صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

پرداخت مطالبات فرهنگیان ؟

آذربایجان غربی

منتشرشده در نامه های دریافتی

اختلاس در بانک سرمایه و صندوق ذخیره فرهنگیان

سهام‌دار اصلی بانک سرمایه، صندوق ذخیره فرهنگیان است که کل سرمایه آن را پس‌انداز معلمان تشکیل می‌دهد.

حسین هدایتی، ۱۵۰۰ میلیارد تومان از منابع بانک، بدون وثیقه، برداشت کرده است این در حالی است که معلمان برای گرفتن وامی چند میلیون تومانی باید از هفت خوان رستم بگذرند.

  در همه جای جهان، در نظام بانکی، بحثی به نام شخصیت‌های بسیار مهم (وی.آی.پی)، هست. این شخصیت‌ها ارتباط خاص‌تری با بانک‌ها دارند. اما بی تردید در هیچ کجای جهان چنین گل و گشاد با فردی خاص برخورد نمی‌شود مگر آنکه در مناسبات قدرت، جای خاصی داشته باشد و زد و بندهای خاصی در میان باشد.

اختلاس در بانک سرمایه و صندوق ذخیره فرهنگیان

هدایتی و نظایر او که به بهای رنج میلیون‌ها معلم و کارگر،  صاحب ثروت‌های کلان می‌شوند و به سهامداران پاسخگو نیستند، در مقام پاسخ، معتقد به ژن برتر خود هستند. اما، واقعیت امر این است که چنین افرادی اگر توانمندی خاصی داشته باشند بیش از همه در زد و بند و خلق موقعیت‌های رانت‌آفرینانه خاص برای خود و دور زدن سهامداران اصلی یعنی معلمان و کارگران است.

چنین افرادی بدون قرار گرفتن در متن مناسبات خاص و وصل شدن به باندهای شبکه‌ای سازمان‌یافته با کارکرد مافیایی و سرمایه اجتماعی منفی، توانایی خاصی ندارند.

تاکید بر این نکته از منظر رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال بنده  ضروری است: بحث بر سر حقوق مالکیت اجتماعی‌گرا نیست. اگر فردی، مانند بیل گیتس باشد و بر اثر نوآوری‌های خود به دستاوردهای مالی رسیده باشد، در چارچوب نظام مالیاتی پیشرفته تصاعدی، باید حرمت آن را حفظ کرد. این راه‌کاری است برای تبدیل مازاد یا ارزش اضافی خصوصی یا به تعبیر متداول‌تر، بخشی از سود خالص خصوصی، به مازاد اجتماعی یا درآمد مالیاتی موردنیاز  برای تامین مالی پروژه‌های اجتماعی و در تحلیل نهایی تعدیل طبقاتی جامعه.

اختلاس در بانک سرمایه و صندوق ذخیره فرهنگیان

افرادی مانند هدایتی، اگر نوآوری داشته باشند نه در راه‌اندازی کسب و کارهایی با اتکا به نبوغ خود، که با اتکا به قرار گرفتن در مناسبات خاص است. مناسباتی که کارکردش تشدید سرمایه اجتماعی منفی است. بعنی، تسهیل شرایط برای شکل‌گیری فعالیت جمعی یا باندی در جهت تامین منافع اعضای درگیر در این باندها به بهای تحمیل هزینه‌های سنگین بر جامعه.

 ای‌کاش کارآفرینی چون محمد یونس بنگلادشی (موسس گرامین بانک (بانک روستا)ی بنگلادش) پیدا بشود و با استفاده از امکانات صندوقی چون صندوق ذخیره فرهنگیان، معلمان را در قالب پروژه‌ی مشارکتی و اجتماعی، درگیر کسب ‌و کارهای سودآور مرتبط با امور آموزشی و فرهنگی و غیره بکند و از این‌طریق به ارتقای شرایط معیشتی سخت آنان کمکی کند و نام خود را نیز به عنوان کارآفرینی نمونه ثبت کند.اما، وقتی سرمایه اجتماعی منفی شکل بگیرد و در گذر زمان تقویت بشود، حتی در صورت وجود کارآفرینانی چون محمد یونس، به آنان مجال اجرایی کردن پروژه مشارکتی داده نمی‌شود. زیرا منافعی که از قبل زد و بند با افرادی چون هدایتی عاید اعضای درگیر در شبکه‌ی مافیایی می‌شود، از دست می‌رود.  

مساله‌ی، هدایتی و نظایر او، مساله‌ای شخصی نیست. مساله‌ی اجتماعی است. آنان زائیده نظام اجتماعی هستند که تولید و بازتولید سرمایه اجتماعی منفی را بنابر دینامیسم درونی‌اش موجب می‌شود.

دیروز رفیق‌دوست و خداداد و جزایری و زنجانی، امروز  هدایتی و فردا چهره‌های دیگر. داستان همچنان ادامه دارد.

داستان ظهور طبقه‌ی نوینی از بوروکرات‌ها و سیاست‌مداران و نظامیان و ورزشکاران ثروت‌مند در سویی و معلمان و کارگرانی که باید با سیلی صورت‌شان را سرخ نگه ‌دارند؛ چون حاضر به زیرپاگذاشتن اصول زندگی شرافتمندانه نیستند.

اختلاس در بانک سرمایه و صندوق ذخیره فرهنگیان

شبکه جامعه شناسی علامه

منتشرشده در یادداشت

نقد و اصلاح سیستم  " کنترل سیستم " آخرین اصل از اصول هفتگانه ی علم مدیریت است، گاه زیر نام بازخورد بار دیگر اشکالات آن سیستم برای اصلاح به چرخه ی زندگی سیستم بازمی گردد، و آن را زنده وپویا نگه می دارد.

فرد منتقد حکم پزشک علوم انسانی را دارد که بیماری های یک سیستم را شناسایی کرده، گاه داروی لازم را برای برطرف کردن بیماری ارائه می دهد، و گاه فقط بیماری را شناسایی می کند، بدون ارائه ی درمان که به اندازه ی خود ارزشمند است.

گاهی انتقاد برای یک سیستم، حکم یک آینه را برای فردی دارد که سر و صورت خود را اصلاح می کند، که اگر خودش را نبیند به اشکالات خود پی نخواهد برد.

سیستم های اجتماعی و سیاسی حکم درخت میوه را دارند که اگر هرس نشود ، رشد و باردهی آن دچار مشکل شده و رفته رفته آفت زده و خشکیدخواهدشد.

 انتقاد پیش شرط اصلاح است. اصلاح یعنی برطرف کردن موانع پیشرفت برای زنده ماندن و پویایی یک پدیده.

نقد و اصلاح سیستم

وقتی کسی از پدیده ای انتقاد می کند-خواسته یا ناخواسته- نشانه ی اهمیتی است که برای زنده ماندن و پویایی آن پدیده قائل است. نشانه ی توجه او به آن پدیده است.

سیستم ها باید از افراد خواهش کنند که از آنها انتقاد کنند، و خود را دانسته در معرض نقد بگذارند. امروزه نقد یک حرفه است، که امید است درآینده به عنوان یک رشته ی تحصیلی در دانشگاهها و مدارس تدریس شود، نقد هوش بالا می خواهد و افراد منتقد بی گمان دارای هوش بالایی هستند . ذهن منتقد ، نیاز به پرورش و آموزش و تجربه و دانش  دارد.

نقد اساسا دو دسته است.
یکی نقد از درون
دیگری نقد از بیرون .

نقد از درون توسط افراد خود یک پدیده انجام می شود و نقد از بیرون توسط افرادی که از بیرون بر روند زیست یک پدیده می نگرند ، انجام می شود. 

نقد از نگاه شیوه ی بیان، گاهی تند است و گاه ملایم، بیان تند یا بیان ملایم یک نقد را باید از کیفیت نقد جدا کرد . دست اندرکاران یک پدیده نباید نگران شیوه ی بیان نقد باشند، بلکه به نکات مهم نقد توجه کرده و مشکلات سیستم را اصلاح کنند.

کسی که در میدان فعالیت باشد ، نقدی که می کند نیز قابل توجه است ، زیرا نقد وی ممکن است آگانه، با توجه به ظرفیت ها و امکانات آن پدیده باشد که در راستای پیشبرد سیستم یاری کننده است‌.

اگر کسی عملا در میدان فعالیت یک پدیده نیست، نباید گفت حق انتقاد ندارد.
اگر پدیده ای باور داشته باشد که هرکس در میدان نیست انتقاد نکند ،آن سیستم دچار یک دور باطل شده و فقط نقد از درون یا نقد از خود را پسندیده است.

هیچ دلیلی مانع انتقاد از یک سیستم نمی شود.

رادیو معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

مدیرگروه جامعه‌شناسی دانشگاه علامه‌طباطبائی غیرانتقادی بودن مردم را نیز در به وجود آمدن چنین شرایطی مؤثر خواند و گفت: وقتی نظام رسانه‌ای و تعلیم و تربیت با الگوهای القایی فعالیت می‌کنند و افراد را انتقادپذیر تربیت نمی‌کنند، افراد نیز نسبت به کسانی که در موقعیت بالاتری قرار دارند، انفعال پیدا کرده و گمان می‌کنند فردی که در یک جنبه از تخصص و مهارت برخورداراست در سایر زمینه‌ها نیز دارای تبحر است، در صورتی که اگر فردی انتقادپذیر تربیت شده باشد، می‌تواند تشخیص دهد که توانمندی‌های افراد در چه شاخصه‌هایی است و آن را تسری به تمام ابعاد وجودی آنان ندهد. وقتی افراد با نگرش انتقادی تربیت نشده باشند، نگاه محدودتری پیدا می‌کنند و آسیب‌پذیر می‌شوند.

گروه اخبار/

افزایش حقوق بر اساس مسئولیت و جایگاه افراد

محمدجواد جمالی نوبندگانی عضو هیات رئیسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، با اشاره به حساسیت موضوع افزایش حقوق ها در سال 98، گفت: اینکه گفته می شود افزایش حقوق ها به شکاف طبقات منجر می شود درست است اما باید بدانیم که بحث حقوق مسئولیت ها و  تخصص ها مطرح است، به عبارتی مساوات با عدالت کاملا متفاوت است.

نماینده مردم فسا در مجلس دهم شورای اسلامی، ادامه داد: برای افزایش حقوق باید مدرک، جایگاه و مسئولیت را در نظر بگیریم، هر چه فرد مسئولیت بیشتر و جایگاه بالاتری دارد به صورت طبیعی تاثیرگذاری فرد نیز بیشتر است، بنابراین باید مراقب دو موضوع در افزایش حقوق ها باشیم.

وی اظهار داشت: در درجه نخست افزایش حقوق ها نباید به شکاف بیشتر طبقانی منجر شود و از سوی دیگر باید مراقب باشیم که افزایش حقوق برای نخبه و مسئول به گونه ای باشد که جوابگوی مسئولیت فرد باشد.

جمالی نوبندگانی افزود: این احتمال وجود دارد که با پرداخت حقوق کم به افرادی که مسئولیت بالاتری دارند به دلیل کاهش انگیزه در این افراد به سیستم مدیریتی آسیب وارد شود.
 وی در ادامه گفت‌وگو با خبرگزاری خانه ملت، با بیان اینکه نمی توان حقوق یک مهندس را برابر با حقوق فردی در رتبه پایین تر در نظر گرفت، گفت: اگر حقوق افراد در رتبه ها و پست های مختلف به یکدیگر نزدیک باشد انگیزه افراد کاهش پیدا می کند از این لحاظ چنین اتفاقی را قابل قبول نمی دانم.

این نماینده مجلس با بیان اینکه تصمیم گیری در زمینه افزایش حقوق ها حساس و ظریف است، تاکید کرد: با تصمیم گیری برای افزایش حقوق ها افراد نباید احساس عدم عدالت کنند و انگیزه هایشان برای پیشرفت و انجام کارهای حساس و پر مسئولیت از بین برود.

عضو هیات رئیسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی  مجلس شورای اسلامی، پیشنهادی برای رفع این مشکل عنوان کرد و افزود: باید سازمان برنامه و بودجه طراحی رتبه بندی حقوق ها را تغییر دهد تا هم افراد متناسب با مدرک تحصیلی و مهارتشان ازحداقل معیشت برخوردار باشند و هم نخبگان، مسئولان و متخصصان امر احساس نکنند چه مسئول باشند چه نباشند، دریافتی نزدیک به دیگران را می گیرند.

پایان پیام/

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

هنگام تبلیغات کاندیداهای نمایندگی مجلس شعارها و حرف هایی که افراد می زنند قابل تامل و البته تاسف است .

انواع وعده ها و قول هایی که به مردم داده می شود بدون آن که در آینده در مورد آن ها پاسخ گو باشند .

البته با توجه به حافظه فرار و کوتاه مدت جامعه ما کسی هم به جد پس از انتخاب آن ها و ورود به مجلس پی گیری نمی کند .

درست مثل قضیه امضای « میثاق نامه معلمی » توسط تعدادی از افرادی که به واسطه اعتماد جامعه به مجلس راه پیدا کردند و ظاهرا جز " صدای معلم " فرد ، جریان و یا تشکلی پی گیر آنان نیست .

سال 1377 که مجمع عمومی سازمان معلمان ایران برای انتخاب نخستین دوره شورای مرکزی منتخب در مناطق تهران برگزار می شد انواع ائتلاف ها با شعارها و محورهای متعدد شکل گرفته بود .

حرف هایی زده می شد ، چیزهایی نوشته می شد که مشخص بود بدون مطالعه و یا مبانی کارشناسی و حتی عقلانی لازم است .

هدف فقط ورود به شورای مرکزی بود .

آن دوره دبیر کل سازمان معلمان ایران آقای حیدر زندیه بود که معاون هماهنگی و اجرایی مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران بود .

بسیاری از اعضای شورای مرکزی را نیز روسای مناطق و یا معاونین آن ها تشکیل می دادند و تعدادی هم " معلم " بودند .

احساس می کردم این همه رقابت شدید و تنگاتنگ برای ورود به شورای مرکزی آشنا شدن با این مدیران و پی ریزی " رانت " دوستی و رفاقت برای اموری مانند گرفتن پست مدیریت و... است .

در نخستین مجمع عمومی سازمان معلمان ایران که در دبیرستان البرز برگزار گردید از بیش از  100 نفر اعضای مجمع عمومی تقریبا همه کاندیدای ورود به شورای مرکزی بودند .

پس از تجمعات و تحصن هایی که در فاصله سال 1380 تا 1385 برگزار گردید تعداد اعضای فعال در مناطق به تدریج کاهش و حتی برخی از مناطق تعطیل شدند .

زمانی که به عنوان مسئول تشکیلات و برنامه ریزی این سازمان در یک منطقه حضور پیدا کرده بودم باید برای تشکیل شورای منطقه حداقل 15 نفر باید حضور پیدا می کردند اما به علت استقبال کم معلمان مجبور شدیم سرایدار مدرسه را نیز برای به حد نصاب رسیدن کاندیدای ورود به شورا کنیم !

تجارب نشان می دهند در انتخاباتی مانند مجلس ،  شوراهای شهر و روستا و... منتخبین پس از ورود زمانی که در برابر پرسش های مطالبه گرانه تعدادی از شهروندان قرار می گیرند انگار تازه " واقع گرا " شده و از محدودیت ها ، موانع و  تنگناها سخن می گویند .

فرضا از کمبود بودجه ، دخالت نهادهای موازی و... می نالند  و این که واقعا کاری از دست آن ها ساخته نیست .

گویا این افراد چنین مسائل و چالش هایی را قبل از تصاحب صندلی و جایگاه نمی دیدند .

اگر هم در آن موعد زمانی به آن ها بگویی که کاری از دست شما بر نمی آید ، ساختار متصلب است ، ظرفیت افراد برای پی گیری و مطالبه گری به اندازه کافی نیست و ... شروع به فلسفه بافی کرده و می گویند که موفقیت باید تدریجی باشد ، گام ها باید آهسته برداشته شوند و توجیهاتی از این دست ...

قائم مقام وزیر و سرپرست مرکز امور هماهنگی، ارتباطات و حوزه وزارتی آموزش و پرورش میزان مشارکت را تا 4 اسفند 65 هزار نفر اعلام کرده است .

از سوی دیگر امیرعلی نعمت اللهی گفته است  تمام کسانی که دارای کدپرسنلی آموزش‌ و پرورش و کد بازنشستگی هستند اعم از معلمان، بازنشستگان، کادر اداری ستادی، دانشجو معلمان و اساتید مجاز به شرکت در این انتخابات هستند.

با توجه به آمار واجدین شرایط برای رای دادن در خوش بینانه ترین حالت میزان مشارکت فرهنگیان حدود 5 درصد خواهد بود .

در 3 یادداشت پیشین در مورد دلایل  این انتخابات به تفصیل سخن گفته ام .

1-  "پس از تجربه ناموفق در انتخابات صندوق ذخیره فرهنگیان ؛ بطحایی برای کسب مقبولیت در میان معلمان باید صداقت نشان دهد "
انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش همان شیپور را از سرگشادش زدن است !

2-  " بهترین کاری که وزیر آموزش و پرورش می‌تواند برای احیای نقش معلم انجام دهد همان تعریف هویت حرفه‌ای مطابق سند تحول بنیادین از طریق سازوکار سازمان نظام معلمی باشد که سال‌ها پیش عامدانه و آگاهانه معلمان را از ایفای نقش محروم کردند "
انتخابات شورای‌ عالی آموزش و پرورش؛ کلید مشارکت معلمان نیست

3-  همه می خواهند در " قله " باشند اما کسی به " صعود " نمی اندیشد
مطالبه گری در آموزش از " مدرسه " آغاز می شود نه شورای عالی آموزش و پرورش !

اما آن چه می خواهم در این جا روی آن تاکید کنم تحلیل محتوایی شعارها و چیزهایی است که بعضا تحت عنوان " برنامه " توسط تعدادی از کاندیداها بیان شده است .

نگاهی به این مطالب نشان می دهد که گویا قرار است شورای عالی آموزش و پرورش به تنهایی حلال همه مشکلات و چالش های نظام آموزش و پرورش باشد و احتمالا تاکنون اعضای این شورا از چنین پتانسیل عظیمی اطلاعی نداشته اند .

فارغ از اشکالات نگارشی و املایی متعددی که در این مکتوبات توسط کاندیداها مشاهده می شود برخی از آن ها نشان از فقدان شناخت ماهیت و فرآیند " آموزش " توسط  برخی از آنان دارد .

مثلا کاندیدایی یکی از برنامه های خویش را " نقد تصمیمات وزیر توسط فرهنگیان " اعلام کرده است . در این جا باید به این واقعیت تلخ ناشی از فقر فرهنگی غالب در جامعه فرهنگیان کشور اقرار و اعتراف کنم که جست و جوی من برای پیدا کردن حداقل یک نفر از میان آن 2300 نفر کاندیدای شورای عالی آموزش و پرورش که حداقل برنامه خویش را تاسیس و یا استارت " سازمان نظام معلمی " اعلام کند بی نتیجه بود

آیا ماهیت شورای عالی آموزش و پرورش برای چنین موضوعی پیش بینی شده است و این که نقد وزیر آموزش و پرورش معمولا در " رسانه ها " بیان می شود ضمن آن که بنده تاکنون نقدی جدی توسط اکثریت این کاندیداها در رسانه ها به صورت مستمر  و یا حرفه ای مشاهده نکرده ام .

یکی دیگر از کاندیداها برنامه های خویش را " داشتن حزب قوی و تاثیرگذار با عنوان حزب فرهنگیان ایران " اعلام کرده است .

 

آیا این گونه امور در چارچوب وظایف شورای عالی آموزش و پرورش است ؟

دیگری گفته است :

" من اگر بنشینم ، تو اگر بنشینی ، چه کسی برخیزد ؛ من اگر برخیزم ، تو اگر برخیزی ، همه برمی خیزند "

این گونه تفکرات هر چند در حد شعارهای داغ و رای جمع کن طبقه بندی می شود اما  به نظر می رسد بر اساس همین روحیه و نگرش است که مسئولان تاکنون به تاسیس " سازمان نظام معلمی " روی خوش نشان نداده اند . احساس می کردم این همه رقابت شدید و تنگاتنگ برای ورود به شورای مرکزی آشنا شدن با این مدیران و پی ریزی " رانت " دوستی و رفاقت برای اموری مانند گرفتن پست مدیریت و... است

بسیاری از کاندیداها روی یک فاکتور تقریبا توافق داشته اند :

ارتقای منزلت اجتماعی و حرفه ای و البته معیشتی .

اما راهکار عملیاتی برای این مفهوم کلی چیست ؟

چگونه باید هویت حرفه ای برای معلمان را تعریف و تببین کرد ؟

مکتوبات اکثریت این عزیزان بیشتر در حد بیان روزمه ، تربیون آزاد و بیان آرزوها بوده است تا ارائه برنامه .

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

و در این جا باید به این واقعیت تلخ ناشی از فقر فرهنگی غالب در جامعه فرهنگیان کشور اقرار و اعتراف کنم که جست و جوی من برای پیدا کردن حداقل یک نفر از میان آن 2300 نفر کاندیدای شورای عالی آموزش و پرورش که حداقل برنامه خویش را تاسیس و یا استارت " سازمان نظام معلمی " اعلام کند بی نتیجه بود .

در وزارت کوتاه مدت دانش آشتیانی افتخار آن را پیدا کردم تا عضو کارگروهی حدودا 30 نفره برای بررسی طرح تشکیل سازمان نظام معلمی باشم .

این اعضا عبارت بودند از :

 (1 - فریدون واسعی - مدیرکل دفتر حقوقی و حمایت قضایی کارکنان ؛ 2- اسفندیار چهاربند (آقای سعیدی)- رئیس مرکز برنامه ریزی منابع انسانی و فناوری اطلاعات ؛ 3- حسین فرزانه (هاشم مسعودی) - معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی ؛ 4- مرضیه گرد- معاون سازمان مدارس غیردولتی و مشارکت های مردمی و خانواده ؛ 5- آقای دکتر عظمتی(آقای پورکمالی)- رئیس دانشگاه تربیت دبیرشهید رجایی ؛ 6- دکتر مهرمحمدی - سرپرست دانشگاه فرهنگیان ؛7- آقای مهندس اسماعیلی - مدیر هنرستان ماندگارصنعتی تهران ؛ 8 - خانم دکتر رضایی- نماینده پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش ؛ 9 - علیرضا هاشمی سنجانی - سازمان معلمان ایران ؛ 10-عادل عبدی - مشاور وزیر در امور تشکل ها ؛ 11- آقای رفیعی - مسئول پیگیری دفتر وزیر ؛ 12 - مجتبی زینی وند - مدیرکل دفتر وزارتی ؛13- آقای دکتر شامانی- صاحب نظر (رشته حقوق) ؛ 14- آقای مهندس قربان خانی- ریاست سازمان نظام مهندسی استان تهران ؛ 15- آقای دکتر آدابی- (آقای محمد شریفی مقدم (قائم مقام سازمان)- ریاست سازمان نظام پرستاری ؛ 16- آقای دکتر علیرضا زالی - آقای دکتر علی اصغر پیوندی (آقای سجادی مدیرکل حوزه ریاست) ریاست سازمان نظام پزشکی کل کشور ؛ ریاست سازمان نظام پزشکی تهران بزرگ ؛ 17- آقای موسوی(سید حسن الحسینی) - دبیرانجمن اسلامی معلمان ؛ 18- آقای دکتر عباسپور- مدیرامور شوراهای وزارت آموزش و پرورش ؛ 19-  فرج کمیجانی- دبیرکل مجمع فرهنگیان ایران اسلامی ؛ 20- علی محمد مصلحی - انجمن اسلامی معلمان ؛ 21- آقای یزدان پناه مدیر کل آموزش و پرورش عشایر ؛ 22- مهناز احمدی - مدیر کل دفتر امور زنان ؛ 23- علیرضا جدایی - رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی ؛ 24- آقای مددی - مشاور وزیر ؛ 25- آقای علی شکوهی - تحلیل گر ؛ 26- آقای سلیمی جهرمی  - مشاور وزیر (مرکز نیروی انسانی) ؛ 27- علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم ؛ 29- آقای مهدوی - مشاور عالی وزیر ؛ 30- عبدالرسول عمادی - رئیس مرکز سنجش ؛ 31- احسان اورنگیان - معاون مدیر بالندگی دانشگاه فرهنگیان

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

پس از صرف حدود 3 ماه و یک کار فشرده مطالعاتی برای تغییر این طرح سرانجام نهایی شد و برای اقدام در اختیار وزیر وقت قرار گرفت .

متاسفانه از آن زمان تاکنون هیچ گاه این موضوع به صورت جدی مطالبه فرهنگیان نبوده است و علی رغم آن که یکی از موارد سه گانه مندرج در میثاق نامه معلمی بوده اما هیچ تشکلی از آن 9 تشکل حتی اشاره ای هم بدان نکرده است . انفعال این 3 نفر در کنار ضعف مفرط بطحایی به عنوان وزیر آموزش و پرورش که حتی نتوانسته است در تبدیل فرهنگ امنیتی به امنیت فرهنگی نمره ای کسب کند شرایط را به این جا رسانده است که پشتوانه منتخبان آینده شورای عالی آموزش و پرورش کم تر از 5 درصد جامعه فرهنگیان کشور خواهد بود

تنها رسانه  ، فرد و  جریانی که مدافع تشکیل سازمان نظام معلمی بوده است فقط و فقط صدای معلم بوده است . تا جایی که اطلاع دارم به جز من از آن کارگروه کسی پی گیر اجرای مصوبات آن کارگروه  نبوده است .

حداقل نمایندگی از مجمع فرهنگیان ایران اسلامی و سازمان معلمان ایران که در کارگروه بررسی تشکیل سازمان نظام معلمی بوده اند موضع شان تاکنون فقط " سکوت " بوده است .

این تشکل ها به همراه سایرین در برابر عدم اجرای میثاق نامه معلمی توسط نمایندگان منتخب مجلس هم سکوت کرده اند .

آیا منطقی و عقلانی است با توجه به عملکرد و کارنامه این افراد و تشکل ها دوباره فرهنگیان به لیست مورد نظر آنان اعتماد کنند ؟

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

شاید اگر آن 3 نفر منتخب صندوق ذخیره فرهنگیان مطالبه گر واقعی بودند و در یک ساله گذشته  این قدر  منفعلانه و یا منفعت طلبانه با مسائل برخورد نمی کردند می شد برای تشویق فرهنگیان برای شرکت در این انتخابات مفری جست .

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

اما انفعال این 3 نفر در کنار ضعف مفرط بطحایی به عنوان وزیر آموزش و پرورش که حتی نتوانسته است در تبدیل فرهنگ امنیتی به امنیت فرهنگی نمره ای کسب کند شرایط را به این جا رسانده است که پشتوانه منتخبان آینده شورای عالی آموزش و پرورش کم تر از 5 درصد جامعه فرهنگیان کشور خواهد بود .

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

بهترین کاری که در حال حاضر می شود انجام داد توصیه 3 نفر منتخبان صندوق ذخیره فرهنگیان به استعفا حداقل برای بارگزاری اندکی سرمایه اجتماعی در جامعه ناامید و سرخورده ما خواهد بود .

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

نقد برنامه های کاندیدها برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

شعر معلمی و مدرسه عشق

ما عارف خویشیم و نمایشگر رازیم
در دام جهان بسته آن ناز و نیازیم

دل باخته مست ازل خادم مهریم
در عشوه معشوقه دل راز ببازیم

همراه علومیم و فُضیل خط راهیم
در گردنه عشق کرامات بسازیم

وابسته هجریم که در فکر وصالیم
قانون عمل در خط محراب نبازیم

با خلق بسازیم و زمان را بنگاریم
در پهنه این دشت به میزان بنازیم

از مدرسه عشق بگیریم علومی
با دید خدا رسته آن راه درازیم

از غیر بریدیم دل و در خط رازیم
همراه ولی مست ز جان سوی نمازیم


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ در نشست رسانه ای که « حسین خنیفر » رئیس دانشگاه فرهنگیان با خبرنگاران برگزار کرد صدای معلم نامه ای را برای گفت و گوی اختصاصی تسلیم ایشان نمود .

در این گزارش آمده بود :"

در پایان این نشست ؛ صدای معلم نامه ی رسمی در مورد برگزاری نشست اختصاصی را تسلیم رئیس دانشگاه فرهنگیان کرد که همان جا برای پی گیری تحویل آقای رحیمی رئیس روابط عمومی گردید .

« صدای معلم » به خنیفر گفت که امیدوار است این نامه دعوت به سرنوشت نامه به آقای بطحایی در مورد برگزاری نشست اختصاصی دچار نشود که بیش از یک سال است بدون پاسخ مانده است .

با پی گیری روابط عمومی و در کم تر از 24 ساعت زمان برگزاری این گفت و گو قطعی گردید .

« صدای معلم » لازم می داند از سرعت عمل روابط عمومی و پاسخ گویی رئیس دانشگاه فرهنگیان به یک رسانه معلمی تشکر و قدردانی نماید .

بخش سوم این گفت و گو را می خوانیم.

منتشرشده در گفت و شنود

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور