گروه گزارش/

وزیر آموزش و پرورش در در آیین امضای چندین تفاهم نامه با مجمع خیرین کشور گفته است :
« کارهای بزرگ را باید از مدارس شروع کرد و مدرسه بستری مناسب برای ساخت آینده این کشور است .
پرتال وزارت آموزش و پرورش نوشت : ( این جا )
« به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، رضامراد صحرایی صبح امروز در آیین امضای تفاهمنامههای «بانک زمان»، «نذر تخصص» و «روزی به یاد دیروز» مابین وزارت آموزش و پرورش و مجمع خیرین کشور که در ساختمان مجمع خیرین کشور برگزار شد، اظهار کرد: اگر نگاه به آینده، مبنای تمامی برنامهریزیها باشد متوجه میشویم که دولت نمیتواند به تنهایی از عهده بسیاری از کارها بر بیاید و قطعا نیاز به حضور مردم، خیرین و گروههای اجتماعی دارد . آیا ترسی از مشارکت واقعی و کامل اولیای دانش آموزان در امور مدرسه و آموزش وجود دارد که با ساختار بوروکراتیک و از بالا به پایین و نیز نگاه های امنیتی به نهاد آموزش در ایران تعارض و یا تضاد پیدا می کند ؟
وی ادامه داد: هرکاری که میخواهیم شروع کنیم، باید هدف مند و جهتدار باشد و در راستای رسیدن به یک هدف نهایی حرکت کند؛ چراکه اگر فعالیتها بدون جهت باشد تابع سلایق و علایق خواهند شد.

وزیر آموزش و پرورش عنوان کرد: در مدرسهسازی و مدرسه یاری از خیرین مدرسهساز کمک گرفتهایم؛ واقعیت این است که مدرسهسازی کاری بسیار بزرگ و خداپسندانه به شمار میآید. در همین راستا مدیریت اداره مدارس عامالمنفعه و خیرساز با مشارکت خیرین در آینده نزدیک ایجاد خواهد شد که گامی بزرگ در راستای مردمیسازی آموزش و پرورش است.
صحرایی در پایان با تاکید بر اینکه هر کار بزرگی که قرار است در عرصههای مختلف کشور اثر داشته باشد را باید در مدرسه شروع کنیم و آن را در محیط و فضای مدرسه انجام دهیم،گفت: مدرسه بستری مناسب برای ساخت آینده این کشور است . »
نخستین پرسش « صدای معلم » از آقای صحرایی آن است که آیا ایشان قدرت و اختیارات کافی برای تحقق این امر و این گونه سخنان را دارد ؟

در حالی که مدیر مدرسه حتی اختیاری برای جذب و گزینش نیروی مورد نیاز مدرسه را ندارد و گزینش های آموزش و پرورش با معیارهای ایدئولوژیک ، سیاسی و فاقد استانداردهای جهانی آموزش برای صلاحیت منابع انسانی تعیین تکلیف می کنند ؛ وزیر آموزش و پرورش به صورت دقیق از کدام کارهای بزرگ نام می برد و کدام آینده مد نظر است ؟

آیا وزیر آموزش و پرورش می تواند توضیح دهد که « قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش » تا چه میزان به اهداف خود رسیده است و موانع اجرای آن که تجلی واقعی مشارکت می تواند باشد ؛ چیست ؟
آیا نهاد « انجمن اولیا و مربیان » در مدرسه و تا سطوح بالاتر توانسته است مشارکتی واقعی و غیرشعاری در امور مدرسه داشته باشد ؟
چرا در سال های اخیر آن قدر که نقش « خیرین » بزرگ و تعیین کننده نشان داده می شود ؛ نام و نشانی از نهاد مردمی انجمن اولیا و مربیان نیست ؟

آیا ترسی از مشارکت واقعی و کامل اولیای دانش آموزان در امور مدرسه و آموزش وجود دارد که با ساختار بوروکراتیک و از بالا به پایین و نیز نگاه های امنیتی به نهاد آموزش در ایران تعارض و یا تضاد پیدا می کند ؟
لازم است که مقامات جمهوری اسلامی بار دیگر در حوزه اختیارات مدرسه و آینده آموزش که آینده کشور به آن ارتباط دارد به صورت جدی و البته علمی و غیرایدئولوژیک یک بازنگری اساسی داشته باشند .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
اعتراف و اعتراف نویسی بین غربیها خیلی رایج است. وقتی هم اعتراف میکنند گاهی خیلی صریح و بیپروا همۀ پتههاشان را روی آب میریزند! برای ما، هر که باشیم و هر جایگاهی که داشته باشیم «اعتراف» اصلاً کار راحتی نیست. رواج فرهنگ پرده پوشی یکی از دلایل اجتناب از اعتراف است. از طرف دیگر نان و آب خیلیها در پنهانکاری و رابطهبازی است و طبعاً مصلحت نیست که چیزی علنی شود. یک دلیل دیگر برای اعتراف نکردن سرپوش گذاشتن بر ضعفها و بیعرضگیهاست. مقام یا مدیری که خودش میداند چه دستهگلهایی به آب داده و چه خرابکاریهایی کرده است، هیچوقت دم به تله نمیدهد.
بر مبنای فرهنگ ایرانی میتوان دلایل دیگر هم برای طفره رفتن از اعتراف بیان کرد.
در این بین یک نکتۀ ظریف هم وجود دارد. ما گاهی بنا به ضرورتهایی اعتراف میکنیم اما این اعتراف نیست بلکه نوعی کلک و ماستمالی کردن ماجراست. مثلاً در ادعیه میگوییم که من گناهگار، ظالم، ذلیل، ناتوان، فانی، بخیل، گمراه، متکبر و غیره هستم، اما بیشتر اینها کلیگویی و کلیشهای است و اعتراف واقعی محسوب نمیشود. گاهی هم اعتراف از سر ظاهرسازی و ریاکاری است. نمایشی از صداقت و ایمان میدهیم تا به خواستههای دیگری برسیم. اعتراف زمانی هم مصلحتی است، مثل شرایطی که گیر افتادهایم یا ناچاریم قسمتی از واقعیت را بگوییم تا بقیۀ واقعیت لو نرود.
زمانی میتوان اعتراف را پذیرفت که اعتراف با ذکر جزییات و عین واقعیت باشد. این که بهطور کلی در دعا بگویی من گناهکارم، و بعد نه گناهانت را قبول کنی و نه آنها را کنار بگذاری، کلاه گذاشتن سر خدا و خودت و دیگران است. اگر اعتراف به گناهکار بودن میکنی، حداقل نزد وجدان خودت بگو که چه کردهای و زمان و مکان و موقعیت گناهانت را با جزییات به یاد بیاور.
از نظر روانشناسی اعتراف کار خوبی است.

ما با فرهنگ اعتراف و اعترافنویسی خیلی فاصله داریم، چون حتی با خودمان هم راحت نیستیم چه برسد به دیگران.
اعتراف کردن نزد همه کار سختی است و اعترافنویسی هم سختتر.

کاش حداقل نزد خودمان اعتراف کنیم، اما نه اعتراف کلی، کلیشهای و الکی.
اعتراف اگر بتواند ما را به شناخت جزییات وجودی خودمان برساند و آینهای برای درک خودمان باشد، ارزشمند خواهد بود. اعتراف نوعی درونکاوی و تحلیل خود است.
کانال شوق تغییر
گروه گزارش/

یکشنبه 31 تیر 1397 ؛ « صدای معلم » در گزارشی با عنوان « حاجی بابایی در مورد واگذاری اموال و املاک آموزش و پرورش در زمان وزارت خودش هم پاسخ گو باشد » نوشت : ( این جا )
« « حمیدرضا حاجی بابایی » رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس و وزیر اسبق آموزش و پرورش در نامه ای به رئیس جمهور عنوان کرد که اردوگاه شهید باهنر تهران به شرکتی به نام « واسط مالی شهریور سوم » به ثمن بخس ( یک سوم قیمت واقعی ) در قالب اجاره به شرط تملیک در اسفند ماه 1395 فروخته شده است .
وزیر سابق آموزش و پرورش در گفت و گو با خبرگزاری فارس عنوان کرد اردوگاه شهید باهنر حیثیت و آبروی آموزش و پرورش است .

در زمان وزارت حاجی بابایی ؛ هیات دولت در تاریخ 19 / 3 / 89 دبیرستان مروی که از قدیمی ترین مدارس تهران بود را طی مصوبه شماره 61614 / 44601 تخلیه و به موقوفه مروی واگذار کرد.
حاجی بابایی نه در هیات دولت و نه بعد از آن به این مصوبه اعتراض نکرد و با عاملیت زکریا یازرلو مدیرکل وقت آموزش و پرورش تهران ، این مدرسه تخلیه و تحویل موقوفه مروی شد.
حتی به انتقاد منتقدان هم اعتنایی نکرد ...

دوشنبه 20 آذر 1396 « سیدمحمد بطحایی » در آیین تکریم محمود مهرمحمدی و معارفه حسین خنیفر در محل سازمان مرکزی دانشگاه فرهنگیان گفت که شانزده هزار میلیارد تومان ارزش خالص 167 آموزشکده هایی بود که در سال 90 از آموزش و پرورش جدا شد . ( این جا )
بر اساس اخبار و گزارش های رسیده به « صدای معلم » در استان آذربایجان شرقی و در زمان وزارت حاجی بابایی املاک زیر به حوزه علمیه واگذار شده اند :
1- دانشسرای دخترانه شهید باهنر ( منطقه مارالان تبریز - چهارسوق ) که بعدا مرکز آموزش ضمن خدمت شهید رجایی و سپس مجتمع ایثارگران شد و در نهایت به حوزه علمیه واگذار گردید .
2- بخشی از ( مدرسه راهنمایی و زمین پشت مدرسه ) دبیرستان بزرگ آشتاب ( خیابان آزادی منطقه گلگشت ، جنب پمپ بنزین ) که از مشهورترین مدارس ناحیه چهار در نزدیکی آبرسان تبریز بود به حوزه علمیه واگذار شد .
3-در آذرشهر مدرسه شهید رجایی به حوزه علمیه واگذار شد والبته آموزش و پرورش در حال حاضر با شکایت حقوقی خواهان بازپس گیری این مکان آموزشی شده است اما همچنان در اختیار حوزه علمیه است .
4- در شهرستان " مرند " مدرسه « فرخی » و مدرسه « قیام » به حوزه علمیه واگذار شدند .
و....
پرسش صدای معلم این است که آیا املاک و اموالی که واگذار شدند ؛ آبرو و حیثیت آموزش و پرورش نبودند ؟
حاجی بابایی بر چه اساس و یا منطقی این دست و دل بازی ها را انجام داده است و آیا حتی از این واگذاری ها سود و یا منافعی نصیب آموزش و پرورش و معلمان شده است ؟ آیا این گونه اقدامات با سیاست های وزارت آموزش و پرورش و نظام جمهوری اسلامی برای توسعه چنین مدارسی و ایجاد انگیزه برای دانش آموزان در جهت استقبال از هنرستان ها اساسا شباهت و تجانسی دارد ؟
ممکن است رئیس فراکسیون فرهنگیان برای رفع مسئولیت از خود این تصمیم را به اشخاص و واحدهای حقیقی و حقوقی دیگر احاله دهد .
پرسش ما این است که در این صورت نقش وزیر آموزش و پرورش که ادعای " مدافع حقوق فرهنگیان " و " وزیری از جنس معلمان " را داشته است چه می شود؟
« صدای معلم » از « حمیدرضا حاجی بابایی » انتظار دارد تا در برابر عملکرد خویش به یک رسانه " معلمی " پاسخ گو بوده و آدرس های غلط ندهد .
« صدای معلم » از فرهنگیان سراسر کشور دعوت می کند چنان چه اموال و یا املاکی از آموزش و پرورش در زمان وزارت آقای حاجی بابایی و نیز آقای فرشیدی و آقای علی احمدی واگذار شده اند را به این رسانه اطلاع رسانی کنند . »
اخبار و گزارش های رسیده به « صدای معلم » حاکی از آن است که بخشی از حریم هنرستان فنی سروش واقع در ناحیه 4 آموزش و پرورش اصفهان دیوار کشی شده و به همسایه آن یعنی امام زاده شاه میر حمزه اضافه شده است .
این هنرستان یکی از قدیمی ترین و بهترین هنرستان های کشور می باشد .
یکی از دانش آموزان در این رابطه به « صدای معلم » می گوید :
« چند سال پیش ورزشگاه این هنرستان گرفته شد و دور آن دیوار کشیده شد اما به بچه های هنرستان اجازه ی ورزش کردن را نمی دهند . البته بابت آن اجاره دریافت می کنند .
وی در پاسخ به این پرسش که آیا امیدی به تحرک مسئولان آموزش و پرورش دارد چنین پاسخ می دهد : آنان به فکر ما نیستند و فقط به دنبال حفظ پست و مقام شان هستند . امیدی به آنان ندارم
م . الف از پرسنل اداری به « صدای معلم » می گوید :
« البته پس از آن قسمتی از این هنرستان نیز جدا شده و به عنوان پارکینگ اداره آموزش و پرورش مورد استفاده قرار گرفته است .

همچنین قرار شده بخش هایی از این هنرستان به امام زاده اضافه شود .
تاکنون واکنش خاصی نه از سوی اداره آموزش و پرورش ناحیه 4 و نیز مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان به این وضعیت مشاهده نشده است و در برابر دیوار کشی سکوت کرده اند .

این در حالی است که در لایحه ی برنامه هفتم توسعه ذیل ماد 88 ( کیفیت و عدالت تربیتی ) وزارت آموزش و پرورش با همکاری سایر دستگاه ها مکلف شده است تا پایان سال اول برنامه این مهم را جامه عمل بپوشاند :
« ث- رشته های آموزش های فنی ، حرفه ای و مهارتی در دوره متوسطه دوم مبتنی بر آمایش و آینده پژوهی و توسعه زیر ساخت های کمی و کیفی هنرستان ها بر اساس بسته های حمایتی مصوب دولت با مشارکت سازمان ها ، نهادهای عمومی غیردولتی ، شهرک های صنعتی ، صاحبان صنایع و مشاغل اتحادیه های حرفه ای اصناف و بنگاه های اقتصادی برای راه اندازی هنرستان های جوار کارخانه ، شهرک های صنعتی و پارک های علم و فن آوری را بازطراحی و توسعه دهد » .
آیا این گونه اقدامات با سیاست های وزارت آموزش و پرورش و نظام جمهوری اسلامی برای توسعه چنین مدارسی و ایجاد انگیزه برای دانش آموزان در جهت استقبال از هنرستان ها اساسا شباهت و تجانسی دارد ؟
آیا مطابق معمول این بیش از چهار دهه ؛ دیواری کوتاه تر از آموزش و پرورش یافت نمی شود ؟
« صدای معلم » این موضوع را با « قاسم احمدی لاشکی » معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش در میان نهاد .
ایشان نیز قول دادند که مساله را پی گیری نمایند .




















پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ چهارشنبه هفتم تیر ، شاخه ی علوم تربیتی گروه علوم انسانی فرهنگستان علوم میزبان برخی کارشناسان و صاحب نظران برای نقد و ارزیابی « لایحه برنامه ی هفتم توسعه » بود .
در این نشست تخصصی ؛ عباس صدری ، رئیس دفتر منطقه ای آیسسکو ؛ محسن حاجی میرزایی ، وزیر پیشین آموزش و پرورش ؛ علی زرافشان معاون پیشین متوسطه وزارت آموزش و پرورش حضور داشتند .
این نشست توسط محمود مهرمحمدی استاد بازنشسته دانشگاه تربیت مدرس و سرپرست پیشین دانشگاه فرهنگیان اداره می شد .
در این نشست که سه ساعت به طول انجامید برخی از فرهنگیان که به صورت آنلاین در نشست حضور داشتند پرسش هایی را مطرح کردند .
در این بخش ، قسمت نخست سخنان « محمود مهرمحمدی ؛ سرپرست پیشین دانشگاه فرهنگیان» را می خوانید .

فصل تابستان ، فصل ثبت نام دانش آموزان در مدارس است . خانواده ها به فراخور توان خود درصدد هستند فرزندشان را در مدرسه ای ثبت نام کنند . مدارس دولتی نیز که دیگر بودجه ای از آموز ش و پرورش دریافت نمی کنند می کوشند بخشی از مخارج خود را در هنگام ثبت نام از اولیای دانش آموزان تامین کنند . مدارس غیر دولتی هم در بازار آموزش به کسب مشتری های بیشتر مشغولند. مدارس حاشیه ای و مناطق محروم نیز با انبوه مشکلات خود دست و پنجه نرم می کنند. وزارت و مسئولان آموزش و پرورش نیز تابستان هرسال مدیران مدارس را تهدید می کنند که در صورت دریافت وجه با آنها برخورد می شود.

چندی پیش منصور کبکانیان ، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ، در گفت و گویی که از تلویزیون پخش شد آمارهای تکان دهنده ای از قبولی دهک های پایین در دانشگاه های دولتی ارائه داد . به گفته وی دهک اول تا سوم که قشر کم برخوردار هستند تنها 2 درصد از قبولی رتبههای زیر 3 هزار کنکور را تشکیل می دهند. آمار آزمون بین المللی پرلز نیز گواه وضعیت وخیم آموزش در ایران است . دانشآموزان ایرانی در توانایی خواندن، نمره ۴۱۳ را کسب کردند که در حد معیار بینالمللی پایین است، ایران جزو کشورهای انتهای جدول در آزمون پرلز است .
فصل سیزدهم از برنامه هفتم توسعه که از سوی رئیس جمهور تقدیم مجلس شورای اسلامی شده است به آموزش و پرورش اختصاص دارد و نحوه نگرش به آموزش و پرورش را مشخص می کند .

در این فصل ذیل مسائل « سرمایه انسانی » ، « کیفیت و عدالت تربیتی » ، « بازماندگان از تحصیل » ، « نظام مدیریتی » و « آموزش و پرورش به مثابه امر ملی » احکامی تعیین شده است . مرور احکام برنامه هفتم پیرامون آموزش و پرورش نشان می دهد که انسجام فکری لازم در مورد آموزش و پرورش وجود ندارد و برنامه ای نیز برای بهبود مدارس دولتی و آسودگی خانواده ها به ویژه خانواده های کم برخوردار ، رشد تعداد قبولی های دهک ها ی پایین جامعه و رشد کیفیت آموزش در نظر گرفته نشده است.
اندیشه ی محوری فصل آموزش و پرورش برنامه هفتم اجرای سند تحول است در حالی که مشخص نیست چند درصد از این سند اجرایی شده و چند درصد دیگر باقی مانده است ؟ برای رهایی از شرایط موجود باید جایگاه وزارت آموزش و پرورش و مدرسه تغییر یابد و ساختار اداری آموزش و پرورش در جهت تامین نیازهای مدرسه باشد .
فصل سیزدهم از برنامه هفتم را می توان استعاره ای از فضای فعلی آموزش و پرورش دانست . فضایی که شعارهای فراوان داده می شود ولی به مدرسه و مشکلات آن بی توجهی می شود .
مروری بر فصل آموزش و پرورش نشان می دهد که با رویکرد از بالا به پایین نوشته شده است و مسائل اصلی مدرسه مورد بی توجهی قرار گرفته است . تنها موردی که به مهم ترین مسئله فعلی مدارس دولتی یعنی فقدان بودجه توجه شده است بند ب ماده 89 است که در آن وزارت آموزش و پرورش مکلف است بودجه مدارس را متناسب با کیفیت آموزشی و پرورشی تعیین و به هر مدرسه ابلاغ نماید .

اینکه دولت بودجه مدارس را تعیین کند ولی نقشی در مورد تامین آن نداشته باشد چه سودی برای مدرسه دارد ؟
ماده 89 با هدف برخورداری دانش آموزان از فرصت های تعلیم و تربیت با کیفیت و بسط عدالت تربیتی شش تکلیف بر عهده وزارت آموزش و پرورش گذاشته است که هیچ کدام از آن ها به مدرسه و مشکلات اصلی آن نمی پردازد .
به موجب ماده 90 برنامه هفتم نیز برای جذب بازماندگان از تحصیل، وزارت آموزش و پرورش باید در برنامه ها و شیوه و ساعات مناطق هدف انعطاف ایجاد نماید؛ یعنی با کم کردن ساعت ها حداقلی از آموزش را برای بازماندگان از تحصیل برقرار نماید. با توجه به بند فوق به جای اینکه در جهت رشد پوشش تحصیلی با کیفیت اقدام گردد آموزش بی کفیت به دانش آموازان محروم داده می شود . در مورد دانش آموزان بازمانده از تحصیل در مناطق شهری کم برخوردار و حاشیه شهرها نیز برنامه ای وجود ندارد .

مدرسه محوری ایده گم شده ای است که در اسناد و برنامه های آموزش و پرورش از آن سخن گفته می شود ولی در عمل توجهی به آن صورت نمی گیرد . در بند الف ماده 91 همین برنامه به اعطای اختیارات آموزشی ، پرورشی ، مالی ، مدیریتی لازم به مدارس اشاره می شود ولی قبل از آن شرطی ذکر می گردد که اختیارات فوق را کاملا زیر سوال می برد .
بر اساس این بند اختیارات فوق برای استقرار مدرسه تراز سند تحول بنیادین با تاکید بر پیوند مدرسه با مسجد ، نهاد های مذهبی ،گروه های جهادی ، خانواده باشد . به این ترتیب اختیارات فوق و هدف از آن ها مشخص می شود که نه احیای نهاد مدرسه که هم راستا نمودن مدرسه با نهادهای خاص است .
با شرایط فعلی، مدرسه نه به عنوان کانون تربیت مدرسه که در جایگاه یک واحد اداری قرار دارد . محوریت مدرسه به عنوان یک ایده می تواند ساختار آموزش و پرورش را از شرایط فعلی برهاند و زمینه رشد و تعالی و عدالت آموزشی را فراهم کند. با تقویت مالی و علمی مدارس دولتی رضایت اولیا و جامعه فراهم می گردد و نتیجه ارتقای کیفیت آزمون هایی مانند پرلز و کنکور نمود خواهد داشت .

برای رهایی از شرایط موجود باید جایگاه وزارت آموزش و پرورش و مدرسه تغییر یابد و ساختار اداری آموزش و پرورش در جهت تامین نیازهای مدرسه باشد و مدرسه به عنوان یک نهاد اجتماعی با ویژگی های خاص خود نگریسته شود در غیر این صورت نه تنها تغییری در شرایط ایجاد نمی شود که هر روز بر وخامت شرایط آموزش اضافه می شود.
دولت در شرایط موجود نه محوریت مدرسه را می پذیرد و نه برای استقلال آن تلاش می کند و نه هزینه ای برای مدارس دولتی می کند ولی می خواهد عنان مدرسه را در اختیار داشته باشد و محصولات مدرسه را مطابق میل خود تربیت نماید .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
آن چه در زیر می آید ؛ گفت و شنود « صدای معلم » با « عبدالرسول عمادی » رئیس پیشین مرکز سنجش و پایش کیفیت آموزشی وزارت آموزش و پرورش می باشد که به موضوع « برنامه هفتم توسعه » و « جایگاه آموزش » در آن پرداخته شده است .
این رسانه مستقل و منتقد در حوزه ی عمومی آموزش ایران گزارش های متعدد و تخصصی را در مورد جایگاه آموزش و پرورش در برنامه هفتم توسعه و سایر برنامه های توسعه منتشر کرده است .
محمد مخبر در جلسهای در خصوص ایجاد عدالت آموزشی و بررسی وضعیت بازماندگان از تحصیل که وزیر آموزش و پرورش و مسئولان پژوهشکدهها و نهادهای عمومی و انقلابی حضور داشتند، توصیههایی برای رسیدن سریعتر به عدالت آموزشی و بازگشت بازماندگان از تحصیل داشتند و آمادگی کامل دولت سیزدهم را در رسیدن به اهداف سند تحول آموزش و پرورش اعلام کردند.
معاون اول رئیس جمهور به شکلگیری قرارگاههایی در برخی استانها برای بازماندگان از تحصیل، ضرورت مهارت آموزی برای دانشآموزان، تمهید برنامهای ویژه برای عقب ماندگی مهارتی دانشآموزان در دوران کرونا و گنجاندان آن در برنامه هفتم توسط مجلس، تقویت هنرستانها برای افزایش سطح اشتغال، تقویت مدارس دولتی در خصوص سرانه مدارس و سرانه تغذیه و بررسی و تدوین طرح ارزیابی تحصیلی بدون امتحان در آموزش و پرورش، اشاره کردند و خواستار پیگیری این موضوعات شدند.
ارزیابی بدون آزمون و امتحان میتواند بهترین نتیجه را برای فراگیران به همراه داشته باشد، زیرا از آنها خواسته میشود که در طول دوره درسی یا دوره آموزشی به صورت منظم و مداوم درسها و فعالیتهای آموزشی را انجام دهند.
ارزیابی بدون امتحان میتواند برای فراگیران چندین فایده داشته باشد:
کاهش فشار روانی: داشتن امتحان برای بسیاری از دانشآموزان و دانشجویان باعث فشار روانی و استرس میشود. از طرفی، عدم نیاز به شرکت در امتحان میتواند باعث کاهش این فشارها و ایجاد راحتی برای دانشآموزان و دانشجویان شود.
توسعه مهارتهای دیگر: امتحانات معمولاً بر روی یک موضوع خاص تمرکز دارند و بررسی میکنند که آیا دانشآموز یا دانشجو با مطالب آموزشی آشنا است یا خیر. اما ارزیابی بدون امتحان میتواند به دانشآموزان و دانشجویان این امکان را بدهد که بتوانند مهارتهای دیگری را توسعه دهند، مانند تحلیل، نوشتن، صحبت کردن و...
ارزیابی در محیط غیراضطراری: برخی دانشآموزان و دانشجویان در محیط امتحانات اعتماد به نفس کمتری دارند و نمیتوانند برای نشان دادن دانش و مهارت خود بهتر عمل کنند. اما با ارزیابی بدون امتحان، آنها میتوانند در محیط آرامتر و غیراضطراری نشان دهند که چقدر درس خواندهاند.
عدم نیاز به حضور در کلاس: در بعضی موارد، دانشآموزان و دانشجویان نمیتوانند به دلیل مسائل شخصی یا به دلیل بیماری، در کلاس حضور داشته باشند. اما با ارزیابی بدون امتحان، آنها میتوانند به راحتی در خانه خود با موضوعات درسی آشنا شوند و ارزیابی شوند.
ارزیابی بدون امتحان در بسیاری از کشورها به عنوان یک روش ارزیابی آموزشی استفاده میشود. در کشورهای فنلاند، انگلستان، آمریکا، استرالیا و کانادا نیز دانشآموزان و دانشجویان به جای امتحانها، باید پروژههایی را تهیه کنند و نشان دهند که چقدر درس خواندهاند و چقدر مهارتهای خود را توسعه دادهاند.

در سیستم آموزشی ایران نیز ارزیابی بدون امتحان به عنوان یکی از روشهای ارزیابی، مثل ارزیابی پایاننامهها در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری، از این نوع ارزیابی استفاده میشود.
همچنین، در برخی دروس، از پروژهها و تحقیقات بدون امتحان به عنوان یکی از روشهای ارزیابی استفاده میشود. در این نوع ارزیابی، فراگیران باید با استفاده از دانش و مهارتهای خود، پروژه تحقیقاتی را تهیه کنند و نشان دهند که چقدر درک دارند و چقدر مهارتهای خود را به کار گرفتهاند.
در کل، ارزیابی بدون امتحان در سیستم آموزشی ایران نیز به عنوان یکی از روشهای ارزیابی استفاده میشود، اما در مقایسه با سایر کشورها، کاربرد آن کمتر است که امیدواریم با اجرای درست و کارشناسی این طرح در مقاطع مختلف تحصیلی و رشتههای مختلف درسی، آموزش و یادگیری به نحو شایستهتری ادامه پیدا کند.
اگرچه ارزشیابی توصیفی در مقطع ابتدایی نیز با نقدهای جدی روبه رو میباشد، آیا اجرای این طرح میتواند برای دانشآموزان در مقاطع متوسطه اول و دوم و یادگیری بهتر و مؤثرتر، مفید باشد .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید