
خبر تعرض یک معلم ۵۵ ساله به ١٨ دانش آموز دختر در شهرستان فردوس استان خراسان جنوبی، خبری به غایت شوکه کننده و دهشتناک بود. اگر در نظام آموزشی و همین طور نظام سلامت روان ما ، آموزش سیستماتیک خودمراقبتی و آگاهی جنسی برای کودکان وجود داشت احتمالا با چنین مسالهای با این ابعاد مواجه نمیشدیم. خبر این اتفاق البته نکته غم انگیز دیگری هم داشت که کمتر مورد توجه قرار گرفت. رئیس کل دادگستری استان خراسان جنوبی در این رابطه به «رکنا» گفته است که فقط خانواده ٧ نفر از دختربچه های قربانی حاضر به طرح شکایت از فرد متجاوز شدهاند. به عبارتی ١١ خانواده اقدامی انجام ندادهاند.
این مساله یعنی عدم شکایت و دادخواهی خانواده ١١ دانش آموز که فرزندان آنها مورد جنایتی به این شکل قرار گرفتهاند یک زنگ خطر برای نظام حقوقی و قضایی و فرایندهای دادرسی کشور خصوصا در مورد جرایم مرتبط با حیثیت افراد است. به عبارتی شرایط در ایران به گونهای است که قربانیان این دست جنایات علاوه بر صدمه و آسیب شدیدی که بابت وقوع جنایت متحمل میشوند، زمینه مساعدی برای دادخواهی هم پیش روی خود نمیبینند. البته تنها بخشی از این را میتواند ناظر به اشکالات قضایی در کشور دانست و حتما بخش مهمی از این آسیب ناظر به خلاءهای اجتماعی و فرهنگی است.
پیش تر هم در موارد مشابه بسیار دیده بودیم که خانوادهها تحت تاثیر فشارهای اجتماعی و تصوری که از مساله حیثیت و آبرو دارند، عطای دادخواهی قضایی را به لقاء آن میبخشند. یک نمونه اخیر آن بریدن سر یک زن جوان ١٧ ساله به نام مونا حیدری توسط شوهرش در اهواز بود که در بهمن ماه سال قبل رخ داد و طبق اظهارات مقامات قضایی، اولیاء دم اقدام به طرح شکایت از قاتل نکردند.
هر چه هست عدم اقدام برای دادخواهی قضایی در این دست موارد نشان از یک بی تعادلی و عقب ماندگی حقوقی در ایران دارد و عموم قربانیان یا خانوادههای آنها فکر میکنند که بعد از دادخواهی حمایت قانونی و فرهنگی و اجتماعی لازم از آنها به عمل نمیآید. اینکه خانواده ١١ نفر از قربانیان این تعرض برای ثبت شکایت و دادخواست خود اقدامی نکردهاند یک زنگ خطر حقوقی، فرهنگی و اجتماعی است که باید جدی گرفته شود.
کانال سخنرانی ها
متاسفانه روز عید قربان امسال، یاسین دانش آموز فوتبالیست ۱۷ ساله بلوچ ساکن شهرستان زرآباد به همراه دوستانش برای فرار از موج گرما و تفریح به رودخانه پناه برده و یاسین نام آور در گودالی غرق می شود. از ان تاریخ تا به امروز کند و کاو برای پیدایی جنازه این ورزشکار خوشنام بی نتیجه مانده است.
جالب است بدانیم فقط روز اول حادثه بیش از هزار نفر از استان های سیستان و بلوچستان و هرمزگان برای پیدا کرده جنازه یاسین بسیج شده و در قالب گروههای مردمی و جهادی کلیت منطقه حادثه را با امکانات اولیه جست و جو می کنند ؛ در ادامه نیروهای دولتی و نهادهای مرتبط جملگی با تمام امکانات داشته و نداشته شان به خیل عظیم جست و جوگران خودجوش و داوطلب مردمی پیوسته و منطقه را زیر و رو می کنند.
متاسفانه بعد از گذشته ده روز کوچکترین اثری از جنازه یاسین مغروق در دست نیست.
آنچه مسلم است یاسین به رودخانه خروشان زرآباد ملحق شده و برگشت پذیر نیست ولی در حاشیه این حادثه جانسوز نباید از کنار دو مسئله مهم و حیاتی بی تفاوت عبور کنیم.
نکته اول؛
روحیه همدلی، نوع دوستی و اتحاد و انسجام زمان حادثه می باشد.
حضور هزار نفر داوطلب خودجوش برای پیدایی یک نوجوان مغروق در آبستن رودخانه، نویدبخش مانایی و پایایی روحیه جوانمردی و نوع دوستی هموطنان بلوچستان در حوادث غیرمترقبه می باشد.این روحیه ستودنی بوده و البته قابل تعمیم به چهارگوشه مام میهن در قالب رنگین کمان اقوام ساکن بر پیکره فلات گسترده ایران می باشد.
البته هر چقدر از پایتخت و کلان شهرها به سمت روستاها و شهرهای کوچک تر دورتر می شویم روحیه نوع دوستی، دگر خواهی ،ایثار و فداکاری تصاعدی فوران می کند. این مساله متاسفانه نشان از دور شدن مرکزنشینان از ذات طبیعی خود و افتادن در ورطه خودخواهی و منفعت طلبی های شخصی است.
و اما مطلب دوم آن است که: چرا باید توزیع امکانات ،ثروت و موقعیت در مملکتی که شعار عدالت سر می دهد این قدر ناعادلانه و نامتوازن باشد؟
متاسفانه با وجود کارهای جهادی اوایل انقلاب و خدمات رسانی بی منت به مناطق محروم و روستاها، در ادامه ما گرفتار سیکل باطل محور _ پیرامون شده ایم . محور پایتخت و چند کلان شهر بوده و مابقی کشور پهناور ایران به نسبت محرومیت خواسته و ناخواسته به پیرامون مبدل شده اند.
در خبرها داشتیم که بیش از ۷۰ درصد دارائی و ثروت مملکت در تهران آرام گرفته است. به قول معروف سی استان کار می کنند تا پایتخت را سیر کنند. البته در اطراف تهران ، کرج مملو از حاشیه نشینانی است که به قوت لایموت شب خود محتاجند. توزیع مثلث « ثروت، قدرت و موقعیت » در ایران به شدت ناعادلانه و رانت محور است. اگر وصل مافیا نباشی محال است بتوانی فراتر از حد متوسط قدم برداشته و به راس هرم نزدیک شوی.

سخن آخر
اصولا چرا باید توزیع امکانات ،ثروت و موقعیت در مملکتی که شعار عدالت سر می دهد این قدر ناعادلانه و نامتوازن باشد؟ آیا ما برای نوجوان مستعد زرآباد و سایر مناطق محروم امکانات متناسب با جمعیت، موقعیت و استعدادشان فراهم کرده ایم؟
توسعه پایدار، متوازن و همه جانبه مستلزم توزیع عادلانه امکانات، موقعیت و ثروت در چهار گوشه مملکت می باشد.
حاشیه نشینی اطراف کلانشهرها چون زگیلی بر پیشانی دولتها بوده و شورش احتمالی گرسنگان و حاشیه نشینان مهمترین تهدید عینی مملکت ماست.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
مصوبه اخیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد «تأثیر قطعی سوابق تحصیلی» در کنکور سال۱۴۰۲، فارغ از ماهیت آن، در زمان و شرایطی نامناسب و نادرست اجرا خواهد شد.
کنکور فقط تکنیک محض یا روشی برای آزمون و سنجیدن نیست.
کنکور یک پدیده چند ضلعی، پیچیده، چند لایه و واجد ابعادی فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی، روان شناختی و تربیتی است.
به این آمار توجه کنید:
تعداد 559 هزار و 243 کلاس در کشور وجود دارند. در دورههای متوسطه اول و دوم حدود 44 هزار مدرسه در سراسر کشور وجود دارند.
اگر تا به حال موضوع کنکور کمابیش به سازمان سنجش آموزش کشور مربوط بود و تمامی حواسها و نگرانیها و مسائل و ملاحظات به نحوه درست، امن وسالم برگزار شدن کنکور توسط این سازمان راجع بود، پس از این و با اعمال این مصوبه، داستان و بازی کنکور شکلی دیگر خواهد یافت.
کنترل میدانی به وسعت چند ده هزار مدرسه در آموزش و پرورش، کنترل 44 هزار مدرسه در شش سال دوم دوره آموزش قبل از دانشگاه، یک امر نزدیک به محال است.
اگر قرار باشد سوابق تحصیلی قبل از دانشگاه در نتیجه قبولی کنکور موثر باشد، میدان و بازاری بزرگ به وسعت کل ایران برای سوء رفتار بهصورت بالقوه گشوده خواهد شد.

اگر تاکنون همه یا بخش اعظم نگرانی کنکوریها در مورد سلامت برگزاری کنکور بود و حداکثر آسیبها، کاستیها، خطاها، جرمها و تخلفات به لو رفتن احتمالی سوالات و اشتباهات فنی سازمان برگزارکننده کنکور مربوط میشد، پس از این، میدان و بازاری به پهنای کشور، محیطی مناسب برای هرگونه جرم و خطا و ایجاد عدم اطمینان خواهد شد. هر سابقه تحصیلیای مشکوک خواهد بود، هرچند که واقعا خدشهای برآن وارد نشود.
تصور احتمال دستکاری در سوابق تحصیلی یا شکل دادن به آن، خیلی سخت و نیازمند نبوغ نیست.
فساد محتمل و محدود و کمابیش قابل ردیابی و قابل کنترل در برگزاری کنکور به شکل کنونی، به فسادی با احتمال خیلی زیاد و نامحدود و غیرقابل کنترل و غیر قابل ردیابی تبدیل خواهد شد.
دانش آموزی را تصور کنید که از چندین سال قبل از شرکت در کنکور، خود و خانوادهاش، به فکر سوابق تحصیلی بوده و وارد فرآیند پراضطراب و نفس گیر ساختن یا جعل سوابق تحصیلی شدهاند.

مفهوم و مکانیزمی بهنام قرنطینه عوامل کنکور، مثل طراحان سوال، یک مفهوم آشنا و یک رویه جاافتاده است. چرا این مکانیزم مورد استفاده قرار میگیرد؟ یک دلیل ساده و همه کس فهم دارد؛ برای اینکه «سوالات لو نرود». این، همان وضعیتی است که قرار است اتفاق بیفتد و مستقر شدگان در شورای عالی انقلاب فرهنگی به خاطر جایگاه عالی خود باید بیش از همه و پیش از وقوع، نسبت بدان حساس و از عواقبش خائف باشند، مگر اینکه فکر کرده باشند در آیندهای که حتما خواهد آمد، دیگر عضو شورای عالی نیستند و مسئولیتی متوجهشان نیست.
البته ممکن است هیچ وقت این اتفاق نیفتد. تمامی اعتمادی که کمابیش تا کنون به کنکور وجود داشته و آن را از اعتبار پیش مردم برخودار کرده است، بیشتر بهخاطر این بوده است که سوالات قبل از امتحان در اختیار هیچ کس نبوده است؛ یا به تعبیر دیگر سوالات لو نرفته است و نیز به این خاطر که کامپیوترهای سازمان سنجش پیشرفته و دقیق هستند.
این پیشفرضهای عمومی و مقبول، راز اعتمادی است که تا کنون به کنکور وجود داشته است.
اما پس از این، چنین پیشفرضهایی دیگر وجود نخواهد داشت یا تضعیف خواهد شد؛ چون یک دوره چندینساله که سوابق تحصیلی در آن شکل گرفته است، ممکن است در معرض انواع دستکاری قرار گرفته باشد.
این وضعیت و چنین فرایندی یک نتیجه ویرانگر نیز قطعا در پی خواهد داشت.
شکاکیت، بیاعتمادی و سوء ظن در میان مردم و در نتیجه مخدوششدن یا از بین رفتن سرمایه اجتماعی در این زمینه خاص و تسری آن به جاهایی که از هماکنون قابل پیش بینی است، از حتمیترین آثار این فرایند خواهد بود.

( اعتماد ! )
بر اساس این تحلیل و پیشبینی، معلوم میشود که تصویبکنندگان این مصوبه، کنکور را فقط یک تکنیک و مراسم تلقی میکنند و به ابعاد مختلف آن بیتوجه بوده یا اصولا تصوری از آن ندارند. آنان فراموش کردهاند که به شرایط عینی و ملموس قوانینی که به تصویب میرسانند توجه کنند.
این تحلیل و پیشبینی اصلا به معنای محکوم کردن هیچ کس یا بدگمانی و تهمت و افترا به هیچ قشری نیست؛ فقط یک حدس مهم است که حتما محقق خواهد شد؛ وقتی که دیگر دیر شده است؛ زمانی که حتی با تعابیری همچون «پیدا کردن سوزن در انبار کاه» نیز نخواهیم توانست وضعیت را توضیح بدهیم و دنبال مقصر بگردیم.
هر سابقه تحصیلیای مشکوک خواهد بود، هرچند که واقعا خدشهای برآن وارد نشود.
این، همان وضعیتی است که قرار است اتفاق بیفتد و مستقر شدگان در شورای عالی انقلاب فرهنگی به خاطر جایگاه عالی خود باید بیش از همه و پیش از وقوع، نسبت بدان حساس و از عواقبش خائف باشند، مگر اینکه فکر کرده باشند در آیندهای که حتما خواهد آمد، دیگر عضو شورای عالی نیستند و مسئولیتی متوجهشان نیست.
کانال آگورا
گروه استان ها و شهرستان ها/

این هفته جواد موفقیان یکی از خیرین پرکار و با اصالت عرصه مدرسه سازی کشور در کانادا دعوت حق را لبیک گفته و به ملکوت اعلی پیوست.
این خیر خوشنام بدون شوآف، تفاخر و تظاهر بیش از ۱۴۰۰۰ دانش آموز و هنرجور را در بیش از ۳۲ مدرسه خیرساز موفقیان در چهارگوشه کشور زیر پوشش مهربانی و چتر حمایتی خود قرار داده و مدارسی ماندگار برایشان تدارک دید.
در استان البرز حداقل دو هنرستان بزرگ و مجهز در محمدشهر و ساوجبلاغ به نام ایشان ثبت و ضبط شده است. خدمات این مدرسه ساز خیراندیش تا ابد بر قلب و روح مخاطبین پرشمارش حک شده و یاد و نامش بر زبانها ساری و جاری خواهد بود.
در ذیل ؛ یادداشت دو مدیر هنرستان موفقیان و همچنین دبیر خیرین مدرسه ساز را در خصوص خدمات مرحوم جواد موفقیان در استان البرز را تورق می کنیم.
مهندس کشن روستا مدیر هنرستان موفقیان ساوجبلاغ:
انسانهای بزرگ آینده را می سازند و آنان می دانند زندگی و آسایش آرامش همراه با دیگران است. آموختن راه و رسم زندگی در مدرسه ، نهاد نیک خیرین مدرسه ساز است و مرحوم مهندس جواد موفقیان نشان داد می توان به دیگران زندگی و مشارکت کردن را آموخت. هنرجویان هنرستان خیری جواد موفقیان ساوجبلاغ با تلاش خود توانسته از این راه و رسم زندگی پر از انسان دوستی درس بگیرند و برای رشد و بالندگی یکدیگر تلاش کنند . همراه همدل و پر از امید برای رشد و بالندگی کشور عزیزمان ایران متحد باشیم. آقای مهندس موفقیان شما نشان دادید آینده ساختنی است و ما فرزندان ایران زمین برای آینده ای روشن تلاش می کنیم . مهارت می آموزیم و در توسعه و رشد ایران عزیزمان سهیم می شویم . چرا که شما به ما آموختید بخشیدن و ساختن آینده تنها راه موفقیت است.
روحت بلندت قرین رحمت الهی باد
مهندس قاسمی مدیر هنرستان محمدشهر:
هنرستان مهندس جواد موفقیان محمدشهر کرج در سال 1384افتتاح شده و پنج هزار متر مربع زیر بنا دارد حدود بیست و یک هزار نفر دانش آموز تا امروز در این هنرستان تحصیل کرده و حدود هشت هزار و پانصد هزار نفر تاکنون فارغ التحصیل دیپلم و دانشگاه شده اند. این هنرستان دارای 20 کلاس و 8 ازمایشگاه و کارگاه تخصصی رشته های الکترونیک و ماشین ابزار و شبکه نرم افزار و حسابداری می باشد.
همچنین هنرستان دارای نماز خانه به متراژ دویست متر مربع می باشد . رشته الکترونیک و ماشین ابزار و شبکه و نرم افزار بهترین امکانات اموزشی مجهز می باشد که در بین مدارس استان البرز نمونه می باشد.
روح بلند مهندس جواد موفقیان شاد باد.
مهندس مهرانی دبیر خیرین مدرسه ساز استان البرز:
خیر بزرگ مدرسه ساز « مهندس جواد موفقیان از ایرانیان فرهیخته مقیم کانادا » آسمانی شد.
زنده یاد « مهندس جواد موفقیان » طی عمر بابرکت خویش در اعتلای فرهنگ مدرسه سازی و « حمایت از فرزندان وطنش » نقشی برجسته داشت و با ساخت و تجهیز کامل حدود ۳۰ مجتمع بزرگ فنی و حرفهای و مدارس ویژه دانش آموزان استثنایی ، درشمار پیشگامان اصلی نهضت مدرسه سازی در کشورمان محسوب می شد.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
مجمع خیرین مدرسه ساز استان البرز


















( « صدای معلم » بارها و در گزارش ها و یادداشت های متعدد به صحنه هایی مانند « سر بریدن گوسفندان » در محیط های آموزشی و فرهنگی انتقاد کرده و آن ها را مورد تقبیح قرار داده است . واقعا معلم ، معاون و مدیر مدرسه ای که این صحنه ها را می بینند و حرفی نمی زنند و انتقادی نمی کنند بلکه قاطی بقیه می شوند ؛ آیا فهمی از مفهوم « تعلیم و تربیت » دارند ؟ آیا این ها همان « چوخ بختیارانی » نیستند که همیشه مورد سرزنش و انتقاد معلم فقید « صمد بهرنگی » بودند ؟ آیا بهتر نبود به جای سر بریدن گوسفند و ترویج خشونت در بین دانش آموزان ، درختی می کاشتند ؟ - این جا )


(بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم
کی از عقل میلافد یکی طامات میبافد
بیا کاین داوریها را به پیش داور اندازیم
حافظ )


این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شرایط و مقدمات حکمراني شايسته (حکمراني خوب ) در صندوق ذخيره فرهنگيان چيست ؟
آسیب شناسی " قیم مآبی " در صندوق ذخیره فرهنگیان با تکیه بر مواد قانون
چکيده گفت و گو :
اولويت اول اعضا محترم صندوق ذخيره فرهنگيان ورود دارايي ها صندوق به بورس يا فرا بورس است که مقدمه تخصيص ارزش مالکانه مي باشد که ( اينجا ) به آن اشاره شد .
در یادداشت « مرور و ياد آوري برخي موارد قانوني با رئيس هيات امنا ي صندوق ذخيره فرهنگيان ؟ لطفأ توجه فرماييد ! » به سه مورد اشاره شد:
خوشبختانه سود منتهي به 31 شهريور 1400 ، بين اعضا توزيع شد. ان شاالله تا زمان درج اين گفت و گو شاهد ورود به بورس باشيم که تحقق تخصيص ِ ارزش مالکانه در حال حاضر اولويت اول اعضاي بازنشسته و شاغل صندوق مي باشد.
در ادامه مطالبات اعضا ، انتخاب 6 نفر هيات امنا ، تبصره 1 ماده 10 اساسنامه ( تهيه و ابلاغ آئين نامه براي اولين دوره ) پاي بندي مسولين به قانون و اساسنامه مصوب 1400را پيگيري مي کنيم . ( اينجا )
در اين گفت و گو با نگاهي گسترده ، مفاهيم حاکميت شرکتي ، حکمراني شايسته (حکمراني خوب ) ، اصول راهبري شرکتي ، آئين نامه نظام راهبري مصوب 11 / 8 / 1386 ، دستوالعمل حاکميت شرکتي 24 / 4 / 1397 ، فرهنگ يادگيري سازماني ، نوآوري باز و .. سه پيش نويس آئين نامه انتخاب 6 نفر هيات امناء ارائه شده به دفتر وزارت آموزش و پرورش را بررسي مي کنيم تا شرايط اصلاح ساختار موسسه صندوق ذخيره فرهنگيان فراهم شود .
تلاش مي کنيم تا شرايط گذر از قيم مابي حاکم در حال حاضر را معرفي کنيم و شرايط حرکت به سوي مشارکت صاحبان اصلي سرمايه را ترسيم نماييم .
مقدمه
مهدي سورگي :
" ... فرض بر این است تمام فرهنگیان عضو انسان های عاقل و بالغی هستند که می توانند صرفه و صلاح خود را خود تشخیص دهند و نیاز به قیم ندارند. "
در مقدمه با توجه به منابع حقوقي به مبحث " قيم " در قانون مدني ايران مي پردازيم .
قابل توجه رياست محترم هيات امناي صندوق ذخيره فرهنگيان !
ماده ۱۲۱۸ قانون مدنی ( 1 ) برای اشخاص ذیل ، قیم انتخاب می شود:
توضيح : برخي رفتارهاي مسئولين اين احساس را در اعضا به وجود آورده است که مسئولين، قيم اعضا در مديريت سرمايه هاي آنان در صندوق ذخيره فرهنگيان هستند . وقتي قانون اجازه تغيير قيم را مي دهد ، آيا اعضای صندوق نمي توانند قيم هاي خود را تغيير دهند ؟
عدم پیگیری و رسیدگی قیم به امور مالی محجور
در اين تارنما ، يک پرونده واقعي به شرح ذيل مطرح مي شود :
شوهرم 9 ماه هست به خاطر آسیب های زمان جنگ فوت کرده . الان 9 ماه هست که دادگاه انقلاب آبیک تمام حساب بانکی ایشان را بسته و برادر شوهرم که قیم پسرم شده هیچ رسیدگی نمی کند و منزل من الان 9 ماه میشه که منزل آب نداره .بالای ده بار هم درخواست دادم به دادسرا اما این دادگاه پی گیری نمی کند.آیا راهی هست که قیم را عوض کنم یا مجبورش کنم به انجام مسئولیتی که پذیرفته ؟ آیا می توانم خودم با دادسرای سرپرستی صحبت کنم تا اجازه دسترسی به حساب شوهرم را بدهند برای پرداخت هزینه های ضروری ؟
پاسخ کارشناس حقوقی به سوال مطرح شده :
در پاسخ به پرسشی که طرح فرمودید و همچنین در رابطه با عدم پیگیری و رسیدگی قیم به امور مالی محجور باید گفت مطابق بند 5 ماده 1248 قانون مدنی، در صورتی که قیم در اداره ی اموال مولی علیه لیاقت و شایستگی نداشته باشد به حکم دادگاه عزل خواهد شد.
لازم به ذکر است که قانون در مورد پرداخت هزینه های زندگی و انشعابات منزل مسکونی از اموال متوفی ساکت است و در این خصوص راه حل قانونی به نظر نمی رسد مگر اینکه خود معاونت سرپرستی دادسرای مربوطه در این خصوص مساعدت و ارائه طریق نماید.
همان طور که ملاحظه مي کنيد قانون اجازه تغيير قيم نالايق را مي دهد .
خلاصه قسمت هاي قبل :
با وجود نکات بسيار مثبت و مفيد اقدام نجفي در تاسيس موسسه اي کاملأ خصوصي ، متاسفانه ساختاري که محمد علي نجفي از بدو تاسيس صندوق ذخيره فرهنگيان طراحي نموده است مسئولين را قيم اعضا تلقي نموده است که برخي از روساي هيات امنا احساس قيم بودن بيشتر و برخي احساس قيم بودن کمتر داشته اند .
برخي از وزراي اموزش و پرورش در مخالفت با قيم مابي در صندوق خوش درخشيده اند :
موسسه صندوق ذخيره فرهنگيان جزء موسسات غير تجاري است که هدفش جلب منافع مادی و تقسیم منافع مزبور بین اعضاء خود مي باشد .
طبق قانون در کليه موسسات غير تجاري از جمله صندوق ذخيره فرهنگيان بالا ترين رکن مجمع عمومي است که متاسفانه رکن مجمع عمومي در ربع قرن گذشته در صندوق وجود نداشته و وزير آموزش و پرورش قيم اعضا بوده و مي باشد .
اخيرا در شبکه هاي اجتماعي مخصوص فرهنگيان ، به صراحت اشاره شده است که از بهمن 1400 که تيم کارشناسي منتصب خود ِ وزير آموزش و پرورش ورود 20 % دارايي ها را به فرا بورس تصويب نموده اند ؛ به دليل آنکه مقام محترم وزارات آموزش و پرورش براي ورود به بورس به يقين نرسيده اند امکان ثبت اين دارايي ها در فرا بورس قبل از پايان سال 1400( زمان مقرر ) از دست رفته است .
تا نگارش اين مطلب هنوز وزير ، براي ورود به فرا بورس به يقين نرسيده و مصوبه کتبي هيات امنا را به مسئولين اجرايي ابلاغ نکرده است .
چرا وزير به نظر مشاوران غير عضو که شايد مخالف منافع اعضا هستند توجه مي کند و با مشاوران عضو صندوق ديدار ندارد و طي 5 ماه به يقين نمي رسد؟
چرا وزير به مشورت با کارشناسان عضو راضي نمي شود و قيم مابي را پيشه نموده است ؟
محاسبه حق مالکانه اعضا در بورس يا فرا بورس ، با معافيت هاي مالياتي بيشتر همراه است ، مضاف بر ان شفافيت بورس روي دوم اين سکه با ارزش است که در روش هاي ديگر تعيين ارزش دارايي ها اين شفافيت و خشاکاندن ريشه هاي فساد برجسته نمي باشد .
براي ورود به بورس يا حتي فرا بورس شرايطي لازم است که در زمان غندالي فراهم نبود .
با توجه به شرايطي که امروز بر صندوق حاکم است و امکان ثبت نماد در فرا بورس براي بزرگترين هلدينگ صندوق ذخيره فرهنگيان ( هلدينگ پترو فرهنگ ) مهيا شده است ،برخي از کارشناسان با تخصيص ارزش مالکانه به روش هاي قبلي به شدت مخالف هستند .
نقدشوندگی بالا، کاهش ریسک سرمایهگذاری به دلیل ارتقای شفافیت، برخورداری از مالیات نقل و انتقال به میزان 0.5 درصد ارزش معامله در مقایسه با 4درصد ارزش اسمی در خارج از بورس، نظارت بر فعالیت شرکتها و پاسخگویی بیشتر مدیران شرکت از جمله مزایایی است که با پذیرش شرکتها در فرابورس ایران نصیب سرمایهگذاران میشود.
به قرار شنيده ها قرار بوده سهام پترو فرهنگ در سال 1400 به جاي عرضه اوليه به عموم افراد ، عرضه اوليه هم به اعضاي موسسه صندوق ذخيره فرهنگيان ارائه شود که اين هم يک شرايط ويژه و خاص بود که متاسفانه اعضا از آن محروم ماندند .
در صورت ورود به بورس يا فرابورس ، اعضاي صندوق بعد از 27 سال بدون نياز به قيم ، میتوانند بازار و شرایط شرکتها را به صورت دقیق بررسی کرده و با خرید و فروش سهام در فرابورس و سرمایهگذاری منطقی، سود و سرمایه خود را افزایش دهند.
***
قسمت چهارم :
پرسش کننده :
مگر مجمع عمومي استاني در حال حاضر فعال است ؟
پاسخ دهنده :
بله . اخيرا ( ارديبهشت ماه 1401 ) چهل و دو نفر از مجمع عمومي استاني 83 نفره نامه اي به مدير عامل و هيات مديره صندوق نوشته اند و درخواستي را مطرح نموده اند .
يا در نشست 20 بهمن 1400 ديدار با مدير عامل وقت صندوق ، نمايندگان شايسته مجمع عمومي استاني حضور داشتند و بسيار خوش درخشيدند .
پرسش کننده :
مگر مجمع عمومي استاني اعتبار دارند ؟

پاسخ دهنده :
اولأ ؛ اولين اعتبار نامه آنان از سوي صاحبان سرمايه صادر شده است که به آنان راي داده اند . به عبارت صحيح تر ، آن ها نمايندگان شايسته صاحبان سرمايه مي باشند و قيم اعضا نيستند .
ثانيا ؛ سيد محمد بطحايي در شبکه هاي اجتماعي اعلام کرده است که برنامه براي صدور اعتبار نامه براي همه 83 نفر را داشته است که متاسفانه به دليل مشغله هاي زياد کاري موفق به اجراي اين مهم نشده است .
ثالثا ؛ همان طور که ملاحظه مي فرماييد در حال حاضر هم بيش از نيمي از اين مجمع عمومي استاني فعال مي باشند و مسائل صندوق خود را رصد مي کنند و راهکار ارائه مي دهند .

پرسش کننده :
آيا مجمع عمومي استاني بر مجمع عمومي ارجح است که شما بر مجمع عمومي استاني تاکيد بيشتر از مجمع عمومي داريد ؟
پاسخ دهنده :
طبق قانون تجارت ، پُر واضح است که بالاترين رکن موسسه ، مجمع عمومي آن است ولي تا به رسميت شناختن مجمع عمومي در اساسنامه صندوق ، مجمع عمومي استاني و رکن ناظر بر آن بسيار مهم و نقش آفرين است به خصوص آن که براي مبارزه با فساد در اين موسسه بهترين راهکار حکمراني خوب ( بهره مندي از کارشناسان عضو صندوق ) است .
پرسش کننده :
در پيش نويس ديگر ، چه نگاهي به نقش اعضا در مديريت سرمايه ها يا حکمراني خوب شده است ؟
پاسخ دهنده :
مهدي سورگي در پيش نويس ارايه شده به مورخ 29 آذر 1400 آورده است :
در اساسنامه های سال 1397 و پیش از آن، اعضای هیات امنا به عنوان بالاترین مرجع تصمیم گیری و نظارت بر عملکرد فعالیت مدیران ارشد « موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان » از سوی وزیر محترم آموزش و پرورش انتخاب و منصوب می شدند. از آنجا که طبق رای وحدت رویه «دیوان عدالت اداری » موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان « خصوصی » است، لذا باید سایر شئونات یک موسسه خصوصی نیز در آن دیده شود، که مهم ترین آن « حقوق مالکانه اعضا بر دارایی های صندوق » است. یکی از مهم ترین حقوق مالکانه « حق نظارت بر دارایی » توسط مالک یا مالکین است.

پرسش کننده :
به نظر مهدي سورگي رابطه بين مجمع عمومي استاني يا منتخبين استاني با اعضاي هیات مدیره چگونه است ؟
پاسخ دهنده :
مهدي سورگي 29 آذر 1400 :
منتخبین نهایی عضو هیات مدیره از طریق مکاتبات رسمی در ارتباط مستقیم با منتخبین استانی بوده و موظف اند به پرسش های طرح شده آنان را طبق « اصل پاسخ گویی » پاسخ دهند.
پرسش کننده :
در پيش نويس آيين نامه سورگي چه ارکاني انتخاب مي شوند ؟
پاسخ دهنده :
پرسش کننده :
در پيش نويس آيين نامه مطالبه گران صندوق ذخيره فرهنگيان به مجمع عمومي استاني يا منتخبين استاني چه بهايي داده شده است ؟
پاسخ دهنده :
ويژگي بارز ِ آئين نامه مطالبه گران ، توجه جدي به مجمع عمومي استاني يا منتخبين استاني است .مثلا عمده وظايف انتخابت دوره اول بر عهده کار گروه مرکب مي باشد .
پرسش کننده :
در پيش نويس آيين نامه مطالبه گران ، ترکيب ِ کار گروه ِ مرکب چگونه ترکيبي است ؟
پاسخ دهنده :
تعريف کار گروه مرکب : در دوره اول انتخابات بر اساس اين آئين نامه ، سه نفر منتخب ِ هيات امناي مستقر ، شش نفر از بين افرادي که بالاترين راي ( کمتر از سه نفر منتخب ) را کسب کرده اند و در قيد حيات هستند و کنشگر در راستاي تامين منافع اعضا مي باشند به عنوان کار گروه مرکب شناخته مي شوند . به عبارت ساده تر شش نفر کنشگر فعال از مجمع نمايندگان استاني و سه نفر هيات امناي منتخب و مستقر ، کار گروه مرکب هيات امنا و مجمع نماينگان استاني را تشکيل مي دهند .
پرسش کننده :
سه منتخب هم که توسط همين مجمع عمومي استاني ( منتخبين استاني ) انتخاب شده اند .
پاسخ دهنده :
بله ، کاملأ صحيح مي فرماييد . در طي اين مدت ارتباط بين سه منتخب و مجمع عمومي استاني به برکت شبکه هاي اجتماعي کاملأ گسسته نشده است . از رياست محترم هيات امنا انتظار مي رفت و مي رود با اجراي هرچه سريع تر انتخابات دموکراتيک و استقرار شش منتخب و ساختار نقش آفريني اعضا ، به قيم مابي دولت و مجلس پايان دهند و راه اصلاح ساختار توسط صاحبان سرمايه را فراهم آورند .
پرسش کننده :
يعني مي فرماييد مجمع عمومي استاني از منتخبين خود همواره حمايت کرده اند و سه منتخب هم به مجمع عمومي استاني پاسخ گو بوده اند ؟
پاسخ دهنده :
متاسفانه اين ارتباط دو سويه به شکل سيستماتيک و مدون براساس يک نظام نامه نبوده است و نواقصي در اين رابطه دوسويه ديده مي شود .
پرسش کننده :
يعني سه منتخب به مجمع عمومي استاني بي توجهي کرده اند يا مجمع عمومي استاني به چالش هاي سه منتخب بي توجه بوده اند ؟
پاسخ دهنده :
متاسفانه در اين رابطه دو سويه به دليل عدم نظام نامه مدون هر دو رکن نسبت وبه وظايف خود در برابر ديگر رکن کوتاهي داشته اند .
پرسش کننده :
کوتاهي هاي مجمع عمومي استاني نسبت به سه منتخب چه بوده است ؟
پاسخ دهنده :
پاسخ دقيق به اين پرسش از تعامل ِ مجمع عمومي استاني و سه منتخب بيرون مي آيد . فقط مي توانم در حد بضاعت اندکم به چند مورد اشاره کنم .
پرسش کننده :
موارد مورد نظر شما در باره عدم حمايت مجمع عمومي استاني از سه منتخب چيست ؟

پاسخ دهنده :
پرسش کننده :
در بند 2 ماده 11 اساسنامه قانوني 1400 ( وظايف و اختيارات هيات امناء) آمده است : « تعيين و تصويب خط مشي و سياست هاي کلي فعاليت ها و برنامه هاي ميان مدت و بلند مدت موسسه » . « حساسیت اجتماعی به این ارتباط دارد که اعضا تا چه اندازه به خوبی احساسات یکدیگر را درک میکنند »
در بند 7 ماده 14 اساسنامه قانوني 1400 ( وظايف و اختيارات هيات مديره ) آمده است : « تهيه برنامه راهبردي بلند مدت و ميان مدت براي ارائه به هيات امناء جهت تصويب » .
ولي در بند يک ِ عدم حمايت مجمع عمومي استاني از سه منتخب ، به مباني تدوين سند چشم انداز براي صندوق اشاره مي فرماييد . آيا اين تداخل مسئوليت ها به ضرر صندوق نمي باشد ؟
پاسخ دهنده :
در روش هاي نوين از سيستم هاي باز استفاده مي شود .
پرسش کننده :
درست است . در سيستم هاي باز براي تدوين سند چشم انداز ، بيانيه ماموريت .... برنامه هاي راهبردي از پرسنل مجموعه ها هم ياري گرفته مي شود .
پاسخ دهنده :
بله . کاملأ صحيح مي فرماييد ؛ براي افزايش راندمان فعاليت مجموعه ها ، پرسنل را هم درگير تدوين اسناد بالا دستي مي نمايند . اما بحث کليدي تر ، بهره مندي از نگاه ِکارشناسان ِ صاحبان اصلي سرمايه مي باشد . چرا وزير به مشورت با کارشناسان عضو راضي نمي شود و قيم مابي را پيشه نموده است ؟
نقش آفريني کارشناسان صاحبان اصلي سرمايه ، عميق تر از نقش آفريني پرسنل در تهيه و تدوين اسناد بالا دستي است .
اگر بخواهيم مکانيزم حاکم بر سرمايه يک ميليون ششصد هزار عضو صندوق يعني قيم مابي را ملغي نماييم شايسته و بايسته است که اعضا يعني صاحبان اصلي سرمايه نيز در تدوين اسناد بالا دستي از جمله اساسنامه ، سند چشم انداز و ... نقش آفريني نمايند .
از رياست محترم هيات امنا انتظار مي رفت و مي رود با اجراي هرچه سريع تر انتخابات دموکراتيک و استقرار شش منتخب و ساختار نقش آفريني اعضا ، به قيم مابي دولت و مجلس پايان دهند و راه اصلاح ساختار توسط صاحبان سرمايه را فراهم آورند . زيرا سه منتخب يا شش منتخب هيات امنا به همه مباحث مطرح شده در امور حقوقي ، قانوني ، مديريتي، اصول حاکميت شرکتي و ... آشنا و آگاه نيستند .
پرسش کننده :
بوذرجمِهر گفته : « همه چيز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر نزاده اند » .

پاسخ دهنده ( 3 ) :
به نکته بسيار مهمي اشاره نموديد :
. یک روز پیرزنی پرسان پرسان به سراغ بوذرجمهر حکیم آمد و در حضور جمعی که آنجا بودند مساله ای پرسید . بوذرجمهر فکری کرد و گفت : « نمی دانم . باید مطالعه کنم و فکر کنم و جواب مساله را پیدا کنم » . پیرزن پرتوقع که خیال می کرد بوذرجمهر همه چیز را می داند از این جواب ناراحت شد و گفت : « خیلی عجیب است و نامربوط است ! وزیر انوشیروان هستی و نامت بوذرجمِهر حکیم است و همه تو را مردی دانشمند می دانند و از پادشاه چندین و چندان مزد و پاداش می گیری و وقتی هم پیرزنی مثل من از تو چیزی می پرسد می گویی نمی دانم ! پس این همه احترام را برای چه داری و آن همه پول را برای چه می گیری ؟ »
بوذرجمِهر با مهربانی جواب داد : « من بعضی از چیزها را می دانم و بسیاری از چیزها را نمی دانم و هرگز ادعا نکرده ام که همه چیز را می دانم . احترامی هم که دارم برای همان چیز های اندکی است که می دانم ؛ هم چنان که جواب مساله ی تو را ندانستم و تو به من احترامی نکردی . هر چه هم پاداش می گیرم برای همان چیزهای کمی است که می دانم و اگر می خواستند برای آنچه نمی دانم به من مزد و پاداش بدهند , همه ی آنچه در دنیا هست بس نبود زیرا چیزهایی که نمی دانم خیلی زیاد است . یقین داشته باش پادشاه هم برای آنچه نمی دانم به من پاداش نمی دهد . اگر قبول نداری برو از پادشاه بپرس . » .
پیرزن شرمنده شد و گفت : « از آنچه گفتم پوزش می خواهم . من پنجاه سال است مکتب دارم . مردم مرا دانا می شمارند و چیزهای بسیاری از من می پرسند و تا یاد دارم هرگز نگفته ام نمی دانم . همیشه جوابی داده ام و مردم را از خود راضی نگه داشته ام » .
بوذرجمِهر در جواب گفت : « کسی که می خواهد همه را از خود راضی نگه دارد ناچار ضد و نقیض زیاد خواهد گفت و کسی که می خواهد به همه چیز جواب بدهد و هرگز نگوید نمی دانم ناچار بسیاری از جواب هایش نادرست خواهد بود . هر کسی چیزهایی می داند و چیزهای بیشتری نمی داند , همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر نزاده اند » .
من از بيان اين حکايت نظر خاصي دارم .
پرسش کننده :
مشخص است : هر کسی چیزهای محدودي می داند و چیزهای بیشتری را نمی داند. فرهنگيان آموزش بینند که اگر با پرسشي مواجه شدند و پاسخ آن را نمي دانند ، همچون بوذرجمِهر عمل کنند .
پاسخ دهنده :
اين حکايت يک پند انفرادي دارد و يک پند اجتماعي . پند انفرادي را شما به درستي فرموديد ولي پند اجتماعي آن مغفول مانده است .
پرسش کننده :
پند اجتماعي حکايت بوذرجمِهر چيست ؟
پاسخ دهنده :
تکيه به خرد جمعي پند اجتماعي حکايت بوذرجمِهر است .
پرسش کننده :
خرد جمعي چيست ؟

پاسخ دهنده ( 4 ) :
خرد جمعی یا هوش جمعی، برآیند نظرات گروهی از افراد به جای یک فرد متخصص است.
پژوهشگران بر این باور هستند که هوش جمعی از آنجا برمیآید که افراد گروه تا چه اندازه با یکدیگر همکاری میکنند. برای نمونه، گروههایی که افراد آن را کسانی با « حساسیت اجتماعی » افزون تر تشکیل میدادند دارای خرد جمعی بالاتری بودند.
کریستوفر کبریس،-نویسنده مقاله و استادیار روان شناسی در یونیون کالج نیویورک می گوید: « حساسیت اجتماعی به این ارتباط دارد که اعضا تا چه اندازه به خوبی احساسات یکدیگر را درک میکنند » .
« همچنین در گروههایی که یک فرد نقش چیره داشت، این گروهها از هوش جمعی کمتری، در مقایسه با گروههایی که در آنها جریان بحث چرخش متعادل تری داشت، برخوردار بودند » .
پرسش کننده :
رابطه بين بهره مندي از خرد جمعي و بهبود وضع اقتصادي موسسات غير تجاري چيست ؟
( گفت و شنود ادامه دارد )
* بخش سوم
منابع :
1- آرشیو سوالات حقوقی از وکلای دادگران ( 1 ) تاریخ انتشار: دوشنبه 01 آذر 14002. تارنماي ثبت فکر برتر
3- تعريف خرد جمعي از ويکي پديا
4- تعريف خرد جمعي از ويکي پديا
6- دنياي اقتصاد لزوم تصميم گيري بر اساس خرد جمعي
8- شرکت سرمايه گذاري گروه توسعه ملي ( سهامي عام ) حاکميت شرکتي و کميته هاي تخصصي
9- آئين نامه نظام راهبردي شرکتي مصوب 11/8/1386 سازمان بورس و اوراق بهادار تهران
10- دستورالعمل حاكميت شركتي شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ايران
13- استراتژي باز ( Open Strategy ) چيست ؟
19- «نوآوری باز» چیست و چرا به یک ضرورت تبدیل شده است؟
20- مقاله حاکميت شرکتي ، حمايت از سهامداران
21- حکمرانی خوب با استقرار حاکمیت شرکتی
22- تکرار مطالبات فرهنگیان در دیدار اختصاصی عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران با وزیر آموزش و پرورش
23 - ويکي پديا : حکمراني خوب يا حکمراني مطلوب
28 .فصلنامه سياستهاي راهبردي و کلان مقاله
تأثیر شفافیت سود بر هزینه سرمایه و بازده اضافی (مطالعه موردی: شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران)

برای این که کاری صورت گیرد باید موانع انجام آن مفقود و مقتضیات انجام آن موجود باشد. مثلا اگر شما بخواهید خانه ای در جایی بسازید باید مجوزهای قانونی لازم برای ساخت بنا در آن محیط را به دست آورید و مانعی از جهات قانونی وجود نداشته باشد و مقتضای انجام آن که وجود سرمایه و نیروی کار است هم وجود داشته باشد.
حال باید دید که چه موانعی در مسیر مشارکت در آموزش و پرورش موجود است و مقتضیات توسعه مشارکت چیست؟
مشارکت در آموزش و پرورش یعنی همه ذی نفعان آموزش و پرورش در تحقق هر چه بهتر هدف یاددهی و یادگیری صاحب سهم باشند.
فرایند یاددهی و یادگیری مستلزم تمهید شرایط به نحوی است که معلم و دانش آموز و فضا و تجهیزات و محتوای آموزشی و مدیریت و برنامه درسی در بهترین کیفیت پردازش شود و این کار مستلزم همکاری و همفکری یا مشارکت همه ذی نفعان است.
ذی نفعان نظام آموزشی عملا همه افراد و نهادهای جامعه هستند و لذا مشارکت پذیری در آموزش و پرورش یعنی تمهید مقدمات برای حضور و تاثیر گذاری همگان در آموزش و پرورش.
مبنای مشارکت جویی و مشارکت پذیری نیاز به مشارکت است.
جامعه انسانی بر مبنای نیازهای متقابل افراد شکل یافته است و امور در یک جامعه انسانی به دلیل نیازهای افراد به یکدیگر به صورت مشارکتی به انجام می رسند.

اگر فردی که قصد بنای ساختمانی را دارد خود هم طراح باشد هم معمار و هم تولید کننده مصالح و هم کارگر در ساخت بنا نیازی به مشارکت دیگران ندارد و خود آن بنا را با کیفیتی که از مهارت او در هر یک از حرفه های یاد شده ناشی می شود می سازد و بهره برداری می کند. یا اگر فرد اراده ای قوی برای ساخت بنا نداشته باشد و تنها ایده ای در ذهن داشته باشد و اصراری برای عملی کردن آن ایده نداشته باشد نیز اراده ای برای مشارکت طلبی نخواهد داشت.
تنها در این دو صورت است که یا کار بدون مشارکت به انجام می رسد و یا بدون مشارکت همچنان معطل می ماند.
هر دو فرض یاد شده نامحتمل است زیرا در فرض اول چنین فردی وجود ندارد و یا اگر مدعی سوپرمنی وجود داشته باشد کار با کیفیت مطلوب به سامان نمی رسد زیرا به هر حال فرد یاد شده در برخی از مهارت های لازم برای ساخت بنا لنگ می زند و در آن مهارت ها به متخصص نیازمند است.
در فرض دوم نیز عملا راهبرد و هدفی وجود ندارد و آنچه گفته می شود شعاری پوچ و توخالی است.
نگارنده معتقد است که در آموزش و پرورش ایران یا اراده ای برای مشارکت طلبی همگانی وجود ندارد و یا اگر در برهه هایی از زمان وجود داشته باشد این اراده بسیار ضعیف و غیر معطوف به اقدام اساسی است.
در آموزش و پرورش ایران به کیفیت توجه نمی شود و به دلیل این که این مجموعه با هر کیفیتی اداره شود مدیران آن در مقابل مردم و حاکمیت نیازی به پاسخ گویی نمی بینند بنابر این نیازی هم به مشارکت احساس نمی کنند. به عنوان مثال چندین دهه است که میانگین نمره امتحان نهایی که تنها شاخص ملی در سنجش کارکردهای نظام تعلیم و تربیت ایران است حدود دوازده است و این میانگین در دروس نهایی شاخه فنی و حرفه ای از ده کمتر است.
دوازده بودن میانگین نمره نهایی به اینمعناست که کارایی این نظام پایین است و حدود ۴۰ درصد از منابع انسانی و مادی مصرف شده در آموزش و پرورش هدر می رود.
در طی چهار دهه اخیر هیچ گاه وزرای آموزش و پرورش به این دلیل استیضاح نشده اند و هیچ مدیر کل یا مدیر جزئی به دلیل پایین بودن کارایی حوزه تحت مدیریتش عزل یا بازخواست نشده است.
وزیر یا مدیری که هر چه آن خسرو کند شیرین بود چرا باید به کیفیت بیاندیشد و برای تحقق کیفیت دست به دامن مشارکت ذینفعان بشود ؟

( نخستین کاری که یک آموزگار کودکان خردسال در یک مدرسه والدورف انجام میدهد ، ساختن محیطی گرم و صمیمی مانند خانه برای کودکان است. محیط مهدکودک و پیش دبستانی والدورف امن و حمایت کننده است و همه چیز در یک روند تکراری و منظم به پیش میرود. ( این جا )
این وضعیت حاکم بر ساخت و ترکیب آموزش و پرورش ایران باعث می شود تا هر وزیری سکان اداره این وزارت خانه را به دست می گیرد عملا تنها به استفاده از بخشی از منابع انسانی ملی یعنی همان بخشی که با دولت مستقر همراهی نشان می دهند بپردازد و بخش بزرگی از سرمایه انسانی را به دلیل عدم هم رایی سیاسی با دولت موجود از دایره توجه خارج کند. کارایی این نظام پایین است و حدود ۴۰ درصد از منابع انسانی و مادی مصرف شده در آموزش و پرورش هدر می رود.
این خاصه خرجی و جدا کردن بخش بزرگی از ظرفیت مشارکت باعث می شود تا از اندکی از ظرفیت های نهادی و فردی استفاده شده و عملا امکان مشارکت همگانی در آموزش و پرورش فراهم نشود.
بنابراین علت العلل ضعف مشارکت در آموزش و پرورش که باعث می شود موانع بیشتری نیز به وجود آید و مقتضیات مشارکت نیز به بوته فراموشی سپرده شود ، شفاف نبودن ماموریت این دستگاه و عدم پاسخگویی مدیران در قبال کارکرد نامطلوب و فاقد کیفیت است.
کانال هفت جوش
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ « مدیر صدای معلم » به دعوت « میثم حاجی پور مدیر کل حوزه ریاست و روابط عمومی سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس کشور » بازدیدی از مدارس محروم و غیربرخوردار و تعدادی از پروژه های در حال ساخت و تکمیل این سازمان در استان چهار محال و بختیاری داشت .
در این سفر 24 ساعته ، مجید عبداللهی معاون فنی و نظارت سازمان نوسازی مدارس کشور و کامران رهی مدیرکل نوسازی مدارس استان چهارمحال و بختیاری حضور داشتند .
همچون استان سیستان و بلوچستان ، « محرومیت » در جای جای استان چهار محال و بختیاری هویداست .
آن چه در این بازدیدها محسوس بود آن است که مدارسی که توسط سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس ساخته شده و یا حتا بازسازی شده اند از زیباترین و مستحکم ترین بناهای آن منطقه به نظر می رسند که نکات و اصول فنی مورد توجه قرار گرفته اند و این نشان می دهد که بر خلاف بسیاری از جاها که نظارت و پایش اساسا بی معنا و یا نمایشی است اما در سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس کشور این مهم رعایت می شود و جان دانش آموزان و معلمان ارزشمند است .
متاسفانه بر اساس یک قانون « نانوشته » در این کشور که البته مختص و محدود به آموزش و پرورش هم نیست ؛ زمانی که این مدارس « نو » تحویل ادارات آموزش و پرورش داده می شوند پس از چند سال در اثر بی توجهی ، سهل انگاری و فقدان دلسوزی این مدارس « مخروبه » می شوند چرا که ما اساسا در مقوله ی « نگه داری » ضعیف و سهل انگار هستیم و در این زمینه نه آموزش دیده ایم و نه حوصله ی توجه به موضوع « نگه داشت » داریم و بسیاری از منابع و فرصت ها از این طریق به هدر می روند .
و اما موضوع مهم دیگر ، تخریب محیط زیست و دشمنی با طبیعت است که به راحتی و بدون وجود هر گونه قانون و نظارت بازدارنده و پیشگیرانه توسط بسیاری از افراد به اصطلاح « شهروند » این کشور در حال انجام است و اقدام مناسب و پایداری هم برای این وضعیت و ابر بحران پیش رو مشاهده نمی شود .
در این بخش گزارش صدای معلم را از ساخت دو مدرسه سه کلاسه واقع در روستای لبد سفلی از توابع شهرستان کوهرنگ استان محروم چهار محال و بختیاری را می خوانید .

1- نسل قبلی به ما گفتند درس بخوان تا برای خودت کسی شوی!
ولی درس خواندن تا دیپلم برای همه لازم است اُما کافی نیست. درس خواندنِ صِرف نه شعور میآورد و نه خوشبختی. این عقلانیت، یادگیری مداوم تجربه زندگی و مطالبه گری با تمام جوانب آن است که برای انسان شعور و سعادت میآورد.
وقتی میگوئیم زندگی یعنی همه چیز: از آشپزی بگیر تا خریدهای روزانه، از گوش دادن به موسیقی تا فوتبال گُل کوچک. از کار کردن در خیریه کوچک تا پیگیری سیاستهای جهانی.
2- در مدرسه این ۳ سواد را به تو یاد نمیدهند: سواد عاطفی، علوم انسانی پُست مدرنیسم ، سواد جنسی. هر سه برای زندگیِ بهتر ضروری اند. هر کدام را از منابع معتبر تخصصی بیاموز.
شبکه های مجازی تخصصی شناسنامه دار منبع خوبی برای کسب دانش هست.
جهل جنسی، بی سوادی رسانه ای و فقر عاطفی ۳ آسیب تباه کننده زندگی امروز و فرداست.
3- تاریخ مهمتر از جغرافیاست. اکنون نرمافزارهای موقعیتیاب) (GPS) و نقشههای آنلاین فراهم شدهاند. اگر جغرافیا ندانی، باز هم راهت را پیدا خواهی کرد اّما تاریخ را هیچ نرمافزاری نمیتواند خلاصه کند.
تاریخ را عمیق و از منابع مستقل از سیاست بخوان، تا آن اشتباهاتی که ما کردیم را تو انجام ندهی. اشتباهی که دوبار تکرار شود دیگر نامش اشتباه نیست، حماقت است.

4- زبان انگلیسی به اندازه زبان فارسی اهمیت دارد. وقتی زبان فارسی بلدی، یعنی ۱۲۰ میلیون نفر همسخن و هم صحبت داری. حلقه هم صحبتان و همکارانت را با تسلط بر زبان انگلیسی به بیش از ٣ میلیارد نفر گسترش بده. جهان امروز، بدون مرز است. جهل جنسی، بی سوادی رسانه ای و فقر عاطفی ۳ آسیب تباه کننده زندگی امروز و فرداست.
5- مهارت ارتباطات مؤثر را بیاموز. ۵۰% موفقیت به ارتباطات مؤثر، فن قانع کردن دیگران و نفوذ کلام بستگی دارد. باید بلد باشی خوب حرف بزنی، خوب ارائه کنی، خوب گزارش بنویسی و خوب متقاعد کنی. فن تولید استدلال را خوب یاد بگیر.
6- مدرک تحصیلی تخصصی مهم است اّما اکنون زمان مهارت است. آن زمان که ما درس میخواندیم تعداد مدرکدارها کم بود. پس هر کسی ارشد و دکترا داشت مزیت داشت. در زمان شما دیگر مدرک کافی نیست، کسانی قوی باقی خواهند ماند که مهارت عملی داشته باشند.
بسیاری از مشاغل از بین میروند و بسیاری مشاغل جدید خلق میشوند. رشتهای را بخوان و مهارتی را کسب کن که به درد دنیای آتی میخورد مثل ژنتیک، صنعت هوشمند سازی، امور فضایی،گردشگری، مهندسی انرژی های پاک و...
اگر رشته امروزی انتخاب نکنی مانند این است که تولید کننده بهترین چرتکه دنیا هستی، در جهانی که هیچکس از چرتکه استفاده نمیکند !
7- اهل سفر، گردش و زندگی شاد باش و هنر لذّت بردن از طبیعت، نقاط دیدنی جهان و آشنایی با ملل دیگر را بیاموز و در دفتر خاطراتت ثبت کن، بعدا" به دردت می خورد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید