صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

« مردمی بسیار در پی تفویض استقلال خود به فردی قدرتمندند تا با این تفویض از دشواری مسئولیت سازمان دهی زندگی خود خلاصی یابند »

علل جامعه‌ شناختی دیکتاتوری‌ خواهی

بهروز مرادی

بررسی علل جامعه‌ شناختی دیکتاتوری‌ خواهی در صدای معلم    گرایش به نظام دیکتاتوری در جامعه‌ی ایران به راستی نیازمند بررسی و تحلیل همه‌جانبه است، به ویژه آن که اکنون همچنان صداهایی پرطنین در دفاع هم از دیکتاتوری به نام دین و هم از دیکتاتوری پهلوی شنیده می‌شود.

نویسنده‌ی این مکتوب، به‌طور خلاصه عوامل زیر را در این امر دخیل می‌داند:

١. از ابتدای تاریخ مکتوب ایران‌ زمین ؛ دیکتاتوری، روش هنجارین حکمرانی بوده و ایرانیان جز این نوع شیوه‌ی حکومتی را تجربه نکرده‌اند. این شیوه‌ی حکمرانی در وجدان عمومی یا منش ملی ایرانیان به عنوان تنها روش حکمرانی نهادینه گردیده است. این امر متأثر است از این واقعیت تاریخی که جامعه‌ی ایران از چندهزار سال پیش همواره بافتی قومی - ایلی داشته و رییس قبیله و ایل و قوم، در اقلیم اجدادی خویش حکمرانی می‌کرده‌اند و حاکم محلی گاه دامنه‌ی حکمرانی خود را تا مناطق پيرامون خویش گسترش می‌داده و این امر گاهی اوقات منجر به تشکیل حکومت‌های وسیع می‌گردید.

زندگی ایلی و قومی بر اطاعت مطلقه‌ی اعضاء آن‌ها استوار است و دیکتاتوری ایلی در میان اعضای ایل امری تکریم‌ شده است. بدین ترتیب؛ همه‌ی پادشاهان ایران تا دوران قاجار همه رؤسا یا از سرکردگان ایل خود بودند و حکومت هر دو پهلوی نیز محصول کودتا بود.

٢. انتقال میراث سیاسی دیکتاتوری به عنوان الگوی حکومتی هنجارین به نسل‌های بعدی؛ به‌گونه‌ای که ایرانیان گویی جز روش دیکتاتوری، روشی دیگر برای حکومت‌کردن نمی‌شناسند و شکل حکومت‌ شان چه پادشاهی باشد و چه جمهوری، در محتوای دیکتاتوری حکومت‌شان تأثیری نمی‌گذارد.

بررسی علل جامعه‌ شناختی دیکتاتوری‌ خواهی در صدای معلم

٣. در سه عامل اصلی فرآیند اجتماعی‌شدن، روش دیکتاتوری مستقیم یا غیرمستقیم آموخته می‌شود:

خانواده، رسانه و نظام آموزش؛ اطاعت مطلقه از پدر یا مادر یا معلم و مدیر مدرسه یا رییس اداره یا رییس حکومت را تبلیغ می‌کنند و ارج می‌نهند و آموزش می‌دهند و نظام آموزش دینی با خوانش مخدوش تحمیلی و برداشت انحرافی از متون دینی، تصویری دیکتاتورخواهانه از دین و رهبران دینی ارائه می‌دهد و از آن طریق، اطاعت مطلقه از شخصیت‌های دینی را واجب شرعی می‌خواند، در حالی‌ که دین حقیقی، تنها بر تسلیم و بندگی انسان نسبت به خدا استوار گردیده و انسان جز خدا اربابی ندارد و اطاعت از خدا را امری اختیاری می‌داند.

۴. عدم بهره‌گیری از حافظه‌ی تاریخی ملی و استفاده نکردن از تجارب سیاسی خاص. تضعیف فرهنگ کتاب‌ خوانی و حقیر شمردن پژوهش بی‌طرفانه برای کشف واقعیت تاریخی و ضعیف‌ بودن عنصر حقیقت‌ طلبی در میان مردم عامه سبب گردیده تا درس‌های نزدیک و دور به زودی به بوته‌ی فراموشی سپرده شوند و استبداد و خودکامگی و یکه‌سالاری حاکمان پیشین از یاد برده شود.

بررسی علل جامعه‌ شناختی دیکتاتوری‌ خواهی در صدای معلم

به عنوان نمونه؛ صد و اندی سال پیش، فرهیختگان و آزادگان ایران در انقلاب مشروطه بر آن شدند تا قدرت مطلقه‌ی شاه را به رعایت قانون مشروط کنند و مقام او را از خدایی‌کردن به سلطنت‌کردن تغییر جایگاه بدهند. اما این حرکت مترقیانه از حافظه‌ی بخش قابل‌ توجهی از جامعه پاک گردیده آن چنان که هم‌ اکنون افرادی بسیار وجود دارند که خواهان تفویض قدرت مطلقه به پادشاه یا رهبر حکومت می‌باشند.

ملتی که از تجارب تاریخی خود استفاده نکند، محکوم به تکرار اشتباهات خود و مجبور به تجربه‌کردن مجدد فجايع دردناک است.

۵. احساسی فکر کردن و هیجانی عمل نمودن، اهل تحلیل عقلانی نبودن، خرد اندیشه‌ورزانه را تعطیل نمودن، متأثر بودن از هوس‌های دل، بی‌ثباتی در پای‌ بندی نسبت به حقیقت، تاب‌آوری پایین و نومیدی در شرایط پرفشار از ویژگی‌های بسیاری از ایرانیانی است که در فرآیند پرورش و تربیت خود به آنها مبتلا شده‌اند. این ویژگی‌ها مانع از تشخیص درست و انتخاب‌های عقلانی می‌گردند و راه را برای افتادن مدام از چاله به چاه بر آنها می‌گشاید.

بررسی علل جامعه‌ شناختی دیکتاتوری‌ خواهی در صدای معلم

۶. گذشته‌گرایی :

بسیاری از ایرانیان هم در سطح فردی، هم در سطح خانوادگی و هم در سطح جمعی و حزبی و حکومتی گذشته‌گرا می‌باشند. گویی این ویژگی جزیی از منش ملی ما گردیده است. افراد عمدتاً در تله‌ی گذشته‌ی خود گیر افتاده‌اند . بسیاری از بازنشستگان در دوران گذشته‌ی خود متوقف مانده‌اند، لذت از خاطره‌ گویی نمی‌گذارد افراد جامعه به آینده فکر کنند جوان‌ها نمی‌آموزند افق‌های نو را جلو خود ترسیم کنند و احزاب و شخصیت‌های فکری، اندیشه‌های گذشتگان را جاودان می‌پندارند و از حرکت به اندیشه‌ی بدیع محروم می‌گردند. بسیاری از ایرانیان به‌جای آموختن عناصر مثبت دموکراتیک و به‌جای فراهم‌ آوردن امکانات رشد حداکثری خود، زندگی خود را صرفاً صرف لذت‌ بردن و ماندن در وضعیت نابلوغی و نمایش و ابراز خود از طریق آراستن ظاهر می‌کنند.

مردم افق‌های نو و راه‌های نرفته را نمی‌شناسند و محدودیت تربیت در یک حکومت دیکتاتوری نمی‌گذارد آن‌ها به نوع دیگری از حکمرانی بیندیشند که در تاریخ آنها موجود نبوده است. آن‌ها آن‌گاه که از یک نظام دیکتاتوری به ستوه بیایند، معمولاً می‌دانند که آن نظام را نمی‌خواهند، اما نمی‌دانند چه می‌خواهند تا حال خود و کشورشان خوب باشد. 

لاجرم در پی جایگزین‌کردن یک نظام دیکتاتوری جدید می‌روند و به زودی درمی‌یابند که باز هم اشتباه کرده‌اند.

بررسی علل جامعه‌ شناختی دیکتاتوری‌ خواهی در صدای معلم

حتی بسیاری از ایرانی‌های ساکن در کشورهای غربی به‌جای بهره‌گیری از تجارب سیاسی کشور میزبان و یادگیری روش و منش حکمرانی دموکراتیک، زندگی در غرب را در سطح ظاهر و پوسته‌ی آن تجربه می‌کنند و از تأثیرپذیری از محتوا و مغز جامعه‌ی غرب محروم می‌مانند. این است که عموم آن‌ها دموکراسی را نمی‌شناسند و به ویژه آن‌ که فشار هویتی به آن‌ها در غرب منجر به بازگشت آن‌ها به عناصر هویت‌بخشی می‌شود که در گذشته‌ی خود جست و جو می‌کنند.

ملت گذشته‌گرا راه خود را به سوی ترقی نمی‌گشاید، به ویژه آن که نه دموکراسی را در تاریخ خود تجربه نموده و نه کتاب می‌خواند تا از برکت نظام‌های سیاسی دموکراتیک اطلاع و آگاهی داشته باشد.

٧. وابستگی به رسانه‌های اجتماعی در اینترنت، فرهنگ کتاب خوانی را در میان بخش وسیعی از مردم از بین برده، به‌گونه‌ای که آن‌ها دیگر فاقد هرگونه دانش عمیق و بینش ریشه‌داری می‌باشند. به‌همین خاطر انسان‌های امروز از نظر بینشی بسیار آسیب‌پذیر، سردرگم، بی‌ثبات، تابع بادهای وزنده در رسانه‌های مجازی و قربانی جعلیات منتشره در اینترنت می‌باشند. ایرانیان گویی جز روش دیکتاتوری، روشی دیگر برای حکومت‌کردن نمی‌شناسند و شکل حکومت‌ شان چه پادشاهی باشد و چه جمهوری، در محتوای دیکتاتوری حکومت‌شان تأثیری نمی‌گذارد.

٨. نارضایتی شدید از وضع موجود، احساس استیصال از تغییر و بی‌افقی نسبت به آینده می‌تواند موجب روی‌آوری آن‌ها به دم‌دستی‌ترین گزینه‌ی سیاسی ممکن باشد. چون خود را در حال غرق‌شدن می‌بینند، ممکن است به هر دستاویزی دست بیازند و در نجات‌بخش بودن آن دستاویز افسانه ببافند و واقعیات گذشته را جعل کنند و در خصوص آینده‌ی زیستن با نوع جدیدی از دیکتاتوری دچار توهم بشوند.

این نقصان‌های ساختاری که مانع از شکل‌گیری سازوکارها و زیرساخت‌های دموکراتیک در جامعه گردیده، آن‌ها را با دموکراسی‌ خواهی بیگانه نموده، قادر به شناسایی نشانه‌های آن نمی‌باشند و نمی‌توانند مدعیان راستین و دروغین آن را از هم تشخيص بدهند. به‌همین خاطر باز هم فریب می‌خورند و در دام نظام دیکتاتوری کمین‌کرده‌ی جدیدی اندرمی‌افتند.

بررسی علل جامعه‌ شناختی دیکتاتوری‌ خواهی در صدای معلم

٩. اپوزیسیون دیکتاتورخواه، اعم از طرفداران پهلوی و مجاهدین خلق و گروه‌های چپ یا راستی که عدم پای‌بندی آن‌ها به دموکراسی در رفتارشان مشهود است و همین اکنون به‌جای مدارا با مخالفین خود و ترویج فرهنگ شفقت و گذشت نسبت به هموطنان و رعایت حقوق انسانی آن‌ها، به ضرب‌وشتم و دشمنی و درگیری و حذف درون سازمانی و ترور شخصی و فیزیکی مخالفان خود می‌پردازند و طرفداران آن‌ها با فحاشی رکیک خیابانی و ناسزاگویی‌های شنیع رسانه‌ای‌ و تهدیدهای رعب‌انگیز، تصویری ترسناک از خود نشان می‌دهند، مانع از شکل‌گیری فرهنگ دموکراسی و اپوزیسیون غیردیکتاتوری می‌گردند.

فعالیت آنها موجب بازتولید دیکتاتوری در ذهن و مرام و منش و بینش و رفتار و رویکرد سیاسی در اپوزیسیون می‌شود و این دیکتاتورخواهان راه برای ظهور دیکتاتورهای جدید و ابقای اندیشه و نظام دیکتاتوری نوع دیگر هموار خواهند نمود.

« زنده‌ باد مخالف من » که شعاری متمدنانه و مترقیانه در ادبیات مدرنیسم است، در مرام وجودی و فکری آنان فاقد جایگاه است و آنان مترصد فرصتی تاریخی برای حذف مخالفین خود می‌باشند.

١٠. ظاهرگرایی :

بسیاری از ایرانیان به‌جای آموختن عناصر مثبت دموکراتیک و به‌جای فراهم‌ آوردن امکانات رشد حداکثری خود، زندگی خود را صرفاً صرف لذت‌ بردن و ماندن در وضعیت نابلوغی و نمایش و ابراز خود از طریق آراستن ظاهر می‌کنند. ظاهر برای بسیاری از آن‌ها معیار اصلی است و گاه ظاهر آراسته و کراوات و تاپ و شلوارک، رهبران سیاسی آن‌ها را تعیین می‌کند!

این ظاهرگرایی مانع از آن است که آن‌ها از درون، وجود خود را با انقلابی ساختاری دگرگون کنند تا به درک و تکریم دموکراسی نائل آیند. وجودهای رشدنایافته و به بلوغ نرسیده، فاقد حس خودارزشمندی، آزادگی و استقلال وجودی‌اند و چنین کسانی با تفویض کرامت خود به دیکتاتور، از انسانیت به مقام برده سقوط می‌کنند.

بررسی علل جامعه‌ شناختی دیکتاتوری‌ خواهی در صدای معلم

١١. تکریم دیکتاتورها :

قدرت مطلقه برای عوام، جاذبه و طرفدار دارد و از سوی بسیاری از افرادِ دارای شخصیت غیرمستقل و نابالغ و نابالیده تکریم می‌شود.

مردمی بسیار در پی تفویض استقلال خود به فردی قدرتمندند تا با این تفویض از دشواری مسئولیت سازمان دهی زندگی خود خلاصی یابند. به‌همین علت آنها از آزادی خود می‌گریزند و به دامان دیکتاتوری می‌پیوندند. انسان باشخصیت از درونْ سالم نه هرگز دیکتاتور می‌شود و نه به انقیاد دیکتاتور درمی‌آید و نه در حلقه‌ی طرفداران دیکتاتوری قرار می‌گیرد.

١٢. عدم وجود موج انسان‌گرایی در جامعه :

از یک‌ سو؛ نظام دیکتاتوری با قطبی‌کردن جامعه به خودی و غیرخودی، از جامعه شفقت‌زدایی می‌کند و از سوی دیگر؛ خشم از وضع موجود، زیستن در بحران‌های کمرشکن و تجربه‌ی جنایات چنان آتش خشم و انتقام را در روان آدمیان شعله‌ور می‌سازد که جایی برای موج انسان‌گرایی و دموکراسی‌خواهی باقی نمی‌گذارد.

دیکتاتوری، ارزش‌های فرهنگی و تاریخی و وجودهای انسانی را این‌چنین به تاراج می‌برد.

( کانال نویسنده : https://t.me/drBehrouzMoradi )


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

بررسی علل جامعه‌ شناختی دیکتاتوری‌ خواهی در صدای معلم

دوشنبه, 20 بهمن 1404 17:55 خوانده شده: 15 دفعه چاپ

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نظرسنجی

میزان و کیفیت " سواد رسانه ای " مدیران آموزش و پرورش و در سطوح مختلف آن را چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور