صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
یکشنبه, 26 بهمن 1399 16:59

ردیف کردن بیست‌ها !

نگاهی بر تعطیلی مدارس و آموزش حضوری و آزمون های مجازی در آموزش و پرورش ایران

در این مختصر بخشی خواهم نبشت در ابتدای برپا کردن شاد، آنگاه شمه‌ای از قصه پرغصه مدارس و مدیران در اعصار و ازمنه مرض کرونا را نقل، و در ختم این مکتوب ماجرای ردیف کردن بیست‌ها توسط معلم را ساز خواهم کرد.

0- مقدمه

با همه گیر‌شدن ویروس کرونا از اوایل ترم سال ماضی همه مدارس، آموزشگاه‌ها، دانشگاه‌ها و موسسات آموزشی در ایران رسما به حالت تعطیل درآمدند. آموزش کلاسی (In-class) و رو در رو (Face-to-Face) به یکباره عملا جای خود را به آموزش در محیط‌های مجازی داد. موسسات خصوصی، مدارس و دانشگاه ها به تکاپو افتادند تا آموزش را با استفاده از سیستم‌های مدیریت یادگیری (Learning Management Systems)، اپلیکیشن‌ها و پلتفرم های آنلاین در دسترس و رایگان به پیش ببرند. همزمان وزارت آموزش و پرورش ایران شروع به توسعه پلتفرمی به نام شاد (شبکه اجتماعی/آموزشی دانش آموزان) با قابلیت نصب بر روی گوشی‌های موبایل کرد که بیس و پایه‌اش نوعی پیام رسان و یک شبکه اجتماعی برای دانش‌آموزان با الگوبرداری از اپ های شبکه‌های اجتماعی مانند تلگرام، سیگنال و واتس اپ بود. با آماده شدن این پیام رسان مدارس موظف شدند که برای آموزش آنلاین از این پیام رسان استفاده کنند. 

برخلاف موسسات خصوصی، دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی که در انتخاب نرم‌افزار و پلتفرم های آنلاین از آزادی انتخاب برخوردار هستند دست معلمان از این ابزارها کوتاه و آموزشگاه‌ها و مدارس دولتی زیر نظر آموزش و پرورش بر اساس آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های ارسالی باید منحصرا از پیام رسان شاد برای تدریس آنلاین استفاده کنند. اما دست معلمان در استفاده از پلتفرم‌ها برای ارزشیابی، سنجش و آزمون‌ها بازتر بوده و می توانند از آزمون‌سازهای متعددی استفاده کنند.

با مقایسه ویژگی‌های پیام‌رسان شاد با سایر پلتفرم‌های تخصصی همان طور که از نام این اپ پیداست شاد یک پیام رسان عمومی است که از آن می توان برای ارسال پیام و بحث و چت، آپلود و دانلود کردن انواع فایل‌ها استفاده کرد و به صورت فنی برای آموزش و کلاس آنلاین کاربرمدار (User-friendly) نیست و روان (Smooth) کار نمی‌کند و با وجود افزودن افزونه ها (Add-ons) و قابلیت هایی به ورژن‌های جدیدتر و به روز شده آن از مانور لازم برای آموزش های آنلاین موثر و پشتیبانی لازم برخوردار نیست. این پلتفرم یک پلتفرم تخصصی و یک سیستم مدیریت یادگیری (LMS) با امکانات گسترده به مانند مودل (Moodle) ادمدو (Edmodo)، کنوس (Canvas)، بلک‌برد (Blackboard)، گوگل کلسروم (Google Clssroom) یا اسکولاجی (Schology) نیست.

همچنین شبیه پلتفرم‌های دوربین محور مانند ادوب کنکت (Adobe Connect)، زوم (Zoom) یا وبکس (Webex) نیست. مخصوصا اینکه از اساس برای گوشی های موبایل و تبلت های دارای سیستم عامل اندروید طراحی شده است و نسخه وب (Web-based) آن روی دسک‌تاپ‌ها (PC) و لپ‌تاپ حتی با وجود نصب شبیه‌سازهای آندروید کارایی کاملی ندارند و با محدودیت‌هایی در استفاده از امکانات تعبیه شده در آن به چشم می خورد. علاوه بر آن، دانش آموزان و معلمان از رفتارهای غیر معمول و عجیب آن مانند اختلالات موقتی، سرعت کند، تاخیر در ارسال پیام و فایل، پاک شدن بی دلیل پیام ها و قطع و وصل های آن شکایت می کنند. صرف نظر از این نکات منفی هر چه که باشد در این شرایط خاص شاد تنها گزینه برای ارتباط بین مدیران، معلمان و دانش آموزان و والدین به شمار می رود و ایده و اقدامی به موقع و موثر برای جبران قسمتی از آموزش دانش آموزان در این دوران بوده است. با توجه با مشکلات مالی و بضاعت اندک بعضی از دانش آموزان در تهیه سخت افزار موردنیاز طراحی پیام رسان شاد در محیط اندرویدی برای گوشی های موبایل را توجیه پذیر می کند.

نگاهی بر تعطیلی مدارس و آموزش حضوری و آزمون های مجازی در آموزش و پرورش ایران

با شروع آموزش آنلاین چالش ها, کمبودها و مشکلات و موضوعاتی از نوع زیر خود را در آموزش و پرورش بروز دادند: 

  • مهارت‌ها و تجارب دیجیتالی معلمان که نقشی پررنگ در کیفیت تدریس آنلاین دارد در حد نازلی بوده است و قبلا آموزش‌های آکادمیک برای برگزاری کلاس های آنلاین و آشنایی و کار با حداقل یک پلتفرم یا نرم افزار تدریس آنلاین و ارزشیابی را دریافت نکرده‌اند. آنها تجربه شرکت در کلاس آنلاین نداشته اند و تنها تجربه شان شرکت در آزمون های آنلاین ضمن خدمت بوده است که این آزمون‌ها هم در حد ابتدایی و در نسخه web 2.0 نت اجرا و ارائه می‌شود. بر همین منوال دانش آموزان هم از تجارب و آموزش های لازم برای استفاده موثر از آموزش های آنلاین برخوردار نبوده و با چگونگی رفتار در محیط مجازی آشنا نیستند. مضافا گروهی از والدین هم به علت عدم شناخت کافی از آمورش آنلاین و سیار (Mobile Learning) اعتقادی به کارآیی شاد ندارند و آن را تلف کردن وقت دانش آموزان مخصوصا دانش آموزان کنکوری تلقی می کنند. (بر اساس یک نظرسنجی که نویسنده از یک گروه 43 نفری از والدین روی گوگل فرم (Google Forms) به عمل آورده است بیشتر والدین اعتقادی به آموزش آنلاین در کل و شاد به طور ویژه ندارند. لذا این تعمیم باید با احتیاط صورت گیرد.)
  • مدیریت مناطق، آموزشگاه ها و مدارس با توجه به موقعیت جدید ابتکار عملی نداشته و خلاقیتی از خود نشان نداده و برنامه مدونی برای دوران پاندمیک ندارند و بیشتر بر اساس شم و حس خود و تصمیم گیری های آنی و بر اساس دستورات دیکته شده کلیشه ای و کلی و قابل تفسیر از بالا عمل می کنند و به نظر می رسد تا حدودی از وضع حاضر رضایت دارند.
  • پلتفرم شاد از استانداردهایی که باید لازمه یک پلتفرم تدریس و ارزشیابی باشد برخوردار نیست. از جنبه نرم افزاری با انتخاب سیستم عامل اندروید برای پلتفرم شاد که عمدتا در گوشی های موبایل و تبلت ها قابلیت نصب دارند محدودیت هایی در استفاده از دستگاه های صفحه بزرگ دارد. اخیرا در نسخه وب (Web-based) تا حدودی این مشکلات حل شده است اما تا رسیدن به یک پلتفرم آموزشی آنلاین فاصله زیادی دارد. شاید بهتر بود در مرحله اول این پلتفرم برای نسخه ویندوز دسک تاپ‌ها طراحی می شد و به تدریج به موبایل منتقل می شد.
  • مشکل تهیه کامپیوتر و ضریب نفوذ و دسترسی به اینترنت برای گروهی از دانش آموزان در مناطق مختلف ایران همچنان به قوت خود باقی است. از جنبه سخت افزاری کاربران، معلمان و دانش آموزان با مشکلاتی مانند تهیه ابزار و وسیله، و همچنین مشکلاتی مانند سرعت و اتصال اینترنت و پوشش اینترنتی مناطق مواجه بوده اند. همچنین هزینه‌ بالای وسایل دیجیتالی و گرانی و تورم و فقر مالی هم از مشکلاتی بوده است که باعث شده بعضی از دانش آموزان به محدودیت هایی در دسترسی به اینترنت تجربه کنند. این می‌تواند طراحی شاد برای موبایل ها را توجیه کند چرا که تهیه کامپیوتر برای بیشتر دانش اموران میسر نیست اما موبایل بیتشر در دسترس است.
  • مشکل دیگر عوارض و عواقب آزادی عمل در دسترسی به محتوا و فضای مجازی توسط دانش آموزان و عواقب آن و نیز اسکرین تایم (Screen Time) دانش آموزان یعنی مدت زمان نگاه کردن دانش آموران به صفحات دیجیتالی (صفحه تلویزیون، مانیتور کامپیوتر، لپ تاپ، تبلت، فبلت، موبایل ...) مخصوصا صفحاتی با ابعاد کوچک و عوارض آن است. شاید یکی از علل تقلیل ساعات تدریس در شاد به نصف همین مساله بوده باشد.
  • نگاه امنیتی و ایدئولوژیکی مدیران رده بالای آموزش و پرورش به تربیت و آموزش ، فرجه ای برای عرض اندام سایر پلتفرم های حرفه ای و بین المللی برای آموزش آنلاین مدارس نداده است. گروهی را عقیده بر این است که با وجود در دسترس بودن پلتفرم‌ها و سیستم های یادگیری آنلاین مانند مجموعه ابزارهای آموزشی رایگان گوگل (G Suite for Education) که بسی کاراتر و حرفه ای‌تر هستند چه نیازی به توسعه پیام رسانی مانند شاد بود. این گروه گزینه‌های دیگری مانند قرارداد با شرکت های نرم افزاری خارجی تخصصی در این زمینه برای استفاده از خدمات آنها یا مشتری-پسند کردن پلتفرم های تخصصی دیگر را مطرح می کنند.

نگاهی بر تعطیلی مدارس و آموزش حضوری و آزمون های مجازی در آموزش و پرورش ایران

1- مدارس و مدیران

در زمانی نه چندان دور وقتی برای مدرسه ای یا منطقه آموزشی، وامی یا خودروی پیکانی، یا کالایی سهمیه‌ای اختصاص داده می شد یا به مناسبتی مانند روز معلم پاداشی برای معلمان مدارس در نظر گرفته می شد و از مدیر محترم خواسته می‌شد که این پاداش یا سهمیه را به کوشاترین و فعال‌ترین معلم یا معلمان بدهد مدیر درمانده و وحشت زده و با فوبیایی از مواجه با موقعیت‌های جدید و نبود شفافیت در معیارهای کهکشانی وضعیت بغرنج می شد و کار را برای انتخاب منصفانه یک معلم بر اساس معیارهای معمول جهانی مخصوصا وقتی خود مدیر بر اساس معیارها و ضوابط ایدئولوژیکی، سیاسی، سهمیه‌ای، جناحی، تسبیحی و پوشاکی، ستادی، التماسی و ارتماسی، سفارشی و فامیلی و رابطه‌ای و بازنشستگی و دوسال آخر خدمتی ردای مدیریت را بر تن می کرد برای مدیر سخت تر می کرد. در مواردی از این دست مدیر دم دست‌ترین، تنبلانه‌ترین، کم خطرترین و میان‌برترین و ریسک ناپذیرترین راه را انتخاب می کرد: قرعه کشی و لاتاری! به طوری که این روش بعدها نهادینه شد.

ظاهرا در حال حاضر و در ماه های کرونایی مدیران مدارس و مناطق و شاید هم در سطح کلان دوران خوشی را سپری می کنند. اگرچه این را در ظاهر بروز نمی دهند اما از قرائن و ظواهر امر پیداست که برای آنها این وضعیت شربت اندر شربت است و می توان حدس زد که از این وضع رضایت دارند: دغدغه بودجه ندارند، شهریه ها را تمام و کمال اخذ می کنند، با خساست برای آموزش خرج می‌کنند و اصلا اعتقادی به هزینه کردن برای آموزش ندارند، جلسات فرمالیته در سالن های میکروفن‌دار و مجهز با بالایی ها برگزار می کنند و با تصویب چیزهایی حس موثر و مفید بودن به آنها دست می‌دهد، با معلم، والدین و دانش آموز زیاد اصطکاک و سروکار ندارند و تمایلی به بازگشایی مدارس از خود نشان نمی دهند و به کارهای متفرقه و عقب مانده شان در مدرسه و بیرون هم که می رسند و هیچ مشکلی ندارند و حس می کنند از برکت پاندمیک کرونا شمشیر عزل و برکناری لحظه‌ای، آنی، جهشی و انقلابی دموکلس هم از بالای سرشان دور شده است.

اما فصل کرونا حداقل یک نکته مثبت داشت و نکاتی را درباره توانایی مدیران به ما گوشزد کرد و نشان داد که وقتی پای موقعیت‌های جدید به میان می‌آید و بحرانی رخ می دهد مدیر نظام آموزش و پرورش ایران چقدر دست و پا بسته و منفعلانه عمل می‌کند. همچنین این نکته را تمام قد به ما نشان داد که وقتی مدیران از آموزش ها و مهارت‌های لازم برخوردار نیستند و بر اساس معیارهای هوایی، ایدئولوژیکی، جناحی و سیاسی و مذهبی و ... و  نه بر اساس مهارت‌های سخت و نرم و حرفه ای و حتی شخصی انتخاب می‌شوند چه عواقبی را به دنبال دارد و اینکه تاکید بر این معیارها چقدر درست بوده است و چه گرهی از مشکلات کشور را می تواند باز کند. عملکرد این دسته از مدیران در این دوران نشان داد که چقدر به منافع کوتاه مدت خود فکر می کنند و منافع سازمان و منطقه و کشور برای آنها محلی از اعراب ندارد.

همان طور که اشاره شد مدیران در دوران کرونایی در مقابل وضعیت پیش آمده حالت انفعالی پیش گرفته اند و همان شیوه های قدیم و منسوخ شده را که به آن عادت کرده اند به کار می‌بندند. با شوک وارده، آنها برای مدت ها سر خود را در لاکشان فرو بردند. حتی با وجود اعطای اختیارات به آنها در معدودی از تصمیم گیری ها دست به کاری نمی زنند و تنها ربات وار و بله قربان گویان و مجیزگویان دستورات را از بالا می گیرند و اجرا (Run) می کنند. حتی گروهی سعی کردند تا حد امکان از بازگشایی مدارس جلوگیری کنند. نه ابتکار عملی از خود نشان داده اند نه نوآوری و نه خلاقیتی داشته اند و نه برنامه‌ای برای برداشتن یک قدم کوچک در آموزش به طرف جلو. تنها جرقه‌های کم نوری از معدود انگشت شمار از معلمان و مدیران در گوشه و کنار کشور دیده شد که آتشی از این تنور کم رونق گرم نشد و زود به سردی گرایید. با این تک گل ها بهاری نیامد که نیامد و همچنان زمستان آموزش را سپری می کنیم. نگاه امنیتی و ایدئولوژیکی مدیران رده بالای آموزش و پرورش به تربیت و آموزش ، فرجه ای برای عرض اندام سایر پلتفرم های حرفه ای و بین المللی برای آموزش آنلاین مدارس نداده است.

به غیر از وضعیت مهارت‌های مدیران و معیارهای انتخاب که ذکرش رفت، برای معدود مدیرانی که سعی می‌کنند حرفه ای و علمی عمل کنند و بر سر آن هستند که دست به کاری بزنند که اندکی غصه آموزش به سر آید خود سیستم آموزش و پرورش و مهره‌ها به نوعی چیده شده است که باعث می‌شود این گروه از مدیران نیز با وجود داشتن مهارت و توانایی حالت انفعالی و محافظه کارانه در پیش گیرند و  ریسک نکنند.

آنها به خوبی می دانند که به کار بستن شیوه های نوین، شفافیت و صداقت به خصوص در زمانی که بالاسری‌ها در حال و هوای دیگری هستند ریسک بالایی دارد و بدون ساپورت و تشویق کاری از پیش نمی رود. شاید به این دسته از مدیران باید حق داد که منفعلانه عمل کنند. آنها با ارزیابی وضعیت و با شناختی که از سیستم دارند و نیز بر اساس تجربیات ارزشمندشان به خوبی می دانند که چگونه به حیات خود ادامه دهند. آنها سالها با فضای امنیتی و سیاسی دست و پنجه نرم کرده‌ و هوای سیاست‌زده آموزش و پرورش را استنشاق کرده‌اند. شاید بودجه‌ای به اندازه چند موشک دوربرد نیاز بود تا همه دانش آموزان ایرانی به سخت افزار لازم مجهز شوند و از نبود گوشی و سخت افزار به علل فقر مالی دست به خودکشی نزنند.

گذشته از این، عوامل چندی را هم باید در ناکارآمدی مدیران دخیل دانست: فشار از بالا و ترس از دست دادن موقعیت و منابع مالی که به آن دسترسی دارند به آنها اجازه بلند پروازی و خارج از باکس فکر کردن را نمی دهد و ممکن است در صورت بلندپروازی بالهایشان ایکاروس وار ذوب یا پرهایشان چیده شود. آنها تنها یک اندیشه در سر دارند که با ظاهرسازی و به لطایف‌الحیل پست و موقعیت خود را حفظ کنند.

مدیر نظام آموزش و پرورش به خوبی می داند که زمان مناسبی برای نشان دادن لیاقت‌ها و شایستگی ها در یک نظام متزلزل و بی‌ثبات و ایدئولوژیکی نیست و برای آن تره هم خرد نمی کنند چه رسد به اینکه بخواهد برنامه ای منسجم برای آموزش طراحی و اجرا کند. او می داند که افراد ممکن است با یک حرف جدید یا یک حرکت خلاقانه اوت شوند و شایسته سالاری چیزی است که تنها در فرهنگ لغات می توان آن را پیدا کرد. لذا یک فکر بیشتر در سر ندارد و آن هوای بالایی ها را نگه داشتن و حفظ امتیازات به دست آمده است. او قادر نیست و این شجاعت را در خود نمی بیند که به آدم بانفوذی که از مرکز زنگ زده و تقاضایی نامشروع دارد «نه» بگوید. او سعی وافر می کند که والدین را به هر قیمت شده راضی نگه دارد و دانش آموزان را نیر هم. لذا به برنامه هایی که در سر دارد اجازه میدان داری نمی دهد و آنها را تنها شب ها قبل از خواب یا صبح هنگام رانندگی از ذهن می گذراند و مرور می کند. فوبیای ناشی از عملی کردن آنها مثل خوره به جان او می افتد. البته او می داند با کوچکترین مخالفت با چیزی در جلسه ای یا حرفی یا انتقادی که به مذاق مافوق او خوش نیاید ممکنه است طومار مدیریتش در هم بپیچد، لذا حتی با وجود مهارت، و علم به اینکه مصوبه‌ای قابلیت اجرایی ندارد خودسانسوری پیشه می کند و پیچ فیلترهای ذهنش را محکم می کند. او تمایلی به درگیر کردن والدین ندارد اگرچه تظاهر و وانمود می‌کند که خواهان مشارکت بیشتر اولیاست اما برای او آموزش محلی از اعراب ندارد و حتی ممکن است اعضای انجمن اولیا و مربیان (PTA) را مجبور کند که صورت‌جلسه‌های سفید کل سال را در همان جلسه اول معرفی و انتخابات امضا و زحمت را کم کنند. او تنها با والدینی معاشرت و ارتباط دارد که منشا خیر و پول و بمانند گاو شیرده برای مدرسه هستند. او مناسبت‌ها را بهتر از کد ملی خود ازبر کرده‌است و سعی می کند به دقت و وسواس هوای گروه های قدرت و فشار را نگه دارد چرا که به تجربه فهمیده است که حیات و ممات او به دست اینان رقم می‌خورد. او به خوبی می‌داند هوای چه کسی را باید داشته باشد و آگاه است که با کوچکترین حرکت اشتباه و تضاد منافع با این گروه ها بدون کوچکترین توجهی به خدمات درخشان او در صفحه مدیریت مات خواهد شد.

اما معلم هم به سان مدیران در داستان قرعه کشی ممکن است در ارزیابی دانش آموزان خود به دم دست ترین، میان برترین و شاید غیرعلمی ترین و امن ترین روش دست یازد: دادن بیست یا یک نمره فیکس بالا به همه دانش آموزان کلاس!

نگاهی بر تعطیلی مدارس و آموزش حضوری و آزمون های مجازی در آموزش و پرورش ایران

2- همه از دم بیست!

لزومی نمی بینم که از تفاوت‌ها فردی دانش آموزان یک کلاس بگویم و داد سخن در این حیطه برانم که حتی دوقلوهای همسان و همجنس هم از نظر مهارت‌ها و استعدادها و توانایی‌ها تفاوت دارند چرا که همگان می دانند و به این موضوع وقوف کامل دارند. مضافا نیازی به ذکر این نکته هم نیست که حتی نیازهای عاطفی و روحی و فیزیکی و عادات همه ما هم متفاوت است. همچینن سبک‌های یادگیری و درجه یادگیری آنها هم با هم توفیر می کند. ممکن است یکی از دوقلوها یادگیر شنیداری (Auditory) و دیگری دیداری (Visual) باشد. این بحث را می‌توانیم به حیطه ارزشیابی هم تعمیم دهیم که این به نوبه خود ما را رهنمون می کند به موضوع ردیف کردن بیست‌ها در یک درس توسط معلمی که آنلاین و از راه دور (Remotely) آموزش می‌دهد.

پس واضح و مبرهن است که در نتیجه ارزیابی، ارزشیابی و سنجش یک مهارت در گروهی از دانش آموزان هم باید تفاوت هایی دیده شود. به سخن دیگر دو دانش‌آموز در یک مهارت انتزاعی و ذهنی ممکن است به ندرت عملکرد یکسان نشان دهند. در یک مهارت ساده حساب مانند جمع یا تفریق هم دو دانش آموز در سرعت و نحوه محاسبه متفاوت عمل می کنند. از زاویه تخصصی در ارزیابی یک ویژگی و صفت (Attribute) ذهنی، در یک کلاس اگر همه بیست بگیرند در سوالات اشکالی است چرا که این سوالات (ابزار سنجش) به نوعی طراحی شده اند که نتوانسته‌اند در یک ارزیابی آن را که یشتر مطالعه کرده با آن که کم خوانده را از هم تمییز دهد و بینشان تفاوت قائل شود. یا درجه دشواری سوال‌ها اشکال دارد و این بر می گردد به معلم که در ارزشیابی از مهارت لازم برای ارزیابی برخوردار نیست. اگر آزمون درست و منصفانه اجرا شده باشد و همه صفر یا یک نمره واحد بگیرند یک جای کار می لنگد. حتی در تقلب هم احتمال اشتباه وجود دارد یعنی اگر تقلب را هم نوعی مهارت منفی به حساب بیاوریم مهارت ها و توانایی های دانش آموزان هم در تقلب متفاوت است.

پس سوال اساسی این است: آیا در یک درس امکانش هست که همه 20 بگیرند یا 10 بگیرند یا صفر بگیرند؟ در عمل و حتی تئوری در یک کلاس تیپیکال غیرممکن می نماید اما روی کاغذ امکانش هست و مصداق هایش را به فراوانی می توانیم ببینیم کافی است سری به اتاق معاون اجرایی محترم بزنیم و نگاهی به ریزنمرات تحویل داده شده بیاندازیم. یا می‌توانیم این سوال را هم مطرح کنیم که آیا دادن 20 به همه دانش آموزان به بهانه بلایایی مانند سیل، زلزله و پاندمیکی به سان کرونا درست است یا محل اشکال است؟ آیا اشکال از معلم و مربی است یا این روشی معمول و علمی در موقعیت‌های اضطراری است؟

آیا دانش آموزان مانند ربات‌های برنامه ریزی شده هستند که ساخت یک کارخانه و از یک برند و مدل هستند و ما با روبات هایی طرف هستیم که یک کارخانه تولید کرده و همیشان از مرحله کنترل کیفیت (QC) اوکی گرفته اند که در مقابل سوالات و تست های ارزیابی و آزمون ما واکنشی یکسان نشان می دهند و بروندادشون طابق النعل بالنعل عین هم هستند؟ آیا معلمان به عنوان انسان‌های خردمندی از نژاد هومو ساپینس می‌توانند دانش آموزان خود را به عنوان ارگانیسم هایی زنده تنها به دو گروه از نژادهای نئاندرتال و پرومگنون تقسیم بندی کرده و تنها دو نمره برای آنها در نظر بگیرند؟ فرضا گروهی را 19 و گروهی را 20 بدهند؟ آیا دانش آموزان در ارزیابی بر اساس غرایز خود پاسخ های یکسان به محرک (سوالات) می‌دهند؟

 هر پاسخی که به این سوالات داده شود دیدگاه و نظرگاه و جهبه گیری ما را در قبال مسئولیت ارزشیابی مخصوصا در دوران حاضر که آموزش به صورت آنلاین انجام می گیرد تا حدودی مشخص می کند.

اما واقعیت این است که آن ارگانیسم های زنده که در محیط واقعی یا مجازی هر روز با آنها سروکار داریم می توانند از زبان استفاده کند و موجودات ناطقی هستند که بیشتر رفتارهایشان ارادی و از قوه انتخاب برخوردار هستند. این ارگانیسم ها می توانند با شما بحث و گفت و گو  کنند: ویژگی و توانایی پیچیده‌ای که در هیچ موجودی زنده ای نمی توان یافت. آنها با هم تفاوت دارند و بر اساس تئوری هوش‌های چندگانه توانایی هایشان در مهارت ها متفاوت است. پس این فرضیه که دانش آموزان یک کلاس عین هم هستند و باید یک نمره واحد به همه داده شود باطل می شود. از طرفی این تفاوت‌های فردی خود منشا رقابت ها، کنکورها و مسابفان ورزشی در جهان است.

اما بپردازیم به داستان ردیف کردن بیست ها. آخر ترم است ، مدیر لیست نمرات را از ما درخواست می کند. در عرض نیم ساعت بیست‌ها را در لیست ردیف می کنیم هم نمره مستمری و هم نمره نهایی. جمع کل نمرات هم به آسانی محاسبه می شود. لیست را به معاون اجرایی تحویل می دهیم: معاون اجرایی راضی و خوشحال است و تشکر گرم و جانانه‌ای از شما می کند چرا که فقط با وارد کردن یک بیست و کلیک کردن روی آیکان تکرار نمره در کوتاه ترین زمان ممکن نمره ها را وارد می کند. مدیر هم راضی است. معلم هم راضی است. به این ترتیب آنان که می دانند با آنان که نمی دانند برابر می شوند. معلم بر این خیال است که دانش آموزان و والدینشان همه از این بیست ها راضی هستند. اما او از این نکته غافل است که در لایه های زیرین و پشت صحنه گروهی از دانش آموزان که سطح درسی بالایی نسبت به دانش آموزان دیگر دارند و والدین آنها به خوبی می دانند که در مقیاس نسبی در یک کلاس این ارزشیابی چقدر اعتبار دارد و چقدر غیرواقعی است. آنها اصلا دل خوشی از این ارزشیابی دیمی و آبکی ندارند و آن را نوعی بازی تلقی می‌کنند. دانش آموز سخت کوش و ساعی دچار ناراحتی است و انگیزه‌اش کم می شود چرا که به تلاش و سخت کوشی او بهایی داده نمی‌شود اگرچه اعتراضی هم نمی کند چرا که به علت ترس و تلافی معلم و مدیر مهری بر دهانش است و نمی تواند اعتراض و فعانی بکنند. اما یک علامت سوال بزرگ در مقابل او خودنمایی می کند: حسن که ترم پیش تو این درس رفوزه شده بود چه طور حالا 20 گرفته است؟ او انگیزه های خود را در درس برای فعالیت بیشتر از دست می دهد و در عوض حسن اعتمادی کاذب پیدا می کند که ممکن است با کوچکترین تلنگری فرو بریزد. ظاهرا در حال حاضر و در ماه های کرونایی مدیران مدارس و مناطق و شاید هم در سطح کلان دوران خوشی را سپری می کنند. اگرچه این را در ظاهر بروز نمی دهند اما از قرائن و ظواهر امر پیداست که برای آنها این وضعیت شربت اندر شربت است و می توان حدس زد که از این وضع رضایت دارند .

مدرسه محل آموزش و تمرین، رقابت و مسابقه، نظم و انضباط و سنجش و ارزیابی مهارت هاست. از زاویه‌ای دیگر وقتی در لیست نمرات ما فقط 20 خودنمایی می کند ارزش و اعتبار نمرات و ارزشیابی معلم های دیگر هم به نوعی زیر سوال می‌رود. دانش آموز مدام در حال مقایسه و تحلیل نمرات است. او می خواهد بداند چرا فلان معلم همه را بیست داده اما معلم او نداده است. حتی پس و پیش کردن و تغییر دادن نمره ها هم نوعی اعتراف به اشتباه است. و اگر قرار است به همه دانش آموزان چند نمره ای اضافه شود و به اصطلاح نمرات روی نمودار برده شده و به همه به طور مساوی یک یا دو نمره اضافه شود در صورت وجود نمره 20 در لیست این کار شدنی نیست چرا که این کار ظلمی است عظیم در حق کسی که در امتحان 20 گرفته است. البته در نوسان بودن رنج نمرات بین 19 و 20 با فاصله های بیست و پنج درصد هم ممکن است کار ما را توجیه پذیر کند.

ردیف کردن بیست ها بدون استناد به چیزی و بدون انجام پروسه های سنجش و ارزشیابی و بدون تصحیح برگه ها یا بررسی پروژه‌ها و پورتفلیوهای دانش آموزان آتش عقبه‌اش خود معلم بیست دهنده را هم می گیرد. او این خبر و واقعه عظیم را مخابره و گزارش می کند که: من قادر نبودم تفاوتی بین درجه مهارت دانش آموزانم قائل شوم و عاجز از پیدا کردن وسیله و اختراع ابزاری برای ارزیابی مهارت آنها بودم و روشی برای تمییز بین آنان که می دانند با آنان که نمی دانند یا کم می دانند پیدا نکردم بنابراین هم را از دم تبغ 20 گذراندم و همه دانش آموزانم را درآب مقدس 20 غسل تعمید دادم. عملکرد آنها در چشم من عین هم بودند و مو نمی زدند و همه در یک زمان واحد از خط پایان گذشتند.

شاید سناریوی ردیف کردن بیست ها به این صورت هم پیش رود: داستان ساده است ؛ شما دنبال بیزنس خودت هستی و حوصله یا زمان برای ارزشیابی و تصحیح و ... نداری و در آخر ترم به همه بیست می دهید و داستان آخرش مانند رمان های کوچه بازاری خوش می شود. شما کار مهم تری دارید و نمی توانید وقتتان را صرف پر کردن ریز و ارزشیابی آنلاین کنید! شما دارید روی مقاله ISI یا پایان نامه‌تان کار می کنید که اتفاقا موضوعش درباره سنجش و ارزشیابی است و چه موقعی بهتر از موقعیت حاضر پس به همه بیست بده، خلاص!

 

3- ختم کلام

اگرچه ممکن است مدیر و معلم و بیشتر افراد درگیر در آموزش در سازمان کوچکی مانند مدرسه از وضعیت پیش آمده راضی به نظر برسند اما همه به خوبی می دانیم و باور داریم که در درازمدت این انفعال در مدیریت و آموزش چه عواقب ناگواری را نصیب کشور در توسعه خواهد کرد. نقش و سهم ما در جهان رفته رفته کمتر و کمتر خواهد شد، هر روز از روز دیگر فقیرتر خواهیم شد، هم از نظر اقتصادی، هم از نظر سیاسی و فرهنگی در سطح خرد و کلان. به تدریج نسلی کم سواد و اندک مایه در دانش ظهور خواهد کرد که همه آن چه را که اندوخته ایم برباد خواهند داد. نشانه هایی از این وضعیت را از مدت ها پیش در جاهایی می توانیم ببینیم. طبعا این افراد کم سواد و کم مایه و فاقد مهارت‌های حرفه ای و تخصصی با علم ناقص و ناتوان از درک اوضاع، آدم های شبیه خود و هم کیش و کفو خود را به کار خواهند گرفت و این چرخه ادامه پیدا کرد. نتیجه این وضعیت در درازمدت اعتراضات و ناآرامی های اجتماعی و نزاع ها و کشمکش‌هاست است که خود نتیجه تبعیض و فساد سیستماتیک در همه زمینه هاست. این در منطقه ای مانند خاورمیانه دور از انتظار نیست.

اما آن چه در این میان کسی را گوشه چشمی به آن نیست آینده کشور در توسعه است که محلی از اعراب برای مدیران ندارد و به مصداق امر و زمان بگذرد حس وطن دوستی خود را از دست داده‌اند. همین طور آن چه مهجور مانده و مظلوم واقع شده سرنوشت و سواد دانش آموزان است.

این دوران نشان داد که بیشتر مدیران هیچ برنامه و نقشه منسجمی نداشته و خلاقیتی از خودشان نشان نداده اند و به سان ماشین برنامه ریزی شده تنها سعی شان این بود که دستورات بالایی ها را به نحو احسن اجرا کنند. آنها نه تنها کوچک ترین ریسکی نکرده‌اند بلکه حتی بدتر از آن مانع بازگشایی مدارس هم شده‌اند. مدیران حرفه‌ای خلاق هم با شناختی که از سیستم داشتند دست روی دست گذاشتند. شاید حق را باید به آنها داد چرا که به خوبی می دانند در سیستمی که به خاطر جمله‌ای یا اظهارنظری یا ابراز احساسات صادقانه‌ای مجری از کار بیکار می شود یا گوینده خبری که سالها تجربه اندوخته خانه نشین می‌شود باید با احتیاط و کجدار و مریز جلو بروند و ریسکی نکنند.

شاید هنوز هم دیر نیست که معیارهای خنده دار، عقیدتی و ایدئولوژیکی، سیاسی، قبیله ای و ...، کنار گذاشته شود و مهارت‌های تخصصی و حرفه ای در اولویت قرار گیرد. معیارها و روش‌هایی منسوخ شده که نزدیک به نیم قرن است که آزمایش شده و جواب خود را پس داده و در صندوقچه هیچ عطار و بقالی پیدا نمی‌شود. همچنین شفافیت در امور را هم که سالهاست به یک آرزوی دست نیافتنی بدل شده می تواند به تدریج صورت واقعی پیدا کند.

اما معلم همیشه هسته و قهرمان اصلی داستان آموزش است. دوران کرونا نشان داده است که معلمان به مهارت های روز مجهز نیستند و اگر هم مجهز باشند سیستم به نوعی چیده شده است که به او اجازه عرض اندام و نشان دادن مهارتهای کسب‌شده و خودآموخته اش را نمی‌دهد. ردیف کردن بیست ها توسط معلم تنها مشت نمونه خروار از نکات منفی آموزش در دوران کروناست که فعالیت دیگر معلمان را که به روش علمی دانش آموزان را مورد سنجش و ارزشیابی قرار می دهند تحت تاثیر قرار می دهد و آنها را بی انگیزه می کند.

ضروری است که معیارهای انتخاب مدیر و معلم مورد تجدید نظر قرار گیرد و جای فعال سیاسی و فعال ستادی با معلم و دانشمند و استاد عوض شود.

شاید زمان آن رسیده است که عنوان خیران مدرسه ساز به خیران معلم ساز تغییر یابد و خیران تنها روی معلمان تمرکز کنند و هرگلی دارند بر سر معلم بزنند.

معلمان حرفه ای، آموزش دیده و متخصص در کار خود می‌توانند در صحرا و کانکس هم درس دهند و منشا تغییر و تحول شوند. او با کوچکترین امکانات می‌تواند دریایی از مفاهیم را منتقل کند. خیرانی که با نیت خیر به آموزش و پرورش کمک می کنند نیازی نیست که به مدرسه سازی بپردازند و ساختمان های معظم و نو بسازند بهتر است انرژی و نیروی خود را روی آموزش و معیشت و قدرت‌دهی به معلم متمرکز کنند.

آنها اگر هنوز هم می خواهند به ساختمان‌سازی ادامه دهند می توانند ساختمانهایی برای معلمان بسازند. ساختمان های خالی دردی از کشو را دوا نخواهد کرد اما قدرت دادن به معلم و پرورش معلم حرفه ای و متفکر و موثر (Effective and Reflective) شاهراه توسعه و پیشرفت است ؛ این راهی است که بارها طی شده و جواب داده است.

آموزش چیزی است مادام العمر و همیشه در جریان پس آموزش و بروزسازی معلمان باید ادامه داشته و توسعه مهارت‌هایی مانند مهارت های دیجیتالی و تکنولوژی آموزشی هیچ وقت نباید متوقف شود. با برگزاری دوره های ضمن خدمت باکیفیت، فرستادن معلمان به دوره های تخصصی در خارج و داخل، اجرای برنامه های تفریحی، قدرتمند کردن او از نظر منزلت و اقتصادی و رفع نیازهای اولیه مانند تهیه بهترین وسایل با بهترین برندها برای معلم و رسیدگی به رفاه و معیشت و مسکن معلم و کم کردن از ساعت تدریس و افزودن به ساعت آموزش او می توانیم انتظار داشته باشیم که در قبال اینها معلم به کاری غیر از تدریس نپردازد و گوشی موبایلش را  را بردارد و به آژانس بگوید که حقوقش کفاف نبارهایش را می کند و از فردا نیاز ندارد که مسافرکشی کند...

نگاهی بر تعطیلی مدارس و آموزش حضوری و آزمون های مجازی در آموزش و پرورش ایران

بخش پایانی این نوشته را به بحث سخت‌افزاری در آموزش‌های دیجیتالی و آنلاین اختصاص می‌دهم و با این سوال شروع می کنم که با وجود پیام‌رسان‌های متعدد داخلی شبیه شاد (مانند روبیکا) و نیز پلتفرم‌ها و سیستم‌های مدیریت یادگیری متعدد آنلاین خارجی و استاندارد چه نیازی بود که آموزش و پرورش به حیطه نرم‌افزاری ورود کند و تمام بودجه و انرژی خود را صرف نرم افزار خاصه این پیام رسان کند؟

همه می‌پرسند چرا بدون ساماندهی و رسیدگی به بخش سخت افزاری دانش آموز  و معلم وزارت آموزش و پرورش یک راست سراغ نرم‌افزار رفته و تمام تخم‌مرغ های خود را در سبد شاد گذاشته است. بدون ابزار موثر و سخت افزار لازم و تنها با گوشی های نسل قدیم و صفحه کوچک نمی‌توان انتظار استفاده مفید از شاد یا هر پلتفرمی را داشت. با توجه به گستردگی سیستم های مدیریت یادگیری، پلتفرم‌های آتلاین، یپام‌رسان‌ها و شبکه‌های احتماعی، آموزش و پرورش می توانست بخش نرم افزاری و انتخاب ابزارهای آنلاین و نحوه انتقال محتوا و تدریس را در اختیار معلمان و مدارس قرار دهد و با اختصاص بودجه و حذب مشارکت های مردمی به جای سرمایه گذاری روی نرم افزار، تنها بخش سخت افزاری آموزش و دانش آموز را مرتفع کند. در برنامه های آموزش دیجیتالی یونسکو یا کشورهای اروپایی که در مناطق محرومی ازمدارس و موسسات آموزشی قاره آفریقا اجرا می شود معمولا قبل از هر کاری ابتدا سخت افزار لازم مانند تبلت و لپ‌تاپ‌های دانش آموزی یا سبز رایگان در اختیار هر دانش آموز قرار می دهند. نتیجه این وضعیت در درازمدت اعتراضات و ناآرامی های اجتماعی و نزاع ها و کشمکش‌هاست است که خود نتیجه تبعیض و فساد سیستماتیک در همه زمینه هاست. این در منطقه ای مانند خاورمیانه دور از انتظار نیست.

بی‌شک وزارت آموزش و پرورش ایران حداقل می‌توانست با صرف بودجه‌ای اندک (با دلار دولتی) اقدام به سفارش تبلت‌ها یا لپ‌تاپ‌های ارزان چینی برای هر دانش آموز ایرانی بکند و قدمی ناچیز در زدودن تبعیض آموزشی که هر روز بیش از روز دیگر چهره کریه خود را نشان می دهد بردارد.

شاید بودجه‌ای به اندازه چند موشک دوربرد نیاز بود تا همه دانش آموزان ایرانی به سخت افزار لازم مجهز شوند و از نبود گوشی و سخت افزار به علل فقر مالی دست به خودکشی نزنند. آن معلم اندیمشکی یا آن معلم نهاوندی با عمل خود و اهدای تبلت به دانش آموزان راه رهایی را به مدیران منفعل نشان دادند اما مدیران و بازرگانان آموزش و پرورش یا متوجه نشدند یا وانمود کردند که متوجه داستان نشده‌اند. با همه اینها آنان اخبار مربوط به خودکشی و مشکلات سخت افزاری دانش آموزان و عدم دسترسی به اینترنت در بعضی مناطق را خوانده یا شنیده‌اند. اگرچه به عللی که در بالا ذکرش رفت تاثیری بر مدیران نگذاشته است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نگاهی بر تعطیلی مدارس و آموزش حضوری و آزمون های مجازی در آموزش و پرورش ایران

منتشرشده در یادداشت

سامانه سیدا باری بر دوش مدارس و معلمان

 ۲۱ بهمن ۱۳۹۹  ؛ هنوز نتوانسته‌ایم کارنامه دانش‌آموزان را تحویلشان دهیم. با احتساب تعطیلات پایان هفته یعنی حداقل تا ۲۵ بهمن خبری از کارنامه‌های دیماه نیست.
مشکل از آن جا آغاز شد که اواسط دی ماه آموزش و پرورش خبر از رونمایی سامانه جدیدی به نام سیدا به جای چهار سامانه سناد، دانا، امین و فاینال داد. سامانه‌ای که وظیفه آن یکسان‌سازی و تجمیع سامانه‌های دانش‌آموزی بوده و ظاهراً مجهز به قابلیت‌های جدیدی متناسب با دوران کروناست و البته این خبری خوشحال کننده به مسئولین اجرایی مدارس برای خلاصی از دست سامانه های متکثر و ناکارا بود.
منتهی همانند شبکه شاد، سامانه سیدا نیز بیش از یک ماهی است که در حال به روز رسانی بوده و سیدایی که برای تجمیع سامانه‌های متفرقه و اسقاطی آمده بود، خود باری بر دوش مدارس و معلمان شده است.

 مزبان حبیبی از نویسندگان صدای معلم می‌نویسد: "آموزش‌ و پرورش در هر چیزی ضعف دارد به جز معرفی سامانه‌های بی‌مصرف و دست‌وپاگیر که هیچ مشکلی را برطرف نمی‌کنند و چه بسا خود، مشکلی در فرآیند آموزش هستند.
سامانه سیدا؛ سامانه یکپارچه دانش‌آموزی، که بسیاری از متولیان آموزش‌ و پرورش، حتی از وجود آن بی‌خبرند و معلوم نیست چه مرجعی آن را طراحی کرده و پیشنهاد آن با چه توجیهی مصوب شده‌است، از این دسته سامانه‌های تکراری است که اکنون چندین سامانه مشابه آن در آموزش‌ و پرورش وجود دارد. ادارات به نمایندگی از وزارت، بدون در نظر داشتن مشکلات کرونایی معلمان، برای هر معلم یک حساب کاربری در این سامانه ناشناس تعریف کرده و تمام مسئولیت اجرای آن را به عهده معلمان گذاشته‌اند.
سوالاتی در این باره مطرح است که همانند سایر سوالات معلمان، انتظار پاسخ از طرف وزارت، ادارات کل و ادارات نیست چون اصولاً آنها خود را موظف به پاسخ‌گویی نمی‌دانند."

 از طرفی مدیران و معاونان مدارس نیز به دلیل عدم آشنایی اکثر معلمان با نحوه عملکرد سیدا و تنبلی و مقاومت برخی دیگر از معلمها در چالشی بی‌امان با همکاران در ثبت شخصی نمرات توسط معلمها در سیدا هستند
از دیگر سوی به دلیل نواقصات فزاینده سیدا ؛ مدیران قادر به صدور کارنامه به صورت کلاسی نبوده و عملا آماج حملات خانواده‌ها و دانش‌آموزانی هستند که عمدتا مشارکتی و خانوادگی امتحان داده و لذا منتظر رویت نتایج زحمات سیستم پاسخگویی مشارکتی و خانوادگی هستند!

و به قول یکی از همکاران تأثیر منفی حواشی سامانه سیدا شاید کمتر از کرونا ویروس منحوس نباشد.

سامانه سیدا باری بر دوش مدارس و معلمان

 توسلی از مدیران بزرگسالان در خصوص اشکالا سیدا می‌گوید:
همه دانش‌آموزان انتقال پیدا نکردند. انتخاب واحد دانش آموزان اشکال دارد. بعضی دروس دو بار تکرار شدند. نمره انضباط برای ثبت ندارد. جهت ورود نمره اسامی بعضی دانش‌آموزان در لیست نیست. محاسبه نمرات اشکال دارد‌. غایب را ۹۸ نمره حساب می کند. در لیست نمرات اسامی دوبار دوبار تکرار شده. وضعیت داوطلب آزاد مشخص نیست. کارنامه قابل چاپ نیست. مشکلات نرم‌افزاری دارد. اعلام کارهای فارغ‌التحصیلی و خیلی کارهای دیگر را انجام نمی‌دهد. دسترسی به سوابق دانش‌آموز را نداریم. دریافت اطلاعات از امین رو بستند لذا نمی‌شود خلاصه وضعیت و گواهی تحصیلی صادر کرد. هنوز سیدا را کامل راه‌اندازی نکردند و دانا را منحل کردند، لذا حق گرفتن کارنامه و گواهی نداریم. خلاصه کلام خود بریدند و دوختند! حالا می‌گویند آقای مدیر برای کسانی که دانشگاه قبول شدند گواهی صادر کنید، تخلف اندر تخلف.

 یکی از مدیران می‌نویسد:
« مثل روز روشن هست که این تغییرات در این برهه از زمان کرونایی اشتباه فاحشی است که دودش اول مستقیم تو چشم مدیر و بعد مسئولین مدرسه میره. با این کار دست ما رو بستند و کار رو بر ما سخت کردند و اعتراض اولیا رو بیشتر و بیشتر کردند و همه اینها قابل پیش بینی بود. می‌شد این کار رو در یک منطقه و یا شهر آزمایش کنند و بعد گسترش بدهند. ولی با چه نیتی این مشکل رو بوجود آوردند خدا میداند و بس»

برخی پرسش ها و ابهامات در مورد سامانه سیدا :

-  قبل از اجرای هر سامانه‌ای، مگر نیاز به آموزش و مهیا نمودن شرایط اجرای آن نیست؟

-  کسانی برای انجام امور مربوط به این سامانه، آموزش دیده‌اند؟

-  در کدام بخش از شرح وظایف معلم، ثبت نمرات در سامانه‌های متعدد پیش‌بینی و ذکر شده است؟ کاملا واضح است که در شرح وظایف معلم، ثبت نمرات به صورت کتبی، پیش‌بینی شده‌ است.

-  در هیچ یک از بخشنامه‌های ۱۶۲۰۷۹ مورخه ۲۷ دی و ۴۶۰/۴۵۱ مورخ ۲۴ دی، هزینه‌های مترتب بر اجرای این بخشنامه مشخص نشده است. هزینه‌های اجرای این بخشنامه بر عهده کیست؟
هزینه هایی مانند اینترنت معلم و حق‌الزحمه زمان مورد نیاز برای ثبت نمرات به عهده چه کسی است؟


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سامانه سیدا باری بر دوش مدارس و معلمان

منتشرشده در یادداشت

تاریخچه آموزش الکترونیکی در جهان و عملکرد آموزش و پرورش ایران در مورد آموزش مجازی

پیش گفتار
برای شناخت بیشتر شکاف علمی مابین ایران و اروپا از گذشته تا حال ، لاجرم پلی زدم به دل تاریخ در دورانی که اروپا در حال درخشش بود . امیدوارم این پل کوچک موجب رنجش مورخان و دانش تاریخی آنان نگردد . چون در یک نگاه کاملا گذرا ، فقط جایگاه ایران را در برهه ای از زمان بیان کرده ام و قصد تحلیل و یا تفسیر نداشته ام که چنین توانی نیز ندارم .

اولین آموزش از راه دور به شیوه پستی و مبادله مواد آموزشی و پرسش و پاسخ از طریق پست در سال 1728 میلادی انجام گرفته است (یعنی حدود 293 سال قبل و سه قرن پیش ) . با اتمام این سده ، اروپایی‌ها به همت دانشمندانی نظیر نیوتون ، لایبنیتس ، گالیله ، دکارت ، فرما ، هوک ، بویل ، لیوونهوک ، گیلبرت و دیگران با لگاریتم ، برق ، تلسکوپ و میکروسکوپ ، جبر ، جاذبه ، قوانین حرکت نیوتون ، فشار هوا و ماشین‌های محاسبه‌گر آشنا شدند.
سده هفدهم میلادی در ایران که در آن زمان با نام پرشیا در جهان شناخته می‌شد ، مصادف با پایان کار صفویان و به قدرت رسیدن افشاریان بود. شاهان صفوی و افشار قلمرو ایران را در این سده به ترتیب از سمت غرب و شرق گسترش دادند. یعنی از همان زمان جهت عملکرد ما ایرانیان با اروپائیان از هم متمایز بود و ما در حالی که بیشتر در فکر کشورگشایی و افزایش سیطره قدرت شاهان خود بوده ایم ، اروپائیان به تولید علم مشغول بوده اند. قلمرو گسترده ای که بعدها در دوران قاجار در سایه بی کفایتی شاهان ، از دست دادیم و وسعت ایران کوچک تر گردید.

هم‌زمان با دوران حکومت قاجاریه که مصادف با اوج انقلاب صنعتی در اروپا بود ، ایران با دنیای غرب آشنا گردید. بسیاری از دستاوردهای دنیای صنعتی همچون کارخانه‌های تولید انبوه ، تولید الکتریسیته ، چاپخانه ، تلگراف ، تلفن ، چراغ برق ، شهرسازی مدرن ، راهسازی مدرن ،خط آهن، سالن اپرا (که در ایران به سالن تعزیه تغییر کاربری داد! ) در کشورهای صنعتی به وقوع پیوسته بودند ، بنابراین در ایران نیز تلاش گردید که مشابه آن‌ها به اجرا گذاشته یا احداث گردد. اولین اقدامات در جهت مدرنیزاسیون با کوشش‌های عباس میرزا در تبریز آغاز شد اما به علت مرگ نا به هنگام وی عقیم ماند و بعدها امیرکبیر این اقدامات را در تهران پی گرفت.

اگر امروز ، تحریم ها بهانه واقعی ما برای عدم انجام بسیاری از امورات هست ، در گذشته نیز دسیسه چینی ها و دشمنی های خودی با خودی ، جاپای اجنبی را در کشور ما تحکیم می بخشید که مانع پیشرفت ایران می شد . در دوران قاجار ، سیاست های مداخله گرایانه و تسلط جویانه روس و انگلیس که بیشتر در زمان ناصرالدین شاه طی مدت 48 سال سلطنت ایشان اِعمال می شد و در دوران پهلوی با نفوذ آمریکا .
در ۱۲ سپتامبر ۱۸۰۱ ، چهار سال پس از مرگ آقا محمد خان قاجار ، روس ها زمان را مناسب دیدند و کارتلی-کاختی (گرجستان شرقی) را ضمیمه خاک خود کردند.

در سال ۱۸۰۴ ، روس ها با حمله به شهر گنجه در ایران ، هزاران نفر از ساکنان آن را قتل‌عام و اخراج کردند. بدین ترتیب جنگ ایران و روسیه (۱۸۱۳–۱۸۰۴) آغاز شد. در زمان فتحعلی شاه (حدود ۱۸۳۴–۱۷۹۷) قاجارها برای جنگ علیه امپراتوری متجاوز روسیه عزیمت کردند که مشتاق تصرف اراضی ایران در منطقه بودند.

انعقاد عهدنامه ارزنه الروم اول با حکومت عثمانی و انعقاد قرارداد ننگین ترکمن چای در زمان فتحعلی شاه ، انعقاد عهدنامه ارزنه الروم دوم با عثمانی در زمان محمد شاه ، انعقاد قرارداد پاریس و جدایی افغانستان از ایران در زمان ناصرالدین شاه ، از دیگر نشانه های بی کفایتی شاهان ایران در دوران قاجار هست . (1)

اولین زمزمه‌های تغییر و تحولی که منجر به پیدایش انقلاب مشروطه در ایران گردید ، در تماس با غرب می‌توان جست‌وجو کرد. در این زمینه ، یحیی دولت‌آبادی می‌نویسد: " در اواسط قرن سیزدهم اسلامی ، که مراوده‌ ایرانیان با اروپاییان زیاد شد ، به ‌اقتضای زمان ، افکاری در ایران به هیجان آمده لذا به‌ خیال می‌افتد از روشنایی عصر حاضر استفاده نموده و درصدد برمی‌آیند از اروپا معلم به ایران بیاورند و از ایران محصل به اروپا بفرستند. "

در نگاهی اجمالی به نتایج سه سفر ناصرالدین‌شاه به اروپا شاهد هستیم که تا حدود کمی شاه به ادامه‌ اصلاحات امیر کبیر در ایران ترغیب شد. احداث خط‌ آهن ، ورود دستگاه چاپ ، تحکیم مناسبات دوستانه‌ ایران با روسیه ، آلمان ، اتریش و فرانسه ، تشکیل یک نیروی نظامی به سبک نظام اتریش و نیروی دیگری به شیوه‌ قزاق روسیه ، از نتایج سفر اول و دوم ناصرالدین‌شاه بوده است ، اما در سفر سوم ، انگیزه‌ پیشرفت و اصلاحات کاملاً رنگ باخت و شاه در این سفر ، امتیازات سنگینی به اروپاییان و به‌ ویژه انگلیس‌ها داد. در این سفر ، طالبوف با کسب اطلاعات درباره‌ مقدار و چگونگی تجارت محصول توتون و تنباکوی ایران با کمک اعتمادالسطنه و موافقت امین‌السلطان ، پیشنهاد گفت‌وگو و امتیاز فروش و صدور دخانیات ایران را از شاه گرفت. تنها عایدی این سفر برای کشور ، اهدای امتیازات فراوانی بود که به بیگانگان داده شد.

احمدشاه نیز همانند پدر و پدربزرگ خود ، سه بار به اروپا سفر کرد ، با این تفاوت که برخلاف شاهان پیشین سفر سوم وی بدون بازگشت بود. احمدشاه یک‌ بار در هفتم آبان 1298 راهی انگلیس شد که تا خرداد سال بعد ادامه یافت ! یک بار نیز در 6 بهمن 1300 سفری به اروپا داشت که تا آذر سال بعد به طول انجامید ! سفر 11 آبان 1302 احمدشاه ، سومین و آخرین مسافرت وی به اروپا بود.
احمدشاه در جوانی به سلطنت رسید و شاید به همین منظور ، علاقه زیادی به سلطنت پرماجرا در ایران نداشت. در واقع به دلیل سنت سفر به اروپا که در دوره‌ شاهان پیش ایجاد شده بود و هم به دلیل جوانی ، آرزوی رفتن به اروپا را داشت و اقامت در آنجا را بر سلطنت پُرماجرایی که در ایران داشت ، ترجیح می داد. این مسافرت‏ های چندماهه در حالی صورت می‏ گرفت که فقر و تبعیض در جامعه بیداد می‏ کرد. در نهایت در جریان سفرهای بعدی احمدشاه ، رضاخان توانست بر اوضاع تسلط یابد و شاه جوان را از کار برکنار کند. (2)

طولانی بودن مدت سفرهای اروپایی احمد شاه به تغییر حکومت منجر گردید و بی اعتنایی او به مردم و کشور ایران ، به طور فاجعه آمیزی نتایج خود را نشان داد. کدام حکفرما سرزمین تحت سیطره خود را 8 تا 11 ماه ، خالی می گذارد و اداره آن را به غیر خود می سپارد ؟ طبیعی است که مملکت و ملت بدون صاحب ، لقمه چرب و نرمی برای شکار اجنبیان و نفوذ کهنه سیاسیون داخلی بگردد. علیرغم این که ناصرالدین شاه و احمد شاه هر دو ، سه سفر به اروپا داشته اند اما لیاقت و کفایت لازم برای همسویی با آنان را هرگز نداشته اند و در واقع آنان فصل جدیدی از شیوه های تاراج فرهنگ و ادب و ثروت ایران را برای کشورهای غرب و بیگانه گشودند . یک سیر قهقرایی تدریجی که در دوران پهلوی نیز ادامه یافت .

هدف این بررسی کوتاه و شاید تک زاویه ، نگاهی به سیر عقب ماندگی ایران ، بدون هر نوع تعصب و ارزشگذاری احساسی است . این سیر سلطه پذیری ، آن چنان اثرگذار و تأسف برانگیز بوده است که آزادیخواهان نهضت مشروطه و روشنفکران نیز نتوانسته اند در مدت زمان طولانی بدرخشند. من از دل چنین تاریخی به امروز رسیده ام و انتظاراتم در برابر انقلاب مردمی ایران نیز طی 4 دهه بسیار بیشتر از نصیبم در بخش آموزش و پرورش بوده است . هر چند برای هر ایرانی ، کشور ایران با تمامی ویژگی ها و موقعیت و منابع اش حائز اهمیت است ، اما مرکز ثقل جگرسوزی ما فرهنگیان به طور طبیعی بیشتر مربوط به عرصه نظام آموزشی است .

فرصت های بی شماری را از دست داده ایم اما برای ایجاد فرصت های جبرانی و جدید چه باید بکنیم ؟

مقدمه
اولین تجربه غیرکاربردی و سمعی و بصری نسل من از آموزش راه دور ، برمی گردد به دهه 60 با تماشای مجموعه تلویزیونی " اسکیپی کانگوروی بوته زار " که محصول کشور استرالیا بود. این مجموعه طی سال های ۱۹۶۵ تا ۱۹۶۸ تولید می شد و در تلویزیون بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایران ، پخش شده‌ است. این مجموعه کودکانه شرح ماجراهای یک کانگوروی شجاع (اسکیپی) صاحب نوجوان او و جنگلبانان پارک ملی واراتا در دافیز فورست ، نیوساوت ولز است . این مجموعه در سه فصل و مجموعاً در نود و یک قسمت تولید شد. جان مک‌کالوم سازنده این مجموعه در سال ۲۰۱۰ درگذشت . (3)

تاریخچه آموزش الکترونیکی در جهان و عملکرد آموزش و پرورش ایران در مورد آموزش مجازی

قهرمان داستان به دلیل دور ماندن از شهر و امکانات آموزشی ، در یک ارتباط مستقیم رادیویی و در ساعت معین توسط معلم خود ، آموزش های لازم برای یک دانش آموز را دریافت می نمود. شاید بسیاری از کودکان آن زمان که دوست نداشتند مدرسه بروند و یا وضعیت درسی مطلوبی نداشته اند ، با دیدن فیلم ، حسرت چنین آموزشی را در دل خود می پروردند . حسرتی که امروز در شرایط نامساعد ، نامکفی و نابرابر مثل تمامی پدیده ها در ایران ، برای همه دانش آموزان ایران و جهان و با شرایطی متفاوت ، فراهم شده است یعنی آموزش مجازی یا آنلاین . فرصت های بی شماری را از دست داده ایم اما برای ایجاد فرصت های جبرانی و جدید چه باید بکنیم ؟

تاریخچه آموزش الکترونیکی در جهان
آموزش از راه دور ریشه در زمان های قدیم داشته و به عقیده بعضی از صاحب نظران به زمان افلاطون و شاگردش دیونسیس می رسد! اما بر اساس شواهدی که در دست می باشد ، اولین آموزش از راه دور به شیوه پستی و مبادله مواد آموزشی و پرسش و پاسخ از طریق پست در سال های 1728 میلادی مربوط است (یعنی حدود 293 سال قبل) . از آن زمان تا به حال شکل های مختلفی از آموزش به صورت های ترویجی ، ارشادی و آکادمیک از طریق مکاتبه ، ضبط صوت ، برنامه های تلویزیونی ، ویدئویی و اخیرا ماهواره ای انجام پذیرفته است. اما آموزش از راه دور به شیوه های جدید یعنی با بهره‌گیری از تکنولوژی نوین کامپیوتری و از همه مهمتر اینترنت ، پدیده ای نو است.

کلمه آموزش مجازی یا Virtual Learning و یا به عبارت دیگر آموزش الکترونیکی E -Learning خیلی زود در سایت‌های مختلف جا افتاد و افراد زیادی از این سیستم برای انتقال دانش خود استفاده کردند . این آموزش ها در ابتدا به صورت سایت های ساده html ساخته می‌شد و در اختیار کاربران قرار می گرفت ، ولی رفته رفته وبلاگ های شخصی امکان ساخت فضای رایگان را در اختیار عموم قرار دادند و افراد زیادی با استفاده از این وبلاگ ها ، آموزش های خود را ساخته و در اختیار دیگران قرار می دادند.

تاریخچه آموزش الکترونیکی در جهان و عملکرد آموزش و پرورش ایران در مورد آموزش مجازی

همزمان با ایالت متحده آمریکا که در زمینه آموزش از راه دور فعالیت داشت ، کشورهای اروپایی دوره های آموزشی را قبل از سال 1840 به صورت جزوه های خلاصه شده آغاز کرده بودند . اولین دوره آموزشی از راه دور دانشگاهی که در سال 1892 میلادی تأسیس شد متکی بر اداره پست ، مدیریت می شد . در اواسط قرن بیستم برنامه های آموزشی متنوعی نیز وجود داشت که به سمع و نظر مخاطبانی که نمی توانستند در کلاس های متمرکز حضور یابند ، می رسید.
با توجه به شهرت رادیو و تلویزیون ، آموزش دهندگان به تکنولوژی جدیدی دست یافتند که به سیستم پستی برای ارائه آموزش متکی نبود و به این ترتیب مجوز اولین رادیوی آموزشی دانشگاهی در سال 1921 صادر شد که اولین پایه شکل گیری آموزش الکترونیکی محسوب می گردد. در سال 1960با تکامل و پیشرفت رسانه ها ، تکنولوژی آموزش از راه دور نیز دچار تغییر شد و جایگزین سیستم پستی گردید . دانشگاه ها با استفاده ترکیبی از ابزار چند رسانه ای مالتی مدییا و ساختارهای اداری برای پشتیبانی آموزش از دانشجویان ثبت نام می نمودند. به نحوی که علاوه بر انگلستان و آمریکا در سایر کشور های اروپایی و آسیایی "مؤسسات آموزش الکترونیکی " توسعه یافت . امروزه کلاس های مجازی به دلیل وجود تکنولوژی های همگانی چون تلویزیون ، رادیو و همچنین فناوری های جدید همچون لپ تاپ ، دسکتاپ و شبکه های کامپیوتری رو به افزایش است. جست و جوگر دسکتاپ نام گروهی از ابزارهای جست و جو است که محتویات فایل‌های رایانهٔ کاربر را جستجو می‌کند ، به جای آن که بر روی اینترنت به جست و جو بپردازد. برای ما معلمان و فرهنگیان و دانش آموزان ، دوران درخشانی قبل از کرونا در نظام آموزشی وجود نداشته است که بیزاری خود را عمیقا از فضای مجازی اِبراز داریم ، اما امکان ایجاد تغییر یا اصلاحات زیربنایی در آموزش کشور و صدالبته در دوره های آموزشی مهدکودک و پیش دبستانی فراهم شده است .

با ظهور اینترنت ، اولین دروس دوره کارشناسی به صورت آنلاین توسط انستیتوی فناوری نیوجرسی در سال 1984 با ارائه دروس دوره کارشناسی و تحصیلات تکمیلی در رشته مهندسی و اعطای مدارک تحصیلی به دانشجویان افتتاح شد . اولین آنلاین‌ها توسط دانشگاه فونیکس در سال 1989 ارائه شد و دانشگاه مجازی کالیفرنیا با ائتلاف 100 دانشکده و دانشگاه و با ارائه بیش از 1500 درس افتتاح شد ؛ علاوه بر آثار چاپی ، برنامه های صوتی ، تصویری و ماهواره ، اینترنت و لوح فشرده این قابلیت را دارند که به عنوان بزرگترین رسانه برای آموزش از راه دور مطرح گردند. در امر آموزش ، از رسانه های مختلفی استفاده می شود و جای هیچ گونه تعجبی نیست که اینترنت ، جزو موارد انتخابی دانشجویان و دانش آموزان باشد. با ارائه آموزش از طریق " شبکه جهانی وب " حتی مسافران تجاری یا دانشجویان در مناطق قرنطینه شده می توانند از کلاس های مجازی دو سویه استفاده کنند و مهم نیست که کجا زندگی می کنند و در چه موقعیت زمانی به سر می برند.

مرزهای جغرافیایی در هم شکسته شد و دورنمای دهکده کوچک جهانی مارشال مک لوهان کانادایی ، تحقق یافت . او اینترنت را سی سال قبل از تجاری شدنش ، به عنوان " گسترش خودآگاهی " پیش‌بینی کرده بود.
در اینترنت ، فاصلهٔ فیزیکی ، حتی کم‌تر از فعالیت‌های ارتباطی افراد در زمان واقعی‌ است . بنابراین ، گروه‌های اجتماعی به وضوح با گشودگی وب و سادگی ویژه‌ای که مردم می‌توانند به جست و جو بپردازند پیوسته گسترش می‌یابند . مردم می‌توانند جوامع آنلاین را به آسانی و سادگی ویژه‌ای جست و جو کنند و با دیگران ارتباط برقرار سازند ، افرادی که منافع و نگرانی‌های مشابهی دارند . این تکنولوژی ، ایدهٔ یک جامعهٔ جهانی هم‌گام را یکپارچه می‌کند.

تاریخچه آموزش الکترونیکی در جهان و عملکرد آموزش و پرورش ایران در مورد آموزش مجازی

تاریخچه آموزش از راه دور در ایران
آموزش از راه دور در کشورمان به جز تجربه کوتاه دانشگاه آزاد قبل از انقلاب و دانشگاه پیام نور مبتنی بر استفاده از شیوه ارتباط از راه دور ، دارای سابقه طولانی نیست.

در پایان دهه 70 ، نرم افزار آموزش مجازی LMS یا Learning Management System در دستور کار دانشگاه تهران قرار گرفت و پروژه های تحت این عنوان آغاز شد. در سال 1380 سایت آموزش مجازی دانشگاه تهران با ارائه 9 درس برای دانشجویان روزانه دانشگاه راه اندازی شد و از نیم سال اول تحصیلی همان سال ، بهره برداری شد. در همان سال وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری از تأسیس دانشگاه اینترنتی خبر داد که تحت نظر آن وزارت ، ولی به صورت مؤسسه غیر انتفاعی نوع اول در سراسر کشور خدمات آموزشی ارائه خواهد داد.
به دنبال آن ، تعدادی از دانشگاه ها اعلام کردند که راه اندازی آموزش الکترونیکی را جزو برنامه های خود قرار داده اند و در حال حاضر تعدادی از آنها دروسی را به صورت تک درس برای دانشجویان حضوری خود ارائه کرده اند. اندکی بعد از اقدام دانشگاه ها در استفاده از نرم افزار آموزش الکترونیکی ، آموزش و پرورش که بزرگترین بخش آموزشی کشور است ، فعالیت هایی را در این زمینه شروع کرد و در حال حاضر تعدادی مؤسسه خصوصی نیز از روش آموزش الکترونیکی بهره مند هستند.

تاریخچه آموزش الکترونیکی در جهان و عملکرد آموزش و پرورش ایران در مورد آموزش مجازی

به سوی مجازی شدن آموزش
عصر حاضر را باید تلفیقی از ارتباطات و اطلاعات دانست . عصری که در آن بشر نسبت به زمان‌های گذشته نیاز به اطلاعات و برقراری ارتباط برای کسب اطلاعات مورد نیاز دارد. با پیشرفت فناوری و توانایی دسترسی به اینترنت ، افراد در هر جا که قرار داشته باشند ‌می‌توانند به راحتی به اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی پیدا کنند. بدون تردید ‌می‌توان گفت بیشترین تأثیر ورود فناوری اطلاعات و ارتباطات ، در محیط‌های آموزشی بوده است. چرا که منجر به سوق محیط‌های آموزشی به سمت مجازی شدن ، شده است. البته این امر مستلزم استفاده از امکانات پیشرفته ای نظیر کامپیوتر ، اینترنت پر سرعت و منابع اطلاعاتی جامع ‌می‌باشد. (4)

نظام آموزشی ما سالیان متمادی است که غفلت نموده است و گفته های کارشناسان و متخصصان علوم مختلف از جمله جامعه شناسی ، روانشناسی ، علوم تربیتی و تعلیم و تربیت را نادیده گرفته تا حدی که موجبات غافلگیری خود را در برابر آموزش مجازی و در شرایط ناخواسته فراهم ساخته است . برای ما معلمان و فرهنگیان و دانش آموزان ، دوران درخشانی قبل از کرونا در نظام آموزشی وجود نداشته است که بیزاری خود را عمیقا از فضای مجازی اِبراز داریم ، اما امکان ایجاد تغییر یا اصلاحات زیربنایی در آموزش کشور و صدالبته در دوره های آموزشی مهدکودک و پیش دبستانی فراهم شده است .

وزیری که برای نساختن مدرسه و یا نفرستادن معلم با کیفیت ! در روستاها خوشحال است و از سویی برای اتمام دوران وزارت خود روزشماری می نماید ، نمی تواند فردی شایسته ای جهت انجام چنین حرکتی باشد. در بخش دوم با تفکرات وزیر در شرایط کرونایی ، بیشتر آشنا خواهید شد.

ادامه دارد

منابع :
1 ) ویکی پدیا
2 ) گروه تاریخ مشرق . دستاورد سفرهای آخرین شاهان قاجار به فرنگ . کد خبر 588611 . ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ .
3 ) ویکی پدیا
4 ) استارتاپ آکادمی . تاریخچه آموزش آنلاین (مجازی) در ایران و جهان .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تاریخچه آموزش الکترونیکی در جهان و عملکرد آموزش و پرورش ایران در مورد آموزش مجازی

منتشرشده در پژوهش

گروه رسانه/

ارتباط آلودگی هوا با کاهش مهارت‌های تفکر

محققان دریافتند، قرار گرفتن در معرض آلودگی هوا در دوران کودکی با کاهش مهارت تفکر در مراحل بعدی زندگی مرتبط است.

 نتایج این تحقیق نشان داد که قرارگیری بیشتر در معرض آلودگی هوا در همان ابتدای زندگی با تاثیر مخرب بر مهارت‌های شناختی افراد همراه است.

نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهند که آلودگی هوا باعث به خطر افتادن مهارت‌های تفکر در مراحل بعدی زندگی خواهد شد. مهارت‌های تفکر شامل فعالیت‌های ذهنی مورد استفاده برای پردازش اطلاعات، ارتباط برقرارکردن، تصمیم‌گیری و خلق ایده‌های جدید است. افراد معمولا در زمان کسب تجربه، حل مشکلات، تصمیم‌گیری، پرسش و برنامه‌ریزی یا سازماندهی اطلاعات از مهارت‌های تفکر استفاده می‌کنند.

محققان دانشگاه ادینبورگ با استفاده از آزمایشی که همه افراد در ۱۱ سالگی انجام داده بودند، هوش عمومی بیش از ۵۰۰ نفر را با سن تقریبی ۷۰ سال بررسی و سپس شرکت‌کنندگان در سن ۷۶ و ۷۹ سالگی نیز همین آزمایش را تکرار کردند. محققان برای تخمین میزان آلودگی هوا که شرکت‌کنندگان در سال‌های اولیه در معرض آن قرارگرفته بودند، از سابقه‌ هر شخص در طول زندگی استفاده کردند.

گروه محققان، برای تجزیه‌وتحلیل رابطه بین قرار گرفتن فرد در معرض آلودگی هوا و مهارت‌های تفکر در سال‌های بعد زندگی از مدل‌های آماری نیز استفاده کردند و موارد ساده زندگی مانند وضعیت اقتصادی اجتماعی و استعمال دخانیات را در نظر گرفتند.

یافته‌ها نشان دادند که قرار گرفتن در معرض آلودگی هوا در دوران کودکی با تغییرات شناختی بدتر در سنین ۱۱ تا ۷۰ سال ارتباط اندک، اما قابل‌تشخیص دارد. محققان گفتند: می‌توان زمان آلودگی هوا را تخمین زد و نحوه ارتباط آن با توانایی شناختی در زندگی را بررسی کرد.

ارتباط آلودگی هوا با کاهش مهارت‌های تفکر

دکتر تام راس، رئیس مرکز تحقیقات دمانس آلزایمر اسکاتلند در دانشگاه ادینبورگ گفت: «برای اولین بار اثبات کردیم که قرار گرفتن در معرض آلودگی هوا در اوایل زندگی می‌تواند پس از دهه‌ها بر مغز تاثیر بگذارد، این اولین گام برای درک تاثیرات مضر آلودگی هوا بر مغز است و می‌تواند برای نسل‌های آینده به کاهش خطر ابتلا به زوال عقل کمک کند.»

محققان افزودند: تاکنون به علت کمبود اطلاعات درباره سطح آلودگی هوا قبل از دهه ۱۹۹۰، بررسی تاثیر قرار گرفتن در معرض زودهنگام آلودگی هوا بر مهارت تفکر در مراحل بعدی زندگی امکان‌پذیر نبوده است.

در این بررسی، محققان برای تعیین سطح آلودگی در سال‌های ۱۹۳۵، ۱۹۵۰، ۱۹۷۰، ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ از مدلی به نام مدل انتقال شیمی اتمسفر  EMEP۴UK با عنوان غلظت ذرات ریز (PM۲.۵) استفاده و این یافته‌ها را با داده‌های معاصر این مدل از سال ۲۰۰۱ برای تخمین قرار گرفتن در معرض آلودگی را بررسی کردند.

شرکت‌کنندگان بخشی از مطالعه Lothian Birth Cohort ۱۹۳۶ بودند؛ گروهی از افرادی که در سال ۱۹۳۶ متولد شدند و در نظرسنجی ذهنی اسکاتلند در سال ۱۹۴۷ شرکت کردند. این مطالعه ظرفیت‌های شناختی و ذهنی شرکت‌کنندگان را طی دوره طولانی ارزیابی کرده است.

از سال ۱۹۹۹، محققان برای ترسیم چگونگی تغییر قدرت تفکر فرد در طول زندگی در حال کار با گروه‌های تولد Lothian هستند.

این یافته‌ها در نشریه Alzheimer’s Disease and in the Handbook on Air Pollution ارائه‌شده است.

ایسنا


ارتباط آلودگی هوا با کاهش مهارت‌های تفکر

منتشرشده در پژوهش

سامانه سیدا و چند پرسش از وزارت آموزش و پرورش در صدای معلم

 آموزش‌ و پرورش در هرچیزی ضعف دارد به جز معرفی سامانه‌های بی‌مصرف و دست‌وپا گیر که هیچ مشکلی را برطرف نمی‌کنند و چه بسا خود، مشکلی در فرآیند آموزش هستند.

سامانه سیدا، سامانه یکپارچه دانش‌آموزی، که بسیاری از متولیان آموزش‌ و پرورش، حتی از وجود آن بی‌خبرند و معلوم نیست چه مرجعی آن را طراحی کرده و پیشنهاد آن با چه توجیهی مصوب شده‌است، از این دسته سامانه‌های تکراری است که اکنون چندین سامانه مشابه آن در آموزش‌ و پرورش وجود دارد.

ادارات به نمایندگی از وزارت، بدون در نظر داشتن مشکلات کرونایی معلمان، برای هر معلم یک حساب کاربری در این سامانه ناشناس تعریف کرده و  تمام مسئولیت اجرای آن را به عهده معلمان گذاشته‌اند.

سوالاتی در این باره مطرح است که همانند سایر سوالات معلمان، انتظار پاسخ از طرف وزارت، ادارات کل و ادارات نیست چون اصولاً آنها خود را موظف به پاسخ گویی نمی‌دانند.

 سامانه سیدا و چند پرسش از وزارت آموزش و پرورش در صدای معلم

سوال اول:

قبل از اجرای هر سامانه‌ای، مگر نیاز به آموزش و مهیا نمودن شرایط اجرای آن نیست؟

چه کسانی برای انجام امور مربوط به این سامانه، آموزش دیده‌اند؟

 سوال دوم:

در کدام بخش از شرح وظایف معلم، ثبت نمرات در سامانه‌های متعدد پیش‌بینی و ذکر شده است؟ کاملا واضح است که در شرح وظایف معلم، ثبت نمرات به صورت کتبی، پیش‌بینی شده‌ است.

 

سوال سوم:

*در هیچ یک از بخشنامه‌های ۱۶۲۰۷۹ مورخه ۲۷ دی و ۴۶۰/۴۵۱ مورخ ۲۴ دی، هزینه‌های مترتب بر اجرای این بخشنامه مشخص نشده است، هزینه‌های اجرای این بخشنامه بر عهده کیست؟

سامانه سیدا و چند پرسش از وزارت آموزش و پرورش در صدای معلم

 هزینه‌هایی مانند:

۱. هزینه اینترنت معلم:

درست است که اینترنت بسیار کمی برای این کار لازم است اما همین هزینه باید از طرف وزارت تامین و پرداخت شود.

۲. حق‌الزحمه زمان مورد نیاز برای ثبت نمرات:

برای ثبت نمرات هر کلاس حداقل دو ساعت زمان لازم است و با توجه به ثبت چندین لیست، تغییرات و ویرایش نمرات، شدیداً زمان بر است و وزارت موظف است تا هزینه‌های مربوط به پرداخت حق‌الزحمه انجام این کار را تامین کند.

۳. هزینه احتمالی سوختن وسایل الکترونیکی مورد نیاز معلم:

هر وسیله الکترونیکی، طول عمر کاملا مشخصی دارد و این روزها معلمان بسیاری به دلیل استفاده بیش از حد از گوشی‌ها، لپ تاپ ها و کامپیوترهای شخصی برای تدریس مجازی و آنلاین، هزینه های تعمیر و خرید بسیاری را متحمل شده‌اند. این هزینه‌ها باید تحت یک سازوکار مشخص، پرداخت شود.

این‌ها و مانند اینها، فقط بخش کوچکی از مشکلات عدیده‌ای است که معلمان با آن دست به‌گریبانند و شوربختانه وزارت آموزش‌ و پرورش هیچ راهکاری برای جبران خسارت معلمان ندارد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سامانه سیدا و چند پرسش از وزارت آموزش و پرورش در صدای معلم

منتشرشده در دانش آموز

معایب و مزایای آموزش مجازی

آموزش مجازی تجربه ای جدید و متفاوت برای آموزش و پرورش بود . شاید اگر آن روز که مدارس به دلایل مختلفی از قبیل سیل و گرد وخاک و... تعطیل می شد به دنبال چاره ای بودیم و استفاده از آموزش مجازی را جدی می گرفتیم ؛ امروز می توانستیم مدل موفق تری برای آموزش  مجازی این روزها ارائه دهیم .

از اسفندماه سال گذشته که میزبان، مهمان ناخوانده ای به نام کووید 19 شدیم ؛ تمام معادلات بشری به یک باره تغییر کرد. دانش آموزی که تا همین چند روز قبل از استفاده گوشی موبایل منع می کردیم و از خطرات شبکه های اجتماعی برای او می گفتیم ،موبایل به دستش دادیم و گفتیم آموزش از نیمکت های کلاس درس جای خود به صفحه گوشی های لمسی داده است .

در مورد آموزش مجازی باید قطعا گفت جای آموزش حضوری نخواهد گرفت . آموزش مجازی در کنار آموزش حضوری می توانند مکمل همدیگر باشد و به همین منظور نمی توان به آموزش مجازی تنها نمره بالایی داد.

آموزش مجازی در کشورمان چون جدید و نوپا است حتما معایبی دارد که شاید با گذشت زمان بهبود یابد و البته مزایایی هم دارد .در این یادداشت مختصر و تنها به چند مورد از این موارد اشاره می کنم :

معایب و مزایای آموزش مجازی

        مزایا :

  • سلامت جسمی دانش آموزان : در ایامی که سلامت بالاترین اهمیت در زندگی افراد شده و بشر در حال تجربه مبارزه با یک پاندمی است، بنا به نظرات کارشناسان حوزه سلامت عدم مواجه حضوری باعث ارتقای سلامت دانش آموزان و خانواده هاست .
  • مدیریت زمان: آموزش مجازی سبب می شود دانش آموزان در کلان شهرها و شهرهای با جمعیت بالا زمان کمتری در ترافیک بگذارند و نهایت استفاده از زمان خود ببرند .
  • کاهش هزینه های اقتصادی : بنا به گفته کارشناسان آموزش مجازی هزینه ای نزدیک به یک پنجم هزینه های کلاس های حضوری دارند به همین خاطر در شرایط فعلی که جامعه اوضاع اقتصادی خوبی ندارد، این نوع آموزش  راهی برای صرفه جویی در هزینه ها مناسب می باشد.
  • نظارت بیشتر بر فعالیت معلمین و مدارس : به دلیل اینکه دانش آموزان در کنار والدین خود آموزش را فرا می گیرند ، والدین نظارت بیشتر و مستقیمی بر کار معلمان و کادر مدرسه خواهند داشت .
  • .معایب و مزایای آموزش مجازی

معایب :

  • فشار روحی و روانی به خانواده ها : ماه هاست که بچه ها در خانه هستند و از بسیاری تفریح های خود محروم شده اند ، تعدادی از خانواده ها شغل خود را از دست داده اند . بچه ها به شدت درگیر شبکه های اجتماعی شده اند و با آسیب هایی مواجه شده اند . خانواده هایی که پدر و مادر هر دو در بیرون از خانه شاغل هستند. خستگی در زمان بازگشت از کار آنان را از نظارت بر آموزش بچه ها باز می دارد. عدم سواد رسانه‌ای و علمی بعضی از  والدین هم فشار زیادی به خانواده ها وارد می کند . آموزش مجازی با همه ی مزیت هایش، روح و روان خانواده ها را هم دچار مشکل کرده است .
  • سرعت پایین اینترنت : بسیاری از همکارانم درآموزش و پرورش از سرعت پایین اینترنت و قطع و وصل شدن های مکرر ناراحت هستند و آن را باعث پایین آمدن کیفیت آموزش خود می دانند .
  • آموزش منهای پرورش ! : توجه زیاد به آموزش و کمبود وقت  باعث دور شدن مدارس از وظیفه دیگر خود یعنی پرورش شده است . معاونین و مربیان پرورشی ، مشاوران ،مربیان تربیت بدنی و بهداشت مدارس از کمبود زمان در آموزش مجازی شاکی هستند .
  • عدم امکان ارتباط چهره به چهره میان دانش آموز و معلم : دانش آموزان از لذت نشستن کنار هم دیگر محروم شده اند ؛ از ارتباط مستقیم با معلم محروم هستند . حتما عدم ارتباط چهره به چهره سبب پایین آمدن کیفیت آموزش خواهد شد.
  • جدی نگرفتن کلاس درس : بعضی از بچه ها مرتب در کلاس درس غیبت می کنند، آموزش مجازی را جدی نمی گیرند و بعضی خانواده ها رغبتی به آموزش مجازی بچه ها ندارند .

ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

معایب و مزایای آموزش مجازی

منتشرشده در یادداشت
شنبه, 04 بهمن 1399 22:59

اعترافات یک معلم ( 1 )

گروه رسانه/

کتاب « اعترافات یک معلم »  در مرداد ماه 1337 توسط « رضا ایزدی » منتشر گردیده است .

این کتاب ارزشمند و موثر خاطرات یک دبیر ادبیات از چگونگی تدریس در دبیرستان های پسرانه بین سال‏های ۱۳۲۶ و ۱۳۲۷  را به نمایش می گذارد که به نارسایی ها و اشتباهاتش در تدریس به نحو هنرمندانه ای اشاره می کند .

در بیوگرافی آقای رضا ایزدی چنین می خوانیم :

« از نویسندگان سخن سنج و خوش قریحه کشور ما است . او کمتر چیز می نویسد ولی آن چه تاکنون نوشته است همه در نوع خود دلچسب و خواندنی است .

وی همکاری با مطبوعات را از سال 1320 با درج مطالب مفید و آموزنده در مجلات هفتگی شروع کرده و مقالات تحقیقی و ادبی و داستان های کوتاهش همواره زبانزد خاص و عام بوده است .

ایزدی مدتی روزنامه مستقلی به نام « الوند » منتشر می کرد و بر دیوان مفتون همدانی شاعر بلند پایه ایران و حسینی داور شاعر شیرین سخن معاصر نیز مقدمه های جالب نگاشته است .

ایزدی علاوه بر کارهای مطبوعاتی سال ها در پست های گوناگون و ریاست آموزش و پرورش شهرستان های ایران به تعلیم  و تربیت خدمت کرد . »

« صدای معلم » در راستای تاسیس و تثبت « فرهنگ گفت و گو و تفکر انتقادی » با رویکرد « خودانتقادی » متن کامل این کتاب فاخر را در بخش های پیوسته منتشر می کند .

منتشرشده در معرفی کتاب

نگاهی بر عملکرد شبکه شاد و سامانه های وزارت آموزش و پرورش مانند همگام و سناد و و سجفاو بگفاو سیدا و سجا و نگفاو ال تی ام اس و سپند

و اما سامانه شاد ، الشاد ماالشاد و ما ادراک ما الشاد ...

قبل از اینکه به سراغ این سامانه بروم لازم است در خصوص قدمت شبکه های اجتماعی مبتنی بر وب مختصر توضیحی خدمت شما داشته باشم .

پس از آنکه وبلاگ نویسی جای خود را به شبکه های اجتماعی داد ، بسیاری از کشورها بلافاصله با درک ضرورت توسعه و حمایت از این پدیده نوظهور اقدام به راه اندازی یا حمایت از سرویس های بومی نمودند که از آن جمله سیستم های وایبر ، فیس بوک ، وی چت ، لاین ، گوگل پلاس ، اینستاگرام ، تویتر ، یوتیوب و ...نمونه ای از این شبکه ها هستند که هنوز ذهن بسیاری از شما با آنها آشناست .

نقطه عطف این شبکه ها در کشور ما نیز شبکه اجتماعی تلگرام بود که گوی سبقت را از تمام شبکه های قبلی ربود.

تازه در این مرحله بود که مسئولین کشور مانند آزمایش قورباغه خواستند جهشی انجام دهند ولی متوجه شدند کار از کار گذشته است و حمایت های میلیاردی از سروش و گپ و ایتا و ... هیچ سودی نخواهد داشت .

آموزش و پرورش نیز لنگان لنگان بعد از تمام مسئولین متوجه ضرورت ایجاد یک شبکه اجتماعی برای دانش آموزان خود افتاده بود و بروز بیماری کرونا و غیر حضوری شدن مدارس هم مزید بر علت شد تا این موضوع به دغدغه دقیقه نودی مسئولان در این وزارتخانه تبدیل شود ، فراخوان اولیه از شبکه های بومی هم در آخرین ثانیه های وقت های اضافه زیر پا گذاشته شد و یک شبه شبکه شاد متولد شد .

شبکه که چه عرض کنم ، یک قالب با استفاده از کدهای نرم افزار تلگرام احتمالا روی کامپیوتر آقای وزیر نصب شد و به عنوان شبکه اجتماعی دانش آموزان ایران معرفی شد . در حالی که نرم افزار مادر یعنی تلگرام هر روز به روزرسانی های خود را در جهت توسعه کمی و کیفی این نرم افزار ارائه می دهد ، آیکن های صفحه اول شاد فقط تغییر می کنند و مهمترین تغییر از این نوع نیز استفاده از راکت و توپ پینگ پنگ در بخش تربیت بدنی و ضربان قلب در بخش سلامت به صورت متحرک در صفحه نخست شاد بود که تحسین کاربران را در پی داشت.

البته وجود آیکن شادینو و چرخش علامت انتظار در این بخش از سامانه شاد می تواند نوید دهنده روزهای بهتری برای این سامانه باشد .این مطالب در حالی نگارش می شوند که هنوز در تاریخ ۹۹/۱۱/۰۱ بنده با پست دبیر رسمی ، در سامانه شاد قابل شناسایی نیستم و فقط تعدادی از دانش آموزانم در گروه هایی که با کمک مدیریت محترم به صورت دستی ایجاد کرده ام عضو شده اند .

در این مطلب از ذکر معضلات اجتماعی و خانوادگی ناشی از تهیه موبایل و تبلت برای دانش آموزان فاکتور گرفته شد .

پیش از راه اندازی سامانه های شاد و سیدا ، سامانه ای از سوی وزارت آموزش و پرورش به دانش آموزان و فرهنگیان معرفی شد تحت عنوان سامانه همگام . در این سامانه قرار بر این بود تا تمام فعالیت های آموزشی و پرورشی از جمله آموزش مجازی شامل ثبت تکالیف ، ثبت نمرات ، ارائه کارنامه ، شرکت در مسابقات ، شرکت در آزمون ها و .... انجام شود.

متاسفانه علی رغم گذشت بیش از ۱۰ سال از راه اندازی این سامانه و تمام وعده و وعیدها مبنی بر رفع مشکلات این سامانه و با وجود تمام هزینه های مادی و معنوی که طی این مدت برای آن پرداخت شده ، تاکنون نتوانسته نیازهای مخاطبین خود را برطرف نماید که راه اندازی سامانه های موازی و ناکارآمد دیگر ازجمله شاد و سیدا شاهدی بر این ادعا است.

هر چند هنوز هم ثبت نام در برخی جشنواره ها و آزمون ها در این سامانه در حال انجام است ولی عدم پشتیبانی از بسته های اینترنت داخلی برای استفاده از این امکانات نیز دلیلی بر وجود مافیای اپراتورها در بدنه آموزش و پرورش و سامانه همگام برای جذب سودهای چند هزار میلیاردی از محل خرید بسته های اینترنت بین المللی برای فعالیت های فرهنگیان و دانش آموزان در این سامانه است .

نگاهی بر عملکرد شبکه شاد و سامانه های وزارت آموزش و پرورش مانند همگام و سناد و و سجفاو بگفاو سیدا و سجا و نگفاو ال تی ام اس و سپند

در سامانه همگام برای هر کاربر اعم از دانش آموز ، دبیر ، معاونین ، مدیر و حتی اولیاء که جمعیتی بالغ بر ۵۰ میلیون نفر را شامل می شود نام کاربری و کلمه عبور صادر شده و نیازهایی از جمله فرایند هدایت تحصیلی پایه نهم ، ثبت نام در جشنواره های علمی ، فرهنگی و هنری ، انتخابات انجمن اولیاء و مربیان و انتخابات شورای دانش آموزی در بستر همگام در حال انجام هستند اما پراکندگی و تنوع سامانه ها که هر روز با نام ها و کاربردهای تکراری معرفی می شود عملا نقش سامانه همگام را برای ادامه حیات خود در هاله ای از ابهام قرار داده است.

در بررسی عملکرد سامانه های مبتنی بر وب در آموزش و پرورش سایر کشورهای دنیا که غالبا از پلتفرم اپلیکیشن های موبایلی برای ارائه خدمات استفاده می شود نکته حائز اهمیت و قابل توجه ، یکپارچه سازی و عدم موازی کاری و شلختگی در این حوزه حساس است .

چیزی که آموزش و پرورش ما نیز با معرفی سامانه همگام سعی کرد در این مسیر قرار بگیرد اما به ناگاه به جای ارائه نسخه موبایلی سامانه همگام ، معرفی سامانه ضعیف و ناکارآمد دیگری به نام شاد بر وضعیت آشفته و شلختگی سامانه های برخط در آموزش و پرورش افزود .

سامانه سناد به عنوان بستر اصلی ثبت مشخصات دانش آموزان ، اولیاء و فرهنگیان همچنین مشخصات اماکن آموزشی در آموزش پرورش نیز یکی دیگر از سامانه های پرکاربرد در آموزش و پرورش با جمعیت درگیر ۵۰ میلیونی است که مراحل ثبت نام دانش آموزان از کلاس اول ابتدایی تا انتهای متوسطه دوم در این سامانه انجام می شود .

به نوعی می توان اطلاعات این سامانه را خوراک اصلی سایر سامانه های آموزش و پرورش از جمله دانا ، سیدا و شاد دانست که اهمیت آن را دوچندان می کند هر چند هنوز هم بسیاری از سامانه های دیگر در دستگاه آموزش و پرورش از جمله بیمه دانش آموزی وجود دارند که نتوانسته اند از فایل های خروجی این سامانه برای ارائه خدمات خود بهره ببرند .

حال سئوال اصلی اینجاست که با توجه به اهمیت مضاعف سامانه سناد در ذخیره اطلاعات بیش از نیمی از جمعیت کشور چرا باید دیتا سنتر آن در خارج از کشور باشد ؟!

البته یکی از عوامل دخیل در عدم پشتیبانی سرورهای داخلی از سامانه های آموزش و پرورش از جمله سناد را می توان وجود مافیای اپراتورهای خدمات اینترنت در بدنه آموزش و پرورش دانست چرا که از محل فروش ترافیک بین المللی به کاربران میلیونی این سامانه نیز درآمدهای میلیاردی نصیب این اپراتورها خواهد شد و مسلما عوامل نفوذی این مافیا از هیچ تلاشی برای حفظ این موقعیت فروگذار نخواهند کرد .

یکی دیگر از سامانه های آموزش و پرورش که مورد استفاده کادر اداری این دستگاه در ادارات و مدارس استان هست سامانه سجفا است ‌.سامانه ای که در حال حاضر به عنوان بستر اصلی ارسال بخش نامه ها و دریافت اطلاعات مدارس مورد استفاده قرار می گیرد.متاسفانه فرایند ارسال و دریافت اطلاعات در این سامانه نیز با واسطه یک سرور خارجی در حال انجام است ، شاهد بر این ادعا نیز عدم پشتیبانی اینترنت ملی از این سامانه است.

این تخلف درحالی واقع می شود که آموزش و پرورش مدارس را از ایجاد گروه و کانال در شبکه های اجتماعی همچون تلگرام به دلیل ارسال اطلاعات به خارج از کشور منع کرده ، مصداق ضرب المثل رطب خورده کی منع رطب کند !

به عبارت دیگر فقط در صورت خرید ترافیک بین المللی از سوی مدارس و ادارات امکان استفاده از خدمات این سامانه امکان پذیر خواهد بود و باز هم رد پای مافیای اپراتورهای خدمات اینترنت در بدنه آموزش و پرورش . هرچند هنوز هم اکثریت همکاران فرهنگی ، بخش نامه ها را از گروهها و کانالهای سایر شبکه های اجتماعی دریافت می کنند و ضرورت ادامه فعالیت این سامانه در سایه فعالیت کانالها و گروههای مختلف در شبکه های اجتماعی به مرور کم رنگ تر خواهد شد .

ذکر این نکته هم ضروری است که چندی پیش اعلام شد ارسال بخش نامه ها از سوی ادارات تخلف است و فقط ارسال بخش نامه ها با امضای وزیر معتبر خواهد بود که چند سالی است این موضوع نیز به فراموشی سپرده شده است.

معضل بزرگ سامانه هایی با فعالیت های موازی در آموزش و پرورش عدم پشتیبانی از فایل های خروجی یکدیگر است به عنوان مثال در منوی همین سامانه سجفا اطلاعاتی از قبیل برنامه هفتگی ، لیست پرسنل ، لیست دانش آموزان ، ثبت نام و .... وجود دارد که پیش از این در سامانه سناد و سامانه همگام هم وجود داشت ، با این وجود امکان استفاده از اطلاعات دو سامانه قبلی در این سامانه وجود ندارد و کاربر این سامانه باید مجددا اطلاعات را به صورت دستی وارد نمایند هر چند درج این اطلاعات در این سامانه نشان دهنده شلختگی موجود در این وزارتخانه خواهد بود .

نگاهی بر عملکرد شبکه شاد و سامانه های وزارت آموزش و پرورش مانند همگام و سناد و و سجفاو بگفاو سیدا و سجا و نگفاو ال تی ام اس و سپند

و اما بزرگترین سامانه وزارت عریض و طویل آموزش و پرورش یعنی سامانه medu که تحت دامنه medu.ir خدمات خود را ارائه می دهد به عنوان اصلی ترین سامانه این وزارتخانه از چند بعد قابل بررسی است .نخست اینکه سرورهای دامنه medu.ir میزبان سامانه هایی همچون همگام ، سناد ، سجفا ، بگفا ، شاد ، سیدا ، سجا ، نگفا ، ال تی ام اس ، سپند و ده ها زیر سامانه بزرگ و کوچک دیگر است که هر کدام نیز در دل خود چندین زیر سیستم دارند که هرکدام در جای خود از لحاظ ساختاری و محتوایی قابل بررسی و تحلیل هستند ؛ به همین دلیل وجود یک دیتا سنتر داخلی یکی از بدیهیات این سامانه بوده است که با توجه به عدم پشتیبانی اینترنت داخلی از این سامانه ها مشخص می شود تمام این سامانه ها طی سالهای گذشته بر روی سرورهای خارجی در حال فعالیت بوده اند.

جدای از سیستم استفاده شده برای این سامانه ها که در جای خود به آن خواهم پرداخت استفاده از سرور خارجی علی رغم تکلیف قانونی وزارتخانه برای استفاده از سرورهای داخلی ردپای مافیای اپراتورها را در بدنه وزارت آموزش و پرورش و در سطوح بالای آن برملا کرده است. در بررسی عملکرد سامانه های مبتنی بر وب در آموزش و پرورش سایر کشورهای دنیا که غالبا از پلتفرم اپلیکیشن های موبایلی برای ارائه خدمات استفاده می شود نکته حائز اهمیت و قابل توجه ، یکپارچه سازی و عدم موازی کاری و شلختگی در این حوزه حساس است .

وجود ۱۰۰ هزار مدرسه و یک میلیون جامعه فرهنگیان به علاوه ۱۴ میلیون دانش آموز و دو برابر آن اولیاء دانش آموزان جمعیتی بالغ بر ۵۰ میلیون نفر را در طول سال با این سامانه ها درگیر کرده است .

جمعیتی که ادب و انصاف حکم می کند از هیچ تلاشی برای رفع کاستی ها و روزآمدی این سامانه ها دریغ نشود که گویا به هیچ وجه این گونه نبوده است.

صفحه روت این سامانه اختصاص به سایت اطلاع رسانی وزارت آموزش و پرورش دارد که حجم سنگین فایل های سایت ، سیستم مدیریت محتوای قدیمی و ناکارامد آن ، عدم پشتیبانی از بسته های اینترنت داخلی به دلیل استفاده از سرور خارجی ، گرافیک و طراحی آماتور و ابتدایی فایلهای تصویری سامانه و ... تنها چند دلیل واضح برای کاربران این سایت است تا عدم رعایت اصول اولیه در فعالیت آن برای کاربران روشن شود .

چندین سال است قانون انتقال سامانه های اینترنتی دستگاههای دولتی و وزارتخانه ها به سرورهای داخلی ابلاغ شده است ولی متاسفانه حتی سرور سایت وزارت آموزش و پرورش هم داخلی نیست و بسته های داخلی اینترنت قادر به باز کردن سایت های وزارت آموزش و پرورش از جمله سامانه جدید سیدا نیست . یعنی به عبارتی جامعه فرهنگیان حتما باید بسته اینترنت بین المللی خریداری کنند تا نمرات دانش آموزان را بتوانند در این سامانه ثبت کنند. اگر اسم این کار مردم آزاری نیست پس چیست ؟

متاسفانه اپراتورها هم از این فرصت حداکثر استفاده را برده و بسته های اینترنتی را به قیمت خون پدرشان در پاچه فرهنگیان می کنند تا چند برابر هزینه بسته مزخرف رایگان ابتدای سال را از حلقوم فرهنگیان پس بگیرند.

نگاهی بر عملکرد شبکه شاد و سامانه های وزارت آموزش و پرورش مانند همگام و سناد و و سجفاو بگفاو سیدا و سجا و نگفاو ال تی ام اس و سپند

با یک حساب و کتاب سر انگشتی می توان گفت همین پروسه ثبت نمرات دانش آموزان توسط فرهنگیان در سامانه سیدا چه درآمد سرشاری را برای اپراتورها درپی خواهد داشت .

آیا مسئولان وزارت آموزش و پرورش با این سیاست درصدد تعامل و بده بستانهای خارج از ضوابط با اپراتورها بوده اند که سرور سامانه سیدا را یک سرور ارزان قیمت خارجی انتخاب کرده اند  ؟

اگر تعداد فرهنگیان شاغل را حدود یک میلیون نفر در نظر بگیریم که هرکدام فقط یک بسته ۱۰ هزار تومانی بابت فرایند ثبت نمرات در سامانه سیدا خریداری کرده باشند رقم ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومان برای اپراتورها فقط ثبت نمرات توسط فرهنگیان درآمد داشته است .

  این در حالی است که در حال حاضر حق الزحمه تدریس غیر موظف حدود یک سال معوق شده و هنوز پرداخت نشده است .

متاسفانه این سیاست وزارت آموزش و پرورش طی چند سال اخیر بار مالی سنگینی را متوجه فرهنگیان نموده و از آن طرف منبع درآمد نجومی در اختیار اپراتورها قرار داده است.

فرهنگیان و دانش آموزان و بالتبع اولیاء دانش آموزان با جمعیتی حدود ۵۰ میلیون نفر در طول سال درگیر سامانه های همگام ، ltms و سناد بوده اند که به اجبار برای استفاده از خدمات ابتدایی آنها باید بسته های اینترنت بین الملل خریداری می شده است .

حالا شما تعداد افراد را ضرب در تعداد سامانه ها و تعداد روزهای این چند سال کنید تا به حجم سود ناشی از اتخاذ این سیاست پی ببرید .

لازم به ذکر است برای میزبانی از سامانه های اینترنتی دو راهکار وجود دارد که انتخاب سرور خارجی هزینه بسیار کمتری نسبت به انتخاب سرور داخلی برای وزارت خواهد داشت .
هرچند قانون سازمانهای دولتی را به استفاده از سرورهای داخلی مکلف کرده است ولی در دوره وزارت حاجی میرزایی و معاونت هایی همچون اللهیار ترکمن چند میلیون برابر این بار مالی بر گردن فرهنگیان و دانش آموزان انداخته شده است و در مقابل چند هزار میلیارد تومان از جیب من و شما به کیسه اپراتورها سرازیر شده است ....


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نگاهی بر عملکرد شبکه شاد و سامانه های وزارت آموزش و پرورش مانند همگام و سناد و و سجفاو بگفاو سیدا و سجا و نگفاو ال تی ام اس و سپند

منتشرشده در یادداشت

ویژگی های سیستم آموزشی والدورف و مقایسه آن با آموزش و پرورش ایران

قبل از ادامه بحث ، می خواهم به ارزش قائل شدن " رادولف اشتاینر " مبدع " سیستم آموزشی والدورف " به شهر و کشور خودش اشاره کنم . او می توانست این سیستم را به نام خود ثبت کند ، اما به جای نام شخص ، نام شهر و کشور اشتاینر هست که افتخار جهانی شدن را کسب می کند. در ادامه بخش اول ، مباحث تکمیلی آشنایی با " سیستم آموزشی والدورف " را پی می گیرم .

معلمین و نحوه تدریس در سیستم آموزشی والدورف
در مدارس با سیستم آموزشی والدورف یک معلم مسئولیت یک کلاس را از کلاس اول تا پایان سال هشتم بر عهده دارد. تدریس دروس اصلی توسط یک معلم در هشت سال باعث می شود این معلم شناخت درست تری از دانش آموزانش به دست آورده و نقاط ضعف هر یک را بهتر بشناسد و روش تدریس خود را در دروس اصلی منطبق با نیاز دانش آموزانش مشخص کند.
هر معلمی برای این که بتواند ۸ سال مسئولیت تدریس در این مدارس را بر عهده بگیرد باید حداقل ۴ سال با سیستم و روش آموزشی والدورف آشنا شود و با آشنایی کامل از همه دروس اصلی ، توانایی تدریس را داشته باشد. در این روش به مدت ۳ هفته و در ۲ ساعت اول روز ، آموزش مختص دروس اصلی می باشد. دروس غیر اصلی (زبان ، ورزش ، علم دینی و کارهای دستی ) را متخصصین هر رشته بجز معلم کلاس تدریس می کنند.
برنامه ریزی برای دروس عملی چنان صورت گرفته که دانش آموزان با علاقه ای که به انجام هر کار عملی دارند ، به مرور در آن کار مهارت پیدا می کنند. بعد از کلاس هشتم به جای کلاس کاردستی ، دانش آموزان در دوره های کارآموزی متفاوتی شرکت می کنند ، این امر نه برای پیدا کردن شغل بلکه در جهت گسترش توانایی های فردی دانش آموزان است.

ویژگی های سیستم آموزشی والدورف و مقایسه آن با آموزش و پرورش ایران
در آلمان در سال دوازدهم در این مدارس به دانش آموزان نمره داده می شود تا مدرک دیپلم آن ها از نظر سیستم دولتی قابل قبول باشد و آنها را در سال سیزدهم برای ورود به دانشگاه آماده می کنند.

در نظام آموزشی ما هر پایه تحصیلی ، آموزگاری جداگانه دارد . اکثر ما از بین آنها یکی را با خاطراتی شیرین و خوش و برخی را با وحشت و عدم رغبت به یاد می آوریم . اگر معلم واحد در 6 سال ابتدایی در نظام آموزشی ما حضور داشته باشد دو اصل مهم محقق می شود:


** اول دانش افزایی و با معلومات بودن لاجرمی آموزگاران با تنوع دروس و پایه های تحصیلی .
** دوم احساس نزدیکی و وابستگی عاطفی بیشتر آموزگار با دانش آموزان که به شناخت عمیق تر و اثرگذاری بیشتر منجر می شود و امر یادگیری را تسهیل می بخشد. با نادیده گرفتن این اصل مهم در دوره ابتدایی ، ما جلوی وقوع بسیاری از رخدادهای مثبت و سازنده را از دست می دهیم .


آموزگاران ما بر اساس تجربه تدریس در پایه واحد ، بیشتر ترجیح می دهند پایه تحصیلی واحدی را تدریس نمایند که نتیجه این عمل ، عدم پویایی دانش ، مهارت و انگیزه آنان است . آموزگاری که 30 سال خدمت خود را فقط در یک پایه تدریس می کند چه نیازی به دانش افزایی و تلاشی بیشتر به جز زحمت اداره همان کلاس دارد؟

اگر ما اداره کلاس واحد را طی 6 سال فقط به یک آموزگار مشخص بسپاریم ، دروس غیر اصلی ( زبان ، ورزش ، علم دینی و کارهای دستی ) را هم همان معلم تدیس می کند چون ما پیش بینی های لازم برای این امر را نداریم و در حالت کلی برای ما اهمیتی ندارد.

کودک در مدارس ما از همان روز اول مدرسه ، با نمره و دفتر نمره و اقتدار معلم آشنا می شود. تصور نکنیم چون با شیوه توصیفی ارزیابی انجام می دهیم آنها عشق نمره 20 را ندارند. در سیستم آموزشی والدورف تا کلاس دوازدهم از نمره خبری نیست . شیوه توصیفی ما را هم ندارند که کار آموزگار فقط نگاشتن باشد و از روحیات دانش آموزان کلاس غافل باشند و از تعامل عاطفی و سیمایی با آنان محروم بمانند.
مسلما در هر پادگانی اسلحه لازم هست و اسلحه مدارس ما دفتر نمره و تهدیدات نمره است . بی انضباطی کنید از نمره انضباط تان کسر می شود. موبایل و یا هر چیز غیرمجاز دیگر با خود همراه داشته باشید از نمره انضباط تان کسر می شود. درس نخوانید نمره مستمر نخواهم داد و تهدیدات بسیار دیگر .
کاردستی کودکان ما را والدین و یا خواهر و برادر بزرگ تر آماده می سازد . در واقع با مشارکت ندادن کودک در ساخت کاردستی ، به او اولین تقلب کپی برداری را می دهیم . دوره های کارآموزی در مدارس ما فقط مربوط به مدارس کار و دانش و فنی و حرفه ای است و برخلاف سیستم آموزشی والدورف ، هدف اصلی آن پیدا کردن شغل است نه گسترش توانایی های فردی دانش آموزان .
بسیار تلاش شد که مسئولیت دوره پیش دانشگاهی برعهده مدارس ما نباشد و یا آن را کلا حذف کنند اما نه تنها این امید تحقق نیافت ، بلکه با حذف کلاس دوازدهم و تبدیل آن به دوره پیش دانشگاهی ، تلفیقی نامیمون در رسالت آموزش و پرورش به وجود آمد که فرصت ممتازی برای توانمندی مافیای کنکور و کلاس های تقویتی و رشد قارچ گونه آموزشگاه ها شد. چطور می‌توانیم به دانش آموزان کمک کنیم تا معنای زندگی خود را بیابند؟

مذهب در سیستم آموزشی والدورف
وابستگی به هیچ مذهبی در این مدارس دیده نمی شود . در ابتدای دوران دبستان خانواده تصمیم می گیرد که فرزندش در کدام کلاس دینی شرکت کند ولی در ابتدای دوران متوسطه نوجوان خودش تصمیم می گیرد.

ابتدا به این نکته مهم توجه کنیم که انتخاب توسط دانش آموز سال اول متوسطه انجام می گیرد و کلاس دینی ، فقط بر گرفته از اصول و اعتقادات دین واحد نیست. بزرگ ترین حُسن سیستم آموزشی والدورف ، نادیده نگرفتن هیچ بُعد زندگی است و در حالت اعتدال به هر بُعد مهم زندگی حتی مذهب نیز پرداخته است.
این تعدیل باعث شده است که دانش آموزان از افراط و تفریط آموزشی به دور مانند . دخالت و حضور مستقیم و غلیظ مذهب ، دین ، ایدئولوژی در نظام آموزشی ما ، امروز نتایج خود را نشان می دهد. در مدارس ما رسالت کارکردی هر کتاب درسی زیر سایه همه جانبه دینی ، ناپیدا و کم رنگ گردیده است.
سه نکته جای تأمل دارد :
1 - کودکان ما چنان پرورش نیافته اند که بخواهند و یا بتوانند کلاس دینی خاصی را برای امر آموزش خود انتخاب نمایند.
2 - به کودکان ما هرگز این اعتماد و اجازه برای آشنایی با دینی خاص بجز اعتقادات خانواده ، از سوی والدین و نظام آموزشی داده نمی شود.
3 - نظام آموزشی ما هرگز بجز تدریس بینش اسلامی ، اجازه آموزش دینی دیگر را در مدارس نمی دهد.

در کشور ما کافی است که در خانواده ای مسلمان به دنیا بیایید ، نوزاد تازه متولد شده مسلمان خوانده می شود و در هیچ سنی برای او شرایط انتخاب ، داده نمی شود. یعنی ما با خودآگاهی مسلمان نمی شویم بلکه شرایطی که قبل از ما وجود دارند ما را مسلمان می سازند. البته دلیلی برای انکار و نفی این بحث مهم نمی بینم ، چون در دین اسلام شناخت و خودآگاهی برای انتخاب دین و خداشناسی در سنین بلوغ ، بسیار حائز اهمیت است . هدف این نیست که تغییر دین دهند ، هدف این است که برای آنان فرصت مناسبی فراهم کنیم تا با شناخت و آگاهی دین را بپذیرند.
یکی از دلایلی که ما ایرانیان به شرایط موجود در هر مکان و موقعیت ، تسلیم و مطیع و مقلّد هستیم ، همین نکته است. قبل از من ، پدر و مادرم مسلمان بوده اند پس من هم مسلمانم . قبل از من پدر و مادرم در این خانه و این محل و این شهر زندگی می کرده اند پس من هم زندگی می کنم . قبل از من مدرسه ای که می روم مخروبه بوده و بوی رطوبت و کهنگی همه را اذیت می کرده است من هم تسلیم شرایط آن هستم و دلیلی برای اعتراض ندارم و بسیاری از موارد دیگر . همه ما در این حلقه معیوب اسیر و دست بسته ایم . خردی برای رهایی نیست . نه فردی و نه جمعی و برای همین داستان ناکامی ها و ناتوانی های ما در بین نقش های ریز و درشت جامعه ، تکرار مکرّرات است.

کامپیوتر در سیستم آموزشی والدورف
به دلیل با ارزش بودن روابط گرم انسانی و اهمیت آن ، ابتدا دانش آموزان باید این روابط انسانی را در یک دنیای کاملا واقعی تجربه کنند . به همین دلیل در دوران ابتدایی کامپیوتر تدریس نمی شود تا دانش آموزان از یادگیری زبان و روابط اجتماعی عقب نیفتند. برای دانش آموزان دوره متوسطه ، آشنایی و نحوه استفاده از این تکنولوژی قسمتی از برنامه های آموزشی را تشکیل می دهد.

ویژگی های سیستم آموزشی والدورف و مقایسه آن با آموزش و پرورش ایران

اگر در سیستم آموزشی والدورف به دلیل اولویت آشنایی با روابط گرم انسانی و یا ترجیح یادگیری زبان و روابط اجتماعی ، دلیل مهم برای عدم تدریس کامپیوتر در دوره ابتدایی است ، در کشور ما به دلیل نبودن امکانات لازم جهت تهیه کامپیوتر و یا بدآموزی این ابزار برای کودکان در مدارس ابتدایی ، تدریس آن غیر ممکن است.

قبل از ایپدمی کرونا ، نظرات کارشناسان علم طب را برای این عدم استفاده ، بزرگ نمایی می کردیم ، ولی امروز این فاکتور را فراموش کرده و کودک کلاس اول ابتدایی هم در فضای مجازی مهمان آموزش و پرورش است. مخاطرات چنین آموزشی برای این کودکان در چند سال آینده نمایان خواهد شد اما با بیان کلماتی چون کاش ، می بایست ، متأسفانه .

هنر حرکت (اویریتمی)
" هنر حرکت " یا " اویریتمی " از دروس مدارس والدورف می باشد و تفاوت آن با ژیمناستیک و پانتومیم این است که در اویریتمی برای هر حرف الفبا یک صدا و یک حرکت وجود دارد . معمولاً دانش آموزان با یادگیری یک داستان ، صدا و حرکات مربوط به آن داستان را هم یاد می گیرند. بدین ترتیب یادگیری هر داستان با یادگیری موسیقی و رقص مخصوص آن داستان همراه می باشد .

برای هنر حرکتی ، تنها مصداق مشابه اما متفاوتی که به ذهنم می رسد آموزش موزیکال است. دو نمونه عملی به تاریخ پیوسته که تابعانی برای خود ندارند و فراموش شده اند ، چون حساسیت به واژگان موسیقی و رقص در جامعه ما بسیار زیاد شده است . یادی کنیم از شادروان استاد سیدحسن نیّرزاده نوری که در دهه 60 و در شبکه یک سیما به آموزش موزیکال حروف الفبا می پرداخت و یا یادی کنیم از فردوس حاجیان در دهه 70 که در شهرک الفبا تجربه رویکرد نوین آموزشی را با نمایش در تلویزیون و با برنامه عمو فردوس یکی ساخته بود.

ویژگی های سیستم آموزشی والدورف و مقایسه آن با آموزش و پرورش ایران

قصه گویی یا روایت داستان برای کودکان هنر فراموش شده در نظام آموزشی ماست ، یا بهتر است گفته شود هرگز جایگاهی نداشته است . نه او را تشویق به این عمل می کنیم و نه ما آموزگاران فرصت کافی برای این کار را داریم ، چون مجبور به تدریس مطالب زیاد کتب درسی هستیم. در حالی که بهترین محرک برای تقویت قوه تخیل کودکان هست. کودکان از این امر لذت می برند و خود را قهرمان داستان فرض می کنند . آنان بدین طریق با نقش های گوناگون و زشتی و زیبایی ، مهربانی و سنگدلی و بسیاری از احساسات دیگر آشنا می شوند. کودکان کلاس اول تا سوم ابتدایی ، در کلاس داستان گویی به وجد می آیند و هنر خوب گوش دادن به سخن راوی یا بزرگترها را یاد می گیرند. دریچه بینش کودکان با قصه هایی که می شنود وسیع تر و نگرش آنان نسبت به مسایل گوناگون عمیق تر می شود.

ویژگی های سیستم آموزشی والدورف و مقایسه آن با آموزش و پرورش ایران

مدارس والدورف چه ویژگی هایی دارند ؟
سیستم آموزشی متحول والدورف قابل پیاده سازی در هر شرایط فرهنگی و اجتماعی است . مدارس والدورف به یکدیگر وابستگی ندارند اما سعی می کنند طی سمینارهایی با هم مبادله فکری داشته باشند.
اگر به یک مدرسه والدورف وارد شوید ، نخستین چیزی که توجه شما را جلب می‌کند ، اهمیتی است که به ساختمان مدرسه داده شده است.

ویژگی های سیستم آموزشی والدورف و مقایسه آن با آموزش و پرورش ایران
دیوارها ، معمولا با رنگ‌های شاد و زنده پوشیده می‌شوند. کارهای هنری کودکان که همه جا به دیوارها آویخته ، به دیوارها جلوه خاصی می‌بخشند. همه جا می‌توانید نشانه‌هایی از فعالیت‌های دانش آموزان را ببینید. بر روی هر میز ، یک کتاب درسی ویژه قرار دارد. نکته جلب توجه کننده دیگر ، احتمالا اشتیاق و تعهد بسیار آموزگاران است که در چهره و فعالیت آن‌ها دیده می‌شود. این آموزگاران ، به تک تک دانش آموزان خود به چشم شخصیت‌های یکتا نگاه می‌کنند.

برای این آموزگاران چنین پرسش‌هایی مطرح است :
* چطور به یک کودک کمک کنیم تا به عالی ترین شکل توانایی های تحصیلی خود را بروز دهد؟
* چگونه اشتیاق به کار و آموختن همراه با خودآگاهی سالم ، علاقه و توجه به دیگر انسان‌ها و احترام به جهان را در وجود کودک بیدار کنیم ؟
* چطور می‌توانیم به دانش آموزان کمک کنیم تا معنای زندگی خود را بیابند؟

هنگامی که کودکان بین آن‌ چه می آموزند و آن‌ چه تجربه می‌کنند ارتباط برقرار می‌کنند ، سرزنده و مشتاقند . به این ترتیب ، آن‌ چه می‌آموزند ، در وجودشان درونی می‌شود. مدرسه‌های والدورف به گونه‌ای طراحی شده اند که این شیوه آموختن را به پیش ببرند.
آموزگاران در مدرسه‌های والدورف خود را متعهد می‌دانند تا شوقی درونی برای یادگیری در وجود هر کودک را بیدار کنند. آن‌ها از راههای گوناگونی این هدف را دنبال می‌کنند. حتی موضوع‌های به ظاهر خشک و آکادمیک هم به شکلی پویا و همراه با تصویرهای بسیار به دانش‌آموزان ارائه می‌شوند. با بیداری این شوق درونی برای دانستن ، دیگر نیازی به آزمون‌های رقابتی ، نمره دادن و جایزه برای رفتار مناسب در کلاس برای مشتاق کردن کودکان به درس خواندن نخواهد بود.

ویژگی های سیستم آموزشی والدورف و مقایسه آن با آموزش و پرورش ایران

برنامه درسی در روش والدورف ، گسترده و همه جانبه است و به گونه ای تنظیم شده که به نیازهای کودکان در سه دوره رشد ، پاسخ دهد:
* از تولد تا ۶ یا ۷ سالگی
* از ۷ تا ۱۴ سالگی
* از ۱۴ تا ۱۸ سالگی
رادلف اشتاینر ، به آموزگاران گوشزد می‌کرد که بهترین راه برای حمایت از کودکان در مدرسه ، این است که بکوشید هر یک از آنها دوران رشد خود را به تمامی و به خوبی سپری کنند و محتوای مناسب سن آن‌ها را در هر دوره به ایشان ارائه کنید.

مستقل بودن هر یک از مدارس والدورف از یکدیگر و اهمیت مبادله افکار مابین آنها با تشکیل سمینارهایی ، چقدر حائز اهمیت است و استقلال یک مدرسه و آموزگاران آن ستودنی است. ما معلمان به طرز وحشتناک و اسفباری فقر تبادل افکار داریم . به طور نادر دو معلم هم رشته و یا هم پایه ، به تبادل تجارب خود می پردازند. این معلم راضی است که تدریس نادرست و یا ناقص داشته باشد اما با همکار خود برای رفع اِشکال تلاش نمی نماید. گروه های آموزشی نواحی و مناطق و استان نیز به انجام این مهم قادر نیستند.

اصل اساسی در زندگی این است که اگر اعتماد کنیم مورد اعتماد قرار می گیریم . اما این واقعیت ، حلقه گمشده نظام آموزشی ماست. هر یک از ما آموزگاران و دبیران هرگز کوچک ترین اثر از اعتماد معاون و مدیر مدرسه و ادارات و وزارتخانه نسبت به خود ندیده ایم و برای همین ما نیز به آنان اعتماد نداریم . سهم و اختیار من معلم در کلاس و مدرسه برای تعیین هر امری در حیطه آموزش و یا روش های یادگیری صفر است. طی مدت خدمت ، هیچ نظرسنجی از من به عمل نیامده است. هیچ نیروی ستادی از من راه حل نخواسته است. هیچ رئیس اداره ای کنجکاو روش تدریس من نبوده است. یعنی خدمت در نظام آموزشی ما با کسب شرایط اولیه ، مستلزم هیچ دشواری ویژه ای نیست. فقط کافی است سر به زیر و حرف گوش کن باشید.

آموزگاران و معلمان سر به زیر طی 30 سال خدمت خود با فرض تدریس در مدرسه ای واحد فقط کافی است خواسته های زیر را به جا بیاورند:
** یک نمونه طرح درسی مفصل برای درج در پرونده پرسنلی جهت دریافت نمره ارزشیابی ، بنویسند.
** یک سی دی از تدریس آموزش هوشمند خودبه طور انتخابی از یک فصل یا بخش کتاب درسی جهت درج در پرونده پرسنلی بابت دریافت نمره ارزشیابی تهیه نمایند و همچنین همین یک سی دی شهادت خواهد داد که این کلاس و مدرسه به آموزش هوشمند مجهز است.
** دفتر نمره ای که به طور متواتر و پراکنده نمرات مستمر پرسش شفاهی و کتبی در آن درج شده باشد تا اگر از استان فرد مسئولی برای بازدید به مدرسه آمد برای مدیر مدرسه و اعتبار ناحیه بد نباشد. اهمیت این کار هرگز برای اطمینان از یادگیری دانش آموزان نیست.
** امضای اول وقت دفتر حضور و غیاب که مبادا معلم در کلاس بدون امضا باشد و از اداره فردی برای بازرسی به مدرسه آمده ببیند.

یا ما فردی را برای اطلاع رسانی پنهانی یا همان جاسوسی انتخاب می کنیم ، رسالت جاسوس بازی را از دوران دانش آموزی به ما یاد داده اید.
معاون و مدیر مدرسه در هر کلاس برای دسترسی راحت به خلاف های دانش آموزان ، برای خود جاسوسانی دارند.
مبصر کلاس از همکلاسی های خود برای نیل به اطلاعات دست اول ، کمک می خواهد. یا برخی از دانش آموزان گفته های معلمان خود را با کج فهمی و یا غرض ورزی برای کج فهمی به مراتب بالا گزارش می دهند و این رشته سر درازی دارد چون دست بالای دست بسیار است.
این رفتار منفور را از مدرسه تا جامعه ، سرایت داده اید و در زندگی فردی و اجتماعی بیشتر ما سایه افکنده اید. چه موقع مرا به عنوان یک انسان ارج نهاده اید که ارزش های انسانی در وجودم نمایان شود و یا من آن را در وجود دانش آموزانم برانگیخته و ارج نهم ؟ حس کنترل شوندگی توسط نیروی مافوق و حس قدرت طلبانه کنترل کنندگی ، آنان را به ناظرانی مذموم تبدیل ساخته است. طبیعی است اگر سیستمی پویا نباشد خود کنترل کننده هم نخواهد بود ، پس به ابزار و کانال هایی نامتعارف نیاز هست .  وابستگی به هیچ مذهبی در این مدارس دیده نمی شود . در ابتدای دوران دبستان خانواده تصمیم می گیرد که فرزندش در کدام کلاس دینی شرکت کند ولی در ابتدای دوران متوسطه نوجوان خودش تصمیم می گیرد.

زیبایی ساختمان مدرسه با رنگ هایی شاد و نصب کاردستی های کودکان بر در و دیوار مدارس والدورف ، به نشاط بیشتر و تقویت اعتماد به نفس کودکان منجر می شود ، بدین طریق کودک با اهمیت بودن خود را برای مدرسه ای که در آن درس می خواند درک می کند. هر یک از ما معلمان در چه شرایطی و در کدام وضعیت ظاهری و باطنی مدارس که تدریس نکرده ایم ؟

اول خدمت خود اولین دبیرستانی که در شهرستان بستان آباد استان آذربایجان شرقی تدریس می کردم ، روبه روی قبرستان شهر بود و به دلیل کمبود کلاس ، با نصب تیغه های آلومینیومی یک کلاس را به دو کلاس ، تبدیل ساخته بودند. تماشای قبرستان تا چه حد می تواند فرح بخش و نشاط آور باشد ، نمی دانم ؟

ویژگی های سیستم آموزشی والدورف و مقایسه آن با آموزش و پرورش ایران

مفاهیم کتب درسی ما آن چنان به دور از نیازهای حقیقی دانش آموزان در سنین مختلف تدوین شده است که انتظار نمی رود تا کودکان بین آن‌ چه می آموزند و آن‌ چه تجربه می‌کنند ارتباط برقرار کنند. لذا آنان نه سرزنده و مشتاق یادگیری اند و نه مطالب تدریس شده در وجودشان درونی می شود. چون فرآیند یادگیری انجام نیافته است. کودکان ما قادر نیستند دوران رشد خود را در مدرسه به تمامی و خوبی سپری سازند ، چون هدف اصلی نظام آموزشی ما اصلا این نیست. به نظر نظام آموزشی ما ، کودکان موجوداتی ناتوان هستند که باید سال های دیگری را در مدارس بسر کنند و بعد حتما وارد دانشگاه شوند تا شاید بتوانند برای جامعه فردی مفید باشند.

ادامه دارد

1) http://whywaldorfworks.org . سایت تسهیل گران آموزشی . ترجمه عاطفه عباسیان . 24 آذر 1392 .

بخش اول


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ویژگی های سیستم آموزشی والدورف و مقایسه آن با آموزش و پرورش ایران

منتشرشده در آموزش تطبیقی

کاربرد یادگیری اکتشافی جروم برونر در آموزش و پرورش ایران

مقدمه
نظام آموزشی ما اصولا روند رشد و نمو دوران کودکی تا آغاز جوانی را در سیکل معیوب " تغییرات رفتار و یا تغییرات شخصیتی " انسانها ، فرض می داند. در واقع " تجربه عملی " در فرآیند آموزشی ما جریان ندارد . برای همین ناشناخته ها و مجهولات شاگردان ما از دنیای علم و دانش و در جولان حفظیات درسی طی 12 سال دوران تحصیل ، بسیار زیاد است. به تعبیری دیگر ، بی کفایتی و ناکامی های بزرگسالی یک فرد در زندگی اجتماعی ، خمیرمایه نظام آموزشی موجود است .

به طور کلی ناتوانی حل مسأله و عدم جست و جوی راه حل منطقی و عقلانی خارج از رفتار شرطی و مقلّد ، در رفتار آنان مشاهده نمی شود. او نه تجربه عملی کسب کرده است و نه مهارت زندگی را فرا گرفته است. او با مدرک حاصل از حفظیات 12 ساله خود در جامعه به هر اداره و سازمانی سر می زند تا بتواند شغل و درآمدی داشته باشد و این داستان تلخ بیشتر تحصیل کرده های جامعه ماست.

سیستم ناکارآمد اقتصادی ، غالبا جهت جذب او در مشاغل گوناگون ، بدون توجه به نوع رشته تحصیلی و یا توانایی های بالقوه او و فقط به دلیل داشتن مدرک دانشگاهی ، او را به کار می گیرد. ظاهرا خاطره تلخ و شیرین مبصری کلاس ، آنچنان در اذهان مردم ایران رسوب کرده و بارِ ارزشی یافته است که برای تصدّی مشاغل گوناگون ، جذب یک مبصر کافی به نظر می رسد. همه در شغل خود مبصری هستند که باید طبق خواسته های ساختار اداری و به طور شرطی ، رفتار نمایند. یک سیر خطی حافظ نظم و انضباط فرساینده منابع و انرژی . عدم رضایت شغلی ، افسردگی و دلمردگی در حین انجام کار ، نتیجه چنین برنامه ای است. هر یک از ما با تأسی از سیر خطی ایستا ، بدون آموزش ضمن خدمت و ایجاد جوّ رقابت سالم ، سعی در پیمایش این مسیر ، طی 30 سال خدمت خود را داریم و چون از سیاست تشویقی بر اساس قابلیت های ذاتی و یا اکتسابی ، خبری نیست لذا با نردبان ساختن دیگران و یا فساد اداری ، سعی در سبقت گرفتن از دیگران هستیم .
در واقع ما در دوران تحصیل نه کشف شدیم و نه آموزش اکتشافی را تجربه کرده ایم . نشخوار کلمات و مفاهیم نظری و یا حفظ کردن هر دو دروس نظری و عملی ، تمام استعدادها و علایق ذاتی ما را بدون هر نوع تظاهری آشکار و یا رشد و پرورشی ، مدفون و ناکارآمد کرده است. و حتی بیشتر ما از مرحله ایجاد و تقویت توانایی های اکتسابی که وظیفه نظام آموزشی است ، محروم مانده ایم . در واقع همه رشته های زنجیر تعلیم و تربیت و اشتغال افراد در این جامعه ، همخوانی غیرفعال و محدودی با یکدیگر دارند.

یادگیری اکتشافی جروم برونر
به طور کلی ، مجموع نظریات یادگیری را می‌توان به دو مقوله شرطی و شناختی تقسیم نمود . نظریه شرطی بر یادگیری‌هایی تأکید دارد که از طریق عادت و شرطی شدن حاصل می‌شوند در حالی که نظریه‌های شناختی بر شناخت و یادگیری از راه بصیرت تأکید می‌ورزند.

از انواع نظریه های شناختی می توان به یادگیری اکتشافی جروم برونر (انگلیسی : Jerome Bruner‎ ؛ زاده ۱ اکتبر ۱۹۱۵ درگذشته ۵ ژوئن ۲۰۱۶) اشاره کرد. یادگیری اکتشافی ( discovery learning ) به تغییر رفتار بر اثر تجربه گفته می شود و تغییرات ناشی از رشد و بلوغ شیمیایی و مکانیکی از مفهوم یادگیری فاصله زیادی دارد.
برونر در زمینه یادگیری شناختی به ویژه درباره فعالیت " آموزشی و کلاس درس " به فعالیت و تحقیق پرداخته است و به مطالعه یادگیری حیوانات از جمله موش و پرندگان ، کمتر رغبت نشان داده است .

برونر طی سال ها سعی می کرد تا تحقیقاتش را طوری جلو برد که جوابگوی این سوال باشد که چگونه می‌توان بهتر و بیشتر آموخت نه این که صرفا به تشریح و توصیف یادگیری بپردازد. او معتقد بود باید فرد با مسئله روبرو شود تا خود به کشف بپردازد.

کاربرد یادگیری اکتشافی جروم برونر در آموزش و پرورش ایران

طرز کار برونر
برونر حطیه عمل فعالیت‌های آموزشی را در چهار زمینه عمده تحت تأثیر دانسته است :

* تأکید بر فرایند یادگیری : به نظر او کسب معرفت مهم است نه حفظ حقایق . کسب معرفت یک فرایند است نه یک محصول . یعنی تأکید او بیشتر بر چگونگی یادگیری است نه آنچه که آموخته می‌شود.

* تأکید بر ساخت یادگیری : اگر مطالب یا محتوای آموزشی به شکل منطقی سازمان‌دهی شود ، شاگردان آن را بهتر یاد می‌گیرند. مانند تقسیم موجودات به دو دسته جمادات و جانداران . همچنین وجود ساخت یادگیری به معلم کمک خواهد کرد تا میان دانش مقدماتی و عالی رابطه برقرار کند و از پیچیدگی مفاهیم آموزشی کاسته می‌شود.

* تأکید بر اهمیت شهود : برونر علاوه بر تأکید بر جریان و ساخت یادگیری ، بر اهمیت شهود و اشراق و راز آشنایی تأکید می‌کند و اصرار می‌ورزد. او بر این باور است که حفظ کردن علوم ریاضی و کلامی هدف شایسته‌ای برای آموزش و پرورش نیست. بلکه هدف آموزش و پرورش باید ارتقا سطح بینش و فهم شهودی باشد. عملکرد آموزش باید چنان باشد که شاگردان با یک نگاه تیز و ژرف موضوع را درک کنند.

* تأکید بر اهمیت انگیزش درونی : انگیزه درونی آن است که فعالیت صحیح و موفقیت‌آمیز موجب رضایت خاطر و تقویت رفتار گردد نه پاداش‌های بیرونی . به نظر برونر پاداش‌های درونی بسیار مؤثرتر از پاداش‌های بیرونی‌اند.  در آموزش و پرورش ما چون با روش اکتشافی فرآیند تدریس و آموزش انجام نمی گیرد لذا نیازی به معلمان کارآزموده و توانا هم نیست. عدم تربیت معلمان حرفه ای در جامعه ما نیز بدین دلیل است چون که انتظار حفظ کردن مفاهیم درسی و یا دادن نمره بدان ، نیاز به مهارت ویژه ای ندارد. چن

کاربرد نظریه اکتشافی برونر در آموزش و پرورش
در نظریه برونر ، نگرش و بینش شاگرد بسیار مهم است. طبق این نظر ، معلمان باید به جای کنترل رفتار شاگردان و ایجاد رفتارهای پیش بینی شده بر اساس عادت ، به ایجاد وضعیت مطلوب یادگیری اقدام کنند و سبب شوند که آنان به کشف روابط و حل مسائل نائل گردند تا بتوانند کاربرد آموخته‌هایشان را در زندگی واقعی بیابند. در چنین برداشتی هر شاگرد باید مطابق با استعدادهای خود و توانایی‌های خود مسائل را حل کند و پیش ببرد.

از نطر برونر ، باید به میزان مواد درسی و تفاوت‌های فردی نیز توجه شود. به شاگردان خردسال باید اصول و مفاهیم را اغلب به طور مستقیم آموخت. زیرا آنان برای یادگیری اکتشافی تجربه و حوصله کافی ندارند. برعکس در دوره‌های بالاتر تحصیلی ، یادگیری اکتشافی موجب رضایت خاطر شاگردان می‌شود. از طرف دیگر شاگردان ما از طریق اکتشاف احتیاج به معلمانی کار آزموده و توانا دارند زیرا در غیر این صورت کلاس به بی‌نظمی کشیده می‌شود.

ارتباط نظریه برونر با سایر علوم
این نظریه یا هر نظریه مشابه دیگر که در حیطه یادگیری باشد با علوم مختلف از جمله علوم تربیتی و فنون تدریس مرتبط است و از طرف دیگر برای شناخت طرز عملکرد آن به علم روان‌شناسی و برای سنجش آن به علم روان‌سنجی ، آمار و علوم مشابه نیاز داریم.

کاربرد یادگیری اکتشافی جروم برونر در آموزش و پرورش ایران

( برونر : اساس خلاقیت ، پی بردن به این است که چگونه از دانسته های خود استفاده کنید برای حرکت فراتر از آن چه که پیش تر فکر می کردید )



اساس نظام آموزشی ما نقطه مقابل نظریه برونر
نظریه برونر درست نقطه مقابل نظام آموزشی ماست. چون او در نظریه خود به فرایند " کسب معرفت " بیشتر از حفظ کردن واقعیت‌های علمی توجه کرده است. گروهی از شاگردان ما که توسط معلمان ، زرنگ تشخیص داده می شوند ، همان کسانی هستند که انطباق هوشمندانه با انتظارات نظام آموزشی و معلمان را دارند ، آنان قدرت حفظیات فوق العاده قوی مفاهیم درسی حتی دروسی چون ریاضی و فیزیک و شیمی را دارند و با تقویت این شاخص به عنوان نعمت خدادادی که در خود دارند ، بسیار زرنگ و با معدل 19 تا 20 شناخته می شوند. همین شاگردان مشتریان 4 دهه ای آموزشگاه های تبلیغی کنکور و تقویتی و کلاس های پیشرفته بوده اند. البته تعبیر و تفسیری هم برای این آموزش پیشرفته دارند یعنی تقویت مهارت تست زنی . یا همین شاگردان ، گزینه های بسیار مناسبی برای تدریس خصوصی معلمانی که در همان آموزشگاه ها مهارت شعبده بازی با نمره و معدل را فرا گرفته اند و در کلاس درسی خود به جذب آنان می پردازند ، هستند. این معلمان ، پدران و مادرانی هستند که روزانه بیش از 12 ساعت تدریس می کنند و در خانه و مابین فرزندان خود غائبی ظاهرا موجه هستند . نیّت و شعار آنان ، تلاش زیاد برای کسب درآمد بیشتر و رسیدن به زندگی مرفه هست ! و بهای این فرآیند ، استیصال و اضمحلال آموزش و پرورش در جامعه ما هست.

آموزش و پرورش ما به تدریج برای ارتزاق بیشتر گروهی از افراد شاغل در نظام آموزشی ، چنین مجوز تخریبی را طی سالها داده است . اگر امروز ، وزرا و دست اندرکاران امر آموزش ، این تلاش 4 دهه ای را انکار و یا از خود سلب هم بنمایند و خود را مبارزی سرسخت علیه مافیای آموزشگاه ها و کتب کمک درسی و تدریس خصوصی و......معرّفی هم بکنند ، مراحل فرسایش ناشی از آن ، چنان جا افتاده و در بین واقعیت های زندگی ما رسوب کرده است که فقط با شعار و کلام وزیر ، قادر به ریشه کَنی اثرات منفی آن بر امر آموزش و اذهان مردم ، نیستیم و نخواهیم بود.

هر چند امروز به دلیل شرایط اپیدمی کرونا ، برخلاف دوران وزارت بطحایی ، چنین آشوب هایی یعنی مصاحبه های روزانه جهت تحریک افکار عمومی و ایجاد دغدغه بی سرانجام ، در رسانه های مختلف جریان ندارد و شاید این بحث برای عده ای ، در شرایط فعلی غیر ضرور هم تشخیص داده شود ، اما واقعیت های تلخ نظام آموزشی ما در جای خود استوارند و به طرز سحرآمیزی آنها تغییر یا اصلاح نخواهند شد.

در بررسی نظریه های تعلیم و تربیت و یا مطالعات تطبیقی ، به یک اصل مهم می رسیم و آن این که ما دقیقا برخلاف جهت حرکت کشورهای پیشرفته در نظام آموزشی ، عمل می کنیم. ظاهرا عمدی در کار است که اگر آنان تشخیص می دهند که آموزش شهودی و یا اکتشافی و تجربی ، به یادگیری عمیق منجر می شود ما خلاف آنها حرکت نمائیم و تلاش آنان را خنثی سازیم . پس چرا به دروغ گفته می شود که ما قالب ساختار نظام آموزشی و یا قانون اساسی خود را مثلا از کشور فرانسه ، دریافت نموده ایم ؟ یا شاید بومی سازی هر یک و متناسب سازی آن با جغرافیای فرهنگی خودمان ، شدیدا به ساختار آن آسیب رسانده و بد را بدتر از بد ، ترسیم نموده است.

ما در نظام آموزشی خود با ساختار فعلی ، حرفی ی برای گفتن نداریم. نه نظریه ای را پیگیریم و نه ساختاری موجّه را مقلّدیم . مسیر آموزش و تدریس ما با نگاه تسلط جویانه به بهانه ایجاد نظم و انضباط ، به نابودی تمامی کودکان این سرزمین منجر خواهد شد.



نکته مهم دیگر که باید بدان معترف باشیم ، این که هر یک از ما هنگام تحصیل ، همین نظریه های غربی را به عنوان واحدهای درسی می خوانیم و نمره و مدرک می گیریم . اما فردا به عنوان یک فرد شاغل کارشناس وقتی می خواهیم از همان نظریه ها مصداق بیاوریم ، به غرب زدگی و نشخوار نظریات آنان محکوم می شویم .

 

پرسش : از بین این همه تحصیل کرده رشته های گوناگون در سطوح بالاتر علمی ، چند تن نظریه ای جهانشمول و بدیعی ارائه داده است ؟ همه آنان با استناد به همان نظریات علمی ، تدریس می کنند ، سخنرانی می کنند ، در سمینار های مختلف شرکت می جویند ، مقاله می نویسند و قس علیهذا .

کاربرد یادگیری اکتشافی جروم برونر در آموزش و پرورش ایران

کالبد آموزش و پرورش ما در مقایسه با نظریه اکتشافی برونر
در یک جمع بندی مفهومی ، صف آرایی ساختاری آموزش و پرورش ما در برابر نظریه اکتشافی برونر ، عبارت است از :

** در آموزش و پرورش ما کسب معرفت یک محصول است نه یک فرآیند. ( فرآيند ، گروهی از وظیفه های به هم پیوسته است که با يكدیگر نتیجه ای با ارزش می دهد اما محصول یعنی میوه و نتیجه ) .

** در آموزش و پرورش ما تأکید بر آنچه که آموخته می شود هست نه چگونگی یادگیری . مطمئن شویم که او عین مفهوم را طی فرآیند حفظی به ما تحویل داد و نمره گرفت ، به من ربطی ندارد او چگونه یاد گرفته است. مهم نتیجه هست که بدان نمره داده می شود.

** ما در آموزش و پرورش خود به تشریح و توصیف یادگیری پرداخته ایم و به این نکته فکر نکرده ایم که چگونه می توان بهتر و بیشتر آموخت .

** ما در آموزش و پرورش خود در تعقیب مراقبت مرضی خود از کودکان و ترس از وقوع مخاطرات احتمالی برای آنها ، به کودکان خود اجازه نداده ایم تا با مسئله برخورد نمایند و خود با کشف مسأله به پاسخ برسند. بزرگ ترها در خانواده و مدرسه و محل کار ، بجای کوچک ترها و یا کم تجربه ها ، این فعل را یا انجام می دهند و یا برای تضمین آرامش ما و فضای کار آن را پنهان می سازند. برای همین هزار و یک مشکل و مسئله لاینحل ، به پیچیدگی ساختار اداری ما می انجامد.

** در آموزش و پرورش ما ساخت منطقی مابین مفاهیم درسی مقدماتی و دوره های بالاتر یا وجود ندارد و یا کم رنگ است. لذا آموزش پایه های مختلف تحصیلی مفهومی از هم گسیخته هست و ساخت یادگیری قابل دفاعی نداریم .

کاربرد یادگیری اکتشافی جروم برونر در آموزش و پرورش ایران

** در آموزش و پرورش ما حفظ کردن علوم ریاضی و کلامی هدف شایسته‌ای برای نتیجه گیری مورد انتظار هست . ما از ارتقای سطح بینش و فهم شهودی به دور هستیم لذا شاگردان ما قادر به درک تیز و ژرف موضوع نیستند.

** در آموزش و پرورش ما پاداش های بیرونی مهم تر ، جاذب تر و اثرگذار تر از پاداش های درونی هستند. لذا انگیزه های درونی به وجود نیامده ، محو و نابود می شوند. برای همین رخوت و سستی و تکرار مکرّات رفتار معمول شاگردان ماست.

** در آموزش و پرورش ما به میزان و حجم مواد درسی و تفاوت‌های فردی توجهی نمی شود. ما علاوه بر تفاوت های فردی ، تفاوت های منطقه ای بسیار زیادی هم داریم که آن نیز نادیده گرفته می شود.

شاید اولین کس که در ایران بدین نکته مهم اشاره داشت معلم فقید " صمد بهرنگی " بود.

کاربرد یادگیری اکتشافی جروم برونر در آموزش و پرورش ایران

** در آموزش و پرورش ما شاگرد خردسال و نوجوان ، با یک سیاست آموزشی ، تعلیم می بیند و ظرفیت و حوصله و یا هیجان خردسالان نادیده گرفته می شود.

** در آموزش و پرورش ما چون با روش اکتشافی فرآیند تدریس و آموزش انجام نمی گیرد لذا نیازی به معلمان کارآزموده و توانا هم نیست. عدم تربیت معلمان حرفه ای در جامعه ما نیز بدین دلیل است چون که انتظار حفظ کردن مفاهیم درسی و یا دادن نمره بدان ، نیاز به مهارت ویژه ای ندارد. چند نفر از ما معلمان ، خود متون درسی را حفظ نکرده تحویل دانش آموزان می دهیم ؟ چند نفر از ما معلمان مفاهیم موجود در متون درسی را یاد گرفته و فهمیده ایم؟ چون در تعریف یادگیری گفته می شود : یادگیری زمانی در ما انجام می گیرد که قدرت انتقال آن را به دیگران داشته باشیم . البته حفظیات ناخواسته کتب درسی طی تمام مدت خدمت یک معلم ، مقوله ای دیگر اما واقعیت است . یعنی اگر ما هم نخواهیم عدم تغییر کتب درسی برای دهه ها ، خود باعث حفظیات معلمان می گردد.
یک شاگرد باهوش می تواند این مهم را تشخیص دهد ، با پرسش در وسط تدریس از معلم . معلمی که درس را حفظ کرده باشد رشته کلام را از دست داده و عصبانی می شود و می گوید حواسم را پرت کردی یا رشته کلام را گم کردم . شما یک معلم هستید و باید مسلط بر ماده درسی خود باشید.

** در آموزش و پرورش ما تنها چیزی که ارزش ندارد نگرش و بینش شاگردان  است. معلمان ما مهم ترین وظیفه خود را کنترل رفتار شاگردان می دانند. یعنی بیشتر معلمان ما ابتدا مبصرانی هستند که می باید نظم و سکوت را برای شروع درس ایجاد کنند و دفتر نمره ابزار بسیار مهمی برای تحقق این هدف است . آنان تلاش می کنند تا طبق عادت با ایجاد رفتارهای قابل پیش بینی ، به ایجاد وضعیت مطلوب یادگیری دست یابند. و چون نگرش و بینش شاگردان ما مورد توجه قرار نمی گیرد ، آنان مطابق استعداد و توانایی های خود قادر به حل مسائل و پاسخگویی به سوالات نیستند. برای همین سراغ کتب کمک درسی رفته و پاسخ نوشته شده مسایل را از روی آن کپی می کنند. و یا اگر امکان خرید چنین کتبی را نداشته باشند و یا والدین فهیم آنان مانع این عمل شوند ، همان کتاب درسی را از سال بالایی ها گرفته و به رونویسی پاسخ می پردازند. نظام آموزشی خود ، ساز و کار این خودفریبی را فراهم ساخته است . برای یک معلم ، پاسخ خط خطی شده در دفتر و کتاب شاگرد کافی است . لذا نه استعداد و علایق شاگردان ما شکوفا می شود و نه طریق جستجوی راه حل ، دغدغه هموار و یا ناهموار آنان می گردد. اثرات این خیانت در بزرگسالی همه ما مشهود است.

** در آموزش و پرورش ما علوم تربیتی و فنون تدریس در فرآیند آموزش دخیل نیست. چون همه معلمان ما فارغ التحصیل مراکز تربیت معلم و یا رشته های دبیری دانشگاه های سراسری نیستند که فن تدریس را فرا بگیرند.

علم روان‌شناسی در مدارس ما در نقش مشاورانی خلاصه می شود که یا اسیر یک بوروکراسی زمان بَر برای پر کردن انواع فرم های تشخیصی غیر علمی اند و یا پشت میز اتاق خود ، طی زمان انتظار مراجعه شاگرد مشکل دار جسور به او ، زمان قابل توجهی را به بطالت می گذرانند. چون بسیاری از شاگردان یک مدرسه یا اصلا از ماهیت وجودی او بی خبرند و یا با رعایت جوانب احتیاطی به او بابت رازداری اعتماد ندارند. ما از علم آمار برای دادن آمار غیرواقعی و بزرگنمایی استفاده می کنیم نه برای برجسته کردن ضعف ها و کاستی ها . مگر برخی از مدیران کل آموزش و پرورش ما چنین نکرده اند و یا نمی کنند ؟

کاربرد یادگیری اکتشافی جروم برونر در آموزش و پرورش ایران

در علم روان سنجی یعنی تبدیل پدیده های روانی کیفی به کمی ، لابد مشاوران معتقدند بی نقص عمل نموده اند. دقت این عمل تا چه حد بوده اساتید فن باید نظر بدهند نه یک کارشناس ستادی .

سخن و انتظار آخر
محیط آموزشی مناسب باید محیطی کاملا آرام و دور از اضطراب و تنش باشد و شرایط آموزشی باید به گونه‌ای تنظیم شود که شاگردان بتوانند عقاید خود را با آزادی در کلاس درس بیان کنند ، آنان با این کار به تدریج حدود و ثغور آزادی را فرا خواهند گرفت . یاد خواهند گرفت که با علاقه و احترام به گفتار دیگران گوش دهند ، در مورد مسائل مختلف بیندیشند و به ساماندهی مفاهیم ذهنی خود بپردازند تا بدین وسیله نیروی تفکر را در خود تقویت کنند . معلمان ما می توانند سوالاتی از متن کتاب و یا خارج از آن را برای تحریک انگیزه پاسخ دهی شاگردان تهیه نمایند تا آنان با تقویت بینش و بصیرت خود قادر به پاسخگویی باشند.

حجم کتب درسی ما غیراستاندارد و مفاهیم آن متناسب با نیازهای سنی شاگردان نیست. پس ما معلمان رسالتی سنگین تر از آموزش صِرف مفاهیم درسی در نظام آموزشی موجود را داریم و باید با مباحث تکمیلی و بحث آزاد ، انگیزه درونی آنان را به فعالیت و جستجو و یادگیری اکتشافی ، تحریک نماییم .

فرمانروای کلاس درس برای چگونگی هدایت آن ، شمای معلم هستید. اگر به بسیاری از چیزهای ضروری نمی توانیم در انجماد فکری حاکم بر نظام آموزشی دست یازیم ، حداقل روزنه هایی برای متفاوت بودن ایجاد کنیم . ما چون طی سی سال خدمت خود با کودکان سرو کار داریم احتمالا تصور می کنیم که این کودکی عجب مقوله ای تمام نشدنی است. اما کودک دیروز ، کودک امروز نیست. هر سال شاگردان ما عوض می شوند و ما نه یک نسل که نسل های متوالی را برای تعلیم و تربیت متناسب و بهینه ، از دست می دهیم .

اعتبار و روائی آموزش ، می تواند با قدرت ابتکار و تفکر در حیطه تصرف عملی معلمان قرار گیرد. شاید فقط باید همانند برونر عاشق کودکان بود و با صبر و حوصله در بین کودکان و با آنان زیست و تجربه کسب کرد. یا اگر ما در این مسیر گام نمی گذاریم و یا بدان عمل نمی کنیم بدین دلیل هست که بیشتر معلمان خیال می کنند که تحصیل 16 ساله و یا بیشتر و تدریس چندین ساله ، مطلق تجربه هست و دیگر چه تلاشی مضاعف لازم هست ؟ اما در جریان آموزش ، طی دقایق تجارب ما تغییر می کند ، تکمیل می شود و رشد می کند. آری طی دقایق نه سنوات خدمت.

مسیر آموزش و تدریس ما با نگاه تسلط جویانه به بهانه ایجاد نظم و انضباط ، به نابودی تمامی کودکان این سرزمین منجر خواهد شد. می توان الگوهای بیشتری جستجو کرد و از آنها نیز یاد گرفت. امروز ما دردسر نسل قدیم را با خود یدک نمی کشیم .

یادش به خیر  ...

جست و جو در کتابخانه ها برای یافتن منابع مورد نیاز . مراجعه به ادارات و سازمان های گوناگون برای مستندسازی اطلاعات و..... نسل امروز در دنیای پیچیده و تلنبار اطلاعاتی اینترنت ، در هر سن و نقشی به راحتی می تواند پاسخ سوالات خود را بیابد. باید به توانایی های ذاتی خود ایمان داشته باشیم . من ضرورتا فقط همین که هستم ، نیستم . به این جمله ایمان دارم چون تغییرات کوچک در روش تدریس ما و یا نوع رفتار ما با شاگردان ، اثرات معجزه آسایی بر یادگیری کودکان خواهد گذاشت.
هیچ معلمی آب راکد نیست و نباید باشد. معلمان با همراهی جوش و خروش کودکان ، باید هر دائم در حال شدن و صیرورت باشند و گر نه پویایی آموزش ، قربانی ایستایی معلمان خواهد شد. ضعف و ناتوانی نظام آموزشی ما در تمامی وجوه بسیار زیاد است اما تنها عنصر غالب بر آن معلمان هستند. فقط باید توان و ارزش فعالیت خود را باور داشته باشیم .

منِ معلم می توانم کلاس خود را خارج از قالب حاکم ، اداره نمایم. بدون آن که خلاف آئین نامه و بخشنامه و قوانین عمل نمایم . قدرت خود را ناچیز نشماریم و گر نه در انجماد نظام آموزشی مستحیل خواهیم شد و نهایت این عمل ، نابودی منابع ، انرژی و سرمایه یک کشور هست .

برافراشته باد پرچم خرد و دانایی .


1) دانشنامه رشد. نظریه اکتشافی جروم برونر . 21 دی 1399.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کاربرد یادگیری اکتشافی جروم برونر در آموزش و پرورش ایران

منتشرشده در آموزش نوین

نظرسنجی

به نظر شما ؛ عزم دولت چهاردهم ( مسعود پزشکیان ) برای اصلاح سیستم آموزشی کشور تا چه میزان جدی است ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

راهنمای ارسال مطلب برای صدای معلم

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور