صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

جنگ از کجا آغاز می شود از اتاق بازی کودکان و خانه‌ ها و شیوهٔ تربیت کودکان در صدای معلم  در این روزها که از هر سو خبرهای جنگ‌های خانمان‌ برانداز و عالم‌ سوز به گوش می‌رسد، این پرسش در ذهنم خطور کرد که به‌راستی چرا تاریخ بشر تا این اندازه آکنده از جنگ و خونریزی بوده است.

برای یافتن پاسخی ابتدایی شاید لازم نباشد به کتاب‌های تاریخ یا میدان‌های نبرد نگاه کنیم؛ کافی است نگاهی به اطراف خود بیاندازیم. به پسران شش تا پانزده ساله ـ و حتی بزرگ‌تر ـ در خانواده‌ها، در هر گوشهٔ جهان توجه کنیم و به صدها بازی کامپیوتری که با آن سرگرم‌اند نظری بیافکنیم؛ بازی‌هایی که بخش بزرگی از آن‌ها بر کُشتن، نابود کردن و از میان برداشتن دیگری استوار است. در این بازی‌ها هر دشمنی که کشته می‌شود امتیازی نصیب بازیکن می‌کند؛ هر بدن افتاده در خون خود پاداشی است که هیجان و لذت بیشتری به او می‌بخشد. به بیان دیگر، آنچه بعدها در مقیاس بزرگ «جنگ» نامیده می‌شود، گویی از همان سال‌های کودکی و در محیط خانواده در قالب بازی تمرین می‌شود.

بی‌تردید این گرایش ریشه در نهاد انسان دارد ؛ شاید میلیون‌ها سال پیش، برای بقای اجداد ما در جهانی خشن و ناامن، جنگ ضروری بوده است. اما مشکل آنجاست که روان و سرشت انسان، برخلاف پیشرفت‌های شگفت‌انگیز تکنیکی، پزشکی و علمی، تغییر چندانی نکرده است.

ابزارهای ما مدرن شده‌اند، اما غرایز ما همچنان همان غرایز کهن باقی مانده‌اند.

از همین روست که برای مهار این تمایلات، هم ادیان و هم جوامع مدرن ناگزیر به وضع قواعد و قوانین شده‌اند. مفهوم «تمدن» نیز دقیقاً از همین جا معنا پیدا می‌کند: تلاشی برای مهار غرایز طبیعی انسان و قرار دادن آن‌ها در چارچوب قانون و اخلاق.

جنگ از کجا آغاز می شود از اتاق بازی کودکان و خانه‌ ها و شیوهٔ تربیت کودکان در صدای معلم

در برابر «تمدن»، واژه‌هایی چون «توحش» قرار می‌گیرد؛ یعنی حالتی که در آن رفتار انسان همچنان تابع همان غرایز طبیعی و مهار نشده باقی مانده است.

نتیجه آن که اگر ریشهٔ جنگ تا حدی در غرایز کهن انسان نهفته باشد، نخستین جایی که باید برای مهار آن اندیشید نه میدان‌های نبرد، بلکه خانه‌ها و شیوهٔ تربیت کودکان است.

تمدن در حقیقت از همان‌جا آغاز می‌شود، از جایی که انسان می‌آموزد غرایز طبیعی خود را مهار کند و به جای پرورش خشونت، همزیستی با دیگران را تمرین کند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

جنگ از کجا آغاز می شود از اتاق بازی کودکان و خانه‌ ها و شیوهٔ تربیت کودکان در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش و انتقاد صدای معلم از شعارهای خسته کننده مسئولان در مورد مقام معلم و بی توجهی به مطالبات قانونی و حقوق و ارزش مالکانه در صندوق ذخیره فرهنگیان

این روزها ، مقامات و مسئولان وزارت آموزش و پرورش به جای برگزاری نشست خبری و پاسخ گویی به خبرنگاران ، به یادداشت نویس رسانه ها تبدیل شده اند .

رویکردی که مشخص نیست از کدامین اصل از پروتکل های رسانه ای علمی و « سواد رسانه » اقتباس گردیده است :

* « سرپرست مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت نظام آموزش و پرورش در خبرگزاری ایرنا نوشت:

معلم؛ معمار سرمایه انسانی و ستون پایداری اجتماعی ( این جا )

* معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش در خبرگزاری ایرنا نوشت:

معلم، معمار روح و اندیشه جامعه در مکتب رهبر شهید ( این جا )

* مدیرعامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان در روزنامه جمله نوشت:

مقام معلم، به اندازه تمام فرداهای یک ملت است ( این جا )

* رئیس باشگاه دانش‌پژوهان جوان در فرهیختگان نوشت:

خیزش علمی، جهاد امروز نخبگان ( این جا )

* معاون آموزش متوسطه در روزنامه جام جم نوشت:

پیام‌آوران ایستادگی و امید ( این جا )

* نماینده وزیر و مدیرکل دفتر هماهنگی هیات‌های رسیدگی به تخلفات اداری در روزنامه آرمان امروز نوشت:

دیده بیدار فرهنگی، در صدر اولویت‌های ملی ( این جا )

* رییس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور در روزنامه جام جم نوشت:

به مناسبت روز معلم و در سوگ شهدای مدرسه میناب ( این جا )

گزارش و انتقاد صدای معلم از شعارهای خسته کننده مسئولان در مورد مقام معلم و بی توجهی به مطالبات قانونی و حقوق و ارزش مالکانه در صندوق ذخیره فرهنگیان

***

 مدیرعامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان در روزنامه جمله نوشت:

مقام معلم، به اندازه تمام فرداهای یک ملت است

گزارش و انتقاد صدای معلم از شعارهای خسته کننده مسئولان در مورد مقام معلم و بی توجهی به مطالبات قانونی و حقوق و ارزش مالکانه در صندوق ذخیره فرهنگیان

به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، علی صادقی؛ مدیرعامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان به مناسبت هفته بزرگداشت مقام معلم در روزنامه جمله، نوشت:

در جایگاه مدیرعامل مؤسسه صندوق ذخیره فرهنگیان، موسسه‌ای که به عنوان یک نهاد اقتصادی در خدمت ارتقای توان مالی فرهنگیان معزز کشورم فعال است، بارها این سؤال برایم تکرار شده است که جایگاه و ارزش واقعی یک معلم چقدر است؟

 امروز، پس از خدمت در کنار دلسوزترین و زحمتکش‌ترین قشر این سرزمین و دیدن تعهد، رشادت، دلیری و ایمان آنها از نزدیک، به جوابی عمیق رسیده‌ام: ارزش معلم به اندازه تمام فرداهای یک کشور است.

در روزهایی، که آسمان کشور عزیزمان از غبار توطئه‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی تیره شده بود، نبرد پرافتخار ایران سربلند، صحنه‌هایی از ایثار را رقم زد که بی‌شباهت به رشادت‌های مکتب عاشورا نیست.

 در این میان، اما جای خالی معلمانی که تا دیروز بر خاکریزهای علم و ایمان ایستاده بودند و اکنون در میان ما نیستند، بیشتر حس می‌شود؛ معلمانی که کلاس درسشان با سنگر جهاد و تخته سیاهشان با پرچم سرخ مقاومت عوض شد.

موسسه ای که در طول عمر 31 ساله خود میانه ای با پاسخ گویی و شفافیت نداشته و فقط یک نشست خبری با رسانه ها داشته است .  حمله‌ وحشیانه و جنایتکارانه آمریکای متجاوز و رژیم غاصب صهیونیستی در همان روز اول به شهادت جمعی از معلمان فرهیخته و دانش‌آموزان معصوم و بی گناه مدرسه میناب، انجامید؛ واقعه‌ای که جهان را در بهت و حیرت و ایران اسلامی را در ماتم و اندوه این سوگ عظیم فرو برد. ددمنشی دشمنان ایران در مدت چهل روز ادامه داشت و معلمان و دانش‌آموزان بیشتری را از ما گرفت.

آنچه در میناب رخ داد، دل هر آزاده‌ای را به درد می‌آورد اما همزمان شعله‌های انتقام از رژیم‌های کودک‌کش را در دل هر ایرانی روشن‌تر ساخت. این وقایع، سند روشن جنایت و تجاوزگری وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی و زیرپا گذاشتن تمامی موازین جهانی حقوق بشری است؛ زیرا به شهادت معلمان و دانش‌آموزان بیگناهی انجامیده است که به هیچ شیوه‌ای قابل توجیه نیست.

اجازه بدهید صریح بگویم؛ آنچه امروز از شهدای معلم در جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران می‌بینیم، تکرار همان حماسه‌ای است که همیشه در این سرزمین جاری بوده است؛ معلمانی که سال‌ها به تربیت نسلی از حماسه‌سازان ایران اسلامی برای مقابله علیه جبهه‌های شر می‌پرداختند، امروز خود به نمادی از حماسه و مقاومت تبدیل شده‌اند. در واقع معلم شهید چونان ریشه‌ای مستحکم، درخت تناور دانایی، مقاوت و رشادت را تا ابد تامین می‌کند.

من به عنوان کسی که در کنار معلمان زحمتکش خدمت کرده‌ام، شاهد بوده‌ام که یک معلم چگونه با تکیه بر اخلاق و دانش، نسلی را در برابر هجمه‌های فرهنگی و نظامی دشمنان واکسینه می‌کند. امروز، دشمنان ایران می‌دانند که اگر معلمی بر سر کلاس نرود، شاید یک کلاس خالی بماند؛ اما اگر معلمی به شهادت برسد، هزاران کلاس درس مقاومت در گوشه‌گوشه این کشور تشکیل خواهد شد.

شهدای معلم ما در این جنگ نابرابر، نشان دادند که هنوز هم «قلم» می‌تواند از «شمشیر» برنده‌تر باشد، آن هم وقتی صاحب قلم، خود بر خاکریز حضور یابد. نامشان برای همیشه بر تارک تاریخ آموزش و پرورش ایران خواهد درخشید و روحشان در کنار رهبر شهیدمان، قرین رحمت الهی است: معلمانی که قبل از اینکه شهید شوند، الگو بودند و بعد از شهادت نیز الگوی ماندگار باقی می‌مانند. شهدای معلم به ما آموختند که تعلیم و تربیت، در خونریزترین صحنه‌های تاریخ هم متوقف نمی‌شود.

در مؤسسه صندوق ذخیره فرهنگیان، ما علاوه بر انجام مسئولیت همیشگی خود در زمینه ارتقای وضعیت اقتصادی معلمان ایران اسلامی، وظیفه خود می‌دانیم که در حد توان، بخشی از دین خود را به معلمان شهید ادا کنیم.

 تجلیل از مقام معلمان شهید، تنها قطره‌ای از اقیانوس ارادت ماست. اما مهم‌تر از همه، ما به تمام همکاران فرهنگی خود می‌گوییم: راه شما، راه انبیاست.

در پایان، از تمامی فرهنگیان عزیز می‌خواهم که با حفظ روحیه امید و مقاومت، به رسالت خطیر خود ادامه دهند. چرا که پیروزی نهایی از آن ملتی است که معلمانش، حتی در آستانه شهادت، مشغول نوشتن فردایی روشن برای کودکان این سرزمین هستند.

 یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد » .

پس از گذشت بیش از 30 سال از فعالیت « صندوق ذخیره فرهنگیان » می توان به جد و با صراحت کامل این پرسش اساسی و راهبردی را از مسئولان آموزش و پرورش و نظام مطرح کرد که واقعا خروجی این موسسه اقتصادی برای آموزش و پرورش و معلمان عضو چه بوده است و آیا همان فرهنگیانی که مدیرعامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان از آنان تعریف و تمجید می کند ؛ از رویکرد و عملکرد این صندوق رضایت دارند ؟

گزارش و انتقاد صدای معلم از شعارهای خسته کننده مسئولان در مورد مقام معلم و بی توجهی به مطالبات قانونی و حقوق و ارزش مالکانه در صندوق ذخیره فرهنگیان

موسسه ای که هنوز اندر خم دعوای میان خصوصی بودن و یا عمومی غیردولتی است و مشخص نیست این مساله و استمرار آن قرار است چه مشکلی را از معیشت رو به زوال معلمان عضو بگشاید ؟

موسسه ای که پس از گذشت بیش از یک سال ، مسئولان حتی اراده ای برای اجرای کامل اساسنامه قانونی (1403/12/15) ندارند و همه چیز در وعده و شعار خلاصه شده است . ( این جا )

قبلا نوشتیم و هشدار دادیم : ( این جا )

« حاصل و جمع جبری این نوع مدیریت غیرعلمی و نمایشی فقط به شکل گیری انواع فساد و اختلاس و پرداخت حقوق های نجومی و غیرمتعارف به مدیران در این صندوق انجامیده بی آن که توجه کنند که فرهنگیان عضو از وضعیت موجود به شدت ناراضی بوده و مسئولان هم  بدون توجه به مطالبات و هشدارهای اعضای  کنش گر همچنان مسیر خود را طی می کنند .

گزارش و انتقاد صدای معلم از شعارهای خسته کننده مسئولان در مورد مقام معلم و بی توجهی به مطالبات قانونی و حقوق و ارزش مالکانه در صندوق ذخیره فرهنگیان

معلمانی که در حال حاضر و با این شرایط پیش آمده کاسه چه کنم چه کنم در دست گرفته و صدای آنان به جایی نمی رسد .

« صدای معلم » به کرات و در گزارش های متعدد کارشناسی خود به لزوم پرداخت « حقوق مالکانه » فرهنگیان عضو تاکید کرده اما متاسفانه در بر همان پاشنه ی پیشین می چرخد .

گزارش و انتقاد صدای معلم از شعارهای خسته کننده مسئولان در مورد مقام معلم و بی توجهی به مطالبات قانونی و حقوق و ارزش مالکانه در صندوق ذخیره فرهنگیان

موسسه ای که در طول عمر 31 ساله خود میانه ای با پاسخ گویی و شفافیت نداشته و فقط یک نشست خبری با رسانه ها داشته است .

با وجود آن که فرهنگیان عضو سهامداران و مالکان اصلی این صندوق هستند ؛ اما عملکرد غلط ، مبهم و غیرعلمی مسئولان موجب شده که کم تر تعلقی به این موسسه داشته باشند .

مدیر عامل این صندوق و هیات امنای آن باید بدانند که تاریخ مصرف شعارهای زیبا و تکراری گذشته و تنها با صداقت و عمل به گفته ها و تحقق مطالبات قانونی معلمان است که می توان در آن از « امید و مقاومت » سخن گفت .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش و انتقاد صدای معلم از شعارهای خسته کننده مسئولان در مورد مقام معلم و بی توجهی به مطالبات قانونی و حقوق و ارزش مالکانه در صندوق ذخیره فرهنگیان

منتشرشده در اقتصاد

نگاهی به ایران و وضعیت زامبی‌وار در جامعه درباره عادی‌ شدن خشونت و خاموشی وجدان در صدای معلم    در تمام طول مدت این‌ روزهای سیاه که هزاران سوال بی پاسخ ذهن من را درگیر کرده، تصویری  در ذهنم  مدام جولان می دهد. تصاویر مرتبط با فیلم هایی که با موضوع حضور زامبی ها در سیاره زمین تا کنون دیده ام. این تصویر هولناک جایگزین همه آن‌سوالات بی پاسخ شده و تنها سوال باقی مانده این است :

آیا کشور ما مورد هجوم زامبی ها واقع شده؟ آیا کسانی که برای فیلم های هالیوودی ایده پردازی می کنند چنین قدرت پیش گویی داشتند که روزهای این چنینی را از پیش دیدند و آنها را جلوتر از زمان تحقق به تصویر کشیدند که ما را به این باور برسانند که جهان تحت سلطه ایدئولوژی ها چگونه فضای سقوط آزاد برای انسانیت را فراهم می کند و ما به اندازه کافی هوشیار نبودیم که جهان اندیشه های نجیب و معصوممان را به خالقان ایدئولوژی های خانمان سوز ارزان نفروشیم؟

فیلم سازان هالیوودی از استعاره زامبی برای تصویر سازی انسان منفک از جوهره انسانیت استفاده کردند ولی ما باورش نکردیم و فکر کردیم فیلم های ژانر وحشت فقط برای دستکاری سطح آدرنالین ساخته شده اند که ببینیم و به خود ببالیم که ظرفیت تماشای صحنه های سلاخی انسان ها را از پشت صفحه جعبه جادویی داریم.

من برای توصیف وضعیت امروز ایران، استعاره «زامبی» را مفید می دانم ولی  نه به معنای موجودی خیالی، بلکه به معنای انسانی که ظاهری عادی دارد اما چیزی اساسی در درونش خاموش شده است.

هانا آرنت در تحلیل خود از محاکمه آیشمن از «ابتذال شر» سخن گفت: این‌ که شر همیشه محصول نفرت شخصی یا سادیسم نیست، بلکه می‌تواند نتیجه اطاعت اداری و فقدان تفکر انتقادی باشد. فرد ممکن است خود را صرفاً مجری قانون، کارمند منظم یا مأمور وظیفه‌مند بداند. او نه خود را هیولا می‌بیند و نه احساس می‌کند مسئول پیامد نهایی کنش خویش است.

نگاهی به ایران و وضعیت زامبی‌وار در جامعه درباره عادی‌ شدن خشونت و خاموشی وجدان در صدای معلم

همین فاصله‌گذاری اخلاقی است که وضعیت زامبی‌وار را ممکن می‌کند:

انجام عمل بدون تصاحب اخلاقی آن.

پژوهش‌های روان‌شناختی نیز این شکنندگی را نشان داده‌اند. آزمایش معروف Stanley Milgram نشان داد که افراد عادی، تحت فشار اقتدار، می‌توانند به دیگران آسیب برسانند، در حالی که همچنان خود را انسان‌های معمولی و حتی خوب بدانند. خطر اصلی دقیقاً همین است: تبدیل شدن خشونت به روند، و تبدیل وجدان به امر مزاحم.

مسئله، شرارت ذاتی نیست؛ مسئله ساختاری است که مسئولیت را پخش و رقیق می‌کند. یکی حکم می‌دهد، دیگری اجرا می‌کند، سومی گزارش می‌نویسد، چهارمی توجیه می‌کند — و هرکدام می‌توانند بگویند: «تصمیم نهایی با من نبود.»

در چنین ساختاری، خشونت نه از طریق هیجان لحظه‌ای، بلکه از طریق روال اداری پیش می‌رود. دکمه‌ای فشرده می‌شود، امضایی زده می‌شود، گلوله‌ای شلیک می‌شود، و زندگی‌ای پایان می‌یابد -  بی‌آن‌که الزاماً کسی در آن لحظه مکث کند و بپرسد: «آیا این کار انسانی است؟»

نگاهی به ایران و وضعیت زامبی‌وار در جامعه درباره عادی‌ شدن خشونت و خاموشی وجدان در صدای معلم

خطر اصلی دقیقاً همین است: تبدیل شدن خشونت به روند، و تبدیل وجدان به امر مزاحم.

بنابراین پرسش اصلی این نیست که آیا «زامبی‌ها» آمده‌اند بلکه پرسش این است که در چه لحظه‌ای جامعه‌ای آن‌قدر به دیدن خشونت عادت می‌کند که دیگر از آن شوکه نمی‌شود. وقتی اعدام به عدد تبدیل می‌شود، وقتی کشته‌شدن معترضان به آمار فروکاسته می‌شود، و وقتی توجیه جای همدلی را می‌گیرد، ما با خطری عمیق‌تر از یک بحران سیاسی مواجه‌ایم:

فرسایش تدریجی انسانیت در کنش‌های جمعی.

استعاره وضعیت زامبی‌وار هشداری است درباره همین فرسایش. درباره فاصله‌ای که میان «انسان بودن» و «انسانانه عمل کردن» می‌افتد.

تا زمانی که این فاصله دیده و نام‌گذاری شود، هنوز امکان بازگشت وجود دارد. اما اگر عادی‌سازی ادامه یابد، جامعه دیگر برای تداوم خشونت نیازی به هیولا نخواهد داشت؛ انسان‌های عادی کافی خواهند بود.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نگاهی به ایران و وضعیت زامبی‌وار در جامعه درباره عادی‌ شدن خشونت و خاموشی وجدان در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

انتقاد از مدیریت جهادی خانمحمدی در سازمان نوسازی مدارس به جای مدیریت علمی در آموزش و پرورش و در صدای معلم  این روزها واژه «جهاد» بیش از آن‌که در میدان عمل سنجیده شود، در تیترها و گزارش‌های رسانه‌ای تکرار می‌شود. اما جهاد، در منطق دینی و فرهنگی ما، مفهومی روشن دارد. واژه «جهاد» از ریشه «ج-ه-د» به معنای کوشش، مجاهدت و فعالیت مستمر در عرصه‌های گوناگون برای رضای خدا و در مسیر رفع نیاز واقعی مردم است؛ نه برای تولید تصویر، عدد و روایت‌های خوش‌خوان.

وقتی از «بهسازی و شاداب‌سازی» ده‌ها هزار کلاس درس سخن گفته می‌شود، پرسش کارشناسان نوسازی مدارس ساده اما اساسی است:

این اقدامات بر اساس چه شاخص‌های فنی، با چه سطحی از ایمنی، و با چه تضمینی برای دوام و پایداری انجام شده است؟

اجتهاد کارشناسان نوسازی مدارس—آن‌هایی که سال‌ها با فرسودگی سازه، ناایمنی فضاها، و مخاطرات واقعی جانِ دانش‌آموزان سر و کار داشته‌اند— به آن‌ها آموخته است که کار فنی با «روایت رسانه‌ای» سنجیده نمی‌شود. اجتهاد در این حوزه یعنی توان تشخیص کیفیت واقعی از نمایش، و تفکیک خدمت ماندگار از اقدام مقطعی و تبلیغی.

در قوانین و مقررات عمومی کشور نیز این اصل روشن است که:

انتقاد از مدیریت جهادی خانمحمدی در سازمان نوسازی مدارس به جای مدیریت علمی در آموزش و پرورش و در صدای معلم

دستگاه‌های اجرایی موظف به شفافیت، پاسخ گویی، انتشار مستندات قابل راستی‌آزمایی، و پرهیز از رفتارهای نمایشی در ارائه عملکرد خود هستند. بر همین مبنا، هر اقدام گسترده‌ای - از شاداب‌سازی گرفته تا بهسازی- باید بر پایه گزارش‌های فنی، شاخص‌های استاندارد، و اطلاعات کامل و قابل دسترس سنجیده شود، نه صرفاً بر اساس عددسازی یا تولید تصاویر رسانه‌ای.

اقدامات اجرایی، اگر قرار باشد «جهاد» نام بگیرند، باید همراه با راستی‌آزمایی، شفافیت، و اثر ماندگار باشند؛ معیاری که در اجتهاد فنی کارشناسان نوسازی مدارس ملاک قضاوت است، نه تیتر و تصویر.

انتقاد از مدیریت جهادی خانمحمدی در سازمان نوسازی مدارس به جای مدیریت علمی در آموزش و پرورش و در صدای معلم

جهاد، اگر برای رضای خدا باشد، در نتیجه‌اش دیده می‌شود: در ایمنی کلاس، در استاندارد سازه، و در آرامش خیال خانواده‌ها.

و اجتهاد ما می‌گوید هر آنچه از این معیارها فاصله بگیرد، هرچند پررنگ در رسانه، نمی‌تواند به نام جهاد تأیید شود.

بادا که خداوند ما را در مسیر جهاد همراه با اجتهاد قرار بدهد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

انتقاد از مدیریت جهادی خانمحمدی در سازمان نوسازی مدارس به جای مدیریت علمی در آموزش و پرورش و در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت
جمعه, 18 ارديبهشت 1405 11:47

آموزش؛ نمایش یا دیالوگ؟

گروه رسانه/

آن چه در زیر می آید ؛ گفت و گوی محمد امین چهاردولی، دکترای جامعه شناسی و دبیر آموزش و پرورش منطقه نهاوند با همکار ایشان سعید قپانوری، کارشناس زبان و ادبیات فارسی، دبیر آموزش و پرورش منطقه نهاوند می باشد که برای « صدای معلم » ارسال کرده اند .

منتشرشده در دیدگاه

بررسی سهم ملت و دولت یا حاکمیت در فرهنگ‌ سازی در صدای معلم   دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن نیز سخن زیبایی دارد که به نوعی، به تأثیر عملکرد حاکمیت بر رفتار ملت اشاره دارد:

«من گمان می‌کنم که نشانه خوبی نیست که در یک جامعه راه‌های مستقیم برای انجام امور عادی ؛ نامرغوب و ناسازگار شناخته شود و هر کسی تمایل داشته باشد، یا ناگزیر گردد که راه‌های اعوجاجی در پیش گیرد.

نتیجه این می‌شود که مغز رفته‌رفته به این عادت بیفتد که در خط مستقیم حرکت نکند و نوعی فرهنگ یک‌ دستی زدن، برگ‌ زدن، دست پیش گرفتن، درگوشی، چشم و ابرو، مواضعه مشکوک، بده‌ بستان نامشروع، خر خود را از پل گذراندن... و نظایر آن در میان مردم رایج گردد؛ زیرا بشر خواستار آن است که حوائج خود را برطرف کند. وقتی از راه راست نشد، آن راهی را که می‌شود در پیش می‌گیرد.»

دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن به درستی به دلیل شکل‌گیری برخی از عادات ناپسند رایج در میان مردم اشاره کرده است؛ همه باید تغییر و ارتقای استانداردهای زندگی انسانی مبتنی بر خرَد و اخلاق‌ و وجدان را از خود شروع کنیم.

وقتی راه راست بسته باشد و یا پر از مانع باشد و آن قدر سنگ‌انداز و باج‌گیر در آن کمین کرده باشند که پیمودن آن، مشقت‌بار و پرهزینه و پرضرر باشد ؛ رونده، مجبور می‌شود راهش را به بیراهه کج کند.

آن وقت است که نان‌ نه از سنگ -که نماد گنج در برابر رنج و زحمت و همت است- بلکه از دروغ و دغل و مکر و فریب و ریا و نیرنگ درمی‌آید. امورات شخصی، از راه‌ های غیرقانونی بهتر و ارزان‌ تر و سریع تر از مسیرهای قانونی انجام می‌گیرد. پنهان‌کاری و محافظه‌کاری و کلاه برداری جزو لوازم زندگی و بقا می‌شود. نفع شخصی به هر طریقی دغدغۀ اول مغز می‌شود. ذهن، حوصلۀ درک یکپارچگی زندگی و وحدت و یگانگی با محیط زیست را از دست می‌دهد.

اخلاق به یک اصطلاح فانتزی تبدیل می‌گردد. وجدان در وادی فراموشی محو می‌شود. پایه‌های اعتماد فرومی‌ریزد. همه از هم می‌ترسند.

بررسی سهم ملت و دولت یا حاکمیت در فرهنگ‌ سازی در صدای معلم

"تو" می ترسی
"من" و "او" هم هراسانیم
"ما"، "آنها"، "شما"
از ترس هم دائم پریشانیم!
نه از قحطی
نه از طوفان
نه از مردن
نه از هجران
نه از دخمه
نه از زندان
نه از گم کردن چشمه به قلب داغ و سوزان صحاری و
نه از عفریت بیماری!
نه از اهریمن بدخواه و افسونگر
نه از قداره بندان در بیابانی مخوف و بى در و پیکر!
نه از خصم بداندیش و جفا پیشه
نه از دیوانه‌ای با خنجر و تیشه
نه از دیو و ددِ بیشه!
که از "تو"، "او"، "شما"، "آنها"، "من" و "ما"!
از نگاه هیز و ناپاکی که می‌پاید سحر شام عابران این خیابان را!
از او که دزدکی زیر نظر دارد دمادم خانه هامان را!
از آن آتش که سوسو می زند با هر پُک از نازک نخ سیگار!
از آن ته مانده‌ای که زیر پای مردمان ریزد همین بزغاله‌ی پروار!
از این گاوِ خپل، از شاخ آن گوسالهٔ بیمار!
از آن علاف های نورس کوچه!
از این ویترینِ خوش مَنظر که دارد تحفه‌ای با نام آلوچه!
از این دلال های کهنه و نوکیسه در این برزَن و بازار!
از این آدم حسابی‌های آدم خوار!
از آن علامه‌های بختیار اما؛
تمام روزها و هفته‌ها و ماه ها و فصل ها و سال ها... بیکار!
از آن هایی که تنها بخت‌شان اینست؛
از اقبال عوام النّاس برخوردار!
از این "عبدالمعزَّز"، "میر"، "آقا"، "غفّار"!
از آن بانگ حزین دمدمای مغرب و افطار!
از آن انگشتر فیروزه در انگشت آن شیخ رباخوار و
از آن تسبیح در دست همین بیکار!
از این "گندم نمای جو فروش" دائم الاذکار
از این زاهدنمای فاسق و طرّار

همین همسایه‌های خام و رِندِ آنورِ دیوار!
از آن مش قاسم آهنگر!
از این حاج عشقعلی نجّار!
از آن دولت‌سرای اول بلوار!
از این دهگان
از آن خواجه
از آن سلطان
از این دهیار
از آن "قربان"
از این "یلدا"
از آن "نوروز"
از این "میترا"
از آن تعطیلی دیروز
از این ناچاری و  بیگاری امروز
از آن نومیدی فردا...
بیا در این مقوله گفت و گوهامان همین باشد
ولی آگاه باش، آگاه تر باشیم
ما را
بیم و اندوه و غم این باشد؛
"تو" می ترسی
"من" و "او" هم هراسانیم
"ما"، "آنها"، "شما"
از ترس هم دائم پریشانیم!

با همۀ این اوصاف ؛

ما مسئول ساختن آیندۀ جامعۀ خویشیم و مجاز نیستیم تسلیم نگاه تقدیرگرایانه شویم.

همه چیز به انتخاب ما بستگی دارد :

نگاه تقدیری و رفتار منفعلانه، یا نگاه خردمندانه و رفتار مسئولانه.

بررسی سهم ملت و دولت یا حاکمیت در فرهنگ‌ سازی در صدای معلم

سخن آخر این که؛

ملت و دولت/حاکمیت در هر مملکتی با هر وضعیتی، نقش هم‌عرض اما ناهم‌وزن دارند؛ هر دو در پدید آمدن وضع موجود مؤثرند. هر دو در بروز کاستی‌ها و ناراستی‌ها مقصرند. لیکن دولت/حاکمیت با توجه به اختیارات زیاد و قدرت مانور و سرعت عمل بالا، نقش بیشتری در تشدید یا تخفیف مشکلات دارد و می‌تواند در خلق و نهادینه کردن بسیاری از باورها و عادت‌ها موفق عمل کند. اما این نباید موجب انفعال و بی‌ تفاوتی مردم در برابر وضع موجود باشد.

همه باید تغییر و ارتقای استانداردهای زندگی انسانی مبتنی بر خرَد و اخلاق‌ و وجدان را از خود شروع کنیم.

بخش دوم

بخش نخست


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

بررسی سهم ملت و دولت یا حاکمیت در فرهنگ‌ سازی در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور