گروه اخبار/
گزارش پانزدهمین نشست گروپ «انشا و نویسندگی» انجمن مطالعات برنامهٔ درسی.
مکان: خانهٔ اندیشمندان زمان: یکشنبه، ۱۲اسفند۱۳۹۷

پس از خیرمقدمِ آقای حسین حسینینژاد، مدیرمسئول ماهنامهٔ «انشا و نویسندگی»، آقایان دکتر نعمتالله فاضلی، انسانشناس، و نویسنده و دانشیارِ «پژوهشگاه علوم انسانی» و نیز دکتر یحیی قائدی، پژوهشگر فلسفه برای کودکان و دانشیارِ گروه فلسفهٔ تعلیم و تربیت «دانشگاه خوارزمی»، سخنرانی کردند.
دکتر نعمتالله فاضلی در سخنرانی خود با عنوان «چرا و چگونه انشا در ایران سرکوب میشود»، از دلایل کوتاهی که این سرکوب را تأیید میکند گفت و انشا را بهمثابهٔ واحدی سازمانی در نظام آموزشی تعریف کرد.
وی این سؤال را مطرح کرد که آیا در زنگ انشا، واقعاً انشا را آموزش میدهند و با معانی کنشی به نام نوشتن، آشنا میشویم یا خیر.
دکتر فاضلی اولین علت سرکوب را تلقیکردن انشا بهعنوان درس برشمرد و اضافه کرد که انشا باید آزادانه و بر اساس تجربهٔ زیستهای باشد که به کمک این کنش، خودمان را خلق کنیم. او فلسفهٔ وجودیِ انشا را نوعی تلاش برای نوشتن بهمعنای اصیل و در نظر گرفتن آن برای دستیابی به اصیلترین وجه روایتگری و استدلال خود دانست. نشانویسی استدلالکردن را آموزش میدهد و استاد دانشگاهی را که انشانویسی بلد نیست، بیسوادی برشمرد که فقط تخصص دارد و مهارت و تکنیک بلد است
وی انشا را بهعنوان روایت فردیت و شکل مکتوب خود ما بیان کرد و افزود: «بهاعتقاد من، در نظام آموزشی ما باور به خودشکوفایی وجود ندارد و ما بهنوعی ریاکاری آموزشی مبتلا شدهایم.»
دکتر فاضلی در ادامه اذعان داشت: «در سال، نود هزار کتاب در ایران چاپ میشود که هفتاد درصد آن محصولات «گاج» و «قلمچی» است و من اینها را کتاب و اساساً نوشتن نمیدانم و هیچ عبارت دیگری جز «آتوآشغال» را شایستهٔ آن نمیدانم؛ چرا که اینها را تجارت و سرمایهداری و بازار به ما تحمیل کرده است.
وی در ادامه مقالات علمی و پژوهشی را تولیدشده دانست و گفت: «علم در ایران تولید میشود؛ آفریده نمیشود!»

دکتر فاضلی در ادامهٔ سخنان خود این نکته را یادآور شد که ما بیش از ایالات متحده و چین فضای آموزشی داریم و انتظار بهرهوری این است که عدهٔ کثیری بنویسند و با وجود این، انشا در ایران سرکوب میشود. «علم در ایران تولید میشود؛ آفریده نمیشود!»
وی از به رسمیت شناخته نشدن فردیت و حق ابراز خود در نظام آموزشی گفت و افزود که انشا باید از حداقل آزادی و مشروعیت برخوردار باشد. او گفت در ایران، بچهها تمرین انشانویسی نمیکنند، بلکه تمرین رونویسی و تقلید از ایدئولوژی و روایتهای از پیش آماده شده که قرار است آنها را حفظ و تمرین کنند القا میشود.
وی از دلایل دیگر سرکوب انشا را کنش خلاقانه دانست که فاقد جایگاه در زندگی آموزشی و اجتماعی و شغلی است؛ به این معنا که اگر ما روایتی خلق کنیم و در آن خودمان باشیم و استانداردهای بیرونی را زیر پا بگذاریم، آن را از ما نمیپذیرند! انشا قرار است فضا و مجال آزادی باشد که از استانداردهای رایج عبور کند.
فاضلی در ادامه گفت: «انشا را باید خودت بنویسی، انتخاب و بیان کنی و از خودت و تجربهٔ زیسته و ارزش وجودت، تنهاییها، غم و غصهها، رؤیاها و آرزوهایت بگویی و دیده شوی، و این لزوماً مطابق استانداردهای بیرونی نیست؛ چراکه عواملی نظیر پدر، مادر، رسانه و مدرسه، مراقبانی هستند که انشا ننویسی و استدلال نکنی و خودت نباشی و همهٔ اینها را از عوامل بیمیلی به نوشتن در بزرگسالی برشمرد.

دکتر فاضلی در ادامه، از پایینآمدن کاربرد سواد در ایران گفت که با وجود مدارک عالیِ تحصیلی، نزدیک به صفر است. «در سال، نود هزار کتاب در ایران چاپ میشود که هفتاد درصد آن محصولات «گاج» و «قلمچی» است و من اینها را کتاب و اساساً نوشتن نمیدانم و هیچ عبارت دیگری جز «آتوآشغال» را شایستهٔ آن نمیدانم؛ چرا که اینها را تجارت و سرمایهداری و بازار به ما تحمیل کرده است
او گفت: سوادداشتن بهمعنای خواندن و نوشتن است و امروزه کمتر کسی انشا و تمایل به خواندن و نوشتن را تجربه کرده است.
وی در ادامه بهطور مختصر، مکتبخانه و مدارس و تحصیلات امروزی را باهم مقایسه کرد و از دلایل دیگر سرکوبی انشا گفت: «ما فکر میکنیم انشا تکنیک و فن است که به بچهها آموزش میدهیم؛ چون فکر میکنیم امری شناختی است.»
فاضلی از انشا را نوعی سواد دانست و گفت که انشانویسی استدلالکردن را آموزش میدهد و استاد دانشگاهی را که انشانویسی بلد نیست، بیسوادی برشمرد که فقط تخصص دارد و مهارت و تکنیک بلد است.
او در پایان، سرکوب را مجموعهای از فعالیتهای اجتماعی مانندِ خواندن، نوشتن، اندیشیدن و خوداِبرازی و خودتحققبخشی از راه سواد دانست و خاطرنشان کرد که تولید متن صورت میگیرد؛ اما آفریدن رؤیایی است که هنوز به آن نرسیدهایم. «جامعهای که نمینویسد، اسیر است!» چون راحت میشود اوهام و خرافه تحویلش داد و ادارهاش کرد
پس از سخنرانی دکتر فاضلی، آقای حسینینژاد ضمن تشکر از ایشان و حضور گرم حاضران، گفتند: «حالا که بر قلهٔ صد ایستادهایم و کار را سهل میبینیم، بهعلت سختیهای بسیاری است که پشت سر گذاشتهایم.»
سپس دکتر قائدی، در ابتدا از خاطرات خود با ماهنامهٔ انشا و نویسندگی گفت و افزود که دوستداشتنیترین نوشتههایش در این مجله چاپ شده است.
وی نوشتهٔ خوب را نوشتهای دانست که نویسندهاش جرئت کند و دوباره آن را بخواند و عصارهٔ خود را بر آن چکانده باشد و اظهار کرد که متون چاپشدهٔ خودش در ماهنامه را بارها خوانده است.

دکتر قائدی بحث خود را با سؤال از حضار، با عنوان «انسان چه اسارتهایی دارد که نوشتن میتواند او را از آنها آزاد کند» آغاز کرد و پاسخ حاضران در نشست بهطور مختصر، چنین بود: «اسیر قضاوتها، احساسات، خودسانسوری، خواستههای خود و مجموعهای از فرهنگها و تابوها» او در ادامه، سخنرانی خود را با عنوان «نوشتن، رهایی از اسارت» آغاز کرد و گفت: «انسانی که نمینویسد، اسیر است!» اسیر گفتار و کتابهای دیگران، اسیر فرهنگ و خیالات و هر آنچه دیگران مینویسند و کسی که نمینویسد را بردهٔ کلمات و جملات دیگران دانست.
قائدی گفت: «جامعهای که نمینویسد، اسیر است!» چون راحت میشود اوهام و خرافه تحویلش داد و ادارهاش کرد. ربط نوشتن و اسارت این است که میشود اسیر چیزهای خوب، مثل کتاب شد.وی جامعهای را که قدرت نوشتن ندارد، گرفتار فرهنگ و عاطفه دانست و علت جذابیتِ فیلم و کتاب را متفاوتبودن با فضای اندیشه شرح داد.
دکتر قائدی در ادامه گفت: «هر نوشتنی ما را رها نمیکند و تنها نوشتههای تأملی ارزش دارند که هم گفتار درونی و هم بنیاد گفتوگو داشته باشند. مثال بارز آن را نوشتههای افلاطون که دیالکتیکی و دیالوگی است بیان کرد.سپس افزود: «نوشتهای که بخواهد ما را در وضع موجود نگه دارد، خرافه باشد یا خطابه 'سخنرانی' شود، نوشته نیست و ما را در بند میکند.»
قائدی در پایان از اهمیت نوشتهٔ خوب گفت که باید ما را وادار به کنش و موضعگیری کند، دیالکتیک باشد و به کسی بَر بخورد، نقادانه یا تفسیری باشد و نگاه ما را به جهان بازبتاباند.

در واپسین لحظات نشست، آقای حسینینژاد از برخی حضار خواستند تا صحبتهایشان را دربارهٔ شمارهٔ صد بیان کنند. آقای محقق، خانم برازنده، خانم حسینی، خانم بهزادی و آقای ملکیان بهترتیب دقایقی صحبت کردند.آقای ملکیان، آقای حسینینژاد را پدر انشا خطاب کرد و سپس بهعنوان حسنختام نشست، آقای حسینینژاد مطلبی از پیش آماده شده بهقلم خودشان را خواندند.
کانال انشا و نویسندگی
گروه دانش آموزی/
بند 8 از " مقررات انضباطی دانش آموزان " آیین نامه اجرایی مدارس در ارتباط با وظایف دانش آموزان می گوید :
" استفاده از لباس، کفش، جوراب ساده و مناسب و اصلاح موی سر متناسب با شئوون دانش آموزی برای پسران و رعایت حجاب مناسب برای دختران "
با این حال آیین نامه اجرایی مدارس نیز همچون بسیاری از قوانین و آیین نامه ها تسلیم تفسیر و بیشتر " سلیقه " مدیران و معاونین مدارس می شود و در این زمینه اخبار و گزارش هایی که بعضا از مدارس می رسدد نشانه " افراط " و یا " تفریط " در زمینه پوشش و ظاهر دانش آموزان است .
خبر زیر توسط جواد بابازاده برای صدای معلم ارسال گردیده است .
آیین نامه اجرایی مدارس در فایل زیر قابل دسترسی است :

اشاره کن به تو چون شمع تا سحر سوزم.
میانِ شعله نهم استخوان ، بر افروزم .
درونِ شعله و آ تش ، اگر نسوزد چشم .
به بویِ پیرهنت یوسفی ، نظر دوزم .
کدام واژه توانَد بیان کنَد بی تو ؟
چگونه گریه گذارَد ؟ به شب رسد روزم.
از آ ن به سود ، ز سودا نظر ندارم چون .
غنیمت از تو به بازارِ دل ، غم اندوزم .
حدیثِ عشقِ مرا زان به هر کجا شنوَند .
ز مکتبی ، به تو اُستاد دانش آموزم .
ودود را شبِ این عید سر بزن بنواز .
قبایِ خُدعه ز تن کَنده ، حاجی فیروزم
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

نخستین تحصن و یا اعتصاب معلمان در برخی از شهرهای کشور یکشنبه و دوشنبه 22 و 23 مهر ماه سال جاری به دعوت شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران برگزار گردید .
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران پیش تر در اطلاعیه ای با عنوان اعتراض به گرانی و تورم و کاهش بی سابقه قدرت خرید فرهنگیان اعلام کرده بود :" سال هاست فرهنگیان بازنشسته و شاغل به خاطر پایین بودن حقوق و دستمزد در رنجند و نسبت به کاهش بودجه و سرانه ی ناچیز مدارس و از انداختن سنگینی بار آموزش برخلاف قانون اساسی به دوش مردم معترضند و برای نشان دادن این درد و رنج، مدام در حال کنشگری تعاملی و اعتراضی هستند.

در ادامه چنین آمده بود :" حال که گرانی و تورم افسارگسیخته شده و قدرت خرید معلمان چون اکثریت زحمتکشان جامعه بسیار پایین آمده، آموزش هزینه اش گزاف گشته، و مجلس و دولت نتوانسته اند برای سفره تقریبا تهی فرهنگیان بازنشسته و شاغل و بهبود وضعیت آموزش چاره ای بیندیشند، وقت آن رسیده است که ما نیز اعتراض خویش را نسبت به این اوضاع آشفته آموزش و پرورش نشان دهیم.این را نیز همگان لمس کرده اند که وزارت آموزش و پرورش به عنوان متولی و مسوول این مجموعه بزرگ چند میلیونی، هیچ برنامه و ایده ای عملی جهت بهسازی و اصلاح ساختار نظام آموزشی ندارد و به جای توجه به کیفیت آموزشی و معیشت معلمان هر روز بیشتر از قبل به سمت پولی سازی آموزش و فقیرسازی معلمان گام بر می دارد.قانون مدیریت خدمات کشوری بیش از ده سال است اجرا نمی گردد.

رتبه بندی سه سال است که هر ماه به ماه بعد حواله داده می شود. صندوق ذخیره فرهنگیان به تاراج رفته است و از سهم هر عضو طبق آمار کمیته تحقیق صندوق، حدود 18 میلیون تومن دزدیده اند.نرخ تورم و حقوق فرهنگیان هیچ همخوانی باهم ندارند و عملا اکثریت معلمان زیر خط فقر هستند و مدارس دولتی بی کیفیت گشته اند و با پول مردم اداره می شوند.
این شورا در پایان چنین آورده بود :" دغدغه های ما معلمان، یک زندگی شرافتمندانه برای همه و برخورداری کودکان از آموزش با کیفیت، رایگان و عادلانه است. "

هم زمان با این اعتراضات ؛ محمد مهدی زاهدی عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی درباره انتشار برخی از اخبار در خصوص اعتصاب و تحصن تعدادی از معلمان در شهرهای کشور گفته بود : من بیاطلاع هستم.
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا کمیسیون آموزش و تحقیقات اسلامی دیدار و یا نشستی با معلمان معترض داشته است یا خیر گفت: ما همیشه در بین معلمان حضور داریم. ( این جا )

همچنین حسین نقوی حسینی، نماینده ورامین در مجلس با تائید «خالی بودن سبد معلمان»، گفته است که «باید از مطالبات صنفی معلمها دفاع کنیم و اجازه ندهیم ضد انقلابها تریبون معلمان باشند.»
برخی از نمایندگان مجلس مانند فاطمه سعیدی و فریده اولاد قباد نیز به اظهار نظر در این مورد پرداختند .
« سیدمحمد بطحایی » 24 مهر ماه در در حاشیه افتتاح مدرسه هفت کلاسه روستای حصار قاضی ورامین در جمع خبرنگاران بدون اشاره به جریان اعتراضی معلمان گفت : " حقوق و دریافتی معلمان مشکل مزمنی است که از گذشته وجود داشته به گونه ای که وضعیت معیشتی معلمان در سطحی نیست که بتوانند به صورت کامل همه فکر و ذکر خود را برای تعلیم و تربیت صرف کنند.
شرایط اقتصادی معلمان به نحوی است که حقوق آن ها کفاف زندگی معمولی آن ها را نمی دهد و آنان مجبورند تا برای امورات زندگی ،شغل دوم و سوم اختیار کنند و یقینا به عنوان یک معلم نمی توانند همه انرژی و فکر خود را برای کار خود بگذارند...

"« حمیدرضا حاجی بابایی » که رئیس فراکسیون تقریبا 100 نفره فرهنگیان در مجلس دهم است همانند گذشته سکوت کرد .
یک سایت اصول گرا در تحلیلی نوشت : تجمع و تحصن معلمان سفارشی و دستوری بوده است .
«تدریس زبان مادری در مناطق دو زبانه بر اساس اصل ۱۵ قانون اساسی»، «حضور مددکار اجتماعی و مربی بهداشت در راستای کاهش آسیبهای اجتماعی ازجمله خشونت در مدارس»، اختصاص «بودجه عادلانه برای گسترش و تأمین فضاهای آموزشی استاندارد و ایمن»، برچیده شدن «مدارس غیر استاندارد و کپری» از دیگر خواستههای معترضان بوده است.
«مخالفت با خصوصیسازی، کاهش تراکم دانشآموزان در کلاسها، توجه به وضعیت روانی معلمان، اختصاص بودجه عادلانه برای تحقق یک بیمه درمانی و تکمیلی کارآمد و جامع» هم از سوی معلمان متحصن طرح شده است.
« صدای معلم « در نخستین گزارش خویش نوشت که انتشار عکس های معلمان متحصن در شبکه های اجتماعی تاکنون سابقه نداشته است .

دومین تحصن فرهنگیان در سراسر کشور در روزهای 22 و 23 آبان ماه به دعوت « شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران » برگزار گردید .این دعوت در مخالفت با طرح " معلم تمام وقت " صورت گرفت .
« شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران » در بیانیه ای از طرح " معلم تمام وقت " انتقاد کرده و نوشت : " همان طور که همگان می دانند نظام آموزشی ایران با بحران ها و معضلات جدی روبه رو است و مسئولان در قوای سه گانه اراده و تمایلی به حل مشکلات ندارند و گرنه در قبال خواسته های معلمان خود را به ندیدن و نشنیدن نمی زدند.
بارها دیدار و گفت و گو، نامه نگاری و طومارنویسی، تجمع و اینک تحصن، اما دریغ از یک واکنش مثبت از سوی دولتیان و مجلس نشینان!
دولتیان نه تنها به مطالبات بی توجه هستند بلکه فراتر از آن در حال اجرایی نمودن طرح ضد آموزشی و ضد معلمی موسوم به طرح معلم تمام وقت هستند طرحی که قرار است بیشتر از گذشته معلمان را با دستمزد و حقوق پایین استثمار نماید .
این شورای صنفی به 4 مورد اشاره کرده و نوشت :
" ۱. تامین و تضمین بودجه عادلانه برای اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری و رفع تبعیض علیه فرهنگیان شاغل و بازنشسته و اجرای اصل ۳۰ قانون اساسی،آموزش رایگان۲. اجرای فاز دوم رتبه بندی۳. توقف طرح معلم تمام وقت۴. توقف روند پرونده سازی و سرکوب معلمان و آزادی معلمان دربند.

هنوز مسئولان وزارت آموزش و پرورش در مورد این حرکت معلمان به طور مشخص اظهار نظری نکرده اند .
یک روز قبل از برگزاری تحصن معلمان ، « مجمع فرهنگیان ایران اسلامی » بدون اشاره به طرح " معلم تمام وقت " در بیانیه ای نوشت :" همان طور كه مستحضريد با توجه به شرایط امروزکه بعد از اعمال تحریم های ظالمانه و یک جانبه آمریکا علیه کشورمان به وجودآمده است، دریک موقعیت حساس قرارگرفته ایم به طوری که تمامی دشمنان منطقه ای و جهانی جمهوری اسلامی ایران در صددند تا مسئله امنیت داخلی را با چالش مواجه نمایند.دشمنان ملت ايران در برنامه ریزی های قبلی خود انتظار داشتند که باسوءاستفاده از مشکلات وکاستی های قبل از اعمال دور دوم تحریم ها ، ناآرامی های مردمی را شاهد باشند اما با هوشمندی و درایت مردم ، مسئولين خصوصا مقام معظم رهبري تلاش های ساختارشکنانه انان ناکام ماند به طوری که تحریم های ثانویه امریکا هم اجرایی شد امادشمنان ايران اسلامي به لطف الهي به اهداف خود نرسیدند .

در ادامه چنین آمده بود : مجمع فرهنگيان ايران اسلامي دراین برهه حساس ضمن احترام به خواسته های به حق این قشر شریف و فرهیخته از دولت و مجلس انتظار دارد تا برای رفع تبعیض ها و کمبودهاي اين قشر زحمت كش و موثر اقدام اساسي بنمایند. از فرهنگیان عزیز در سراسر کشورمان درخواست داریم به دلیل حساسیت شرایط موجود و احتمال بهره برداری جریانات و رسانه های معاند نظام از هرگونه اقدام اعتراضی که زمینه سوء استفاده دشمنان را فراهم آورد خودداری نمایند و با حضور شاداب خود در كلاس هاي درس و با ارتقائ هر چه بيشتر جایگاه ویژه خود نزد تمامی اقشار و جامعه بتوانيم مطالبات و خواسته های به حق فرهنگیان عزيز را از مسیرهای قانونی پیگیری نماييم.

امید است تمامی اقشار و گروه های جامعه به ویژه ما فرهنگیان با درک شرایط حساس کنونی بتوانيم همانند گذشته در جهت وحدت و تقویت انسجام ملی حرکت نموده و اقدامات و برنامه ریزی های دشمنان کشور را ناکام بگذاريم. "
با این حال « علی اکبر محسنی نسب » مدیر آموزش و پرورش منطقه 9 تهران در هنرستان شهید باهنر و به دعوت معلمان این مدرسه حضور یافته و به پرسش های همکاران پاسخ داد .
در جریان اعتراضات صنفی معلمان در آبان ماه سال جاری تعدادی از فعالان صنفی معلمان دستگیر شدند .
برای برخی از معلمان شرکت کننده در این اعتراضات پرونده هایی در هیات های تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش به سیاق دولت های نهم و دهم تشکیل گردید .
« صدای معلم » در گزارشی با عنوان :" فصل الخطاب قانون است "وزیر آموزش و پرورش پی گیر وضعیت معلمان بازداشتی باشد " نوشت :
بر اساس اخبار و گزارش ها در پی اعتصاب اخیر معلمان در مدارس که در روزهای 22 و 23 آبان ماه برگزار شد تعدادی از همکاران بازداشت شده اند .

اسامی این 12 معلم به شرح زیر است :
محمدرضا رمضان زاده ، سعید حق پرست، علی فروتن، حمیدرضا رجایی، حسین رمضان پور ، پیروز نامی ، علی کروشات ، محمدعلی زحمتکش ، محمد کرد ، حسن جوهری ، اسکندر لطفی ، امید شاه محمدی ، فاطمه بهمنی و خانم واعظی .اگر چه در مورد شیوه های اعتراض و انتقاد برای پی گیری مطالبات و حقوق قانونی معلمان اختلاف نظر وجود دارد و صدای معلمدر این مورد مواضع خویش را پیش تر بیان کرده است ؛ اما این دلیلی برای نادیده گرفتن حقوق قانونی افراد و شهروندان نمی گردد .
« سیدمحمد بطحایی » بارها اعلام کرده است که حامی حقوق معلمان شاغل و بازنشسته است .
« صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش و نیز کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس انتظار دارد تا پی گیر وضعیت این معلمان بازداشتی و اجرای موازین قانونی در مورد آنان باشند .در حال حاضر اسماعیل عبدی ، محمود بهشتی لنگرودی و محمد حبیبی در زندان به سر می برند .

سومین تحصن معلمان باز به دعوت به دعوت شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران در روزهای 12 و 13 و 14 اسفندماه در برخی مدارس از شهرهای کشور برگزار گردید .
این شورا در توصیف این تحصن می نویسد :
" بنا بر اخبار منتشر شده و بررسی های تشکل ها و اعضای شورا، فراخوان تحصن با استقبال گسترده روبه رو شده است. جمعی از دانش آموزان و والدین از خواسته معلمان حمایت کردند و دانشجویان برای حمایت از معلمان در دانشگاه تجمع نمودند.
در مدارس اکثر استان ها زنان در صف اول تحصن بودند. تحصن در حالی با شکوه برگزار گردید که از روزهای قبل نیروهای امنیتی و حراستی ها با تهدید و ارعاب کوشیدند فعالان صنفی و اعضای شورای هماهنگی را منکوب نمایند. اما معلمان مصمم به ادامه راه خود هستند .

« سیدمحمد بطحایی » امروز سه شنبه 14 اسفند ماه در گفت و گو با ایسنا در مورد اعتراض معلمان گفت :" من نسبت به چالشهای ایجاد شده برای برخی از فرهنگیان مدارس حمایتی احساس مسئولیت کرده و بیتفاوت نیستم."
اما امیرعلی نعمتاللهی قائم مقام بطحایی در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، با اشاره به تحصن برخی معلمان و عدم حضور آنها در کلاسهای درس می گوید: در استفاده از امکانات و ظرفیتهای وزارت آموزش و پرورش برای همکاران فرهنگی و فرهیخته در سراسر کشور کوتاهی نکردهایم، البته در برابر خدمات، تلاشها و کرامت همکارانمان شرمنده هستیم، ولی همکاران فرهیخته ما هم بدانند که تمام خادمانشان در حوزه ستادی، استانی و کشوری وزارت آموزش و پرورش هر آنچه که امکانپذیر بوده را پیگیری کردند.
وی ادامه داد: همکاران ما در حوزه ستادی مضیقهها و توانمندیهای معلمان را میدانند، اما انتظار ما از همکاران این است که همه با هم با یک همدلی و همکاری کارها را جلو ببریم. در سال آینده بحث مهم طرح رتبهبندی معلمان را داریم که اجرایی خواهد شد. علاوه بر آن بر اساس قانون بودجه میتوان از ظرفیتهای دیگر برای بهبود وضعیت معیشتی اقدام کرد که ما برای همکارانمان حتما این کار را خواهیم کرد، البته این تحصن خیلیام گسترده نبوده و بسیار محدود است.

قائم مقام وزیر آموزش و پرورش در پاسخ به این سوال که اتفاقا گفته میشود، تحصنها سراسری است و محدود نیست، چرا آن را محدود قلمداد میکنید؟ گفت: خیر، این طور نیست واقعا تعداد محدود است و فقط در برخی از مدارس و آموزشگاهها در برخی از استانها تحصن بوده است.
نعمتاللهی در پاسخ به این سوال که بر فرض تعداد آنها محدود باشد، آیا خواستههای همین تعداد محدود را مورد اهمیت و توجه قرار میدهید؟ گفت: بله، این را قبول داریم. من صادقانه میگویم که این تحصنها در برخی از مدارس و برخی از استانها بوده و خیلی محدود است. اصلا نمیخواهم در این مورد شعاری صحبت کنم، زیرا ما آمار این تحصنها را داریم و مطمئن باشید که نگرانکننده نیست.
قائم مقام وزیر آموزش و پرورش ادامه داد: اگر وضعیت نگرانکننده بود، حداقل من به عنوان قائم مقام آموزش و پرورش نباید در اتاقم باشم. من شفاف میگویم که در برخی از استانها حتی یک مورد تحصن نداشتهایم، این طبق آماری است که من از ساعت 10 صبح دارم. البته مشخص هم نیست، عکسهایی که منتشر میشود، برای همان استان هست یا نه و شاید شیطنت برخی افراد باشد.

باید دید که آیا صدای اعتراض معلمان توسط مسئولان وزارت آموزش و پرورش شنیده خواهد شد و یا چون به قول قائم مقام وزیر آموزش و پرورش محدود بوده است جای نگرانی نیست و هیات های تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش با چراغ خاموش رویه خویش را همچون قبل در تهدید منتقدان و پر رنگ کردن فرهنگ امنیتی در وزارت سیدمحمد بطحایی ادامه خواهند داد .
پایان گزارش/
گروه گزارش/
« صدای معلم » در زمان سرپرستی « محمود مهرمحمدی » گفت و گوهایی را با ایشان انجام داد که به صورت مشروح منتشر گردید .
از آن جا که دکترین این رسانه گفت و گو و گسترش تفکر انتقادی است این روند در زمان ریاست « حسین خنیفر " رئیس جدید دانشگاه فرهنگیان ادامه پیدا کرد .
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ در نشست رسانه ای که « حسین خنیفر » رئیس دانشگاه فرهنگیان با خبرنگاران برگزار کرد صدای معلم نامه ای را برای گفت و گوی اختصاصی تسلیم ایشان نمود که بلافاصله و در کم تر از 24 ساعت این دعوت مورد قبول و پذیرش ریاست محترم این دانشگاه قرار گرفت .
این رسانه از مسئولیت شناسی و پاسخ گوئی آقای خنیفر و آقای رحیمی رئیس روابط عمومی دانشگاه فرهنگیان تشکر و قدردانی می کند .
« صدای معلم » از همه اساتید و دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان دعوت می کند با تعامل منطقی با این رسانه در جهت ارتقای وضعیت این دانشگاه تلاش و مطالبه گری موثر داشته باشند .
« صدای معلم » همچنین از رئیس دانشگاه تربیت دبیر شهیید رجایی برای گفت و گو دعوت به عمل می آورد .
بخش چهارم این گفت و گو را می خوانیم.

صدای معلم :
ماده بیست و شش اعلامیه جامعه حقوق بشر می گوید تعلیم و تربیت باید به توصیه شخصیت انسان و تقویت احترام حقوق بشر و آزادی های اساسی متوجه گردد و در ادامه اشاره می کند که موجب پیشرفت های فعالیت های ملل متحد در راه حفظ صلح شود. این در راستای سوال قبلی است که از دکتر شکوهی گفتیم که چهار مطلب از education در دنیا می گویند وجود دارد البته در سال 91 چاپ سی و یک آن بوده است .
شما در راه تحقق این ماده بیست و شش اعلامیه حقوق بشر چه برنامه هایی را داشتید و چه اقداماتی انجام دادید؟
خنیفر :
سوال کلی است. یک ماده از اعلامیه حقوق بشر است برای کل دنیا. اما به زعم بنده با توجه به دروسی که ما داریم و حداقل آن سی چهل واحد اضافه ای که داریم که به بچه ها می دهیم بحث بهترین نوع تربیت یا شخصیت در دانشگاه فرهنگیان داریم که دارد اتفاق می افتد. در بحث پیشرفت فعالیت ها و صلح ما در دنیا، ما ملت صلح دوستی هستیم. در تاریخ ایران حمله به کسی نبوده غیر از موارد خاصی از پادشاهان قدیم ما اصلا به کسی حمله نداریم ؛ این نشان می دهد نظام تعلیم و تربیت ما نظام صلح جویی است و این حرف را بروند به یک آمریکایی بزنند به کشورهایی که دستشان خونی است بزنند . ما که تربیت معلممان تربیت انسان گرایانه معنوی است و فکر نمی کنم کشوری به اندازه ما این ماده را تا الآن تادیه کرده باشد هم در جنگ این را نشان دادیم که بر ما تحمیل شد هم در فعالیت های دیگرمان. این ماده سند افتخار ماست که ما به این عمل کردیم. معلمین ما بهترین معلمان احترام گذارنده به این ماده اند.

صدای معلم :
سوال من این نیست که نظام ما یا نظام جهانی کدام صلح دوست هستند ، کدام صلح دوست نیستند و جنگ طلب هستند. می گویم اقدامات و برنامه های شما چه بوده است ؟ این که در نظام پادشاهان گذشته حمله به کشوری نکرده اند بحث من نیست. سند چشم انداز از فصل هفتم می گوید که هدف های کلان کسب موقعیت نخست تربیتی در منطقه و جهان اسلام و ارتقاء فزاینده جایگاه تعلیم و تربیت در ایران و در سطح جهانی. این سوال ارتباط مستقیم دارد با سند تحول . شما در این رابطه چه اقداماتی انجام دادید؟
خنیفر :
مگر ما تحت یوغ آنها داریم کار می کنیم. اسناد بین المللی دو دسته هستند. اسناد یا تکلیفی دستوری اند یا ارشادی ترغیبی. اینها ارشادی ترغیبی هستند. یعنی هر چه آنها دیکته کردند من باید آنها را انجام بدهم؟ من که دارم عملا انجام می دهم. یعنی ما موظفیم به اینها گزارش بدهیم؟
صدای معلم :
ما از ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر شروع کردیم اشاره تان را هم دادیم به راه کار یازده نُه سند تحول.
خنیفر :
آن اعلامیه مستقیم به رئیس دانشگاه ابلاغ نمی شود به وزیر علوم ابلاغ می شود. به رئیس جمهور ابلاغ می شود. به شورای عالی انقلاب فرهنگی ابلاغ می شود. من چنین وظیفه ای ندارم نه این که به شخص من. دانشگاه من به عنوان یک دانشگاهی که برایش در وزارت علوم و آموزش و پرورش و شورای عالی تصمیم می گیرند که این متن را بگذار. دانشگاهی که ماموریت گراست .
صدای معلم :
سند تحول را داریم می گوئیم.
خنیفر :
بله. شما اعلامیه را فرمودید.
صدای معلم :
ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح می کند به صلح و آزادی توجه بشود شما می فرمایید یک حرفی برای خودشان زده اند. این تکلیفی برای بنده نیست.
خنیفر :
من می گویم الزام آور اگر هم باشد ، نظام سلسله مراتب دارد باید ابلاغ بشود به نظام.
صدای معلم :
ما به نظام کاری نداریم. ما داریم با رئیس دانشگاه فرهنگیان صحبت می کنیم. شما فرمودید که ما اقدامی نکردیم. مهمترین دلیلش همین بحث خرید خدمات آموزشی است. اگر معلمی یک شغل حاکمیتی باشد دیگر بحث خرید خدماتی نباید وجود داشته باشد. چون حاکمیت که قابل خرید و فروش نیست
خنیفر :
خیر. نگفتم اقدامی نکردیم. ما اقداماتی کردیم اما ملزم نشدیم پاسخ بدهیم. اقداماتی که ما در زمینه بحث آزادی های سیاسی و آزادی های اساسی، حرمت انسان، صلح دوستی، نوع دوستی، متن نامه هایمان مملو از این است. آموزش هایمان مملو از این است.
صدای معلم :
فصل هفتم سند تحول را می خوانیم راه کار 9 / 11. رصد کردن تحولات نظام آموزش و پرورش و تربیت معلم و تحولات علمی در حوزه تربیتی در سطح منطقه ، جهان اسلام ، بین المللی و بومی سازی تجربیات و یافته های مفید آنان و بهره مندی آگاهانه در چهارچوب نظام معیار اسلامی. راه کار 6 / 6 و 5 / 11 ، 6 / 11 هم هست اگر لازم باشد می خوانیم. این بحثی که داریم می کنیم بحث اعلامیه جهانی حقوق بشر است و در سند تحول هم به آن اشاره شده است.
خنیفر :
محترم است . ولی گفته اند معیار اسلامی.
صدای معلم :
ما خلاف معیار اسلامی نگفتیم .
یعنی حقوق بشر با اسلام مخالف است؟!
خنیفر :
خیر . مانند آزادی های جنسی که ما آن را قبول نداریم.
صدای معلم :
با اعلامیه جهانی که مشکلی ندارند؟

خنیفر :
من منکر بعضی از مفاد قانونی بین المللی مفید نیستم. وقتی اسلام آمد پیامبر گفت ما همه چیز را نمی توانیم حذف کنیم خیلی چیزها را پیامبر صحه گذاشت. ما خاک پاک پیامبر هم نیستیم. اما بعضی از این قوانین الزام آور برای سیاست گذار است نه برای یک رئیس دانشگاه. اینها محترم است. من خدمت تان گفتم در متونمان ، در کلاسهایمان در نشست هایمان در جلسات و همایش هایمان معمولا این مسائل در ذهن دانشجو تزریق می شود. در ذهن دانشجو صلح طلبی، شخصیت متعادل، غیر متلاشی بودن اندیشه، تندروی نباشد ...اینها همه آموزش داده می شود. فضا خیلی عوض شده است.
صدای معلم :
ما وقتی اینجا آمدیم فکر خودمان نبودیم. دوستان و معلمان دیگر هستند که از آنها سوال کردیم که می خواهیم خدمت بزرگی برسیم اگر سوالی دارید مطرح کنید. ما هم این سوالات را به شما منتقل می کنیم.
ما تناقضی نمی بینیم. نه سند تحول با آن تناقض دارد نه اعلامیه حقوق بشر ماده بیست و شش آن. شما می گویید این برای من الزام آور نیست. این که الزام آور بوده البته بحث حاکمیت نیست بحث شما به عنوان یک مدیر می خواهیم بدانیم چقدر به این توجه کردید. مختارید که پاسخ بدهید ؟
خنیفر :
نظام آموزش و پرورش را ما از قدیم رصد کردیم . رصد کردن نظام آموزش و پروش و تربیت معلم و تحولات علمی. تحولات علمی در سی و یک کشور را مطالعه کردیم در مدت چهارده ماهه و من الآن گزارش سی و یک کشور را دارم. در سطح علمی جهان اسلام اولین دانشگاهی هستیم که به عضویت آیسسکو در آمدیم ، هنوز خیلی خبرش را پخش نکردیم. آیسسکو فقط دانشگاه فرهنگیان را قبول کرده است. خیلی از کشورها را هم قبول نکرده است. خیلی از دانشگاه های دولتی مان را هم رد کرده است. آیسسکو مستقل است از محمد – عبدالعزیز توئیجیری ما با هم دو سه ساعت گپ عربی زدیم .

صدای معلم :
شما گفتید رسانه ای نکردید آیا ما می توانیم این را رسانه ای کنیم؟
خنیفر :
بله. کپی هایش را می دهم تا رسانه ای کنید. این افتخار است. در زمان من از فرانسه از ژاپن به این دانشگاه نیامدند که آمدند. الآن دو گروه چهار نفره دارم به خارج می فرستم. از زمانی که این دانشگاه شکل گرفته یک اعزام به خارج نداشتند و فرصت مطالعاتی نداشتند.
ما جار نمی زنیم. من آدم بوقی نیستم ، من می گویم بدون سر و صدا کار بکنیم. شاید اشکال ما هم همین باشد.

صدای معلم :
در نشست اخیر فرمودید دانشگاه ما حاکمیتی است. از نظر شما دانشگاه حاکمیتی یعنی چه؟ لطفاً تبیین خود را از دانشگاه حاکمیتی و تفاوتش با دانشگاه غیرحاکمیتی بفرمایید؟ معیارهایش چیست و چه تفاوتی با معیارهای دانشگاههای دیگر دارد؟ هيأت علمى اش به چه كارى مشغولند؟ بازتوليد يا تربيت ؟
خنیفر :
دانشگاه های حاکمیتی دانشگاه هایی هستند که حاکمیت ماموریت گرایند. یعنی پاسخگوی نیاز ملی. دانشکده روان شناسی اگر بخواهند گروه نگیرند کسی به او نمی گوید بیا بگیر. با این که چند بار دانشگاه تهران مدیریت آموزشی دکترا نگرفت. به دانشگاه حاکمیتی وقتی می گویند ما این قدر معلم نیاز داریم شما باید این ظرفیت را بگیرید. بر اساس نیاز و بر اساس مانور و بر اساس انعطاف باید باشد جمعیت را کم کند یا زیاد کند. این را می گویند حاکمیتی نه این که حاکمیت روی آن اشراف دارد و نمی گذارد نفس بکشد. حاکمیتی یعنی این که تابع سیاست های موجود حاکمیتی ؛ تحرکات جمعیت دانش آموزی، معلمان، نیاز آموزش و پرورش و نه سیاست های خط و خط بازی. حاکمیتی یعنی این. ماموریت گرا است. ما نمی توانیم تخطی کنیم ، هوس کنیم امسال نگیریم. اصلا نمی توانیم. این تعریفی است که ما از آن فهمیدیم. یعنی پاسخگو. یعنی دانشگاهی هست که فردا بر اساس نیاز باید حرکت کند. اگر قرار توسعه باشد باید زود توسعه پیدا کنید. اگر بخواهید توسعه تکمیلی ایجاد کنید باید زود ایجاد کنید که نیاز جامعه را رفع بکنید نه نیاز شخصی یا فرد خاص.
صدای معلم :
یعنی الآن دانشگاه تهران یک دانشگاه غیرحاکمیتی است؟
خنیفر :
دانشگاه تهران الآن می تواند خیلی از دپارتمان هایش را ببندد. ما جرات نداریم این کار را بکنیم. چون نیاز ملی زمین می ماند. همین کاری که اینجا شد. همین فشاری که اینجا ایجاد شد.
صدای معلم :
یعنی از نظر استانداردهای جهانی شما چون دانشگاه حاکمیتی هستید بالاتر حساب می شوید؟
خنیفر :
ما از جهت رتبه ادعایی نداریم ولی به ما می گویند ارزش شما آمایشی است. در سطح آمایش سرزمین به فارغ التحصیلت نیاز دارند. ده و قصبه و بیابان و کوهپایه و شهرستان و بخش و همه به شما نیاز دارند در حالی که ممکن است دانشگاه تهران فارغ التحصیلش را به شهرش برنگردد. اما وقتی من تربیت می کنم دانشجویی را در نسیبه تربیت بدنی یا در چمران می گویم تو نیرویی هستی در خورموج در بوشهر باید برود اگر در قیزانی از اهواز است باید برود. می گویم در آرادان باید برود. این حاکمیتش ماموریتی است باید برود. ماموریت دارم این آدم را تربیت کنم برای آنجا. ولی دانشگاه های دیگر از این جهت این گونه نیست فارغ التحصیلش می تواند از اینجا به خارج برود.

صدای معلم :
بگذارید کمی واضح تر و صریح تر سخن بگوییم .
چیزی که در افکار و افواه عمومی جا افتاده دانشگاه حاکمیتی یعنی دانشگاهی که معلم تربیت می کند بر اساس معیارهای مورد قبول و گزینش های سخت ایدئولوژیکی و عقیدتی برای اینکه اینها بتوانند فردا ارزش های مورد قبول نظام را در مدارس به دانش آموزان انتقال بدهند بدون کم و کاست.
تعریف دانشگاه حاکمیتی از نظر افکار عمومی این است.
آیا شما تعریفی که می کنید با تعریف آن چیزی که در افکار عمومی است چقدر با هم دیگر مطابقت دارد ؟
چیزی که شما می گویید من متوجه نمی شوم اگر تعریف شما بر اساس رفرنسی است ما بدانیم .
با توجه به این که معلمی در کشور ما علی رغم حرف هایی که مسئولین گاه گداری می زنند ، یک هندوانه زیر بغل معلمان می گذارند که شما شغل تان حاکمیتی است ولی عملا این گونه نیست ؛ چرا؟ به دلایل مختلف نیست. چون در قوانین نیامده است. چون مصرحا شما هیچ قانونی نمی توانید پیدا کنید که معلمی یک شغل حاکمیتی است. ماده 9 قانون خدمات کشوری می گوید یک شغل خدماتی است آموزش و پرورش یک نهاد خدماتی امور تصدی گری است ؛ آیا این تناقض نیست؟
شما می گویید دانشگاه ما حاکمیتی است اما خروجی آن یک آدم خدماتی است !
مهمترین دلیلش همین بحث خرید خدمات آموزشی است. اگر معلمی یک شغل حاکمیتی باشد دیگر بحث خرید خدماتی نباید وجود داشته باشد. چون حاکمیت که قابل خرید و فروش نیست.
خنیفر :
حاکمیتی یعنی همسویی با نیازها. حاکمیت یعنی همسویی با برنامه های ملی. حاکمیت یعنی همسویی با سند تحول. حاکمیت یعنی همسویی با نیاز آمایش. منظور ما از حاکمیتی این است. ما زود زلفش را گره می زنیم به زلف سیاست. سیاست در محتوای من دخالت کرده است. استادی که رفته سر یک کلاس حتی در بعضی از مناطق چیز نامربوطی درس داده است ، کسی دخالت نکرده است .
انصافا با امعان نظر و گذشت داریم می بینیم اصلا دولت یا نظام در کار ما دخالت نمی کند.
من موارد متعددی دارم. اصلا استاد رفته سر کلاس علیه نظام حرف زده یعنی این قدر ما داریم.
صدای معلم :
مثلا اگر فردا یک استاد به صدای معلم نامه بنویسد که سر کلاس خلاف سیاست های نظام انتقادی کردم و حراست و... با او برخورد بکند یا گزینش، مشکلی ندارد؟
آیا شما پاسخ گو خواهید بود به عنوان رئیس این مجموعه ؟
ادامه دارد
پیاده سازی و ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی