از تاکسی های اینترنتی استفاده کنیم .

مقدمات کار فراهم شد و حدود ساعت 10صبح با یک دستگاه خودرو 206 (اسنپ ) از درب منزل به سمت تهران حرکت کردیم.

در همان ابتدای سوار شدن متوجه شدیم که کمربندهای ایمنی خودرو به علت نداشتن قفل کمربند یا پنهان کردن آنها زیر تشک صندلی عقب عملا غیر قابل استفاده است ضمن اینکه تسمه های کمربند عقب کلا پاره و قطع شده بود. من و همسرم به خاطر ضیق وقت نگاهی به هم انداختیم و به روی راننده نیاوردیم و خودرو حرکت کرد.  در فاصله چند دقیقه ای که به خیابان مطهری کرج رسیدیم همچنان که سرمان به صحبت گرم بود؛ خودروی حامل ما ناگهان با خودرو جلویی تصادف کرد و همسرم به خاطر نداشتن و نبستن کمربند ایمنی به شدت به صندلی راننده برخورد و درد شدیدی از ناحیه بینی و گردن احساس کرد.

تصادف جدی بود و هر دو خودرو آسیب دیدند و ما با همان وضع آشفته مجبور به تعویض تاکسی اینترنتی شدیم لذا در حالی که همسرم از درد احساس ناراحتی می کرد ازخودرو پیاده و بعد از کمی معطلی دوباره با یک سرویس تاکسی اینترنتی دیگر (پژو پارس) به مسیر ادامه دادیم . این خودرو هم مشکل کمربند داشت اما چون وقت نبود و داشت دیر می شد و ممکن بود به پزشک نرسیم اینجا هم با شک و تردید و صرفا با توکل بر خدا سوار خودرو شدیم .

بعد از حرکت خودرو مشکل دیگری هم مزید شد که مربوط به صدای بلند و غیر طبیعی اگزوز آن بود . صدا آن قدر زیاد بود که ارتعاشات آن را در داخل کابین همچون مته های دندان پزشکی در مغزمان احساس می کردیم.

همسرم که برای کاهش درد ضربه ناشی از تصادف مسکن خورده بود تا بلکه بتواند چرتی بزند و کمی آرام شود.  در اثر این صدا اصلا نتوانست استراحت کند .

چاره ای نبود ؛ باید تحمل می کردیم !

چون باید راس ساعت 12 به مطب می رسیدیم.

از جهت نصیحت به راننده گفتم : آقای محترم از ما که گذشت اما محض استحضار تا زمانی که خودروی شما در خدمت سرویس اسنپ می باشد بخشی از خودروهای عمومی محسوب می شود و چه بهتر که شما  در اولین فرصت هم نقص کمربندهای ایمنی را مرتفع و هم صدای غیر طبیعی اگزوز خودروی تان را برطرف کنید تا مسافرهای بعدی احساس راحتی و ایمنی بیشتری داشته باشند.

ایشان با خنده گفت پسرم جوان است .شما که جوان ها را می شناسید ؛ او عمدا با صرف هزینه انبار اگزوز خودرو را حذف کرده تا در موقع رانندگی با گاز دادن و درآوردن صدای اگزوز عشق و حال کند.

من تازه متوجه شدم که این صدا نه تنها از نظر ایشان نقص محسوب نمی شود بلکه جزء به اصطلاح آپشن های خودروی ایشان است.

 من و همسرم باز هم نگاهی به هم انداختیم و با فکر اینکه زودتر به مطب برسیم سکوت کردیم.

مالیات بر ارزش های مفقوده و گزارشی از بی شعوری های عادی شده در ایران

این هم گذشت و ما با حدود نیم ساعت تاخیر ساعت 12.30 به مطب رسیدیم .

آنجا همه ی چند ردیف صندلی های مطب مثل سالن سینما پر بود و چند نفری هم در راهروی راه پله ایستاده بودند. ما با اطمینان از اینکه از یک ماه قبل بین مریض وقت رزرو کرده ایم منتظر ماندیم ؛ اما هر وقت به خانم منشی یادآوری کردیم که پس کی نوبت ما می شود؟ جواب « فعلا مانده » می دادند.

ساعت کم کم به 2 و بعد 3 و بعد 4 رسید اما نوبت نمی شد که در این خستگی و کلافگی انتظار ، گرسنگی و تشنگی و افت فشار هم غالب و بر مشکات روحی روانی سفر ما افزود ؛ ناچارا این وضع را هم تحمل کردیم تا خلاصه بعداز 4.5 ساعت انتظار حدود ساعت 5 نوبت مان شد و به محض ویزیت ؛ مثل زندانی های رها شده از زندان ، خسته و کوفته و گرسنه و تشنه از مطب بیرون آمدیم.

از آن جایی که در آن ساعت روز روزغذاخوری ها و رستوران های سنتی فعالیتی ندارند؛ مجبور شدیم وارد اولین «فست فود» ی شویم که در میدان ونک به چشممان خورد. شلوغی سالن فست فود باعث اعتماد ما به کیفیت غذای آنجا شد اما «خود غلط بود آنچه ما می پنداشتیم»!!

در صفحه مانیتور روی دیوار سالن ؛ منوی بلند بالایی از انواع و اقسام غذاهای فست فودی با نام های های غریبِ ترکیبی با پسوند و پیشوند های ناآشنا احتمالا ایتالیایی و اسپانیولی و شاید هم من درآوردی!! و البته با قیمت های آن چنانی خودنمایی می کرد. در منو ؛تنها نام های همبرگر و پیتزا برایمان آشنا تر بود. به خاطر خستگی و عجله ای که داشتیم سفارش همبرگر دادیم.

بعد از چند دقیقه دو عدد ساندویچ همبرگر در بسته بندی بسیار شیک و چشم نواز تحویل گرفتیم. اما جایتان خالی ... بعد از اولین لقمه متوجه شدیم که محتویات این ساندویچ همه چیز می تواند باشد به جز آنچه ما از مواد و مزه همبرگرهای قدیم در خاطرمان بود!

خلاصه به ضرب سس و نوشابه چند لقمه ای به زور بلعیده و از آنجا هم بیرون زدیم...

در راه برگشت که به علت ترافیک شدید مجبور بودیم مسیر تهران و کرج را با یک ساعت و سی دقیقه و پرداخت هزینه اسنپ 516000 تومان طی کنیم و در نهایت با تنی کوفته و اعصابی داغان بعد از سفری 8 ساعته به خانه رسیدیم.

در خانه همچنان که رسید پرداختی های آن روز با دستگاه های پوز را مرور می کردم چشمم به فاکتور فست فود افتاد که بابت دو عدد همبرگر و یک نوشابه حدود 389000 هزار تومان از ما گرفته بودند و جالب اینکه 10 درصداز این مبلغ مالیات بر ارزش افزوده بود.

مالیات بر ارزش های مفقوده و گزارشی از بی شعوری های عادی شده در ایران

با خودم فکر می کردم که چه این همبرگر و آن تاکسی های اینترنتی (!) و چه سایر کالا و خدماتی از این دست هیچ کدام شان مولود فرهنگ ما نبوده و وارداتی هستند. ما به عنوان وارد کننده نه تنها ابتکاری که باعث بهتر شدن این کالاها  و خدمات باشد را به کار نبرده ایم بلکه با سهل انگاری از کیفیت و ارزش واقعی آنها نیز زده و آنها را به نوعی بومی کرده ایم ؛ به عبارت دیگر نوع خدمت تاکسی های اینترنتی ما و معطلی 4.5 ساعته در مطب و کیفیت آن همبرگر بی کیفیت و .... با کارکرد موارد مشابه خارجی این نوع خدمات فاصله بسیار دارد و مالیات با عنوان ارزش افزوده ای که مصرف کننده ایرانی بابت این کالاها و خدمات می پردازد در واقع گاهی می تواند مالیات بر ارزش های مفقوده باشد نه افزوده! (1)

دوستی با ذوقی از مالیات بر ارزش افزوده با عنوان مالیات بر ارزش مفقوده یاد می کند . عنوان این نوشته را از ایشان وام گرفته ام (2) .در خیلی از کشورها که دارای سیستم حمل و نقل عمومی مناسب شامل مترو و تراموا و اتوبوس رانی منظم هستند؛ تاکسی کلا خدمتی لوکس محسوب می شود.

با اضافه شدن تاکسی های اینترنتی این خدمت لوکس تر و البته گران تر می باشد و در اینجا فقط گرانی اش لحاظ می شود .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

مالیات بر ارزش های مفقوده و گزارشی از بی شعوری های عادی شده در ایران

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش صدای معلم از روز جهانی معلم 2024 و ارزش گذاری به صدای معلمان و سکوت وزارت آموزش و پرورش دولت مسعود پزشکیان

5 اکتبر مصادف با 13 مهر « روز جهانی معلم » است .

این روز در بیش از 100 کشور جهان جشن گرفته می شود .

یونسکو هر ساله شعار و یا جمله ای کوتاه را در مورد نقش کلیدی و راهبردی معلمان در نظر می گیرد و شعار سال 2024 این چنین است :

" ارزش گذاری به صدای معلمان "

گزارش صدای معلم از روز جهانی معلم 2024 و ارزش گذاری به صدای معلمان و سکوت وزارت آموزش و پرورش دولت مسعود پزشکیان

علی رغم عضویت ایران در سازمان جهانی یونسکو و پذیرش رسمیت و گرامی داشت این روز از سوی مسئولان و وزیر آموزش و پرورش وقت هنوز برگزاری و یا گرامی داشت این روز تابع سلیقه افراد و شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه ماست .

پس از وزارت محمدعلی نجفی در زمان وزارت مرتضی حاجی بود که این روز رسما از سوی وزارت آموزش و پرورش اعلام و معلمان نسبت به آن مطلع و توجیه شدند .

در دولت روحانی ؛ علی اصغر فانی و محسن حاجی میرزایی ضمن تبریک این روز ، پیامی را نیز منتشر کردند اما سیدمحمد بطحایی حرفی از روز جهانی معلم به میان نیاورد . ( این جا )

گزارش صدای معلم از روز جهانی معلم 2024 و ارزش گذاری به صدای معلمان و سکوت وزارت آموزش و پرورش دولت مسعود پزشکیان

« جمعه 13 مهرماه  1397 « سیدمحمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش  با حضور به عنوان سخنران پیش از خطبه‌های نمازجمعه تهران به بیان مشکلات و مسائل آموزش و پرورش پرداخت .

با وجود آن که روز جهانی معلم بود و ایران یکی از اعضای یونسکو بوده و رسمیت این روز را سال ها قبل پذیرفته است اما وزیر آموزش و پرورش حتی اشاره ای به این روز هم نکرد . گذشتن از چنین فرصت هایی و سکوت در برابر اهمیت این روز گشایش چندانی را در وضعیت کنونی و نیز وضعیت معلمان ایجاد نخواهد کرد .

بطحایی سال تحصیلی جدید را تبریک گفت .

هفته نیروی انتظامی را هم تبریک گفت اما در مورد روز جهانی معلم سکوت کرد » .

گزارش صدای معلم از روز جهانی معلم 2024 و ارزش گذاری به صدای معلمان و سکوت وزارت آموزش و پرورش دولت مسعود پزشکیان

وزرای آموزش و پرورش دولت های نهم و دهم و سیزدهم اساسا با چنین ادبیاتی بیگانه بوده و باوری به این گونه مفاهیم و آموزه ها نداشتند .

انتظار می رفت در دولت مسعود پزشکیان ؛ نخستین وزیر آموزش و پرورش آن اشاره ای به این مناسبت داشته و دیدگاه خود را به ویژه برای فرهنگیانی که در این دوره از انتخابات شرکت نکردند و یا با بیم و تردید در آن مشارکت کردند بیان کند اما چنین نشد .

گزارش صدای معلم از روز جهانی معلم 2024 و ارزش گذاری به صدای معلمان و سکوت وزارت آموزش و پرورش دولت مسعود پزشکیان

در این رابطه ؛  اخیرا جمعی از معلمان تحت عنوان « گروه پرسش گران و کنش گران » به مناسبت آغاز سال تحصیلی و روز جهانی معلم از علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش دولت چهاردهم درخواست برگزاری نشستی را داشته و از او خواستند در یک ملاقات چهره به چهره برخی از مسائل و دغدغه هایی را که فکر و ذهن جامعه ی فرهنگیان را به خود مشغول داشته با آن مقام مطرح نمایند اما پاسخی به آن داده نشد . ( این جا )

علیرضا کاظمی پیش تر در گفت‌وگوی اختصاصی با روزنامه «آرمان امروز» اعلام کرده بود که به عنوان نماینده یک میلیون فرهنگی، صدای معلمان خواهد بود . ( این جا )

گزارش صدای معلم از روز جهانی معلم 2024 و ارزش گذاری به صدای معلمان و سکوت وزارت آموزش و پرورش دولت مسعود پزشکیان

جامعه و به ویژه مسئولان و سیاست گذاران باید به این گزاره برسند که زیستن در دنیای امروز از نوع مسالمت آمیز آن نیازمند یک «  زبان مشترک » است و توجه به چنین روزهایی و تقسیم آن با دیگران منجر به شکل گیری " حس مشترک " برای ساختن جامعه ای سالم و عاری از خشونت و ستیز خواهد بود .

ارزش های جهانی نه به لحاظ فلسفی و نه از جهت کارکردی در عرض ارزش های درونی و سنت ها قرار نمی گیرند و تلفیق منطقی آن دو موجب توسعه بیشتر و متوازن جامعه خواهد گردید .

روز جهانی معلم فرصتی منحصر به فرد برای همه به ویژه مسئولان وزارت آموزش و پرورش و معلمان است که توجه جامعه و افکار عمومی را به نقش کلیدی آموزش در توسعه پایدار و ساختن یک جامعه سالم جلب شود .

گذشتن از چنین فرصت هایی و سکوت در برابر اهمیت این روز گشایش چندانی را در وضعیت کنونی و نیز وضعیت معلمان ایجاد نخواهد کرد .

روز جهانی معلم روزی است برای همبستگی معلمان در سراسر جهان و فرصتی است که آن ها داشته های خود را به روز کنند و با در نظر گرفتن فرصت ها و تهدیدها ، نظام آموزشی جامعه خود را به سوی بهره وری هر چه بیشتر سوق دهند .

گزارش صدای معلم از روز جهانی معلم 2024 و ارزش گذاری به صدای معلمان و سکوت وزارت آموزش و پرورش دولت مسعود پزشکیان

اگر قرار است که ایران بر اساس همان اسناد و چشم اندازهای ترسیم شده از کشورهای هم تراز خویش عقب نیفتد و این فاصله زیاد و زیادتر نشود چاره ای جز پیاده کردن توصیه های یونسکو و بهره گیری از تجارب کشورهای توسعه یافته را ندارد .

گزارش صدای معلم از روز جهانی معلم 2024 و ارزش گذاری به صدای معلمان و سکوت وزارت آموزش و پرورش دولت مسعود پزشکیان

مسئولان و جامعه باید به این باور و اعتقاد برسند که موتور توسعه و پیشرفت جامعه از مجرای آموزش و پرورش می گذرد و کلید طلایی این موفقیت در دستان « معلم » و میدان دادن به او و ارزش گذاری کار اوست.

هیچ راه میان بری هم غیر از این وجود ندارد .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گزارش صدای معلم از روز جهانی معلم 2024 و ارزش گذاری به صدای معلمان و سکوت وزارت آموزش و پرورش دولت مسعود پزشکیان

منتشرشده در گفت و شنود

گروه اخبار/

گزارش صدای معلم از آمار خودکشی در ایران و مقایسه آن با آمار جهانی

یکشنبه ۸ مهرماه همایش « پیشگیری و مداخله در خودکشی » به همت استانداری و آموزش و پرورش استان البرز در باشگاه میلاد با حضور مشاورین، معاونین پرورشی و مدیران نواحی ۴ گانه کرج برگزار گردید.

در ابتدا کاظمینی مدیرکل امور اجتماعی استانداری البرز ضمن خوشامد به حاضرین و تبیین چرایی و چیستی همایش افزود: اگر خود را به علم روز تسلیح نکرده و از ابزارهای مناسب پیشگیری و کنترل خودکشی استفاده نکنیم خودکشی از هیچ‌کس دور نخواهد بود.

با اینکه البرز جز ده استان اول در خودکشی نیست ولی از سال ۹۷ در خودکشی رشد سریعی داشته و متاسفانه سنین خودکشی رو به کاهش بوده است. کار در حوزه‌ آسیب‌های اجتماعی سخت و پیچیده است. برش استانی پیشگیری از خودکشی تهیه و تعیین وظایف دستگاه‌های مرتبط صورت گرفته است. ما حتی باید برای بیمارستان‌های استان، تخت‌روان داشته باشیم.

در ادامه سردار فتح‌الهی معاون پرورشی اداره کل آموزش و پرورش استان البرز با بیان چند جمله کوتاه در خصوص موضوع همایش، بلافاصله وارد مبحث حوادث تلخ غزه و لبنان شده و با بیانات بی‌ربط به موضوع همایش بخش مهمی از وقت جلسه را به هدر داد.

دکتر حمید پیروی، روان شناس و نایب‌رئیس جمعیت علمی پیشگیری از خودکشی ایران به عنوان سخنران جلسه ضمن تشکر از برگزاری همایش خودکشی برای همکاران آموزش و پرورش افزود: در دو سال اخیر آمار خودکشی در ایران روند افزایشی داشته است در حالی که آمار جهانی خودکشی به طور کلی در حال کاهش است. در سال ۱۴۰۱ نسبت به سال قبل از آن، آمار خودکشی با افزایش ۱۱ درصدی مواجه بوده است.

پیروی همچنین به عدم پیگیری کامل اقدام‌کنندگان به خودکشی اشاره و تصریح کرد: سالانه ۱۴۰ هزار مورد اقدام به خودکشی در کشور ثبت می‌شود اما وزارت بهداشت فقط ۴۰ هزار نفر از این افراد را تحت پیگیری قرار می‌دهد.به این معنا که ۱۰۰ هزار نفر پس از اقدام به خودکشی بدون دریافت حمایت‌های روانی و درمانی رها می‌شوند.

نایب رئیس جمعیت پیشگیری از خودکشی ضمن تشریح آخرین وضعیت خودکشی در کشور افزود: «تغییر روایت در خودکشی و گفت و گو درباره خودکشی» شعار ۳ سالانه انجمن بین‌المللی پیشگیری از خودکشی مورد تأئید سازمان بهداشت جهانی است.

ماه سپتامبر ماه آگاهی از خودکشی بوده و امیدواریم این آگاهی در سطح جامعه گسترش یابد. برای آ‌نکه بتوان درباره پدیده خودکشی و پیشگیری از آن صحبت کرد باید زبان علمی حرف زدن درباره خودکشی را یاد بگیریم.

این موضوع ایجاب می‌کند بیشتر درباره خودکشی صحبت و برنامه‌ های علمی و مداخلات مدون اجرا شود. در عرصه قرار دادن اطلاعات صحیح و مناسب در اختیار عموم ؛ رسانه‌ها نقش مهمی را در کنترل خودکشی ایفا می‌کنند.

مبحث «واکسیناسیون‌ روانی» و اهمیت آموزش مهارت‌های زندگی به افراد به‌ویژه در خانواده‌ها مهم است. استفاده از ابزارهایی مانند موسیقی، ورزش و حرکات موزون به‌عنوان فعالیت‌های مثبت می‌تواند به ‌نوعی مانند واکسیناسیون روانی عمل کرده و افراد را در برابر خطرات روانی مقاوم‌تر کند.

گزارش صدای معلم از آمار خودکشی در ایران و مقایسه آن با آمار جهانی

در شب‌ظلمانی‌ام ماه نشانم بده

به‌زعم روانشناسان نقش فشارهای اقتصادی، بیکاری و مشکلات معیشتی در افزایش آمار خودکشی غیرقابل انکار است. وضعیت اقتصادی نامناسب و نبود چشم‌انداز روشن برای آینده، افراد را به سمت اقدام به خودکشی سوق می‌دهد.

همچنین ضعف در سیستم‌های حمایتی اجتماعی و عدم دسترسی به خدمات روان درمانی مناسب از دیگر عوامل افزایش خودکشی است.

وجود مدارس طبقاتی و فشار روانی اولیا و مربیان به دانش‌آموزان برای کسب حد نصاب نمرات و معدل بیشتر، فشار بر دانش‌آموز برای کسب رتبه‌های جشنواره‌هایی چون خوارزمی و همچنین قبولی در رشته‌های خاصی چون گروه پزشکی، از عوامل اصلی بروز استرس‌های شایع می‌باشد.

سخن پایانی ؛

خودكشي مسئله‌اي غير قابل درک نيست  و بي‌دليل و بدون علت و هشدار رخ نمي‌دهد. دانش‌آموزان مستعد خودكشي به قدر كافي به اطرافيان  علايم هشدار دهنده نشان مي‌دهند.

در كار پيشگيري از خودكشي، معلمان و ساير كاركنان مدارس نقش استراتژيك و مهم دارند كه اصول آن به قرار زير است :

- شناسايي دانش آموزان با اختلالات شخصيتي و ارائه حمايت روان شناختي به آنان

- تقويت رابطه با دانش‌آموزان از طريق حرف زدن با آنان و تلاش براي درك و كمک به آنان

- تسكين ناراحتي‌هاي روان پزشكي

- تقويت مهارت‌هاي تشخيص و شناسايي علائم اوليه خودكشي اعم از كلامي و غيركلامي

- مراقبت و كمك به كودكاني كه مهارت هاي تحصيلي كمتري دارند

- جدي گرفتن فرار از مدرسه

- انگ‌زدايي از بيماري هاي روان پزشكي و كمك به ترك سوء مصرف الكل و مواد

- ارجاع دانش‌آموزان با اختلالات روانی به مراجع ذی‌صلاح

- محدود كردن دسترسي دانش آموزان به ابزارهای خودكشي.

گزارش صدای معلم از آمار خودکشی در ایران و مقایسه آن با آمار جهانی


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گزارش صدای معلم از آمار خودکشی در ایران و مقایسه آن با آمار جهانی

گروه گزارش/

میزگرد آموزشی و علمی « بررسی راهکارهای ارتقاء کیفیت و تقویت مدارس دولتی» به میزبانی دبیرخانه شورای عالی آموزش و پرورش سه شنبه 27 شهریور برگزار گردید .

در این نشست علی زرافشان ، علیرضا کمره ای ، بهنام بهراد ، مهدی نوید ادهم و رضوان حکیم زاده به بیان دیدگاه های خود در این زمینه پرداختند .

در این نشست حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش گفت : « تیمز و پرلز » دو سه حرف خیلی روشن می زند. می گوید من مقایسه کردم بچه هایی که نمرات بالاتری می گیرند نسبت به آنهایی که کمتر می گیرند چه چیزهایی در محیط مدارس شان فرق می کند.  چه چیزهایی در معلمان شان فرق می کند  یا در خانواده شان فرق می کند. شرایط خانواده دست ما نیست البته ما می توانیم روی خانواده ها کار کنیم .

تیمز و پرلز گوید اگر بچه ها پیش دبستانی را در مدرسه گذرانده باشند به طور معناداری در کلاس چهارم و هشتم به نتایج بهتری رسیده اند  و پیزا هم همین را نشان می دهد پس راه نرویم .

بعد می گوید اگر این بچه ها خصوصا در مناطق محروم که محیط خانواده بستر آماده ای نیست را گذرانده باشند وقتی اینها به خط شروع در کلاس اول می رسند آمادگی ورود به مدرسه از جهت شناختی ، اجتماعی و عاطفی در وضعیت خوبی است و نتایج ما این را نشان داده است.

 ما آمدیم  یک سیاست گذاشتیم . رفتیم و گشتیم و دیدیم پوشش پیش دبستانی هفتاد و دو درصدی رسیده به چهل درصد !

 که من جدیدا مسئولیت این سازمان ( سازمان ملی تربیت کودک ) را بر عهده گرفتم.

چرا چنین سیاستی اتخاذ شد ؟

چرا نگاه مان این طور شد ؟

چرا نگاه مان غیردولتی شد ؟

چه کسی به پیش دبستانی نیاز داشت ؟

کجا دنبال عدالت بودیم؟

 کجا می خواستیم کیفیت یادگیری ابتدایی را افزایش دهیم ؟

این همه داده داشتیم که هر چقدر در مناطق محروم دو زمانه پیش دبستانی را با حمایت دولت ترویج کرده بودیم « نرخ تکرار پایه » پایین آمده بود.

آقای دکتر بهراد می گوید روی مهارت های سواد پایه تمرکز کنیم؛  من هزار بار حرف شما را تایید می کنم.

کسی که مهارت های سواد را نداشته باشد بقیه چیزها برایش فانتزی است! مثل نیازهای مزلو  است. مثل این است که شما امنیت نداشته باشید ، گرسنه و تشنه باشید بگوییم اگر این راه هم اشتباه بود خیلی خوب است نه واقعا این حکم این را دارد برای ما.

« علی پورسلیمان مدیر صدای معلم » در بخش پرسش و پاسخ خطاب به حاضران و به ویژه دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش چنین مطرح کرد :

قبلا هم گفته و پیشنهاد دادم که در حال حاضر و در عمل ، « شورای عالی آموزش و پرورش که نهاد مهم سیاست گذاری ، قانون گذاری و مهم تر از همه نظارت بر اجرای مصوبات است به نهادی بی خاصیت تبدیل شده و کسی و یا نهادی آن را جدی نمی گیرد .

در واقع بیرون از این ساختمان ؛ معلمان شورای عالی آموزش و پرورش را نمی شناسند .

شورای عالی باید در فعالیت خود تجدید نظر کند و خودش را جدی بگیرد .

در گام نخست  و در پرتال خود بخشی را اضافه کند و میزان عملکرد واقعی واحدها و نهادهای مختلف را در ارتباط با اجرای مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش مورد ارزیابی قرار دهد .

به طور دقیق و شفاف اعلام کند چه کسی و کدام بخش مصوبات را اجرا می کند و با اجرا نمی کند و یا ناقص انجام می دهد .

 بخش پایانی سخنان و دیدگاه های رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش را می خوانید .

منتشرشده در گفت و شنود

گروه اخبار/

حمایت مدیر آموزش و پرورش ناحیه ۴ کرج از پویش ملی نه‌‌ به‌ ته‌ سیگار در صدای معلم

دوشنبه ۹ مهرماه ۴۰۳ در معیت سرکارخانم فرانه بهاور (موسس پویش ملی مردمی نه به ته سیگار) جهت هم‌اندیشی و مشارکت دستگاه تعلیم و تربیت در فعالیت‌های پویش، خدمت آقای قلی‌زاده مدیر آموزش و پرورش ناحیه ۴ کرج رسیدیم.

در این نشست پس از معرفی اجمالی پویش توسط خانم بهاور، قلی‌زاده ضمن ابراز خوشحالی از فعالیت پویش محیط‌زیستی افزود:

 مشتاقانه آماده هرگونه همکاری و مشارکت در پویش ملی نه به ته سیگار بوده و در این حرکت محیط زیستی همراه با مدارس و مدیران علاقه مند ناحیه ۴ نقش‌آفرینی خواهیم کرد.

در پایان مقرر گردید جلسه‌‌ای به میزبانی ناحیه ۴ و با حضور شهرداران و مدیران مدارس مناطق هدف برگزار و تصمیمات اتخاذ شده تجمیع و عملیاتی شود.

اهداف و مطالبات ملی‌‌ مردمی پویش نه به ته سیگار:

- آموزش و فرهنگ سازی از طریق رسانه های سمعی و بصری ، رواج سواد زیست محیطی از مهدکودک ها و مقاطع ابتدایی تا دانشگاه ها...

-  تهیه و نصب تابلوهای آگاهی دهنده در باره ی مضرات ته سیگار در مراکز پرتردد و پر ریزش.

-  نصب سطل های مخصوص ته سیگار در محل هایی چون ؛ ایستگاه های مترو ، تاکسی ،اتوبوس ، پایانه های مسافربری ، پارک ها و زندان ها و جاهای پرتردد.

- جمع آوری اصولی و درست فیلتر های سیگار

-  اختصاص خودرویی برای جمع آوری و تخصیص شماره تلفنی برای این منظور.

- اعمال تشویق و یا جریمه . تشویق مثل استفاده از بارومترها برای اعلام اینکه کدام پارک و محل عاری از ته سیگار هست. جریمه در قبال انداختن و رها کردن ته سیگار در محیط زیست.(مصداق عبور از چراغ قرمز ، نبستن کمربند ماشین)

- تخصیص لندفیلید اختصاصی طبق استانداردهای بین المللی و علمی برای ته سیگارها که به علت پسماند شیمیایی بودن نباید با زباله های دیگر مخلوط شود.

-  اعلام روز ملی « نه به ته سیگار »  در ۲۷ تیر در سالنامه

-  استفاده از مقوله اجتماعات شناختی شامل محققان، دانشمندان و پژوهشگران ،کنشگران و فعالان محیط زیستی بر مبنای تحقیقات و بررسی هایشان و ارائه آن‌ها به مسئولین و سیاست گذاری برای کنترل این مشکل و بهبود شرایط آن.

پایان پیام/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

حمایت مدیر آموزش و پرورش ناحیه ۴ کرج از پویش ملی نه‌‌ به‌ ته‌ سیگار در صدای معلم

منتشرشده در محیط زیست

نگاهی به کارکرد نظام آموزشی و سراب دانش آموزان ایرانی و مسئولان متوهم توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

از مدرسه شروع می‌شود و شما در تمام طول زندگی آنچه دیگران گفته‌اند را تکرار می‌کنید. بنابراین شما انسانی دست دوم هستید!

کریشنا مورتی

 

زبان انگلیسی ( خارجه ) 30 سال قبل و اکنون !

زمانی از دانش آموزان می پرسیدم برای چه زبان انگلیسی یاد می گیرید . اکثریت دانش آموزان موضوعاتی مانند ارتقای دانش و سواد و استفاده از آن برای ارتباط با دیگران و ... را به عنوان دلایل خود ذکر می کردند چرا که بر این باورم هر فردی برای فراگیری هر مطلبی ابتدا باید در مورد آن « احساس نیاز » کند .

اما چند سالی است که وقتی این پرسش را برای دانش آموزان مطرح می کنم واژه ای که بیش از همه تکرار می شود این است : نظام آموزشی با چنین مختصات و مشخصاتی که حتی توان آموزش سواد پایه را ندارد چه برسد به تربیت شهروند مسئول مجهز تفکر انتقادی ؛ اساسا به چه دردی می خورد ؟

فرار به خارج ( واژه اتو کشیده آن مهاجرت است ).

در این حداقل سه دهه چه اتفاقی افتاده که دانش آموز ایرانی بدون آن که ذره ای احساس شرم و یا تردید نماید با افتخار و غرور از تصمیم خود برای ترک کشور سخن می گوید ؟

مگر نه این است که یکی از کارکردهای مهم « مدرسه » و رسانه ها ایجاد و تقویت حس تعلق به وطن ( Love of country ) است ؟

آیا آن گونه که این خیل عظیم در تصورات خود رویاهایی ساخته اند؛ بیگانگان با آغوش باز و بی صبرانه انتظار ورود آنان را به کشورشان می کشند ؟ آن هم در سایه ی جنگ های اخیر ویرانگر به ویژه در منطقه خاورمیانه که سیلی از فراری ها را روانه ی آن کشورها کرده است .

نگاهی به کارکرد نظام آموزشی و سراب دانش آموزان ایرانی و مسئولان متوهم توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

کسی نمی داند که رسانه رکن چهارم دموکراسی است !

از وقتی که درس « تفکر و سواد رسانه ای » به صورت رسمی وارد برنامه آموزشی مدارس شد همان پرسش را برای دانش آموزان مطرح کردم .

تقریبا همه دانش آموزان کلاس از انواع « سواد » بی اطلاع بودند . اساسا معنای « سواد » را هم نمی دانستند .

نگاهی به کارکرد نظام آموزشی و سراب دانش آموزان ایرانی و مسئولان متوهم توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

چیزی از « یونسکو » نشنیده بودند .

وقتی از آنان می پرسیدم که فلسفه و یا کارکرد رسانه برای چیست تقریبا همه آنان در این موارد متفق القول بودند .

رسانه برای اطلاع رسانی است و ابزاری برای کسب درآمد .

در واقع ؛ نه تعریف و فهمی از « دموکراسی » داشتند و این که رسانه و یا مطبوعات ( Press ) رکن چهارم دموکراسی است .

نگاهی به کارکرد نظام آموزشی و سراب دانش آموزان ایرانی و مسئولان متوهم توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

این نکته را هم باید اضافه کرد که معلمان مدرس درس تفکر و سواد رسانه ای هم در این موارد وضعیت بهتری از دانش آموزان و سایر افراد جامعه ندارند .

حال اشتیاق بی حد و حصر دانش آموزان ایرانی برای فرار به خارج ( بخوانید مهاجرت ) را در کنار کارکرد رسانه بگذارید تا متوجه شویم که آیا توسعه ایران با چنین مختصاتی در راستای ایجاد یک جامعه ی دموکراتیک و آزاد تا چه میزان قابل حصول و دست یابی است .

آیا با چنین توان و قامتی می توان چشم اندازی روشن و امید بخش برای « توسعه » ترسیم کرد ؟ چشم اندازی که فقط روی « کاغذ » نباشد و بتوان آثار و نتایج آن را در مناسبات جامعه و معادلات حکمرانی خوب « حس » کرد ؟

نگاهی به کارکرد نظام آموزشی و سراب دانش آموزان ایرانی و مسئولان متوهم توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

نظام آموزشی که در آن  سواد در حد « خواندن و نوشتن » از مشکلات  اساسی رنج می برد و « فقر یادگیری » به 44 درصد رسیده است و 50 درصد دانش آموزان بعد از کلاس چهارم، حتی نمی توانند یک متن ساده را بخوانند ( این جا ) ؛ آیا می توان به تحقق منطقی سایر انواع سواد مطابق تعریف یونسکو دل بست ؟

نظام آموزشی که قاعدتا باید در دو بعد « رشد شناختی » و « رشد مهارت های غیرشناختی ( ارتقای ارزش ها ، نگرش های شهروندی ، رشد عاطفی و خلاقانه ) »  برنامه و سیاست های شفاف و قابل سنجش داشته باشد اما این گونه نیست و مهم تر از همه « اراده ای » برای تحول هم مشاهده نمی شود چه باید گفت و چه باید کرد ؟ ( این جا )

پرسش این است :

نگاهی به کارکرد نظام آموزشی و سراب دانش آموزان ایرانی و مسئولان متوهم توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

نظام آموزشی با چنین مختصات و مشخصاتی که حتی توان آموزش سواد پایه را ندارد چه برسد به تربیت شهروند مسئول مجهز تفکر انتقادی ؛ اساسا به چه دردی می خورد ؟

مسئولان آموزش و پرورش هم به جای عیب یابی و آسیب شناسی نظام آموزشی که البته منتج به « عمل » گردد هم و غم خود را معطوف به فربه کردن مدارس سمپاد و خاص کرده اند تا از رهگذر مدال آوری برخی دانش آموزان که در محیط های گلخانه ای رشد و نمو کرده اند و اصلا معدل و میانگین وضعیت واقعی نظام آموزشی نیستند و برجسته کردن آنان در مسابقات و المپیادهای خارج از کشور وانمود کنند که حال نظام آموزشی بر خلاف آن چه گفته و نوشته و تبلیغ می شود چندان هم بد نیست .

منتشرشده در دانش آموز

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور