یک عمری را تموم کن/ کاغذ و قلم حروم کن
کتاب که شد بریز دور/ سوخت تون حموم کن
قلم و دوات، گشنه ی لات/ به خدا دلم می سوزه برات!
نوشتن شبیه جان کندن است مثل شعر گفتن. درست مثل حافظ که هفتصد سال آزگار است گاه و بیگاه دور آتشی که او برافروخته است جمع می شویم و خودمان را گرم می کنیم. در طول تاریخ، نوشتن کار ساده ای نبوده است ؛ لااقل برای ما نبوده است. برای ما که مردمی پر گو بوده ایم. راز پرگویی ما البته در ترس ماست. بس که استبداد زده ایم. سده های بسیار ما را به هزار اسم و رسم ترسانده اند. هجوم های مختلف بر ما شده است است و نوید و وعده های زیاد از این و آن شنیده ایم. طوری که نفهمیده ایم کدام راست و کدام دروغ بوده است. شاید برای همین، فرصت تامل و نوشتن نداشته ایم. حتی از نخبگان ما نیز کتاب و دست خط زیادی بر جای نمانده است. نوشتن نه فقط فرصت، که جرات هم می خواهد . آخر ، حرف باد هواست و دیوار حاشا بلند. اما نوشتن، در بند کردن فکر است و ماندگار. ما به اندازه کافی با هم حرف زده ایم. بر سر هم داد زده ایم. دیدیم که چندان راهی به جا نبردیم و حاصل آن جز سوء تفاهم و قضاوت بد و تصمیم اشتباه نبود.
دیگر وقت آن رسیده تا دم فرو بندیم و بنویسیم. نوشتن، سبب جمعیت خاطر می شود، وحدت شخصیت می آورد، دور اندیشی و احتیاط با خود دارد و در نهایت روابط انسانی سالم را سبب می شود که خیلی به آن محتاجیم. خاصه در این زمانه که بی انصافی ، بی اخلاقی ، بی آبی، بی کاری، بی پولی و اصلاً بی همه چیزی ، مثل خوره به جانمان افتاده است. با این همه در ناامیدی بسی امید است است و باز هم می شود زندگی کرد و زندگی را زیبا دید اگر بعضی ها به نام ؛ میهن، به نام دین، به نام نژاد، به نام عدالت، به نام حقوق بشر، به نام اصلاح طلبی، به نام اصول گرایی، به نام امنیت، به نام آزادی و به نام هزار زهرمار دیگر به کام خلق الله تلخش نمی کردند. بعید نیست که بیشتر مردم به بهشت بروند جز آنها که دنیا را برای خودشان بهشت و برای دیگران جهنم کردند.
دعا کنیم تا فرهنگ مکتوب در این آبادی جاری و ساری شود و دست هر کودک شهر، کتابی باشد. تا اهل قلم آرام باشند. تا کتاب به سبد خرید خانواده برگردد. این آرزو محال نیست اگر هم هر دستگاه فرهنگی وابسته حمایت کند و هم نگذاریم فضای مجازی بیش از این دخالت کند و ته مانده سواد املا و انشا کاربران را بر باد دهد. اکنون که باد وب ساحتش را در نوردیده است، مردم دیگر نمی توانند و نمی خواهند قلم به دست بگیرند. کیبوردها ، اختیارشان را در دست گرفته اند و چیزی نمانده تا قلم به عنوان یکی از میراث های گذشته ، ثبت ملی و جهانی بشود.
غلط نویسی و بدتر از آن فراموشی فارسی و پنگلیش نویسی نیز ، قدم قلم را قلم کرده اند. روزگاری هنر خوشنویسی یکی از والاترین هنرهای بصری و از اصیلترین هنرهای ایران زمین به شمار میرفت و ذوق نوشتن با قلم ریز و خطاطی با قلم درشت یکی از دل مشغولی های اهل دل بود . آن روزها دیوان شاعران را با حسی آمیخته از صفای دل و به خط خوش بر روی کاغذ مینوشتند. امروزه رایانه با نرمافزارها و فونتهای جدید کار را بسیار آسان کرده است که نه آن تمرین و ممارست را میخواهد و نه هزینه چندانی دارد . اما این دیگر یک اثر انسانی نیست بلکه یک اثر ماشینی است که حسی پشت آن نیست و هیچگاه نمیتوانیم حس معنوی یک اثر خوشنویسی که خطاط با وضو و حال پر احساس خود نوشته است را در خطی که با صفحه کیبورد و فونت نستعلیق رایانه نقش بسته است جست و جو کنیم.

رایانه ها به آموزش و پرورش مدارس هم آسیب جدی زده اند. بچه ها بس که با کامپیوتر و گوشی های همراه خود کار کرده اند، هم غلط می نویسند و هم بدخط. این موضوع را وقتی می فهمیم که دستخط زمان کودکی پدرها و مادرها را با خط بچهها یشان مقایسه میکنیم. همه و خاصه فرهنگیان، هر چه دارند از قلم دارند و لذا باید حرمت و هیبتش را نگه دارند.
قلم، گاهی شایستهی سوگند الهی و کوبندهی جهل و تباهی است و لرزه بر اندام ستمگران می اندازد.. قلم ها، اندیشه ها را می پرورند و اندیشه ها از ارتش ها قوی ترند.به طوری که هر وقت پایهی تخت پادشاه ستمگری میلرزد، با تمام وجود حس میکند که نویسندهی آزاده ای، دست به قلم برده است! برای مثال؛ دیکتاتوری چون ناپلئون، از چهار روزنامهای که با او مخالف بودند، بیشتر از یک سپاه خونخوار و هزاران سرباز زبده می هراسید. قلم گاهی ،نه در خدمت انسانیت که در برابر او می نشیند و می نویسد.قلمی که بیشتر لایق شکستن است.قلمی که رنگ و بوی زر و زور و تزویر را گرفته است. این زمان است که قلم، به یغما رفته است و به جای پارویی در دست مردم، به چماقی در دست سیاستمداران تبدیل شده است :
«چون قلم در دست غداری بود / لاجرم منصور بر داری بود»
اگرچه ما با قلم قد کشیدیم اما این روز ها عجیب جای او بین ما خالیست. روی میز کار تایپیست های اداری، به ندرت می توان یک قلم پیدا کرد.در جیب معلمان و اساتیدی که لپ تاپ یا گوشی همراه پیشرفته ای دارند، قلمی یافت نمی شود. قلم دارد به تاریخ می پیوندد و از همین ابتدا روزی را به یادش در تقویم ها پیش بینی نموده اند.حتی در کتابهای درسی که داعیه دار حراست از قلم با آموزش خط نستعلیق هستند، خط خشک کامپیوتری آموش داده می شود که روح و احساس لازم را برای انتقال هنرخوشنویسی به دانش آموزان در خود ندارد.

همه و خاصه فرهنگیان، هر چه دارند از قلم دارند و لذا باید حرمت و هیبتش را نگه دارند. در تجمعات اعتراضی از قلم نباید استفاده ابزاری کرد. اگر نمی نویسیم، شایسته نیست آن را بالای سر ببریم و در سایه اش پناه بگیریم. راز پرگویی ما البته در ترس ماست. بس که استبداد زده ایم.
جای قلم تنها بین دو انگشت دست راست و برای نشانه رفتن سمت هر چه جهل و نادانی است. اما با این حال، نوشته خوب ، لازم تر از خوب نوشتن است. خردورزی و خلاقیت و کنجکاوی در نوشته ها، نیاز امروز ماست. ما به اندازه کافی در تاریخ شاعرانگی و فرزانگی پیش کرده ایم. چندان که جا را بر عقل و خرد تنگ کرده است و همین اسباب دیر توسعه یافتگی ما شده است. مثلاً در دیوان حضرت حافظ که می گوید : « کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب/ تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند» فراوانی کلمه عشق ۱۸۰ بار اما فراوانی کلمه عقل 44 بار است. و چنین است که روح جمعی ما آشفته و سرگردان است. ذهنیتی مشوش و هویتی مشوش تر داریم. دل در کمند قدسی و پا در رکاب عرفی داریم. در این فضا، خلق تفکر تنگ شده است.
ما بزرگ شدیم و این دلهره هم باما رشد کرد که ؛ بدون عشق، زود پیر و بدون عقل، دیر بزرگ می شویم و ...
نقطه، سرخط!
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

دوازدهم تیرماه ۱۴۰۱ اختتامیه « یازدهمین دوره جشنواره دانش آموزی نوجوان سالم و تجلیل از پروژه های برتر سومین دوره ی طرح یاریگران زندگی » با « مدیریت آموزش و پرورش ناحیه ۴ اصفهان » و با همکاری واحد بهداشت، سلامت و مراقبت های آسیب های اجتماعی این ناحیه با میزبانی دبیرستان دخترانه امیدیان و دعوت از مدیران، تسهیلگران برتر و برترین های دانش آموزی با یک ساعت تاخیر حضور رئیس آموزش و پرورش ناحیه ۴ و معاون پرورشی ناحیه، در ساعت ۱۰:۳۰ برگزار گردید.
مهناز نعمت اللهی کارشناس مسئول اداره سلامت و پیشگیری از آسیب های اجتماعی ناحیه ۴ گفت: در آبان ماه دستورالعملی از طرف اداره کل به ادارات نواحی و مناطق در خصوص برگزاری سومین دوره طرح یاریگران زندگی و یازدهمین دوره جشنواره نوجوان سالم ابلاغ شد و ما این بخشنامه را به مدارس ارسال کردیم. طبق این دستورالعمل، مدارس می توانستند حول چهار محور پیشگیری از آسیب های اجتماعی، پیشگیری از مصرف دخانیات، خشونت و سبک زندگی سالم ، فعالیت هایی چون نقاشی، مقاله نویسی، روایت نویسی، ایده پردازی، موشن گرافی، فیلم داستانی کوتاه و سایر موارد را در مدارس تهیه و برای اداره ناحیه ۴ ارسال کنند.
این پروژه از آبان ماه تا اواخر اسفند انجام شد.
در جشنواره نوجوان سالم علاوه بر دانش آموزان، همکاران فرهنگی نیز می توانستند در قسمت مقاله نویسی، روایت نویسی، محصولات فرهنگی و کتابچه های فرهنگی شرکت کنند.
از فروردین ماه با کمک داوران گرامی بیش از ۳۰۰ اثر را بررسی کردیم و از بین آنها ۱۷۰ اثر در رشته های مختلف انتخاب و به اداره کل ارسال شد. در اداره کل نیز آثار داوری و ۱۸ اثر حائز رتبه استانی گردید که از این میان پنج اثر به مرحله کشوری راه پیدا کرد.
نعمت اللهی به این نکته اشاره کرد که طرح یاریگران زندگی مانند جشنواره نوجوان سالم حالت مسابقهای نداشت. این طرح آموزشی در زمینه آسیب های اجتماعی بر پایه مهارت های زندگی به نوعی مهارت آموزی برای حل مساله توسط دانش آموزان داشت که زحمت هدایت آنان بر عهده تسهیلگران طرح یاریگران زندگی در مدارس قرار گرفت. دانش آموزان در طول مراحل این طرح مهارت حل مساله را یاد گرفتند تا بتوانند نوجوانان و جوانان سالمی برای کشورمان باشند و از آسیب های اجتماعی دور بمانند. آسیب هایی که تا پشت در خانه همه ما کمین کرده اند. هیچ سن و سالی هم نمی شناسند از کودک ۴ ساله تا افراد میانسال و مسن ممکن است درگیر مسائل مرتبط با آسیب های اجتماعی باشند و بهتر است که همه ما راه های پیشگیری از آسیب های اجتماعی را یاد گرفته باشیم و بتوانیم خود را در برابر این آسیب ها حفظ کنیم که به واسطه آنها دچار صدمه و آسیب نشویم.
طرح یاریگران زندگی در ناحیه ۴ اصفهان در میان ۱۵۰ مدرسه در سه دوره تحصیلی مدارس ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم اجرا شد. ۱۵۰ پروژه به دست ما رسید و مورد داوری قرار گرفت که از میان آنها ۲۱ پروژه منتخب استان انتخاب شد. جا دارد بگویم زحماتی که همه شما عزیزان کشیدید خیلی بیش از ۲۱ پروژه ی انتخابی بود. من داور استان شدم و هشت منطقه در را مورد داوری قرار دادم. میتوانم بگویم آثاری که از مناطق دیگر ارسال شده بود نسبت به پروژه های ارسالی در ناحیه ۴ ضعیف تر بودند. تنها پیامی که توانستم به خانم ژاله، رئیس مراقبت های آسیب های اجتماعی ارسال کنم این بود که دلم برای تسهیلگران ناحیه ۴ می سوزد که با وجود وقت و انرژی زیادی که جهت مهارت آموزی در این ناحیه آن هم در شرایط کرونا با بسته بودن مدارس و حتی در زمان حضوری شدن با دل و جان صرف کردند منتهی به ۲۱ سهم برای ناحیه ۴ شد. در حالی که ما می توانستیم صد پروژه برتر را برای استان معرفی کنیم. هر چند در این مراسم به دلیل محدودیت فضا و محدودیتی که از نظر سهمیه ارسال پروژه ها اداره کل برای ما مشخص کرد، حضور تسهیلگران و دانش آموزان برتر سایر مدارس را نداریم ولی از زحمات همه عزیزان تشکر کرده و قدردان زحماتشان هستیم.
در طول مراسم اختتامیه، اجرای سرود یاریگران زندگی توسط دختران دبستان قنادیان و گروه سرودی دیگر توسط پسران مدرسه کیوانیان از فعالیت های دانش آموزی این برنامه بود. متاسفانه مسابقه ای که توسط مجری برنامه در جمع حاضر صورت گرفت نتوانست ذوق و انرژی بچه ها و نوجوانان را افزایش دهد. تاخیر در شروع برنامه و گرمای هوای سالن آنان را خسته و کلافه کرده بود. صدای معلم : نهادهایی چون بسیج، حوزه های علمیه، ستاد امر به معروف و نهی از منکر، امور مساجد و حتی همین مرکز مهدویت نزدیک اداره از ظرفیت و پتانسیل آموزش و پرورش برای خیلی از پروژه هایشان نهایت استفاده را می برند، ولی به طور واضح برای بحث آسیب های اجتماعی برای آموزش و پرورش ناحیه ۴ چه فعالیت مثمر ثمری داشته اند؟
برخی دانش آموزان حاضر در این مراسم، مشغول بازی های آنلاین با گوشی بودند و حوصله همراهی با برنامه را نداشتند و از مربیان خود مرتب می پرسیدند کی مراسم تمام می شود که برویم. در این مراسم به تمام دانش آموزان حاضر تقدیرنامه و هدایایی تقدیم شد.
مراسم اختتامیه تا حدود ساعت ۱۳ طول کشید. احتمالا اگر مسئولین ناحیه همان ساعت ۹:۳۰ آمده بودند، با انرژی بیشتری از طرف کودکان و نوجوانان روبه رو بودیم و چنانچه از دانش آموزان جهت بیان آموخته های تجربی و عملی در باب مهارت آموزی هایشان از طرح یاریگران در اختتامیه به صورت خلاقانه و تصادفی نسبت به مشکلات این سه سال آموزش مجازی، دعوت می شد، تاثیرگذاری بیشتری شاهد بودیم.
منصور رضوی نیا مدیر آموزش و پرورش ناحیه ۴ در سخنرانی خود ضمن تبریک اعیاد قربان و غدیر و تقدیر و تشکر از حضور دانش آموزان، خانواده های آنان و همکاران حوزه ی پرورشی، تربیتی و سلامت و پیشگیری از آسیب های اجتماعی برای شرکت در این اختتامیه، از تاخیر یک ساعته خود عذرخواهی نکرد، ولی بابت خش دار بودن صدایش به دلیل پی در پی بودن پنج سخنرانی تا این لحظه عذرخواهی کرد. ایشان هم چنین از حضور دانش آموزان و هم چنین خبرنگار دانش آموز پانا برای پوشش دادن این مراسم تشکر کرد .
رضوی نیا گفت: « ۲۵ ماه مدارس به دلیل کرونا تعطیل بود و خواهشی که از همه دارم این است که بدانید هنوز کرونا تمام نشده است و مراقبت نمایید. آموزش در طول این ۲۵ ماه به صورت مجازی صورت گرفت و در واقع یک زلزله ده ریشتری به جامعه و به خصوص آموزش و پرورش وارد شد. به نظر من اجرای چنین طرح هایی تحت عنوان یاریگران زندگی و موضوعاتی که با آسیب های اجتماعی مرتبط است به خصوص بعد از آمدن کرونا در مدارس چندین برابر بیش از گذشته، نیازش احساس می شود.
زلزله ۱۰ ریشتری در کشور ما در بحث آسیب های اجتماعی اتفاق افتاد و همه دستگاه ها و نهادها باید بسیج شوند تا در گام اول آوار برداری کنند و اگر مصدومی زیر آوار مانده را نجات دهند.
زمانی به مدارس اعلام میکردیم که به دلیل آسیب زا بودن فضای مجازی نباید گوشی در دست بچه ها باشد اما شرایط به گونه ای حکم کرد که خودمان مجبور شدیم آموزش مجازی را با استفاده از همین گوشی ها با بچه ها دنبال کنیم و آسیب های گوشی و فضای مجازی سر جایش ماند. حالا دغدغه همه خانواده ها، مدرسه و اداره آموزش و پرورش این است که این آسیب ها کمتر شوند. همه باید کمک کنند. شما دانش آموزانی که اینجا هستید، مهارت های زندگی را خوب یاد گرفته اید و می توانید به همدیگر کمک کنید و یاریگر دوستانتان باشید.
دیگر باسواد شدن و با سواد بودن به خواندن و نوشتن نیست. مهم ترین سواد ، داشتن مهارت هاست. مثلا وقتی مساله ای با عقل و منطق و عرف جامعه مناسبت ندارد، مهارت نه گفتن را بلد باشیم. در رو در بایستی قرار نگیریم. مهارت یعنی توانایی انجام کار و برطرف کردن یک مشکل.
طبق آماری که به من دادند نیمی از مدارس ناحیه ۴ در طرح یاریگران زندگی شرکت کردند. رتبه و مقام وسیله برای رسیدن به هدف های ماست. ولی آن هدفی که به واسطه آن دانش آموزان و اولیا بتوانند یاریگر زندگی بشوند و به حل آسیب های اجتماعی کمک کنند. نه اینکه گره روی گره ایجاد کنیم. بهترین کسی که می تواند به ما کمک کند در وهله اول خودمان هستیم. ارتباط گرفتن دانش آموزان بعضا با دوستانشان بیش از اولیاست. حال اگر دوستان ما آسیب های اجتماعی را خوب یاد گرفته باشند، می توانند به راحتی به ما کمک کنند.
همکاران ما در مدارس در جریان این طرح خیلی خوب با دانش آموزان ارتباط برقرار کردند. از همه شما یاریگران زندگی تشکر و قدردانی می کنم » .
نرگس کارگری خبرنگار صدای معلم در حاشیه این مراسم از آقای رضوی نیا پرسید:
با توجه به گروه هدف پر جمعیت ناحیه ۴ اصفهان و عدم حضور فیزیکی دانش آموزان در ۲۵ ماه تعطیلی مدارس، حتی با پایان یافتن زمان مدرسه هنوز دانش آموزان ما در حال و هوای فضای مجازی هستند. دیدیم که در این جلسه هم حضور صوری داشتند و برای رفع تکلیف آمده اند و بیشتر سرگرم گوشی های همراه خویشند.
موضوع آسیب های اجتماعی و رسیدگی به معضلات آن، به عنوان رییس آموزش و پرورش ناحیه ۴ چقدر حائز اهمیت است و برای آن چه برنامه ها و تمهیداتی دارید؟
آیا صرف برگزاری نمایشی طرحها در مدارس و مراسم های افتتاحیه و اختتامیه هایی از این دست کفایت می کند؟
رضوی نیا رییس آموزش و پرورش ناحیه ۴ پاسخ داد :
« همان طور که گفتم آموزش های مجازی، کلاس های غیرحضوری و آسیب های اجتماعی ناشی از آن نه به عنوان یک مثال بلکه در واقعیت یک زلزله ده ریشتری بود و آسیب های اجتماعی بر سر مردم ما آوار شد. مدارس و ادارات به تنهایی نمی توانند کمک کنند. نیاز است که موسسات، نهادها و ارگان های گوناگون دست به دست هم دهند و برای آوار برداری این آسیب ها یاری کنند.
اولین گام، شناسایی آسیب های اجتماعی ست. وقتی شناختیم اقدام کنیم. آموزش و پرورش به تنهایی نمی تواند این کار را انجام دهد. بیشترین نیاز ما در بخش مشاوره و بهداشت در مدارس است که می توانند به برطرف کردن آسیب های اجتماعی کمک کنند و باید همه به آن توجه داشته باشند تا بتوانیم مشکلات را حل کنیم. آموزش و پرورش در این بخش ها و آسیب های اجتماعی در حال حاضر تنهاست.
در بحث آموزش، وزارت آموزش و پرورش، طرح کشوری تعمیق و تثبیت یادگیری را جهت جبران یادگیری بچه ها تعریف و پیش بینی کردند. در بحث تربیتی هم آموزش و پرورش با ایجاد پایگاه های تابستانه برای اوقات فراغت دانش آموزان ورود پیدا کرده است و فضاهای تربیتی مثل ورزشگاه ها را در اختیار خانواده ها به شکل طرح دختر و مادر ، پدر و پسر قرار داده است تا بتوانند ارتباط خانواده ها با فرزندان را بیشتر کنند و بچه ها به این واسطه قدری از گوشی و فضای مجازی دور شوند.
صدای معلم:
این تصمیم را شما در ناحیه ۴ گرفته اید؟ ناحیه ای برگزار می شود؟
رضوی نیا:
تصمیم وزارت خانه ای ست. قرار است روزهای پنجشنبه در اختیار مادر و دختر و روزهای جمعه در اختیار پدر و پسر قرار بگیرد تا از اماکن ورزشی به صورت رایگان استفاده کنند.
صدای معلم:
با توجه به توصیه های خاص وزارت بهداشت بر مراقبت بیشتر جامعه در روزهای اخیر و برخی خبرهای منتشر شده از مراکز درمانی در مورد آمار مبتلایان جدید کرونا، چنانچه قرار باشد با زمزمه هایی که هست، خواسته و ناخواسته، مدارس در سال تحصیلی جدید باز هم به صورت مجازی آغاز شود، تدبیر شما برای دایر بودن حضوری مدارس و کمک به معلمان و دانش آموزان در مهرماه چیست؟ چه تمهیداتی را به عنوان برنامه و هدف برای مواجه با این معضل در ناحیه ۴ که جزو پر جمعیت ترین نواحی استان است و مشکلات بسیاری را در این مدت متحمل شده است در نظر گرفته اید؟
رضوی نیا:
در آموزش و پرورش پروژه مهر را داریم. پروژه مهر، یعنی آماده کردن فضای تعلیم و تربیت برای دانش آموز، برای همکار و برای اولیاست. این آمادگی می تواند، تجهیزات، محتوا و آموزش در قالب ضمن خدمت برای همکاران آموزشی و مدیران، معاونین و کادر اداری باشد. فرصت ما خیلی کم است. دو ماه از تابستان مانده است.
البته اگر بضاعت مالی و زمانی ما اجازه دهد همه این موارد را پوشش دهیم.
صدای معلم:
از سازمان های مردم نهاد و گروه های دواطلبانه در زمینه آسیب های اجتماعی چقدر کمک گرفتید؟
رضوی نیا:
جلسات متعددی را با مسئولین کلانتری های محدوده ناحیه ۴ و معاونت های پیشگیری از آسیب اجتماعی در بحث تامین اساتید، محتواهای آموزشی مناسب برای پیشگیری و حل مشکلات آسیب های اجتماعی داشته ام. مراکز بهداشت، بسیج، سپاه و مراکز دیگر هم می توانند به ما کمک کنند.
صدای معلم:
چه کمکی تاکنون کرده اند؟
رضوی نیا:
کمک هایی که داشته اند بیشتر در بخش محتوا و تامین اساتید بوده است. از کانون بسیج اساتید، کانون بسیج فرهنگیان و حتی کانون بسیج هنرمندان ارتباط گرفتیم و خواهش کردیم که در آموزش علمی و تخصصی همکارانمان ، اساتیدشان با ما همکاری کنند.
صدای معلم:
از کی قرار است این کار را شروع کنند؟
رضوی نیا:
در تابستان به خصوص در بحث مدیران مدارس که خط مقدم تعلیم و تربیت قرار دارند، این کار انجام می شود. اگر در بین مدیران مدارس این آگاهی بخشی صورت بگیرد، آن ها می توانند این آموزش ها را به همکاران خود در مدارس منتقل کنند.
صدای معلم:
چطور از مدیری که رییس شورای مدرسه محسوب می شود و در زمان کرونا توانایی و اجازه بازگشایی مدارس را طبق نظرات و تصمیمات شورای مدرسه تحت مدیریتش نداشت و با اجبار از سوی مسئولین بالادست، آموزش مجازی را پذیرفت و ترک تحصیلی های آشکار و پنهانی را شاهد بود، با تحمیل این همه آسیب اجتماعی، از او انتظار دارید که از همکاران خود بخواهد نسبت به آسیب هایی که از آن آگاه بودند و می توانستند جلوی آن را بگیرند، مجدد برای همکاران خود آنچه می دانند را تکرار کنند؟
رضوی نیا:
الحمدلله الان بحث کرونا نیست و یا کمتر است.
این آموزش و حضور خود مدیران مفید است. ما اگر بضاعت مالی را داشتیم این آموزش ها را برای همه همکاران می گذاشتیم. از تابستان دو ماه برایمان مانده است. فرصتی نداریم. ناچاریم آموزش را مرحله ای از مدیران به همکاران منتقل کنیم. به طور مثال بحث رتبه بندی را می گویم. معاون وزیر این موضوع را برای مدیران استان ها توضیح دادند. آن ها برای مدیران مناطق و نواحی و ما هم برای مدیران مدارس و مدیران مدارس برای همکارانشان گفتند.
در بحث آموزش ها هم ما باید همین کار را انجام دهیم. اساتیدی که توانمند هستند را برای مدیران مدارس دعوت می کنیم و مدیران برای همکاران و همکاران مدارس برای خانواده ها جلسات آموزشی برگزار کنند. در بحث آسیب های اجتماعی بزرگترین دغدغه ما خانواده ها هستند.
برای آموزش خانواده ها اگر در تابستان دسترسی مان به خاطر تعطیلی مدارس محدود است، ولی می توان از طریق فضاهای مجازی اطلاع رسانی ها انجام شود و جلسات آموزش خانواده به صورت حضوری با همین موضوعات آسیب های اجتماعی برگزار شوند.
واقعیت این است که ما باید به این باور برسیم که این زلزله اتفاق افتاده و آموزش و پرورش تنها نمی تواند کاری انجام دهد.
صدای معلم:
آموزش و پرورش استان اصفهان جزو طرفداران حضور سامانه شاد در آموزش بود. آیا خبر دارید این سامانه با آن همه تبلیغات سنگین و الزام آور برای آموزش و پرورش، در زمینه آسیب های اجتماعی چه کرده است؟
شما چند کانال مفید و کاربردی در شاد برای خانواده ها، دانش آموزان و معلمان می توانید مثال بزنید که در طول این مدت آموزش های مجازی در پیشگیری از آسیب های اجتماعی خدمات ارزنده ای داشته اند و مخاطبان در فرجه ی تابستان از آن بهره مند خواهند شد؟
رضوی نیا:
با تمام معایب کرونا، برای ما ایرانی ها اگر این بیماری حسنی هم داشت این بود که توانستیم در بخش تولید محتوا حرف برای گفتن داشته باشیم.
صدای معلم:
هرچند مواردی که گفتید بیشتر در زمینه آموزش کتب درسی بود و این را هم باید بگوییم که تولید محتوا وظیفه شغلی معلم نبوده و نیست و در هیچ بخشنامه و قانونی هم صریحا به آن اشاره نشد.
رضوی نیا:
بله . وظیفه معلمان نبود ولی الحمدلله همکاران ورود پیدا کردند و خوب عمل کردند. کارشناسی های مختلف مانند بهداشت و پیشگیری از آسیب های اجتماعی، معاونت های مختلف در وزارت خانه و ادارات ورود پیدا کردند و محتواهای خوبی در شاد هست.
من اصلا به مسئول بودن در آموزش و پرورش کاری ندارم. وقتی خودم به سامانه شاد مراجعه می کنم حتی برای سخنرانی ها، می بینم که محتوا و مطالب خوبی به من ارائه می دهند. این که خانواده ها استفاده می کنند یا نه نمی دانم. باید فرهنگ سازی اش باشد. اینکه افراد وقتی به سراغ گوشی هایشان می روند، مستقیما پیام های شخصی را دنبال می کنند و یا در گروه های خانوادگی، همکاری و دوستانه مطالب ارسالی مانند جوک و فیلم و عکس ها را رصد کنند یا اینکه از کانال ها و گروه های تخصصی استفاده کنند، حاصل فرهنگ سازی هایی ست که انجام شده است. به هر صورت سامانه شاد ایجاد شده است.
انصافا اگر بخواهیم قضاوت کنیم محتواهای خوبی در شاد هست. شما برای تدریس در هر پایه وارد محتوای درسی شاد شوید، حداقل پنجاه نمونه تدریس از بهترین معلمان داریم در زمینه آسیب های اجتماعی داریم. در حقیقت ما کتابخانه بزرگی داریم که باید بتوانیم از آن استفاده کنیم.
فرهنگ مطالعه را باید بسازیم تا فضای مجازی را خوب استفاده کنیم.
صدای معلم:
با توجه به بحران آسیب های اجتماعی که در ناحیه ۴ می شناسیم و در جریان کمبود شدید مشاور، مربی بهداشت و مربی تربیت بدنی در اکثر مدارس ناحیه هستیم، شما تا قبل از شروع سال تحصیلی، برای جبران این خلاء و حمایت از مدارس در تامین نیروی مناسب رایزنی های کافی را در جایگاه خودتان به عنوان رییس ناحیه ۴ اصفهان، چگونه انجام داده اید؟
رضوی نیا:
این بر می گردد به تصمیمات کلان و کشوری در وزارت خانه. دو جلسه با دو تا از معاونین وزارت خانه داشتیم که من به عنوان نماینده روسای نواحی و مناطق صحبت کردم. فوق العاده کمبود نیرو به ویژه در بحث تربیتی به ترتیب برای مربی تربیت بدنی، مربی پرورشی ، مشاور و مربی بهداشت داریم.
تامین این نیروها اصولا از طریق آزمون های استخدامی یا دانشگاه فرهنگیان و از تصمیمات کلان است. ردیف استخدامی باید باشد. آیا ما می توانیم ردیف استخدامی ایجاد کنیم؟ نه. اگر با این ۳۴ هزار ردیف استخدامی که به آموزش و پرورش داده اند بتوانند کلاس ها را تامین کنند که نمی شود، تازه با خرید خدمات پر می شود.
چاره کار چیست؟ کسانی که در دانشگاه فرهنگیان درس خوانده اند، حداقل ۴۰ واحد درس مشاوره پاس کرده اند. مدیران، مربیان و همکاران ما اول یک مشاور هستند. اول یک مربی بهداشت هستند. بعد یک معلمند. همکاران ما در دوره های فوق دیپلم، لیسانس، فوق لیسانس، دوره های بهداشت و مشاوره را گذارنده اند.
مدیران ما با مهارت های بالایی در بحث مشاوره می توانند مشارکت کنند.
قطع به یقین اگر بحث مشاوره تخصصی باشد، یک مشاور بهتر می تواند عمل کند. مراکز مشاوره خانواده که زیر نظر انجمن اولیا و مربیان ما هست، مرکز مشاوره که زیر نظر مشاورانمان هست، مرکز اختلالات یادگیری که زیر نظر آموزش و پرورش استثنایی و آموزش و پرورش پیش دبستانی و دبستان فعالیت می کنند. باز هم کم است. ولی اگر آموزش های لازم در زمینه مشاوره و آسیب های اجتماعی به مدیران مدارس داده شود،آن ها می توانند کمک کنند. به شرط اینکه این آموزش به همکاران و اولیای دانش آموزان منتقل شود.
ما از ظرفیت اولیای دانش آموزان می توانیم استفاده کنیم. در بین آن ها اساتید دانشگاه، مشاور و پزشک هست و به ما می توانند بسیار کمک کنند.
صدای معلم :
سپاس که با حوصله و دقت به سوالات پاسخ دادید.
در ادامه صدای معلم از محمد حسن محمدی معاون پرورشی ناحیه ۴ پرسید:
آقای رضوی نیا عنوان می کند آموزش و پرورش به تنهایی نمی تواند در زمینه آسیب های اجتماعی کاری انجام دهد و از سایر دستگاه ها، نهادها و ارگان ها درخواست همکاری نموده است. معاونت پرورشی ناحیه ۴ مشخصا با کدام نهادها و ارگان ها رایزنی کرده و تفاهم نامه همکاری بسته است؟
محمدی معاون پرورشی ناحیه ۴:
جلساتی با ستاد امر به معروف و نهی از منکر داشته ایم.
صدای معلم:
چه کمکی به ناحیه کرده اند؟ عاید این جلسات به نفع آموزش و پرورش به چه شکل بوده است؟ نهادهایی چون بسیج، حوزه های علمیه، ستاد امر به معروف و نهی از منکر، امور مساجد و حتی همین مرکز مهدویت نزدیک اداره از ظرفیت و پتانسیل آموزش و پرورش برای خیلی از پروژه هایشان نهایت استفاده را می برند، ولی به طور واضح برای بحث آسیب های اجتماعی برای آموزش و پرورش ناحیه ۴ چه فعالیت مثمر ثمری داشته اند؟
محمدی:
در بحث کلاس های تابستانه و اوقات فراغت طرح هایشان را پیاده کرده اند. مثلا طرح ولایتشان بسیار عالی بود.
صدای معلم:
این طرح ها را شما پیشنهاد می کنید یا اینکه خودشان ارائه و اجرا می کنند؟
محمدی:
مشترک است. در جلساتی که برگزار می کنیم ، مشکلات مربوط به ناحیه را مطرح می کنیم. مهم ترین مشکلات مناطق مثلا منطقه زینبیه، مشکلات منطقه هفتون و مناطق حاشیه نشین را عنوان می کنیم. بیشتر جمعیت ناحیه ۴ را مناطق حاشیه نشین تشکیل می دهد که هر کدام مشکلات خاص خود را دارند.
عمده ترین مسئله ناحیه ۴ در بحث آسیب های اجتماعی، بحث اعتیاد و طلاق است که با ستاد مواد مخدر و ستاد امر به معروف جلساتی را برگزار کرده ایم.
با توجه به ضیق وقت این مراسم زمان زیادی برای ادامه گفت و گو مهیا نشد.
آقای محمدی از پیشنهاد گفت و گو در مورد آسیب های اجتماعی و مسائل پرورشی و همکاری ارگان ها در فرصت دیگری در محیط اداری با صدای معلم استقبال کردند.
شایان ذکر است حضور خبرنگار صدای معلم در این جلسه نیز به عنوان تسهیلگر طرح یاریگران زندگی همراه با دانش آموزان برتر دبستان شهید محمد قضاوی بوده است.














پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چرا کسی متوجه به هدر رفتن عمر مفید فرزندان این مرز و بوم و ذره ذره آب شدن آنان به بهانه گذراندن دوران عاطل و باطل دانش آموزی و دانشجویی و باختن عمر مفید جوانی آنان نیست ؟ چرا مافیای کنکور ، مثل زالو به جان نوجوانان و جوانان و خانواده های آنان افتاده ، رهایشان نمیکند ؟!
از همین اول بحثم روشنگری نمایم که من خود ، یک معلم ام و به هیچ وجه مخالف تحصیل ، مدرسه و دانشگاه به شیوه استاندارد جهانی آن نیستم ؛ بلکه مخالف تحصیل ، مدرسه و دانشگاهی هستم که در کشور خودم ، ایران مشاهده می کنم. مدرسه و دانشگاهی که نه تنها رونقی به توسعه فرهنگ ، علم و فناوری و بهبود زندگی ما نمی بخشد ، که ما و فرزندان مان را از گذراندن زندگی عادی نیز محروم می دارد و به قول معروف ، فرزندان ما را به دنبال نخود سیاه می فرستد.
شهریور ماه که می رسد بد نیست نیم گاهی به جنب و جوش و کوشش بیهوده والدین دانش آموزان بیندازیم. اغلب خانواده ها علی رغم میل باطنی شان ، به نوعی درگیر آماده ساختن فرزندانشان جهت رفتن به مدرسه هستند. از پرداخت شهریه سنگین و تحمیلی به مدارس بابت ثبت نام ، تهیه کتب درسی و کتب گران قیمت کمک درسی و کنکوری گرفته تا نوشت افزار ، کیف و کفش ، لباس فرم ( پسران ، پیراهن و شلوار و دختران ، مانتو و شلوار و مقنعه مخصوص ) یا به قول مهران مدیری پول آب جدا ، پول گاز جدا ... و دیگر هیچ! علاوه بر این موارد ، خرید لباس های مد روز برای پوشیدن در اوقات خارج از مدرسه ، سرویس ایاب و ذهاب مدرسه و ....

من به نوبه خودم و به عنوان یک معلم ، همه ساله ، شهریور که می رسد هر چند که کاری از دستم بر نمی آید اما بی تفاوت و بی احساس از کنار این صحنه ها نمی گذرم. با اندوه فراوان به این والدین که از شدت تورم ، گرانی و نابسامانی قیمت اجناس ، با در آمدی ناچیز و حتی صفر و با قیافه های مضطرب اما آمیخته با رضایت تصنعی ، داخل بازار و درون مغازه ها سرگرم خرید این ملزومات هستند می نگرم و با خود نجوا می کنم:
خدایا !
این همه بی تابی و این همه خود را به آب و آتش زدن والدین از بهر چیست ؟! این والدین برای رسیدن به چه هدفی در تلاش اند که از خواب و خوراک و پوشاک و مایحتاج اولیه خودشان می زنند تا صرف هزینه رفتن فرزندانشان به مدرسه نمایند ؟!
با خود می گویم آیا والدین هنوز متوجه نشده اند که نتیجه درس خواندن در ایران ، به ویژه برای عامه مردم ، چیزی فراتر از یادگیری یک خواندن و نوشتن ساده و یک حساب و کتاب ساده در حد جمع و تفریق یک رقمیِ پر از اشتباه نیست ؟! چرا ما باید جوانی و عمر مفید فرزندانمان را که نیروهای انسانی کارآمد و بالقوه هستند فدای حداقل شانزده سال تحصیل بیهوده و بی وقفه آنان نماییم که نتیجه ای جز از دست دادن نیروی کار مفید و کشتن بذر امید در دل جوانان و تخریب سرنوشت آنان را به دنبال ندارد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

خشت اول
هیچ کشوری قادر به تربیت افراد ماهر و متخصص نیست مگر اینکه دارای آموزش عالی یعنی مراکز دانشگاهی و موسسات آموزش عالی باشد. همان طور که از نام این نوع آموزش پیداست برای وارد شدن به این دوره عالی یک مرحله قبلتر یعنی مدارس و آموزش و پرورش قرار دارد که وظیفهاش ارائه آموزشها و مهارتهای پایه و دانش زمینهای به شهروندان برای وارد شدن به بازار کار و خدمات یا دانشگاه است. اساساً آموزش و پرورش و آموزش عالی زیر بنای توسعه هر کشوری محسوب میشود و مسیر توسعه یافتگی و رشد و پیشرفت مسیری است که از مدارس و دانشگاهها میگذرد. این مسیر که رو به جلو، تدریجی و زمانبر است خود مستلزم مدیریت و برنامه ریزی کلان است. به سخن دیگر یک سرمایه گذاری انسانی بلندمدت و هزینهبر است. دانشگاهها تنها جایی برای تولید افراد متخصص و ماهر و انتقال دانش نیست بلکه در معنی واقعی خود تولید و خلق دانش جدید از طریق متدهای به روز تحقیق از وظایف اصلی آنها می باشد. از طرفی در حیطه چگونگی، اجرای موفقیتآمیز برنامه های توسعه و پیشرفت یک دولت تا حد زیادی به عملکرد و سیستم دانشگاههای آن کشور بر میگردد. با این وجود رهبران کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه یا کشورهای با نظامهای حکومتی ایدئولوژیک-محور بیشتر همّ خود را صرف امور سیاسی کشور میکنند و آموزش عالی و آموزش و پرورش را در اولویتهای بعدی قرار داده یا با تضعیف استقلال و دخالت در آن برای پیشبرد اهداف خود از آن هزینه می کنند. اما پرواضح است که علم و روشنگری قلب تپنده و مرکز و پیشران توسعه و مدرنیزاسیون می باشد. تضعیف این بخش مستقیماً در روند توسعه تاثیر گذاشته و آن را کند میکند و اگر گفته شود که غرب از برکت دانشگاههای خود به این مرتبه از پیشرفت و مدرنیته رسیده است سخنی به گزاف گفته نشده است. اما سؤال اساسی این است که آیا کشورهای توسعه نیافته یا در حال توسعه مانند ایران میتوانند مسیر آموزش عالی را به خوبی طی کنند و کیفیت و سطح دانشگاههای خود را به سطح دانشگاههای کشورهای توسعه یافته نزدیک کرده و با تحقیق و پژوهش واقعی و خلق محیطی علمی تولید علم کنند؟
نگارنده عقیده دارد که حداقل در مورد ایران این وضعیت در بعد از انقلاب اسلامی 1979 سیر نزولی داشته و تمرکز روی سختافزار و ظهور کمی انواعی از دانشگاههای متعدد در دوردستترین نقاط کشور بدون تمهیدات و فراهم نمودن زیرساختها و بستر لازم مانند تامین نیروی انسانی ماهر و متخصص از یک طرف و رانتی کردن آموزش عالی و هزینه کردن از دانشگاه برای افراد خاص متصل به منابع قدرت از طرف دیگر در تشدید این وضعیت نقش اساسی داشته و این فاصله را بیشتر کرده است. ناگفته پیداست تا وضعیت دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و نیز آموزش و پرورش سروسامان نگیرد تحقیق و پژوهش نیز بستر و جایگاه واقعی خود را پیدا نخواهد کرد و تنها به اسراف و هدر دادن بودجه ملی و مالیات اخذ شده منجر و تنها به محلی برای تولید مدرک م مدرکداران بدل شده و عواقب و تبعات ناخوشایند آن سالها گریبان کشور را خواهد گرفت. در این نوشتار به توصیف و بررسی وضعیت دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و نقاط ضعف آنها در دوران بعد از انقلاب اسلامی پرداخته و همزمان راهحلهایی برای رفع موانع پیشنهاد میشود. همچنین با توجه به ارتباط آموزش عالی و آموزش و پرورش هر جا ضرورت ایجاب نموده به اشکالات برنامههای آموزش و پرورش نیز اشاره میشود.

مقدمه
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 برای انطباق نهادها، سازمانها و ادارات با فرهنگ به تعبیر انقلابیون و حاکمان جدید اصیل اسلامی و زدودن فرهنگ و مظاهر غربی از کشور و ریشهکن کردن آثار به جامانده از نظام قبلی و جایگزین ساختن فرهنگ اسلامی و شریعت و آموزههای ایدئولوژیکی اسلام با ایدئولوژی و فرهنگ غربی از اصطلاح «انقلاب فرهنگی» برای این روند استفاده شد و دانشگاههای کشور را مورد هدف قرار داد. تشدید جو ضد غربی مخصوصا ضدیت و دشمنی با امریکا با حمله به سفارت امریکا و گروگان گیری کارکنان و دیپلماتها این سفارتخانه به اوج خود رسید که تبعات آن تا دههها بعد ادامه داشته است. برای اعمال برنامه پاک سازی دانشگاهها از عناصر غربی یا غربزده (با تعاریف و تفاسیر متفاوت و در مواردی شخصی از غربزده و غربزدگی) 2 سال دانشگاهها تعطیل شد. اما در واقع دانشگاهها عملاً بر اساس آن چه مدنظر سیاسگذاران و مدیران جدید بود اسلامی نشدند و تغییر قابل توجهی در چیدمان و برنامههای آن به وجود نیامد. چرا که بعد از چهار دهه دوباره بحث اسلامی کردن دانشگاه ها و علوم انسانی خاصه فلسفه و جامعه شناسی در دستور کار دولت قرار گرفته است. اگرچه ساختمانها و ابزارهای پایه و ضروی تا حد زیادی مهیا شده اما متاسفانه وقتی وارد بحث و تحلیل نرم افزاری و ذهن و دانش و تواناییهای معلمان و مدیران و استادان میشویم با تغییرات ناچیزی مواجه میشویم.
سعید پیوندی (2010) برای اسلامیسازی دانشگاهها از اصطلاح «غربی زدایی» (Dewesternisation) استفاده می کند. همچنین در اجرای این سیاست برنامهای با عنوان «پاک سازی» اجرا شد که در آن بدون در نظر گرفتن کارایی، اعتبار، تخصص و رزومه و پیشینه و آثار علمی اساتید با در نطر گرفتن معیارها و شاخصهایی مانند گرایشات مذهبی و سیاسی، سابقه خانوادگی و وابستگیها و دوستان و آشنایان، اظهارنظرها و بیانات در کلاس درس و جلسات یا بر اساس اصطکاک نداشتن آثار مکتوب و شفاهی با آموزههای ایدئولوژیکی و سیاسی مدنظر حاکمان وقت، حفظ ظاهر و شعائر اسلامی از قبیل نوع پوشش (مانند حجاب و محاسن و یقه بسته و چهره) و رفت و آمدها و شرکت در مراسم مذهبی و حکومتی مانند شرکت در نماز جمعه و جماعات و راهپیماییها و عضویت در نهادها و ارگانهای سیاسی یا نظامی طرفدار حکومت که تحت عنوان «تعهد» از آن یاد میشود گروهی از اساتید از دانشگاه کنار گذاشته شدند. ممکن بود استاد برجستهای را به خاطر چیزهای جزئی و بیاهمیت کنار گذاشته و عذرش را بخواهند یا به بازنشستگی اجباری تن درهد. مثلا صرف اینکه استادی درس را با نام خدا شروع نکرده، در نماز جماعت شرکت نکرده، عادت به کراوات زدن دارد، چادر سر نکرده، مویش اندکی از روسری بیرون زده، یقه خود را باز گذاشته، جوراب سفید یا شلوار جین پوشیده، به رادیوهای خارجی گوش کرده یا با آنها درباره موضوعی علمی و تخصصی مصاحبه کرده، یا کسی مطلبی را از روی غرض درباره اش گفته، یا با افرادی نشست و برخاست دارد که از نطر دولت عناصر نامطلوب بشمار میآیند، یا در جایی اظهارنطری کرده یا ... ممکن بود پاک سازی یا اخراج شود. این گروه از اساتید پاکسازی شده چارهای نداشتند جز اینکه برای گذران زندگی یا ادامه تحقیقات و حیات علمی خود و نیز امنیت شخصی و شغلی خود راه مهاجرت پیش گیرند که نتیجه آن کاسته شدن از کیفیت و سطح علمی دانشگاهها بود. با وجودی که با گذشت زمان آثار مخرب این گونه شاخصها و معیارهای نامربوط و نامرتبط بر همگان مخصوصا دولتها روشن گشته و جامعه شناسان و متخصصان در این حیطه هشدار داده اند و بر تاثیرات منفی آنها را بر توسعه و رشد کشور تبیین کرده اند با این وجود این معیارها و شاخص ها مخصوصا در گزینش افراد در اشکالی دیگر تا زمان حاضر به حیات خود ادامه داده است.

همچنین برای پیشبرد اسلامی سازی (Islamisation) دانشگاهها مخصوصا در حیطه علوم انسانی سیاست هر چه بیشتر وارد کردن حوزویها به دانشگاهها به عنوان استاد یا در پستهای مدیریتی، اجرایی و اداری هم دنبال شد به طوری که حتی روزی را هم به عنوان «روز وحدت حوزه و دانشگاه» نامگذاری کردند. کار به جایی رسید که اخیرا انتصاب یک روحانی به ریاست یک دانشکده پیراپزشکی و انتصاب یک مداح به سرپرستی یک بیمارستان خبرساز شد. همچنین با افزودن دروسی مانند قرآن و معارف اسلامی، تاریخ انقلاب اسلامی، تاریخ اسلام در برنامه درسی دانشگاهها بر لزوم حضور و ورود روحانیون به عنوان مدرس این دروس تاکید شد. همچنین تاسیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها در سال 1372 که مسئول این نهادها منحصرا از میان روحانیون و طلاب انتخاب میشود ورود و فعالیت روحانیون و حوزویها در دانشگاه را بیش از پیش تسهیل کرد. استقرار دفاتر و شعبات نهادهای نظامی، سیاسی و امنیتی مانند سازمان بسیج دانشجویی هم در تقویت حضور روحانیون در دانشگاه موثر بوده است.
از اقدامات مهم دیگر برای نیل به این اهداف تاسیس دفتر همکاری حوزه و دانشگاه و «پژوهشگاه حوزه و دانشگاه» است تا هم بر اسلامی سازی نظارت داشته باشد و هم «بازسازی علومانسانی» یا همان اسلامی کردن علوم انسانی و دانشگاه را بر عهده داشته باشد.
اما داستان پاک سازی معلمان و اسلامی سازی در آموزش و پرورش به گونه دیگری پیش رفت و تغییرات اساسی مانند ایجاد دوایر و ستادهای مذهبی، نظامی و سیاسی در این وزارتخانه و اضافه شدن «پرورش» به عنوان این وزارتخانه همزمان با ایجاد معاونت و امور پرورشی و تغییرات اساسی در برنامه درسی ملی و محتوای کتابهای درسی و تک-جنسیتی کردن مدارس در تمام مقاطع تحصیلی همراه بوده است. همچنین به تدریج تفکیک جنسیتی معلمان هم در مدارس اجرا شد. اما اساسیترین برنامهای که آموزش و پرورش با اضافه شدن بخش پرورشی با هدف «اسلامی سازی مدارس و آموزشگاهها» و تربیت دانش آموز متدین و دانش آموزی که دارای شاخصها و ویژگیهای مدنظر نظام و تحقق «حیات طیبه» مطابق آن چه در سند تحول بنیادین آموزش پرورش که با همکاری کارشناسانی از حوزهها تدوین شده آمده و بنا به تعاریف داده شده توسط سیاستگذاران و تصمیمگیران با جدیت دنبال میکند و در سالهای اخیر مخصوصا با معرفی وزیر جدید شتاب بیشتری به خود گرفته به کارگیری طلاب و روحانیون حوزههای علمیه و انجام اقدامات و اجرای برنامههای متعدد برای تسهیل ورود طلاب و روحانیون به مدارس و تاکید بر ارتباط تنگاتنگ حوزه و آموزش و پروش است.
روزنامه کیهان در 10 آذر 1400 درباره راهکاری در خصوص تربیت دینی و تربیت دانش آموز با ارزشهای اسلامی و فرهنگی نوشت: «اکنون نیاز به حضور جدی و میدانی و نه رفع تکلیفی نهادی فعال و پویا همچون امور تربیتی در مدارس شدیداً احساس میشود و همانطور که وزیر محترم در جلسه رای اعتماد این وعده را دادند باید این موضوع به عنوان یکی از محوریترین برنامههای آموزش و پرورش در ایام پیش رو باشد. یکی از راهکارهایی که پیش از این هم ارائه کردیم، استفاده از خیل انبوه روحانیون و طلاب جوان برادر و خواهر مومن و با اخلاقی است که در حوزههای علمیه پرورش یافته و با تسلط به علم روز و آشنایی با زبان جوانان میتوانند در مدارس به عنوان متولی نهاد امور تربیتی و پرورشی استقرار داشته و منشأ بسیاری از اتفاقات و اثرات تربیتی شوند. پیشنهاد میشود موضوع استقرار یک طلبه برادر یا خواهر در هر مدرسه در شورای عالی انقلاب فرهنگی یا مجلس بررسی و در صورت امکان تبدیل به قانون شود.»

اگرچه ارتباطات و تعاملات بین حوزه ها و مدارس به صورت یک سویه از سمت حوزه به سمت مدرسه از اوائل انقلاب تا زمان حاضر ادامه داشته است اما برای هماهنگی بیشتر و نظاممند کردن این ارتباطات و برنامهریزی بیشتر از سالها پیش ستادی به نام « ستاد همکاریهای آموزش و پرورش و حوزههای علمیه در آموزش و پرورش» تاسیس شده که وظیفهاش «بسترسازی و تقویت تعاملات حوزههای علمیه و آموزش و پرورش» است. دبیر این ستاد معمولا از میان حوزویان انتخاب میشود. یکی از اقدامات اخیر این ستاد افزایش رشتههایی که طلاب در آنها میتوانستند شرکت کنند و به استخدام آموزش و پرورش دربیایند از 3 رشته (عربی، معارف اسلامی و قرآن و امور تربیتی) به 8 رشته در علوم انسانی (دبیری عربی، مربی امور تربیتی، دبیری معارف اسلامی، آموزگاری ابتدایی، دبیری ادبیات فارسی، دبیری علوم اجتماعی، دبیری تاریخ و دبیری فلسفه) بود. توسعه مدارس قرآنی، و معارف اسلامی وابسته و زیرنظر حوزهها از دیگر برنامههایی است که در سال های اخیر شتاب بیشتری به خود گرفته است. همچنین براساس مصوبهای از مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۷۵، مراکز پیشدبستانی باید زیر نظر حوزهها باشد.
علاوه بر آن می توان به اجرای طرحهایی مانند طرح «بینات» در مدارس (استقرار یک روحانی باتجربه و آموزش دیده در مدارس که اجرای برنامههای فرهنگی، مشاوره، ارتباط با خانوادهها و معلمان مدارس را برعهده میگیرد)، مدارس «امین» (در این طرح روحانیون متناسب با نیازهای پایه های تحصیلی ابتدایی و متوسطه اول و دوم بعد از آموزش و گزینش حدود ۳۰ ساعت در هفته، در مدارس فعالیت فرهنگی و تربیتی مانند پاسخ گویی به سوالات شرعی، عبادی و دینی و قرآنی دانش آموزان دارند)، به کارگیری طلاب وظیفه در مدارس و استفاده از طلاب و روحانیون در کاروانهای راهیان نور آموزش و پرورش اشاره کرد. در طرحی به نام «بوم» (برنامه ویژه مدارس) هم مدیران مدارس معمولا از طلاب برای سخنرانی و اجرای برنامه دعوت می کنند.
از دیگر اقدامات برای رفع موانع اداری و تسهیل بیشتر ورود طلاب و حوزهها به مدارس و آموزش و پرورش گنجاندن ماده بحثبرانگیز 28 در اساسنامه دانشگاه فرهنگیان است که دست آموزش و پرورش را برای استخدام و به کارگیری طلاب باز گذاشته است. در ماده 28 آمده است: «تأمین بخشی از نیازهای خاص آموزش و پرورش در رشتههایی كه امكان توسعه آن از طریق «واحد دانشگاهی» وجود ندارد، مطابق با ضوابط و مقررات وزارت آموزش و پرورش و از میان دانش آموختگان سایر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی سراسر كشور و حوزههای علمیه، با شرط گذراندن حداقل دوره یك ساله مهارت آموزی در «دانشگاه فرهنگیان» بلامانع میباشد.» بر اساس این ماده طلاب پس از قبولی در آزمون استخدامی میتوانند دوره یکساله مهارتآموزی را در دانشگاه فرهنگیان گذرانده و بعد از پایان دوره یکساله به عنوان معلم در آموزش و پرورش استخدام میشوند. همین طور در آیین نامه اجرایی مدارس مصوب چهل و یکمین جلسه کمیسیون معین شورای عالی آموزش و پرورش 10/5/1400 آمده است: «جلب مشارکت مؤسسات آموزشی، پرورشی و ورزشی معتبر و مورد تأیید آموزش و پرورش و حوزههای علمیه برای اجرای آموزش های مکمل و فوق برنامه دانش آموزان، آموزش خانواده و تربیت و توانمندسازی معلمان، با رعایت قوانین و مقررات.»
اقدام مهم دیگر تاسیس مرکزی به نام « مرکز تربیت معلم مبلغ حوزههای علمیه» است. بنا به گفته حجتالاسلام محمد اسماعیل عبداللهی مدیر مرکز تربیت معلم مبلغ حوزههای علمیه «مرکز تربیت معلم مبلغ حوزههای علمیه بین چند نهاد حوزوی و در تعامل با شورای عالی آموزش و پرورش، وزارت آموزش و پرورش و دانشگاه فرهنگیان تأسیس شده که پس از یکسال فعالیت مجوز رسمی آن توسط هیئت امنای دانشگاه فرهنگیان صادر و مورد تأیید وزرای مربوطه و دولت قرار گرفته است. مرکز تربیت معلم مبلغ حوزههای علمیه با هدف جذب و تربیت نیروهای مستعد از بین داوطلبان حوزوی برادر و خواهر برای ورود به آموزش و پرورش، تربیت صاحبنظران و پژوهشگران متخصص حوزوی به منظور نظریهپردازی تربیت دینی و بهرهگیری از ظرفیت تبلیغی- فرهنگی طلاب در عرصه آموزش و پرورش اسفندماه ۱۳۹۷ در هیئت امنا دانشگاه فرهنگیان مطرح و به عنوان مرکز وابسته دانشگاه فرهنگیان مصوب شد. دفتر مطالعات تعلیم و تربیت و مجله تربیت معلم طراز و مجله تخصصی تربیت متعالی از جمله فعالیتهای تاسیسی در این مرکز به حساب میآید.»
اخیرا مصوبهای نیز در شورای معین شورای انقلاب فرهنگی درباره وضعیت اشتغال طلاب تصویب شده است که بر اساس این مصوبه ۱۰ درصد استخدام آموزش و پرورش باید از میان طلبهها باشد (9 آذر 98 خبرگزاری مهر). محسن حاجیمیرزایی وزیر وقت آموزش و پرورش در 11 بهمن 1399 خبر داد: «این امکان فراهم شده تا برای بهرهگیری از ظرفیت حوزههای علمیه برادران و خواهران، طلاب بتوانند در هشت رشته آزمون استخدامی شرکت کنند و پس از شرکت در دوره یکساله، بهکارگیری شوند. طلاب قرار است از طریق مرکز تربیت مبلغ معلم حوزههای علمیه وارد آموزش و پرورش شوند. آموزش و پرورش و دانشگاه فرهنگیان ۲۵ هزار نفر طلاب زن و مرد را استخدام میکند و به کار میگیرند.» حجت الاسلام عبدالکریم بهجتپور مدیر مستعفی حوزههای علمیه خواهران با ضروی دانستن حضور معلمان انقلابی و دارای دغدغه فرهنگی و تربیتی در آموزش و پرورش گفت: «توجه به این مسئله در سال های گذشته مغفول مانده است و جا دارد حوزه های علمیه فرصت پیش رو را مغتنم دانسته و نسبت به تربیت طلاب جهت فعالیت در آموزش و پرورش بیش از پیش کوشش کنند.» (خبرگزاری حوزه، 2 تیر 1400).

ورود روحانیون و طلاب و فارغالتحصیلان حوزههای علمیه و مراکز آموزشی دینی به پستهای مدیریتی و ستادی آموزش و پرورش هم از برنامههای دیگری است که توسط سیاستگذاران دنبال میشود به طوری که سومین وزیر آموزش و پرورش بعد از انقلاب در کسوت روحانیت بود. هچنین نگاهی به عناوین و اسامی روسای سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی که یکی از تخصصیترین مراکز زیرمجموعه آموزش وپرورش است و وظایف مهمی مانند تهیه محتوا و تالیف و تدوین کتب درسی را بر عهده دارد مثال دیگری از این مقوله میتواند باشد. سکان مدیریت این سازمان که سالهاست توسط روحانیون مدیریت می شود در دست افراد زیر بوده است.
در کل مهم ترین سیاست در اجرای برنامه اسلامیسازی در مدارس و دانشگاهها در هر دو وزارتخانه تقویت حوزههای علمیه، وارد کردن نیروهای انسانی و فارغ التحصیلان از این مراکز و محول کردن این مهم به نهاد حوزه و تاسیس مراکز آموزشی مذهبی و قرآنی و تسهیل ورود روحانیون به مدارس و دانشگاهها تحت عنوان برنامههایی مانند «وحدت حوزه و دانشگاه»، «همکاریهای حوزه و دانشگاه» و «استقرار و جذب و استخدام طلاب در مدارس و آموزش و پرورش» و انتصاب روحانیون که از قدرت چشمگیری در تقسیم بندی قدرت برخوردارند و نقشی کلیدی در سیاست و اقتصاد کشور بازی می کنند در پستهای مهم در دو وزات آموزش و پرورش و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری توسط دولتها بود. اما آن چه که در طول این سالها در آموزش و پرورش مورد غفلت واقع شده و از چشم سیاستگذاران و سهامداران و مراکز تصمیمگیری آموزشی به عمد یا سهو دور مانده آموزش معلم و مربی و رشد و توسعه و به روزسازی مهارتهای حرفهای و توانمند کردن او و نقش موثر او برای اجرای هر برنامهای در آموزش و پرورش و آموزش عالی است.

از طرفی یکی از فلسفههای تاسیس و شکل گیری مدارس و دانشگاهها به سبک مدرن امروزی آشنا ساختن کودکان و شهروندان با روشها و متدهای علمی و علوم تجربی و تحقیق و پژوهش و اکتشاف به روش علمی و دور ساختن آنها از اوهام و خرافات و باورها و اعتقادات غیرعلمی یا شبه علمی و غلط و ناراست و تعصبات افراطی و بیجا بوده است. ورود روحانیون به مدارس و دانشگاه ها ممکن است این روند را کند یا فاصله این دو را کم رنگ یا حتی معکوس کند.
آموزش عالی در کشورهای در حال توسعه و عقبمانده
ادوارد شیلز (1966، صفحه 87) با تاکید بر اینکه دانشگاهها ابزارهایی برای ایجاد دولت، اقتصاد و فرهنگ هستند موفقیت برنامه های مدرنیزاسیون دولتهای تازه تاسیس را تا حد بالایی در گرو عملکرد نظامهای دانشگاهی آنها میداند. او دانشگاههای یک کشور را سمبل توسعه و مدرنیزاسیون می داند. او (1966) می گوید: «کشورهای توسعه نیافته به دانشمندان تحصیل کرده برای انجام بررسی روی منابع معدنی نیاز دارند. این کشورها نیاز به ابداع و اختراع روش هایی برای استخراج و پردازش منابع معدنی دارند. همچنین به متخصصانی در کشاورزی، ژنتیک، شیمی خاک، بیماریهای گیاهی، دامپزشکی، اقتصاد کشاورزی، راه سازی، فناوری اطلاعات و انرژی اتمی نیاز دارند. این کشورها به مدیران شرکت های صنعتی، شیمیدان، مهندس مکانیک و برق، اقتصاد دان و حسابدار برای وزارت اقتصاد، اقتصاددان برای تهیه طرح های اقتصادی و ارزیابی اجرای آنها دارند. جمعیت شناس و متخصص آمار برای ارزیابی نیروی انسانی و فعالیت های بی شمار آنها. این کشورها مخصوصاً به استادان و معلمانی زبده و متخصص برای دوره های دبیرستان و دانشگاهها نیاز دارند.» شیلز (1966) با مطرح ساختن این سؤال ها که آیا دانشگاههای کشورهای جهان سوم با وظایفی که برنامه های توسعهیافتگی پیش روی آنها میگذارد سازگار هستند یا نه؟ و آیا واقعاً این دانشگاهها می توانند به حد کافی و با مهارت های کافی افراد تربیت کنند و تحویل کشور دهند؟ می گوید: «قبل از اینکه به این سؤالات جواب داده شود باید متذکر شد که به غیر از چند دانشگاه انگشت شمار با پیشینه چند صد ساله بیشتر دانشگاههای کشورهای توسعه نیافته و کمتر توسعه یافته جدیدالتاسیس هستند. این دانشگاهها در کشورهایی مانند مصر، فیلیپین، پاکستان، و بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین هر ساله تعداد زیادی فارغالتحصیل بیرون میدهند. اما باید گفته شود که فارغ التحصیلان این دانشگاهها از کارایی لازم برخوردار نبوده و استانداردهای لازم را کسب نمیکنند. دانشگاهی که فارغالتحصیل با کیفیت بالا بدهد در این کشورها بسیار کم میباشد. در انقلابات سیاسی معمولاً تاکید رهبران انقلاب بیشتر بر حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور و سازماندهی و جایگزین کردن نیروها می شود.»
اصرار افراطی رهبران کشورها بر استقلال و توسعه کمی یک کشور که با کنار گذاشتن نیروهای متخصص و غیرسیاسی همراه می شود آنها را از توجه به آموزش و پرورش و آموزش عالی غافل میکند. رهبران انقلاب با گذشت زمان در مییابند که باید هزینهها و بودجههای زیادی را صرف آموزش عالی و آموزش و پرورش می کردند و آموزش افراد یک جامعه و تربیت متخصص زمانبر و یک سرمایه گذاری بلند مدت میباشد و از دست دادن هر متخصصی ضربهای بر پیکره توسعه می باشد. تاسیس یک دانشگاه یا مرکز آموزش عالی یا یک دانشکده که زیر نظر دانشگاه مادر باشد در یک شهر کوچک کار ساده و یک شبهای نیست بلکه باید با برنامه ریزی بلند مدت و نیازسنجی و توجه به کادر نیروی انسانی و توان بالقوه آن شهر باشد. در غیر این صورت نتایج و بازدهی آن کاملاً با اهداف از پیش تعیین شده مغایرت و به ضد خود تبدیل شده و آثار مخربی بر مسیر آموزش عالی خواهد داشت. به کار گماردن افرادی با صلاحیت ها و تخصصهای پایین که محصول این نوع دانشگاهها بوده و در سیستم جدید تربیت یافته و آموزش دیدهاند توسعه را با موانع جدی مواجه می کند. این افراد که جای افراد کارآمد و متخصص را گرفتهاند علاوه بر هدر دادن هزینهها و انرژی از انجام امور باز میمانند. از طرفی حاکمان جدید به عللی مانند ایدئولوژی و چسبیدن به شعارهای انقلاب و تکروی و تندروی و نداشتن درک درستی از اوضاع جاری جهان و عدم قدرت انعطافپذیری و اتخاذ سیاست هایی که با نیارهای شهروندان سازگاری و تطابق داشته باشد به متخصصان نظام قدیم اعتماد نمیکنند. موفقیت برنامههای توسعه یک دولت تا حد زیادی به عملکرد و سیستم دانشگاههای آن کشور برمیگردد. همان طور که اشاره شد رهبران کشورهای توسعه نیافته بیشتر همّ خود را صرف استقلال کشور میکنند و آموزش عالی و آموزش و پرورش را در اولویتهای بعدی قرار میدهند اما چیزی که روشن است علم و روشنگری قلب تپنده و مرکز توسعه و مدرنیزاسیون می باشد. تضعیف این بخش مستقیماً در روند توسعه تاثیر گذاشته و آن را کند میکند. همین طور هر گونه توسعه و تغییر در مدیریت آموزش و پرورش و آموزش عالی باید با دقت نظر بیشتری اعمال شود و توجه کافی به زیرساخت ها و تمهیدات مبذول شود.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی پیشرفتهای کمی و سخت افزاری زیادی در مدارس و دانشگاه ها حاصل شده و پذیرش دانشجو همواره سیر صعودی داشته است. دانشگاهها و مراکز آموزش عالی جدیدی ساخته شده و بیشتر کلاسها در دانشگاهها و مدارس به ابزارها و سخت افزارهای تکنولوژی آموزشی مانند کامپیوتر و برد هوشمند مجهز شده اند. اما آنچه مورد غفلت واقع شده عدم توجه کافی به بحث نیروی انسانی و آموزش، توانمندسازی و توسعه مهارتهای حرفهای معلم و استاد بوده است. نگارنده عقیده دارد که حداقل در مورد ایران این وضعیت در بعد از انقلاب اسلامی 1979 سیر نزولی داشته و تمرکز روی سختافزار و ظهور کمی انواعی از دانشگاههای متعدد در دوردستترین نقاط کشور بدون تمهیدات و فراهم نمودن زیرساختها و بستر لازم مانند تامین نیروی انسانی ماهر و متخصص از یک طرف و رانتی کردن آموزش عالی و هزینه کردن از دانشگاه برای افراد خاص متصل به منابع قدرت از طرف دیگر در تشدید این وضعیت نقش اساسی داشته و این فاصله را بیشتر کرده است.
به سخن دیگر ، اگرچه ساختمانها و ابزارهای پایه و ضروی تا حد زیادی مهیا شده اما متاسفانه وقتی وارد بحث و تحلیل نرم افزاری و ذهن و دانش و تواناییهای معلمان و مدیران و استادان میشویم با تغییرات ناچیزی مواجه میشویم. روشن است که مهم ترین تغییر و به روزسازی و تجهیز باید از نیروی انسانی شروع شود و توجه بر نیروی انسانی و بر پرورش و رشد آنها متمرکز شود که این اتفاق نیافتاده است. بی شک بهبود مهارتها و تخصص نیروی انسان خود میتواند به تغییر کیفی منجر شود.
شعبانی (صفحه 73) در این مورد میگوید: «اگر نظام آموزشی بخواهد تحولی اساسی در روشهای آموزشی خود به وجود آورد، باید به فکر دگرگونی و تجدید بنای تمام عواملی باشد که به طریقی در ایجاد فضا و جو یادگیری مؤثرند؛ زیرا تغییر قسمتی از نظام بدون تغییر سایر قسمتها نمی تواند سبب بروز تغییرات مؤثر و چشمگیر شود. بسیار دیده شده است که در مجموع امکانات فیزیکی یک نظام تغییری حاصل شده است، بدون اینکه تحولی در معلم و طرز تفکر او ایجاد شود؛ در نتیجه، به رغم تغییر برنامه ها، مواد و تشکیلات مدرسه، معلم تغییر نیافته، روشها و عادات قدیم را بی کم و کاست در محیط آموزشی جدید به اجرا در می آورد. وقتی برنامه های جدید با روشهای قدیم در هم می آمیزد، تجدید بنای نظام روی کاغذ باقی خواهد ماند و فقط به درد مسؤلان تبلیغاتی خواهد خورد. بنابراین، یکی از مهمترین مسائلی که در تجدید و نوآوری نظام آموزشی باید در نظر داشت، تجدید بنای اندیشه ها و باورهای معلم است؛ زیرا بسیاری از معلمان پس از تغییر یافتن یا تجدید بنای نظام آموزشی نمی توانند آنچه در زمینه تعلیم و تربیت و ارتباط آن با شرایط تغییر یافته آموخته اند، در کلاس درس اجرا کنند و در نتیجه دچار ناکامی می شوند و پیوسته احساس بیلیاقتی می کنند. آنان در مورد این ناکامی یا خود را سرزنش می کنند یا شرایط تغییر یافته را مقصر میدانند و مورد انتقاد قرار می دهند و حتی ممکن است در مقابل نوآوریهای مدرسه مقاومت کنند یا به طریقی آنها را به ریشخند بگیرند.»

شعبانی (ص. 73) علت شکست و ناکامی اکثر معلمان در مقابل نوآوریهای آموزشی، به ویژه روشهای پرورش تفکر را باورهای غلط و از پیش ساخته آنان می داند که بر اثر تکرار، در طول سالهای متمادی، در آنان تثبیت شده است.
امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی با تاکید بر اهمیت آموزش و پرورش و بحث فرهنگ میفرمایند: «مساله فرهنگ و آموزش و پرورش در راس مسائل کشور است. اگر مشکلات فرهنگی و آموزشی به صورتی که مصالح کشور اقتضا می کند حل شود، دیگر مسائل به آسانی حل می گردد. ما باید سالهای طولانی زحمت و مشقت بکشیم تا از فطرت ثانی خود متحول شویم و خود را بیابیم و روی پای خود بایستیم و مستقل گردیم و دیگر احتیاجی به شرق و غرب نداشته باشیم و باید از همان بچه ها شروع کنیم و تنها مقصدمان تحول انسان غربی به انسان اسلامی باشد. تمام وابستگان و انگلهای خارجی زاییده شده از این دانشگاه غربی بوده است (صحیفه نور، ج 15، ص. 192).
ایشان همچنین درباره اهمیت دانشگاهها در وصیتنامه الهی-سیاسی خود آورده است: «باید ملت غارت شده بدانند که در نیم قرن اخیر آنچه به ایران و اسلام ضربه مهلک زده است، قسمت عمده اش از دانشگاهها بوده است. اگر دانشگاه و مراکز تعلیم و تربیت دیگر با برنامه های اسلامی و ملی در راه منافع کشور به تعلیم و تهذیب و تربیت کودکان و نوجوانان جریان داشتند، هرگز میهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن امریکا و شوروی فرو نمیرفت و هرگز قراردادهای خانه خراب کن بر ملت محروم غارتزده تحمیل نمی شد و هرگز پای مستشاران خارجی به ایران باز نمیشد و هرگز ذخایر ایران و طلای سیاه این ملت رنجدیده در جیب قدرتهای خارجی ریخته نمی شد و هرگز دودمان پهلوی و وابسته های به آن اموال ملت را نمی توانستند به غارت برند....»
ادامه دارد
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ « مدیر صدای معلم » به دعوت « میثم حاجی پور مدیر کل حوزه ریاست و روابط عمومی سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس کشور » بازدیدی از مدارس محروم و غیربرخوردار و تعدادی از پروژه های در حال ساخت و تکمیل این سازمان در استان چهار محال و بختیاری داشت .
در این سفر 24 ساعته ، مجید عبداللهی معاون فنی و نظارت سازمان نوسازی مدارس کشور و کامران رهی مدیرکل نوسازی مدارس استان چهارمحال و بختیاری حضور داشتند .
همچون استان سیستان و بلوچستان ، « محرومیت » در جای جای استان چهار محال و بختیاری هویداست .
آن چه در این بازدیدها محسوس بود آن است که مدارسی که توسط سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس ساخته شده و یا حتا بازسازی شده اند از زیباترین و مستحکم ترین بناهای آن منطقه به نظر می رسند که نکات و اصول فنی مورد توجه قرار گرفته اند و این نشان می دهد که بر خلاف بسیاری از جاها که نظارت و پایش اساسا بی معنا و یا نمایشی است اما در سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس کشور این مهم رعایت می شود و جان دانش آموزان و معلمان ارزشمند است .
متاسفانه بر اساس یک قانون « نانوشته » در این کشور که البته مختص و محدود به آموزش و پرورش هم نیست ؛ زمانی که این مدارس « نو » تحویل ادارات آموزش و پرورش داده می شوند پس از چند سال در اثر بی توجهی ، سهل انگاری و فقدان دلسوزی این مدارس « مخروبه » می شوند چرا که ما اساسا در مقوله ی « نگه داری » ضعیف و سهل انگار هستیم و در این زمینه نه آموزش دیده ایم و نه حوصله ی توجه به موضوع « نگه داشت » داریم و بسیاری از منابع و فرصت ها از این طریق به هدر می روند .
و اما موضوع مهم دیگر ، تخریب محیط زیست و دشمنی با طبیعت است که به راحتی و بدون وجود هر گونه قانون و نظارت بازدارنده و پیشگیرانه توسط بسیاری از افراد به اصطلاح « شهروند » این کشور در حال انجام است و اقدام مناسب و پایداری هم برای این وضعیت و ابر بحران پیش رو مشاهده نمی شود .
در این بخش گزارش صدای معلم را از مدرسه علوی واقع در واقع در روستای دزک علیا از توابع شهرستان کوهرنگ استان محروم چهار محال و بختیاری را می خوانید .
گروه گزارش/

شنبه 11 تیر 1401 ، « نود اقتصادی » نوشت : ( این جا )
« بیمه دانا در سال گذشته زیان خالص ۲ هزار و ۷۸۵ میلیارد تومانی را تجربه کرده که رقمی عجیب در صنعت بیمه کشور است. زیان انباشته شرکت نیز به ۲/۸ هزار میلیارد تومان تا پایان سال گذشته رسیده است .
قابل ذکر است از مهرماه سال ۱۳۹۷ تا بهمن ۱۴۰۰ ابراهیم کاردگر مدیرعامل بیمه دانا بوده است . »

سرپرست اداره کل رفاه و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش 25 خرداد 1401 می گوید : ( این جا )
«امسال برای بیمه فرهنگیان با یک شرکت بیمه تجاری قرارداد بستهایم که توانگری خوبی دارد، گفت: «این شرکت از عهده سرویسدهی به همکاران برخواهد آمد و ما نیز سازوکارهای موثری را برای این امر تعبیه کردیم . »

طبق قرارداد منعقد شده بین وزارت آموزش و پروش و بیمه دانا حق بیمه تکمیلی فرهنگیان از ۴۹ هزار و ۵۰۰ تومان در سال ۱۴۰۰ به ۹۱ هزار و ۶۰۰ تومان یعنی تقریبا دو برابر افزایش پیدا کرده است . بیمه معلم قدیمی ترین بیمه خصوصی کشور است و یکی از استراتژیهای آن ارائه خدمات با کیفیت به جامعه فرهنگیان است .
نخستین پرسش « صدای معلم » از ایشان و وزیر آموزش و پرورش آن است که اگر « بیمه دانا » واقعا توانگری خوبی دارد چرا به وضعیت « زیان دهی » رسیده است ؟
و این در حالی است هر شرکتی که دارای زیان انباشته در چنین وضعیتی باشد از هر روشی برای جبران و ترمیم وضعیت خود استفاده خواهد کرد .
پرسش موکد « صدای معلم » از وزارت آموزش و پرورش آن است که چرا برای خرید بیمه از « بیمه ی معلم » که از نظر ماهیتی ارتباط نزدیکی با « صندوق ذخیره فرهنگیان » دارد اقدام نکرده است ؟

آن چه مهم است این است که « بیمه معلم » یکی از شرکتهای فعال در زمینه ارائه خدمات بیمههای بازرگانی است .
در وب سایت بیمه معلم این شرکت قدیمی ترین بیمه خصوصی کشور است و یکی از استراتژیهای آن ارائه خدمات با کیفیت به جامعه فرهنگیان است .
در عین حال مروری کوتاه بر پرتفوهای خدماتی شرکت بیمه معلم نشان میدهد این شرکت از پوشش دهندگان ریسک بیمههای درمانی تکمیلی است » . ( این جا )
صادق ستاری فرد سخنگوی وزارت آموزش و پرورش شنبه 31 اردیبهشت در پیامی توئیتری نوشت :
«با پیگیری جدی وزیر، بیمه طلایی (تکمیلی) فرهنگیان با خدمات و پشتیبانی مناسب بهداشتی و درمانی بعد از سال ها احیا شد . »
هشدار صدای معلم به وزارت آموزش و پرورش آن است که بر اجرای درست و کامل تعهدات شرکت بیمه گر نظارت دقیق و مستمر داشته باشند و وضعیت به گونه ای نشود که معلمان پس از گذشت مدتی همچون سابق احساس کنند که سرشان کلاه رفته و شرکت بیمه گر طرف قرار داد از چنین فرصتی برای جبران وضعیت ورشکستگی و زیانی دهی خود بهره جسته و معلمان به سیاق معمول به این نتیجه برسند که مرجعی برای احقاق حقوق قانونی آنان وجود ندارد .

پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

« از همه چیز خسته ام از هر چیزی
ای کاش پولدار بودم و تعدادی دوست خوب داشتم
کاش کشور بهتری داشتم ؛ ای کاش آدم بهتری بودم
کاش کارهای خیر بیشتری داشتم به جای تعداد زیادی گناه
کاش خانواده بهتری داشتم و
آرزو دارم آرزویی نداشتم
اگر به عقب برگردم خودم را می کشتم در بچه گی
ای کاش می توانستم آزاد باشم
ای کاش می توانستم آن طور که دلم می خواهد عمل کنم
ای کاش....»

امروز جمعه ۱۱ تیرماه شهیدستان کرج میزبان کنکور تجربی بود . از کله سحر تا ساعت 15 درگیر این آزمون نفس گیر و حواشی آن بودیم . وقتی آزمون تمام شد در شمارش پاسخ نامه ها یکی کم آمد .
وای خدای من !
یعنی پاسخ نامه را از حوزه خارج کردند؟
همگی بسیج شده و تمام اوراق را زیر و رو می کنیم تا اینکه پس از یک ساعت تقلا پاسخ نامه ای را لای دفترچه سوالات پیدا می کنیم . ناگهان چشمم به یادداشت پشت پاسخ نامه دوخته می شود ؛ یک پاراگراف با مداد به انگلیسی نوشته شده است .
به کمک اساتید زبان متن را ترجمه می کنیم.
به قول آقای علی پورسلیمان ، اوج ناامیدی و استیصال یک جوان ایرانی کنکور زده .
بارش یاس، فوران احساسات منفی
به راستی کدامین پل ارتباطی را شکسته ایم که جوانمان در کشور و خانواده خود احساس خفگی و یاس کرده و دیوار آرزوهایش کوتاه و کوچه های احساسش رو به بن بست آرزوهاست.
دلیل این حجم از بی تابی و دل مردگی چیست؟
آیا مسیر خوشبختی لزوما از جاده کنکور و آن هم پزشکی می گذرد؟

مسئله چیست؟
این روزهای پر استرس کرونایی اخبار ناگوار حوادث شب امتحانی، حین و پساکنکوری تقریبا از چهار گوشه کشور به گوش میرسد. ایستهای قلبی، سکتههای ناشی از مصرف ریتالین، استرسهای حاد، افسردگی های شدید، بی اشتهایی، ضعف و بیهوشی سر جلسه امتحان، ضربان قلب، فشارخون، تیکهای عصبی، سردرد، تهوع، خواب آلودگی و... سکه رایج بازار آشفته آموزش میباشد.
برخی از خانوادهها ماههاست که خود را در آپارتمانهای تنگ و تاریک قرنطینه کرده و روح و روان و جسمشان طراوت و شادابی لازم را از کف دادهاند. جامعه سالم متشکل از شهروندان سالم بوده و برای تربیت شهروند دولت باید هزینه در آموزش و پرورش را به مثابه سرمایهگذاری در آتیه کشور تلقی نماید.
مشکل کجاست؟
دلیل این همه هرج و مرج روحی و روانی، التهابات کنکوری، اضطرابات امتحانی و... چیست؟
کجای کار ما میلنگد؟
کدامین پل ارتباطی ترک برداشته و چرا جادههای عاطفه به بنبست رسیده است؟
به گفته دکتر حریرچی در ایام امتحانات شاهد رشد پنجاه درصدی استفاده خودسرانه از قرصهای ریتالین و... برای رفع بیخوابی و افزایش تمرکز در امتحانات هستیم. پنج درصد از دانشجویان و دانشآموزان سال آخر معتاد به مصرف ریتالین هستند.
ریتالین همانند قرص روانگردان اکس بوده و مصرف بیش از حد آن اعتیادآور است و عوارضی چون ضربان قلب، فشارخون، مشکلات معده، تیکهای عصبی، حرکات تکراری بیهدف، سردرد، خستگی، مشکلات گوارشی، تهوع و سکته مغزی را به همراه دارد.

استرس امتحانات و اضطراب کنکور
▫️استرس و اضطراب نوجوانان و جوانان حاصل از امتحانات در سالهای مدرسه و دانشگاه معطوف به فشار غیرمنطقی والدین، فشارات روحی و روانی معلمان و کلیت سیستم آموزشی، التهابات روحی و روانی به ارث رسیده از اجتماع، رسانههای گروهی، شبکههای اجتماعی، ماهواره ،گروه همسالان و از همه مهمتر حواشی کرونا ویروس میباشد.
چرایی استرس و عوامل استرسزا
به گفته روانکاوان ، استرس به معنای فشار و تنش روح و روان و واکنش بدن به آن میباشد. شرایط استرسزا میتواند عامل ایجاد افسردگی و اضطراب باشد.
حوادث پر استرس شامل پایان دادن به یک رابطه عاطفی طولانیمدت، از دست دادن شغل، طلاق، از دست دادن اعضای خانواده و نزدیکان، و تغییرات غیرمنتظره و بزرگ در زندگی است.
البته وجود استرس کنترل شده میتواند اثرات مثبتی در کمک به ارتقا و افزایش خلاقیتهای فردی داشته باشد. بالعکس استرس شدید و طولانی اثرات منفی فیزیولوژیکی، احساس خستگی ممتد، بیحالی، بیمیلی و افسردگی را به همراه دارد.
عوامل مؤثر در اضطراب امتحان
عوامل شخصیتی، اجتماعی، خانوادگی، فرهنگی، آموزشگاهی و...، ترس از آینده، تصویر غیرواقعی از خود، پیشینه منفی، عوامل عاطفی و فیزیکی حین و قبل و بعد امتحانات، اعتماد به نفس پایین، شکستهای پیشینی اختلالات وراثتی و... قابل ذکرند.
روانشناسان از برنامهریزی، استراحت، خواب راحت، تغذیه سالم، تمرکز فکری، مثبتاندیشی، آرامش روحی_روانی بهعنوان هفت قانون طلایی برای کاهش استرس یاد میکنند.
مدارس خاص
به دلیل غربالگری معیوب و انتخاب نادرست دانشآموزان تیزکوش به جای تیزهوش در مدارس خاص، در ادامه شاهد آسیبهای روحی و روانی شدیدی خواهیم بود. فشار روانی اولیا و مربیان به دانشآموزان برای کسب حد نصاب نمرات و معدل بیشتر، فشار بر دانش آموز برای کسب رتبههای جشنوارههایی چون خوارزمی و همچنین قبولی در رشتههای خاصی چون گروه پزشکی، از عوامل اصلی بروز استرسهای شایع میباشد.

چه باید کرد؟
مثلث خانواده، مدرسه و اجتماع هر سه در توفیقات و ناکامیهای آموزشی و تربیتی فرزندان ما دخیل هستند. اگر دانشآموزی با تربیت خانوادگی نرمال و شرایط اجتماعی خوب به مدیر، معاون و یا معلم مسئلهدار برخورد کند، احتمال لغزش او افزایش خواهد یافت. همچنین دانشآموز با خانواده و مدرسه سالم، در جامعهای مریض و آلوده، به راحتی نمیتواند از آسیبهایی چون اعتیاد اینترنتی، قرصهای ریتالین و... در امان بماند. ضمن اینکه دانشآموز خانواده مسئلهدار، مشکل خود را به مدرسه منتقل خواهد کرد.
برای تربیت دانشآموزان مبتنی بر منشور حقوق شهروندی در هزاره سوم لازم است بین خانواده، مدرسه و اجتماع تعادل و تعامل مناسب صورت گیرد.
جامعه سالم متشکل از شهروندان سالم بوده و برای تربیت شهروند دولت باید هزینه در آموزش و پرورش را به مثابه سرمایهگذاری در آتیه کشور تلقی نماید.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید