صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه رسانه/

حرکات تکراری حین دوچرخه‌‌‌سواری مانند رکاب زدن مداوم، به گردش مایع مفصل زلاله‌ای در اطراف زانو کمک می‌کند

منتشرشده در پژوهش

تحلیلی بر آموزش و پرورش خودکامگان و رفتارهای دیکتاتوری و مستبدانه در مدرسه توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

مصطفی ملکیان: وقتی فرانسویان نیروهای اشغالگر را از فرانسه خارج کردند، ژنرال دوگل از آندره موروا رمان‌نویس و متفکر بزرگ خواست تا وزارت آموزش و پرورش را برعهده بگیرد. موروا پذیرفت اما گفت من کتاب‌های درسی را اساساً عوض می‌کنم و تا پایان تحصیلات دبیرستان به بچه‌ها بیش از سه چیز نخواهم آموخت. یکی زبان و ادبیات فرانسه تا فرهنگ کشور خودشان را بشناسند. یکی ریاضیات که وقتی در حال خرید و فروش هستند کلاهی سرشان نرود و دیگر فقط درس‌های زندگی را به آنها یاد خواهم داد. فیزیک و شیمی و تاریخ و جغرافی و… را می‌گذارم برای زمانی که وارد دانشگاه می‌شوند و می‌خواهند در رشته خاصی وارد شوند. اما چیزهایی هست که همه آنها به آن نیاز دارند، چه مرد چه زن، چه فقیر چه ثروتمند و… هر چه باشند به این نیاز دارند و من درس‌های زندگی را تا ۱۸ سالگی به آنها یاد خواهم داد، بقیه بماند برای دانشگاه. البته دوگل نپذیرفت و آندره موروا خودش سه جلد کتاب با نام "درس‌های زندگی" نوشت. حرف من چیزی جز حرف موروا نیست. به ما هنر زندگی را نیاموخته‌اند.

 گفت و گو با روشنفکران- محمد صادقی

***

تحلیلی بر آموزش و پرورش خودکامگان و رفتارهای دیکتاتوری و مستبدانه در مدرسه توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

معاون مدرسه که اتفاقا سابقه اش بالاست و هنوز بازنشسته نشده حدود دو هفته پیش و در حالی که کلاس ها برقرار بود زنگ زده و با گلایه گفت که چرا سوالات را تحویل نداده ام .

 به او پاسخ دادم : امتحان دو هفته دیگر برگزار می شود . دلیلی برای تحویل این همه زود هنگام سوالات به مدرسه وجود ندارد .

هفته پیش صبح به مدرسه رفتم اما کسی حضور نداشت و از قضا در مدرسه بسته بود .

زنگ زدم . کسی هم جواب گو نبود .

تحلیلی بر آموزش و پرورش خودکامگان و رفتارهای دیکتاتوری و مستبدانه در مدرسه توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

امروز برای تحویل سوالات امتحانی درس خود در مقطع هنرستان که خوشبختانه هنوز به قطار نهایی شدن سوالات در پایه های دهم و یازدهم نپیوسته است به مدرسه رفتم . نماینده ی معلمان در هر مدرسه تراز و میانگین عقل آموزشی و تربیتی در همان واحد آموزشی است و معلمان معمولا کسی را انتخاب می کنند که مثل خودشان باشند و فراتر از آنان فکر و یا عمل نکند .

معاون مدرسه با حالتی طلبکار و از موضع « حق » حرف های قبل خود را تکرار کرد .

به او گفتم : هیچ قانون و بخشنامه ای نیست که حرف و حرکت شما را در این مورد تایید کند و قانونی هم نیست که بگوید معلم به فرض باید سوالات را یک و یا دو هفته زودتر تحویل دفتر مدرسه دهد .

از ایشان پرسیدم آیا شما در برگه مراقبت من و برنامه ی امتحانی این را نوشته اید ؟

تحلیلی بر آموزش و پرورش خودکامگان و رفتارهای دیکتاتوری و مستبدانه در مدرسه توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

آیا آن را به من ابلاغ کرده و یا اطلاع رسانی کرده اید ؟

ایشان در پاسخ گفت که در کانال مدرسه این را نوشته ایم .

به ایشان گفتم : هیچ قانونی معلم را ملزم نمی کند که در این گونه کانال های مجازی عضو باشد و حتی عضویت در این گونه کانال ها هم دلیلی برای اطلاع و ابلاغ خواسته ها و مطالبات نمی تواند باشد و بابت آن نمی شود فردی را مواخذه کرد .

در حالی که حرفی برای گفتن نداشت با عصبانیت و پرخاش گفت که :

« من قانون هستم » .

تحلیلی بر آموزش و پرورش خودکامگان و رفتارهای دیکتاتوری و مستبدانه در مدرسه توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

به ایشان پاسخ دادم که مرجع قانون گذاری در آموزش و پرورش مشخص است و شما و سایرین در این سیستم فقط عامل اجرای قوانین و آیین نامه ها هستید .

پیش خود فکر کردم اگر همان شعار « مدرسه محوری » در این فرهنگ سازمانی غالب و بیمار  و در این پس زمینه اجتماعی ( Social Context ) اجرا شود برون داد آن واقعا چه خواهد بود ؟ وقتی که هنوز جایگاهی برای « تفکر انتقادی » تعریف نشده و آدم ها اصلا بلد نیستند در هر سن و سطحی با هم حرف بزنند و یا تعامل موثر داشته باشند .

از او خواستم که سوالات را پس دهد و از اداره آموزش و پرورش پی گیر قضیه شود ...

جالب است که در آن اتاق ؛ « نماینده معلمان » هم در « گوشه ای » نشسته بود و این اتفاقات را تماشا می کرد .

واکنش او فقط لبخند بود و سکوت .

در این بیش از سه دهه کار معلمی همیشه از خود پرسیده ام که واقعا کار و وظیفه نماینده ی معلمان در مدرسه جز امضا کردن چند سند و چک و شرکت نیم بند در برخی جلسات بی فایده و بی هدف چیست ؟

هر چند نماینده ی معلمان در هر مدرسه تراز و میانگین عقل آموزشی و تربیتی در همان واحد آموزشی است و معلمان معمولا کسی را انتخاب می کنند که مثل خودشان باشند و فراتر از آنان فکر و یا عمل نکند .

در چنین جاهایی و در جلسات یا سکوت می کنند و یا مجیزگویی راه می اندازند که اگر به فرض غیبت کردند کسی آنان را مواخذه نکند و یا سال بعد در همان مدرسه بمانند و احتمالا برخورداری از رانت های دیگر در این نظام آموزشی بیمار و ناکارآمد .

تحلیلی بر آموزش و پرورش خودکامگان و رفتارهای دیکتاتوری و مستبدانه در مدرسه توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

زمانی که قصد خروج از مدرسه را داشتم مدیر مدرسه دوان دوان آمد و گفت که چیز خاصی نبوده و مرا به دفتر مدرسه دعوت کرد .

لحن معاون مدرسه کمی تغییر کرده بود اما شهامت و یا توانایی عذرخواهی در برابر حرف های ناصحیح و غیرقانونی خود را هم نداشت .

حال ما در  این سیستم انتظار داریم که دانش آموزان به مهارت هایی مانند عذرخواهی کردن و تشکر و سایر مهارت های زندگی آشنا شوند ؟

اساسا در این سیستم و با این « آدم ها » ی دگم و دیکتاتور می توان انتظار تربیت «شهروند قانون مدار » را داشت وقتی که معاون مدرسه خود را عین قانون و قانون گذار معرفی می کند ؟

تحلیلی بر آموزش و پرورش خودکامگان و رفتارهای دیکتاتوری و مستبدانه در مدرسه توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

و نماینده ی معلمانش هم جز لبخند و سکوت کار دیگری نمی داند ؟ پیش خود فکر کردم اگر همان شعار « مدرسه محوری » در این فرهنگ سازمانی غالب و بیمار  و در این پس زمینه اجتماعی ( Social Context ) اجرا شود برون داد آن واقعا چه خواهد بود ؟

ماجرا ظاهرا تمام شد .

وقتی که داشتم از مدرسه بیرون می آمدم یاد آن فیلم « افعی » افتادم که که کلی سر و صدا به پا کرده و جملگی کنش گران و معلمان کف مدرسه حرف های آن فیلم ساز را توهین به آن « معاون مدرسه » و « مقام شامخ معلمان » عنوان کرده بودند به ویژه آن جایی که آن معاون مدرسه را از اتومبیل پیاده کرده بود .

تحلیلی بر آموزش و پرورش خودکامگان و رفتارهای دیکتاتوری و مستبدانه در مدرسه توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

شرح و تحلیل این ماجرا را به تفصیل پیش تر و با عنوان : « « کی قرار است از دست این رفتارهای برخاسته از روح استبداد رهایی پیدا کنیم ؟» اندر حکایت کُرنش مدرسه ایرانی در برابر یک شهردار : دیکتاتوری در وجودمان است ! » به رشته تحریر در آورده ام . ( این جا )

آن معاون و عملکردش تنها گوشه ای از خیل عظیم صحنه ها و وقایعی بوده و هست که هر روز در مدارس ما اتفاق می افتد .

تحلیلی بر آموزش و پرورش خودکامگان و رفتارهای دیکتاتوری و مستبدانه در مدرسه توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

یکی مانند پیمان معادی خواه آن را تصویر می کند .

من هم قصه اش را مکتوب می کنم .

( 1 ) فردریش نیچه

( شاهکار Pink Floyd : Another brick in the wall ) : - { آجر دیگری در دیوار }

منتشرشده در یادداشت

تسلیت صدای معلم به محمد روزبهانی به مناسبت درگذشت پدر

جناب آقای محمد روزبهانی

درگذشت پدر بزرگوارتان را از صمیم قلب تسلیت گفته برای شما و خانواده محترم صبر و سلامتی آرزومندیم .

پایان پیام/

 گروه گزارش/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ نشست تخصصی « پارادوکس پرورش ذهن باز در نظام تعلیم و تربیت بسته با تاکید بر برنامه درسی » با سخنرانی « ایرج خوش خلق ، عضو هیات علمی بازنشسته پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش » در « خانه اندیشمندان علوم انسانی » برگزار گردید .

بخش چهارم را می خوانید .

منتشرشده در گفت و شنود

گروه رسانه/

یک جامعه‌شناس به خبرآنلاین گفت: «در ایران یک نوع نارضایتی هستی شناختی در طول تاریخ وجود دارد، شاید به این دلیل که ملت کهنی هستیم، فرهنگ کهن و حافظه تمدنی داریم اما شرایط‌مان طوری بوده که اجازه موفقیت به ما نداده است، ملتی هستیم که می‌خواهیم موفق شویم اما نمی‌توانیم، شاید دلیل اعتراضات سال ۱۴۰۱ هم همین بود.»

مظاهر گودرزی: «جامعه ایران یک جامعه گمراه کننده است»، این را مقصود فراستخواه می‌گوید. جامعه‌ای که در ظاهر با آسیب‌های زیادی مواجه است، از نظر اقتصادی شاخصی مانند ضریب جینی نشان می‌دهد وضعیت مساعدی ندارد، از نظر اجتماعی ایران جزو جوامعی است که مردمانش تجربه‌های عاطفی منفی بسیاری دارند، این جامعه در شاخص کامیابی اصلاً وضعیت خوبی ندارد و در حالی‌که ارزش‌های بقا در آن از ارزش‌های شکوفایی جلوتر افتاده است اما همچنان می‌خواهد موفق شود. همه این‌ها درحالی‌ست که همزمان نبودن سیاست‌های رسمی با جامعه آن را تبدیل به یک جرم بحرانی کرده است، این اصطلاحی است که فراستخواه آن را برای جامعه ایرانی به‌کار می‌برد.

این جامعه‌شناس معتقد است جامعه ایرانی به یک جرم بحرانی تبدیل شده که هر لحظه می‌تواند آبستن یک ایدئولوژی رادیکال شود، ایدئولوژی‌ای که بیاید با مستعمره کردن نارضایتی‌های مردم آن‌ها را اصطلاحاً از چاله‌ای به چاه بیندازد. او درمقابل این مستعمرگی ایده قلمروسازی را مطرح می‌کند، می‌خواهد از هر نقطه امیدی برای نجات جامعه‌ای چنین بحران زده استفاده کند که به تعبیر خودش در نقطه کور حکومت قرار دارد، برای همین می‌گوید: «به‌جای جنون زوال، نبوغ بقا داشته باشیم.»

متن کامل گفت‌وگوی خبرآنلاین با مقصود فراستخواه در ادامه آمده است.

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ گردهمایی اهالی تعلیم و تربیت در خانه ی اندیشمندان علوم انسانی به مناسبت بزرگداشت مقام معلم برگزار گردید .

این نشست بیش از سه ساعت به طول انجامید .

در پایان این نشست سه نفر از وزاری پیشین علی اصغر فانی ، محمدبطحایی و محسن حاجی میرزایی در میزگردی شرکت کردند .

همچنین دانش آموزان دختر و پسر از مدارس سمپاد به هنرنمایی پرداختند .

این نشست میهمان دیگری داشت که از فاصله ی بسیار دوری به این جا آمده بود تا به بیان خاطره و یا بهتر است بگوئیم به « ذکر مصائب حرفه ی معلمی » بپردازد .

او کسی نبود جز « ثریا مطهرنیا » آموزگار سخت کوش بیجاری که عملکرد خدمت بی ادعا و صادقانه در روستاهای محروم کردستان را در کارنامه ی خود دارد .

در این قسمت بخش نخست از سخنان خانم مطهرنیا را می خوانید .

منتشرشده در گفت و شنود

نگاهی به رابطه میان تنبیه بدنی در مدرسه و ایدئولوژی و رویکردهای حقوقی در صدای معلم

پخش یک سکانس از سریال افعی تهران موجب شکایت وزارت آموزش و پرورش از سازندگان سریال فوق به دلیل توهین به معلمان شده است .  این شکایت و دفاع از حقوق معلمان اقدام صحیحی است ولی مشروط بر اینکه هر نوع توهین به معلمان را در برگیرد . وزارت آموزش و پرورش در برابر توهین مکرر به معلمان در تبلیغات تلویزیونی سکوت می کند ولی از سازندگان یک سریال با بینندگان محدود شکایت می نماید .

به طور مثال تبلیغاتی به صورت مکرر در تلویزیون پخش می شود که جمله محوری آن این است :

« معلم را به خانه ببریم » .

جمله توهین آمیز فوق هیچ گاه مورد اعتراض نهاد مسئول تعلیم و تربیت قرار نگرفته است .

در صحنه ای از سریال افعی تهران ، شخصیت اصلی با بازی پیمان معادی ناظم مدرسه خود را در میان یک جاده پیاده می کند تا انتقام تنبیه های بدنی دوران دانش آموزی اش را از وی بگیرد . توهین آمیزتر از سکانس مربوطه تصویری است که سریال افعی تهران از مدرسه ارائه می دهد . بازیگر نقش کودکی شخصیت اصلی داستان در ازای دریافت امتیاز ، تخلفات انضباطی دیگران را بر عهده می گیرد تا به جای آن ها تنبیه بدنی شود .

نگاهی به رابطه میان تنبیه بدنی در مدرسه و ایدئولوژی و رویکردهای حقوقی در صدای معلم

نقش ناظم در سریال ، ماشین تنبیه گری است که به محض برعهده گرفتن یک تخلف همچون یک شکنجه گر وارد عمل می شود و برخورد بدنی و خشن می نماید . ناظم هیچ گاه نمی پرسد که چرا باید یک نفر همه رفتارهای متخلفان را بر عهده گیرد ؟

ناظم مدرسه آن قدر کم هوش و ناتوان است که توان تجزیه و تحلیل این مسئله ساده را ندارد . این تصویر از مدرسه و ناظم مدرسه در ظاهر نقادانه ولی در واقع شعاری است . رویکردی که نه تنها به زمینه های تنبیه بدنی نمی پردازد که در ارائه تصویری واقع بینانه از مدرسه ناتوان است .

نگاهی به رابطه میان تنبیه بدنی در مدرسه و ایدئولوژی و رویکردهای حقوقی در صدای معلم

تنبیه بدنی به عنوان یک روش تربیتی همواره مورد نقدهای جدی بوده است . سابقه چوب و فلک در مدارس ایران همزاد با تاسیس مدارس نوین است . وزارت آموزش و پرورش نیز سال ها است که تنبیه بدنی را ممنوع کرده است . به موجب « آیین نامه اجرایی مدارس » که مهم ترین متن اداره مدارس کشور است ، واژه تنبیه به تشویق و آگاهی بخشی معنا می شود . براین اساس آئین نامه کوشیده است که تشویق را به عنوان راهکار اصلی آگاهی بخشی بداند .

بر اساس ماده 78 آئین نامه فوق مدرسه در چارچوب نظام ترغیب و تشویق و تنبیه حق دارد با روش هایی از جمله تذکر و اخطار شفاهی به طور خصوصی ، دعوت از ولی دانش آموز و توجیه جهت پیگیری موضوع ، اخطار کتبی و اطلاع به ولی دانش آموز تا انتقال به مدرسه دیگر با دانش آموز متخلف برخورد نماید . گام برداشتن برای برسازی یک نظام ترغیب و تنبیه علاوه بر آئین نامه به پشتوانه ای نیاز دارد که مناسبات داخلی مدرسه را تغییر دهد .

بر اساس ماده 81 آئین نامه مزبور تنبیه بدنی دانش آموز و سوء رفتار با وی به هر دلیل و تحت هر شرایطی ممنوع است . این متن هر چند که به عنوان یک رویکرد راهنما نقش عمده ای در توقف تنبیه بدنی و ارائه راهکار های بدیل دارد ولی نتوانسته تصویر مدرسه را در اذهان عمومی تغییر دهد و یک نظم مدنی را جایگزین نماید . از این رو همواره با اخباری از خشونت در مدرسه روبه رو هستیم .

تنبیه به معنای آگاهاندن از درون ساخت قدرت و مناسبات فرهنگی یک جامعه بر می آید . وجود آئین نامه ها و بخش نامه ها هر چند تا حدی می تواند به توقف این امر کمک کنند ولی رویکرد حقوقی در ارائه تصویری واضح از دلایل شکل گیری تنبیه بدنی و راهکارهای مناسب برای توقف آن ناتوان است .

تنبیه فقط یک سو ندارد . مدرسه ، معلم و دانش آموز عناصر اصلی در تنبیه هستند ولی مناسبات آن ها از درون ساختارهای اجتماعی و فرهنگی شکل می گیرد . به این دلیل است که تنبیه در مدرسه را باید ترجمان روابط قدرت در جامعه دانست .

نگاهی به رابطه میان تنبیه بدنی در مدرسه و ایدئولوژی و رویکردهای حقوقی در صدای معلم

جوامعی که براساس نظم اقتدار گرا شکل گرفته اند تنبیه خشن را تایید می کنند و آن را می پسندند . این جوامع خود مولد خشونت و تنبیه بدنی هستند و آن را رواج می دهند.

شکل گیری تنبیه بدنی در جامعه ایران را نیز نمی توان از سابقه اقتدار گرایی در این سامان جدا دانست .

در فرهنگی که چوب معلم فضیلت دارد ، ساخت قدرت در مدرسه نیز بر مبنای خشونت عریان و تنبیه بدنی شکل گرفته است .

لوئی آلتوسر ، اندیشمند فرانسوی در تعریف ایدئولوژی می گوید که : «ایدئولوژی، رابطه‌ی تخیلی افراد را با شرایط واقعی هستی‌شان بازنمایی می‌کند» .  تعریف مربوط از ایدئولوژی در مورد رابطه معلم و دانش آموز با شرایط واقعی قابل فهم است . تنبیه بازنمایی عملی یک رابطه ای خیالی است که در میان دانش آموز و معلم شکل گرفته است و نسبت آن ها با شرایط واقعی را نشان می دهد .

در یک نظم اقتدار گرا هر دو طرف به خشونت پناه می برند تا طرف قوی تر مشخص شود زیرا  تنها راه چاره برای فهم روابط قدرت همین است .

نگاهی به رابطه میان تنبیه بدنی در مدرسه و ایدئولوژی و رویکردهای حقوقی در صدای معلم

مشکل اصلی وزارت آموزش و پرورش به عنوان نهاد ملی تعلیم و تربیت این نیست که تنبیه بدنی را ممنوع نکرده است . شکایت از   توهین کنندگان  به جایگاه معلم در  سریال  افعی تهران نیز بیشتر به دعوای ژورنالیستی می انجامد که تاثیری بر روابط واقعی قدرت در مدرسه ندارد . وزارت آموزش  و پرورش از منظری حقوقی  به یک سریال برخورد می  کند و سریال فوق نیز رویکری شعاری به مسئله تنبیه  در مدرسه دارد .

گسست وزارت آموزش و پرورش از  نهاد مدرسه و عدم درک روابط قدرت در شکل گیری مناسبات مدرسه مهم ترین نقطه ضعفی است که وزارت آموزش و پرورش از آن رنج می برد . 

نقطه ضعف فوق  موجب می شود که  نهاد تعلیم و تربیت کشور برنامه ای برای رفع مشکلات موجود در مدرسه نداشته باشد و  خود را  در جایگاه انذار دهنده قرار دهد . این روند تاثیری در بهبود روابط دانش آموز و معلم و تحول در نهاد مدرسه ندارد .

وزارت آموزش و پرورش نیازمند ایده و برنامه ای است که بتواند به جای بازتولید ایدئولوژی تنبیه بدنی به جایگزینی نظمی مدنی در مدرسه بینجامد  .

نگاهی به رابطه میان تنبیه بدنی در مدرسه و ایدئولوژی و رویکردهای حقوقی در صدای معلم

 شکل گیری  نظم مدنی در مدرسه بدون گذار از شعار به واقعیت و تدوین راهکار بر اساس واقعیت  ممکن نیست . در نظم برآمده از یک رابطه مدنی ؛ تنبیه  از ایدئولوژی مبتنی بر خشونت  به مثابه ایدئولوژی تشویق و آگاهی بخشی تغییر می  یابد . این روند نیازمند فهم دقیق مناسبات اجتماعی و  تمهید راهکارهایی برای تغییر و دگرگونی است .

در حال حاضر « آیین نامه اجرایی مدرسه» راهکارهایی برای تشویق و آگاهی بخشی ارائه  می دهد که بیشتر بر پایه تشویق و نفی خشونت در مدرسه است ولی روابط موجود در مدارس بر مدار سابق می چرخد .

گام برداشتن برای برسازی یک نظام ترغیب و تنبیه علاوه بر آئین نامه به پشتوانه ای نیاز دارد که مناسبات داخلی مدرسه را تغییر دهد . در غیر این صورت متون فوق بدون پشتوانه یک نظم مدنی که تنبیه را به منزله یک ایدئولوژی مدنی در نظر گیرد ناکام  خواهد ماند .

رویکردهای حقوقی تنبیه را ممنوع و محدود می کنند ولی مسئله را حل نمی کنند ؛ زیرا روند تولید خشونت و روابط قدرت را متوقف نمی کند .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نگاهی به رابطه میان تنبیه بدنی در مدرسه و ایدئولوژی و رویکردهای حقوقی در صدای معلم

منتشرشده در دانش آموز

گزارشی از آخرین روز نمایشگاه بین المللی کتاب ۱۴۰۳ در صدای معلم و مشابهت با دریاچه ارومیه

دیروز در آخرین روز نمایشگاه بین المللی کتاب ۱۴۰۳ش به دعوت برخی دوستان، سری زدم . همه چیز را تاسف بار دیدم، به هر غرفه ای سر زدم می نالیدند!

خلوتِ خلوت و آن هم در آخرین روز نمایشگاه کتاب که معمولا چند سال پیش در آخرین روزهای نمایشگاه ها، آدم نمی توانست از ازدحام جمعیت حرکت کند!

البته چند صف آن بیرون بود یعنی صف فست فودی...

گزارشی از آخرین روز نمایشگاه بین المللی کتاب ۱۴۰۳ در صدای معلم و مشابهت با دریاچه ارومیه

من ۳۰ سال است از تمام نمایشگاههای بین المللی کتاب تهران بازدید کرده ام اما سال به سال کم رنگ تر می گردد، انگار مثل دریاچه ارومیه بوده که سال به سال کوچک تر و زار و نزارتر می گردد تا جلوی چشم مان محو گردد!

شاید نسل بعدی زمانی اگر گذرش به این مکان نمایشگاه بیفتد به همدیگر بگویند اینجا زمانی نمایشگاه کتاب بوده!

گزارشی از آخرین روز نمایشگاه بین المللی کتاب ۱۴۰۳ در صدای معلم و مشابهت با دریاچه ارومیه

به قول دوست شاعرم آقای واحدی:

«بوردا بير دنيز وارايميش»

با دولت مرا کاری نیست، اما به نظرم این مردم انگار حسابی آن نصیحتِ تلخ و شومِ قابوسنامه را آویزه گوش شان کرده اند كه:

«مردی، فرزند سركش و لا‌ابالی خود را نصيحت می کرد كه اگر دوباره سركشی كند او را به مكتب خانه خواهد گذاشت تا درس بخواند و دانشمند شود تا يك عمر فقير و گرسنه بماند»!

( کانال نویسنده )


گزارشی از آخرین روز نمایشگاه بین المللی کتاب ۱۴۰۳ در صدای معلم و مشابهت با دریاچه ارومیه

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش صدای معلم از عدم صدور کارت ورود به امتحانات نهایی دانش آموزان و اعتراض به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی

نخستین ترکش های نهایی شدن امتحانات نهایی در پایه های دهم و یازدهم در روزهای اخیر پدیدار شد .

وزارت آموزش و پرورش از عهده صدور کارت های ورود به جلسه بر نیامد و بدین ترتیب برنامه امتحان در روزهای 30 و 31 اردیبهشت لغو گردید .

این در حالی است که « صدای معلم » نخستین رسانه ای بود که به این مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی واکنش نشان داد و آن را فاقد معیارهای کارشناسی و تطبیقی دانست .

گزارش صدای معلم از عدم صدور کارت ورود به امتحانات نهایی دانش آموزان و اعتراض به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی

این رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه عمومی آموزش ایران در گزارش خود با عنوان :

«این همه شتاب زدگی و کارهای بدون کارشناسی و فاقد عقلانیت آموزشی و اداری در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها تا کجا و تا چه زمانی ادامه خواهد داشت ؟»

نظرسنجی وزارت آموزش و پرورش از مدیران مدارس و دانش آموزان به منظور طراحی برنامه آزمون های نهایی ... فعلا به معلمان نیازی نداریم ! نوشت : ( این جا )

« این گونه اظهارات توسط یک مقام مسئول در وزارت آموزش و پرورش در حالی بیان می شوند که بار اصلی برگزاری امتحانات مانند طراحی سوالات ، مراقبت و تصحیح همواره بر دوش معلمان بوده است .

 مهم تر و فراتر از این مساله ؛ ورود یک نهاد بیرون از آموزش و پرورش مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی و تعیین تکلیف برای ارکان آن است در حالی که حداقل در آموزش و پرورش نهادی مانند شورای عالی آموزش و پرورش مستقر بوده و فعالیت می کند.

گزارش صدای معلم از عدم صدور کارت ورود به امتحانات نهایی دانش آموزان و اعتراض به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی

این وضعیت ؛ به نوعی زیر سوال بردن استقلال حرفه ای آموزش و دخالت غیر تخصصی در کار آموزش و معلمان است .

پیش تر ؛ « صدای معلم » در یادداشتی نسبت به پیامدهای این تصمیم شورای عالی انقلاب فرهنگی هشدار داده و نوشت : ( این جا )

« این‌ مصوبه سکان هدایت فرایند یاددهی - یادگیری را از دست معلمان خارج کرده و به دست امتحان نهایی می سپارد و شاگردان به جای توجه به روندهای حاکم در کلاس درس و تکالیف مدرسه ای در تمام سال به دنبال نمونه سوالاتی خواهند رفت که نمره بهتری را در پایان سال برای آنان تضمین کند و عملا مدرسه متوسطه به کلاس های کنکور بدل خواهد شد.

این بزرگترین آسیب به نظام تعلیم و تربیت است.

گزارش صدای معلم از عدم صدور کارت ورود به امتحانات نهایی دانش آموزان و اعتراض به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی

هم‌ اکنون که امتحان نهایی تنها در پایه دوازدهم برگزار می شود تامین امنیت و سلامت امتحان نهایی با توجه به برگزاری آزمون در هزاران حوزه اجرا در سطح کشور و در مراحل:

- طراحی و استاندارد سازی آزمون و این عاقبت جامعه ای است که غالبا به امور فکر نمی کند و در روزمرگی های خود ساخته ی خویش مغروق است تا زمانی که بحرانی او را از خواب بیدار کند .
- ارسال ایمن سوالات
- تکثیر آنها در محل اجرای آزمون
- تامین امنیت محیط اجرا
- تصحیح درست و قابل اطمینان اوراق امتحانی
- اعلام‌ نتایج و صدور کارنامه تحصیلی

کاری بسیار سخت و طاقت فرساست و خالی از اشکال و خلل نیز نمی باشد.

اگر چه در سال های گذشته اقداماتی برای ایمن سازی این مراحل انجام شده اما همچنان چالش هایی وجود دارند ؛ حال اگر این حجم از اقدامات به سه برابر میزان فعلی افزایش پیدا کند یقینا مشکلات بسیار بیش از حد تصور خواهد شد و آموزش و پرورش بر آنها فائق نخواهد آمد .

برگزاری هم زمان سه سال امتحان نهایی کاری است که نه نیروی انسانی، نه سالن های امتحانی و فضای مورد نیاز آن در آموزش و پرورش وجود دارد و نه این دستگاه می تواند در آن واحد این‌ حجم از اقدامات را در فرآیندهای نام‌برده بالا که آزمون نهایی ناگزیر از مجرای آنها می گذرد انجام بدهد

نکته مهم دیگر این که دبیران برگزاری آزمون های داخلی را بخشی از وظیفه روزمره خود می دانند و آن را با رغبت انجام می دهند اما برگزاری امتحان به صورت نهایی در هر مرحله اعم از طرح سوال، مراقبت و تصحیح اوراق مستلزم پرداخت حق الزحمه است و تسری امتحان نهایی به سه پایه مبالغ هنگفتی را طلب می کند که عملا و با نظر به تجارب گذشته قابل تامین نخواهد بود » .

گزارش صدای معلم از عدم صدور کارت ورود به امتحانات نهایی دانش آموزان و اعتراض به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی

این نکات و دغدغه ها در گفت و شنود « صدای معلم » با « احمد عابدینی ؛ معاون پیشین شورای عالی آموزش و پرورش » هم مورد تایید و تصریح قرار می گیرند . ( این جا )

پرسش « صدای معلم » از وزارت آموزش و پرورش و سایر مسئولان و تصمیم گیرندگان آن است :

این همه شتاب زدگی و کارهای بدون کارشناسی و فاقد عقلانیت آموزشی و اداری در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها تا کجا و تا چه زمانی ادامه خواهد داشت ؟

آیا نتایج و عوارض تصمیم های پیشین خود را در برهه های مختلف مشاهده نکرده اند ؟ »

گزارش صدای معلم از عدم صدور کارت ورود به امتحانات نهایی دانش آموزان و اعتراض به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی

همچنین « صدای معلم » به قلم مدیر مسئول رسانه ضمن ارزیابی این مصوبه از ابعاد مختلف با عنوان : « به نظام آموزشی چه داده اید و چه می خواهید ! آیا مصوبه ی شورای عالی انقلاب فرهنگی به انحطاط زدایی از نظام آموزشی و جامعه و رشد " تفکر انتقادی " کمکی می کند ؟ » چنین نوشت : ( این جا )

« از زمانی که اعلام شده است امتحانات پایه دهم و یازدهم به صورت « نهایی » برگزار می شوند تب و تاب برای « نمره » شتاب بیشتری گرفته هر چند این بیماری مزمن قبلا نیز وجود داشته است .

 معلوم نیست آموزش و پرورش غیر معطوف به آموزش مهارت های زندگی و بیگانه با آن و با این مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی دیگر قرار است به کجا بینجامد و از کدامین « ناکجا آباد » دیگری سر درآورد ؟

گزارش صدای معلم از عدم صدور کارت ورود به امتحانات نهایی دانش آموزان و اعتراض به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی

نهادی غیر قانونی و غیر پاسخ گو که به جای مراجع قانونی مانند شورای عالی آموزش و پرورش و مجلس تصمیم می گیرد اما هزینه ی این گونه تصمیم ها را باید معلمان و سایر ارکان آموزش پرداخت کنند بی آن که شاهد گشایشی در حوزه ی کیفیت بخشی آموزش و ارتقای سطح آموزش و تربیت باشند .

این وضعیت سال هاست که در نظام آموزشی ایران به یک رویه غالب تبدیل شده و از آن جا که در نهایت به قبولی دانش آموزان و افزایش آمار رضایت منتهی می شود تقریبا همه ارکان آموزش مانند مدیر مدرسه ، خانواده و حتی اداره آموزش و پرورش از آن رضایت دارند و صدای مخالفی بلند نمی شود . «این همه شتاب زدگی و کارهای بدون کارشناسی و فاقد عقلانیت آموزشی و اداری در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها تا کجا و تا چه زمانی ادامه خواهد داشت ؟»

شاید با این مصوبه دیگر وضعیت مانند سابق نباشد و آمار قبولی دانش آموزان از شکل حبابی و یا پفکی خارج شود .

اما در کنار این وضعیت ، نمره محوری به عنوان اساس تمام فعالیت های آموزشی و تربیتی تشدید خواهد شد و حتی اگر معلمی بخواهد از سر مسئولیت پذیری و نگرانی نسبت به آینده ، گریزی به اجتماع  داشته و رویکرد حل مساله را برای کاهش چالش های آن مد نظر قرار دهد دیگر گوشی برای شنیدن آن نخواهد بود چون که  بر اساس فرهنگ سازمانی شکل گرفته در مدرسه خارج از کتاب بوده و اتلاف وقت محسوب می شود و مهم تر این که روی معدل و نمره دانش آموزان تاثیری نخواهد داشت . پس ارزش طرح و بحث نخواهد داشت ... »

در روزهای گذشته اکثریت قریب به اتفاق جامعه هدف و کنش گران آموزشی یقه ی وزارت آموزش و پرورش را گرفتند در حالی که متهم اصلی از نظرها غایب بود .

گزارش صدای معلم از عدم صدور کارت ورود به امتحانات نهایی دانش آموزان و اعتراض به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی

عدم توانایی وزارت آموزش و پرورش در انجام یک کار روتین اداری تنها نخستین و شاید کوچک ترین عوارض از مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است و سایر پیامدهای و عوارض منفی آن گریبان پیک نحیف و رو به احتضار نظام آموزشی بیمار ایران را فرا خواهد گرفت .

زمانی که در ابتدای بهمن سال 1402 این هشدارها را دادیم کسی و یا نهادی در راس و یا قاعده آن را جدی نگرفت و اصلا نشنید .

و این عاقبت جامعه ای است که غالبا به امور فکر نمی کند و در روزمرگی های خود ساخته ی خویش مغروق است تا زمانی که بحرانی او را از خواب بیدار کند .

که البته آن زمان دیر خواهد بود .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گزارش صدای معلم از عدم صدور کارت ورود به امتحانات نهایی دانش آموزان و اعتراض به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی

منتشرشده در گفت و شنود

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور