گروه گزارش/

در خبرها آمده است :
وزیر کشور ضمن مخالفت با مصوبه شورای شهر تهران مبنی بر منع تردد خودروهای پلاک شهرستان در پایتخت آن را در تعارض با حقوق شهروندی دانست ..
مرکز اطلاعرسانی وزارت کشور نوشت :
اسکندر مومنی در پاسخ به پرسشی درباره مصوبه شورای شهر تهران مبنی بر منع تردد خودروهای پلاک شهرستان در پایتخت پس از هفت روز گفت: این مصوبه با حقوق شهروندی در تعارض است و با آن مخالفیم.
اینگونه اقدامات مشکل آلودگی هوا را حل نمیکند. آیا وزارت کشور مسئولیتی در برابر تعطیلی فله ای و بی رویه ی مدارس ناشی از آلودگی هوا برای خود قائل است ؟
به عنوان وزیر کشور اجازه اجرای این مصوبه را نخواهم داد.
شورای شهر تهران دیروز شنبه تصویب کرد که از سال آینده «خودروهای پلاک شهرستان دیگر نمیتوانند بیش از ۷ روز در تهران تردد کنند » .
پرسش « صدای معلم » از وزیر کشور دولت مسعود پزشکیان آن است که منظور دقیق ایشان از حقوق شهروندی کدام است ؟

بر اساس آمار ؛ از هر ۳ خودرو در تهران یک خودرو با پلاک شهرستان وجود دارد. ( این جا )
آیا شهروندان باید آلودگی هوای روزافزون و بی صاحب را دائما تجربه کنند و درگیر بیماری های مختلف مانند سرطان و سکته و ... شوند تا عده ای بتوانند با اتومبیل خود کاسبی کنند ؟

این دیگر چه آیین حکمرانی و کشورداری است ؟
پس حقوق شهروندی دیگران چه می شود ؟
برخی از وظایف وزارت کشور که در « قانون هوای پاک » آمده به شرح زیر است : آیا وزیر کشور از واکنش احتمالی اعتراضی آن رانندگان و تبعات بعدی آن واهمه دارد و آن را پشت دفاع از حقوق شهروندی پنهان می کند .
« ماده۹ـ وزارت کشور موظف است با همکاری وزارتخانههای صنعت، معدن و تجارت و امور اقتصادی و دارایی (گمرک جمهوری اسلامی ایران)، زمینه نوسازی ناوگان حملونقل عمومی شهری با اولویت شهرهای بالای دویستهزار نفر جمعیت را ظرف مدت پنج سال از محل منابع درآمدی ماده(۶) این قانون از طریق کمک بلاعوض، یارانه، تسهیلات یا صفر نمودن سود بازرگانی واردات خودروهای برقی ـ بنزینی (هیبریدی) و خودروهای الکتریکی و موتورسیکلت برقی، به انجام برساند.
ماده ۱۰ـ وزارتکشور موظف است از محل درآمدهای عمومی شهرداریها و بودجه عمومی خود در قانون بودجه (هریک بهمیزان پنجاه درصد)، ناوگان حمل و نقل عمومی درون شهری را به میزان سالانه پنج درصد(۵%) با اولویت کلان شهرها و شهرهای بالای پانصد هزار نفر جمعیت افزایش دهد.
تبصره۲ از ماده 26 : وزارت کشور(سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور) مکلف است حداقل بیست درصد(۲۰%) از منابع در اختیار خود را به توسعه کمربند سبز موضوع این ماده اختصاص دهد و به شهرداریها و دهیاریها پرداخت نماید.....
وزیر کشور به صورت دقیق توضیح دهد که چه برنامه و اقداماتی برای اجرای مفاد قانون هوای پاک اندیشیده و یا قرار است انجام دهد ؟

این دیگر چه آیین حکمرانی و کشورداری است ؟ اصل پنجاهم از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تصریح می کند :
در جمهوری اسلامی، حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسل های بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی می گردد. از این رو فعالیت های اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است » .
آیا تبدیل خیابان ها به محلی برای کسب و کار و یا فروش هوا تحت عنوان مجوز طرح ترافیک و .... با این اصل قانون اساسی مطابقت دارد ؟

آیا صیانت کامل از اصول قانون اساسی برای وزیر کشور و سایر مقامات مهم بوده و موضوعیت دارد ؟
آیا وزارت کشور مسئولیتی در برابر تعطیلی فله ای و بی رویه ی مدارس ناشی از آلودگی هوا برای خود قائل است ؟
آیا وزیر کشور از واکنش احتمالی اعتراضی آن رانندگان و تبعات بعدی آن واهمه دارد و آن را پشت دفاع از حقوق شهروندی پنهان می کند .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

مِیخواره و سرگشته و رندیم و نَظَرباز
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است
با مُحتسبم عیب مگویید که او نیز
پیوسته چو ما در طلبِ عیشِ مدام است
( حافظ )
***
بازی فوتبال میان دو تیم داخلی پرسپولیس و تراکتور حاشیه های فراوانی داشت و البته طبق معمول واکنش های متفاوتی را برانگیخت اما این جا و از دیدگاه کارشناس رسانه و آموزش می خواهم به جنبه های دیگری اشاراتی داشته باشم .
ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که رسانه و در نوع شبکه های اجتماعی مانند یک شمشیر چند لبه و یا چند منظوره هستند .
بسیاری بر این باورند که با شبکه های اجتماعی می توان بر عملکرد و رویکرد حکومت و مسئولان آن نظارت کرد و آن را در « اتاق شیشه ای » قرار دارد .
اگرچه این سخن درستی است اما در مورد قاعده و یا کف هرم هم این اصول ساری و جاری هستند .
وقایع پیش آمده در این بازی به خوبی و بدون سانسور ؛ « خود واقعی ( Authentic Self ) » جامعه کنونی ایران را به نمایش گذاشتند .

فحاشی و پرده دری و دریده گویی که البته ریشه ای تاریخی دارد به خوبی خود را در رفتار ایرانی ها به نمایش گذاشت . و بدتر و شرم آورتر از همه توجیه برخی در مورد « عادی سازی » این گونه رفتارهای توحش آمیز است و فی المثل این که این گونه صحنه ها در جوامع توسعه یافته هم بعضا دیده می شود .
با این وجود ؛ برخی و شاید بسیاری این وقایع را سناریوی حکومت دانستند که پیش از این مانع از ورود « زنان » به محیط ورزشگاه ها شده بود . این که تصمیم پیشین جمهوری اسلامی در مورد ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه ها کاری درست و آینده نگرانه بوده است .
اگر این فرضیه و تحلیل درست باشد که جمهوری اسلامی قادر است فضایی را مطابق با این نظریه و از زبان و رفتار ده ها هزار تماشاچی به بیرون ساطع کند باید که به جمهوری اسلامی بابت این همه « نفوذ و تاثیرگذاری » تبریک گفت .
باور این مساله بسیار سخت و صعب است که چگونه یک زن ایرانی و البته جمعیت کثیری از زنان در یک مسابقه ی فوتبال از فحاشی ها و رکیک گویی هایی خود به راحتی فیلم گرفته و به راحتی آن را در محیط عمومی پخش کنند ؟

جالب آن جاست که پیش از آزاد شدن ورود زنان برخی چنین استدلال می کردند که با ورود بانوان ، محیط ورزشگاه ها تلطیف خواهد شد و این نگرانی ها بی مورد است . باور این مساله بسیار سخت و صعب است که چگونه یک زن ایرانی و البته جمعیت کثیری از زنان در یک مسابقه ی فوتبال از فحاشی ها و رکیک گویی هایی خود به راحتی فیلم گرفته و به راحتی آن را در محیط عمومی پخش کنند ؟
بحث من در این جا صرفا معطوف به « جنسیت » نیست بلکه یادآوری این نکته ی راهبردی است که در ایران نباید از یک جنس « قربانی » ساخت و تصور کرد که جنسیت فراتر از « فرهنگ عمومی غالب » عمل می کند .
« جوگیر شدن » در برابر « بی تفاوتی و بی حسی عمومی » از خصایص مهم و غیر قابل انکار مردم ایران است و جنسیت و سواد هم نمی شناسد .

در بخشی از این بازی ؛ تعداد قابل توجهی اسکناس های کپی شده و نه واقعی توسط تعداد قابل توجهی از تماشاچی ها در فضای ورزشگاه ها به « رقص » در می آیند .
ظاهرا این حرکت نمادین در اعتراض به تصمیم علیرضا بیرانوند دروازه بان فعلی تیم تراکتور در تغییر تیم خود بوده و هواداران تیم پرسپولیس با این حرکت خواسته اند ثابت کنند که بیرانوند خودش را به پول فروخته است و...

اما پرسش بسیار بزرگی که به طول و پهنای تاریخ ایران را می توان در این جا مطرح کرد آن است که آیا اگر همه این هواداران در موقعیت بیرانوند قرار می گرفتند ؛ « متفاوت » از او تصمیم می گرفتند و عمل می کردند ؟
وقتی در یک جامعه ( البته اگر بتوان مختصات جامعه را در مورد آن ساری و جاری دانست ) معیار و محک برای همه چیز « پول » می شود و به صورت یک فرهنگ غالب و روزمره در می آید ؛ چرا باید انتظار داشت دیگری از « من » متفاوت تر عمل کند ؟
چگونه هست که این بیماری مهلک را در خود به هیچ وجه نمی بینند اما انتظار دارند که دیگری خلاف آن عمل کند ؟

نکته ی غم انگیز و درد آور ؛ تصویر و تصوری است که بسیاری در ایران از « نسل جدید » ساخته اند .
صفاتی مانند شجاعت ، شهامت ، اعتماد به نفس و چیزهایی نظایر آن .
باید به این موضوع اذعان کرد همان گونه که حکومت برای مشروعیت بخشی به تصمیم های خود ؛ معانی واژه ها و کلمات را قلب کرده و آن را لوث کرده است همین وضعیت در میان توده و به ویژه روشنفکران و به اصطلاح « نخبگان » هم به وقوع پیوسته است .
باید بدانیم که پرده دری و فحاشی و استفاده از کلمات و عبارات ناظر بر اندام های جنسی که نشان از کودکی نارس غالب در جامعه ی ایران دارد و هنوز برای رسیدن به مرحله پختگی و والد بودن راه بسیاری در پیش دارد نمی تواند و نباید که به صفت « ابراز وجود » تعبیر و تفسیر گردد .

باید بدانیم و بفهمیم که « تحول » با « توحش » تفاوت ماهوی دارد .
باید بدانیم و بفهمیم که « برداشت آزاد » با « تقدیس خشونت و حماقت » از زمین تا آسمان متفاوت است .

باید بدانیم و بفهمیم که مدرن شدن و مدرنیسم لزوما به معنای شیک پوشی و طراحی یک چهره و قامت جنسی داغ با رویکرد « لذت طلبی محض » اما در سایه و حکومت یک سر و مغز بدون محتوا و کوچک نیست .
پدیده ای که در جامعه ی امروز ایران به وفور مشاهده می شود و برخی و بسیاری را از توهم « رنسانس » در برگرفته است .

و بدتر و شرم آورتر از همه توجیه برخی در مورد « عادی سازی » این گونه رفتارهای توحش آمیز است و فی المثل این که این گونه صحنه ها در جوامع توسعه یافته هم بعضا دیده می شود .
جالب آن که همین ها به حکومت همواره ایراد می گیرند که چرا بحران ها و مسائل داخلی ایران را با گونه های خارجی « همانند سازی » می کند و سعی در تخفیف و عادی کردن آن ها دارد .
سعی کرده و می کنم هیچ گاه توصیه و یا نصیحتی به دیگران نداشته باشم اما شخصا مطالعه یک کتاب خوب را به صدها نوع از این گونه مسابقه ها ترجیح می دهم که همواره نتیجه ای جز ترویج خشونت ، پر کردن جیب مافیا و سرگرم کردن توده ها نداشته و ندارد .

گروه گزارش/

نمودار زیر وضعیت آلودگی هوا را در روز یکشنبه 14 بهمن نشان می دهد در حالی که هوا همچون روز قبل آلوده و ناسالم گزارش شده اما مدارس برای دومین روز متوالی تعطیل شده اند .

معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار تهران از آموزش غیرحضوری مدارس استان جز دماوند و فیروزکوه (رودهن طبق مصوبه) برای فردا یکشنبه خبر داد و گفت: طرح زوج و فرد از درب منزل اجرا می شود.
به گزارش روابط عمومی استانداری تهران،سید کمال الدین میرجعفریان شامگاه شنبه از تصمیم جلسه کارگروه اضطرار آلودگی هوا خبر داد و گفت: طبق مصوبه فعالیت تمام مقاطع مدارس در استان تهران روز یکشنبه ۱۴ بهمن ماه غیرحضوری و مهدهای کودک پیش دبستانی تعطیل و مدارس استثنایی غیرحضوری است. مدرسه باید همیشه آخرین جایی باشد که تعطیل می شود اگر می خواهیم که از این فلاکت خودساخته و عقب ماندگی فرهنگی و تاریخی رها شویم .
میرجعفریان گفت: تمام فعالیتهای ادارات، دانشگاهها و مراکز اقتصادی و تولیدی ها پابرجا است و آزمونها نیز برگزار خواهد شد » .
بارها گفته و نوشته ایم که تعطیلی مدارس تاثیری در کاهش آلودگی هوا نداشته و تصمیم گیرندگان غیر پاسخ گو و مسئولیت گریز باید به فکر مسیرهای علمی ، منطقی همچون سایر جوامع توسعه یافته و حتی در حال توسعه باشند .
تعطیلی مدارس عواقب جبران ناپذیری مانند افت تحصیلی ، ترک تحصیل ، افزایش آسیب های اجتماعی ، تهدید بیشتر سلامت روان دانش آموزان و افزایش اختلالات روانی و مهم تر ازهمه « لوث شدن آموزش » را دارد که به سادگی قابل جبران و ترمیم نخواهد بود .

نمی توان مدارس را به بهانه های مختلف تعطیل کرد اما انتظار داشت که دانش آموزان در عرصه های بین المللی مانند مطالعات تیمز و پرلز بدرخشند و یا میانگین معدل آنان در سطح قابل قبولی باشد .
و یا مهم تر از همه خروجی مدارس و نظام آموزشی تربیت شهروند و جمعیت باکیفیت برای جامعه ناتوسعه یافته ایران باشد .
در هفته های اخیر شاهد بوده ایم که وزیر آموزش و پرورش و یا رئیس جمهور در امتداد مدرسه سازی و جبران کمبود فضای آموزشی و ترغیب جامعه به ایده های خود بیل به دست گرفته و یا شروع به آجر چینی دیوار کرده اند .

مگر می توان پذیرفت که مدرسه ساخته شود اما به بهانه های مختلف درش بسته باشد ؟!
نظیر این صحنه ها در جوامع دارای رنکینگ آموزشی بالا و قابل قبول دیده نشده و با حرف های پیشین رئیس دولت چهاردهم بر مبنای مدیریت علمی و کارشناسی کردن امور منطبق نیست .
« صدای معلم » بارها و بارها در گزارش های متعدد خود و در نشست های خبری به این وضعیت معترض بوده و نسبت به عواقب چنین تصمیم هایی هشدار داده است .

این رسانه در گزارش پیشین خود با عنوان : « می توان واقعا این گزاره را جدی گرفت که آموزش و پرورش به اولویت دولت و جمهوری اسلامی تبدیل شده است ؟ » گشت و گذار پزشکیان در مدارس ؛ چند پرسش و یک عکس ... آیا جایگاه آموزش و پرورش دیده شده است ؟ ( این جا ) نوشت :

« سرکشی کردن و سفر کردن به طور مشخص « رفتارهای پوپولیستی » از زمان دولت معجزه ی هزاره سوم در این کشور باب شد و در دولت سیزدهم ادامه یافت .
برای این که بدانیم و متوجه شویم که آیا فرضیه آن دسته از کنش گران به واقعیت نزدیک است باید به چند مورد مهم و استراتژیک توجه و تامل داشته باشیم .
در این مدت که پزشکیان رئیس جمهور شده تغییری در وضعیت تعطیلی مدارس داده نشده و همچون دولت های پیشین ؛ « مدرسه » به هر بهانه ای تعطیل می شود .
در واقع ؛ منابع آلوده کننده هوا بدون هر گونه مانعی به فعالیت خویش ادامه می دهند و دانش آموزان و معلمان هم با عنوان « آموزش غیرحضوری » در حال اتلاف وقت و سرگرم کردن خود هستند .

هر گاه « مدرسه » آخرین جایی باشد که تعطیل می شود می توان دید و بازدیدهای آقای رئیس جمهور را کمی جدی گرفت و به آن فکر کرد .
« صدای معلم » بر اساس تجربیات و شواهد نمی تواند و نباید نسبت به این گونه حرکات رئیس جمهور و یا وزیر آموزش و پرورش خوش بین بوده و آن را نشانه ای از توجه به مقوله مهم « عدالت آموزشی » تلقی نماید .
در نشست خبری پیشین هم این رسانه به وضوح و شفافیت اعلام کرد که تعطیلی بی رویه و فله ای مدارس تنها به ضرر مدارس عادی دولتی تمام می شود . ( این جا )
مدرسه باید همیشه آخرین جایی باشد که تعطیل می شود اگر می خواهیم که از این فلاکت خودساخته و عقب ماندگی فرهنگی و تاریخی رها شویم .

پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سالهاست که فریادهای ما معلمان از درد تبعیض و بیعدالتی در نظام آموزشی به جایی نمیرسد.
معلمی هستم که بدون هیچ سهمیهای در آزمون استخدامی آموزش و پرورش قبول شدم.

سالها در دورترین و محرومترین روستاهای این سرزمین خدمت کردهام. مدارسی که حتی همکاران بومی نیز از رفتن به آنجا امتناع میکردند.
با وجود تمام سختیها، سعی کردم بهترینِ خود را برای دانشآموزانم ارائه دهم.
در سالهای اول خدمتم، مقامهای استانی کسب کردم و برای مبارزه با کودک همسری که شاهد عینی آن در روستاها بودم، تلاش کردم با نگارش مقاله قدمی در جهت آگاهی بخشی بردارم.

برای انتقالی به شهر خودم که حق اولیه هر معلمی هست، بارها درخواست نوشتهام و بارها رد شده است.
در این سیستم ناکارآمد پارتی حرف اول را میزند. قانون و بخشنامه فقط برای ماهایی است که هیچ پارتی نداریم. حتی در برابر اصرار بر انتقالی می گویند که باید از «بالا» نامه بیاید. «بالا» کجاست؟ بالا همان هایی هستند که مینویسند و برای افراد مورد نظر خود تصمیم میگیرند. تا کی باید سیستم آموزشی ما به جای پرورش انسانهای آزاده قربانی بیعدالتی باشد؟
ما دستمان از بالاها کوتاه است.
همکاران با سابقه بالاتر این وضع موجود نابرابری را ناخودآگاه پذیرفته اند که مصداق مفهوم خشونت نمادین بوردیو است. این وضعیت را به عنوان امر "طبیعی" یا "ناگزیر" می دانند و تلاش برای تغییر آن را بی فایده می انگارند.
یا معلمانی که دستشان به "بالا" می رسد و می توانند انتقالی بگیرند، ممکن است بهطور ناخودآگاه این نابرابری را توجیه کنند و آن را نتیجه شایستگی و تلاش خود بدانند. این نوع نگرش، خود نوعی خشونت نمادین است که باعث تداوم نابرابریها در سیستم آموزشی میشود.
بعد از سال ها دوندگی در اداره های مختلف و پذیرفته نشدن انتقالی ام دیگر از این همه بی عدالتی و تبعیض خسته شده ام .

آگامبن مفهومی بنام هوموساکر دارد. هوموساکر فردی است که از جامعه طرد شده و حقوق او نادیده گرفته می شود.
معلمی که سال ها در مناطق محروم که حتی آب برای نوشیدن پیدا نمی شود و صدای اعتراضش به ناعدالتی به جایی نمی رسد، تا حدی به هوموساکر شبیه است. از حقوق اولیه خود (حق انتقالی) به محل زندگی اش محروم است و گویی کسی صدای او را نمی شنود.
این فقط داستان من نیست. داستان بسیاری از ماست. معلمانی که دلسوزانه و با تمام وجود برای دانشآموزان تلاش میکنیم، اما در مقابل، با بیاحترامی، تبعیض و بیعدالتی رو به رو میشویم.
تا کی باید این وضعیت ادامه داشته باشد؟
تا کی باید شاهد خاموش شدن انگیزهی معلمان باشیم؟
تا کی باید سیستم آموزشی ما به جای پرورش انسانهای آزاده قربانی بیعدالتی باشد؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید