صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
یکشنبه, 27 شهریور 1400 10:26

تیپولوژی دگماتیسم و آزاداندیشی

تیپولوژی دگماتیسم و آزاداندیشی و آرای اندیشمندان و فیلسوفان

دگماتیسم به مثابه تصلب و تعصب محض مطلق و غیر معقول فکری و ذهنی است و تفکر و تعقل و انتقاد منصفانه و منطقی را برنمی تابد در تعارض و تناقض با آزاداندیشی و منطق و عقل و سیالیت و دینامیسم و ترانسفوریسم علمی و فلسفی می باشد. چه بسا تخریب و دیگرگونه گشتن و قلب ماهوی و گذر از خود و بازنگری و بازآفرینی و دل سپردن به پروسه استکمال و ترقی موجبات رشد و ارتقاء و فیروزمندی را فراهم نموده و فرد، جامعه، تاریخ و فرایندها و پارادایم های ذهنی، عینی و روند حرکت و تحقق رضایت خاطر آدمیان و سعادت و فضیلت و شاکله احسن زندگانی را فراچنگ می آورد.

هیچ آرایشی بدون پیرایش در ابژه و سوبژه و هیچ نوزایی منهای کهنه زدایی محقق نمی گردد.

تیپولوژی دگماتیسم و آزاداندیشی و آرای اندیشمندان و فیلسوفان

" الاالله " زمانی مجسم و محقق می شود که " لااله " مورد تدقیق و تفهیم واقع شود. جمله ای وزین منسوب به " فریدریش نیچه" که می گوید: " برای بنا نهادن ارزش های نوین و عقلانی می باید بنیادها و بنیان های پوسیده و غیر معقول را تخریب نمود." پر واضح است که موضوع بدیهیات اولیه به تعبیر کانت " مفاهیم پیشینی" و ما قبل تجربی جای خود دارند و پندار نگارنده چنین نیست که یک نخبه و متفکر صاحب مکتب و سبک با لحاظ نمودن عقل و منطق و حقیقت و واقع پذیری "رئال" منفعل ، سرگردان  و بی جهت به سر برده و تسلیم بادهای موسمی ذهنی گرایانه و پراتیک دیکتاتور مآبانه گردد!

در منطق ادیان و دنیای فلسفه و روان شناسی مصمم و اراده مند بودن توام با انعطاف لازمه و معقول و متعارف، اصلی پذیرفته شده و به قول معروف محکه پسند می باشد. آنچه ضروری و مهم می نماید شناخت مرزبندی فی مابین دگماتیزم و آزاد اندیشی است. تقلید از نیاکان در شکل جاهلی آن ، رسوبات ذهنی و عملی ضد تکاملی گریز از نوآوری و نوسازی، مقاومت در برابر انتقادات و اعتراضات عقلانی و به سربردن با خرافات و موهومات و پای فشردن بر انانیت در قاموس قرآن و کلام نورانی پیشوایان دین و مذهب و نخبگان و فلاسفه و جامعه شناسان و مصلحان جوامع مذموم و نکوهیده است.

بخش قابل توجهی از سوفسطائیان در برابر سقراط حکیم طلایه داران و سردمداران پارادایم قرون وسطی یا همان " اسکولاستیک" اشاعره یا جبری مسلک هامرحبه و باطنی گرایان افراطی، ظاههریون، کلامیون و اصولیین مستغرق در لفظ و ذهن، خوارج مسلک ها ،عمله استعماری در خدمت بنی امیه و بنی عباس و امثال زهری ها، عبدالله بن سلام ها، کعب الاحبار و ابوهریره و جاده صاف کن های راهبرد و راه کارهای ضد انسانی و سناریوهای چپاول و غارتگری و برده ساختی امپراطوران و آریستوکرات ها و نمادهای پوپولیسم پرداختی در عداد و شمار دگماتیسم اقماری تاریخ محسوب می گردند.

هرگز عنصر انتقادی زنده را در صندوقچه زمان و مکان قرار نمی دهیم. چه استبعادی دارد یک انسان به ویژه نخبه و متفکر به انتقادهای درون ساختی و ساخت های گوناگون سپهر اعتقادی و علمانی و فلسفی بپردازد. منطق حضرت ابراهیم نبی در مواجه با بت پرستان، موسی و هارون با فراعنه و گوساله پرستان، ابوطالب با ابرهه و محمد (ص) با جاهلیت زمان و ابولهب و ابوجهل مصادیقی بارز و عینی و ملموس از این دست به شمار می روند. دوره سه جلدی "تاریخ فلسفه غرب" اثر ماندگار و ارزشمند فیلسوف مشهور و بزرگ "برتراندراسل" آینه منعکس کننده بخش قابل ملاحظه ای از دکترین آزاداندیشی و پروسه انتقاد منطقی بی شائبه در عرصه های علم، فلسفه، منطق و مکتب می باشد. این فیلسوف شهیر و ریاضی دان معروف و ارجمند آزاد اندیشی و انتقاد در کلیت سیر علم و فلسفه و مکاتب عقیدتی و مرامی را تعیین و لحاظ نموده است.

" راسل" اگر به آسیب شناسی و معایب قرون وسطی همت گمارده و عصر روم و یونان قدیم و فلسفه متقدم و اسپارت و اندیشه و عقیده " المپی ،گنوسی، زئوس، انک گوراس ،  امپیروکلس، پارمنیدس، فیثاغورث، بطلمیوس، و مکتب "مسلطی" و آسیای صغیر " تالس، اورفئوس، و خدایان " المپ" را به بوته نقادی آورده و علاوه بر تجلیل و تعظیم امثال نیوتون و کپلر و کوپرنیک باز عنصر نقد را فراموش نکرده حتی به عصر جدید و نوزائی و رنسانس و اوتر و کالون هم که می رسد ضمن ارج نهادن بر همت و تلاش و خدمات آنان شجاعانه نقطه نظرات خود را در کلیت موضوع اعم از این که کاملا حق با اوست یا به چالش آفرینی در برخی موارد پرداخته ابراز و اظهار می دارد. سبک فکری و علمی و فلسفی این اندیشمند قرن استاتیک نبوده و عبور از نظرات خود را نیز پنهان نمی ساخت.

به رغم برخی مستشرقین اندک و یا مغرض اعم از قدیم و جدید که تعدادی از غرب شناسان بی انصاف و افراطی و آنکاردی و آوانتوریست مشرق زمین و یا حتی وطنی را بایستس بدانها اضافه نمود هستند. دانشمندان آزاداندیش و شجاع و منصف غرب و شرق که هم اندیشی و هم افزایی مثبت و کارآمد را فراموش نکرده و جانب حق و حقیقت و رئالیسم و انصاف و عدل را رعایت کرده اند. روژه گاردی ، آنه ماری شیمل، ویلیام چیتیک، رنه گنون، چامسکی، گورگیو، لوئی ماسینیون، گوستاولوبون و ... از جمله دانشمندان منصف و قابل احترام دنیای غرب هستند که هرگز نباید به تاق نسیان سپرده شوند.

در اثر معروف "راسل" با "آگوستین قدیس" روبه رو می شویم که در عین "افلاطونیست" نقدهایی نیز به آراء و ایده های " افلاطون" دارد. این نگره پیرامون سایر نوافلاطونی ها نیز تسری دارد که در جتی خود و به طور جداگانه می باید مورد مراقه قرار گیرد.

تیپولوژی دگماتیسم و آزاداندیشی و آرای اندیشمندان و فیلسوفان

( برتراند راسل ) «...در حال حاضر به نظر می رسد که دنیا به سوی راه حلی نظیر راه حل عهد قدیم سیر می کند، یعنی به سوی نظامی سیر می کند که به زور بر جامعه تحمیل شود و بیشتر نماینده اراده زورمندان باشد تا امیدهای توده مردم. »

 

متاسفانه برخی افراد به ظاهر محقق و نویسنده و مدرس گاها از روی تجاهل و نوع خاص ساختار و شاکله فکری و رفتاری و زمانی نیز به لحاظ کم عمقی و باری به هر جهت به گونه ای خلاف واقع و حقیقت به اظهار نظر و قلمی کردن مطالب و مکنونات غلط و انحرافی خویش مبادرت می ورزند و در این خط سیر لجاجت و اصرار نیز می ورزند.

در حدود دهه قبل فردی تحت عنوان واهی نویسنده و پژوهشگر در برخی مناطق آموزش و پرورش به ویژه منطقه 9 تهران، برای تعدادی از دبیران رشته ادبیات سلسله مبحثی تحت عنوان« استکبار شناسی »بیان نمود و جزوه و کتاب کم حجمی نیز در این مورد در اختیار مستمعین قرار داده بود که سیمایی سراسر غیر واقعی از "رنسانس" و عصر جدید و بسیار افراطی و مغرضانه منعکس نموده بود.

فرد مذکور به گونه ای به پردازش موضوع پرداخته بود که گویی ورود به عصر علم و رنسانس و پوزیتیویسم ساخته و پرداخته شیطان و لائیک ها و سکولاریسم و ملحدین و صهیونیست ها بوده و برداشتن پرچم علم به منزله و علامت مقابله و مبارزه و خصومت با دین و مذهب و خدا و معنویات و متافیزیک و ماوراءالطبیعه است!

تیپولوژی دگماتیسم و آزاداندیشی و آرای اندیشمندان و فیلسوفان

و از آن طرف یک سیمای کاملا مطلق مثبت و برحق و حقیقت از عصر تاریک قرون وسطی و اسکولاستیک به خواننده ارائه نموده بود و حال آن که علاوه بر آزاداندیشان و محققان عصر رنسانس و پسارنسانس در سرتاسر جهان با هر عقیده و دین و آئین در همان عصر تاریک اسکولاستیک ، فیلسوفان و دانشمندان بزرگ در رشته های گوناگون علمی و هنری از دانته گرفته تا آگوستین قدیس انتقادات و ایرادات و اعتراضات عمده و قابل توجهی بر پارادایم و دکترین قرون وسطی و طلایه داران و پرچم داران آن دوران تاریک ضد علم و عقل وارد ساختند.

پژوهشگران فوق الذکر گویا کتاب آقای "راسل" و سایر اندیشمندان نظیر "ویل دورانت، مونتگری وات، پی یر روسو، نهرو، فروغی، نصر، شایگان ، زرین کوب، تاریخ تمدن اسلام، دانش مسلمین، کارنامه اسلام، ویژگی های قرون جدید، آئین کاتولیک، عقل و اعتقاد دینی " و ... را مطالعه ننموده و یا اصالتا قبول نداشته است که در قرون وسطی چه میزان به نام دین و در مذهب و قوالب "کلیسا، ارتودکس، کاتولیک" و با آویزه قرار دادن ایمان و بر خلاف آیین انبیاء و توحید و سفارش الوهیت به دین و دانش جانب جهل و خرافات را گرفتند و با علم و تجربه و ترقی و آگاهی و مدرنیته در شکل و ذات حقیقی آن به مبارزه و مقابله پرداختند.

در عصر تاریک اسکولاستیک چگونه می توان عقل سلیم و انصاف داشت اما تراژدی گالیله و محاکمه او که گردن زدن ها و سوزاندن انسان ها و به ویژه دانشمندان، استعمار کهنه و برده داری و سرواژیسم خدایگان، پاپ ها و اسقف ها و کاردینال ها، بهشت فروشی، پاک کردن و عفو گناهان در قبال دریافت رشوه های کلان و افسانه ای، ارائه سیمایی خشن از دین، مطلق اندیشی های غیر واقعی ، فقدان بهداشت و استحمام و حتی جن زدگی!!؟ دانستن بیماری صرع  و این که گناه آدم در بهشت به فرزندان او نیز سرایت کرده و هر فردی با گناه اولیه به دنیا می آید و مسیح(ع) نیز خود را به عنوان تاوان گناهان بشریت خود را فدا کرد و به دار آویخته شد.

قهر آسمان و زمین، عدم امکان جدایی زن و شوهر، قائل نشدن حق مالکیت برای زن، عدم حق ازدواج برای کشیشان و ... را نادیده انگاشت. آیا پذیرش آیین وسطایی با آن همه تراژدی و فساد و تباهی و انحرافات و تحریفات و فاصله گرفتن از اصل دین و منویات الهی و معنویات و نادیده گرفتن جنبه های مثبت عصر جدید و نورایی علم، اختراعات، ابداعات، کشفیات، توجه به حکومت، دولت، مردم سالاری، دموکراسی (در شکل حقیقی و کارآمد بودن)، قانون ، مدنیت، پارلمان و ... که خود کمک شایان توجهی به بشریت و حتی دین و خداشناسی و معنویات تلقی می گردد، خبر دگم اندیشی ، جاهلیت مدرن و خیانت و مقابله با علم و دانش و ترقی و انسانیت می باشد.

تیپولوژی دگماتیسم و آزاداندیشی و آرای اندیشمندان و فیلسوفان

اگر درد، درد سوءاستفاده و نفوذ و بروز برخی ناهنجاری ها و مولفه های ضد بشری و دینی است این موضوع به طور عمیق و گسترده در عصر تاریک اسکولاستیک به طور وضوح مشاهده می گردد و ما هرگز طرفدار و جانبدار و مدافع برخی جوانب افراطی و یا سوءاستفاده ها و عناصر نفوذ در ابعاد عقیدتی، سیاسی و فلسفی در عصر رنسانس نیستیم و هرگز عنصر انتقادی زنده را در صندوقچه زمان و مکان قرار نمی دهیم.

موضوعاتی نظیر استعمار، برده داری نوین و نئوکلنیالیسم و مولفه هایی چون فاصله طبقاتی ، آپارتاید، جنایت در ویتنام، الجزایر، عراق، افغانستان، یمن، سوریه، فلسطین اشغالی و آن چه در دوران قاجاریه و پهلوی ها بر سر ایران و ایرانی آمد و نابودی طبیعت، مصرف زدگی و البته در عرصه علم نوعی شکاکیت نوین و در برخی موارد بت تلقی شدن علم و تجربه را مورد نقادی قرار می دهیم و هرگز از ظلم و تجاوز ، اشغالگری و غارت منابع طبیعی جهان سوم تحت هر نام و عنوانی که باشد دفاع نمی کنیم و چه بسا تجدید نظر در تجد نظر ضروری به نظر می آید. به عنوان مثال ژرژبوردو در نقد لیبرالیسم کلاسیک کتاب می نویسد و خود آقای راسل در مواردی امثال لوتر را هم به نقد می کشد.

سخن ما نیز چنین است که سره از ناسره تشخیص داده شود و عقل سالم ایجاب می کند تا آنچه را که حسن بوده و مورد تایید و تصریح عقل و دین و شعور و انصاف و منطق است ناجوانمردانه به زیر علامت سوال و سلاخی نبریم!  و از کثافات و رذائل و پلشتی و آن همه سیاهی و نکبت و اهریمن سیرتی قرون وسطی نه فقط ضد علم و بلکه ضد دین به مفهوم متعالی آن جانبداری نکنیم که تاریخ و آیندگان در درایت و سلامت عقل ما شک کنند.

راسل، خود در کتاب معروفش به نسبی بودن و محدودیت عقل و علم اعتراف دارد و هرگز وحی و ماوراء طبیعت را رد نکرده است و در ارزیابی رنسانس و عصر علم جانب انصاف و  معدلت را رعایت کرده است آنجا که در صفحه 378 کتاب خویش می نویسد:

« رهایی از قید حاکمیت کلیسا منجر به رشد فردیت شد و حتی به سرحد هرج و مرج رسید. در اذهان مردم عصر رنسانس، انضباط چه فکری و چه اخلاقی و چه سیاسی – فلسفه مدرسی و حکومت دینی را تداعی می کرد. منطق ارسطویی مدرسیان محدود بود اما توانسته بود نوعی خاص از دقت را پرورش دهد. وقتی که این مکتب منطقی از مد افتاد در ابتدا چیز بهتری جای آن را نگرفت بلکه فقط یک تقلید التقاطی از نمونه های قدیم رواج یافت. تا قرن هفدهم چیز مهمی در فلسفه پدید نیامد. هرج و مرج اخلاقی و سیاسی ایتالیا در قرن پانزدهم وحشت آور بود و نظریات ماکیاولی را برانگیخت . در عین حال آزادی از قید و بندهای فکری به بروز شگفت انگیز نبوغ هنری و ادبی منجر شد اما  چنین جامعه ای پایدار نیست. رفرم و ضد رفرم به همراهی اسارت ایتالیا در دست اسپانیا محاسن و همه معایب رنسانس ایتالیا را پایان بخشید. هنگامی که رنسانس به شمال کوه های آلپ سرایت کرد دیگر آن روح هرج و مرج طلب را نداشت. »

تیپولوژی دگماتیسم و آزاداندیشی و آرای اندیشمندان و فیلسوفان

 راسل ضمن ادامه نقادی و به محک گذاردن چند و چون تمامی آراء فلاسفه و دانشمندان عصر قدیم و حتی جدید حتی به آوانتوریسم از نوع "باکوئین" نیز اشارت دارد و هرگز از نقد نمی هراسد اما همیشه جانب انصاف و عدالت را در نظر می گیرد و همواره به دنبال ارائه راه حل منطقی و بهتر است.

وی در صفحه 379 کتاب می نویسد: «...در حال حاضر به نظر می رسد که دنیا به سوی راه حلی نظیر راه حل عهد قدیم سیر می کند، یعنی به سوی نظامی سیر می کند که به زور بر جامعه تحمیل شود و بیشتر نماینده اراده زورمندان باشد تا امیدهای توده مردم. مشکل یک نظام اجتماعی با دوام و رضایت بخش را فقط با ترکیب استحکام امپراطوری روم و ایده آلیزم "شهر خدا" ی آگوستین قدیس می توان حل کرد. برای حصول این مقصود فلسفه جدیدی لازم خواهد بود. »

نتیجه آن که : یک انسان محقق و آزاده و منطقی همواره باید سعی داشته باشد تا به اندیشه ورزی و مطالعه تتبع خویش ادامه بدهد و هرگز جانب اعتدال و انصاف را از کف ندهد و از تصلب فکری و ذهنیت تام و مطلق اندیشی جانبدارانه و غیر معقول پرهیز کند. انتقاد در انتقاد و به طور پیوسته و گذرا از وضع موجود و پرهیز از محدودیت گرایی و استاتیک و پرواز در اوج قلل علم و دانش می بایستی وجهه همت تمامی آزاداندیشان و نخبگان و محققان قرار گیرد.

علم جهان شمول و آزاد از قید و بند خرافه و دگم اندیشی و پذیرش سیالیت و دینامیزم و شجاعت و اراده معقول و متوازن در ابراز عقیده و دکترین یک اصل و شاه بیت غزل هستی و پلاتفرم و مانیفست بشریت تلقی گردد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تیپولوژی دگماتیسم و آزاداندیشی و آرای اندیشمندان و فیلسوفان

منتشرشده در آموزش نوین

آسیب شناسی فدایی مازندرانی در کتاب‌های درسی فارسی

هر از چندگاهی بخشی از کتاب‌های فارسی در شبکه‌های مجازی دست‌به‌دست می‌چرخد و پرده از تغییرات جدیدی که گروه مؤلفان کتاب‌های درسی فارسی اعمال کرده‌اند برداشته می‌شود و آه از نهاد علاقه‌مندان ادبیات فارسی برمی‌آید. اما آنچه در این نقدها از قلم می‌افتد تأثیر سلیقهٔ شخصی این مؤلفان در تألیف کتاب‌های درسی است، چراکه پیکان انتقادها معمولا متوجه آموزش و پرورش و سیاست‌های کلی آن می‌شود، حال‌آنکه به نظر می‌رسد سلیقهٔ شخصی مؤلفان در وضعیت فعلی کتاب‌های درسی بیشتر تأثیرگذار بوده است.

قرار گرفتن اشعار فدایی مازندرانی در کتاب‌های درسی نمونهٔ روشنی از اعمال سلیقهٔ شخصی در تألیف کتاب‌های درسی است.

به این چند جمله دقت کنید:

«کتاب‌های درسی از مهم‌ترین اسناد آموزشی هر کشور محسوب می‌شوند و قرار گرفتن یک شعر در این مجموعه نشان‌دهندهٔ دقت بالای اثر و سنجیده بودن همه اجزای آن است.»[i]

آقای فریدون اکبری شلدره در این جمله به‌درستی به معیارهای کلیِ انتخاب متون ادبی برای قرار گرفتن در کتاب‌های درسی اشاره کرده است، اما گویا متوجه نبوده‌اند که عکس این موضوع صادق نیست، یعنی نمی‌شود شعری را در کتاب درسی قرار داد تا اهمیت، شهرت و کیفیت آن بیشتر شود! و این کاری است که ایشان انجام داده‌اند. به بخشی دیگر از همان مصاحبهٔ قبلی ایشان توجه کنید:

«در سن 22 سالگی که برای گردآوری اشعار این چهرهٔ فرهنگی استان اقدام کردم، نسخهٔ خطی اشعار فدایی تقریباً در حال از بین رفتن بود. امروز خوشحالم که برخی از اشعار میرزا محمود فدایی در 4 کتاب درسی آموزش داده می‌شود.»[ii]

در تاریخ ادبیات ملل مثال‌های مختلفی از شاعرانی وجود دارد که در طول زندگانی گمنام بوده‌اند و سال‌ها پس از مرگشان به شهرت رسیده‌اند و جایگاه رفیعشان در تاریخ ادبیات مشخص شده است (برای نمونه ر.ک آواز اول مالدورور اثر ایزیدور دوکاس، ترجمهٔ مدیا کاشیگر).

اگر اشعار فدایی مازندرانی در فرایندی سالم گزینش می‌شد و در کتاب‌های درسی قرار می‌گرفت، حتما ما هم می‌شد که مثل آقای شلدره نتیجه بگیریم که چون اشعار فدایی در کتاب درسی آموزش داده می‌شود پس حتما شاعری مهم و تأثیرگذار در تاریخ ادبیات فارسی است، اما افسوس که این‌گونه نیست. برای اثبات این مدعا کافی است در مقالات منتشر‌شده و پایان‌نامه‌های دانشگاهی جست‌وجویی کنیم تا ببینیم چند کار پژوهشی روی اشعار فدایی مازندرانی انجام شده است.

آسیب شناسی فدایی مازندرانی در کتاب‌های درسی فارسی

بر اساس اطلاعات پایگاه مجلات تخصصی نور پنج مقاله به صورت خاص دربارهٔ فدایی مازندرانی نوشته شده است که نام فریدون اکبری شلدره در میان مؤلفان سه مقاله از آن‌ها به چشم می‌خورد. بر اساس داده‌های «پایگاه اطلاعات علمی ایران» تاکنون دو پایان‌نامه هم دربارهٔ فدایی دفاع شده است. این آمار نشان می‌دهد که دانشگاه تقریبا به فدایی بی‌توجه بوده است.

جدا از این‌ها فریدون اکبری در جوانی اقدام به جمع‌آوری نسخ اشعار فدایی کرده است و بعید است که کسی در جوانی بتواند مقام شامخ ادبی شاعری گمنام را تشخیص دهد. پس ماجرا چه بوده است؟ آقای شلدره متولد روستای شلدره از توابع بخش دودانگهٔ شهرستان ساری است. از قضا فدایی مازندرانی هم در همین دودانگه می‌زیسته است. به نظر می‌آید همین موضوع انگیزهٔ اصلیِ تصحیح اشعار فدایی مازندرانی  و چاپ آن‌ها بوده است.

در مقدمهٔ دیوان فدایی چنین نوشته‌اند:

«هیچ‌یک از زیست‌نامه‌نویسان و فهرست‌برداران، از زمان قاجار به این‌سو، یادی از وی به میان نیاورده‌اند.»[iii]

همین مقدمهٔ فریدون اکبری بر اشعار فدایی نشان می‌دهد که فدایی اساسا شاعری محلی بوده است. زنده کردن و از خطر نابودی نجات دادن تراث فرهنگی کاری است ارجمند و ارزشمند، منتها موضوع این نوشته چیز دیگری است: موضوع این است که اشعار شاعری محلی به صورت کاملا سلیقه‌ای در چهار کتاب درسی فارسی وارد شده، چراکه مصحح اشعار فدائی یکی از مؤلفان کتاب درسی بوده و از روی انگیزه‌های محلی، و نه ملی، سلیقهٔ خود را اعمال کرده است.

یکی از مواردی که اشعار فدایی وارد کتاب‌های درسی شده، کتاب علوم و فنون دهم، ص۲۴، است که شعری از فدایی در کنار اشعاری از سعدی، مولوی و ناصرخسرو قرار گرفته تا دانش‌آموزان عواطف این شاعران را با هم مقایسه کنند! دقت کنید: فدایی در کنار شاعران طراز اول ادبیات فارسی قرار گرفته است. عجیب‌تر اینکه ابیاتی که از فدایی در علوم‌وفنون دهم درج شده است بیش از ابیات شاعرانی چون فردوسی، خیام و انوری است!

اگر بنا باشد شعری آیینی گزیده شود تا در کتاب‌های درس قرار بگیرد، کدام شعر اولویت دارد؟ ترکیب‌بند محتشم به‌عنوان مشهورترین شعر آیینی؟ شعری از یغما؟ اشعار آیینی معاصر که احتمالا دانش‌آموزان با آن‌ها بیشتر ارتباط برقرار می‌کنند؟ قصیدهٔ کسایی به‌عنوان اولین مرثیهٔ فارسی عاشورایی؟

در درس چهاردهم کتاب فارسی هشتم ابیاتی از فدایی مازندرانی گزینش شده است و ابیات محتشم کاشانی در حاشیه (سؤالات بعد از درس) قرار گرفته است! فریدون اکبری بر صور خیال و صنایع ادبی در اشعار فدایی چند جا تأکید کرده است و این ابیات هم از این نظر ضعیف نیستند، اما وقتی که شعر فدایی با دیگر اشعار آیینی مقایسه شود آن‌گاه مشخص می‌شود که در انتخاب اشعار فدایی دلیلی دیگر در کار بوده است.

ابیاتی از فدایی در فارسی نهم و علوم‌وفنون یازدهم نیز درج شده است و درنتیجه نام فریدون اکبری و تصحیح او از فدایی در صفحهٔ منابع این کتاب‌ها درج شده است.

به‌این‌ترتیب دانش‌آموزان ما اشعار شاعری گمنام از مازندران را بیش از بسیاری از شاعران دیگر می‌خوانند. هرچند برای جست و جوی اعمال سلیقهٔ شخصی مؤلفان در کتاب‌های درسی راه‌های ساده‌تری هم وجود دارد. ازجمله‌ اینکه درس سیزدهم فارسی هشتم از یکی از کتاب‌های فریدون اکبری شلدره انتخاب شده و درس هشتم فارسی نهم را هم ایشان نوشته است، یعنی این متون کنار اشعاری از حافظ، سعدی و ... قرار گرفته‌اند.

در پایان نیک است که یک بار دیگر بخشی از مصاحبهٔ ایشان را بخوانیم:

«کتاب‌های درسی از مهم‌ترین اسناد آموزشی هر کشور محسوب می‌شوند و قرار گرفتن یک شعر در این مجموعه نشان‌دهندهٔ دقت بالای اثر و سنجیده بودن همه اجزای آن است.»

گروه ادبی دستخط

 ( گروه دستخط وابسته به مؤسسهٔ الگوی تعلیم و تربیت قاف است به شماره ثبت ۳۹۳۴۲ )

[i] فدایی مازندرانی فراتر از شاعران دورهٔ بازگشت:
http://mazandnume.com/fullcontent/45905/

[ii] همان

[iii] دیوان فدائی مازندرانی، تصحیح فریدون اکبری شلدره، ص پانزده


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

آسیب شناسی فدایی مازندرانی در کتاب‌های درسی فارسی

منتشرشده در پژوهش

چه روش‌ هایی برای آرام ساختن کودکان و دانش‌آموزان مفید هستند

در این مقاله به روش‌هایی برای آرام ساختن کودکان و دانش‌آموزان می‌پردازیم :

1 - این مورد را به یاد بیاوریم که آسیب رساندن به دیگران به‌هیچ‌عنوان خوب نیست .بسیاری از کودکان در صورت مقابله به دیگران به‌ صورت فیزیکی یا عاطفی برخورد نشان می‌دهند و خود را در معرض ابتلا به عصبانیت قرار می‌دهند . باید به بچه‌ها یادآوری کنیم این راهش نیست و در اولین مرحله آن‌ها باید یاد بگیرند که بلافاصله واکنش نشان ندهند .

2- سه نفس عمیق بکشند و از یک تا ده به‌آرامی بشمارند . این‌ها فن‌های بسیار ساده و فوری هستند برای آرام کردن بچه‌ها تا کمی از آن زمان و مکان فاصله بگیرند و بتوانند راه‌حلی برای مشکلات پیش رو در حال رخ دادن را پیدا کنند.

3- کودکان باید این جملات را با خود بگویند چه احساسی دارند و چه‌کاری می‌خواهم انجام دهند ؛ از این می‌توان به‌عنوان جمله‌ای تحت قالب تائید احساسات بزرگ و یا به رسمیت شناختن احساسات بیان کرد . این احساسات بسیار مهم هستند و باید مورد توجه قرار گیرند و بعد از آن با خود بگویند که برای حل مسئله باید چه‌ کار کرد ؟

4-  برای حل مسائل خود کمک بخواهند . کودکان همیشه نمی‌توانند مسائل شان را خودشان حل کنند ، آن‌ ها باید یاد بگیرند که از دیگران و افراد شناخته‌شده اطرافشان کمک بگیرند.

5-  همیشه راه‌حل‌ها پیدا نمی شوند و باید به خود زمان داد و این موضوع اگر احساسات زیاد در وجودمان رشد کرده باشد بسیار مشکل‌ساز خواهد شد . به کودکان یادآوری کنید که زمانی را برای آرام کردن خود بگذارند و همچنین به دیگران بگویند من احتیاج به‌ تنهایی دارم و می‌خواهم کمی فکر کنم. این بدان معنی است که ایده‌های آرامش‌بخش زیر می‌توانند به شما کمک کنند فرزندان این احساسات را با خیال راحت از بین ببرند. بنابراین در اینجا راه‌هایی ایمن است که کودکان می‌توانند احساسات بزرگ خود را بدون آسیب رساندن به خود و دیگران حل کنند.

چه روش‌ هایی برای آرام ساختن کودکان و دانش‌آموزان مفید هستند

9 ایده برای آرام کردن بچه‌ها

1- بیرون بروید و با پا به توپ ضربه بزنید . فعالیت‌های بدنی نقش  بسیار بزرگی برای درست کردن احساسات درونی ما ایفا می‌کنند.

2- ضربه زدن به بالش راه ایمن برای کنترل عصبانیت .

3گوش کردن به موسیقی  برای کودکان و آرامش شان بسیار مفید است .

4 - چشمانت را ببند و در آرامش باش بهترین ابزار برای کودکان است ؛ با دیگران تمرین کنید قبل از خواب زمان مناسبی است که آن‌ها بتوانند با احساسات خود مبارزه کنند و آن‌ها را آرام کنند.

5 - نقاشی احساسات : کودک را تشویق کنید که با استفاده از خلاقیت خود به‌صورت نمادین احساسات خود را نقاشی کند و بگوید چه حسی دارد و آن را درست کند  دقیقاً این جمله را به او بگویید دوست داری احساسات را نقاشی کنی؟

6 - نوشتن یک نامه و یا یک داستان : دوباره این آرامش را فراهم می‌کند ، این فن را همراه با فرزند خود انجام دهید به یک خروجی خلاق برای احساسات او ختم خواهد شد – ” شاید تو بتوانی  با نوشتن یک نامه به برادرت بگویی چه حسی داری چرا یک داستان برای این حست نمی‌نویسی و هر پایانی دوست داشتی برای آن بنویس.

7 - کتاب بخوان: خواندن حس آسودگی را برای کودک به ارمغان می‌آورد.

8 - با کسی حرف بزن : من وقتی باکسی حرف می‌زنم به آرامش می‌رسم . همه ما انسان هستیم و فرقی نمی‌کند در چه سنی باشیم این کار را می‌توانیم به کودکانمان هم آموزش دهیم .

9 - تقاضا برای آغوش امن : از کودکان بخواهیم که وقتی ناراحت شدند به آغوش خانواده مثل مادر پدر و پناه ببرند و در آنجا آرام باشند .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چه روش‌ هایی برای آرام ساختن کودکان و دانش‌آموزان مفید هستند

منتشرشده در دانش آموز

6 عامل از دید یک متخصص تغذیه که شما را مستعد حمله قلبی می کند

آیا می دانستید که در ایالات متحده در هر 40 ثانیه یک نفر دچار حمله قلبی می شود؟ به احتمال خیلی زیاد برای شما پیش آمده که حداقل یک نفر را بشناسید که حمله قلبی داشته است و فکر کردن به اینکه خود شما دچار یک حمله قلبی شوید بی شک بسی ترسناک است. خبر خوب این است که شما می توانید خطر حمله قلبی را با تغییراتی معقول در سبک زندگی تان کاهش دهید.

مطلب زیر را بخوانید تا بدانید حمله قلبی چیست، کدام عوامل خطرساز هستند و اینکه چگونه می توانید به طور مرتب با ایجاد تغییرات کوچک به سلامتی تان در درازمدت بهتر کمک کنید.

6 عامل از دید یک متخصص تغذیه که شما را مستعد حمله قلبی می کند

حمله قلبی چیست؟
حمله قلبی زمانی رخ می دهد که جریان خون به قلب کم یا به طور کامل قطع شود. خون مواد مغذی و اکسیژن را به سراسر بدن می رساند. وقتی در مسیر جریان خون مانع یا محدودیتی ایجاد می‌شود یا جریان خون قطع می شود، بخش‌هایی از ماهیچه ها اکسیژن و مواد مغذی دریافت نمی کنند. فقدان اکسیژن باعث صدماتی به ماهیچه قلب می شود.

قلب با به جا گذاشتن آثار زخم در بافت ها می تواند از حمله قلبی جان سالم به در ببرد و بهبود یابد. اما شاید این قلب دیگر در بهترین فرم و حالت خود نباشد و احتمالا مثل قبل خون را به صورت موثر و کارآمد به گردش نیاورده و پمپاژ نکند.

شاید تعجب کنید از اینکه حتی می توانید بدون اینکه خودتان متوجه شوید حمله قلبی داشته باشید چرا که حمله های قلبی همیشه با علایم شناخته شده و عمومی شامل درد سینه شدید و غیرقابل تحمل و تنگی نفس ناگهانی، یعنی شبیه آن چه که در فیلم‌ها نشان داده می شود همراه نیستند.

حمله قلبی (Heart Attack) با ایست قلبی (Cardiac Arrest) متفاوت است. در ایست قلبی (گرفتگی و توقف ناگهانی قلب) ضربان قلب به صورت غیرعادی تند می زند و از ریتم نرمال خارج شده یا تپش و ضربان آن به صورت ناگهانی متوقف می شود.

حمله قلبی و ایست قلبی را می توان با اختلال در لوله کشی و مشکل برق مقایسه کرد. حمله قلبی شبیه اختلال و مشکل در لوله کشی و لوله هاست در حالیکه ایست قلبی را می توان با مشکل در برق مقایسه کرد.

چرا حمله قلبی اتفاق می‌افتد؟
اگر حمله قلبی به عنوان قاتل خاموش شناخته می شود چه علتی پشت این اتفاق است؟

آترواسکلروزیس (Atherosclerosis) یا تصلب شرایین (سخت شدن دیواره رگ‌ها) حالتی است که در آن چربی، کلسترول و مواد دیگر که با هم به عنوان پلاک شناخته می شوند در جدار سرخرگ‌های کرونری قلب که خون ماهیچه قلب را تامین می کنند رسوب کرده و دیواره این رگ‌ها را که زمانی الاستیکی و قابل انعطاف بود سخت می کند.

همچنین با گذشت زمان پلاک ها در جریان و حرکت خون محدودیت ایجاد کرده و باعث تنگ شدن مجرای عبور خون می گردند.

پلاک همچنین ممکن است بترکد و با بستن جریان عبور خون باعث ایجاد لخته خونی گردد، یا ممکن است شکسته و خرد شود و در داخل جریان خون حرکت داشته باشد.

پیش بینی حمله قلبی همیشه ممکن نیست، چرا که هیچ نشانه ای در رابطه با سخت شدن دیواره رگها وجود ندارد. با این وجود قبل از اینکه متوجه هر نوع علایم و عوارضی شوید سرخرگهای شما ممکن است آنقدر تنگ یا گرفته شوند که خون رسانی را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. اما خوشبختانه ما تعدادی از عوامل خطرزا یا ریسک فاکتورها (Risk Factor) یعنی عواملی که احتمال ابتلا به یک عارضه، بیماری یا اختلال را افزایش می دهند می‌شناسیم که خطر بروز حمله قلبی را بالا می برند. با آگاهی از خطری که شما را تهدید می کند بهتر می‌توانید مواظب سلامتی قلبتان و در کل سلامتی بدنتان باشید و با آمادگی بیشتری از آنها مراقبت کنید.

6 عامل از دید یک متخصص تغذیه که شما را مستعد حمله قلبی می کند

عوامل شش گانه که احتمال بروز سکته قلبی در شما را بالا می برد

چندین عامل می تواند خطر بروز حمله قلبی در شما را افزایش دهد. بر اساس یافته های انجمن قلب امریکا ریسک فاکتورهایی (عوامل خطرزا یا خطرساز) وجود دارند که شما قادر به ایجاد تغییرات در آنها نیستید و کنترلی روی آنها ندارید: عواملی نظیر جنسیت، سن، نژاد و سابقه بیماری قلبی در خانواده شما. اما نگران نباشید عوامل خطرزای دیگری وجود دارند که شما می توانید آنها را کنترل یا از بین ببرید. این عوامل خطرزا شامل موارد زیر است:

6 عامل از دید یک متخصص تغذیه که شما را مستعد حمله قلبی می کند

1- کلسترول خون بالایی دارید
کبد شما نقشی اساسی در تولید هورمون، ساختار غشای سلولی و اندام های دیگر بازی می‌کند.
وقتی مطلبی در خصوص سطح بالای کلسترول خون می خوانید منظور از آن لیپوپروتئین‌ها هستند. لیپوپروتئین‌ها موادی هستند که کلسترول را در جریان خون به گردش و حرکت در می آورند. سطح بالای ال دی ال (LDL) در خون که با نام لیپوپروتئین کم‌چگال (یا کلسترول بد) هم شناخته می شود به این معنی است که مقدار زیادی کلسترول توسط این لیپوپروتئین ها حمل و منتقل می شود. داشتن ال دی ال بالا شما را در معرض خطر آترواسکروزیس (سخت شدن دیواره رگ‌ها) قرار می دهد که در درازمدت ممکن است به حمله قلبی منجر شود.
و برخلاف آنچه قبلا درباره کلسترول شنیده اید خوردن غذاهایی مانند زرده تخم مرغ، گوشت، میگو و فراورده های لبنی پرچرب که در آنها کلسترول یافت می شود لزوما کلسترول خون شما را بالا نمی برند. در عوض یک رژیم غذایی با چربی اشباع شده و چربی ترانس می تواند سطح کلسترول ال دی ال را افزایش دهد.

6 عامل از دید یک متخصص تغذیه که شما را مستعد حمله قلبی می کند

2- تری گلیسیرید بالایی دارید
تری گلیسیرید بالا همراه با سطح ال دی ال (لیپوپروتئین کم‌چگال) افزایش یافته شما را حتی بیشتر در معرض خطر تشکیل آترواسکلروزیس (تصلب شرائین) قرار می دهد. تری گلیسیریدها رایج ترین نوع چربی در بدن هستند. این نوع چربی که در داخل سلولهای چربی ذخیره می شوند در غذایی که می خورید هم وجود دارد.

بدن شما می تواند مقداری از غذایی را می‌خورید به تری گلیسیریدها تبدیل کند. مخصوصا وقتی که بیش از حد نیاز بدنتان کالری می خورید و غذاهای پرچرب یا غذاهای دارای کربوهیدراتهای ساده (مانند نوشابه های گازدار و شیرینی جات) مصرف می کنید مازاد آن به تری گلیسیریدها تبدیل شده و به صورت چربی در بدن ذخیره می شود.

به عبارت دیگر ایجاد تغییرات در رژیم غذایی ممکن است به پایین آوردن سطح کلسترول ال دی ال و تری گلیسیرید کمک کند. نتیجه این تغییرات کاهش یافتن خطر حمله قلبی است.

می توانید سطح کلسترول ال دی ال و تری گلیسیرید خود را با انجام اعمال زیر پایین بیاورید:

1- کاهش چربی های اشباع شده در رژیم غذایی:

انجمن قلب امریکا توصیه می کند که چربی اشباع شده در کالری روزانه تان بیش از 5 تا 6 درصد نباشد. این درصد معادل 13 گرم از یک رژیم غذایی روزانه است که 2000 کالری دارد.

چربی اشباع شده در گوشت، لبنیات و بعضی روغن های دارای پایه گیاهی مانند روغن نارگیل، روغن پالم (نخل) و روغن پالم کرنل (هسته پالم) یافت می شود.

جایگزین کردن چربی های اشباع شده با چربی های سالم تر مانند چربی های تک اشباع نشده که در روغن زیتون، آووکادو، آجیل (میوه های مغزدار مانند گردو، فندق، پسته و بادام)، تخم مرغ و ماهی یافت می شود می تواند به بهبود کلسترول خون کمک کند.

همچنین به طور اخص چربی های امگا-3 که شکلی از چربی های اشباع نشده هستند و در تخم کتان، گردو و ماهی های چرب مانند سالمون، خال خالی (Mackerel) و ساردین وجود دارند ممکن است باعث کاهش لخته های خون شوند.

2- خوردن غلات کامل بیشتر:

یک رژیم غذایی که شامل غلات کامل باشد می تواند خطر ابتلا به بیماری قلبی را کاهش دهد. به بیان دقیق‌تر پژوهش‌های دانشگاه تافتس نشان می‌دهد که خوردن غلات کامل می تواند به ثابت نگه داشتن اندازه دور کمر و بهبود فشار خون، قند خون، سطح تری گلیسیرید و سطح کلسترول کمک کند.

این شاخص های بهبود یافته ممکن است به علت احساس پری و سیری باشد که از خوردن غلات کامل به شما دست می دهد. فیبرهای محلول که نوعی از فیبرهای خوراکی هستند و در جو و جو دو سر یافت می شوند نیز می توانند از افزایش ناگهانی قند خون جلوگیری کرده و به شخص مخصوصا آنهایی که دچار بیماری قند خون (دیابت) هستند در کنترل بهتر سطح قند خونشان کمک کند.

دستورالعمل غذایی برای امریکایی ها در 2025-2020 خوردن حداقل سه وعده از غلات کامل در روز را توصیه می کند. این دستورالعمل یک وعده را معادل نصف فنجان جو دوسر، یک قرص نان کامل یا نصف فنجان برنج قهوه ای در نظر می گیرد.

3- خوردن غذاهای گیاهی:

غذاهای گیاهی مانند سبزیجات، میوه ها، لوبیا، حبوبات و سویا فواید و ارزش غذایی بسیار زیادی دارند. این نوع غذاها چربی اشباع شده و کالری پایین و دارای فیبرهای خوراکی، پتاسیم و سایر مواد مفید مغذی بالایی دارند. طبق تحقیقات انجام گرفته گنجاندن غذاهایی گیاهی در برنامه غذایی تان می تواند خطر بیماری قلبی و بیماری های مزمن دیگر را کاهش دهد.

رژیم غذایی گیاهی با رژیم غذایی گیاهخواری و وگان (Vegan) متفاوت است (در رژیم غذایی وگان علاوه بر گوشت، غذاهایی مانند تخم مرغ و لبنیات هم که منشا حیوانی دارند مصرف نمی شود). رژیم غذایی گیاهی نسبت به رژیم غذایی گیاهخواری و وگان انعطاف بیشتری دارد، چرا که در این نوع رژیم هنوز مقادیر کوچکی از پروتئین حیوانی وجود دارد.

مهم تر اینکه این نوع رژیم غذایی غذاهای کامل و فرآوری نشده (بسته بندی و کنسرو شده) را در بر می گیرد و روی این نوع غذاها تمرکز دارد.

6 عامل از دید یک متخصص تغذیه که شما را مستعد حمله قلبی می کند

برای حصول بیشترین فواید استفاده از سبک تغذیه گیاهی جهت تندرستی بدن به دستورالعمل وزارت کشاورزی آمریکا (USDA) با عنوان بشقاب من (MyPlate) توجه کنید که در آن نصف بشقاب شامل سبزیجات و میوه هاست، غلات کامل در ربع بشقاب و ربع باقی مانده پروتئین های گیاهی را در برمی گیرد.

اگر رژیم غذایی گیاهی مفهومی ناآشنا و جدید برایتان است در جست و جوی فرصت ها و راه هایی برای جایگزین کردن گوشت با یک پروتئین گیاهی که دستور تهیه آن را قبلا می دانید باشید. برای مثال به جای استفاده از گوشت چرخ کرده برای تهیه چیلی از لوبیا استفاده کنید. همچنین می توانید غذاهای کامل را جایگزین غذاهای فرآوری شده کنید، مانند استفاده از میوه کامل به جای میوه کنسرو شده در شربت.

6 عامل از دید یک متخصص تغذیه که شما را مستعد حمله قلبی می کند

3- در مصرف نوشابه های الکلی افراط می کنید

کبد شما الکل را تجزیه و آن را به کلسترول و تری گلیسیرید تبدیل می کند. با در نظر گرفتن این نکته وقتی بیش از حد الکل مصرف می کنید این می تواند هم سطح کلسترول و هم سطح تری گلیسیرید را در بدن شما بالا ببرد.

اگر به طور مرتب از مشروبات الکلی استفاده می کنید مصرف خود را اگر مرد هستید به حداکثر دو نوشیدنی و اگر زن هستید به یک نوشیدنی در روز محدود کنید. یک نوشیدنی معادل 45 سی‌سی از مشروباتی مانند ودکا، جین، بوربن یا اسکاچ، 150 سی‌سی از شراب یا 350 سی‌سی از آبجوی معمولی است.

در حالی که مصرف الکل در حد معمول ممکن است فواید چندی برای سلامتی داشته باشد اما اگر شما اصلا اهل استفاده از مشروبات الکلی نیستید و تا به حال لب به آن نزده اید بهترین کار این است که این کار را شروع نکنید.

6 عامل از دید یک متخصص تغذیه که شما را مستعد حمله قلبی می کند

4- به اندازه کافی ورزش و نرمش نمی‌کنید

ورزش مرتب و منظم به سلامت قلب کمک می کند. به بیان دقیق تر ورزش باعث تقویت و رشد رگهای جانبی قلب می شود.

به عبارت دیگر فعالیت بدنی می تواند تعداد رگ های کوچک متصل به سرخرگ های اصلی قلب را افزایش دهد. تجسم کنید که یکی از این سرخرگ ها مسدود شود، در این صورت این رگ های خونی جانبی به عنوان مسیر جانشین عمل کرده و اکسیژن و مواد مغذی را به نواحی قلب می رسانند. در غیر این صورت به علت محدود شدن جریان خون منجر به سکته قلبی می شد.

راهنمای فعالیت های فیزیکی برای امریکاییان ویراست دوم، 150 دقیقه فعالیت ایروبیک (هوازی) با شدت متوسط در هفته یا 75 دقیقه ورزش ایروبیک (هوازی) شدید در هفته یا ترکیبی از هر دو فعالیت متوسط و شدید در طول هفته را توصیه می کند.

تمرینات ایروبیک (هوازی) متوسط شامل راه رفتن سریع، باغبانی و دوچرخه سواری بوده در حالی که تمرینات ایروبیک شدید فعالیت هایی از قبیل دویدن، طناب زدن، کار در حیاط خانه مانند کندن یا بیل زدن و کارهای دیگر را در بر می گیرد که باعث عرق کردن شما می شود.

6 عامل از دید یک متخصص تغذیه که شما را مستعد حمله قلبی می کند

  5- سیگار می کشید یا در معرض دود سیگاری ها هستید

ترکیب منوکسید کربن و نیکوتین دود سیگار می تواند خطر حمله قلبی را افزایش دهد. وقتی سیگار می کشید منوکسید کربن را وارد ریه ها می کنید. این گاز زیان آور نه تنها مقدار اکسیژن حمل شده توسط گلبول های قرمز خون را کاهش می دهد بلکه باعث رسوب کلسترول در لایه درونی سرخرگ ها شده و منجر به آترواسکلروسیز (سخت شدن دیواره سرخرگها) می شود.

نیکوتین همچنین می تواند دیواره سرخرگ ها را سخت کند. با گذشت زمان محدودیت در جریان یافتن خون می تواند منجر به حمله قلبی شود.

اگر سیگاری نباشید اما در معرض دود سیگاری ها قرار بگیرید باز هم احتمال خطر حمله قلبی در شما وجود دارد. همچنین خطر بروز بیماری قلبی در شما نسبت به آنهایی که در معرض دود سیگاری ها قرار نگرفته اند 25 تا 30 درصد بیشتر است.

بنابراین تصمیم به ترک سیگار یا به حداقل رساندن تنفس دود سیگار دیگران می تواند قلب شما را نجات دهد.

6 عامل از دید یک متخصص تغذیه که شما را مستعد حمله قلبی می کند

6- استرس دارید

و بالاخره شما نمی توانید تاثیر استرس بر قلبتان را دست کم بگیرید. خود استرس مستقیما باعث حمله قلبی نمی شود اما می تواند سلامتی شما را با تاثیرگذاری بر چگونگی انتخاب سبک رندگی به خطر اندازد.

برای مثال افرادی که استرس های طولانی مدت را تجربه می کنند ممکن است به پرخوری روی آورند، کمتر از مواد مفید و مغذی استفاده کنند، شروع به سیگار کشیدن کنند یا دفعات مصرف سیگار خود را بالا ببرند، بیشتر از حد توصیه شده الکل مصرف کنند و موارد دیگر.

تمام این اعمال و رفتارها روی وضعیت کلی لیپید (چربی ها) و سلامتی قلبتان تاثیر دارند. با در نظر داشتن این نکات تشخیص عوامل اساسی استرس زا و مدیریت آنها یک ضرورت است.

ورزش، یوگا، مراقبه (Meditation) و اولویت دادن به خواب کافی و کامل تعدادی از فعالیت‌هایی هستند که می توانید برای مدیریت استرس خود انجام دهید.

***

سخن آخر
با اینکه کنترلی روی عواملی مانند سن، ژنتیک و جنسیت خود ندارید اما می توانید سبک زندگی خود را تغییر دهید تا از قلبتان محافظت کرده و احتمال بروز حمله قلبی را پایین بیاورید. منتظر نشوید تا خیلی دیر شود. شروع به ایجاد تغییرات کنید، قدم به قدم و پله به پله، همین امروز!

منبع:
https://www.eatingwell.com/article/7915776/these-things-could-make-you-more-likely-to-get-a-heart-attack-according-to-a-dietitian/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

6 عامل از دید یک متخصص تغذیه که شما را مستعد حمله قلبی می کند

منتشرشده در پژوهش
شنبه, 12 شهریور 1400 11:39

نوشتن ؛ هنر اندیشیدن

اصول نوشتن به عنوان هنر اندیشیدن

1. کم بنويس ولی هميشه بنويس
نوشتن، ورزش ذهن و روح است. يک روز که ننويسی (ولو چند سطر)، همان‌ مقدار ذهن و روحت را تنبل کرده‌ای. قاعدۀ «کار نيکو کردن از پر کردن است» را هم که شنيده‌ايد. البته برای نشر نوشته‌ها و ارائۀ عمومی آنها، بايد دست به انتخاب و حذف و اصلاح زد. يکی از درخشان‌ترين تعريف‌ها برای ادبيات، اين جملۀ سارتر است که «ادبيات، يعنی حذف». در ويرايش هم هيچ‌چيز به اندازۀ حذف، نوشته را زنده نمی‌کند؛ از حذف کلمه تا حذف جمله و پاراگراف و گاهی حتی بخشی از مقاله.

2. سخن کز دل برآيد...
فُوت کوزه‌گری در نوشتن، حضور قلب است. نويسنده بايد با موضوعی که دربارۀ آن می‌نويسد، ارتباط ذهنی، روحی و قلبی داشته باشد. مدتی با آن زندگی کند و از صبح تا شب دربارۀ آن با ديگران حرف بزند. بدون اين ارتباط همه‌جانبه، چيز مايه‌داری توليد نمی‌شود. به همين دليل است که معمولا کارهای سفارشی و توصيه‌ای، و نوشته‌های از سر تکليف و صرف احساس مسئوليت، چنگی به دل نمی‌زند؛ چون ارتباط نويسنده با آنها، ارتباط شغلی يا فقط ذهنی است، نه قلبی و عاشقانه. وقتي همۀ روح و قلب انسان با موضوعی درگير مي شود، دربارۀ آن بهتر و زيباتر و مؤثرتر می‌نويسد.

3. نوشتن يعنی انديشيدن
نويسندگی، بيش از آنکه از جنس مهارت‌های قلمی باشد، از مقولة هنر انديشيدن است. شايد کمتر از بيست درصد نويسندگی، مربوط به واژه‌يابی و جمله‌سازی و عبارت‌پردازی باشد. بيشتر وامدار روشمندی در انديشيدن و معناآفرينی است. نويسندگی، هنر تبديل انديشه به واژه‌ها است. نوشتن بدون استقلال فکری، هياهو براي هيچ است. ما می‌خواهيم از آب کره بگيريم. از هيچ يا يک مشت مشهورات و مقبولات و شنيده‌ها و خوانده‌ها، کتاب و مقاله بسازيم. نمی‌شود. يعنی می‌شود، ولی اين می‌شود که الان شده است.

اصول نوشتن به عنوان هنر اندیشیدن

4. نويسندگی، بي‌پدر و مادر نيست
پدر نويسندگی، انديشه است و مادر آن دموکراسی و دايۀ آن قلم. دربارۀ پدر و دايۀ اين فرزند دلبند، توضيح دادم. اما اين فرزند مشروع، مادر بزرگواری هم دارد که نام آن دموکراسی است. مرادم از دموکراسی، فقط مفهوم سياسی آن نيست. دموکراسی در نوشتن، يعنی آزادگی و استقلال و احترام «عملی» به ديگران. آدم‌های دموکرات، همه‌چيز را براي خودشان نمی‌خواهند. وقتی مي‌نويسند، قدرت شگفتی در هم‌ ذات‌ پنداری دارند. در مقام گردآوری، جامعيت دارند و در نوبت داوری، انصاف. چارچوب‌های ذهنی خود را ميشناسند و می دانند که غير از اين، چارچوب‌های ديگری هم وجود دارد که برای فهم و درک آن بايد تلاش کنند. معمولا لحن اين گروه از نويسندگان، لحن پيشنهاد است، نه فتوا. می‌دانند که ذهنشان اسير دانسته‌ها و تربيت خاص است و ممکن است ديگران اين ذهنيت‌ها را برنتابند. فرق است ميان کسی که می‌نويسد تا ديگران بدانند او چگونه می‌انديشد با کسی که می‌نويسد تا ديگران بدانند که بايد چگونه بينديشند.

5. در ديزی و حيای گربه
صاحبان اثر و تأليف، سه دسته‌اند:

1. خوب تحقيق می‌کنند و خوب می‌نويسند؛ 2. خوب تحقيق می کنند ولی خوب نمی‌نويسند؛ 3. عکس گروه دوم.

تا کنون بيشتر نقدها در نويسندگی، متوجه گروه دوم بوده است؛ اما امان از گروه سوم! يعنی مردان و زنانی که بدون تحقيق لازم و کافی، دست به قلم توانای خود می‌برند. اين گروه، بسيار بسيار خطرناک‌اند. چون در واقع شعبده‌بازند. خوانندۀ بيچاره را سِحر می‌کنند. چون خوب می‌نويسند، بسيار می‌نويسند و بسيار هم خواننده دارند. تصورش را بکنيد که درِ ديزی باز باشد و گربۀ خانه، بی‌حيا. اينکه من کار با قلم را بلدم، دليل کافی برای نوشتن نيست. به‌جد معتقدم که آوازه و محبوبيت اين گروه از نويسندگان نبايد مانع نقد صريح و بی‌پردۀ آنان بشود.

نقد نويسنده‌ای که به برکت قلم سحّارش، محبوبيتی دارد، دشوار است؛ ولی به همان اندازه، واجب است. البته از ياد هم نبريم که نويسندۀ خوب، لزوما شعبده‌باز نيست.


اصول نوشتن به عنوان هنر اندیشیدن

کانال یادداشت ها


اصول نوشتن به عنوان هنر اندیشیدن

منتشرشده در آموزش نوین
سه شنبه, 08 شهریور 1400 18:28

كدام نوع گفت‌وگو فايده دارد؟

كدام نوع گفت‌ و گو فايده داشته و منطقی است

پس از سال‌ها گفت‌وگو و مناظره و مباحثه با ديگران به اين نتيجهٔ تلخ رسيده‌ام که «دليل» و «برهان» و «ادب»، و حتي «سند» و «مدرک» کمترين تأثير را در تغيير افکار آدم‌ها دارد. ذهن و باورهای ما تحت تأثير عوامل ديگری است. مهم‌ترين عامل، شخصيت اخلاقی ما است. اين عامل است که ما را در برابر انديشه‌ای خاضع يا سرکش می‌کند. شخصيت اخلاقی آدم‌ها در بستری از شرايط خانوادگی و اجتماعی و برخی خصلت‌های فردی و عوامل درونی شکل می‌گيرد و تأثيرگذاری بر اين عوامل، فوق العاده زمان‌بر و دشوار است.

هر کسی با ترازوی خود به ميدان بحث و گفت‌وگو می‌آيد. شما سخنی می‌گوييد که در ترازوی شما، وزن سنگينی دارد، اما در ترازوی او، کم‌وزن است. در نتيجه، شما ناباورانه متوجه می‌شويد که هر چه گفته‌ايد، در او اثری نگذاشته است؛ چون برای او وزنی نداشته است. پس دليل شما مهم نيست؛ مهم ميزان و ترازويی است که طرف مقابل براي وزن‌کشی دلايل شما با خود آورده است.

كدام نوع گفت‌ و گو فايده داشته و منطقی است

از طرف ديگر، ترازوی هر کس، همان شخصيت او است و گرفتن ترازوی کسی از دستش، يعنی بی‌شخصيت کردن او، و معمولا کسی به‌‌آسانی تن به اين وضعيت نمی‌دهد.

بنابراين شايد بهترين راه برای تأثيرگذاری بر ديگران، گفت‌وگوی خستگی‌ناپذير دربارهٔ ترازوها و شاخص‌ها است. يعني بحث را بايد از سطح به اعماق برد تا شايد نتيجه‌ای بدهد. البته اين شيوهٔ گفت‌وگو، فقط از عهدهٔ کسانی برمی‌آيد که اولا شاخص‌ها را بشناسند و ثانيا روش دفاع از آنها را بلد باشند.

البته همهٔ اين حرف‌ها در جايی معنا دارد که پای منافع مادی در ميان نباشد و هر دو سوی گفت‌وگو، فقط انگيزهٔ علمی يا فرهنگی داشته باشند.

پاییز ۱۳۹۲
کانال یادداشت ها


كدام نوع گفت‌ و گو فايده داشته و منطقی است

منتشرشده در آموزش نوین

ابطال مجوز روبیکا نشانه ای از شکست طرح صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی

به گزارش ایرنا  در روز سه‌شنبه 26 مرداد معاون کاربران و تنظیم ­گری اجتماعی سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی از باطل شدن مجوز اپلیکیشن «روبیکا» به علت تخلفات گسترده خبر داد. از چند روز قبل کاربران فضای مجازی با اعلام این که اپلیکیشن روبیکا از اطلاعات هویتی آن‌ها برای ساخت صفحات مجازی در بخش «روبینو» این اپلیکیشن استفاده کرده است، نسبت به این مسأله انتقاد کردند.­ 

با اوج گرفتن انتقادات و انتشار تصویر صفحاتی که بدون اطلاع افراد ساخته شده بود، سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر (ساترا) اقدام به بررسی بیشتر کرد. در نهایت ساترا مجوز صوت و تصویر سوپر اپلیکیشن روبیکا را باطل کرد.

در طرح قبلی، اگر خدمات پایه کاربردی خارجی (پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی، موتورهای جست‌وجو و مرورگرها، سرویس‌های ایمیل، نقشه‌ها و مسیریاب‌ها، سرویس‌های ابری و...) شرایط اعلام شده را رعایت نمی‌کردند، براساس ماده۲۷ طرح قبلی فیلتر می‌شدند. این در حالی است که اکنون براساس تبصره۲ ماده۲۸ این اصلاحیه در طرح صیانت کاربران فضای مجازی، خدمات پایه کاربردی خارجی که پیش از تصویب این قانون با تشخیص کمیسیون از مصادیق خدمات پایه کاربردی اثرگذار بوده‌اند، موظفند ظرف ۴‌ماه پس از لازم‌الاجرا شدن این قانون، نسبت به انجام تعهدات مندرج در ماده۱۲ اقدام کنند.

در غیراین صورت، اعمال بند «ج» این ماده (فیلترینگ) برای آنها تا زمان تأمین جایگزین مناسب داخلی یا خارجی (با تشخیص کمیسیون) یا یک سال پس از لازم‌الاجرا شدن این قانون لازم نیست.

در صورت عدم‌ انجام تعهدات توسط خدمات پایه کاربردی مزبور در زمان معین شده، وزارت ارتباطات و فن آوری اطلاعات موظف است ظرف مدت ۸‌ ماه نسبت به ایجاد خدمات پایه کاربردی جایگزین برای آنها اقدام کند.

اما نکته‌ای که در این بخش وجود دارد این است که اگرچه به‌نظر می‌رسد تا زمان عرضه پلتفرم‌های جایگزین براساس مدت زمان تعیین شده در این تبصره، خدمات پایه کاربردی خارجی مانند اینستاگرام فیلتر نمی‌شوند، اما همین الان، حامیان طرح عنوان می‌کنند که «ما ۵ جایگزین داریم که یکی از آنها روبینو با ۳۲ میلیون کاربر فعال روزانه» است. بنابراین به‌نظر می‌رسد زمان در نظر گرفته شده در تغییرات جدید فرمالیته بوده و با معرفی هر نوع جایگزینی برای اینستاگرام، واتساپ یا حتی جست‌وجوگر گوگل، این سرویس‌ها می‌توانند سریعاً پس از گذشت ۴‌ماه از تصویب این طرح به‌طور کامل فیلتر شوند. ضمن اینکه محدودیت یک ساله عنوان شده در این تبصره، فیلتر شدن پلتفرم‌های خارجی پس از یک‌سال از تصویب این طرح را محرز کرده است.

ابطال مجوز روبیکا نشانه ای از شکست طرح صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی

حالا که یکی از مهم­ترین جایگزین­ های اینستاگرام یعنی روبیکا با ابطال مجوز روبه­ رو شده است تدوین کنندگان طرح صیانت باید چاره­ ای بیاندیشند و در برنامه­ ها و طرح خود تجدید نظر نمایند.

وقتی که سوپر اپلیکیشن روبیکا که سالها در کشور فعالیت داشته و در صدا و سیما تبلیغ شده است با این چنین مشکلاتی مواجه می شود، باید عاقبت استفاده از پلتفرم­ های داخلی را پیش بینی کرد و براساس واقعیات موجود تصمیم گیری نمود. در واقع ابطال مجوز روبیکا می­ تواند مقدمه­ای برای شکست طرح صیانت کاربران در فضای مجازی باشد و مجلس یازدهم نیز باید تصمیم و مصوبه خود را با دقت و با در نظر گرفتن شرایط موجود جامعه و تجربیات استفاده از پلتفرم­های داخلی بررسی کند و از نظرات و پیشنهادات کارشناسان در این زمینه بهره گیرد.

عیسی زارع پور وزیر پیشنهادی ارتباطات در مورد طرح صیانت در کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: ما باید مثل همه کشورهایی که مردم برایشان مهم هستند عمل کنیم و باید اقدام عالمانه صورت گیرد ؛ اما آیا راهی که رفته ایم درست بوده است؟ قطعاً اشکالاتی به این طرح وارد است. من هم منتقد آن هستم و در کمیسیون ویژه نظراتم را خواهم گفت. ما نباید مردم را بی اعتماد کنیم زیرا خیلی مباحث نتیجه بی اعتمادی مردم است. اولین مشکل دولت جدید در حوزه فناوری اطلاعات هم دیوار بی اعتمادی بین مردم و مسئولین است. مردم به سیاست و محصولاتمان بی اعتمادند. در مورد طرح صیانت هم مجلس برای اصل ۸۵ شدن تصمیمش را گرفته ولی اعتقاد من شفاف بودن و حتی پخش زنده مذاکرات کمیسیون است.

به گزارش خبرنگار مهر، عادل طالبی دبیر انجمن کسب و کارهای اینترنتی در برنامه تلویزیونی غیرمحرمانه با موضوع «حکمرانی سایبری در ایران» اظهار داشت: در حوزه حکمرانی فضای مجازی در اینکه آنچه که باید داشته باشیم را نداریم شکی نیست. ما نقطه صفر نیستیم اما با آنچه که در این زمینه باید انجام می شده، فاصله داریم.

دبیر انجمن کسب و کارهای اینترنتی نبود قانون را یکی از مشکلات جدی کشور در حوزه حکمرانی فضای مجازی عنوان کرد و گفت: نباید عقب ماندگی در این حوزه منجر به اقدام عجولانه در تصویب قانون صیانت شود.

وی نبود قانون را یکی از مشکلات جدی کشور در حوزه حاکمیت سایبری عنوان کرد و گفت: به جز یک مجموعه قوانین خیلی محدود به نام قانون تجارت الکترونیک که مربوط به نیمه اول دهه ۸۰ است و نیز تشکیل مرکز توسعه تجارت الکترونیک، قانون مدون و مشخصی در این حوزه وجود ندارد.

دبیر انجمن کسب و کارهای اینترنتی با بیان اینکه در این شرایط کسب و کار نمی‌تواند با اطمینان و پشتوانه قانون موجود، کار خود را انجام دهد، افزود: اما خطری که این روزها وجود دارد این است که دستپاچه شده ­ایم و می‌خواهیم کاری را که طی ۱۰ یا ۲۰ سال است که انجام نشده است را به سرعت انجام دهیم.

وی با تأکید بر اینکه تدوین قوانین مربوط به فضای مجازی باید از مجلس ششم آغاز می‌شد، اظهار داشت: خطری که هم اکنون بالقوه است و باید جلوی آن گرفته شود این است که دستپاچه شویم و اقدامات عجولانه انجام دهیم.

تجربه استفاده از اپلیکیشن ­ها و پلتفرم­های داخلی در سال­های گذشته نشان داده است که وجود مشکلات زیاد­، نبود قوانین مناسب و زیر ساخت­ های لازم و استقبال کم کاربران ایرانی باعث عدم موفقیت این برنامه ­ها و نرم افزار­های کاربردی شده است.

امید است که نمایندگان مجلس در کمیسیون ویژه تصمیمات عجولانه ­ای را نگیرند و با استفاده از نظرات کارشناسان و اهل فن بهترین راههای ممکن را انتخاب کنند تا این طرح بتواند مشکلات  مربوطه را کاهش داده و به معنی واقعی از کاربران فضای مجازی صیانت نماید.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ابطال مجوز روبیکا نشانه ای از شکست طرح صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی

منتشرشده در یادداشت

مشکلات سامانه سیدا در آموزش و پرورش و سامان دهی برای مدیران

دی ماه سال 99 بود که سامانه یکپارچه دانش آموزی با نام مخفف « سیدا»  با حضور وزیر آموزش و پرورش  رونمایی شد . گرچه محسن حاج میرزایی رونمایی از این پلتفرم را با هدف یکپارچه سازی سامانه های وزارت آموزش و پرورش عنوان کرد ؛ اما به شرکت مجری این پلتفرم و اعتبارات تخصیص یافته برای اجرای سامانه جدید هیچ اشاره ای نکرد و مشخص نگردید که آیا شرکت جدید توانمندی لازم را برای راه اندازی سامانه ای با جامعه آماری 15میلیون دانش آموز و قریب به یک میلیون فرهنگی را دارد یا نه ؟

مدیر کل دفتر فن آوری اطلاعات و ارتباطات وزارت آموزش و پرورش  هم راه اندازی سامانه سیدا را در چند فاز عنوان و ویژگی های سامانه جدید را امکان تکمیل اطلاعات کلاس، دانش آموز، درس، ورود نمرات توسط دبیران اعلام کرد و گفت: در آینده تمامی سوابق دانش آموزان از اول ابتدایی تا دیپلم به صورت نسل دار ، تحت کد ملی آنها در سامانه سیدا تجمیع خواهند شد. با این کار امکان ایجاد کنترل های لازم برای مدیریت چرخه تولید، ثبت سوابق نمره ای دانش آموزان که بزرگترین دستاورد آن جلوگیری از جعل مدارک تحصیلی تا حد بسیار بالا است صورت می گیرد. 

وی تاکید کرد : تا کنون به دلیل محلی بودن سامانه ها در مدارس و مناطق امکان تعامل مناسب با سامانه های درون و برون سازمانی وجود نداشت اما با راه اندازی این سامانه تحت وب به راحتی می توان با سامانه های دیگر ارتباط دیتایی برقرار کرد. انتظار می رود وزارت آموزش و پرورش ضمن پاسخ گویی به افکار عمومی ؛ قبل از اجرای طرح هاو برنامه ها با برنامه محوری و پژوهش مداری نسبت به سلامت کارکرد آنها و تاثیراتی که در فرایند تعلیم و تربیت می توانند برجای بگذارند اطمینان  خاطر بیشتری حاصل نماید .

باید اذعان داشت که یکپارچه سازی سامانه های آموزش و پرورش کار درستی است اما به شرطی که حساب شده  و دقیق انجام شود و بتواند بسیاری از مشکلات مدارس را کاهش داده و دغدغه مدیران مدارس را مرتفع کند.  

حال این سوال اساسی مطرح می شود که ؛

آیا این یکپارچه سازی توانسته است بی عیب و نقص انجام شود یا اجرای طرح یکپارچه سازی به دلیل وجود مشکلات متعدد فنی و ناتوانی شرکت مجری در پشتیبانی درست برنامه  ،خود به معضل بزرگتری در فرآیند آموزش و پرور مدارس مبدل گشته است ؟

مطالعات میدانی ما در بررسی کارکرد سامانه سیدا نشان می دهند از همان روزهای نخست اجرای این سامانه به دلیل نواقص و مشکلات نرم افزاری متعدد ؛   مشکلات فراوانی فراروی دانش آموزان و مدیران مدارس قرار داد  که کارشناسان ستادی هم از حل آن عاجز بوده و نتوانستند در حل مشکلات مدارس مشاوره لازم را ارائه  نمایند و این به دلیل اجرای عجولانه سامانه جدید بدون توجیه کارشناسان ستادی استانها و شهرستانها بوده است .

باید از مسئولان آموزش و پرورش سوال کرد حال که قرار است سامانه جدید در چند فاز تکمیل گردد آیا مناسب تر  نبود تا زمان تکمیل و راستی آزمایی کارکرد آن به صورت آزمایشی در کنار سامانه پایه  اجرا می شد تا هم مشکلات آن به صورت عملیاتی هویدا و هم خللی در کارکرد مدارس ایجاد نمی شد ؟  

و آیا  برای دست اندرکاران حوزه فن آوری اطلاعات وزارت آموزش و پرورش قابل پیش بینی نبود که در ایام برگزاری امتحانات  و صدور کارنامه ، ثبت نام دانش آموزان ، صدور فرم های هدایت تحصیلی و ثبت سفارش کتب درسی،   نواقص برنامه می تواند  باعث ایجاد نارضایی و دغدغه خاطر مدیران ، خانواده ها و دانش آموزان گردد ؟

گرچه قرار بود سامانه جدید به عنوان سامانه یکپارچه دانش آموزی مانع از دوباره کاری ها  در سامانه های فراوان آموزش و پرورش مانند دانا ، سناد ، همگام ، امین و فاینال شود ؛ اما انتقال اطلاعات از این سامانه ها به سامانه سیدا و مشکلات فنی آن چالش دیگری ایجاد کرد که مدیران مدارس را سردرگم و کلافه می کرد .

مشکلات سامانه سیدا در آموزش و پرورش و سامان دهی برای مدیران

از طرفی بر اساس شنیده ها ، شرکت مجری سامانه سیدا همان شرکتی است که در گذشته اجرا و پشتیبانی سامانه یکپارچه دانشگاه آزاد (سیدا ) را برعهده داشته و پس از چند سال  چون نتوانسته بود به صورت کامل اشکالات پلتفرم خود را برطرف نماید ؛ دانشگاه آزاد اسلامی نسبت به لغو قرارداد با شرکت مجری  اقدام و پلتفرم آموزشیاررا جایگزین سامانه قبلی می کند .

اگر این مسئله درست باشد و مسئولان آموزش و پرورش تایید نمایند سوال دیگری مطرح می شود که وزارت آموزش و پرورش با چه توجیهی قرارداد راه اندازی سامانه سیدا را با شرکتی منعقد می کند که در گذشته نتوانسته است  رضایت 400 واحد دانشگاهی ،  54000  استاد و یک میلیون دانشجو را جلب نماید ؟

آیا ناکامی در پشتیبانی این جامعه آماری کفایت نمی کند که آموزش و پرورش سامانه یکپارچه دانش آموزی را با 110هزار آموزشگاه ، 560 هزار کلاس ، 900هزار پرسنل و 15میلیون دانش آموز به شرکتی واگذار نماید که در پشتیبانی از جامعه آماری به مراتب کوچکتر ناکام بوده است ؟

در پایان انتظار می رود وزارت آموزش و پرورش ضمن پاسخ گویی به افکار عمومی ؛ قبل از اجرای طرح هاو برنامه ها با برنامه محوری و پژوهش مداری نسبت به سلامت کارکرد آنها و تاثیراتی که در فرایند تعلیم و تربیت می توانند برجای بگذارند اطمینان  خاطر بیشتری حاصل نماید .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

مشکلات سامانه سیدا در آموزش و پرورش و سامان دهی برای مدیران

منتشرشده در یادداشت

آسیب شناسی آموزش های برخط یاآنلاین در تدریس معلمان  سودای تجهیز مدارس به تکنولوژی‌های هوشمند آموزشی و همچنین آموزش مهارت‌های مورد نیاز برای تدریس در فضای مجازی به آموزگاران و گذار از شیوه‌های سنتی تدریس به روش‌ها و رویه‌های به‌روزتر همواره یکی از آرمان‌های آموزشی سیستم آموزش و پرورش کشور به شمار می‌رفته است. اما واقعیت آن است که نه نزد مسئولین امر و نه نزد آموزگارانِ نظام آموزشی کشور درکی واقعی و دقیق از فرهنگ و ضرورت‌ها و اقتضائات و کاربردهای پرداختن به این مقوله وجود ندارد و صاحب منصبان این خطّه صرفا با نگاهی مقلّدانه و هیجانی به عواید آنی و تبعات فخرفروشانه‌ی این "کالای" لاکچری و لوکس در اندیشه‌ی تمهید شرایط لازم برای گسترش کمّی تعداد مدارس مجهز به این تکنولوژی‌ها هستند. به بیان دیگر همچنان که با هیجان‌زدگی در بُرهه‌ای درصدد تجهیز انواع و اقسام آزمایشگاه‌های علوم تجربی و کارگاه‌های رایانه بودیم بی‌آنکه به کارکردهای آنها و همچنین تقویت فرهنگ استفاده از این امکانات بیاندیشیم، در عصری نیز بدون احساس نیاز و مطالبه‌ای از سوی جامعه و همچنین بدون توجه به بنای زیرساخت‌هایی علمی و واقع‌گرایانه و بومی‌شده، رویای زندگی در دنیایی که در آن از پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌های آموزشی در سیستم آموزش آن استفاده می‌شود را در سر می‌پروراندیم. به عبارت دیگر، همچون بسیاری دیگر از برنامه‌های تحولی، که اغلب بر بدنه‌ی نظام آموزش بی‌هیچ فعالیت پژوهشی و کارشناسی شده‌ای تحمیل شده است، برنامه‌های حوزه‌ی تکنولوژی نیز بیش از آن که محتوایی کاربردی و موثر در مرحله‌ی عمل داشته باشند دارای ظاهری نیکو و موجه بوده، و اصولا تمرکز آنها بر ابعاد ظاهری تحولات، همچون همیشه از جنس صورت است نه از جنس سیرت!

در هشت بند از سند تحول بنیادین، که مهمترین سند بالادستی نظام آموزش و پرورش کشور است، بر به کارگیری فن آوری های نوین، شبکه ملی اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش تاکید شده است. از جمله در فصل 7، بهره گیری از تجهیزات و فن آوری های نوین آموزشی و تربیتی در راستای اهداف، مطرح شده و در هدف 7 برای تنوع بخشی محیط یادگیری، به راهکاریی چون ایجاد موزه و نمایشگاه علم و فن آوری در شهرستانها تا پایان برنامه ششم توسعه کشور اشاره شده است.

همچنین در هدف 17 "ارتقاء کیفیت فرآیند تعلیم و تربیت با تاکید و تکیه بر استفاده هوشمندانه از فن آوری های نوین" را با ارائه‌ی راهکارهایی مورد دقت قرار داده است.

لازم به تاکید است اهداف مورد نظر برنامه‌های مورد اشاره بسیار کلان‌تر و ناظر به جهت‌گیری مراکز آموزشی در راستای رسیدن به مدارس "هوشمند" می‌باشند، حال آن که تجهیز به تکنولوژی‌های نوین آموزشی به عنوان یکی از مولفه‌های نیل به این هدف تعبیر می‌شود.

توجه داشته باشیم تكنولوژی آموزشی، در عمل به طراحی و ارزشیابی برنامه‌های درسی، تجارب آموزشی، اجرا و اصلاح مجدد آنها بستگی دارد، به بیانی دیگر ؛ تكنولوژی آموزشی یك روش اصولی و منطقی برای حل مشكلات آموزشی و برنامه‌ریزی درسی است كه با نوعی تفكر سیستماتیک ( منظم و علمی) همراه است و البته زمانی که از تکنولوژی‌های "نوین" آموزشی سخن می‌گوئیم، نوعی تقابل میان روش‌های سنتی و شیوه‌های مدرن در آموزش ایجاد می‌کنیم بدون آن که دیدی دقیق و علمی از مفهوم و ملزومات روش‌های نوین به مخاطبین خود داده باشیم. از این روی اگر بپذیریم هدف از توسل به تکنولوژی‌های آموزشی ارتقاء کیفیت آموزش نزد فراگیران است، به نظر می‌رسد بدیهی باشد اگر متوقع باشیم طرفین این تعامل از چگونگی تاثیرگذاری فرایند مد نظر آگاهی و دارای درکی مشترک بوده و در نتیجه از حساسیت‌هایی حساب شده برای شکار ایده‌ها و اندیشه‌های نو و تثبیت شده در تقویت فرآیند یاددهی-یادگیری برخوردار باشند.

مهم‌تر آن‌که ضروری است عناصر واقعی موثر در این تحولات- یعنی رویکردهای تدریس، روش‌های ارزشیابی، فراگیری مهارت‌های یادگیری و اندیشه- در این فرایند دچار تغییراتی زیربنایی و آگاهانه شده و در افقی وسیع‌تر تربیت نسل جوان را به عنوان اندیشمندانی مستقل، مولد و برتر از همه مدیران و راهبران آینده‌ی ارکان مختلف جامعه مورد توجه جدی قرار دهد.

اما واقعیت آن است که ما در حال حاضر در شیوه‌های سنتی آموزش خود نیز فرسنگ‌ها با روش‌های علمی، موثر، هدفمند و دارای برنامه فاصله داریم و به همین دلیل برای پایه‌گذاری شیوه‌های نوین ناگزیر هستیم رویکردی کاملا متفاوت و چه بسا انقلابی را در پیش بگیریم و اساسا امکان بنای ساختمانی نو بر پایه‌ی فعالیت‌ها و شیوه‌های موجود میسر نیست.

آسیب شناسی آموزش های برخط یاآنلاین در تدریس معلمان

نگاهی گذرا به تعریف مدیران آموزش کشور- که البته متاثر از القائات و فشارهای اجتماعی و اتمسفر حاکم بر فضای عمومی کشور است- از آموزگار موّفق نشان می‌دهد در شیوه‌های سنّتی اقبال از آنِ آموزگارانی است که دارای جزوه‌ای شسته رفته و حاوی نکاتی سازگار با بی‌حوصلگی‌ها و شتاب زدگی‌ها و بی‌رغبتی‌های نسل نوجوان و جوان هستند و البته یادگیری محتوای آن‌ها ادای دینی به تکلیف آموزش در تناسب با مخاطبین به شمار می‌آید. همچنین، متاثر از هیولای کنکور، اغلب تمرکز بر شیوه‌هایی از آموزش است که محتوای آنها معمولا فاقد چون و چراها، شرح و بسط‌ها و روح و ظرافت‌های تشریحی، تحلیلی و چالش برانگیز مورد انتظار از یک نظام آموزشیِ منطبق بر اصولی علمی است و اصولا در قراری نانوشته درصدد ترغیب معلمان به ارائه‌ی راهکاری بی ابهام و بی دست انداز بوده و به هیچ روی در فحوای تکاپوها و برنامه‌ریزی‌ها نشانی از تدارک سازوکاری برای ایجاد چالش‌های تحلیلی دردسرساز درک مطلب و کشف شخصی و قائم به خود نزد فراگیران و متعلمان ملاحظه نمی‌شود.

اما به هر روی بحران کرونا شرایط آموزش در کشور را به سمتی هدایت کرد که معلمان در بستری هر چند نا مناسب با آموزش در فضای مجازی آشنا شدند و بدون تدبیری فراگیر و منسجم و بدون تدارک هیچ دوره‌ی ضمن خدمتی فعالیت‌های خود در این بستر را به صورت کاملا خودجوش آغاز کردند. این موضوع اگر چه در کُنه خود آموزشی برای مسئولین و تصمیم‌سازان برنامه‌های کلان آموزش و پرورش داشت و نشان داد با ایجاد شرایطی مناسب و القاء این احساس نیاز در معلمان می‌توان گاهی اوقات راه صد ساله را در یک شب پیمود، اما از سوی دیگر این دغدغه را ایجاد کرده است که مبادا با اتکا به آموخته‌های اغلب غیرعلمی و غیردقیق خود در وادی‌ای تاریک با توهم روشنایی گام نهاده باشیم و گمان کنیم آنچه اکنون با آن مجهز هستیم همان کالای مطلوب و گوهر ارزشمندی است که دیرگاهی در حسرت و آرزوی آن بودیم. این قبیل تکاپوها هر چند در تنگنای به وجود آمده کارساز و موثر واقع شد و در مقام علاج و مُسکنی مقطعی برای گذر از تشویش و اضطراب نقشی مهم ایفا نمود اما نباید از اثرات و عواقب و تبعات احیانا مخرّب و سوء آن در روح و روان فراگیران و خانواده‌ها غافل ماند. از این روی ضروری است مشاوران و کارشناسان روانشناسی در پی کشف و بسط و رفع و رجوع عوارض نه چندان خوشایند فشارهای روحی ناشی از استرس‌های وارده بر فراگیران از وجوه مختلف باشند. به علاوه شاید میزان تاثیرگذاری و همچنین نقاط ضعف و قوت روش‌های آموزش آنلاین و آفلاین نیاز به واکاوی جدی داشته و چه بسا نیاز داشته باشیم در محتوای آموزشی، تربیت معلمان آینده، به روزرسانی شایستگی‌های حرفه‌ای معلمان حاضر و تحلیل نقاط قوت و ضعف فرایندهای آموزشی آنلاین بازنگری‌هایی عمیق و زیرساختی ترتیب دهیم.

آسیب شناسی آموزش های برخط یاآنلاین در تدریس معلمان

در این مجال مایلم، به عنوان پیشنهادی اگرچه بدون پشتوانه‌ی پژوهشی اما مبتنی بر تجربه، راهکارهایی برای استفاده از این فرصت و بهینه کردن آموزش‌های مجازی ارائه بدهم :

 1- در آموزش‌های آنلاین امکان حیاتی و مهم ارتباط چهره به چهره که معمولا حاوی سیگنال‌های قابل اعتنایی از میزان اثربخشی آموزش و طرح درس طراحی شده است سلب و عموما معلمان برآوردی درست و دقیق از میزان فراگیری متعلمان خویش ندارند. از این روی ضروری است در صدد طراحی پلتفرمی برای ارسال تکالیف در حجمی مقبول و دریافت پاسخ آنها از فراگیران باشیم و از این طریق بازخوردی مناسب و مستند از میزان اثربخشی تدریس در اختیار داشته باشیم. تكنولوژی آموزشی، در عمل به طراحی و ارزشیابی برنامه‌های درسی، تجارب آموزشی، اجرا و اصلاح مجدد آنها بستگی دارد .

 2- ساعاتی پیش از آغاز تدریس محتوایی که قرار است تدریس شود در اختیار فراگیران قرار گیرد و به منظور تقویت فرهنگ پیش‌خوانی ِمفاهیم و محتوا نزد فراگیران، برگزاری آزمون‌های آغازین در دستور کار قرار گیرد.

3-  برای تدریس یک درس، مثلا حسابان 1، به جای یک مدرس از چندین مدرس استفاده شود، به این ترتیب که هر یک از مباحث مربوط به دنباله‌ها، توابع، توابع مثلثاتی، توابع نمایی و لگاریتمی، حد و پیوستگی توسط اساتید مختلف تدریس و فراگیران مباحث مختلف درسی را از معلمان مختلف دریافت می‌کنند. ایجاد چنین تنوعی در آموزش علاوه بر اینکه به واسطه‌ی تکثرگرایی مستتر در روح خود از یکنواختی‌ها کاسته و موجب شادابی و عدالت بیشتر در آموزش می‌شود این امکان را فراهم می‌کند معلمان به صورت تخصصی‌تری مباحث را ارائه داده و دانش‌آموز نیز در هر مبحث این شانس را داشته باشد از کلاس درس استادی متخصص آن موضوع بهره‌مند شود.

4- آموزش تولید محتواهای الکترونیکی متحرک را برای معلمان در دستور کار قرار دهیم و به شدت از اجبار ایشان به تهیه‌ی اسلایدها و پاورپوینت‌های بی روح که در امتداد جزوه‌پروری و جزوه‌نویسی است امتناع بورزیم. این عرصه فضایی موجه برای ساخت ویدئوهای کاربردی‌تر و آموزش‌های عینی‌تر را فراهم ساخته است و نباید این فرصت را به سادگی از دست داد.

5- یکی از خلاهای نظام آموزش ما عدم وجود کارگاه‌های عملی برای تمرین مستقل فراگیران است. یکی از ابزاری که می‌تواند از انفعال فراگیران کاسته و آنها را به صورت کاربردی درگیر مفاهیم و مسائل کند، کارگاه‌های حل تمرین می‌باشد. برگزاری کارگاه‌ها در بستر مجازی بسیار کم هزینه بوده و می‌توان با تمهید شرایطی، با تشکیل گروه‌های دانش‌آموزی شامل جمعیت و ترکیبی معقول و حساب شده و با بهر‌ه‌گیری از نیروی دانشجو-معلمان، جلسات حل عملی تمارین را تدارک دید و به اجرا درآورد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

آسیب شناسی آموزش های برخط یاآنلاین در تدریس معلمان

منتشرشده در یادداشت

 نگاهی به مفهوم‌سازی و برخی دلالت‌های تربیتی در مورد تحمل ابهام و پذیرش عدم قطعیت

از ابتدای شیوع سریع بیماری کرونا در ایران، در گفتار متخصصان پزشکی و غیر پزشکی از یک طرف، مسئولان مختلف عالی رتبه و دون رتبه از طرف دیگر و نیز مردم عادی شاهد تلاش برای تبیین وضعیت و بیان چرایی وقوع رخداد و چگونگی وضع موجود و پیش‌بینی روند و آینده‌ی این بحران بودیم. تقریباً غالب متخصصان (حداقل کسانی که از رسانه‌ها صدای آنها را شنیدیم) و مسئولان و مردم سریعاً به نتیجه‌هایی رسیدند و به زعم خود وضعیت موجود و چرایی آن و روند پیش رو را بر اساس اطلاعات و دانش در دسترس تبیین کردند. به طور مثال به برخی از شایعات و اقوالی که در ابتدای شیوع و در ادامه زیاد شنیدیم در ذیل اشاره می‌شود:

 "این ویروس رفتاری شبیه آنفولانزا دارد و قدرت کشندگی آن بیش از آن نیست"

"علم و تکنولوژی  آنقدر پیشرفت کرده که خیلی زود واکسن این ویروس ساخته می‌شود"

" کافی است کشورهای پیشرفته بخواهند، آنگاه به زودی این ویروس کنترل می‌شود"

"دیگر دورانی که بشر با یک بیماری ویروسی تلفات جانی بی‌شمار بدهد به سر آمده است"

" ویروس کرونا عمدتاً از طریق دهان منتقل می‌شود و چون سنگین است روی اجسام می نشیند و با تماس دست روی سطوح آلوده، افراد آلوده می‌شوند"

" ویروس کرونا در مناطق گرم نفوذ ندارد و کمتر نفوذ دارد"

"ویروس کرونا با شیوع فصل گرما ضعیف شده و شیوع آن متوقف می‌شود"

"صرفا با یک نسخه ویروس سر و کار داریم و متخصصان چینی ویژگی‌های آن را روشن کرده اند و به زودی واکسن آن تولید می‌شود"

" ویروس روی سطوح خشک  پس از 2 الی 8 ساعت دیگر زنده نمی‌ماند"

" نباید از کرونا بترسیم و با ماسک های معمولی و شستن دست‌ها می‌توانیم از ابتلا به آن ایمن باشیم"

"روغن بنفشه و داروی امام کاظم (ع) کرونا را درمان می‌کند"

"کافی است بدنمان را تقویت کنیم، کرونا دیگر اثری نمی‌تواند داشته باشد"

"کرونا روی بدن ورزشکاران خیلی تاثیری ندارد"

"کرونا روی کودکان خیلی تاثیری ندارد و کودکان فقط ناقل می‌توانند باشند"

" کرونا صرفاً افراد دارای مشکلات زمینه‌ای را می‌تواند از پای دربیاورد"

"کرونا به کشورهای مسلمان کاری ندارد و مسلمانان به خاطر نوع تغذیه  از این ویروس آسیب نمی‌بینند"

" کرونا هم مثل ابولا و سارس مدت کوتاهی جولان می‌دهد و خود به خود ضعیف شده و می‌میرد"

"آمریکا این ویروس را ساخته است"

"چین این ویروس را ساخته است"

"کرونا نوعی جنگ بیولوژیکی است که چین و امریکا به راه انداخته‌اند"

"به زودی آمریکا یا کشورهای پیشرفته واکسن آن را می‌سازند"

"بعد از یک هفته شرایط به وضعیت عادی برمی‌گردد"

"تا پایان سال جشن نابودی کرونا گرفته می‌شود"

"تا شهریورماه کرونا از بین می‌رود"

"ویروس کرونا در مرقد مطهّر اعمه و اهل بیت نفوذ ندارد"

"کسانی که کرونا گرفته‌اند، دیگر به هیچ وجه مبتلا نمی‌شوند"

باورها و شایعات فوق، فقط بخشی از آن چیزیست که  هر کدام از ما از ابتدای شیوع کرونا تا کنون به وفور برخی از آنها را شنیده و یا باور داشته‌ایم و بر این اساس می‌توان ادعا کرد متخصصان و مسئولان و مردم همگی کم یا بیش در یک اصل هم‌ داستانیم و آن اینکه تلاش کرده‌ایم خیلی سریع ابهام خود را رفع کنیم و با حدی از قطعیت خود را از هراس و هیبت جهان غریبه رها سازیم. در واقع ما تلاش کرده‌ایم با برخی اطلاعات که محدود و ظنّی بوده و با امّا و اگرهای فراوان همراه بوده، تبیینی برای مواجهه با امر مبهم فراهم سازیم و امر مبهم را به "همان" و نوعی "این همانی" کاهش دهیم و از این طریق از هراس و اضطراب مواجهه با جهان غریبه بکاهیم. این مکانیزم را می‌توان به عنوان "ابهام‌ زدایی از جهان" نام نهاد.

نگاهی به مفهوم‌سازی و برخی دلالت‌های تربیتی در مورد تحمل ابهام و پذیرش عدم قطعیت

 نگاهی به تاریخ تلاش بشر برای آشنایی با محیط و فهم و حل مجهولات و معضلات نشان می‌دهد که بشر به بهای خرافات هم که شده تلاش کرده است ذهن خود را آرام کند و به نحوی از انحاء امور را به "همان" فروبکاهد.  این مکانیزم روان‌شناختی این‌همانی‌سازی یا غریبه‌زدایی بر نوعی "نیاز به خاتمه[1]" برای رفع اضطراب مبتنی است و کارکرد نظم‌بخشی هیجانی  دارد. فرض کنید من یک متخصص بیماری‌های عفونی هستم و همه چشم به دهان من دوخته‌اند که اضطراب و ابهام آنها را در چند دقیقه کاهش دهم، آنگاه این فشار  اجتماعی آشکار و ضمنی، می‌تواند نقش داشته باشد در اینکه من حجم مجهولات در این زمینه را کم برآورد کرده و بر مبنای معلومات ظنّی و دارای شواهد کم، گزاره‌هایی را منتشر کنم که به ظاهر قطعی به نظر می‌رسند و خیال همه را راحت کنم. و هم از این طریق اقتدار علمی خود و کسوت خود را به اثبات برسانم. از طریق این مکانیزم بشر کوشیده است خیال خود را راحت کند و در ذهن خود جهان وحشی را مفهوم‌سازی کرده و از این طریق از مواجهه‌ی بی‌واسطه که اضطراب‌آور و حیرت‌آور است امتناع کند. و هم از این طریق اُمور پیش رو را با ارجاع به همان‌های ذهنی خود، "این همان" سازد که به نوعی  امساک شناختی[2] در جست و جو و پردازش اطلاعات نیز تلقی می‌شود.

با این  مقدمه‌  آنچه که در نقطه‌ی مقابل نیاز به قطعیت قرار می‌گیرد عبارت از قدرت تحمل عدم قطعیت یا تحمل ابهام است. ناگاساوا (2020) با تمرکز بر مفهوم تحمل عدم قطعیت، آن را لازمه‌ی مواجهه نظری و عملی با چالش‌های روانی-اجتماعی روزگار کرونایی دانسته است. این نوشتار تلاش دارد به اختصار مفهوم تحمل عدم قطعیت را معرفی نماید.

قدرت تحمل ابهام به مثابه قابلیتی روان‌شناختی

قدرت تحمل ابهام سازه‌ای روان‌شناختی است که در ابتدا توسط فرنکل-برونسویک (1948 به نقل از فونهام و مارکس،2013) مطرح شد و تحقیقات بسیاری را در 67 سال اخیر به خود اختصاص داده است. فرنکل برونسویک (1948 به نقل از فونهام و مارکس،2013) تحمل ابهام را به عنوان یک متغیر شخصیتی ادراکی  و هیجانی تعریف کرد. او تحمل ابهام را به دامنه‌ای از متغیرهای فردی و بینافردی، شناختی و ادراکی  همچون حل مسئله، سبک‌های شناختی، عملکرد اجتماعی و....غیره مرتبط دانست. در ادامه بادنر (1962 به نقل از فونهام و مارکس،2013) تحمل ابهام را به مثابه یک متغیر شخصیتی و یک عامل تفاوت فردی قلمداد کرد.

با توجه به اینکه تحمل ابهام و عدم تحمل ابهام به نحوی متضایف به یکدیگر پیوند دارند، پیشینه‌ی موجود گاهی آن را به شکل تحمل ابهام و گاهی به شکل عدم تحمل ابهام مدّ نظر قرار داده و تعریف کرده است. به طور مثال عدم تحمل ابهام این گونه تعریف شده است : "تمایل به طبقه‌بندی راه‌حل‌ها به عنوان سیاه و سفید و رسیدن به یک نتیجه‌گیری و خاتمه‌ی غیربالغانه در ارزیابی که همراه با نادیده گرفتن واقعیت و پذیرش کلّی، بدون ابهام و بی‌کیفیت آن می‌باشد (فونهام و مارکس،1995). تحمل ابهام به فرد کمک می‌کند که وجود ابهام را به عنوان جزئی جدایی‌ناپذیر  از  ذات هر مسئله فرض کند .  (بادنر،1962). 

هیلن و همکاران (2017) به این نتیجه رسیدند که مفهوم‌سازی و اندازه‌گیری قدرت تحمل ابهام توسط محققان رشته‌های مختلف تفاوت داشته و ماهیت این مفهوم روشن نیست. به اعتقاد آنان تعارف صریح و ضمنی در این زمینه نامنسجم است و نیازمند یک تحلیل مفهومی برای پیشنهاد یک مدل نظری منسجم هستیم. آنها یک مدل منسجم برای مفهوم‌سازی تحمل ابهام پیشنهاد کردند که در ادامه به آن پرداخته می‌شود.  مطابق با این مدل برای تعریف و اندازه‌گیری تحمل ابهام، هم به منابع فراخوان عدم قطعیت و هم به پاسخ‌ به عدم قطعیت توجه شده است و افزون بر آن، پاسخ‌های مثبت و منفی در مؤلفه‌های شناختی، هیجانی و رفتاری مورد تفکیک قرار گرفته اند. این مدل تعاریف ضمنی[3] و آشکار[4] منابع و پاسخ‌ها را از طریق تحلیل مفهومی و روایتی ارائه کرده است.

این پژوهشگران منابع عدم قطعیت و تعریف هر منبع را به شرحی که در ادامه می‌آید، برشمرده‌اند. اول، عدم انسجام به معنای واگرایی اطلاعات، داده‌های تاییدنشده، شواهد غیرشبیه، نامنسجم، ضدّ و نقیض و نامتقارن است. منبع بعد، تنوع به معنای گوناگونی، چندگانگی، تعدد و فراوانی اطلاعات پیرامون یک موضوع است. پیش‌بینی‌ناپذیری، منبع دیگری برای عدم قطعیت است که مراد از آن، عدم تعین یا نامعلومی پیامدهای آینده است.

منبع بعدی ، لاینحل بودن مسئله‌ای است که در باره آن ابهام داریم و بیشتر به معنای مقاومت آن مسئله نسبت به توضیح و حل شدن آورده شده است. چندمعنایی بودن به مثابه مستعد به معانی چندگانه یا تفسیرهای متعدد، دو یا چند پهلویی بودن است. منبع دیگر، فهم‌ناپذیری است که به معنای مقاومت به فهم و شناخته شدن تعریف شده است. همچنین تعریف‌ناپذیری را به معنای مقاومت به یک جواب دقیق، واحد و یکسان، تردید، ناتمامی به عنوان منبع دیگری برای عدم قطعیت ارائه کرده‌اند. موقتی (عجالتی) بودن موضوع، با تعریف مقاومت آن نسبت به پاسخ‌های نهایی، تغییرناپذیر و تعریف‌پذیر و آشفته بودن منبع دیگری است.

منبع بعدی، پیچیدگی به معنای بغرنج بودن، چندبعد و چندسطحی بودن است. عدم شباهت، منبع دیگری است که به معنای ناآشنایی، بیگانگی، تازگی و ناشناس بودن است. اختلال، با تعریف فقدان قاعده، ساختار ، سازمان و تعادل؛ ناکاملی، با تعریف نارسایی، عدم کفایت اطلاعات؛ غیرشفاف بودن، با تعریف وجود اطلاعات غیرواضح، گمنام و پنهان؛ ناپایداری به معنای بی‌ثباتی، ناپایداری، تغییرپذیری، موقتی بودن از منابع عدم قطیعت ذکر شده‌اند (هیلن و همکاران،2017).

مطابق این نظر، هر گونه  محرک یا موقعیت یا  معضلی که واجد یک یا چندتا از صفات فوق باشد به عنوان منبع عدم قطعیت تلقی می‌شود. در ادامه و در جدول1، پاسخ به عدم قطعیت مورد تحلیل قرار گرفته است. این تحلیل چنان که جدول 1 نشان می‌دهد پاسخ‌ها را در سه بعد شناختی، هیجانی و رفتاری و دو جنبه‌ی مثبت و منفی تفکیک کرده است.

 نگاهی به مفهوم‌سازی و برخی دلالت‌های تربیتی در مورد تحمل ابهام و پذیرش عدم قطعیت

مطابق با جدول 1، ممکن است در بعد شناختی، ما عدم قطعیت را بپذیریم و به طور کنجکاوانه و همراه با حیرت در آن غوطه‌ور شویم و ممکن هم هست آن را انکار کنیم و یا نسبت به آن با شک، بیزاری برخورد کرده و آن را یک فاجعه بدانیم. در بعد هیجانی نیز ممکن است با اشتیاق و هیجان‌زدگی با آن برخورد کنیم و ممکن هم هست پاسخ نگرانی، اضطراب و پریشانی در کسی فراخوانی شود. در نهایت در بعد رفتاری ممکن است پاسخ گرایشی، انطباق و افشاگرانه از فرد سر بزند و ممکن هم هست پاسخ اجتنابی، کناره‌گیری و تعویق در افراد فراخوانی شود. معلمان کاربرد واژه ی نمی دانم یا هنوز به نتیجه نرسیده ام را در دیالوگ‌های تربیتی‌شان افزایش دهند .

بر اساس نتیجه‌گیری هیلن و همکاران (2017)، می‌توان منابع عدم قطعیت را در سه مؤلفه خلاصه کرد که عبارتند از پیچیدگی، ابهام و احتمالاتی بودن. برای توضیح بیشتر می‌توان گفت که موقعیت‌های فراخوان کننده‌ی عدم قطعیت معمولا واجد سه جنبه‌ی ابهام، پیچیدگی و احتمالاتی بودن هستند. منظور از  پیچیدگی چندگانگی فاکتورهای به اصطلاح علّی و یا  نشانه‌های تفسیری هستند.  منظور از ابهام، سروکار داشتن با اطلاعات متعارض، غیرصریح، از دست رفته و فقدان اعتبار اطلاعات است و منظور از احتمال نیز، غیرمتعین و تصادفی بودن  پیامدهای آینده و پیش‌بینی‌ناپذیری ذاتی موقعیت یا مسئله است.

در ادامه، بر اساس بررسی و تحلیل مفهومی ابزارهای و تعاریف ضمنی و آشکار پشتوانه ی تحقیقات مربوط به تحمل ابهام، و با مبنا قرار دادن مدل اولیه‌ی هان و همکاران (2011)، هیلن و همکاران (2017) برآنند که محرک‌های دارای ویژگی ابهام، پیچیدگی و احتمال می‌توانند به ادراک عدم قطعیت منجر شود که البته متغیرهای تعدیل‌گری همچون خصوصیات محرک، خصوصیات فردی، خصایص موقعیتی، فاکتورهای فرهنگی، فاکتورهای اجتماعی در میزان ادراک عدم قطعیت نقش دارند. ادراک عدم قطعیت می‌تواند سه حیطه از ار زیابی/پاسخ را پیش روی قرار دهد که در سطوح مثبت  و  منفی  شناختی، هیجانی و رفتاری دسته‌بندی می‌شوند که پیشتر شرح آن آورده شد.

بخشی از چرایی فرار از عدم از قطعیت، ریشه در تاریخ نوع انسان دارد، آنجا که همواره بشر با پرهیز از ابهام و فیصله دادن به ابهاماتش، خود را از نوعی اضطراب ، ترس و تعلیق رها ساخته است و بنابراین اجتناب از ابهام، با نوعی مکانیزم تقویتی نیرومند همراه بوده است.

نگاهی به مفهوم‌سازی و برخی دلالت‌های تربیتی در مورد تحمل ابهام و پذیرش عدم قطعیت

در راستای بسترسازی برای پرورش فضیلت پذیرش عدم قطعیت و دادن واکنش‌های مثبت شناختی-هیجانی و  رفتاری به محرک‌ها و منابع عدم قطعیت؛ لازم است آموزش و پرورش را از شیوع لجام گسیخته‌ی رفتاری-نگری و رفتارگرایی بی قاعده نجات داد و حق رویکردهای پدیدارشناختی و ساختن‌گرایی را نه به عنوان یک تزیین و تشریفات سطحی بلکه به عنوان یک جهت‌گیری عمیق با رعایت لوازم آن و در عین حال اجتناب از نسبی‌گرایی رادیکال[5] ادا کرد.

 لازم به تاکید است که چنین جهت‌گیری می‌بایست در بطن دیالوگ معلم-معلم و معلم-شاگرد و شاگرد۰-شاگرد جایی بیابد تا بتوان پیامدهای آن را انتظار کشید. در ادامه به برخی رهنمودهای تربیتی که متضمن پرورش فضیلت تحمل عدم قطعیت می‌باشد اشاره می‌گردد.

  • در مدارس ما، معمولاً کسانی که زود دستشان را بلند می‌کنند و جوابی آماده برای سؤالی دارند مورد تشویق قرار می‌گیرد و کسی که پاسخ آماده‌ای ندارد یا دیرتر جواب می‌دهد چندان تقویت نمی‌شود. در این سطح از رابطه معلم و شاگردی باید به لوازم پرورش تحمل عدم قطعیت توجه کرد و از تکانشگری و شتابزدگی شناختی در حل و فصل کردن مسائل اجتناب کرد.
  • فرایندنگری و طرح پرسش‌های بازی که با زندگی انضمامی پیوند برقرار می‌‌کند به جای فراورده‌نگری و تاکید بر مسائل انتزاعی مورد توجه قرار گیرد و نیروی انسانی (معلمان) در این زمینه آموزش های لازم را دریافت و احراز صلاحیت گردند
  • معلمان کاربرد واژه ی نمی دانم یا هنوز به نتیجه نرسیده ام را در دیالوگ‌های تربیتی‌شان افزایش دهند .
  • از طرح سوال‌هایی که پاسخ بله-خیر دارند برای مساپل پیچیده خودداری شود.
  • از ادبیاتی همچون «علم ثابت کرده است » یا «این است و جز این نیست» یا «حقیقت فلان مطلب چیزی نیست جز..» پرهیز گردد.
  • بحث‌های  گروهی و گفت و گوهای سقراطی موجود در حلقه های کندو کاو فلسفی با هدف به چالش کشیدن قطعیت دانسته‌هایمان در  زمینه‌های مختلف در برنامه‌های مختلف اعم از  دروس تفکر و سبک زندگی تا علوم تجربی و زیست‌شناسی مورد توجه قرار گیرد .
  • مبانی زیربنایی روش تجربی و محدودیت‌های آن همراه با آموزش هر نوع درسی که برگرفته از علوم تجربی انسانی و غیرانسانی است ارائه و مورد تاکید قرار گیرد .
  • روش‌های آموزش و یادگیری ساختن‌گرایانه که متضمن حداکثر گشودگی به تحمل عدم قطعیت هستند به طور جدّی و همراه با آموزش و توجیه نیروی انسانی کارآمد مورد توجه قرار گیرد.
  • این انگاره ‌ی ضمنی که "نرسیدن به قطعیت ناشی از ناتوانی و ضعف ما است" مورد آماج و  مداخله‌ی برنامه درسی قرار گیرد .
  • این انگاره ضمنی و آشکار که در محافل خانوادگی و حتی بعضا مدارس وجود دارد مبنی بر این که "علوم تجربی روش‌های قطعی برای شناخت همه امور دارند" مورد آماج برنامه‌ی درسی قرار گیرد .                                                                                                                     
  • باور مبنی بر "فضیلت یقین‌گرایی" در باورهای دینی مورد بازفهمی قرار داده شده و به جای آن تلاش برای کشف حقیقت و در راه رسیدن به حقیقت بودن مورد تاکید قرار گیرد. چه می‌توان ایمان داشت ولی به قول  حافظ "چو بید بر سر ایمان خویش" لرزید.
  • آشنایی زدایی که خود راهیست برای مقابله با قطعیت و روتین‌وارگی در دروس ادبیات و فلسفه مورد توجه بیش از پیش و با کاربری جدید قرار گیرد.
  • از طریق کمک به ارتقای احساس خودپیروی و خودتعیین‌گری و خودکارآمدی به درگیر کردن دانش‌آموزان با مسائلی که خود صورتبندی کرده‌اند کمک کرده و هیجانات کنجکاوی و لذت ناشی از فرایند یادگیری را از این طریق بیشتر نماییم.
  • از رهیافت‌های فیلسوفان پدیدارشناسی برای سوق دادن تعلیم و تربیت معطوف به پرورش حیرت و آشنایی‌زدایی بهره گرفته شود و نگاه پدیدارشناسی به جای نگاه کاهش‌گرایانه یا جزمی در فلسفه‌ی تربیتی ما جایی باز کند.
  • با توجه به شواهد تایید کننده مبنی بر اهمیت قدرت تحمل ابهام در تصمیم‌گیری‌های سلامت و مراقبت‌های  بهداشتی، این مفهوم به عنوان  یک مفهوم محوری در برنامه درسی بهداشت و سلامت ذیل عنوان "مهارت‌های سلامت" مورد توجه و پرورش قرار گیرد.

در این نوشتار تلاش شد به اختصار تمام مفهوم تحمل عدم قطعیت یا قدرت تحمل ابهام را  مورد بررسی قرار داده و از طریق یک مدل جامع روزآمد در این زمینه چالش‌های مفهومی و مفهوم‌سازی آن  تا حدی مورد توجه قرار گیرد.  افزون بر آن برخی دلالت‌های تربیتی این مفهوم مورد اشاره قرار گرفت.

* جلیل اعتماد (دانش آموخته دکتری روان شناسی تربیتی دانشگاه شیراز)

https://t.me/Etemaadmoralpsychology

I'm on Instagram as @jalil_etemaad

مسعود حسینچاری (دانشیار روان شناسی تربیتی دانشگاه شیراز)

 منابع :

Budner, S., 1962. Intolerance of ambiguity as a personality variable. J. Pers. 30, 29-50.

Hillen et al(2017).Tolerance of uncertainty: Conceptual analysis, integrative model, and implications for healthcare / Social Science & Medicine 180, 62e75 73.

Furnham, A. & Marks, J. (2013). Tolerance of Ambiguity: A Review of the Recent Literature. Psychology, 4, 717-728.

Nagasawa, S. (2020). Tolerance for uncertainty: a COVID-19 workbook. PSYCHOLOGY. online published.

[1]- needs for closure

[2]- cognitive parsimony

[3]- Implicit

[4]- Explicit

[5] - لازم به تاکید است که پرورش فضیلت پذیرش عدم قطعیت و تحمل ابهام به معنای ترویج نسبی‌گرایی معرفت‌شناختی نیست. شرح این نکته در تعلیم و تربیت به مجال و مقال دیگری محتاج است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نگاهی به مفهوم‌سازی و برخی دلالت‌های تربیتی در مورد تحمل ابهام و پذیرش عدم قطعیت

منتشرشده در پژوهش

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور