
والدین مراقب باشند با توجه به استفاده فراوان از فضای مجازی در آموزشها و انجام بسیاری از امور به صورت غیرحضوری، این فضای مبهم و ناشناخته فرزندان آنها بهسوی اعتیاد اینترنتی سوق ندهد. با تعطیلی مدارس و انجام آموزش های غیر حضوری شاهد افزایش استفاده از اینترنت و فضای مجازی از سوی دانش آموزان هستیم که این امر علاوه بر آسیبهای جسمانی میتواند آسیبهای روانی نیز در پی داشته باشد که اعتیاد اینترنتی یکی از آسیبهای روانی این امر است.
عدم کنترل زمان، تأثیر منفی بر دیگر بخشهای زندگی، بیاهمیتی به گذر زمان، تمایل و علاقه شدید به چت و بازیهای آنلاین، پناه بردن به اینترنت در هنگام بروز مشکلات، احساسات چندگانه، استرس و اضطراب از نشانههای اعتیاد اینترنتی است. زمانی که کودکان ما دو یا سه مورد از این علائم را از خود بروز دهند باید گفت در آستانه اعتیاد اینترنتی قرارگرفتهاند، لذا داشتن برنامه برای محدودسازی استفاده آنها از اینترنت و مدیریت آن یک ضرورت است. آموزش از راه دور و آنلاین نباید بهگونهای باشد که تمام وقت دانشآموزان در فضای مجازی بگذرد، ازاین رو هم معلمان و خانوادهها باید به این موضوع توجه داشته باشند که این آموزش باید محدود به زمان مشخصی باشد، تا دانشآموزان باقی وقت خود را در فضای حقیقی بگذرانند؛ لذا خانواده ها از آموزش های حضوری استقبال کنند و دانش آموزان را با رعایت شیوه نامه های بهداشتی و تزریق واکسن به حضور در مدرسه تشویق نمایند.
گرفتاری دانشآموزان به اعیتاد اینترنتی میتواند در آینده مشکلات جدی را برای والدین، سیستم آموزش و جامعه به باور آورد. لذا ضروری است که مسئولین و متولیان امر در این خصوص فرهنگ سازی و آموزش های لازم را توسط رسانه ها و صدا و سیما به خانوادهها انجام دهند و آنها را با این تهدید پنهان آشنا سازند.
استفاده از اینترنت به دلیل جذابیتهای کاذبی که برای کاربران ایجاد می کند، به آرامی آنها را به خود معتاد می سازد و می تواند نیازهای روانی و هیجانی آنها را تأمین کند، بنابراین جایگزین کردن شبکههای اجتماعی روی اینترنت به جای حضور و تعامل با افراد در دنیای واقعی، باعث خواهد شد که ارتباطات اجتماعی و عاطفی کاربران مختل شود، به هر حال اعتیاد به شبکههای اجتماعی موضوعی است که بسیاری از ما آن را در خود می یابیم و باید دیر یا زود برای مدیریت آن قدم برداریم.
گسترش فضای مجازی در حوزه روابط فرزندان و والدین تغییراتی ایجاد کرده است که از جمله آن می توان به کاهش نقش خانواده به عنوان مرجع، کاهش ارتباط والدین با فرزند، شکاف نسلی به دلیل رشد تکنولوژی، از بین رفتن حریم بین فرزندان و والدین و ایستادن در برابر یکی از والدین یا هر دو اشاره کرد و چه بسیار زوجینی که به دلیل آسیبهای فضای مجازی، کارشان به طلاق و جدایی کشیده است.
یکی از مشغولیات و دغدغه های نسل امروز ما استفاده بیش از حد از اینترنت و شبکه های فضای مجازی است، این مشکل که بیشتر جوانان و میان سالان را درگیر کرده به تازگی در نوجوانان هم بیش از پیش رسوخ کرده و باعث به وجود آمدن مشکلات بیشتری شده است.
در بین این فعالیتها در فضای مجازی سوءاستفادهها و گزارشهایی نیز وجود دارد که محتواهای نامطلوب در گروههای کلاسی، همکلاسی و گروههای دوستان برای همدیگر ارسال میکنند که اینها از نظر رفتاری میتواند خطرساز و باعث آسیبهای رفتاری و اخلاقی باشد.
والدین برای ایمنی از مخاطرات موجود در فضای مجازی در قدم اول سعی کنند سطح معلومات خود از فضای مجازی را بالا برده و خطرات این فضا را بشناسند و متناسب با این خطرات آموزشهای لازم را به فرزندان خود بدهند. همچنین حفظ حریم خصوصی خود و دیگران، عدم ارتباط با افراد بیگانه در فضای مجازی، عدم ارسال اطلاعات شخصی و هویتی برای افراد ناشناس، عدم بازکردن لینکهای مشکوک، خودداری از اعتماد به افرادی که هنوز هویت آنها برای ما احراز نشده و پرهیز از دوستیابی اینترنتی، همگی از موضوعاتی هستند که والدین باید نسبت به آموزش آن به فرزندان اقدام کرده و هشدارهای لازم را در این خصوص به آن ها گوشزد کنند.
تاثیر پذیری کودکان از محیط بیرونی و حتی فضای مجازی بیشتر از بزرگسالان است ؛ برای همین است که وقتی به کودکی کتاب می دهیم صفحه اول را که می خواند دیگر نمی تواند صفحه دوم را مطالعه کند، چرا که حواسش پرت می شود یا خسته می شود و می خواهد به سراغ مطلب دیگری برود، به خاطر این است که مغز این کودکان تربیت شده است تا مطالب کوتاه و گذرا را دنبال کند و این از آسیب های اعتیاد به اینترنت است. البته این مشکل برای بزرگسالان هم به وجود می آید ولی برای کودکان به خاطر تاثیرپذیری بیشتری که از محیط دارند بیشتر رخ می دهد.
بدون تردید ، مدیریت زمان استفاده دانش آموزان از فضای مجازی را یکی از راه های پیشگیری از اعتیاد اینترنتی می دانند. فضای مجازی میتواند برای دانش آموزان هم فرصت و هم تهدید باشد و نظارت والدین بر این رفتار میتواند تهدیدهای آن را به فرصت تبدیل کند. استفاده دانشآموزان از فضای مجازی برای دریافت مطالب آموزشی و درسی از مزایا و فرصتهای این فضا است، اما به دلیل کمبود نظارتها، بیتوجهی و سهل انگاری برخی از والدین، برخی مشکلات نیز در این روزها به وجود آمده است که این امر نیاز به برنامهریزی و نظارت بیشتر از سوی خانوادهها دارد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/

جستارگشایی:
« افت تحصیلی را میتوان نزول از یک سطح بالاتر به سطح پایینتر یا کاهش فعالیت درسی و مطالعهی دانشآموز در یک دورهی تحصیلی، نسبت به دورهی تحصیلی قبلی در نظر گرفت. پژوهشگران در سالهای گذشته عوامل اجتماعی و خانوادگی را اصلیترین دلیل در افت تحصیلی دانشآموزان میدانستند و در درجات بعدی عوامل آموزشی و فردی را در نظر میگرفتند، اما امروزه با بزرگتر شدن جوامع بشری عوامل دخیل در افت تحصیلی دانشآموزان نیز بیشتر شده است. افت تحصیلی دانشآموزان بیشتر از هر کسی والدین آنها را دچار اضطراب و نگرانی میکند، مخصوصاً اگر دانشآموزان نزدیک به ایام کنکور باشند، این نگرانی بیشتر اوج میگیرد» .
متعاقب فراخوان دبیرستان شهیدستان کرج برای برگزاری جلسه آسیب شناسی آموزشی دروس «جامعه شناسی و فلسفه و منطق» ، ۲۷ شهریور تعدادی از مدرسین پیشکسوت استانهای البرز و زنجان در دروس جامعه شناسی،فلسفه و منطق به دو صورت حضوری و مجازی به فراخوان شهیدستان پاسخ مثبت داده و در نشستی دوستانه به آسیب شناسی کارشناسی علل افت تحصیلی نمرات دانش آموزان سال دوازدهم در رشته علوم انسانی پرداختند.
آنچه در ذیل می خوانیم چکیده ای از مباحثات جلسه سه ساعته مذکور می باشد.
واقعیت آنست که متاسفانه معدل نمرات دانش آموزان علوم انسانی در کل کشور و به ویژه استان البرز در دروس جامعه شناسی و فلسفه و منطق نمره ناپلئونی ۱۰ می باشد.

* رباب غفاری دانش آموخته ارشد فلسفه و کلام اسلامی و "سرگروه آموزشی فلسفه در ناحیه ۳ کرج" به عنوان اولین نفر باب بحث را چنین باز می کند:
به نظر من باید تدریس فلسفه از متوسطه اول شروع شده و در ضمن شامل دانش آموزان ریاضی هم باشد. متاسفانه مؤلفین دروس دبیرستان اساتیدی هستند که از کف کلاسها و حال و هوای آموزش و پرورش بی اطلاعند و بین مدرسین فلسفه و مؤلفین درک و فهم مشترکی از سرفصل ها و مطالبی که باید تدریس شود وجود ندارد.
وی از نبود دبیران تخصصی و همچنین عوض شدن بی قاعده کتب انتقاد کرده می افزاید: تغییر مداوم کتب فلسفه معلم ها را در دو راهی تدریس و شرکت در کلاس های ضمن خدمت سرگردان کرده است. ما در سطح ادارات و مدارس معمولا فاقد برنامه راهبردی بوده و با روزمرگی گذران می کنیم . سر مدیران زیادی شلوغ بوده و برخی از دبیران عافیت طلب با فوروارد مطالب آماده دیگران رفع تکلیف کرده و تن به تولید محتوا نمی دهند. دبیران ما اکثرا بازنشسته بوده و عمدتا متخصص نیستند و این عدم تخصص عملا عدم تعهد را دنبال خواهد داشت .
* رقیه شاهری ارشد علوم قرآنی خود را آچار فرانسه آموزش و پرورش عنوان کرده می افزاید: رابطه خوبی با بچه ها داشته و در اکثر رشته ها کلاس های شاد و مفرحی با دانش آموزانم برگزار می کنم.
وی از تغییرات سریع و بی ضابطه کتب فلسفه و منطق انتقاد کرده می افزاید: من اغلب در مدارس خاص تدریس می کنم. در مدارس خاص دانش آموزان مطالبه گر هستند.
وی می افزاید:
فلسفه و منطق دروس سنگینی هستند ولی من با این که دبیر تخصصی نیستم ولی با بیان ساده و ساده سازی مفاهیم کتاب، کلاس را برای دانش آموزان بی انگیزه و فراری از مباحث پیچیده فلسفی مفرح و قابل تحمل می نمایم.
وی ۵۰ درصد دلیل افت تحصیلی در دروس فلسفه و منطق را دانش آموزان بی انگیزه و الباقی تقصیرات را متوجه نوع تدریس دبیران می داند.

شاهری معتقد است که:
دروس رشته انسانی برعکس تلقی عامه؛ مفهومی و اداراکی هستند نه حفظ کردنی .
* حبیب از مدرسین جامعه شناسی شهیدستان در باره چرایی و چگونگی فرایند افت تحصیلی دانش آموزان پایه دوازدهم انسانی می گوید: تعریف افت تحصیلی از منظر یونسکو عبارت است از: « تکرار پایه، ترک تحصیل زودرس، کاهش کیفیت آموزشی و تحصیلی فراگیران »
حداقل دو نوع افت تحصیلی آشکار (کمی) و افت تحصیلی پنهان (کیفی) قابل تفکیک می باشد.
سعیدی عوامل موثر بر افت تحصیلی را در دو بخش "دانش آموزان و خانواده" همچنین "مدرسه و وزارت آموزش و پرورش" تقسیم کرده می گوید: عوامل انگیزشی، مشکلات خانواده و مسائل روحی روانی دانش آموزان از زیر شاخه های بخش نخست هستند. اگر آموزش و پرورش نخواهد مسیر تباهی را سیر کند چاره ای جز به روز رسانی و اصلاح ندارد.
وی از عدم تطبیق محتوای دروس با نیازهای واقعی ، مرتبط نبودن دروس با اولویت های ذی نفعان، تغییرات مکرر کتب،متناسب نبودن امکانات با مطالبات،عدم دخالت دبیران در تالیف کتب، ارزشیابی نامناسب و جذاب نبودن دروسی مانند جامعه شناسی را از دلایل افت تحصیلی عنوان می نماید.
سعیدی از عدم تامین معیشتی معلمان و پناه آوردن به شغلهای نامرتبط،نامناسب بودن اولیا و شرایط اقتصادی و اجتماعی برخی از دانش آموزان، حاشیه نشینی و فقدان تفریحات لازم، استاندارد نبودن سوالات آزمونهای نهایی، استرس و اضطراب، بحران بلوغ و تنزل ارزش علم به عنوان دیگر آیتم های افت تحصیلی در تمام دروس به ویژه جامعه شناسی برشمرد.
سعیدی در پایان از رفع محرومیتهای مختلف، استاندارد سازی سوالات نهایی، رفع شکافهای فرهنگی و کنترل آسیب های اجتماعی را از عوامل کاستن از افت تحصیلی عنوان نمود.
* مسعود فرهیخته از فعالان صنفی و مدرس جامعه شناسی نیز معتقد است که: مثلث خانواده، دانش آموز و معلم قربانیان پایه چهارمی به نام سیاستهای حاکم بر آموزش و پرورشند.
وی می گوید: اعتقادی به بی انگیزگی و بی استعدادی دانش آموزان ندارم. دانش آموز لوح سفید و مطهری است که در اختیار ماست . ما حقوق می گیریم که دانش آموزان را نسبت به مقوله تعلیم و تربیت آگاه و تشویق کنیم ولی ما معلمین معمولا اسیر کتب سیاست زده شده و با تدریس وارونه حقایق عملا درس شجاعت، حق طلبی و مطالبه گری به دانش آموز نمی دهیم. رسالت ما سنگین بوده و باید با هنر معلمی تهدیدات را به فرصت تبدیل کنیم. امروز دانش آموزان در برخی موارد از ما جلوترند ما با مسئولین زوار دررفته، عموما بی سواد و طالبین وضعیت فعلی طرفیم.
امروز معلم جامعه شناسی در رشته تخصصی خود نمی تواند تعریف درستی از واژه هایی چون « لیبرالیسم، اومانیسم، سکولاریسم» و... به دانش آموز ارائه نماید.

در یک کلام امروزه در مدارس هنر عشق ورزیدن تدریس نمی شود. معتقدم برای کاستن از افت تحصیلی در درس جامعه شناسی باید چند کار ویژه انجام دهیم :
- کتب جامعه شناسی باید توسط تیم کارشناسی معلمان خاک کلاس خورده تالیف شود نه اساتید بی خبر از کف کلاسها.
- عنصر شادی در مدارس به ویژه مدارس دخترانه غایب است . باید شادی و امید به مدارس پمپاژ گردد.
فرهیخته با انتقاد از جذب معلم به جز از مجاری دانشگاه تربیت معلم و دانشگاه شهید رجایی می گوید:
اصل ۳۰ قانون اساسی مبنی بر رایگان بودن تحصیل تا مقطع دیپلم باید احیا شده و برای اجرای این اصل مغفول بودجه لازم به آموزش و پرورش اختصاص یابد. معلمها باید از لاک دفاعی خود خارج شده و مطالبات به حق خود را جار بزنند و همچنین اجرای اصولی مغفول چون اصل ۳۰ را از دولت ها مطالبه نمایند.

فروزنده مستوفی نویسنده و شاعر، دانش آموخته فلسفه و دبیر پیشکسوت ناحیه ۳ نیز از مسیر مجازی به ما ملحق شده می گوید: با توجه به فراخوان شهیدستان کرج و با توجه به تجربه ای که در گذشته داشتم مطالبی را به عرض می رسانم.
سال ۸۶ در دومين همايش علمي سرگروه هاي فلسفه و منطق استان هاي سراسر كشور با عنوان « جلسه بررسي علل افت تحصيلي در دروس فلسفه و منطق » که در زنجان برگزار گرديده به عنوان سرگروه فلسفه استان شرکت کردم . در آن جلسه از تجربیات دیگر همکاران استفاده بسیار بردم که علل افت ، در درس فلسفه و منطق در چند بند خلاصه می شد.
ساختار آموزشی و بي توجهي به رشته علوم انساني و به طريق اولي به جايگاه فلسفه و منطق در نظام آموزشي و عدم همخوانی با سایر دروس این رشته که بر حفظیات تکیه دارد و ...، مشکلات موجود در سازماندهی دبیران ، نامتناسب بودن حجم کتابهاي اين دروس با زمان آموزشی و زبان قدیمی متون و اصطلاحات مربوطه مسائل وابسته به معلم و عدم تخصصی بودن معلمان این دروس و عدم استفاده از روشهای نوین تدریس مسائل مربوط به دانش آموزان نظیر مشکلات خانوادگی و استرس امتحان و ... که البته در نشست راه حل هایی هم ارائه گردید که به نظر من برای حاضران در جلسه مفید بود ولی الان در سال ۱۴۰۰ مطالب دیگری به ذهن می رسد که به عنوان فرصت از آن می توان استفاده کرد. در مدارس خاص دانش آموزان مطالبه گر هستند.
فضای مجازی با همه ی تبعات منفی که ممکن است داشته باشد فرصتهای بی نظیری در اختیار معلمان به عنوان دغدغه مند ترین افراد که درصف مقدم آموزش و تربیت دانش آموزان قرار می دهد و یکی از آنها ایجاد اتاق فکر مجازی همکاران در رشته های مختلف است که در آن با استفاده از تولید محتواهای مناسبی که در ارائه دروس موفقیت آمیز عمل کرده اند و تحلیل ونقد آنها می توان بهترین نتایج را کسب کرد فارغ از آن که این گونه اتاق فکرها به فضای فیزیکی نیاز ندارند و اعضا فارغ از انگ زدن به دانش آموزان در پی حل مشکل افت تحصيلي آنها هستند و برنامه ریزی جهت برگزاری مسابقات منطقه ای در این رشته ها با پیشنهاد و نظر این همکاران می تواند صورت گیرد تا همکاران در ارتقای دانش و سایر موارد مکمل هم باشند همچنین طرح های تشویقی جهت ایجاد انگیزه همکاران در این گروهها برنامه ریزی گردد و شایسته سالاری جایگزین روابط در این خصوص باشد که خود یکی از راه های ایجاد انگیزه رقابت سالم بین همکاران خواهد بود. »
جلال باقری دانش آموخته ارشد فلسفه از دانشگاه تهران و مدرس پیشکسوت فلسفه در مدارس استان زنجان نیز به صورت مجازی در بحث افت تحصیلی درس فلسفه مشارکت جسته و دلایل افت تحصیلی را در این رشته به شرح زیر بیان می کند.
1- غامض بودن ذاتی مباحث فلسفی
2 - نداشتن انگیزه نسبت به مسائل فلسفی از طرف دانش آموزان
3- کمبود معلمین و اساتید وارد در آموزش فلسفه و منطق که رشته تحصیلی آنها فلسفه محض بوده باشد ،دراین زمینه باید گفت: اکثر معلمین فلسفه معلمان الهیات و دینی هستند و پرواضح است که "فاقدشئی نمی تواند مُعطی شئی باشد .
ذات نایافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش
4- -نداشتن اطلاع از اهمیت دانش فلسفه و بخش های متعددآن (فلسفه سیاست،اخلاق، هنر و........) و تاثیر آنها در جنبه های مختلف زندگی انسانی
5- کم بودن ساعات اختصاص یافته به فلسفه و منطق درهفته که از ۲ ساعت درهفته برای هر کدام تجاوز نمی کند.

یکی از همکارانی که در ارتباط مجازی به بیان نظرات خود پرداخته و البته نخواست که هویتش قید شود معتقد است: عنصر شادی در مدارس به ویژه مدارس دخترانه غایب است . باید شادی و امید به مدارس پمپاژ گردد.
« از زبان معلمی که رشته اش فلسفه نبوده ولی عاشق نظریه ها ی شیرین فلسفی بود، فلسفه خیلی شیرین و جذاب ولی فکر کنم مطالب کتاب برای دانش آموزان خیلی خیلی سنگین، بجز عده کمی از دانش آموزان که فلسفه را دوست دارن ودرس مهم انسانی به حساب می آورن. بقیه دانش آموزان انسانی دررابطه با نظریه مختلف فلاسفه این کتاب رو درسی سخت وگسترده می دانند که هر درش تقریبا ۲ الی۵ جلسه نیاز به تدریس ویادگیری داره و متاسفانه بدون کاربرد بعد از پایان سال،،، این مطالب به چه درد دانش آموزان می خوره بیشتر دانش آموزان که عشق وحس فلسفی ندارند از همان دروس ۵ و۶ فلسفه که نظریه ها مختلف با بیان سنگین شروع میشه فلسفه رو می بوسن وکنار می گذارن این واقعیت تلخ که نه تنها در مورد فلسفه بلکه دروس ریاضی وفیزیک وشیمی علوم تجربی وبسیاری از دروس دبیرستان»
در پایان نشست سامیار رودباری از دانش آموزان علوم انسانی نیز به نمایندگی از دانش آموزان نظرات خود را در خصوص دلایل افت نمرات دروس فلسفه و منطق و جامعه شناسی را چنین بیان می کند:
دبیران ما اکثرا بازنشسته بوده و عمدتا متخصص نیستند و این عدم تخصص عملا عدم تعهد را دنبال خواهد داشت . من تاکنون در خانه درس مدرسه نخوانده ام. در منزل به مطالعه آزاد می پردازم و سعی می کنم درس را در کلاس یاد بگیرم .آموزش و پرورش ما مریض بوده و نیازمند به روز رسانی است. آموزش و پرورش فنلاند از صفر سالگی تا ۱۸ سالگی برای دانش آموزان برنامه مدون و کاربردی دارد از آموزش لباس پوشیدن تا ست کردن کت و شلوار .
در یک کلام اگر آموزش و پرورش نخواهد مسیر تباهی را سیر کند چاره ای جز به روز رسانی و اصلاح ندارد.

ادامه دارد
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در مطلب گذشته اشاره کردم ( این جا ) که در زمان کنونی قدرت انتخاب دانش آموزان در کسب یادگیری متنوع و متکثر گشته است.در ادامه برای تبیین دیدگاه مذکور مطالبی ارائه می گردد.
یکم: در هم تنیدگی و شبکه ای شدن جامعه و ارتباطات جدید و ریزوماتیک و اتصالات گسترده جوامع به یکدیگر تحت تاثیر عواملی همچون جهانی شدن ، باعث ایجاد فرصتهای متنوع و متکثر در انتخابهای انسانها شده است.در این میان دانش آموزان هم تحت تاثیر این جریانات فرصت انتخابهای متعدد را پیدا کرده اند. ایشان دیگر خود را محصور در انتخابهای محدود گذشته نمی بینند و هر گونه اجبار و اکراه در انتخابهای خود را مخل به سبک زندگی کنونی می دانند .
دوم: سرعت تحولات جوامع به مدد استفاده از بستر فضاهای مجازی شبکه ای به طرز شگفت آوری در حال افزایش است.این تحولات سریع در دل خود واجد دو مکانیسم است.مکانیسم اول تردید به انتخابهای گذشته را زیاد می کند و نوعی واگرایی با سنتهای گذشته را تشدید می کند و مکانیسم دوم نوعی همگرایی نسبت به تحولات سریع جدید و آینده را نشان می دهد. دانش آموز امروزی متاثر از این تحولات سریع ارتباطش با گذشته کمتر شده و با ملاحظات جدید ارتباط قوی تری برقرار می کند.

سوم: سرعت توسعه و پیشرفت آموزش و پرورش به نسبت بخشهای دیگر جامعه کندتر بوده است.و این البته به علت محافظه کاری ذاتی نظامهای تعلیم و تربیت رسمی تمرکز گراست. آموزش و پرورش به شدت متمرکز و ایدئولوژیک ما توان هضم و فهم تحولات جدید را ندارد، لذا در حالت برزخی ناشی از عدم فهم مفاهیم جدید است. و این خود به بی عملی سازمان یافته منجر خواهد شد.
چهارم: وجود پارادایم آموزش در بستر فضای مجازی ، باعث ایجاد تکانه های سهمگین در تعریف مفاهیم گذشته همچون معلم، مدرسه، آموزش و غیره شده است.در واقع کارکردهای نهاد تعلیم و تربیت و اجزای آن تحت تاثیر این تحول به شدت دچار لکنت سیستماتیک شده است. چنین شرایطی فرضیه مرگ مدرسه و مرگ معلم را به صورت جدی مطرح می سازد .
با عنایت به دلایل چهارگانه فوق الذکر ، و با توجه به ابزارهایی که دنیای مدرن کنونی در اختیار دانش آموز قرار داده است انتخابهای آنها هم متنوع و متکثر خواهد بود.

امروزه دانش آموزان با محدودیت ها و انحصارهای گذشته روبه رو نیستند .
آموزش و پرورش امروز ما دیگر نمی تواند تا ابد دست برتر را در تعلیم و تربیت داشته باشد. و برای اینکه بتواند بخشی از انتخابهای امروز دانش آموزان باشد ، نیاز به پوست اندازی و تحولات بنیادین دارد. تحولاتی که خود نیز واجد فرصتها و انتخابهای متعدد باشد.بی تفاوتی نسبت به تحولات در حوزه تعلیم و تربیت از طرف نظام آموزش و پرورش رسمی ، به دانش آموزان این حق را می دهد که برای تعالی و رشد خود انتخابهای دیگری برگزینند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استان ها و شهرستان ها/

کارسوق دانشآموزی هوش مصنوعی استان البرز روز پنجشنبه، 18 آذر 1400، از ساعت 8:00 الی 18:00 در محل کتابخانهی مرکزی دانشگاه خوارزمی حصارک برگزار شد.
در این کارسوق که با همکاری پژوهش سرای دانشآموزی خوارزمی آموزش و پرورش ناحیه 3 کرج و دانشکده علوم ریاضی و کامپیوتر دانشگاه خوارزمی برگزار گردید، قریب به 80 دانشآموز از مدارس مختلف استان البرز شرکت کردند.
در آئین افتتاحیهی این رویداد علمی، آقای دکتر کیوان برنا مدیرگروه محترم علوم کامپیوتر دانشگاه ضمن اشاره به رویداد مشابهی که ویژهی مدارس سمپاد در سال 98 با مدیریت آقای دکتر آقابالی و با همکاری دبیرستان شهیدسلطانی کرج برگزار گردیده بود، در خصوص فعالیتهایی که جهت آسیبشناسی رویداد گذشته و تولید محتوای مناسب برای این کارسوق طی نشستهای مختلف با حضور نماینده و مدیریت آی اف اس در دو سال گذشته و مخصوصا در دو ماه اخیر صورت گرفته بود نیز توضیحاتی ارائه دادند.
در ادامه آقای دکتر مهدی آقابالی، مدیر آی اف اس، نیز اشارهای به همکاری دو سال گذشته با کمیتهی علمی این رویداد کرده و افزود: کارسوق اخیر با نگاهی جامعتر و با رویکردی پروژه محور تدارک دیده شده است. ایشان همچنین به طور مختصر به نقش هوش مصنوعی در آیندهی جهان اشاره و مبدع هوش مصنوعی (آلن تورینگ) را معرفی نمودند. به اعتقاد آقابالی با برگزاری همایشهایی از این دست میتوان امیدوار بود دانشآموزان مستعد امروز در جایگاه دانشمندان آینده قادر به کسب جایزهی آلن تورینگ (نوبل علوم کامپیوتر) که معتبرترین جایزه در حوزهی علوم کامپیوتر است، باشند.
پس از مراسم افتتاحیه بخش علمی کارسوق با سخنرانی آقای دکتر برنا در خصوص معایب و مزایای توسعهی هوش مصنوعی و همچنین کاربردهای هوش مصنوعی در حوزههای مختلف صحبت کردند. با توجه به فضای ایدهال محل برگزاری مشارکت دانشآموزان شرکتکننده در مباحث شور و نشاط خاصی به این محفل علمی بخشیده بود.

در ادامه خانم دکتر محمدی در خصوص دادهکاوی اطلاعات، الگوریتم شبکههای عصبی مصنوعی و بخش ریاضیات هوش مصنوعی صحبت کردند. مشارکت چشمگیر مخاطبین در مباحث از جمله نکات قابل توجه در این رویداد علمی بود، که حکایت از انسجام برنامههای طراحی شده توسط کمیتهی علمی کارسوق داشت.
آخرین سخنران بخش پیش از ظهر کارسوق آقای دکتر سلطانیان، هیات علمی گروه علوم کامپیوتر دانشگاه بودند، که در خصوص الگوریتم ژنتیک مسائل جذابی را ارائه دادند. این سخنرانی که با طرح مسائل مختلف و تعیین جوایز کُمیک از طرف مدیریت آی اف اس همراه شد، سرشار از طراوت و سرزندگی بود.
پس از پایان بخش پیش از ظهر برنامه، شرکتکنندگان به فضایی مناسب منتقل و ناهار میل کردند. فضای صرف ناهار هم با شیطنتهای دانشآموزان و شوخ طبعی برگزار کنندگان این برنامه از جذابیتی منحصر به فرد برخوردار بود.
در ادامه شرکت کنندگان بازدیدی از دانشکدهی علوم ریاضی و کامپیوتر داشتند . در این فرصت بازار عکسهای یادگاری هم به شدت داغ بود. در نهایت پس از اقامهی نماز توسط حاضرین در برنامه بخش بعدازظهر این رویداد جذاب و پرنشاط با دو فعالیت پیگیری شد.
آقای مهندس دمیرچی در قالب نظریهی تکامل به ذکر نقاط تشابه فرایندهای موجود در هوش مصنوعی و آنچه در طبیعت شاهد آن هستیم پرداخته و توضیحاتی در خصوص مورد نیاز برای برنامهنویسی در هوش مصنوعی ارائه دادند. بخش پایانی که با هوشمندی کمیتهی علمی با هدف کار عملی حاضرین به نوشتن کدهایی ساده اما جالب و هیجان انگیز تخصیص داده شده بود، طراوت رویداد را تا آخرین لحظات حفظ کرد.. این بخش از برنامه توسط آقای بابایی از دانشجویان رشتهی علوم کامپیوتر دانشگاه خوارزمی اجرا شد.
در پایان کارسوق مسئلهای توسط کمیتهی علمی طرح و مقرر گردید به سه تیم برتر جوایزی اهدا شود. در نهایت شرکتکنندگان با دریافت گواهیهای حضور محل برگزاری را ترک کردند، در حالی که روزی خاطرهانگیز و به یادماندنی را گذرانده بودند.
مطابق نظر کمیتهی علمی این کارسوق در واقع آغازی بر فعالیتهای گستردهی بعدی در حوزهی هوش مصنوعی تلقی میشود. دورههای آموزشی هدف مند و در نهایت ورود تیمهای شرکتکننده به پروژههای پژوهشی و همچنین کارسوقها و کارگاههای متنوع از جمله برنامههایی است که طی سال با همکاری این دو نهاد علمی برگزار خواهند شد.
این رویداد که بعد از مدتها یک فعالیت علمی حضوری بود، میتواند تجربهای برای حرکت در راستای ادامه و توسعهی فعالیتهای آموزشی حضوری باشد.

سخن آخر
دکتر مهدی آقابالی دانشآموخته دکترای ریاضی از دانشگاه زنجان - شریف و دارنده دو پست دکترا از دانشگاه تهران و ادینبرای اسکاتلند بوده و رزومه کاری قابل توجه، عناوین و مدارج علمی، جوایز ملی و بینالمللی دارد. آقابالی با توجه به جایگاه علمی و سوابق کاری درخور توجهش هرگز در جایگاهی که باید باشد نبوده و نیست.
وی به تازگی مدیریت پژوهش سرای خوارزمی ناحیه ۳ کرج را به عهده گرفته و در تلاش است در تداوم سلسله موفقیتهایی که با دانشآموزان المپیادی ناحیه۳ و استان البرز تجربه کرده، این بار مشق عشق را از پژوهش سرای دانشآموزی خوارزمی کرج استارت زده و بنیاد پژوهش سرایی واقعی، پویا و کاربردی را دراندازد.
آقابالی معتقد است: « مفهوم پژوهش نباید با مقولهی آزمایش و فعالیتهای آزمایشگاهی خلط شود. اساسا در پژوهش نخستین گام طرح مسالهی خوب و کاربردی است و نقش اصلی پژوهش سرا در بدنهی دانشآموزی نظام تعلیم و تربیت تمهید فضایی برای ایجاد سوال در ذهن کنجکاو نوجوانان و سپس فراهم ساختن امکانات مقتضی و بستر مناسب جهت یافتن پاسخ سوال طرح شده در لابهلای تکاپوهای پژوهشی و دنبال کردن مطالعات و تجربیات مشابه در موقعیتها، جغرافیا و زمانهای مختلف می باشد» .

پایان پیام/
گروه استان ها و شهرستان ها/

سه شنبه ۹ آذر جلسهی مدیران متوسطه ناحیه ۳ کرج در دبیرستان انقلاب اسلامی با حضور مدیران متوسطه دوم و مسئولین ناحیه برگزار گردید. یکی از سخنرانان این جلسه مدیر « آی اف اس» بود.
پژوهش مستلزم هزینه است
« دکتر مهدی آقابالی » مدیر پژوهشسرای خوارزمی با تبریک هفتهی پژوهش به تشریح خاستگاه پژوهشسراها از دو دیدگاه علمی و اسناد بالادستی پرداخت. او گفت: ما عموما در مورد تکالیف و مسئولیتهای خود صحبتی نمیکنیم ؛ تنها در خصوص حقوق دم میزنیم، اسناد بالادستی چشم انداز را ترسیم کردهاند، عدول از این چشمانداز و برخورد سلیقهای با موضوعات خیانت تلقی میشود بنابراین نباید سلیقهای حرکت کنیم.

پژوهش سراها مدارس بدون دیوار هستند
وی با انتقاد از نگاه فانتزی به پژوهش افزود: پژوهش گِران بوده و مستلزم هزینه است. باید با سرمایهگذاری، چه به لحاظ سختافزاری و چه به لحاظ نرمافزاری، امکانی فراهم کنیم مخاطبین را در معرض آموزشهای غیرمستقیم و کسب تجربه قرار دهیم.
وی در ادامه افزود:
کودکانِ خلاق و جسور و پرسشگر با ورود به گردونهی آموزش رسمی سرخورده میشوند . رسالت پژوهشسراها تکمیل فرایندهای آموزش با شیوههایی متنوعتر و مهندسی فضایی برای حفظ و تقویت روحیهی پرسشگری و کنجکاوی دانشآموزان است. علاوه بر آن در «آی اف اس» با روزآمد کردن محتوای آموزشی در قالب نشاط آورتری به علوم استراتژیک و میان رشتهای که در آینده به تِرِندِ جهانی تبدیل خواهند شد، توجه ویژه شده است.
نخستین کارسوق هوش مصنوعی با همکاری دانشگاه خوارزمی، فعالیتهای علوم شناختی تحت نظر ستاد توسعه علوم و فن آوریهای شناختی کشور و برنامههای بیوتکنولوژی با مشارکت پژوهشگاه بیوتکنولوژی کشاورزی ایران و رایزنی برای همکاری با دانشگاه آزاد قزوین در زمینهی رباتیک از جمله طرحهای در دست اجرا توسط «آی اف اس» است.

به سمت یک مرکز پژوهشی معتبر و بینالمللی حرکت خواهیم کرد
با این رویکرد و با هدف آشنا ساختن دانشآموزان پژوهشگر با آداب و فرهنگ پژوهشهای بینالمللی، کارگاه ریاضی «جبر مجرد و دامپزشک دیوانه» با محتوایی سرگرم کننده و جذاب با دعوت از «پروفسور جین آبرامز» ، استاد تمام ریاضی دانشگاه اسپرینگز کلورادو و مبدع نظریهی گراف جبرها ، تدارک دیده شده است که به زودی اطلاعات تکمیلی در این خصوص در اختیار علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
کودکانِ خلاق و جسور و پرسشگر با ورود به گردونهی آموزش رسمی سرخورده میشوند . مهدی آقابالی دانشآموخته دکترای ریاضی از دانشگاه زنجان_شریف و دارنده دو پست دکترا از دانشگاه تهران و ادینبرای اسکاتلند بوده و شرح شغلی قابل توجه، عناوین و مدارج علمی، جوایز ملی و بینالمللی را در کارنامه خویش دارد. آقابالی با توجه به جایگاه علمی و سوابق کاری درخور توجهش هرگز در جایگاهی که باید باشد نبوده و نیست.
وی به تازگی مدیریت پژوهش سرای خوارزمی ناحیه ۳ کرج را به عهده گرفته و در تلاش است در تداوم سلسله موفقیتهایی که با دانشآموزان المپیادی ناحیه۳ و استان البرز تجربه کرده، این بار مشق عشق را از پژوهش سرای دانشآموزی خوارزمی کرج استارت زده و بنیاد پژوهش سرایی واقعی، پویا و کاربردی را دراندازد.
آقابالی معتقد است: « مفهوم پژوهش نباید با مقولهی آزمایش و فعالیتهای آزمایشگاهی خلط شود. اساسا در پژوهش نخستین گام طرح مسالهی خوب و کاربردی است و نقش اصلی پژوهش سرا در بدنهی دانشآموزی نظام تعلیم و تربیت تمهید فضایی برای ایجاد سوال در ذهن کنجکاو نوجوانان و سپس فراهم ساختن امکانات مقتضی و بستر مناسب جهت یافتن پاسخ سوال طرح شده در لابهلای تکاپوهای پژوهشی و دنبال کردن مطالعات و تجربیات مشابه در موقعیتها، جغرافیا و زمانهای مختلف می باشد.»
پژوهش سرای خوارزمی واقع در ابتدای بلوار ماهان جهانشهر ساختمان قدیمی اداره آموزش و پرورش ناحیه۳، به عنوان قطب استانی گیاهان دارویی و هوا و فضا در حال فعالیت است. آزمایشگاههای مجهز زیستشناسی، فیزیک و شیمی در کنار دو تلسکوپ فوق حرفهای از امکانات پژوهش سرا در حال حاضر است.

پایان گزارش/

تا به حال شده در محل کارتان با حرف یا تصمیمی مواجه شوید که به نظرتان درست نیست و آن را قبول ندارید، ولی از طرفی نمیدانید که چگونه مخالفت خود را باید عنوان کنید و در نتیجه ساکت میمانید.
همهی ما دوست داریم در شرایط گفته شده، عقیدهی خود را بیان کنیم. بهعنوان شخصی که اصول خودش را دارد، اعتقاد داریم وقتی پای نفع بزرگی در میان است، آزادانه عقایدمان را بیان کنیم. اما تحقیقات حاکی از آن هستند که معمولا این کار را انجام نمیدهیم.
این جمله را همهی ما شنیدهایم که میگویند: سکوت علامت رضاست؛ پس وقتی ما نارساییها را میبینیم اما دم نمیزنیم یعنی با آنها موافقیم.
محققان دانشگاه نیویورک، الیزابت موریسون (Elizabeth Morrison) و فرانسیس میلیکن (Fraces Miliken) از این پدیده با عنوان فرهنگ سکوت سازمانی یاد میکنند.
همانند بسیاری از مسائل سازمانی، سکوت سازمانی هم از بالا شروع میشود. این محققان عنوان میکنند که گروه رهبری که خود را جدا از نیروی کار میداند، میتواند مانع یا فضای برتری ایجاد کند. وقتی جدایی رهبران از دیگر کارکنان اتفاق میافتد، این تفاوتهای فرهنگی بزرگتر هم میشوند. اما این فقط به رهبری برنمیگردد. موانع محیطی مانند نیروی کار مشروط، استخدام بیرونی مدیران ارشد و استراتژیهای کمهزینه هم میتوانند به سکوت سازمانی دامن بزنند.
سکوت سازمانی بهنوعی منجربه فرهنگ انفعال مضر میشود. انفعال منجربه رکود در زمان نیاز میشود و موسسات و سازمان ها تحت فشاری میمانند که هرگز آزاد نمیشود.
برای حل این مشکل باید موضع فعالی در قبال برخورد بد با بازخوردهای منفی بگیریم؛ برخوردی که تصور می شود عامل اصلی سکوت سازمانی هم هست. شاید نتوانیم کل ساختار یک سازمان عریض و طویل را تغییر دهیم، اما میتوانیم به آنهایی که دوروبرمان هستند نگاهی بیندازیم و تصمیم بگیریم نظراتمان را برای یکدیگر بیان کنیم. گروههای چابکی که برای شفافیت ارزش قائل هستند، عقیده دارند تنها راهی که میتوانیم محصولات و زندگی کاری خود را بهبود ببخشیم، این است که نظراتمان را بیان کنیم.
مدیریت و رهبری آموزشی در قرن ۲۱

سه کتابِ فارسی، نگارش و علوم و فنون ادبی از سال 1395 برای تدریس در مدارس متوسطه دوم تألیف شدند که از همان زمان نقدهای شفاهی و کتبی فراوان پیرامون روش تألیف این کتابها به مؤلفان ارائه شدند و با اصلاح برخی موارد جزئی، چارچوب کتابها حفظ شد و تغییر اساسی برای بهبود کیفی کتابها صورت نگرفت. به عنوان نمونه، راقم این سطور در مقالهای با عنوان «نقد و بررسی رویکرد علمی و انسجام معنایی کتاب علوم و فنون ادبی1» ( 1 ) ضرورت بازنگری علمی و روش تألیف کتاب علوم و فنون ادبی1 را با ذکر نمونهها و شواهد لازم نشان داد که البته در سال تحصیلی بعد، عمده انتقادهای مذکور در مقالة فوق در کتاب درسی علوم و فنون ادبی1 اعمال گردید اما هیچ اشارهای به نظرات یادشده در مقالة مذکور نگردید. چنین عکس العملهایی از سوی مؤلفان محترم موجب شده است تا این اندیشه به ذهن اهلِ قلم متبادر گردد که مؤلفان کتاب فارسی، نگارش و علوم و فنون ادبی علاقهای به شنیدن نظر معلمان اهل قلم و منتقد ندارند و گویی بر این باورند که «موسی به دین خود و عیسی به دین خود».
معلمان ادبیات فارسی نیز در فضای بیتفاوتی مؤلفان و سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی نسبت به اشکالات موجود کتابهای فارسی ناچار به سکوت روی آوردهاند که امید است تغییری در رویکرد مؤلفان کتابهای ادبیات و سازمان پژوهش و تألیف کتب درسی صورت پذیرد. از جملة اشکالاتی که در روش تألیف کتابهای درسی فارسی متوسطه دوم وجود دارند میتوان به موارد زیر اشاره نمود:

1- فقدان توضیح علمی روش تألیف و فصلبندی کتابهای فارسی:
روش علمی تألیف کتابهای درسی ایجاب میکند که دلیل اتخاذ هر شیوهای از تألیف کتاب به مخاطب گزارش شود. این موضوع از این نظر ضرورت دارد که مخاطب ضمن قضاوت در خصوص درستی یا نادرستی روش کار مؤلف یا مؤلفان، روش کار علمی نوشتن یا تألیف را به شیوه عملی از مؤلفان می آموزد. در کتابهای نظام قبلی آموزش متوسطه این موضوع رعایت شده بود و در ابتدای کتاب ادبیات فارسی یک توضیحی در مورد روش تقسیمبندی متون ادبی در جهان ذکر شده بود و فصلبندی کتابهای ادبیات فارسی متوسطه را بر همان اساس ذکر کرده بود، طبیعتاً دانشآموزان میدانستند که چرا کتاب ادبیات فارسی بدان شیوه فصلبندی شده است و بر اعتماد آنها به مؤلفان و روش تألیف کتاب با چنین رویکردهایی افزوده میشد، اما دانشآموزان در کتابهای فارسی جدیدالتألیف با مجموعهای از متون مواجه میشوند که به سلیقه مؤلفان و بدون هیچ معیار و شیوهای کنار همدیگر منتشر شدهاند و گویی روشی در تألیف متون ادبی و هدف کلانی از مطالعه این متون وجود ندارد. این اشکال در درج «کارگاه متنپژوهی» این کتابها نیز وجود دارد یعنی هیچگاه به دانشآموز گفته نشده است که چرا هر یک از متنها را از نظر زبانی، ادبی و فکری تحلیل میکند یعنی هیچگاه به دانشآموز گفته نشده است که برای نقد و ارزیابی هر متن ادبی میتوان آن را در سه لایه تحلیل و نقد کرد تا سطح کیفی آن متن مشخص شود و به همین دلیل «کارگاه متنپژوهی» متنها در کتابهای فارسی برای دانشآموزان کارکرد روشن و دلیل خاصی ندارد و گویی برای پُر کردن خلأها و برای «خالی نبودن عریضه» هستند.
2- متنهای ناهمگون در کتابهای فارسی:
استادان ادبیات فارسی از جمله دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، چهار ویژگی را برای شاهکارهای ادبی نام بردهاند که عبارتند از: ماندگاری در طول زمان، بلاغت والا، زبان ادبی غنی، اندیشه گسترده و عام بشری. با این چهار معیار میتوان متون ارزنده و جذاب ادبی را شناسایی و برای دانشآموزان انتخاب کرد. متأسفانه حدود 30 درصد متون کتابهای فارسی متوسطه دوم با شاخصههای یادشده ارزش ادبی درجه سه دارند و ناهمگونی عجیبی در گزینش این متون وجود دارد. به عنوان نمونه میتوانید نثر درس «از پاریز تا پاریس» و یا «کویر» را با درس «آن شبِ عزیز» در کتاب فارسی دوازدهم مقایسه کنید تا این فراز و فرود عجیب را دریابید.
در تألیف کتابهای فارسی متوسطه دوم اصرار عجیبی برای نقل آثار مشکوک و درجه چندم شعرا وجود دارد، مثلاً در ابتدای کتاب فارسی دهم شعری نامعتبر از عطار نیشابوری نقل شده است که علیرغم ارجاع به کتاب «الهینامه» در این کتاب وجود ندارد یا به جای نقل یکی از شاهکارهای نیمایوشیج در حوزه شعر نو، یکی از اشعار او در قالب سنتی نقل شده است که از نظر زبانی و ادبی سستیهای فراوان دارد یا به جای نقل یکی از زیباترین غزلیات حافظ شیرازی به درج اشعار درجه دو او مبادرت شده است که طبیعی است هیچ یک از این آثار ضعیف در ذهن و زبان دانشآموزان این مرز و بوم جای نگیرند و یکی از مهمترین اهداف مطالعه متون ادبی در تدوین و تألیف این کتابها مغفول شود.

3- تیرگی عمده متون:
در نظریات معنیشناسی هرگاه متنی حاوی مفاهیم یأسآور و عاری از شور و نشاط باشد متن تیره نامیده میشود. بررسی متون کتابهای فارسی متوسطه دوم نشان میدهد که این متنها عاری از هر شور و نشاطی هستند و عمدتاً به مفاهیمی از قبیل مرگ عرفانی یا مرگ جسمانی و جنگ، جدال و اسارت اشاره دارند به همین دلیل در کلاسهای درس با استقبال دانشآموزان مواجه نمیشوند.
4- حذف نظریات زبانشناسی:
علم زبانشناسی و روشهای تحقیق این علم بر بسیاری از علوم تأثیر مهمی نهاده است و آشنایی با این دانش و برخی از تعاریف اولیهاش از ضرورتهای علمی برای دانشآموزان متوسطه دوم است که در کتابهای جدیدالتألیف به کلی نادیده گرفته شده است و دانشآموزان را از فراگیری علوم جدید همپایِ دانشآموزان کشورهای جهان محروم ساخته است. امید که مؤلفان برای نقل برخی از تعاریف ابتدایی علم زبانشناسی در کتابهای درسی اهتمامی جدی به خرج دهند. در تألیف کتابهای فارسی متوسطه دوم اصرار عجیبی برای نقل آثار مشکوک و درجه چندم شعرا وجود دارد .
5- پراکندگی مباحث دستوری:
مباحث دستوری در 6کتاب فارسی متوسطه اول و دوم پراکنده شدهاند که انسجام ذهنی دانشآموزان را در فراگیری این نکات از بین برده است. متأسفانه دانشآموزان متوسطه اول به فراگیری این نکات توجه لازم را ندارند و در نتیجه با ورود به متوسطه دوم اشکالات متعددی در یادگیری مباحث دستوری دارند و به همین دلیل در تستهای آزمونهای تحصیلی نیز دانشآموزان مدارس عادی با مشکلات فراوان مواجه هستند . پیشنهاد میشود که مباحث اصلی دستور زبان فارسی در کتابهای متوسطه دوم نقل شود تا امکان آموختن برای دانشآموزان آسانتر شود و از یکی از صاحبنظران شاخص و نامبردار در حوزه دستور زبان فارسی دعوت به همکاری شود.
در نتیجة عرایض یاد شده می توان به این باور رسید که در تألیف کتابهای درسی فارسی متوسطه دوم نوعی شتابزدگی و فقدان جدّیت لازم رخ داده است و با صرف زمان مناسب و بهرهگیری از نظر استادان مطرح ادبیات فارسی کیفیت کتابها بسیار بهتر خواهد شد در غیر این صورت شستی علمی کتابهای ادبیات متوسطة دوم زمینهساز سستی فرهنگی و علمی تمامی دانشآموزان متوسطة دوم و تربیت دانشآموزانی ضعیف برای ورود به دانشکدههای علوم انسانی میگردد.
گاهنامه فرهیزش _مهرماه ۱۴۰۰_ شماره ۶_ ویژه نامه روز جهانی معلم