صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
سه شنبه, 20 آبان 1399 08:15

اندر خرافه پرستی ایرانیان !

خرافات و خرافه پرستی ایرانی ها
بدون شک مردم ایرانی یکی از خرافی ترین مردمان جهان بوده اند که اگر کتابی در این زمینه نوشته شود قطورترین کتاب خواهد بود این خرافات در تمام ادوار تاریخی بوده و در بین زنان در گذشته، بیشتر از مردان بوده به طوری که دهخدا در صوراسرافیل به طنز می نویسد : «خانه ای که دو کدبانو است یکی همیشه پیش جام زن است و یکی هم پیش رمال»!.
فتحعلی آخوندزاده علت اصلی آن را ناشی از جهل و مفاسد اخلاقی مردان و فرهنگ مردسالاری می داند که چون زنان همیشه در معرض تهدید نازایی یا تعدد زوجات از سوی مردانشان بوده اند در نتیجه آنها در نهایت بی پناهی به خرافات متوسل می شدند مثلا تنها برای نازایی ده ها عامل خرافی می توان پیدا کرد: از توپ مرواری در تهران گرفته تا خوابیدن در صخره ای در کرمان...!


ای توپ تن طلایی، از غم بده رهایی
بختی جوون و نون دار، روزی بکن زجایی

اما دوره صفویه خرافات پر رونق بوده که در سفرنامه های اروپاییان نیز منعکس شده و گویی تمامی سرنوشت آدمی را حرکات و اجرام آسمانی تعیین میکرده و منجمین بازارشان گرم بوده برای تعیین ساعت سعد و نحس...!
- وقتی شاه صفی بیماریش طول کشید گفتند که چون او در ساعت نحس تاجگذاری کرده باید دوباره تاجگذاری کند و اسم خودش را هم عوض کند! بارها هم خلاف گفته منجمان رخ داده بود اما این شاه خرافی دست بردار نبوده...!(سفرنامه کمپفر به ایران...ص70)
دالساندری می نویسد مردم معتقد بودند آبی که شاه دست خود را در آن شسته باشد دافع تب است! (سفرنامه وینچنتو دالساندری...ص474) و «بسیاری از بیماران شفای خود را در آب لگن دستشویی پادشاه می جویند تا دواخانه!» (سفرنامه مسکو و ایران، اولئاریوس...ص312) اکثرا مردم برای رفع بیماری هایشان به جای مراجعه به پزشک به نزد دعانویسان و رمالان می رفتند.

 - آنجللو در مورد عشق مفرط سپاهیان به شاه اسماعیل می نویسد که آنها عمدا بدون زره برای او می جنگیدند تا کشته شوند چون باور داشتند که شاه اسماعیل همیشه جاوید است (سفرنامه آنجوللو...ص344) شاردن می نویسد بیمارانی را دیده که به امید یافتن شفا خود را بر قدم شاه می کشیدند ؛ «فنجانی پر از آب در دست داشته در گذرگاه پادشاه می ایستادند تا وی انگشتانش را در آب فرود کند تا آن را بخورند و از بیماری برهند» (دالساندری،1381ص474).

تقدیرگرایی چنان در دوره شاه سلطان حسین قوت گرفته بود که لاکهارت می نویسد وقتی در یک جشنی، یکی از ستونهای کاخ چهل ستون آتش گرفت شاه اجازه نداد آن را خاموش کنند گفت : «اگر اراده خدواند بر این گرفته که این تالار سوخته شود با آن مخالفتی نخواهم کرد»(انقراض سلسله صفویه، لاکهارت...ص35)

- البته همین خرافات باعث زوال این سلسله شد و خداوند اراده کرد که تاج پادشاهی از سر او برداشته و بر سر محمودافغان گذاشته شود...!
ستم بر اهل سنت یعنی افغانان به حدی رسید که سرانجام باعث شورش آنان گشت. هنگامی که محمود افغان به دروازه های اصفهان رسید این شاه خرافی به جای تدابیر نظامی به خرافات پناه برده و می خواست با دانه ها نخود، اشقیا را شکست دهد! معتقد بود اگر دو پاچه بز را با 325 دانه نخود، پخته و دوشیزه ای 1200بار لااله الاالله بخواند و بر آن فوت کند سپاهیان صفوی از طعام بخورند از نظرها غایب خواهند شد و بر دشمن غلبه خواهند یافت!

خاوری به نقل از شاه می نویسد : «راست است كه فتنۀ افاغنه در كار است، ما هم خود به علاوۀ تدارك دولتى، تداركى دعايى كرده، امر كرده‌ايم در اندرون كه از رجال و نساء سادات موسويه، نخود را لا اله الا الله بخوانند؛ صباحا و مساء در كارند، ان شاء الله آش معتبرى فراهم كرده، به كل خلق مى‌خورانيم، از باطن سادات موسويه دفن بلا خواهد شد» (تاریخ ذوالقرنین، خاورى...ص۳۱۲)

- البته نخود و پاچه های بز نجات بخش نشد!
پس از شکست، زمان آن رسید که شاه سلطان حسین صفوی پیرمردی شصت ساله و فربه با عمری خوشگذرانی و عیاشی، پشت سر محمود 21 ساله و پابرهنه راه افتاده و او را وارد کاخ های رنگارنگ صفوی کرده تا یک به یک کلیدهای کاخها را به او بسپارد! و سپس، نوبت به تقسیم زنان حرمش رسید که محمود افغان به فرماندهانش بخشید...
در این زمان هم، شاه صفوی سر عقل نیامده بود وقتی با دست خودش، تاج شاهی را از سرِخود برداشته بر سرِمحمودافغان گذاشت گفت: «فرزند، اراده خداوند نيست كه من بيش از اين پادشاه باشم وقت آن رسيده كه تو بر تخت ايران جلوس كنى. سپس، آن طرّه شاهى را از سر برداشته و بر منديل وى نهاد»(تاريخ كامل ايران... ج‏1، ص432)
البته هیچ توپی به اندازه توپِ خرافات، قدرت تخریب ندارد...!

تاریخ تحلیلی ایران

تصویر توپ مرواری :

خرافات و خرافه پرستی ایرانی ها


خرافات و خرافه پرستی ایرانی ها

منتشرشده در یادداشت

صندوق ذخیره فرهنگیان و انتقاد از عملکرد مدیر کل آموزش و پرورش یزد در تضییع حق معلمان  هدف از درج این مقاله صرفاً اظهار نظر درباره صندوق ذخیره فرهنگیان و احیاناً سود یا زیانی که صندوق برای معلمان کشور داشته نیست. بسیاری از مردم ایران که اخبار را دنبال می‌کنند در جریان این امر قرار گرفته‌ و شاهد بوده‌اند که نماینده دادستان در هشتمین جلسه محاکمه متهمان بانک سرمایه اظهار نمود: «…آقایان بانک سرمایه را به آتش کشیدند و این حاصل اقدامات امامی و تیم وی است و خطاب به متهم امامی گفت: شما فقط بانک سرمایه را خالی نکرده‌اید بلکه صندوق ذخیره فرهنگیان را نیز خالی کردید این در حالی است که خیلی از سپرده‌گذاران بانک سرمایه از معلمان هستند…»(1)

رییس قوه قضاییه در جلسه مسئولان عالی قوه قضائیه اظهار داشت: «…خصوصی‌سازی یا تجاری کردن آموزش و پرورش از آسیب‌ها و آفت‌هایی است که عزیزان دلسوز ما در این جلسه به آن اشاره کردند. وی با اشاره به پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان گفت: این پرونده در دادگستری مورد رسیدگی قرار گرفت و قریب به 20 متهم داشت که در دادگاه مجرم شناخته شدند و احکام سنگینی برای آنها صادر شد. رییس قوه قضاییه بیان کرد: مبالغی که به یغما برده شده بود، بخشی از آن با حکم دادگاه برگشته و بخش دیگر آن هم به صندوق ذخیره فرهنگیان با قدرت برگشت داده خواهد شد تا حق این قشر مظلوم ضایع نشود…»(2)

وزیر آموزش و پرورش می‌گوید: «…چشم‌انداز سودآوری صندوق ذخیره فرهنگیان نشان می‌دهد همان‌طورکه در طول 4 سال گذشته سودآوری صندوق از 2400 میلیارد ریال در سال 1395 به 11 هزار میلیارد ریال در سال 1398 رسید، برای سال مالی منتهی به 31 شهریور 1399 سودآوری 35 هزار میلیارد ریالی پیش‌بینی شده است… با افتتاح مجتمع پتروشیمی کیمیای پارس خاورمیانه به دست رئیس‌جمهور در مرداد 1399 و بهره‌برداری از سایر طرح‌های پتروشیمی موسسه و بهبود روند سودآوری شرکت‌های تابعه، شاهد افزایش سودآوری صندوق خواهیم بود به طوری که در سال 1402 سودآوری سالانه به رشد قابل توجهی خواهد رسید و در پایان تصریح کرد: هرچه میزان مشارکت فرهنگیان تا سقف 5 درصد از حقوقشان بیشتر باشد، به همان نسبت از سهم دولت و سودآوری موسسه منتفع خواهند شد، از این رو تاکنون نیمی از فرهنگیان عضو موسسه میزان واریزی خود را تا 5 درصد افزایش داده‌اند.»(3)

پیش از پرداختن به اصل مطلب مناسب می‌داند نظر خوانندگان آیینه یزد را به ماده 43 و بند «ب» ماده 89 قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت به شرح زیر جلب نماید:
«به وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی اجازه داده می‌شود براساس آیین‌نامه‌ای که به پیشنهاد مشترک سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و وزارت ‌امور اقتصادی و دارایی به تصویب هیأت وزیران می‌رسد به منظور استفاده بهینه از ساختمان‌ها و امکانات موجود خود مشروط بر آن که به فعالیت‌ها و ‌وظایف مستمر و جاری آنها لطمه‌ای وارد ننماید و تأثیر نامطلوبی نگذارد، به صورت موقت به اشخاص حقیقی و حقوقی به قیمت روز به مدت یک‌ سال یا کمتر اجاره دهند. -حق استفاده از ساختمان‌های مازاد بر نیاز دستگاه‌های وابسته به وزارتخانه‌ها، مؤسسات و سازمان‌های دولتی در مرکز به پیشنهاد سازمان ‌مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و تصویب هیأت وزیران در استان‌ها به پیشنهاد استاندار یا رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان و تصویب شورای‌ برنامه‌ریزی بلاعوض به دستگاه‌های دولتی نیازمند واگذار گردد.»

اکنون مسئولان امر پاسخ دهند چرا سال‌ها است نماینده صندوق ذخیره فرهنگیان در یزد ساختمانی را که در تملک اداره کل آموزش و پرورش می‌باشد در اختیار گرفته و وجهی بابت اجاره‌ بهای محل صندوق به آموزش و پرورش یزد پرداخت نمی‌کند؟

صندوق ذخیره فرهنگیان و انتقاد از عملکرد مدیر کل آموزش و پرورش یزد در تضییع حق معلمان

مدیر کل آموزش و پرورش در دو سال اخیر نشان داده است انتقادپذیر نیست ؛ از واضح‌ترین و بدیهی‌ترین موضوعات و پرسش‌ها برآشفته می‌شود، تاب شنیدن حرف حساب ندارد، گاه درحالی که به اصل مفهوم سؤال پی نبرده جواب‌های بی‌ربط می‌دهد، بنابراین از استاندار یزد که عالی‌ترین مقام اجرایی استان می‌باشد و ریاست شورای آموزش و پرورش را به عهده دارد درخواست می‌گردد در نشست شورا از مدیرکل و نماینده صندوق ذخیره فرهنگیان در یزد بخواهد توضیح دهند براساس چه قرارداد و دستورالعملی محل صندوق را در اختیار گرفته و اجاره آن را پرداخت نمی‌کنند و به مدیرکلی که ادعا می‌نماید قانون‌مدارترین مدیران کل در استان می‌باشد!! بگوید چرا از صندوق ذخیره فرهنگیان که وزیر آموزش و پرورش از سودآوری کلان آن می‌گوید حقوق حقه آموزش و پرورش را دریافت نمی‌کند، گرچه پرداخت اجاره‌بها نیز هیچ ارتباطی به سود و یا زیان‌ مستأجر ندارد.

نکته دیگر این‌که چند سال پیش نماینده صندوق ذخیره فرهنگیان درخواست نمود با دریافت بیش از بیست درصد به عنوان حق‌الزحمه اجرا و مدیریت، برای فرهنگیان یزد آپارتمان‌سازی نماید امّا مسئولان وقت اداره کل راه و شهرسازی حاضر به واگذاری زمین به نماینده صندوق نشدند، تمام مدارک و مستندات این موضوع در ادارات راه و شهرسازی و آموزش و پرورش استان موجود می‌باشد.

ریاست شورای آموزش و پرورش استان از مدیریت کل بخواهد پاسخ دهد با توجه به سوابق موجود چرا در تمام نشست‌های شورای آموزش و پرورش و جلساتی که برای درخواست زمین جهت خانه‌سازی فرهنگیان در استانداری و یا دیگر ادارات تشکیل می‌گردد نماینده صندوق را همراه می‌برد و در واقع معرف صندوق ذخیره فرهنگیان که همگان به وضعیت و موقعیت فعلی آن آگاهی دارند می‌باشد!! ضمن این که سال‌ها است اجاره محلی را که در اختیار دارد پرداخت نمی‌کند!! استاندار یزد بارها به مطبوعات و رسانه‌ها اعلام نموده که مدیرکل غیرپاسخگو را معرفی کنند بنابراین از مدیرکل آموزش و پرورش یزد پرسش نمایند چرا هنگام مصاحبه یا اظهارنظر پیرامون مسائل آموزش و پرورش واقعیت‌ها و حقایق را نادیده می‌گیرد و به مستندات و دستورالعمل‌های وزارت آموزش و پرورش و مدارک موجود در آن اداره توجه نمی‌کند و به دروغ‌ها و شبهه‌افکنی‌های خود در این زمینه ادامه می‌دهد و فرهنگیان و معلمان آموزش و پرورش یزد را درگیر بافته‌های ذهنیت‌ خود می‌نماید؟

بر همه روشن است که برکناری یا تغییر سمت هریک از کارمندان و معاونان از اختیارات قانونی مدیرکل می‌باشد اما هیچ انسان منصف و متعهدی موافق با نحوه برکناری فرهنگیانی نظیر آزاده ارجمند آقای علی دهقان بهابادی و جانباز بزرگوار آقای علی سرداری معاونان سابق اداره کل آموزش و پرورش که همراه با آقای دانافر کاندیدای مدیرکلی بودند و چند نفر دیگر از فرهنگیان باسابقه با آن وضع بسیار زشت و زننده و اهانت‌آمیز نمی‌باشد گرچه بعید است به سفارش مسئولانی در یزد و تهران این‌گونه اقدامات صورت گرفته باشد. مدیر کل آموزش و پرورش در دو سال اخیر نشان داده است انتقادپذیر نیست .

بنابراین وظیفه می‌داند ضمن بیان خاطره‌ای یاد خیری کنم از هوشنگ مجلسی که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی مدیریت کل آموزش و پرورش استان را به عهده داشت. در تابستان 1357 براساس مدارک باقی‌مانده از ساواک منحله که در ادارات و سازمان‌های ذی‌ربط موجود است سرهنگ هاشمی رئیس وقت شهربانی یزد طی نامه‌ای به استانداری اسامی و مشخصات ده نفر از افراد به اصطلاح «متعصب مذهبی و افراطی» را که در ایجاد تظاهرات در مناطق و شهرهای استان دست داشتند اعلام و درخواست نمود آن افراد به استان دیگری منتقل شوند.

دکتر رهنوردی استاندار یزد مراتب را به دکتر نصر اصفهانی وزیر کشور و از وزرات کشور نامه‌ای به‌عنوان دکتر منوچهر گنجی وزیر آموزش و پرورش و در آخر تیمسار خاوری رئیس حفاظت وزارت آموزش و پرورش به هوشنگ مجلسی دستور داد ترتیب انتقال ده نفر از فرهنگیان استان به اسامی علی اقبال، رضا متألّهی، محمدعلی نجاتی و مصطفی حائری شاغل در شهرستان اردکان سید جلیل میراب و سیدحسن حیان معلم و دبیر شهرستان تفت، محمدحسن محتاج‌ا…، سیدمحمد شمس‌الدین خرمی و علی‌اکبر فیض شاهی شاغل در شهرستان یزد و نویسنده این سطور رضا سلطان‌زاده رئیس وقت آموزش و پرورش شهرستان اردکان به استانی دیگر داده شود.

صندوق ذخیره فرهنگیان و انتقاد از عملکرد مدیر کل آموزش و پرورش یزد در تضییع حق معلمان

هوشنگ مجلسی مدیرکل استان نامه‌ها را محرمانه نگه داشته بود که بعد از پیروزی انقلاب، اسناد در اختیار کمیته انقلاب اسلامی قرار گرفت و مشخص گردید با رهبری و راهنمایی سومین شهید محراب و همراهی و هماهنگی «جامعه معلمان یزد» که تظاهرات و تحصن‌های معلمان و دانش‌آموزان را سازماندهی می‌نمود و با درایت و خطر کردن و فداکاری هوشنگ مجلسی هیچ‌یک از آن ده نفر به استان دیگری منتقل نگردیدند. آیا عملکرد مدیرکل فعلی آموزش و پرورش یزد در انتقال یا جابه جایی و برکناری و بازنشستگی چندین فرهنگی آزاده، جانباز و پیشکسوت با آن روش زشت و زننده با اقدام شجاعانه و تحسین‌برانگیز هوشنگ مجلسی مدیرکل پیش از انقلاب که برابر با مدارک موجود این‌گونه اقداماتش مورد تایید سومین شهید محراب آیت‌ا… صدوقی قرار گرفته قابل مقایسه است؟

در نهایت از استاندار و هریک از نمایندگان یزد در مجلس شورای اسلامی درخواست می‌گردد مدیرکل آموزش و پرورش یزد را به شرکت در مناظره تشویق و ترغیب نمایند تا پرونده این موضوع بسته شود و بر همگان روشن گردد آیا برابر با اظهارات عباسعلی دانافر مدیرکل آموزش و پرورش خطاب به مدیرمسئول هفته‌نامه آیینه یزد به سایت صدای معلم:
«خوش بود گر محک تجربه آید به میان/ تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد» (حافظ)

یا براساس مدارک و مستندات موجود بر عموم مردم به ویژه فرهنگیان ارجمند به یقین ثابت می‌گردد عباسعلی دانافر که تخلف می‌کند، تهمت می‌زند، در گفتار و نوشتار رعایت ادب و احترام نمی‌نماید، دروغ می‌گوید و از همه مهم‌تر حرمت افرادی را نگه نمی‌دارد که با پشتیبانی و همگامی و همراهی، وی را در آن جایگاه نشانده و مقامش را حفظ کرده‌اند آن گاه می‌توان خطاب به وی گفت:
«ریشخندی به تو بنموده فلک غره مشو/ کز دماغ تو برون آورد این باد غرور» (عرفی).

والسّلام.

هفته نامه آیینه یزد


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

صندوق ذخیره فرهنگیان و انتقاد از عملکرد مدیر کل آموزش و پرورش یزد در تضییع حق معلمان

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

پیش تر خبری منتشر شد مبنی بر آن که « نرگس خدادادی » دانش آموز نابینای گنابادی دارای  رتبه 500 منطقه 3 و 2250 کشوری از ورود به دانشگاه فرهنگیان منع گردیده است . ( این جا )

این دانش‌آموز نابینا با ذوق و شوق فراوان ابتدا دانشگاه فرهنگیان دبیری مشاوره و پس از آن دبیری کودکان استثنایی را انتخاب می‌کند و در انتخاب‌های بعدی به سراغ روانشناسی و علوم تربیتی می‌رود.

در مرحله اول که مربوط به معاینات پزشکی است  به یک باره تمام آرزوهای نرگس بر باد می‌رود و به دلیل نابینا بودن اجازه شرکت در معاینات پزشکی را به او نمی‌دهند.

طبق ماده 15 لايحه حمايت از حقوق معلولان، دولت مكلف است حداقل 3 درصد از مجوزهاي استخدامي رسمي، پيماني و كارگري دستگاه‌هاي دولتي و عمومي اعم از سازمان‌ها، وازتخانه ها، موسسات، شركت‌ها و نهادهاي عمومي انقلابي و ديگر دستگاه‌هايي را كه از بودجه كشور استفاده مي‌كنند، به افراد داراي معلوليت واجد شرايط اختصاص دهد.
طبق تبصره يك اين ماده، سازمان‌ها، وزارتخانه‌ها، موسسات دولتي، شركت‌ها و نهادهاي عمومي انقلابي مكلفند سه درصد از مجوزهاي استخدامي خود را به افراد داراي معلوليت اختصاص دهند. سازمان اداري و استخدامي كشور موظف است نسبت به تخصيص اين سهميه استخدامي براي افراد داراي معلوليت اقدام و بر رعايت آن نظارت كند.
همچنين در تبصره 2 اين ماده آمده است: بالاترين مسئول دستگاه‌هاي اجرايي، نهادهاي عمومي غيردولتي، شهرداري‌ها و بانك‌ها مكلف به اجراي دقيق مفاد اين ماده هستند. متخلفان حسب مورد با حكم مراجع ذي‌صلاح به مجازات‌هاي مندرج در ماده 4 اين قانون محكوم مي‌شوند.

در این زمینه ، « صدای معلم » گفت و گویی را با « نرگس خدادادی » انجام داده است .

منتشرشده در گفت و شنود

گروه رسانه/

پرتال وزارت آموزش و پرورش نوشت : ( این جا )

آخرین موضع وزیر آموزش و پرورش در مورد باز بودن مدارس و آموزش حضوری

وزیر آموزش‌ و پرورش در دهمین برنامه گفت و گوی هفته که با حضور وزیر بهداشت برگزار شد با تشکر از تلاش‌های کادر سلامت کشور در دوران کرونا اظهار کرد: آموزش حضوری گام مهمی در تکوین شخصیت، رشد روانی اجتماعی، سلامت و جامعه‌پذیری کودکان است، شبکه شاد محدودیت مکان مناسب و نیروی انسانی باکیفیت برای ایجاد فرصت‌های برابر و عدالت آموزشی را به میزان زیادی رفع کرد.

به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش‌ و پرورش، محسن حاجی میرزایی در دهمین نشست از سلسله نشست‌های گفت و گوی هفته که باهدف ایجاد ارتباط و تعامل دوسویه بین وزارت آموزش‌ و پرورش و دستگاه‌های مختلف کشور و با موضوع گفت و گو بر محور تحول که با حضور وزیر آموزش‌ و پرورش، اعضای شورای معاونان، مدیران کل آموزش‌ و پرورش استان و روسای ۷۶۰منطقه آموزش‌ و پرورش کشور و یک میهمان ویژه که از اعضای هیات دولت، معاونان و مشاوران رئیس‌جمهور و یا نمایندگان مجلس انتخاب و به‌ صورت ویدئو کنفرانس و از طریق شبکه دانش‌آموز (شاد) برگزار می‌شود، در دهمین نشست آن‌که با حضور وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تشکیل شد بابیان اینکه به نمایندگی از جامعه فرهنگیان کشور از خدمات جامعه سلامت کشور شامل پزشکان، پرستاران و همه کادر درمان تشکر می‌کنم و در شرایطی که کشور و بهداشت و درمان کشور تحت شدیدترین تحریم‌های ظالمانه قرار داست اما عملکرد خوبی در مقایسه با نظام‌های بهداشتی که تحت هیچ تحریمی نبودند، داشت.

وی با بیان اینکه کرونا همه مأموریت‌های آموزش‌ و پرورش را تحت‌الشعاع قرار داده است، گفت: مخاطره کرونا در نظام تعلیم و تربیت مخاطره‌ای خاموش و آسیب ماندگاری در نظام تعلیم و تربیت ایجاد می‌کند زیرا مدرسه و آموزش حضوری گام مهمی در تکوین شخصیت، رشد روانی اجتماعی دانش آموزان، سلامت و جامعه‌پذیری کودکان است؛ بنابراین مدرسه و آموزش حضوری فرصتی برای ساختن آینده کشور است.

عضو کابینه دولت تدبیر و امید با بیان اینکه در فاصله یک هفته از تعطیلی مدارس برنامه آموزش تلویزیونی تشکیل شد و به ادامه فرایند آموزش به‌صورت غیرحضوری پرداختیم، اظهار کرد: شبکه شاد در کوتاه‌ترین زمان ممکن به یک شبکه بزرگ تبدیل شد و در بین خدمات مبتنی بر فن آوری اطلاعات کشور ازنظر تعداد کاربر و خدمات مورد ارائه یکی از بزرگ‌ترین شبکه‌های کشور است و شبکه شاد به‌تدریج رشد کرده است و مشکلات خود را هم کاهش داده است.

حاجی میرزایی با تشریح اینکه آموزش‌ و پرورش همواره دغدغه فراهم کردن فرصت‌های مناسب آموزشی و عدالت آموزشی داشته است، اظهار کرد: کرونا فرصتی فراهم کرد تا برای عدالت و فرصت‌های آموزشی امکان جدیدی را ایجاد کنیم و اکنون می‌توانیم با استفاده از شبکه شاد بهترین معلم را در دورترین مناطق کشور در اختیار دانش آموزان قرار دهیم و محدودیت‌های مکان مناسب و نیروی انسانی باکیفیت با استفاده از شبکه شاد به میزان زیادی رفع شده است.

وزیر آموزش‌ و پرورش با تأکید بر اینکه آموزش حضوری اولویت اول ما است و با وجود شیوع کرونا مدرسه باید باز باشد، اظهار کرد: مدرسه حلقه اتصال آموزش‌ و پرورش با دانش‌آموز و خانواده است و اطمینان‌ بخش برای استمرار فعالیت‌های آموزشی برای نظام تعلیم و تربیت است.

عضو کابینه دولت تدبیر بابیان اینکه نگران در خانه ماندن کودکان در شرایط کرونا و افرایش وزن آن‌ها هستیم، اظهار کرد: برنامه‌های گوناگون ورزشی برای دانش آموزان پیش‌بینی کرده‌ایم تا دانش آموزان تغذیه و تحرک خود را اصلاح کنند.

وی با اشاره به اهمیت طرح کوچ و تأکید آموزش‌ و پرورش بر اجرای آن در شرایط کرونا، اظهار کرد: تاکنون ۶۰درصد دانش آموزان شاخص توده بدنی‌شان اندازه‌گیری شده است و آموزش‌های لازم به خانواده‌ها و دانش آموزان برای کاهش وزن دانش آموزان داده‌ شده است.

حاجی میرزایی بابیان اینکه در حوزه آسیب‌های اجتماعی طرح نماد را توسعه داده‌ایم اظهار کرد: این طرح در شبکه شاد در حال پی گیری است و برای افزایش تعداد مناطق و دانش آموزان تحت پوشش این طرح را اجرا می‌کنیم.

وی بابیان اینکه برنامه‌ریزی کرده‌ایم تا هر دانش‌آموز یک مهارت اجتماعی را یاد بگیرد، اظهار کرد: کانون یاریگران زندگی، آموزش‌های بهداشتی و ... از دیگر طرح‌های آموزش‌ و پرورش است که محتوای متناسب با آن‌ها تهیه و در شبکه شاد بارگذاری می‌شود که برخی مطالب تا ۲۰میلیون بار دیده می‌شود.

وزیر آموزش‌ و پرورش در پایان با اشاره به اینکه نقشه راه آموزش‌ و پرورش، سند تحول آموزش‌وپرورش است و تربیت متوازن شش ساحت مطرح‌شده در آن سند از اهداف اجرایی آموزش‌ و پرورش است که در اجرای ساحت زیستی و بدنی به همکاری و مشارکت وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی نیاز داریم.

پایان پیام/


آخرین موضع وزیر آموزش و پرورش در مورد باز بودن مدارس و آموزش حضوری

دست‌ نوشته بانو توران میرهادی در کتاب گفت‌ و‌ گو با زمان

دست‌ نوشته بانو توران میرهادی در کتاب گفت‌و‌گو با زمان :

نسل ما آرام‌آرام خداحافظی می‌کند و به دیار باقی می‌رود.

مرتضی زربخت، حسن مرندی، صابری فومنی، شاملو، اخوان ثالث، بیرشک و ...

و حال خانم مافی، معصومه سهراب

ما که بودیم و چه کردیم؟

ما فرزندان انقلابیون مشروطیت و آغازگران سازندگی ایران بودیم.

این نسل ماست.

نامش را گذاشته‌ام نسل خدمت بی‌شائبه، بدون انتظار. نسلی که عاشقانه ایران و ایرانی را دوست دارد و پایداری و کار فرهنگی را از مردمش آموخته است.

این نسل را دوست داریم؟

چگونه دوست داشتن؟

اگر واقعاً دوست داریم یک‌ بار دیگر مرحله‌ای از تاریخ کشورمان را مرور کنیم، ببینیم، بسنجیم و تغییر جهت‌ها را درک کنیم و در جهت آرمان‌های نسلی که دوست داریم قدم برداریم.

موفقیت فردی را به موفقیت جمعی تبدیل کنیم.

فرهنگ خودی را درست بشناسیم و ارزش جهانی آن را درست درک کنیم.

به‌جای من، ما را بگذاریم.

آنچه را که در کار و تلاش عزیزان ما ساخته‌اند حفظ کنیم و پیش ببریم.

نگرش عمیق جمعی را جایگزین نگرش سطحی و مادی کنیم.

کتابک


دست‌ نوشته بانو توران میرهادی در کتاب گفت‌ و‌ گو با زمان

آسیب شناسی گفتمان خشونت در جامعه ایرانی

هر چه که می‌گذرد رواج ادبیات اوباش در جامعه ما بیشتر می‌شود. واژه‌ها و عبارت‌هایی که زمانی دشنام و ناسزا محسوب می‌شدند بخشی از گفتمان معمول طبقه متوسط و حتی تحصیل کرده شده‌اند. چه فرایندی رخ داده است که ما ایرانیان به فرهنگ اوباش گرایش پیدا کرده‌ایم؟

هر جامعه‌ای افراد و نهادهایی دارد که به نوعی «مرجع» و «الگو» محسوب می‌شوند. سیاستمداران، ستاره‌های موسیقی و سینما و قهرمانان ورزشی مهم‌ترین این افراد هستند و رسانه‌های فراگیر نهادهایی هستند که این الگوها یا Role Model ها را به مردم معرفی می‌کنند.

چند دهه پیش که رسانه فراگیر ، طبقه اوباش را به عنوان الگو در سریال‌های تلویزیونی معرفی کرد من در سخنرانی‌هایم راجع به این موضوع هشدار دادم. جریانی در تلویزیون شروع شده بود که «داش مشتی‌ها» و «گنده‌لات‌ها» را به عنوان مصداق‌های «صفا و صداقت و مردانگی» به جامعه معرفی می‌کرد. کسانی که «ته خلاف» هستند ولی به یمن قلب صافی که دارند در نهایت به رستگاری می‌رسند! این جریان به سرعت به سینما کشیده شد. گرچه پیش از انقلاب این الگوی «فیلم‌فارسی‌ها» بود که قهرمانشان تیپ لاتی داشته باشد و به ادبیات اوباش صحبت کند اما در دهه اول بعد از انقلاب این جریان در سینمای ایران متوقف شده بود. همراه با رسانه فراگیر (صدا و سیما) سینما نیز دوباره جریان فیلم‌فارسی‌اش را بازیابی کرد.

هرکس سینمای ایران را پیگیری کرده باشد مکرراً با این سناریو مواجه شده است: اوباش خلاف‌کارند، تبهکارند، خشن‌اند اما قلب پاکی دارند و همین قلب پاک آن‌ها را به رستگاری می‌رساند. چنین سناریویی را به وضوح در «مارمولک» کمال تبریزی و «اخراجی‌ها» ی مسعود ده‌نمکی دیدیم. نتیجه این قصه‌ها چیست؟ نسلی که «خفن» بودن افتخارش است، «بچه مثبت» بودن شرمسارش می‌کند و رقابت می‌کند تا «خلاف» باشد! آن‌وقت کسانی که می‌خواهند از هر آب گل‌آلودی ماهی بگیرند این تنور را داغ‌تر می‌کنند: نمایشنامه‌نویس در سراسر نمایشش فحاشی می‌گذارد تا مردمی را که از شنیدن عبارات رکیک لذت می‌برند بخنداند و کارش رونق پیدا کند، ناشر کتاب‌های کمک‌درسی کتابش را پر از عبارات و اصطلاحات لاتی می‌کند تا دانش‌آموزان را به درس خواندن راغب کند و تولید‌کننده لباس معادل انگلیسی و هالیوودی این عبارات را بر تی‌شرت‌ها می‌نگارد تا فروشش بالا برود!

آسیب شناسی گفتمان خشونت در جامعه ایرانی

از عرضه آسیب‌زای تلویزیون ملی و سینمای فیلم‌فارسی بگذریم و به حوزه مهم دیگری بپردازیم: سیاست! ما وارث یک دوره هشت ساله هستیم که رئیس جمهور کشور با ادبیات اوباش سخن می‌گفت، به همه‌کس و همه‌چیز پوزخند می‌زد، شکلک‌های سخیف در می‌آورد، مدارک تحصیلی را «ورق پاره» می‌نامید و ...چرا تعجب می‌کنید از رواج گفتمان اوباش در بین نوجوانان و جوانان؟!

این همه‌گیری بیماری فرهنگی جریانی از بالا به پایین دارد، همچون سیلی است که از آسمان بر سر ما می‌بارد، اگر آلوده نشویم سوال و تعجب دارد!
رستگاری فردی در یک جامعه بیمار ممکن نیست، این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود.

کانال دکتر محمد رضا سرگلزایی


آسیب شناسی گفتمان خشونت در جامعه ایرانی

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

وضعیت باز بودن مدارس گیلان و انتقاد صدای معلم از اداره کل آموزش و پرورش گیلان

پرتال اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان نوشت : ( این جا )

به گزارش اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان؛  «دکتر حیدرزاده» معاون  بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی گیلان در گفت و گو با بخش خبر ساعت 20 شبکه باران ضمن تحسین از رعایت پروتکل های بهداشتی در مدارس استان گیلان خواهان الگوبرداری همه اقشار جامعه از مدارس در استفاده از ماسک، رعایت فاصله گذاری اجتماعی و رعایت دقیق پروتکل های بهداشتی شد.

وی در بخشی از این گفت و گو با اشاره به اهمیت استفاده از ماسک در کاهش شیوع و ابتلا به بیماری کرونا گفت: « لازم است گوشزد کنم که اهمیت استفاده از ماسک و رعایت پروتکل های بهداشتی را می توان در مدارس استان نشان داد که باعث شده است ما عملا هیچ موردی از ابتلا که منشاء آن حضور در مدارس باشد نداریم.»

وضعیت باز بودن مدارس گیلان و انتقاد صدای معلم از اداره کل آموزش و پرورش گیلان
وی رعایت پروتکل های بهداشتی در مدارس را «بسیار عالی» توصیف کرد و در عین حال از فاصله بسیار زیاد مدارس با سایر بخش ها در رعایت پروتکل های بهداشتی اظهار تاسف کرد و اظهار امیدواری کرد سایرین نیز در استفاده از ماسک و رعایت توصیه های بهداشتی از مدارس استان الگو برداری نمایند. »

در گفت و گوی تفصیلی که صدای معلم با معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در این مورد داشته است ؛ رضوان حکیم زاده تصریح می کند : ( این جا )

« ما جلسه ای در کمیسیون بهداشت مجلس داشتیم و به اتفاق همکاران وزارت بهداشت شرکت کردیم .

آن ها گزارش دادند و در گزارشات تاکید کردند که این تصمیم یک تصمیم مشترک بوده و آمارها و اطلاعات دادند که نشان می دهد خود دانشگاه علوم پزشکی در استان های کشور رفته اند و میزان رعایت بهداشت را در مدارس ما دیده اند.

این ها جزء شرح وظایف شان است .

خیلی جالب بود و این که ما در جریان تهیه گزارش شان نبودیم .

 گزارشی که اعلام کرده بودند این بود که مدارس را یکی از بیشترین اماکنی معرفی کردند که در جامعه پروتکل ها در آنها رعایت می شوند و خیلی از آیتم های ما هشتاد و پنج درصد بود .

وضعیت باز بودن مدارس گیلان و انتقاد صدای معلم از اداره کل آموزش و پرورش گیلان

یکی از جاهایی که پروتکل ها کم رعایت می شوند مطب پزشکان است که کمترین میزان رعایت را دارند و مدارس یکی از بیشترین مکان هایی هستند که پروتکل ها در آن رعایت می شوند. »

این که مسئولان رسمی زبان به تحسین از مدارس گشوده و « مدرسه » را به عنوان " الگو " در جامعه مطرح می سازند موجب افتخار برای آن مدرسه و کادر آموزشی است که واحد آموزشی را در افکار عمومی به عنوان یک " مکان امن " تثبیت کرده اند و جای تقدیر و تشکر دارد .

پرسش « صدای معلم » از مدیر کل آموزش و پرورش استان گیلان آن است که با توجه به اتخاذ چنین مواضعی از سوی مقامات بیرون از آموزش و پرورش ، چرا باید کم تر از 15 درصد مدارس در این استان باز باشند ؟

اگر مدارس می توانند الگوی سایر واحدها و نهادها در رعایت مسائل و شیوه نامه های بهداشتی باشند پس تعطیلی آن ها چه معنایی دارد ؟

این پرسشی است که باید مسئولان وزارت آموزش و پرورش به آن پاسخ دهند .

پایان گزارش/


وضعیت باز بودن مدارس گیلان و انتقاد صدای معلم از اداره کل آموزش و پرورش گیلان

منتشرشده در گفت و شنود

گروه گزارش/

انتقاد صدای معلم از اداره کل آموزش و پرورش استان ایلام

هنوز اداره کل آموزش و پرورش استان ایلام به گزارش « صدای معلم » که در تاریخ 12 خرداد 1399 منتشر گردیده پاسخی ارائه نکرده است . ( این جا )

« تابناک ایلام » در گزارشی به تاریخ 17 دی 1396 می نویسد : ( این جا )

« آخرین موضع گیری تند در این خصوص را هم از نماینده استان در مجلس شورای اسلامی شاهد بودیم .سلام امینی در تذکری شفاهی به وزیر آموزش وپرورش گفت : آموزش و پرورش در ایلام رها شده است و کیفیت دائما در حال تنزل است.

نماینده مردم ایلام در تذکر شفاهی خطاب به وزیر اظها داشت : تخلفات اداری به راحتی در آموزش و پرورش ایلام توجیه می شود و علت اصلی تمامی مشکلات این است که آموزش و پرورش استان، توسط افرادی خارج از آن هدایت می شود که این نوع مدیریت در شأن نظام آموزش و پرورش کشور نیست لذا تقاضای اصلاح وضعیت بغرنج این وزارتخانه را دارم. »

« خبرگزاری فارس » در خبری به نقل از حجت الاسلام والمسلمین الله نور کریمی تبار نماینده ولی فقیه در استان در تاریخ دهم دی 1397 می نویسد : ( این جا )

« برای حل مشکلات معیشتی فرهنگیان و معلمان، آموزش و پرورش با ورود به برنامه های اقتصادی می‌تواند تا حدودی بر حل این مشکلات تاثیر گذار باشد.

انتقاد صدای معلم از اداره کل آموزش و پرورش استان ایلام

 سرمایه‌گذاری در آموزش و پرورش یک عامل کلیدی در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی است و سرمایه انسانی مستلزم انجام فعالیت‌های آموزشی است.

امام جمعه شهر ایلام خاطر نشان کرد: در شرایط کنونی جامعه، که نیاز است استان به سمت توسعه پیش برود، مسوولان در این راستا از نخبه‌های دانشگاهی و آموزش و پرورش  استان استفاده کنند.

نماینده ولی فقیه در استان ادامه داد: فرهنگیان استان، تلاش کنند، کمتر مسائل اقتصادی و معیشتی خود را در کلاس‌های درس بیان کنند تا نگاه دانش آموزان به شغل معلمی که شغل انبیاء است منفی نشود و عزت و جایگاه آنان حفظ شود. »

بنا بر آمارهای منتشر شده ؛ استان های کردستان، ایلام، آذربایجان، کرمانشاه، لرستان، چهارمحال بختیاری، خوزستان بیشترین قتل های ناموسی دارند.

انتقاد صدای معلم از اداره کل آموزش و پرورش استان ایلام

هنوز ماجرای عقد دختر یازده ساله ایلامی با مرد 50 ساله از اذهان فراموش نشده است . ( این جا )

رضا زینی وند مقدم مدیرکل آموزش و پرورش استان ایلام بگوید که در این مدت برای رفع مشکلات و مسائل مطروحه و در حوزه کاری و اختیارات خود چه کرده است ؟

برنامه وی متفاوت از مدیران پیشین برای ارتقای وضعیت آموزش و پرورس استان ایلام  فارغ از روزمرگی چیست ؟

آیا با این حجم مشکلات دیگر وقتی برای انتشار و ارسال پیام های تبریک به مدیران و مقامات مافوق می ماند ؟ ( این جا )

انتقاد صدای معلم از اداره کل آموزش و پرورش استان ایلام

پایان گزارش/


انتقاد صدای معلم از اداره کل آموزش و پرورش استان ایلام

منتشرشده در گفت و شنود

گروه گزارش/

تبعات آموزش مجازی در ایران و تاثیر آن بر امنیت شغلی معلمان و گزارش موسسه پژوهشی کودکان دنیا

« صدای معلم » دوشنبه 5 آبان 1399 در یادداشتی به قلم مدیر این رسانه با عنوان « آموزش مجازی در ایران و امنیت شغلی معلمان ؟! » ( این جا ) به نکات مهمی اشاره کرد .

در این مطلب آمده بود :

« به نظر می رسد ایده جایگزین کردن « آموزش مجازی » به جای « آموزش حضوری » سال ها پیش از بحران کرونا به ذهن تصمیم گیرندگان و تصمیم سازان در آموزش و پرورش خطور کرده بود اما ظهور کرونا بهانه ای شد تا بدون کم ترین مخالفت و حتی در سایه استقبال عمومی و گرم  بدنه آموزش و پرورش یعنی " معلمان " جامه عمل بپوشد . رعایت مسائل بهداشتی در حد قابل قبول بارها توسط مسئولان و مقامات رسمی بیان شده است اما پرسش این است که چرا و با وجود چنین امتیاز مثبتی برای این « دستگاه مادر » اما بسیاری از مسئولان وزارت آموزش و پرورش  « تمدید تعطیلی مدارس » را جزء افتخارات و دستاوردهای مدیریتی خود به حساب می آورند ؟!

در واقع ؛ وزارت آموزش و پرورش و سایر نهادهای مرتبط با این دستگاه که از بی برنامگی و روزمرگی مزمن رنج می برند توانستند پیامدهای بحران مدیریت چند دهه ای خود و عوارض مخرب آن را در میانه کرونا پنهان کرده و سونامی کمبود معلم را تا حدی به تاخیر بیندارند .

 به نظر می رسد علت استقبال معلمان هم از این وضعیت و تعطیلی کلاس ها بیشتر ریشه در " فرهنگ تنبلی " دارد اما چه باید کرد که در فرهنگ ایرانی ، آینده جایگاهی ندارد و فقط  "حال  " را می نگریم و بس .

آموزش مجازی در ایران تعریف علمی ، استاندارد و پایداری ندارد . همان گونه که در دوران پیشا کرونا استفاده از هر گونه ابزار هوشمند مانند موبایل ، تبلت و... در مدرسه در خطوط قرمز جای می گرفت و ممنوع بود ؛ این گونه تاکید افراطی بر آموزش الکترونیکی و تعطیل کردن آموزش حضوری در دوران کرونا هم چندان قابل اعتنا و اعتماد نمی تواند باشد با تصریح این نکته که آموزش مجازی محدودیت های آموزش حضوری مانند تراکم کلاسی را ندارد . ضمن آن که  شواهد و داده ها نشان می دهند که آموزش مجازی در نظام آموزشی ایران به بارگذاری چند فایل صوتی ، تصویری و نیز چت روم در شبکه  ناقص و غیراستانداردی مانند شاد محدود و محصور گردیده است و انجام این قبیل امور  هم نیاز به " معلم حرفه ای " در اکثر موارد ندارد .

حتی شاید در آینده نیازی به این همه معلم پراکنده و طلبکار هم نداشته باشند و این قبیل امور را می توان به صورت شبکه ای ، خوشه ای و... در قالب پیمانکاری و سایر صور انجام کار به راحتی سامان داد .

تبعات آموزش مجازی در ایران و تاثیر آن بر امنیت شغلی معلمان و گزارش موسسه پژوهشی کودکان دنیا

این رسانه این پرسش اساسی را همواره مطرح کرده است چرا با وجود تعطیلی 100 درصدی دانشگاه ها و 90 درصدی مدارس کشور اما شیب ابتلا و مرگ و میر بر اثر کرونا همچنان صعودی است و رکورد می شکند ؟ این قبیل اقدامات احتمالی در آینده که امکان وقوع آن هم بالاست و تجارب پیشین هم موید این مدعاست در قالب سیاست هایی مانند کوچک سازی ، بهره وری ، چابک سازی و... قابل توجیه خواهند بود .

و اما از همه این ها گذشته باید به این اصل مهم و لایتغیر باید توجه داشت که تعلیم و تربیت واقعی و رشد ناشی از فرآیند آموزش فقط در " کلاس " و در مواجهه حضوری و در قالب پرسشگری و گفت و گوی اقناعی رخ می دهد .

در جریان آموزش حضوری است که سایر کارکردهای مدرسه مانند جامعه پذیری ، ایجاد و رشد مهارت های زندگی ، همبستگی اجتماعی ، توجه به بهداشت روان و پویایی آن و... مجال طرح و بالندگی می یابد .

اگر در مدرسه ما و در جریان عادی چنین کارکردی رخ نمی نماید مشکل از فلسفه مدرسه و کارکردهای جهان شمول آن نیست .

مشکل از ماست که با نگرش و عملکرد خود مدرسه را به گند کشیده و آموزش را در مفهوم و عمل لوث کرده ایم.

تبعات آموزش مجازی در ایران و تاثیر آن بر امنیت شغلی معلمان و گزارش موسسه پژوهشی کودکان دنیا

اگر جز این بود جوامع توسعه یافته و حتی در حال توسعه هزینه ها و مصائب آموزش حضوری را نمی پذیرفتند و بر آن تاکید نمی کردند .

آیا  آن کشورها که البته در این نوع " آموزش ها " بسیار از ما جلوترند نمی فهمند و یا متوجه نیستند  که مثل ما " شادی " درست کنند و این همه به خود زحمت ندهند ؟

و اما نکته ی مهم تر در مورد امنیت شغلی معلم ایرانی فقدان تشکل ها و اتحادیه های معلمی برای حمایت از حقوق قانونی و صنفی آنان است درست بر عکس کشورهای دیگر جهان به ویژه توسعه یافته که این تشکل ها حضوری قدرت مند و تعیین کننده دارند .

از سوی دیگر ؛ فقدان " سازمان نظام معلمی " در سپهر آموزش ایران موجب شده است تا  امنیت و ثبات شغلی معلم ایرانی پیوسته در معرض خطر و توام با ریسک باشد چرا که آموزش واقعی و اصیل ،  « معلم حرفه ای » می طلبد و معلم حرفه ای و سازمان نظام معلمی در یک جریان پوششی و علمی مکمل یکدیگر خواهند بود   .

جالب است که تشکل های مدعی با پسوند " صنفی " در 9 ماه گذشته دائما بر طبل تعطیلی مدارس کوبیده و با برجسته کردن اخبار فوت دانش آموزان و معلمان سعی کرده اند  تا وضعیت غالب تعطیلی مدرسه در وضعیت ثابتی بماند . انفعال و بی تفاوتی و حتی استقبال ضمنی معلمان و کادر آموزشی مدارس بدون توجه به تبعات و عوارض این تعطیلی های طولانی مدت ، موجب به خطر افتادن هویت حرفه ای و استقلال ذاتی مدرسه شده و موجب شکل گیری همان پرسش هایی شده که موسسه پژوهشی به برخی از آن ها اشاره کرده است .

این افراد و جریانات بیشترین کمک و مساعدت را به آن  مدیران و مقامات ناکارآمد کرده اند که پیش از این وصف آن رفت .

آیا معلمان به این مسائل اصلا فکر می کنند ؟

آیا معلمان بر سبیل " عادت " تصور می کنند  با هر چیزی ولو آن که منطق و تفکری در آن نهفته باشد مخالفت و لجاجت کنند  فقط برای آن که خود را اثبات کنند ؟ »

بر خلاف انفعال و بی تفاوتی نهادینه شده در فرهنگ سازمانی آموزش و پرورش اما یک موسسه پژوهشی این هشدار را جدی گرفت .

 « موسسه پژوهشی کودکان دنیا » ( 1 )  25 اکتبر در کانال تلگرامی خود نوشت :

تبعات آموزش مجازی در ایران و تاثیر آن بر امنیت شغلی معلمان و گزارش موسسه پژوهشی کودکان دنیا

« وزارت آموزش و پرورش در تمام رسانه ها اعلام می کند که در برنامه های آنلاین در دوره کرونا بسیار موفق بوده است. این که دانش آموزان بسیار هماهنگ هستند و معلمان به خوبی در انتقال درس ها حتی از راه دور هم موفقند.
به همین دلیل گروهی از کارشناسان می پرسند اگر آموزش و پرورش در آموزش غیر حضوری این قدر موفق است ، پس تا به حال ضرورت آموزش حضوری چه بوده است ؟

اگر دانش آموزان می توانند در خانه ، به همه اهداف مورد نظر این وزارتخانه برسند ، پس می توان در نقش مدارس بازنگری کرد؟

یعنی می توان ماجرای یک میلیون پرسنل به ویژه در بخش اداری ، هزینه های بالای نگه داری ساختمان ، رفت و آمدهای غیر ضروری و...... را کنار گذاشت؟

اگر مدارس بنا به اطلاعیه های خود آموزش پرورش، با همین شبکه شاد و برنامه های تلویزیونی موفق هستند، پس از این آیا نگه داشتن چهارده میلبون دانش آموز به طور روزانه در مدارس کار عبث و هزینه بری نخواهد بود؟

یعنی می توان مدارس را تعطیل کرد ؟ باید به این اصل مهم و لایتغیر باید توجه داشت که تعلیم و تربیت واقعی و رشد ناشی از فرآیند آموزش فقط در " کلاس " و در مواجهه حضوری و در قالب پرسشگری و گفت و گوی اقناعی رخ می دهد .

به نظر می رسد بنا به ادعای خود مسوولین ، سیستم آموزشی ما چیزی به غیراز انتقال اطلاعات ندارد.

و انتقال اطلاعات تا همین سطح را ، هم تلویزیون می تواند ارائه دهد و هم واتساپ و شبکه شاد.

به این ترتیب یا باید مدارس را با این همه هزینه تعطیل کرد و یا باید به فکر بازنگری اساسی در نظام آموزشی معیوب بود.
شما چه فکر می کنید؟ »

« صدای معلم » بنا بر شواهد و مستندات کارشناسی و تجربیات جهانی از همان ابتدای اسفند 1398 و مقارن با « تعطیلی مدارس » و با انتشار گزارش های متعدد انتقاد خود را نسبت به رویه موجود اعلام کرده است و همچنان بر نظریات خود اصرار می ورزد .

تبعات آموزش مجازی در ایران و تاثیر آن بر امنیت شغلی معلمان و گزارش موسسه پژوهشی کودکان دنیا

این رسانه این پرسش اساسی را همواره مطرح کرده است چرا با وجود تعطیلی 100 درصدی دانشگاه ها و 90 درصدی مدارس کشور اما شیب ابتلا و مرگ و میر بر اثر کرونا همچنان صعودی است و رکورد می شکند ؟

این رسانه رفتار دوگانه و غیرشفاف مدیران وزارت آموزش و پرورش و نیز رفتار غیرحرفه ای معلمان و کادر آموزشی را در بحران کرونا به چالش کشیده است .

در گفت و گوی تفصیلی که صدای معلم با معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در این مورد داشته است ؛ رضوان حکیم زاده تصریح می کند : ( این جا )

« ما جلسه ای در کمیسیون بهداشت مجلس داشتیم و به اتفاق همکاران وزارت بهداشت شرکت کردیم .

آن ها گزارش دادند و در گزارشات تاکید کردند که این تصمیم یک تصمیم مشترک بوده و آمارها و اطلاعات دادند که نشان می دهد خود دانشگاه علوم پزشکی در استان های کشور رفته اند و میزان رعایت بهداشت را در مدارس ما دیده اند.

این ها جزء شرح وظایف شان است .

خیلی جالب بود و این که ما در جریان تهیه گزارش شان نبودیم .

 گزارشی که اعلام کرده بودند این بود که مدارس را یکی از بیشترین اماکنی معرفی کردند که در جامعه پروتکل ها در آنها رعایت می شوند و خیلی از آیتم های ما هشتاد و پنج درصد بود .

یکی از جاهایی که پروتکل ها کم رعایت می شوند مطب پزشکان است که کمترین میزان رعایت را دارند و مدارس یکی از بیشترین مکان هایی هستند که پروتکل ها در ان رعایت می شوند. »

تبعات آموزش مجازی در ایران و تاثیر آن بر امنیت شغلی معلمان و گزارش موسسه پژوهشی کودکان دنیا

رعایت مسائل بهداشتی در حد قابل قبول بارها توسط مسئولان و مقامات رسمی بیان شده است اما پرسش این است که چرا و با وجود چنین امتیاز مثبتی برای این « دستگاه مادر » اما بسیاری از مسئولان وزارت آموزش و پرورش  « تمدید تعطیلی مدارس » را جزء افتخارات و دستاوردهای مدیریتی خود به حساب می آورند ؟!

انفعال و بی تفاوتی و حتی استقبال ضمنی معلمان و کادر آموزشی مدارس بدون توجه به تبعات و عوارض این تعطیلی های طولانی مدت ، موجب به خطر افتادن هویت حرفه ای و استقلال ذاتی مدرسه شده و موجب شکل گیری همان پرسش هایی شده که موسسه پژوهشی به برخی از آن ها اشاره کرده است .

« صدای معلم » ضمن دعوت از وزارت آموزش و پرورش به بازنگری در رویه موجود و تامل در فرآیند تجارب جهانی که علی رغم شکل گیری موج دوم کرونا و اعمال قرنطینه سراسری و عمومی در کشورهایشان اما مدارس و دانشگاه ها را باز نگه داشته اند فرا می خواند .

 

( 1 ) موسسه پژوهشي كودكان دنيا  سازماني تخصصي، پژوهشي و مستقل است كه از سال ۱۳۷۳ به همت جمعي از مربيان، مدرسان، نويسندگان و كارشناسان آموزش كودكان خردسال فعاليت خود را آغاز كرده است.
كمك به زندگی سالم و شايسته براي همه كودكان خردسال و فراهم كردن فرصت هاي مناسب رشد همه جانبه برای آن‌ها، دورنمايي است كه موسسه براي  تمامي كودكان متصور است.  با اين آگاهي كه توجه به برنامه هاي مراقبت براي رشد و تكامل كودكان خردسال از همان بدو تولد موجب خواهد شد تا كودكان بتوانند به حداكثر توانايي ها و استعدادهاي خود دست يابند. ( این جا )

پایان گزارش/


تبعات آموزش مجازی در ایران و تاثیر آن بر امنیت شغلی معلمان و گزارش موسسه پژوهشی کودکان دنیا

منتشرشده در گفت و شنود

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور