گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ چهارشنبه هفتم تیر ، شاخه ی علوم تربیتی گروه علوم انسانی فرهنگستان علوم میزبان برخی کارشناسان و صاحب نظران برای نقد و ارزیابی « لایحه برنامه ی هفتم توسعه » بود .
در این نشست تخصصی ؛ عباس صدری ، رئیس دفتر منطقه ای آیسسکو ؛ محسن حاجی میرزایی ، وزیر پیشین آموزش و پرورش ؛ علی زرافشان معاون پیشین متوسطه وزارت آموزش و پرورش حضور داشتند .
این نشست توسط محمود مهرمحمدی استاد بازنشسته دانشگاه تربیت مدرس و سرپرست پیشین دانشگاه فرهنگیان اداره می شد .
در این نشست که سه ساعت به طول انجامید برخی از فرهنگیان که به صورت آنلاین در نشست حضور داشتند پرسش هایی را مطرح کردند .
در این بخش ، قسمت نخست سخنان « علی زرافشان ، معاون پیشین متوسطه وزارت آموزش و پرورش » را می خوانید .
گروه گزارش/

امروز دوشنبه 19 تیر ، نشست خبری شورای عالی آموزش و پرورش با محوریت ابلاغ مصوبات جدید شورای عالی آموزش و پرورش با تاکید بر آموزش زبان های خارجی برگزار گردید . هر چند خبرنگاران در مورد سایر موضوعات هم پرسش هایی را مطرح کردند .
« محمود امانی طهرانی » دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش در ابتدا پس از خیرمقدم به خبرنگاران و بر خلاف عرف معمول نشست ها اعلام کرد که خبرنگاران پرسش های خود را مطرح کنند .
« علی پورسلیمان مدیر صدای معلم » هنگام طرح پرسش از دعوت این رسانه مستقل و منتقد در حوزه عمومی آموزش ایران تشکر کرده و تاکید کرد که بر خلاف بسیاری از روابط عمومی های ستادی در وزارت آموزش و پرورش و نیز سیاست جاری و غالب در مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی آموزش و پرورش که از دعوت رسانه های مستقل و منتقد واهمه دارند اما خوشبختانه روابط عمومی شورای عالی آموزش و پرورش با مسئولیت آقای امیری هنوز استقلال حرفه ای خود را در این زمینه حفظ کرده است .

پورسلیمان از وضعیت جاری در روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش انتقاد کرده و تصریح کرد که متاسفانه و در حال حاضر مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش از شان حرفه ای و کارکردهای اصلی خود در این حوزه فاصله گرفته و همین امر موجب بی اعتمادی بدنه آموزش و پرورش به عملکرد وزارتخانه شده است .
مدیر صدای معلم همچنین از عملکرد و رویکرد رسانه های مرتبط با آموزش نیز انتقاد کرده و تاکید کرد که معلمان این رسانه ها را خیلی جدی نمی گیرند .
پورسلیمان تصریح کرد فقط زمانی می توان به اولویت دار شدن موضوع آموزش در سیاست گذاری ها و تصمیم گیری های کشور امید داشت که این دو بخش مهم یعنی « روابط عمومی » و « رسانه ها » به سمت « حرفه ای شدن » حرکت کنند و در حال حاضر این خلاء کاملا مشهود است .
مدیر صدای معلم در نخستین پرسش خود به موضوع « توانمندسازی معلمان » اشاره کرده و مصوبه ی شورای عالی آموزش و پرورش را مورد توجه قرار دارد .
پورسلیمان گفت :
« ماده ۱۴۳ از آیین نامه جدید اجرایی مدارس (مصوب ۱۴۰۰) مصوب چهل و یکمین (۴۱) جلسه کمیسیون معین شورای عالی آموزش و پرورش به تاریخ 10 / 5 / 1400 اذعان می دارد :
« حداکثر ۲ ساعت از ساعات موظف هفتگی معلمان به مطالعه، پژوهش، بازآموزی، به روزآوری دانش تخصصی و مهارت های حرفه ای، تبادل اطلاعات و تجارب با دیگران، تعامل با دانش آموزان و اولیای آنان و انجام سایر فعالیت های مرتبط با تعلیم و تربیت در مدرسه، اختصاص دارد. مدیر مدرسه می تواند با توجه به شرایط مدرسه، این فرصت را برای کارکنان مدرسه فراهم آورد » .

( امیری - مسئول روابط عمومی شورای عالی آموزش و پرورش )
ما بعضا با برخی و شاید بسیاری مواد قانونی مصوب شورای عالی آموزش و پرورش سر و کار داریم که متاسفانه در عمل اجرا نمی شوند .
پرسش من به صورت مشخص این است که واقعا شورای عالی آموزش و پرورش به عنوان عالی ترین مرجع سیاست گذاری و نظارت در تعلیم و تربیت چه مکانیسم و ساز و کار مشخصی در جهت نظارت بر اجرای مصوبات خود را دارد ؟
دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش در بخشی از سخنان تفصیلی خود به معضل « عدم ثبات مدیریتی » اشاره کرده و گفت :
« مسئولان ما همیشه گزارش عملکرد می دهند . در گزارش عملکرد هم می گویند که من این کار را کردم . همه خوب هستند چون در گزارش عملکرد کسی بیکار نیست . همه دارند کارهای خوب خوب می کنند .
اما اگر یک روزی به جای «گزارش عملکرد » ، « گزارش وضعیت » دادیم . حالا فرق می کند . ما مسئولی داشته باشیم که این گزارش وضعیت امروز ماست . من ده سال دیگر می خواهم گزارش وضعیت به این جا برسد و در این ده سال ، کار خود را می چینم .
امروز اگر شما به وزیری بگویید این کار را بکن . می گوید مگر نمی گویید وزیران یک ساله و یا یک و نیم ساله و یا دو ساله آمدند و رفتند . پس ده سال دیگری برای متصور نیست !
برخی کارهای کشور به آن مدل می گذرد اما کار آموزش و پرورش با آن مدل نمی گذرد !

( محمود امانی - دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش )
باید این هسته مدیریت راهبردی شکل بگیرد .
دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش در پاسخ به پرسش و انتقادات برخی خبرنگاران در مورد جایگاه ضعیف این شورا در معادلات آموزش و پرورش و بیرون از آن گفت :
قدم هایی که برداشتیم نمی گویم تام و کام است اما گستره ، چشم انداز و مسیرهایی را تعیین کردیم که اگر هر یک از این جزئیات اجرا شوند ما را قدمی در مورد آن موضوع پیش می برد .
اما اجرای قوی کامل این موضوعات نیازمند فضای دیگری است .
مثالی می زنم .
رتبه بندی حکم سند است . سابقه ی طولانی دارد . اولین سند رتبه بندی که اجرا شده متعلق به 24 تیر 1392 است . حتی آیین نامه ی هیات دولت آن هم ابلاغ شده است .
یک بار هم روی احکام معلمان رفته اما رتبه بندی تمام نشده است و ادامه دارد .
می آید و می آید می شود : امسال .
دولت هم برای آن هزینه می کند . بخشی از شیرینی آن هم در قالب افزایش حقوق توسط معلمان احساس می شود .
اما همچنان دغدغه ی ما در مورد رتبه بندی سر جایش برقرار هست .
همه ی شما می دانید . من هم می دانم .
آیا این رتبه بندی و بودجه ها می توانست به گونه ای انجام شود که به بهبود عملکرد کانون کلاس درس هم منجر شود ؟
اگر پاسخ « بله » است آن موقع اتفاقات دیگری رقم می خورد .
شورای عالی آموزش و پرورش چه کرده است ؟
به عقیده من ؛ شورای عالی کارهای زیر ساختی انجام داده است و برای این کارهای زیر ساختی خود در حال حاضر مسیرهای اجرایی روشنی پیش پا گذاشته است اما این کارها باید با کیفیت و برنامه دراز مدت و با ثبات اجرا شوند و این لوام را باید برایش فراهم کنید .
تمام بخش ها و مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش از این جنس هستند .
اگر آمدیم و گفتیم یک وزارت آموزش و پرورش داریم که چهار بار وزارت روی دوش آن است .
جاهای دیگر دنیا فقط یک بار روی دوش آن است .
در جاهای دیگر دنیا ساختمان و تجهیزات مدرسه وظیفه وزارت آموزش و پرورش نیست !
اصلا تخصص این وزارتخانه نیست .
وظیفه ی شهرداری هاست .
در آن ها مدرسه را تحویل می دهد و با استانداردهای آموزش و پرورش تطبیق می دهد .
وزارت دوم ؛ وزارت تربیت معلم است .
نیروی تمام دستگاه ها را وزارت علوم تهیه می کند اما این جا می گویند باید خودت تهیه کنی !
و تمام بار مسائل دانشگاه فرهنگیان روی دوش وزیر آموزش و پرورش گذاشته می شوند .
یکی هم خود وزارت آموزش و پرورش است .

بخش آخر مواد و رسانه های یادگیری است . در دنیا رئوس و محورها را مشخص می کنند و ناشرین مواد و محتوا تهیه می کنند .
در بخشی از این نشست ؛ مدیر صدای معلم در مورد جایگاه نظارتی شورای عالی آموزش و پرورش به « قانون تشکیل شورای عالی آموزش و پرورش » اشاره و گفت که تنها در بخشی از این قانون چنین آمده است :
« ارائه گزارش سالانه ی پیشرفت اجرای سند و چگونگی عملکرد وزارت آموزش و پرورش به شورای عالی انقلاب فرهنگی » .
پورسلیمان این بند را کافی ندانسته و با اشاره به آیین نامه ی داخلی شورای عالی آموزش و پرورش ذیل ماده 10 و در بخش « ارتباط با رسانه ها » برای اطلاع رسانی به مردم و مجریان در مورد تصمیمات شورای عالی » پیشنهاد کرد که گزارش تخلفات دوایر و بخش های مختلف ستادی و اداری توسط دبیر کل شفاف سازی شوند .
هر چند امانی این پیشنهاد را خوب دانسته و با آن موافقت کرد اما با توجه به فضای داخلی ستاد و بحث شایسته گزینی در مدیریت به نظر نمی رسد که این مهم ، عملیاتی شود .
مشروح این نشست در « صدای معلم » منتشر خواهد شد .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استان ها و شهرستان ها/

کانال تلگرامی « سرعین شهریمیز » نوشت :
« طبق تصاویر هوایی موجود ، به نظر میرسد طی نزدیک به ۳ سال گذشته تعدادی زیادی از درختان این مجموعه قطع شده است.
انتظار میرود اداره کل آموزش و پرورش استان اردبیل در خصوص قطع احتمالی درختان کهنسال و سبز این مجموعه شفاف سازی کند.
فعالان محیط زیستی نیز از مقام محترم قضایی به عنوان مدعی العموم تقاضای ورود به این موضوع را دارند ».




چندی پیش ؛ پرتال وزارت آموزش و پرورش نوشت : ( این جا )
« سیدحامد عاملی در بازدید از محل احداث مجموعه ورزشی آموزش و پرورش و اردوگاه تربیتی مقدس اردبیلی گفت: ۱۰میلیارد تومان بودجه استانی برای مجموعه ورزشی آموزش و پرورش ناحیه ۲ اردبیل و توسعه اردوگاه تربیتی مقدس اردبیلی اختصاص یافت.
استاندار اردبیل در حاشیه این بازدید و در جمع دانش آموزان شرکت کننده در اردوهای تربیتی با تاکید بر اهمیت فراگیری مهارتهای زندگی از طريق فعاليتهاي اردويي گفت: ارتقای مهارتهای زندگی میتواند زمینه ساز دست یابی به موفقیتهای بزرگ در زندگی شود. دانش آموزان توجه داشته باشند که این مهارتها در روزهای سخت زندگی باعث میشود بهترین راه و مسیرهای را انتخاب کنیم و در روزهای خوب و شیرین زندگی نیز باعث میشوند بتوانیم نهایت استفاده از فرصتهای پیش آمده ببریم . »
همچنین در این زمینه ؛ معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش در نشست خبری با « رسانه های هم سو » از افزايش ۶ اردوگاه به اردوگاههای دانش آموزی کشور خبرداده بود . ( این جا )

پرسش « صدای معلم » از مقامات و مسئولان آن است که آیا قطع یواشکی درختان هم در حوزه آموزش مهارت های زندگی برای دانش آموزان تعریف شده است ؟
آیا معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش اساسا نظارتی بر اردوگاه های دانش آموزی سراسر کشور دارد؟
آیا آقای اصغر باقرزاده تاکنون و به عنوان « مقام مسئول » سری به اردوگاه کلکچال واقع در پایتخت زده است تا ببیند چه بر سر میراث دکتر حسین بنایی آمده است ؟



آیا اردوگاه کوهستانی کلک چال آموزش و پرورش صاحب دارد ؟! ( این جا )
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه دانش آموزی/

شنبه 17 تیر ؛ « رضا مراد صحرایی » وزیر آموزش و پرورش در آیین افتتاحیه یازدهمین دوره مجلس شورای دانشآموزی سخنانی را ایراد کرده است .
پرتال وزارت آموزش و پرورش می نویسد : ( این جا )
« از این به بعد همه معاونان بخشنامههای دانشآموزی را پیش از ابلاغ در اختیار مجلس قرار دهند تا بررسی و تایید شود. همچنین شما نیز در رویدادهای مختلف آموزش و پرورش مشارکت داشته باشید و حتی خود را متولی تصور کنید، بهخصوص در رویداد جدیدی که از فردا شروع به کار خواهد کرد؛ رویداد الفتا در حقیقت الفبای تحولی است و دستاوردهای حوزه آموزشی و تربیتی در آن به نمایش گذاشته میشود تا برای تحول در آموزش و پرورش الگوسازی کنیم .»

هر چند اظهارات بی مطالعه و ابتدا به ساکن وزیر آموزش و پرورش در این مدت کوتاه مسبوق به سابقه است ؛ گزارش تخلفات و تقلب در هشتمین دوره مجلس دانش آموزی در صدای معلم منتشر شد .
بخوانید :
- سرپرست وزارت آموزش و پرورش به جای گفتن خبرهای خوش در مورد "رتبه بندی معلمان " ، مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش را مطالعه کرده و آن ها را جدی بگیرد ! ( این جا )
آقای رضا مراد صحرایی ! بخشنامه وزارتی ممنوعیت شکایت از رسانه ها قبلا صادر شده است ... مشکل این است که کسی به " قانون " توجهی نمی کند ! ( این جا )
اما پرسش « صدای معلم » از آقای صحرایی آن است که این سخنان مستند به کدام بخش از آیین نامه تشکیل مجلس دانش آموزی است ؟

در کجای این آیین نامه آمده است که معاونین وزارت آموزش و پرورش موظفند تا معاونان بخشنامههای دانشآموزی را پیش از ابلاغ در اختیار مجلس قرار دهند تا بررسی و تایید شوند ؟ آیا در وقایع تلخ مرتبط با دانش آموزان مانند مسمومیت های فراگیر در مدارس صدایی از شورای دانش آموزی و یا مجلس دانش آموزی برخاست ؛ مجلسی که وزیر آموزش و پرورش آن آن را غیرنمادین و غیرنمایشی تصور می کند ؟
آیا به عنوان مثال و بر اساس همان آیین نامه ؛ مجلس دانش آموزی حق اظهار نظر در مورد پیش نویس طرح ها و لوایح مرتبط با دانش آموزان که از طریق وزارت آموزش و پرورش ، شورای عالی آموزش و پرورش یا مجلس شورای اسلامی ارجاع می شود را دارد ؟
آیا در مدرسه ؛ شورای دانش آموزی حق اظهار نظر و یا تصمیم گیری در مورد وضعیت بوفه ی مدرسه را دارد چه برسد به آن که بخواهد در مورد بخشنامه های وزارتی تصمیم گیری کند ؟
آیا در مدرسه و مطابق آیین نامه ی اجرایی مدارس ؛ کسی و یا سایر ارکان مدرسه ، شورای دانش آموزی را جدی می گیرند که بخواهند در سطوح بالاتر ، به مجلس دانش آموزی اهمیت بدهند ؟

صحرایی در این نشست گفته است : « بسیاری تشکیل این مجلس را یک موضوع ظاهری و نمادین میدانند اما در واقع امری حقیقی و اثرگذار خواهد بود. در راستای حقیقی بودن و اثرگذار بودن این مجلس نیز اعضای هیات رئیسه مجلس پس از انتخاب به عنوان مشاوران وزیر منصوب خواهند شد. همچنین کمیسیونهای پنجگانه با معاونان مربوطه جلسات مستمر خواهند داشت تا ارتباطی دوسویه و موثر بین آنها برقرار شود . »
چنین ساز و کاری در آیین نامه تشکیل مجلس دانش آموزی آمده و جزء وظایف مسئولان است و چیز جدیدی نیست که وزیر جدید آموزش و پرورش بخواهد آن را به عنوان یک دست آورد مدیریتی و یا حاصل اتاق فکر آن را برای دانش آموزان شمارش کند .
پرسش « صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش آن است که چند درصد دانش آموزان کشور اساسا این مجلس یا می شناسند و یا با آن ارتباط دارند ؟

آیا پاسخ به این پرسش نمی تواند موید این فرضیه باشد که هنوز و پس از گذشت 22 سال از تشکیل و استقرار مجلس دانش آموزی ، این تشکیلات نمادین و فرمایشی بوده و کم تر فرد و یا نهادی آن را جدی می گیرد ؟
آقای صحرایی توضیح دهد که مطابق قانون ؛ کدام مصوبه و یا مصوبات مجلس دانش آموزی پس از تایید شورای عالی آموزش و پرورش ، قابلیت اجرایی پیدا کرده است ؟
آیا در وقایع تلخ مرتبط با دانش آموزان مانند مسمومیت های فراگیر در مدارس صدایی از شورای دانش آموزی و یا مجلس دانش آموزی برخاست ؛ مجلسی که وزیر آموزش و پرورش آن آن را غیرنمادین و غیرنمایشی تصور می کند ؟

آیا وزیر جدید آموزش و پرورش از ماجرای تقلب در هشتمین دوره مجلس دانش آموزی باخبر است که البته توسط « صدای معلم » مطرح و پی گیری شد ؟ ( این جا )
گزارش تخلفات و تقلب در هشتمین دوره مجلس دانش آموزی در صدای معلم منتشر شد . ( این جا ) و ( این جا ) و ( این جا ) و ( این جا )

مجلسی که بعضا و حتی در مورد تعیین اعضای هیات رئیسه ممکن است اختیاری از خود نداشته باشد و دیگران و از بیرون برای آن تصمیم می گیرند ؛ آیا قرار است برای شورای معاونین وزارت آموزش و پرورش تعیین تکلیف کند ؟
سال هاست که « منشور حقوق دانش آموزی » روی زمین مانده و خاک می خورد .
اگر قرار است بر خلاف رویه سابق و بر اساس وعده های وزیر فعلی آموزش و پرورش نقش فعال و تاثیرگذاری به مجلس دانش آموزی واگذار شود ؛ این منشور پس از بررسی کارشناسی و نهایی از سوی این مجلس به شورای عالی آموزش و پرورش ارائه و شکل قانونی پیدا کند .

پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید


کنکور مسابقه بزرگ برای فارغ التحصیلان نظام آموزش و پرورش عمومی به منظور گزینش داوطلبین برای ورود به دانشگاهها و مراکز آموزش عالی است . از منظر جامعه شناسی فراگردهای اجتماعی و رفتارهای گروهی در قالب پیوسته و گسسته محقق می گردد . رفتارهای گروهی پیوسته به دو شکل همکاری و همانند گردی و رفتارهای گروهی گسسته در سه شکل سبقت جویی، رقابت و ستیزه جویی رخنمون می گردد. کنکور از حیث مفهوم شناسی در زمره ی سبقت جویی قرار می گیرد . سبقت جویی به رفتار گروهی اطلاق می شود که جمعی برای رسیدن به هدف کمیاب بدون ایجاد مزاحمت و خشونت برای دیگران تلاش می کنند .
پرسش اساسی این است که این رفتار جمعی دانش آموزان فارغ التحصیل متوسطه دوم و نظام آموزش عمومی کشور چه کارکردهای پنهان و آشکار نامناسبی را سبب گردیده است ؟ کنکور به رشد تفکر همگرا و غیر خلاق ؛ به حافظه گرایی و یادگیری مفاهیم انتزاعی و ذهنی غیر کاربردی و خلاصه تشدید تثبیت و تشریع نظام نابرابر طبقاتی از طریق رشد شکاف های آموزشی به نفع نظام نابرابری های اجتماعی و طبقاتی کمک اساسی و بی بدیل می نماید.
به نظر می رسد این کارکردهای نامناسب و سویه های پیدا و پنهان آن را از چند جهت می توان روایت کرد:
1- کنکور نوعی نظام آموزشی تک سبب بین و تک ساحتی را موجب شده است . تمام تلاش معلمین و خانواده ها و دانش آموزان از همان ابتدای تحصیل معطوف به کنکور و ایستگاهی است که با سیصد سوال تستی کمتر یا بیشتر سرنوشت ایشان را رقم می زند و همگی در تلاشی پرتراکم ، مستمر و مداوم قصد آن می کنند که به این ایستگاه رسیده و سپس مجوز عبور به مراحل بعدی تحصیل در دانشگاهها را کسب کنند و برای خیلی ها عبور موفقیت آمیز از این سد خصوصا در رشته ها و دانشگاههای پر طرفدار یعنی موفقیت در زندگی و عدم عبور به معنی شکست سنگین غیر قابل جبران ؛ در چنین وضعیتی تمام تلاش مدارس، خانواده، معلم و دانش آموز معطوف به یادگیری هایی است که موجب موفقیت در این میدان نبرد نفس گیر گردد و در میدان مبارزه سبقت جویان کنکور چون خبری از دیگر ساحت های تعلیم و تربیت نیست ؛آن ساحت ها در عرصه آموزش آن هم آموزش حافظه گرایانه کپسولی آموزش مبتنی بر تست زنی ذبح می گردند و به قربانگاه فرستاده می شوند و طبیعی است به قول هربرت مارکوزه ؛ انسان تک ساحتی که موجب پیدایش جامعه تک ساحتی می گردد را پدیدار می سازند.

2- کنکور به دلیل ماهیت تک ساحتی آن همچنین موجب دوری دانش آموزان از ظرفیت تمام مغزی می گردد . ندهرمن پدر علم تسلط مغزی ظرفیت و توان مغزی آدمیان را به چهار ربع A,B,C وD تقسیم می کند که به ترتیب به قدرت احساس ، نظم و جزئی نگری، درک تحلیلی کلی و قدرت مهارت ها ،کاربرد و خلاقیت راجعند.
نظام تعلیم و تربیت همچنان که باید به شکل تمام ساحتی عمل کند نیز می باید تمام مغزی توانها و ظرفیت های مغزی را رشد دهد . در تحقیقی که در سال ۱۳۹۱ روی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان به انجام رساندم نزدیک به سه درصد دانشجویان تمام مغزی بودند و شصت درصد دو مغزی ، سیزده درصد سه مغزی و بیست و چهار درصد هم تک مغزی . بدون اینکه با نگاهی تقلیل گرایانه بخواهم برای چنین وضعیتی همه چیز رابه کنکور نسبت دهم اما بدون شک کنکور و شرایط آن سهم چشم گیری در پدیدار شدن چنین وضعیتی بر عهده دارد.
3- ظرفیت های یادگیری در سه بعد شناختی ، عاطفی- روانی و مهارتی -عملی باید پدیدار گردد . بنیامین بلوم یادگیری با این ابعاد رایادگیری مناسب و همه سویه تلقی می کند . بُعد شناختی به ظرفیت های عقلانی و معرفتی ، بعد روانی عاطفی به ظرفیت های روحی-روانی و باور پذیری های ارزشی و بعد مهارتی به ظرفیت های عملی و کاربردی مربوط می شود . به عبارتی دیگر ، یادگیری مثلثی است که اضلاع طلایی آن را عقل و قلب و اراده تشکیل می دهند . کنکور به شکل اساسی رشد متوازن یادگیری را به چالش کشیده و دو بخش ظرفیت ساز قلب و اراده را از میدان یادگیری به در برده است و در نتیجه رویکردهای سطحی حافظه محورانه و تست مرکزانه را به جای یادگیری متوازن که با معرفت شناسی نیروی درونی و قدرت اراده را بر می انگیزاند به عنصر غایب در نظام یادگیری مبدل ساخته و یادگیری سطحی نامتوازن را در پهنه تعلیم و تربیت دامن گستر نموده است .
4- کنکور در حوزه نابرابری های آموزشی و تجاری شدن آموزش نیز نقش اثر گذاری داشته است .

به واسطه نقشی که کنکور در موفقیت دانش آموزان ایفا میکند یا دست کم فرض موفقیت در آن جست و جو می شود ، موفقیت در این آزمون نه تنها به داشتن اطلاعات علمی و انباشتگی های ذهنی و حافظه محور که به تکنیک های تست زنی به سختی نیازمند است و معمولا نظام مدرسه به این مقولات به شکل حرفه ای نمی پردازد به طور طبیعی دو اتفاق نامیمون را شکل می دهد:
الف- مدارس متنوعی در نظام تعلیم و تربیت شکل می گیرند به گونه ای که تقریبا هم اکنون بیست و چهار نوع مدرسه در آموزش و پرورش ایران به وجود آمدهاند که اساسا یکی از وجوه ممیزه آنها نوع خدمات کنکور محور است و بر این اساس میزان موفقیت در کنکور به طرز معناداری به تحصیل در این مدارس خصوصا مدارس خاص غیر دولتی و سمپاد و…. بستگی معناداری پیدا نموده است به گونه ای که غالب پذیرفته شدگان و خصوصا رتبه های بالای کنکور از این مدارس اند ؛ مدارسی که نمود طبقاتی یافته و اکثرا به تسخیر طبقات بالای جامعه در آمده اند .
ب- پیدایش تجارت کنکور که بود و نمود آن در هزاران موسسه تجاری آموزشی در قالب آموزشگاه ها و مراکز خصوصی متعدد خود را آشکار ساخته جلوه دیگری از نابرابری آموزشی را نمایان ساخته است.
در جامعه شناسی ؛ ما نظریه ای تحت عنوان شهری شدن سرمایه داریم که بر این نکته تاکید دارد که در نظام شهری همه چیز به سمت انباشت سرمایه و سود میل پیدا می کند . سود راه خود را در همه عرصه های شهری یعنی صنعت، تجارت ،تولید، خدمات فرهنگ، سیاست و از جمله آموزش می جوید . سالانه میلیاردها تومان توسط خانواده ها به این موسسات پرداخت می گردد تا دانش آموزان قدرت تست زنی و موفقیت شان را در کنکور تضمین کنند .
چنین فرایندهایی در گزارش نتایج کنکور سال گذشته روایتی از وضعیت طبقاتی شدن موفقیت های آموزشی را نشان می دهد که دردناک و رنج آور است اینکه هشتاد درصد رتبه های سه رقمی زیر هزار به سه طبقه برخوردار جامعه مربوطند و این موضوع جدی ترین راهبرد آموزش و پرورش و سند تحول بنیادین یعنی عدالت آموزشی را به شکل اساسی به چالش کشانده است .

نظام آموزشی که باید ارزان ترین، ساده ترین و سهل الوصول ترین راه تحرک اجتماعی خصوصا برای طبقات فرودست باشد خود به عاملی برای تثبیت، تشدید و تشریع نابرابری های اجتماعی مبدل گردیده است. کنکور در حوزه نابرابری های آموزشی و تجاری شدن آموزش نیز نقش اثر گذاری داشته است .
5- کنکور عامل مهمی در ایجاد اضطراب و استرس فراگیر نه تنها دانش اموزان بلکه خانوادهها شده است ، حجم سنگینی از استرس های ناشی از موفقیت و عدم موفقیت در کنکور از همان ابتدای تحصیل و در دوره متوسطه و به ویژه متوسطه دوم و خصوصا سالهای آخر به حدی است که در بسیاری از خانواده ها روابط اجتماعی شان را به شدت تحت تاثیر قرار داده و با محدودیت و ممنوعیت مواجه می سازد و این دوره طولانی و پر فشار توام با استرس سلامت روانی و اجتماعی و حتی جسمانی دانش آموزان و خانواده آنها را در معرض مخاطره جدی قرار می دهد .
با توجه به کارکردهای نامناسب کنکور همواره بحث حذف یا تعدیل و تصحیح آن ، ذهن برنامه ریزان و به ویژه مدیران آموزشی را به خود مشغول داشته است.
به نظر من گر چه دو مرحله ای شدن کنکور و تاثیر نمرات و معدل دبیرستانی گام مثبتی در این جهت تلقی می گردند اما این اقدامات تا از بین بردن کارکردهای نامناسب پنج گانه ای که اشاره کردم فاصله ای طولانی دارد.
از نیمه دوم دهه هفتاد میلادی ، تیغ تیز انتقادات به نظام های آموزشی آغاز و رفته رفته بر شدت آن افزوده شد .

مهمترین نقدها را در سه قلمرو میتوان خلاصه نمود :
اول اینکه نظام های آموزشی قدرت خلاقیت و تفکر نقاد واگرا را از دانش آموزان گرفته اند و جای آن تفکر همگرا و غیر خلاق و سطحی را نشانده اند .

دوم ، نظام های آموزشی با تاکید بیش از اندازه بر مباحث تئوریک و ذهنی و محفوظات ، صندوق ذهن دانش آموزان را از مفاهیم غیر کاربردی و به دور از مهارت های عملی و کاربردی انباشته می کنند به گونه ای که میتوان ادعا نمود گویی دانستن برای توانستن و زیستن و بهزیستن نیست ؛ دانسته ها یک مقوله اند و توانسته ها مقوله ای دیگر .
سوم ؛ یکی از مهمترین کارکردهای آموزش و پرورش تحرک اجتماعی فراگیر برای جامعه و خصوصا اقشار فرودست بوده و باید باشد اما منتقدین در خصوص این کارکرد نه تنها آموزش وپرورش را ناکام می دانند بلکه از نظر آنها نظام های آموزشی ساختار نابرابری ها و طبقات اجتماعی را در درون مدرسه نه تنها تثبیت و استمرار می بخشند بلکه تشدید و تشریع هم می سازند .
در یک نگاه کلی و در عین حال دقیق ؛ متاسفانه کنکور در جامعه ایران هر سه نوع انتقاد اساسی به نظام های آموزشی در درون خود را تولید و باز تولید می نماید .کنکور به رشد تفکر همگرا و غیر خلاق ؛ به حافظه گرایی و یادگیری مفاهیم انتزاعی و ذهنی غیر کاربردی و خلاصه تشدید تثبیت و تشریع نظام نابرابر طبقاتی از طریق رشد شکاف های آموزشی به نفع نظام نابرابری های اجتماعی و طبقاتی کمک اساسی و بی بدیل می نماید.
با توجه به کارکردهای نامناسب کنکور همواره بحث حذف یا تعدیل و تصحیح آن ذهن برنامه ریزان و به ویژه مدیران آموزشی را به خود مشغول داشته است.
به نظر من گرچه دو مرحله ای شدن کنکور و تاثیر نمرات و معدل دبیرستانی گام مثبتی در این جهت تلقی می گردند اما این اقدامات تا از بین بردن کارکردهای نامناسب پنج گانه ای که اشاره کردم فاصله ای طولانی دارد .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
من گیج شده ام.
من در راهرو های دانایی گیج شده ام.
من زمانی گیج شدم که من را از من گرفتند و در کوچۀ چه کنم دفن کردند.
در مدرسه به من گفتند:
زرنگ باش، مهربان باش، مومن باش .
من فهمیدم باید همه چیز باشم به غیر از خودم .
من در میان ساحت های تربیتی گم شده ام.
نمی دانم فردا شاخه هایم به کدامین جهت خواهند رویید؟
نمی دانم کجا خواهم رفت، نمی دانم اصلا باید بروم یا بمانم؟
مدرسه ام بی ساز است.
مدرسه ام بی برگ است.
مدرسه ام بی ساز و برگ است.
مدرسه ام اگر خوب بود، آدم ها خوب بودند.
راه ها، پل ها، قطارها خوب بودند.
مدرسه ام اگر خوب بود.
جنگل ها زیباتر بودند.

آب ها زلال تر
آسمان آبی تر.
گلهای باغچه مدرسه مان پژمرده بودند.
باران که بارید شاداب و زیبا شدند.
از معلم پرسیدم چه کسی آنها را شاداب و زیبا کرد.
گفت: خدا
گفتم پس چرا خدا از اول مانع پژمردگی آنها نشد؟
معلم گفت ساکت باش !
گفتم سوال دارم .
گفت ساکت باش .
گفتم دستشویی دارم .
گفت فقط ساکت باش .
ساکت بودن قانون بود.
یک روز هم از ما پرسید قانون یعنی چه؟
یکی گفت: چیزی است که مردم آن را زیر پا می گذارند.
دیگری گفت: گاهی هم آن را دور می زنند.
من هم گفتم هر چه هست در محلۀ ماست چون همیشه سراغ آن را از ما می گیرند.
صبح که کتاب هایم را در کوله پشتی ام گذاشتم.
و آن را به دوشم انداختم.
صدای پچ پچ مهره هایم را شنیدم.
انگار می گفتند؛ خر هم حیوان نجیبی است.

یک روز در درس ریاضی معلم مسأله ای پرسید .
3 تا مداد داریم اگر هر کدام 10 ریال باشد مجموعشان چقدر می شود؟
گفتم اجازه آقا !
میشه آدرس فروشگاهی که از آنجا مداد می خرید رو به ما هم بگید .
وقتی از مدرسه غایب می شدم به خانه مان زنگ می زدند.
حداقل آن روزها بود و نبود ما برای کسی مهم بود.
گاهی از شب ها خوابم نمی برد .
ذهنم درگیر نقطه ها و دندانه ها و سرکش ها بود.
آیا در مشقم تعداد آنها را درست نوشته بودم یا نه؟
من پایتخت شیلی را یاد گرفته بودم .
ولی نه پیچاندان را بلد بودم نه باز کردن پیچ را .
می گفتند روزهای خوب خواهند آمد.
نمی دانستم کجا؟ نمی دانستم کی؟
در حیاط مدرسه دکه ای بود که می رفتم از آنجا کیک می خریدم .
یکبار آقاهه لپم را کشید و گفت بزرگ شدی !
نمی دانستم منظورش چه بود؟
در مدرسه در این مورد کسی چیزی به من نگفته بود.
یک بار هم دوستم به شوخی آب نباتم را گرفت انداخت ظرف آشغال .

خواستم بگردم پیدایش کنم .
دستمو کشید گفت بیا بریم زشته !
ولی در راه مدرسه هر روز خیلی ها را می دیدم که دنبال آب نباتشان .
ظرف های آشغال را می گشتند.
یکبار تصادف کرده بودم .
فردایش همه با من مهربان تر شده بودند
به همین خاطر گاهی گچ پای شکسته ام را می بوسیدم.
مادرم می گفت دعا می کنم دو روزه خوب شوی
و من به خدا گفتم:
آخر چرا اختیار دنیا دست مادرها نیست؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید