صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

آذربایجان غربی

منتشرشده در نامه های دریافتی

گروه گزارش/

قدردانی والدین دانش آموز مضروب از مدیر کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی و چند پرسش صدای معلم

پرتال اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی نوشت : ( این جا )

" به دنبال انتشار تصاویر و خبر ضرب و شتم دانش آموز یکی از مدارس تبریز و واکنش و برخورد سریع با خاطی، والدین وی با حضور در دفتر کار مدیر کل از برخورد مناسب با موضوع قدردانی کردند.

به گزارش اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی، به دنبال انتشار تصاویر و خبر ضرب و شتم دانش آموز یکی از مدارس تبریز و واکنش و برخورد سریع با خاطی، به دستور با قید فوریت مدیر کل آموزش و پرورش استان، والدین وی با حضور در دفتر کار مدیر کل،  از برخورد مناسب با موضوع قدردانی کردند.

قدردانی والدین دانش آموز مضروب از مدیر کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی و چند پرسش صدای معلم

مدیر کل آموزش و پرورش استان در این خصوص گفت: این اداره کل، نسبت به این گونه تخلفات و رفتارها حساسیت ویژه ای دارد و موضوع ضرب و شتم یا هر گونه تنبیه بدنی به هر دلیل و به انحاء مختلف تخلف بوده و این بحث بارها در جلسات مختلف تاکید و طی بخشنامه‌های مکرر به مراکز آموزشی و پرورشی استان ابلاغ شده است و به هیچ وجه این قبیل مسائل قابل قبول نیست.

گفتنی است که پس از بررسی و تایید موضوع، به دستور مدیر کل آموزش و پرورش استان،  معاون خاطی مدرسه غیر دولتی از نیروهای آزاد شاغل در مجموعه، از هرگونه فعالیت در مراکز آموزشی منع و پرونده مدرسه مزبور برای بررسی صلاحیت فعالیت مدارس به هیئت نظارت ارجاع داده شد. "

« صدای معلم » 26 فروردین 1398 در خبری نوشت : ( این جا )

" یکشنبه 18 فروردین ماه سال جاری معلم ورزش مدرسه شهد همت روستای بیگ بلاغی از توابع هشترود آذربایجان شرقی توسط اولیای یک دانش آموز به شدت مورد ضرب و شتم قرار می گیرد .

یکی از معلمان این مدرسه به « صدای معلم » می گوید :

در جریان مسابقه فوتبال در مدرسه ، معلم ورزش که داور بازی بوده است یکی از از دانش آموزان را به خاطر خطا در مسابقه  اخراج می کند .

بعد از اخراج از مسابقه ، دانش آموز سر معلم داد و فریاد می کشد سپس از مدیر اجازه گرفته به خانه می رود و به همراه اولیا به مدرسه بر می گردد  .

بین معلم و خانواده ایشان درگیری رخ داده و عموی دانش آموز با لگد زدن به دست معلم باعث شکستن دست معلم می شود.

قدردانی والدین دانش آموز مضروب از مدیر کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی و چند پرسش صدای معلم

این خبر تاکنون انعکاسی در رسانه های متعدد این استان نداشته است .

مسئولان اداره متبوع و اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی تاکنون به این واقعه واکنشی نشان نداده اند .

« صدای معلم » آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند . "

نخستین پرسش این رسانه آن است که مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی در برابر این توهین و ضرب و شتم این معلم  روستایی کار خاصی پس از انتشار خبر صدای معلم انجام داد ؟

خشونت در همه ابعاد و از سوی هر فرد ، گروه و یا مقامی آن امری غیرمنطقی و غیرقابل قبول است .

اما آیا مسئولان دلسوز و زحمتکش وزارت آموزش و پرورش فقط در برابر  یک رکن تعلیم و تربیت " حساسیت ویژه " دارند ؟

آیا معلمان حق ندارند این پرسش را مطرح کنند که چرا در این موارد عدالت و انصاف رعایت نمی شود ؟

چه فرد و یا مقامی باید حافظ حقوق شهروندی معلمان و امنیت شغلی و فرهنگی آنان باشد ؟

پایان گزارش/


قدردانی والدین دانش آموز مضروب از مدیر کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی و چند پرسش صدای معلم

منتشرشده در گفت و شنود

گروه گزارش/

همان که که در گزارش های پیشین « صدای معلم » و در مورد طرح رتبه بندی معلمان منتشر شد ؛  آن چه که اکنون تحت عنوان « شیوه ی نامه اجرای طرح رتبه بندی معلمان » در آموزش و پرورش انجام می شود با آن چه که کارشناسان و صاحب نظران بر روی آن کار علمی و کارشناسی انجام داده بودند تفاوت های ماهوی و حتی شکلی فراوانی دارد .

آن گونه که « منیره رضایی » عضو هیات علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش و عضو گروه پژوهشی اقتصاد و نیروی انسانی پژوهشگاه مطالعات در گفت و گو با صدای معلم شرح می دهد برای " طرح رتبه بندی معلمان "  کارگروه های مشخصی  تشکیل شده و حدود 2 سال کار و بیش از 50 جلسه کاری بر روی آن صورت گرفته بود .

« رضایی » در این گفت و گو به شرح ماهیت طرح می پردازد و تاکید می کند طرح فعلی مورد تایید ایشان نبوده است و نمی تواند صلاحیت های حرفه ای معلمان را مورد سنجش و ارزیابی قرار دهد .

بخش پایانی این گفت و گو منتشر می شود .

رتبه بندی معلمان و وضعیت نیروهای اداری و ستادی

صدای معلم:

در طرح رتبه بندی معلمان مدیر مدرسه یا معاون مدرسه را هم جزء رتبه بندی آورده اند یا حتی گفته می شود که نیروهای اداری گفته اند که این طرح باید شامل حال ما هم بشود .حتی بازنشستگان هم می گویند که ما را هم در این رتبه بندی دخیل کنید .

پرسش از شما این است آیا ما حتی در مدرسه بیاییم مدیر یا معاون را که جزء نیروهای اداری در آموزش به حساب می آیند در طرح رتبه بندی معلمان دخالت بدهیم با توجه به صحبت هایی که شما قبلا فرمودید و قسمت اعظم طرحی که شما روی آن کار کرده بودید منبعث از رتبه بندی در سیستم اموزش عالی بود ؛ به نظر شما این تا چه حد می تواند علمی باشد؟

 

رضایی:

در طرحی که ما کار کردیم داشتن تدریس حداقل یک روز الزامی بود. کارمند پرسنلی اداری یا حوزه ستادی هم اگر تدریس داشتند شامل حال آنها می شد. ولی نمی دانم چند روز یا چند ساعت بود ولی حتما باید ابلاغ تدریس را می داشتند ، در آن صورت شامل حال آنها می شد. به این صورت نمی شود ! طرف باید از ابتدا تکلیف خودش را روشن بکند. یا من می خواهم بروم در آن چهارچوب کلاس با دانش آموزان سر و کار داشته باشم و با همکارانم تبادل فکری داشته باشم یا این که می خواهم مدیر باشم و از مزایای مدیریت استفاده کنم.

 

صدای معلم:

شما فرمودید که طرح اعظم این طرح را از سیستم آموزش عالی گرفتید . آیا در دانشگاه وقتی می خواهند استاد دانشگاه یا اعضای هیات علمی را رتبه بندی کنند ، آیا عوامل اداری دانشگاه یا معاون دانشگاه یا رئیس دانشگاه یا کادر اداری و... را هم که بروید شش ساعت یا دوازده ساعت درس بدهید ما به شما رتبه دانشیاری یا استاد یاری و... می دهیم؟

 

رضایی:

نه شامل حال آنها نمی شود !

 طرح دیگری برای آنها اجرا کردند . طرحی اداری برای کارمندان اداری اجرا کردند. البته آن بعد از افزایش حقوق اعضای هیات علمی بود. در اینجا چون مدیر و معاون، آموزشی حساب می شوند منوط به داشتن تدریس است. نمی دانم چند ساعت ولی شرط آن رفتن به کلاس است.

 

صدای معلم:

شما فکر می کنید این تجربه داخلی چقدر با استانداردهای جهانی و آموزش تطبیقی تطابق دارد؟

 

رضایی:

البته در آن جمع چون یک سری از آنها افراد اداری بودند خیلی تلاش می کردند که حتی حوزه ستادی هم شامل حالش بشود.

 

 

صدای معلم:

منظور شما این است که در آن کارگروه ها که شما کار می کردید وزنه اداری بیشتر از وزنه نیروهای آموزشی بود؟

 

رضایی:

بله ! زیاد بودند !

 

صدای معلم:

یعنی غلبه داشت بر بدنه آموزشی؟

 

رضایی:

بله. چون آنها اداری هستند و از جاهای مختلف می آمدند .  من مخالف این کار بودم ولی رای گیری می شد. من مخالف بودم کسی که در اداره کار می کند حتی به قیمت یک روز تدریس اش بخواهد از این طرح استفاده کند.

 من معتقدم کسی که تمام وقتش را به تدریس اختصاص می دهد باید این طرح شامل حالش شود. حتی مدیر یا معاون الزام داشت که شش ساعت سر کلاس درس برود. این هم توجیه نمی کند که بخواهد از این طرح استفاده کند. چون بحث ما رتبه بندی معلمان است. معلم هم کسی است که تمام بیست و چهار ساعتش سر کلاس است. چون از مزایای دیگر آن بهره مند می شود . اگر می خواهد بهره مند بشود از کارش و مزایای آن صرف نظر کند وسر کلاس برود تا بهره مند بشود. البته این نظر من است.

 بالاخره ترکیبی که در جلسات است من نظر خودم را می دهم و بقیه هم نظرات خود را دارند و رای دارند.

 

صدای معلم:

یعنی بر اساس نظری که شما داشتید در رتبه بندی معلمان بر اساس صلاحیت ها ، سهیم کردن نیروهای اداری و نیروهای آموزشی مبنای علمی ندارد ؟

 

رضایی:

خیر. چون ویژگی هایی که ما در آنجا می گوییم برای معلم می گوییم. مشخصات و درخواست هایی که ما مطرح می کنیم خاص نیروی آموزشی است. شرح وظایف مدیر یا معاون با شرح وظایف معلم متفاوت است و این هم با شرح وظایف نیروی اداری متفاوت است. بنابراین آن صلاحیت ها و ویژگی ها را که بیان می کنیم مخصوص معلم است بنابراین فقط باید شامل حال معلم بشود.

 

صدای معلم:

یعنی این برمی گردد به این که هنوز یک نگاه جامع حرفه ای نسبت به پیشه معلمی وجود ندارد. می توانیم این گونه نتیجه گیری کنیم که نگاه اداری یا نگاه کارمندی بر حرفه ی معلمی حاکم است و این خلط هایی که به وجود می آید و قاطی شدن ها به خاطر همان نگاه نادرستی است که نسبت به معلمی وجود دارد در سیستم برنامه ریزی و تصمیم گیری؟

رتبه بندی معلمان و وضعیت نیروهای اداری و ستادی

رضایی:

دقیقا !

شما اشاره ای کردید مثلا طرف معلم است بعد می آید مدیر می شود در حالی که نباید به این صورت باشد !

البته این مستلزم بررسی دقیق تری است .

 ولی باید طرف از ابتدا تکلیف خودش را روشن کند ، من می خواهم معاون بشوم یا معلم بشوم یا مدیر بشوم کسی که می خواهد معلم بشود دیگر باید معلم بشود برای این که خوب و بد و سود و زیانش در قالب معلمی باشد ؛ در آن موقع می تواند به عنوان یک حرفه تلقی بشود که من معلمم من مدیر مدرسه نیستم.

 

صدای معلم:

شما فعلا چشم انداز روشنی را نسبت به افق تاسیس یا در پیدایی معلم حرفه ای در نظام آموزشی ایران با این وضعیت نمی بینید؟

رتبه بندی معلمان و وضعیت نیروهای اداری و ستادی

رضایی:

خیر. وقتی همه ما باور کنیم حتی در مرحله گزینش هم من باید با این منظور، نگاه کنم که داوطلب معلمی انتخاب کنم یعنی شامل مجموعه ای توان مندی ها باشد ؛ منظور من هم گزینش حراستی نیست . حتی در مرحله کنکور هم بگوییم کسانی که می خواهند به شغل معلمی بیایند باید در آنجا یک سری ویژگی هایی را مطرح کنیم مثلا اینها را در مصاحبه لحاظ کنیم . از آن جا تا آموزش دادن و تخصیص دادن ردیف ها و...همه باید نگرش شان روی معلم حرفه ای باشد ، در آن صورت تحقق پیدا می کند والا اگر  شما بخواهید با نگاه اداری نگاه بکنید طبیعتا وقتی منافعی در کار باشد خودتان را با آنها قاطی می کنید !

 آنجا که معلم زحمت می کشد و در چهارچوب کلاس با چهل دانش آموز سر و کار دارد طرف نمی خواهد خود را با این مسائل قاطی کند زحمت بکشد ولی وقتی که یک منافعی برایشان  مترتب می شود خودش را قاطی می کند  !

 خیر!

 به این صورت نمی شود ! طرف باید از ابتدا تکلیف خودش را روشن بکند. یا من می خواهم بروم در آن چهارچوب کلاس با دانش آموزان سر و کار داشته باشم و با همکارانم تبادل فکری داشته باشم یا این که می خواهم مدیر باشم و از مزایای مدیریت استفاده کنم.

 نمی شود شتر پلنگ شد هم مدیر باشد و از مزایا آن استفاده بکند هم معلم باشد و در این طرح خودش را قاطی بکند !

 

صدای معلم:

البته خانم رضایی این صحبت هایی که اخیرا آقای اللهیارترکمن اشاره کرده بودند که یک مقدار باید مرزبندی ها و تفکیک ها باید شفاف بشود. مثلا  این که در سیستم اداری آموزش و پرورش دبیر شاغل در پست مدیر کلی داشته باشیم  و این باید تکلیفش روشن شود ؛ یکی از نکات مثبت که در مقام حرف بیان کردند این بود و این که چقدر در عمل پیاده بشود خودش جای بحث دارد.

شما چقدر به شیوه نامه جدید اشراف دارید ؟

 آیا اشرافی دارید تا در این زمینه مطالبی را بیان کنید یا نکاتی را بیان بکنید. حرف هایی که شما زدید درست است ولی به نظر می رسد این عملکردی که آن حرف هایی که اقای اللهیار یا پایه گزاران یا مجریان اصلی رتبه بندی گفتند در مورد نیروهای اداری ؛ خیلی جامه عمل نپوشیده است. یعنی اگر قرار باشد در نیروهای اداری به قول شما تکلیف شان مشخص شود این حتی باید شامل نیروهای مثل مدیر مدرسه یا معاون مدرسه و سایر نیروهایی که خارج از حوزه کلاس تعریف می شوند شامل حال آنها هم بشود؟ ولی آن دیدگاهی که در بدنه اداری آموزش و پرورش وجود دارد این است که مدرسه را با کل اجزای آن و عوامل آموزشی در نظر می گیرند.

 

رضایی:

در ادبیات هم همین را می گوید. در ادبیات کارکنان آموزشی یعنی در ادبیات انگلیسی هم مدیر و معاون را به عنوان کارکنان آموزشی تلقی می کند غیر از معلم. مثلا وقتی به مدیر می گوییم رهبر آموزشی یعنی می تواند طرف مشورت معلم قرار بگیرد. می تواند راهنمای معلم باشد و این منوط به این است که او با کلاس آشنا باشد و شاید به سبب همین بود که بحث آن شش ساعت مطرح شد که مدیر سر کلاس برود و از نزدیک با بچه ها ارتباط داشته باشد. کلاس را درک کند.

 

صدای معلم:

درست است. در ماهیت آموزش و فرایند آموزش اینها درست هستند ولی با این حال در تعریف صلاحیت های معلمی ما نمی توانیم اینها را با همدیگر مخلوط کنیم. درست است؟

رضایی:

بله. باید وزن بدهیم. باید آن ملاک ها و شاخص هایی را که قرار است مبنای امتیاز باشد به اینها وزن داده شود. فرضا معلمی که بیست و چهار ساعت تدریس می کند تا آن مدیر یا معاونی که قرار است شش ساعت تدریس کند ؛ اینها باید وزن بگیرند. مثلا من الآن در هیات پژوهشی هستم ، من تدریس موظف ندارم. برای من چهار ساعت تدریس در نظر گرفته اند. اگراین تدریس را بگیرم امتیازش را می گیرم اگر نداشته باشم امتیازش را نمی گیرم ولی در ابلاغ آمده که من می توانم چهار ساعت تدریس داشته باشم به عنوان یک هیات علمی پژوهشی. به مدیر و معاون هم باید یک چنینی وزن هایی باید داده بشود که کلاس می رود یا نمی رود. من مخالف این کار بودم ولی رای گیری می شد. من مخالف بودم کسی که در اداره کار می کند حتی به قیمت یک روز تدریس اش بخواهد از این طرح استفاده کند.

 

صدای معلم:

در واقع ، الان در حال حاضر این وزن ها دیده نشده است؟

 

رضایی:

این وزن ها دیده نشده است. خیلی کار دارد. به قول شما تا آن چشم اندازی که معلم به عنوان یک فرد حرفه ای دیده شود مسیری طولانی در پیش داریم .

تاکید می کنم اگر این رتبه بندی درست انجام شود یک اعتباری برای معلم می آورد که برای کسی که در رتبه پایین تر است تلاشش را بکند که به رتبه بالاتر ارتقا پیدا کند. این می توانست یک مبنای تلاش علمی باشد. ولی تا آن مرحله ما خیلی فاصله داریم. تا وقتی معلم را به عنوان یک معلم به رسمیت نشناسیم نمی توانیم بگوییم که در این زمینه درست قدم برداشتیم .

بخش نخست

بخش دوم

پیاده سازی و ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی


رتبه بندی معلمان و وضعیت نیروهای اداری و ستادی

منتشرشده در گفت و شنود

 یکصد سالگی دانشگاه تربیت معلم قدیم و دانشگاه فرهنگیان

یکصد سالگی دانشگاه خوارزمی ، بهانه ای شد تا تأملی در برخی تصمیم گیری های فرهنگی و... داشته باشیم.

این دانشگاه قدیمی، با هدف تأمین منابع انسانی  آموزش و پرورش یکصد سال پیش تأسیس شد.
بعد از این دانشگاه؛ دانشگاه تربیت دبیر و کم کم تربیت معلم و دانشسراها شکل گرفت.

امروز که این یادداشت را می خوانید نه این دانشگاه قدیمی در چرخه خدمات آموزش و پرورش است، و نه آثاری از دانشسراها و تربیت معلم وجود دارد.

 بهتر باشد بگوئیم مدارس آموزش و پرورش ، نفس های آخر خود را در استفاده از معدود بازماندگان این مراکز می کشد!

 یکصد سالگی دانشگاه تربیت معلم قدیم و دانشگاه فرهنگیان 
در یک مقایسه اجمالی ، تفاوت زیادی بین وسعت و کیفیت خدمات دهی این مراکز منحل شده  با دانشگاه فرهنگیان فعلی وجود دارد. 

دانشگاه فرهنگيان نزدیک ده سال است که باشبیه سازی ،قرار است امید و آرزوهای نظام تعلیم و تربیت را برآورده و نیاز منابع آموزشی ،تربیتی و... این وزارتخانه بزرگ را تأمین نماید.

اما این دانشگاه در این ده ساله اخیر  نه تنها نتوانست به حداقل نیازها پاسخ دهد ،بلکه موجب شد سیستم آموزشی به ناچار دست به تبدیل وضعیت انبوه نیروهای خدماتی ،شرکتی و...بزند و از ایشان در جایگاه آموزگار ومعلم و دبیر استفاده نماید!

دور از واقعيت نباشد اگر بگوییم ثمرات این اتفاق، یکی از تلخ ترین تجربه هاى مدیریت آموزش و پرورش است ! که بازتاب تربیتی منفی آن بعدها ذائقه جامعه و خانواده هارا تلخ خواهد کرد!

اینک این سؤال به ذهن می آید که چرا دانشگاه بزرگ و ریشه دار خوارزمی که با همین هدف و مأموریت تأسیس شده بود ،از چرخه خدمات خارج گردید؟ و نیز باچه عقل و تدبیری مراکز تربیت معلم و دانشسراها منحل و در قالب اسمی عاری از بار معنوی و تربیتی جایگزین شد؟
 
واقعا این تغییر عنوان ،تمام مشکلات آموزش و پرورش بود؟ و یا اسم و عنوان های گذشته به لحاظ شأن و تناسب ساختاری با آموزش و پرورش فعلی ناسازگار وخلاف جریان جاری می نمود! و یا با کلاس و سایز مدیران آرمانگرا نسبتی نداشت!؟
و یا قرار بود وزرای تازه نفس ،به خصوص کسانی که از لابی وخوددانی افسون شده ای برخوردار بودند ؛ اقدامی برای دست ورزی و یادگاری داشته باشند؟

اصولا دانشگاه فرهنگیان از چه امتیاز و برند خاصی برخوردار شد که مراکز و دانشگاه های پیشین از آن بی بهره بودند؟
 
این تغییر ساختارها آیا با هدف بازنگری در مأموریت بود و یا ایجاد تغییر در نگاه !؟

هر چه باشد این دانشگاه نتوانسته جای مراکز تربیت معلم گذشته را پُر کند و به لحاظ بار تربیتی از قابلیت های لازم در چرخه آموزشی و تربیتی برخوردار شود.

به دیگر سخن ، تفاوت معنی داری بین دانشگاه فرهنگیان با سایر دانشگاه ها جز در برخی مواد درسی و عنوان! احساس نمی شود.

این تصمیم های هیجانی که در مدیریت های ما مرسوم است ،به دلیل خود شیفتگی ها ،تک روی ها و استغنای از مشورت ، موجب شده است که امروز آموزش و پرورش از بحران منابع انسانی کارآمد رنج ببرد.

تصور کنید اگر دانشگاه خوارزمی و دهها مرکز تربیت معلم و صدها دانشسرا در بدنه این نهاد بزرگ همچنان فعال بود ؛ کم گشایشی داشتیم؟
و نیز اگر زمینه برای تعهد دبیری بهترینِ  برترین دانشگاه های دولتی و خاص فراهم بود، آیا دانش آموزان معصوم، تحویل نیروهای خدماتی ، شرکتی و خرید خدمت و...می شدند ؟
و آیا سرنوشت نظام تربیتی و آموزشی ما این بود که هست؟ و آموزش و پرورش گرفتار سخت ترین تجربه نیروی آموزشی مى شد تا افزون بر آسیب های پنهان تربیتی ؛ نُرم کلاس ها 40 تا50  نفره شود؟

امروزه این دانشگاه ،به رغم ادعاهایی که می شود، از حداقل های ارتباطی با کف کلاس و مدرسه برخوردار نیست.

کاش دست اندر کاران این دانشگاه، از نظام آموزشی پرستاری و پزشكى و نوع و نحوه ارتباط ایشان با بیمارستان ها ،الگو برداری کرده و شبیه سازی می کردند.

اگر دانشجو معلم مثل دانشجوى پرستارى و پزشکى ،نصف واحدهای خود را عملی و در کف کلاس و مدرسه می گذراند؛ بسیاری از آزمون و خطاها برطرف ،و بخشی از چالشهایی که حاصل ناشی گری و تسلط برکلاس و کتاب بود  مرتفع می شد.

سخن آخر اینکه ؛باید زمانی هم برای این مدیران ارشد پیشینی که این تغییرات غلط وسلیقه ای را ایجاد کردند ،گذاشت تا از مبنای علمی و مدیریتی تصمیم خود دفاع کنند .

سالهاست که مدیریت در آموزش و پرورش از نوع کارت سوختی شده است که نه آوردنش و نه حذفش و نه بازگرداندنش مبنایى جز هیجان و احساس ندارد.

ما بدبختانه صدها رقم از این تصمیمات سلیقه ای بیگانه با خردورزی داریم  که مدیران وقت؛ به دلیل استیلا، خودشیفتگی و تقدس کاذب مدیریتی، دریغ از وجود یا توجه به هیچ انتقادی دست به تغییر ساختار زدند. و آخرالأمر و پس از خرابه سازی به اوضاع خود ساخته خود نیز متأسف شدند!


 ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

  یکصد سالگی دانشگاه تربیت معلم قدیم و دانشگاه فرهنگیان

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور و دعوت از خبرنگاران و رسانه ها برای حضور در جلسات هیات مدیره جامعه خیرین مدرسه ساز و مجامع استانی

امروز سه شنبه 15 بهمن نشست خبری مهراله رخشانی مهر  معاون وزیر و رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور با خبرنگاران و رسانه ها برگزار گردید .

در نشست پیشین و مشترک ایشان و غلامرضا کریمی « قائم مقام وزير در امور بين الملل و رئيس مركز بين الملل و مدارس خارج از كشور» نخستین پرسش « صدای معلم » انتقاد از تعداد بسیار ناچیز نشست های رسانه ای مدیران آموزش و پرورش بود . ( این جا )

صدای معلم پرسید : " آقای رخشانی مهر شما بیش از 2 سال است که معاون وزیر و رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور هستید .

به جز نشست هم اندیشی و خبری مرحوم محمدرضاحافظی رئیس جامعه خیرین مدرسه ساز و  جنابعالی در 8 خرداد 1397 نشست دیگری برگزار نشده است .

آیا شما نمی خواهید در برابر عملکرد خویش پاسخ گو باشید ؟"

در نشست خبری امروز مجری جلسه در ابتدا بیان کرد که آقای رخشانی مهر و معاونین ایشان به مدت 1 ساعت به بیان عملکرد و کارنامه خویش خواهند پرداخت .

مدیر صدای معلم ضمن انتقاد از این تصمیم بیان کرد که آیا قرار است یک ساعت سخنرانی باشد و فقط نیم ساعت پرسش و پاسخ ؟

این اعتراض مورد قبول رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور قرار گرفته و عنوان کرد که او  دیگر حرف نمی زند و فقط پاسخ گوی پرسش های خبرنگاران خواهد بود .

صدای معلم هنگام طرح پرسش های خویش از انعطاف و نقدپذیری آقای رخشانی مهر تشکر و قدردانی کرد و تصریح کرد که ای کاش همه مسئولین نظام چمهوری اسلامی مثل ایشان و در این مورد حرف شنوی داشتند و سخن رسانه ها  و پرسش های آنان را می شنیدند و به آنان و افکار عمومی پاسخ گو بودند .

در ادامه صدای معلم به نشست رسانه ای اخیر مجتبی زینی وند رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت های مردمی وزارت آموزش و پرورش اشاره کرد و  ضمن یادآوری سخن ایشان در مورد صدور ضرورت صدور دستورالعمل و یا بخشنامه ای از سوی وزارت آموزش و پرورش برای الزام دعوت همه خبرنگاران به نشست های شوراهای آموزش و پرورش و نیز قول 100 درصد آقای زینی وند برای انجام این کار تا پایان دی ماه 1398 گفت :

هر دو ماه یک بار نشستی میان روسای سازمان های نوسازی در استان ها با جامعه خیرین آن ها برگزار می شود .

چرا نباید رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسی و نهاد " ناظر "  در این نشست ها حضور نداشته و یا از آنان دعوتی به عمل نیاید ؟

سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور و دعوت از خبرنگاران و رسانه ها برای حضور در جلسات هیات مدیره جامعه خیرین مدرسه ساز و مجامع استانی

رخشانی مهر در پاسخ به این پرسش صدای معلم معاونین خودش در  جلسه را مورد خطاب قرار داده و گفت :

این موضوع را ابلاغ کنید که در جلسات هیات مدیره جامعه خیرین مدرسه ساز و مجامع استانی – البته نمی توانیم دستور بدهیم  چون آن ها یک مجموعه مستقل هستند – حتما از رسانه ها دعوت کنند که در این مجامع حضور پیدا کنند .

 

مشروح این پرسش و پاسخ در صدای معلم منتشر خواهد شد .

پایان گزارش/


سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور و دعوت از خبرنگاران و رسانه ها برای حضور در جلسات هیات مدیره جامعه خیرین مدرسه ساز و مجامع استانی

منتشرشده در گفت و شنود

 نظام آموزشی و جایگاه علوم انسانی

در مملکتی که دانش و تحصیلات با دکتر [پزشک] و مهندس و خلبان تعریف می شود و به واسطه چنین تعریفی افراد صاحب تخصص فنی و تجربی همه حوزه های اجتماعی اعم از مجلس، شورای شهر، شهرداری، دولت را اشغال می کنند، سخن گفتن از هنر و فرهنگ و فلسفه و جامعه شناسی و تاریخ سخنی گزاف و بیهوده است.

در مملکتی که رشته علوم انسانی با رشته حقوق و شغل قاضی و وکیل گره خورده و پرطرفدارترین رشته علوم انسانی محسوب می شود، سخن گفتن از علوم انسانی هم سخنی عبث و بیهوده است.

 در مملکتی که ارزش دانش و تحصیلات و مطالعه با میزان پولی که قرار است از آن راه کسب شود تعریف می شود. در مملکتی که اخبار مربوط به اندک اساتید و اندیشمندان حوزه علوم انسانی همیشه با اخراج، بازنشستگی اجباری یا حتی تهدید به مرگ همراه است اصولا سخن گفتن از اندیشه و تفکر سخنی بیهوده است.

 بی توجهی به علوم انسانی و تربیتی در مدارس باعث شده است همان اندک زمان اختصاص داده شده به مطالعات اجتماعی و علوم انسانی نیز هدر رفته و در عمل هیچ بازده ای نداشته باشد. اغلب مسئولان اداری و مدیران تنها در انتخاب معلمان مربوط به دروس تجربی و فنی دقت به خرج داده و برای مطابقت ساعات درسی دبیرانشان یکی دو ساعتی به آنها دروسی مانند تاریخ، روانشناسی، جامعه شناسی و مطالعات اجتماعی ارائه می دهند. البته گروه نگارشی کتب درسی مربوط به حوزه علوم انسانی نیز به این امر واقف بوده و چه بسا استقبال هم می کنند چرا که نیک می دانند که این کتابی که به اسم تاریخ و ادبیات و جامعه شناسی در متون درسی گنجانده اند ربط چندانی به تاریخ و جغرافیا و ادبیات فارسی ندارد.

 در مدارس به وفور یافت می شوند که معلم دینی عربی یا فیزیک و شیمی در حال تدریس تاریخ، جامعه شناسی و هنر است. دبیری که زنگ تفریح باید در ویکی پدیا نام صفویان و سلجوقیان یا معنی لیبرالیسم را سرچ کند تا ساعت بعد سر کلاس یک ساعت از شرایط فرهنگی، سیاسی و اجتماعی عصر صفوی سخن گفته و آسیب های لیبرالیسم را برای دانش آموزان نگون بخت تشریح کند.

 بی توجهی به دانش و آموزش مسئله ای بسیار ریشه ای است. یکی از سوالات همیشه در سالهای تحصیلی این است که در آینده می خواهید چه کاره بشوید؟
در این سوال این اصل بدیهی انگاشته شده است که ما آمده ایم مدرسه تا "کاره ای" بشویم. در این نگاه آموزشگاه با مکانیکی و تراشکاری که برای یادگیری حرفه به آن رجوع می کنیم اشتباه گرفته می شود و از ابتدا در ذهن دانش آموزان اینگونه جا می افتد که مدرسه و تحصیل مکانی برای پیدا کردن شغل و در نتیجه کسب سود و درآمد بیشتر است. در این رویکرد مقوله کتابخوانی جز به عنوان ابزاری برای کسب شغل بهتر تعریف نشده است و صرف وقت برای کتاب غیر درسی و غیرتخصصی رشته مربوطه، اتلاف وقت تلقی می شود.

 به نحوه تدریس درس ادبیات فارسی در مدارس نگاه کنیم. ادبیات فارسی با آن همه ذوق هنری سرشار و با گنجینه های فکری ماندگار این قدرت و استعداد را دارد که هر پشمینه پوش تندخو و هر دل خالی از ذوق ادبی را به لرزه دراورده و شیفته خود کند اما ادبیات در مدارس ما به گونه ای آموزش داده می شود که روح و ذوق هنری و ادبی شعر و متن کاملا فراموش و نابود شده و متنی مانند بوستان و گلستان یا شعر مولوی و حافظ به صورتی خشک و بی روح و کسل کننده به دانش آموزان عرضه می شود.‌ در آموزش ادبیات فارسی ما از شعر "نی نامه مولوی" تا متن گرانقدر تاریخ بیهقی و غزلیات حافظ و سعدی فقط به چند خط معنی کنید معلمی سخت گیر و حفظ تاریخ و قرن تولد شاعر تقلیل می یابد.

نظام آموزشی و جایگاه علوم انسانی

مانند ادبیات و یادگیری زندگی اجتماعی و آشنایی با هنر و فرهنگ و قانون و تاریخ مهمتر است. وقتی در جامعه ای اصلا واحد درسی به نام فلسفه و تاریخ هنر و آموزش سیاست نداریم چگونه انتظار داریم شهروندانی قانون مدار و کارآمد و مفید را تحویل جامعه دهیم؟
وقتی صرف ماضی و مضارع عربی از یادگیری فلسفه و پرسشگری مهمتر است چگونه انتظار داریم مدارس ما استعدادهای فرزاندمان را شکوفا کرده و جامعه و نظام سیاسی و اجتماعی توسعه یافته داشته و هوای شهرهایمان پاک و تصادفات جاده ایمان برابر با اروپا و ازدواجهایمان موفق و تیراژ کتابهایمان بالای هزار باشد؟

 از چنین نظام آموزشی نمی توان انتظار داشت که نوجوانان موسیقی شجریان و علیزاده را به تتلو و فلان بند و موسیقی بند تنبانی فلان خواننده رکیک گوی رپ یا مثنوی و شاهنامه را به دلنوشته های خاله زنگی فلان سلبریتی شاعرنما ترجیح ندهد.
با چنین نظام آموزشی است که نوجوان نه مفهوم وطن و تاریخیت و هویت را خواهد فهمید و نه ارتباطی با هنر و فرهنگ و ادبیات و تاریخ سرزمین خود خواهد داشت.

کانال خرمگس


 نظام آموزشی و جایگاه علوم انسانی

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ دومین نشست علمی – تخصصی با عنوان " ایدئولوژی و برنامه درسی " با برنامه ریزی و همت پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش و با همکاری انجمن مطالعات برنامه درسی ایران و انجمن فلسفه تعلیم و تربیت ایران برگزار گردید .

اعضای میزگرد دکتر مقصود فراستخواه عضو هیات علمی موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی ؛ دکتر اسدالله مرادی عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان ؛ دکتر نادر سلسبیلی عضو هیات علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش ؛ دکتر رضا ملایی رئیس حوزه یادگیری معارف و قرآن سازمان پژوهش و برنامه ریزی درسی و دکتر محمد حسنی عضو هیات علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش بودند .

مدیریت این نشست را دکتر سیدمحمد حسین حسینی پژوهشگر مطالعات آموزش و پرورش بر عهده داشت .

این نشست در مجموع بیش از 3  ساعت به طول انجامید و در پایان پرسش و پاسخ بین حاضران و سخنرانان برگزار گردید .

« صدای معلم »  در این بخش سخنان دکتر نادر سلسبیلی را منتشر می کند .

منتشرشده در گفت و شنود

گروه گزارش/

رای برائت و بی گناهی دادگاه كيفري 1 مجتمع دادگاه هاي كيفري 1 تهران برای مدیر صدای معلم و احمد حج فروش

« صدای معلم » در گزارشی در تاریخ 19 دی 1397 نوشت : ( این جا )

" پس از نخستین شکایت توسط « مهدی بهرامی اقدم » روحانی و موسس مدرسه قرآن و عترت دومین شکایت نیز به فاصله کمی به صدای معلم ابلاغ شد .

« مدیر صدای معلم » بر اساس ابلاغیه امروز در دادسرای فرهنگ و رسانه - شعبه 16 - حضور یافت اما به خاطر نداشتن قاضی ( بازپرس ) رسیدگی به روزهای بعد موکول شد .

در ابلاغیه مذکور نیز همچون ابلاغیه نخست اتهام این رسانه افترا ، توهین و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی حسب شکایت سازمان سنجش و آموزش کشور بیان شده است .

« صدای معلم » یکی از رسانه هایی است که در دو سال اخیر گزارش ها ، یادداشت ها و انتقادات مختلف و متعددی را در مورد کنکور ، مافیای کنکور ، عملکرد سازمان سنجش و آموزش و... منتشر کرده است و اتفاقا این انتقادات در بسیاری از موارد همسو با سیاست های جاری و رسمی وزارت آموزش و پرورش بوده است .

در این شکایت نیز همچون شکایت نخست ، روند قانونی مطابق ماده 23  قانون مطبوعات طی نشده است و شاکی بدون ارسال جوابیه ، توضیح و یا گفت و گو راسا در محاکم قضایی علیه این رسانه اقامه دعوا کرده اند .

چنین برخوردهایی با این " رسانه معلمی مستقل " در طول تاریخ فعالیت این رسانه بی سابقه است .

موضع وزیر آموزش و پرورش و سایر مسئولان تاکنون در این مورد " سکوت " بوده است .

این در حالی است که سیدمحمد بطحایی و سایر همکاران وی در نشست ها و جلسات عمومی دائما و مکررا در مورد جایگاه رسانه ، خبرنگاران ، گفت و گو و نقادی و نقش آن ها در بهبود اوضاع جامعه و ارتقای آن سخنان بسیار گفته اند .

انتظار صدای معلم از وزیر آموزش و پرورش و نیز سایر مسئولان در دستگاه های دیگر آن است که  به قانون مطبوعات و  نیز منشور حقوق شهروندی مصوب در همین دولت  به عنوان  " کارگزاران دولت " پای بند بوده و ضمن رعایت آن ها مفاد و موارد آن را به مجموعه مدیریتی خویش آموزش دهند . "

پس از این شکایت ها ، فرهنگیان و همراهان صدای معلم در یادداشت ها و حتی هشدارها نسبت به این وضعیت انتقاد و اعتراض خویش را ابراز داشتند .

« صدای معلم » در گزارشی با عنوان " تشکر و قدردانی ویژه صدای معلم از همراهانی که ما را تنها نگذاشتند " ؛ " سرمایه ما اعتماد شماست "   از قدرشناسی و مسئولیت پذیری تک تک این معلمان تشکر و قدردانی کرد . ( این جا )

رای برائت و بی گناهی دادگاه كيفري 1 مجتمع دادگاه هاي كيفري 1 تهران برای مدیر صدای معلم و احمد حج فروش

در این گزارش آمده بود :

" در جریان شکایت از صدای معلم تعدادی از فرهنگیان با ارسال یادداشت و پیام ها حمایت  خود را از این رسانه معلمی ابراز داشتند .

لازم می دانیم از تک تک این عزیزان تشکر و قدردانی ویژه داشته باشیم .

« صدای معلم » از سایر دوستانی که با ارسال پیام های خود با ما همدلی کردند تشکر و قدردانی می نماید .

فرهنگیان بناب

شهروندان، بازاریان، فرهنگیان و اولیاء دانش آموزان شهرستان بناب

 آقای اردشیر کاظمی

 خانم مینو امامی ( این جا ) و ( این جا )

 آقای علی قربانی

 آقای ابوالقاسم صفدری

 آقای سعید رستگار

 آقای حسین میرزانیا

 آقای محمد رضاخواه

آقای بهرام یعقوبی

آقای امیر اسماعیلی

 انديشه دانا

 آقای مجید شاهی

 خانم سعاد موسوی شرقی

خانم فرخنده قربانی مقدم

آقای دکتر غلامرضا شمسی

 آقای عبدالله افراسیابی

آقای داود کریمی

 آقای داود محمدی

آقای محمدرضا شهریاری

 آقای محمدصادق اسماعیل زاده

پس از گذشت حدود یک سال و طی روند دادرسی سرانجام شعبه 6 دادگاه كيفري 1 مجتمع دادگاههاي كيفري 1 تهران (شعبه 76 دادگاه كيفري استان سابق) برای مدیر صدای معلم و احمد حج فروش رای برائت صادر کرد .

در رای دادگاه چنین آمده است :

اتهام: نشر اكاذیب و تشویش اذهان عمومي

به تاریخ هشتم دی ماه سال هزار و سيصد و نود و هشت جلسه شعبه ششم دادگاه کيفری یک تهران در وقت خارج از نوبت به تصدی هيات قضایی تشکيل است با نگرش در جامع محتوای پرونده و با استعانت از خدای متعال ضمن اعلام خاتمه رسيدگی به شرح آتی مبادرت به صدور رای می نماید.

دادگاه با ملاحظه متن خبر مورد شکایت و مدلول جامع اوراق پرونده و اظهار و دفاع اصحاب پرونده، هر چند در ارتباط با سبک و شيوه نگارش خبر، آن را مطابق با اسلوب نقد و انتقاد نمی داند. لکن رفتار منسوب به اشخاص تحت تعقيب برآمده از سوء قصد و نيت مجرمانه که تحميل کيفر را اقتضا نماید، نمی باشد. بنابراین دادگاه با ملحوظ داشتن اتفاق نظر اعضای هيات محترم منصفه مطبوعات دایر بر بی گناه بودن متهم با استناد به اصل 37 قانون اساسی و با رعایت ماده 4 از قانون آیين دادرسی کيفری مصوب 1392 برائت ایشان اعلام می گردد . "

« صدای معلم » لازم می داند از همراهی و حمایت فرهنگیان و همراهان این رسانه تشکر و قدردانی نماید .

« صدای معلم » از مشی قانونی و مبتنی بر استقلال شعبه 6 دادگاه كيفري 1 مجتمع دادگاههاي كيفري 1 تهران (شعبه 76 دادگاه كيفري استان سابق) تشکر و قدردانی  می کند .

رای برائت و بی گناهی دادگاه كيفري 1 مجتمع دادگاه هاي كيفري 1 تهران برای مدیر صدای معلم و احمد حج فروش

 

رای برائت و بی گناهی دادگاه كيفري 1 مجتمع دادگاه هاي كيفري 1 تهران برای مدیر صدای معلم و احمد حج فروش

پایان گزارش/


رای برائت و بی گناهی دادگاه كيفري 1 مجتمع دادگاه هاي كيفري 1 تهران برای مدیر صدای معلم و احمد حج فروش

منتشرشده در گفت و شنود

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور