
پارک ملی آریزونا یک منطقه جنگلی حفاظت شده در آمریکاست. برخی از بازدیدکنندگان از این پارک ملی از این منطقه ی حفاظت شده چوب بر می داشتند و این ماجرا باعث به هم خوردن وضعیت طبیعی جنگل می شد. یک پژوهشگر تصمیم گرفت راجع به پیام هایی که می تواند این رفتار را تغییر دهد تحقیق کند.
در نوبت اول تابلویی در مسیر حرکت بازدید کنندگان نصب شد که روی آن نوشته شده بود: هشدارهای دائمی راجع به افزایش آمار جرم و بی مسئولیتی و قانون شکنی ممکن است منجر به رشد این رفتارها شود به خصوص در فرهنگی که توصیه می شود: "خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش!
"بسیاری از بازدیدکنندگان قبلی، چوب های این جنگل حفاظت شده را برداشته اند. این کار وضعیت طبیعی پارک جنگلی را دگرگون ساخته است." این تابلو دارای تصویری بود که چند نفررا در حال برداشتن چوب نشان می داد.
در نوبت دوم تابلویی در مسیر نصب شد که روی آن نوشته شده بود:
"لطفا چوب های این جنگل حفاظت شده را برندارید تا وضعیت جنگل حفظ شود." این علامت شامل تصویری بود که فقط یک نفر را در حال برداشتن چوب نشان می داد.
پس از نصب تابلوها محققان تعدادی چوب قابل حمل را در مسیر بازدید کنندگان قرار دادند. زمانی که هیچ علامتی وجود نداشت، بازدیدکنندگان ۲/۹۲ درصد چوب ها را برداشتند. وقتی تابلوی اول نصب شد که چندین نفر را در حال برداشتن چوب ها نشان می داد و روی آن نوشته شده بود "بسیاری" از بازدید کنندگان قبلی چوب برداشته اند بازدیدکنندگان ۷/۹۲ درصد چوب ها را برداشتند به بیان دیگر نصب چنین هشداری آمار دزدیدن چوب را تقریبا سه برابر کرد! در حالی که وقتی تابلوی دوم نصب شد که فقط یک نفر را در حال برداشتن چوب نشان می داد بازدید کنندگان فقط ۱/۶۷ درصد چوب ها را برداشتند یعنی دزدیدن چوب حدود چهل درصد کاهش یافت.

این پژوهشگر نتیجه گیری کرد که اگر مردم تصور کنند کار اشتباهی توسط اغلب مردم انجام می شود احتمال این که آن ها هم همان اشتباه را انجام دهند افزایش می یابد! یعنی "همرنگ جماعت شدن" باعث می شود ما حتی وقتی به اشتباه بودن رفتاری متقاعد می شویم آن رفتار را انجام می دهیم!
بنابراین هشدارهای دائمی راجع به افزایش آمار جرم و بی مسئولیتی و قانون شکنی ممکن است منجر به رشد این رفتارها شود به خصوص در فرهنگی که توصیه می شود: "خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش!
"هانس کریستین اندرسون داستان نویس دانمارکی در داستان شیرین "لباس نامرئی پادشاه" حکایت مردمی را ذکر کرده است که با این که می دیدند پادشاه عریان است از ترس انگشت نما شدن و تنها ماندن برای لباس درخشان سلطان کف می زدند.
آنچه هانس کریستین اندرسون در قالب داستان ذکر کرده است فیلیپ زیمباردو و سولومون اش روانشناسان برجسته آمریکایی با پژوهش های وسیع به اثبات رسانده اند.
پی نوشت:
۱- پژوهش روبرت کیالدینی در پارک ملی آریزونا را از کتاب زیر نقل قول کرده ام: افسونگری: هنر نفوذ در ذهن ها، قلب ها و رفتارها - گای کاوازاکی - مترجم: امیر قادری- نشر سیته
۲- پژوهش های فیلیپ زیمباردو و سولومون اش را در کتاب زیر بخوانید: روان شناسی اجتماعی: رابرت بارون- ترجمه دکتر یوسف کریمی- انتشارات روان
کانال دکتر محمدرضا سرگلزایی
گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه ی زیر توسط یکی از فرهنگیان استان البرز در انتقاد از عملکرد « مرکز آموزشی و رفاهی استاد نبوی بوشهر » برای صدای معلم ارسال گردیده است .
این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .
گروه استان ها و شهرستان ها/

به ابتکار « محمد صیدلو » مدیر کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران ، " تریبون سکوت " با حضور مجموعه عوامل اداری و مدیریتی این اداره کل امروز در تالار ولایت برگزار گردید .
صیدلو در ابتدای این نشست هدف از برگزاری تربیون سکوت را گوش کردن به همدیگر و رسیدن به یک " فهم مشترک " و " هماهنگی بیشتر " بیان کرد .
مدیر کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران در ادامه ضمن انتقاد از عملکرد سیستم های ارزیابی و عملکرد در مجموعه آموزش و پرورش عنوان کرد که برای من مدیر فقط مهم است که وزیر در مورد من چگونه فکر می کند ، استاندار چگونه فکر می کند ، و من گاهی احساس می کنم سطوح پایین در سرنوشت من بی تاثیرند .
پیش خود فکر می کنم این ها که دست شان به جایی نمی رسد .
صیدلو تصریح کرد هر اتفافی که برای مدیر کل یک استان باید اتفاق بیفتد ، ارتقایی صورت بگیرد و یا تنزلی رخ دهد و اصلاحی صورت بگیرد باید بر اساس نتایج ارزیابی عملکرد باشد که کم تر اتفاق می افتد .
ایشان عنوان کرد که چنین چیزی برای نخستین بار اتفاق می افتد .

وی با تاکید بر این که باید برای شنیدن صداهای مختلف باید فضا ایجاد کنیم به همه مسئولان کشور توصیه کرد که بنشینند ، سکوت کنند و حرف ها را بشنوند .
صیدلو در ادامه گفت تریبون سکوت بیش از آن که از جهت اجرایی به من کمک کند از این لحاظ مهم است که از جهت " فرهنگی " کارکردی داشته باشد .
ایشان در ادامه ضمن اشاره به اهمیت این موضوع تاکید کرد که در این استان هر کسی جای بنده بود بداند که برای شنیدن حرف شما باید فضا ایجاد کند . این فضای امن را باید ایجاد کند که حرف شما شنیده شود .
با این که مجری این نشست در ابتدا بیان کرد که افراد حاضر می توانند در بیرون سالن برگه ها را از حراست اداره کل دریافت و ثبت نام کنند اما همه افراد به صورت " حضوری " پشت تربیون قرار گرفته و سخنان خود را بیان کردند .
مدیر کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران در گفت و گو با « صدای معلم » ضمن تاکید بر نقش رسانه در ارتقای آگاهی جامعه از همه رسانه ها خواست تا به گسترش این فضاها و ارتقای نظام آموزشی کمک کنند .
وی در پاسخ به پرسش صدای معلم در مورد برگزاری تربیون سکوت برای " معلمان " اظهار کرد که پس از این تربیون برای معلمان هم نشست خواهیم داشت .
« محمد صیدلو » در 29 آبان ماه از سوی وزیر آموزش و پرورش به جای « عبدالرضا فولادوند " به مدیر کلی آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران منصوب گردید .
( مشروح سخنان مدیر کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران در صدای معلم منتشر خواهد گردید . )
پایان پیام/
گروه گزارش /

جمعه 17 اسفندماه شبکه آموزش تلویزیون میزبان حضور آقایان « میرحمایت میرزاده ، سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی » ؛ « عبدالرسول عمادی ، سرپرست معاونت متوسطه وزارت آموزش و پرورش » و « سلیمان پاک سرشت معاون وزیر کار و رئیس سازمان فنی و حرفه ای » با موضوع " چالش های آموزش های مهارتی " بود .
آن جه جای تامل است حضور عبدالرسول عمادی در این میزگرد است که چندی پیش از سمت های خویش در وزارت آموزش و پرورش استعفا کرده بود .

هر چند ایشان در آیین افتتاحیه اولین آزمایشگاه دانش آموزی که در پژوهش سرای امیر کبیر در 10 بهمن ماه برگزار گردید حضور داشت و در پاسخ به خبرنگار شبستان در همین باره که از او درباره صحت استعفا پرسش کرده بود گفت: هنگامی که در صفحه ام منتشر شده است دیگر نیازی به پرسش و پاسخ ندارد.
عمادی در استعفا نامه ی خویش با عنوان " عذر تقصیر " که مطلع آن شعری از خودش بود نوشته بود :
" اینجانب پنج سال رئیس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش بودم که در چند ماه آخر آن سرپرستی معاونت آموزش متوسطه را نیز بر عهده داشتم و اکنون در پایان این هر دو مسئولیت در حالی که زبان خامه ندارد سر بیان فراق از خدمت همکاران عزیز و ارجمندم در وزارت آموزش و پرورش و به ویژه دوستان عزیزم در دو حوزه مرکز سنجش و معاونت آموزش متوسطه و خیل عظیم و بی نظیر فرهنگیان در سراسر کشور مرخص می شوم و از همگان انتظار عفو و بخشش دارم .
ز دوست کوته خود زیربارم
سه وزیر ارجمند آقایان دکتر علی اصغر فانی ، دکتر فخر الدین احمدی دانش آشتیانی و سیدمحمد بطحایی به این کمترین لطف و مرحمت داشتند ، الطافشان مزید بادا و جانشان در امان خدای منان .
اگرچه بضاعتی نداشتم اما هر چه بودم در خدمت نظام مقدس تعلیم و تربیت بودم و کوتاهی و کم فروشی نکردم و مراتب تعهد و خدمتگزاری را فرو نگذاشتم .
از خداوند متعال درخواست دارم به فضل بی منتهایش این مختصر خدمت را از من بپذیرد و و در روزی که همگان در بارگاه جلاش حاضر می شوند من را نیز در زمره پذیرفته شدگان محشور فرماید . "
محتوای نامه احساسی بوده و در مورد دلایل استعفا چیزی گفته نشده است .
با این که این استعفا بازتاب نسبتا وسیعی در رسانه ها داشت اما وزیر آموزش و پرورش تاکنون اظهار نظری در این مورد نداشته است .
پس از گذشت بیش از یک ماه از نگارش این استعفا نامه ، افکار عمومی مایل به دانستن دلایل این تصمیم و رمز گشایی از آن هستند .
آخرین اخبار حاکی از تایید نشدن صلاحیت ایشان در استعلام بوده است .

تاکنون گزارش هایی در نقد عملکرد « عبدالرسول عمادی » در موضوعاتی مانند : " آزمون مدارس تیزهوشان ، لو رفتن و فروش سوالات امتحان نهایی ، اظهارات در مورد سند 2030 ، برنامه ریزی امتحانات نهایی در دی ماه ، کیفیت آموزشی و... در صدای معلم منتشر گردیده است که متاسفانه رئیس سابق مرکز سنجش و سرپرست فعلی معاونت متوسطه در هیچ یک از موارد پاسخ گو نبوده است .
« صدای معلم » در راستای مطالبه گری و عمل به مفاد " منشور حقوق شهروندی " گزارش مبسوطی را در آینده منتشر خواهد کرد .
پایان گزارش/

امسال ۱۷ روز تعطیلات نوروزی در پیش داریم. البته این خبری دلچسب برای اکثر دانش آموزان و فرهنگیان می باشد، مخصوصا اینکه ۱۸ روز از اسفند ماه نیز مدرسه ات عملا تق و لق بوده باشد.
خلاصه هم فال است و هم تماشا!
سومین تحصن سال
سومین تحصن سال جاری معلمان ایران در برخی از مدارس کشور، بدون نتیجه مشخصی پایان یافت.
این تحصن به دعوت شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان کشور دوازده، سیزده و چهاردهم اسفندماه در اعتراض به پایین بودن حقوق و مشکلات معیشتی و منزلتی با حضور معلمان در دفاتر مدارس و نرفتن به کلاس در برخی از مدارس برگزار گردید.

واکنش مسئولین
وزیر آموزش و پرورش برگزاری این نوع تحصن را بدآموزی برای دانش آموزان ارزیابی نمود.
امیرعلی نعمت الهی قائم مقام وزیر نیز با ابراز شرمندگی نسبت به وضعیت معلمان، تحصن اخیر را بسیار محدود توصیف کرده و عکس های منتشر شده را اغلب شیطنت آمیز خواند.
فراکسیون صد نفره فرهنگیان و همچنین حاجی بابایی نیز در برابر این تحصن کما فی السابق سکوت اختیار کردند.
فارغ از نوع و نتیجه تحصن که به شدت جای بحث و بررسی کارشناسی دارد، در این مجال اندک به انتخاب زمان تحصن گریزی می زنیم:
اخلال در روند آموزش
طبق روال سالهای ماضی هفته چهارم اسفندماه عملا مدارس تق و لق بوده و پرچمها نیمه برافراشته می باشند. به عبارتی نیمه دوم اسفند برخی از دانش آموزان دنبال کوچکترین بهانه برای به تعطیلی کشیدن مدارسند.
امسال شورای هماهنگی کانونهای صنفی معلمان با انتخاب روزهای دوازده، سیزده و چهاردهم اسفند برای اعتصاب، این بهانه را در مدارسی که در آن تحصن برگزار گردید داده و در واقع بعد از روزهای تحصن شالوده مدارس متحصن ترک برداشت و متأسفانه از دوازدهم اسفند با وجود حضور همکاران و همچنین پیگیری و اهتمام کادر اجرایی در خصوص غایبین در مدارس، به دلیل لوث شدن موضوع و نتیجتا غیبت اکثریت دانش آموزان، مدارس متحصن و به ویژه هنرستانها عملاً نیمه تعطیل بوده و روند آموزش از دوازدهم اسفند تا ۱۷ فروردین مختل خواهد شد.
لازم به ذکر است که عمده فشارات چهار جانبه اولیا، اداره، دانش آموزان و البته همکاران بر دوش نحیف مدیران و کادر اجرایی مدارس می باشد.

هزینه های پنهان
بدون شک سی و پنج روز وقفه در روند آموزش ضربه مهلکی بر پیکر نیمه جان آموزش و پرورش بوده و هزینه های مادی و معنوی پیدا و پنهان هنگفتی در پی خواهد داشت.
صدای اعتراض معلمان شنیدنیست
واضح است که کارگران و معلمان از پاکدست ترین و وفادارترین ها به ملک و ملتند.
بهتر است دولت در معنای عام آن صدای خرد شدن استخوانهای محرومین و مظلومین را قبل از وقوع اتفاقات پیش بینی نشده شنیده و با پرهیز از شعار درمانی و بی تفاوتی به دنبال راه چاره جدی و عملی باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

آیا تفاوت های جسمانی بین زن و مرد لزوماً باعث می شود زن و مرد نحوه ی تفکر و احساسات متفاوتی داشته باشند؟ آیا برخی از امور زندگی «مردانه» و برخی از امور آن «زنانه»اند؟ شما چه فکر می کنید؟ آیا «بچه داری» کار زنان است و «خلبانی» کار مردان؟
پایه گذاران روانکاوی همچون زیگموند فروید، کارل یونگ و اریکاریکسون اعتقاد داشتند که ساختار «روان زنانه» با ساختار «روان مردانه» متفاوت است و همان طور که نمی توان انتظار داشت مردی وظیفه ی زایمان و شیردهی را به عهده بگیرد، نمی توان سایر امور «بچه داری» را به مردان سپرد. این صاحب نظران می اندیشیدند که «طبیعت» وظایف متفاوتی را برای زنان و مردان درنظر گرفته است.
فروید گفته است «آناتومی سرنوشت است».
گرچه فروید و یونگ افرادی تحصیل کرده و با تفکر علمی بودند، بعدها افکار آنان مورد نقد قرار گرفت و بسیاری از شاگردان آن ها به این نتیجه رسیدند که همه نظریات آن ها ساختار علمی خود را حفظ نکرده اند.
«کارن هورنای» از اولین زنان روانکاو و «مارگارت مید» مردم شناس برجسته، به این نتیجه رسیدند که فروید نقش فرهنگ و فضای اجتماعی را در نظریاتش نادیده گرفته است و بسیاری از آن چه زنانه یا مردانه پنداشته ایم نه تحت تأثیر «طبیعت» که محصول فرهنگ و تاریخ می باشد و قابل تغییر و بازنگری هستند.
تحقیقات بعدی در حیطه ی روانشناسی اجتماعی و فرهنگی نشان داد که اعتراضات «کارن هورنای»، «مارگارت مید» و دیگران به جا و درست بوده است. بسیاری از مواقع «باور ما» مبنی بر این که چیزی طبیعی یا چیز دیگری غیرطبیعی است بر «طبیعت» ما تأثیر می گذارد.

در یک کار پژوهشی، معلم در سر کلاس درس عنوان کرد که تحقیقات نشان داده است که دانش آموزانی که رنگ چشم روشن دارند بیش از دانش آموزانی که رنگ چشم تیره دارند در ریاضیات استعداد دارند. دو هفته بعد، این معلم از دانش اموزان آن کلاس امتحان ریاضی گرفت. نمرات ریاضی دانش آموزان چشم روشن به طور قابل توجهی از دانش آموزان چشم تیره بالاتر بود. معلم نمرات را اعلام نکرد. در عوض، چند روز بعد اعلام کرد که راجع به تحقیقات علمی اشتباه کرده و وقتی دوباره مقالات را مرور کرده متوجه شده که طبق تحقیقات، دانش آموزان رنگ چشم تیره استعداد بیشتری در ریاضیات دارند! دوباره دوهفته بعد این معلم از همان دانش آموزان امتحان ریاضی گرفت، این بار نمرات دانش آموزانی که رنگ چشم تیره داشتند به طور قابل توجهی بالاتر از دانش آموزانی بود رنگ چشم شان روشن بود! می بینید؟ باور ما به یک گزاره، گاهی استعداد و هوش ما را هم تحت تأثیر قرار می دهند.
هنوز هم در دنیا «تبعیض جنسی» بیداد می کند. فرهنگ های زیادی در دنیا هستند که هنوز افکار، احساسات، شغل ها، علم ها و حتی رنگ ها را نیز بر مبنای «زنانه» و «مردانه» تقسیم می کنند. چنین فرهنگ هایی گاهی منجر به این می شوند که باور متفاوت بودن جنسی، در واقع نیز افراد را تحت تأثیر قرار دهد و ما در چرخه ی معیوب نادانی خود باقی بمانیم و آن چه را که محصول سنّت ها و باورهامان است، «ناموس هستی» و «قانون الهی» بدانیم!
هنوز تحت نام روانشناسی، کتاب هایی منتشر می شوند که مردان را اهل مریُخ و زنان را اهل ونوس می دانند و برای آنان چنان تفاوت ذاتی قایلند که آن ها برای فهم یکدیگر نیاز به زحمت و تلاش دارند.
واقعیت چیست؟ آیا «خلبانی» کار مردان است و «بچه داری» کار زنان؟
شما چه فکر می کنید؟!
کانال دکتر سرگلزایی
گروه گزارش/

« صدای معلم » در یکم اسفندماه جاری نامه ای را خطاب به « محمد اعتدادی » مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان منتشر کرد . ( این جا )
در این دعوت آمده بود :
" احتراما در جهت انعکاس مطالبات و مشکلات فرهنگیان محترم اصفهان و عمل به مفاد " منشور حقوق شهروندی " از شما دعوت می شود وقتی را برای گفت و گو با این رسانه اختصاص فرمایید . "
نماینده صدای معلم این نامه را حضورا تقدیم دفتر مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان کرد و همان جا درخواست ثبت نامه ارائه گردید .
مشاور مدیر کل اعلام کرد که مدیر کل حضور ندارد اما گفته شد که نامه را در صدای معلم نامه را رویت کرده اند .
سپس سوالات خواسته شد .
نماینده صدای معلم اعلام کرد که ارائه متن دقیق پرسش ها مطابق با پروتکل رسانه ای ما نیست اما محورها را اعلام می کنیم .
محورها توسط مشاور مدیر کل مکتوب شد .
همچنین اطلاعاتی مانند مشخصات فردی نماینده صدای معلم ، تعداد افراد شرکت کننده ، میزان زمان گفت و گو و... پرسش شد اما علی رغم تاکید نماینده رسانه از ثبت نامه خودداری شد و اعلام گردید که خود مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان خبر خواهند داد .
چهارشنبه 15 اسفند ماه زمانی که نماینده صدای معلم برای پی گیری نامه مجددا مراجعه کردند مسئول دفتر مدیر کل اعلام کرد که ایشان هنوز برای این گفت و گو آمادگی ندارند و منتظر باشید .
این گفته با انتقاد نماینده صدای معلم مواجه گردید و سرانجام پس از 2 هفته و با اصرار سرانجام دعوت صدای معلم ثبت در اداره کل آموزش و پرورش ثبت رسمی گردید .
حال پرسش صدای معلم از محمد اعتدادی مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان این است که دلیل این همه تعلل برای ثبت یک نامه ساده چه بوده است ؟
آقای مدیر کل چه زمانی برای گفت و گو با یک رسانه معلمی و مستقل آمادگی خواهد داشت ؟

زمانی که با یک رسانه که نماینده حداقل بخشی از افکار عمومی است این چنین برخورد می شود لابد تکلیف دیگران و سایر معلمان مشخص خواهد بود !
پرسش صدای معلم از « سیدمحمد بطحایی » آن است زمانی که پس از گذشت 18 ماه از دعوت صدای معلم برای گفت و گو می گذرد و پاسخی داده نشده است ؛ پس معلمان کجا باید حرف زده و مشکلات خود را بیان کنند ؟
" بی تفاوت " بودن نسبت به این درخواست های ساده یک رسانه معلمی از سوی وزیر آموزش و پرورش و نیز مدیر کل وزیر آیا برای معلمان و جامعه " بدآموزی " نخواهد داشت ؟!
پایان گزارش /

از جمله ویژگی ها و مشخصات بارز و منطقی عقلانیت فلسفی و نمایش یک انسان بماهو انسان در پهنه هستی، خلاقیت و تفکر انتقادی می باشد که درست در نقطه مقابل و متضاد جمود فکری و انفعال ذلیلانه و یا با تعصبات خشک و بی مورد قرار دارد.
تفکر انتقادی امری است به قدمت تاریخ و جریانی است مستمر و متداوم گه انسان های آزاده و شجاع و خلاق و متفکر در طول ازمنه و امکنه و به رغم تمامی کارشکنی ها و انسداد فکری و عقیدتی از ناحیه صاحبان قدرت و مستبدان و دیکتاتورهای جوامع و سنگ اندازی های چاپلوسان و نان به نرخ خورها با این مقوله آشنا و مانوس بوده اند.
شاید برخی افراد پارادایم تفکر انتقادی را به نحوی با مقوله شک و تردید همگن و همطراز بدانند و چنین موضوعی را در پروسه سوفیسم از نوع پروتاگوراس و گرگیاس جست و جو نمایند، مع الوصف عدهای از متفکران و نواندیشان را عقیده بر آن است که تفکر انتقادی به لحاظ ساختاری و ماهوی تفاوتهایی با شک داشته و جنبه تلطیف و منطقی و عقلانی تر شک گرایی را شامل می شود.هر تفکر انتقادی چه از نوع کانتی و دکارتی و چه انواع دیگر و فراتر آن. الزاما و ماهوا از سنخ شک به مفهوم رایج و اصطلاحی ان و یا انکار و رد و به قصد تخریب نیست.
نگارنده وقتی به کنکاش و بررسی آراء و نظرات کارشناسان و متخصصان امر تربیت و اموزش و میادین روانشناختی، جامعه شناسی و فلسفه پرداخته و غور و تفحصی در این باب به انجام رسانیدم متوجه این نکته گشتم که بخش قابل توجهی از نظریه پردازان و تئوری سازان معتقدند که حتی در موضوع انتقاد و تجدید نظر چه انقلابی و چه رفرمیسم نبایستی تجارب مثبت و دستاوردهای مفید اثباتی و سلبی متفکران دیروز و حتی قرون گذشته را نادیده انگاشت ؛ در لابه لای آراء سوفسطائیان و نیز در درون قرون وسطی و عصر اسکولاستیک نیز با برخی لایه های فکری، فلسفی و علمی مثبت و دانشمندان ولو بالنسبه نواندیش و خیرخواه و دلسوز مواجه می شویم.
سیر تفکر انتقادی و روند علم و فلسفه و تجربه بیانگر این حقیقت است که اولا هیچ متفکر و دانشمندی، مطلق و عاری از عیب و نقص نبوده است. ثانیا بخش قابل توجهی از کاخ علم و فلسفه و تئری ها و نظریه ها بر پایه و ستون فرضیه ها و تلاش و تحمل سختی های گذشتگان بنا شده است. ثالثا لااقل به بخشی از علوم و ایده ها (جنبه های مثبت و مفید) بایستی به طور ارگانیسم و زنجیره وار نگریست و هرگز نباید انگاره ها و گزاره ها را به طور تجریدی و انتزاعی و جزایر دور افتاده نگریست.
و اما در باب اهمیت و ضرورت دیدگاه های انتقادی و کارآمد و مفید و عقلانیت فعال و پراتیک جا دارد به این مسئله اشاره نماییم که اساس خلقت انسان و حضرت آدم و ارسال رسل و انزال کتب حول محور اساسی و جوهری خلاقیت نوین، تعقل، تجدد و انتقاد و تداول قدرت شکل گرفته و محتوای گفت و گوی خداوند با ملائکه نشان می دهد که جدل احسن و انتقال هژمونی از ساده به کمال و از پست به تعالی و تکامل به عنوان یک اصل در کلیت مانیفست حیاتی و متکامل جهان مطرح و مد نظر بوده است. غور و تفحص در قرآن کریم و ملاحظه دیالتیک ابراهیمی و محاجات و گفت و گوی حضرت ابراهیم خلیل الله و مناظره و استدلال های آن حضرت در مقابل افراد نادان و بت پرست و عادات باطل زمانه جملگی موید و مصدق مدعای فوق الذکر می باشد. بسیاری از قیام ها، نهضت ها و انقلابات و اصلاحات دنیا در ابعاد گوناگون نیز به گونه ای ابراز تفکر انتقادی و خلاقیت و عصیان و اعتراض به افکار و عادات و مشی و سلوک وضع موجود و دلبستگی ها و وابستگی های ایدئولوژیک و مرامی و فلسفی (دگماتیست ها) مرتجعان، خشک مقدس ها، لمپن ها و حافظان و پاسداران قدرتهای اهریمنی و صاحبان زور و زر و تزویر و قاعدین زمانهای مختلف بوده و نواندیشان و طراحان و مبتکران خیرخواه و نیک اندیش با قلم و زبان و اندیشه به جنگ خرافات ، سنتهای پوسیده . غلط و انحرافات و تعصبات کور عاری از منطق و سوءاستفاده ها و کج اندیشی ها و راهزنی دین و نفاق و شرک و پلیدی ها و انگاره های سفیانی و افراط گریان و متعصبان فاقد عقل و ادراک و شعور رفته اند.

دکتر علی شریعتمداری در کتاب " نقد و خلاقیت در تفکر " معتقد است:
" تفکر انتقادی یک فرایند است. یک نتیجه و پرسش از اصول موضوعه را در بر می گیرد. این امر مهم است که زمینه مسائل را درک کنند. تفکر انتقادی یک فعالیت مولد و مثبت است و خلاقیت و ابتکار را در بر می گیرد. تخیل صورت می گیرد. احتمالات و شقوق دیگر بررسی می شوند. این این امر به تردید فکری منجر میشود زیرا تازه است. نتایج اقدامات پیشبینی می شود. صاحبان تفکر انتقادی، کنجکاو، انعطاف پذیر، شریف و شکاک (به معنی منطقی) هستند. آنها می توانند تعصب را از منطق و حقایق را از عقاید (متصلّب) تمیز دهند. آنها می توانند فکر را به صورتی عقلانی و هدفدار همراه با عواطف و شهود برای حرکت به سوی آینده به کار برند. "
در کتاب سودمند و خلاقیت در تفکر ویژگیهای یک متفکر و اندیشمند نقاد و مبتکر و خلاق چنین ترسیم و تصویر شده است.
1- تحلیل زبان و فکر: وقتی زبان و فکر را مورد تحلیل قرار می دهیم مفاهیم و معانی کلمات مشخص و واضح گشته و مقدمات، فرض ها و اصولی که این مفاهیم از آن استنباط شده اند روشن می شوند.
2- انتقاد و ارزیابی: پذیرفتن افکار و عقاید یا رد آنها، نتیجه انتقادی و ارزیابی صحیح است. همانطور که مبانی علمی مورد انتقاد و ارزیابی قرار می گیرند افکار و عقاید معمولی، ارزش های اجتماعی، فلسفه زندگی، میزان های اخلاقی، احساس ها و تمایلات آداب و رسوم، نحوه ارتباط با دیگران، تبادل علمی و فرهنگی و اقتباس و استفاده از راه و رسم زندگی دیگران، نحوه تربیت به طور کلی تشکیل و توسعه سازمان های اجتماعی، عقاید مذهبی و هدایت تحولات اجتماعی همه باید در معرض نقد و بررسی قرار گیرند. آن چه را که با مبانی عقلانی به مفهوم والای کلمه... و توسعه و ترقی و رشد جامعه همراه و سازگار است باید پذیرفت و اموری را که فاقد اساسی استوار و منطقی محکم باشند مردود شناخت.
3- ترکیب و وحدت دادن: فرد متفکر در هماهنگ ساختن آرمان های جمعی، اندیشه های اجتماعی، آداب و رسوم، ارزشهای معقول اندیشه های علمی، مظاهر هنری و معیارهای اخلاقی کوشش می نماید.
4- بررسی ارزش ها: ارزشها به طور کلی نقش موثری در زندگی انسان دارند. ارزشهای معنوی و اخلاقی موجب رشد و تکامل حیات فردی و جمعی می شوند. ارزشهای اخلاقی به ویژه در مناسبات اجتماعی، موجبات همکاری، تفاهم مشترک، توسعه عدالت اجتماعی، ترقی علمی و صنعتی و تامین بیشتر رفاه عمومی را فراهم می سازند.
5- سیر عقلانی: منظور از سیر عقلانی آزاد ساختن خود از هر نوع محدودیت است. گاهی امور محسوس ما را محدود می سازند، زمانی تجربیات شخصی یا تجربیات دیگران سبب محدودیت فکر ما می شوند. در بعضی از موارد افکار و آراء به اصطلاح مدلل و ثابت شده فکر ما را محدود می کند. گاهی اصول به اصطلاح غیر قابل بحث متفکر را از خلق افکار و عقاید تازه باز می دارند. زمانی توافق با سایر نظریات، جلوی رشد افکار تازه ما را می گیرد. گاهی زمینه های اجتماعی یا فرهنگ جامعه ای که شخص در آن زندگی می کند مانع ابتکار و خلق اندیشه های تازه هستند. فرد متفکر سعی دارد این قیود را بگسلد و اندیشه را از هر گونه محدودیتی آزاد سازد.

ویژگی های ذهنی متفکر:
1- تردید منطقی: متفکر معمولا امور را با تردید می نگرد و بدون تامل و تردید از پذیرش افکار و عقاید خودداری می نماید. تردید منطقی، با مذهب اصحاب شک فرق دارد. چنان که می دانیم دسته ای از سوفسطائیان تمام معرفت های انسانی را با تردید تلقی می کنند. گورگیاس فیلسوف سوفسطایی وجود عقاید خارجی را مورد تردید قرار می داد. معرفت انسان درباره این حقایق را امری مشکوک فرض می کرد اما تردید منطقی جزئی از انتقاد و ارزیابی افکار و عقاید است. متفکری که این ویژگی ها را از خود نشان می دهد نظریات و عقاید را بدون چون و چرا نمی پذیرد ، او صحت عقیده ای را از لحاظ این که به آراء مراجع یا فهم عمومی متکی است قبول نمی کند و خود به بررسی و ارزیابی آن عقیده می پردازد و آن چه را که با دلیل همراه است صحیح تلقی می کند و عقایدی را که فاقد دلیل و مدرک هستند رد می نماید.
2- کنجکاوی شدید: متفکر واقعی کنجکاو است و میل شدیدی به درک حقایق دارد. کنجکاوی، فرد را به بررسی اسباب و علل امور وا می دارد و موجب طرح مسائل تازه و مهم می شود. کنجکاوی، حالت استفهام را در متفکر به وجود می آورد و دائما او را به پرسش تشویق می کند.
3- فهم دقیق: متفکر به معرفت سطحی قناعت نمی کند و ژرف اندیشی خاصی در مطالعات او به چشم می خورد. او می خواهد عمق قضایا را درک کند و از این طریق علل امور و ارتباط آنها را درک بنماید.
4- دید وسیع: متفکر بینش و دیدی وسیع دارد. غالبا امور را در سطح گسترده تری مورد مطالعه قرار میدهد. دید وسیع، ارتباط امور را در ذهن متفکر روشن می سازد و ذهن او را متوجه علل و عوامل مختلف می کند.
5- سعه صدر: متفکر روشن بین است و امور را با فکری باز مورد بررسی قرار می دهد. این ویژگی در فرد در برخورد به آراء و عقاید مختلف ظاهر می گردد. افرادی که فاقد سعه صدر هستند معمولا از برخورد به عقایدی که مخالف عقیده آنهاست خودداری می کنند و اصولا قدرت تحمل عقاید دیگران را ندارند و وقتی که با عقاید مخالف روبه رو می شوند خشم و نفرت در رفتار آنها ظاهر می گردد.
جان دیویی در کتاب "دموکراسی و تعلیم و تربیت" در این باره چنین اظهار نظر می کند و می گوید: هر فردی که ذهن باز دارد و در مقابل ادراکات جدید حساس است و کسی که دارای نیروی تمرکز است و می تواند ادراکات مختلف را به هم ارتباط دهد از گرایش متقابل فلسفی برخوردار می باشد."
6- ترقی طلبی: متفکر واقعی ترقی طلب است و از رکود و توقف رنج می برد. او دائما می خواهد چیزهای تازه را بیاموزد و افکار تازه خلق کند. او از حالت تحجر و جمود گریزان است و برای پذیرفتن عقاید تازه آماده می باشد.
7- فروتنی: متفکر واقعی متواضع است. هر چه سطح اطلاعات او وسیع تر گردد و بینش او ژرفای بیشتری پیدا کند تواضع و فروتنی او ببش تر می شود. متفکر از کبر و غرور بیزار است و در عین حال تن به ذلت و خواری نیز نمی دهد. او اهل مداهنه و تملق نیست.
8- وحدت رویه: متفکر شخصیتی هماهنگ و واحد دارد. در حالی که در رفتار افراد معمولی چه آنهایی که تحصیل کرده و مراحل را در کسب معرفت و دانش طی کرده اند و چه اشخاصی که فاقد تحصیلات کافی هستند وحدت و هماهنگی کم تر دیده می شود. در زندگی روزمره با افراد مختلف روبه رو می شویم که مجمع تضادها و تناقضات هستند. میان افکار، احساسات، تمایلات، معلومات و احتیاجات آنها فاصله های عمیق وجود دارد. در محفل علمی از روش درست فکر کردن بحث می کنند و گاهی بر خلاف اصول منطق اظهار نظر می نمایند .
دین داری را با فساد ، نوع دوستی را با خودبینی ، وظن خواهی را با خیانت به وطن ، عزت نفس را تذلل و چاپلوسی ، روح علمی را با قضاوت های غیرمنطقی ، عقاید علمی را با افکار خرافی ، صلاح را با فساد ، روشن بینی را با جمود و ترقی خواهی را با حفظ وضع موجود و به طور خلاصه ؛ فضائل را با رذائل تلفیق می کنند و همه را در جمله ها و ( جلوه های ) مختلف رفتار خود ظاهر می سازند .
هیچ یک از این خصوصیات در عمق شخصیت آن ها نفوذ ندارد و غالبا آن ها را به صورت عادت پذیرفته و در رفتار خویش منعکس می کنند .
به طور کلی از این که امور متضاد و متناقض را در رفتار خود جمع کرده اند ، آگاه نیستند و در هر لحظه و هر موقعیت به شیوه خاصی عمل می کنند مثل این که شخصیت های مختلف دارند ، اما فرد متفکر به آن چه می گوید عمل می کند و از نحوه کار و رفتار خویش آگاه است . میان عادات ، تمایلات ، اطلاعات ، افکار و احساسات او هماهنگی و وحدت وجود دارد .
باید توجه داشت که وحدت و هماهنگی در شخصیت درجات و مراتبی دارد . فرد متفکر از وحدت رویه بیش تر برخوردار است .
9- اعتماد به نفس : آدم متفکر به خود اعتماد دارد ، برای حیثیت خود ارزش قائل است . نفس خود را عزیز می شمارد . عزت نفس ، آدم متفکر را ماموفق قدرت ها ، نفوذها ، مقام ها ، هدف های بی ارزش و تمایلات آنی و کم اهمیت قرار می دهد .
10- طرفداری از ارزش های انسانی :
متفکر واقعی ارزش های انسانی مثل ارزش های معنوی ، اخلاقی ، آزادی حاکمیت مردم ، عدالت اجتماعی ، رفاه عمومی ، صلح و سازگاری و همکاری را مهم تلقی می کند و برای پیشرفت این ارزش ها و تحقق آن ها فعالیت می کند .
آدم متفکر در عصر ما با توجه به تضادهای مرامی ، مسائل بین المللی ، تعصبات نژادی ، تعصبات ملی ، تهدید صلح و به مخاطره افتادن تمدن ها و حیات انسانی و تجاوزاتی که به حقوق افراد می شود ، برای خود نظامی ارزشی تدوین می کند و برای تحقق این ارزش ها و توسعه و پیشرفت آن ها اقدام می کند .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید