صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

تحلیلی بر گفتمان و صنعت موفقیت در نظام آموزشی ایران و مافیای کنکور

سمانه یکی از هزاران دانش‌آموزی است که در چنگالِ «صنعتِ موفقیت» و روابط اقتصادی و هنجارینِ آن گرفتار شده. می‌گوید چهارمین سالی است که خانواده‌اش او را وادار کرده‌اند پشتِ کنکور بماند تا «موفقیت»ی کسب کند و در رشته‌ای که به گمان آن‌ها مطلوب است قبول شود. او را از مهمانی، تفریح، روابط دوستانه و به طور کلی از هر چیزی غیر از درس خواندن محروم کرده‌اند. برایش پسته و آجیل و انواع خوراکی و میان‌وعده تهیه می‌کنند تا فقط بهتر درس بخواند. اما تلقی خودِ او از همه این‌ها نه فراهم کردنِ امکانات و پشتیبانی، بلکه زندانی شدن است. اجازه نداده‌اند در رشته مورد علاقه‌اش ثبت نام کند و به اجبار او را به رشته علوم تجربی برده‌اند که پزشک شود. اما او استعداد و علاقه پزشک شدن را در خود نمی‌بیند و بیشتر به هنر تمایل دارد.

تحلیلی بر گفتمان و صنعت موفقیت در نظام آموزشی ایران و مافیای کنکور

صنعتِ موفقیت

سمانه و امثالِ او قبل از هر چیز، گرفتارِ ساز و کارها و مجموعه باورها و الگوهایی هنجارین هستند که می‌توان آن‌ها را «صنعتِ موفقیت» نامید. یعنی گفتمانی که در جامعه رقابتی‌شده امروزی در ظاهر می‌خواهد باور به توانِ فوق‌العاده فردی را در افراد تقویت کند و راه‌حل‌هایی ذهنی و مهارت‌هایی فردی را برای رسیدن به آن‌چه که «موفقیت» می‌نامند در اختیارشان قرار دهد.

این گفتمان امروزه به یک صنعتِ بازاری تبدیل شده است. از سخنرانان و روانشناسان انگیزشی تا مشاورانِ خصوصی تحصیلی و لیدرهای شرکتهای هرمی همگی در چنین صنعتی فعالیت می‌کنند. آن را می‌توان «صنعت» تلقی کرد به این دلیل که کارکردِ حقیقی آن در جامعه نه کمکِ واقعی به افراد برای «موفق» شدن، بلکه کسبِ درآمد برای آن‌هایی است که راه حل‌های خیالی موفقیت را به طبقه پایین جامعه می‌فروشند.

صنعت موفقیت علاوه بر کارکرد مالی‌اش برای کارگزاران آن، همزمان یک ساز و کار برای کنترل اجتماعی و سرکوب است. این گفتمان با تقویتِ این باور که مسئولیت همه شکست‌ها و موفقیت‌ها در جامعه تنها بر عهده «فرد» است، ساختارهای تبعیض و نابرابری را مشروع و بدیهی جلوه می‌دهد. با تقویت و گسترش چنین باورهایی، پرسش از ساختار اجتماعی و نگاه انتقادی به بنیان‌های نابرابری و تبعیض در جامعه خود به خود منتفی می‌شود و به جای آن «فرد» در کانون توجه قرار می‌گیرد.

تحلیلی بر گفتمان و صنعت موفقیت در نظام آموزشی ایران و مافیای کنکور

موفقیت در آموزش بنگاهی

گفتمان «موفقیت» امروزه در جامعه ایران، بیشتر از هر جای دیگری به طور ویژه‌ای بر نظام آموزشی و کنکور حاکم است، آن هم در فضایی که دسترسی به امکانات مادی و فکری آموزشی به شدت وابسته به پول و جایگاه است.

اما این گفتمان به صورت خود به خودی بر فضای کنکور و آموزش حاکم نشده و بی دلیل هم تداوم نیافته است. بدون شک پای منافعی مادی در میان است که چنین ایده‌ای را به هر ترتیب و به هر قیمتی زنده نگه می‌دارد. بنگاه‌های آموزشی خصوصی رنگارنگ مهم‌ترین عاملِ حفظِ فضای رقابتی نابرابر آموزشی در کنکور هستند. این بنگاه‌ها از حالت یک مرکز مشاوره ساده تحصیلی خارج شده‌اند و به یک بلوکِ قدرت در نظام آموزشی و تصمیم‌گیری‌های آن تبدیل شده‌اند. آن‌ها قواعد و معیارهای موفقیت را تعریف کرده‌ و جا انداخته‌اند. آن‌چه را که از منظر خودشان «مثبت‌اندیشی» است تبلیغ می‌کنند و آن‌هایی را که از جامعه و نظام پاداش‌دهی و شیوه کارِ آن انتقاد می‌کنند، «بدبین» و «منفی» می‌دانند. در عوض بر تلاش‌های گاه فوق‌بشری فرد تأکید می‌کنند. مطابق آمار، ۴۰ درصد از بیکاران کل کشور را دانش‌آموختگان دانشگاهی تشکیل داده‌اند. تبلیغات پر سر و صدا و متنوع مؤسسه‌های کنکور در حدی است که حتی مانع از دیدنِ عریانِ واقعیت عینی آموزشی شده‌اند.

نماینده‌های صنعت موفقیت در فضای آموزشی، انتظاراتی را ایجاد کرده‌اند که موجب به انقیاد درآمدن بسیاری از نوجوانان شده است. گفتمان موفقیت در آموزش به پشتوانه بنگاه‌های فروشِ موفقیت تحصیلی، هیچ‌گاه خود را درگیر این موضوع نمی‌کند که چگونه ممکن است میلیون‌ها داوطلب کنکور همگی در رشته‌ها و دانشگاه‌هایی پذیرش شوند که ظرفیتی بسیار محدود دارند؟

کارگزاران صنعت موفقیت اکنون تا جایی پیش رفته‌اند که بیشتر خانواده‌ها را متقاعد کرده‌اند که فرزاندانشان را به زور هم که شده در رشته‌هایی ثبت نام کنند که به «پیشرفت» آن‌ها کمک کند. از منظر آن‌ها رشته‌هایی همچون هنر و علوم انسانی، بیهوده‌اند، چرا که کمتر پیش می‌آید با چارچوبهای صنعتِ موفقیت سازگار باشند. همین هم باعث شده هر ساله بیشترین تعداد داوطلبان کنکور متعلق به گروه آزمایشی علوم تجربی باشد. گویا همه می‌خواهند پزشک و متخصص شوند و پول پارو کنند!

برآورد شده که گردشِ مالی مؤسسه‌های آموزشی خصوصی کنکور، همچون گاج و قلم‌چی در سال‌های گذشته حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان در سال بوده است. این رقم، گردشِ مالی مؤسسات کنکور در سال ۹۹ بوده است. در حالی که در همان سال کل بودجه آموزش و پرورش کشور ۵۶ هزار میلیارد تومان بوده است. گردش مالی صنعتِ کنکور، با حساب کردن دیگر مؤسسه‌های غیرمجاز و انواع فعالیتهای آن‌ها همچون نشرِ کتاب، برگزاری آزمون، مشاوره و غیره، حدود ۵۰۰ هزار میلیارد تومان در سال است. حدود ۶ هزار مؤسسه آموزشی کنکوری در کشور به طور رسمی فعال‌اند که برخی از آن‌ها با درآمد حاصل از این کار دست به فعالیتهای دیگری همچون ساخت و ساز و سوداگری مالی و ملکی زده‌اند.

در سطحِ تصمیم‌گیری‌ها هم قدرتشان را طوری تثبیت کرده‌اند که سال‌ها است مانع حذف کنکور در نظام آموزشی شده‌اند. قطعا آن‌ها نماینده‌ها و لابی‌های خاص خود را در مرکزهای قانون‌گذاری و مدیریت کلان آموزش دارند.

تحلیلی بر گفتمان و صنعت موفقیت در نظام آموزشی ایران و مافیای کنکور

فروشِ رؤیا

به طور خلاصه کاری که این مؤسسه‌ها انجام می‌دهند، فروشِ رؤیای موفقیت و خوشبختی به خانواده‌هایی است که برای فرزندانشان رؤیابافی کرده‌اند، آن هم بدون نگاه واقع‌بینانه به وضعیتی که امروزه هم در دانشگاه‌ها و هم در بازار کار دانش‌آموختگان وجود دارد.

مطابق آمار، ۴۰ درصد از بیکاران کل کشور را دانش‌آموختگان دانشگاهی تشکیل داده‌اند. تبلیغات پر سر و صدا و متنوع مؤسسه‌های کنکور در حدی است که حتی مانع از دیدنِ عریانِ واقعیت عینی آموزشی شده‌اند.

 همگان را طوری اقناع کرده‌اند که گمان کنند فرزند آن‌ها نخبه است، با دیگران فرق می‌کند، برای پزشکی و شغل‌های رده بالا ساخته شده و باید او را به هر ترتیب بالا کشید. بسیارند دانش‌آموزانی که نوجوانی‌شان را زیر شدیدترین کنترل‌ها و فشارها بیهوده از کف دادند و با وجود قبولی در کنکور و دانشگاه رفتن هم خبری از آن آینده درخشان و رؤیایی نبود.

محبوبیتِ رؤیای موفقیت از راه تحصیل به شکلی متناقض، محصولِ دورانی است که چنین موفقیتی بیشتر از هر زمان دیگری کمیاب و تقریبا نایاب شده است.

فکت نامه

( این یادداشت با اندکی تغییرات منتشر می شود )


تحلیلی بر گفتمان و صنعت موفقیت در نظام آموزشی ایران و مافیای کنکور

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

برکناری مراد مالمیر مدیر مستعفی و معترض آموزش و پرورش ناحیه 4 کرج توسط مدیر کل

( مراد مالمیر - مدیر پیشین آموزش و پرورش ناحیه 4 کرج )

 

 استعفای « مراد مالمیر » مدیر آموزش و پرورش ناحیه 4 کرج که در اعتراض به سیلی خوردن ناظم یک مدرسه ابتدایی صورت گرفت برای نخستین بار در « صدای معلم » منتشر گردید . ( این جا )

در این باره ، « صدای معلم » گفت و گویی را با این مدیر مستعفی در مورد علت این واقعه و شفاف سازی آن انجام داد . ( این جا ) با وجود استقبال از این حرکت تحسین برانگیز که با استقبال قاطبه فرهنگیان رو به رو گردید اما در فاصله کم تر از 24 ساعت از انتشار این مصاحبه ، « علی حجر گشت » مدیر کل آموزش و پرورش استان البرز با استعفای آقای مالمیر موافقت کرد .

برکناری مراد مالمیر مدیر مستعفی و معترض آموزش و پرورش ناحیه 4 کرج توسط مدیر کل

( علی حجر گشت - مدیر کل آموزش و پرورش استان البرز )

 

در گزارشی که به تاریخ 7 بهمن 1400 در صدای معلم منتشر گردید ؛ ( این جا ) حجرگشت مدیر کل آموزش و پرورش استان البرز ضمن رد هر گونه شکاف میان صف و ستاد چنین گفت : « از احساسات برادرانه همکاران نسبت به خادم خود ممنونم قطعا هیچ تقابلی بین ما نبوده و ما در کنار همیم.

وی با اشاره به تحصیلات دانش سرا و تربیت معلم خود گفت: در واقع بدون احتساب تحصیلاتم در این دو مرکز، ۲۹ سال سابقه معلمی داشته و الباقی مربوط به تحصیل در این مراکز است. بومی استانم و همه چیز در موردم شفاف و شیشه ای است.

قطعا بهترین نفر از بین ۲۵ هزار فرهنگی شاغل استان برای مدیر کلی آموزش و پرورش نیستم ولی سعی می کنم با اخلاق مداری ،شایسته سالاری، خلوص نیت و تعهد کاری در پایان دوره مدیریت شرمنده همکاران نباشم. »

حجر گشت در این نشست گفته بود : « مطالبات همکاران را بی لکنت از مجاری قانونی و در جلسات با مسئولین مرتبط جار خواهم زد » .

پایان پیام/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

برکناری مراد مالمیر مدیر مستعفی و معترض آموزش و پرورش ناحیه 4 کرج توسط مدیر کل

وصیت نامه انوشیروان ساسانی به پسرش هرمز و سخنی با مسئولان جمهوری اسلامی

در طول تاریخ ادبیات ایران ، شاعران بزرگی می زیسته اند که اگر زمامداران و حکام ایرانی، اساس حکومت خود را بر افکار آنان بنا می کردند ، قطعا مردم ما شاهد این همه فجایع در تاریخی نبودند. یکی از آثار گرانسنگی که سرشاراز تنبیه و تنبّه است ، بوستان سعدی ست. نخستین باب این کتاب ارزشمند در عدل و تدبیر و رای است که سعدی در آن راهکارهایی برای مملکت داری و حکومت پیشنهاد می کند و چاره ی مشکلات را می نمایاند. یکی از این حکایت ها که درحقیقت وصیت نامه ی انوشیروان ساسانی به پسرش ؛ هرمز است از زبان سعدی بیان می شود که من آن را مختصرا در قالب نثر ارائه می کنم:

 وصیت نامه انوشیروان ساسانی به پسرش هرمز و سخنی با مسئولان جمهوری اسلامی شنیدم که انوشیروان ساسانی در وقت جان دادن به پسرش؛ هرمز می گوید: از درویشان و تهیدستان دلجویی کن و نه آنکه فقط به دنبال آسایش خود باشی . وقتی که تنها به آسایش خودت فکر کنی ، کسی در سرزمین تو آسایشی نخواهد داشت . در نگاه انسان دانا و آگاه ، چوپان، خفته و آسوده خاطر باشد و گرگ به گله بزنید، پسندیده نیست.

ای هرمز ! حافظِ درویشِ نیازمند باش . چون که شاه به واسطه ی همین مردم به پادشاهی می رسد . سلطان همانند درخت و مردم بیخ و ریشه ی آن درخت اند. ای پسر ! درخت( شاه) به واسطه ی ریشه( مردم) در زمین محکم و استوار است. تا جایی که می توانی دل مردم را با رفتار نامناسب آزرده و مجروح نکن .اگر دلِ مردم از تو آزرده و مکدر شود ، ریشه کن خواهی شد . اگر جاده ی حق و حقیقت را طلب می کنی ، راه پارسایان را درپیش بگیر که آنها به پاداش عمل خیر ،امیدوار و از مکافاتِ عملِ بد هَراسانند و ازاین رو خردمندانه رفتار می کنند. اگر تو در پادشاهی این دو را به دست آوردی ، سرزمین تو، پناهگاه خوبی برای تو و مردمت خواهد بود. پادشاه خوب کسی ست که آسیب و گزندِ مردم پسندیده او نیست. زیرا می ترسد که در فرمانروایی و مملکت داری او خللی به وجود آید . بنابراین چنانچه این خوی و خصلت در او نباشد ، آن کشور بویی از آسودگی و امیدواری نمی برد و هیچ گشایشی در آن سرزمین نمی بینی. چون که مردم را از آن شاه دلتنگ و آزرده خواهی دید. از گردنکشانِ جسور پرهیز کن و از دست شان به خدا پناه ببر .

ای پسر! شاهی که دلِ اهلِ کشورش، خراب و ویران باشد ، باید آبادانی کشور را به خواب ببیند. بدان که سرانجامِ جور و جفا به مردم جز ویرانی و بدنامی نیست.

سزاوار نیست که مردم را با تیرِ بیداد نابود کنی که مردم می توانند پشتیبان و حامیِ بزرگی برای تو باشند. پس رعایت حال مردم را بکن که اگر آنها از تو خوشدل باشند، بیش از پیش برای این سرزمین کار و تلاش خواهند کرد. اصلا دور از جوانمردی ست که تو از این مردم خوبی و نیکویی ببینی اما در حق آنها بدی کنی. »

از آن روی این حکایت را آوردم که توجه مدیران و مسئولان کشور را بهاین نکته جلب کنم که باید خاطر نگهدار مردم باشند و فقط به فکر خود نباشند . اگر به مقامی رسیدند از سرِ صدقه ی مردم است.اصل و ریشه شما از مردم است . ناآسودگی و نومیدی مردم از شما سرچشمه می گیرد . اگر کشور به فنا رود از عملکردهای نادرست شماست ...


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

وصیت نامه انوشیروان ساسانی به پسرش هرمز و سخنی با مسئولان جمهوری اسلامی

منتشرشده در یادداشت

چشم انداز تحول پس از تغییر مدیریت در آموزش و پرورش استان زنجان

می گویند که تغییر اساسا برای تحقق تحول و بهبود به انجام می رسد و گرنه چه نیازی به این است که با دخالت و جابه جایی کوشش شود که روند جاری دچار شوک شود و یا شوک تغییر را به سیستم و سازمان وارد می کنند تا سرعت و عمق تحرکات با افزودن برنامه و هزینه های مربوط به تداوم برنامه عمل سازمانی کاهش یابد .

با این حساب حال که با همه تکاپوی صورت گرفته در سطح مدیریت ارشد استان و تلاش نمایندگان استان مدیر کل گذشته که به حق یکی از مدیران دارای سبک و تمایل به بهبود در تاریخ اداره کل در استان بوده جای خود را به مدیر جدید داده است که او نیز در کارنامه و رزومه چنین می نماید که از افراد دارای ظرفیت و خلاقیت مدیریتی و تجارت ارزنده درحوزه های آموزشی و اجرائی است ؛ این سئوال بر اذهان متبادر خواهد شد که کدام چشم انداز در افق دید مردم و اهالی جامعه فرهنگ استان قرار خواهد گرفت ؟

چشم انداز تحول پس از تغییر مدیریت در آموزش و پرورش استان زنجان

  برای پاسخ به این پرسش با تاکید بر گستردگی و دامنه فراگیری این نهاد فرهنگی ؛

- باور این نکته که سیستم آموزشی و فرهنگی و در راس آن دارای گستردگی در دامنه فراگیری و اثر بخشی است می تواند این امیدواری را در منتظران تحول در برنامه ریزی ایجاد کند که مدیر کل جدید شخصی است که می کوشد تا برای تولیت بر چنین سیستمی خود را دارای توان نشان دهد و با برنامه و دعوت از مشاوران و تاثیر گذاران استان و کشور ،  تحولات لازمه همراستایی آن با مختصات امروزین را در آن ایجاد کند.

- دوستان ممکن است بگویند مگر مدیران سابق از چنین دیدگاهی محروم بودند و یا با چنین شعاری آشنایی نداشتند زیرا که ادای چنین جملات و شعارهایی به نوعی در میان مدیران کشورمان به عادت تبدیل شده است!

آری . من هم قبول دارم که چنین هنر و مهارتی در همه است و همه مدیران در دیدارهای عمومی از این ابراز نظرها می کنند و از این جهت هم بود که من عرض کردم که امیدم به این است که این بار این آرزو به و اقعیت تبدیل شود زیرا که تنها در این صورت است که مدیران ستادی و شهرستانی موظف می شوند تا مطابق با چنین جایگاهی برنامه تهیه کنند و تلاش سازمانی برای تحقق برنامه ها با تاکید براستفاده از همه ظرفیت های استان  به کار برند .

بدون تردید نگاه بالسویه و عمیق به ظرفیت های استان بدون خط کشی های مرزی می تواند باعث شود تا منابع و فرصت های در اختیار، برای فراهم آوردن تحول و ابداع و یا حتی افزایش قدرت مانور سازمان ممکن شود ، زیرا که در طی سالیان گذشته تمرکز مدیریت عالی به مرکز استان و عدم نقش و وظیفه دهی به دوایر شهرستانی عملا شرایط نامتوازنی را در استان ایجاد کرده بود که در لوای آن این گونه احساس می شد که دوایر شهرستانی فرزندان ناتنی شناخته می شوند که نه سهمی در منابع و اعتبارات دارند و نه از آنها برای تعالی سازمانی کمک و درخواستی می شود و یا این توهم ایجاد می شد که همه استان در زنجان و اداره کل خلاصه می شود و در سایر شهرستان ها، نه نیازی هست و نه ظرفیتی که باید شناخته و بدان با تاکید بر پویایی و بالندگی منتهی به پیشرفت و توسعه اهتمام شود .

به تحقیق ، آموزش و یادگیری تنها در شعاع شادابی و تحرک سازمانی ممکن می شود. نمی توان امید به این داشت که در فضای ساکن و رخوت زده ، پویایی و بالندگی رخ دهد و از متن چنین روندی پیشرفت و توسعه سر بر آورد و از این روی بود که در سالهای اخیر استان ما در سهم بردن از موفقیت های مربوط به کنکور و یا موفقیت تیم های دانش آموزی در المپیادها کم فروغ می نمود و یا حتی فضای تعامل منتهی به بهره بردن از تمایل خیرین به کار در عرصه مدرسه سازی و تجهیز مدارس روی به افول گذارده بود زیرا سیستمی که نتواند شادابی و پویایی خود را با نمایشی از پیشرفت و توسعه علنی و عمومی کند نخواهد توانست اقبال به مشارکت در مردم را ایجاد کند و از این روی تلاش در جهت به بالندگی و پویایی رساندن سازمان امید وار کننده می نماید زیرا تنها از این محل است که سهم استان ما از موفقیت های داخل سیستمی آموزش و پرورش افزون می شود و این انگیزه را به مردمان و خیرین می بخشد که وارد شوند و با کمک های خود پیشرفت و توسعه در متن این سازمان را افزون سازند.

چشم انداز تحول پس از تغییر مدیریت در آموزش و پرورش استان زنجان

همچنین باید به خاطر داشت که پویایی و بالندگی در درون مجموعه روحیه و انگیزه را افزون می سازد تا جایی که رقابت مدرسه با مدرسه ،شهرستان با شهرستان و استان با استان های فرازمندتر از خود را ممکن می کند و همین تلاش منتهی به توسعه و پیشرفت می شود.

 تحقق این چشم انداز، زمانی محقق خواهد شد که مدیرکل در تغییر و انتخاب مدیران آموزش و پرورش شهرستانها مستقل عمل کند، اما انتصاب مدیران ابهر و خرمدره نشان از دخالت نماینده مجلس دارد .

آیا این نهاد تربیتی و فرهنگی، با این انتصابات به ستاد انتخاباتی تبدیل خواهد شد؟


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چشم انداز تحول پس از تغییر مدیریت در آموزش و پرورش استان زنجان

منتشرشده در یادداشت

گروه تشکل ها /

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ نشست مجمع فرهنگیان ایران اسلامی با محوریت گرامی داشت مرحوم « عادل عبدی » و « تقدیر از مدیران آموزش و پرورش در دولت تدبیر و امید » پنج شنبه اول اردیبهشت در باغ تالار توسکا برگزار گردید .

در این نشست ، فرج کمیجانی دبیر کل این تشکل فرهنگی گفت : «

در دولت جدید هم که حدود 8 ماه گذشته است ؛ وزیر آموزش و پرورش حتا یک جسله با تشکل های فرهنگیان طیف اصول گرا نگذاشته است  چه برسد به ما !

در 43 سال گذشته  آموزش و پرورش در اولویت هیچ یک از دولت ها نبوده است .

مطالبات انباشته شده زیادی در حال حاضر وجود دارد . سقف مطالبات فرهنگیان در حال حاضر بسیار بالاست . اگر کاری هم انجام می شود اصلا به چشم نمی آید .

در جلساتی که درپنج شش ماه گذشته داشتیم ، به صراحت عرض می کنم :

ضعیف ترین ، ضعیف ترین تیم مدیریتی در این 43 سال گذشته در حال حاضر در وزارت آموزش و پرورش حاکم شده اند .

این آقای وزیر آموزش و پرورش که جدید تشریف آورده اند نه « تیم » دارد نه « برنامه » .

افرادی را که آورده و انتصاب کرده نه تجربه دارند و نه تخصص این کار را دارند .

طوری شده که برنامه ها در وزارتخانه قابلیت اجرایی پیدا نمی کنند .

این وزیر آموزش و پرورش آن قدر در رتبه بندی معلمان بد عمل کرد که 40 هزار میلیارد تومان از بودجه دارد مصرف می شود .

این وزیر باید آن قدر درایت داشت که آیین نامه ای بنویسد که مورد قبول قاطبه جامعه ی فرهنگیان باشد  .

این وزیر آموزش و پرورش از هیچ کس مشورت نمی گیرد . البته ما توقع نداریم که با ما مشورت کند . نه به آقای رئیسی رای دادیم و منتقد او هم هستیم ولی از صمیم قلب آرزو داشتیم که دولت آقای رئیسی موفق بود و مشکلات کشور را به نوعی حل کند اما دارند این دولت را از درون تهی می کنند . »

در این بخش ؛ سخنان « غلامرضا کریمی » را می خوانید .

منتشرشده در گفت و شنود

دلیل حضور روحانیون و آخوندها  در مدارس و واحدهای آموزشی چیست

مدیر کل آموزش و پرورش استان قم اخیرا گفته در این استان ، طرح هر مدرسه یک روحانی را اجرا می‌کند و به حوزه علمیه هم توصیه می کند که اگر همه دیگر فعالیت های حوزه تعطیل شود و به آموزش و پرورش اهتمام کند ضرری نمی‌کند!

در صحبت مدیرکل محترم هر چه دقت کردم‌ متوجه نشدم در این طرح ، حضور روحانی به صورت تمام وقت در مدرسه بر مبنای کدام الزام از الزامات مندرج در برنامه درسی ملی و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است؟

دلیل حضور روحانیون و آخوندها  در مدارس و واحدهای آموزشی چیست

( علیرضا رحیمی - مدیر کل آموزش و پرورش استان قم )

 

بر مبنای سند برنامه درسی ملی ، برنامه آموزشی مدرسه در حوزه های متنوع یادگیری تعریف شده و هر حوزه یادگیری نیز محتوا و معلم خاص خود را دارد ؛ علاوه بر این‌ نظام مدیریت مدرسه نیز چارچوب معین و وظایف تعریف شده روشنی برای ارکان این‌نظام مدیریتی دارد. حضور فرد روحانی در مدرسه بر چه اساسی است؟

روحانی قرار است تنها نماز جماعت مدرسه را امامت کند؟ خوب این‌کار، کاری نیم ساعته است و نیاز به حضور تمام وقت روحانی در مدرسه ندارد.

قرار است نقش ناظم مدرسه را داشته باشد؟ اولا این‌ وظیفه هم متولی تعریف شده خودش را دارد ثانیا مگر این‌ کار در توان و تخصص فرد روحانی حاضر در مدرسه است؟

روحانی نقش مشاور یا راهنمای آموزشی و یا دبیر و آموزگار و هنر آموز و استاد کار و سرپرست بخش و معاون اجرایی مدرسه را هم ایفا نمی‌کند، زیرا هر یک‌ از این وظایف متولی ای با تحصیلات و تخصص مربوط به خودش لازم دارد و حتی اگر شاغلان در این پست ها از تخصص مرتبط هم برخوردار نباشند اما این پست ها در مدرسه خالی نیستند تا شخص معمم آن وظیفه را بر عهده بگیرد و اگر این‌پست ها بلاتصدی هم باشند راهش تصدی گری یک معمم در آنها نیست.

دلیل حضور روحانیون و آخوندها  در مدارس و واحدهای آموزشی چیست

به نظر می رسد منظور مدیرکل محترم هم ایفای نقش طلبه حوزه در این‌ پست های آموزشی یا مدیریتی مدرسه نیست.

واقعا حضور یک‌ نفر روحانی در مدرسه به چه منظوری است؟ و‌ مدیرکل آموزش و پرورش قم برای کل حوزه علمیه چه برنامه ای دارد که‌ معتقد است اگر حوزویان تمام درس و بحث و‌ کار و کسب خود را تعطیل کنند و به مدرسه بیایند ضرر نمی کنند؟!

یک‌ کسی نوحه ای می خواند با این مضمون که بزن تو بر سر ضرر ندارد ؛ کسی می گفت باید دلیل و بینه محکم تری ارائه کنی و گرنه آدم صرفا به این خاطر که ضرر ندارد که نباید توی سر خودش بزند.

اگر حتی منظور مدیرکل مذکور این باشد که با حضور روحانیون در مدرسه کم‌کم مدرسه به حوزه علمیه تبدیل بشود هم چنین کاری نشدنی است زیرا برای تبدیل مدرسه به حوزه علمیه باید ساختار و محتوا و برنامه مدرسه و نظام آموزشی به کل تغییر کند و این‌کار به صرف اضافه کردن یک‌ نفر معمم به هر مدرسه انجام نمی شود.

کانال هفت جوش


دلیل حضور روحانیون و آخوندها  در مدارس و واحدهای آموزشی چیست

منتشرشده در یادداشت

آن چه در زیر می آید ؛ لایحه فرجام خواهی علی پورسلیمان مدیر سایت صدای معلم به دیوان عالی کشور در مورد رای صادره توسط شعبه 9 دادگاه کیفری یک  مجتمع دادگاه های کیفری 1 تهران ( شعبه 79 دادگاه کیفری استان سابق ) می باشد .

یادداشت های تکمیلی در مورد جزئیات و حواشی این پرونده به زودی در صدای معلم منتشر خواهد گردید .

دلایل عقب ماندگی ایران در مقایسه با ژاپن و شکست اصلاحات امیر کبیر و دوزخ سنت و مدرنیته

امروز از صبح داشتم کتابِ دکتر یونس نابدل (متخصص روانپزشکی) را می خواندم که از تبریز برایم فرستاده بود . این کتاب با عنوان «دنیا از دریچه چشم یک روانپزشک» است که حاصل سفرهای او به بیش از سی کشور جهان است.

در این کتاب، گزارشی که از ژاپن می دهد بیشتر از هر کشور دیگر مرا به فکر وامی دارد و اندوهگین ام می کند، مخصوصا گزارش کوتاهی که از وضعیت نظام آموزشی آن کشور ارائه می دهد که وقتی آن را با نظام آموزشی خودمان که برای حضرت تتلو فالوور تربیت می کند مقایسه می کنم دود از کله ام بلند می شود!

ژاپن شامل چهار تا جزیره اصلی و تعدادی جزایر کوچک در وسط اقیانوس است، فاقد هر گونه منابع زیرزمینی و حتی فاقد خاک کافی. در عوض، تا دلتان بخواهد آتشفشان دارد و زلزله...! اما دکتر نابدل می نویسد که راهنمای سفر با خنده و خیلی راحت به ما گفت که «اگر زلزله آمد از زلزله لذت ببرید»!.

چگونه است که در یک کشوری از زلزله لذت می برند و در کشوری دیگر، همان زلزله، مرگ و ماتم می آفریند؟! در زیرزمین ها و منابع آن که برعکس هم هستیم اما در روی زمین نیز برعکس هم هستیم! مقایسه کنید انسان ایرانی را با انسان ژاپنی...!

ناصرالدین شاهِ و امپراتور مِیجیِ ژاپن در یک زمان به اروپا رفتند. در آن زمان، هر دو کشور یعنی ژاپنِ میجی و ایرانِ امیرکبیر، تقریبا شبیه هم بودند و باهم آغاز کردند، حتی دارالفنون ایران دو سال زودتر از دارالفنون ژاپن به وجود آمد، اما میجی، چهل سال فرصت پیدا کرد و امیر تنها چهار سال...!

دلایل عقب ماندگی ایران در مقایسه با ژاپن و شکست اصلاحات امیر کبیر و دوزخ سنت و مدرنیته

( دیوار مدرسه دارالفنون - تهران )

 

نیشتری که در 20 دی 1852م در حمام فین کاشان بر آن رگ نهاده شد نه رگِ او که در واقع، رگِ پروسه نوسازی ایران بود، به طوری که چهل و پنج سال پس از کشتن امیر، میرزا رضا کرمانی قاتل شاه در استنطاق خود، این تصویر مایوس کننده را از اوضاع و احوال ایران به دست می دهد:

«قدرى پايتان را از خاك ايران بيرون بگذاريد در عراق عرب و بلاد قفقاز و عشق‌آباد و خاك روسيه هزار هزار رعيت بيچاره ايرانى ببينيد كه از وطن عزيز خود از دست تعدى و ظلم فرار كرده ، كثيف ترين كسب و شغلها را از ناچارى پيش گرفته‌ اند ؛ هر چه حمال و كناس و الاغى و مزدور در آن نقاط می بينيد همه ايرانى هستند . آخر اين گله‌ هاى گوسفند شما مرتع لازم دارند كه چرا كنند تا شيرشان زياد شود كه هم به بچه‌هاى خود بدهند هم شما بدوشيد نه اينكه تا شير دارند بدوشيد شير كه ندارد گوشت تنشان را بكلاشيد...»(تاریخ بیداری ایرانیان...ج1ص۸۲)

دلایل عقب ماندگی ایران در مقایسه با ژاپن و شکست اصلاحات امیر کبیر و دوزخ سنت و مدرنیته

بر گردم به کتاب دکتر نابدل. می رسم به این سطر کتاب که می نویسد:

«راهنمای سفر ما گفت اگر کیف پولتان در خیابان بیفتد، فردا می توانید برگردید و آن را بردارید» .

از خواندن این سطر کیفور می شوم که یک مرتبه، قشقرقی در بیرون آپارتمان مان برپا می گردد و زنگ ما را به صدا در می آورند که : «مدیر آپارتمان هستی سریع تر بیا، که دو نفر، تابلوی کوچه را کنده می خواستند ببرند، تابلو را از دست دزدها گرفته ایم!

رسیده بود بلایی ولی به خیر گذشت! سال گذشته هم دو تا نهال کاشته بودیم هر دو را برده بودند.

اسم تابلوی کوچه مان هم «بن بست بهشت» است.

فرزندان امیرکبیر بیش از یکصدو پنجاه سال است که با بن بستِ بهشت مواجه اند و در حسرت بهشت، همچنان گرفتار و کشاکش در دوزخِ سنت و مدرنیته...!

این هم تصویرِ تابلوی «بن بستِ بهشت» ما و کتاب «دنیا از دریچه یک روانپزشک».

دلایل عقب ماندگی ایران در مقایسه با ژاپن و شکست اصلاحات امیر کبیر و دوزخ سنت و مدرنیته

کانال تاریخ تحلیلی ایران


دلایل عقب ماندگی ایران در مقایسه با ژاپن و شکست اصلاحات امیر کبیر و دوزخ سنت و مدرنیته

منتشرشده در معرفی کتاب

تهدید معلمانی که تجمع می کنند به اخراج توسط وزیر آموزش و پرورش در هفته معلم

وزیر آموزش و پرورش در کردستان مهد شیرزنان و شیر مردان مطالبه گر صنفی حق طلب در هفته معلم  در بخشی از سخنان خود با اشاره به بند 23 هیئت تخلفات که تجمعات غیرقانونی می‌تواند همکار فرهنگی را اخراج کند؛ تجمعات قانونی برای رسیدن به مطالبات بحق معلمان را حق معلمان دانسته و گفته است: باید این موارد از طریق قانونی پیگیری شود.

ماده ۸ آیین نامه تخلفات اداری برخی اعمال توسط کارکنان دولت را تخلف اداری می نامد از جمله :

بند۳۳:
شرکت در تحصن و اعتصاب و تظاهرات غیرقانونی و اعمال فشارهای گروهی برای تحصیل مقاصد غیر قانونی

(بند ۲۳ که وزیر به آن استناد می کند از قضا استعمال یا اعتیاد به مواد مخدر است)

از آنجا که عدم اشراف به قانون در بین نمایندگان مجلس و مسئولین اجرایی باعث شده است قوانین موضوعه و آیین نامه ها در برخی موارد مغایر با قوانین بالادستی مصوب شود،و به همین دلیل در قانون اساسی دیوان عدالت اداری وظیفه ابطال آیین‌نامه‌ها و قوانین مغایر با قوانین فرادستی را مطرح نموده است.

بند ۳۳ آیین نامه تخلفات متاسفانه با اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی مغایرت دارد چرا که صراحتا هر تجمع بدون حمل سلاح و بدون اخلال در مبانی اسلام آزاد است لذا می باید تقاضای ابطال آن توسط کارمندان دولت به دیوان عدالت اداری ارائه گردد .

تهدید معلمانی که تجمع می کنند به اخراج توسط وزیر آموزش و پرورش در هفته معلم

ظاهرا جناب وزیر فرق بین تخلف اداری در ماده ۸ و مجازات ها در ماده ۹ را نمی دانند.

در بند « ی » ماده ۹ مجازات اخراج از دستگاه متبوع آمده است، که معلوم نیست این دو چه ارتباطی با هم پیدا می کنند ؟ فکر حذف دلایل این تجمعات باشید نه تجمعات و پاک کردن صورت مسئله.

از کرامات شیخ ما این است
شیره را خورد و گفت شیرین است
کرامات دیگر هم دارد
ابر را دید و گفت می بارد

تشخیص مجازات در ماده ۹ و برشمردن تخلفات در ماده ۸ و تعیین نوع مجازات به اعضای هیأت بدوی تخلفات مربوط است و در اختیار وزیر نیست. البته شاید این تهدید وزیر هدیه ای برای روز معلم باشد.

در بخش دیگری فرموده اند:

تجمعات قانونی برای رسیدن به مطالبات حق معلمان است. بفرمایید تا به حال به کدامین تجمع صنفی فرهنگیان در 44 سال گذشته مجوز داده اید؟

تهدید معلمانی که تجمع می کنند به اخراج توسط وزیر آموزش و پرورش در هفته معلم

حتی اگر به همان بند ۳۳ سراسر ایراد استناد کنید ؛ اعمال فشارهای گروهی برای تحصیل مقاصد غیرقانونی را مطرح می کند.

حال پرسش فرهنگیان این است آیا اعتراض به نابرابری در پرداخت ها، اعتراض به عدم رعایت قانون خدمات کشوری، قانون برنامه ششم توسعه، اعتراض معلمی که توان خرید احتیاجات اولیه زندگی را ندارد، اعتراض به منزلت ویران‌شده معلم، اعتراض به زیر خط فقر زندگی کردن، اعتراض به تورم چند صد درصدی و افزایش حقوق ۱۰ درصدی مقاصد غیر قانونی است؟

کاش بار معنایی کلمات را می دانستید و بعد ادا می کردید.

آدمی را زبان فضیحه کند

جوزبی مغز را سبکساری

آقای وزیر در این گردباد هولناک فقر و فلاکت دست از تهدید و ارعاب فرهنگیان بردارید. کاش یک ماه بدون حقوق فعالیت‌های اقتصادی تان با حقوق یک بازنشسته یا یک معلم زندگی می کردید تا معنای شرمنده همسر و فرزند شدن را درک می کردید. شاید هم دست به خودکشی می زدید.

همواره به وزرای قبل هم گفته ایم: اجازه ندهید فرهنگ امنیتی بر امنیت فرهنگی در وزارتخانه حاکم شود.

 آموزش و پرورش پادگان نظامی نیست که تابع دستورات شما باشد ؛ اینجا حرف از قانون و منطق است و قلم باید زد . نکند صدای معلمان را در تجمعات نشنیده اید.

تهدید معلمانی که تجمع می کنند به اخراج توسط وزیر آموزش و پرورش در هفته معلم

وقتی شما به عنوان متولی وزارتخانه تهدید به اخراج فرهنگیان می‌کنید در حالی که قانون به شما اجازه چنین کاری را نمی دهد، و حرفی خلاف قانون می زنید از سایر نهادها چه انتظاری باید داشت؟ نشنیده اید که حرمت امامزاده با متولی آن است.

بیاید در هفته معلم از قوه قضاییه و ضابطینش بخواهید با فرهنگیان کمر خمیده زیر خط فقر از درب آشتی درآیند و حرمت معلمان را نگاه دارند.

اندکی در شعر فخرالدین عراقی دست برده و عرض می کنم:

به کدام مذهب است این به کدام ملت است این
که گویند معلمی را که تو معترض چرایی
( که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی)

ای کاش در کردستان با معلمان شریفی که تقاضای ملاقات با شما را داشتند دیدار می کردید. چرا در استانها با فرهنگیان دست چین شده و وابسته توسط مدیران کل دیدار می کنید؟

مگر نامه مولا علی ع به مالک اشتر را نخوانده اید:

برای کسانی که به تو نیاز دارند زمانی را فراهم کن و با آنان به مجلس عام بنشین چرا که از رسول (ص) خدا شنیدم:

پاک و آراسته نیست امتی که در آن فرودست نتواند حق خود را بدون لکنت زبان از فرادست بگیرد.

بی شک جامه وزارت چند صباحی بیشتر بر تن شما نیست و اکثر وزرا حتی نامشان نیز در ذهن جامعه فرهنگیان باقی نمانده است و برخی نیز منفور هستند.

اما مظاهر شرافت و آزادگی و حق خواهی مثل اسماعیل عبدی ها ، محمود بهشتی ها ، رسول بداقی ها، علی اکبر باغانی ها و.... بر تارک آموزش و پرورش ایران خواهند درخشید.

آیا تا به حال دیده اید فرهنگیان از وزیری به نیکی یاد کنند؟ از این فرصت چند روزه در خدمت به جامعه معلمی استفاده کنید.

گر بماند نام نیکی زآدمی به کزو ماند سرای زرنگار

تجمعات چند صد هزار نفری معلمان در سراسر کشور با تهدید از بین نخواهد رفت. فکر حذف دلایل این تجمعات باشید نه تجمعات و پاک کردن صورت مسئله.

شیخ اجل سعدی می فرماید:

زبان در دهان ای خردمند چیست
کلید در گنج صاحب هنر

چو در بسته باشد چه داند کسی
که جوهر فروش است یا پیلور
اگر چه پیش خردمند خامشی ادب است

به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی

دو چیز طیره عقل است دم فرو بستن

به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تهدید معلمانی که تجمع می کنند به اخراج توسط وزیر آموزش و پرورش در هفته معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش انتقادی صدای معلم از جلسه تودیع و معارفه جعفر پاشایی و علیرضا صیادی مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی

سایت راهبرد معاصر نوشت : ( این جا )

« محمد حسین فرهنگی صبح امروز پنج شنبه ( 15 اردیبهشت ) در مراسم تودیع و معارفه مدیر کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی در تبریز گفت: با وجود اینکه معارفه مدیر کل جدید دیرتر انجام شد اما جزو کم سابقه‌ترین معارفه‌ها در استان است.

نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان شرقی و هم‌ چنین استاندار، نقش تعیین کننده‌ای در این خصوص داشتند. »

گزارش انتقادی صدای معلم از جلسه تودیع و معارفه جعفر پاشایی و علیرضا صیادی مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی

و اما مساله ای که این جا مطرح می شود و در صورتی که خبر این رسانه واقعیت داشته باشد آن است که مطابق قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش ، استاندار رئیس شورای آموزش و پرورش استان محسوب می شود و پی گیری و اظهار نظر این مقام دولتی از نظر قانونی مشکلی ندارد اما پرسش « صدای معلم » آن است که آیا وارد شدن نماینده ولی فقیه در چنین موضوعاتی در حوزه اختیارات و یا وظایف وی تعریف شده و می توان آن را پذیرفت ؟ آیا کنار گذاشتن این مدیر و آوردن آن مدیر ، تناسب و تجانسی با واقعیت های کف مدرسه داشته و اصولا به « افق آموزش » معنا و روشنی خاصی بخشیده است ؟

آیا بهتر نبوده و نیست که چنین مقاماتی به جای دخالت در تعیین مدیران ، نقش « منتقد » را ایفا کرده و صدای معلمان و مردم باشند ؟

پیش تر ، جعفر پاشایی مدیر کل پیشین آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی در گفت و گوی تفصیلی که با صدای معلم داشت چنین گفت : ( این جا )

گزارش انتقادی صدای معلم از جلسه تودیع و معارفه جعفر پاشایی و علیرضا صیادی مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی

« امروز و روز آخر میزان دارایی ام را خواهم گفت. رسانه ها باشند و مردم بدانند که فلانی چگونه آمد و چگونه رفت.

از 10 / 5 / 1370 تا الآن اداره هستم و یک روز هم دیگر به مدرسه نرفته ام. اگر در کشور چنین اتفاقی بوده به من بگویند.

 در آخرین روز خواهم گفت که  چه دارم و چگونه خواهد بود.

 در جمهوری اسلامی ایران حرف هایی را در مورد مسئولین می گویند ، بدانند که من خودم و فرزندانم و همسرم چه داریم.

من شفاف خواهم گفت مردم در روی زمین و در زیر آسمان خدا  سیستم های مالی و اطلاعاتی و نظارتی هست ؛ بروند و تحقیق کنند اگر از این بیشتر بود مال خودشان. آیا بهتر نبوده و نیست که چنین مقاماتی به جای دخالت در تعیین مدیران ، نقش « منتقد » را ایفا کرده و صدای معلم و مردم باشند ؟

ای کاش شما یک مکاتبه ای با اداره کل ارزیابی و عملکرد بکنید و بگویید جایگاه استان آذربایجان شرقی در همه شاخص ها که سالانه به کشور گزارش می دهند ممکن است یکی بیشتر یا یکی کمتر باشد میانگین رتبه این استان را که مثلا چهار، پنج یا ده یا سیزده است در چه رتبه ای قرار دارد. ما سی و یک استان داریم و اداره کل. همین که گرفتید آن را منتشر کنید. »

پرسش « صدای معلم » از آقای پاشایی آن است که آیا در این جلسه و طبق گفته ی ایشان ، رسانه ها و خبرنگاران حضور داشتند و اگر این مهم تحقق نیافته دلیل و مانع آن چه کسی و یا کدام نهاد بوده است ؟

آیا افراد و نهادهایی که اقدام به تغییر آقای پاشایی کردند به توصیه ایشان عمل کرده و استعلامی از اداره کل ارزیابی و عملکرد وزارت آموزش و پرورش در مورد عملکرد مدیریتی وی در این استان و روند و فرآیند شاخص ها داشتند و آن را مورد تحلیل و ارزیابی قرار دادند ؟

تحصیلات و رشته ی تخصصی آقای پاشایی دکترای مدیریت آموزشی است و این در حالی است که مدرک «علیرضا صیادی» مدیر کل جدید آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی ، دکترای علوم سیاسی است .

آیا چنین امری منطقی بوده و با حرفه ای شدن امر آموزش تضاد و یا تعارضی ندارد ؟ چگونه است که در موضوعاتی مانند رتبه بندی معلمان داشتن رشته تحصیلی مرتبط با موضوع تدریس برای معلمان مهم بوده و امتیاز آور است اما برای فردی که قرار است سکان دستگاه آموزش و رهبری آن را بر عهده گیرد ؛ برای مقامات مافوق این چنین مسائلی مهم نبوده و اهمیتی ندارند ؟

آموزش و پرورش بحران زده و بیمار ما بیش از هر چیزی به متخصص و کاربلد آموزش نیاز دارد نه افراد سیاسی .

گزارش انتقادی صدای معلم از جلسه تودیع و معارفه جعفر پاشایی و علیرضا صیادی مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی

پرتال اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی نوشت : ( این جا )

جعفر پاشایی در سخنرانی خود با بیان اینکه خود را مدیون خانواده های شهدا می داند، گفت: برای همیشه در کنار آموزش و پرورش خواهم بود و آرزوی تحول در سیستم را دارم.

مدیرکل اسبق آموزش و پرورش استان یادآور شد: هر آنچه در توان و تجربه داشتم  و با بسیج همه منابع شاخص های عمومی و اختصاصی استان را ارتقا دادیم.

وی گفت: بیماری کرونا آسیب جدی به بخش های مختلف زد ولی کارنامه معلمان و همکاران ما در استان در کمک های مومنانه و وقت گذاری برای دانش آموزان درخشان است و به عنوان مجاهدان تعلیم و تربیت  بودند.

گزارش انتقادی صدای معلم از جلسه تودیع و معارفه جعفر پاشایی و علیرضا صیادی مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی

توسعه مراکز رفاهی، ارتقا سواد اموزی و پوشش تحصیلی، جلب مشارکت های مردمی، افزایش نرخ باسوادی استان، افزایش پوشش تحصیلی99 درصد، رتبه اول در جذب نوآموزان برای استان ، ساخت و راه اندازی 160 نماز خانه چند منظوره ی مدرسه ای با کمک های مردمی ، راه اندازی و ارسال کاروان های وسایل ورزشی و درسی به مدارس ، راه اندازی و ارسال کتابخانه مدرسه ای برای دانش اموزان روستایی که سرانه کتاب از 9 به 11 جلد افزایش یافت ، احداث باشگاه فرهنگیان به عنوان نماد آذربایجان شرقی، باشگاه پیشکسوتان مجموعه ای با ظرفیت 10 هزار نفر از جمله کتابخانه و سالن ورزشی وایجاد و تاسیس مراکز رفاهی برای بیماران فرهنگی، ایجاد محل اسکان دائمی فرهنگیان، کلنگ زنی 10 زمین ورزشی ، کسب قهرمانی جهانی فوتسال تایلند، کسب رتبه اول در رضایت مراجعان به اداره کل ، تشکیل مجمع خیرین در تبریز برای اولین بار از اقدامات مهمی بود که پاشایی عنوان کرد.»

اگر آقای پاشایی عملکرد خود را موفق می داند و به آن باور دارد ؛ چرا در این جلسه حضور پیدا کرد ؟ چه بسا حضور در این جلسه چیزی جز تایید ذهنیت و اقدام تصمیم گیرندگان نخواهد بود . بخوانید گزارش صدای معلم را با عنوان : « مدیران آموزش و پرورش از مدیر کل پست مازندران یاد بگیرند !
عزل و نصب مدیران در آموزش و پرورش در کمال آرامش و امنیت برقرار است ! » ( این جا )

و اما سخن آخر با وزیر آموزش و پرورش است .

یوسف نوری نزدیک به 9 ماه است که سکان وزارت آموزش و پرورش را به دست گرفته است . ایشان مطابق رویه پیشینیان خویش و رسم و قانون نانوشته ، عزل و نصب های فراوانی را در این وزارتخانه انجام داده است . آیا افراد و نهادهایی که اقدام به تغییر آقای پاشایی کردند به توصیه ایشان عمل کرده و استعلامی از اداره کل ارزیابی و عملکرد وزارت آموزش و پرورش در مورد عملکرد مدیریتی وی در این استان و روند و فرآیند شاخص ها داشتند  و آن را مورد تحلیل و ارزیابی قرار دادند ؟

پرسش شفاف و صریح « صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش آن است که این گونه عزل و نصب ها اصولا چه آورده و یا فایده ای برای نظام آموزشی داشته است ؟  آیا کمکی به ارتقای کیفیت آموزشی کرده است ؟ آیا این تغییرات که اساسا بر هیچ گونه منطق و یا تئوری مدیریتی استوار نیست ، در افزایش انگیزه و رضایت مندی شغلی معلمان تاثیری داشته است ؟

گزارش انتقادی صدای معلم از جلسه تودیع و معارفه جعفر پاشایی و علیرضا صیادی مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی

آیا کنار گذاشتن این مدیر و آوردن آن مدیر ، تناسب و تجانسی با واقعیت های کف مدرسه داشته و اصولا به « افق آموزش » معنا و روشنی خاصی بخشیده است ؟

آن چه مبرهن است آن است که در این 9 ماه ، خشم و تجمعات اعتراضی معلمان رو به افزایش بوده است . میزان بگیر و ببندهای فعالان صنفی معلمان جهش داشته است و در یک کلام بر خلاف تبلیغاتی که می شود نه تنها تغییر محسوسی در بهبود معیشت معلم رخ نداده بلکه حتا فضای آزادی بیان در آموزش و پرورش و امنیت فرهنگی در این دستگاه مولد اندیشه رو به افول نهاده است .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گزارش انتقادی صدای معلم از جلسه تودیع و معارفه جعفر پاشایی و علیرضا صیادی مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی

منتشرشده در گفت و شنود

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

خیلی زیاد - 9%
زیاد - 26.1%
متوسط - 12.7%
کم - 12.2%
خیلی کم - 38.8%

مجموع آرا: 245

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور