گروه گزارش/

گفته می شود که « نامدار صداقت » آخرین رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش در دولت ابراهیم رئیسی بی مقدمه جایگاه خود را ترک کرده و اکنون مدتی است که بزرگ ترین وزارتخانه جمهوری اسلامی ، رئیس روابط عمومی ندارد .
موضع و نظر « صدای معلم » پیش تر و با عنوان : « روابط عمومی و دو جای مهم و راهبردی در آموزش و پرورش ... آقای کاظمی ! تجارب پیشین پیش روی شماست ! منتشر گردید . ( این جا )
در این گزارش آمده بود : مگر آقای پزشکیان با صراحت بیان نکرد که « در این دولت کسانی که بدون دلیل موجه بالا رفتهاند پایین میآیند و کسانی که به ناحق پایین رفتهاند، بالا کشیده خواهند شد ؟ »
« در حوزه ی عملکردی روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش در دولت سیزدهم آوردن یک فرد آن هم خارج از مجموعه تعلیم و تربیت بزرگ ترین توهین به خانواده و جامعه ی بزرگ فرهنگیان کشور بود .
اگر واقعا در خانواده بیش از 1000 نفری روابط عمومی در سراسر مناطق ایران حتی یک نفر شایسته تصدی این مقام مردمی نباشد چه توجیهی برای ادامه کار روابط عمومی ها وجود دارد ؟
این مساله بارها و بارها در دولت سیزدهم توسط « این رسانه مستقل در حوزه ی عمومی آموزش ایران » بیان شد اما آخرین وزیر آموزش و پرورش پیشین گوش شنوایی برای شنیدن نداشت و جالب آن که ترجیح داد پس از خروج در جایی خارج از آموزش و پرورش به کار خویش ادامه دهد .

مجموعه شواهد و اخبار نشان می دهند که بدترین وضعیت عملکردی برای روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش در دولت سیزدهم رقم خورد .
« صدای معلم » ضمن آن که در دولت سیزدهم بیش ترین نقدها را نسبت به عملکرد روابط عمومی داشت در پایان گزارش خود چنین می آورد :
« نشست های رسانه ای در دولت سیزدهم کم رنگ شده و در صورت تشکیل فقط « رسانه های هم سو » امکان شرکت و طرح پرسش دارند .
این ها همه در مدیریت مشعشع وزارت آموزش و پرورش دولت سیزدهم انجام شده است ... »
در کنار همه این ها ؛ رسانه ی « صدای معلم » همان گونه که از مشی دولت سیزدهم انتظار می رفت در فهرست سیاه ( Black List ) قرار گرفته و از حضور در نشست های خبری محروم شد ... »

و اما نکته قابل تامل آن که با وجود استقرار دولت مسعود پزشکیان و نیز آغاز به کار وزیر آموزش و پرورش که قاعدتا باید با مواضع رئیس دولت هم خوانی داشته باشد و در چارچوب قول ها و تعهدات عمل نماید ؛ نشست خبری روز یکشنبه 18 شهریور در وزارت آموزش و پرورش و با میزبانی رئیس مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت نظام آموزش و پرورش و معاون آموزش متوسطه برگزار شده و همان روال و سیاست غلط در دولت سیزدهم و این بار در دولت چهاردهم تکرار شده است .

آیا برگزاری چنین نشستی به تمسخر گرفتن سخنان آقای پزشکیان نیست ؟
این مدیران چگونه به خود اجازه داده اند همان روال غلط « خالص سازی » را این بار در دولت پزشکیان ادامه دهند ؟
آیا وزیر آموزش و پرورش در جریان امر می باشد ؟
پرسش « صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش آن است که دقیقا چه چیزی متحول شده است ؟ و معلمان باید به چه چیزی « امیدوار » باشند ؟
مگر آقای پزشکیان با صراحت بیان نکرد که « در این دولت کسانی که بدون دلیل موجه بالا رفتهاند پایین میآیند و کسانی که به ناحق پایین رفتهاند، بالا کشیده خواهند شد ؟ » ( این جا )

در بیانیه ی نهم « معلمان پرسش گر و کنش گر » هم تاکید شد : ( این جا )
حضور و ابقای این مدیران حتی به مدت یک روز هم ناقض صریح میثاق آقای پزشکیان با جامعه بوده و اعتماد از دست رفته را ترمیم و جبران نخواهد کرد .

آقای کاظمی !
این گونه می خواستید « صدای بی صدایان » باشید ؟
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش در جلسه شورای معاونین وزارت آموزش و پرورش گفته است : ( این جا )
« در کنار برنامه های پرورشی که برای آغاز سال تحصیلی در نظر گرفته شده، بهتر است به موضوع ورزش و مراسم صبحگاهی نیز توجه ویژه ای شود. انجام این مراسم درایجاد نظم و انضباط دانش آموزان بسیار اثرگذار خواهد بود » . مطالبه ی جدی و مستمر کدام یک از وزیران آموزش و پرورش جمهوری اسلامی اجرای قانون هوای پاک بوده است ؟
متولی و مسئول ورزش صبحگاهی در مدارس ؛ « معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش » است اما پرسش این است که آیا تاکنون این معاونت در موارد حساس ، مسئول و پاسخ گو بوده و گزارش جامعی از عملکرد خود ارائه کرده است ؟
دوشنبه 6 دی ماه 1400 ؛ « صدای معلم » در گزارش خود با عنوان : « جناب مهرزاد حمیدی معاون محترم تربیت بدنی و سلامت وزارتخانه بگویند در این 8 سال چه گلی به سر آموزش و پرورش و مدارس زده اند ؟ ! » چنین نوشت ( این جا )

« نظرسنجی ها و نیز اخبار و گزارش ها نشان می دهند که ورزش صبحگاهی در بسیاری از مدارس انجام نمی شود .
به نظر می رسد هیچ گونه نظارتی هم در این زمینه از سوی معاونت تربیت بدنی و سلامت این وزارتخانه برای مدارس صورت نمی گیرد .
معاونت تربیت بدنی و تندرستی وزارت آموزش و پرورش توضیح دهد که در راستای " دانش افزایی " و نیز " به روز آوری " معلمان ورزش چه کرده است ؟
ایشان در زمینه موضوع " سواد حرکتی " که آن را علت برخی و شاید بسیاری از مسائل و مشکلات می داند چه اقداماتی انجام داده است ؟

فضای ورزشی دانشآموزان ایرانی 17 سانتی متر برای هر نفر است .
مطابق آمارها ، سرانه فضاهای ورزشی در ایران یک سوم استانداردهای جهانی است .
در کشورهای توسعه یافته ، اساس و خاستگاه ورزش حرفه ای و قهرمانی مدارس هستند .
آقای حمیدی شفاف و دقیق بگویند که در این 4 سال چند سانتی متر به فضای ورزشی دانش آموزان ایرانی اضافه شده است ؟
برای رفع و تعدیل محدودیت ها و جبران " فقر حرکتی " در بخش " تربیت بدنی دختران " با توجه به " اختلالات و ناهنجاریهای جسمی و حرکتی " شایع چه گام هایی برداشته شده است ؟

متاسفانه " تربیت بدنی و یا ورزش " در مدارس و نظام آموزشی ما به عنوان یک " درس مستقل و مهم " جدی گرفته نمی شود .
دوشنبه اول اردیبهشت 1403 نیز « صدای معلم » در گزارشی با عنوان : « قهرمانی تیمملی والیبال دانشآموزی ایران در جهان و پرسش های بی پاسخ ؟ » نوشت : ( این جا )
« صدای معلم » در مطلبی از بحران چاقی در میان دانش آموزان ایرانی خبر داده و نوشت : ( این جا )

« البته مطابق معمول و در جهت بازشناسی اهمیت موضوعات ، زنگ مدارس هم در این مورد نواخته خواهد شد اما کسی نمی پرسد که آیا در همین مدارسی که نیمی از دانش آموزانش دچار چاقی هستند ؛ ورزش صبحگاهی برگزار می شود ؟ آیا این قانون نیست ؟ آیا وزیر آموزش و پرورش دولت پزشکیان همان اندازه که به مسائلی مانند نماز اهمیت می دهد به « هوای پاک » هم حساسیت دارد و به جد آن را « پرسش و مطالبه » می کند ؟
آیا زنگ ورزش واقعا زنگ ورزش است ؟
کاش مسئولان شهرداری و وزارت آموزش و پرورش آمار دقیقی می دادند که چند درصد از دانش آموزان از طریق دوچرخه ، وسائل حمل و نقل عمومی و یا به صورت پیاده هر روز راهی مدرسه می شوند ؟
وقتی دانش آموزان توسط والدین به تصور دلسوزی با اتومبیل و یا سرویس مدرسه درست تا درب مدرسه مشایعت می شوند و به همین صورت به خانه باز می گردند انتظار این که نیمی از دانش آموزان شکم های برافراخته داشته باشند و قادر به تحرک موثر نباشند ؛ خیلی نباید تعجب برانگیز و یا جدید باشد .
باید به این واقعیت تلخ اعتراف کرد که « تنبلی » به صورت یک عادت و روحیه فراگیر در جامعه ایرانی ریشه دوانیده است » .
باید این پرسش را به جد مطرح کرد :
برنامه ی وزارت آموزش و پرورش در حوزه « سواد سلامت » چیست ؟
در حال حاضر نشست های خبری وزارت آموزش و پرورش در این حوزه ها تعطیل است و به نظر می رسد مسئولان وقتی برای پاسخ گویی در برابر پرسش های رسانه های مستقل و منتقد را ندارند » .

با وجود چنین وضعیتی ؛ مشاهدات و عملکرد مسئولان در دهه ی اخیر نشان می دهد که با بازگشایی مدارس میزان ترافیک که حتی در اوقات تعطیلی تابستانی مراکز آموزشی تعریف چندانی ندارد و غیر قابل تحمل است افزایش حداقل 30 درصدی را پیدا کرده و به همان میزان و بیشتر آلودگی هوا را تشدید می کند و مسئولان و مقامات که هیچ گونه برنامه ای برای مواقع ندارند و حتی از اجرای قوانین مانند « قانون هوای پاک » عاجزند نخستین و آخرین تصمیم شان ، تعطیل کردن مدارس است .

آیا فاجعه و شرم آور نیست که عنوان شود در یک سال تحصیلی از چهار ماه دانش آموزان فقط 40 روز در مدارس حضور پیدا کردند ؟ ( این جا )
مواردی مانند ورزش صبحگاهی و نهادینه کردن احترام به پرچم و... قرار است کی و کجا در مدارس جامه ی عمل بپوشد ؟

از 14 دستگاه مسئول « هوای پاک » یکی هم وزارت آموزش و پرورش است .
مطالبه ی جدی و مستمر کدام یک از وزیران آموزش و پرورش جمهوری اسلامی اجرای قانون هوای پاک بوده است ؟
آیا وزیر آموزش و پرورش دولت پزشکیان همان اندازه که به مسائلی مانند نماز اهمیت می دهد به « هوای پاک » هم حساسیت دارد و به جد آن را « پرسش و مطالبه » می کند ؟
***
دوشنبه 19 شهریور 1403
شاخص کیفیت لحظهای پایتخت در وضعیت قرمز و ناسالم برای تمام گروه ها
مدارس و دانشگاه ها تعطیل هستند .

پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
در شرایط پیچیده و پرتلاطم کنونی ایران، داشتن « مهارت گوش دادن» برای مدیران و مسئولین در همه سطوح، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. این مهارت نه تنها به بهبود ارتباطات درون سازمانی و بین سازمانی کمک میکند، بلکه میتواند در حل مشکلات و چالشهای پیش رو نیز بسیار موثر باشد .
تفاوت بین « گوش دادن فعال » و شنیدن ساده:
شنیدن و گوش دادن دو عمل متفاوت هستند که اغلب با هم اشتباه گرفته میشوند. در حالی که شنیدن یک فرایند فیزیکی است که طی آن صدا به گوش میرسد، گوش دادن یک فرایند ذهنی و فعال است که شامل درک، تفسیر و پاسخ دادن به پیامهای کلامی و غیرکلامی است.
اهمیت مهارت گوش دادن برای مدیران و مسئولین در ایران کنونی
مهارت گوش دادن فعال یکی از اساسیترین مهارتهای ارتباطی است که در هر موقعیتی، به ویژه در عرصه مدیریت و مسئولیت از اهمیت ویژهای برخوردار است.
در شرایط خاص ایران امروز، این مهارت به دلایل زیر برای مدیران و مسئولین در همه سطوح ضروریتر شده است:
1- افزایش پیچیدگی مسائل:
تغییرات سریع: جامعه ایران در حال تجربه تغییرات سریع اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. این تغییرات پیچیدگی مسائل را افزایش داده و نیاز به درک عمیق از نظرات و دیدگاههای مختلف را ضروری کرده است.
تنوع آرا: با گسترش فضای مجازی و دسترسی آسان به اطلاعات، طیف وسیعی از نظرات و دیدگاهها در جامعه وجود دارد. برای مدیریت موثر این تنوع، گوش دادن فعال به نظرات همه ذینفعان ضروری است.

2- تقویت اعتماد عمومی:
- جذب اعتماد مردم: در شرایطی که اعتماد عمومی به برخی نهادها و مسئولین کاهش یافته است، گوش دادن فعال به خواستهها و مشکلات مردم میتواند به بازگرداندن اعتماد کمک کند.
- شفافیت و پاسخ گویی: گوش دادن به نظرات مردم و پاسخ گویی به آنها، شفافیت را افزایش داده و به ایجاد یک فضای گفتوگوی سازنده کمک میکند.
3- بهبود تصمیمگیری:
- دیدن همه جوانب: با گوش دادن فعال به نظرات کارشناسان، همکاران و مردم، میتوان به دیدگاههای مختلف دست یافت و تصمیمات بهتری اتخاذ کرد.
- کاهش خطا: گوش دادن به انتقادات و پیشنهادها، میتواند به شناسایی نقاط ضعف تصمیمات و کاهش خطا کمک کند.

4- افزایش بهرهوری و خلاقیت:
- ایجاد انگیزه: وقتی کارمندان احساس کنند که به نظرات آنها توجه میشود، انگیزه بیشتری برای کار و ارائه ایدههای جدید پیدا میکنند.
- تولد ایدههای نو: با گوش دادن فعال به ایدههای دیگران، میتوان به راهکارهای نوآورانه برای حل مشکلات دست یافت.
5- کاهش تنش و درگیری:
- فهم متقابل: گوش دادن فعال به نظرات مخالف و درک دلایل آنها، میتواند به کاهش تنش و درگیری کمک کند.
- حل مسالمتآمیز اختلافات: با ایجاد یک فضای گفتوگوی سازنده، میتوان اختلافات را به صورت مسالمتآمیز حل کرد.
- در نهایت، مهارت گوش دادن فعال به مدیران و مسئولین کمک میکند تا نقش موثرتری در جامعه ایفا کنند و به توسعه و پیشرفت کشور کمک کنند.

برای بهبود مهارت گوش دادن، مدیران و مسئولین میتوانند اقدامات زیر را انجام دهند:
- تمرین مداوم: با تمرین مداوم میتوان مهارت گوش دادن را تقویت کرد.
- تمرکز بر صحبتهای گوینده: هنگام گوش دادن، باید تمام توجه خود را بر روی صحبتهای گوینده متمرکز کرد.
- پرسیدن سوالات شفاف: برای اطمینان از درک کامل پیام، باید سوالات شفاف و مرتبط پرسید.
- اجازه دادن به دیگران برای صحبت: باید فرصت کافی به دیگران داد تا نظرات خود را بیان کنند.
- اجتناب از قضاوت: هنگام گوش دادن نباید دیگران را قضاوت کرد.
- تمرکز بر احساسات: علاوه بر کلمات، باید به احساسات گوینده نیز توجه کرد.
با توجه به اهمیت این مهارت، آموزش مهارتهای ارتباطی و به ویژه گوش دادن فعال، باید در برنامههای آموزشی مدیران و مسئولین در همه سطوح گنجانده شود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
سال ۱۴۰۱ همراه با یکی از دوستان که دانشجو معلم است و من از وضعیت بسیار ناراحت کننده اقتصادی او مطلع هستم ؛ بعد از هزار راه ،جهت دریافت وام به شعبه حساب بانکی او مراجعه کردیم.
نمی دانستیم چه باید بگوییم . پیش چه کسی باید برویم. کدام باجه می تواند راهنمایی مان کند!
خلاصه پس از چند دقیقه پرس و جو به سمت رییس شعبه رفتیم.
رئیس، گوشی تلفن به دست، مشغول صحبت های گرم و همکارانه با مخاطب خود بود.
بالاخره لحظه ای سرش را برگرداند و مارا دید.
پس از سلام و بیان عرض ادب خدمت ایشان، درخواست خود را مبنی بر دریافت یک وام بسیار کم ارائه کردیم.
با جواب میانگین حساب و ضامن و فعلا سایت بسته است چنان کرد که راه خروج را خودمان پیدا کنیم.
بیرون از بانک ، چهره دوستم چیزی جز ناراحتی نداشت و من هم درک می کردم که چه وضعیت سختی را سپری می کند . جمله ای که او آن روز به من گفت، نمی دانم تا چه درون خود او تأثیر گذاشته بود ....حداقل می دانم که بر روی من خیلی تاثیر گذاشت.
و آن جمله این بود که: «معلم شدیم!»
چند روز قبل که آمار میانگین مبلغ دریافت وام های بانکی توسط کارمندان در رسانه پخش شد، فقط آن روز یادم آمد و وضعیت سختی که یکی از دانشجو معلمان سپری می کرد.

می دانم تعداد این دانشجومعلمان و معلمان عزیز کم نیست.
از همه مهم تر آنست که احترام و شیوه برخورد با این عزیزان هم در این حد نیست.
آقای دکتر پزشکیان
جنابعالی در مناظرات انتخاباتی جمله صدای بی صدایان را تکرار می کردید.
کلمه معلم هم در گفت و گوهایتان با احترام یاد میشد.
صدای بی صدای معلمانی باشید که توقع آموزش و پرورش در حد کشورهای پیشرفته را از آنها داریم.
انگیزه معلم را اگر سوزاندیم، هیچ چیز رشد نخواهد کرد.
«صدای بی صدایان باشید»
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
مقدمه
معلمان، مهندسان جامعه هستند. آنها با انتقال دانش و پرورش نسل آینده، نقش اساسی در توسعه اقتصادی و اجتماعی یک کشور ایفا میکنند. کیفیت آموزش و پرورش هر جامعهای به طور مستقیم به انگیزه، تخصص و رضایت شغلی معلمان آن بستگی دارد. افزایش انگیزه و بهبود وضعیت معیشتی معلمان، از طریق افزایش حقوق و تسهیلات، نه تنها به ارتقای کیفیت آموزش و پرورش میانجامد، بلکه اثرات مثبت و گستردهای بر اقتصاد کشور خواهد داشت.
در این مقاله به بررسی دلایل اهمیت افزایش حقوق و تسهیلات معلمان و تأثیر آن بر کیفیت آموزش و پرورش و پیشرفت جامعه پرداخته میشود.
انگیزه، کلید موفقیت در آموزش
* ارتقای کیفیت تدریس: معلمان با انگیزه، خلاقتر بوده و از روشهای نوین آموزشی استفاده میکنند. آنها قادرند محیطهای یادگیری پویا و جذابتری را برای دانشآموزان فراهم کنند.
* افزایش تعامل با دانشآموزان: معلمانی که از کار خود راضی هستند، ارتباط بهتری با دانشآموزان برقرار کرده و به نیازهای فردی آنها توجه بیشتری نشان میدهند. این امر منجر به بهبود انگیزه و عملکرد تحصیلی دانشآموزان میشود.
* کاهش ترک تحصیل: معلمانی که به دانشآموزان خود علاقهمند هستند و آنها را تشویق میکنند، میتوانند از ترک تحصیل آنها جلوگیری کنند.
* توسعه حرفهای: معلمان با انگیزه، به دنبال ارتقای دانش و مهارتهای خود هستند و این امر به بهبود کیفیت آموزش در بلندمدت کمک میکند.

حقوق و تسهیلات مناسب، عامل اصلی انگیزش
* جذب بهترین نیروها: افزایش حقوق و تسهیلات معلمان، میتواند افراد مستعد و با انگیزه را به این حرفه جذب کند و از مهاجرت بهترین معلمان به سایر مشاغل جلوگیری کند.
* کاهش فشارهای اقتصادی: حقوق و تسهیلات مناسب به معلمان این امکان را میدهد تا با آسودگی خاطر به کار خود بپردازند و از فشارهای اقتصادی ناشی از کمبود درآمد رها شوند.
* افزایش بهرهوری: معلمان با حقوق و تسهیلات مناسب، انگیزه بیشتری برای تلاش و ارائه بهترین عملکرد خود دارند.
* بهبود شرایط کاری: فراهم کردن امکانات مناسب برای کار معلمان، مانند تجهیزات آموزشی مدرن، فضاهای کاری مناسب و دسترسی به منابع آموزشی، نیز به افزایش انگیزه و رضایت شغلی آنها کمک میکند.

تأثیر افزایش انگیزه و حقوق و تسهیلات معلمان بر جامعه
سرمایهگذاری انسانی: معلمان با پرورش نیروی کار ماهر و خلاق، به افزایش سرمایه انسانی کشور کمک میکنند. نیروی کار ماهر، بهرهوری را بالا برده و به نوآوری در صنایع مختلف منجر میشود.
افزایش تولید ناخالص داخلی: بهبود کیفیت آموزش و پرورش، به افزایش سطح دانش و مهارت نیروی کار منجر شده و در نتیجه، تولید ناخالص داخلی کشور افزایش مییابد.
کاهش هزینههای اجتماعی: آموزش باکیفیت، به کاهش جرم و جنایت، بهبود سلامت و افزایش مشارکت اجتماعی کمک میکند که همگی به کاهش هزینههای اجتماعی منجر میشوند.
افزایش رقابتپذیری اقتصاد ملی: نیروی کار ماهر و خلاق، به افزایش رقابتپذیری اقتصاد ملی در بازارهای جهانی کمک میکند.
کاهش هزینههای آموزش عالی: بهبود کیفیت آموزش عمومی، به کاهش نیاز به آموزشهای تکمیلی در دانشگاهها و کاهش هزینههای آموزش عالی منجر میشود.
نتیجهگیری
افزایش انگیزه و حقوق و تسهیلات معلمان، یک سرمایهگذاری بلندمدت و ضروری است. این امر نه تنها به بهبود کیفیت آموزش و پرورش کمک میکند، بلکه به توسعه و پیشرفت جامعه نیز منجر میشود. دولتها و مسئولان آموزشی باید با اتخاذ سیاستهای مناسب، از جمله افزایش بودجه آموزش و پرورش، بهبود شرایط کاری معلمان و ارتقای منزلت اجتماعی این شغل، به این مهم دست یابند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استان ها و شهرستان ها/
« جمعی از معلمان عشایری استان خوزستان » در نامه ای که به « صدای معلم » ارسال کرده اند خواهان توجه و رسیدگی به حقوق و مطالبات قانونی خود شده اند .

آیا توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی ارتباطی با خلقیات افراد یک جامعه دارد؟ این سوالی است که تعدادی از نخبگان و نویسندگان ایرانی به آن پاسخ مثبت داده اند. روشنفکران ایرانی عصر مشروطه، به چنین پاسخی نزدیک شده بودند ولی بعدها با غلبه یافتن نگرش های چپگرایانه و توطئه آمیز، عامل عقب ماندگی کشور ما به مولفه هایی همچون وجود منافع نفتی و یا استعمار تقلیل پیدا کرد.
چرا عقب مانده ایم؟ / محمد علی ایزدی / جامعه شناسی مردم ایران
***

داخل اتومبیلش نشسته . شیشه ها را بالا داده است .
کولر ماشین را روشن کرده است .
برای در امان ماندن از چشم های احتمالا ملامت گر شهروندان مطالبه گر و البته در اقلیت محض ... شیشه های اتومبیلش را هم دودی کرده است تا مبادا دچار « وجدان درد » شود .
کمی که دقت می کنی در حال بازی کردن و یا به قول معروف « ور رفتن » با گوشی موبایلش می باشد ... چرا تدبیر و برنامه ریزی عملیاتی بر اساس نیازها نسبت به آینده یا نیست و یا محسوس نیستند ؟
این صحنه ها و نظایر آن در گوشه و کنار به فور مشاهده می شوند .
پلیس هم که بر حسب قاعده باید پاسدار و حافظ « قانون » و « نظم » باشد کاری به کار این کارهای پیش افتاده ندارد و راه خود می رود .

14 بهمن 1402 - رییس فدراسیون ورزش همگانی : ( این جا )
« طبق آمارهای موجود در قالب نظرسنجیهایی که برخی سایتها و دانشگاه علوم پزشکی به آن رسیده، ۸۰ درصد مردم دچار کم تحرکی و ۴۷ درصد شهروندان به نوعی ورزش نمیکنند. » .

1 مهر 1398 :
مدیرکل دفتر حمل و نقل سازمان شهرداریها و دهیاری کشور با اشاره به اینکه میانگین سهم سفر با دوچرخه در کشور زیر یک درصد است و این سهم در کشورهای دیگر به ۴۰ درصد میرسد، اظهار کرد: پایین بودن این آمار برای کشور فاجعه محسوب میشود و علتش نیز شعاری بودن موضوع دوچرخه و عدم پیگیری متمرکز است . ( این جا )

مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی تیر ماه 1403 اعلام کرد متوسط مصرف روزانه بنزین در سال 1403 تا امروز به 121 میلیون لیتر رسیده که رقم بالایی است . ( این جا )
میزان مصرف بنزین در ایران سه برابر استاندارد جهانی است . ( این جا )

البته ایرانی ها در سایر موارد مهم مانند مصرف آب هم کارنامه و عملکرد درخشانی ندارند .
مدیرکل دفتر مدیریت مصرف آب شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور در اسفند 1402 اعلام می کند : ( این جا )
« سرانه مصرف کل آب شرب در ایران شامل مصارف خانگی و غیر خانگی است که این رقم ۲۳۵ لیتر بهازای هر نفر در شبانهروز اعلام شده است .
وی در ادامه می گوید : در تعدادی از کشورهای اروپایی توسعه یافته از جمله آلمان، هلند و انگلیس سرانه مصرف خانگی آب در حدود ۱۲۰ تا ۱۴۰ لیتر بهازای هر نفر در شبانهروز است » .

کانال خبرگزاری فارس در خبری می نویسد :
« اگر یک شهروند در جنوب اسپانیا که دمایی گرمتر از ایران دارد، یک ماه از کولر گازی استفاده کند باید حدود ۶۰۰ یورو بهای برق بپردازد. حقوق یک استاد دانشگاه در اسپانیا ۲۵۰۰ یورو است » .
این ها بخشی از واقعیت های امروز جامعه ایرانی است .
آن چه در این یادداشت مورد اشاره و تاکید است توجیهات بسیاری از ایرانیان در برابر این رفتارها و نیز اخباری است که از گوشه و کنار در مورد گران کردن ماده ای چون بنزین شنیده و نوشته می شود .
در این رابطه ؛ رضا کیانیان می نویسد :
« آقای پزشکیان شما فرمودید منطق این را نمیفهمید که چرا باید بنزین را به قیمت گران بخرید و با سوبسید، یعنی «ارزان» به مردم بدهید.
از شما بعید میدانستم منطق سوبسید دادن روی بنزین را ندانید. شما میدانید که ما ملت داریم کلی به دولت شما سوبسید میدهیم.
مثلا در مورد خودروهای خارجی، که قیمت اصلیشان خیلی خیلی ارزانتر از قیمتیست که ما در ایران مجبوریم برای خریدشان پول بپردازیم.
خدمتتان عرض میکنم ، ما هر زمان توانستیم همه چیز را به قیمت جهانی بخریم، منطق شما درست است. بنزین را هم باید به قیمت جهانی بخریم.
ما از خدا میخواهیم بتوانیم مثل دیگر کشورها درآمد و دستمُزد داشته باشیم و بعد مثل آنها خرید کنیم و آن زمان حتمن بنزین را هم به قیمت جهانی خواهیم خرید.

به این فکر کنید که چه کنید تا ما بتوانیم درآمدمان و دستمزد هامان مثل دیگر کشورها بشود.
«ان شاءالله»
این عده که البته کم هم نیستند منطق نوشتاری شان به ظاهر غلط نیست . این که به فرض هزینه ها باید در مقایسه با درآمد سنجیده شوند .
اما این افراد غالبا وارد مقولاتی چون فرهنگ مصرف و اسراف و تبذیر و یا تنبلی مزمن نهادینه شده در جامعه ی ایرانی نمی شوند چون جامعه در کلیت خود از نقد رفتار خود واهمه دارد و به محض وارد شدن در آن با واکنش های تند رو به رو شده و مجبورند برچسب ها و حتی دشنام های مختلف و متنوعی را پذیرا شوند .
هر گونه مقایسه با دیگران باید در یک نگاه سیستمی و مهم تر از همه پس زمینه های تاریخی و فرهنگی صورت پذیرد .
مصادره به مطلوب به جایی نمی رسد جز آن که وضعیت پیچیده تر و لاینحل تر شود .

در مثال نخست این یادداشت که به رفتارهای رانندگان ایرانی اشاره شد اگر به فرض قیمت بنزین به جای 1500 تومان و یا 3000 تومان ، ده برابر این مقدار بود ؛ باز هم این گونه دست و دل بازانه سرمایه آیندگان را در پس خودخواهی و تنبلی خود به فنا می دادند ؟
از این رو جهت ترجیح می دهند تا در خط مقدم نقد وضعیت موجود و حمله به « بالا » قرار گرفته و به تبع آن از همه سو تایید و تشویق اطرافیان را دریافت کنند .

طیف دیگری هم که البته کم شمار نیستند تصور می کنند با افزایش مصرف و تصاعدی کردن آن می توانند موجب ایجاد بحران ، نارضایتی و در نهایت موجب اعتراضات خیابانی شوند .
و این در حالی است که به هدر دادن و اتلاف سرمایه هایی مانند نفت و آب و... با هر هدف و غایتی خیانت محرز در حق نسل آینده است اما این افراد حاضر نیستند که از خودشان « مایه » بگذارند و در صف مطالبه گری مدنی قرار گیرند .

واقعا موجب تعجب و نیز پرسش بسیار است که چرا دولت برای سال ها قیمت بنزین را ثابت نگاه می دارد و یک دفعه و بدون مقدمات اقناعی قیمت آن را افزایش چند برابری می دهد ؟
ریشه ی این رفتارها چه هستند ؟
چرا تدبیر و برنامه ریزی عملیاتی بر اساس نیازها نسبت به آینده یا نیست و یا محسوس نیستند ؟
از همه ی این ها که بگذریم خاستگاه و منبع اصلی تصحیح رفتارهای غلط فردی و اجتماعی و نهادینه کردن رفتارهای صحیح ابتدا باید « خانواده » و سپس « مدرسه » باشند که متاسفانه به دلایل مختلف از ایفای کارکرد و نقش خود باز مانده اند و به علت دوز بالای کژکارکردی و انحراف از معیار ، فلسفه ی این دو نهاد مهم و راهبردی را با علامت پرسش بزرگ مواجه کرده است .
اراده ای هم برای به ریل بازگرداندن این دو نهاد مهم در سیاست ها و حکمرانی در حال حاضر مشاهده نمی شود .
***
اولویت فرهنگ بر سیاست :