صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

چالش های آموزش و پرورش ایران و بلند پروازی در اهداف و آرمان ها و تربیت انسان ها  در جریان بازدیدی که به منظور بررسی مسائل و مشکلات مدارس شهرستان های ابهر ، خرمدره، سلطانیه با حضور دکتر رخشانی مهر معاون وزیر و رئیس سازمان نوسازی توسعه و تجهیز مدارس کشور و حجت الاسلام آقای حسن شجاعی علی آبادی، نماینده منطقه و جمعی از مسئولین استانی و سه شهرستان از منطقه داشتند مصوباتی در پی داشت.

* متعاقب این بازدید، در جلسه ای مصوباتی جهت تخصیص اعتبار و تجهیز مدارس سه شهرستان به تصویب رسید که از جمله آنها:
۱.تخصیص اعتبار جهت تکمیل پروژه مدرسه گلشهر ابهر
۲.تخصیص اعتبار جهت چمن مصنوعی مدرسه پویا ایهر
۳.تخصیص اعتبار ملی برای تکمیل پروژه فاطمه الزهرا (س) ابهر و شروع پروژه جدید از محل جابه جایی اعتبار
۴. موافقت با تامین بخشی از اعتبار برای ساخت هنرستانی در خرمدره
۵. برچیده شدن دو مدرسه کانکسی در سلطانیه و احداث ۲ مدرسه جدید
۶. موافقت با تامین بخشی از تجهیزات مورد نیاز مدارس سه شهرستان
۷. موافقت با تامین آسفالت بخشی از مدارس نیازمند شدید سه شهرستان
۸. موافقت با تعمیر سیستم گرمایشی برخی مدارس سه شهرستان
۹.موافقت با تامین بخشی از نیازهای مدارس به ایزوگام سه شهرستان

با نگاهی به این صورت جلسه انتظار می رفت نماینده ای که عنوان ریاست کمیسیون اصل نود را بر عهده داشت این موارد را در کمیسیون مطرح می ساخت و به جای افزایش سطح پذیرش دانشجو برای پزشکی، تلاش می کرد تا نیازمندی های مقدماتی آموزش و پرورش را که زیر ساختی ترین بخش در تربیت انسان توسعه یافته است مهیا کند تا آدم با دیدن صورت جلساتی از این دست دچار شدیدترین حالت غلیان روحی نشود زیرا می بیند که اعتبار شهرستان و مردمانی با چنین مطالبات سخیفی به بازی گرفته شده اند.

چالش های آموزش و پرورش ایران و بلند پروازی در اهداف و آرمان ها و تربیت انسان ها

اینها مطالبات چندان زیادی نیستند که نیاز به تعریف و تبلیغ و ارائه بیلان داشته باشد برای نمونه بند ۷.موافقت با تامین آسفالت بخشی از مدارس نیازمند شدید سه شهرستان این بند را می شد از محل تامین کمک های مردمی و شورا و شهرداری ها به انجام رساند .

در بحث آموزش و پرورش که یکی از مهمترین قرارگاه های فکری و توسعه ای جامعه امروزین محسوب می شود حرف و سخن چندان زیاد و دارای محتواست که گمان نمی رود بشود آن را در قالب مسائلی چون ۸.موافقت با تعمیر سیستم گرمایشی برخی مدارس سه شهرستان گنجاند. آن چنان سطحی و پیش پا افتاده است که اگر فردی توانست چند عدد بخاری و یا مقداری سوخت تهیه کند او را دراین امر موفق نشان داد و رزومه ای برایش ساخت .

ما با سطحی و خرد کردن نگاه به مسئولیت ها و مدیریت ها عملا میل و اشتیاق را از بین برده ایم ؛ برای نمونه به این هدف در سیستم آموزش و پرورش ایران که توسط قانونگذار تدوین و ابلاغ شده است عنایت بفرمایید : توجه به اهميت رشد اقتصادي به عنوان وسيله اي براي رسيدن به رشد توسعه اجتماعي .

آنگاه به نحوه عمل مسئولان و نمایندگان ما در نگاه و حمایت از آموزش پرورش متمرکز شوید ! سیستمی که برای خریدن چند عدد بخاری باید معاون وزیر را تا استان بکشد چگونه قادر می شود که در چنین زمینه فراخی ید طولایی برای تغییر داشته باشد ؟

نماینده ای که از معاون وزیر، چنین درخواستی را می کند با چه توان و برنامه ای می تواند در مجلس طرح هایی را پیشنهاد دهد که ضامن تغییر و تحول و تعالی در آموزش وو پرورش باشد ؟

و مدیری که در نشست با معاون وزیرش درخواست خریدن چند بخاری و یا چند ده متر ایزوگام را ارائه می دهد چگونه می تواند از نیازمندی هایی سخن بگوید که با عنایت به نرخ رشد جمعیت و تعالی دانش نسل های آینده که متوجه سازمان تحت تولیتش خواهد بود حرف بزند ؟

به راستی اگر در اهداف زيستي آموزش و پرورش زیر مولفه هایی چون تامين سلامت جسمي و بهداشت رواني بافراهم ساختن شرايط مناسب وجود داشته باشد مدرسه ای و یا مدیریتی که نیاز حیاتیش چند عدد بخاری و چند متر ایزوگام است چگونه می تواند این اهداف را تامین کند ؟

چالش های آموزش و پرورش ایران و بلند پروازی در اهداف و آرمان ها و تربیت انسان ها

در اهداف آموزش و پرورش و در بند اهداف علمی آموزشی مولفه های زیر گنجانده شده است : کجایند آنانی که با رانت تا آنجایی که توانستند عناصر فاقد برنامه و بی هنر را وارد عرصه مدیریت سیستم آموزشی کردند و آنها به جای اقدام علمی به مدیریت در داخل سیستم، عنصر همراه شدند تا به وقت نیاز پاشنه ها بالا بکشند ، ادای دینی کنند تا مدارج بالاتری بیابند و امروز عبرتی از آن گرفته نشده است .

« تقويت روحيه تحقيق، تعقل و تفكر، بررسي و تعمق، نقد و ابتكار » .

به راستی با شرایطی که در صورت جلسه با حضور معاونت وزیر در ابهر گنجانده شده است ؛ آیا پیش بینی شده است که چگونه این اهداف محقق خواهد شد؟

مدرسه ای که برای گرم کردن دانش آموز، بخاری ندارد و یا سقفش چکه می کند چگونه ممکن است که محیط مناسبی برای تحقق این اهداف باشد ؟

در اهداف اعتقادی این سازمان آمده است که :

« ايجاد زمينه لازم براي خود شناسي و خداشناسي و تقويت روحيه حقيقت جويي »

آیا اهداف یادشده محقق شده است و یا می شود؟ یا با شرایط موجود تلاشی برای نهادینه شدنش انجام گرفته است نمود روشن آن چگونه است.

به نظر می رسد سایه سیاست و سیاست پیشگان بر این نهاد سنگینی می کند. مدیران سهمی که حتی توان اداره یک مدرسه را نداشتند صاحب پست مدیریت آموزش و پرورش شده اند.

چالش های آموزش و پرورش ایران و بلند پروازی در اهداف و آرمان ها و تربیت انسان ها

ما با سطحی و خرد کردن نگاه به مسئولیت ها و مدیریت ها عملا میل و اشتیاق را از بین برده ایم . باید بپذیریم که:

نتوانستیم و یا نخواستیم . و بازی های نابه جای درون قدرت ،قهر و قهربازی وام داران ، ما را از این توانستن ها و خواستن ها دور ساخت.

امروز جوان ما اسیر تبلیغات کاذب شده است و درگیر با خویشتن خویش و گرفتار در سرابی که توهم زاست.

آیا سیستم آموزشی و پرورشی ما نمی توانست بهتر از این باشد ؟

امروز همه مراجع رسمی انتظامی و امنیتی در زیر فشار رفتارهای نابه هنجار کودکان و جوانانی قرار گرفته اند که قرار بود آموزش و پرورش آنها را انسان متخلق به اخلاق حتی بهتر از نسل های گذشته بار بیآورد.

این سیستم آموزشی چه کار کرد ؟

جوانان و نوجوانان را به کجا راند ؟

کجایند آنانی که با رانت تا آنجایی که توانستند عناصر فاقد برنامه و بی هنر را وارد عرصه مدیریت سیستم آموزشی کردند و آنها به جای اقدام علمی به مدیریت در داخل سیستم، عنصر همراه شدند تا به وقت نیاز پاشنه ها بالا بکشند ، ادای دینی کنند تا مدارج بالاتری بیابند و امروز عبرتی از آن گرفته نشده است گویی که در نزد سیستم آموزشی و مدیران آن پرداختن به کیفیت و تحول در مدیریت به اندازه یک آسفالت کردن بام مدرسه اهمیت ندارد !

اگر در ساختار اجتماعی و ساخت قدرت بخواهیم به آموزش و پرورش بپردازیم در عمل آموزش و پرورش را می توان پل انتقال کودک خانواده به جوان اجتماع یاد کرد یعنی اجتماعی شدن انسان که به نوعی تعریف روشنی از نقش آفرینی های موثر انسان را به نمایش می گذارد به توسط آموزش و پرورش انجام می شود و از این روست که در منشور و میثاق ملی ما یعنی قانون اساسی دولت موظف به رایگان کردن هزینه ها و واجب التعلیم بودن همه افراد در سنین مختلف دانسته و حتی هر نوعی از ممانعت از تحصیل جرم انگاری شده و مجرم تحت تعقیب قرار می گیرد.

حال سخن سر این است که کدام یک از این اقدامات به نتیجه نشسته و جوان امروزی به موجودی تبدیل شده است که تصویر آن را قانونگذار ترسیم کرده است؟


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چالش های آموزش و پرورش ایران و بلند پروازی در اهداف و آرمان ها و تربیت انسان ها

منتشرشده در یادداشت
شنبه, 08 مرداد 1401 10:00

فاجعه ی اصلی سیل نیست ؟!

فاجعه سیل و توسعه نیافتگی ایرانی ها

نماینده دماوند و فیروزکوه در مجلس مورد سیل اخیر:

«با توجه به اینکه تعداد زیادی خودرو و افراد غیر بومی برای گردش به دماوند و فیرزوکوه آمده بودند نمی توان آمار دقیقی از تعداد مفقودین و فوتی های ناشی از سیل اخیر ارائه کرد»

بیش از ده روز است که از تمام رسانه ها و حتی پیامک گوشی اخطار داده می شود که احتمال وقوع سیلاب فراوان است و این چند روز سفر نروید و در آخر جماعتی را مشاهده می کنیم که پای بساط چای و کباب و قلیان در کنار رودها و مکانهای سیل خیز غافلگیر می شوند.

آدم یاد این خاطره منسوب به رئیس جمهور سابق فرانسه می افتد:

نقل است در سال ۱۳۵۵ ژیسکاردستن رئیس‌ جمهور وقت فرانسه به ایران سفر می‌کند و شاه شخصا به استقبال او می‌رود و با هم در یک ماشین می‌نشینند. در آن زمان کتاب «به‌ سوی دروازه‌ های تمدن» در خارج چاپ شده بود. در ماشین، شاه در مورد کتاب صحبت می‌کند و توضیح می‌دهد که ما پل و جاده ساختیم و به دروازه‌های تمدن داریم می‌رسیم. در جایی در نزدیکی میدان انقلاب فعلی، گل کاری شده بود که دور این گل کاری حصار کشیده بودند. دستن خطاب به شاه می‌گوید: شما قدری تأمل کنید.در کشوری که مثلاً برای بیست هزار تومان گل کاری، دویست هزار تومان حصار می‌کشید که مردم گل ها را لگدکوب نکنند، حرف از توسعه زدن حرف صحیحی نیست. شما باید پول گل کاری و نرده‌کاری را روی منابع و سرمایه‌های انسانی صرف کنید. در کشور شما انسان ها باید توسعه‌ یافته شوند» .

البته یک مقام سیاسی بلند پایه آن هم در دیدار با پادشاه یک کشور دیگر محافظه کارتر از آن است که این گونه میزبان خود را کنف کند و احتمالا این روایت جعلی است، اما حقیقت تلخی در آن نهفته است.

فاجعه سیل و توسعه نیافتگی ایرانی ها

در کشوری که برای درمان مدفوع الاغ استعمال می کنند و آن را در بسته بندی های مجهز می فروشند .

در کشوری که پس از چند روز اخطار سیل باز عده بسیاری وسط حادثه حضور دارند و با اراده شخصی قربانی سیل می شوند .

در مملکتی که یاوه گویان و متوهمان مخاطبان بسیار بیشتری از اهالی اندیشه و کتاب دارند .

در مملکتی که نام امثال عباس تبریزیان مطرح می شود .

در مملکتی که از سیاست مدار تا فوتبالیست ملی پوشش با دعانویس و رَمال در ارتباطند .

در چنین مملکتی سخن گفتن از توسعه و آزادی و پارلمان و روشنگری حقیقتا سخنی بیهوده است...

( کلیپ :

رفتار عجیب یک کرمانی در سیل ؛  این فرد جان خود را از دست داد )

کانال خرمگس


فاجعه سیل و توسعه نیافتگی ایرانی ها

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه /

گزارش صدای معلم در مورد وضعیت و کارکرد روابط عمومی و پرتال وزارت آموزش و پرورش

هنوز مسئولی به گزارش صدای معلم با عنوان « رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش دقیقا توضیح دهد معلمان باید چگونه " مطالبه گری " کنند تا بهانه به دست دشمنان نظام و انقلاب ندهند ؟ » ( این جا ) ؛ پاسخی ارائه نکرده است .

بخشی که بر اساس اصول منطق و علم ارتباطات باید نبض سازمان و عصاره و الگوی پاسخ گویی در برابر افکار عمومی و « حوزه عمومی » باشد .

مدت هاست که نشست های رسانه ای در این وزارتخانه تعطیل شده البته نه به بهانه « کرونا » که پیش تر توسط مسئولان و مدیران بیان می شد اما به نظر می رسد که روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش همچون بسیاری از بخش های این وزارتخانه برنامه ی مشخصی برای بهبود و نوآوری در امور مرتبط ندارد و کارها همچنان بر مدار « روزمرگی » می چرخد .

فرد و یا نهادی هم مدیران این بخش را به سبب وضعیت موجود مورد پرسش و یا بازخواست قرار نمی دهد .

پیش تر و به ویژه در زمان وزارت فانی اگر انتقادی از یک معلم در صدای معلم منتشر می شد مسئولان مربوطه احساس مسئولیت کرده به تکاپو می افتادند و مساله را تا حصول نتیجه مورد بررسی قرار می دادند .

 بسیاری از اوقات پرتال وزارت آموزش و پرورش که به نوعی ویترین وزارت آموزش و پرورش و محلی برای انعکاس اخبار و رویدادهای این حوزه است از دسترس خارج می باشد .

گزارش صدای معلم در مورد وضعیت و کارکرد روابط عمومی و پرتال وزارت آموزش و پرورش

البته هیچ فرد و نهادی هم برای این وضعیت نه توضیحی می دهد و نه عذرخواهی می کند .

« صدای معلم » بارها در گزارش های اختصاصی و در گزارش های متعدد خود نوشته است : ( این جا )

« چرا برخی از دوایر ستادی و نهادها و سازمان های مستقر در این وزارتخانه از برگزاری نشست رسانه ای طفره می روند .

جاهایی مانند صندوق ذخیره فرهنگیان ، مرکز برنامه‌ریزی منابع انسانی و امور اداری ، اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران ، سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان ، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، معاونت حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش ، دانشگاه فرهنگیان ، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی ، ستاد همکاری های حوزه علمیه و آموزش و پرورش ، معاونت برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش ، انجمن مرکزی اولیا و مربیان وزارت آموزش و پرورش ، مرکز امور بین الملل و مدارس خارج از کشور ، اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش ، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ،  سازمان مدارس و مراکزغیر دولتی و توسعه مشارکت های مردمی وزارت آموزش و پرورش و...

اساسا آیا در وزارت آموزش و پرورش میان مدیر پاسخ و غیرپاسخ گو تفاوتی هست ؟

وضعیت طوری نیست که بخواهند مانند سابق کرونا را بهانه کنند .

امیدوارم که مساله ترس از رسانه ها نباشد . »

پرسش « صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش و متولی نهاد روابط عمومی در این وزارتخانه این است که چه کسی باید پاسخ گوی این وضعیت آشفته و فرار از پاسخ گویی و مسئولیت پذیری مدیران باشد ؟

گزارش صدای معلم در مورد وضعیت و کارکرد روابط عمومی و پرتال وزارت آموزش و پرورش

پیش تر ، مصطفی بابایی رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش در سخنانی گفته بود :

« متاسفانه جریان های ضد انقلاب به دنبال سوءاستفاده از جایگاه معلم و ارائه هجمه های سنگینی به شأن و منزلت معلم هستند . فرهنگیان باید در شرایط فعلی هوشیار باشند و بهانه دست دشمنان نظام و انقلاب ندهند ».

توصیه « صدای معلم » به آقای بابایی این است که به جای نصیحت به معلمان بابت مطالبه گری حقوق قانونی شان فکری برای کارکرد واحد سازمانی و وظایف بر زمین مانده ی خود کنند .

هوشیاری در انجام درست و علمی امور با چاشنی تعهد و دلسوزی است .

همین !

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گزارش صدای معلم در مورد وضعیت و کارکرد روابط عمومی و پرتال وزارت آموزش و پرورش

منتشرشده در گفت و شنود

گروه گزارش/

گزارش صدای معلم از بی برنامگی و بی عملی وزارت آموزش و پرورش در آستانه ی موج های جدید کرونا و تعطیلی مدارس

وزارت بهداشت ایران روز جمعه، هفتم مرداد، از جان ‌باختن ۵۴ نفر دیگر در یک شبانه‌روز گذشته بر اثر کرونا خبر داد .

بر اساس اعلام این وزارتخانه همچنین نزدیک به هشت هزار (۷۸۴۹) بیمار جدید در همین بازه زمانی شناسایی شده‌اند .

گزارش صدای معلم از بی برنامگی و بی عملی وزارت آموزش و پرورش در آستانه ی موج های جدید کرونا و تعطیلی مدارس

از هفته‌های پیش موج جدیدی از شیوع ویروس کرونا در ایران آغاز شده و بر اساس آخرین اعلام رسمی وضعیت ۵۷ شهرستان، قرمز و ۸۶ شهرستان، نارنجی اعلام شده است .

وزیر بهداشت به باشگاه خبرنگاران جوان می گوید : « کرونا مساله شخصی نیست و مردم در جامعه حضور می یابند، بنابراین نیاز است اقدام به تزریق واکسن کنند.  می طلبد مراسم‌های عزاداری محرم در محیط باز برگزار شود و در محیط بسته نیز تهویه مناسب باشد تا از انتشار ویروس جلوگیری شود . »

اما وزیر کشور اعلام می کند برگزاری هیات‌ها در فضای بسته مشکلی ندارد .

گزارش صدای معلم از بی برنامگی و بی عملی وزارت آموزش و پرورش در آستانه ی موج های جدید کرونا و تعطیلی مدارس

وزیر آموزش و پرورش در پاسخ به یک خبرنگار که عنوان می کند با توجه به شیوع کرونا آیا برنامه ی خاصی برای بازگشایی مدارس مد نظر هست و این که تمهیداتی اندیشیده شده یا نه ؛ چنین پاسخ می دهد :

« به رسانه های عزیز بارها عرض کردم آخرین جایی که تعطیل می شود « مدرسه » هست و اولین جایی که در همه گیری ها چه ملی و چه جهانی باز می شود مدرسه است . نظام آموزشی بحران زده ما بیش از این توان و تحمل شوک ناشی از تعطیلی و تکرار تجارب شکست خورده ای مانند شبکه شاد در مدارس عادی دولتی را که اکثریت مدارس را تشکیل می دهند ندارد .

مدرسه باید آخرین جایی باشد که تعطیل می شود و اولین جایی باشد که باز می شود . البته ما باید رعایت کنیم . در   آخرین جلسه کرونا روز شنبه مصوب شد که سال آینده مدارس و دانشگاه ها حضوری خواهند بود و با قوت هم حضوری خواهند بود . اگر موردی باشد ستاد کرونا اعلام می کند و ما هم تابع این ستاد هستیم . »

جنس این گونه سخنان تکراری و کلیشه ای است و در طول دو سال تعطیلی مدارس بر اثر بحران کرونا هم بارها از زبان وزیر وقت آموزش و پرورش شنیده شد اما تغییری در اوضاع حاصل نشد .

به نظر می رسد وزارت آموزش و پرورش بی توجه به سرعت شیوع کرونا برنامه و یا برنامه ریزی مشخصی برای سال تحصیلی جدید ندارد و بیم آن می رود تا همچون گذشته و تحت تاثیر عوامل حاشیه ای و غیرمسئول همان وضعیت سابق باز تولید شود .

گزارش صدای معلم از بی برنامگی و بی عملی وزارت آموزش و پرورش در آستانه ی موج های جدید کرونا و تعطیلی مدارس

تاکنون وزارت آموزش و پرورش و نهادهای ذی ربط گزارش مدون و مستندی از پیامدها و عوارض دوسال تعطیلی مدارس مانند افت تحصیل ، ترک تحصیل  ، بهداشت روان و... ارائه نکرده اند اما آن چه بدیهی و محرز است آن است که نظام آموزشی بحران زده ما بیش از این توان و تحمل شوک ناشی از تعطیلی و تکرار تجارب شکست خورده ای مانند شبکه شاد در مدارس عادی دولتی را که اکثریت مدارس را تشکیل می دهند ندارد .

سیاست وزارت آموزش و پرورش در آن دو سال ، حضور اختیاری دانش آموزان در مدارس بود که این مساله به شدت موجب « لوث شدن » آموزش گردید اما به نظر می رسد که وزارت آموزش و پرورش از آن تعطیلی طولانی مدت مدارس درس نگرفته و همچنان غرق در روزمرگی منتظر تصمیم نهادهای خارج از آموزش و پرورش در مورد سرنوشت و آینده میلیون ها دانش آموز و معلم است .

گزارش صدای معلم از بی برنامگی و بی عملی وزارت آموزش و پرورش در آستانه ی موج های جدید کرونا و تعطیلی مدارس

واقعا این پرسش مطرح است که چرا واکسیناسیون دانش آموزان نباید اجباری باشد و همچون حضور آنان در مدارس اختیاری تلقی گردد ؟

قرینه ی این جنس حضور دانش آموزان در مدارس در کدام یک از نظام های آموزشی جهان یافت می شود که یوسف نوری به عنوان وزیر آموزش و پرورش به تجارب جهانی در مورد بازگشایی مدارس اشاره دارد ؟

نظام آموزشی بحران زده را دریابید !


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گزارش صدای معلم از بی برنامگی و بی عملی وزارت آموزش و پرورش در آستانه ی موج های جدید کرونا و تعطیلی مدارس

منتشرشده در گفت و شنود

شعری به مناسبت بحران سیل و مدیرانی که عکس های یادگاری می گیرند

باز سیل آمد، مدیران، عکس های یادگاری
پاچه های غرقه در گل، بر سبیل پاچه خاری

از مدیریت نداند جز همین در آب رفتن
آب های راکد اما، بعد از آن آب جاری

می رسد بحران و بعدش می رسد آن مرد بحران
تا ز بحران باز سازد مستند های اداری

یک‌ کلیپ تازه از احساس مسئولیت خود
یک دو عکس دسته جمعی شاخص مردم‌مداری

باز باران با ترانه با گهرهای فراوان
می رسد باید که راه رفتنش را وا گذاری

خانه کردی در مسیل و سیل صاحب خانه ات شد
لاجرم این خانه آخر دست مالک می سپاری

سیل می آید که گوید با زبان غرش خود
ای مدیر بی لیاقت مانده ای در بی عیاری

می رود این سیل و با خود می برد نقد عیارت
تا که بنشاند تو را بر مسند بی اعتباری

شعری به مناسبت بحران سیل و مدیرانی که عکس های یادگاری می گیرند

( سیل امام زاده داود و حضور « علیرضا زاکانی » شهردار تهران )

کانال هفت جوش


شعری به مناسبت بحران سیل و مدیرانی که عکس های یادگاری می گیرند

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور