
اول. 12 اردیبهشت 1401 شصت و یکمین سالروز شهادت شادروان دکتر ابوالحسن خانعلی است که در جریان اعترضات معلمان در سال 1340به شهادت رسید و پس از آن روز 12 اردیبهشت به عنوان «روز معلم» نامگذاری گردید و پس از پیروی انقلاب اسلامی نیز با شهادت استاد مطهری در همان روز این نام گذاری تثبیت گردید . این خود نشان دهنده این است که نامگذاری روز معلم برخواسته از رفتار اعتراضی بوده است . اعتراضی که در سال 1340 از سوی معلمان انجام می گرفته است هم اکنون نیز ادامه دارد و نشان از یک منازعه پایدار اجتماعی دارد .

دوم . معلمان ویژگی های خاصی دارند که جایگاه و کارکرد اجتماعی آن ها را با سایر اقشار اجتماعی متفاوت می کند . فراگیری معلمان که از پایتخت تا دورترین نقاط کشور که مدرسه ای باشد حضور دارند ، برخورداری از تحصیلات عالی ، ارتباط مستمر با نوجوانان و نونهالان که بطن خانواده و جامعه می باشند ، برخورداری از حداقلی از هویت صنفی و نقش مشروعیت سازی که از معلمان آموزش و پرورش انتظار می رود از جمله ویژگی های معلمان است ؛ از این رو ، اعتراض معلمان با اعتراض کارگران یک کارخانه که جنبه معیشتی و اقتصادی دارد متفاوت است .

سوم . ریشه این نزاع شصت و یک ساله را که این روزها گسترده تر شده است باید در کجا جست و جو کرد ؟ این منازعه را جز در سایه رهیافتی جامعه شناسی نمی توان شناخت و تبیین نمود تا بتوان بستر فرایند تعارض آمیزی که منجر به اعتراض مداوم نیروی اجتماعی معلمان می شود را مورد بررسی قرار داد .اگر سه شکاف اصلی جامعه ایران را شکاف سیاسی ، شکاف فرهنگی و ایدئولوژیک و شکاف طبقاتی بدانیم جایگاه اعتراض معلمان در میانه این شکاف ها قابل درک است .
چهارم. شکاف سیاسی: معلمان فعال همواره در حال تشکل یابی و تشکل سازی بوده اند . حتی تشکل های همچون انجمن اسلامی معلمان ایران نیز در پرتو تحولات سیاسی 30 ساله اخیر ایران از نهاد زیرمجموعه حکومت به یک حزب سیاسی اصلاح طلب تبدیل شده است که نمونه ای از فشار از پایین اعضای آن برای تحول خواهی و تشکل یابی می باشد. شکل گیری تشکل هایی همچون سازمان معلمان و تشکل های صنفی نیز محصول همین مطالبه می باشد . قاطبه معلمان به دلیل نوع تحصیلات و نگرش از دموکراسی خواهی حمایت می کنند ولی جو غالب بر آموزش و پرورش اجازه چندانی به دموکراسی خواهی نمی دهد و با هرنوع اندیشه و عمل متفاوت برخورد می شود و خود به بستری برای اعتراض بدل می شود .
پنجم . شکاف فرهنگی – ایدئولوژی: شکاف فرهنگی موجود در جامعه در مواردی مانند سبک زندگی، تربیت دینی و .... .در آموزش و پرورش شدت بیشتری دارد . ازیک طرف حاکمیت با تاکید بر « سند تحول بنیادین » خواهان آموزش و پرورشی کاملا ایدئولوژیک است و از سوی دیگر جامعه در برابر این نوع نگاه مقاومت می نماید . مواردی از قبیل استخدام روحانیان و تالیف کتب درسی از نشانه های بارز نگاه ایدئولوژیک به آموزش است . در حالی که نسل جوان امروز اقبال چندانی به این نوع نگاه رسمی ندارد . معلمان در میانه این شکاف فرهنگی – ایدئولوژیک قرار دارند و هرچه این شکاف تقویت می گردد فشار بیشتری بر جامعه معلمان وارد می شود و بستر بیشتری برای تعارض و اعتراض می آفریند .

ششم . شکاف طبقاتی : مهم ترین اعتراض معلمان در شصت و یک سال گذشته نسبت به بی عدالتی و فرق و تبعیض بوده است . درطول این شصت و یک سال بی توجهی به نقش زیربنایی آموزش و پرورش و آموزش و پرورش توسعه یافته ادامه داشته است و در مواردی که دولت ها گرفتار بی پولی شده اند این بی توجهی شدت بیشتری می یابد. عدالت خواهی وجه قالب مطالبات فرهنگیان است که محصول شکاف طبقاتی می باشد . در طول سال های اخیر هم با شدت یافتن تحریم ها و افزایش شکاف طبقاتی بر عمق نارضایتی در آموزش و پروش افزوده شده است . قاطبه معلمان به دلیل نوع تحصیلات و نگرش از دموکراسی خواهی حمایت می کنند ولی جو غالب بر آموزش و پرورش اجازه چندانی به دموکراسی خواهی نمی دهد
پایان ؛
سه شکاف سیاسی ، فرهنگی – ایدئولوژی و طبقاتی مهم ترین بسترهای تعارض آفرین در آموزش و پرورش می باشند که شصت و یک سال است زمینه ساز اعتراض معلمان شده اند و بیشتر با محوریت اعتراض به معیشت و فرق و تبعیض نمود پیدا کرده است . تازمانی که این سه شکاف به نقطه تعادلی نرسد اعتراض معلمان نیز ادامه خوهد داشت .این اعتراض ها حتی اگر توان بروز نداشته باشد درد فتر مدارس و گعده های معلمی ادامه حیات خواهد یافت تا در فرصت مناسب بروز دوباره بیابد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استا ها و شهرستان ها/

تجمع اعتراضی معلمان در شهرهای مختلف کشور با وجود فضای امنیتی امروز یکشنبه یازدهم رادیبهشت برگزار گردید .
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران گفته است که در شهرهای کرمانشاه، اراک، نورآباد، سقز، خمینیشهر، اراک، الیگودرز، البرز، بوشهر و شهرهای دیگر این تجمع در مقابل دفاتر ادارات آموزش پرورش برگزار شده است.
روز گذشته ۴ تن از فعالان صنفی معلمان بازداشت شدند و شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان میگوید که شب گذشته هم اسکندر لطفی، شعبان محمدی و مسعود نیکخواه از اعضای هیات مدیره انجمن صنفی معلمان کردستان در شهر مریوان بازداشت شدهاند.
این تجمع در تهران در برابر مجلس شورای اسلامی برگزار گردید .
محورهای مطرح شده در این تجمعات مسائلی مانند همسانسازی بازنشستگان مبتنی بر قانون مدیریت خدمات کشوری ، رتبهبندی شاغلان حداقل هشتاد درصد حقوق هیات علمی و آزادی معلمان زندانی بودند .
مدیر صدای معلم در نشست خبری سخنگوی وزارت آموزش و پرورش که به مناسبت روز معلم برگزار گردید تنها رسانه ای بود که نسبت به تحقیر معلمان و دست بند زدن به یک معلم در برابر انظار عمومی اعتراض شدید خود را بیان کرد . ( این جا )
علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از وزیر آموزش و پرورش خواست تا به وظایف خود در برابر برقراری امنیت فرهنگی در این وزارتخانه عمل کند .
پایان پیام/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه تشکل ها/
به مناسبت فرا رسیدن « روز معلم » ، انجمن اسلامی معلمان شهرستان های استان تهران بیانیه ای صادر کرد .
متن کامل این بیانیه که در اختیار « صدای معلم » قرار گرفته به شرح زیر است .

در روزهای اخیر، چند مورد از برخورد نامناسب و نادرست فرهنگیان با دانشآموزان، بازتاب رسانهای فراوانی یافت. افرادی که برخورد نامناسب داشتند، در یک مورد، از سمت خود استعفا دادند و در مواردی دیگر، اشتباه خود را قبول و در سطح وزیر از دانشآموزان عذرخواهی کردند. در موارد متعدد دیده شده است که از سوی پرسنل و مأموران برخی از نهادهای دولتی، برخوردهای به مراتب نامناسبتر و خشونتآمیزتری با مردم شده است اما بهندرت این رفتارهای نادرست، منجر به استعفا یا عذرخواهی فرد یا مسئولی شده است. دولت در مواردی از این دست، تعصب خاصی نسبت به پرسنل خود دارد و معمولاً از آنها حمایت جدی میکند. حال این پرسش مطرح میشود که چرا در مورد معلمان اینگونه نیست؟
1- شاید حاکمیت، دیگر فرهنگیان را از خود نمیداند که از آنها به صورت تمامقد دفاع کند. بیتوجهی به اعتراضات چندین ساله معلمین و عدم اختصاص بودجه کافی به آموزش و پرورش، شاهدی بر این مدعاست و نشان میدهد که این نهاد در مجموعه حاکمیتی از جایگاه محکمی برخوردار نیست، به همین جهت عزم و اراده جدی برای حمایت جدی از معلمان وجود ندارد.

2- شاید، یکی دیگر از علل آن این باشد که چون دانشآموزان در جایگاه و نقش معترض نسبت به سیاستها و برنامههای دولت نیستند، باید مورد حمایت قرار گیرند. ممکن است اگر دانشآموزان نسبت به وضعیت موجود اعتراض داشته باشند و از سوی معلمان و کادر آموزشی با آنها برخورد نامناسب مشابهی صورت میگرفت، با این سرعت و شدت، به عذرخواهی و استعفای آنها منجر نمیشد.
3- نکته سوم آن است که « چون اعتراض می کنی باید اعتراض را هم قبول کنی». معلمان سالهاست برای احقاق حقوق خود و اصلاح و بهبود امکانات و محیط آموزش و پرورش، به شیوههای مختلف، تلاش کردهاند آرا و راهکارهایشان را به گوش مسئولان و جامعه برسانند. اگر چه در طول این سالها، گوش شنوایی برای شنیدن صدای اعتراضی معلمان وجود نداشته است اما حداقل این فایده را داشته است که فرهنگسازی شده، فضای انتقادی و اعتماد به نفس برای مطالبه حقوق فردی و اجتماعی در جامعه شکل بگیرد که شهروندان در برابر برخورد نامناسب مأموران دولتی، ساکت ننشینند.
با توجه به اینکه معلمان، حق اعتراض را پذیرفتهاند و آن را صرفاً در انحصار خود نمیدانند، اگر خطایی از آنها سر بزند، بدون تردید، برخلاف دیگران، پیامدهای آن را میپذیرند و با استعفا یا عذرخواهی، نشان میدهند که «از خطا نادم نگردیدن، خود خطای دیگریست».=
دیدگا: کانال رسمی خالد توکلی
***

دستگیری خارج از عرف و قانون « علی حسن بهامین » معلم و کنش گر صنفی یاسوجی موجی از خشم را در میان معلمان کشور برانگیخت و احساسات و عواطف عمومی را به شدت جریحه دار نمود .
بدون تردید ، این گونه برخوردها در شان یک انسان و برخوردار از حقوق شهروندی مصرح در قانون اساسی جمهورس اسلامی نیست .
« صدای معلم » ضمن محکوم کردن این عمل توسط کسانی که باید ضابط قانون و حافظ امنیت روانی جامعه باشند خواهان برخورد قانونی و قاطع با عاملان این واقعه تلخ می باشد .

« اعدلوا هو اقرب للتقوی
عدالت کنید که به تقوا نزدیک تر ( از هر عمل ) است »
مدیر کل محترم آموزش و پرورش استان فارس
معتقدیم شما مدیرکل تمام فرهنگیان فارس هستید و از شما می خواهیم اجازه ایجاد اختلاف و دودستگی در بین فرهنگیان توسط احزاب سیاسی اصول گرا را ندهید.
فضای مجازی سرشار از توهین و تهمت به معلمانی است که جز حق خواهی هیچ حرف دیگری ندارند، و متأسفانه خود را نیز فرهنگیان ولایی مینامند.
چرا اجازه میدهید عده ای فرصت طلب فرهنگیانی را که امروز در زیر خط فقر به سر میبرند و چون سایر اقشار جامعه از داشتن معیشت حداقلی نیز محروم هستند این گونه بر زخمشان نمک بپاشند.
فرهنگیان در زیر ارابه های بی رحم فقر استخوان خرد کرده اند. زخم های نابرابری بر تمام روح و روانشان احساس میشود.
دور از آیین جوانمردی است که همکاران مطالبه گر را این گونه مورد هجمه قرار دهند .

به نوبه خود از اقدام قاطعانه شما در ممانعت از گردهمایی احزاب سیاسی در اداره کل آموزش و پرورش فارس در پنجشنبه هشتم اردیبهشت سپاسگزاری می نماییم، و از شما میخواهیم همکاران ستادی خود را که آموزش و پرورش فارس را بازیچه احزاب سیاسی کرده اند به هیئت تخلفات اداری معرفی کنید تا درس عبرتی برای همیشه شود.
فرهنگیان عزیز
سال هاست که دوستان ما سعی کرده اند به جامعه آموزش دهند اصل ۲۷ قانون اساسی آزادی تجمعات و راهپیمایی ها را بدون حمل سلاح و مخل مبانی اسلام نبودن برای همه جامعه در نظر گرفته است.

دستان بازپرس اهوازی را از راه دور می بوسم و به شرافتش درود می فرستم که در قرار منع تعقیب به این اصل استناد کرده است.
ما تجمع احزاب سیاسی اصول گرای جامعه و جمعیت و کانون تربیت اسلامی را حق این دوستان سیاسی میدانیم اما به یاد داشته باشید که اینان از ما نیستند و قدرت طلبانی هستند که از هر وسیله ای برای رسیدن به پست کوتاهی نمیکنند .
و همگان دیدید که چه بیانیه هایی که بر علیه هم در کسب صندلی مدیرکلی نمیدادند و با تغییر مکان جلسه به مسجد شهدا خیابان ۹ دی از روز روشن تر است که هدف چیست.
رتبهبندی ناقص امروز نتیجه احضارها و حبس های مردان بزرگی چون اسماعیل عبدی ها ،محمود بهشتی ها، باغانی ها، ابطحی ها، باستان ها، لطفی ها، رسول بداغی ها و .... بوده است.
بی شک شرافت ، مردانگی و آزادگی اگر معنایی پیدا می کند در وجود این مردان مرد است.
نتیجه اشک ها و آه دل های همسران و فرزندان این دوستان است.
هیچ گاه فراموش نخواهم کرد که اشکهای دختر مهدی فتحی در زمان روبه رو شدن پدرش پس از آزادی در آغوش پدر را ، گویی آسمان نیز گریه اش گرفته بود، بند بند وجود آدمی را از هم جدا می کرد .
اما اینک عده ای سیاسی قصد مصادره کردن این موضوع به روش های سیاسی خاص خود دارند، که جایگاهی در بین فرهنگیان ندارند و خود عامل مشکلات آموزش و پرورش فارس هستند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه ی زیر توسط « رضا علیزاده » فارغ التحصیل دانشگاه فرهنگیان برای صدای معلم ارسال گردیده است .
گروه تشکل ها/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ نشست تقدیر از «مدیران آموزش و پرورش شهر تهران در دولت تدبیر و امید » یکشنبه 28 فروردین با میزبانی انجمن اسلامی معلمان شهر تهران در رستوران ایده آل فرهنگیان برگزار گردید .
کاظم اکرمی وزیر پیشین آموزش و پرورش در سخنانی ضمن اشاره به تجارب خود در حرفه ی معلمی گفت : « موقعی که معلم دانشگاه شدم تجربه ای که من دارم این است که فرصت زیادی به دانشجویان می دادم که « نقد » کنند .
« علیرضا راه پیما » مجری این نشست با اشاره به سوابق و تجارب مدیران عضو انجمن اسلامی معلمان گفت : « انجمن اسلامی از ابتدا نقش گرد هم آیی داشته است و اعضا را دور هم جمع می کرد . ممکن است ایرادات زیادی به انجمن اسلامی معلمان وارد باشد اما این که در گرد هم آیی ها سعی می کند همه را دور هم جمع کند من به آن نمره می دهم .
« علیرضا شفیعی مطهر » عضو این تشکل با بیان اشعاری گفت : « هر جامعه ای که بخواهد راه پیشرفت را پیش بگیرد ، راه توسعه را پیش بگیرد ، باید از آموزش و پرورش شروع کند . از هیچ دستگاه دیگری ممکن نیست و اگر طبقه معلم یک جامعه بجنبند و تصمیم بگیرند لااقل می توانند نسل بعد را توسعه یافته تر کنند . متاسفانه ما در این چهار دهه خیلی باختیم و در خودشکوفایی معلم موفق نشدیم یعنی ما هر چقدر هم جار بزنیم و داد بزنیم که معلمی شغل انبیاست اما خود معلم شخصیت خودش را بروز ندهد ، شاگردان خودش را شیفته ی خودش نکند . با عمل خودش هدایت نکند . یعنی اول خودش را ملزم کند که موارد اخلاقی را رعایت کند شاگردان او هم یاد می گرفتند .
چند صباحی مدیر بودیم و اگر بخواهیم به مدیران جدید راه حل بدهیم واقعا باید معلمان را به خودشکوفایی برسانیم یعنی معلم بتواند با عمل خودش الگو قرار بگیرد . می دانیم که معلم در جامعه ما منزلت ندارد . در کشورهای دیگر ، حقوق معلم در مقایسه با سایر اقشار چقدر است و در ایران چقدر است ؟
می خواهم همه چیز را در پول خلاصه کنم . می خواهم منزلت را عرض کنم .
دو سال در ترکیه ماموریت داشتم .
روز اولی که رفتم مدیر گفت یک قطعه عکس بدهید . می خواهیم آن را به شهرداری بدهیم .
همان روز یک کارت صادر کردند . با آن کارت می توانستم تمام آثار باستانی ترکیه که دلاری بود و قیمت های سنگین داشت تماما رایگان بود . مترو رایگان و... الان هم یک کارت منزلت به ما داده اند و کلی شروط و قیود برای آن گذاشته اند !
داریم فرمالیته عمل می کنیم و در این چهار دهه موفق نشدیم . الان دیگر نسل جوان به حرف ما گوش نمی دهد و آهنگ دیگری می نوازد . به این سازی که ما می زنیم دیگر نمی رقصد و به راه دیگری می رود !
بعد از این که بازنشسته شدم به خیلی از جاها جار زدم که به خدا من انتظار پولی ندارم . تا نمردمدوست دارم یک دوره ، یک کلاس دانشجویی برای من بگذارید تا من این سبک « گلستان » را کار کنم . بعد از 4 ماه عمق سواد شان را بسنجید . تا زیر خاک نرفتیم ، این زنده بماند . هیچی هم نمی خواهیم .
در جواب ؛ همه شان گفتند که ما برای « کنکور » می خواهیم !
آن چه در زیر می آید ؛ بخش نخست سخنان « علی اصغر فانی » وزیر پیشین آموزش و پرورش است که در این نشست مطرح شده است .

اعتراضات قانونی و مشروع فردی و گروهی در راستای احقاق حقوق از دست رفته، حق مسلم تمامی افراد، اقشار، اصناف و گروههای مختلف اجتماعی تمامی جوامع و کشورهای عصر ماست که در قوانین اساسی اکثریت مطلق کشورهای جهان از جمله ایران به رسمیت شناخته شده است.
اعتراض در راستای احقاق حقوق مسلم تضییع شده، حقیاست غیر قابل انکار. این نوع از اعتراضات فردی یا گروهی تفاوتهای عمدهای با شورشهای تودهای و سردرگم دارند. در این نوع اعتراضات، حق یا حقوق مورد مطالبه کاملاً و دقیقاً مشخص و قانونی بوده و اعتراض نیز تنها و تنها برای به دست آوردن آن صورت میگیرد نه بیشتر و نه کمتر. این نوع اعتراضات در واقع استانداردترین، قانونیترین و موثرترین نوع اعتراضهای اجتماعی در جوامع مدرن بوده و هستند. بیدلیل نیست که در جوامع مترقی امروز، اعتراضهایی وجههی مقبول و مشروع مییابند که از سوی یک یا چند نهاد شاخته شدهی دولتی، مردمی یا دولتی- مردمی مانند سندیکاهای صنفی با مطالبات، اهداف و برنامههای کاملاً مشخص و طبق اصول و ضوابط معین صورت میگیرند. از دیگر ویژگیهای مهم این نوع اعتراضات، پیوستگی و تداوم سرسختانهی آنها تا نیل به مطالبهی مورد نظر است. این نوع اعتراضات، گامهای متعدد و ادامهدار کوچک در راستای سازندگی بزرگاند در حالی که اعتراضات ناگهانی و تودهای که عمدتاً به صورت شورشهای مخرب ظهور میکنند، هیچیک از این ویژگیها را نداشته و تنها گامهایی بزرگ و ترسناکاند در راستای تخریب بزرگ. این شورشهای بنیانبرافکن و کور تنها یک هدف مشخص دارند؛ برانداختن حکومت، اما نتیجهی نهایی و واقعی این براندازی چه خواهد بود، هیچیک از شورش کنندگان نه متوجه آنند و نه به آن میاندیشند. در این نوع اعتراضات، هر شخص شرکت کننده، تنها یک سنگ کر و کوری است که پرتاب میشود، نابود میکند یا نابود میشود.
جای تأسف و تأثر عمیق است که جریانهای اجتماعی و روشنفکری ما در صد سال اخیر عمدتاً متمایل به اعتراضات از نوع دوم (شورشها و عصیانهای کور تودهای) بوده و هدف اصلی آنها تحریک اجتماعی و براندازی حکومتها بوده است (بدون توجه به این اصل مهم تاریخی- اجتماعی که اکثریت مطلق سیستمهای اداری- سیاسی برآمده از شورشهای کور، سیستمهایی فاسد و سرکوبگر بودهاند). براندازیهایی که هیچیک از آنها نتیجهی مطلوبی به بار نیاورده، موجب قهقرا شده و مشکلات ما را پیچیدهتر کردهاند. تنها نتیجهی مثبت این تحریکات اجتماعی و شورشهای ناگهانی حاصل از آنها، به نان و نوا رسیدن اقلیتی بسیار کوچک بوده است در حالی که سرگردانی، گرفتاری و مشکلات اکثریت مطلق جامعه بهویژه مشکلات اقتصادی- معیشتی همچنان پابرجا بوده و حتی بدتر نیز شده است. معلمان ایران دیرگاهیاست که به این بی مهری عمومی عادت کرده و اکنون در اعتراضات قانونی، عمیق و وسیع خویش تنها به خویش، مطالبات و خواستههای مشروع و قانونی خویش و نیروی اجتماعی- فرهنگی خویش متکی هستند.
البته نمونههای موفقی از اعتراضات نوع اول نیز در تاریخ معاصر ما قابل مشاهده و مطالعهاند اما این اعتراضات اصولی معدود، هیچگاه توان رقابت با سیل خروشان شورشهای تودهای را نداشته و در میان آنها گم و فراموش شدهاند.
در مقطع تاریخی حاضر یعنی بعد از انقلاب و استقرار جمهوری اسلامی نیز شاهد چندین نمونه از اعتراضات اجتماعی، هم از نوع اول و هم از نوع دوم بودهایم. اعتراضاتی که از نوع دوم بودهاند (شورشهای کور تودهای) به راحتی و به صورت رسمی و موجه سرکوب شدهاند. اساساً در جوامع امروزی با وجود سیستمهای کنترل و سرکوب کاملاً آماده و توانمند، کسب موفقیت این شورشها نیز احتمالی بسیار ضعیف است یعنی گذشته از این که تغییرات ناگهانی حاصل از این نوع اعتراضات به اصلاح و بهبود اوضاع منجر میشوند یا نه، در جهان امروز اساساً احتمال به نتیجه رسیدن آنها نیز روز به روز ضعیفتر میشود. به عبارت دیگر؛ صرف نظر از نتایج مطلوب یا نامطلوب، اگر هم تاکنون این نوع شورشها موفق به غلبه بر حکوت و تغییر آن میشدند، امروزه با وجود سیستمهای پلیسی کنترل و سرکوب همهجانبه، این احتمال هر روز یک گام به صفر نزدیکتر میشود. حتی وقوع این نوع اعتراضات، به خفقان هر چه بیشتر و پلیسی شدن بیش از پیش جامعه منجر شده است.

اعتراضات از نوع اول در جامعهی ما بسیار معدود بوده اما اکثر آنها به نتایج هر چند کوچک و محدود اما مشخصی رسیدهاند. اگرچه نمیتوان در ادعای موفقیت کامل این نوع اعتراضات پافشاری کرد اما به هر حال نتایج آنها غیر قابل انکار است. صورت دادن این نوع اعتراضات نیازمند چند پیش نیاز اساسی است. مطالبهی دقیق، مشخص و قانونی، سازمانیابی ضابطهمند بهویژه سازمانیابی صنفی، وجود سازوکار مشروع برای چانهزنی با بوروکراسی حاکم و پیگیری مستمر امور، وجود مدیران توانمند، آگاه و مسلط به تمامی قوانین و حقوق قانونی مغفول و مورد مطالبه در رأس اعتراضات، برنامهی منسجم در چهارچوب قوانین موجود در جهت شکلدهی اعتراض از قبیل انتشار خواستهها و بیانیهها، برگزاری تجمعات و پایان دادن به آنها، توانمندی سازمانی برای ادامه دادن اعتراض به مدتی طولانی و جلوگیری از به انحراف رفتن اعتراضات بهویژه مورد سو استفاده قرار گرفتن از سوی جریانهای سیاسی مختلف، شفافسازی در زمینهی اقدامات انجام شده چه برای صنف یا قشر معترض و چه مقامات حکومتی و بوروکراسی حاکم، توان چانهزنی و مذاکره با سیستم حاکم، هوش مدیریتی لازم برای اتخاذ تاکتیکهای بهجا و مناسب، استقلال ویژهی قشری یا صنفی و عدم وابستگی به دیاسپورا و اوپوزیسیون سیاسی خارج از کشور و همچنین جریانهای سیاسی داخل کشور، از جملهی این پیشنیازهای اساسی هستند.
با توجه به این مباحث و مطالب، معلمان ایران تنها صنفی بودهاند که بعد از انقلاب، توان اعتراض از نوع اول را داشته و از سالها پیش تا کنون اعتراضات خود را سازمان و ادامه دادهاند و در عین هزینه دادن (البته به نسبت سایر اعتراضات بیضابطه هزینهای بسیار کمتر) توانستهاند اعتراضات خود را بر اساس مطالبات کاملاً قانونی و مشروع، وسعت و تعمق بخشند. اشکال بروز اعتراضات معلمین ایران نیز الگویی بسیار قابل تأمل و آموزنده بوده و هست. این اعتراضات ابتدائاً، بیش و پیش از هر نمود عینی، مذاکره و مکاتبه بوده است. بخش مهمی از این اعتراضات، به صورت مذاکرات و دیالوگهایی بوده که بین معلمین و مقامات یا نهادهای دولتی از جمله رؤسای جمهور، وزرای آموزش و پروش، مجلس شورای اسلامی و وزارت آموزش و پروش صورت گرفته و میگیرد. بخش بزرگ و مهم دیگر آن مکتوبات و نوشتهجاتی بوده که به دو صورت مکاتبه با اشخاص، مقامات و نهادهای دولتی و یادداشتها و مقالات انتقادی بسیار متین، مستدل و قانونی که در فضاهای مختلف حقیقی یا مجازی مانند نشریات و پایگاههای اینترنتی از جمله وب سایت صدای معلم منتشر شده و میشود. بررسی و مطالعهی جامعهشناختی این یادداشتها و مقالات، امری بسیار ضروریاست تا الگویی بسیار آموزنده از اعتراض قانونی و مشروع را به جامعه عرضه کرده و جامعهی ما را متوجه این امر مهم نماید که معلم تنها مدرس دروس مدرسهای برای پس دادن امتحان کنکور نیست بلکه علیرغم تمامی مشکلات بهویژه مشکلات معیشتی، هنوز هم که هنوز است الگویی بهتر از معلم برای مطالبهگری اصولی و قانونی در جامعهی ما وجود ندارد.

شکل و نوع دوم اعتراضات، تشکیل کارگروههای مجازی در شبکههای اجتماعیاست که هماکنون تبدیل به مراجعی کاملاً قانونی در جهت ایجاد ارتباط بین معلم و نهادهای دولتی و نیز اطلاعرسانی سراسری در جهت چگونگی پیشرفت امور و اتخاذ تدابیر لازم برای ادامهی اعتراضات شدهاند. نکتهی بسیار قابل تأمل و آموزنده در این گروههای مجازی و حتی کامنتهایی که درج میشود این است که علیرغم عضویت چندصد هزار نفر در آنها، هیچ بحث و حرکت انحرافی، سیاسی و غیر قانونی و غیر مشروع در آنها مشاهده نمیشود و این صبر، متانت و خرد پیشگی جمعی، حقیقتاً یکی از شاهکارهای عبرتآموز است.
آخرین نوع و شکل اعتراضات نیز حضور و تجمعاتیاست که در مقابل وزارت و ادارات آموزش و پرورش در تهران و سایر شهرها برگزار شده و میشود. این تجمعات نیز کاملاً مشروع و قانونی بوده و تاکنون کوچکترین شعار یا حرکت غیر قانونی و غیر مشروع در آنها مشاهده نشده است. این متانت و قانون مداری نیز ویژگی بارزی است که شاید به سختی بتوان در سایر تجمعات قانونی و غیر قانونی مشاهده کرد.
با وجود تمامی این واقعیتها و واقعیت تلخ وجود تبعیضهای شدید، نامشروع و غیر قانونی بین معلمین و سایر کارمندان و کارکنان دولت از جمله کارمندان وزارت علوم، واقعیت تلختر این است که نه سایر اصناف و اقشار و نه جریان روشنفکری ایران، هیچ حمایت جدی از این اعتراضات بهحق، قانونی و پندآموز نکرده و نمیکنند چرا که از سویی در این بیعدالتی و نابرابری غیر مشروع ذینفعاند و از سوی دیگر اعتراضات قانونی، اصولی و قدرتمند معلمان، نان و آب سیاسی برای جریانات مختلف نداشته و ندارد. معلمان ایران دیرگاهیاست که به این بی مهری عمومی عادت کرده و اکنون در اعتراضات قانونی، عمیق و وسیع خویش تنها به خویش، مطالبات و خواستههای مشروع و قانونی خویش و نیروی اجتماعی- فرهنگی خویش متکی هستند. اما جریانهای اجتماعی و روشنفکری ما اگر هم حمایتی از این اصولیترین، مشروعترین، قانونیترین و موفقترین اعتراض اجتماعی و صنفی نکرده و نمیکنند، حداقل از این تجربه و الگوی اصولی درس بگیرند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید