صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

استبداد در ایران و ماجرای علاء الدوله های بالایی و علاء الدوله های پایینی در انقلاب مشروطه

در آستانه انقلاب مشروطیت، علاء الدوله که یکی از شقی ترین انسانها به شمار می آمد، حاکم تهران بود . او به بهانه گرانی قند، تجار را به فلک بست و همین، یکی از بهانه‌های شروع جنبش مشروطیت شد.

شیخ ابراهیم زنجانی در مورد میزان ستم گریهای او می نویسد:

«علاء الدوله یک پارچه آتش ستم و جور و خشم و کین و بی رحمی است ؛ چند نفر برای قساوت و بی رحمی و خونخواری پروریده اند که بدتر از سگ و پلنگ خونخوار بودند یکی هم این علاء الدوله نابه کار است...»
(خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی...ص128)

هنگامی که از ستمگری های علاء الدوله، کارد به استخوان مردم رسید، دكان‌ها و بازارها را بسته و در مسجد شاه بست نشستند و از شاه، عزل او را خواستند. در اين ميان، ميرزا اسداللّه واعظ، بالاى منبر رفته، پس از مقدماتى خطاب به مردم گفت: « اى مردمى كه عزل علاء الدوله را به خاطر ظلم و ستم و دزدى و خيانت درخواست مى ‌كنيد ؛ آيا خودتان اگر جاى او بوديد با مردم بهتر از او رفتار مى ‌كرديد؟

استبداد در ایران و ماجرای علاء الدوله های بالایی و علاء الدوله های پایینی در انقلاب مشروطه

و سپس اضافه كرد:

«آى بقال! مثلا خود تو كه خرده پنير و ماست مانده‌ها را به فقير بيچاره‌ها و خوب و تازۀ آن را به پولدارها مي دهى علاء الدوله نيستى‌؟ اما ریشه ظلم آنجا نبود که میرزا رضا نشانه گرفت، بلکه در پسِ ذهنِ میلیونها رعایا بود که ميرزا اسداللّه واعظ به درستی اشاره کرده بود.

آى قصاب! كه گوشت مغز ران را به حاجى، دارا، آجان و ارباب مي دهى و لثه پوسته‌هايش را براى بيچاره‌ها مي گذارى و زيادتر هم پول مي گيرى‌؟

آى سبزى‌ فروش! كه آجان را با يك شاهى هم يخ و هم سبزى مي دهى و وقتى بچه ‌اى براى خريد می آيد سبزى گنديده‌هايت را به دامنش مي ريزى.

آى دلاك حمام! كه براى جيب ‌برى مشترى، چرك‌هاى همه جاى تنش را لوله مي كنى و پيش چشمش مى‌آورى و جلوی سر و همسر خجالتش مي دهى...

شما خودتان علاء الدوله نيستيد كه جمع شده‌ايد و بهتر از علاء الدوله مي خواهيد؟!»

استبداد در ایران و ماجرای علاء الدوله های بالایی و علاء الدوله های پایینی در انقلاب مشروطه

و در آخر اضافه کرد:

«آیا عوض علاء الدوله، انوشيروان عادل را پشت دروازه نگه داشته‌ايد كه اين را برداشته يكى او را بياوريد؟!

تا اينجا كه من سراغ داشته ‌ام هيچ بدى نرفته كه خوب جايش بيايد و سگ زرد برادر شغاله و سگ زرد و سفيد و سياه ندارد همه ‌شان سگ مي باشند...».

سالها قبل، عین همین سوال را امین السلطان از قاتل ناصرالدین شاه (میرزا رضای کرمانی) پرسیده بود قاتلی که خواسته بود با تفنگ، ستم را براندازد!

پس از ترور ناصرالدین شاه، وقتی او را دستگیر کردند در استنطاق، در شکایت از ظلم و ستم، گفته بود: «سالهاست سيلاب ظلم بر عامه رعيت جارى است...مگر اين مردم بيچاره بنده خدا نيستند؟ قدرى پايتان را از خاك ايران بيرون بگذاريد، در بلاد قفقاز، عشق آباد و خاك روسيه هزار هزار رعيت بيچاره ايرانى ببينيد كه از وطن عزيز خود از دست تعدى و ظلم فرار كرده، كثيف‏ ترين كسب و شغل را از ناچارى پيش گرفته ‏اند...

آخر اين گله ‏هاى گوسفند شما، مرتع لازم دارند كه چرا كنند، شيرشان زياد شود كه هم به بچه‏ هاى خود بدهند، هم شما بدوشيد، نه اينكه متصل تا شير دارند بدوشيد، شير كه ندارند گوشت تنشان را بكلاشيد»
(وقايع اتفاقيه...ص10)

استبداد در ایران و ماجرای علاء الدوله های بالایی و علاء الدوله های پایینی در انقلاب مشروطه

او عدالت می خواست اما بدون تحول فکری . از لوله تفنگ عدالت زاده نمی شود بلکه تنها مرگ زاده می شود و چنین نیز شد که پس از قتل ناصرالدین شاه نه عدالت که ناامنی ها و هرج و مرج چنان شد که مردم به امنیت دوران شاهِ شهید حسرت می خوردند!

و اتابک امین السلطان در زندان به قاتل گفت:  «مردك‌ تو با كشتن‌ ناصرالدين‌ شاه‌ مگر انوشيروان‌ عادل‌ بر دروازه‌ شهر برای‌ حكومت‌ كردن‌ آماده‌ ساخته‌ بودی‌ كه‌ دست‌ به‌ چنين‌ عملی‌ زدی...؟!»

و میرزا رضای کرمانی از این سوال به فکر رفته و گفته بود: «در اين چند روزه در ميان همه سخنها كه از زبان هركس شنيدم سخنى به اين درستى نشنيده بودم»!
(دولت‌آبادی، حیات یحیی...ج۱، ص۱۵۴)

استبداد در ایران و ماجرای علاء الدوله های بالایی و علاء الدوله های پایینی در انقلاب مشروطه

( دیوار دارالفنون تهران )

 

ظلم و ستمگری باعث نشو و نمای عقلی نمی گردد بلکه باعث فقر و تشدید تنفر و کین و احساسات می گردد. هنگامی که از میرزا رضای کرمانی پرسیدند دیگران به تو ظلم کردند، چرا شاه را کشتی؟
گفته بود می خواستم به ریشه بزنم...

اما ریشه ظلم آنجا نبود که میرزا رضا نشانه گرفت، بلکه در پسِ ذهنِ میلیونها رعایا بود که ميرزا اسداللّه واعظ به درستی اشاره کرده بود.

پس در این صورت، عدالت نیز نه از لوله تفنگ، که با تربیت و از دارالفنون بیرون می آید...

( کانال تاریخ تحلیلی ایران )


استبداد در ایران و ماجرای علاء الدوله های بالایی و علاء الدوله های پایینی در انقلاب مشروطه

منتشرشده در یادداشت

نقدی بر عملکرد حمیدرضا خان محمدی رئیس سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور در   معاونت عمرانی وزارت آموزش و پرورش یا سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور؛ این اسم برای مردم و مسئولان امر دارای جایگاه و اهمیت بسیار فراوانی است، زیرا یکی از نهادهای فعال عمرانی در کشور که مملو از مهندسان حاذق و با تجربه است که بدون سر و صدا مشغول خدمت رسانی به مردم و دانش‌آموزان هستند.

در شرایطی که مدارس کشور با مشکلات عدیده از جمله مدارس فرسوده، مدارس ناایمن، نیاز به احداث مدرسه در مناطق روستایی و عشایری و ... دارد، همگان منتظر اتفاقات شگرفی و تأثیرگذاری در جامعه دانش‌آموزی و فرهنگی کشور هستند.

با آمدن حمیدرضا خان‌ محمدی به عنوان رییس سازمان نوسازی مدارس کشور (آبان 1401)، توجه به فاکتورهای مهمی مانند میزان توانمندی، تحصیلات مربوطه و سوابق ایشان برای این مسئولیت سنگین بود . با بررسی سوابق ایشان به این نتیجه رسیدیم که بالاترین مسئولیت او  « مدیریت دبستان پسرانه مهر هشتم »  است که فرزند یکی از مقامات مهم کشور در آن مشغول به تحصیل بوده است .

این می تواند نشان دهنده این موضوغ باشد که ردپای افراد غیر در این انتصاب وجود دارد و پرسش این است  فردی که خود هیچ گونه سابقه ی مدیریتی و حتی کار اداری نداشته است چگونه به یکباره معاون وزیر آموزش و پرورش می‌شود؟

نکته قابل توجه اینکه ایشان پس از انتصاب به عنوان معاون وزیر به صورت قرارداد کار معین به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمده یعنی جایی که خود مسئول تربیت نیروی انسانی برای سایر دستگاه ها است، سابقه کاری یکی از معاونانش به کمتر از یک سال می رسد که این موضوع بسیار قابل تأمل است. (مدارک استخدامی مشهود است)

از زمان شروع به کار خان ‌محمدی در سازمان نوسازی مدارس کشور، فردی به نام د . ر که از دوستان او در قرارگاه عدالت تربیتی بود وی را همراهی کرد.  حتی اکنون در برخی سفرهای استانی و جلسات مدیران کل یکی از افراد موثر جلسات شده است. ظاهرا به دلایلی که خودشان بهتر می‌دانند ایشان امکان دریافت پست دولتی را ندارد، وگرنه یکی از معاونان امروز خان‌ محمدی بود، زیرا بسیاری از انتصابات امروز این سازمان با تأثیر مستقیم وی روی پرده نمایش می‌رود.

اما سردرگمی؛ پاکسازی سریع ستاد سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور از نیروهای این مجموعه که فارغ از هرگونه گرایشات سیاسی بودند، نشان از یک سردرگمی و دستپاچگی دارد. این موضوع البته در دولت‌های مختلف کشور نمایان بوده و در مناصب مختلف هم همین اوضاع را شاهد هستیم که متاسفانه جلوی رشد و پیشرفت این کشور با همین افکار ناپخته گرفته شده است.

در ادامه نسبت به بررسی انتصابات این سازمان می پردازیم و در عین حال که در سایر حوزه ها نیز پیش بینی می شود مشکلات عدیده ای وجود دارد که مجال آن در این زمان نیست و در آینده به عملکردشان می پردازیم.

اما د . ر نبود خود در این سازمان را با مهره چینی جبران کرد؛ دقیقا با آوردن نیروهایی همچون « خواجه صالحانی» که فاقد تجربه و صلاحیت مدیریت با مدرک فیزیولوژی ورزشی؛ « یازرلو » فاقد مدرک مرتبط؛  « قنبرنژاد »، «ورمرزیار » و « میرنظری» بدون داشتن مدرک و مدیریت مرتبط توسط فرد نامبرده  در این سازمان گمارده شده اند، گویا کارکنان نوسازی مدارس صلاحیت به کارگیری حتی در رده معاون مدیرکل را هم ندارند!

 نقدی بر عملکرد حمیدرضا خان محمدی رئیس سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور در

نداشتن برنامه متوازن

در حدود بیش از 6 ماه حضور خان‌ محمدی در این سازمان، برنامه متوازن ، مدون و اجرایی از او و تیم مدیریتی که با خود به همراه آورده مشاهده نشده است. بیشترین مانور  رئیس سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس کشور روی مساله ی پر ابهام  « مولدسازی دارایی‌ های دولت » بوده بود که تاکنون به دغدغه ها و ابهامات موجود در مورد این پروژه پاسخی ارائه نشده و در مورد عملکرد و نتایج آن نیز شفاف سازی لازم صورت نگرفته است ضمن آن که موجبات نارضایتی شدید خیرین را به همراه داشته است.  آیا تبدیل شدن تخصصی‌ ترین معاونت وزارت آموزش و پرورش به یک نهاد غیرتخصصی چه نتیجه ای برای نظام آموزشی ایران خواهد داشت ؟

مابقی کارها و فعالیت‌های این سازمان هم هیچ اثری در افزایش و بهبود کلاس‌ های درس و یا دریافت بودجه و اعتبارات بیشتر برای بهسازی مدارس فرسوده نداشته که همین موضوع نیز باعث تأمل است.

نداشتن برنامه متوازن و مستمر که منجر به ساخت مجتمع‌های آموزشی، کاهش مدارس فرسوده، توجه بیشتر به مناطق محروم، افزایش اعتبارات عمرانی و ... شود، در این اثناء دیده نمی ‌شود و این موضوع سردرگمی این سازمان را بیش از پیش کرده است.

نقدی بر عملکرد حمیدرضا خان محمدی رئیس سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور در

مطابق آنچه در برنامه زیرنظام سند تحول بنیادین آموزش و پرورش وجود دارد، ساخت مجتمع های آموزشی یکی از نکات بارز است. باید منتظر بود و دید چه تعدادی از این مجتمع های آموزشی در چه تعدادی از استانها افتتاح خواهد شد تا عمل به مفاد مندرج در سند تحول بنیادین که مورد تاکیدات رهبر  انقلاب اسلامی است اجرایی گردد.

نقدی بر عملکرد حمیدرضا خان محمدی رئیس سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور در

اما آنچه بررسی ها نشان می دهند ظاهرا عمده تمرکز رئیس سازمان نوسازی بر مدارس یک تا سه کلاسه است که بنا بر اطلاعات و اخبار دریافتی از بدنه کارشناسی برخی استانهای نوسازی مدارس در این خصوص هیچ گونه دستاورد ملموسی ارائه نشده است. در ادامه به نظر می رسد ایشان می باید نتایج جمع آوری مدارس کانکسی بالای 10 نفر را هم که مطابق سوابق گذشته وعده جمع آوری آنها داده شده بود را مشخصا عنوان کند. (در برنامه ها و اخبار و مصاحبه های ایشان موجود است)

این طور که مشخص است، عمده تمرکز رئیس سازمان نوسازی مدارس روی برنامه های نمایشی بوده و صحبت های غیرکارشناسی او از جمله « جمع آوری مدارس کانتینری » مضحکه عام و خاص است.

در دوره حضور خان محمدی در نوسازی مدارس کشور شاهد کاهش چشم گیر اعتبارات عمرانی هم بوده ایم به طوری که برای کاهش 19.5 درصدی مدارس تخریبی کشور فقط 700 میلیارد تومان اعتبار در نظر گرفته شده است که بر اساس برآوردها با این میزان اعتبار فقط 10 مدرسه تخریب و بازسازی خواهند شد. اینها تنها گوشه ای از عملکرد ناموفق مدیران این سازمان است .

نقدی بر عملکرد حمیدرضا خان محمدی رئیس سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور در

استفاده از نیروهای بدون تجربه و غیرمتخصص

از بدو ورود خان‌ محمدی به سازمان نوسازی مدارس کشور، جای نیروهای متخصص و با تجربه در ساخت فضاهای آموزشی، به نیروهایی بدون تجربه تخصصی در این بخش سپرده شده است که این مساله در انتصابات وی مشهود است. مشخص نیست علاقه مندی به استفاده از نیروهای خارج از مجموعه نوسازی مدارس که تجربه کافی در این بخش را ندارد به چه دلیل در حال انجام است ؟

آیا تبدیل شدن تخصصی‌ ترین معاونت وزارت آموزش و پرورش به یک نهاد غیرتخصصی چه نتیجه ای برای نظام آموزشی ایران خواهد داشت ؟

همان طور که در بیانیه گام دوم انقلاب توسط مقام معظم رهبری اشاره شده است: «موتور پیشران کشور در عرصه‌ی علم و فنّاوری و ایجاد زیرساخت‌های حیاتی و اقتصادی و عمرانی توسط جوانان تحصیل کرده نمایان شده است.» لذا، استفاده از نیروی جوان با انگیزه اما متخصص و مرتبط با آن کار و حوزه مسئولیت می‌باید در اولویت قرار گیرد تا این کشور ضرر و آسیب‌های آن را دریافت نکند.

اما یکی از نکات قابل تامل از زمان ریاست آقای خان محمدی تبدیل شدن یک سازمان عمرانی که وظیفه ساخت و ساز و تأمین تجهیزات مورد نیاز کلاس‌های درس کشور را بر عهده دارد، به یک سازمان غیرپاسخ گو است. جست و جوی کوچکی روی خروجی سایت این سازمان نشان می‌دهد که به زیر مجموعه‌ها دیکته شده که فقط تصاویر و اخبار رییس این سازمان منتشر شوند و در ادامه نیز بیانیه و بخشنامه‌های مختلف حاکی از حضور در هیئات مختلف مذهبی، مراسمات و سخنرانی‌های مذهبی و انجام برنامه‌های غیرمرتبط در ساعت کار مفید کارکنان است.

مشاهده شده در زمانی که ارباب رجوع به ادارات کل استانی مراجعه می‌کنند، با اتاق‌های خالی و بسته پرسنل مواجه می‌شوند.چه کسی باید در این مورد پاسخ گو باشد ؟

نقدی بر عملکرد حمیدرضا خان محمدی رئیس سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور در

 چه نهادی می باید وظیفه ساخت مدارس و بهبود وضعیت فیزیکی کلاس ‎های درس را انجام دهد ؟

در همین راستا، صدای بسیاری از ادارات کل استانی درآمده است و نسبت به بخشنامه‌های بدون خاصیت و فرمایشی معترض شده‌اند. این صدای اعتراض نشأت گرفته از آن مثال معروف است که وقتی زیردستان متوجه شوند که مدیرانشان کمترین تخصص و اطلاعات را نسبت به آنها دارند، این اعتراضات بیشتر و بیشتر می‌شود.

قطعا در مجموعه ای که ارکان اجرایی دستورات بالادستی خود را اجرا نکنند و این دستورات را مانند کارهای بیهوده بدانند، ضرر این اتفاق فقط به دانش آموزان این کشور که منتظر کلاس های درس خوب و مناسب هستند خواهد رسید.

بدون تردید نقش مجموعه نوسازی مدارس کشور باید رضایت مندی مردم را به همراه داشته باشد . آیا به این اصل مهم توجه وافی و کافی شده است ؟

آیا پاسخ گویی و شفاف سازی در مورد عملکرد ، جایگاهی در ادبیات کنونی مدیران سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس کشور دارد ؟

نقدی بر عملکرد حمیدرضا خان محمدی رئیس سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور در

نقش مدیران ناکارآمد به حدی آفت‌زا است که ضمن تلف شدن وقت و زمان ارزشمند برای کار کردن، باعث آسیب‌ هایی می ‌شوند که تا سالهای پس از آن نیز قابل جبران نیست و بهترین کار گماردن افراد متخصص در جای مناسب خودشان است.

یکی دیگر از رویه‌های غلط که در این بخش پیگیری و دنبال می‌ شود، حذف افراد منتقد به شرایط موجود است؛ ظاهرا بخشی در این سازمان مشغول رصد کارکنان است تا به محض کوچکترین اعتراض و انتقادی، از گردونه حذف شوند. این کار با حذف افراد موثر در استان‌ های قزوین و بوشهر آغاز شد و به استان همدان رسید. این رویه غلط مدیریتی اگر ادامه یابد قطعا ریشه ‌های مدیریت متزلزل و دست‌پاچه را می‌ خشکاند.

نقدی بر عملکرد حمیدرضا خان محمدی رئیس سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور در


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نقدی بر عملکرد حمیدرضا خان محمدی رئیس سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور در

منتشرشده در یادداشت

نقدی بر عملکرد رضا مراد صحرایی وزیر آموزش و پرورش  و مدیریت در حوزه تعلیم و تربیت

نوشته‌های نویسندگان حرفه‌ای و کسانی که از سر حوصله و تفکر دست‌ به‌ قلم می‌برند با نوشته کسانی که مطالب شان برای مرور زودگذر و یا به‌اصطلاح متن روزنامه‌ای نام‌گذاری می‌شود تفاوت‌هایی اساسی دارد.

هرچند می‌توان گاهی اشتباهات رایج تایپی و نگارشی را در این‌گونه مطالب نادیده گرفت و آن را به‌ پای کوتاهی زمان و عجله در انتشار گذاشت! اما اگر این اشتباهات آن‌قدر زیاد باشد که مفهوم متن را دگرگون سازد و یا در سایت «آموزش‌ و پرورش» با نام وزیری دارای «کتاب دستور» برای آموزش زبان و ادبیات فارسی باشد باید حساس بود.

رضا مراد صحرایی این روزها به خاطر اظهارنظرهایش در مباحثی چون «پرورشی در مدارس»، «دربی»، «مجلس عمیق، «تدریس در کشورهای دنیا»، «ایجاد مثلث مدرسه، مسجد و خانواده» و یا «آموزش زبان فارسی در دانشگاه‌ها» بیشتر از «وزیر» شدنش شناخته می‌شود.

نقدی بر عملکرد رضا مراد صحرایی وزیر آموزش و پرورش  و مدیریت در حوزه تعلیم و تربیت

در سایت رسمی آموزش‌ و پرورش که زیر نظر همین وزیر اداره می‌شود بخشی از یک خبر که مربوط به امروز دوشنبه 22 خرداد است را با هم مرور کنیم: حال پرورشی و تربیت و علم‌آموزی در مدارس را باید از معلمان پرسید که با «قمه» و «چاقو» روبه رو می‌شوند و دیده پر آب در هنگام تصحیح اوراق یا کلاس درس دارند !

« وزیر آموزش‌ و پرورش در نشست همفکری با مدیران و کارشناسان معاونت پرورشی و فرهنگی، ایجاد مثلث مدرسه، مسجد و خانواده، پیگیری ایجاد پردیس تربیت مربی پرورشی، تقویت هویت دینی و ملی، هدایت تحصیلی اصولی و تقویت تريبون هاي آزاد دانش‌آموزی را از جمله مهم‌ترین مأموریت‌های اين معاونت در دوره جدید تحول تعلیم و تربیت برشمرد » .

اگر بپرسیم این «دوره جدید تحول تعلیم و تربیت» چیست باید به چه جوابی برسیم؟ و اینکه آیا مواردی مانند مثلت مدرسه و مسجد، تقویت هویت دینی، هدایت تحصیلی و... در دوره‌های قبل سرانجامی نداشته است؟

در ادامه همین خبر وزیر اظهار داشته است: ( تأکیدهای رهبر انقلاب (مدظله‌العالی) در دیدار اردیبهشت‌ماه با مأموریت ابلاغی رئیس‌جمهور محترم كه همگي با مأموریت‌های معاونت پرورشی و فرهنگی ارتباط دارد، لذا براي تحقق اين تأکیدات و ابلاغ‌ها، همه بخش‌هاي آموزش‌ و پرورش بايد با اين معاونت همراهي و كمك نمايند.)

شاید اگر پاراگراف بالا را به یک دانشجوی زبان فارسی در خارج از کشور بدهیم بهتر بتواند ویرایش کند و البته قابل‌فهم‌تر باشد!

نقدی بر عملکرد رضا مراد صحرایی وزیر آموزش و پرورش  و مدیریت در حوزه تعلیم و تربیت

در ادامه نیز به نقل از وزیر «باید» هایی ذکر شده است:

«بايد با اين معاونت همراهي و كمك نمايند.» ؛ «باید دانش‌آموزان در مسیر فعالیت‌های پرورشی قرار بگیرند» ؛ «باید در خدمات و کارهای فرهنگی تنوع ایجاد کنیم» .

اگرچه خبرهای دارای اشتباهات فراوان نوشتاری و معنایی توسط روابط عمومی این دستگاه کم نیست اما حقیقت دیگر آن است که حرف‌های وزیر هم تکراری است و آن‌ قدر از زبان مسئولان و غیرمسئولان بیان شده است که شنونده ذوقی بدان ندارد ؛ به قول سعدی:

نقدی بر عملکرد رضا مراد صحرایی وزیر آموزش و پرورش  و مدیریت در حوزه تعلیم و تربیت

«چو یک‌ بار گفتی مگو باز پس که حلوا چو یک‌ بار خوردند، بس »

حال پرورشی و تربیت و علم‌آموزی در مدارس را باید از معلمان پرسید که با «قمه» و «چاقو» روبه رو می‌شوند و دیده پر آب در هنگام تصحیح اوراق یا کلاس درس دارند!

 دست کشیدن از شعارهای تکراری و جار نزدن تغییری که قرار نیست رخ دهد شاید این روزها هم برای وزیر و هم برای جامعه معلمان معقول‌ تر و به صواب نزدیک‌تر باشد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نقدی بر عملکرد رضا مراد صحرایی وزیر آموزش و پرورش  و مدیریت در حوزه تعلیم و تربیت

منتشرشده در یادداشت

اجرای قانون در ایران جدیت و قاطعیت می خواهد  معمرین و قدیمی ترها حتما جریان انتقال شرکتهای مسافربری بین شهری به پایانه جدیدالتاسیس (ترمینال خزانه) و حواشی آن را در اوایل انقلاب به یاد می آورند. ماجرا از این قرار بود با وجودی که ساختمان و توقف گاه های اتوبوس و سایر تاسیسات پایانه جنوب ، کامل و آماده بهره برداری شده بود؛ شرکت های مسافربری به دلایل غیر قابل توجیه از نقل مکان به پایانه خودداری و در مقابل شهرداری مقاومت می کردند تا اینکه مرحوم شیخ صادق خلخالی ( 1 ) با تعیین یک ضرب العجل در کوتاه ترین زمان ممکن همه شرکت ها رابه پایانه جنوب منتقل و خیال همه را راحت کرد. این عمل به اصطلاح رایج آن روزها ، « انقلابی » ؛ در آن زمان باعث شد که ناگهان بار ترافیکی بزرگی از محدوده خیابان های ناصرخسرو و بازار و باب همایون و شوش و مولوی برداشته شود.(عمده شرکت های حمل و نقل بین شهری در این مناطق متمرکز بودند).

این خاطره را داشته باشید تا به موضوع مهم آتش سوزی در بازار تهران بپردازم ( 2 )

انتشار خبرآتش سوزی مهیب انبارهای چسب و مواد شیمیایی در بازار سید ولی در مرکز کلان شهر تهران و تلاش بی وقفه و پنجاه و چند ساعته آتش نشانان خدوم برای اطفای شعله های سرکش آتش ، یک بار دیگر خاطرات تلخ حریق ویرانگر ساختمان پلاسکو را در اذهان زنده کرد و برای چندمین بار سهل انگاری و عدم وجود قاطعیت لازم دستگاه های نظارتی را در پیش گیری به موقع این گونه حوادث آشکار کرد.

در حریق پلاسکو که شوربختانه منجر به جان باختن و شهادت چندین آتش نشان فداکار شد ، هر چند مدیریت شهری با صدور اطلاعیه های بی خاصیت و تکراری مثل همیشه تلاش داشت تا در این حادثه نیز از زیر بار مسئولیت سنگین شانه خالی کند و همه مسئولیت را به گردن کارگر یا کارگرانی که برای گرم کردن خود از گاز پیک نیکی استفاده کرده اند بیندازد اما از متن ده ها اطلاعیه صادره و انجام چندین مصاحبه مسئولین جسته و گریخته ؛ این واقعیت به خوبی مشهود بود که اگرچه نا ایمنی ساختمان پلاسکو در برابر حریق را بارها به مالکین واحد های تجاری گوشزد کرده اند؛ اما هیچ گاه مجدانه پی گیر اصلاح وضع ساختمان نشده اند.

در واقع هیچ مسئولی نگفت اگر از آسیب پذیری ساختمان در برابر حریق آگاه بوده اند؛ چرا از طریق مراجع قانونی مانع فعالیت مالکین نشده اند ؟

اجرای قانون در ایران جدیت و قاطعیت می خواهد

در ماجرای حریق بازار سید ولی هم ظاهرا این سهل انگاری و روزمرگی در مدیریت شهری مکررا تکرار شده است.

به گزارش سایت خبری عصر ایران (کدخبر893287مورخ 18 خرداد) مالکین انبار چسب به لحاظ عدم رعایت نکات ایمنی در انبارداری و دپوی غیر فنی بیش از حد مواد قابل اشتعال ، تاکنون هشت بار تذکر گرفته اند. پرسش این است که آیا صرف تذکر بدون پی گیری قانونی می تواند مانع از بروز حوادث خطرناک که عمدتا همراه با زیانهای هنگفت مالی و بعضا جانی هست بشود  ؟ قطعا خیر! چون اگر آتش سوزی اتفاق نمی افتاد مالکین هشتاد بار دیگر هم که تذکر می گرفتند و به علت اطمینان از عدم پی گیری قاطعانه مسئولین عملی انجام نمی دادند همان طور که تا قبل از وقوع حادثه کاری انجام نداده اند.

این قضیه نشان می دهد از زمان اتفاق ناخوشایند حریق پلاسکو تا حادثه اخیر در حوزه مدیریت شهری اگر چه شاید افرادی آمده و رفته اند اما درب بر همان پاشنه می چرخد که می چرخد و احتمالا در آینده هم قراری بر تغییر نیست.

اجرای قانون در ایران جدیت و قاطعیت می خواهد

به راستی این اغماض های بی خردانه مسئولین شهری ریشه در کجا دارد ؟

چگونه است که کل یک پاساژ تجاری به صرف گزارش کشف حجاب چند خانم در کسری از زمان پلمپ می شود اما با مالکین اماکنی این چنین خطرناک که حتی مثل بمب های ساعتی قابل پیش بینی نیستند مدارا می شود ؟ !

اجرای قانون در ایران جدیت و قاطعیت می خواهد

و نکته آخر!

اگر آن برخورد قاطع در سال 59 با شرکت های مسافربری انجام نمی شد فکر می کنید پایانه مسافربری با چند سال تاخیر شروع به کار می کرد ؟

 آری !

گاهی قاطعیت در اجرای قانون خیلی بد نیست به خصوص که نفع عموم در میان باشد.

***

 ( 1 ) رفتار و قاطعیت مرحوم خلخالی در دادگاه های انقلاب جدا از کیفیت و یا خوب وبد آن که اینجا جای طرحش نیست به ویژه با متهمین مواد مخدر باعث شده بود که همه از او حساب ببرند.

( 2 ) نبار های آتش گرفته محل دپوی مقدار زیادی چسب های صنعتی کفاشی بود که سوختن آنها می تواند خدای ناکرده با خطر تصاعد گازهای سمی برای ساکنین تهران به ویژه مردم اطراف محل همراه باشد.در دهه 80 میلادی نشت گاز از کارخانه شیمیایی « یونیون کارباید » در شهر بوپال هند فاجعه ای انسانی آورد که تا سالها اثر آن باقی ماند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اجرای قانون در ایران جدیت و قاطعیت می خواهد

منتشرشده در یادداشت

 انتقاد از سخنان وزیر آموزش و پرورش رضا مراد صحرایی در مورد تدریس در بیست کشور جهان در صدای معلم   اخیر اطلاعاتی از وزیر درز کرده از زبان خودش که در بیش از بیست کشور دنیا زندگی کرده است .

خارج رفتن به خودی خود امری مذموم نیست ، اما چند سوال در ذهن جاری می‌شود که مسئولان و خود شخص وزیر باید برای رفع شبهه پاسخ دهند.

1- خارج نشینی بیست کشور ! در کدام کشورها بوده ؟ آسیا ، آفریقا،  اروپا ، آمریکا ، اقیانوسیه و ... ؟ آیا در کشورهای متخاصم هم حضور داشته است ؟

2- بیست کشور ، اگر هر کشور یک سال در آن اقامت داشته اید با محاسبه سرانگشتی می شود بیست سال ؛  قطعا باید با گرین کارت ، شینگن و یا استفاده از امتیاز دو تابعیتی باشد . در هر سه حالت وزیر باید برای مجلس و مردم توضیح دهد ویزای متنوع او چگونه بوده است ؟

در ثانی خروج کارکنان دولت به خصوص معلمان امری که معمولا اگر معلمی به خارج کشور سفر کند ، حتی ده روزه ؛  مثلا سفر کربلا داشته باشد باید در حراست اداره متبوع فرم های متعددی را در علت سفر یا زندگی پر نمایید .

اگر ماموریت اداری بوده آیا می شود برای همه مستخدم های دولتی چنین امریه ای آن هم با پول بیت المال صادر کرد ؟

نتایج حاصل اقامت در بیست کشور چه بوده و چه تاثیری در روند توسعه کیفی و کمی آموزش و پرورش داشته است ؟ اگر حتی کشوری مثل اریتره هم بوده باشید ، مفهوم و معنی « دربی » را باید بلد باشید تا آن سوتی را در مقابل پرسش کننده به عنوان وزیر آموزش و پرورش نمی دادید !

3- اگر وزیر دارای امتیاز دو تابعیتی باشد قطعا طبق قانون برای ادامه وزارت او درد سر خواهد شد ؛ باید مجلس در این امر پیگیری کند.

4- اگر وزیر از امتیاز اعزام معلمان خارج از کشور استفاده کرده باشد قطعا یکبار و به مدت دو سال و نهایت دو سال اضافه با اجازه وزیر وقت شدنی بوده  ؛ اگر با ماموریت وزارتی و اداری بیست بار در خارج بوده باشد این خلاف مقررات مرسوم و قانون نخواهد بود ؟

5- مدت حضور وزیر اگر در زمان جنگ تحمیلی در خارج بوده باشد ، سوالی مطرح می شود که چطور جوانان و حتی دانشجویان و مهندسانی مثل چمران خارج نشینی را رها کرده و کنار رزمنده ها حضور داشتند و وزیر در خارج چه کار می کرده است ؟


انتقاد از سخنان وزیر آموزش و پرورش رضا مراد صحرایی در مورد تدریس در بیست کشور جهان در صدای معلم

7- مدت مدید زندگی در خارج با چه ارزی و از طرف کدام نهاد تامین شده است ؟ چون یک معلم نمی تواند چنین خرجی را حتی با داشتن ارثیه خانوادگی به انجام برساند . اگر تمکن مالی از قبل بوده آیا چنین شخصی می تواند درد مستضعفان را لمس کند ؟

6- اگر وزیری سال ها در خارج زندگی کرده ؛ آیا مسائل  فرهنگی ، به سامان و نابه سامانی ، هنجار و ناهنجاری مردم ، معلمان ، دانش آموزان ، مدارس ، اقلیم عشایر و معضلات و مشکلات ریز و درشت و سرنوشت بیش از ۱۳ میلیون توسعه بین نسلی را می داند ؟ بعید است چنین شخصی با بیگانه بودن از مسایل آموزش و پرورش ، بتواند سکان دار مطلوبی برای وزارت باشد !

انتقاد از سخنان وزیر آموزش و پرورش رضا مراد صحرایی در مورد تدریس در بیست کشور جهان در صدای معلم

7- خارج نشینی فخری نیست که یک وزیر مثل کوته های سرکوچه ، قند دلش آب شود و به رخ دیگران بکشد ! ناشیانه فرض کند نمایندگان ندید بدید هستند و دلشان را آب کند و منت خارج نشینی را بر سرشان بکوبد !

البته سوالات زیادی در باب خارج نشینی وزیر مثل بچه هایش کجا تحصیل کردند و اکنون در کدام کشور اقامت دارند و یا در داخل به چه کاری مشغول هستند و ... ؟ می شود مطرح کرد که از حوصله این مقال خارج است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

انتقاد از سخنان وزیر آموزش و پرورش رضا مراد صحرایی در مورد تدریس در بیست کشور جهان در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

داور زمانخانی .

معلم ، شاعر ، نویسنده ، پژوهشگر و دبیر انجمن ادبی شیخ محمود شبستری .

مغازه ای دارد در خیابانی که به همین نام شخصیت ادبی بزرگ ایران مزین است .

زمانخانی مغازه خود را به دو نیم تقسیم کرده است . در بخشی مواد غذایی می فروشد و در بخشی دیگر کتاب و البته آن ها را به امانت هم می دهد .

با این وجود ، « شبستر » با وجود آن که به « شهر فرهنگی » متصف است اما در آن کتاب فروشی دیده نمی شود .

« صدای معلم » در جهت معرفی شخصیت های فرهنگ و ادبی ایران گفت و گوی تفصیلی را با آقای « داور زمانخانی » انجام داده است .

بخش سوم این گفت و شنود را می خوانیم .

منتشرشده در چهره‌های ماندگار

گروه استان ها و شهرستان ها/

یک معلم شاغل در در مراکز اختلالات یادگیری استان کرمانشاه با ارسال نامه ای به صدای معلم از عملکرد « سازمان آموزش و پرورش استثنایی » کشور انتقاد کرده و خواهان توضحیح رئیس آن در مورد مطالبه ی خویش گردیده است .

این رسانه آمادگی خود را برای توضیح و تنویر مسئولان اعلام می کند .

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور