صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه گزارش/

پرسش های صدای معلم از رئیس سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور

هنوز هیچ مرجعی به آخرین گزارش « صدای معلم » در مورد سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس کشور پاسخی ارائه نکرده است . ( این جا )

این رسانه در راستای شفاف سازی و تنویر افکار عمومی پرسش های زیر را مطرح می کند و انتظار این است که پاسخ گویی مناسب و شایسته در موارد مذکور صورت گیرد :

1- پیش تر سوال کردیم : « رخشانی مهر با توجه به بودجه های تخصیص یافته و نیز کمک های خیرین که به گفته رئیس سازمان نوسازی قرار بوده در سال 1399 این تعهدات بیش از 40 درصد افزایش داشته باشد توضیح دهد که از 30 درصد مدارس فرسوده کشور وضعیت مقاوم سازی و نیز نوسازی مدارس تخریبی به کجا رسیده است ؟ »

پرسش این است که چرا از سال 1395 که  70 درصد مدارس ایمن بوده، هم اکنون نیز همچنان 70 درصد ایمن است؟

اگر حادثه ای مانند زلزله و سایر بلایای طبیعی در 30 درصد مدارس غیرایمن رخ دهد ؛ چه کسی و کدام مرجع باید پاسخ گو باشد ؟

آیا در مورد مدارس تازه تاسیس ، شفاف سازی و اطلاع رسانی صحیح و موثر صورت گرفته است ؟

 رئیس سازمان نوسازی توضیح دهد آیا اعتبارات و بودجه طرح تخریب و بازسازی مصوب مجلس شورای اسلامی در جای خود و به درستی هزینه شده و در مورد مدارس ایمن شده اطلاع رسانی کامل و جامع صورت گرفته است ؟

2- چرا سازمانی که همواره در ارزیابی های سازمان برنامه و بودجه کشور رتبه های اول تا سوم را کسب می کرده و حتی جایزه بین المللی ساساکاوا را به خاطر عملکردش دریافت کرده بود، هم اکنون حتی در بین دستگاه های اجرایی کشور رتبه ای کسب نمی کند؟

پرسش های صدای معلم از رئیس سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور

3-  توزیع اعتبارات تجهیزات در سطح کشور بر اساس چه معیار و شاخصی بوده است ؟ آیا عدالت در این توزیع رعایت شده است؟

4-  در مورد تمامی مدارسی که در زمان مدیریت آقای رخشانی مهر  افتتاح شده  و به بهره برداری رسیده است بررسی شود چند درصد انطباق با نشریه لازم الاجرای 697 و 734 و سایر نشریات لازم الاجرا دارد؟ چند درصد مدارس احداثی ادعای تطبیق با زیر نظام تامین فضا، تجهیزات و فن آوری را دارد؟

پرسش های صدای معلم از رئیس سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور

در این مورد و برای تحقق عدالت در فضاهای آموزشی، باید کلیه مدارس موجود بر اساس سند زیر نظام تامین فضا، تجهیزات و فن آوری به روزآوری و  با زیر نظام مربوطه تطابق باید انجام می شده است. آیا این مراتب و موارد دقیقا و به صورت مستند رعایت شده است ؟

5-  خروجی و برآیند همایش " مدرسه ایرانی ، معماری ایرانی " که در یزد برگزار شد و  امسال که در دانشگاه الزهراء برگزار می شود چیست و چه خواهد بود ؟ این گونه همایش ها فارغ از برد تبلیغاتی و  هزینه ای تا چه میزان در تبیین سند زیر نظام فضا، تجهیزات و فن آوری اثر گذار بوده است؟

6-  گفته می شود سلسه مراتب اداری توسط رئیس سازمان رعایت نمی شود و حتی ایشان مستقیم با کارشناس کار می کند و امر و نهی می کند . آیا این مساله صحت دارد ؟

آیا نظام اداری و استخدامی کشور از سیستم سلسله مراتبی خارج شده است؟

7- معیار رئیس سازمان نوسازی برای برای انتصاب در " مدیریت های ستادی " این سازمان چیست ؟ آیا بر اساس نظامات اداری و استخدامی کشور سقفی برای افرادی که خارج از سازمان آمده اند دیده شده است ؟

8- گفته می شود حدود 20 نفر به صورت قراردادی (خرید خدمت) توسط اداره کل نوسازی مدارس تهران و به دستور رئیس سازمان مشغول به کار شده اند . آیا جذب و حضور این افراد در سازمان (ستاد) بر اساس کدام مجوز آئین نامه اداری و استخدامی و کدام فراخوان جذب نیرو انجام شده است؟ آیا این روند تحت نظارت سازمان اداری و استخدامی بوده است؟

9-  برخی از کارکنان و نیروهای سازمان نوسازی به دخالت رئیس سازمان در انتصاب رئیس گروه و حتی جابه جایی کارشناسان در سطح ستاد و سلیقه ای برخورد کردن در رفتن نیروها از سازمان انتقاد دارند . آنان می پرسند علت تغییرات گسترده و فراوان در هر یک از پست های مختلف مدیریتی بعضاً 6 مدیر کل برای یک پست در طول دو سال و نیم برای چه منظوری است ؟

پرسش آنان این است که دلیل این رفتارها چیست و چرا رضایت شغلی در این سازمان برای نیروهای کیفی و فعال به درجه پایینی رسیده است ؟ چرا وحدت رویه و شاخص و معیاری منطبق بر اصول مدیریتی و کارشناسی تعریف نشده و یا اعمال نمی شود ؟

10- تاکید می گردد ؛

آیا عملکرد سازمان نوسازی و ادارات کل نوسازی مدارس بر مدار اصلی در جهت تحقق برنامه زیر نظام تامین فضا، تجهیزات و فن آوری بوده است ؟ آیا با وضعیت موجود و ساز و کارهای تعیین شده می توان به اهداف پیش بینی شده در این سند که می باید در سال 1404 در جایگاه تبیین شده قرار گیرد ؛ دست یازید ؟

پایان گزارش/


پرسش های صدای معلم از رئیس سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور

منتشرشده در گفت و شنود

دام میانگین در سیاست‌ گذاری آموزش و کاهش کیفیت آموزشی در مدارس عادی دولتی

چندی پیش یکی از وزرای پیشین آموزش و پرورش با تأکید بر میانگین برخی شاخص‌ها قائل به وجود نیروهای مازاد در آموزش و پرورش بود. برخی کارشناسان این حوزه نیز براساس همین میانگین‌ها (برای مثال میانگین دانش‌آموز به کلاس درس) سرمایه‌گذاری دولت در احداث مدرسه را ناموجه می‌دانند. تأکید بر این میانگین‌ها، تصویر فریبنده‌ای از وضعیت واقعی امکانات آموزش و پرورش ارائه می‌دهد که می‌تواند به تشدید افت کیفی آموزش عمومی منجر شود.

با بررسی آمار آموزش و پرورش در سطح منطقه‌ای روشن می‌شود که وضعیت، به‌ویژه در محدوده‌های پرجمعیت شهری و حاشیۀ شهرها با میانگین‌ها بسیار فاصله دارد. برای مثال براساس سالنامۀ آماری آموزش و پرورش در سال تحصیلی ۹۸-۱۳۹۷ میانگین دانش‌آموز در کلاس درس دایر در مقطع ابتدایی ۲۳.۵ نفر برآورد می‌شود، اما وقتی ترکیب مدارس براساس منطقه/جمعیت دانش‌آموز معیار قرار داده شود متوجه می‌شویم بیش از ۶۰ درصد دانش‌آموزان مقطع ابتدایی در کلاس‌های شلوغ (با تراکم بالای ۲۶ نفر) درس می‌خوانند! یک‌چهارم این دانش‌آموزان (یعنی ۱۵ درصد کل دانش‌آموزان مقطع ابتدایی) در کلاس‌های با تراکم ۳۶ نفر به بالا مشغول به تحصیل‌اند.

دام میانگین در سیاست‌ گذاری آموزش و کاهش کیفیت آموزشی در مدارس عادی دولتی

همین مسئله در نسبت دانش‌آموز به معلم هم صادق است. استاندارد نسبت دانش‌آموز به معلم در مقطع ابتدایی، ۱۴ است. براساس سالنامۀ آماری آموزش و پرورش میانگین این نسبت در سال تحصیلی ۹۸-۱۳۹۷ بیش از ۳۰ نفر است. حال اگر حدود ۱۳ هزار مدرسۀ ابتدایی که تعداد دانش‌آموز در هر کلاس کمتر از ۵ نفر است را از محاسبه کنار بگذاریم، نسبت دانش‌آموز به معلم حدود ۴ برابر استاندارد تعریف‌شده برای این مقطع است. طبیعتاً در چنین وضعیتی نمی‌توان انتظار ارتقای کیفیت آموزشی را داشت.

این کمبودها بیشتر مربوط به مدارس دولتی عادی است. باید توجه داشت که براساس شناسنامۀ فنی مدارس، چیزی حدود ۲۵ درصد مدارس کشور باید تخریب و جایگزین شوند. با توجه به روند افزایشی جمعیت دانش‌آموزان، بی‌تردید در سال‌های آتی با روند افزایش مدارس دوشیفته و سه‌شیفته مواجه خواهیم شد. این در حالی است که در حال حاضر نیز بیش از ۳۵ درصد مدارس ابتدایی به‌صورت دوشیفته فعالیت دارند.

استدلال غالب این است که دولت‌ها در راستای مسئولیت‌زدایی از خود، دانسته این وضعیت را نادیده می‌گیرند تا خانواده‌های بیشتری ناگزیر شوند فرزندانشان را در مدارس غیردولتی ثبت‌نام کنند. تداوم این وضعیت به فقیرانه‌ترشدن هرچه‌بیشتر مدارس دولتی عادی منجر خواهد شد.

شبکه جامعه شناسی علامه


دام میانگین در سیاست‌ گذاری آموزش و کاهش کیفیت آموزشی در مدارس عادی دولتی

منتشرشده در یادداشت

گروه استان ها و شهرستان ها/

جمعی از آموزش دهندگان فعال و پیگیر نهضت سوادآموزی کشور در نامه ای به « صدای معلم » خواهان توجه وزیر آموزش و پرورش به مطالبات و حقوق قانونی خود شدند .

متن کامل این نامه به شرح زیر است .

گروه گزارش/

در آخرین گزارشی که « صدای معلم » در انتقاد از مواضع مبهم ، چندپهلو و غیرواقعی رئیس مرکز سنجش و پایش وزارت آموزش و پرورش در مورد "چالش ها و راهکارهای ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در سال تحصیلی 1400-1399" " منتشر کرد ( این جا ) ؛ آمده بود :

« اولویت داشتن آموزش حضوری که بیشتر " شعار " بود ؛ حداقل " امتحانات مدارس " جدی گرفته شوند !

علی رغم تاکید وزیر آموزش و پرورش بر اولویت داشتن آموزش حضوری و نیز اذعان بسیاری از مسئولان و مقامات مبنی بر آن که " مدارس " از جمله مکان هایی هستند که بیشترین میزان پروتکل های بهداشتی در آن رعایت می شوند اما تعطیلی مدارس به بیش از 90 درصد مدارس کشور سرایت کرده است .

استمرار این وضعیت موجب لوث شدن بیشتر جریان آموزش خواهد شد .

« صدای معلم » ضمن دعوت از وزارت آموزش و پرورش به شفافیت و اقتدار لازم ؛ برگزاری امتحان به شیوه حضوری را فرصتی مناسب برای ارزیابی نزدیک به واقعیت آموزش های ارائه شده در این مدت ارزیابی می کند .

امروز  وزیر آموزش‌ و پرورش در آیین افتتاحیه کنگره اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش آموزان به نکاتی در این مورد اشاره کرده است که حائز اهمیت هستند و امید است از سوی مدیران ستادی ، همکاران و زیرمجموعه آقای حاجی میرزایی جدی گرفته شوند .

گروه رسانه/

در پی درج مطلبی با عنوان : «اعتراض یک مدیر سابق مدرسه به عملکرد اداره کل آموزش و پرورش استان یزد » در صدای معلم ( این جا ) ؛ « اداره آموزش و پرورش ناحیه دو یزد » جوابیه ای برای این رسانه ارسال کرده است .

ضمن سپاس از پاسخ گویی ، عین جوابیه به شرح زیر است .

۲۶ آبان ۱۳۱۵: ۸۴ سال پيش در چنين روزی ژانت ميخائيلی در تهران زاده شد. به دوست و همكارش مصطفی رحماندوست می‌گفت: «اگر از من پولی باقی ماند خرج ساختن يك مدرسه كن.»

آسیب شناسی جنبش مشروطه و بررسی یکی از نامه‌های ستارخان

سرنوشت غم‌انگيز مبارزان راه آزادي و قهرماناني كه اكثريت قريب به اتفاقشان با نيات وطن‌خواهانه و خدمت در راه ترقي مملكت و ملّت، از تمامي  منيات شخصي خود صرف نظر كرده و تا پاي جان در راه آمال و ايده‌هاي وطن‌پرستانه‌ي خود تلاش نمودند،‌ از مهم‌ترين مسائل تاريخ معاصر ايران است و هنوز معماست. نظريه‌هايي در جهت حل اين معما ارائه شده است مانند «فرهنگ نخبه‌كشي» و «ماشين انقلاب» و ... اما واقعيت امر اين است كه تا زماني كه ما نتوانيم دقايق و جزئيات ريز به ريز وقايع تاريخي‌اي را كه منجر به فجايعي مانند واقعه‌ي پارك اتابك، قتل حيدرخان عمو اوغلو، مرگ اسف‌انگيز ميرزا كوچك خان، قتل شيخ محمد خياباني و حوادث دلخراش پر شمار از اين قبيل شد، آن گونه كه واقعاً رخ داده، بررسي كرده و علل آنها را كشف كنيم، نظريه‌پردازي در اين باره چيزي جز برداشت‌هاي ذهني مآخوذ از عقيده‌هاي شخصي و يا تقليد صرف از تئوريهاي جامعه‌شناختي غربي نخواهد بود. بحث‌هاي نظري بدون ارتباط و مفاهمه‌ي دائم با وقايع تاريخي آن گونه كه واقعاً اتفاق افتاده‌اند، چيزي نخواهد بود جز ذهني‌گرايي‌هاي نامستند همان‌گونه كه نقل صرف وقايع بدون هيچ‌گونه چهارچوب انديشگي، نقل‌هايي خواهند بود خشك و بي‌روح.

مشكل اساسي‌ ما در بررسي تاريخ معاصر به ويژه موضوع مورد اشاره، پنهان ماندن زواياي وقايع و علل و زمينه‌هاي آنهاست كه هنوز موفق به كشف آنها نشده‌ايم و بنا به علل مختلف، از جمله ملاحظات و مصلحت‌انديشي‌ها و نيز البتّه غرض‌ورزي‌هاي بسيار، كوششي اساسي در اين رستا به عمل نيامده است. گام اول در جهت كشف اين حقايق و وقايع تاريخي و رسيدن به نتيجه‌ي مطلوب در ريشه‌يابي شكست‌ها و فجايعي كه سرخوردگي اجتماعي بزرگي را در تاريخ معاصر ما پديد آوردند، طرح سؤالات اساسي و پي‌جويي سرسختانه براي يافتن جواب‌هاي قانع كننده براي‌ آنهاست. طرح چگونگي‌ها و چرايي‌هايي كه به محقق انگيزه‌ي مداومت و اصرار در جهت ورود در لايه‌هاي پنهان و كشف ناشده‌ي وقايع را مي‌دهند و نيز مقابله با سهل‌انگاري‌ها و قضاوت‌هاي سطحي و همچنين بي‌اثر- يا حداقل كم اثر- كردن توليدات به ظاهر تاريخي پروپاگاند‌اچي‌هايي كه براي پيش بردن عقيده‌هاي شخصي و عموماً سياسي خود، به كار كاملاً غيراخلاقي سوءاستفاده از تاريخ مشغول‌اند.

يكي از مهم‌ترين وقايع و فجايعي كه هر چه دقيق‌تر شدن در جزئيات آن، حيرت و تاسف مضاعف را سبب مي‌شود، سرنوشت اندوه بار قهرمان مقاومت و مبارز راه آزادي؛ ستارخان است؛ اما با تمامي تلخي‌ اندوهي كه از بررسي سرگذشت او در كام انديشه مي‌چكد، بايد مراقب بود كه اين تاثر در قضاوت تاريخي ما دخيل نشده و پرده‌اي ديگر بر حقايق نكشد تا بتوان گامي در گشايش اين معماي بزرگ برداشت كه چرا ستارخان، با آن جايگاه والا و آن همه جانفشانی كه در راه آزادي ايران و ايراني كرد، از سوي همان دولت مشروطه‌اي كه در راه آن چنان جانفشاني‌هاي بي‌مثال كرده و تمامي اوامرش را مطاع مي‌شمرد، چنان عقوبت ناشايستي يافت؟ و... ؟ ... ؟ به هر گونه، آوردن اين مقدمه به سبب اهميتي است كه اين موضوع در تاريخ معاصر ايران و به ويژه آذربايجان دارد و در اين راستا به بررسي نامه‌اي از ستارخان كه دو سال پس از واقعه‌ي ناگوار پارك اتابك به وزارت خارجه‌ي دولت عثماني نوشته است مي‌پردازيم.

اين نامه در صفحه 172 جلد چهارم كتاب «اسناد و مكاتبات تاريخي ايران و قاجاريه» كه به كوشش آقاي دكتر محمدرضا نصيري، به طبع رسيده است، مندرج است در عنوان افزوده از سوي مولف، نامه ستارخان به سفير عثماني» نوشته شده و جواب آن از طريق سفارت عثماني در تهران، انتظار رفته است.

آسیب شناسی جنبش مشروطه و بررسی یکی از نامه‌های ستارخان

چنانكه مي‌دانيم، پس از تصرف تبريز توسط روس‌ها (هشتم ربيع‌الثاني 1327ق/29 آوريل 1909)، جنابان سردار و سالار ملّي بر اثر تضييقات روس‌ها و سازشكاري بي‌مقداران داخلي با اين مهمانان ناخوانده به شهبندري (كنسولگري) عثماني در تبريز رفته و در آنجا تحصن نموده و خود را تحت‌الحمايه‌ي برادران ترك عثماني قرار دادند و البته پيش از آن نيز روابط و احساسات نيك عثماني‌ها نسبت به ستارخان به منصه‌ي ظهور رسيده بود به ويژه اينكه انجمن سعادت استانبول و هيئت اتحاد و ترقي عثماني لوح افتخار يادبودي به سردار تقديم كرده بود كه در يك روي آن طغر‌اي رسمي دولت عثماني و روي ديگرش تصوير دو تن از بزرگ‌ترين سرداران آزادي خواه عثماني، نيازي بيگ و انوري بيگ نقش بسته بود. پس از واقعه‌ي تحصن (جمادي‌الاخر 1327 ق/م 1910) در شهبندري نيز دشمن خارجي و فرصت‌طلبان داخلي، حضور و وجود ستارخان و يارانش را در تبريز تحمل نكرده و از طريق مجلس و دولت مشروطه كه سردار احترام خاصي به مصوبات و اوامرشان قائل بود، توطئه‌ي خويش را پيش بردند و ستارخان همراهي تمامي يارانش، به اكراه و ناگزير، تبريز را به قصد تهران ترك نموده و سرانجام تراژيكي را بر حماسه‌ي آذربايجان رقم زد.

بسياري از دوستاني كه نسبت به هر چه نام و عنوان عثماني و ترك و تركيه حساسيت ويژه دارند! سعي مي‌کنند كه در اين باره پنهانكاري نموده و حسن نيت و احساس برادري ويژه‌اي را كه بسياري از آذربايجانيان به ويژه جناب سردار ملّي نسبت به دولت و سفراي عثماني داشته‌اند، انكار كنند؛ اما اسناد تاريخي و علي‌الخصوص نامه‌ي مورد بحث حكايت از اظهارات دوستانه و احساسات برادرانه‌ي ويژه‌ي ستارخان نسبت به دولت معظم عثماني دارد. نامه‌ي مورد بحث از سلسله  نامه‌هايي است كه جناب سردار ملّي پس از واقعه‌ي پارك اتابك، جهت استمداد و خلاصي از آن سرنوشت شومي كه دولت مشروطه در تهران براي او و يارانش رقم زده بود، به مقامات و اشخاص حقيقي و حقوقي مختلف نوشت تا مگر راه نجاتي حاصل شود تا بتواند به آذربايجان و كنار يار و ديار خويش بازگشته و به مبارزه‌ي خود با مستبدين از جمله رحيم‌خان كه اكنون آذربايجان را بيشه‌ي خالي از شير يافته و تاخت‌ و تازها مي‌نمود، دوام بخشد و گويي كه غربت تهران چيز تازه‌اي نيست و سابقه‌اي ديرينه دارد! و جناب سردار ملّي در چنين غربتي كه حتي لوح يادبود سرداري‌اش را در پارك اتابك، سربازان دولت مشروطه به غارت بردند، مانه و همان دستهايي كه او را ناگزير به ترك تبريز و رفتن به تهران (علي‌رغم ميل خودش جهت عزيمت استانبول)(1) كرده بودند، سرسختانه مانع بازگشت او به آذربايجان شدند و او در حالي كه يارانش به ناگزير يك به يك پراكنده و در گمنامي فرو شدند، در نهايت مظلوميت و ستمديدگي و عزلت و تنهايي در آن شهر كور و كر در هشتم ذي‌حجه‌ي 1332 ق/ 16 نوامبر 1914، ديده از جهان پرحیلت فروبست و تن خسته‌اش نيز اسير غربت شد.

نامه‌ي سردار خطاب به «وزارت خارجه دولت عليه عثماني» (2) نوشته شده و درونمايه‌ي اصلي آن، استمداد از دولت عثماني جهت احقاق حقوق ضايع شده‌ايست كه خود بحث مفصلي است و تنها گوشه‌اي از آن ذكر شد.

نامه داراي دو بخش است. بخش اول مقدمه‌اي است كه مبين نكات بسيار ارزشمندي از درك و دريافت جناب سردار از مسائل سياسي و بين‌المللي روز و نيز نوع نگرش وي به دولت عثماني مي‌باشد.

بخش دوم هم «تظلمات شخصيه» (3) است كه به جهت اينكه بيان درد دل جناب سردار از زبان خودش مي‌باشد، كلمه به كلمه‌ي آن داراي اهميت ويژه‌اي است و هر وجدان بيداري را متاثر مي‌كند از اينكه چنان بزرگمردي به چنين قدرناشناسي و سرانجامی گرفتار آمد؛ اما در عين شكوه و شكايت، غرور سردارانه‌ي خويش را حفظ مي‌كند. سردار در قسمت اول نامه ضمن تاكيد بر اهميت انقلاب مشروطه، يكي از مهمترين فوائد آن را تلاش براي اتحاد ممالك اسلامي دانسته و در اين باره چنين بيان مي‌دارد كه «يك فقره از فقرات آن اتحاد قهري اسلاميت است كه آن اتحاد از لوازم مشروطيت و آزادي است كه قوانين مشروطه پيش آوردنده است و اتحاد موجبات فلاح دول اسلامي را فراهم آورنده است و نقشه‌هاي اجنبي را بر هم زننده» (4). 

آسیب شناسی جنبش مشروطه و بررسی یکی از نامه‌های ستارخان

سردار ضمن تاكيد بر اهميت اتحاد دول اسلامي كه از ديرباز يكي از مهمترين آرزوهاي روشن‌بينان شرق ميانه است و هنوز هم يك آرزوست!، حيله‌گري اجنبي را يكي از مهمترين بل مهمترين گرفتاري دول اسلامي مي‌داند كه بين اين دول دوست و برادر از جمله ايران و عثماني، اختلاف انداخته و هر يكي را به گرفتاري‌هاي نوع به نوع درگير مي‌كنند. چنانكه «يكسال است آن دولت معظم را از آن طرف مشغول ساخته و دولت عليه ايران را اين طور در داخلة خود مشغول به هم نموده قوه و قدرت يافته را به دست خود ايراني از ايراني مي‌گيرند تا وقت اتحاد و اتفاق به دول اسلامي همجوار خود باقي نگذارده به همين وسايل باطله خر لنگ خودشان را به قوه‌هاي پلتيكي از اسبهاي تازي‌نژاد اسلاميه بگذارنند» (5) و مي‌دانيم كه در اين زمان قدرت‌هاي نوظهور اروپا اولين گام‌هاي تجزيه و تصاحب قلمرو دولت معظم عثماني را بر مي‌داشتند و در زمان نگارش اين نامه، دولت عثماني گرفتار مسئله‌ي بالكان بود و ايران نيز در كشمكش استبداد و استعمار گرفتار بود و هنوز نتوانسته بود رخت انقلاب را به ساحلی امن بكشاند.

در قسمت دوم نامه كه «تظلمات شخصيه» (6) است، جناب سردار، دليل تحصن در شهبندرخانه (كنسولگري) (4) عثماني را دچار شدن به «پلتيكات اجنبي» (7) اعلام مي‌دارد كه همانا ستم‌ها و فتنه‌هايي بود كه روس‌ها در آن ايام در آذربايجان و به ويژه تبريز به پا كردند. سردار، حسن نيت و احساس برادري و هموطني خود نسبت به دولت عثماني و ستم اجنبي در حقش را چنين بيان مي‌دارد كه «شهبندرخانه متحصن، در تحت حمايت دولت علية عثماني كه دولت حقه محفه اسلامي و با دولت متبوع ايراني و اسلامي خود فرق نمي‌گذارد در آمده، خود و بستگان و اتباع و كسان خود را نفر نفر سرشمار تحت حمايت آن دولت عليه در آورده آزادنه از شهبندرخانه خارج و بر ملا در مكن آذربايجان حركت مي‌نمود و چنگال ظالمانه اجنبي را از ایران خود بيرون كشيده مي‌خواستم به استانبول تشرف حاصل نمايم پارلمان ممانعت داشت تا عاقبت به تهران، مركز دارالخلافه وارد از آن پس از براي ايران پيش آمده آنچه را كه به قوه‌ی ملاحظات و نظريات معروضه در قبل براي دول اسلامي مي‌خواست پيش نيايد»(8) و اينجا يكي از آن نوع سوال‌هايي كه در ابتدای بحث مورد تاکید قرار گرفت، سر بر آورده و مورخ را جهت علّت‌يابي وقايع مهم اين دوره فرا مي‌خواند. چرا ستارخان عزم رفتن به استانبول داشته است؟ چرا پارلمان مانع رفتن او شده؟ و چرا مجبور به رفتن به تهران كرد؟ چرا پس از احضار به اكراه او به تهران، چنين رفتار شرم‌آوري با وي و يارانش در پيش گرفتند؟ كه الي‌الابد‌ مايه‌ي سرافكندگي مدعيان دروغين روشنفكري و وطن‌پرستي است. بي‌ترديد با پي‌گيري اين سؤالات اساسي، حقايقي كشف ناشده بر ما كشف شده و سؤالاتي بزرگ‌تر سر بر خواهند آورد و اين است همان سرسختي‌اي كه در كار تاريخ و كشف لايه‌هاي پنهان وقايع لازم و بايسته است.

سردار در آخرين قسمت نامه، ضمن ‌يادآوري ستم‌هايي كه در زمان نگارش نامه (شعبان 1330 ق) در آذربايجان از سوي روس‌ها و صمدخان، مستبد ضد مشروطه‌ي معروف، در حق خانواده و طرفداران‌اش مي‌رفته، درباره‌ي ستمي كه برخودش روا داشتند سكوت كرده و مي‌گويد «هر چه در اين مدت كرده‌اند بماند» (9) ستارخان در پايان نامه، درخواست عاجل خود از دولت عثماني راجع به نجات بستگان و طرفدارانش از ستم دشمنان داخلي و خارجي را چنين بيان مي‌دارد كه «حاليه اولاد شش ساله و برادر و برادرزاده باقي مانده خود را مخفي كرده عاجلاً حكمي كه موجب نجات و بقاي اين بازماندگان چاكر باشد شرف صدور يابد و به علاوه است تطاول و تعدي حاجي صمدخان و غيره را از املاك و هستي چاكر مرتفع‌ سازند تا معني تحت حمايت دولت بزرگ اسلامي عثماني مهمل نمانده و موجبات حقيقي امر بر دول اسلامي به توسط اعتبار و توجهات خاصه و نظريات دقيقه آن دولت مكشوف شده از حجاب مندرسه كه نقشه‌هاي پوسيده است بيرون آمده و آسايش و استقلال دولت اسلامي فراهم آيد». (10) و اين سؤال اساسي مورخ، با تمام اهميت هنوز بي‌جواب است كه چرا با سردار بزرگي كه پنجه‌ي قدرتش مستبدين را به زانو درآورد؛ اما در برابر دولت و مجلس مشروطه‌اي كه به آن ايمان داشت، كاملاً مطيع بوده و اوامر آنها را بر خويش لازم‌الاطاعه مي‌دانست، چنين رفتاري در پيش گرفتند كه زبان به استمداد و استغاثه بگشايد؟ و چه در دردناك است سخن استمداد و استغاثه شنيدن از زبان بزرگ‌سرباز آخرين سنگر آزادي، ستارخان!

1-نصيري، محمدرضا، اسناد و مكاتبات تاريخي ايران (قاجاريه)، ج4، كيهان، تهران، 1372، ص 173

2- همان، ص 172.

3- همان، ص 173.

4- همان، ص 172.

5- همان، ص 172.

6- همان، ص 173

7- همان، ص 173.

8- همان، ص 173.

9- همان، ص 173.

10- همان، ص 173.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

آسیب شناسی جنبش مشروطه و بررسی یکی از نامه‌های ستارخان

منتشرشده در پژوهش

چرا وزارت آموزش و پرورش گزارشی در مورد شیوه رعایت مسایل بهداشتی و فرهنگ سازی در مدارس منتشر نمی کند

دکتر فرشیدی رییس دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان در نشستی خبر گفته است: از زمان بازگشایی مدارس (۱۵شهریور) تاکنون ۲۲۳ دانش آموز ، ۱۹۳ معلم و ۲۶نفر از مدیران و‌ دیگر کارکنان مدارس هرمزگان به کرونا مبتلا شده اند.
وی همچنین در توضیحات بیشتری گفته است: از اوایل شیوع کرونا (اسفند ماه پارسال) تاکنون، ۹۸۵ دانش آموز ، ۴۰۵ آموزگار و دبیر و ۴۶نفراز مدیران کارکنان مدارس در هرمزگان کرونا گرفته اند.
به گفته ی رییس دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان این آمار در مقایسه با تعداد کل دانش آموزان زیاد نیست و بازگشایی مدارس نیز تاثیر چندانی در افزایش ابتلا نداشته است.
در جواب این سوال که چرا این تعداد از فرهنگیان و دانش آموزان به این بیماری مبتلا شده اند باید گفت: فرهنگیان و دانش آموزان مانند دیگر افراد جامعه در معرض ابتلا قرار دارند و جدا از محیط مدرسه در بازار و تجمعات ممکن است آلوده شوند .
نکته قابل اهمیتی که به آن پرداخته نمی شود ذکر این نکته است که با توجه به تاکید وزارت خانه مبنی بر نیمه حضوری و نیمه غیر حضوری بودن مدارس (به استثنای شرایط خاص) گزارشی بر شیوه رعایت مسایل بهداشتی و فرهنگ سازی در مدارس منتشر نمی شود.
مدارس همانند بازارهای بندرعباس و قشم نیستند که روزانه صدها مسافر از آن دیدن کنند بلکه محیطی خاص برای دانش آموزان یک کلاس است که با سهولت بیشتر و بهتر می توان نکات بهداشتی را الزامی کرد.
عدم دقت متولیان نظارت بر بهداشت مدارس، بی توجهی کادر مدرسه و همچنین دانش آموزان اطمینان خاطر را اولیا برای کلاس های حضوری سلب می کند.
این در شرایطی است که بسیاری از مناطق هرمزگان فاقد زیر ساخت های لازم برای آموزش مجازی هستند و در مناطق برخوردار هم آموزش به ارسال محتوا از طریق یک پیام رسان محدود می شود.
بیشتر فرهنگیان و دانش آموزان سختی های آموزش مجازی را چند برابر کلاس های حضوری می دانند.
پیگیری دقیق آموزش و پرورش در زمینه رعایت مسایل بهداشتی و کلاس های حضوری می توانست از دشواری های آموزش مجازی بکاهد و دانش آموزان با حضور در کلاس های امن با کیفیت بهتری آموزش ببینند.

چرا وزارت آموزش و پرورش گزارشی در مورد شیوه رعایت مسایل بهداشتی و فرهنگ سازی در مدارس منتشر نمی کند

چرا وزارت آموزش و پرورش گزارشی در مورد شیوه رعایت مسایل بهداشتی و فرهنگ سازی در مدارس منتشر نمی کند

چرا وزارت آموزش و پرورش گزارشی در مورد شیوه رعایت مسایل بهداشتی و فرهنگ سازی در مدارس منتشر نمی کند

چرا وزارت آموزش و پرورش گزارشی در مورد شیوه رعایت مسایل بهداشتی و فرهنگ سازی در مدارس منتشر نمی کند


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چرا وزارت آموزش و پرورش گزارشی در مورد شیوه رعایت مسایل بهداشتی و فرهنگ سازی در مدارس منتشر نمی کند

منتشرشده در یادداشت

گروه استان ها و شهرستان ها/

نامه ی زیر توسط یکی از فرهنگیان استان یزد برای صدای معلم ارسال گردیده است .

این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند.

منتشرشده در یادداشت

کتاب و کتابخوانی در آموزش و پرورش و مدارس

برای فرهیخته شدن یک ملت و جامعه و فرهنگ سازی و رشد و کمال و سعادت آحاد مردم به ابزارهای چندی نیازمند است که کتاب از جمله ملزومات مهم تلقی می گردد. یک کتاب خوب و مفید و ارزشمند می تواند میراث تاریخی، فرهنگی و تمدنی و مملو از تجربیات سودمند و همچنین الگو و پیام رسان و ارائه دهنده آموزه ها، راهبرد و راه کارها سرنوشت ساز باشد. اگر چه تکنولوژی نوین و اینترنت بخش قابل توجهی از میدان و فضای پژوهش و تحقیقات و اطلاع رسانی و انتقال علوم و ایده ها و تجربیات علمی و هنری و دانسته های بشری را پر کرده است. اما مطالعه کتب به ویژه برای علاقمندان پر و پاقرص و کتاب دوست هنوز که هنوز است لذت بخش و کارآمد می باشد و مطالعه کتاب بسیار بهجت زا و انرژی آفرین می باشد.

این جمله از بزرگان دین که" کتاب ها بوستان های دانشمندان است" همچنان درخشش دارد. و اما در مورد کتابدار بایستی متذکر شد که یک کتابدار بایستی خود اهل کتاب و کتابخوانی و عاشق مطالعه و متخصص در امر شناخت کتاب و کتابخوانی باشد و به اصطلاح یک کلکسیون جامع و نافع از کتاب ها بوده و بیگانه با کتاب نباشد. این گونه نباشد که از سر ناچاری و باری به هر جهت و یا به طور شانسی و الله بختکی و یا تحمیلی و مثلا به امر و تشخیص نه تخصصی بلکه آمرانه یک مدیر و مسئول و یا صاحب امتیاز به شغل کتابداری مشغول گردد و در حقیقت یک سرایدار و انباردار و حافظ و مراقب صرفا فیزیکی کتاب ها باشد.

کتابداری یک امر تفریحی و ایستگاه آخر و در اصل ماجرا یک تبعیدگاه نیست. متاسفانه این روال غلط در برخی بخش ها و مقاطع و اجزاء آموزش و پرورش و مدارس وجود داشته و دارد که وقتی یک فرد کارائی و عرضه کلاس داری و تدریس ندارد و کار دیگری از او ساخته نیست و یا مبغوض اداره و یا مدیر قرار می گیرد و یا به اصطلاح در اختیار اداره قرار می گیرد سریعا به کتابخانه راهی می شود. چنین پروسه ای خیانت به کتاب و کتابخوانی و فرهنگ و تمدن و دانش آموزان و دانشجویان و کل کشور می باشد.

یک کتابدار باید با نیاز جدید مطالعه کنندگان و جامعه و تاریخ و نسل جدید کاملا آشنا و مانوس باشد. یک کتابدار باید اهل نظر و تحقیق و تدقیق و تحلیل باشد و در دنیای کتاب و اقیانوس علم و دانش غواصی نماید. گاها دیده شده کتابدار یک مدرسه علاوه بر بیگانه بودن با کتاب و مطالعه فردی کم حوصله ، مریض احوال ، خشن و بداخلاق و دارای روحیه منزوی بوده و به جای تشویق و ترغیب دانش آموزان به مطالعه موجبات دلزدگی، تنفر و فرار از کتاب و کتابخوانی را نیز فراهم نموده است.

کتاب و کتابخوانی در آموزش و پرورش و مدارس

چه به جا و شایسته روز کتاب و کتابخوانی همراه با روز بزرگداشت علامه طباطبائی گره خورده و با هم عجین گشته اند. به امید آن که مطالعه کنندگان و پژوهشگران وادی علم و فرهنگ و هنر با اندیشه و ایده والای آن دانشمند فرهیخته و عالم  و مفسر بزرگ و جامع جمیع علوم دینی و انسانی و آرمانی بیش از پیش آشنا گرداند و از کتب ایشان بهره مند شوند.

واضح و مبرهن است که این گریز و انتقاد ما مربوط به همه کتابداران نیست . در میان کتابداران مدارس، دانشگاه ها  و سایر مراکز آموزشی و غیر آموزشی نظیر وزارتخانه ها هستند کتابدارانی که چه به طور تجربی و چه تخصصی در امر کتاب و کتابداری کارآمد و پرانرژی و علاقه مند و خود اهل تحقیق و پژوهش و مطالعه می باشند و ضمن دارا بودن تخصص و دوره کارشناسی و حتی فوق آن و حاوی مدارک بالا در زمینه تخصص خود عاشق و شیفته کار خود نیز هستند ما به آنان دست مریزاد می گوییم و به وجودشان افتخار نیز می کنیم. اما نسبت به سایر موارد و افراد فاقد صلاحیت منتقد می باشیم و معتقدیم که باید چاره ای اساسی و موثر اندیشید و کاری کنیم که عنوان فرهنگی بودن حقیقتا زیبنده و شایسته کلیه فرهنگیان باشد و امر مهم چه با مستعصب فرهنگ و تحقیق و مطالعه و پژوهش را ارج نهیم و با رفع و دفع جدی و پیگیر و بنیادین آفت های چه بسا کهنه و نهادینه به بازنگری و بازآفرینی و بازسازی آموزش و پرورش و فرهنگ و تمدن میهن جامه عمل بپوشیم.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کتاب و کتابخوانی در آموزش و پرورش و مدارس

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور