صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه گزارش/

حرف های مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان در باب جایگاه مجلس دانش آموزی و نظرات دانش آموزان و پرسش های صدای معلم

هنوز اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان به گزارش صدای معلم در مورد انتخابات شورای دانش آموزی که در 9 آبان 1398 منتشر شد پاسخی نداده است . ( این جا )

در این گزارش نظرات و دیدگاه های برخی دانش آموزان آورده شده بود :

" حضرت عالی برای تهیه گزارش به مدرسه ما آمدید تا عکس و فیلم بگیرید. اگر راست می گویید کمک کنید که بعد انتخابات هم به ما اهمیت بدهند.دوستم کاندید شده است. می خواهد زنگ های هنر موسیقی کار کنیم. ولی اگر گیتارش را به مدرسه بیاورد از او می گیرند. اما ما به او رای می دهیم و می خواهیم به هدفش برسد ...

من می خواهم روی مغز مدیر نفوذ کنم تا با ما همکاری کند.مادرم در انجمن اولیا و مربیان است مگر می شود پسرش رای نیاورد.این انتخابات الکی ست. شورا یک بازی ست. مدیر ما اصلا نمی خندد. کسی نمی تواند کاری انجام دهد.اگر من انتخاب شوم می خواهم مدرسه ای بهتر با دانش آموزان درس خوان تر بسازم و اسم و رسم دار شوم.اگر من انتخاب شوم یک روز در هفته را اجازه می دهم که دانش آموزان با لباس های مختلف به مدرسه بیایند. یک روز بدون کتاب را در هفته در نظر دارم.(دانش آموزان برایش دست زدند و نامش را پرسیدند)ما می خواهیم زنگ های تفریح زیاد شود که سر کلاس درس ها خسته کننده نشود.موبایل را در مدرسه آزاد می کنم....

حرف های مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان در باب جایگاه مجلس دانش آموزی و نظرات دانش آموزان و پرسش های صدای معلم

من می خواهم که اردوها را برای دانش آموزان زیاد کنم. اردوهایی که با نشاط باشد. ما نمی خواهیم ما را باز به باغ ابریشم ببرند.ما اعضای شورا را نمی شناسیم. صندوق رای را به کلاسمان آوردند و گفتند از این چند نفر ۹ نفر را بنویسید. ما هم نوشتیم.من می خواهم درس ها را برای دانش آموزان سبک کنم. نیاز نیست معلمان ما همه کتاب را درس بدهند....

سر صف گفتند تا زنگ تفریح وقت دارید اسم هایی که به دیوار زدند را بخوانیم و به تعدادی رای دهیم. نمی دانستیم که انتخابات است ! "

مدیرکل آموزش و پرورش استان اصفهان در جلسه با نمایندگان مجلس دانش آموزی به موضوعاتی اشاره کرده است .

پرتال اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان نوشت : ( این جا )

سلامت روان و نشاط دانش آموزان در مدارس همواره مورد توجه ما قرار دارد.

به گزارش اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان، در بیست و چهارمین روز از بهمن ماه ۱۳۹۸، مدیرکل آموزش و پرورش استان اصفهان در جلسه نمایندگان مجلس دانش آموزی در سخنانی ضمن ابراز خرسندی از دیدار با نمایندگان دانش آموزان استان اظهار داشت: نظرات و پیشنهادهای مطروحه دانش آموزان در جلسات  برای ما اهمیت دارد و در دیدار با روسای ادارات آموزش و پرورش نواحی و مناطق مطرح شده و مورد بررسی قرار گرفته می گیرد تا به نحو مطلوب استفاده شود.

اعتدادی با مهم برشمردن دغدغه های دانش آموزان برای مسئولین آموزش و پرورش بیان داشت: برگزاری این جلسات بسیار ارزشمند است و شنیدن صحبت های نمایندگان دانش آموزان، ما را از شرایط مدارس بیشتر آگاه می کند و با برگزاری جلسات هم اندیشی به فهم مشترکی از دغدغه های دانش آموزان خواهیم رسید.

وی ضمن اشاره به دغدغه مطرح شده دانش آموزان مبنی بر افزایش نشاط در مدارس تصریح نمود: سلامت روان و نشاط دانش آموزان همواره مورد توجه بوده است اما تفاوت در شرایط ویژه ای که هر استان یا شهرستان با آن روبروست می تواند سبب ایجاد تنوع در اجرای برنامه های مدارس شود.

حرف های مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان در باب جایگاه مجلس دانش آموزی و نظرات دانش آموزان و پرسش های صدای معلم

مدیرکل آموزش و پرورش استان اصفهان در بخش دیگری از سخنان خود دانش آموزان را به مطرح نمودن پیشنهادهای خود با مدیران و مسئولین مدرسه دعوت نموده و افزود: آموزش و پرورش با معضل کمبود نیروی انسانی روبه روست که همین امر سبب می شود امکان بهره بردن مطلوب از نیروی انسانی لازم نظیر معاونین و مربیان پرورشی، مشاورین و ... را در مدارس نداشته باشیم  اما در تلاش هستیم تا این مشکلات را به حداقل برسانیم. "

پرسش « صدای معلم » از آقای اعتدادی و همه مدیران و مسئولان وزارت آموزش و پرورش در هر سطحی آن است که چقدر به حقوق دانش آموز باور داشته و تا چه میزان این انتخابات واقعی انجام می شود ؟

چقدر این انتخابات جدی گرفته می شود و به نظرات آنان توجه می شود ؟

این در حالی است که بر اساس اخبار و گزارش ها بسیاری از مدارس حتی حاضر نیستند یک زنگ را در کل سال برای این موضوع اختصاص دهند و این انتخابات و حتی در سطح بالاتر مجلس دانش آموزی حالت فرمایشی و یا نمایشی پیدا کرده است ؟

و اما پرسش دیگر این است که معضلاتی مانند کمبود نیروی انسانی که به ترجیع بند آقای مدیر کل در بسیاری از جلسات و نشست ها تبدیل شده است چه ارتباطی با دانش آموزان و کارکردهای مجلس دانش آموزی دارد ؟

اگر نظرات و پیشنهادهای مطروحه دانش آموزان واقعا برای مدیر کل و سایر مسئولان اهمیت دارد ؛ چرا این نظرات در پرتال منتشر نشده اند ؟!

پایان گزارش/


حرف های مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان در باب جایگاه مجلس دانش آموزی و نظرات دانش آموزان و پرسش های صدای معلم

منتشرشده در دانش آموز
پنج شنبه, 24 بهمن 1398 11:06

کلاس انشا دروغ بود !

 زنگ انشا و واقعیت های زندگی

یکی از درس‌هایی که من در دورۀ کودکی از آن فراری بودم درس انشا بود. برای این‌که این‌ها نمی‌آمدند مسائل زندگی‌ای را که درگیر آن بودیم مطرح کنند، چارچوبی بود انتزاعی. انتظار داشتند چیزهایی که از سعدی یاد گرفتیم (که هنوز هم یاد نگرفتیم) در نوشته‌هايمان داشته باشيم. در واقع خود معلم هم نمی‌دانست که برای چی به ما انشا درس می‌دهد، خودش هم نمی‌دانست که ما چه چیزی را قرار است یاد بگیریم.
 به ما می‌گفتند علم بهتر است یا ثروت؟ آن وقت قرار نبود که ما فکر کنیم علم بهتر است یا ثروت، این از قبل معلوم بود: علم بهتر است، چون ثروت آتش می‌گیرد. کلمات، کلمات ما نبود. من یادم است که بچه‌هایی که لغت‌های نسبت به سنشان قلمبه سلمبه‌تری به کار می‌بردند، معلم بیش‌تر خوشش می‌آمد و ما می‌رفتیم در کتاب‌های کلیله و دمنه بگردیم که مثلاً آبشخور یعنی چه؟ بعد بگوييم که این آبشخور ما بوده است و معلم کِیف می‌کرد. به خاطر همین، كه کلاس انشا دروغ بود، من از آن فراری بودم. و هیچ چیزی به ما نمی‌آموخت. ریاضیات معلوم بود که چیست و موضوع آن از چه قرار است، بنابراین من عاشق ریاضیات شده بودم و دیپلم ریاضی هم گرفتم بعد هم رفتم اقتصاد خواندم.

زنگ انشا و واقعیت های زندگی

این‌قدر که کلاس‌های انشا مرا فراری داده بود، از ادبیات هم بدم آمد. من رشتۀ ادبی نرفته بودم چون یادم آمد در کتاب‌ها باید بخوانیم ابن یمین کی به دنیا آمد؟ آخه به ما چه ربطی دارد؟ يا ناصر خسرو برای آن سن، به چه درد ما می‌خورد؟ که در آن چهارده سالگی من بدانم عقایدش چه بود، آخر عقاید ناصر خسرو، به چه درد من می‌خورد؟ همۀ مجموعۀ این چیزها که به‌طوری ادبیات و درس انشا هم در آن بود، مرا از ادبیات و هر چی انشا بود فراری داده بود.
اولین اتفاق ادبی‌ای که مرا به ادبیات و شعر علاقه‌مند کرد، در دوازده سالگی به‌طور اتفاقی پيش آمد، شعری از لامارتین روی من تأثير گذاشته بود که رفته بودم یک خودنویس خریده بودم با جوهر نیلی رنگ و این را نوشته بودم و هنوز هم آن را دارم برای این‌که آن‌قدر خوشم آمده بود و مرتب آن را می‌خواندم. یعنی آن شعر بود که مرا به ادبیات علاقه‌مند کرد، نه کلاس‌های انشا و ادبیات که متأسفانه مثل این‌که هنوز هم همین‌طور است.

ماهنامۀ انشا و نویسندگی،شماره پنج،۱۳۹۸


 زنگ انشا و واقعیت های زندگی

منتشرشده در یادداشت
پنج شنبه, 24 بهمن 1398 10:26

" مدرسه محوری " از حرف تا عمل !

مدرسه محوری در آموزش و پرورش از حرف و شعار تا عمل

دیرسالی بود که رسم معقولی در فرایند تعلیم و تربیت برقرار بود. معلم، وظیفه معلمی اش را و دانش آموز، امور دانش آموزی اش را دنبال می کرد . اولیا نیز منتظر زنهار و ارشاد مربیان مدرسه می نشستند و همین. تا این که به هزار و یک علت مشخص و نا مشخص، زد و محصل محوری و مدرسه محوری واولیا محوری و ... باب شد.

در میان این همه اقمار آموزشی، سنگ زیرین آسیای سواد آموزی ، معلم بیچاره ماند و چنان طاقتش در کلاس طاق شد که یا مثلا همین دیروز در یزد، جانش را از دست داد یا چندسال پیش در خرم آباد، جانش را گرفتند و یا یکی دوسال قبل در اهواز، امانش را بریدند. از این میان اما، مسخره تر، سیاست «مدرسه محوری » بود. برنامه ای که در ظاهر شیرین می نماید اما در عمل سنگین است. البته از نقطه نظر تربیتی به آن، نه به مثابه یک «ارزش» که به عنوان یک «روش» باید نگریست که در صورت اجرای کامل، ارزشمند خواهد بود. روشی که ترغیب به آن ، فعلا بیشتر به یک شوخی می ماند.

مدرسه محوری در آموزش و پرورش از حرف و شعار تا عمل

وقتی می بینیم بسیاری از مدارس در مناطق دور افتاده، ازحضور معلم خوب محرومند، وقتی شاهدیم که آموزش  پایه های اول دبستان به دست یک سرباز معلم دوره ندیده سپرده می شود، وقتی بغل دست ما مدارسی هستند که فقط با حضور یکی دو معلم اداره می شوند، وقتی مدارس بسیاری از حداقل امکانات آموزشی و پرورشی و رفاهی محرومند، وقتی شورای دبیران مدارس، به حد یک دورهمی تکراری و تفننی تنزل پیدا کرده است، وقتی روزمرگی و انجام باری به هر جهت امور، خلق معلمان و دانش آموزان خلاق و کنجکاو را تنگ کرده است، وقتی ... به همین خاطر است که خیال می کنیم مدرسه محوری، برنامه ای وارداتی و ترجمه ای و البته جالب است که اکنون زمینه برپایی آن آماده نیست. محقق نشدن آن، دلیل ندارد ولی علت دارد.

به بیان دیگر، محقق شدنش، امری لازم و فوری است و منطقا نباید در روند آن تاخیرصورت پذیرد. ولی عواملی هستند که مانع آن هستند و بیشتر به عیوب ساختاری نظام آموزشی مربوط می شوند که از آن جمله؛ حافظه پرور است، ایدئولوژیک اندیش است، سیاست زده است، در جای خالی اخلاق، ظاهربین است، مهارت آموزی و هنر زندگی  از آن زدوده شده است و بالاخره به رفتار های خلاقانه و جسورانه وقعی نمی نهد.

می دانیم که اساس این سیاست بر تمرکز زدایی نظام و تفویض اختیار است . در جامعه ما به لحاظ وجود ذهنیت مشوش ناشی از استبداد تاریخی، نه کاربه دستان به فرودستان اعتماد لازم را دارند و نه فرودستان، به سطح بالایی از خودباوری رسیده اند و لذا علی رغم تمام شعر وشعارهایی که در باب سیاست مدرسه محوری سرداده می شود و حتی با این که نام آن در سندتحول هم آمده است، باز می بینیم که تعلل زیادی در انجام آن صورت می گیرد. چرا که این برنامه  به هزینه و بودجه ای که اکنون نیست و نیز به مدیرانی از جنس دیگر نیاز دارد. مدیرانی که نه به صورت انتصابی که از بین علاقه مندان، انتخاب شده باشند و از مدیریتشان، لذت لازم را ببرند و آن را انجام وظیفه نپندارند.

براین ها بیفزائید قحط مشارکت اولیا با مربیان و مقاومت معلمان در برابر مدیران که بیداد می کند. و نگفتم، مدرسه ای لازم دارد که معلم خوب، فضای آموزشی کافی و ابزار کمک درسی لازم را داشته باشد. مدارسی که واقعا خانه دوم بچه ها و جای زندگی کردن و با هم خندیدن آنها باشد و... نقطه، سرخط!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

مدرسه محوری در آموزش و پرورش از حرف و شعار تا عمل

منتشرشده در یادداشت

فقدان اراده و عزم حکومتی و ملی برای حل مشکلات و چالش های آموزش و پرورش

در اخبار خواندم که استاندار تهران از کمبود دوازده‌ هزار کلاس درس در استان خبر داده است. در آستانه‌ی چهل‌ و دوسالگی انقلاب، برای منِ معلم، هرخبری از کاستی‌ها و نارسایی‌ها می‌توانست حمل بر وجوهی شود که عادت کرده‌ایم و ناگزیرشان باور؛ مثلاً در یک کلام به پای دشمنی‌های مستمر زنجیره‌ی دشمنان بیرونی بگذارم و بگویم: آیا بُوَد که در آغاز چهل‌ و دو سالگی، این حلقه‌ی مفقوده، یعنی «اراده‌ی احیا»ی آموزش‌ و پرورش، یافته شود؟
فعلاً مشکلات ما عمده گرهِ کورش در دشمنی‌هایی است که یک نقطه را هدف گرفته و آن هم استقلال کشور است و ناگزیر در فشار بیرونی هستیم....اما در امر آموزش‌ و پرورش، هنوز منِ بیش‌ از چهل‌ سال معلمی‌کرده، نمی‌توانم بفهمم زمانی که در تحریم‌ها در طول بیش از چهل‌سال، هزاران برج‌ و باروی اولترالاکچری برای مسکن و پاساژ و تالار گردهم‌آیی و مجتمعات تشریفات ساخته شد، کلاس درس بچه‌های این کشور چرا هنوز در کمبود و فقر است؟
اگر آهن و سیمان مشمول تحریم و لاجرم گرانی و کمبود است، چرا در صف اول قربانیان، شاگردهای مدرسه‌ای باید بایستند؟ ...و اگر زمین  و خاک و آجر نیز در فهرست اقلام تحریمی است، اقتصاددانان بگویند این سه قلم تحریم را چگونه دور بزنیم؟!

فقدان اراده و عزم حکومتی و ملی برای حل مشکلات و چالش های آموزش و پرورش

واقعیت آن است که در کنار همه‌ی تحریم‌های بیرونی، ما خود به یک خودتحریمی درونی مبتلاییم و آن هم بن‌بست اراده و عزم برای گشودن کوچه‌خاکی آموزش‌ و پرورش است که هیچ ماشین راه‌سازی نمی‌تواند از این کوچه عبور کند. تازه این خودتحریمی سخت‌افزاری است. در خودتحریمی نرم‌افزاری، یعنی بن‌بست‌های ارادی، مثنوی هفتادمن کاغذ است؛ از تربیت معلم ماهر بگیرید تا نظام آموزشی کارآمد و موریانه‌ی کتاب‌های کمک‌آموزشی و اختاپوس صنعت کنکور؛ ...که مهتاب‌شبی باید!
کسانی که در صبح پیروزی انقلاب زاده شدند، امروز فرزندانِ در آستانه‌ی دبیرستان و بالاتر دارند و بر خودشان چه‌گذشته، بمانَد؛ فرزندانشان همچنان در فقر و فاقه‌ی کمبود کلاس سر می‌کنند.ده‌ها بار در این ستون، مشکل کلیدی آموزش‌ و پرورش را به زعم خود گفته‌ام:

فقدان «اراده و نیت» در حل مشکل.

فقدان اراده و عزم حکومتی و ملی برای حل مشکلات و چالش های آموزش و پرورش

تصور کنید که دشمنان کشور تا لب مرزها پیش‌آمده‌اند (و البته این را حتی در تصورم نمی‌گنجانم؛ چرا که جز خباثت‌های جنگ سایبری امریکا، توان و جربزه‌ای برای کسی نمی‌بینم که امروزه تا لب مزر ما پیش بیاید)؛ در این صورت، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ پاسخ این سؤال را از سال ۶۰ تا ۶۸ دریافت کرده‌اند و کرده‌ایم؛ زیرا اراده‌ی دفاع از آب و خاک، «امروز و فردا» بَردار نبود و «اراده» در آنجا حرف اول و آخر را می‌زد.

آیا برنامه‌ریزی زمان‌ بندی‌ شده برای نجات آموزش‌ و پرورش از وضعیت فعلی و اقدام گام‌ به‌ گام برای حل این مشکل، در چهل‌ و یک سال ناممکن بود؟ در سی سال بعد از جنگ تحمیلی میسر نبود؟ بود؛ آنچه نبود، اراده بود!

آیا بُوَد که در آغاز چهل‌ و دو سالگی، این حلقه‌ی مفقوده، یعنی «اراده‌ی احیا»ی آموزش‌ و پرورش، یافته شود؟

روزنامه اطلاعات


فقدان اراده و عزم حکومتی و ملی برای حل مشکلات و چالش های آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت
چهارشنبه, 23 بهمن 1398 18:08

یار بد، بر جان بر ایمان زند

بی برنامگی آموزش و پرورش و معلمان خصوصی و مادی سازی نظام آموزشی

به علت فساد گسترده و ناتوانی (!) در اخذ مالیات از بعضی اقشار و نهادهای جامعه، دولت دیواری کوتاه تر از آموزش و پرورش، بهداشت و درمان و کارگران پیدا نمی کند و با قیافه ای حق به جانب تحصیل رایگان برای همه که یکی از دستاوردهای انقلاب مشروطه بود را هدف می گیرد و به این وسیله از طرفی فاصلۀ طبقاتی را در جامعه افزایش داده و از طرف دیگر مدارس دولتی را از نظر فرهنگی و علمی قلع و قمع کرده و در سطح پایین نگه می دارد.

بی برنامگی آموزش و پرورش و معلمان خصوصی و مادی سازی نظام آموزشی

به روشنی می توان گفت که امروز در بعضی از مناطق آموزش و پرورش، یک مدرسۀ خوب حتی با معیارهای پیش از دهۀ هفتاد خورشیدی ( نه با معیارهای جهانی ) وجود ندارد. از سوی دیگر با تأسیس دانشگاه های رنگانگ به جای اشتغال زایی اساسی در جامعه، سیلی از فارغ التحصیلان بیکار را روانۀ جامعه می کند. بیشتر این دانشگاه ها اعتبار علمی لازم را ندارند. مقایسه کنید سواد دیپلمه های قدیم را با لیسانسیه های امروز مخصوصاً فارغ التحصیلان چنین دانشگاههایی. البته وجود استثناهایی ناقض این قاعده نیست. به قول شادروان دکتر منوچهر مرتضوی : « داستان ما و دانشگاههای ما بی کم و کاست داستان شغال عبرت آموز مولوی است. »

یـک شغال افتاد اندر خم رنگ        ساعتی او کرد اندر خم درنگ

پس برآمد مویـها رنگین شـده        کاین منم طاوس علیین شـده 

بانگ طاوسان تودانی؟گفت: لا        پس نئی طاوس خواجه بوالعلا 

در کجای جهان مطالب درسی یک بار در کلاس های عادی مدرسه، یک بار در کلاسهای فوق برنامۀ مدرسه، یک بار در آموزشگاه و یک بار در خانۀ دانش آموز تدریس می شود؟

بیشتر دانش آموزان از این چهار جا، در دو یا سه و حتی هر چهار جا، یک مطلب درسی را تحصیل می کنند. بهانۀ مافیای آموزشی برای این یاغیگری چهار چیز است. ( این بهانه ها صرفاً توجیهی بی خردانه و پوششی برای چاپیدن جیب خانواده ها است. )

  1.  ممکن است دانش آموزی با یکی از معلم های خود ارتباط برقرار نکند. استیفای حقوق با ارتقاء سطح آگاهی ممکن خواهد شد نه کم کاری و لج بازی و سوار شدن بر گردۀ دانش آموزان.
  2. ممکن است دانش آموزی با چند بار گفتن بفهمد.
  3. کلاسهای خصوصی، تمرینی بیشتر برای دانش آموزان است.
  4. تعدادی از معلمان ضعیف هستند.

خطا چه در گفتار و چه در عمل ممکن است پیش آید ولی ما مجاز به یاوه گفتن نیستیم. طرحِ ضعفِ معلم، تف سر بالا برای آموزش و پرورش است. نیز تمرین دانش آموز به صورت کار فردی و کار گروهی با همکلاسی های خود باید انجام گیرد و اشکالات در کلاس درس مدرسه مطرح شود.

مگر چند درصد از دانش آموزان ایران کند ذهن یا دیر فهم یا در ارتباط ضعیف با معلم هستند؟ آیا بیش از یک درصد است؟ بسیاری از دانش آموزان شهرهای بزرگ و کوچک را به هزار و یک ترفند و تله در دام کلاسهای خصوصی می اندازند. چرا نسل گذشته با حجم درسهای بیشتر کلاس خصوصی نداشت؟ می گویند « دلیل گسترش کلاسهای خصوصی، چشم و هم چشمی در خانواده ها و ضعیف بودن بعضی از معلمان است.» با این استدلال گنگ، آموزش را به عنوان یک کالای مصرفی در بازار عرضه می کنند.

این همه فوق برنامه دال بر گنگی دانش آموزان نیست. بلکه معلولِ بی انگیزگی آنها و سوءاستفادۀ معلم نماها و بعضی مدیران از نقص و خلأ کتابهای درسی است. کتابهای درسی برای ارتقاء خلاقیت و رشد استعداد دانش آموزان تألیف نشده و حتی پیوند آنها با کتابهای دانشگاهی سست است. این کتابها لانه ای برای مافیای آموزشی می باشند. منظورم صرفاً کتابهای فیزیک و ریاضی دبیرستان است که تخصص اینجانب می باشد.

بی برنامگی آموزش و پرورش و معلمان خصوصی و مادی سازی نظام آموزشی

مولفان کتابهای درسی فیزیک و ریاضی می گویند : « کتاب درسی، نباید کمک آموزشی باشد. » این بازی با کلمات است. روشن است که کتاب درسی با کتاب کمک آموزشی باید فرق داشته باشد. ولی کتابهای فیزیک و ریاضی هم از نظر علمی و هم از نظر آموزشی در بعضی از مباحث هم غلط نوشته شده اند و هم ناقص و نیز فاقد عمق لازم برای پایه ریزی دانش هستند. سال به سال یا حذف می کنند و یا بد می نویسند به بهانۀ باز کردن جا برای درسهای زندگی! انگار با دستۀ کوران طرف هستند. حتی با حذف بعضی مطالب درسی از دبیرستان ها، کلاسهای خصوصی را به نفع مدرسان دانشگاه نیز هموار کرده اند. کنار زدن معلمان ( نه معلم نماها ) و توسعۀ بنگاه های معاملاتی رنگارنگِ آموزشی، نشأت گرفته از بی مسئولیتی و هم پیاله بودن با مافیا است.

در یک جمله عرض کنم که نظام آموزشی امروز، بچه های ایران را نه برای زندگی و نه برای اشتغال و صنعت و نه برای دانشگاه آماده می کند بلکه آنها را بی روحیه و بی انگیزه و شیفتۀ غرب می سازد. در این زمینه آمار بسیار دردناکی وجود دارد. متأسفانه آموزش و پرورش در کوتاه کردن دست مافیا آموزشی  هیچ کار سازنده ای انجام نداده است. به قول سعدی «یا چشم نمی بیند یا راه نمی داند » و یا تعمداً دستهایی در کار است برای هویت زدایی.

ابتر بودن کتابهای درسی خواسته یا ناخواسته مافیای آموزشی را فربه می کند و جور ندانم کاری هیأت تألیف کتابهای درسی را معلمان در کلاس درس تقبل می کنند و البته در کلاس درس معلم نماها، دانش آموزان یا با ثبت نام در کلاسهای مافیای آموزشی و یا با سرخورده شدن تاوان ندانم کاری مقامات آموزش و پرورش را می دهند. در واقع به دلیل بی مسئولیتی هیأت تألیف و بهانۀ کمبود وقت، کتابهای درسی لانه ای برای مافیای آموزشی شده اند.

این کارهای غیر علمی و غیر حرفه ای باعث شده روند یادگیری دانش آموزان به نفع مافیای آموزشی ورق بخورد. در این میان، کلاس های فوق برنامۀ مدرسه و کلاسهای خصوصی و نیمه خصوصی و عمومی آموزشگاه های غیر دولتی و کلاسهای خصوصی خانگی به سبد کالای خانواده ها تحمیل می شود. سودجویی و مادیگرایی به حدی در ذهن آنها ریشه دوانده که وجود اندک کلاسهای خصوصیِ بعضی کشورها را مستندی بر کردار خود می آورند.

بی برنامگی آموزش و پرورش و معلمان خصوصی و مادی سازی نظام آموزشی

همه می دانیم دانش آموزانی وجود دارند که اگر انگیزۀ آنها به علت بی برنامگی ها و بد برنامگی های نظام آموزشی کاملاً از بین نرفته باشد، نیاز به یک یا بیش از یک بار تکرار درس دارند. اما پرسش بنیادی این است که چه شماری از دانش آموزان ایران به کلاس های خصوصی مدارس دولتی، آموزشگاه های غیر دولتی و خانگی نیاز دارند. بد برنامگی آموزش و پرورش بسیاری از دانش آموزان شهری و نیمه شهری را به دام مافیای آموزشی انداخته و رشد خلاقیت را در مدارس به حضیض رسانده است. دلیلی که معدودی از دانش آموزان را در دام این مافیا نمی اندازد یا بی انگیزه شدن آنها ست، یا فقر.

می گویند : « چرا موفقیت های صدها دانش آموز را که محصول همین نظام آموزشی هستند نمی بینید؟ » باید گفت : « شما چرا صدها هزار دانش آموز بی انگیزه، نا امید، در لبۀ اعتیاد و فراری از کشور ( چه فرار فیزیکی و چه غیر فیزیکی ) را نمی بینید؟ بيشتر اين بچه ها از برنامه ريزان آموزش و پرورش با استعدادترند. در ضمن مگر نبوغ دانش آموزانِ پیشرو و موفق محصول نظام آموزشی شما است؟ آنها مدیون موهبت الهی، پشتکار، معلم خوب و اولیای خوب هستند. البته توفیقات یک معلم خوب نیز در دِین آموزش و پرورشِ انگیزه کش نیست. اگر كتابهاي درسي به نفع مافياي آموزش نوشته نشده اند چرا امروز كساني از دانشگاه هاي معروف دولتي قبول مي شوند كه چند ده میليون هزينة کرده و یا سهمیه داشته باشند؟ سهمیه های کنکور به جز سهمیۀ مناطق، یا نوعی باج دهی و یا سوءاستفاده از موقعیت است. آخر کجای جهان تحصیل علم را بذل و بخشش می کنند؟ کنار زدن معلمان ( نه معلم نماها ) و توسعۀ بنگاه های معاملاتی رنگارنگِ آموزشی، نشأت گرفته از بی مسئولیتی و هم پیاله بودن با مافیا است.

بسط  دو جمله ای خیام را سالها از کتابهای درسی حذف کردند. سال 89  این درس را در کتاب حسابان سال سوم دبیرستان در رشتۀ ریاضی آوردند بدون نام خیام و چند سال بعد در سال 95  دوباره آن را از کتابها حذف کردند. امسال (سال 98) در کتاب فارسی نهم نام عارف و ادیب بزرگ، زبان شناس برجسته و شاعری بلامنازع مولانا جلال الدین بلخی را حذف کرده و نوشته اند : شاعری گفته است :  

تا توانی، می گریز از یار بد           یار بد، بدتر بود از مار بد

مار بد، تنها تو را بر جان زند          یار بد، بر جان و بر ایمان زند

به عنوان یک معلم ( نه سی دی آموزشی ) به صراحت می گویم که امروز یار بد، آموزش و پرورشِ انگیزه کش است. هوش و استعداد بچه های ایران، کم نظیر و زبانزد است ولی بی برنامگی و بد برنامگی مقامات فرهنگ، آموزش و پرورش را به قهقرا برده است. امروز بیشتر شاگردان، معلم را براي نمره مي خواهند و معلم نماها ( که میدان داری آنها محصول بی برنامگی و بد برنامگی نظام آموزشی است ) شاگردان را کیسۀ پول می بینند. از دانش آموزان بخواهيد خاطرات خود را از مدرسه به ويژه متوسطه بنويسند.

آیا ارتقاء معیشت معلم فرصت ساز و انگیزه ساز برای حرفه ای شدن اوست یا حرفه ای بودنش مستلزم ارتقاء معیشت اش؟ مادی گرا شدن برای همه جامعه خطرناک است.

چون سگ درنده گوشت یافت نپرسد            کین شتر صالحست یا خر دجّال

استیفای حقوق با ارتقاء سطح آگاهی ممکن خواهد شد نه کم کاری و لج بازی و سوار شدن بر گردۀ دانش آموزان. با این حساب به قول امام محمد غزالی « علم مخدوم و مال خادم است و گمراهی را معنی دیگری جز عکس این نیست.»

در بالا اشاره به هویت زدایی تعمدی شد.

هر دم از این باغ بری می رسد            نغزتر از نغزتری می رسد

امروز آگهی تبلیغاتی از شبکه های تلویزیونی صد من یه غاز، روی بیلبورد هایی در میادین شهرهای بزرگ آذربایجان با مضمون « تحصیل بهتر در ترکیه » خود نمایی می کند. اخیراً در میادین شهر کرج و در برگه های در پایتخت ایران نیز دیده می شود. در اذهان اولیایی که با تلگرام می خوابند و با جِم بیدار می شوند و سال می آید و می رود یک کتاب نمی خوانند، حقنه می کنند، به جای اینکه هر ساله پانزده تا بیست میلیون به مدارس انتفاعی برای دولت و غیر انتفاعی برای ملت بدهید این پول را هزینۀ سالانۀ بچۀ خود در ترکیه بکنید. مقصر اصلی در این ترکتازی نه ترکیه بلکه به اصطلاح مقامات فرهنگی کشورمان هستند.

من از بیگانگان هرگز ننالم            که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

آقای وزیر آموزش و پرورش و آقای رئیس جمهور، دبیرستان های ترکیه از نوجوانان ما چی خواهند ساخت؟


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

بی برنامگی آموزش و پرورش و معلمان خصوصی و مادی سازی نظام آموزشی

منتشرشده در یادداشت

آذربایجان غربی

منتشرشده در نامه های دریافتی

گروه گزارش/

اجاره سالن اجتماعات گروه های آموزشی اداره آموزش و پرورش بانه به فروشگاه فرش و مبل و نظارت بالینی

کم تر مسئولی را در آموزش و پرورش می توان یافت که در مورد جایگاه گروه های آموزشی در آموزش و پرورش سخنرانی نکند .

با این حال شیوه نامه ی اجرایی " آیین نامه گروه های آموزشی و تربیتی " پس از 4 سال توسط وزیر آموزش و پرورش ابلاغ گردید . ( این جا )

« صدای معلم » در این گزارش نوشت :

" حرکت از انتصابی بودن سرگروه های آموزشی و غیرپاسخ گو بودن به روش های انتخابی و ارجاع به افکار عمومی گامی است مهم .

« صدای معلم » بارها و در گزارش های متعدد خود و نیز نشست های رسانه ای با وزرای آموزش و پرورش پیشین از عدم اجرای آیین نامه گروه های آموزشی - تربیتی و نیز فقدان شیوه نامه برای اجرای آن انتقاد کرده بود .اما  به نظر می رسد آن چه در این شیوه نامه مهم تر است ؛ نقش گروه های آموزشی در تعیین محتوای آموزش ضمن خدمت معلمان است که تاکنون مغفول مانده است .

این که این نظارت تا چه میزان ضمانت اجرایی داشته و سایر بخش های وزارت آموزش و پرورش ملزم به اجرای آن ها و مصوبات گروه های آموزشی هستند ؛ زمان مشخص خواهد کرد .

مشارکت تعریف شده در طراحی، تدوین، اجرا و ارزشیابی از برنامه‌های درسی و تربیتی خیلی شفاف ، علمی و حتی عملیاتی نیست و این در حالی است که در سایر نظام های آموزشی توسعه یافته نقش معلمان در این بخش پر رنگ بوده و از آزادی عملا قابل قبولی در حوزه تعیین محتوای برنامه های درسی برخوردارند .

و اما پرسش مهم « صدای معلم » در مورد این شیوه نامه آن است که همچنان نقش گروه های آموزشی در کارگروه های ممیزی رتبه بندی معلمان در سطح مناطق ، ادارات کل  و ستاد تعریف نشده باقی مانده است .

همچنین در این شیوه نامه و نیز آیین نامه گروه های آموزشی - تربیتی هیچ گونه اشاره ای به " سازمان نظام معلمی "  و نقش آن به عنوان یک " ارزیاب مهم " نشده است و این یکی از اشکالات مهم و راهبردی آن است .

تاکنون هیچ مسئول و یا مقامی به این گزارش پاسخی ارائه نکرده است .

خبر می رسد که اداره آموزش و پرورش بانه ، سالن اجتماعات گروه های آموزشی را به فروشگاه فرش و مبل اجاره داده است .

« احمد شبانی »  معلم بانه ای در این مورد و در حساب اینستاگرامی اش می نویسد :

" در کسادی تعلیم و تربیت ، شاید یکی از راه کارها و ابتکار عمل های مسئولان ، تغییر کاربری فضاهای آموزشی و پژوهشی باشد .

اداره آموزش و پرورش بانه ظاهرا برای جبران بی پولی سالن اجتماعات گروه های آموزشی را به فروشگاه فرش و مبل اجاره داده است .

امروز برای هماهنگی برگزاری کارگاه دبیران مطالعات اجتماعی که از پیش مقرر شده بود ، با دیدن این صحنه به سلامت روان خود شک کردم !! "

پرتال اداره کل آموزش و پرورش استان کردستان 7 اردیبهشت 1398 نوشت : ( این جا )

" مدیر کل آموزش و پرورش کردستان مهم ترین وظیفه سرگروه های آموزشی را نظارت بالینی بر سیستم آموزشی و پرورشی مدارس عنوان کرد و گفت: الگوی موفق تدریس، باعث اثر بخشی می شود .

به گزارش اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی آموزش و پرورش کردستان رشید قربانی شامگاه جمعه در آیین افتتاحیه گردهمایی کشوری سرگروه های آموزشی ادبیات فارسی و علوم اجتماعی دوره متوسطه که در باشگاه فرهنگیان سنندج برگزار شد؛ با بیان این مطلب گفت : برگزاری این گردهمایی با ایجاد گفتمان مشترک و تبادل تجریه می تواند به نتایج خوبی منتج شود .

وی با بیان اینکه فعالیت دبیرخانه کشوری دو درس ادبیات فارسی دوره اول متوسطه و علوم اجتماعی دوره متوسطه نظری به کردستان واگذار و این استان افتخار میزبانی نشست را دارد،  اظهار داشت: ارتباطات موثر سرگروه های آموزشی این دروس و تبادل تجربه دست اندرکاران باعث تقویت دروس می شود .

اجاره سالن اجتماعات گروه های آموزشی اداره آموزش و پرورش بانه به فروشگاه فرش و مبل و نظارت بالینی

قربانی هم چنین به وضعیت نیروی انسانی و سازماندهی نیروها با اولویت کلاس های درس پرداخت و گفت: در صورت تکمیل نیروی انسانی مورد نیاز مدارس، بر اساس شیوه نامه ابلاغی، گروه های آموزشی در اولویت بعد قرار دارند .

مدیر کل آموزش و پرورش کردستان مهم ترین وظیفه سرگروه های آموزشی را نظارت بالینی بر سیستم آموزشی و پرورشی مدارس عنوان کرد و گفت: نظارت بر نحوه تدریس، ارزشیابی کلاسی و بهره گیری از وسایل کمک آموزشی از دیگر وظایف سرگروه های آموزشی است .

وی با اشاره به اهمیت فعالیت گروه های آموزشی و محدودیت های پیش روی این بخش، تصریح کرد: ظرفیت منابع انسانی موجود اجازه بهره گیری کامل را نمی دهد و امکانات مالی و فیزیکی لازم برای خدمات کامل وجود ندارد ولی با این وصف گروه های آموزشی در استانها مستقر و به فعالیت خود مشغول هستند .

قربانی با بیان اینکه با لحاظ محدودیت های پیش روی و با اتخاذ راه کار های مناسب می توان اقدامات خوبی انجام داد ، گفت: گروه های آموزشی عرصه ای است که می تواند خدمات مختلفی به معلمان و دانش آموزان ارائه نماید و مهم ترین عاملی که به تدریس موفق کمک می کند روش تدریس است و الگوی موفق تدریس باعث اثر بخشی شده و مهم ترین عرصه فعالیت گروه های آموزشی توجه به روش تدریس و ارائه الگو های موفق است .

وی برگزاری این گردهمایی را فرصتی برای بررسی مسائل مختلف و نقد و بررسی محتوای کتاب های درسی دانست و با بیان اینکه همه وظایف گروه های آموزشی دارای اهمیت است، اظهار داشت: کمک به انتخاب بهترین روش تدریس از همه وظایف با اهمیت تر است .

گفتنی است گردهمایی کشوری سرگروه های آموزشی ادبیات فارسی دوره اول متوسطه و علوم اجتماعی متوسطه نظری با حضور مسئولین وزارتی روز های شنبه و یکشنبه 7 و 8 اردیبهشت ماه جاری به میزبانی استان کردستان در سنندج در حال برگزاری است . "

اجاره سالن اجتماعات گروه های آموزشی اداره آموزش و پرورش بانه به فروشگاه فرش و مبل و نظارت بالینی

اجاره سالن اجتماعات گروه های آموزشی اداره آموزش و پرورش بانه به فروشگاه فرش و مبل و نظارت بالینی

اجاره سالن اجتماعات گروه های آموزشی اداره آموزش و پرورش بانه به فروشگاه فرش و مبل و نظارت بالینی

پایان گزارش/


اجاره سالن اجتماعات گروه های آموزشی اداره آموزش و پرورش بانه به فروشگاه فرش و مبل و نظارت بالینی

منتشرشده در گفت و شنود

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور