
( این نوشته واقعی است)
در اواخر اردیبهشت 1402 برای گرفتن چند قلم دارو به داروخانه مراجعه نمودم.
محیط داروخانه شلوغ بود و مردم در حال صحبت با یکدیگر بودند . شنیدم یکی از بیماران می گفت دارویی خاص برای بیماری دیابت در آلمان در حال تولید است و از این کشور به تمام کشورها در حال توزیع است . او که فرد تحصیل کرده ای بود می گفت برای بیماری دیابت، داروی گیاهی و علف و ... هیچ راهگشا نیست و این بیماری فقط با رژیم های سخت و مهمتر از همه داروهای شیمیایی قابل کنترل و بهبود است و داروهای ایرانی اثری جدی ندارد .
کنار پزشک داروساز بودم که یک فرد تحصیل کرده ی به ظاهر روشنفکر و دارای مسئولیت برای شیرخشک مراجعه کرد و گویا با داروساز هم رفاقتی داشت . صحبت که شد دکتر داروساز اذعان کرد که در این مملکت در آینده ای نزدیک دیگر شیرخشک هم پیدا نخواهد شد.
فرد مقابل با خنده ای تمسخر آمیز گفت: « حالا خر ما که از پل گذشته است و فرزند ما از دو سال عبور کرده است ! » داروساز گفت الان بچه هایی داریم که ناقص به دنیا می آیند و به دلیل اینکه مادر شیر ندارد نیاز قطعی به شیرخشکی خاص دارند ! که در مملکت ما به دلیل تحریم ها نیست ؛ اینها به نظرت چه کار کنند؟! که باز هم فرد مقابل خندید!
گفتم بله این توجیهات لابد همه از نعمت های تحریم است؟ اینکه فقط ما در رفاه باشیم . اینکه فقط فرزندان ما آسوده سر بر بالین بگذارند .همین تفکر اگر غالب شود کار مملکت تمام است و این تفکر علت و محصول تحریم و یقینا از تحریم وحشتناک تر و سوزنده تر است.
در مقاله ای می خواندم که مهارتهای تاکید شده در سند تحول بنیادین در مدارس ما زیاد مورد توجه نیست و دو مهارت از همه بیشتر مورد غفلت قرار گرفته است و آن دو به این ترتیب است :
همدلی و جرئت مندی .

دقیقا مشکل جامعه ما بی توجهی سیستمی به همین دو مهارت بوده و هست .
معلمی که از دانش آموزانش فقط سکوت و رعایت قانون هایش را می خواهد و آن را مساوی نظم و انضباط و ادب می خواند .
معلمی که دیر آمدن دانش آموز را علت نمی پرسد و با او همدلی نمی کند و او را تحقیر می کند و اتهام می زند .
در سطوح بالاتر هم همین است که معلمی نمی خواهد جدی نقد کند و یا پژوهش کند .

والدینی که از ترس اینکه معلم نمره ی فرزندشان را کم دهد نمی خواهند نقد جدی کنند و یا والدینی که مشکل معیشتی معلم فرزندش برایش مهم نیست و کوچکترین همراهی با اعتراضات معلمان نمی کنند! ....
یعنی ما نمی خواهیم همدلی رواج یابد و جرئت مندی ریشه بگیرد .
ما می خواهیم همه چیز برای خودمان باشد . خودمان مطرح باشیم و حکم برانیم و به این واسطه به خودِ نابلدمان معنا ببخشیم. این معنا جان می ستاند و ظلم می انگیزد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سخن بی پرده ی آمار :
شاخص ها در کسوت داده های آماری ، ملاک ارزیابی کارنامه دولت هاست:
1-- بخش اول ، حوزه مسکن :
- اعتماد آنلاین اسفند ۱۴۰۱ اعلام کرد ؛ خانوارهای شهری ، ۶۸.۳۴ درصد صاحب منزل مسکونی ، ۲۳.۱۶ درصد مستاجر و ۸.۵ درصد هم در سایر گونه های سکونت , به سر می برند.
- طبق گزارش مرکز آمار ، در سال ۱۴۰۰ متوسط فروش یک مترمربع زیربنای مسکونی در شهر تهران ۳۴.۴ میلیون و در نقاط شهری کشور ۱۱.۸ میلیون تومان بوده است که نسبت به سال قبل به ترتیب ۴۰.۱ و ۵۳.۹ درصد افزایش نشان می دهد.
- در سال ۱۴۰۲ هزینه تامین هر متر مربع زمین در تهران به طور میانگین ، ۶۰ میلیون تومان برای سازنده ها ، برآورد می شود.
- هزینه ساخت هر متر مربع آپارتمان در نیمه شمالی تهران در سال ۱۴۰۲ ، بدون احتساب قیمت زمین به مترمربعی ۳۰ میلیون تومان و مناطق پایین شهر ، ۲۰ میلیون رسیده است.

- وزیر راه و شهرسازی در ۲۸ شهریور ۱۴۰۱ گفت :۸ میلیون از ۲۸ میلیون خانوار ، مستاجر هستند.
- بر اساس آمارهای مرکز آمار ایران و پایگاه خبری انصاف نیوز : رشد بهای زمین در تهران طی ۳۰ سال از سال ۱۳۷۲ تا ۱۴۰۰ ، ۱۱۱۰ برابر شده است ! تهران با ثبت این رکورد ، در جایگاه اول ایران قرار دارد . در همین مدت قیمت دلار در بازار آزاد ۱۶۰ برابر و سکه نیز ۶۹۰ برابر شده است ؛ ۵ مهر ۱۴۰۰ خبر آنلاین
- بر اساس آمارهای بانک مرکزی و مرکز آمار ، بهای مسکن در تهران و کلان شهرها ، از سال ۱۳۵۷ تا کنون ، بیش از ۴۰۰۰ برابر شده است. به طور میانگین قیمت مسکن در تهران هر ده سال ، ده برابر شده است.
- طبق آمار ۱۳۹۸ در تهران ، ۴۲ درصد مردم ، مستاجر هستند و سهم مسکن در سبد هزینه خانوار بیش از ۶۹ درصد بوده است.
- در ظرف مدت کوتاهی ، قیمت هر مترمربع در تهران به طور میانگین از ۶۵۰ هزار تومان به بیش از ۵۲ میلیون تومان رسیده است.یعنی متوسط قیمت مسکن در تهران ، ۸۰ برابر شده است.در حالی که ، درآمد قشر متوسط ده تا پانزده برابر شده است. این اختلاف فاحش ، گسل عمیق طبقاتی را به تصویر می کشاند.
- خبرگزاری فارس شهریور ۱۳۹۲ گزارش داد اقشار فرودست ، ۱۲۰ ساله ، قادر به خانه دار شدن هستند ، در واقع تهیدست ها، از رهگذر پس انداز هیچگاه خانه دار نخواهند شد.
- پارس نیوز روزهای اخیر اعلام کرد :تهران ، بدترین پایتخت جهان برای مستاجران ، شناخته شده است . خانه دار. شدن در تهران ، بیش از ۱۵۸ سال طول می کشد.

* خانه دار شدن حتی برای قشر متوسط جامعه هم ، به یک رویا و بلکه کابوس تبدیل شده است.
* وعده ساخت چهار میلیون مسکن ارزان ، فقط وجهه تبلیغاتی بر آن مترتب بود.
* گرانی تصاعدی و بی رویه مسکن ، یکی از عوامل فقرزایی و نارضایتی در مملکت است.
و اینست کارنامه ضعیف و نتیجه ناکارآمدی مدیران خودشیفته ی دولتها در حوزه مسکن .
حسین زهی نماینده مجلس گفت : مردم به دلیل هزینه های سنگین اجاره خانه به سمت « پشت بام خوابی » رفته و یا مجبور شده اند در « خانه های اشتراکی » زندگی کنند.
smiedu1@ gamil.com

چکيده گفت و گو :
اولويت اول اعضا محترم صندوق ذخيره فرهنگيان ورود دارايي های صندوق به بورس يا فرا بورس است که مقدمه تخصيص ارزش مالکانه مي باشد که ( اينجا ) به آن اشاره شد .
در یادداشت « مرور و ياد آوري برخي موارد قانوني با رئيس هيات امنا ي صندوق ذخيره فرهنگيان ؟ لطفأ توجه فرماييد ! » به چند مورد اشاره شد:
در اين گفت و گو با نگاهي گسترده ، مفاهيم حاکميت شرکتي ، حکمراني شايسته (حکمراني خوب ) ، اصول راهبري شرکتي ، آئين نامه نظام راهبري مصوب 11 / 8 / 1386 ، دستوالعمل حاکميت شرکتي 24 / 4 / 1397 ، فرهنگ يادگيري سازماني ، نوآوري باز و .. پيش نويس آئين نامه انتخاب 6 نفر هيات امناء (تهيه شده توسط مطالبه گران صندوق ذخيره فرهنگيان ) ارائه شده به دفتر وزارت آموزش و پرورش را بررسي مي کنيم تا شرايط اصلاح ساختار موسسه صندوق ذخيره فرهنگيان فراهم شود .
تلاش مي کنيم تا شرايط گذر از قيم مابي حاکم در حال حاضر را معرفي کنيم و شرايط حرکت به سوي مشارکت صاحبان اصلي سرمايه را ترسيم نماييم .
مقدمه
مهدي سورگي :
" ... فرض بر این است تمام فرهنگیان عضو انسان های عاقل و بالغی هستند که می توانند صرفه و صلاح خود را خود تشخیص دهند و نیاز به قیم ندارند. "
همان طور که قبلأ اشاره شد ؛ قانون اجازه تغيير قيم نالايق را مي دهد .
خلاصه قسمت هاي قبل :
با وجود نکات بسيار مثبت و مفيد اقدام محمد علي نجفي در تاسيس موسسه اي کاملأ خصوصي ، متاسفانه ساختاري که بعد از نجفي ادامه يافت مسئولين را قيم اعضا تلقي نموده است که برخي از روساي هيات امنا ، احساس قيم بودن بيشتر و برخي احساس قيم بودن کمتر داشته اند .
برخي از وزراي آموزش و پرورش در مخالفت با قيم مابي در صندوق ، خوش درخشيده اند :
طبق قانون در کليه موسسات غير تجاري از جمله صندوق ذخيره فرهنگيان بالاترين رکن ، مجمع عمومي است که متاسفانه رکن مجمع عمومي در بيش از ربع قرن گذشته در صندوق وجود نداشته و وزير يا سرپرست آموزش و پرورش قيم بزرگ اعضا بوده و مي باشند .
اخيرا در شبکه هاي اجتماعي مخصوص فرهنگيان به صراحت اشاره شده است که از بهمن 1400 که تيم کارشناسي منتصب خود ِ وزير آموزش و پرورش ورود 20 % دارايي ها را به فرا بورس تصويب نمودند ولي به دليل آنکه مقام محترم وزارات آموزش و پرورش براي ورود به بورس به يقين نرسيدند ، امکان ثبت اين دارايي ها در فرا بورس قبل از پايان سال 1400( زمان مقرر ) از دست رفت .
چرا رياست محترم هيات امنا به نظر مشاوران غير عضو که شايد مخالف منافع اعضا هستند توجه مي کند و با مشاوران عضو صندوق ديدار ندارد ؟
قيم بزرگ ، ضرر و زيان وارده به اعضا را چگونه مي توانند جبران کند ؟

براي مبارزه با فساد در اين موسسه ، بهترين راهکار حکمراني شايسته ( بهره مندي از کارشناسان عضو صندوق ) است .
اگر بخواهيم مکانيزم حاکم بر سرمايه يک ميليون ششصد هزار عضو صندوق يعني قيم مابي را ملغي نماييم شايسته و بايسته است که اعضا يعني صاحبان اصلي سرمايه نيز در تدوين اسناد بالا دستي نقش آفريني نمايند .
سریع ترین راه کاهش تنش پيش آمده بين مسئولين (قيم اعضا ) و اعضا به شرح ذيل است :
مثلا از اسفند 1400 ، اساسنامه موسسه کاملا خصوصي صندوق ذخيره فرهنگيان مجددآ با تغييراتي به کميسيون اجتماعي دولت ارجاع شده است گويا قيم مابي مسئولين از گذشته تا ابد ادامه خواهد يافت .
شايسته و بايسته است که دلايل دقيق چرايي ارجاع مجدد اساسنامه به کميسيون اجتماعي دولت ، به اطلاع ِ مجمع عمومي استاني برسد و شکاف بين مسئولين صندوق ( حقوق بگيران صندوق ) با اعضا ، صاحبان اصلي سرمايه ها به حداقل برسد .
موسسه صندوق ذخيره فرهنگيان يک موسسه کاملأ خصوصي است که تمامي سرمايه ان متعلق به اعضا مي باشد ( حتي هبه و کمک دولت هم در قالب کمک به بخش خصوصي به حساب اعضا واريز مي شود ) لذا اعضا نياز به قيم ندارند .
از ويژگي بارز پيش نويس آئين نامه انتخابات مطالبه گران ، مخالفت کامل با قيم مابي حاکم بر صندوق مي باشد . طبق قانون در کليه موسسات غير تجاري از جمله صندوق ذخيره فرهنگيان بالاترين رکن ، مجمع عمومي است که متاسفانه رکن مجمع عمومي در بيش از ربع قرن گذشته در صندوق وجود نداشته و وزير يا سرپرست آموزش و پرورش قيم بزرگ اعضا بوده و مي باشند .
در ساختار اين آئين نامه ، عملکرد شوراي عالي مجمع نمايندگان هم توسط اعضا نظارت مي شود .
قانون سوت زن ؛ حکمراني خوب و اصول حاکميت شرکتي در پيش نويس آئين نامه انتخاب 6 نفر هيات امنا توسط مطالبه گران به خوبي مورد توجه قرار گرفته است .
احمد توکلي مولد سازي دارايي هاي دولت را نوعی «کاپیتولاسیون» دانست که برای مدیران سیاسی دارای امضای طلایی مصونیتی ایجاد می کند که حتی برای رهبری و مسئولان رده بالای دیگر نظام نیز چنین مصونیتی پیش بینی نشده است.
اگر روساي هيات امنا به گفته خود در رسانه ها ( حکمراني شايسته و حاکميت شرکتي ) باور داشته باشند ؛ قطعا از مشارکت اعضا در اصلاح ِ ساختار قيم مابي ، استقبال مي کنند .
مطالبه گران به جای آنکه بنشینند و منتظر تحميل قوانین از سوی نهادهای بیرونی باشند، پیشتازانه دستورالعمل های اختصاصی فرهنگ سازمانی خود را طراحی نموده اند .
همه مخالفان فساد و همه مبارزان با سوء استفاده مالي قطعأ از اين ساختار معرفي شده در پيش نويس آئين نامه مطالبه گران بشدت و با جديت حمايت خواهند کرد .
پيشنهاد مي شود :
رياست محترم هيات امناي صندوق که طبق تبصره 1 ماده 10 اساسنامه قانوني 1400 ، تهيه و تدوين اولين آئين نامه انتخابات 6 نفر هيات امنا ي منتخب اعضا را عهده دار مي باشد يک کار گروه با حضور کارشناسان تدوين کننده پيش نويس مطالبه گران تشکيل دهند .
خروجي جلسات کارشناسان عضو و مسئولين در رسانه ها و شبکه هاي مجازي از جمله در تار نماي وزين « صدای معلم » قابل نقد مي باشد در غير اين صورت همچون رتبه بندي با نگارش و تصحيح سريالي آیين نامه و در نهايت نارضايتي ذينفعان که در اينجا صاحبان اصلي سرمايه هاي صندوق مي باشند مواجه مي شويم .
با توجه به ساختاري که در پيش نويس آئين نامه مطالبه گران براي انتخاب 6 نفر هيات امنا که يک ساختار گسترده در سطح کشور را تحت مديريت خود اعضا ( صاحبان اصلي سرمايه ) طراحي شده است ؛ يادگيري سازماني ( اعضاي صندوق ذخيره فرهنگيان خطا ها را کشف و براي اصلاح آن اقدام نمايند) قابل اجرا مي باشد .

يک ويژگي نو آوري باز چنين است :
« واقعا همه باهوشها نه میخواهند و نه میتوانند برای ما کار کنند، بنابراین ما باید آنها را پیدا کنیم و از دانش و نخبگی آنها بهره بگیریم. "
حاکمیت شرکتی حرکت به سوی حکمرانی خوب در کشور است، چرا که تمام اجزای کشور به سمت حاکمیت درست و اصولی حرکت کرده و با حاکم شدن شفافیت، نظامهای کنترلی و اختیارات، پاسخ گویی، استفاده از مدیران مستقل و جلوگیری از تعارض منافع شخصی با منافع سازمانی در این راستا فرهنگ سازی و اصلاح مدیریت صورت می گیرد.
اعضاي صندوق ذخيره فرهنگيان ، موارد ِ ذيل را همواره يادآوري مي نمايند :
اول ؛ شکست بزرگ هيات امنا و رياست محترم آن در سال ِ 1400 و عدم ثبت نماد هلدينگ پترو فرهنگ در فرا بورس .
دوم ؛ ورود هلدينگ ها به بورس و تخصيص حقوق مالکانه اعضا از مهمترين مطالبه آنان مي باشد .
ديگر مطالبات اعضا ، دفاع از ماهيت خصوصي صندوق ، تدوين آئين نامه دموکراتيک براي انتخاب 6 نفر در هيات امنا ، برگزاري انتخابات با اکثريت شش منتخب در هيات امنا و اجراي اساسنامه 1400 و پايان دادن به قيم مابي 28 ساله مي باشند .
سوم ؛ از هيات امنا و رياست محترم صندوق که بعد از شکست بزرگ 1400 ، ( عدم ثبت نماد هلدينگ پترو فرهنگ در فرابورس ) ورود شرکت ها و هلدينگ ها به بورس را مصوب نمودند ، قدرداني مي شود .
چهارم ؛ از مديران کنوني صندوق که تلاش مي نمايند تا حقوق مالکانه اعضا را احصا نمايند ، قدرداني مي شود .
پنجم ؛
پيشگامان مطالبه حقوق مالکانه اعضاي صندوق ، محمد ابراهيم پژوهش ، فاطمه مويدي و ياران صديق آنان مي باشند .
در تداوم اين مطالبه گري ، کنشگران مدني فعال در اين حوزه ( تشکل هاي مدني ، اصحاب رسانه و قلم به دستان ، مديران ابر گروه ها ، بازنشستگان کنشگر ، مديران شبکه هاي اجتماعي ، مطالبه گران و ... ) نقش آفرين بوده اند .
امروزه کار گروه مرکب برآمده از گروه اميد آفرينان صندوق ذخيره فرهنگيان ( هفت طيف رنگين کمان ) پيشتاز احقاق حقوق ِ اعضاي محترم صندوق مي باشند .
با توجه به موارد فوق ، از اعضاي محترم صندوق که تا کنون موفق به ثبت کدبورسي در سايت صندوق نشده اند ، تقاضا مي شود هرچه سريع تر اقدام نمايند و از همه اعضا تقاضا مي شود آموزش ِ مفاهيم اوليه بازار سرمايه را باجديت دنبال کنند .
***
ادامه گفت و گو ؛ قسمت چهاردهم :
پرسش کننده :
جمع بندي تجربيات جهاني و منطقه اي در کشور ما مي گويد در بنگاههای بزرگ اندازه مسوولیتها نیز به همان میزان بزرگتر بوده همچنین مسوولیت اجتماعی نیز باید جدی تر پی گیری شود.
با توجه به کثرت اعضا حدود يک ميليون ششصد هزار عضو قبلي و کنوني و گسترده بودن هلدينگ هاي صندوق و حجم زياد ارزش دارايي هاي اعضا ، آيا سازمان طراحي شده در پيش نويس آئين نامه انتخابات گروه مطالبه گران به مسئوليت اجتماعي اعضاء توجه کافي نموده است ؟
لطفأ توضيح دهيد .

پاسخ دهنده :
قابل ذکر است :
- انتخاب ِ اعضاي شايسته صندوق براي هيات امناء ، هيات مرکزي نظارت ، هيات مديره بخش ها توسط اعضاي محترم اين سازمان و ارائه کمک معنوي و راهنمايي فکري به کليه منتخبين .
- تلاش در جهت اصلاح، رشد و تعالی فعاليت هاي صندوق با تقويت تفکر کلان نگر با تکيه به نگاه کارشناسي
- کوشش در جهت برقراری حفظ و حمایت از حقوق مادی و معنوی اعضاي صندوق ذخيره فرهنگيان.
تدوين سند چشم انداز ، بيانيه مأموريت ، ... برنامه راهبردي براي اصلاح ساختار سازمان انتخابات به کمک کميسيون هاي داخلي و کارشناسان خبره داخل موسسه و خارج از موسسه .
این آئین نامه هر 4 سال یکبار و به صلاحدید هیات امنای مستقر مؤسسه و يا نصف به علاوه يک اعضاي شوراي عالي مجمع نمايندگان قابلیت بازبینی خواهد داشت.
تبصره 1 : مراجع پيشنهاد دهنده ي ضرورت تغييرات لازم در اين آئين نامه ،هر يک از اعضاي منتخب هيات امناء ، هيات مرکزي نظارت ، هيات مديره و يا ناظران ِ بخش هاي شش گانه ، هيات مديره و يا ناظران مراکز استان و شهر مي باشند که به تشخيص خود و يا بر اساس در يافت پيشنهادات يا شکايات دريافتي از اعضاي محترم صندوق و تحليل ِپيشنهادات يا شکايات ، پيشنهاد تغييرات در اين نامه را به هيات امنا مي دهند .
تبصره 2 : مرجع رسيدگي به پيشنهادات تغيير اين آئين نامه و تصميم گيري نهايي درباره تغييرات و اعمال تغييرات لازم هيات امنا مي باشد که تائيد هيات مرکزي نظارت را لازم دارد .
ملاحظه مي شود در آئين نامه مطالبه گران ، مسئوليت اجتماعي به صورت گسترده توزيع مي گردد و شکايت و پيشنهاد اعضا ، در باره تغيير ِ آئين نامه انتخابات در تصميم سازي نقش آفرين است .

پرسش کننده :
نقش فرا بورس و بورس در گسترش حاکميت شرکتي چيست ؟
پاسخ دهنده ( 21 ) :
شرکتهای بورس و فرابورس باید الزامات و چارچوب روزآمد ِ اجرای حاکمیت شرکتی را برای شرکتهای پذیرفته شده خود تدوین و مراقبت کنند و برای نهادینهسازی این اصل مهم گاهی نیاز به اجبار و الزام نیز احساس میشود.
نایب رییس اتاق بازرگانی ایران با بیان اینکه می باید برای استقرار حکمرانی خوب در کشور به موضوع حاکمیت شرکتی در بنگاهها توجه کنیم و سپس آن را به کل کشور تعمیم دهیم، گفت: بعد از آن، حاکمیت سازمانی و اجرای آن در سازمانهای غیردولتی، تشکلهای خرد و کلان، مجموعههای دولتی که قابلیت انطباق داشته باشند و بعد ترویج آن در سطح کلان میتواند جزو برنامههای بلندمدتی باشد که با الگوگیری از اصول حاکمیت شرکتی در کشور به اجرا درآید. حاکمیت شرکتی حرکت به سوی حکمرانی خوب در کشور است، چرا که تمام اجزای کشور به سمت حاکمیت درست و اصولی حرکت کرده و با حاکم شدن شفافیت، نظامهای کنترلی و اختیارات، پاسخ گویی، استفاده از مدیران مستقل و جلوگیری از تعارض منافع شخصی با منافع سازمانی در این راستا فرهنگ سازی و اصلاح مدیریت صورت می گیرد.
پرسش کننده :
آيا بهره گيري از جمعيت زياد در تدوين استراتژي مفيد است ؟
پاسخ دهنده ( 15 ) :
شرکتها از گنجاندن جمعیت زیادی از شرکتکنندگان مختلف برون سازمانی در اولین مراحل تدوین استراتژی، بیشترین سود را میبرند تا حدی به این دلیل که تفکر جدید را ارائه میدهد اما مهمتر از آن، ایدهای جدید را تصدیق میکند و در نتیجه به مدیران کمک میکند تا حول یک جهت خاص متحد شوند. خوشبختانه، شرکتکنندگان در طی پردازش ایده برای جریان یافتن ایدهها نیازی به اطلاعات خاص شرکت ندارند .
پرسش کننده :
چگونه می توان با استفاده از ظرفیت ها و مکانیزم های حاکمیت شرکتی در ایجاد چارچوب مناسب نظارتی، ارتقاء شفافیت، افزایش کارایی و انسجام هیات مدیره درجهت پیگیری اهداف شرکتی و تاکید بر حقوق سهامداران (به طور خاص و کلیه سرمایه گذاران به طور عام) گام برداشت ؟
پاسخ دهنده ( 20 ) :
در مقاله حاکميت شرکتي ، حمايت از سهامداران منتشر شده در 1387 آمده است :
دو نويسنده این مقاله ، پس از مروری کوتاه بر مفاهیم حاکمیت شرکتی و حقوق سهامداران به لزوم تقویت منافع افراد، شرکت ها و جامعه، تقویت استفاده موثر ذینفعان گوناگون از این منافع می پردازند و با توجه به اهمیت روزافزونی که سرمایه گذاری پایدار در رشد اقتصاد و پیشرفت صنایع دارد، به طور خاص بر ضرورت تقویت منافع و حفظ حقوق سهامداران خرد تاکید می کنند .
تحقیقات نشان می دهند استقرار مناسب مکانیزم های حاکمیت شرکتی موجب جذب و تخصیص بهینه منابع،افزایش کارآیی عملیاتی، استیفای حقوق ذینفعان مختلف و رشد سرمایه گذاری پایدار از طریق جلب اعتماد سرمایه گذاران می شود. برای نیل به این مقصود، مسئولان و سیاستگذاران باید با ایجاد بستر مناسب قانونی و نظارتی، محیطی امن برای فعالیت اقتصادی و سرمایه گذاری سرمایه گذاران فراهم آورند.
در پایان پیشنهاد می شود با تدوین چارچوب ها و رهنمودهای حاکمیت شرکتی، زمینه مناسب برای بهره گیری از ظرفیت های آن در ارتقاء عملکرد شرکت و حمایت ازحقوق سهامداران فراهم شود.
* بخش سوم
* بخش پنجم
* بخش ششم
* بخش هفتم
* بخش هشتم
* بخش نهم
* بخش دهم
منابع :
1- آرشیو سوالات حقوقی از وکلای دادگران ( 1 ) تاریخ انتشار: دوشنبه 01 آذر 14002. تارنماي ثبت فکر برتر
3- تعريف خرد جمعي از ويکي پديا
4- تعريف خرد جمعي از ويکي پديا
6- دنياي اقتصاد لزوم تصميم گيري بر اساس خرد جمعي
8- شرکت سرمايه گذاري گروه توسعه ملي ( سهامي عام ) حاکميت شرکتي و کميته هاي تخصصي
9- آئين نامه نظام راهبردي شرکتي مصوب 11/8/1386 سازمان بورس و اوراق بهادار تهران
10- دستورالعمل حاكميت شركتي شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ايران
12 .تار نماي پژوهش هاي حسابداري مالي . مدیریت سود، چگونه کیفیت سود شرکتها را تحت تاثیر قرار می دهد؟
13- استراتژي باز ( Open Strategy ) چيست ؟
15 . دنياي اقتصاد : راهنمايي کاربران براي استفاده از استراتژي باز ، استراتژي سازي موفق با خرد جمعي
16 . تحقق خرد جمعی در کنترل شرکتهای زیرمجموعه و بانک
19- «نوآوری باز» چیست و چرا به یک ضرورت تبدیل شده است؟
20- مقاله حاکميت شرکتي ، حمايت از سهامداران
21- حکمرانی خوب با استقرار حاکمیت شرکتی
22- تکرار مطالبات فرهنگیان در دیدار اختصاصی عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران با وزیر آموزش و پرورش
23 - ويکي پديا : حکمراني خوب يا حکمراني مطلوب
28 .فصلنامه سياستهاي راهبردي و کلان مقاله
تأثیر شفافیت سود بر هزینه سرمایه و بازده اضافی (مطالعه موردی: شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران)
29 . سايت فرا بورس ايران + پرسشهای متداول پذیرش در بازار اول، دومپرسشهای متداول پذیرش در بازار اول، دوم
33 . سخن معلم : در حال محاسبه «ارزش مالکانه» هستیم.
39 . تارنماي الف - واکنش خاندوزی به انتقادها از مصوبه مولدسازی
46 .خبر آنلاين : آقایان سران قوا! این مصوبه تان با 10 اصل قانون اساس مغایر است
48 . سازمان معلمان ايران رر بيانيه اي خواستار لغو مصوبه غير قانوني مولد سازي اموال دولت شد
52 . اقتصاد نيوز- جزئیات مهم از جلسه غیرعلنی مجلس درباره مصوبه مولد سازی- کدخبر: ۵۳۵۶۴ تاريخ : 1401/11/۱۷
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در کتاب درسی زبان انگلیسی پایه دهم درس چهارم آن به موضوع « توریسم و توریست " اختصاص دارد . در این درس و در بخش Reading آن چنین می خوانیم :
« در آسیا ، ایران یک مقصد عالی برای توریست هاست .
این کشور زیبا یک بهشت واقعی برای مردم جهان است . هر سال ، افراد زیادی از همه ی قسمت های دنیا از جاذبه های ایران بازدید می کنند . ...
مردم ایران نسبت به گردشگران و توریست ها مهربان و مهمان نواز هستند . »

این که مطالب کتاب های درسی تا چه حد با واقعیات امروز ایران مطابقت دارد خود موضوع بحث و گفت و گو است هر چند دانش آموزان با مطالعه ی این موارد بیش از پیش نسبت به اعتبار و کارکرد نظام آموزشی بی اعتماد تر می شود .
در هفته ی معلم فرصتی شد تا در کنار خانواده گشت و گذاری در شهرهای مختلف ایران در استان هایی مانند گیلان ، اردبیل و آذربایجان شرقی داشته باشیم .
در وهله ی نخست ؛ دو چیز که در بیش تر از همه روح و روان آدمی را آزار داده و مکدر می کند و البته وضعیت آن در سال های اخیر وخیم تر و شدیدتر شده یکی کثرت و پراکندگی زباله های رها شده در نقاط مختلف است و دیگری نحوه ی رانندگی ایرانیان که البته شهرت جهانی هم دارد .
افراد بدون عذاب وجدان و به راحتی زباله های خود را در طبیعت رها می کنند بدون آن که به عوارض و پیامدهای آن توجهی داشته باشند .
در حوزه ی رانندگی هم به شدت تمایل دارند تا حقارت ها ، عقده ها و کمبودهای خود را تخلیه کنند فقط برای این که نشان دهند برتر و بالاتر از بقیه هستند .
معمولا هم در این موارد کسی با کسی کاری ندارد و « قانون » هم خیلی مزاحم آن ها نمی شود مگر آن که مورد خاصی پیش آید .
راننده ای را در « ساحل گیسوم » و جنگل های زیبای آن می بینی که بلندگو ( Speaker ) پهن پیکری را در صندوق عقب خویش تعبیه کرده و با بالا بردن صدای آن سعی می کند که توجه دیگران را به خود جلب کند .
مسئولان دولتی هم در این میان و از هر فرصتی برای درآمدزایی دریغ نکرده و با دادن مجوز جنگل گیسوم را که زمانی مظهر آرامش و سکوت بود عملا آن را به بازارچه ای بزرگ مبدل کرده و آدم ها هم درک و فهمی از طبیعت و آرامش آن ندارند از سر و کول هم بالا می روند .
به سختی در مسیر سرویس بهداشتی مرتب و تمیز پیدا می کنید .
بر اساس درآمد زایی برخی هم این سرویس ها را اجاره کرده و فرضا با قرار دادن چند مایع دست شویی از مسافران پول طلب می کنند .
در مسیر شهری که ظاهرا آن را « شهر توریستی سرعین » نامیده اند تا مقصد پیست اسکی آلوارس تنها یک سرویس بهداشتی دیده می شود که آن هم عملا به دلیل عدم رسیدگی و نگهداشت ، غیر قابل استفاده گردیده است . نه خانواده ظرفیتی برای آموزش مهارت های زندگی به فرزندان دارد و مدارس هم غالبا از ماموریت اصلی و کارکردهای واقعی خویش منحرف شده اند .
هر چه فکر کردم متوجه اطلاق پسوند « توریستی » به شهرهایی این چنین نشدم .
واقعا در کدام یک از کشورهایی که « توریسم » یکی از منابع مهم درآمد برای شکوفایی اقتصاد آنان است چنین شرایطی مانند کشور ما در آن دیده می شود ؟
شاید بهتر باشد مقامات پیش از شعار دادن و حرف های گنده زدن حداقل در مورد توریسم قبلا تکلیف « توالت » را در ایران مشخص کنند .
آن چه در شهری مانند « سرعین » بیش از پیش خودنمایی می کند کثرت بیش از حد و متعارف بنگاه های املاک در جای جای این شهر است . هر چند این وضعیت در بسیاری از شهرهای ایران عمومیت یافته اما مهم این است که زمانی عسل فروشی ها که تعداد آن ها بیش از همه واحدهای تجاری بود بسیاری به بنگاه های املاک تغییر کاربری داده اند .
معمولا در کنار هر مسافرپذیر و یا به قولی « هتل آپارتمان » یک بنگاه املاک درست شده است .
در شهری مانند سرعین برج های عظیمی را می بینی که مانند قارچ در حال تکثیر است .
برخی از اهالی می گویند که به دنبال افزایش شدید قیمت مسکن بسیاری از ساکنان کلان شهرهایی مانند اردبیل و تبریز در این شهر واحدی را خریداری کرده اند که به قول خودشان هم فال و هم تماشاست .
آخر هفته ها هم سری به این شهر می زنند و تنی به آب و مهم تر این که با پولشان سرمایه گذاری کرده و ارزش سرمایه خود را حفظ کرده اند .
از آبگرم به هتل خود مراجعت کرده و در حال استراحت هستی که یک دفعه صدای مهیبی چرتت را به آتش می کشد .
می بینی که در اثنای بعد از ظهر و در راستای همان فربه کردن مساله برج سازی و توسعه شهری ، ماشینی در حال تخلیه بار خود است و بقیه هم به شدت در حال تکمیل پروژه های در حال ساخت خود ...
حال مسافری که صدها کیلومتر به امید دوری و رهایی از شلوغی شهر خود به چنین جاهایی پناه می آورد چگونه باید با این شرایط تحمیلی کنار بیاید ؟
موجب تاسف است که مسئول پذیرش یک هتل و یا مهمان پذیر هنوز نمی داند و نمی فهمد که نباید در لابی دخانیات استعمال کند و یا قلیان بکشد .
وقتی هم که اعتراض می کنی ؛ می گویند شما نخستین فرد هستید که به این مساله حساس هستید و یا آن را مطرح کرده است ...
این مساله نشان از چند چیز دارد :
فقدان نظارت موثر و بازدارنده . مقامات و مسئولان پشت تریبون ها سعی می کنند همه چیز را مطلوب و خوب نشان دهند .
فقدان آموزش . هتل داری و برخورد با گردشگر هم یک حرفه است که باید دائما به روز رسانی شود .
و مهم تر از همه فرهنگ سکوت و بی تفاوتی اکثریت غالب مردم است که تصور می کنند نباید برای هر چیز کوچکی فکر خود را مشغول کرد .
مثل این مردم مثل آن فردی است که ترجیح می دهد کیلومترها و ساعت ها ریگ و یا سنگریزه داخل کفش خود را جا به جا کرده و تحمل کند اما حاضر نیست که برای لحظه ای بایستد و آن جسم مزاحم را درون کفش خود خارج کند .
خیلی ها هنوز مهارت حل مساله را با وجود داشتن تحصیلات بالا نمی دانند اما توهم همه چیزدانی دارند .
نه خانواده ظرفیتی برای آموزش مهارت های زندگی به فرزندان دارد و مدارس هم غالبا از ماموریت اصلی و کارکردهای واقعی خویش منحرف شده اند .
جامعه هم فقط این انحرافات را تشدید می کند .
حاکمیت هم به جای برنامه ریزی و ریل گذاری واقعی تمرکز خود را بر امور فرعی دیگر گذاشته و با وجود وقوف بر این مسائل ، حرکت خاص و یا امیدبخشی از خود نشان نمی دهد .
به برکت دولت مردمی رئیسی ، هزینه های مختلف هم سرسام آور شده اند .
رئیس اتحادیه رستورانداران عنوان میکند که بین ۳۰ تا ۳۵ درصد از رستورانداران جواز کسب خود را باطل کردهاند و تغییر شغل دادهاند .
علیاصغر میرابراهیمی این اتفاق را در پی افزایش شدید قیمت مواد غذایی و کاهش قدرت خرید مردم دانسته است . و مهم تر از همه فرهنگ سکوت و بی تفاوتی اکثریت غالب مردم است که تصور می کنند نباید برای هر چیز کوچکی فکر خود را مشغول کرد .
با وجود کاهش شدید ارزش پول ملی ایران که به صورت عادی برتری ارز سایر کشورها را در پی دارد و بر حسب قاعده ایران ارزان ترین کشور برای مقصد توریستی خارجی ها به حساب می آید ؛ اما در مسیرها و شهرهای مختلف کم تر نشانی از توریست های خارجی می بینی .
حتی گفته می شود با وجود افزایش شدید قیمت دلار و سفرهای خارجی بسیاری از ایرانی ها ترجیح می دهند تا به جای گشت و گذار در کشور خود و زییابی های متنوع و خیره کننده ی آن ، سایر کشورها را برای مقصد سفر خود انتخاب کنند .
از سرعین فرار می کنیم ( برای همیشه عطایش را به لقایش می بخشیم ) و به مشکین شهر می رویم .
این جا به نظر می رسد وضعیت کمی بهتر باشد اما جاده های منتهی به آبگرم ها به شدت خراب و فرسوده هستند .
این وضعیت کم و بیش در جاده ی اسالم به خلخال که گفته می شود از زیباترین جاده های ایران است مشاهده می شود .
در یکی از هتل های نزدیک به آبگرم قینرجه دو اتوبوس را می بینی که دانش آموزان دختر را پیاده می کنند .
بچه ها خیلی خوشحال هستند و شادی می کنند .
دیدن شادی آنان ناخودآگاه هر کسی را هم به وجد می آورد .
پس از پایان مراسم شادی دانش آموزان وقتی برای صرف غذا به رستوران هتل مراجعت می کنی انبوهی از زباله ها را می بینی که توسط این دانش آموزان شاد در کف رستوران رها شده اند .
وقتی پرس و جو می کنی ... تازه متوجه می شوی که این دانش آموزان یکی از « مدارس خاص » هستند .
آن چه می توان گفت و قضاوت کرد وضعیت « رهاشدگی » در موضوعات و جنبه های مختلف است که شدیدا به سمت « فروپاشی » سوق پیدا کرده است .
قرار است این وضعیت تا کی و تا کجا ادامه داشته باشد ؟
آیا اساسا چنین موضوعاتی برای مقامات و حاکمان ایران مهم است ؟
فعلا به نظر می رسد هر کسی سعی دارد گلیم خود را از آب بیرون بکشد .






























( پارک میشو شبستر )


( ساحل گیسوم )
گروه گزارش/

پرتال وزارت آموزش و پرورش نوشت : ( این جا )
« با دستور سرپرست وزارت آموزش و پرورش و به مناسبت روز ارتباطات و روابط عمومی؛ هر نوع شکایت و یا پیگرد قانونی نسبت به رسانهها از سوی آموزش و پرورش اعلام رضایت و گذشت می شود. تجارب ما نشان داده اگر روابط عمومی یک دستگاه به صورت حرفه ای و جامع به وظایف و کارکردهای خود عمل کرده و نگاه و موضع « مسئولانه » نسبت به مشکلات و نیز جایگاه رسانه ها داشته باشد در بسیاری از موارد دیگر نیازی به اموری مانند شکایت از رسانه ها نخواهد بود .
به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، متن این بخشنامه که از سوی دفتر وزارتی صادر شده است، به شرح زیر است:
یکی از ارزشمندترین سیاست های مبنایی دولت مردمی، تعامل سازنده و موثر با رسانه ها و تلاش برای بهره گیری از ظرفیت تبیینی و نظارتی اصحاب محترم رسانه است، چنان که بارها مورد تاکید ریاست محترم جمهور و سایر مسئولان رسانهای دولت قرار گرفته است.

از این جهت، بر اساس دستور سرپرست محترم وزارت آموزش و پرورش، شایسته است به مناسبت روز ارتباطات و روابط عمومی چنانچه در آن حوزه شکایت و یا پیگرد قانونی نسبت به رسانهها و خبرگزاریهای داخلی وجود دارد، اعم از آن که در مرحله رسیدگی قرار داشته باشد یا منجر به صدور رای شده با استفاده از ظرفیتهای قانونی مستند یا به نحو مقتضی اعلام رضایت و گذشت شود . » اما اگر سرپرست وزارت آموزش و پرورش واقعا به دنبال گرامی داشت و تقویت جایگاه روابط عمومی است لازم است که در مفهوم و کارکردهای « روابط عمومی » در آموزش تجدید نظر کلی شده و حد اقل همان گونه که در گزارش « صدای معلم » به آن اشاره گردید در نخستین گام یک خانه تکانی جدی و اساسی در طبقه ی چهارم این وزارتخانه صورت گیرد .
به نظر می رسد سرپرست وزارت آموزش و پرورش اشرافی بر قوانین و حتی بخشنامه ها و دستور العمل وزارتی تحت امر خویش ندارد .
پیشنهاد « ممنوعیت شکایت از رسانه ها » برای نخستین بار در سال 1398 توسط « صدای معلم » مطرح شده و مورد توجه و تایید « جواد حسینی » سرپرست وقت وزارت آموزش و پرورش قرار گرفت و در این موضوع بخشنامه وزارتی به همه ادارات آموزش و پرورش صادر گردید . ( این جا)
البته با پی گیری این رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه ی عمومی آموزش ایران ، موارد زیر نیز تصویب و ابلاغ شده اند مانند :
« بخشنامه " الزام دعوت از خبرنگاران و رسانه ها به جلسات شوراهای آموزش و پرورش استان ، شهرستان و مناطق " صادر شد . ( این جا )
« بخشنامه " الزام دعوت از رسانه ها و خبرنگاران در تمامی جلسات مجمع خیرین " در سراسر کشور صادر گردید . » ( این جا )
آیا تاکنون گزارش و یا آماری توسط وزارت آموزش و پرورش مبنی بر میزان توجه و اجرای این قوانین و دستور العمل تهیه و تدوین شده است ؟

پیش از این هم در موضوع « رتبه بندی معلمان » ؛ « صدای معلم » در گزارشی با عنوان « سرپرست وزارت آموزش و پرورش به جای گفتن خبرهای خوش در مورد "رتبه بندی معلمان " ، مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش را مطالعه کرده و آن ها را جدی بگیرد » به مواردی اشاره کرده بود .
این رسانه مستقل و منتقد نوشت :
« همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ چرا وزارت آموزش و پرورش به قوانین و آیین نامه های خودش پای بند نیست و وقتی که قانونی اجرا و پایش نشده دنبال تدوین قانونی دیگر می رود ؟
سرپرست وزارت آموزش و پرورش در شورای عالی آموزش و پرورش که مطابق « قانون » اداره جلسات را بر عهده دارد و در برابر مصوبات آن تعهد و مسئولیت دارد ؛ آیا تاکنون به این پرسش اساسی فکر کرده که تکلیف « آیین نامه گروه های آموزشی و تربیتی » که مصوب همین شورای عالی آموزش و پرورش بوده به کجا رسیده و چرا شورای عالی آموزش و پرورش بر مصوبات خود نظارتی ندارد و گزارش نمی دهد ؟

مگر یکی از وظایف اصلی گروه های آموزشی نظارت بر عملکرد حرفهای و تخصصی معلمان نیست ؟ پس این همه کمیته بازی و خلق هیات های مختلف و جدید برای یک کار ساده اما تخصصی چه معنایی دارد ؟ پیشنهاد « ممنوعیت شکایت از رسانه ها » برای نخستین بار در سال 1398 توسط « صدای معلم » مطرح شده و مورد توجه و تایید « جواد حسینی » سرپرست وقت وزارت آموزش و پرورش قرار گرفت و در این موضوع بخشنامه وزارتی به همه ادارات آموزش و پرورش صادر گردید .
سرنوشت « سازمان نظام معلمی » که در همین شورای عالی آموزش و پرورش مصوب شد به کجا رسیده و چرا مسکوت گذاشته شده است ؟ ( این جا )
افرادی که به عنوان « عضو » بر صندلی های شورای عالی آموزش و پرورش تکیه زده اند چرا در مورد عدم اجرای مصوبات خود حساسیتی ندارند ؟
برون داد این جلسات واقعا برای مدرسه چیست ؟ »
مشکل و یا به عبارتی بحران در کمبود و قوانین و یا دستور العمل ها و... نیست .
مشکل آن جاست که مجری قانون خودش به اجرای بی کم و کاست آن قانون توجهی ندارد و مقامات با تکیه بر « حافظه ی ضعیف تاریخی جامعه توسعه نایافته ی ایران » و « فقدان پرسش گری و مطالبه گری موثر و مستمر » در لایه های مختلف آن همواره بر طبل پوپولیسم می نوازند و سعی در خرید مقبولیت دارند .

هر چند این اقدام سرپرست وزارت آموزش و پرورش گامی به جلو به شمار می رود هم چنان که « صدای معلم » در موضوع برکناری رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش با عنوان : «امیدواریم فردی در جایگاه مسئول روابط عمومی قرار گیرد که به جای قدرت نمایی و تکیه بر منابع قدرت ؛ شفاف سازی عملکرد مدیران وزارت آموزش و پرورش را در دستور کار قرار داده و به" تفکر انتقادی " در حوزه مهم آموزش باورمند باشد»
نخستین اقدام قابل تامل سرپرست وزارت آموزش و پرورش در تغییر ترکیب ستاد : امیدواریم که " صدای معلمان " شنیده شود به آن پرداخت ( این جا )

اما اگر سرپرست وزارت آموزش و پرورش واقعا به دنبال گرامی داشت و تقویت جایگاه روابط عمومی است لازم است که در مفهوم و کارکردهای « روابط عمومی » در آموزش تجدید نظر کلی کرده و حداقل همان گونه که در گزارش « صدای معلم » به آن اشاره گردید در نخستین گام یک خانه تکانی جدی و اساسی در طبقه ی چهارم این وزارتخانه صورت گیرد .
تجارب ما نشان داده اگر روابط عمومی یک دستگاه به صورت حرفه ای و جامع به وظایف و کارکردهای خود عمل کرده و نگاه و موضع « مسئولانه » نسبت به مشکلات و نیز جایگاه رسانه ها داشته باشد در بسیاری از موارد دیگر نیازی به اموری مانند شکایت از رسانه ها نخواهد بود .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

27اردیبهشت روز « ارتباطات و روابط عمومی» در تقویم ثبت شده است.
عنوانی که این روزها شرکتها و نهادها به اهمیت آن واقف هستند و در تلاش و کوشش هستند به شکلی این هنر و مهارت مهم را به خدمت بگیرند.
یکی از بخشهای مهم در آموزش و پرورش نیز «روابط عمومی» است که از منظرهای متنوعی قابل نگاه کردن است.
به طور کلی برقراری ارتباط یک دستگاه یا نهاد با مخاطبین خود و رساندن پیامی واضح از رسالت خود به آنان و همچنین دریافت دیدگاه و خواستههای جامعه تحت پوشش بخشی از تعریف روابط عمومی است. هرچند باید به تعریفی گستردهتر و فراگیرتر از یک کارشناس یا رئیس اداره در «روابط عمومیِ» دستگاه بزرگی چون آموزش و پرورش فکر کنیم.

تمایل به تعریف مستقیم و گریز از پاسخگویی به انتقادها یکی از مهمترین ضعفهایی است که ناقوس بلند کاهش اعتماد عمومی را مدتهاست نواخته است. بهعنوان نمونه اولیا و دانش آموزان یک مدرسه جامعه هدفی هستند که مدیر و کارکنان آن مدرسه باید توجه کافی و لازم به خواستههای آنها نشان دهند و عملکرد خودشان نیز به شکلی واضح و صادق منعکس کنند.
با وجود شبکههای گسترده مجازی حرکت و موفقیت در این رابطه چندان دشوار به نظر نمیرسد اما کمتر مدرسهای را میشناسیم که این ارتباط دو سویه را جدی بگیرد و برای همین هم «نارضایتی» و گلهمندی همواره بر احساس اعتماد و باور پذیری برتری دارد.
آموزش و پرورش شامل میلیونها دانشآموز، معلم و کارکنان اداری است که با خانوادههای آنان جز مخاطبان فعال و کلیدی این دستگاه میتوان معرفی کرد.
اطلاعرسانی و شفافسازی به این اجتماع بزرگ اگر بهدرستی صورت نگیرد شاهد سردرگمی و آسیب به شهرت و اعتبار مجموعه خواهیم بود چنانکه در آموزش و پرورش این اتفاق افتاده است و مرجعیت اطلاعرسانی دیگر در دست «روابط عمومی» نیست.

با تجربهی کوتاهی که در یکی ادارات آموزش و پرورش هرمزگان بهعنوان کارشناس روابط عمومی دارم و به عنوان یک معلم و بخشی از بدنهی آموزش و پرورش معتقدم فعالیت و هدفگذاری روابط عمومی در آموزش و پرورش از اساس اشتباه است و روسا «کارشناسان روابط عمومی» را برای اغراضی به خدمت میگیرند که کیلومترها با جایگاه واقعی آن فاصله دارد.
گواه این مدعا سایتهای خبری هستند که زیر نظر مستقیم همین روسا اقدام به انتشار مطالب میکنند مطالبی که نه «خبر» است و نه شبیه گزارشی واقعی از آنچه در مدارس رخ میدهد.
تمایل به تعریف مستقیم و گریز از پاسخگویی به انتقادها یکی از مهمترین ضعفهایی است که ناقوس بلند کاهش اعتماد عمومی را مدتهاست نواخته است.
هر چند پس از برکناری «مصطفی بابایی» رئیس سابق مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش گزینهی جدیدی برای این پست اعلام نشده است اما خبرهایی که از «رضا مراد صحرایی» در حال انتشار است همچنان نشان میدهد که «علاقهمندی به تعریف از خود» همچون سابق اساس کار سایت آموزش و پرورش است.

به این حرفهای سرپرست که 27 اردیبهشت و به مناسب روز روابط عمومی در سایت وزارت خانه منتشر شده است توجه کنید:
«به گزارش مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش ؛ رضا مراد صحرایی صبح امروز با حضور در مركز اطلاعرسانی و روابط عمومي ضمن تبريك اين روز، با تأكيد بر اينكه وظيفه روابط عمومي فرهنگسازی، جريان سازي و توسعه ارتباطات انساني است، اظهار داشت: روابط عموميها يكي از اركان تأثيرگذار در امر اطلاعرسانی ميباشند كه لازم است در جهت ايفاي رسالت خطير اطلاعات رسانی گام بردارند.»

یا این خبر که جناب سرپرست ؛ ارتباط مردمی را در مکان نمازخانه ساختمان وزارت خانه برگزار نموده است:
«به گزارش مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، رضامراد صحرایی با برخی از مراجعه کنندگان به وزارت آموزش و پرورش که از قبل تعیین وقت انجام داده بودند، در محل نمازخانه ساختمان مرکزی وزارت آموزش و پرورش اقدام به دیدار مردمی کرد.»
یا در مراسمی دیگر که آقای صحرایی به مناسب روز فردوسی سخنرانی کرده است گفته: خبرهایی که از «رضا مراد صحرایی» در حال انتشار است همچنان نشان میدهد که «علاقهمندی به تعریف از خود» همچون سابق اساس کار سایت آموزش و پرورش است.
«وي با اشاره با ياد و خاطره سردار سليماني اظهار كرد: در اين زمانه به شاعر بزرگي مانند فردوسي نیاز داریم تا رشادتهای سرداراني مانند سردار سليماني، همداني، هادي و ... را بسرايند.»
از کرامات شیخ ما این است عسل را خورد و گفت شیرین است!
شکل بیان خبرها و تنظیم آن به گونه است که بهجای تقویت جایگاه مسئول نزد خوانندگان بیشتر تضعیف و تهی بودن از محتوا و فایده نشان میدهد.
اگر این جایگاه مهم به سمت پذیرفتن واقعیتها و بازنمودن چشم مسئولان بر روی نقدها و نظرها فراوان حوزه آموزش و پرورش حرکت نکند نهتنها وجود روابط عمومی سودی ندارد بلکه نبود آن شاید کمک بهتری برای دستگاه و مخاطبین آن باشد.


این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
دانه می چید کبوتر،
به سرافشانی بید
لانه می ساخت پرستو،
به تماشا خورشید
صبح، از برجِ سپیداران ، می آمد باز
روز ، با شادی گنجشکان ، می شد آغاز.
نغمه سازانِ سراپردء دستان و نوا
روی این سبزء گسترده سراپرده رها.
دشت، همچون پر پروانه پرُ از نقش و نگار
پَرزنان هر سو پروانهء رنگین بهار.
هست و من یافته ام در همه ذرات ، بسی
روح شیدای کسی ، نور و نسیم نفسی!
می دمد در همه، این روح نوازشگرِ پاک
می وزد بر همه، این نور و نسیم از دل خاک!
چشم اگر هست به پیدا و به ناپیدا باز
نیک بیند که چه غوغاست در این چشم انداز:
مهر، چون مادر، می تابد، سرشاز از مهر
نور می بارد از آینه پاک سپهر
می تپد گرم، هم آوازِ زمانِ ، قلب زمین
موج موسیقی رویش! چه خوش افکنده طنین ،
ابر، می آید سر تا پا ایثار و نثار
سینه ریزش را می بخشد بر شالیزار
رود، می گرید تا سبزه بخندد شاداب
آب، می خواهد جاری کند از چوب، گلاب!
خاک، می کوشد، تا دانه نماید پرواز!
باد، می رقصد تا غنچه بخواند آواز !
مرغ، می خواند تا سنگ نباشد دلتنگ
مهر می خواهد تا لعل بسازد از سنگ !
تاک، صد بوسه ز خورشید رباید از دور
تا که صد خوشه چو خورشید برآرد انگور !
سرو ، نیلوفرِ نشکفته نوخاسته را
می دهد یاری کز شاخه بیاید بالا !
سرخوشانند ، ستایشگر خورشید و زمین
همه مهر است و محبت نه جدال است و نه کین .
اشک می جوشد در چشمه چشمم ناگاه
بغض می پیچد در سینه سوزانم، آه !
پس چرا ما نتوانیم که این سان باشیم؟
به خود آییم و بخواهیم که :
انسان باشیم !
ای دل نگران که چشمهایت بر در
شرمنده که فرزند به یادت کمتر
جز رنج چه بود سهمت از این همه عشق
مظلوم ترین عاشق دنیا مادر
( فریدون مشیری )

1- نگامی که برای نخستین بار چشمان خود را بر این جهان می گشودم، چشمان پرمحبتت مرا مجذوب خود کرد؛ وقتی با لبخند مهربانت در گوشهایم لطف و انسانیت را نجوا نمودی، وقتی چون جان شیرینم در آغوش فشردی، وقتی آهنگ مانوس ضربان قلبت را دوباره احساس کردم، وقتی در مقابل جیغ و داد و فریاد من، مهر ورزیدی، چه لبریز شدم از آن همه عشق که آیه هایش را در وجود سرشار تو به روشنی می خواندم، و چه آسوده خاطر و سیراب می شدم وقتی دستانت چون رود بر من جاری می شد.
2- من قد می کشیدم و تو ذوق می کردی و سر مست شادی و شکر پروردگار که مرا امانت او می دانستی و همه ی تلاشت ان بود که امانت دار باشی نه وابسته یا حتی خیلی دلبسته و با آوای قرآن شیرم دهی و با جسم و جان پاک نگاهم کنی و در آغوشم بگیری و چه غرق شعف و آرامش می شدم از شنیدن ترنم لالایی های شبانه ات که هم آوای باران بودی و همرنگ شمعدانی های سپید لب حوض و هم بوی یاس رازقی سر در خانه مان و هم نفس عطر بهار نارنج ها، ستاره باران می کردی دنیای کودکی ام را. گونه هایت از شرم و حیا گلگون و آبشار گیسوانت گنجینه ی من و قامت سرو گونه ات نجیب و راست و پرغرور و لبخند مهربانت گرمی بخش وجودم بود ؛ آن زمان که در نهایت عجز و ضعف در آغوش مهربانت لخند خدا را برایم تابناکانه به نمایش می نهادی. اما ناگهان در آن روزهایی که از تو می آموختم سوره ی کوثر و شان نزولش را، از تو می آموختم آن چهار گوهر تابناک را که با « قل » با سخن نه سکوت آغاز می شوند و از تو می آموختم سوره ی حمد و سپاسگزاری از پروردگار و پرورش یافتگان را با آن همه اخلاص که در نگاهت، و در تمام هستی ات موج می زد، پدر رفت به مشیت الهی و من ماندم و بهانه های دلتنگی اش از تو و شانه های نازکت که دیگر باید به تنهایی بار این امانت را به دوش می کشید. با آن همه ناز و نیتز که در وجود نازنین تو بود، نازک نیازهای بی پایان من شدی و من گرچه خرد و بهانه گیر و تو گرچه بی رفیق راه و تکیه گاه، همچنان مصمم و پرتلاش ایستادی و نه تنها جسم بلکه روحم را تغذیه نمودی. چه جوان بودی و چه سرسخت و به قول سهراب سپهری مومن که: تا شقایق هست، زندگی باید کرد.
۳. مادرم مقامت آن قدر جلیل است که پیامبر خطاب به کسی که از ایشان پرسید به چه کسی نیکی کنم، گفت: به مادرت، به مادرت، به مادرت . پس تلاش می کنم که تو از من راضی باشی و آن قدر بزرگی که بارها گفته ای رضایتت جز در گرو تلاشم برای رضایت پروردگار که همان خدمت به هم نوعان در حد بضاعت است نمی باشد.
من وامدار همیشگی آموزه ها و محبت هایت، در وصف تو چه بگویم که صبر و تلاش و محبت و ایثار و عشق را همه در وجود تو متبلور دیده ام، پس همه ی آنچه می توانم از صمیم قلب و با تمام وجود فریاد بزنم تنها اینست که :
« دوستت دارم » .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
« انسان توسعه یافته » اعتماد به نفس کافی دارد. به توانایی های انسانی اش باور دارد ، خودش را مسلط بر مسائل زندگیاش می داند و می فهمد که انسان موجودی خلاق و مبتکر و توانمند است . می داند که در درون انسان ، نیرویی وجود دارد که اگر اراده کند می تواند همۀ مشکلات را با تعقل، علم و تدبیر حل و فصل کند.
« انسان توسعه یافته » مهربان و مستدل است. خوب گوش می کند. خوب فکر می کند. با عجله سخن نمی گوید وقتی با او برخورد می کنی، امواج آرام بخش و مهربانی، سراسر وجودتان را پر می کند.
« انسان توسعه یافته » از نیاز به نمایش عبور کرده است ؛ سنجیده سخن می گوید و از چاپلوسی دیگران مشمئز می شود.
« انسان توسعه یافته » روحیۀ مشارکت پذیری، هم فکری و همکاری با دیگران دارد. به تفکر جمعی و مشورت عمل می کند، تقسیم کار را می فهمد، اصول مقدماتی مدیریت را بلد است و باور دارد که عقل کل نیست.
« انسان توسعه یافته » جو پذیر نیست، در مقابل تبلیغات زیان بار و یا کذب، روحیه پایداری و نگاه کارشناسی دارد. در گرداب تبلیغات سوء قرار نمی گیرد و هر نگرشی را در قالب عقل، تجربه، مشورت تجزیه و تحلیل می کند و بعد تصمیم می گیرد.
« انسان توسعه یافته » روحیۀ همزیستی مسالمت آمیز با جامعه دارد . با خودش سازگار و با محیط زندگی اش هماهنگ است . محیط زندگی اش را با دانش خود تغییر می دهد، اما همرنگ جماعت محافظه کار نمیشود.
« انسان توسعه یافته » به تندرستی جسمی و سلامتی و روانی خود اهمیت می دهد. ورزش می کند ، از زندگی لذت می برد. نوع لباس پوشیدنش ،روش گفتاری اش ،منش کرداری اش و حتی نوع نگاه و چهره اش به گونه ای است که مورد پذیرش اجتماع است و در همه امور منطقی است.

« انسان توسعه یافته » اجازه می دهد دیگران حرف خود را تمام کنند. یاد گرفته است بیشتر سکوت کند تا حرف بزند ، بیشتر بشنود تا بگوید. تابو شکن و نوآور است . « انسان توسعه یافته » به حقوق و تکالیف مدنی خود آگاه است.
« انسان توسعه یافته » کتاب می خواند . « انسان توسعه یافته » اهل مطالعه است.
« انسان توسعه یافته » برای کل جامعه و آینده آن تلاش می کند و نه صرفا برای باند ،گروه ، همفکران و یا اقوام خود.
« انسان توسعه یافته » مرعوب مقامات حکومتی نیست و آنها را نقد می کند. می داند که اکثر این مقامات تنها در سازمان مطبوع خود صاحب مقام هستند و در عرصه اجتماع حرفی برای گفتن ندارند.

« انسان توسعه یافته » با حیوانات مهربان است و به پاکیزگی محیط زیست خود اهمیت می دهد.
« انسان توسعه یافته » بخش مهمی از زندگی خود را برای به جای گذاشتن میراثی ارزشمند برای جامعه، طراحی می کند، مسئولیت کاری را که در آن تخصص ندارد نمی پذیرد و مسئولیت کاری را به کسی که در آن کار تخصصی ندارد نمی سپارد و اگر خواست ثروتمند شود، نهادهای دولتی و حکومتی را ترک می کند.
« انسان توسعه یافته » به قانون مشروع احترام می گذارد. حتی در مواقعی که قانون را مطابق میل خود نمی داند نیز حاضر نیست قانون شکنی کند......ولی برای تغییر قانون ناکارآمد روشنگری و تلاش می کند.
« انسان توسعه یافته » به حقوق و تکالیف مدنی خود آگاه است. پرسشگر و کنجکاو است، شهامت و شجاعت طرح سوالات و مطالبات خود دارد، به وظایف خود عمل می کند، پیگیر حقوق شهروندی خود هست.
جمعیت با کیفیت مهمتر از جمعیت با کمیت هست .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید