گروه اخبار :
پیرو اطلاعیه قبلی در سایت سخن معلم در مورد معرفی کاندیداهای شورایاری در سطح استان تهران ( این جا ) به اطلاع می رساند :
دوستان و همکاران فرهنگی پس از تایید شدن می توانند مشخصات و برنامه های خود را به همراه یک عکس با کیفیت خوب به سخن معلم ارسال فرمایند.
به نام خدا
رزومه انتخاباتي
هادي ورمزياري (كانديداي شوراياري در محله ی خواجه نظام الملك منطقه 7)
تلفن: 09123167134
مشخصات فردي:
- متولد تهران در سال 1352 ،متاهل ، داراي دو فرزند ساكن منطقه 7
سوابق تحصيلي:
- فوق ليسانس برنامه ريزي آموزشي
- ليسانس زبان و ادبيات انگليسي
سوابق شغلي:
- كارشناس توسعه مراكز غير دولتي وزارت آموزش و پرورش
- كارشناس مسئول مشاركت هاي مردمي منطقه 11
- مسئول روابط عمومي منطقه 11
- مدير، معاون و دبير دبيرستان هاي مناطق 11 و 19 شهر تهران
سوابق پژوهشي:
- نگارش مقاله و ترجمه در خصوص مباحث علوم تربيتي از جمله: برنامه درسي پنهان، مطالعه تطبيقي مدارس غير دولتي، آمايش سرزمين، مزايا و معايب انطباق و عدم انطباق آموزش و شغل ، تاريخچه آموزش و بسياري از دست نوشته هاي ديگر
شعار انتخاباتي:
" محله امن روياي هميشگي من"
" تلاش براي محله بهتر در سايه مشاركت فرهنگيان"
اهداف و برنامه ها:
-بازمهندسي و نياز سنجي در پروژه هاي عمراني، فرهنگي محله خواجه نظام
- توسعه فعاليت مراكز فرهنگي ، هنري ، ورزشي جهت مقابله با جنگ نرم در محله
- توجه و اهتمام به مقوله فرهنگ سازي در محله با برگزاري دور هاي آموزش خانواده
- برگزاري جلسات مستقيم با اهالي محل و حل مشكلات آنها
- راه اندازي خانه سلامت و مشاوره به صورت تخصصي و مدرن
- انتشار نشريه محلي در راستاي كمك به افزايش دانش عمومي هموطنان
- شناسايي و آشنايي آداب و رسوم اقوام مختلف در محله در قالب برگزاري جشنوار هاي محلي
و اما در پايان.....
اين همه گفتيم ليك اندر بسيج بي عنايات خدا هيچيم هيچ
ارسال مشخصات و برنامه ها برای سخن معلم
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار :
پیرو اطلاعیه قبلی در سایت سخن معلم در مورد معرفی کاندیداهای شورایاری در سطح استان تهران ( این جا ) به اطلاع می رساند :
دوستان و همکاران فرهنگی پس از تایید شدن می توانند مشخصات و برنامه های خود را به همراه یک عکس با کیفیت خوب به سخن معلم ارسال فرمایند.
با سلام
از فرصتی که جهت معرفی همکارانی که در انتخابات شورایاری ثبت نام نموده اند فراهم نموده اید بسیار سپاسگزارم .
انتخابات شورایاری ها فرصتی مغتنم است جهت تمرین مشارکت و تصمیم سازی و تصمیم گیری،تجربه ی سال ها فعالیت اینجانب در عرصه ی سازمان های مردم نهاد موید این مهم بوده است،که جایگاه افراد در ظرفیت های مدنی قائم به این انتصاب های معمول در سیستم اداری و دولتی که وجه قالب آن انقیاد و فرمانبرداریست نیست،بلکه شایستگی و شایسته سالاری و توانمندی در این عرصه ها کارسازتر است و تفکر نقاد و روح پرسشگر در ظرفیت های مدنی بیشتر ارزش تلقی می شود ؛ اگر تفکر را متاع عام و تخصص را متاع خاص تلقی کنیم،این متاع خاص به خصوص در حوزه ی اجتماعی، فرهنگی در ظرفیت های مدنی بیشتر کاربرد دارد،به هر روی به عنوان یک فرهنگی شاغل در شهرستان های استان تهران و با کوله باری از تجربه در عرصه های مختلف مدیریتی، فرهنگی،اجتماعی،هنری در محله شهادت منطقه بیست جهت انتخابات شورایاری ثبت نام نموده ام،محله ای که اداره آموزش و پرورش ناحیه یک شهرری در آن واقع شده و حداقل5سال در مدارس و مراکز فرهنگی آن محله فعالیت نموده ام،تا تجربه و توانی که آموزش و پرورش کمتر مایل به بهره برداری از آن در جای خودش است!! را در این عرصه به کار بندم...
مشخصات :
یا علی
با سلام و سپاس از « سایت سخن معلم » و مدیر محبوب و مبتکر این سایت جناب پورسلیمان عزیز .
ارسال مشخصات و برنامه ها برای سخن معلم
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش / کمیته بازنشستگان
روز دوشنبه 4 / 12 / 93 جمعی از بازنشستگان فرهنگی برای اعتراض به وضعیت سخت و ناهنجار معیشتی خود و اعلام پیام ها و درخواست های بر حق خویش، نمایندگان محترم مجلس در مقابل مجلس شورای اسلامی گرد آمدند و با بیان خواسته های خود و صدور قطع نامه ای با اعتراضی مسالمت آمیز، خواستار اقدام قاطعانه و سریع از طرف نمایندگان مجلس شدند.
مفاد قطعنامه
محور درخواست ها:
1- لغو رای منفی وحدت رویه دیوان عدالت اداری موضوع دادنام ی شماره 436 مورخ 27 / 6 / 91 که بدون در نظر گرفتن و اشاره به ماده 64 قانون مدیریت خدمات کشوری مورد تاکید بازنشستگان فرهنگی، مقرر نموده اند در مفاد تبصره 3 ماده 65 قانون مدیریت خدمات کشوری صرفا ناظر ضریب حقوق کارگران شاغل در رسته های آموزشی و بهداشتی دو وزارت خانه آموزش و پرورش و بهداشت و درمان می باشد و تسری آن به بازنشستگان وجاهت قانونی ندارد!
معلوم نیست انگیزه ی نادیده انگاشتی ماده 64 که صراحتا مکمل تبصره 3 ماده 65 و روشنگر بستری و وجاهت قانونی تبصره 3 ماده 65 قانون مدیریت خدمات کشوری (فصل دهم) بر بازنشستگان و موظفین و مستمری بگیران دو وزارت خانه مذکور است چیست؟! و چه منافعی در این تکذیب نهفته می باشد!!!
2-افزایش حقوق بر اساس ماده 125 قانون مدیریت خدمات کشوری حداقل به نرخ تورم پس از جبران کسری های سال های گذشته موضوع همین بند که از مواد مترقی و عدالت محور و هماهنگ کننده ی حقوق ها با تورم و با شاخص هزینه ی زندگی است.
3-تایید این مهم که حق شغل مجزا از حق شاغل است و این حق پس از بازنشستگی نیز استمرار دارد و چون طبق ماده 68 قانون مدیریت خدمات کشوری جزء حقوق ثابت می باشد برای بازنشستگان محفوظ است و هم معنی دانستن و ادغام آن دو واژه در یکدیگر سفسطه و مغلطه و خلط مبحث است.
4-تغییر فرم حکم های بازنشستگی و قید "حق شغل" در آن و در فیش حقوقی جزء حقوق ثابت، همانند حکم شاغلین برای احیاء حق بازنشستگان.
5-محاسبه ی همه ساله ی مبلغ حق شغل با فرمول ضریب سال ضربدر آخرین امتیاز حق شغل و افزودن مبلغ آن (رقم حاصل) به حق شغل یا حقوق سال قبل (همانند شاغلین) در حکم جدید (حکم سال مربوطه) و فیش حقوقی.
6-هم ترازی حقوق بازنشستگان با کلیه کارکنان دولت هم ردیف خود در سایر وزارت خانه ها.
7-ارائه بیمه درمانی جامع و کامل اعم از بستری و غیربستری ، همانند شاغلان از ابتدای سال 1394.
8-تبدیل صندوق بازنشستگی به سازمان بازنشستگی طبق آن چه قبل از این تغییر نام بوده است.
9-پرداخت حق مسکن با توجه به هزینه ی سرسام آور و کمر شکن تهیه مسکن.
10-پرداخت حق عائله مندی به کلیه ی بانوان متاهل و مجرد و واریز آن به حساب شخصی آنان.
شاید باورتان نشود این متن یک پیامک است از یک دیتا که با شماره مشخص ارسال همگانی شده است ، راستش اولش خودم هم تعجب کردم و متن پیامک را بالا پایین کردم تا مطمئن شوم که شوخی نیست اما گویا کاملا جدی بود. متن این گونه تنظیم شده بود"سریع و آسان سیکل و دیپلم بگیرید .چهار دانگه مدرسه ی ... شماره تماس..."
سال نو در راه است و پیام های تبلیغاتی نوبرانه این جشن باستانی است ، تا دیروز اغلب پیامک ها حول محور کسب و کار و تجارت می چرخید و زیاد هم تعجب بر انگیز نبود ؛ شاید کلافه کننده باشد اما به هر صورت پذیرش این موضوع زیاد غریب به نظر نمی رسد .حتی اگر بدانیم برای اولین بار در جهان، تبلیغات وایبری در ایران انجام پذیرفته و این روش با منشور شبکه اجتماعی وایبر مغایرت دارد اما باز زیاد تعجب بر انگیز نیست .
اما اینکه که دیپلم و سیکل گرفتن هم در زمره کسب و کار و تجارت قرار بگیرد قبول کنید که جای تعجب دارد و من هم مثل هر شهروندی که این پیامک را دریافت نمودم به دیده تردید به این موضوع نگریستم .
به نظر می رسد در آشفته بازاری که در سیستم آموزشی کشور به وجود آمده و وزیر آموزش و پرورش که میان آب و آتش گیر افتاده از طرفی معلمان تهدید به تحصن می کنند و از طرفی دیگر مجلسیان تهدید به استیضاح ، رسیدگی به این دست پیامک ها شاید در الویت صدم آموزش و پرورش هم نباشد و من هم نه دلخوشم و نه امیدوارم که مسئولی از مسئولین خدموم وزات آموزش و پرورش رسیدگی به این پیامک را در دستور کار خود قرار دهد .
اما آن کس که این پیامک را ارسال کرده بی شک خوب می داند که در این آب گل آلود تا بخواهد می تواند ماهی شکار کند ؛ و حتی اگر فرض هم بگیریم این فقط شوخی آخر سال است باید گفت طراح این شوخی؛ واقعاً مضحک تر از وضعیت فعلی آموزش و پرورش چیزی را نتوانسته دست مایه خود کند ، لذا در طنزی غم آلود چوب حراج به مدارک دیپلم و سیکل آموزش و پرورش زده تا وضع موجود را خنده دار تر کند.
البته شاید هم این موضوع مصوب آموزش و پرورش باشد و از آنجا که سازمان نظام وظیفه در اقدامی خدمت سربازی را به قیمت های تعجب بر انگیزی به فروش رسانده ، آموزش و پرورش هم در اقدامی مشابه و با تاسی جستن از این سازمان قصد داشته باشد مدارک تحصیلی را به فروش برساند تا شاید بخشی از کسری بودجه چند هزار میلیاردی آموزش و پرورش را جبران نماید .
وقتی نگاه آموزشی کشور " معیشتی " می شود لاجرم آن را باید یک بنگاه اقتصادی در نظر گرفت و صد البته با ارسال این دست پیامک ها به پر بار شدن این بنگاه اقتصادی کمک باید کرد ؛ به خاطر همین دوست دارم به ارسال کننده این پیامک دست مریزاد بگویم و از ایشان تشکر و قدر دانی نمایم .
تا زمانی که مجلسیان با اعمال نفوذ در اموری ابتدایی آموزش و پرورش می توانند وزیر این وزات خانه را بی حرکت نگه دارند تا معلمان نیز با حرکت های خودجوش و غیر خود جوش ، سازمان دهی شده یا سازمانی و صنفی تیر خلاص را به وزیر آموزش و پرورش شلیک کنند ؛ زیاد تعجب بر انگیز نیست که پیامکی بیاید و دیپلم و سیکل بفروشد و صد البته دیر و دور نیست که صدای اخباری از جایی درز کند که برخی از مجلسیان و وزیران همان طور که قبلاً هم از این مدارک قلابی منتفع شده اند باز نفع بیشتری ببرند .
به هر تقدیر حال این روزهای آموزش و پرورش خیلی بد است ؛ و اگر بخواهیم دقیق تر بگویم بارانی است ؛با غبار محلی که خاکی هم از گوشه و کنار که بر سرش ببارد حتماً گِلی مناسب برای سر زدن می شود از آن گرفت .
در تاریخ بیست و یکم بهمن ماه، مطلبی با عنوان " طنز تلخ واگذاری خودرو به فرهنگیان، آن هم با پول خودشان " را در سایت الف منتشر نمودم، که بیشتر درد دل های برخواسته از 12 سال سرمایه گذاری در این صندوق بود، بدون هیچ خدماتی از این نهاد عریض و طویل.
در تاریخ بیست و پنجم بهمن ماه، روابط عمومی صندوق ذخیره ی فرهنگیان جوابیه ای به سایت الف ارسال نمودند تحت عنوان " پاسخ صندوق ذخیره فرهنگیان به یک مطلب الف ".
ضمن عرض تشکر فراوان بابت عکس العمل نهاد مذکور و پاسخ ارسال شده، نکانی را در این باره خدمت همکاران عزیز و روابط عمومی صندوق ذخیره فرهنگیان، اعلام می نمایم :
نکته اصلی اینکه: شخصی با نام " ... " با عنوان نماینده ی صندوق ذخیره فرهنگیان با بنده تماس گرفتند و خواستند که در مورد این مطلب با هم جلسه ای را برگزار کنیم، ساعت دوازده ظهر چهارشنبه بیست و نهم بهمن، اما وقتی امروز، چهارشنبه، به محل قرار مراجعه نموده و با شخص مورد نظر تماس گرفتم برای تعیین محل جلسه، با کمال تعجب ایشان گفتند که : " در اداره نیستند و برای کاری از اداره خارج شده اند! "
بعد از برخورد بسیار زننده این نماینده ی محترم، برای انصراف از صندوق ذخیره به اداره ی ناحیه یک آموزش و پرورش مراجعه نمودم.
شما خود تصور کنید وقتی نماینده یک بنگاه اقتصادی برای حضورش در این محل حقوق دریافت می کند، به این سادگی قرار خود را فراموش می کند، چگونه ممکن است بتواند از اموالی که من در اختیار ایشان قرار داده ام حفاظت کند؟
از مسولین این صندوق خواهش می کنم در انتصابات خود دقت بیشتری داشته باشند.
از جوابیه ی ارسال شده اما می توان نکات جالبی را دریافت نمود، من تا روزی که این جوابیه در سایت الف منتشر شد، از وجود روابط عمومی و نماینده صندوف در استان ها، بی اطلاع بودم، حالا سوال این جاست، چه لزومی به وجود چنین مجموعه ای است؟ مگر چنین بوروکراسی خود مستلزم پرداخت هزینه های سنگین نیست؟
دادن این جوابیه توسط هر کسی امکان پذیر بود. نیازی به داشتن چنین پرسنلی نیست، آن هم با این کاربری!
مطلب دیگر اینکه، نویسنده جوابیه در هیچ جای مطلب خود اشاره ننمودند که " چه کسانی توان پرداخت چنین اقساطی را دارند؟"
یا " کدام بخش خصوصی حاضر شده است تا وام های یک میلیارد و سیصد میلیون ریالی به فرهنگیان اعطا کند؟ آن هم با حدود ده درصد سود کمتر از عرف بانک های کشور"
چرا نویسنده مطلب جوابیه، صغری و کبری چیده اند تا عمل خود را توجبه نماید؟
یکی از موارد قابل اشاره در این جوابیه، ارائه گزارشی است که خود محل اشکال فراوانی است: 100000 خودروی واگذار شده با احتسابی به طور متوسط 7 میلیون تومان وام، عددی حدود 700.000.000.000 خواهد شد، در تمام مدت واگذاری خودروها به فرهنگیان. حال 1700 خودرو با میانگین وام 100000000 میلیون تومان، به عدد 170.000.000.000 و این عدد را به 700.000.000.000 تقسیم کنیم، حدود یک چهارم آن 100.000 خودرو! یعنی با این پول می توان به حدود 25000 نفر وام خرید خودرو داد!
سخت است باور اینکه در یک واگذاری حدود یک چهارم تمام واگذاری های قبل وام داد، آن هم برای 1700 نفر!
در جوابیه آمده است " بدون هیچ گونه سرمایهگذاری از سوی مؤسسه و حتی پرداخت کارمزد به مؤسسه قبول کرده است. " سخت است باور چنین مطلبی در چنین شرایط اقتصادی.
" برخی از یادداشت های همکاران در ذیل جوابیه، خود سوال های جالبی است که بهتر است به آنها پاسخ داده شود با ذکر شماره ی سوال، بدون پرداختن به حاشیه های اضافه، سوالاتی مانند :
1- بدترين چيز اين است كه يك عده اي از معلمان از جمله بنده را بدون اطلاع عضو صندوق كرده اند و زماني كه من براي انصراف به حسابداري رفتم ، انصراف مرا پذيرفتند اما پس انداز اين چند ماه را به من باز نگرداندند و بالا كشيدند . دليل آنها هم اين است كه " همه عضو هستند مگر آنها كه نمي خواهند ! "
كه اين حرف اساسا به لحاظ حقوقي فاقد اعتبار است اما چون مردم ما به مباني حقوقي آشنايي ندارند هر از چند گاهي يك كلاه قشنگ بر سرشان مي رود .
2- اگر ماجرای این بخش نامه به صورتی است که جوابیه نشان می دهد استدعا دارم فقط و فقط یک کار را انجام بدهید تا ماجرا ختم به خیر شود و اعتماد فرهنگیان نسبت به صندوق بر قرار بماند :اگر این تسهیلات مال بخش خصوصی است ، لطفا نام بخش خصوصی را ذکر کنید .
3- برای من ودیگر همکاران غیر قابل باور است که بخش خصوصی بیاید و کاری بدون مزد و منت برای فرهنگیان انجام دهد .در حالی که بانک ملی کشورمان حاضر نیست یک وام عادی به فرهنگیان بدهد واعطای وام به فرهنگیان را منوط به استفاده از سر مایه صندوق ذخیره می کند بسیار بعید است که بخش خصوصی بیاید و چنین کاری انجام بدهد .
4- یعنی اگر از پراید ناراضی بودیم باید پرادوبخریم؟! از این همه خوشی می ترسم! برادر من به جای ماشین های خارجی که پرداخت اقساطش از توان قاطبه معلمین خارج است، تعداد بیشتری پژو و سمند و دیگر ماشین ها در محدوده قیمتی متناسب برای فرهنگیان در نظر می گرفتید. از این گذشته چطور اقساط پراید و پژو و سمند سه ساله و بسیار سنگین بسته میشه ولی اقساط اپتیماو...هفت ساله؟ نکنه برای رعایت حال مستضعفین آزرا سوار؟
5- سوال کلی و اساسی این بود که کدام معلم را پیدا می کنید که بتواند یک ونیم میلیون تومان برای اقساط این گونه ماشین ها پرداخت کند و البته با بقیه حقوق !!! هم چرخ زندگی اش بچرخد ؟مگه مبلغ فیش معلمان را ین حضرات نمی دانند.که البته این نامه بلند بالا از دادن به این سوال طفره رفته است .
6- تو را خدا برو به پرداخت یکصد میلیارد تومانی تسهیلاتی صندوق ذخیره فرهنگیان به شرکت فراز به بهانه رفاه فرهنگیان در بخش مصرف را ببینید که این پول فرهنگیان بدبخت چگونه به ساخت وساز برج تبدیل شده است . لطفا تحقیقی هم درمورد استفاده کننده این بیت المال هم بفرمایید .
7- سلام. چه راحت می گوییم 15 درصد سود و 22 درصد بهره بانکی و ... و این در حالی است که طبق آیات قرآن هیچ عذری پذیرفته نیست .
8- اولا جواب صندوق ذخیره اصلا قانع کننده نبود ؛درثانی فکر نکنم هیچ معلمی حتی یک نفرم در خواست این نوع خودروها را کرده باشه چون اقساطش به حقوق یک میلیون و300 هزاری معلما نمی خوره پس این یک دروغ بیش نیست ؛ ثالثا این صندوق کدام رفاه را برای معلم تامین کرده هی میگید رفاه ؟
8- کدام یک ازخدمات صندوق ذخیره فرهنگیان بی منت و بی مزد و مواجب بوده . اون پراید روهم باکلی سود و به قید قرعه و پارتی به بعضیها میدن .
9- من یه فرهنگی هستم با 24سال سابقه.هرچی تلاش می کنم می بینم با این گرونی و چندرغاز حقوق نمی تونم از خودروهای قسطی شرکت لیرینگ فرهنگیان بردارم چون اگر اینکار رو بکنم باید خودم و زن و بچم باد هوا بخوریم،نمی دونم کدوم فرهنگی!! تونسته ماشین خارجی از این شرکت برداره؟ا
10- سود سرمایه گذاری های صندوق ذخیره فرهنگیان که سالانه افزایش می یابد به جیب چه کسانی واریز می گردد؟معلمان؟
11- چرا واسه ماشین هایی که ما می تونیم بخریم، سند در رهن شماست، اما اینها که مال خودتونه، سندش آزاده؟
12- یعنی تعداد معلم هایی که می تونن خودروی 100 میلیونی بخرن با تعداد کسانی که پراید سوار میشن، توی آموزش و پرورش یکسانه؟؟
13- بعد از 24 سال و اندی سابقه خدمت در آموزش و پرورش و تدریس صادقانه هنوز یه سرپناه کوچولو برای خانواده ام ندارم و سرگردان و مستأجر هر کس و ناکسی هستم. اونوقت صندوق ذخیره فرهنگیان ماشین های چند صد میلیونی به معلمان میده! این معلما رو میشه به ما هم نشون بدید جناب صندوووووق؟!!!!
14- به بانک سرمایه مراجعه کردم گفتن حقوقت چقدره؟ وقتی جواب دادم بهم گفتن ما فقط به مشاغل پردرآمد وام میدیم.(پزشکان، بازاریان و ....)
15- یعنی تعداد معلم هایی که می تونن خودروی 100 میلیونی بخرن با تعداد کسانی که پراید سوار میشن، توی آموزش و پرورش یکسانه؟؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار /
١٢ نفر از دانشآموزان شینآبادی به همراه خانوادههایشان دیروز برای چندمینبار مقابل وزارت آموزش و پرورش تجمع کردند. خبر را «اسرین معروفی»، یکی از دانشآموزان مدرسه انقلاب اسلامی شینآباد در پیرانشهر آذربایجانغربی که ١٥ آذر سال ٩١ به دلیل منفجر شدن بخاری نفتی کلاسشان در آتش سوختند، به «شهروند» داد. او زنگ زده بود تا بگوید هنوز مشکلات او و ١١ نفر از ٢٩ دانشآموزی که آن روز، آتشسوزی زندگیشان را عوض کرد از صبح زود به مقابل وزارت آموزش و پرورش در خیابان قرنی تهران آمدهاند تا وزیر را ببینند اما از دیدار وزیر خبری نیست. آنطور که خانوادههای این دانشآموزان میگویند، پرداخت نشدن مستمری بعد از گذشتن دو سال از حادثه آتشسوزی شینآباد و دیگر مشکلات باعث اعتراض آنها شده است.
«علی صالح»، پدر «نادیا صالح»، یکی از دانشآموزان شینآباد درباره تجمع اعتراضآمیز او و همشهریهایش مقابل ساختمان وزارت آموزش و پرورش به «شهروند» میگوید: «ما از صبح زود به خیابان قرنی آمدیم و خواستیم که با آقای فانی، وزیر آموزش و پرورش دیدار کنیم اما با اینکه میدانستیم آقای وزیر در ساختمان وزارتخانه حضور دارد، اجازه ندادند با او دیدار کنیم و گفتند جلسه دارد.
سوال ما اینجاست که در این دو سال و با وجود مشکلات زیادی که ما داشتیم، آقای وزیر جدید یکبار هم به دیدار ما نیامده است.» او ادامه میدهد: «دو سال از زمانی که به ما قول دادند برای بچههایمان مستمری در نظر میگیرند، میگذرد ولی هنوز این بچهها مستمری دریافت نمیکنند. از طرف دیگر مشکل بیماری پدران این دانشآموزان هنوز به جا است. ما در حال حاضر سه روز شینآباد و سه روز تهران هستیم و عملا نمیتوانیم کاری بکنیم. از طرف دیگر وزارت آموزش و پرورش، سه ماه و نیم است که فاکتورهای ما را برای رفت و آمد به تهران و پیرانشهر ندادهاند و معلوم نیست ما با وجود بیکاریمان باید این همه خرج را از کجا تأمین کنیم.» صالح میگوید که چون این دانشآموزان مرتب برای درمان به تهران میآیند و برمیگردند، نمیتوانند درست درس بخوانند و از بقیه دانشآموزان کلاسشان عقب هستند: «بچهها معلم جدا ندارند و از درس بسیار عقب هستند.» او البته میگوید که دیه کامل هشت نفر از این دانشآموزان و به توصیه نوبخت، سخنگوی دولت پرداخت شده است.
راک، پدر آمنه یکی دیگر از دانشآموزان شینآبادی هم دراینباره میگوید: «هنوز مشکلاتی چون ایاب و ذهاب و رسیدگی به امر درمان در بیمارستان حل نشده است. به عنوان مثال بیمار ما را وقتی از اتاق عمل میآید و هنوز کامل به هوش نیامده، مرخص میکنند و مریض دیگری برای بستری میآورند و کسی پاسخگو نیست.» او از تغییر تیم درمانی فرزند خود و سایر کودکان شینآبادی در بیمارستان هم انتقاد کرد.
پدر سیما شادکام هم میگوید که «هماکنون دو سال و نیم است که به دلیل پیگیری درمان سوختگی فرزندان خود و تردد دایم به تهران کار خود را از دست دادهایم، این در حالی است که دولت به ما وعده داده بود، ٥٠٠میلیون تومان برای حل مشکلات معیشتی خانواده دانشآموزان شینآبادی اختصاص یابد که این رقم محقق نشد.»
اسماعیلپور، پدر آمنه اسماعیلپور یکی از دانشآموزان شینآبادی هم درباره مشکلات این دانشآموزان میگوید: «علاوه بر مشکل ایاب و ذهاب و درمان، هنوز آموزش و پرورش برای این بچهها معلم برای تدریس خصوصی در نظر نگرفته است. قرار بود مستمری مادامالعمر برای این دانشآموزان فراهم شود که آن هم هنوز محقق نشده است. متاسفانه بسیاری از وعدهها عملی نشده است.»
حسین احمدینیاز، وکیل دانشآموزان شینآباد هم میگوید که ۱۸ نفر از این دانشآموزان هنوز دیه کامل را دریافت نکردهاند: «از ١٨ نفر از این دانشآموزان رضایت گرفته شده است تا دیه کمتری به آنها پرداخت شود. از طرف دیگر وزیر آموزش و پرورش وعده داده بود که با این دانشآموزان و والدین آنها دیدار داشته باشد ولی با وجود وعده قبلی، این دیدار انجام نشد. دانشآموزان شینآبادی و والدین آنها انتظار دارند تا دولت تدبیر و امید پاسخگوی مشکلات آنها باشد و حقوقشان نادیده گرفته نشود.»
او درباره پرداخت مستمری مادامالعمر به دانشآموزان شینآباد هم میگوید که این موضوع در بودجه سال ٩٤ در دست بررسی است و در کمیسیون تلفیق نیز تصویب شده است.
گزارش سخن معلم از کودکان شین آباد را ( این جا ) بخوانید .
گروه اخبار /
صبح امروز گروههایی از معلمان در نقاط مختلف کشور در اعتراض به تغییر نکردن دستمزدشان در سال آینده طبق لایحه بودجه، تجمعاتی را برگزار کردند.
منابع خبری ایلنا تا این لحظه از برگزاری این تجمعات اعتراضی در استانهای خراسان رضوی، لرستان، هرمزگان کردستان، خوزستان، فارس، قزوین خبر دادهاند. همچنین تجمع اعتراضی معلمان در تهران که پیش از این قرار بود بعد از ظهر امروز در مقابل ساختمان مجلس برگزار شود، از ساعاتی پیش از موعد مقرر در حال شکلگیری است و منابع خبری ایلنا در اعت 11 و 30 دقیقه از تجمع 600 نفری معلمان تهران در مقابل مجلس خبر میدهند.
معلمان معترض در تهران به ایلنا گفتهاند که دلیل اعتراض آنان تبعیضهای صورت گرفته در سیستم آموزش کشور و اجرانشدن بندهایی از قانون خدمات کشوری مرتبط با کارکنان دولت است.
یکی از معلمان که در مقابل اداره آموزش و پرورش قزوین حضور داشت، دربارهٔ دلایل این تجمع به ایلنا گفت: تبعیضهای صورت گرفته در سیستم آموزشی کشور بین فرهنگیان و همچنین اجرا نشدن قانون خدمات کشوری که منجر به تبعیضهای گسترده بین فرهنگیان و کارکنان دولت شده است از دلایل اصلی این تجمع سراسری است.
معلمان در تجمع امروز پلاکاردهایی را به همراه دارند که روی آنها نوشته شده «ما از فرق می نالیم، نه از فقر» ،«معلم فرهنگ ساز جامعه را دریابید.»
گفتنی است معلمان حاضر در تجمعات اعتراضی ضمن تاکید بر اجرای کامل نظام و حقوق هماهنگ کارکنان دولت، خواستار اجرای فوری و بیقید و شرط بند ۵ مادهٔ ۶۸ قانون مدیریت خدمات کشوری هستند که به دولت اجازه میدهد برای مشاغل هم سطح کاردانی حداکثر ۷۰۰ امتیاز برای کارشناسی ۱۵۰۰ و برای کارشناسی ارشد به بالا ۲۰۰۰ امتیاز برای افزایش فوق العاده شغل در نظر بگیرد. تجمع کنندگان همچنین به میزان بودجهٔ در نظر گرفته شده برای آموزش و پرورش در سال ۹۴ نیز معترضند.
کنشگران صنفی جامعه فرهنگیان معتقدند بودجهٔ اختصاص یافته برای وزارت آموزش پرورش در سال آینده در شرایطی که این وزارتخانه با ۵ هزار میلیارد تومان کسری بودجه مواجه است، نمیتواند پاسخگوی نیازهای بدنهٔ این وزارتخانه یعنی کادر آموزشی باشد.






درحالی که در کشور ما در پایه ابتدایی برای آموزش کودکان از معلمان زن استفاده میشود باید گفت این فقط ویژه کشور ما نیست. در اکثر کشورها در این پایه زنان به مردان ترجیح داده میشوند. این امر به دو دلیل اتفاق میافتد: اولین دلیل این است که افراد در این سنین برای اولین باراز خانواده خود دور میشوند وچون افراد در این سنین بیشتر با مادر خود ارتباط دارند با این اقدام سعی میشود کودک به بهانه حضور در مدرسه و یادگیری علم دچار افت عاطفی نشود. وجود معلم زن چه برای دختران و چه پسران در مدارس تاحدودی میتواند خلا مادر را جبران کند و باعث ایجاد علاقه و انگیزه در افراد برای حضور در مدرسه و دوری از خانواده شود. از طرف دیگر کار کردن در مدارس ابتدایی فشارهای زیادی دارد. سروکار داشتن با کودکانی که هریک به نوعی شیطنت و مشکلات خاص خودشان را دارند به درجهای از صبر و خویشتنداری نیازمند است که تحقیقات روان شناسی نشان میدهد زنان در مقایسه با مردان به میزان بیشتری این صبر و تحمل را در برخورد با کودکان دارند. مجموعه این مسائل باعث شد که نه فقط در اینجا بلکه در همهجای دنیا بر اساس یک تجربه و پژوهش علمی این انتخاب صورت پذیرد.گروه اخبار :
پیرو اطلاعیه قبلی در سایت سخن معلم در مورد معرفی کاندیداهای شورایاری در سطح استان تهران ( این جا ) به اطلاع می رساند :
دوستان و همکاران فرهنگی پس از تایید شدن می توانند مشخصات و برنامه های خود را به همراه یک عکس با کیفیت خوب به سخن معلم ارسال فرمایند.

موضوع: رزومه (مهدی خلیلی)
مهدی خلیلی - کاندیدای شورایاری محله امیرآباد شمالی
تلفن 09128698547
مشخصات :
- فوق لیسانس پژوهش علوم اجتماعی
- مدرس دانشگاه آزاد اسلامی و کارشناس ارشد آموزش و پرورش و دبیر دبیرستان شهدای بدر منطقه 2
- صاحب امتیاز و مدیر نشریه آشیانه خوشبختی که ده شماره آن به چاپ رسید.(این مجله تنها مجله با موضوع سبک زندگی اسلامی و ایرانی ؛هویت ملی ؛زبان مادری و سرزمین پدری است.)
- نگارش کتاب با عناوینی چون جرم، زندان و مجازات های جایگزین، امور قضایی و حقوقی ایران در سفرنامه ها، رازهای نام گذاری اسامی ایران و فرهنگ تردد و رانندگی ایرانی.
- نگارش ده ها عنوان مقاله در روزنامه های سراسری چون ابرار اقتصادی، همشهری، کارون، اسرار و حمایت و سایت بهارنیوز.
- کسب ده ها رتبه برتر در جشنواره های علمی؛پژوهشی؛ شغلی و مطبوعاتی در سطح ملی و بین المللی
برنامه ها :
- تغییر نام امیر آباد به کارگر شمالی توهین به امیر کبیر و تحقیر مردم فرهنگ دوست این محله است.مسوولان شهر بدانند اینجا امیر آباد است .
- محله امیر آباد شمالی به عنوان فرهنگی ترین و دانشجویی ترین محله ایران است .این محله باید به عنوان میراث ملی و فرهنگی در سازمان میراث فرهنگی ثبت گردد.
- تلاش برای حل مشکلات ترافیکی ؛ صنفی ؛معیشتی و اقتصادی محله امیرآباد با استفاده از همه ظرفیت های موجود محله.
- ارتقای شاخص های فرهنگی و هنری با استفاده از نظرات هنرمندان و استادان و دانشجویان محله امیرآباد شمالی
- راه اندازی خانه سلامت روان و مشاوره در راستای ارتقای سلامت روان و بهداشت روان.
- داشتن نشریه محلی برای محله امیر آباد یک ضرورت است تا صدای شما به گوش مدیران و مسوولان شهری برسد. در این نشریه شما بگویید و بنویسید و مدیران و مسوولان بشنوند و کار کنند.
- برگزاری جشنواره های محلی در راستای ارتقای محله محوری.
- محله من خانه من است و من خانه خود را دوست دارم.در این راستا ضرورت دارد همه محله را دوست داشته باشیم و در در رفع مشکلات آن بکوشیم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
به نام دوست
معلمی زیباست ، دوستش دارم ، به واقع از روی علاقه آمدم . معلمی عالی است زندگی با جوان ونوجوان . سفر به دنیای شور و هیجان ، دوری از غصه نان، دوری از غصه فرزند و آینده، آموزش آنچه می دانم و یاد گرفتن و تصحیح آنچه او قبل از من یاد گرفته؛ من از این شغل لذت می برم و به آن راضی، اما حیف ، حیف که دیگر کسی آن دوست ندارد. مسئولین از آن فراری اند و شاید متنفر ! شاید آرزویشان باشد که این همه معلم در کشور نبودند.شاید... شاید آرزویشان تعطیلی همه مدارس باشد شاید...شاید!
چرا؟
خرجشان زیاد است ، فهم شان زیاد است ، زیادند ، زیادند!
ای کاش این همه بی مهری ها نبود تا با شغلم لذت می بردم. ای کاش...
من معلمی را دوست دارم اما آن را که بر من گمارده اند از آن بیزار است. من از آموزش لذت می برم اما او که باید زمینه ساز باشد از آن متنفر است. دستانم بی رمق، زبانم قفل، راهم ناهموار؛ . چه باید کرد وقتی نمی توانی آنچه را دوست داری انجام دهی.توانی نداری که به آنچه ایمان داری عمل کنی ، دیگر رمقی نمانده است.
ای کاش در زمان کسی بودم که پر کردن دهان معلم از طلا برایش پاداشی عادی بود.
ای کاش گوشی برای سخن آن بزرگ پیدا می شد، طلا که هیچ ، ای کاش زخمی نمی زدند و لااقل کمتر از دیگرانش نمی کردند خوارش نمی نمودند و با دیگران مقایسه اش!!
چه گناهی دارند این اطفال معصوم که باید با نفت و ماشین و فرش و ... مقایسه شوند؟
ای کاش نه برای معلم که برای فرزندان این مملکت ارزشی قائل بودند. ای کاش نه به معلم که به جوانان و نوجوانان این مملکت احترامی می گذاشتند . چه بی مهرند این بزرگان در حق عزیزان مان.
چه ظلمی می کنیم ما به فرزندان مان.
چه گناهی کرده اند که باید به آنان بی مهری کرد؟
ای کاش کسی به فکرشان بود. ای کاش ای کاش ...
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید