امسال نیز چون سال گذشته و سال های قبل از آن ؛ موسم تصویب کلیات بودجه و تعیین میزان افزایش دستمزد حقوقی کارمندان دولت با کش و قوس های فرمایشی و ساختگی بین بزرگواران در جریان است و جهت مشغول سازی افکار عمومی کارمندان ؛ علی الخصوص معلمان که حدود نیمی از جامعه آماری کارمندان دولت را تشکیل می دهند ؛ هر چند روز یک طرح و حالت افزایش حقوقی توسط مجلس یا دولت مطرح می شود که به صورت پینگ پونگی توسط طرف مقابل مورد قبول واقع نشده و رد می گردد تا بازی وعده دادن و امیدواری واهی را مثل سال های قبل به خوبی اجرا نمایند.
نمایش افزایش بیست درصدی حقوق کارمندان در سال ۹۷ که چندین بار جهت اصلاح و طرح استفساریه بین دولت و مجلس در سال گذشته رد و بدل گردید ؛ بار دیگر با عناوین دیگری جهت افزایش حقوقی سال ۹۸ در حال اجراست و با مطالب و اخباری که این روزها به گوش می رسد مشخص است که در همچنان بر پاشنه قبلی می چرخد و عزمی جهت بهبود وضعیت معیشتی کارمندان و معلمان وجود ندارد و ایرادهای مطروحه توسط جناب نوبخت که به خوبی در حال انجام ماموریت سرکوب مطالبات به حق معلمانند؛ اصلا محلی از اعراب ندارد.

جناب نوبخت!
بهتر است به جای طرح موانع بی اساسی همچون عدم وجود منابع مالی کافی جهت اجرای طرح رتبه بندی معلمان و افزایش حقوقی متناسب با نرخ تورم موجود کشور ؛ خصوصا در یک سال گذشته؛ به افکار عمومی پاسخ دهید که درآمد چند برابری دولت از محل افزایش قیمت فروش دلارهای نفتی که در سال ۹۷ به مبلغ ۳۸۰۰ تومان تعیین شده بود و امسار به حدود ۱۰ الی ۱۵ هزار تومان رسیده ؛ در کجا هزینه می گردد که این چنین دولت تدبیر و امید را ناتوان و مستاصل در افزایش حقوقی مناسب جهت سال ۹۸؛ جلوه می دهید؟
نیک به خاطر دارم سال گذشته که قیمت دلار ؛ افزایش ۴۰۰ تومانی داشت و به ۴۲۰۰ تومان جهش پیدا نمود ؛ هادی قوامی نماینده مردم اسفراین در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون تلفیق و بودجه ؛ عنوان نمودند که دولت باید محل هزینه کرد این منابع ریالی افزون شده را مشخص گرداند که همان نیز در هاله ای از ابهام قرار گرفت و توسط سازمان برنامه و بودجه در ناکجاآباد هزینه گردید!

حال از جناب نوبخت که حتی در اعلام میزان میانگین حقوقی بازنشستگان و کارمندان در برنامه گفت و گوی ویژه خبری نیز دچار خطای ۵۰۰ هزار تومانی شده اند؛ خواستاریم که جهت تنویر افکار عمومی ؛ محل هزینه کرد این افزایش منابع حدود سه برابری منابع ریالی درآمدی دولت را مشخص نمایند که به چه سرنوشتی دچار می شوند که افزایش حقوقی مکفی متناسب با نرخ تورم کارمندان و معلمان و حتی پرداخت یارانه ۴۵،۵۰۰ تومانی برای دولت وعده ها به یک کابوس شبانه بدل گردیده که خواب را از چشم این بزرگواران ربوده تا در مصاحبه ها و سخنرانی های خود در رسانه ها و جلسات رسمی و غیر رسمی به چنین حالت مضطری از نداری و ناچاری دولت در سرکوب مطالبات به حق کارمندان و مزد بگیران دولت ؛ شکوه نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">
گروه استان ها و شهرستان ها/

پس از تحصن 3 روزه معلمان در تعدادی از شهرها امروز پنج شنبه 16 اسفند تعدادی از فرهنگیان شاغل و بازنشسته در شهرهای کرمانشاه ، مشهد و ارومیه در برابر ادارات کل آموزش و پرورش تجمع اعتراضی برگزار کردند .
آزادی معلمان زندانی ، اصلاح بیمه ناکارآمد فرهنگیان و حقوق زیر خط فقر از اهم خواسته های تجمع کنندگان بود .
اخبار حاکی است در ارومیه معلمان خواهان استعفای سیدمحمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش شدند .
پایان پیام/
گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه ی زیر توسط تشکل های فرهنگیان حامی دولت در استان آذربایجان شرقی و اعضا و مسئولین ستاد فرهنگیان شهرستان های استان برای صدای معلم ارسال گردیده است .
این رسانه تاکنون انتقادات مختلفی را نسبت به مدیریت این استان و نیز شهرستان های تابعه منتشر کرده است و متاسفانه مسئولان آموزش و پرورش نسبت به آن بی تفاوت بوده اند .
« سیدمحمد بطحایی » سه شنبه 14 اسفند ماه در گفت و گو با ایسنا در مورد اعتراض معلمان گفت :" من نسبت به چالشهای ایجاد شده برای برخی از فرهنگیان مدارس حمایتی احساس مسئولیت کرده و بیتفاوت نیستم."
اننظار این است که وزیر آموزش و پرورش به این روش های مدنی اعتراض بی تفاوت نبوده و مطابق با " منشور حقوق شهروندی " به افکار عمومی پاسخ گو باشد .
این نامه به امضای ستاد فرهنگیان دکتر حسن روحانی در استان آذربایجان شرقی ، انجمن اسلامی معلمان استان آذربایجان شرقی ، کانون فرهنگیان حزب اعتدال و توسعه استان آذربایجان شرقی ، کمیته فرهنگیان حزب ندای ایرانیان و فرهنگیان حزب اتحاد استان آذربایجان شرقی رسیده است .

این ششمین ماه از سال تحصیلی جاری است که معلمان حق التدریس، بدون اینکه ریالی از دستمزد ناچیز خود را دریافت کرده باشند، صبور و بردبار، کلاسهای درسی مدارس دولتی را اداره می کنند. این در حالیست که اکثر مدارس، به وجود این نازنین بردباران نیاز دارند و فعالیت شان بدون همکاری آنها دچار اختلال جدی خواهد بود.
مدرسه ای را سراغ دارم که بیش از ۸۰ درصد کلاسهای درسی اش به وسیلهٔ معلمان حق التدریس اداره می شود. این معلمان، یا بازنشستگان آموزش و پرورش اند و یا آموزگاران شاغل که حقوق اصلی شان، کفاف حداقلهای زندگی شان را نمی دهد. اینان - که کمرشان زیر خط فقر خم شده است - قطعاً به درآمد حاصل از اشتغال به صورت حق التدریس نیاز دارند و هرگز به خاطر طمع زیاد و حرص پول و دنیا دوستی و یا دلبستگی به غلغلهٔ سرسام آور کلاسهای ۳۵ نفره، داوطلب تدریس نشده اند! اینان برای اینکه مخارج زندگی را تا سر برج تأمین کنند، تن به تحمل فشار کمرشکن کلاسهای درسی شلوغ و پر ازدحام و مملو از دانش آموزان گستاخ و مسئولیت گریز داده اند!

فرادستانی که خود را به بی خیالی زده اند و با گذشت قریب به ۶ ماه از سال تحصیلی، هنوز یک ریال از حق الزحمهٔ این گروه از معلمان را نداده اند، باید بدانند که این عزیزان با ایثار و فداکاری، جای خالی کسر نیرو در مدارس را پر می کنند و کلاسهای بدون معلم را اداره و در حقیقت، آبروداری می کنند. البته این آبروداری در میان قشر فرهیختهٔ آموزگاران، مختص معلمان حق التدریس نیست و بلکه پدیده ای همگانی هست؛ مدیران مدارس بدون دریافت اعتبار دولتی و سرانهٔ دانش آموزی، مدارس را سرپا و فعال نگهداشته و به هر نحو ممکن اداره می کنند. هر یک از معاونین مدارس، بار مسئولیت دو یا سه معاون را بر دوش می کشند! هر کدام از نیروهای خدماتی جای دو یا سه خدمتگزار کار می کنند! مدیران و معاونان مدارس، علاوه بر آن همه کار و مشغله مربوط به وظایف شغلی خود، آن هم در مدارس پر ازدحام و مملو از دانش آموز گستاخ و ناسازگار و مسئولیت گریز و بی اعتنا به درس، در طول هفته چندین ساعت تدریس می کنند!
معلمان رسمی، با صبر شکیبایی وصف ناپذیری، کلاسهای درسی پر جمعیت مملو از کودکان و نوجوانانی که به هیچ قرار انضباطی پای بند نیستند، را اداره می کنند!...حال که چنین است، انتظار نابه جایی نیست که حقوق و دستمزد این انسانهای نجیب به موقع پرداخت شود و آنان نیز آن دریافتی های ناچیز را به موقع بر زخمی بزنند! یا حداقل کرایه ماشین و هزینهٔ رفت و آمد و پول بنزین شان را بپردازند تا این عزیزان هزینهٔ طی مسافتهای طولانی از خانه تا مدرسه را از سهم سفرهٔ فرزندان شان نپردازند.
در اینکه عمل به توصیه نبی مکرم اسلام مبنی بر پرداخت به موقع حق عمله و کارگر و اصحاب کار و آموزگار، سالهاست از قاموس فرهنگ عملیاتی فرادستان حذف شده، حرفی نیست. اما نه تا این حد که از فرود اولین قطرات عرق پیشانی، ۶ ماه و یک سال و دو سال و ... بگذرد و انگار نه انگار!
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

راست: جوی آب در ژاپن
چپ: جوی آب در ايران
این عکس، به اندازهٔ صد کتاب سخن دارد .
فرهنگ ما و خانوادهٔ ما و شخصیت ما و منش ما و سیاست ما و حکومت ما و دین ورزی ما، همگی در این عکس جلوه گر است .
خوب به تباهی و انحطاط و فساد خویش نگاه کنیم!
کانال تفکر انتقادی

انسانها در دو موقعیت ، واقعیت درونی خود را افشا می کنند ! شاید گفتۀ قدیمی ها را شنیده باشید : خدا هیچ فردی را از طبقۀ اجتماعی پائین به بالا و از طبقۀ اجتماعی بالا به پائین نیاورد. در اولی فرد خویشتن خویش را گم می کند و همانند کلاغی که می خواست راه رفتن کبک را بیاموزد ، راه رفتن خود را هم گم می کند. او رفاقت ، برادری ، بزرگواری ، جوانمردی ، عشق و دوستی و.... همه چیز را فدای موقعیت جدید خود می کند و دیگر هیچ کس ، حتی نزدیک ترین کسان ، نیز قادر به تحمل تغییرات رفتاری او نیستند. او خود را بر برج عاجی می نشاند که دوام زیادی برای ماندن نخواهد داشت و سخت ترین شرایط آزمایش را پشت سر می گذارد. و اما فرد دوم که از عرش به فرش افتاده است ، یا ایمانش او را به صبوری در حکمت خدا فرا می خواند و به ذکر خدا می نشیند و یا از درون فرو می پاشد و در عرض یک سال ، گویی سی چهل سال از عمرش سپری شده است. عده ای در این موقعیت ، تارک دنیا می شوند و ارتباط خود را با افراد و جامعه قیچی می کنند. آنان تصور می کنند همۀ افرادی که از کنارش می گذرند از حال و روز او مطّلع هستند و بر حال و روز او شماتت می کنند و برخی در شرایط فقر و نداری که عادتی بدان ندارند ، تحمل زندگی را از دست می دهند و دست به انتحار می زنند.
پولِ کثیف ، واقعیتی شیرین و لذت بخش است که وجودش هم ، وسیلۀ سنجش رفتار انسان است ، نبودش هم . برخی چیزها فقط با حضورشان روی رفتار انسانها اثر می گذارند مانند ماهواره و فضای مجازی ، اما پول با نداری نیز به محک شخصیت انسانها می پردازد و رفتارهای گوناگون و متضاد و گاه شگفت انگیزی از انسانها به نمایش می گذارد.
حال در دو موقعیت مورد نظر زیر قصد داریم انسان ها را قدری با تأمل بیشتر بشناسیم :
الف - بردباری فرد وقتی هیچ چیز ندارد.
انسان در طول زندگی خود فراز و نشیب بسیاری را طی می کند . در این هنگامه گاه خواسته و یا نخواسته مجبور به همراهی عده ای است
و گاه به اختیار و یا اجبار ، تنها می ماند. از دوران کودکی تا سنین سالخوردگی ، تلاطمی آرام و برخی مواقع شدید ، او را به فعالیت و حرکت
وا می دارد. در این بین " نداری " در جوامعی با فاصلۀ طبقاتی شدید ، اصلی است آزاردهنده ، مشهود ، طبیعی و عادت شده . اما او گاه به قیاس خود با انسان های پیرامون خود که از اصل " دارندگی و برازندگی " برخوردارند ، می نشیند و آرامش زیر خاکسترش به جوش و خروش و غرلند و ناسزا تبدیل می شود چون انسانها در مقام مقایسه خود با دیگری ، متوجه وجود بی عدالتی می شوند. انسان در قبال نداری یا باید به سجدۀ شکر خدایش بنشیند و از بدِ بدتر نشدن اوضاع زندگی اش ! و برای نداری اش سپاس گوید و عبادت بیشتر نماید ، و یا باید طبق فرمایش امام جعفر صادق " ع " ایمان خود را به دلیل فقر از دست بدهد و خروشی ناسپاسانه تمام وجود او را در برگیرد.
سخت است نداشته باشی و بردباری کنی . ایمانی بسیار قوی و شایسته ای برای این تحمل لازم است. هر چند در این بین همۀ ندارها ، شرایطی فراتر را با مقایسۀ خود با ثروتمندان متصور نمی شوند و برخی از افراد به شرایط خود عادت کرده و یا آن را طبیعی قلمداد می کنند. پس اگر به هنگام نداری در زندگی ، بردباری صورت بگیرد ، انسان محک خورده و در برابر شدائد مقاوم می گردد و اگر ناسپاس بوده و یا به جست و جوی دلیل این نکته است که چرا او دارد و من خیر ، روی آرامش را هرگز نمی بیند. پس نداری و فقر ، در ماهیت رفتارهای اکتسابی ما اثر می گذارد . کودکان از والدین خود آرامش و تحمل و یا خشم و کینه نسبت به شرایط نداری را فرا می گیرند. هر چند اگر تعدیل ثروت در جامعه به عدالت صورت بگیرد ، هر فرد می تواند سهمی در خور زندگی انسانی و به طور نسبی ، کمابیش داشته باشد.
مثلا در خصوص برخی مشاغل از جمله فرهنگیان و کارگران ، این عدالت در جامعه ما تاکنون به واقعیت تبدیل نشده است و خروش درونی
آنان نه به دلیل ناشکری و ناسپاسی خالق متعال ، بلکه به دلیل تبعیض و نابرابری اِعمال شده نسبت به شرایط سایر مشاغل در جامعه است. پس واقعیت نداری بیشتر از آن که قضا و قدر باشد، تحمیلی از سوی نظام سیاسی و اقتصادی به برخی طبقات اجتماعی است . این افراد
چون خود را با اقشار برخوردار جامعه مقایسه می کنند ، هرگز بردبار و صبور نیستند و نخواهند بود ، چون بی عدالتی در تعیین کف و سقف حقوق مشاغل گوناگون در جامعه ما ، شاید تنها واقعیت مشهود است.
نکتۀ جالب توجه در خصوص ندارها ، صفای قلب آنان برای بخشش در شرایط بحرانی چون سیل و زلزله و.... در جامعه است. بخشش در موقع نداری ، عظمت معنا و معنویت بیکرانی دارد. ارزشی متعالی که شگفت انگیز است !
بزرگ ترین برچسب و وجه تمایزی که دولت برای تفکیک فقرا از ثروتمندان در جامعه ، زده است ، پرداخت یارانه به دهک های پایین جامعه می باشد. در محافل گوناگون شما با مشخص شدن دریافت و یا عدم دریافت آن ، از هم جدا می شوید. یک حس تحقیرآمیز اجتماعی . برچسب دیگر سکونت در حاشیۀ شهرهاست با کمترین امکانات و گاه بدون آب و برق و بهداشت و آموزش . و بسیار برچسب های دیگری که گویی عامدا شما را دست چین ساخته اند!! تا طبقۀ ثروتمند امنیت داشته باشد و از حقوق مدنی و اجتماعی در حد دارایی اش برخوردار گردد!
ب - نحوۀ رفتار فرد وقتی که همه چیز دارد.
ثروت ، مصیبتی است که هم طعم شیرینی دارد و هم تلخ . ثروت ، لذت هزینه کردن بدون دردسر است. پاسخ به تمنیات و آمال خود و نزدیکان است . ثروت قدرتی است که به جلب اعتماد و احترام دیگران منجر می شود. اما همۀ ثروتمندان لیاقت بهره مندی از مزایای آن را ندارند. ثروت کمتر از راه مشروع و حلال به دست می آید . یا حداقل در جامعه ما نتیجۀ خردمندی ، ثروت نیست هر چند عقل این افراد خود ثروت بزرگی محسوب می شود. همان انشای معروف دوران تحصیل ، علم بهتر است یا ثروت ، که عده ای جو گیر می شدند و علم را ترجیح می دادند ، ولی خودشان نیز آن را قبول نداشتند و باور نمی کردند.
فرد وقتی در سایۀ ثروت ، قدرت و توانایی به دست آوردن هر چیزی را دارد احساس برتری نسبت به سایر انسانها می نماید. راه رفتن او ، سخن گفتن او ، نشست و برخاست او ، نحوۀ خرید کردن و ازدواج و طلاق او ، بچه دار شدن و خانه خریدن و..... همه چیز او عطر و بوی خاصی دارد ، چیزی متمایز از زندگی 70- 80 درصد جامعه ما ! داشتن قدرت خرید دائمی و بدون تأثیر پذیر از فراز و نشیب سیاست های اقتصادی در جامعۀ نامتعادل ما که تا به امروز ثبات اقتصادی را تجربه نکرده است و نوسانات تخریبی بسیاری بر طبقۀ متوسط و فقیر تحمیل نموده است ، از دیگر مزایای لذت بری پولدارهاست. برخورداری از رفاه بی نظیر که هم همه چیز دارند و هم از همه چیز بهترینش را دارند.
بهترین امکانات تحصیلی برای آنها در جامعه ای که آموزش پولی حاکمیت دارد ، فراهم است ، بهترین امکانات شغلی برای داشتن فرصتی بیشتر جهت چاپ اسکناس بیش از حد ، چون پول ، پول می آورد. آنان سرمایه گذاری کلان می کنند و از سود کلانی بهره مند می شوند. چکاپ سالانه برای اطمینان از سلامتی و امکانات بالای بهداشتی جهت تضمین طول عمر بیشتر . امکانات تغذیه و ورزش و.... همه چیز فوق العاده است. پولدارها از مکافات جرم و جنایت نیز با پول خود رها می شوند ، جرم آنان را در جامعه شناسی با اصطلاح " یقه سفیدها" می شناسیم که بیشتر موارد از کیفر و جزای عمل می رهند. آنان خدمت سربازیِ عزیزِ دُردانۀ خود را می خرند و فرزندان کم هوش خود را جهت ادامۀ تحصیل به خارج می فرستند و.....
اما ثروت تلخی هایی هم دارد. آنان هم بیمار می شوند. آنان هم اولاد ناخلف دارند . آنان هم رژیم غذایی دارند و حتی خیلی ها هر چند قادرند یک بوقلمون و یا برۀ کامل برشته شده را به تنهایی برای یک وعدۀ غذایی بخورند اما اجازۀ خوردن ندارند و گر نه می میرند ! آنان هم سرطان می گیرند . آنان هم کودکان اوتیسم و یا اِم اِسی دارند ، یا عقب ماندۀ ذهنی دارند و.... این ها مکافات زندگی است که هم برای همه هست و هم بر اساس نوع زندگی آنان ، نوعی کیفر الهی است در این جهان . تصور نکنیم همۀ ثروتمندان ، خوشبخت هستند و هیچ درد و غمی ندارند . بالاخره آنان هم انسان هستند و بندۀ خالق یکتا ، اما با این تفاوت که آنان زندگی می کنند و فقرا خیر ، فقرا فقط نفس می کِشند.
ثروت و پول می تواند به شما سیمای انسانی دهد و یا از آن بویی نبرید مثلا وقتی کودک فقیری از اتومبیل شما برای پاک کردن شیشه اتومبیل 700 میلیونی تان آویزان می شود تا اندک پولی از شما بگیرد آن هم با عزت کار کردن نه گدایی ، او را همانند یک مگس با دو انگشت خود بشکن می زنید ! و او را با قلبی شکسته و شخصیتی تحقیر شده به جامعه وامی گذارید. شما ثروتمندان هرگز در تفکر جراحات و زخم هایی که بر روح و جسم و اندیشۀ طبقات فقیر و متوسط جامعه ، به وجود می آورید نیستید و حتی به دلایل و یا منابع ایجاد تفاوت مابین خود و آنان نمی اندیشید.
آسمان دهان باز کرده است و شما از آن بر زمین ، افتخار حضور داده اید و زمین دهان باز کرده است و فقرا جاده صاف کن منافع پولی و مالی شما شده اند. شما ثروت خود را از نتیجۀ زحمات همان افراد طبقات متوسط و فقیر ، به دست می آورید. ثروت شما نتیجۀ فعالیت معلمان و کارگران سراسر کشور است که تبدیل به پول و سرمایه می شود. از نظر شما عدالت یعنی همین : دارندگی و برازندگی . یادِ فیلم کمدی رضا عطاران افتادم وقتی که در فیلم ، فرزندش در خانۀ ثروتمندی برای بازی خود ، سرویس دستشویی را انتخاب کرده بود! آخر کل زندگی او ، با ارزش و بهای دستشویی آن ثروتمند ، برابر نبود. او خیره و مبهوت ، زیبایی های آن را جلوه ای برجسته برای تماشا برگزیده بود. البته این که سیمای تضاد طبقاتی را با فیلم کمدی نشان می دهند برای آن است که اصالت درد را پنهان سازند یعنی فقر و فلاکت را و یا اجازۀ طرح مسأله را داشته باشند و از سانسور برهند . چون بیننده به هنگام دیدن فیلم کمدی می خندد لذا درد اجتماعی ، در چنین شرایطی تخفیف می یابد و از خشم فقرا کاسته می شود !

برخی از ثروتمندان با تکبری بی نظیر انتظار دارند وقتی وارد جمعی در محافل مهمانی و یا مساجد ، می شوند ، دیگران که افرادی معمولی هستند برخیزند و به او احترام کنند و او باید در صدر مجلس نشیند و همه دست به سینه حرمت گذارند. کوچک و بزرگ ، پیر و جوان !
انسان وقتی همه چیز را به وفور دارد ، خدا را بندگی نمی کند چه رسد به افراد دون پایه !
البته گاه ثروتمندان نمایش هایی هم برای پولشویی و یا فعالیت های مافیایی خود در بازار اقتصادی ، انجام می دهند و در امور خیریه و بذل
و بخشش برای فقرا شرکت می جویند ! نادر پولداری پیدا می شود که برای رضای خدا احسان کند و گر نه عدالت در جامعه ما موج می زد و نابرابری اقتصادی این چنین با فاصلۀ نجومی وجود نداشت.
باز تأکید می کنم عمده شرایط برای شناخت واقعی انسانها ، زمانی است که فقیرش ، ثروتمند می گردد و ثروتمندش ، فقیر. چون پروردگار متعال در سورۀ بقره آیه 155 ، افراد را به آزمایش با فقر و ثروت وعده داده است.
آنانی که امروز ثروت تان از پارو بالا می رود ، حساب روزی را هم در حافظه و خاطر خود داشته باشید که شاید در عرض فقط دقایقی ، کل زندگی تان کُن فیکون گردد و آنانی که هیچ ندارید با خود بیندیشید که اگر صبحی ثروتمند شدید از حریم انسانیت انسانی خویش چگونه محافظت خواهید کرد که تغییرات مثبت و نیکویی برایتان ممکن گردد؟
فقرا ، فقیر متولد می شوند و همانند رفتارهای غریزی حیوانات ، وجوه مشترک بسیاری با یکدیگر دارند . آنان نسل به نسل جهل و بیسوادی و فقر و نکبت را به فرزندان خود هدیه می بخشند و جامعه خم به ابرو نمی آورد و گر نه این پیوند نامیمون قیچی می شد و جامعه از رفاه نسبی برخوردار می شد. انسان برای اکتساب همۀ بهترین ها ، متولد می شود اما سهم آنان فقط یک ریتم محدود با رفتارهای مشخص از پیش تعیین شدۀ غریزی است. اما ثروتمندان ، پولدار دنیا می آیند و شانس اکتساب همۀ برترین ها و بهترین ها و جدیدترین ها را دارند. مُد برای آنهاست تا با امکاناتی که از آن برخوردارند بعد سه ماه تجدید خرید کنند . تکنولوژی برای آنهاست تا در رفاه زندگی کنند. زیبایی و لطافت برازندۀ دارندگی آنهاست و.....
چند روز دیگر قرار است جشنی بزرگی در کشور من برای حمایت از فقرا برگزار گردد. نمایشی بزرگ از یک دلبستگی به مستضعفان که سالی یک یا دو بار با عناوین جشن نیکوکاری و یا جشن عاطفه ها حق تحقیر شدن به آنها را می دهد. تا نگاه سخاوتمندانۀ فقرا به آنان ، حکم رحمت الهی یابد و شکرگزارش گردند. تا وجدان مسئولین از ناحیۀ فقرا در ایام عید آسوده گردد که آنان هم لبخندی هر چند تلخ تر از زهر بر گوشۀ لب شان نشسته است. چهل سال از انتظار رهایی از فقر گذشت اما این نیز نگذشت همانند همۀ کاستی ها چون بیسوادی ، تبعیض در حقوق شاغلان و.... چون با مُسکن که نمی توان سرطان فقر را نابود ساخت ، تا درمان اساسی برای برقراری عدالت در این جامعه صورت نگیرد ، اول و آخر قصۀ پر غصۀ ما همین است : فقر و نداری و محرومیت و بی نصیبی . و در دیگر طرف انباشت ثروت و متعاقب آن قدرت برای کسب سرمایه ای روز افزون .
درمان درد برون افکنی و یا صُغری کُبری چیدن نیست ، درمان درد نگاهی تازه به نحوۀ توزیع عادلانۀ ثروت در جامعه است تا افراد به قد و اندازۀ تلاش شان برخوردار گردند نه سه رأس زر و زور و تزویر. به نظر شما کمک ما در این جشن های تلخ گونه ، باعث تثبیت اوضاع اسفبار و نابه سامان فقرا در جامعه نمی گردد ؟! آیا چنین کمک هایی ، مسئولان را از اتخاذ برنامه هایی معقول تر و مناسب تر برای فقرزدایی ، نمی رهاند ؟! مبادا در خیال خویش نیکوکاری کنیم اما عین بدکاری باشد.
*********************************************
گفته های برخی از بزرگان در مورد ثروت و پول :
** من راز ثروتمند شدن در والاستریت را به شما میگویم . وقتی همه در ترس هستند شما طماع باشید و زمانی که همه طماع هستند شما بترسید وارن بافت (Warren Buffett)
** پول هرگز افراد را خوشبخت نکرده است و نخواهد کرد. انسان هر چقدر بیشتر داشته باشد، خواستهاش بیشتر میشود. به جای اینکه فضایی خالی را پر کند، فضای خالی ایجاد میکند . بنجامین فرانکلین
** تعلیم رسمی فقط باعث میشود مخارج زندگیتان فراهم شود ، خودآموزی برایتان ثروت میسازد. جیم ران (Jim Rohn)
** زمانی که حقوقتان کم است پسانداز کنید، وقتی شروع به کسب پول بیشتر کنید اینکار غیرممکن است . جک بنی (Jack Benny)
** چند میلیونر میشناسید که با پسانداز کردن در حساب پسانداز میلیونر شده باشند؟ من صحبت دیگری ندارم . رابرت جی آلن (Robert G. Allen)
** وقتی همه در حال فروش هستند شما بخرید و تا زمانی که همه در حال خرید هستند آن را نگه دارید. این فقط یک شعار نیست، این روش و اصول سرمایهگذاری موفق است . جیپاول گتی (J. Paul Getty)
** ثروتمندان تلویزیونهای کوچک و کتابخانههای بزرگ دارند ولی مردم فقیر کتابخانههای کوچک و تلویزیونهای بزرگ دارند . زیگ زیگلار (Zig Ziglar)
** هرگز قبل از این که پول خودتان را داشته باشید، هزینه نکنید . توماس جفرسون (Thomas Jefferson)
** عادت پسانداز کردن به خودی خود یک آموزش است ، هر عمل خوبی را تقویت میکند، خود کنترلی را درس میدهد، حس نظم را ترویج میدهد، دوراندیشی را یاد میدهد و قلمرو ذهن را گسترش میدهد . مانگر (T.T. Munger)
** هر وقت پول قرض میگیرید، در حال دستبرد زدن به آینده خودتان هستید – ناتان دبلیو موریس (Nathan W. Morris
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/
وزیر آموزش و پرورش گفت : در معدودی از مدارس اعتراضات همکاران وجود داشته است که این نوع و روش اعتراض حتی در یک مدرسه از کشور هم اگر انجام شود اقدامی ضد تربیتی است و گلایه و ناراحتی ام نه از اعتراض همکارانم بلکه از روش طرح اعتراض است چرا که بدآموزی برای دانش آموزان دارد که معلم در دفتر مدرسه بنشیند و در کلاس درس حضور پیدا نکند و با این کار در حقیقت ضد عدالت رفتار کرده ایم