صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

آذربایجان شرقی

منتشرشده در نامه های دریافتی

تحلیلی بر استعفای محمود مهرمحمدی از شورای عالی آموزش و پرورش در صدای معلم  دکتر محمود مهر محمدی یکی از معدود استادان حوزه برنامه ریزی آموزشی است که از قضا در طی این یکی دو دهه دستی هم در کار اجرا و مسئولیت در آموزش و پرورش ایران داشته است.

ایشان که از دانشگاه هم بازنشسته شد در شورای عالی آموزش و پرورش عضویت داشت و این فرصتی طلایی برای آموزش و پرورش بود تا با حضور چنین شخصیت علمی طراز اولی بتواند در قانون گذاری تعلیم و تربیت استانداردهای علمی لازم را اعمال کند.

نوع مشاغل و دغدغه های علمی آقای دکتر مهرمحمدی فرصت کنشگری سیاسی برای ایشان باقی نمی گذارد و ایشان از جهت شخصی نیز انسانی سیاست ورز و متمایل به چنین کنشگری نبود.

هر چند دیدگاه‌های روشن ایشان در حوزه تعلیم و تربیت حاکی از شخصیتی نو اندیش ذو ابعاد بود شخصیتی که‌چندان برای فعالان این‌ عرصه شناخته شده است که نیازی به توضیح بیش از این ندارد.

آقای دکتر مهر محمدی با نوشتن نامه ای چند خطی خطاب به اعضای شورای عالی آموزش و پرورش از عضویت در این شورا استعفا کرد و از آنجا رفت.

اگر چه نوشته آقای دکتر تنها متنی برای خداحافظی بود و قصد پرداختن تفصیلی به علت استعفا در آن دیده نمی شد اما اشاره ایشان به خط قرمزهای ساختگی و این که تذکر عبور از این خطوط قرمز را دریافت کرده آند نشان می داد که این استعفا نه از سر اختیار که اقدامی اضطراری و اجباری است.

این اجبار ناشی از عدم‌ تحمل یک اظهار نظر عالمانه و تخصصی یک استاد صاحب نظر در حوزه تخصصی اوست. اظهار نظری متین که در قالب یک نامه نسبتا مفصل در اطراف یک مساله تربیتی بیان شد و در فضای مجازی منتشر گردید.

بیان‌ محترمانه آقای مهر محمدی در آن نوشته چنان است که هر انسان فهمیده ای می تواند در آن دلسوزی عالمانه و تعهد معلمانه را احساس کند.

تحلیلی بر استعفای محمود مهرمحمدی از شورای عالی آموزش و پرورش در صدای معلم

عدم تحمل یک چنین ابراز نظر تخصصی و تاوانی به اندازه محروم‌ کردن شورای عالی آموزش و پرورش از برکات حضور ایشان مایه کمال شگفتی و نهایت تاسف است.

این‌گونه تهی کردن ساختارهای تخصصی از صاحب نظران دردمند، کشور را از اتخاذ تصمیمات شایسته و اقدامات درست و موثر متعاقب آن‌ محروم می سازد و متاسفانه این مساله به رویه ای نهادینه شده در کشور بدل گردیده است.

در آموزش و پرورش ایران در روزهای اخیر دو تن از مدیران اجرایی شایسته و خدوم یکی آقای دکتر رخشانی مهر رئیس سازمان‌نوسازی مدارس کشور که در طی پنج سال گذشته منشا خدمات بزرگ در کشور در حوزه نوسازی توسعه و تجهیز مدارس بوده و دیگری آقای غلام زاده عسکری معاون توسعه مدیریت وزارت آموزش و پرورش که مدیری متخصص و کار بلد بود نیز برکنار شده اند و این دو عرصه نیز توسط جایگزین های غیر متخصص و نامناسب اشغال گردیده که اثرات نامطلوب این‌گونه تصمیمات بر نظام‌ تعلیم و تربیت در آینده نه‌ چندان دور قابل مشاهده خواهد بود.

کانال هفت جوش


تحلیلی بر استعفای محمود مهرمحمدی از شورای عالی آموزش و پرورش در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد سخنان معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش و ضرورت حضور روان شناس متخصص به جای مربی پرورشی

اصغر باقرزاده عصر چهارشنبه 4 آبان در ششمین دوره توانمندسازی مدیران مراکز دارالقرآن در اردوگاه شهید بهشتی اصفهان چنین می گوید : ( این جا )

« مدارس کشور به بیش از ۱۰۸ هزار مربی پرورشی نیاز دارند در حالی که اکنون ۴۸ هزار مربی در این بخش فعالیت می‌کنند.

از ۴۸ هزار مربی پرورشی، ۲۵ هزار مربی معادل نزدیک به ۵۰ درصد بالای ۲۰ سال سابقه کار دارند و هفت هزار نفر از آنان امسال بازنشسته می‌شوند.

وی با اشاره به بحران نیروی انسانی در این وزارتخانه گفت: مقرر است که یک تا سه ساعت در هفته روحانیان در مدارس به معاونان پرورشی کمک کنند ولی این وقت بیشتر به برگزاری نمازهای جماعت اختصاص می‌یابد و تأثیر چندانی روی جبران کمبود فعلی مربیان پرورشی ندارد.

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد سخنان معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش و ضرورت حضور روان شناس متخصص به جای مربی پرورشی

معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش با اشاره به اینکه امسال تنها ۵۰۰ نیروی پرورشی اضافه شد که بسیار کم است، خاطرنشان کرد: مخاطب امروز ما از ما دور است و برخی با هدف به دنبال آن هستند که ارتباط ما را با نسل جدید کم کنند و به همین دلیل ما باید روش خود را نسبت به شرایط فعلی تغییر دهیم.

باقرزاده تصریح کرد: در روشی که دشمن پیش گرفته روند رفتاری دختران و پسران متفاوت شده است، شرایط اخیر با درصد زیادی دختران از پسران جلوتر بودند و به نظر می‌رسد دغدغه دختران کمتر دیده شده است. آقای آقای باقرزاده تصور می کند که فقط و صرفا با » حرف زدن » می تواند تعارض بین نسلی را حل کند بدون آن که تغییری در پارادایم ها و جنس گفتمان ها با تاکید بر رویکرد « اقناع گری » ظهور و پدید یابد ؟

وی ادامه داد: باید برای ۹ ماه سال تحصیلی حداقل بین ۲ تا سه ماه روی مخاطب کار شود زیرا این مخاطب کم حوصله و خشن و غالب آنها از طبقه مرفه هستند هر چند تعداد این عده خیلی کم است شاید یک‌دهم درصد باشد، اما همین تعداد هم مشکل‌زا هستند و تنها راه حرف‌زدن با این عده است که باید در دستور کار باشد » .

تاکنون گزارش ها و یادداشت های تحلیلی قابل توجه و در عین حال تاملی در نقد رویکرد و عملکرد « نهاد پرورشی » در « صدای معلم » منتشر گردیده اما تاکنون نه نقد مستدل و مستندی بر آن ها نگارش شده و نه مسئولانی که ادعای فربه تر کردن آن را دارند پاسخی ارائه کرده اند .

علیرضا کاظمی، معاون پیشین پرورشی و فرهنگی وزیر آموزش و پرورش در مراسم رونمایی از طرح یاریگران زندگی که با محوریت توانمندسازی سفیران پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی در  آذر ماه 1398 درکرمانشاه برگزار شد می گوید : ( این جا )

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد سخنان معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش و ضرورت حضور روان شناس متخصص به جای مربی پرورشی

«در غربالگری‌های سلامت انجام‌شده در وزارت آموزش ‌و پرورش مشخص‌ شده است که ۳۰ درصد دانش‌آموزان تمامی مقاطع تحصیلی در حوزه سلامت روان از استانداردهای لازم برخوردار نیستند و یک درصد دانش‌آموزان نیاز به خدمات اورژانسی در حوزه آسیب‌های روانی دارند.» آماری که البته در جلسه شورای آموزش و پرورش استان کرمانشاه، آن را مختص دانش‌آموزان دبیرستانی اعلام کرده است.

او در این جلسه گفت: «در پژوهشی که در جامعه آماری سه میلیون نفری از دانش‌آموزان مقطع متوسطه اول در سطح کشور انجام شد، مشخص شده 30 درصد دانش‌آموزان به توانمندسازی در حوزه سلامت روان نیاز دارند و 20 درصد هم در معرض خطر هستند، ضمن اینکه همین پژوهش‌ها نشان می‌دهد یک درصد دانش‌آموزان آسیب‌ دیده و نیاز به درمان دارند.»

البته این آمار دولتی است و ممکن است آمارهای واقعی بیش از این باشد ضمن آن که هنوز ارزیابی دقیقی از تاثیرات و عواقب کرونا و نیز تعطیلی 25 ماهه ی مدارس بر روی دانش آموزان توسط وزارت آموزش و پرورش و یا سایر نهادها به عمل نیامده است .

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد سخنان معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش و ضرورت حضور روان شناس متخصص به جای مربی پرورشی

حال پرسش « صدای معلم » از معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش در دولت سیزدهم آن است که با توجه به واقعیات نظام آموزشی ایران در حال حاضر مدارس ما نیاز به روان شناس و یا متخصص در این زمینه دارند و یا مربی پرورشی ؟

کدام یک می تواند به بهبود حال و روز آموزش و پرورش ایران کمک کند ؟

آیا مسئولان وزارت آموزش و پرورش و سایر افراد حامی این نظریه از خود پرسش کرده اند که میزان کارآمدی نهاد پرورشی در مدارس چقدر است و اساسا حضور این مربیان چه تاثیری بر روند و فرآیند آموزش دارد اگر بپذیریم و قبول داشته باشیم که مدت هاست در نظام های آموزشی توسعه یافته دیگر آموزش از تربیت جدا نبوده ( Edcation) و فرآیندی واحد و یکپارچه است ؟

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد سخنان معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش و ضرورت حضور روان شناس متخصص به جای مربی پرورشی

نهادی در برهه ای از زمان بنا بر مقضیاتی شکل گرفته و اکنون باید در مورد وضعیت استمرار و یا تغییر رویکرد آن بدون تعارف و تساهل تصمیم گیری شود .

معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش به استناد به کدامین پژوهش و مستندات حکم می دهد که غالب مخاطبان کم حوصله و خشن از طبقه مرفه هستند ؟ آیا سایر طبقات از وضعیت موجود و عملکرد مسئولان در این بخش رضایت دارند ؟

آقای آقای باقرزاده تصور می کند که فقط و صرفا با » حرف زدن » می تواند تعارض بین نسلی را حل کند بدون آن که تغییری در پارادایم ها و جنس گفتمان ها با تاکید بر رویکرد « اقناع گری » ظهور و پدید یابد ؟

پایان گزارش/


گزارش انتقادی صدای معلم در مورد سخنان معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش و ضرورت حضور روان شناس متخصص به جای مربی پرورشی

منتشرشده در گفت و شنود

تحلیلی بر اشتباهات استراتژیک در آموزش و پرورش ایران و بی هویتی در اصلاحات آموزشی در صدای معلم  آموزش و پرورش در ایران، مهم ترین رکن توسعه در کشور بوده و به نظر می رسد که وزارت خانه مهم تر از آموزش و پرورش در ایران نداشته باشیم و کارخانه آدم سازی و کادر سازی و پرورش نیروی انسانی برای آینده کشور است. بهترین و طلایی ترین سال های عمر شهروندان در آن طی می شود و از طریق نیروهای این وزارت خانه (دبیران و آموزگاران و استادکاران) هدایت می شود. اما متاسفانه بیش از نیم قرن است که آموزش و پرورش ما، وضعیت خوبی ندارد. با این حال، جزییات طرح تربیت جنسی دانش آموزان ایران ( این جا ) ، می تواند نوعی تابو شکنی در روش آموزش در مدارس ایران باشد.

آموزش و پرورش امروز ایران با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کند که شاید دورانش در کشورهای توسعه یافته، خیلی وقت است تمام شده و تنبیه بدنی دانش آموزان که گاها به نقص عضو هم منجر می شود، مشتی نمونه خروار از این اوضاع بل بشو می‌باشد.

اکنون که در سال تحصیلی ۱۴۰۰_۱۴۰۱ قرار داریم، همچنان با معضل معلم ناکافی در مدارس ! ما چندین ها نوع مدرسه داریم در حالی که در دنیا، معنی مدرسه مشخص است!

آموزش و پرورش اکثر بودجه خود را صرف حقوق معلمان می کند و پولی برای پرورش نمی ماند.

آموزش و پرورش با معضل مدارس لاکچری و چیزهایی از این قبیل مواجه است که اساس آموزش رایگان با کیفیت را زیر سوال می برد.

وضعیت بسیاری از کلاس های درس به خصوص در مناطق محروم و کمتر برخوردار خوب نیست و اعتیاد هم که بی داد می کند. به گونه ای که وزیر قبلی آموزش وپرورش گفته بود که مخصوصا آمارش را اعلام نمی کند . . . به همه این ها باید روند سنتی نامطلوب و غیر حرفه ای آموزش در مدارس ایران را نیز اضافه کرد که مافیای کنکور به خوبی از این ضعف بزرگ، درآمد میلیاردی دارد.

ما ۱۲ سال در آموزش و پرورش ایران درس می خوانیم. در روزی که دیپلم دبیرستان در دست ما قرار می‌گیرد،‌ حتی قادر به معرفی خود به زبان عربی نیستیم. بلد نیستیم یک مقاله ۵ پاراگرافی به زبان انگلیسی بنویسیم و اگر دکمه پیراهن ما کنده شد، آن را بدوزیم یا غذایی در حد نیازهای روزانه برای خود دست و پا کنیم و مسائل اقتصادی روزمره را بدانیم. تقریبا هیچ مهارتی نداریم! آفرین به ما و اونا!

تحلیلی بر اشتباهات استراتژیک در آموزش و پرورش ایران و بی هویتی در اصلاحات آموزشی در صدای معلم

بچه های ۱۸ ساله، چیز زیادی از سبک زندگی درست و اخلاقی با نیازهای عصر مدرن نمی دانند اما جدول مندلیف را حفظ بوده و انتگرال دو گانه را گاها ذهنی برای شما محاسبه می کنند و معادل فارسی هزاران کلمه انگلیسی و عربی و تاریخ تولد و مرگ صدها شاعر و نویسنده و سیاستمدار و کتاب های معروف را می دانند! حتی اگر یک بار هم ورق نزده باشند! ایران عصر جدید ، نیازمند حافظان جدول مندلیف نیست. نیازی به کسانی که محاسبات پیچیده ذهنی می کنند ندارد. نیازی به دائره المعارف های کم تحمل کینه توز پرخاشگر ندارد. نیازمند افراد ماهر صبور و مدارا جو است.

امروزه با معضل حفظیات روبه رو هستیم. در مدارس به دانش آموز کلاس اولی یاد می دهیم که بنویسد: بابا آب داد، در حالی که اولین جمله‌ای که انگلیسی‌ها در دبستان یاد می‌گیرند : « من می توانم بخوانم و بنویسم » و اولین جمله‌ای که دانش آموزان ژاپنی‌ یاد می‌گیرند: «من باید بدانم» است.

سلام بر حفظیات

یکی از اشتباهات سنتی آموزش و پرورش از عصر پهلوی تا عصر حاضر، تمرکز و اصرار روی حفظیات است. آن هم اطلاعاتی که به هیچ دردی نه در زمان تحصیل در مدرسه و نه تحصیل در دانشگاه و نه در زندگی عادی نمی خورد و خیلی زود فراموش می شود. گاها هم نقض غرض می شود. عصر اصرار بر حفظیات گذشت. عصر مهارت آموزی فرا رسید. آموزش و پرورش ما باید راه فنلاندی ها را در سیستم های نوین آموزشی با توجه به آرمان های سند تحول در آموزش و پرورش، دنبال کند.

تحلیلی بر اشتباهات استراتژیک در آموزش و پرورش ایران و بی هویتی در اصلاحات آموزشی در صدای معلم

سکوت کنید!

دومین اشتباه تاریخی آموزش و پرورش این است که به دانش آموزان یاد می دهد که سکوت کنند! در مقابل معلم، ساکت باشند. به معلم می گویند که تو باید فقط بگویی. مونولوگ هایی که در کلاس های ایران جاری است،‌ ماحصلش، لشکر بیکارها، غیر ماهرها و افسرده ها می شود که نقشی در فرآیند آموزش نداشتند.

ماحصلش مدیرانی می شود که فرهنگ کار مشارکتی و خرد جمعی را از مدرسه یاد نگرفته اند و در محل کار، قانونی، دیکتاتوری می کنند و چیزی که در استارت آپ ها و شرکت ها و سازمان های خصوصی و دولتی ایران معنی ندارد، فرهنگ کار مشارکتی و کارهای تیمی مبتنی بر تصمیم گیری گروهی است.

ما این چیزها را در مدرسه یاد نمی گیریم، به زندگی و کار می بریم و حاصلش همین اقتصاد و فرهنگ می شود که می بینید!

آن ها فقط یادگرفتند که سکوت کنند و حفظ کنند و جواب دهند و تمام! فضای سنگینی در مدارس حاکم است که بر خلاف حوزه های علمیه و مدرسه های سنتی قدیمی که جای مباحثه بود نه مونولوگ، میوه ترس و سکوت را پرورش می دهند. اولین کاری که آموزش و پرورش باید انجام دهد آن است که روش تدریس را در نظام آموزشی کشور، تغییر اساسی دهد.

معلم می‌گوید و دانش‌آموز صرفا مجاز است که سخنان مربی‌اش را تکرار و تصدیق کند. در این شیوه‌ی آموزش، معلم، تماما زبان است و دانش‌آموز، تماما گوش. معلم، کارساز است و دانش‌آموز، کارپذیر. معلم، به منزله‌ی مراد است و دانش‌آموز به منزله‌ی مرید.

تحلیلی بر اشتباهات استراتژیک در آموزش و پرورش ایران و بی هویتی در اصلاحات آموزشی در صدای معلم

مدارا یاد دهیم

یکی دیگر از ایراداتی که می توان به سمت آموزش و پرورش نشانه گرفت، تربیت دانش آموزانی است که کم تحمل، غیر صبور و کینه توز هستند. ایران عصر جدید ، نیازمند حافظان جدول مندلیف نیست. نیازی به کسانی که محاسبات پیچیده ذهنی می کنند ندارد. نیازی به دائره المعارف های کم تحمل کینه توز پرخاشگر ندارد. نیازمند افراد ماهر صبور و مدارا جو است. اولین کاری که آموزش و پرورش باید انجام دهد آن است که روش تدریس را در نظام آموزشی کشور، تغییر اساسی دهد.


جای خالی هنر را پر کنیم!

هنر، صرفا گذران وقت و سپری کردن ساعاتی از روز نیست. هنر، بیهوده زیستن نیست. هنر، شیوه‌ای موثر در تربیت احساسات و توسعه ی زیبایی‌های درون و پرورش حس زیبا دیدن و زیبا زندگی کردن است. تفسیر معنا بخش به جهان و هستی است. هنر، آدمی را به خویشتن نزدیک می‌کند و راه‌هایی برای تحمل رنج ها در اختیار آدمی می‌نهد.

جای خالی هنر در روند آموزش و پروش، عمیقا احساس می‌شود. از میان هنرهای مختلف، جای خالی موسیقی، دل‌آزار است. روح‌های زمخت، نشان می‌دهند که از ظرافت‌های هنر و زیبایی موسیقی، بی بهره‌اند و در سرزمین رازآلود هنر گام نزده‌اند.

تحلیلی بر اشتباهات استراتژیک در آموزش و پرورش ایران و بی هویتی در اصلاحات آموزشی در صدای معلم

تربیت برای دنیایی نامعلوم!

آموزش و پرورش ما،‌ دانش آموزان را برای زندگی در عصر امروز و زندگی کنونی پرورش نمی دهد. آن ها را برای زندگی در ساختار دموکراتیک، پرورش و آموزش نمی دهد. رابطه دانش آموز با معلم،‌ دموکراتیک نیست. مبتنی بر اخلاق و مدارا نیست. تربیتی که برای امروز باشد، باید مهارت های همین امروز را یاد بدهد و مدارا داشتن را بیاموزد. ما این را در نیاز داریم.

تحلیلی بر اشتباهات استراتژیک در آموزش و پرورش ایران و بی هویتی در اصلاحات آموزشی در صدای معلم

جای خالی شاد زیستن

تلخ زیستن و تلخ کامی بر آموزش و پرورش ایران سایه گسترده است و لذت زیستن را از شاگردان مضایقه می‌کند. شادابی و شادخواری، به نحو ضمنی و نانوشته جایی در مدارس ندارد. مناسک و شعایر تاریخی سوگ و برخی برنامه‌های حزین، به آسانی و در طول سال، در تمامی مقاطع و به انحا مختلف به اجرا در می‌آید، اما چندان خبری از جشن‌های شادی‌بخش در میان نیست.

اگر آرمان ما ایران خوب است، چاره ای جز سرمایه گذاری گسترده روی آموزش و پرورش نداریم .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تحلیلی بر اشتباهات استراتژیک در آموزش و پرورش ایران و بی هویتی در اصلاحات آموزشی در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

گزارش صدای معلم از استعفای محمود مهرمحمدی عضو شورای عالی آموزش و پرورش

«دکتر محمود مهرمحمدی » عضو شورای عالی آموزش و پرورش در صفحه ی اینستاگرامی خود نوشت :

« با نام خداوند مهر و آگاهی

اعضاء ارجمند شورای عالی آموزش و پرورش

سلام بر شما

دوستان و همکاران

من چون در این شرایط به ویژه به دلیل دریافت پیام هایی مبنی بر عبور از خط قرمزهای ساختگی ، احساس می کنم نمی توانم عضو موثری برای شورای عالی آموزش و پرورش باشم ، ضمن آرزوی دوام و دوام این نهاد که ریشه در تاریخ یک صد ساله تعلیم و تربیت مدرن ما دارد و توفیق در انجام هر چه موثرتر وظایف قانونی ؛ بدین وسیله استعفایم را اعلام و از همکاران خداحافظی می کنم .

خدایا چنان کن سرانجام کار

تو خوشنود باشی و ما رستگار

محمود مهرمحمدی

5 آبان 1401 »


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گزارش صدای معلم از استعفای محمود مهرمحمدی عضو شورای عالی آموزش و پرورش

گروه گزارش/

گزارش انتقادی صدای معلم از ادغام کلاس ها در دروس عمومی در هنرستان های فنی و کار و دانش و بی تفاوتی وزارت آموزش و پرورش

مدت هاست که بر اساس یک « قانون نوشته » در هنرستان های فنی و حرفه ای و کار دانش ؛ مدارس و ادارات آموزش و پرورش اقدام به ادغام کلاس ها در دروس عمومی می کنند .

در کلان شهرها و در شهری مانند تهران با توجه به کمبود هنرستان ها و نیز رشته های مربوطه شاهد آن هستیم که بعضا آمار دانش آموزان یک کلاس به 20 نفر و حتا بیشتر می رسد .

اخبار و گزارش های متعدد موید این مساله است که برخی و شاید بسیاری از مدارس با توجه به کمبود معلم و در جهت صرفه جویی در منابع اقدام به ادغام دو کلاس می کنند که ممکن است آمار دانش آموزان شرکت کننده در کلاس های دروس عمومی به حدود 40 نفر برسد .

گزارش انتقادی صدای معلم از ادغام کلاس ها در دروس عمومی در هنرستان های فنی و کار و دانش و بی تفاوتی وزارت آموزش و پرورش

پرسش « صدای معلم » از وزارت آموزش و پرورش و به ویژه نهادهای نظارت و کنترل آن است که استناد قانونی برای این کار چیست ؟ از معلمان انتظار می رود با مطالعه درست و کامل قوانین ، در برابر این این گونه بدعت های خطرناک و رویه های غلط آموزشی بی تفاوت نباشند و حداقل آن ها را در « شورای معلمان » مطرح و از جایگاه خود به عنوان « راهبر آموزشی » دفاع منطقی داشته و کنش گری لازم و موثر را انجام دهند .

در واقع ، این کار به نوعی سیاست گذاری در امور آموزشی محسوب شده و مدارس و ادارات آموزش و پرورش در سطوح مختلف فاقد صلاحیت برای تصمیم گیری در  چنین اموری هستند .

از سوی دیگر؛ وقتی وزارت آموزش و پرورش برای هر درسی زمان و یا ساعت مشخص می کند این کار به نوعی بر هم زدن نظم در فرآیند برنامه ریزی درسی محسوب می شود که « تخلف » محسوب شده و کاری « غیر قانونی » است .

اما نکته ی مهم و راهبردی ، مساله « تراکم دانش آموزی » است .

نشانگرهای ارزشیابی نظام آموزش و پرورش و استانداردهای آن مصوبه هشتصد و هشتاد و ششمین جلسه شورای عالی آموزش و پرورش دوره ۱۵ مهر ۹۲ است .

گزارش انتقادی صدای معلم از ادغام کلاس ها در دروس عمومی در هنرستان های فنی و کار و دانش و بی تفاوتی وزارت آموزش و پرورش

بر اساس این مصوبه در تعریف شاخص تراکم آمده است:

«این شاخص بیانگر تعداد دانش‌آموزان به ازای یک کلاس درس (دایر) در یک واحد آموزشی است؛ کلاس درس(دایر) کلاسی است که در آن گروهی از دانش‌آموزان در مکان مشخص، با برنامه آموزشی مدون و حضور مدرس(استاد، معلم، آموزشیار و...) در زمان معین تحت آموزش واحد قرار می‌گیرند . »

بر اساس این مصوبه، تشکیل کلاس درس با تعداد بیشتر از «حداکثر تراکم» تعیین شده، تحت هر شرایطی ممنوع است و تلاش برای کاهش دامنه تغییر از سطح پایین یا بالای استاندارد و حرکت به سمت استاندارد، یکی از ملاک‌های اصلی ارزیابی عملکرد استان در خصوص این استاندارد خواهد بود . ( این جا )

گزارش انتقادی صدای معلم از ادغام کلاس ها در دروس عمومی در هنرستان های فنی و کار و دانش و بی تفاوتی وزارت آموزش و پرورش

تبصره ۲ از این مصوبه تصریح می کند :

« دامنه این استاندارد در مناطق و مدارس خاص استثنائاً در دوره ابتدایی از ۱۴ تا ۲۶ و در دوره متوسطه اول و متوسطه دوم از ۱۶ تا ۲۸ و در هنرستان‌ها از ۱۲ تا ۱۸ قابل تغییر خواهد بود ولی در هر صورت و تحت هیچ شرایطی تراکم دانش‌آموزان در کلاس درس نباید از حداکثر تعیین شده تجاوز کند . »

از سوی دیگر ؛ این نوع برخورد با « دروس عمومی » جایگاه و اهمیت آن ها را در پیش چشم دانش آموزان و اولیای آنان کاهش داده و تجارب نشان می دهند که در پی این اقدامات ، دانش آموزان و یا همان هنرجویان آن ها را خیلی جدی نمی گیرند در حالی که این دروس بیشتر به وجه حقوق شهروندی و مهارت های اجتماعی می پردازند و خلاء بی توجهی به آن ها کاملا در فرهنگ عمومی جامعه هویداست .

گزارش انتقادی صدای معلم از ادغام کلاس ها در دروس عمومی در هنرستان های فنی و کار و دانش و بی تفاوتی وزارت آموزش و پرورش

« صدای معلم » بر اساس رویکرد انتقادی خویش انتظار دارد تا وزارت آموزش و پرورش حرمت جایگاه خود را نگاه داشته و حداقل از اجرای قوانین مصوب خود صیانت نماید .

و البته از معلمان انتظار می رود با مطالعه درست و کامل قوانین ، در برابر این این گونه بدعت های خطرناک و رویه های غلط آموزشی بی تفاوت نباشند و حداقل آن ها را در « شورای معلمان » مطرح و از جایگاه خود به عنوان « راهبر آموزشی » دفاع منطقی داشته و کنش گری لازم و موثر را انجام دهند .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گزارش انتقادی صدای معلم از ادغام کلاس ها در دروس عمومی در هنرستان های فنی و کار و دانش و بی تفاوتی وزارت آموزش و پرورش

منتشرشده در گفت و شنود

گروه گزارش/

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد پرداخت پاداش بازنشستگی معلمان و تبعیض سیستماتیک

معلمان پس از حداقل سی سال زحمت و فعالیت در حرفه ی دشوار و فرسوده کننده « معلمی » و معمولا با داشتن حقوقی که فاصله بسیار زیادی با « خط فقر » داشته و تبعیض همیشه آنان را « رنج » داده است چشم به دریافت پاداشی دوخته اند تا شاید گره ای کوچک از مشکلات و مصائب فراوان آنان را بکاهد اما سال هاست که پرداخت پاداش معلمان بازنشسته با تاخیر زیاد به صورت یک « رویه » درآمده و مسئولان وزارت آموزش و پرورش و سایر نهادها مانند « سازمان برنامه و بودجه » با توجیهات و بهانه های مختلف ، این « قشر خاموش و قانع » را آزار می دهند .

اما آیا فرضا در درون وزارت آموزش و پرورش و در بخش ستاد و یا در همان سازمان برنامه و بودجه ، کارمندان مانند « معلمان » پاداش قانونی خود را دریافت می کنند ؟

آیا پس از تبلیغات فراوان و وعده و وعیدهای بی حاصل و پس از گذشت بیش از یک سال تنها « بیست درصد » از کل مبلغ را به حساب معلمان واریز می کنند ؟

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد پرداخت پاداش بازنشستگی معلمان و تبعیض سیستماتیک

تورم نقطه ای شهریور 1401 کل کشور طبق گزارش رسمی مرکز آمار 7/ 49 درصد بوده که بدین معناست که خانوارهای ایرانی برای مجموعه کالاها و خدمات یکسان نسبت به شهریور 1400 حدود 50 درصد قیمت بیشتری پرداخته اند .

این به آن معناست پاداشی که سال 1400 باید پرداخت می شد پس از حداقل یک سال تاخیر ارزش آن به نصف و شاید کم تر از آن تقلیل یافته است .

چه کسی و کدام نهاد قانونی و حکومتی باید پاسخ گوی این خسارت به معلمانی باشد که حق و مطالبه قانونی آنان کاملا فراموش شده و به حاشیه رفته است ؟

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد پرداخت پاداش بازنشستگی معلمان و تبعیض سیستماتیک

بنا به ابلاغیه شماره 285283 مورخ  8/ 6 / 1401سازمان برنامه و بودجه کشور، مبلغ ۳۶۸۰۳ میلیارد ریال معادل ۲۱درصد از کل اعتبار مورد نیاز برای پرداخت پاداش پایان خدمت بازنشستگان سال ۱۴۰۰ ادارات کل آموزش و پرورش استان‌ها به این دستگاه اجرایی پرداخت شده که با توجه به تاریخ بازنشستگی و تشخیص رئیس دستگاه اجرایی در وجه ذینفعان پرداخت می‌گردد .

پرسش « صدای معلم » از سازمان برنامه و بودجه آن است که این گونه فرمول های پرداخت و پرداخت های قطره چکانی را از کجا درآورده است ؟

اگر اعتبار این پاداش در بودجه دیده شده و مورد تایید و تصویب قرار گرفته است ؛ سازمان برنامه و بودجه به چه حقی و با کدام دلیل این گونه معلمان را مورد تحقیر قرار می دهد ؟

وزیر آموزش و پرورش که ظاهرا نماینده ی معلمان در کابینه دولت به اصطلاح مردمی است چرا اعتراض صریحی به این اجحاف آشکار نمی کند ؟

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد پرداخت پاداش بازنشستگی معلمان و تبعیض سیستماتیک

آیا برای دریافت یک حق قانونی حتما باید تجمعی برگزار شود و مطابق معمول برخوردی صورت گیرد و احتمالا تعدادی بازداشت شوند تا « صدای » مطالبه گری این معلمان شنیده شود ؟

نظارت های مجلس شورای اسلامی که اصلا مشخص نیست در این میان چه کاره است و نظارت های آن و ابزار کنترل غالبا از حد « حرف » فراتر نمی رود ، معلمان و شاید جامعه را از « اعتماد » به کلی تهی کرده است .

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد پرداخت پاداش بازنشستگی معلمان و تبعیض سیستماتیک

در این رابطه ، محمد وحیدی، عضو کمیسیون آموزش، تحقیقات و فن آوری مجلس چنین می گوید :

به طور معمول در سنوات گذشته دولت در لوایح بودجه رقم بودجه را پیش بینی می‌کرد و این پاداش با یک سال تأخیر پرداخت می‌شود .

متأسفانه با این وجود، رقم پرداختی به معلمان با بیش از یک سال تأخیر، پرداخت می‌شود ....

 با پیگیری‌های صورت گرفته از طریق سازمان برنامه، وزارت آموزش و پرورش و معاون پارلمانی ریاست جمهوری، به مسئولان اجرایی تأکید شد که تأخیر بیش از حد در این موضوع به صلاح نیست » .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد پرداخت پاداش بازنشستگی معلمان و تبعیض سیستماتیک

منتشرشده در بازنشستگان
چهارشنبه, 04 آبان 1401 05:18

پرسش از عملکرد بانک سرمایه

سمنان

منتشرشده در نامه های دریافتی

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور