« روزگاری حسنی با مادر بزرگش در روستایی دبش! و زیبا زندگی میكرد. حسنی یك بزغاله داشت که خیلی دوستش می داشت. روزها بزغاله را به صحرا می برد تا علف تازه بخورد .
هنوز پاییز شروع نشده بود كه حسنی مریض شد و مدتی در خانه ماند. مادربزرگ حسنی كاه و یونجهای كه در انبار داشتند را به بزغاله میداد .
وقتی حال حسنی خوب شد، دیگر علف تازهای در صحرا نمانده بود. از قضا آن سال سرما زودتر از راه رسید .
همه جا پر از برف شد و كاه و یونجههای انبار تمام شد. بزغاله از گرسنگی بع بع میكرد. حسنی كه دلش به حال بزغاله گرسنه میسوخت او را دلداری میداد و میگفت : “صبر كن تا بهار بیاید آن وقت صحرا پر از علف می شود و تو، كلی غذا میخوری.”
مادر بزرگ كه حرفهای حسنی را شنید خنده اش گرفت و گفت: پسرم، تو مرا به یاد این ضربالمثل انداختی كه میگوید، بزك نمیر بهار میاد، خربزه و خیار میاد. آخر پسر جان، با این حرفها كه این بزغاله سیر نمیشود.
به خانه همسایه برو و مقداری كاه از آنها قرض بگیر تا وقتی كه بهار آمد قرضت را بدهی .
حسنی از همسایهها كاه قرض كرد و به بزك داد و بزك وقتی سیر شد شاد وشنگول ، مشغول بازی شد » .
ضربالمثل پیر زن در مورد افرادی است که به دیگران وعدههای کشکی و سر خرمن میدهند و بعد هم زیرش میزنند و دیوار بلند حاشا هم پا برجا.
حالا حکایت بازنشستگان و وعده وعیدهای دولت و مجلس، دقیقاً شده، مصداق همین ضربالمثل.
دولت روحانی، از مهر ماه سال ۹۹ موضوع همسان سازی حقوق بازنشستگان را بر مبنای ۹۰ درصد حقوق شاغلان همتراز به سرانجام رساند و در ۶ تیرماه ۱۴۰۰، لایحه دائمی شدن همسانسازی را به مجلس سپرد. از طرفی، در آذرماه سال ۹۹، تعداد ۲۰۸ تن از نمایندگان مجلس با استناد به ماده ۳۰ قانون برنامه ششم توسعه،طرحی را تقدیم هیات رئیسه مجلس کردند که بر اساس آن هر گونه افزایش حقوق، که برای حقوقبگیران شاغل کشوری و لشکری عملیاتی و اجرایی می شود، معادل ۹۰ درصد ناخالص آن برای بازنشستگان نیز محاسبه و پرداخت شود. نتیجه آن شد که دولت جناب آقای رئیسی لایحه دولت قبل را از مجلس مسترد نمود و طرح ۲۰۸ نماینده مجلس نیز از سوی هیات رئیسه به بایگانی تاریخ سپرده شد.

در فاصله ۲ سالی که از اجرای همسان سازی دولت دوازدهم گذشت، شکاف دریافتی بازنشسته و شاغل عمیقتر شد و به علت تورم افسارگسیخته و عدم تناسب افزایش سنواتی با نرخ تورم، بازنشستگان به شدت در مضیقه مالی و معیشتی قرار گرفته و نارضایتی زیاد شد.
اخیراً خبر آمد که مجلس، در برنامه هفتم توسعه تصویب کرد که دولت در طول سه سال اول برنامه هفتم، یعنی از ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵، بر اساس فرمول ۳۰،۳۰،۴۰، همسانسازی را اجرا نماید . از سویی، دولت در لایحه بودجه ۱۴۰۳ اعتبار همسانسازی را ندید و عدم پیشبینی اعتبار فوق یکی از دلایل اصلی رد کلیات لایحه بودجه در صحن علنی مجلس اعلام شد.

تجربه ۱۱ دوره انتخابات مجلس به ما میگوید که بین ۶۰ تا ۷۰ درصد نمایندگان مجلس، در دوره بعد صندلی مجلس را نمیبینند و تجربه ۶ دوره برنامه توسعه نیز بیانگر آن است که درصد کوچکی از اهداف و مفاد هر برنامه عملی می شود، و دولت فعلی هم مشخص نیست که در سال ۱۴۰۵ باشد یا نباشد .
وانگهی، همین دولت محترم هم، اعتقادی به تامین اعتبار اجرای همسانسازی ندارد.

حال، فرض کنیم که در لایحه بودجه ۱۴۰۳، مبلغ ۵۴ هزار میلیارد تومان اعتبار برای همسانسازی دیده شود ؛ وقتی رئیس سازمان برنامه و بودجه دوست نداشته باشد که بدهد، نمیدهد و به هیچ کس هم پاسخ گو نیست کما اینکه ۱۴ هزار میلیارد تومان اعتبار مصوب برای ترمیم حقوق بازنشستگان در لایحه بودجه ۱۴۰۲ را نداد.
بنابراین بازنشسته جماعت این وعده وعیدها را بیش از وعده حسنی به بُزَک خود ارزیابی نمی کند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش /

زمانی که مدارس در ایران به خاطر کرونا « تعطیل » شدند ؛ وزارت آموزش و پرورش سیاست منسجم و مشخصی در مورد استمرار فعالیت مدارس نداشت.
در آن دوره بیش از آن که وزارت آموزش و پرورش در مورد دایر بودن مدارس اظهار نظر و تصمیم گیری نماید ؛ بیش تر وزارت بهداشت و جمعی که « ستاد ملی مقابله با کرونا » نامیده می شد ؛ برای آموزش در ایران و آینده ی آنان تصمیم گیری می کردند بدون آن که تخصص ، دانش و یا سر رشته ای در مورد موضوع آموزش و تربیت داشته باشند و مسئولیتی را در برابر عوارض تصمیم های خود بپذیرند .

در دوره وزارت محسن حاجی میرزایی و با وجود ابلاغ دستور العمل بازگشایی مدارس از 15 شهریور 1399 اما فاصله ی کوتاهی مدارس تعطیل شدند و عملا این دستور العمل از دستور کار خارج شد.
پس از آن دستورالعمل بازگشایی کلاس ها و مدارس مذکور از اول بهمن ماه سال جاری در 6 بند و بارعایت پروتکل های بهداشتی به شرح زیر، به ادارات کل استان ارسال شد اما باز هم تغییر خاصی در وضعیت آن دوره ایجاد نشد و مدارس کماکان به تعطیلی خود ادامه دادند . ( این جا )
این وضعیت موجب شد تا دانش آموزان و اولیای آنان تصمیم های وزارت آموزش و پرورش را جدی نگیرند و « صدای معلم » مسئولان وزارت آموزش و پرورش و سایر دستگاه ها را به « لوث کردن آموزش » متهم و نسبت به عوارض و پیامدهای این گونه تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های هشدار داد .

با این وجود ؛ در آن دوره فضای درونی وزارت آموزش و پرورش یکدست نبود و تنها مقامی که با جدیت مخالف تعطیلی مدارس بود و از آموزش حضوری دفاع می کرد کسی نبود جز « رضوان حکیم زاده ؛ معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش »
در آن زمان ؛ « صدای معلم » گفت و گوهای تفصیلی را با ایشان انجام داد و البته از مواضع ایشان در برابر وضعیت و هژمونی غالب در جامعه قدردانی نمود .

از زمان آغاز به کار دولت سیزدهم و انتصاب « معصومه نجفی پازوکی » در سمت معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش اظهار نظر مشخص و یا شفافی را از ایشان در مورد تعطیلی مدارس به ویژه در دوره ابتدایی که « آموزش پایه و راهبردی » به حساب می آید و حضور در مدرسه نقش بی بدیلی در رشد شخصیت فردی و اجتماعی آنان دارد شاهد نبوده ایم .

در پرتال معاونت آموزش ابتدایی نیز اخبار خاصی در این زمینه مشاهده نمی شود و فعلا سخنان و تصاویر ایشان در سفر به استان سیستان و بلوچستان به چشم می خورد . ( 1 ) ( این جا )
نخستین و مهم ترین پرسش « صدای معلم » آن است که آیا خانم نجفی پازوکی نگران آن 44 درصد فقر یادگیری نیست ؟ ( این جا )

واقعا چیزی که « آموزش مجازی » خوانده و تبلیغ می شود و با « واقعیت » فاصله نجومی دارد ؛ می تواند دانش آموزان دبستانی را به حداقلی از شایستگی های پایه برساند ؟
آیا خانم دکتر و آقایان مستقر در صندلی ها و مناصب ؛ نگران نیستند که تا 2 سال آینده، 50 درصد دانش آموزان بعد از کلاس چهارم، حتی نخواهند توانست یک متن ساده را بخوانند ؟
در دوره ی کرونا ، وزارت بهداشت و ستاد ملی مقابله با کرونا راسا برای مدارس و آینده دانش آموزان تصمیم گیری می کردند . اکنون هم استانداری و کمیته ی اضطرار برای آن تصمیم می گیرند بدون آن که نقد و یا مخالفت جدی از سوی مقامات وزارت آموزش و پرورش در مورد آن ابراز شود .
عنصر مفقوده در این وزارتخانه و در ذهنیت و تفکر مسئولان آن ، قائل شدن و اهمیت دادن به « استقلال آموزش » و « هویت حرفه ای » و پاسداشت آن است .
فقط انفعال ، بی برنامگی و روزمرگی .
( 1 )



پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

داریوش گلعلیزاده - رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم تاکید می کند : ( این جا )
حداکثر ۱۰ درصد از تکالیف اثربخش در قانون هوای پاک اجرا شده است.
او از جمله دلایل عدم تحقق این قانون را تامین نشدن اعتبارات و امکانات لازم همچنین محدودیتهای ناشی از تحریم برای دسترسی به فن آوریهای روز بهویژه در حوزه فن آوریهای مرتبط با کاهش آلایندگی و ارتقای استاندارد خودروها ذکر میکند » .
از سوی دیگر ؛ جلال محمودزاده عضو کمیسیون کشاورزی، آب، منابع طبیعی و محیط زیست مجلس شورای اسلامی می گوید: ( این جا )
« متأسفانه محیط زیست اولویت دولت نیست و این را میتوان از بودجهای که به این سازمان اختصاص میدهد، متوجه شد؛ امسال نیز بودجه سازمان حفاظت محیط زیست به جای اینکه افزایش پیدا کند، کاهش پیدا کرده است . محیط زیست ایران طی هشت سال گذشته در فهرست جهانی شصت پله سقوط کرده است .
بودجه سازمان حفاظت محیط زیست در هیچ دورهای با وظایف آن همخوانی نداشته و درحالی که سازمان وظیفه حفاظت از ۱۱ درصد مساحت کشور را بر عهده دارد، درصدی که از بوجه کشور به محیط زیست اختصاص پیدا میکند، کمتر از نیم درصد کل بودجه است.

این موضوع اخیراً با اعتراض علی سلاجقه؛ معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست نیز همراه شده و وی در این باره گفته بود: بین ۰.۱۲ تا ۰.۱۷ اعتبارات کل کشور به بخش محیط زیست اختصاص پیدا میکند که این عدد به قدری پایین است که اصلاً قابل بیان نیست. این عدد در مقابل این پهنه گیتی و عرصه سرزمینی کشور بسیار ناچیز است » .
نخستین پرسش آن است که واقعا وظیفه ی این دولت و جمهوری اسلامی در برابر « بحران محیط زیست » چیست ؟
پرسش « صدای معلم » آن است که چرا پس از گذشت شش سال از تصویب « قانون هوای پاک » فقط باید 10 درصد آن اجرایی شود ؟

چه اولویتی مهم تر از محیط زیست و آموزش و بهداشت برای شهروندان ایرانی مهم تر است ؟
گفته شده علاوه بر تامین نشدن اعتبارات و امکانات ؛ محدودیتهای ناشی از تحریم برای دسترسی به فن آوریهای روز بهویژه در حوزه فن آوریهای مرتبط با کاهش آلایندگی و ارتقای استاندارد خودروها ؛ از مهم ترین دلایل برای اجرا نشده قانون هوای پاک است .
واقعا این تحریم ها چه دست آوری برای کشور و مردم ما داشته است ؟

پرسش این است که چرا الگوهای حکمرانی در ایران در جهت « توسعه پایدار » تغییر نمی کنند ؟
چه کسی و کدام مقام باید در برابر نابودی محیط زیست و به خطر افتادن موجودیت کشور پاسخ گو باشد ؟

مگر با تعطیل کردن گاه و بیگاه مدارس و آموزش کشور ، مشکل آلودگی هوا حل خواهد شد ؟
آیا قرار است با همین سیاست گذاری ها و تصمیم گیری ها شاهد ترسیم ایرانی توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی ، علمی و فن آوری در سطح منطقه باشیم ؟
« صدای معلم » در گزارشی به تاریخ 15 خرداد 1402 نوشت : ( این جا )

« نگاهی بە وضعیت محیط زیست ایران متوجە میشویم کە همه فاکتورهای زیست محیطی در ایران در بحران و آشفتگی به سر میبرند. جمعیت ایران بدون توجە بە ظرفیتهای و منابع آن افزایش یافتە و بە تبع آن رد پای اکولوژی هم افزایش چشم گیری داشتە است.
در چهل سال اخیر بیش از ٢٠ میلیون هکتار از مراتع تغییر کاربری دادە شدەاند. گونەهای زیاد جانوری و گیاهی منقرض شدەاند. بدون توجه بە توان اکولوژیکی سرزمین کشاورزی نامتوازن، و ناپایداری توسعە پیدا کردە است. بیش از ۸۶ میلیارد متر مکعب آب تجدیدپذیر در بخش کشاورزی برداشت میشود در حالی کە خلأ عملکرد حدود ۶۰ درصد است؛ یعنی تنها ۴۰ درصد از پتانسیل عملکرد گیاهان در ایران بە عملکرد قابل برداشت تبدیل میشود! و از این میزان حدود ٣٠ میلیون تن بە ضایعات تبدیل میشود.
اوضاع نابه سامان کشاورزی بیشترین آسیب را بە منابع آبی وارد کردە است. نتیجە آن خشک شدن تالابها، فرسایش خاک، فرونشست زمین، بیابانزایی، شور شدن خاک و ظهور کانونهای جدید ریزگرد بودە است. مصرف سم و کود شیمیایی در کشاورزی ایران بسیار فراتر از استانداردهای جهانی است و عدم توجە بە دورە کارنس سموم، ماندگاری آنها را بیشتر کردە و خود عاملی برای تهدید سلامت شهروندان است.

در مراتع ایران نیز تعداد دامها بە مراتب بیش از ظرفیت مراتع است کە خود عاملی برای تخریب مراتع شدە و ضمن افزایش فرسایش خاک تهدیدی برای انقراض گونەهای گیاهی کامیاب هم بودە است.
جنگلها علیرغم اهمیت ویژەای کە دارند در ۴۰ سال اخیر مورد تهدیدهای گوناگون از جملە آتشسوزی عمدی، قاچاق چوب، هیزمگیری و آفات و بیماریها بودەاند و هر روز از میزان آنها کاستە شدە است.
آلودگی هوا هم در فصول سرد کە اینورژن پایدارتر است، در برخی از کلانشهرها از جملە تهران، نفس مردم را بریدە است کە این آلودگی ناشی از سوخت ناقص خودروها، مازوتسوزی و ... است. سهم انرژیهای پاک در مصرف انرژی ایران بسیار نازل است، در حالی کە ایران شرایط استفادە از انرژی خورشیدی و بادی را نیز دارد.
ایران سالهاست کە جز ۱۰ کشور اول دنیا در تولید گازهای گلخانەای است؛ مدیریت سرزمینی در ایران چنان ناپایدار و ناکارآمد بودە که نە تنها بە جغرافیای ایران آسیبی جدی واردە کردە، بلکە در گرمایش جهانی هم سهم قابل توجهی هم دارد.

مقامات حال حاضر ایران هیچ علاقەای بە حضور در کنوانسیونها و نشستهای جهانی در ارتباط با محیط زیست ندارند و اگر هم حضور پیدا میکنند، آن را فرصتی برای تبلیغات سیاسی خود می پندارند . »
سخنگوی فراکسیون محیط زیست مجلس می گوید : محیط زیست ایران طی هشت سال گذشته در فهرست جهانی شصت پله سقوط کرده است .
مدیرکل دفتر اقتصاد و فن آوری محیط زیست سازمان حفاظت محیط زیست: شاخص هایی که روند منفی قابل توجهی در طی ۱۰ سال داشته اند، عبارتند از شاخص از دست رفتن مرتع (۳۹.۶۰-)، شاخص انتشار CO(۲۰.۸۰-) و روند شدت گازهای گلخانه ای (۲۴.۴۰-) و شاخص ها با بهترین روند عملکرد مربوط به شاخص های نرخ رشد کربن سیاه (۶۳)، نرخ رشد دی اکسید نیتروژن (۸۷.۳۰) در طبقه سیاست های اقلیمی، نرخ رشد ناکس (۵۵)، نرخ رشد دی اکسید گوگرد (۴۰.۷۰)، اسیدی شدن دریا (۴۷.۹۰) و وضعیت ذخیره ماهی (۲۰.۶۰) در طبقه سرزندگی اکوسیستم.

این گزارش نشان میدهد که وضعیت بسیار خطرناک است. با این حال هنوز قطع درختان و قاچاق چوب به قوت خود باقیست. هنوز هیچ اقدام مهمی برای احیاء جنگل ها و کاشت نهال بومی برای ترمیم جنگل های از دست رفته یا مراتع تخریب شده در دستور کار نیست. هنوز زبالههای شهری در جنگل های هیرکانی یا کنار دریاچه کاسپین (سراوان، دالخانی، عباسآباد و ...) خالی میشود و ... فعلا همه ما در تهدید همهجانبه هستیم. ....
حال با این اوصاف باید همچنان شاهد بی تفاوتی مسئولان و مسئولیت گریزی آنان در برابر امر بسیار مهم و حیاتی » محیط زیست » باشیم ؟
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
سواد عاطفی به مجموعهای از مهارتها، دانشها و فهم درباره احساسات و هیجانات خود و دیگران اشاره دارد. افرادی که دارای سواد عاطفی هستند، قادرند به خوبی احساسات خود را شناسایی کنند، آنها را به خوبی مدیریت کنند و با احساسات دیگران همدردی کنند.
سواد عاطفی مهارتهای ضروری در زندگی روزمره و روابط اجتماعی است و میتواند به بهبود کیفیت زندگی فردی و رفاه اجتماعی کمک کند. همچنین، سواد عاطفی در محیطهای آموزشی و سازمانی نیز اهمیت دارد، زیرا میتواند به بهبود روابط مدرسه و محیط کار، افزایش همکاری و تعامل موثر، کاهش خشونت و تبعیض و ارتقای سلامت روانی کمک کند.
آموزش سواد عاطفی در مدارس نقش مهمی در رشد و توسعه دانشآموزان دارد و به مجموعهای از احساسات، روابط و مهارتهای ارتباطی اشاره دارد که در محیط آموزشی و تحصیلی شکل میگیرد.
یک محیط عاطفی سالم و حمایت کننده در مدارس میتواند تأثیر به سزایی در عملکرد تحصیلی و روان شناختی دانشآموزان داشته باشد. زمانی که دانشآموزان احساس امنیت، تعلق و ارتباط معنادار با معلمان و همکلاسیهای خود داشته باشند، آموزش و یادگیری آسانتر و مؤثرتر خواهد بود. همچنین، تواناییهای اجتماعی و روحی دانشآموزان در محیط عاطفی سالم قوت میگیرد و این امر میتواند به ارتقای خودتنظیمی، همکاری، رفع تنشها و مشکلات اجتماعی و بهبود مهارتهای ارتباطی آنها کمک کند.
بنابراین، اهمیت ایجاد و حفظ حیطه عاطفی مثبت و سالم در مدارس برای سلامت روانی و عاطفی دانشآموزان بسیار بالاست. این شامل ایجاد روابط مثبت بین دانشآموزان و معلمان، فراهم کردن فضایی با احترام و اعتماد برای بیان احساسات و نیازها، توجه به تنوع فردی و ارزشهای هر فرد و ارائه راهکارهای مناسب برای مدیریت هیجانات و رفع تنشها میشود و آموزش سواد عاطفی میتواند به عنوان یک فضای پشتیبان و الهامبخش برای رشد و توسعه جامعه تحصیلی عمل کند.

برای رشد حیطه عاطفی در مدرسه، میتوانید اقدامات زیر را انجام دهید:
1. ایجاد فضای امن:
ایجاد فضایی امن و خوشبینانه برای دانشآموزان از اهمیت بالایی برخوردار است. این شامل ایجاد روابط مثبت بین دانشآموزان و معلمان، ارائه حمایت عاطفی و اعتماد به نفس به دانشآموزان و تشویق آنها به ابراز احساسات و نیازهایشان میشود.
2.آموزش مهارتهای ارتباطی:
آموزش مهارتهای ارتباطی به دانشآموزان میتواند در بهبود حیطه عاطفی آنها مؤثر باشد. این شامل مهارتهایی مانند گوش دادن فعال، بیان مناسب احساسات، حل صحیح اختلافات و مذاکره است.

3. توجه به تنوع فردی: احترام به تنوع فردی و ارزشهای هر دانشآموز میتواند حیطه عاطفی را تقویت کند. باید فضایی را فراهم کنید که هر دانشآموز احساس کند مورد احترام و قبول قرار میگیرد، بدون تبعیض نژادی، جنسیتی یا دیگر عوامل.
4. آموزش مهارتهای مدیریت هیجانات:
آموزش مهارتهای مدیریت هیجانات به دانشآموزان کمک میکند تا هیجانات خود را شناسایی کنند، آنها را به خوبی بیان کنند و به طور سازنده با آنها مراوده کنند. این مهارتها شامل تمرینهای تنفس عمیق، تمرکز بر حال حاضر بودن و تحلیل تفکرات منفی است.
5. ارائه فعالیتهای مشارکتی:
فعالیتهای گروهی میتوانند به رشد حیطه عاطفی کمک کنند. این فعالیتها شامل پروژههای گروهی، بازیهای تعاملی و تمرینهای همکاری است.

6. مشاوره و پشتیبانی روان شناختی:
در دسترس قرار دادن مشاوران و کارشناسان روانشناسی در مدرسه میتواند به دانشآموزان در مدیریت هیجانات و رفع مشکلات عاطفی کمک کند. ارائه جلسات مشاوره و سازماندهی دورههای آموزشی مرتبط با مهارتهای روانشناختی نیز میتواند مفید باشد.
7. توجه به رفاه عمومی:
ارائه فضایی مناسب برای استراحت و بازی برای دانشآموزان، توجه به تناسب بین کار و استراحت، و ایجاد فعالیتهای فرهنگی و ورزشی میتواند به رفاه عمومی و حیطه عاطفی در مدرسه کمک کند.
8. همکاری با خانوادهها:
برقراری ارتباط و همکاری با خانوادهها میتواند در تقویت حیطه عاطفی دانشآموزان نقش مهمی داشته باشد. ارتباط منظم با والدین، برگزاری جلسات ارتباطی و اطلاعرسانی به خانوادهها درباره رویدادها و فعالیتهای مدرسه میتواند این همکاری را تقویت کند.
امروزه کنکور و آزمونهای ورودی مدارس خاص باعث شده که بیشتر به حیطههای شناختی و دانشی در مدارس پرداخته شود و از حیطههای عاطفی و روانی- حرکتی غافل شدهایم و باید در برنامههای درسی مدارس در مقاطع مختلف به این مهم پرداخته شود و علاوه بر دانش، نگرش و مهارت دانش آموزان را در زمینههای مختلف تقویت کنیم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

بر اساس اعلام احمد نادری، عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی امروز قرار است که ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور مرحله اول لایحه بودجه ۱۴۰۳ را تقدیم مجلس کند. این در حالی است که بر اساس ماده ۱۸۲ آییننامه داخلی مجلس، دولت موظف است لایحه بودجه سالانه کل کشور را در دو بخش ماده واحده (مشتمل بر احکام مورد نیاز برای اجرای بودجه کل کشور و سقف منابع بودجه عمومی دولت به تفکیک درآمدها و واگذاری داراییهای سرمایهای و مالی و اجزای اصلی آنها) و جداول تفصیلی شامل ارقام بودجه به مجلس تقدیم کند.
بخش اول حداکثر تا اول آبان هر سال باید به مجلس تقدیم شود. بخش دوم نیز حداکثر ۱۰ روز از زمان ابلاغ بخش اول قانون بودجه به مجلس ارسال میشود.
تاکنون ( سي آبان 1402 ) جزئیاتی از لایحه بودجه ۱۴۰۳ منتشر نشده، اما بر اساس شنیدههای خبرنگار «دنیای اقتصاد»، بودجه عمومی کشور در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۰ درصد افزایش خواهد داشت. منابع بودجه عمومی دولت از لحاظ درآمدها و واگذاری داراییهای سرمایهای و مالی و مصارف بودجه عمومی دولت از حیث هزینهها و تملک داراییهای سرمایهای و مالی، در بودجه ۱۴۰۲ بالغ بر ۲۲ میلیون و ۶۳۴ هزار ریال بود. بر این اساس با افزایش ۲۰ درصدی، بودجه عمومی در لایحه بودجه ۱۴۰۳، معادل ۲۷,۱۶۱,۹۰۱,۷۳۶,۰۰۰,۰۰۰ ریال در نظر گرفته شده است.
همچنین بر اساس اخبار رسیده به «دنیای اقتصاد»، افزایش حقوق و دستمزد کارکنان دولت در لایحه بودجه ۱۴۰۳، کمتر از ۲۰ درصد در نظر گرفته شده است. این در حالی است که در سال گذشته طبق قانون بودجه سال ۱۴۰۲ حقوق کارمندان ۲۰درصد افزایش داشت و بسیاری با توجه به عدم همخوانی افزایش حقوق با تورم، نسبت به میزان افزایش حقوق انتقاد داشتند. با وجود این انتقادات ، در بودجه سال ۱۴۰۳ میزان افزایش حقوق کمتر از ۲۰ درصد و حدود ۱۸ درصد در نظر گرفته شده است.

بر اساس تبصره ۱۲ لایحه بودجه ۱۴۰۲، حداقل حقوق و مزایای مستمر شاغلان مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری و حداقل حقوق سایر حقوق بگیران، حداقل حقوق بازنشستگان و وظیفهبگیران مشمول صندوق بازنشستگی کشوری و سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح و سایر صندوقهای وابسته به دستگاههای اجرایی به میزان ۲۰ درصد افزایش مییابد. با افزایش ۲۰ درصد حقوق در سال ۱۴۰۲ حداقل حقوق ۷۹,۲۷۰,۸۰۰ در نظر گرفته شد. بر این اساس حقوق کارکنان دولت در لایحه بودجه ۱۴۰۳، با افزایش ۱۸ درصدی ، حدود ۱۴,۲۶۸,۷۴۴ ریال افزایش مییابد و در این شرایط حداقل حقوق در نظر گرفته شده در لایحه بودجه سنواتی سال آینده حدود ۹۳,۵۳۹,۵۴۴ ریال خواهد بود.
گفتنی است اعداد و ارقام لایحه بودجه ۱۴۰۳ در مجلس شورای اسلامی قابل تغییر خواهد بود البته در صورتی که بر اساس اصل ۷۵ قانون اساسی بار مالی برای دولت به همراه نداشته باشد یا دولت با بار مالی آن موافقت کند. بر اساس اصل ۷۵ قانون اساسی «طرحهای قانونی و پیشنهادها و اصلاحاتی که نمایندگان در خصوص لوایح قانونی عنوان میکنند و به تقلیل درآمد عمومی یا افزایش هزینههای عمومی میانجامد، در صورتی قابل طرح در مجلس است که در آن طریق جبران کاهش درآمد یا تامین هزینه جدید نیز معلوم شده باشد.»
روز چهار شنبه اول آذر رسانه ها ، از لايحه بودجه به ميزان 2462 هزار ميليارد توماني سال ِ 1403 ، خبر دادند .
در گفت و گوي مجازي ذيل به تحليل ِ لايحه بودجه 1403 مي پردازيم :
خلاصه قسمت قبل :
سنگي که معجزه هزاره سوم ، به چاه انداخت ، نه تنها تاکنون کسي نتوانسته آن را بيرون بيآورد ، بلکه به دليل حجم بالاي آن و رشد ِ سالانه ، به چالشي نفس گير تبديل شده است .

منابع هدفمند سازي يارانه ها بيش از 17% بيشتر از سقف واگذاري دارايي هاي سرمايه اي دولت در سال 1403مي باشد .
این اعتبار شامل یارانه دارو، شیرخشک و ملزومات مصرفی پزشکی ، یارانه نقدی، معیشتی و کالابرگ الکترونیک، کمک به خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی، یارانه نان و هزینههای سرمایهگذاری و کمک به شرکتهای نفت و گاز، مصارف صرفهجویی و سایر مصارف ضروری در چارچوب قانون است.

به عبارت ديگر ؛
اولا ، نسل امروز در ادامه حيات خود به یارانه دارو، شیرخشک و ملزومات مصرفی پزشکی ، یارانه نقدی، معیشتی و کالابرگ الکترونیک، کمک به خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی، یارانه نان نياز دارد .
ثانيأ ، دارائي هاي سرمايه اي نسل هاي آينده که بايد صرف زير ساخت هاي اقتصادي براي توسعه و پيشرفت اقتصادي جهت رفاه ِ نسل هاي آينده گردد ؛ به صورت هزينه بلعيده مي شود .
عليرغم آن که لايحه بودجه 1403 انقباضي مي باشد ، هنوز لايحه بودجه 1403 يک بودجه سمي مي باشد .
افزایش یک درصدی مالیات بر مصرف
مالیات ارزش افزوده عنوان پایه مالیاتی است که همه ما در فاکتورهای خرید با آن روبهرو شده ایم. از این مالیات به عنوان مالیات بر مصرف یاد می شود که البته کارکردهای دیگر نظیر شفافیت زنجیره عرضه کالا را هم دارد. نرخ این مالیات ها تاکنون 9 درصد بوده است. با این حال به پیشنهاد دولت، این رقم در لایحه بودجه سال آینده 10 درصد تعیین شده است. این موضوع موجب می شود تا احتمالا از این منظر شاهد افزایش اندک کالاهای مشمول این مالیات در سال آینده باشیم.

بخش دوم :
پرسش : معافیت مالیاتی درآمد متوسط ماهانه چقدر است ؟
پاسخ دهنده ( 5 ) :
در لایحه بودجه سال آینده، سقف معافیت مالیاتی سالانه، 120 میلیون تومان (معادل متوسط ماهانه 10 میلیون تومان) تعیین شده است اما نکته عجیب این است که این سقف نسبت به قانون بودجه امسال تغییری نکرده است. به این ترتیب با توجه به افزایش 18 درصدی حقوق کارمندان و 20 درصدی حقوق بازنشستگان، بخش بیشتری از درآمد حقوق بگیران مشمول مالیات می شود و در حقیقت بخشی از افزایش حقوق کارمندان به عنوان مالیات از آن ها کسر خواهد شد .
در سال آینده، به جای آن که درآمد صرف بخش های اقتصادی و مشاغل برای محاسبه مالیات یا معافیت مالیاتی مد نظر قرار گیرد، مجموع درآمد سالانه اشخاص مبنای محاسبه مالیات خواهد بود.
پرسش کننده :
چند سال است که مالیات بر مصرف يا مالیات ارزش افزوده تغيير نکرده است ، در لايحه بودجه 1403 آيا اين ماليات که تقريبآ همه ملت آن را مي پردازند ، تغيير کرده است ؟
پاسخ دهنده ( 5 ) :
افزایش یک درصدی مالیات بر مصرف ؛
مالیات ارزش افزوده عنوان پایه مالیاتی است که همه ما در فاکتورهای خرید با آن روبهرو شده ایم. از این مالیات به عنوان مالیات بر مصرف یاد می شود که البته کارکردهای دیگر نظیر شفافیت زنجیره عرضه کالا را هم دارد. نرخ این مالیات ها تاکنون 9 درصد بوده است. با این حال به پیشنهاد دولت، این رقم در لایحه بودجه سال آینده 10 درصد تعیین شده است. این موضوع موجب می شود تا احتمالا از این منظر شاهد افزایش اندک کالاهای مشمول این مالیات در سال آینده باشیم.
پرسش کننده :
در اين لايحه چه خودروهاي لوکسی معرفي مي شوند و ميزان ماليات آن چقدر است ؟
پاسخ دهنده ( 5 ) :
بند " س" تبصره 6 لایحه بودجه سال آینده خودروهای گران قیمت را به این شرح مشمول مالیات کرده است: انواع خودروی سواری... دارای پلاک شخصی که قیمت روز آن ها بیش از 3 میلیارد تومان است، نسبت به مازاد این مبلغ مشمول مالیات سالانه خودرو به نرخ یک درصد می شوند.
سهم ماليات از منابع در لايحه بودجه 1403 به بيش از 50 درصد مي رسد .
پرسش کننده :
در اين لايحه صاحبان املاک گران قيمت ، چه ميزان ماليات بايد پرداخت نمايند ؟
پاسخ دهنده ( 5 ) و ( 6 ) :
( 5 ) :
طبق بند " ش " این لایحه نیز املاک گران قیمت به این شرح مشمول مالیات خواهند شد: زمین های فاقد اعیانی دارای کاربری مسکونی، اداری و تجاری، باغ ویلاهای مجاز (با احتساب عرضه و اعیان) و واحدهای مسکونی که ارزش آن ها بیش از 25 میلیارد تومان باشد، مازاد بر این مبلغ مشمول مالیات به میزان دو در هزار می شوند. این مالیات بر عهده شخصی است که در ابتدای سال مالک املاک فوق بوده است.
(6 ) :
طبق لایحه بودجه 1403، اشخاص باید مالیات سالانه واحدهای مسکونی و باغ ویلاهای خود را حداکثر تا پایان بهمن ماه سال 1403 پرداخت کنند.
پرسش کننده :
در اين لايحه براي بدهکاران مالیاتی چه پيش بيني صورت گرفته است ؟
پاسخ دهنده ( 5 ) :
بند " د " تبصره 6 لایحه بودجه سال آینده به یک دسترسی ویژه به سازمان مالیاتی برای برداشت از حساب بدهکاران اشاره دارد. در این بند آمده است: به منظور جلوگیری از فرار مالیاتی و وصول به موقع درآمدهای مالیاتی، بانک مرکزی مکلف است ضمن ایجاد دسترسی برای سازمان امور مالیاتی کشور به سامانههای موجود از جمله سیاق و سرآمد و حسب درخواست سازمان امور مالیاتی کشور، نسبت به توقیف و برداشت از حساب یا حسابهای بدهکاران مالیاتی به صورت سیستمی و برخط و بر اساس سامانههای موجود اقدام کرده و وجوه مربوط را به حساب سازمان امور مالیاتی کشور واریز کند.
پرسش کننده :
براي تفکيک حساب هاي بانکي تجاري و غير تجاري چه راهکاري ارائه شده است ؟
پاسخ دهنده ( 5 ) :
در بند ذ تبصره 6 آمده است: در صورتی که جمع مبلغ و دفعات واریز به حساب های غیرتجاری هر شخص حقیقی در هر ماه، از جمع مبلغ و دفعات واریزی که تا پایان اردیبهشت سال 1403 توسط شورای پول و اعتبار تعیین می شود، بیشتر باشد، اثبات درآمدی نبودن تراکنش ها و ارائه اسناد و مدارک به عهده صاحب حساب است.
قابل ذکر است که در سال 1401 ، طبق دستورالعمل بانک مرکزی، شاخص های شناسایی حساب تجاری دارا بودن 100 تراکنش ماهانه به ارزش 35 میلیون تومان بوده است.
پرسش کننده :
در لايحه بودجه 1403 تخفیف مالیاتی ویژه در راستای قانون حمایت از خانواده چگونه است ؟
پاسخ دهنده ( 5 ) :
طبق جزء 9 بند ش تبصره 6، اشخاص حقیقی موضوع ماده 84 قانون مالیات های مستقیم با رعایت شرط مذکور در قانون حمایت از خانواده علاوه بر اعمال معافیت مذکور به ازای فرزند سوم و بیشتر در سال 1403 مشمول 15 درصد افزایش در تخفیف مالیاتی می شوند. در خصوص والدین دهه شصتی، این تخفیف مالیاتی 30 درصد خواهد بود.
پرسش کننده :
در لايحه بودجه 1403 درآمد دولت چقدر است ؟
پاسخ دهنده ( 6 ) :
در لایحه بودجه 1403، منابع عمومی دولت در بودجه با رشد 18.2 درصدی، 2462 هزار میلیارد تومان و درآمدهای پایدار نیز با رشد 41.9 درصدی به 1495 هزار میلیارد تومان پیش بینی شده است. در سال آینده، به جای آن که درآمد صرف بخش های اقتصادی و مشاغل برای محاسبه مالیات یا معافیت مالیاتی مد نظر قرار گیرد، مجموع درآمد سالانه اشخاص مبنای محاسبه مالیات خواهد بود.
پرسش کننده :
در لايحه بودجه 1403 معافيت مالياتي صادر کنندگان چگونه پيش بيني شده است ؟
پاسخ دهنده ( 6 ) :
کالاها و خدمات شرکت های ایرانی که نیاز شرکت های پیمانکاری خارجی را تامین می کند، از پرداخت مالیات و عوارض معاف است..
قابل توجه خوانندگان گرامي
بررسي نمودار هاي ذيل ، مفيد مي باشد :
1. با توجه به نمودار شماره 3 و ستون هاي آبي رنگ ، ميزان ماليات در سال 1400 بيشتر از ماليات سال 1398 است ولي سهم ماليات در سال 1400 کمتر از سال 1398 است .
سهم ماليات از منابع در لايحه بودجه 1403 به بيش از 50 درصد مي رسد .

نمودار شماره 3 ، مقايسه سهم ماليات از منابع بودجه سنوات گذشته

نمودار 4 ، سهم صندوق توسعه ملي از درآمدهاي نفتي در سنوات گذشته

نمودار 5 ، سهم نفت از منابع بودجه در سنوات گذشته
وضعیت تبصره 14 و یارانهها را مجددأ در نمودار شش بررسي مي کنيم .

نمودار 6 ، مقايسه ارقام تبصره 12 در سنوات گذشته

نمودار شماره 7 ، مقایسه هزينه هاي جاري در سنوات گذشته
پرسش کننده :
آيا لايحه بودجه 1403 بر مبناي يورو نوشته شده است ؟
( گفت و گو ادامه دارد )
منابع :
1. روزنامه دنياي اقتصاد ، شماره 5879 مورخ 30 آبان 1402 شماره خبر 4022143
2- متن بخش اول لايحه بودجه 1403 و جداول پيوست آن
3- ايران بودجه
4- خبرگزاري فارس :
پیشنهاد افزایش ضریب حقوق همه گروههای حقوقبگیر در لایحه بودجه 1403
5- نور نيوز سوم آذر 1402دخل و خرج خانوار در بودجه 1403
6- خبر فارسي تحلیل بازار اول آذر 1402 لایحه بودجه 1403 منتشر شد
8- فرداي اقتصاد ، 4 آذر 1402 واکنش همتی به ماجرای حذف دلار از بودجه ۱۴۰۳
9- روزنامه فرهيختگان دوم آذر 1402، مهدی عبداللهی، دبیر گروه اقتصاد
10- عصر ايران ، از سیاست انقباضی در افزایش حقوق تا عدم تغییر سقف معافیت مالیاتی ، جزئیات برنامه مالی 1403دولت / دلار در سال آینده چند میشود؟
11- خبرگزاري دانشجويان ايران ايسنا ، اول آذر 1402 ، يارانه خانواده هاي غير مشمول حمايت دولت حذف مي شود
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه تشکل ها/

نخستین نشست نقد عملکرد سازمان معلمان ایران با حضور دبیر کل این تشکل و سایر اعضای آن با دعوت از منوچهر خدایی مسئول پیشین هیات اجرایی سازمان معلمان ایران و علی پورسلیمان مدیر صدای معلم ، عضو پیشین شورای مرکزی و مسئول تشکیلات و برنامه این تشکل جمعه از ساعت 11 تا 13 برگزار شد .

در ابتدای این نشست ؛ « طاهره نقی ئی » دبیر کل تشکل سازمان معلمان ایران ضمن خوش آمد و سپاسگزاری از حس مسئولیت پذیری دوستان ، هدف از برگزاری این نشست ها را نقد عملکرد سازمان معلمان ایران پس از بیش از دو دهه فعالیت به منظور گرفتن بازخورد و ارتقای این تشکل بیان کرد و در ادامه حاضران به بیان دیدگاه های خود پرداختند .
« منوچهر خدایی » نقاط قوت و ضعف سازمان معلمان ایران را چنین برشمرد :
« نقاط قوت :
۱ _ استمرار و تداوم فعالیت با وجود مشکلات و موانع عدیده
۲ _ گسترش حوزه فعالیت تشکل از تهران به کشوری ( هم اینک در بیست استان کشور مشغول فعالیت هستند )
۳ _ همکاری با سایر تشکل های فرهنگیان از جمله انجمن اسلامی معلمان و مجمع فرهنگیان ایران اسلامی
۴ _ داشتن سایت فعال و اطلاع رسانی و تحلیل و تبیین مسائل و موضوعات مختلف آموزش و پرورش
۵ _ پیگیری و دفاع از خواسته ها و مطالبات معلمان به ویژه نظام رتبهبندی معلمان ، صندوق ذخیره فرهنگیان و همسان سازی حقوق بازنشستگان
۶ _ تعامل با آموزش و پرورش و مشارکت در کارگروه های تخصصی وزارتخانه

نقاط ضعف :
۱ _ عدم موفقیت در عضو گیری از معلمان جدید الورود
۲ _ بیشتر اعضای شورای مرکزی از بازنشستگان هستند ( در جذب شاغلین و سازمان دهی با مشکل مواجه است )
۳ _ در سالهای اخیر نتوانسته جریان سازی کند . عدم ابتکار و نوع آوری در فعالیت
۴ _ در برقراری ارتباط با بدنه معلمان موفق نبوده است.
سپس « علی پورسلیمان » به بیان دیدگاه های خود پرداخته و گفت :
« من بسیار شادمان هستم که دوستان پس از مدت طولانی چنین نشستی را برگزار کردند تا ضمن تجدید دیدار شاید این نشست کمکی به بهبود عملکرد و ارتقای اثربخشی و کارایی آن نماید .
نخستین و مهم ترین ایرادی که می توان بر سازمان معلمان وارد کرد این است که این تشکل با وجود داشتن سرمایه اجتماعی و اندوخته پیشین در دوره های اولیه فعالیت خود به شدت دچار « محافظه کاری » شده است درست بر خلاف کانون های صنفی که از آن سوی پشت بام افتاده اند .
تشکل به عنوان رکن جامعه مدنی و دموکراسی باید سخن و موضعی را که درست و عقلانی می داند بیان کند چه دیگران خوششان بیاید و چه نیاید .
این وضعیت موجب شده است تا « سازمان معلمان ایران » که زمانی به عنوان نخستین تشکل معلمی اولین استارت اعتراضات هدف مند و مدنی را در 25 دی ماه 1380 زد و این در نوع خودش در تاریخ فعالیت های صنفی معلمان پس از انقلاب اسلامی بی سابقه بود اما اکنون به نقطه ای رسیده است که در مدارس و در زنگ های تفریح معلمان نه نامی از این تشکل برده می شود و کم تر معلمی آن را می شناسد .

البته شرایط سیاسی و اجتماعی از آن زمان تغییر کرده است اما دوستان باید بدانند که میان حضور اسمی و تاثیرگذار بودن و جریان سازی تفاوت بسیار است .
زمانی که من در این تشکل فعالیت می کردم تئوری من ، جریان سازی در عرصه ی معادلات و پرهیز و دوری گزیدن از « روزمرگی » بود .

انتقاد من در آن دوره این بود که سازمان نباید منتظر بنشیند که رئیس جمهور و وزیر و فلان مسئول و... چه گفت و بعد بنشینیم و موضع گیری کنیم و واکنش نشان دهیم.
زنده بودن یک تشکل به جریان سازی در جامعه ی هدف و مخاطب بستگی دارد اما به نظر می رسد که پس از 20 سال ؛ این تشکل از همان وضعیت هم به شدت عقب نشینی کرده و دچار پسرفت شده است .
وضعیت به گونه ای شده است که سازمان معلمان ایران حتی در مورد اظهار نظر در مورد وقایع و جریان های روز آموزش و پرورش در بسیاری موارد عقب است و این در مجموع موجب می شود که نه مسئولان و نه معلمان این تشکل ها را جدی نگیرند .

مثالی می زنم .
در دوران کرونا که مدارس در ایران بر خلاف جریان غالب در نظام های آموزشی جهان بیش از دو سال ( 26 ماه ) تعطیل شدند ؛ موضع سازمان معلمان ایران در اکثر موارد « سکوت » و حتی تایید تلویحی بود .
کانون های صنفی به شدت از تعطیلی مدارس حمایت می کردند و حتی بازگشایی موقت و مقطعی را هم نمی پذیرفتند و موضع می گرفتند و بر این باور بودند که تا محو کامل کرونا و به منظور سلامتی و حفظ جان « همه » مدارس باید کماکان تعطیل باشند .
حتی وقتی من در « صدای معلم » گزارش های مستند و خلاف باب طبع عمومی این افراد را منتشر می کردم و نیز زمانی که با یکی از سایت ها در این مورد و در موضوع دعوت کانون های صنفی از معلمان برای اعتصاب و نرفتن به مدرسه که مسئولان وقت مدارس را به صورت بسیار محدود بازگشایی کردند مصاحبه کردم و از آنان و مواضع شان انتقاد کردم ؛ این کانون ها موضع تندی گرفتند و حتی در وادی بی اخلاقی های رسانه ای غلتیدند و به هیچ وجه سخن مخالف و منتقد را بر نتابیدند ...

این گونه مواضع کاملا پوپولیستی ، غیرعلمی و غیر قابل دفاع بود اما چون جریان غالب عمومی در آن دوره در محیط درون و بیرون از آموزش و پرورش در راستای تعطیل کردن مدارس بود ؛ این تشکل دچار این تصور غلط و توهم بودند و البته هستند که می توانند برای خود جایگاه و طرفدار جلب کنند و نفوذشان را گسترش دهند .
به نظر من ؛ ضریب نفوذ تشکل ها در مجموع در آموزش و پرورش کم تر از 5 درصد است و این نشان می دهدکه حتی این گونه مواضع پوپولیستی و عوام فریبانه هم کارساز و موثر نبوده است .
به نظرم ؛ سازمان معلمان ایران بر اساس هدف گذاری و برنامه اداره نمی شود . در جایی که باید حرف بزند و موضع بگیرد ، سکوت می کند و رد می شود .
این برای تشکلی چون سازمان معلمان ایران به هیچ وجه مناسب نبوده و سم است .
البته ممکن است هزینه هایی داشته باشد که طبیعی است اما باید پذیرفت کسی که در ایران وارد کار تشکیلاتی می شود و می خواهد « جامعه مدنی » را بسازد ؛ باید از قبل و با محاسبه وارد فعالیت های جمعی شود .

در حال حاضر ؛ سازمان معلمان ایران از اندوخته و سرمایه اجتماعی پیشین خود استفاده می کند و چیز جدیدی به آن اضافه نکرده است .
نیازی نیست که سازمان برای اتخاذ موضعی حتما نظر اکثریت را مورد نظر قرار دهد .
در شورای مرکزی و ارکان باید دو اصل مد نظر و ر اهنمای عمل باشد :
1- عقل و خرد ورزی
2- توجه به منافع ملی
ممکن است لزوما برآیند نظر شورای مرکزی حول این دو محور نباشد و در پی توجیه محافظه کاری ، پوپولیسم افراطی و تنبلی تشکیلاتی خود باشد اما هنر دبیر کل این است که با هوشمندی و بهره گیری فنون اقناع ، خروجی این تشکل را قابل دفاع و جریان ساز کند .

مهم ترین عارضه ی ایران امروز ؛ تنبلی مزمن است که به رفتارهای ایرانی ها سرایت کرده و نهادینه شده است .
به نظر من ، سازمان معلمان ایران و سایر تشکل هم از این وضعیت و بیماری در امان نمانده اند .
سازمان معلمان ایران در ویترین افکار عمومی ، حرفی برای گفتن ندارد .
این تشکل باید بداند که با « پوپولیست ها » به هیچ وجه نمی توان متحد شد . هم به لحاظ تاریخی و هم عقلی این اتحاد امکان پذیر نیست چون آن ها شما را در « بزنگاه ها » تنها می گذارند .

البته برای سازمان معلمان ایران می توان دو ویژگی مثبت قائل شد . یکی صداقت که هنوز رگه هایی از آن باقی است و دیگری تعامل این تشکل با سایر تشکل ها و گفتمان اصلاح طلبی است اما نباید به گونه ای پیش رود که مواضع عریان سیاسی وارد جریان جاری سازمان شود .
سازمان معلمان می تواند و باید که وارد نقد جدی آموزش ایدئولوژیک و مصادیق و نمادهای آن شود و به نظرم در این مسیر کار خاصی نکرده است.
زمانی که مسئول تشکیلات و برنامه سازمان معلمان ایران بودم با احصاء وضعیت این تشکل و آسیب شناسی آن ؛ سایت « سخن معلم » را فعال کردم و بر این باور بودم که رمز موفقیت یک تشکل پس از داشتن برنامه و غنی سازی تشکیلات در سطوح مختلف ، ارتباط موثر ، به روز و دارای بازخورد با بدنه و افکار عمومی است » .
در ادامه ؛ « علیرضا هاشمی » دبیر کل پیشین سازمان معلمان ایران گفت :

« کنش های جمعی ، کنشگری های سازمانی و تشکیلاتی محتاج آن است که علاوه بر نقد درونی از نگاه بیرونی هم نقد شود.
سازمان معلمان نیز از این امر مستثنی نبوده ، دبیر کل سازمان این مهم را در دستور کارخود قرار داده و این امر را با دعوت از فعالین این حوزه تحقق می بخشد.
دعوت از جناب پورسلیمان به عنوان یکی از کنشگران فعال این حوزه و از اعضای موثر در دهه اول عمر سازمان در این راستا صورت گرفت و ایشان در محیطی دوستانه ،کنار دوستان دیگر به نقد سازمان از نگاه بیرونی پرداختند.
اگر نقد را همچون هدیه بدانیم ، برماست که از نکات مطرح شده درجهت اصلاح امور سه گانه انسجام گفتمانی ، تشکیلاتی وراهبردی استفاده کرده و آینده بهتری را رقم بزنیم.
گفت وگوهای انتقادی، امروزه از سنین کم ودر تمام مراکز آموزشی کشورهای توسعه یافته آموزش داده می شود و فضای تحقق این نوع گفت وگو در مدارس ایجاد می شود .
ما به عنوان معلم باید پرچم دار این مسیر باشیم و گوشمان را برای شنیدن دیگری متفاوت آماده کرده و بعد از فهم به پذیرش یارد عقلانی آن بپردازیم.
من به عنوان عضوی از سازمان و مشاور دبیر کل محترم از بودن درچنین جمعی خوشحالم ودر حد توان یاری رسان دوستان خواهم بود » .

هاشمی در جایی و زمانی که بحث از کنش گری موثر در جامعه و فرهنگ حاکم بر جامعه شد به ذکر خاطره ای از مصاحبت با « کفاش » معاون پیشین وزارت آموزش و پرورش زمانی که برای بازدید آموزشی به آلمان رفته بود پرداخت و عنوان کرد که در نظام آموزشی آلمان ؛ دانش آموزان در سطوح مختلف پرسش گر هستند و هر سخنی را از معلم و سایر ارکان مدرسه نمی پذیرند و حتما از آن ها دلیل و استدلال می خواهند .
کسی نمی تواند بگوید چون من معلم هستم پس درست می گویم . باید دلیل و سند ارائه کند .
« محمد مرد » از اعضای این تشکل ؛ سازمان معلمان ایران را تشکلی پیشران و تحول خواه دانست اما بر این باور است که این تشکل در مقاطعی در عرصه « تعارف » با مسئولان افتاد و مصداق آن را هم آغاز خصوصی سازی و برون سپاری در دولت های پیشین برشمرد که سازمان در برابر آن سکوت کرد .
در ادامه ؛ « صابری » از اعضای این تشکل ضمن ارائه گزارشی از فعالیت های سازمان معلمان ایران و نیز مناطق از تدوین « برنامه استراتژیک ده ساله » برای این تشکل خبر داد .
ایشان تصریح کرد که باید روی برنامه های تاسیسی سازمان تمرکز کرد .
همچنین « محمد داوری » از اعضای این تشکل اصلاح طلب ؛ استمرار سازمان معلمان ایران را مهم دانست که در این مدت در همه کشور گسترش پیدا کرده است .
داوری مهم ترین مشکل سازمان معلمان ایران را « ضعف در اطلاع رسانی » دانست و این که رسانه ی آن یعنی« سخن معلم » خوب دیده نمی شود .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

این گونه که به نظر می رسد ؛ « رضامراد صحرایی » وزیر آموزش و پرورش دولت سیزدهم علاقه مفرط و عجیبی به برگزاری نشست هایی تحت عنوان « ملاقات های مردمی » دارد . آیا منطقی نیست که بساط ادارات بیش از 700 منطقه آموزشی کشور را برچینید و آقای وزیر خودشان و یک تنه ، مسائل را سامان دهی کند و امور را بر مدار خویش قرار دهد ؟
ملاقات هایی که به اذعان خود پرتال وزارت آموزش و پرورش به طور عمده حول مسائل زیر می چرخد : ( این جا )
« مهاجرت پرسنل اداری به مدارس؛
دانشجو معلمان؛
مسکن فرهنگیان؛
آزمون استخدامی آموزگاری؛
تکمیل ظرفیت آزمونهای استخدامی؛
پذیرش دکتر معلمان »

پرتال وزارت آموزش و پرورش چنین می نویسد :
« به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش؛ چهارشنبه ها صبح، در وزارتخانه آموزش و پرورش، رخدادهای زیبایی مشاهده میشود، از شور و شوق کارکنان ستادی که شرایط را برای دیدار مردمی معلمان گرانقدر و مراجعه کنندگان با آقای وزیر و برخی مسئولان ارشد وزارتخانه آماده می کنند
تا حضور مراجعه کنندگان که هر کدام از گوشهای از این سرزمین پهناور آمدهاند، تا بتوانند مسایل شان را بدون واسطه به عالیترین مقام وزارت برسانند.

معلمی دغدغه مند از منطقهای بسیار دور به پایتخت آمده تا طرحی به آقای وزیر در خصوص مناطق محروم دهد.
وزیر آموزش و پرورش بسیار از وی تقدیر میکند و دستور به بررسی طرحش میدهد.
..... آقای وزیر کامل به حرفهایشان گوش میدهد، درخواستهایشان را میخواند و شمرده شمرده در خصوص خواستههایشان توضیح میدهد.
برخی را دستور و ارجاع میدهد به مسئولان مربوطه، در خصوص برخی مسایل از برنامهها و اقدامات پیش رو میگوید و در خصوص برخی درخواستها، شرایط قانونی و آیین نامههای مربوطه را تذکر میدهد.
مراجعه کنندهای، طرحی آورده است با موضوع عملی سازی درس دینی و قرآن، آقای وزیر بسیار استقبال میکند و دستور پیگیری و بررسی میدهد.
جلسه چندین ساعته ملاقات مردمی وزیر آموزش و پرورش پایان مییابد .»
اما پرسش این است که این ملاقات کنندگان که بسیاری از آنان « درخواست های شخصی » دارند ؛ آیا نمی توانند در همان منطقه و یا اداره مشکل و یا درخواست خود را مطرح کنند و حتما باید به سراغ بالاترین مقام اجرایی یک وزارتخانه بروند ؟
اگر قرار است کسی به فرض طرحی را ارائه کند ؛ بهتر نیست که در همان محل خدمت خود این کار را انجام دهد ؟
وزارت آموزش و پرورش از کدام شور و شوق کارکنان ستادی سخن می گوید ؟
آیا این مساله مبین آن نیست که بوروکراسی زاید در سیستم فشل اداری با کارمندانی بی انگیزه و البته طلبکار از ارباب رجوع ؛ چنین صحنه هایی را رقم می زند و این ها جای افتخار است ؟

اگر چنین است ؛
آیا منطقی نیست که بساط ادارات بیش از 700 منطقه آموزشی کشور را برچینید و آقای وزیر خودشان و یک تنه ، مسائل را سامان دهی کند و امور را بر مدار خویش قرار دهد ؟
و این در حالی است که از زمان رای اعتماد مجلس انقلابی به آقای صحرایی شش ماه می گذرد و ایشان میانه ی چندانی با برگزاری نشست های رسانه ای ندارد و البته به نظر می رسد جز « صدای معلم » هم فرد و یا جریان دیگری پی گیر چنین مطالبه ای نیست .
پرسش « صدای معلم » آن است که آیا آقای وزیر از برگزاری این گونه نشست ها هراس دارد و ترجیح می دهد در یک فضای کنترل شده و آرام و از موضع « بالا » با برخی از معلمان که اکثرا مشکلات شخصی دارند ؛ درد و دل کند و روابط عمومی هم پُز « مردمی بودن » دولت سیزدهم را بدهد ؟

« صدای معلم » از همان ابتدای روی کار آمدن دولت سیزدهم می دانست که مسئولان وزارت آموزش و پرورش توان و تحمل پرسش گری و پرسش های رسانه های مستقل و منتقد را نخواهند داشت و به همین علت از همان ابتدا « صدای معلم » را از حضور در این نشست ها منع کردند .
اما پرسش این است که آیا با حذف این رسانه ، اعتماد عمومی به وزیر آموزش و پرورش بیش تر شده است ؟ از زمان رای اعتماد مجلس انقلابی به آقای صحرایی شش ماه می گذرد و ایشان میانه ی چندانی با برگزاری نشست های رسانه ای ندارد و البته به نظر می رسد جز « صدای معلم » هم فرد و یا جریان دیگری پی گیر چنین مطالبه ای نیست
آیا شکاف « اداره » و « مدرسه » کم تر شده است ؟
پیش تر ؛ مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری در گزارشی با عنوان «آیندهپژوهی ایران ۹۶» به بررسی مهمترین اولویتهای کلان کشور پرداخته بود این گزارش صد اولویت مهم کشور در سالجاری را با نگاه همزمان به نظرات کارشناسان، فضای خبری کشور، گزارشهای بینالمللی و ترندهای شبکه مجازی پیشبینی و اولویتبندی کرده بود . ( این جا )
در این گزارش از ده چالش اصلی یکی هم به سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی مرتبط است .

اتاق فکر وزارت آموزش و پرورش کجاست ؟
پیش تر در پرتال وزارت آموزش و پرورش ، بخشی به نام « نظرسنجی » داشت که به همت تیم پیشین روابط عمومی حذف شد .
پرسش این است که واقعا روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش این دولت چه برنامه ای برای بحران سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی حداقل در حوزه آموزش و پرورش دارد ؟
این نمایش های بی حاصل و بی فرجام تا کی ادامه خواهد داشت ؟
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
جستارگشایی
در دورهٔ سی و سه سالهی معلمی خود، معمولا از کنار دانشآموزان متفاوت، بیش فعال، خلاق، انرژیک و بعضاً ناهنجار از دید عامه، بی تفاوت رد نشدهام.
بعد از بازنشستگی به دعوت اقای ابریشم فروش مدیر دوست داشتنی دبیرستان باقرالعلوم، چند ساعتی در این مدرسه به ریاضت مشغولم.
یکی از دانشآموزان متفاوت این مدرسه نوجوانی است فهمیده، هنرمند، کاربلد، رویاپرداز با آمال و آرزوهای بلند پروازانه!
او شاید به همان نسبت که در حل معادلات ریاضی تپق میزند، در مسیر کسب مهارتهای زندگی و همآغوشی با هنر بازیگری، شاهراهی برای خود گشوده است که به آن به شدت راسخ و علاقمند است.
از منظری دیگر علیرضا خسرو شاهی دانش آموزی است مبادی آداب، درسخوان، کمککار همه جانبه مدرسه در حوزههای مختلف (فنی، اجرایی، هنری، پرورشی)
امیدوارم علیرضا در عینیت یافتن رویاها و آرزوهای هنریاش موفق باشد و امثال من اگر نتوانیم دستش را بگیریم، حداقل چوب لای چرخ آرزوهایش نگذاریم.
نگاهی به کارنامه هنری علیرضا خسرو شاهی
« علیرضا خسروشاهی » متولد ۸ فروردین ۱۳۸۵ دانشآموز پایه دوازدهم انسانی دبیرستان باقرالعلوم است.
وی در کنار خوانش درس، از سال۱۳۹۶ فعالیت هنری خود را در رشته بازیگری آغاز و شروع به گذراندن دورههای بازیگری در موسسه سینمایی معراج فیلم با مدیریت آقای « محمدرضا عمادین » تهیهکننده و کارگران سینما و تلویزیون کرده است.
خسروشاهی در فیلم سینمایی (خدای بچه های کوچک) به تهیهکنندگی محمدرضا عمادین و کارگردانی زنده یاد فرهاد طبنوری و همچنین فیلم کوتاه (نیمکت)به تهیه کنندگی و کارگردانی جوادقلیزاده به عنوان بازیگر حضور داشته است.
از دیگر فعالیتهای هنری علیرضا میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
- دستیار صدابردار در سریال تلویزیونی (غیرقابلقبول) به تهیهکنندگی و کارگردانی محمدرضا عمادین
- نویسنده و کارگردان فیلم کوتاه عروسکی (قورباغه و موش)
- نویسنده و کارگردان فیلم کوتاه
(پسرک زیرک و دانا)
وظیفه ما در قبال دانش آموزان خاص
به باور راقم وظیفه اولیا و مربیان در قبال کلیت دانشآموزان به ویژه دانشآموزان خاص، انرژیک، خلاق، متفاوت و ناسازگار، نظارت و توجه خاص میباشد. تا دانش آموز به خودش آسیب نزند و البته آسیب نبینند ، اجازه دهیم بچهها تجربه کرده و در معرض تجربههای گوناگون و بیکرانه هستی راهشان را پیدا کنند.
از این منظر میدان دادن مدیر و کادر دبیرستان باقرالعلوم به مشابهین خسروشاهی جای بسی خوشوقتی و خوشبختی است.
مداخلات نابهجا و اصرار ما برای دکتر، مهندس و وکیل کردن جملگی دانش آموزان عملا تمام فرصتهای طبیعی را از بچهها میستاند.
بهتر است شرایطی فراهم کنیم تا نوجوانان و کودکان طبق ظرفیت و علائق خود ببالند. بشکفند آنگونه که توانایی و دوست دارند.
درختان گلخانه ای ممکن است رشد مقطعی داشته باشند و کودکان مدارس خاص در یکی دو زمینه برجسته شوند. ولی مداخلات حداکثری بهجای نظارت عاقلانه و آموزش تفکر تفکر انتقادی، عملا عطر، ذات و مقاومت گیاه (دانش آموز) را در برابر حوادث غیرمترقبه از بین میبرد.







این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید