
دوست روزنامه نگاری در توییتر نوشت:« میگوید صاحبخانه و پسرش در طبقه سوم و چهارم مینشینند و آسانسور را برای طبقه اول و دوم بستهاند. پدرم مریض بود و او را به طبقه سوم بردیم که با صندلی چرخدار با آسانسور بیاریمش پایین که صاحب خانه آمد و تذکر داد، دعوا شد و حالا به دنبال جای جدید میگردیم.»
فکر میکنم این صاحبخانه از آنهایی است که وقتی در جمع خانواده یا دوستان مینشنید، دست روی دست میزند و میگوید:
« چه جامعه بدی شده. هیچ کس به هیچ کس رحم نمیکنه، آقا رفتم قصابی، گوشت دولتی، دو برابر قیمت داشت میفروخت به خلقالله، بهش گفتم، آقا جان ما اگر هوای هم را نداشته باشیم، هیچ کس به فکر ما نیست.»
بله، بخشی از ما وقتی در موقعیت حرف هستیم، بهترین انسانهای روی زمینایم اما وقتی پای عمل میآید، آسانسور را برای مستاجر قطع میکنیم. روی صندلی نشستهایم و خود را به خواب زدهایم .
متاسفانه جامعه ایران در وضعیت حرف باقی مانده است. خوب حرف میزنیم، قشنگ حرف میزنیم اما وقتی قرار است حرفها خود را عملیاتی کنیم یخ میزنیم و قدم از قدم بر نمیداریم و حتی گاهی رفتاری ضد انسان داریم.
مغازهداری که بیشتر از عرف از مردم سود میگیرد نمیتواند انتظار داشته باشد راننده تاکسی هم از او کرایه را به اندازه بگیرد. کارمند ادارهای که از وقت کارش برای امور شخصیاش میزند، نمیتواند از قصاب محلهاش انتظار انصاف داشته باشد.
ما همه حلقههای یک زنجیریم و اگر سلسلهای از بدی در این حلقه شکل بگیرد این زنجیر تا انتها بد میشود و خوبهای جامعه را هم درگیر میکند.
خیلی از ما فکر میکنیم همه مشکلات زیر سر حکومت است اما وقتی نوبت به قضاوت رفتار خودمان میرسد، یک عینک دودی تیره به چشم میزنیم و به آهستگی از کنار هم رد میشویم که انگار نه خانی آمده و نه خانی رفته است.

متاسفانه ما دچار استدلال خطرناکی شدهایم که مثل کرونا به جان جامعه افتاده است. آن استدلال هم این است:
« او گرفته است، ما چرا نگیریم. او خورده است، ما چرا نخوریم. او سود کرده ما چرا سود نکنیم و ...»
همین رفتار باعث میشود که به دیگران به عنوان نردبان نگاه کنیم و برای بالا رفتن پایمان را روی شانههای دیگران بگذاریم.
بگذارید مثالی برایتان بزنم. برخیها در مترو یا اتوبوس وقتی یک صندلی خالی به دست میآورند و روی آن مینشینند، اولین کاری که میکنند این است که چشمهای خود را میبندند یا میخوابند یا خود را به خواب میزنند. این رفتار حاوی یک پیام است. من نمیخواهم جای خود را به فرد دیگری بدهم حتی شما پیرمرد یا خانم عزیز!
این مثال شده است واقعیت زندگی بخشی از جامعه ایران. چشمهای خود را بستهایم تا دیگران را نبینیم. تا رسیدن به مقصد روی صندلی امن نشستهایم و رنج پیرمرد ایستاده را هم ندیدیم. احتمالا در هنگام پیاده شدن هم وجدان راحتی داریم.
کمپین مبارزه با بی شعوری

پژوهشکده تعلیم و تربیت « گروه پژوهشی اقتصاد و برنامه ریزی نیروی انسانی » پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش نشست تخصصی با عنوان : " بررسی زمان آموزش در آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران " را در 27 آبان 98 برگزار کرد .
سخنرانان این نشست « منیره رضایی ، محمد جواد محسنی نیا ، مسعود کبیری و علیرضا محمدی » بودند .
« صدای معلم » بر اساس مشی رسانه و اخلاق حرفه ای تمام نظرات و دیدگاه های مطرح شده در این نشست را به صورت کامل منتشر کرد .
نمی دانم حجت الاسلام علی ذوعلم به عنوان رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی این گزارش ها را مطالعه کرده است یا نه .
« محمد جواد محسنی نیا » کارشناس پژوهش به انتقاد از سخنان جواد حسینی سرپرست پیشین وزارت آموزش و پرورش می پردازد که گفته بود :
" در حال حاضر از پایه اول ابتدایی تا پایه دوازدهم 12900 ساعت آموزش داریم که در مقایسه با میانگین جهانی که 8000 ساعت است بسیار زیاد است . در کشورهای دیگر این فاصله 8000 ساعت تا 12900 ساعت را با برنامه های مهارتی مانند نقاشی ، شادی و... برنامه ریزی می کنند . ( تسنیم ، 30 خرداد 1398 )

محسنی نیا می گوید :
" اما وقفه هایی که ما داریم در سیستم آموزشی مان. زمان رسمی پیش بینی شده مان در سال صد و هفتاد روز است و سی و چهار هفته. سی و چهار ضرب در پنج روز می شود صد و هفتاد روز.
این زمان قابل پیش بینی در نه ماه سال است که شورا گفته از اول مهر تا پایان خرداد. این از نظر تعداد هفته می شود سی و هشت و نیم هفته که با پنج روز در هفته تعداد روزهای ما را به نزدیک صد و نود و سه و نیم یا کمتر از دویست روز می رساند. اگر نه ماه رسمی مدتی را که شورای عالی تعیین کرده گفته از اول مهر تا پایان خردادماه است.
اما کاهش زمان هایی که ما داریم . یکی امتحانات میانی است معمولا دو هفته تا پانزده روز طول می کشد و یکی امتحانات پایانی است که دو نوبت امتحانات بیشتر نیست ، هیچ کجا این موارد ثبت و ضبط نیست. شما در اسناد رسمی نمی توانید پیدا بکنید که واقعا چند روز امتحانات میانی طول می کشد یا امتحانات پایانی. آن طوری که در تقویم و اخبار می شنویم معمولا بعد از پانزده خرداد تقریبا همه امتحانات برگزار شده است. دوره ابتدایی که از اول خرداد شروع می کنند تا پانزده خرداد تمام می کنند. من حداقل ها را نوشتم. تعطیلات نوروزی هم سیزده تا چهارده روز که از بیست و نهم اسفند شروع می شود تا سیزده فروردین که می شود چهارده روز که من پانزده روز عدد رند گذاشتم ، کاری به بعد و قبلش ندارم که معمولا سه چهار روز قبلش تعطیل است و یکی دو روز بعدش هم تعطیل است که خیلی رسمی نیست . تعطیلات رسمی بین سال هم به طور میانگین برای امسال را محاسبه کردم پانزده روز بود. ولی ممکن است بعضی سال ها کمتر بشود بعضی سال ها بیشتر بشود به دلیل این که ماه های شمسی و قمری با هم که تداخل پیدا می کنند خیلی معلوم نمی کند. وقفه های زمانی را هم به دلیل سیل و بارندگی و برف و آلودگی هوا و مثل دیروز که هیچ اتفاقی هم نیفتاده بود تعطیل شد کلا ده روز در نظر بگیریم هفتاد روز از صد و هفتاد روز عملا وقفه زمانی داریم و یا کاهش زمان رسمی آموزش داریم. یعنی ما به عدد صد در خوشبینانه ترین حالت می رسیم. اما من برای این که یک محاسبه اتلاف منابع را انجام بدهم گفتم ما صد روز را نمی گیریم ، ما بیست روز هم به آموزش و پرورش تخفیف می دهیم فرض می کنیم تعداد روزهای واقعی صد و بیست روز باشد که در محاسبات تقویم پارسال ، در تلگرام این عدد صد و بیست روز را خیلی مطرح کردند . نشسته بودند روزهای تعطیل را دقیق درآورده بودند که روزهای سال صد و بیست روز بیشتر نمی شود. آن ده روز وقفه های زمانی را کنار می گذاریم و مناسبات و اتفاقات خاص تعطیل می شود. این با صد و بیست روز تعداد هفته های مفید آموزشی مان می شود بیست و چهار هفته با پنج روز حساب بکنید. تفاوت زمان واقعی با زمان رسمی می شود پنجاه روز که البته ما از زمان رسمی دو چیز داریم که بنابراین ما هفتاد درصد زمان رسمی را اگر با صد و بیست روز ببینیم آن را خواهیم یافت که این هم در دوره های مختلف است و البته من خلاصه اش کردم .

برسیم به محاسبه زمان اتلاف شده. همان طور که اشاره کردم زمان دوره های تحصیلی در جمع می شود یازده هزار و هفتصد و سی ساعت ، آن پنج هزار و صد ساعت و سه هزار و شصت ساعت و سه هزار و پانصد و هفتاد ساعت در متوسطه نظری با احتساب متوسط نظری می شود یازده هزار و هفتصد و سی تا در فنی حرفه ای با احتساب کسانی که رشته فنی و حرفه ای دارند می شود دوازده هزار و دویست و چهل تا. زمان واقعی ما در حقیقت به جای یازده هزار و هفتصد و سی تا می شود شش هزار و هشتصد و چهل تا. تفاوتش چهار هزار و هشتصد و نود تا و این که آقای سرپرست می گوید ما چهار هزار تا بالاتریم ما در واقع از آموزش زمان رسمی مان اولا دوازده هزار و نهصد تا نیست که ایشان اعلام کرده اند، یازده هزار و هفتصد و بیست تا است یعنی کسی برای ایشان گزارش تهیه نکرده به طور رسمی محاسبه کند بگوید که زمان ما چند ساعت است البته اینها همه با فرض این که این پنج هزار و صد ساعت را سه هزار و شصت ساعت و سه هزار و پانصد ساعت زمان سی و چهار هفته است. یعنی هیچ مصوبه ای نداریم که تعداد هفته های سال در مصوبات شورای عالی بگوید سی و چهار هفته هیچ کجا نگفته است. من نمی دانم ایشان عدد دوازده هزار و نهصد را از کجا درآورده اند ؟!

من اینها را بر اساس فروضی که وجود دارد به شما می گویم یازده هزار و هفتصد و چهل تا است نه دوازده هزار و نهصد تایی که ایشان در مصاحبه اش بدون هیچ مطالعه ای اعلام کرده است. خوب اگر یازده هزار و هفتصد و بیست ساعت باشد تا دوازده هزار و دویست و چهل ساعت باز هم به آن دوازده هزار و نهصد ساعت نمی رسیم. اما این زمان واقعی با صد و بیست روز می شود حدود شش هزار و هشتصد و چهل ساعت. که چهار هزار و هشتصد و نود ساعت این تفاوت بین زمان رسمی با زمان واقعی است که ما در آموزش داریم . همان طور که می بینید ما زمان واقعی رسمی مان پنجاه و هشت درصد زمان است. یعنی چهل و دو درصد زمان را ما اتلاف می کنیم. "
محسنی نیا در ادامه به برآورد خسارت های اقتصادی ناشی از کاهش زمان آموزش نیز پرداخته و چنین می گوید :
" زمان واقعی در آموزش ابتدایی حدود هفتاد و یک درصد زمان و در دوره متوسطه اول و دوم تقریبا یکسان است ، بین زمان واقعی و زمان رسمی تفاوت چشمگیری وجود دارد که گفتم حداقل سی و پنج درصد روزهای سال تحصیلی به آموزش اختصاص پیدا می کند. یعنی از سیصد و شصت و پنج روز ، سی و پنج درصد این روزها را که صد و بیست روز باشد یا اگر صد روز باشد که کمتر می شود به آموزش اختصاص می دهیم. حدود چهل و سه درصد از آموزش ابتدایی ، چهل و نه درصد آموزش متوسطه اول و سی و نه درصد از زمان متوسطه دوم اتلاف می شود و برآورد ریالی که گفتم پانزده هزار و هشتصد میلیارد یعنی حدود چهل و هشت درصد از منابع مالی اختصاص یافته است در طول سال تحصیلی. اینجا چهل و هشت درصد منابع را اتلاف می کنیم. "

این کارشناس در پایان با انتقاد از عملکرد سازمان پژوهش این گونه خاتمه می دهد :
" سازمان پژوهش ما می نشیند کتاب می نویسد اما در کتابش نمی نویسد که این درس چند ساعت آموزش می خواهد . "
نخستین پرسشی که می توان از آقای ذوعلم پرسید این است که چرا زمانی که سرپرست وزارتخانه و معاون ایشان آقای اللهیار این حرف ها را تحویل جامعه و رسانه ها می دادند کجا بودند ؟
به تازگی حجت الاسلام و المسلمین علی ذوعلم در گفت وگو با خبرگزاری میزان، درباره زمان آموزش در مدارس و انتقادات به کم شدن آن گفته است: در حال حاضر در مدارس ما ۳۰ درصد حق دانش آموزان ضایع میشود. به عبارت دقیق تر، کلاس درس باید ۳۳ هفته برگزار گردد، در حالی که در عمل معمولا ۲۷ یا ۲۸ هفته برگزار میشود.
معاون وزیر آموزش و پرورش در ادامه درباره کاهش ساعات آموزش در کاهش زنگ هر کلاس درسی می گوید: در دوره متوسطه اول و دوم هر زنگ باید ۵۰ دقیقه باشد؛ که این ۵۰ دقیقه در وهله اول به ۴۵ دقیقه و در مراحل بعدی به ۴۰ دقیقه و حتی ۳۵ دقیقه کاهش پیدا میکند که این کاهش مصداق ظلم به دانش آموز است.

اگر زمان کلاس از دقیقه ۶۰ و ۶۵ بیشتر شود هم دانش آموز و هم معلم خسته میشود و اثرات بدی بر آنها دارد. ما باید حداقل در مدارس تک نوبته زمان کلاسها را رعایت کنیم و زنگهای درسی را به بهانه زیر بار نرفتن معلمین به یکدیگر نچسبانیم.
نکتهای مهم در این زمینه این است که ما باید توجه داشته باشیم که یک معلم در واقع کارمند دولت است و باید ۴۸ ساعت در هفته کار کند و بخشی از این زمان را در کلاسهای درس حضور یابد و بخش دیگری را به مطالعه و آماده سازی خود برای ادامه فرایند آموزش اختصاص دهد.
به خاطر نبود برخی امکانات لازم در مدارس برای انجام امور مطالعاتی توسط معلمین، وقت مربوطه در اختیار خود آنها گذاشته شده است. اما رفته رفته این رویه از طرف برخی معلمین معمول شده است که ۲۲ ساعت زمان آموزشی خود را طی ۲-۳ روز و به صورت فشرده انجام میدهد و در نتیجه کیفیت آموزشی افت شدیدی پیدا میکند.
رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی در ادامه با بیان اینکه هم اکنون معلمان ما فقط هفتهای ۳ روز معلم هستند تصریح می کند : معلمان هر روز به صورت فشرده از ۸ تا ۴ درس میدهند. در این شرایط کیفیت قربانی میشود. این مشکل به حوزه اجرا مربوط میشود و باید با اتخاذ تدابیری مانند حساس کردن مدیران مدارس این مشکل را برطرف کرد.
بین آمار رئیس سازمان پژوهش و آمار مستند آقای محسنی نیا 18 درصد تفاوت وجود دارد .
بارها در نشست های رسانه ای به آقای ذوعلم گفته و انتقاد کرده ام که آمارها را از کجا استخراج می کنید ؛ هر چند ایشان عادت به شفاف گویی ندارد و حاشیه گویی بر متن می چربد .
تفاوت میان زمان آموزش رسمی و زمان واقعی از نظر رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی 5 تا 6 هفته است در حالی که به گفته این کارشناس تنها 35 درصد روزهای سال تحصیلی به آموزش اختصاص پیدا می کند .
حجت الاسلام ذوعلم به این پرسش پاسخ دهد که آمار 48 ساعت کار برای معلمان را از کجا آورده است ؟

قانون مدیریت خدمات کشوری در مادة 87 ساعت کار کارمندان را 44 ساعت در هفته تعیین کرده اما در همان ماده آمده که میزان ساعات تدریس معلمان و اعضای هیئت علمی در طرح های طبقه بندی مشاغل ذیربط تعیین خواهد شد.
دستورالعمل میزان ساعت تدریس هفتگی شاغلین مشاغل طرح طبقهبندی مشاغل معلمان کشور ؛
(مصوبه شماره 43075 / 91 / 220 مورخ 24 / 11 / 1391 شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی) می گوید : ( این جا )
ماده 1- تجربه آموزشی مندرج در شرایط احراز مشاغل طرح طبقهبندی مشاغل معلمان کشور عبارت است از: خدمت تمام وقت در یکی از پستهای قابل تخصیص در مشاغل طرح طبقهبندی فوق که طبق حکم یا دستور کتبی مسئولین ذیصلاح وزارت آموزش و پرورش انجام شده باشد.
ماده 2- تجارب غیرمربوط تمام وقت دولتی (غیرآموزشی) مشمولین این طرح به میزان یک دوم تجارب آموزشی مربوط محاسبه و ملاک عمل قرار میگیرد.
ماده 3- خدمت تمام وقت متصدیان مشاغل مندرج در طرح مذکور به شرح زیر تعیین میگردد:
1- آموزگار، دبیر (راهنمایی یا سه سال اول دبیرستان)، دبیر (سه سال دوم)، هنرآموزی و مربی امور تربیتی مدارس/ 24 ساعت در هفته
2- مشاور واحد آموزشی/ 24 ساعت در هفته که حداقل 10 ساعت آن تدریس میباشد.
3- مراقب سلامت (مربی بهداشت)/ 30 ساعت در هفته.
4- مدیران و معاونین واحد آموزشی/ تمام ساعات رسمی مدرسه
ماده 4- از ساعات تدریس متصدیان مشاغل فوق با داشتن 20 سال سابقه تدریس یا مدیریت و یا معاونت یا رسیدن به سن 50 سالگی، چهار ساعت در هفته کسر خواهد شد.

ذوعلم این مشکلات را نه برخاسته از مراکز تصمیم گیری و برنامه ریزی که ناشی از ضعف در حوزه " اجرا " می داند .
راهکار ایشان هم در نهایت " حساس کردن مدیران مدارس " است .
ذوعلم احتمالا به این فکر نمی کند که چه کسی و یا مقامی تاسیس کننده و بسط دهنده ی معضل " معلم غیرمرتبط " در آموزش بوده اند ؟ بارها در نشست های رسانه ای به آقای ذوعلم گفته و انتقاد کرده ام که آمارها را از کجا استخراج می کنید ؛ هر چند ایشان عادت به شفاف گویی ندارد و حاشیه گویی بر متن می چربد .
تعریف و راهکار رئیس سازمان پژوهش از مطالعه و آماده سازی در این وزارتخانه چیست ؟
برای افزایش کیفیت باید سطح معلمان را ارتقا داد .
آیا با وضعیتی در زمینه آموزش ضمن خدمت مواجهیم اساسا می توان به این موضوعات و تحقق آن ها امیدوار بود ؟
« علیرضا محمدی » عضو هیات علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش در همان نشست تخصصی می گوید : ( این جا )
" اگر محور عمودی سمت راست در نمودار را ببینید در هیچ کشوری در ساعات تدریس معلمان از پنجاه درصد تجاوز نمی کند به غیر از یک مورد یا دو مورد. در یک دوره تحصیلی میزان تدریس معلم کمتر از نصف زمان کاری معلم است. این دغدغه در سایر کشورها هم وجود دارد که شغل معلمی به صورت یک شغل پاره وقت در نظر گرفته شود با توجه به ساعات برگزاری کلاس، می بینیم که می آیند و محاسبه می کنند ساعات کار معلم هر چند 1170 ساعت آموزشی دارد اما در کنار آن 450 ساعت باید قبل از این که به سر کلاس برود آماده شود. ( فرآیند آماده سازی )
بخش بعدی ارتباط و تبادل نظری است که با والدین دارد .
بخش بعدی فعالیت های تابستانی که شامل دوره های ضمن خدمت رایگان خواهد بود.
بخش بعدی برنامه ریزی برای حضور در کلاس و بخش بعدی تصحیح نمرات و برگه های امتحانی که ما چنین چیزهایی را اصلا برای معلمان مان تعریف نکردیم و به رسمیت نمی شناسیم.
معلم تمام وقت 2200 ساعت باید کار کند که کمتر از نصف این زمان صرف تدریس می شود و بقیه فعالیت های معلم به رسمیت شناخته می شود و به عنوان زمان کارش محسوب می شود.

همان طور که ما راجع به تکالیف معلمان دغدغه داریم راجع به حقوقشان هم باید دغدغه داشته باشیم و اینها را در کنار هم ببینیم و راجع به داد و ستانده باید هم همخوانی داشته باشد.
میانگین متوسط حقوق معلمان ( البته این داده ها قدیمی است ) و الآن با دو شوک ارزی که داشتیم مطمئنا قدرت خرید معلمان به مراتب بیشتر کاهش پیدا کرده و ارتفاع نموداری که داریم مطمئنا کمتر شده است. "
آقای ذوعلم به این پرسش پاسخ دهد که قرینه و یا مشابه آموزش های ضمن خدمت ما در کدام نظام آموزشی توسعه یافته و یا حتی در حال توسعه یافت می شود ؟

سال جاری بسیاری از مدارس و واحدهای آموزشی تا مدت زیادی درگیر کسری کتاب های درسی بودند .
حتی شنیده می شود هنوز هم برخی مدارس و رشته ها کتاب درسی را تحویل دانش آموزان نداده اند .
پرسش من از آقای ذوعلم این است که فرد و یا مقامی که به این حداقل ها نمی تواند عمل کند و وظایف ساده و سازمانی خویش را درست اجرا نمی کند چگونه می تواند از دیگران انتقاد کند .
گروه اخبار/

دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران با همکاری اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران برگزار می کنند :
اصلاح گری و چالش های آن در عرصۀ مدرسه ؛ گذر و نظری بر تجربیات زیستۀ مدارس الگو در شهر تهران
مدیر نشست :
دکتر زهرا پروازی مقدم، مشاور سابق مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران
اعضای نشست :
دکتر شهین ایروانی ( عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و دبیر علمی همایش اصلاحات آموزشی و چالش های آن در ایران: تبیین فلسفی دیدگاه ها و تلاش ها ؛ دکتر مرضیه عالی ، عضو هیئت انجمن علمی دانشگاه تهران و عضو هیئت مدیره فلسفه تعلیم تربیت ایران ، دکتر عبدالرضا فولادوند ، مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران ، مدیران مدارس الگو
زمان :
دوشنبه 28 بهمن 98 ساعت 10 تا 12
مکان :
خیابان جلال آل احمد، روبه روی کوی نصر، خیابان مرحوم دکتر کاردان، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، طبقه سوم، اتاق شورا
پایان پیام/
گروه اخبار/

به گزارش اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران با حضور مسعود شکوهی، مدیرکل امور تربیتی ، مشاوره و مراقبت در برابر آسیبهای اجتماعی، محمد صیدلو مدیرکل آموزش و پرورش شهرستانهای استان تهران و مدرسین و کارشناسان ادارات مراقبت در برابر آسیبهای اجتماعی سراسر کشور، اولین دوره کشوری تربیت مدرس طرح یاریگران زندگی به میزبانی شهرستانهای استان تهران در اردوگاه شهید محمد منتظری شهریار برگزار شد.
محمد صیدلو در این نشست نهاد آموزش و پرورش را نهاد فرهنگی بسیار موثر در کشور عنوان کرد و گفت: متاسفانه با توجه به اهمیتی که نظام آموزش و پرورش در تربیت نسل آینده بر عهده دارد اما همچنان در اولویت شایستهای قرار نگرفته است.
وی در ادامه با اشاره به انتخابات پیشروی مجلس شورای اسلامی، تشکیل مجلسی با دغدغه های فرهنگی را از اولویتهای انتخاب نمایندگان عنوان کرد و افزود: برای اینکه بتوانیم آموزش و پرورش را به جایگاه اصلیاش نزدیک کنیم نیازمند نمایندگانی هستیم که این دغدغه را داشته باشند و در جهت تعالی این جایگاه و منزلت، آموزش و پرورش را یاری کنند.
صیدلو در ادامه سرمایهگذاری برای تربیت اجتماعی دانشآموزان را امری بسیار مبارک عنوان کرد و افزود: آموزش و پرورش باید در مسائل فرهنگی اولویت مسولان قرار بگیرد، اگر نصف بودجه ارگانهایی که متولی امور فرهنگی هستند صرف آموزش و پرورش میشد نتایج بهتری به دست میآمد.
این مقام مسول تلاش برای کاهش آسیبهای اجتماعی را امری بسیار مهم دانست و با تشکر از زحمات همکارانی که در این حوزه تلاش میکنند اظهار داشت: با توجه به شروع فعالیت این برنامه و چشمانداز سهسالهای که متصور شدهاید که به ۱۰۰ درصد اهداف خود خواهید رسید، قطعا به این مهم دستخواهید یافت، زیرا مهمترین دلیلی که منتج به این هدف میشود حضور و فعالیت خود دانشآموزان است که در به ثمر رسیدن فرایند بسیار حائز اهمیت است.
پایان پیام/
پرتال اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران

اگر کشور و ملتی بخواهند از خواب بیدار شوند و برای رفع عقبماندگی حرکت کنند، گام نخست چیست؟ پاسخ ساده است: «تربیت نیروی انسانی».
پرسش بعدی این است: «مهمترین و اساسیترین اقدام برای تربیت نیروی انسانی چیست؟» باز هم پاسخ ساده است: «نظام آموزش و پرورش» ــ به زبانی استعاری: «مدرسهسازی»
مدرسهسازی گام نخست برای تحول ملت و کشور است. از این رو، کسانی که در تاریخ عصر جدید ایران مدرسهسازی را ترویج کردند، «معماران معنوی» ایران بودند. در این مورد، خوشبختانه، بسیاری نام میرزا حسن رشدیه، پایهگذار مدارس نوین در ایران را شنیدهاند. ستارهای تابناک در تاریخ ایران.حسن رشدیه روحانیزاده بود و خیال داشت روحانی شود. اما مقالهای در روزنامۀ «اختر» ناگهان منقلبش کرد.
در آن مقاله خواند: در اروپا از هر هزار تن، ده نفر بیسواد است و در ایران از هر هزار تن، ده نفر باسواد است. این جمله روح و روان رشدیۀ جوان را برآشفت. درس روحانیت را رها کرد، به بیروت رفت، دو سال در مدرسهای فرانسوی اصول آموزشی مدرن را فراگرفت و با سری پرشور به خیال این افتاد مدارسی به سبک جدید برای ایرانیان بنا نهد. اما مگر میشود سپاهیان نیرومند مکتبداران قدیم را از میدان به در کرد!
رشدیه، یکتنه، با دست خالی، به جنگ این سپاه رفت. ابتدا در قفقاز مدرسهای بنا نهاد و اتفاقاً ناصرالدین شاه در بازگشت از سفر اروپا آن مدرسه را دید و پسندید. سپس به تبریز آمد. سالهای نخست فعالیت رشدیه در تبریز حیرتانگیز است!
سالهای سال مدرسه ساخت و مدرسهاش را خراب کردند، مدرسه ساخت و مدرسهاش را خراب کردند... او دائم به مشهد میگریخت، آب که از آسیاب میافتاد برمیگشت و مدرسهای جدید میساخت و دوباره کهنهپرستان با تحریک طلاب یا اوباش مدرسهاش را ویران میکردند. در مشهد پایش را شکستند و در تبریز به پایش گلوله زدند... و چه ارادۀ سترگی داشت این مرد، این مرد...اما در این لحظه، ستارۀ تابناک دیگری وارد صحنه میشود، دولتمردی بینظیر که متأسفانه ایرانیها او را چندان نمیشناسند: «میرزا علیخان امینالدوله» (۱۸۴۳-۱۹۰۴)؛ نام این مرد را فراموش نکنید و با اندیشه و کارنامۀ درخشانش آشنا شوید (در نوشتاری دیگر دربارۀ او صحبت خواهم کرد).

در میان رجال قاجار، مردان نیک و بلندنظر هم بودند، شاید سرآمد همۀ آنها همین امینالدوله بود.
مظفرالدینشاه هم به رغم سستیهای گاهوبیگاهش آنقدر دلسوز بود که پس از رسیدن به سلطنت، همین امینالدوله را به عنوان صدراعظم ایران منصوب کرد. امینالدوله دو سال صدراعظم بود، اما رقیبی کارکشته، حیلهگر و پرنفوذ داشت: «امینالسلطان»، کسی که از حمایت روسها و بخش بزرگی از علما برخوردار بود.
بازگردیم به «قصۀ مدرسه»...
اواخر دورۀ ناصری، امینالدوله به عنوان پیشکار تبریز منصوب شد. یکی از مهمترین خدماتش در تبریز این بود که به حامی قدرتمند حسن رشدیه تبدیل شد. رشدیه، مغموم و رنجیده، به قفقاز رفته بود. امینالدوله او را بازگرداند و مدرسهای با شکوه به سبک جدید ساختند. به زودی ناصرالدین شاه ترور شد و مظفرالدینشاه از تبریز رهسپار تهران شد. امینالدوله هم به تهران رفت، اما رشدیه را هم با خود برد تا ایدۀ مدرسه را در تهران پیاده کنند. اینک همان مردی که در کوچه پسکوچههای تبریز و مشهد، از کهنهپرستان کتک و گلوله خورده بود، در تهران بود و صدراعظم کشور بزرگترین حامیاش بود. رشدیه پیروز شده بود، به لطف دولتمردی دلسوز و دانا... وقتی این دو مرد به تهران آمدند، ایدۀ «مدرسهسازی» به پیروزی رسید.رشدیه و امینالدوله سال ۱۲۷۵ شمسی به تهران آمدند.
تنها ۴ سال بعد، ۲۱ مدرسه در ایران دایر شده بود، ۱۷ دبستان در تهران و ۴ دبستان در تبریز، مشهد، رشت و بوشهر. امینالدوله دشمنان پرشماری داشت، در رأسشان امینالسلطان و میرزا حسن آشتیانی. آشتیانی از پرنفوذترین روحانیان تهران، هماوست که زمانی از بازیگران اصلی ماجرای تحریم تنباکو بود.
او و بسیاری دیگر اصلاحات امینالدوله را نمیپسندیدند و چنان عرصه را بر این دولتمرد اصلاحگر بستند تا کنارهگیری کرد.اما در اینجا نیز نمونۀ دیگری از «الگوهای مدرنسازی یا تجدد» را میبینیم. فردی پیشرو که ایدههای غربی را وارد میکند (حسن رشدیه) و یک مقام دولتی قاجار (امینالدوله). یک پای ثابت ایدههای مدرنسازی در ایران برخی از رجال قاجار بودند؛ پای دیگر ایرانیان پیشرو یا اقلیتهای خارجیِ ساکن ایران یا مستشاران غربی بودند.
کانال سخنرانی ها

اجرای دیرهنگام « طرح رتبه بندی معلمان » با طعم تلخ تبعیض سالهای مدیدی است که فرهنگیان این کشور در انتظار روزی هستند که کارگزاران عالی رتبه نظام به جایگاه و اهمیت آموزش و پرورش و منزلت واقعی و رسالت سنگین معلمان پی برده و حقوق قانونی ، مزایا و معیشت کلی آنها را مطابق شأن حرفهای آنها سنجیده و ارزیابی نمایند .
دستگاه تعلیم و تربیتی که بستر ساز توسعه همه جانبه و رشد و شکوفایی انسانی است همانند الگوهای رفتاری کشورهای مترقی نباید به حاشیه رانده شده و در تنگنای مشکلات اداری و چنبره غفلت ها و تبعیضات مختلف مادی و مالی گرفتار شود تا سبب افت انگیزشی شغلی و تنزل کارآمدی و اثرگذاری فرهنگیان ، دانش آموزان و آینده سازان میهن و افزایش ناهنجاریهای مختلف اجتماعی گردد . مشکلات متعدد از جمله طلاق ، اعتیاد ، خشونت های فیزیکی ، فساد ، اختلاس و....که صاحبنظران مستقل و معتبر بر وجودشان اذعان دارند ولی متأسفانه در پی راهکارهای علمی و عقلانی پایداری نیستند .
با پیگیری ها ی مستمر و ابراز نارضایتی همیشگی معلمان و دیدگاه بعضی از دلسوزان و نمایندگان اسبق مجلس ، تصویب قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت ، کورسوی امیدی در دل خانواده بزرگ فرهنگیان ایران زمین روشن کرده بود که متأسفانه با نگاه های سطحی ، تنگ نظرانه و غیرکارشناسی اکثر دولتمردان و مجلس نشینان به بیراهه رفته و با اجرای ناقص و گزینشی بعضی از بندها و مواد مصوب ، نه تنها همه امیدها و آرزوهای منتظران بر باد رفت بلکه تبعیضات ناروای دیگری را در عمل و بر خلاف نص صریح قانون و وعده های مختلف مسئولان دامن زد ؛ گویا از دیرباز ساز و کارها و مدیریت اجرایی وزارتخانه ما به گونه ای سامان گرفته است که هیچ گاه نگاه عمیق عادلانه و عالمانه ای در کار نبوده و جلب رضایت حداکثری کارکنان تحت امر ، مورد توجه مقامات وزارتی و تصمیم گیر نبوده و نخواهد بود .
امسال نیز طرح رتبه بندی معلمان با سالها تأخیر و به گونه ای شتاب زده و رازآلود ، حالت اجرایی به خود گرفت که ابهامات و سؤالات عدیده دیگری را پدید آورده است .
آیا علی رغم مصوبه رسمی مجلس و تصویب هیئت دولت ، قبلأ آیین نامه و شیوه نامه اجرایی مشخصی طراحی نگردیده بود که شاغلین عزیز با معیارها و ضوابط و استانداردهای دقیق و قابل فهمی شناسایی گردند تا در مسیر احقاق حق همگان کوچکترین تردید و شبهه ای شکل نگیرد ؟
مستندات تجارب کاری و حرفهای تخصصی ، دوره ها ی ضمن خدمت قابل قبول ، تشویق ها و دیگر موارد ارزیابی و سنجشی ، واقعأ در این امر دخیل بوده اند یا صرفأ انگیزه های تبلیغاتی و فضاسازی انتخاباتی، صدور عجولانه احکام کارگزینی اخیر را سرعت بخشیده و به جای ایجاد آرامش عمومی روحی و روانی ، اسباب تکدر خاطر بسیاری از دبیران ، معلمان و فرهنگیان را فراهم ساخته است ؟ چرا بودجه اختصاصی جهت اجرای کامل طرح رتبه بندی فقط به نیمسال دوم تعلق گرفته است در حالی که کل مصوبات ملی و بودجه کشور همواره به صورت سالیانه طراحی و عملیاتی می گردند و شاید این بدعت جدیدی است که دامنگیر آموزش و پرورش گردیده و مقدمه اتفاقات ناخوشایند دیگری است که در آینده کاری معلمان و نظام آموزشی کشور خودنمایی خواهند کرد .

همکارانی که در نیمسال اول سال ۹۸ و حتی در روز اول مهر به عنوان بازنشسته از تعهدات وظائف سازمانی خود خارج شده اند با کدام مجوز و محمل قانونی معقولی ، مشمول طرح مزبور نگشته اند ؟ این در حالی است که معلمان مذکور هم با اجرای به موقع و دقیق طرح فوق می توانستند از مزایای قانونی خود برخوردار گردند و این گونه ، مستوجب مجازات و عقوبت تأخیرهای متوالی اجرایی و سوال برانگیز مسئولان امر واقع نگردند .
غفلت آشکار از حقوق حقه همکارانی که فعالانه قبل از مهر ۹۸ در سال ها و روزهای پایانی خدمت رسمی خود در آموزش و پرورش بوده اند با کدام معیار قانونی ، عقلانی ، مدیریتی ، شرعی ، عرفی جامعه سازگار خواهد بود در حالی که بدرقه احترام آمیز این قبیل از همکاران و پاسخگویی به انتظارات چندین ساله شان از اقدامات اساسی و ضروری وزارتخانه بود که در روز روشن ، نادیده گرفته شده است .
لازم به یادآوری است تأخیر در پرداخت پاداش پایان خدمت با توجه به افزایش تورم و کاهش ارزش پولی ، درد مضاعفی است که با نگاهی تبعیض آمیز و بر خلاف شیوه دیگر سازمان ها ی دولتی همواره بازنشستگان فرهنگی را نظیر دوره اشتغالشان آزرده خاطر ساخته است .
صدور احکام جدید برای کل بازنشستگان سال ۹۸ و پاسخگویی صریح و سریع وزیر محترم نسبت به پرسش های مطروحه ، نه تنها از وظایف ذاتی و قانونی وزارتخانه است بلکه روشنگری ها و اقدامات عملی ایشان ، حس اعتماد و اطمینان متقابل لازم را برای همگان در سطح جامعه فراهم خواهد ساخت .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استان ها و شهرستان ها/
« علی اللهیار ترکمن » معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش پیش از 22 بهمن دیداری از آموزش و پرورش استان فارس داشته و اقداماتی مانند افتتاح مرکز آموزش نیروی انسانی فرهنگیان فارس ، بهره برداری از آموزشگاه 24 کلاسه خیر ساز برکاتی آموزش و پرورش ناحیه 2 شیراز ، افتتاح فاز دو باشگاه فرهنگیان شماره دو شیراز و...داشته است .
مطلب زیر در انتقاد از عملکرد این مقام آموزش و پرورش در امتناع از گفت و گو با فرهنگیان برای صدای معلم ارسال گردیده است .
این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .

عليرغم گذر ِ زمان از وقوع حادثه دلخراش سيل ِ بهار 98، پرداختن به زواياي گوناگون آن جهت پيشگيري ، ضرورتي اجتناب ناپذير است .
هر چند ، توجه به چالش ِ شهرها بي پناه در مقابل بلاياي طبيعي ، وظيفه هميشگي مسولين ، نهادهاي مدني ، رسانه ها ، آموزش و پرورش ، متخصصين ، شهروندان و ...مي باشد ولي زمان وقوع بحران و در بحبوحه امداد رساني ، تمرکز بر اصول اساسي و ريشه يابي چالش ها ممکن است به روند امداد رساني لطمه وارد کند لذا بررسي هاي کارشناسي و ريشه اي به آينده موکول مي شود .
اميد است اين گفت و گوي مجازي ، ياد آور ِ مسوليت ها باشد تا مرور زمان و طرح موضعات جديد ، موضوع مهم تاب آور نمودن شهر ها در برابر بلاياي طبيعي را به محاق نراند .
خلاصه قسمت هاي قبل : ( بخش ششم ) ، ( بخش پنجم ) ، ( بخش چهارم ) ، ( بخش سوم ) ، ( بخش دوم ) ، ( بخش نخست )
در مورد سيل نوروز 98 ، مطالب فراوان در رسانه ها بيان شده است :
در اين رابطه مطالب بسياري از رسانه هاي گوناگون مطالعه کردم که دو موضوع مهم توجه ام را جلب نمود و تصميم گرفتم به جاي پرداختن به همه مطالب ِ فوق ، فقط به اين دو موضوع اشاره کنم .
موضوع اول : بحران مديريت بحران
در زمان مناسب باید کوتاهیهای گذشته مسئولین، که اگر با درایت و آینده نگری به وظایف ذاتی خود عمل کرده بودند، امروز خسارت سیل بسیار کمتر بود، به تفصیل مورد بررسی قرار گیرد. ( 1 )
نمایندگان مجلس هم، که امروز قرار است توضیحات چهار وزیر را در مورد حوادث و عوارض سیل اخیر بشنوند، باید به این سوال پاسخ بدهند که برای این قبیل حوادث چه قوانینی وضع کردهاند و در 20 روز تعطیلات نوروز 98 که مردم بسیاری از استانها در سیل دست و پا میزدند چند جلسه فوقالعاده برای این موضوع تشکیل دادهاند؟ ( 1 )
فقدان مدیریت به قدری مشهود و آزاردهنده است که حتی تهیه غذا در مواردی بیش از اندازه نیاز است و در عین حال عدهای بیغذا میمانند! ( 1 )
موضوع دوم و مهم تر : استاندار هاي پيشگيري و مواجهه با بحران چيست ؟
مي گويند :
هواپيما به دليل رعايت استانداردهاي پرواز ، به ايمن ترين وسيله نقليه تبديل مي شود .
اميد است با رعايت استانداردها ، شهرها و روستاهاي کشورمان ايمن شوند .
اولین دفتر هماهنگی منطقه اي شهرهاي تاب آور ایران در مرداد ماه 1391 در مشهد افتتاح گردیده، تا ضمن ارائه تجربیات کلان شهر مشهد به عنوان اولین شهر ایرانی عضو کمپین جهانی شهرهاي تاب آور و آماده ، براي نخستین بار در جهان با ترجمه کتاب حاضر (چگونه می توان شهرها را تاب آور نمود ؟ ) به زبان فارسی ، نسبت به انتقال دانش و تجربیات، عضوگیري و آموزش به دیگر شهر هاي ایران و سایر کشورهاي فارسی زبان اقدام نمایند." ( 2 )
پیام این است:
تاب آوري و کاهش خطرپذیري بلایا باید بخشی از طراحی شهري و استراتژي هاي دستیابی به توسعه پایدار باشد.
مهمترین علل به وجود آورنده خطرپذیري عبارتند از:
جمعیت شهري در حال رشد و افزایش تراکم که بر اراضی و خدمات شهري فشار می آورد .
تمرکز منابع و ظرفیت ها در سطح ملی و فقدان منابع و ظرفیت هاي پولی و انسانی در دولت هاي محلی
حکومت هاي محلی ضعیف، مشارکت ناکافی توسط ذي نفعان محلی در برنامه ریزي و مدیریت شهري
بی کفایتی در مدیریت منابع آب، کمبود سیستم هاي زه کشی و کانال هاي انتقال آب ، عدم مدیریت مواد زائد جامد
کاهش زیست بوم ها ، به دلیل فعالیت هاي انسانی از قبیل راه سازي ، آلودگی ، احیاي تالاب ها و استخراج منابع
فرسودگی زیرساخت ها و مصالح ساختمانی ناایمن که ممکن است منجر به ریزش ساختمان شود .
خدمات اورژانس ناهماهنگ که باعث کاهش ظرفیت براي واکنش سریع و آمادگی می شود.
چارچوب كنفرانس جهاني هيوگوي ژاپن ، جامع بوده به نقش دولت ها، سازمان هاي منطقه اي و بین المللی می پردازد .
و جامعه مدنی، دانشگاه ها، سازمان هاي داوطلب و بخش خصوصی را به پیوستن به این تلاش ها فرا می خواند.
کتاب ِ چگونه می توان شهرها را تاب آور نمود ؟ و کنفرانس هيوگوي ژاپن ، حاوي نکات دقيق و ارزشمندي است که گسترش و پذيرش اين تئوري ها ، آماده کردن ِ زير ساخت ها ، اقدامات عملي در جهت اجرايي کردن ِ پيشنهادات و راهکار هاي آن وظيفه رسانه ها ، نهاد هاي مدني ، مردم ، مسئولين و ... مي باشد .
اولویت هاي پنج گانه چارچوب اجرایی هیوگو عبارتند از:
ایجاد ظرفیت نهادي: مطمئن شوید که کاهش خطرپذیري بلایا اولویتی ملی و محلی با چارچوب اجرایی قدرتمند است .
خطرپذیري (ریسک هاي) احتمالی خود را بشناسید .
بر خطرپذیري بلایا و تقویت سیستم هشدار ِ زود هنگام ، ارزیابی و نظارت داشته باشيد .
از دانش، نوآوري و آموزش وپرورش براي ایجاد فرهنگ ایمنی و تاب آوري در تمام سطوح جهت ِ ایجاد درك و آگاهی استفاده کنيد .
خطرپذیري را کاهش دهید: عوامل اساسی خطر آفرین را از طریق برنامه ریزي کاربري اراضی و اقدامات و تدابیر محیط زیستی، اقتصادي و اجتماعی کاهش دهید.
آماده و مهیاي عمل باشید : آمادگی براي واکنش موثر در تمام سطوح را تقویت کنید.

فرایند برنامه ریزي استراتژیک یک شهر باید تا جایی که ممکن است مشارکتی بوده و به شهردار و تمامی ذینفعان امکان دهد تا بهترین راه را براي یکپارچه سازي ده اصل مورد نظر در قالب برنامه ها و فعالیت هاي توسعه شهر مد نظر قرار دهند.
باتوجه به اينکه علاوه بر مسولين ، شهروندان به ويژه فرهنگيان فرهيخته ( آموزش و پرورش ) در فرایند برنامه ریزي فازها و مراحل آن نقش آفريني مي کنند ، توضيح مراحل هريک از فازها اهميت دارد .
فرایند برنامه ریزي استراتژیک به مراجع محلی امکان می دهد تا اولویت هاي کلیدي کاهش خطرپذیري بلایا را شناسایی کرده و بر روي آنها تمرکز کنند و ببینند چه منابعی (انسانی، اقتصادي، تکنولوژیک و طبیعی) به طور محلی در دسترس می باشد. شهر در طی فرایند برنامه ریزي می توانند نقاط قوت و ضعف خود را ارزیابی کرده و هر گونه فاکتور خارجی که باید براي حصول نتایج واقعی و عملی مورد رسیدگی قرار گیرد را مد نظر قرار دهد.
به خاطر داشته باشید که فرایند تهیه یک برنامه بسیار وقت گیرتر از آن است که اکثر مردم تصور می کنند . در صورتی که این فرایند عجولانه طی شود ممکن است فرصت ایجاد مشارکت و حس مالکیت همه مردم نسبت به آن برنامه از بین برود.
***
قسمت هفتم :
مثال ها ؛
بزرگ فکر کنید، خُرد عمل کنید!
سان فرانسیسکوي ( فليپين ) با جمعیت 45000 نفر یکی از چهار شهرداري تشکیل دهنده جزایر کاموت در استان کبوي فیلیپین است .
این شهرداري به 15 بارانگاي (کوچکترین واحد اداري در فیلیپین ) و 100 پوروك (یک زیرمجموعه کوچکتر از بارانگاي، مخصوصا در مناطق روستایی) تقسیم می شود. در سال 2004 سان فرانسیسکو سیستم پوروك را به عنوان پایه و اساس حکومت مبتنی بر جامعه و به منظور قادر ساختن جامعه براي فعالیت هاي کاهش خطر پذیري تقویت نمود . ابتکار مورد نظر با شعار "بزرگ فکر کنید و کوچک شروع کنید" با عده معدودي از پوروك هاي علاقه مند آغاز شد و به سرعت نتایج خود را در مدیریت زباله جامد و توسعه مشاغل نشان داد. در طول هفت سال این گروه هاي جمعیتی در سراسر شهرداري مسئولیت بیشتر کار را بر عهده گرفته اند. براي مثال تعمیرات اساسی جاده ها به عنوان پیش نیاز توسعه اقتصادي (شامل توریسم ) بر عهده گرفته شد.
امروزه نگهداري جاده ها و سیستم زهکشی بر عهده پوروك ها و خانه دار هاي انفرادي است . سان فرانسیسکو همچنین الهام بخش عده اي از شهرداران بخش هاي دیگر فیلیپین و کشورهاي آسیایی شد که از طریق تمرین هاي یادگیري شهر به شهر از این شهرداري دیدار کردند تا ببینند چگونه می توانند مدل پوروك را براي بهبود برنامه کاهش خطر پذیري بلایا در شهرداری هایشان اعمال کنند. قسمت اعظم موفقیت این مدل مدیون تعهد مقامات سطح بالا در شهرداري است که نمایندگان منتخب جامعه براي ارایه گزارش هاي ماهیانه به آنها دسترسی مستقیم داشتند (شامل شهردار ).
براي اطلاعات بیشتر به قسمت برنامه پنج ساله کاهش و مدیریت خطر پذیري بلایا، سان فرانسیسکو، فیلیپین در سایت ذيل مراجعه نمایید. http://tinyurl.com/cf49nb6
مثال هاي ديگر :
چند ابر شهر زلزله خیز (عمان از اردن، ماکاتی از فیلیپین و بمبئی از هندوستان) برنامه هاي پیشرفته مدیریت خطر پذیري بلایا (DRMMP) را با پشتیبانی از سوي سازمان EMI (سازمان ابتکارات کلان شهرها در معرض زلزله ها) توسعه دادند . این شهرها یک مدل تحلیلی ارایه دادند تا مقامات محلی ( مخصوصا ابرشهرها و دولت هاي شهر هاي بزرگ و پیچیده ) را در درك آسیب پذیري شان در برابر مخاطرات طبیعی، تجزیه تحلیل تاثیرات فیزیکی و اجتماعی -اقتصادي بالقوه و توسعه رویکرد منسجم کاهش خطر پذیري با توجه به اولویت ها و فرایند هاي اجراءشان راهنمایی کند.
بمبئی با جمعیت تقریبی چهارده میلیون نفر بزرگترین مرکز شهري و پایتخت مالی هندوستان می باشد. این شهر در معرض خطرات متعدد می باشد: گردباد، پسرفت ساحل، لغزش زمین، زلزله و بیماري هاي همه گیر . در عین حال این شهر داراي شش و نیم میلیون نفر جمعیت فقیر نشین می باشد که تاب آوری شان در برابر بلایا زمان بسیار طولانی تري می برد .
شهر بمبئی که توسط شهرداري بمبئی بزرگ هدایت می شود داراي بیش از صد نهاد و سازمان براي درك خطر پذیري و شناسایی راه حل ها می باشد. بمبئی به منظور پرداختن به مسائل کاهش خطر پذیري با ابتکار کلان شهرهاي زلزله خیز EMI همکاري کرده و یک مطالعه ابتدایی و نقشه راه ها براي بهبود تاب آوري شهر در برابر بلایا تهیه نمود . یک DRMMPجدید تاسیس شد که ابعاد مدیریت خطر پذیري نظیر تاب آوري سیستم هاي آب و فاضلاب، یکپارچه سازي پارامتر هاي خطر پذیري در برنامه ریزي استفاده از زمین، قوانین و استاندارد هاي ساخت وساز و خانه سازي مناطق فقیر نشین را پوشش می داد. با شمول عده گسترده اي ازهم پیمانان و مشارکت کنندگان در توسعه برنامه پیشرفته، ذینفعان درك بهتري ازارتباطشان با خطر هاي تهدید کننده بمبئی و نقششان در برنامه DRM شهر دارند . این فرایند مشارکتی همچنین به هماهنگی فرایند DRM با موارد مشابه در نهادهاي ملی، دولتی و دیگر نهاد هاي عمومی و خصوصی، مخصوصا آنهایی که خدمات حیاتی ارایه می دهند(مراکز درمانی، بهداشت، آموزش و امنیت عمومی) کمک می کند تا ارتباطات صحیح قبل، طی و بعد از یک بلایا را تضمین نماید.
یک مطالعه مشارکتی مشابه انجام شد تا یک واحد مدیریت کاهش خطر پذیري بلایا را براي مقام منطقه اقتصادي ویژه آکابا ( اردن) با یک برنامه، بودجه، وظایف شناسایی شده، نیازمندی هاي منابع انسانی و جریان اطلاعات در نهادها راه اندازي کند .
این طرح بر اساس مدل هاي موفق شهرهاي دیگر که مشابهت خاصی از لحاظ وضعیت عملکرد و فعالیت هاي مرکزي با شهر مورد نظر داشتند انجام شد (کویتو از اکوادور، بوگوتا از کلمبیا و کاتموندو از نپال ) .
"ما رویکردي جامع را براي مدیریت بلایا و افزایش تاب آوري شش و نیم میلیون نفر فقیر نشین اتخاذ کرده ایم . شهر ایمن هدف ماست".
شرادا س. جاداو، شهردار سابق بمبئی، هندوستان. سکوي جهانی براي کاهش حرکت به سمت یک استاندارد بین المللی براي مدیریت خطر پذیري بلایا،
استاندارد ISO 31000:2009 که غیر قابل گواهی می باشد مجموعه اي از اصول به همراه یک چارچوب و یک فرایند مدیریت خطر پذیري را ارایه می کند که در هر نوع سازمانی در بخش عمومی و خصوصی قابل اعمال می باشند . این استاندارد داراي رویکرد "یک اندازه براي همه" نبوده و به جاي آن بر روي این واقعیت که مدیریت خطر پذیري باید به نیازها و ساختار ویژه یک سازمان خاص بپردازد تاکید می کند . براي اطلاعات بیشتر به
www.iso.org در ISO 31000 مراجعه نمایید. (4 ) و ( 5 )
شهر آماده در شهرداري تهران : ( 6 )
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما به نقل از روابط عمومی سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، پویش شهر آماده به منظور ارتقای سطح آگاهی های عمومی و مشارکت شهروندان در مواجهه با مخاطرات طبیعی، به عنوان پیش نیاز تمامی اقدامات و برنامه های جامعه محور در حوزه تاب آوری شهری در شهر تهران آغاز شد.
محور های اصلی این پویش شامل جلب مشارکت شهروندان در ارزیابی و افزایش ایمنی ساختمان ها و آمادگی شهروندان ساکن یا شاغل در آنها از طریق مشارکت در اجرای طرح "مدیریت بحران ساختمان"، تشویق شهروندان به فراگیری آموزش های همگانی مدیریت بحران، تشویق به عضویت شهروندان در گروه های امداد محلی با عضویت در "خانه های دوام و ایمنی" و معرفی "مراکز امن اضطراری محلات"، با هدف آشنایی شهروندان با این مراکز و چگونگی آمادگی بیشتر آن ها در مواجهه با زلزله احتمالی شهر تهران است.
شهروندان تهراني با مراجعه به وبسایت pc.tdmmo.ir، با صفحه ذيل مواجهه مي شوند .

پس از ورود به لينگ خانه دوام و ايمني ثبت نام داوطلب دوام و ايمني ( 7 ) به صفحه ذيل متصل مي شويم .
شهروندان تهراني ، پس از کامل کردن مشخصات و ارسال آن به آموزش در فضاي مجازي دسترسي پيدا مي کنند !

با ورود به لينک هاي ديگر ...
اميد است شهروندان عزيز و گرامي به ويژه فرهنگيان فرهيخته ( گروه مرجع ) پس از پيوستن به پويش شهر آماده ، در سايه آگاهي از آنچه در دنيا مي گذرد ، در خلق آنچه بايد اتفاق بيفتد نقش آفريني کنند !
بزرگ فکر کنند، خُرد عمل کنند!
در اين راه سترگ :
کاهش اختلاف و فاصله بين "چگونه مي توان شهر ها را تاب آور نمود ؟ " با "شهر آماده " رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي و نهادهاي مدني بعنوان حلقه واسط بين مردم و مسئولين نقش به سزايي به عهده دارند !
بزرگ فکر کنيد، خُرد عمل کنيد!
پايان گزارش/
منابع :
( 3 ) خلاصه چارچوب كاري هيوگو براي اقدام از سال 2005 تا 2015 برگشت پذير ساختن ملت ها و جوامع نسبت به بلايا
( 5 ) انجمن علمي اقتصاد شهري ايران ، بانک اطلاعات مديريت شهري کشور فليپين
(6 ) با هدف آمادگی شهروندان تهرانی در برابر مخاطرات ، آغاز پویش شهر آماده
واحد مرکزی خبر دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۳۲
پویش شهر آماده به منظور ارتقای سطح آگاهی و مشارکت شهروندان در مواجهه با مخاطرات طبیعی، در تهران آغاز شد
http://tnews.ir/news/7f35137641645.html?refc=1
( 7 ) ثبت نام داوطلب دوام و ايمني
گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه ی زیر توسط یکی از فرهنگیان برای صدای معلم ارسال گردیده است .
این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .