گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ چهارشنبه هفتم تیر ، شاخه ی علوم تربیتی گروه علوم انسانی فرهنگستان علوم میزبان برخی کارشناسان و صاحب نظران برای نقد و ارزیابی « لایحه برنامه ی هفتم توسعه » بود .
در این نشست تخصصی ؛ عباس صدری ، رئیس دفتر منطقه ای آیسسکو ؛ محسن حاجی میرزایی ، وزیر پیشین آموزش و پرورش ؛ علی زرافشان معاون پیشین متوسطه وزارت آموزش و پرورش حضور داشتند .
این نشست توسط محمود مهرمحمدی استاد بازنشسته دانشگاه تربیت مدرس و سرپرست پیشین دانشگاه فرهنگیان اداره می شد .
در این نشست که سه ساعت به طول انجامید برخی از فرهنگیان که به صورت آنلاین در نشست حضور داشتند پرسش هایی را مطرح کردند .
در این بخش ، قسمت نخست سخنان « عباس صدری ، رئیس دفتر منطقه ای آیسسکو » را می خوانید .

شنیدن صدای گوش خراش و تکراری از وانت های دوره گرد حتی در روستاها در ایران به یک « عادت » تبدیل شده است .
این حاملان آلودگی صوتی که تاثیر مستقیم روی روان و روح انسان ها دارد هر روز از صبح تا شب در کوچه ها و خیابان ها پرسه می زنند و به ندرت از « شهرنشین ها » هم نوای اعتراضی بر می خیزد .
27 مرداد 1400 و در حالی که گروه تروریستی طالبان در افغانستان حاکم بر سرنوشت میلیون ها نفر نشده بود در یادداشتی با عنوان « تراژدی افغانستان و فقر فرهنگ دموکراسی » نوشتم : ( این جا )
« حدود یک ماه پیش ، 24 تیر خبری را در مورد افغانستان خواندم و مرا عمیقا به خود فرو برد .
خبر این بود :

« اداره حفاظت از محیط زیست کابل از جمعآوری صدها بلندگو از سراسر شهر برای کاستن از آلودگی صوتی خبر داده است .
محمدکاظم همایون، رئیس این اداره میگوید یک هزار و ۱۸۶ بلندگوی ثابت و سیار از سوی کارمندان این اداره در همکاری با فرماندهی پلیس کابل ضبط شده است . معمولا در کابل و سایر ولایتها روزانه صدها دستفروش با استفاده از بلندگوها سعی در جلب مشتری میکنند .
صدای آزاردهنده بلندگوها هرچند آرامش شهر را به هم میزند اما دستفروشان میگویند با ضبط بلندگوها کارشان کساد شده است . »

این وضعیت را مقایسه کردم با ایران و مشخصا تهران که در بخش های مختلف این کلان شهر ، آدم های بسیاری سوار بر وانت و با صدای بلند و گوش خراش بلندگوها ، آرامشی برای شهروندان باقی نگذاشته اند .
پیش خود به عملکرد مسئولان شهری کابل آفرین گفتم که این چنین به فکر آرامش شهروندان خود هستند .
این در حالی است که شخصا و بارها با شهرداری و سایر جاها تماس گرفته ام اما کسی در این مورد پاسخ گو نبوده و در بهترین حالت آن را به یکدیگر پاسکاری می کنند . اساسا چنین مسائلی در اولویت مسئولان کشور نیست ... »
اما وقتی که کند و کاو می کنی به « قانون هوای پاک » می رسید که در آن مسئولیت ها و وظایف کار نهادها و دستگاه ها را مشخص و تفکیک کرده است اما مشکل ما عمیق تر از این حرف هاست و پر بیراه نیست که میرزا یوسف خان مستشارالدوله نویسنده کتاب و یا رساله « یک کلمه » را 36 سال پیش از انقلاب مشروطیت به خاطر نگارش همین کتاب که همه ی مشکلات ایران را در یک کلمه و آن هم « قانون » می دانست دستگیر و به زندان انداختند و پس از سال ها سختی و مرارت و در سکوت و بی تفاوتی سایر اقشار جامعه گوشه ای جان سپرد .

ماده 7 - شهرداري ها، نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران، وزارتخانه ها و سازمان هاي ذي ربط موظفند نحوه تردد وسايل نقليه موتوري و سامانه (سيستم) حمل و نقل شهري را به صورتي طراحي و ساماندهي كنند كه ضمن كاهش آلودگي هوا جوابگوي سفرهاي روزانه شهري باشد ..
ماده 29 – ايجاد هر گونه آلودگي صوتي توسط منابع ثابت و متحرك، ممنوع ميباشد. در مورد منابع ثابت، مرتكب به جزاي نقدي درجه هفت موضوع ماده (19) قانون مجازات اسلامي محكوم ميشود.
تبصره 1 – نيروي انتظامي مكلف است راننده وسايل نقليه موتوري را برای بار اول ملزم به پرداخت جريمه نقدي معادل يك ميليون (1/000/000) ريال، درصورت تكرار براي بار دوم به پرداخت دو برابر جريمه مذكور و درصورت تكرار بيش از دو بار، به پرداخت جريمه نقدي معادل سه ميليون (3/000/000) ريال محكوم نمايد .

و اما پرسش این است که آیا اساسا نیروی انتظامی در این مورد به وظایف خود عمل می کند ؟
آیا تاکنون رسانه و یا خبرنگاری رئیس نیروی انتظامی را در این موارد مورد پرسش جدی قرار داده است ؟
اگر این نهاد به وظایف قانونی خود در این موارد عمل نمی کند ؛ کدام نهاد باید به این تخلفات از قانون رسیدگی کند و حرمت « قانون » را پاس دارد ؟
آیا فرمانده ی نیروی انتظامی یک استان که با ادبیات خشونت آمیز و حتی فراقانونی افرادی که به حجاب پای بند نیستند را به گردن شکستن و... تهدید می کند ؛ آیا در مواردی که با سلامت روان جامعه نسبت مستقیم دارد ؛ مسئولیتی بر گردن خویش احساس نمی کند ؟

و چه زمانی « مسئولیت پذیری » وارد معنای « زندگی » و چرخه ی زندگی ایرانی ها خواهد شد ؟ آیا برای نیروی انتظامی و سایر مقامات ؛ توجه به سلامت روانی جامعه اهمیتی دارد ؟
جالب است که مسئولیت صیانت و اجرای درست آن بر عهده نهادی قرار داده شده که به نظر می رسد توجهی به وظایف ذاتی خود در موارد ذکر شده ندارد .
ماده 31 – نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران و يگان حفاظت سازمان مكلفند بهعنوان ضابط دادگستري، در موارد وقوع جرايم مشهود مذكور در اين قانون رأساً يا درصورت اعلام سازمان يا با اطلاع از وقوع جرايم غيرمشهود مندرج در اين قانون با نظر دادستان شهرستان ذيربط اقدام لازم را در چهارچوب قوانين و مقررات با واحدهاي آلودهكننده يا اشخاص حقيقي يا حقوقي مربوط بهعمل آورند.
ماده 32 – براي رسيدگي به تخلفات و جرايم موضوع اين قانون، به تشخيص رييس قوهقضاييه شعبهاي تخصصي در هر حوزه قضايي اختصاص مييابد. ماده 29 – ايجاد هر گونه آلودگي صوتي توسط منابع ثابت و متحرك، ممنوع ميباشد. در مورد منابع ثابت، مرتكب به جزاي نقدي درجه هفت موضوع ماده (19) قانون مجازات اسلامي محكوم ميشود.
و اما این بخش نهیب و تشر به مقامات و مسئولان در کوتاهی مرتبط با وظایف و تعهداتی بود که « قانون » بر گرده آنان نهاده است .
اما چرا این وضعیت متحول نمی شود ؟
چرا سماجت و اصراری که بخش هایی از جامعه در مورد « پوشش » خود به خرج می دهند و البته انتقاد و اعتراض حق طبیعی و مسلم هر شهروند است اما در موضوعاتی که جان و سلامت روانی آنان را تهدید می کند ؛ بی تفاوت هستند ؟

آیا خبر ندارند که آلودگی هوا سالانه جان هزاران شهروند را می گیرد و یا بر اساس آمارهای رسمی ؛ حدود ۶۰ درصد مردم دارای افسردگی، اضطراب، وسواس و یکی از اختلالات روانی هستند . ( این جا )
آیا مقامات و مسئولان پژوهش ها را مطالعه می کنند و این که آن و خانواده و بستگان آنان هم درگیر چنین محیطی هستند ؟
* « تحقیقات آسیبهای مرتبط با آلودگی هوا را بر روی شناخت کودکان بررسی کردهاند. در یکی از این تحقیقات، بیش از ۲۰۰ کودک بوستونی از بدو تولد تا میانگین سنی ۱۰ سالگی مورد بررسی قرار گرفتند. آنها دریافتند که احتمال بروز مشکلات توجه و علائم اضطراب و افسردگی در کودکانی که در معرض آلایندههای بیشتری از جمله، آلایندههای شهری تحت عنوان هیدروکربنهای آروماتیک چند حلقهای قرار گرفتهاند، بیشتر است.
تحقیقات اخیر نیز افزایش آلودگی هوا را با افزایش خودکشی مرتبط دانسته و نشان دادهاند که بزرگ شدن در مکانهای آلوده خطر ابتلا به اختلالات روانی را افزایش میدهد. مطالعات کمی ارتباط بین افسردگی و آلودگی هوا را بررسی کردهاند. در مطالعهای توسط محققان پرتغالی، رابطه بین سلامت روانی و زندگی در مناطق صنعتی بررسی شد. آنها دریافتند افراد ساکن در مناطق دارای سطوح بیشتری از آلودگی هوا، در آزمونهای اضطراب و افسردگی نمرات بالاتری کسب کردهاند (مجله روانشناسی محیطی، ۲۰۱۱).
اسکنهای رزونانس مغناطیسی نشان داد که کودکانی که در معرض آلودگیهای شهری قرار میگیرند به طور قابلتوجهی بیشتر در معرض التهاب مغز و بافت آسیبدیده در قشر جلوی مغز هستند. نتایج نشان میدهند که التهاب عصبی، سد خونی مغزی را مختل میکند و یک عامل کلیدی در بسیاری از اختلالات سیستم عصبی مرکزی، از جمله بیماری آلزایمر و بیماری پارکینسون است. با این حال، مسئله فقط در مورد ایام بزرگسالی این کودکان نیست. بلکه آنها در آزمونهای حافظه، شناخت و هوش نیز نمرات پایینتری کسب کردند » . ( این جا )
در پژوهشی با عنوان « بررسی اثرات روانی و فیزیولوژیکی ناشی از مواجهه مزمن با صدا در یک صنعت خودروسازی که توسط فخرالدین احمدی کانرش ، ایرج علی محمدی، جمیله ابوالقاسمی و کاظم رحمانی انجام شده چنین آمده است :
« نتایج این پژوهش بهخوبی ارتباط بین سطوح و شدت صدای دریافتی توسط کارگران صنعت خودروسازی را با سطوح پرخاشگری (مانند خشم، خصومت) و تغییرات فیزیولوژیک (مانند فشارخون سیستولیک و دیاستولیک) نشان میدهد. خشونت و پرخاشگری با سلامتی و رفتارهای نامطلوب افراد ارتباط تنگاتنگی دارد. بهطوریکه سازمان بهداشت جهانی خشم و پرخاشگری را جزء 20 علت اصلی سالهای ازدسترفته عمر با ناتوانی (Disabled Age Lost Years ) طبقه بندی کرده است .
پژوهشهای گوناگون نشان میدهند که خشم کلامی با میزان مواجهه با صدا ارتباط تنگاتنگی دارد که همسو با نتایج این پژوهش است .

حدود 63 درصد از افراد در مواجهه با صدا از درجاتی از خشم و عصبانیت ناشی از صدا رنج میبرند و این در حالی است که این میزان در افراد سالم و غیرمواجهه دار به کمتر از 40 درصد میرسد . . آثار روانشناختی سر و صدا بر حسب شخص، موقعیت مکانی و زمانی متفاوت است ولی بهطورکلی محیطهایی با آلودگی صوتی با افزایش اختلالات در مکالمه، تفهیم مطالب، کم شدن فعالیتهای مغزی و ناهماهنگی در کارهای فیزیکی همراه است که نتایج این پژوهش به نوعی با نتایج سایر پژوهشها در مورد اثرات صدا بر عملکردها و آثار روانی افراد همسوست . افراد مسن و با سن بالاتر که با صداهای مزمن در محیطهای کاری و غیرکاری مواجهاند سطوح بالاتری از حساسیت و خشونت را نسبت به جوانان و افراد کمسن و سال دارند. بهطوریکه بیشترین میزان تنشهای رفتاری ناشی از صدا در سنین 30 تا 49 سال رخ میدهد و در سنین کمتر از 30 و بیشتر از 49 سال میتواند ناشی از ویژگیها وخصوصیات شخصیتی باشد که در مسئولیتهای خانوادگی و کاری ریشه دارد . نتایج پژوهش ما نیز با یافتههای این پژوهشها همسوست و همچنین نتایج آنها را تأیید میکند . ( این جا )
* « طبق تحقیقات به عمل آمده افرادی که در معرض آلودگیهای صوتی زیادی قرار دارند با مشکلاتی مانند اضطراب، اختلال در تمرکز، اختلال در خواب، ضعف در تعامل و گفتوگو و ... دست و پنجه نرم میکنند. حتی ثابت شده آلودگی صوتی با احساس افسردگی هم ارتباط مستقیمی دارد. همچنین این نوع آلودگی باعث سردرد، سرگیجه، فرسودگی و خستگی هم میشود.( این جا )

* « برخی از اثرات آلودگی صوتی بر سلامتی عبارتند از :
-آلودگی صوتی احتمال ابتلا به افسردگی را ۲۵ درصد افزایش می دهد.
مطالعات محققان آلمانی بر روی بیش از سه هزار داوطلب ۴۵ تا ۷۵ ساله به مدت پنج سال، نشان می دهد زندگی در اماکن شلوغ و پر سر و صدا، احتمال ابتلا به افسردگی را ۲۵ درصد افزایش می دهد. محققان احتمال می دهند استرس ناشی از آلودگی صوتی و اختلال خواب، از مهمترین عوامل بروز افسردگی است. مطالعات قبلی نشان می دهد فرکانس های صوتی بالا در افراد زیر پنجاه سال اثر مخرب تری دارد. تاثیر آلودگی صوتی بر سیستم قلبی عروقی، از طریق فعال شدن سیستم عصبی سمپاتیک و محور هیپوتالاموس، هیپوفیز، آدرنال است.
سازمان جهانی بهداشت تخمین می زند که در بخش غربی اروپا حداقل یک میلیون سال عمر شهروندان برای مقابله با پیامدهای بیماری های ناشی از آلودگی صوتی ترافیک تلف می شود.

-زندگی در مکان های پرسر و صدا سبب چاقی میشود.
مطالعات محققان موسسه تحقیقاتی کارولینسکا در سوئد نشان می دهد زندگی در مکان های شلوغ و پر سر و صدا از قبیل نزدیک فرودگاه، ریل راه آهن، بزرگراه و جاده، سبب افزایش شاخص توده بدنی و چاقی می شود. محققان احتمال می دهند که ارتباط بین چاقی و زندگی در جاهایی که آلودگی صوتی دارد، به دلیل افزایش میزان هورمون استرس، کورتیزول، و اختلال خواب است.
-آلودگی صوتی یکی از مهمترین دلایل اختلال خواب است.
اختلال خواب نیز یکی از مهمترین دلایل دیابت، بیماری های قلبی و چاقی است.
-آلودگی صوتی یکی از مهمترین دلایل افزایش فشار خون است.
-آلودگی صوتی سبب کاهش شنوایی می شود.
-آلودگی صوتی یکی از مهمترین دلایل استرس است.
گزارش کامل این تحقیقات در نشریه The Journal of the Acoustical Society of America منتشر شده است. ( این جا )
*در پژوهشی با عنوان « بررسی تأثیر آلودگی صوتی ناشی از ترافیک بر سلامت عمومی و روانی شهروندان یزد » که توسط الهام اویسی عباس اسماعیلی ساری محمود قاسمپوری پرویز آزاد فلاح انجام گرفته است ؛ چنین آمده است :
« نتایج مبین این مطلب است که کلیة مناطق اندازه گیری از لحاظ استاندارد ایران جزء مناطق مسکونی–تجاری بوده و از نظر میزان آلودگی صوتی از حد استاندارد بالاتر(60 دسی بل) هستند . » ( این جا )

و چه زمانی « مسئولیت پذیری » وارد معنای « زندگی » و چرخه ی زندگی ایرانی ها خواهد شد ؟
مدتی است که در برخی محافل و نیز توسط برخی مقامات سخن از « حکمرانی خوب » به عنوان مسیری برای خروج از بن بست فعلی ذکر می شود .
آیا مقامات جمهوری اسلامی به این مساله اندیشیده اند که آیا حتی اگر چنین ساز و کار و منظومه ای مطمح نظر آنان باشد و اراده ای به فرض برای تحقق آن باشد ؛ اما در جامعه ای که بیش از 60 درصد مردمان آن از اختلالات روانی رنج می برند و با آن دست و پنجه نرم می کنند ؛ غیرممکن و شاید بسیار سخت و دشوار باشد !
لایحه برنامه هفتم توسعه برای سالهای 1402 تا 1406 تدوین شده که دارای 22 فصل و 7 بخش است که بخشهای اقتصادی، زیربنایی، فرهنگی و اجتماعی، علمی، فن آوری و آموزشی، سیاست خارجی، دفاعی و امنیتی و اداری، حقوقی و قضایی است.
در پیش گفتار این لایحه آمده است: برنامه هفتم توسعه چهارمین برش از سند چشمانداز 20ساله کشور و اولین برنامه در راستای تحقق بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی است که برای تحقق عدالت و با رویکرد مسئله محوری بر موضوعات انسانی و مهم کشور تمرکز نموده است . این برنامه با اتکا به اسناد بالادستی از جمله؛ سند تحول دولت، مردمی برنامههای اولویتدار مشخصی را براساس پیشرانهای توسعه محور انتخاب و مبنای حرکت توسعه مستمر و باثبات در جامعه تنظیم و تدوین نموده است
این برنامه با هدف توسعه پایدار و تعاملی ایران با تأکید بر تقویت قابلیتهای داخلی و افزایش کارایی و اثربخشی حکومت در زمینههای مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تدوین شده است.
به طور کلی، در برنامه هفتم توسعه، توسعه آموزش و پرورش به عنوان یکی از اصلیترین محورهای توسعه منابع انسانی در نظر گرفته شده است و برای تحقق این هدف، برنامههای گوناگونی از جمله توسعه فن آوریهای آموزشی و پرورشی، توسعه بنیانهای دانشبنیان و تحقیقات کاربردی در زمینه آموزش و پرورش و توسعه فضای کارآفرینی در آموزش و پرورش تدوین شده است.
برای رسیدن به این اهداف، برنامه هفتم توسعه در زمینه آموزش و پرورش اقدامات متعددی را شامل میشود. برخی از این اقدامات عبارتند از:

برنامه هفتم توسعه در زمینه آموزش و پرورش در ایران، تغییرات مهمی را در این حوزه ایجاد کرده است. در زیر به برخی از این تغییرات اشاره میشود:
اگرچه در برنامه ششم بسیاری از اهداف و مقاصد، محقق نشدند و یا با رشد و پیشرفت کمی کمی روبه رو بودند، امید است که مجلس و دولت با در نظر گرفتن واقعیات جامعه و انجام تحقیقات و نیازسنجیهای علمی بتوانند برنامهای را تدوین کنند که بیشتر مسائل و چالشهای کشور در حوزههای مختلف و بهویژه در مسایل آموزشی و تربیتی کاهش یابند.

امروزه آموزش و پرورش از فقدان منابع مالی مناسب و کمبود نیروهای توانمند و با انگیزه رنج میبرد. مشکلات معیشتی، عدم رسیدگی به اعتراضات رتبهبندی، عدم پرداخت فوقالعاده ویژه برای فرهنگیان، تأخیرهای طولانی در پرداختهای قانونی، نداشتن برنامههای آموزشی و توانمندسازی برای معلمان و مدیران، همسو نبودن برنامههای درسی با تغییرات جامعه، نداشتن انگیزه ادامه تحصیل و نا امیدی از آینده، تأثیرات سوء فضای مجازی بر اخلاق و رفتار و گفتار دانشآموزان، مهاجرت نخبگان، دانشجویان و دانشآموزان برتر و.... بخش کوچکی از مشکلات آموزشی کشور به شمار میروند که اگر فکری اساسی در برنامه هفتم توسعه در حوزههای آموزشی و پرورشی نشود، کشور دچار بحران شدیدی درسالهای آتی خواهد شد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با توام با تو ای قلم،
ای آشنای دیرین من،
میدانم خستهای از دو چیز: بیهودگی و دیوار.
قلم اگر حس اثربخشی نکند، موج بیهودگی بر او یورش میبرد. از این رو، نوشتن، در خود شکستن است، زیرا واژگان، خیلی زودتر از ما میفهمند که بر لبهی تیغ راه میروند .
با این همه ؛
اما در خلوت مهتاب و شبهای بی سایه، چشم به راهت میگشایم تا مگر از پس ستارهای که پنهان شدهای، بیرون بیایی. و تنهایی شبانه را در بزم واژگانی محزون و گریزپای، جشن بگیرم. در ساحل کویر پر تلاطم و بر خط افق دور دست، منتظرم تا شاید با تو لبریز از معنا شوم. در پایان کوچه و آغاز راه، کلمات کز کردهی ذهنم در گوشهای، همچون طفل سرگردان و گمگشته، دستهایم را رها نمیکنند.
آی قلم، چقدر دوست دارم گرمای آوازت را با دستانم احساس کنم. تو را که داشته باشم، در رودخانهی اسرار آمیز و خیالانگیز انتهای شب، روح مجروحم را شست و شو خواهم داد و غمهایم را به دست نسیم میسپارم. این تو هستی که همیشه به ملاقات دردهای کهنهای می آیی که حلقومم را میفشارند. در لبخند نوازشگرت، آهسته و بی آن که بشنوی، با آسمان زمزمه میکنم. از زبان تو با خودم سخن میگویم.

تو که نباشی، کلمه و سخن نیست. شعر نیست. آواز نیست. موسیقی نیست و جهان سوت و کور میشود. با تو ، خرد لبخند میزند. با تو در هستی تنها نیستم. بی تو اما، تلخی هراس و فراق، رهایم نمیکند.
وقتی واژگان در حصار تاریکیاند، قلم، حالش خوب نیست. وقتی قلم حالش خوش نباشد، فرهنگ، افسرده میشود، لبخند یادش میرود به عیادت لب های پژمرده بیاید و دانایی در ایستگاه جباریت، متوقف میشود.
زندگی بی قلم، کودک آوارهای را میماند که در کوی و برزن، سرگشته راه می رود اما نمی داند به کجا.
قلم، اما راه رهایی است.
( کانال خرد منتقد )
گروه گزارش/

کلیپی از یک دانشآموز دختر نابینا در شهرستان فلاورجان استان اصفهان منتشر شده که در آن این دختر روشندل در حال گریه کردن می باشد .
شخصی که در حال فیلم گرفتن است میگوید : این دانشآموز از جلسه آزمون ورودی مدارس نمونه مردمی اخراج شده است چون آموزش و پرورش برای جلسه امتحان به او منشی نداده است و وقتی که بازرس میآید این دانشآموز را اخراج میکند.
این فرد توضیح میدهد که اینجا دفتر سنجش آموزش و پرورش فلاورجان است و کارمندی را نشان میدهد که مسئول این بخش است. به گفته این شخص ، این کارمند مسئولیتی در این قبال نپذیرفته است.
کارمند در این ویدیو بیتفاوت به گریههای دختر و آنچه که گفته میشود، به کارش ادامه میدهد.
پس از این واقعه ی آزار دهنده ؛ پرتال روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش در بخش اسلاید خود ، اطلاعیه ای را با رنگ قرمز منتشر کرده و می نویسد : ( این جا )

« به گزارش مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، در پی انتشار خبری مبنی بر ایجاد مشکل برای امتحان آزمون مدرسه نمونه دولتی دانشآموز دختر روشندل فلاورجانی، با دستور وزیر آموزش و پرورش، جوانب کار بررسی و مشخص شد با وجود اینکه در فرآیند ثبتنام این دانشآموز عزیز گزینه «نیاز به منشی» انتخاب نشده بود، با این حال متصدی برگزاری آزمون موظف بوده مقدمات برگزاری آزمون ایشان را فراهم سازد و بر همین اساس، با متصدی یاد شده به دلیل ناهماهنگی، برخورد قانونی صورت پذیرفت. پرسش این است که آیا آموزش و پرورش به لحاظ ماهیت خویش تفاوتی با شهرداری و سایر نهادها دارد یا خیر ؟
گفتنی است؛ مدیرکل آموزش و پرورش استان اصفهان، در تماس تلفنی با والدین این دانشآموز، ضمن دلجویی از آنها اعلام نمود که وزیر محترم آموزش و پرورش، پس از اطلاع از موضوع با استفاده از اختیارات خود دستور حل مشکل این دانش آموز عزیز را صادر کرد . »
کمپین معلولان با انتشار این ویدیو نوشته است : «وزارت آموزش و پرورش مکلف است در همه امتحانات منشی در اختیار افراد دارای معلولیت قرار بدهد.
آموزش و پرورش فلاورجان در امتحان روز جمعه نمونه دولتی، هم منشی به این نابینا نداده و هم از جلسه امتحان اخراجش کرده است.»
پرسش « صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش که از « اختیارات خود » برای حل این مساله استفاده کرده آن است که اگر این ویدئو در شبکه های اجتماعی منتشر نمی شد و احساسات و وجدان عمومی جامعه بابت آن جریحه دار نمی شد ؛ باز هم در این مورد « دستور ویژه » ای صادر می گردید ؟

وزارت آموزش و پرورش در این اطلاعیه با ذکر این جمله « در فرآیند ثبتنام این دانشآموز عزیز گزینه «نیاز به منشی» انتخاب نشده بود » گویا منتی هم بر سر این دانش آموز نابینا قرار داده و شاید هم به زعم خویش در حق این دانش آموز لطف کرده است . پرسش « صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش که از « اختیارات خود » برای حل این مساله استفاده کرده آن است که اگر این ویدئو در شبکه های اجتماعی منتشر نمی شد و احساسات و وجدان عمومی جامعه بابت آن جریحه دار نمی شد ؛ باز هم در این مورد « دستور ویژه » ای صادر می گردید ؟
پرسش این است که آیا آموزش و پرورش به لحاظ ماهیت خویش تفاوتی با شهرداری و سایر نهادها دارد یا خیر ؟ مگر نه این است که این آموزش و پرورش یک « دستگاه انسان ساز » است و باید روحیه انسانی و بلوغ عاطفی و روانی را در جامعه ی از هم گسیخته و بی تفاوت امروز تعریف و گسترش دهد ؟
آیا برخورد با یک متصدی جزء مشکلی را حل می کند ؟
مدیر کلی که به خاطر گزارش انتقادی « نرگس کارگری خبرنگار صدای معلم » از عملکرد اداره کل آموزش و پرورش اصفهان وی را لغو ابلاغ می کند و انواع تضییعات و فشارها را به او روانه می سازد ؛ آیا می توان انتظاری بیش از این داشت ؟ ( این جا )
مدیر کلی که به جای توجه به انجام وظایف قانونی و ارائه گزارش عملکرد ایده و الگوی « تابوت گردانی در مدارس » را برای مطالبه گری نسل جوان پیشنهاد و اجرا می کند ؛ طبیعی است که با یک دانش آموز نابینا چنان برخوردی صورت گیرد . ( این جا )

این یک اصل بدیهی در مدیریت است که تفکرات از بالا در سطوح مختلف به سمن پایین جریان پیدا می کند .
توصیه « صدای معلم » به رضا مرادصحرایی وزیر آموزش و پرورش آن است که همان لحن قاطعی را که در مقام رئیس دانشگاه فرهنگیان در نشست با دانشجو معلمان هرمزگان به کار برد ( این جا ) این بار و در عمل در برخورد با زیر مجموعه مدیریتی خویش انجام دهد تا حداقل « صداقت » ایشان در این مورد برای افکار عمومی و معلمان به اثبات برسد .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ چهارشنبه هفتم تیر ، شاخه ی علوم تربیتی گروه علوم انسانی فرهنگستان علوم میزبان برخی کارشناسان و صاحب نظران برای نقد و ارزیابی « لایحه برنامه ی هفتم توسعه » بود .
در این نشست تخصصی ؛ عباس صدری ، رئیس دفتر منطقه ای آیسسکو ؛ محسن حاجی میرزایی ، وزیر پیشین آموزش و پرورش ؛ علی زرافشان معاون پیشین متوسطه وزارت آموزش و پرورش حضور داشتند .
این نشست توسط محمود مهرمحمدی استاد بازنشسته دانشگاه تربیت مدرس و سرپرست پیشین دانشگاه فرهنگیان اداره می شد .
در این نشست که سه ساعت به طول انجامید برخی از فرهنگیان که به صورت آنلاین در نشست حضور داشتند پرسش هایی را مطرح کردند .
در این بخش ، قسمت نخست سخنان « محسن حاجی میرزایی » وزیر پیشین آموزش و پرورش را می خوانید .