
نمی دانم از کجا شروع کنم و کجا تمام کنم وقتی همه چیز در « روزمرگی » تعریف شده و همه آدم ها فکر می کنند همه چیز را می دانند در حالی که چیزی نمی دانند و مهم تر از همه اراده و یا افقی برای خروج از این مرداب فکری و وارونگی ارزش ها دیده نمی شود .
ضروری ترین و حیاتی ترین عنصر برای ادامه ی چیزی که آن را « زندگی » می نامیم همین هواست اما این روزها در سایه « سیاست زدگی » معانی و مفاهیم این هم رنگ باخته است .
جمعه وضعیت آلودگی هوا را در گوگل که می دانم دروغ نمی گوید چک می کنم .
این وضعیت هوای مورد تنفس ماست :

( Hazardous : خطرناک )
صبح با « دوچرخه » و با این که رفتار آدم های پیرامونی را می دانم و می توانم آن را پیش بینی کنم خود را به پل استاد معین می رسانم .
از تقاطع استاد معین تا زیرگذر آزادی ( یادگار امام ) انبوهی از اتومبیل ها و موتور سیکلت ها را می بینی که پشت سر هم ردیف شده و در حال سبقت های میلیمتری از همدیگر هستند تا خود را به « خط پایان » برسانند .
این بار « مدارس » را در سه پایه تحصیلی تعطیل کرده اند که وضعیت شاید بهتر شود اما ترافیک تغییری نکرده بلکه بدتر هم شده است . این یک تصویر واقعی از کنش های روزمره ماست و نیازی به تصدیق و یا تکذیب این و آن هم ندارد .

برخی هم از این تعطیلی استفاده می کنند تا با وسایل نقلیه شخصی امور و کارهای عقب افتاده ی خویش را سر و سامانی دهند .
هنوز این مقامات و به اصطلاح مدیران نمی دانند و نمی فهمند که تعطیلی مدارس تاثیری در کاهش آلودگی هوا ندارد و حتا باعث تشدید آن می شود . آیا زمان تغییر نرسیده است هم برای آنان که سکان کشور دست آنان است و هم آن هایی که سرنشینان این کشتی هستند و زندگی آنان با کنش ها و عملکرد یکدیگر گره خورده است .
همه چیز این روزها در « شتاب » خلاصه می شود و انسانیت و معنای زندگی در حاشیه گم شده است .
وزیر آموزش و پرورش و سایر مقامات هم برای آن که بگویند بیکار نیستند و کاری کرده اند سریعا بر طبل تعطیلی مدارس می نوازند و البته برای خالی نبودن عریضه ، آدرس ناکجا آباد « آموزش غیرحضوری » را می دهند .
واقعا وزیر آموزش و پرورش و رئیس شورای آموزش و پرورش شهر تهران نمی دانند که از زمان حضوری شدن مدارس پس از کرونا بر خلاف قبل ؛ آوردن وسایلی مانند موبایل و تبلت و... به مدارس ممنوع است و با آن برخورد می شود ؟
( جالب است که برخی کارشناسان و کنش گران آموزشی پس از تعطیلی دو ساله مدارس به خاطر کرونا و در آن مقطع از انقلابی شگرف در آموزش ایران در حوزه مجازی سخن می گفتند و نوید می دادند اما همین که کرونا رفت دوباره همان شد که باید می شد .)
نه خانی آمده و نه خانی رفته .

بارها و بارها در رسانه ی حوزه عمومی آموزش ایران « صدای معلم » خواسته ایم که مقامات و مدیران جمهوری اسلامی ایران قانون « هوای پاک » را اجرا کنند اما گزارش و یافته های دیوان محاسبات که در دی ماه سال 1400 منتشر شده است چنین می گوید : : ( این جا )
« گزارش دیوان محاسبات کشور درباره وضعیت اجرای قانون هوای پاک نشان میدهد که از میان ۲۲۰ حکم قانونی، ۲۰ مورد به صورت کامل اجرا شده، ۱۴۰ حکم ناقص انجام شده و به ۶۰ حکم عمل نشده است.
بر اساس بند دهم سیاست کلی محیط زیست، باید نظام حساب رسی زیست محیطی در کشور ایجاد شود که ارزشها و هزینههای زیستمحیطی تخریب، آلودگی و احیاء در حسابهای ملی استقرار پیدا کند. اما دیوان محاسبات گفته عمده یافتههایش نشان میدهد مسئولان دستگاههای اجرایی در انجام قانون هوای پاک ترک فعل داشتهاند.

کدام نهاد و مقام باید جواب گوی این کوتاهی های جبران ناپذیر و پر هزینه باشد و این در حالی است که بر اساس آمارهای رسمی سالانه هزاران نفر بر اثر استنشاق هوای آلوده جان خود را از دست می دهند ؟
پرسش و دغدغه ی من به عنوان یک « معلم » و « کنش گر حوزه رسانه » آن است آیا در این کشور فرضا فقط « حجاب » قانون است و چرا این همه قوانین معطل شده و مهم تر از همه اجرای قانون اساسی در بخش « حقوق ملت » به فراموشی سپرده شده اند ؟

گفته شده که دولت سالانه برای گشت ارشاد بیش از 1000 میلیارد تومان بودجه تصویب کرده است . همه آدم ها فکر می کنند همه چیز را می دانند در حالی که چیزی نمی دانند و مهم تر از همه اراده و یا افقی برای خروج از این مرداب فکری و وارونگی ارزش ها دیده نمی شود .
بیش از سه ماه است که کشور درگیر اعتراضات گسترده مردم است که البته نقطه شروع آن مرگ مهسا امینی در مرکز پلیس ارشاد بود .
همان گونه که قبلا هم نوشتم ( این جا ) ؛ آیا با تدبیر و نه با لجبازی نمی شد این مساله را درست مدیریت کرد ؟
حاکمیت مسئولیت خود را در قضیه " مهسا امینی " بپذیرد . در سمت و سوی « عقلانیت » و « خرد ورزی » می ایستم !
تاملی بر اعتراضات ایرانیان از نگاه یک " معلم "

آماری که زیر ارائه می شوند پیش تر توسط « صادق زیبا کلام » در کانال ایشان منتشر شده است :
« بودجه پیشنهادی دولت به مجلس برای سال ۱۴۰۱
- صدا وسیما: ۵۳۰۰ میلیارد تومان
- سازمان بسیج : ۳۱۰۰ میلیارد تومان
- مرکز خدمات حوزههای علمیه: ۲۸۰۰ میلیارد تومان
- وزارت ارشاد:۲۱۰ میلیارد تومان
- شورای عالی حوزه های علمیه:۸۸۰ میلیارد تومان
- سازمان تبلیغات اسلامی :۷۴۰ میلیارد تومان
- جامعه المصطفی العالمیه : ۵۷۰ میلیاردتومان
- سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی: ۴۹۰میلیارد تومان
- شورای سیاست گذاری حوزه های علمیه خواهران:۴۶۰میلیارد تومان
- کانون پرورش فکری کودکان:۴۵۰ میلیارد تومان

- نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاهها: ۳۱۰میلیارد تومان
- دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم : ۲۳۰میلیارد تومان
- بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس: ۴۰۰میلیاردتومان
- دفتر نمایندگی ولی فقیه در سپاه: ۲۲۰ میلیارد تومان
- خبرگزاری جمهوری اسلامی: ۱۹۰ میلیاردتومان
- شورای برنامه ریزی حوزه های علمیه خراسان:۱۷۰میلیارد تومان
- شورای عالی انقلاب فرهنگی: ۱۶۰ میلیاردتومان
- شورای سیاست گذاری ائمه جمعه: ۱۰۰ میلیارد تومان
- موسسه پژوهشی و فرهنگی انقلاب اسلامی:۹۰ میلیارد تومان
- مجمع جهانی اهل بیت:۹۰ میلیارد تومان
- موسسه نشر آثار حضرت امام خمینی : ۸۰ میلیارد تومان
- ستاد امر به معروف و نهی از منکر: ۶۰ میلیارد تومان
- پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی:۳۶میلیارد تومان
- موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی:۳۳ میلیارد تومان
- ستاد اقامه نماز:۳۰ میلیارد تومان
- دانشگاه اهل بیت:۲۷ میلیارد تومان
- مرکز الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت :۲۲ میلیارد تومان
- شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی: ۹۰میلیارد تومان
- جمع هزینه های "ایدئولوژی": ۱۹۳۰۰ میلیارد تومان
- بودجه دانشگاه تهران: ۲۱۱۰ میلیارد تومان
- بودجه محیط زیست : ۲۱۵۰ میلیارد تومان »
واقعا به این فکر می کنم که مسئولیت گریزی و سوء مدیریت حاکمیت در کنار بی تفاوتی و شتاب شهروندان را چگونه باید جمع جبری زد وقتی که « اعتماد عمومی » و « سرمایه اجتماعی » به آخر خط رسیده است ؟
آیا زمان تغییر نرسیده است هم برای آنان که سکان کشور دست آنان است و هم آن هایی که سرنشینان این کشتی هستند و زندگی آنان با کنش ها و عملکرد یکدیگر گره خورده است .
گروه گزارش/

ظرف چند هفته اخیر این برای سومین بار است که در تهران مدارس تعطیل می شوند .
علت آن هم « آلودگی هوا » بیان می شود .
وزارت آموزش و پرورش و استاندار هم که رئیس شورای آموزش و پرورش این کلان شهر است طبق معمول مدارس را به برگزاری « کلاس های غیرحضوری » احاله می دهند .
آیا تجربه 25 ماه تعطیلی مدارس بر اثر کرونا و برگزاری آموزش غیرحضوری تجربه موفقی بود که دوباره همان آدرس تکرار می شود ؟
آیا اساسا در مدارس و در سال تحصیلی جاری فایل و برنامه ی مستقل و جداگانه ای برای این نوع آموزش طراحی شده است و یا آن که این حرف ها جنبه « رفع تکلیف » دارند ؟

« صدای معلم » بارها و بارها در گزارش های انتقادی خود به بحران آلودگی هوا اشاره و به اهمال و بی خیالی نهادها و مقامات در خصوص عدم اجرای « قانون هوای پاک » اعتراض کرده است . ( این جا )
شنبه 20 فروردین 1401 ( سال جاری ) در فصلی که به بهار مزین شده و باید پاک ترین هوا را در مقایسه با سایر فصول داشته باشد ؛ « صدای معلم » در گزارشی نوشت : ( این جا )
« روز گذشته تهران پایتخت کشور و ۱۱ استان دیگر شاهد بحران در زمینه آلودگی هوا بود .
نکته ی مهم و قابل تامل آن که دیروز تهران در صدر آلوده ترین شهر جهان قرار گرفت . آن طور که دادههای شرکت کنترل کیفیت هوا نشان میداد ؛ شاخص کیفیت هوای تهران تا ساعت هشت شب روی عدد ۳۷۲ و در شرایط خطرناک قرار داشت. بعد از آن تا پایان شب در وضعیت خیلی ناسالم قرار گرفت.
اگر چه بحران آلودگی هوا مساله ی جدیدی نیست و به نوعی با زندگی شهرنشینان کلان شهرها عجین شده است اما اراده ای هم برای مدیریت آن دیده نمی شود .
مردم هم به سیاق گذشته در بی تفاوتی به سر برده و شب را به صبح و صبح را به شب می رسانند .

( ترافیک سنگین در خیابان آزادی - شنبه 19 آذر ساعت 9 صبح - مدارس به خاطر آلودگی هوا روزهای شنبه و یکشنبه تعطیل شدند ) آیا اساسا در مدارس و در سال تحصیلی جاری فایل و برنامه ی مستقل و جداگانه ای برای نوع آموزش طراحی شده است و یا آن که این حرف ها جنبه « رفع تکلیف » دارند ؟
پس از این واقعه ، برخی و شاید بسیاری دوباره انگشت نشانه به سوی « مدارس » گرفتند و خواهان تعطیلی آن شدند بی آن که از « خود » و « دیگران » پرسش کنند که عامل و مقصر این وضعیت کیست ؟
واقعا نقش مدارس در شکل گیری و آغاز پیک های مختلف کرونا چه بود که به خاطر آن مدارس 25 ماه تعطیل شدند و تعطیل کردن دوباره مدارس چه نقشی در کاهش و یا رفع آلودگی هوا خواهد داشت ؟
چرا به جای آن که مطالبه عمومی از مقامات و تصمیم گیرندگان مطالباتی مانند « اجرای کامل قانون هوای پاک » باشد به متغیرهایی مانند تعطیلی مدارس فرو می کاهد ... »
چهارشنبه 16 آذر نشست همكاری بين وزارت آموزش و پرورش و شهرداری تهران برگزار گردید . ( این جا )

« علیرضا زاکانی » شهردار تهران در این نشست به موضوعات مختلفی اشاره کرد . توصیه « صدای معلم » به شهردار تهران آن است که به جای ظاهر شدن در نقش یک « فعال سیاسی » و حضور در « میتینگ های سیاسی » به وظایف قانونی خود عمل کرده و در برابر آن پاسخ گو و مسئولیت پذیر هم باشد .
زاکانی گفت :
« نیازمند این هستیم كه نقشه مدارس شهر تهران احصا شود تا پیشنهادی را برای باز طراحی کل مدارس داشته باشیم و بتوانیم یک تفاهم بزرگ منعقد کنیم که در آن ظرفیتهای آموزش و پرورش مولدسازی شود و در خدمت توسعه آموزشی قرار گیرد.
زاکانی خاطر نشان کرد: نکته بعدی قبول مسئولیت مدارس است. ما میتوانیم ۳۵۳ مدرسه را در محلات شهر پشتیبانی کنیم و باری را از دوش آموزش و پرورش برداریم.
شهردار تهران اضافه کرد: پشتیبانی ما در موضوع معلمان میتواند این باشد که به دغدغه فراغت و مسکن آنها توجه کنیم و ظرف چند سال مشکل مسکن آن ها را حل کنیم.
پرسش « صدای معلم » از شهردار تهران آن است نهادی که بی توجه به وظایف مصرح خود در اجرای درست « قانون هوای پاک » و به عنوان مثال اقدام به فروش هوا تحت عنوان مجوز طرح ترافیک و... می کند چگونه و با کدام پشتوانه و ضمانت اجرایی می خواهد برای معلمان مسکن بسازد ؟

آیا بهتر نبود وزیر آموزش و پرورش به جای تکرار عبارات کلیشه ای و خسته کننده مانند اجرای سند تحول بنیادین و... وضعیت اجرای قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش و وظایف شهرداری در این مورد را شفاف سازی می کرد ؟

آیا مولدسازی ظرفیت های آموزش و پرورش از نظر شهردار تهران چیزی مانند فروش هوا برای درآمد زایی است ؟!
توصیه « صدای معلم » به شهردار تهران آن است که به جای ظاهر شدن در نقش یک « فعال سیاسی » و حضور در « میتینگ های سیاسی » به وظایف قانونی خود عمل کرده و در برابر آن پاسخ گو و مسئولیت پذیر هم باشد .

پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

یکی از اقدامات مهم و ماندگار در دوران سرپرستی « جواد حسینی » بر وزارت آموزش و پرورش تدوین دستور العمل وزارتی « ممنوعیت شکایت از رسانه ها و فعالان رسانه ای در محاکم قضایی » بود .
سه شنبه 28 خرداد 1398 ؛ « صدای معلم » در گزارشی در این موضوع نوشت : ( این جا )
« پس از بازپس گیری شکایت وزارت آموزش و پرورش علیه یک معلم منتقد و مدیر رسانه اخبار فرهنگیان ( این جا ) ، سیدجواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش به قول خود عمل کرد و در دستورالعملی به تمام ادارات و مناطق از آن ها خواست هر گونه اختلاف با اصحاب رسانه در کمیته ای با حضور افراد ذیل مورد بررسی و مسائل فیمابین با توافق حل و فصل گردیده و از ارجاع آن به نهادهای قضایی جلوگیری به عمل آید .
« صدای معلم » از این اقدام شایسته ، مدنی و دموکراتیک آقای حسینی تقدیر و تشکر به عمل می آورد .

( جواد حسینی - سرپرست پیشین وزارت آموزش و پرورش )
« صدای معلم » پیش تر در پیشنهادی به وزارت آموزش و پرورش عنوان کرده بود :
" حال که سرپرست وزارت آموزش و پرورش قرار است طرحی نو در اندازد و از استقلال این نهاد و شان معلمان دفاع کند پیشنهاد می کنیم تا آقای حسینی در چارچوب " منشور حقوق شهروندی " برای اعتماد سازی در دستورالعملی از همه مدیران در سراسر کشور بخواهد که حق شکایت از هیچ رسانه ای در حوزه آموزش را ندارند .
همچنین می توان در مورد پرونده معلمانی که در زمان وزارت بطحایی و در هیات های تخلفات اداری تشکیل شده اند تجدید نظر کرد .
« صدای معلم » به سرپرست وزارت آموزش و پرورش پیشنهاد می کند در مورد ادامه کار مدیرانی که در زمان تصدی مدیریت خویش علیه رسانه ها و معلمان منتقد شکایت کرده اند بازنگری داشته باشد .»
« صدای معلم » در عمر یک سال و سه ماهه دولت سیزدهم و وزارت یوسف نوری بر آموزش و پرورش بارها نسبت به غلبه فرهنگ امنیتی بر امنیت فرهنگی انتقاد کرده و خواهان احترام به « قانون » و « منشور حقوق شهروندی » از سوی مقامات و مدیران شده است .

به تازگی ، « علیرضا صیادی » سرپرست اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی شکایتی را علیه « جواد لطف الله پور » معلم - به خاطر نگارش یک مطلب انتقادی از عملکرد این مقام آموزش و پرورش در موضوع اخراج ۶۹ نفر از مربیان پیش دبستانی شهرستان های سراب و مهربان- در محاکم قضایی اقامه کرده است . یکی از اقدامات مهم و ماندگار در دوران سرپرستی « جواد حسینی » بر وزارت آموزش و پرورش تدوین دستور العمل وزارتی « ممنوعیت شکایت از رسانه ها و فعالان رسانه ای در محاکم قضایی » بود .
لطف الله پور در نامه ای خطاب به سرپرست اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی چنین می نویسد :
« از عجایب روزگار است که جناب سرپرست به جای دستور ویژه به کارشناسان ذیربط برای حل مشکل ادامه همکاری این ۶۹ نفر از معلمان جوان و شیفته و شیدای تعلیم و تربیت که قبلا ده سال به صورت حق التدریس در مراکز پیش دبستانی و بعد از به کار گیری و استخدام یک سال تحصیلی نیز در مدارس مشغول تدریس در دور افتاده ترین روستاهای استان بوده اند (متاسفانه یک نفر از آنان در مسیر مدرسه محل خدمتش در سانحه رانندگی جان عزیزش را تقدیم راه دانایی و توانایی نمود) و همگی آنان از اول مهر سال تحصیلی جاری از کار بیکار شده اند و هنوز شکایت آنان به جایی نرسیده است، دستور ویژه جناب سرپرست در مورد شکایت بر علیه اینجانب فورا به جریان افتاده است .

به جای شکایت علیه منتقدان آستانه تحمل و نقد پذیری خود را افزایش داده و پاسخ گوی عملکرد خویش باشید .
سرپرست محترم
اگر به جای بی اعتنایی به نظرات و انتقادات سازنده بنده و امثالنا و پرهیز از اتخاذ رویکرد خصمانه و شکایت بر علیه خیر خواهان آموزش و پرورش استان، به موقع به این نظرات و انتقادات توجه نموده و در زمان مربوطه اقدامات و اصلاحات لازم را اعمال می کردید، امروز در آموزش و پرورش استان شاهد تضییع حقوق ۶۹ نفر همکاران موصوف، از کار بیکار شدن تعداد کثیری از نیروهای خرید خدمت، عدم کسب رتبه در جشنواره شهید رجایی، عدم کسب رتبه در پروژه مهر (مهمترین رویداد آموزشی و تربیتی وزارت آموزش و پرورش)، سردرگمی اولیا و دانش آموزان در بحث سرویس مدارس، مشکلات اولیا در بحث روپوش دانش آموزان، اخذ شهریه غیر قانونی در مدارس غیر دولتی، تعداد کثیر کلاس بدون معلم در مهرماه، تعطیلی کلاس های تحت پوشش نیروی خرید خدمت و ترک تحصیل دانش آموزان روستایی، بی انضباطی مالی در اداره کل و ایجاد چندین میلیارد تومان بدهی، و مهمتر از همه، بلاتکلیفی مدیران و همکاران شاغل در ۳۹ منطقه و ناحیه آموزش و پرورش استان به لحاظ عدم وجود مدیر کل در راس دستگاه تعلیم و تربیت استان نبودیم.
و جنابعالی و مشاوران شما نیز شرمسار از عملکرد ضعیف خود نبودید تا مجبور به فرار از پاسخ گویی به مطالبات مردم و کارشناسان در برنامه های رادیویی و تلویزیونی شوید .

چاره برون رفت از این بن بست خود ساخته، اصلاح رویکرد خصمانه خود و همکاران تان و توجه به نظرات دلسوختگان تعلیم و تربیت استان، تمکین به مطالبات مردم و دوری از حاشیه های بی ارزش و بی نتیجه است، نه رفتار نظامی گری، ایجاد جو حراستی، ترویج تفرقه و رعب و وحشت در بین همکاران و شکایت و پرونده سازی علیه بنده و امثال بنده . » « صدای معلم » به آقای صیادی و سایر مدیران همفکران ایشان توصیه می کند اولا دقیق و مستند سخن بگویند و مهم تر آن که دچار توهم و اغراق گویی نشده ضمن احترام به شعور مخاطبان با آنان با صداقت برخورد نمایند .
آخرین گزارش انتقادی « صدای معلم » در نقد عملکرد سرپرست اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی به تاریخ 3 مرداد 1401 بر می گردد .
این رسانه مستقل و منتقد در حوزه عمومی آموزش ایران نوشت : ( این جا )
« آیا مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی از رتبه ی دانش آموزان ایرانی در آزمون های معتبر بین المللی مانند تیمز و پرلز خبر دارد ؟
آیا ایشان و همکاران وی وضعیت تحصیلی و تربیتی دانش آموزان را پس از دو سال تعطیلی ناشی از بحران کرونا مورد مطالعه و پیمایش جدی و علمی قرار داده اند ؟

مطابق آمار در حال حاضر در استان آذربايجان شرقي ١٢٦ مدرسه كانكسي با جمعيت بالاي ١٠ دانش آموز وجود دارند .
همچنین حدود ٣٠ درصد از فضاهاي آموزشي استان آذربايجان شرقي نيازمند مقاوم سازي و يا تخريب و بازسازي هستند كه براي بازسازي اين ميزان فضاي آموزشي با احتساب هزينه هاي امروزي رقمي بالغ بر ١٥ هزار ميليارد تومان اعتبار نياز است .
کدام کشور توسعه یافته و متعالی در حوزه نظام آموزشی در دنیا و در قرن بیست و یکم می تواند وضعیتی مثل ما را داشته باشد ؟
« صدای معلم » به آقای صیادی و سایر مدیران همفکران ایشان توصیه می کند اولا دقیق و مستند سخن بگویند و مهم تر آن که دچار توهم و اغراق گویی نشده ضمن احترام به شعور مخاطبان با آنان با صداقت برخورد نمایند .
گفتنی است مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران هم در سخنانی نوید تحقق تمدن نوین اسلامی را داده بود و این در حالی است که بر اساس آمار در حال حاضر حداقل 930 مدرسه ناایمن و تخریبی در شهر تهران در حال فعالیت هستند .

« صدای معلم » ضمن دعوت از آقای صیادی و سایر مقامات آموزش و پرورش برای احترام به « قانون » و « پاسخ گویی » که مدعای مکرر رئیس دولت سیزدهم و نیز اظهارات اخیر سخنگوی این دولت در مورد پاسخ گو بودن مدیران این دولت است خواهان شنیدن صدای اعتراض کنش گران رسانه ای و معلمان معترض در راستای ایفاد حقوق قانونی شان است .
شنیدن صدای اعتراض به معنای تکریم « منتقد » و لحاظ کردن نظرات اصلاحی در فرآیندهای غلط و تصمیم های نادرست به منظور بهبود امور و شیوه حکمرانی و در نهایت ترمیم اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی است .
به جای شکایت علیه منتقدان آستانه تحمل و نقد پذیری خود را افزایش داده و پاسخ گوی عملکرد خویش باشید .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

رفتارهایی گسترده و متنوع برای مفهوم ارزشهای اجتماعی وجود دارند که با این ارزشها میتوانیم در مورد یک اجتماع قضاوت کنیم.
اینجا یک استان جنوبی در کنار سواحل نیلگون خلیجفارس است ؛ استان هرمزگان با قدمتی دیرینه و فرهنگ و تمدنی که ریشه در تاریخ این سرزمین دارد. از فرهنگ و تمدن که حرف میزنیم نمیدانم باید به گذشته سفر کنیم یا آنچه در زندگی روزمره با آن سروکار داریم ملاک قرار دهیم!
این روزها آنچه در اتفاقات روزانه با آن دستوپنجه نرم میکنیم نه تنها بوی افتخار و تمدن نمیدهد بلکه مفهومی غیر از این به ذهن میرساند. مفهومی که نمیدانم از کجا ریشه گرفته است اما خستگی و دل زدگی از سبک زندگی و خالی بودن اخلاق و ادب را به رخ میکشد.

بهطور خلاصه این اتفاقات یک روزه را در استان هرمزگان شما هم ببینید:
در مسیر پرتردد بندر خمیر به بندرعباس که هم جزایر قشم و کیش قرار دارد و هم ترافیک سنگینی معمولاً به دلیل ورود مسافران مواجه هستیم هیچکدام از دوربرگردانهای مسیر روشنایی ندارد و تابلوهایی نیز اگر بوده نصف و نیم و با خطخوردگی است!
این سؤال را از خودت میپرسی آیا اداره راه متولی ندارد؟ و آیا برای کسی مهم نیست مسافران سردرگم شوند و یا حتی در پارهای موارد جانشان را از دست دهند؟
ادامه مسیر یک پاسگاه ایست و بازرسی قرار دارد که کامیون و تریلی و سواری و حتی اگر الاغ و قاطر هم موجود بود ناچارند از یک خط عبور کنند و بقیه مسیر با سنگ و لاستیک و آهن مسدود شده است.
پیشتر مسئولان نظامی این ایست و بازرسی کمبود نیرو را دلیل باز نشدن دیگر لاین ها عنوان کرده بودند.
با خودت فکر میکنی آیا نمیتوان با تأمین نیرو باعث تسهیل در رفتوآمد شهروندان شد؟
درست روبه روی این ایست و بازرسی جادهای خاکی است که ماشینهای قاچاق اقدام به عبور میکنند از خودت میپرسی با اینکه جلوی چشم مأموران قانون قاچاق میشود چرا کسی مانع نمیشود؟
در شهر بندرعباس بوستان و فضای زیبایی توسط شهرداری آماده شده است روبه روی دریا با چشماندازی دلنشین که میتواند آرامشبخش باشد اما ته سیگارهای ریخته شده و زبالهها آن قدر زیاد هستند که به جای نگاه کردن به دریا حواست به سمت این منظره نازیبا پرت میشود و از خودت میپرسی چرا باوجود نصب سطلهای زباله باز هم کسانی هستند که این فضای زیبا را آلوده میسازند؟
در همین حین علیرغم حصار کشی و راهبند برای وسایل نقلیه موتورسوارانی با سرعت زیاد وارد میشوند و شروع به تکچرخ زدن میکنند! کودکی که مشغول بازی بود هراسان به سمت مادرش میدود و این سؤال را میپرسی که چرا با وجود ممنوعیت وسایل نقلیه این دوستان از سنگ خیابان وارد شدهاند و چرا قانونی مانع این رفتار پرخطر نمیشود؟

همچنین میتوانی جوهای کوچک و بزرگ فاضلاب شهری را ببینی که مرتب به دریا سرریز میشوند و علیرغم بوی نامطبوع زندگی ژانویگان و گونههای دریایی را نیز به خطر میاندازد؟
با خودت میاندیشی مگر یک عضو شورای شهر با کت و شلوار جلوی لولههای فاضلاب نایستاد؟ پس چرا بیش از دو دهه همچنان مشکل سر جای خودش است؟

برای رفتن به مسجد زیبایی که وسط بازار بندرعباس (مسجد امام) از در اصلی وارد میشود و برای وضو گرفتن به سمت سرویس بهداشتی میروی.
مأموری نشسته و در حالی که انگشتهایش را با آب دهانش خیس میکند دستهای اسکناس را میشمارد. تو هم باید برای ورود به سرویس بهداشتی مبلغی هزینه بدهی!
از خودت میپرسی آیا نمیتوان چندین چشمه برای مسجد ساخت تا با رعایت نظافت و ادب شهروندان و بازاریان از آن استفاده کنند؟
هنگام ورود به مسجد و خواندن نماز همه کفشهایشان را در پلاستیکی میگذارند و زیر بغل وارد میشوند. نماز در کنار کفشهایت که جایشان امن است لابد مقبولیت بیشتری دارد.
از خودت میپرسی اینجا مسجد خانه خداست ؛ چه شده است که برای پنج دقیقه راز و نیاز نتوانی کفشهایت را بیرون بگذاری؟

بخشی از بازار بندرعباس در دستان دستفروشهاست دستفروشهایی که یک مسیر طولانی با اجناس متنوع صفکشیدهاند و چون کمی قیمت منصفانهتر است مردم زیادی اطرافشان جمع میشوند. از خودت میپرسی با اینکه جلوی چشم مأموران قانون قاچاق میشود چرا کسی مانع نمیشود؟
اما در همینجا نیز از یک فروشنده به فروشنده دیگر برای یک کالای یکسان قیمتهای متفاوتی را میبینی؟ تمام بازار بندرعباس از پارچه و کفش و کیف تا خوراکی گرفته همه کالای خارجی و عموماً از کشور دوست یعنی چین است!
کالایی که علیرغم قیمتشان عمری کوتاه دارند.
ممکن است اینجا نیز از خودتان بپرسید کسی مدافع حقوق خریدار و مردم عادی است؟ یا نظارتی بر بازار وجود دارد؟
خلاصه اینکه دیگر خسته میشود و از سؤال پرسیدن دست میکشید و اگر چه ساکت هستید اما اعتراضها قطرهقطره در جانتان جمع میشود و معلوم نیست به «اعتراض» « اغتشاش» یا چه چیز دیگری تبدیل شود؟

هر چند جای جای ایران همین است و هر کس ممکن است گلههای بیشتر و کمتری نیز در دل باشد اما این نارضایتیها مرا یاد حکایتی انداخت که شنیدنش خالی از لطف نیست:
مردی بود که رمههای بسیاری داشت. او برای مواظبت از رمهی خود چوپانی را به کار گرفته بود. چوپان هر روز شیر گوسفندها را میدوشید و به خانهی مرد توانگر میبرد. او آب فراوان قاطی شیر میکرد و از چوپان میخواست، شیر زیاد شده را ببرد به بازار و به مردم بفروشد.
شبان وقتی دید که اربابش آب زیاد قاطی شیر میکند و به مردم میفروشد، زبان به نصیحت گشود و به اربابش گفت: «ای ارباب، دست از این کار بردار و به مردم خیانت نکن! چونکه عاقبت خیانت به مردم تباهی و نابودی است.»
مرد رمهدار که چوپان را ساده میپنداشت، به حرفها و نصیحتهای او میخندید و آنها را نشنیده میگرفت و روزبهروز آب زیادی قاطی شیر میکرد و آن را به خورد مردم میداد.
در یک شب بهاری که چوپان خسته شده بود، گوسفندان را داخل رودخانهی خشک و بیآب خواباند و خودش هم برای دمی خفتن و استراحت کردن و مواظبت از رمه، بالای تپهای رفت و کمی خوابید.
نیمههای شب، باران تندی شروع به باریدن کرد و سیل راه انداخت. سیل به سمت رودخانهی خشک و بیآب رفت و همهی گوسفندان را یک جا با خود برد.
چوپان که دید حتی یک گوسفند هم نمانده است، با سطل خالی شیر پیش اربابش آمد.
ارباب با دیدن سطلهای خالی از شیر، پرسید: «چرا سطلها خالی هستند ؟»
چوپان گفت: «سیل همهی رمهی تو را هلاک کرد.»
رمهدار با ناراحتی پرسید: «سیل از کجا آمده بود؟»
چوپان گفت: «ای ارباب! قبلاً به تو گفته بودم اضافه کردن آب به شیر، خیانت به مردم است. همان آبهایی که قاطی شیرها میکردی و به خورد مردم میدادی، به سیل عظیمی بدل شد و همهی گوسفندان تو را یک جا با خود برد.»
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
مبانی نظری و کلیات زیر نظام تامین فضا، تجهیزات و فن آوری از مجموعه ی مبانی نظری سند تحول بنیادین آموزش و پرورش مورد تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی اتخاذ شده است و دلالت های مبانی نظری و فلسفی در حوزه زیر نظام را تبیین و تشریح می کند. به عبارت دیگر، کلیه سیاست گذاری ها، برنامه ریزی ها، تصمیم گیری ها و فعالیت ها باید مبتنی بر این مبانی نظری و در چارچوب برنامه زیر نظام انجام شود.
در نوشتار قبلی (در صدای معلم) اشاره شد که این زیر نظام یکی از شش زیر نظام اصلی نظام تربیت رسمی عمومی استکه کلیه فعالیت های برنامه ریزی، سازماندهی، طراحی، اجرا، نظارت و پشتیبانی مربوط به تامین کالبد تربیت رسمی عمومی و تدارک تجهیزات و فن آوری آن را متناسب با برنامه درسی و هماهنگ با مولفه های معماری و طراحی شهری، تکنولوژی ساخت، لوازم و تجهیزات، منابع انسانی ، مادی و مالی و مدیریت فنی و مهندسی در راستای دست یابی به اهداف نظام تربیت رسمی عمومی به عهده دارد.
برنامه این زیر نظام از یک طرف تبیین کننده و پاسخ گوی نظری در امر طراحی فضا و تامین تجهیزات و فن آوری مبتنی بر فلسفه تربیت رسمی عمومی متناسب با شرایط جسمی ، روحی، جنسیتی، اقلیمی، برنامه درسی و.....بوده و از طرف دیگر تسهیل کننده فرآیند یاددهی و یادگیری و تحقق اهداف تربیتی برای رشد و پیشرفت کشور می باشد و به اموری چون تنوع فضاها، اثربخشی و روزآمدی، تولید و تامین تجهیزات و فن آوری، زیباسازی و بانشاط سازی محیط درونی و بیرونی، نحوه تامین منابع و توسعه مشارکت های مردمی، مشارکت فراگیران و کاربران در نگهداری فضا، تجهیزات و فن آوری توجه دارد.
در این زیر نظام ، فضای تربیتی تنها به کلاس درس خلاصه نمی شود بلکه تربیت در محیط تربیتی اتفاق می افتد که شامل کلاس درس، حیاط مدرسه، آزمایشگاه ها، کارگاه ها،کتابخانه و نمازخانه حتی محیط خارج از مدرسه می باشد ؛ در تمام این محیط ها، پیام های تربیتی به دانش آموزان منتقل می شوند لذا برای دست یابی و تحقق اهداف تربیتی باید تمام این محیط هامدیریت و هماهنگ شوند.
از منظر فلسفه تربیت رسمی عمومی، مدرسه کانون تربیتی محله و تجلی بخش حیات طیبه است بنابراین باید در طراحی و ساخت مدرسه تدابیری اتخاذ کرد تا مدرسه به عنوان محیط دوست داشتنی و شوق انگیز برای دانش آموزان تلقی شده و ارتباطات مدرسه با محیط تسهیل شود و زمینه ارائه خدمات موثر به محیط و تعامل اثربخش در آن تدارک دیده شود.

با این نگاه وظایفی برای این زیر نظام تعریف شده است :
1- تامین فضاهای کالبدی، تجهیزات و فن آوری مناسب و معتبر برای زمینه سازی تحقق اهداف ساحت های تربیتی، رسالت و کارکردهای نظام تربیت رسمی عمومی و متناسب با نیازهای زیر نظام برنامه درسی ملی.
2 -مکان یابی و استقرار مناسب فضا با توجه به اصول شهرسازی و تحولات جمعیتی و مبانی تربیتی.
3- برنامه ریزی ،ساماندهی، طراحی، اجراء، نظارت و پشتیبانی جهت ساخت و ساز فضاهای مناسب نظام تربیت رسمی عمومی و متناسب با نیازها و ویژگی های حیات طیبه.
4- طراحی فضای مناسب و ایمن برای دوره های تربیت رسمی عمومی با توجه به عوامل مختلف کارکردی، اقلیمی، روان شناختی، فرهنگی، زیست محیطی، فنی و اقتصادی و......
5- هویت بخشی به معماری فضاهای تربیتی با توجه به اقتضائات فرهنگ اسلامی-ایرانی و شرایط زمان و مکان.
6- تولید و تامین فن آوری اطلاعات و ارتباطات متناسب با اهداف ساحت های تربیت در زیر نظام برنامه درسی ملی
7- تامین و تجهیز فضا به تجهیزات متناسب با اهداف و مراحل تربیت جهت تسریع ، تسهیل و ارتقاء فرآیند کسب شایستگی ها
8- مشارکت فعال در تصمیم سازی مرتبط با کلیه زیر نظام ها به دلیل تاثیرگذاری و تاثیرپذیری بر عملکرد این زیرنظام و سایر زیر نظام ها
9- زمینه سازی برای ایجاد نشاط و شادابی در دانش آموزان و تقویت سلامت آنان با لحاظ نمودن عناصر هنری، زیستی و ورزشی در فضاهای تربیتی و دست یابی به مدرسه دوست داشتنی

جناب نوری
این متن عینا از منابع موجود در وزارت آموزش و پرورش استخراج و نوشته شده است .
مومنانه نه تنها معتقدم بلکه ایمان دارم شما به عنوان سکاندار آموزش و پرورش کشور حتی نگاهی گذرا به برنامه های زیر نظام تامین فضا ، تجهیزات و فن آوری نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران نکرده اید ! اگر غیر از این بود دست به چنین انتخابی نمی زدید به قول آقا فیروز سریال طنز تلویزیونی دودکش، من از شما می پرسم :
شاخص های انتخاب جانشین دکتر مهرالله رخشانی مهر برای سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور چیست؟
آیا توانایی پیاده سازی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را در مهمترین نهاد فرهنگی با توجه به توصیه و تاکید مقام معظم رهبری نسبت به این سند را دارد؟
قانون و برنامه در کشور وجود دارند اما آیا با این نوع انتخاب می توان انتظار داشت این سند محقق شود؟
ناتوانی مجریان را نباید به پای نظام نوشت و افرادی چون وزیر آموزش و پرورش باید به صریح ترین شکل ممکن ، پاسخ گوی اقدامات خود در پیشگاه اهل فن و ملت باشند و بابت این نوع انتصاب ها درحوزه وزارت آموزش و پرورش مواخده شوند .
در ادامه مصداقی به این نوع انتخابات درآموزش و پرورش خواهم پرداخت .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ژاپنی ها مردمان خاصی هستند. تعصبی که روی فرهنگ و سرزمین خود دارند را در کمتر ملتی سراغ داریم. ژاپنی ها به ندرت به بیگانگان تابعیت کشورشان را می دهند و به ندرت از کالاهایی غیر ژاپنی استفاده می کنند. ژاپنی ها با تکیه بر فرهنگ بومی خود توانسته اند مدل جدیدی از ملی گرایی را در سرزمین خود پرورش دهند و هیچ کس هم در درون کشورشان آنها را به علت این میزان تعصب به سرزمین مادریشان به نژادپرستی و خود برتر بینی و امثالهم متهم نمی کند.
ژاپنی ها مردمان روزهای سخت هستند. روزهای پس از بمب اتمی، روزهای پس از تسلیم شدن در جنگ جهانی، روزهای سونامی ها و زلزله های ترسناک...
ژاپنی ها آموخته اند که در شرایط سخت تمرکز روانی خود را حفظ کرده و به دور از جنجال آفرینی هدف خود را دنبال می کنند (به خاطر بیاوریم که در بازی چند سال پیش تیم ملی فوتبال ایران و ژاپن برعکس بازیکنان ایران که مدام مشغول جدل و چانه زنی با داور بودند، ژاپنی ها هدف خود را دنبال کرده و به نتیجه دلخواه خود رسیدند) .

ژاپنی ها در جام جهانی گذشته پس از یک بازی غرور آفرین و باختی تلخ در ثانیه های آخر بازی مقابل یکی از مدعیان قهرمانی جام جهانی [بلژیک] و در حالی که غرق در بهت و حسرت بودند، رخت کن خود را تمیز کرده و با نوشتن پیغام تشکرآمیز از روس ها بابت میزبانی به خانه برگشتند. آنها در این جام جهانی نیز با شکست دادن دو تیم برتر فوتبال اروپا و در نهایت اقتدار و سربلندی و شکست در ضربات پنالتی جام جهانی را ترک کردند.
ژاپنی بودن ساده نیست و به راحتی نمی توان ادای ژاپنی ها را درآورد. آنها از فرهنگی می آیند که در برهه ای از تاریخ اگر کسی حس بی مصرفی می کرد، خود را لایق زندگی نمی دانست و با تشریفات خاصی (هاراکیری) به زندگی خود پایان می داد.

برای من اما دورترین جوامع از الگوی زیستی و فرهنگی ژاپن، کشورهای خاورمیانه است. ما خاورمیانه ای ها نیازی به بمب اتم و زلزله و سونامی نداریم و بدون هیچ فاجعه طبیعی و غیر طبیعی می توانیم به جان هم بیفتیم و جامعه خود را نابود کنیم. کافیست به سوریه و عراق و یمن و افغانستان و پاکستان و ترکیه و بحرین و ایران بنگریم تا متوجه فاصله دراز خود با ژاپن شویم.
ژاپنی ها در اوج فاجعه ( سونامی، شکست، بمب اتم و..) به جهانیان می گویند که چرا ژاپن سرزمینی متفاوت است.
ژاپنی بودن و ژاپنی زیستن کار ساده ای نیست و ما نمی توانیم به سادگی ادای آنها را دربیاوریم. ( کانال خرمگس )
***

عذرخواهی سرمربی ژاپن از تماشگران حاضر در ورزشگاه بابت حذف از جام جهانی
او در حالی از مردم ژاپن عذرخواهی کرد که تیم او توانست آلمان را حذف کند، اسپانیا را ببرد و به مرحله بعدی صعود کند.
در ادامه نیز، مقابل کرواسی ۱۲۰ دقیقه جنگید و سرانجام با شایستگی حذف شد، با این حال این گونه تا زانو مقابل مردم خم شد و عذرخواهی کرد.
این رفتار سرمربی تیم ملی ژاپن، واکنش کاربران شبکههای اجتماعی را در پی داشته و آن را با رفتار کیروش مقایسه کرده اند که ایران را ترک کرد و حسرت یک عذرخواهی حتی فرمالیته هم بر دل هواداران تیم ملی کشورمان ماند.
گروه گزارش/

نشست خبری « حمیدرضا نجف پور کردی » مدیرعامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان با محوریت موضوع « ارزش مالکانه » یکشنبه 13 آذر 1401 برگزار گردید .
پرتال وزارت آموزش و پرورش یک روز پس از برگزاری این نشست خبری نوشت : ( این جا )
« به گزارش مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، حمیدرضا نجفپور کردی در نشست با اصحاب رسانه گفت: در تعامل با شبکه خودرویی توافق کردیم تا چند هزار دستگاه خودرو در قالب لیزینگ برای فرهنگیان در نظر گرفته شود و به زودی عملیاتی خواهد شد.
وی با اشاره به اینکه در حال حاضر ٨۶ درصد فرهنگیان عضو صندوق هستند، افزود: بیش از ۵۷ درصد اعضا میزان واریزی خود را تا سقف ۵ درصد افزایش دادهاند تا به همان نسبت از سهم دولت و سودآوریهای موسسه بیشتر برخوردار شوند.
نجفپورکردی با اشاره به عملکرد و اقدامات موسسه طی چند ماه گذشته، تصریح کرد: اعتماد و اطمینان فرهنگیان و اعضا به موسسه بازگشته است و به همین دلیل شاهد کاهش ٢٠ درصدی میزان انصرافیها و افزایش اعضای جدید هستیم.

مدیرعامل موسسه درباره روند واریزی سهمالشرکه بازنشستگان گفت: از فروردین امسال تاکنون بالغ بر ١٢٣٢ میلیارد تومان به حساب اعضای بازنشسته واریز شده است که بیش از ۱۱۱۷ میلیارد تومان آن در مهر ماه ۱۴۰۱ واریز شده است. ضمن اینکه مدت زمان واریزی از سه ماه به حدود ۲۰ روز پس از بازنشستگی و دریافت اطلاعات اعضا کاهش پیدا کرده است. این رسانه ها در عمر 27 ساله این صندوق حتا یک سطر در رسانه ی خود در انتقاد از عدم برگزاری نشست رسانه ای توسط موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان و پاسخ گویی شفاف به صاحبان اصلی آن یعنی « معلمان » ننوشته و در سایر نشست های رسانه ای نیز کوچک ترین اشاره و یا سخنی به پاسخ گو نبودن برخی بخش های ستادی و اداری وزارت آموزش و پرورش که موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان یکی از آنان است بر زبان نیاورده اند .
وی با اشاره به سایر طرحهای موسسه برای ارائه خدمات به اعضا، تصریح کرد: بنا داریم از ظرفیت نهضت مسکن کمک بگیریم و برای سهامداران تامین مسکن داشته باشیم.
نجفپور اظهار داشت: برای اصلاح سرمایهگذاری و مالی موسسه در نظر داریم هلدینگ صنعتی و معدنی ایجاد کنیم و به اقتصاد دیجیتال توجه جدی داشته باشیم زیرا این حوزه با سرمایهگذاری اندک، بازدهی مناسب و پایدار به همراه خواهد داشت.
مدیرعامل موسسه در پاسخ به سوالی مبنی بر استفاده از ظرفیت بیمه معلم برای خدمت به فرهنگیان گفت: وزارت آموزش و پرورش با دستگاههای دیگر از قبل به تفاهم رسیده بودند تا علاوه بر ظرفیت بیمه معلم، خدمات بهتری دریافت کنند اما این به آن معنی نیست که ظرفیتهای بیمه معلم نادیده گرفته شود.
نجفپور درباره حضور اعضا در هیات امنای موسسه اظهار کرد: جلسات متعددی در این زمینه برگزار و بر حضور نمایندگان فرهنگیان در صندوق تاکید شد زیرا این عزیزان اشراف کاملی به مسائل صندوق و مشکلات فرهنگیان دارند و منشا اثر هستند.
مدیرعامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان احیای بانک سرمایه را هم از دیگر برنامههای مهم عنوان کرد و گفت: مسیر احیای بانک به خوبی در حال طی شدن است و هماهنگی با تمام اجزای حاکمیت با وجود سختی کار انجام شد.

وی افزود: هچنین دیون چند هزار میلیاردی تومانی به شکل ارزی داشتیم که به ریالی تبدیل شد و بخشی از نگرانی ما در این خصوص رفع شد. در حوزه شفافیت نیز آنچه که مورد انتظار سهامداران بود در همایش اخیر که با ۸۰ نفر از نمایندگان اعضا برگزار شد، مطرح و ابعاد آن احصا و در مسیر اجرا قرار دارد.
نجفپور تاکید کرد: در حوزه اصلاح ساختار سرمایهگذاری با رویکرد آینده پژوهی کارهای بنیادی انجام شد و طی ۴ الی ۵ ماه اخیر با بیش از ۵٠ تا ٧٠ نفر از نخبگان حوزه پتروشیمی جلسه داشتیم و در مواردی که ریسک دارد مدیریت ریسک کردیم و تصمیمهایی از جنس بهبود گرفته شد.
وی ادامه داد: در حوزه ریسکهای حقوقی پروندههایی داشتیم که بین ١٣ تا ١٧ هزار میلیارد تومان بود و راهکارهای برون رفت از ریسک تدوین و احصا و اقدامات بسیار خوبی انجام شده است که نتایج آن را خواهیم دید.
مدیرعامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان تاکید کرد: از منظر قوانین به سمت ظرفیتسازی حاکمیتی و حل مسائل گذشته حرکت کردیم و حاکمیت شرکتی از منظر نیروی انسانی و جذب و استخدام و شبکه مدیریت به طور ویژه مبتنی بر شایستگی را مدنظر داریم.
نجفپور در اين نشست خبری با اصحاب رسانه كه با محوریت موضوع ارزش مالکانه برگزار شد، گفت: همگان میتوانند در ذیل قانون اساسی به حقوق خود برسند و از حیث شفافسازی و ارزشگذاری به بسیاری از موارد در قانون توجه شده است، بنابراین برگزاری و همزمانی نشست امروز را به فالنیک میگیریم.
وی افزود: صندوق ذخیره فرهنگیان در سالهای گذشته با رهآوردهای خوبی مواجه بود و اکنون چهار هلدینگ در حوزه خدمات، ساختمانی، پتروشیمی و سرمایهگذاری دارد که با ۶٠ شرکت، مجموعه معظمی را شکل داده است.

مدیرعامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان با اشاره به چالشهای موجود در این موسسه گفت: چالشها و مشکلاتی از جنس سنواتی در صندوق وجود داشت اما پس از فهم، برنامهریزی و طرحریزی، قدمهای بزرگی برای تعدیل و حل این چالشها در طول شش ماه گذشته برداشتیم.
نجف پوریکی از چالش بزرگ صندوق را تاخیر طولانی مدت در تعیین، تقویم و تحويل ارزش مالکانه به اعضای موسسه اشاره و تصریح کرد: در جامعه فرهنگیان این موضوع مورد توجه جدی است و جامعه هدفی حدود یک میلیون و ۶٠٠ هزار نفری شامل اعضای شاغل و بازنشسته را در بر میگیرد.
وی با اشاره به اینکه در سالهای گذشته اقداماتی در زمینه محاسبه ارزش مالکانه صورت گرفت و مقدمات کار انجام شد، گفت: به هر دلیل این اقدامات به سرانجام و نتیجه دلخواه فرهنگیان نرسید، اما با استقرار دولت سیزدهم و حضور افراد جدید در هیئت مدیره، کارگروه ویژهای با محوریت اعضای هیئت امنا شکل گرفت، کار آسیبشناسی شد و بالاخره هفته گذشته طرح ارزش مالکانه به تصویب هیئت امنا رسید.
نجفپور درباره منافع و مزایای تعیین ارزش مالکانه برای اعضای صندوق گفت: اولین نتیجه طرح ارزش مالکانه این است که نگرانی و دغدغه فرهنگیان عضو موسسه پس از ده سال رفع خواهد شد و اعضا در قالب نظامات تعریف شده به حق کامل خود خواهند رسید.
وی ادامه داد: تعیین ارزش مالکانه منجر به ایجاد ارزش مازاد برای اعضا خواهد شد که به تبع آن، سرعت انجام پروژههای اقتصادی افزایش یافته و ورود به عرصههای سرمایهگذاری تسهیل میشود.
مدیرعامل موسسه تصریح کرد: یکی دیگر از نتایج این طرح، ایجاد شفافیت حداکثری خواهد بود و پس از بورسیشدن شرکت، علاوه بر فرهنگیان عضو صندوق، همگان میتوانند به صورتهای مالی شرکتها در کدال دسترسی داشته باشند.

نجفپور با اشاره به فرآیند تعیین، تسهیم و تحویل ارزش مالکانه گفت: برخی شرکتها تا سال آینده بورسی خواهند شد و به محض این کار، فرآیند تحویل ارزش انجام میشود، اگرچه در حال حاضر پنج شرکت زیر مجموعه موسسه بورسی هستند و گامهایی برای بورسیشدن ۹ شرکت برداشتیم و در تعامل بورس و فرابورس کار بورسیشدن را انجام میدهیم.
وی با اشاره به اینکه در تعیین ارزش مالکانه ارزش تک تک شرکتها به تاریخ روز احصا خواهد شد، افزود: درباره نحوه تحویل ارزش مالکانه نیز باید گفت که همه اعضای شاغل و بازنشسته مشمول این طرح خواهند شد و سهام بازنشستگانی که قبلا از صندوق خارج شدهاند به آن ها تحویل میشود.
مدیرعامل موسسه با اشاره به اینکه فرهنگیان بازنشسته میتوانند سهام خود نقد کنند یا از مزایای آن استفاده کنند، بیان داشت: البته ما به دنبال تقویت روابط با بازنشستگان و تداوم عضویت آنها در موسسه هستیم بنابراین ١٠ طرح تشویقی برای و برآورده کردن نیازهای گوناگون اعضای صندوق در نظر گرفتیم که خدمات بیمهای و بیمه عمر از جمله آن است. آیا باعث تاسف نیست که وزیر آموزش و پرورش به نظر کارشناسی کار گروه تخصصی منتخب خودش هم شک کرده است ؟
نجفپور تاکید کرد: تمام قد برای حل مشکلات اعضای موسسه فعالیت میکنیم و برای خدمت کردن به آنها از دولت و مجلس و ارگانهای گوناگون استمداد میطلبیم و گدایی میکنیم چراکه گدایی برای خدمت به معلمان، زیباست.
وی همچنین تصریح کرد: از معلمان انتظار دارم حوصله و همراهی کنند و به ما مشورت بدهند و نقد منصفانه و مشفقانه داشته باشند، ضمن آنکه از رسانهها میخواهیم که در کمک حاکمیت به صندوق ذخیره فرهنگیان همراه ما باشند » .
آن گونه که این « موسسه اقتصادی متعلق به معلمان » ادعا کرده است این دومین نشست خبری بوده و نخستین آن در مرداد ماه سال جاری برگزار گردیده است .
در اطلاع رسانی که توسط موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان 3 روز پیش انجام شد نوشته شده بود :
« این نشست خبری با حضور خبرنگاران رسانههای مهم و تاثیرگذار کشور برگزار خواهد شد که نقش بی بدیلی در ایجاد امیدآفرینی در بین جامعه به ویژه فرهنگیان عضو موسسه دارند . »

اما به دلایلی که مشخص نیست این خبر از پرتال موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان حذف شده اما خبر آن در جست و جوی « گوگل » باقی مانده است .

موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان با مدیر عامل جدید که از اواخر اردیبهشت 1401سکان مدیریت را به دست گرفته در حالی از رسانه های مورد نظرش تحت عنوان « رسانههای مهم و تاثیرگذار کشور » نام می برد که این رسانه ها در عمر 27 ساله این صندوق حتا یک سطر در رسانه ی خود در انتقاد از عدم برگزاری نشست رسانه ای توسط موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان و پاسخ گویی شفاف به صاحبان اصلی آن یعنی « معلمان » ننوشته و در سایر نشست های رسانه ای نیز کوچک ترین اشاره و یا سخنی به پاسخ گو نبودن برخی بخش های ستادی و اداری وزارت آموزش و پرورش که موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان یکی از آنان است بر زبان نیاورده اند .

این در حالی است که « صدای معلم » هم در گزارش های متعدد خود و هم در نشست های رسانه ای بر این موضوع تاکید کرده و پاسخ گویی به افکار عمومی را جزء لاینفک از وظایف اصلی مدیران بر شمرده است .
در گزارشی که « صدای معلم » دوشنبه 6 تیر 1401 خطاب رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش منتشر کرد چنین آمده بود : ( این جا )
« چرا برخی از دوایر ستادی و نهادها و سازمان های مستقر در این وزارتخانه از برگزاری نشست رسانه ای طفره می روند .
جاهایی مانند صندوق ذخیره فرهنگیان ، مرکز برنامهریزی منابع انسانی و امور اداری ، اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران ، سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان ، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، معاونت حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش ، دانشگاه فرهنگیان ، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی ، ستاد همکاری های حوزه علمیه و آموزش و پرورش ، معاونت برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش ، انجمن مرکزی اولیا و مربیان وزارت آموزش و پرورش ، مرکز امور بین الملل و مدارس خارج از کشور ، اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش ، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ، سازمان مدارس و مراکزغیر دولتی و توسعه مشارکت های مردمی وزارت آموزش و پرورش و...

اساسا آیا در وزارت آموزش و پرورش میان مدیر پاسخ و غیرپاسخ گو تفاوتی هست ؟
وضعیت طوری نیست که بخواهند مانند سابق کرونا را بهانه کنند .
امیدواریم که مساله ترس از رسانه ها نباشد . »
پرسش « صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش و متولی نهاد روابط عمومی در این وزارتخانه این است که چه کسی باید پاسخ گوی این وضعیت آشفته و فرار از پاسخ گویی و مسئولیت پذیری مدیران باشد ؟ »
این که مدیر عامل جدید صندوق ذخیره فرهنگیان برای نخستین بار نشست رسانه ای برگزار می کند اقدام مثبت و رو به جلویی است اما این نشست ها زمانی موثر و مفید به فایده خواهند بود که دعوت از رسانه ها فقط محدود به رسانه های دولتی و حکومتی نبوده و اولویت برای طرح نقد با رسانه هایی باشد که در این زمینه ها به صورت اختصاصی و تفصیلی و در قالب « کنش گری خردمندانه » پی گیر رویکرد و عملکرد مدیران و مقامات هستند و در نشست ها با طرح پرسش های چالشی و اصلی سعی در شفاف سازی واقعی و پرسشگری آگاهانه داشته و نقش « میرزابنویس » را ایفا نمی کنند .

« صدای معلم » با وجود عدم دعوت اما بر اساس وظیفه ای که برای خود در « حوزه عمومی » آموزش قائل است برخی پرسش ها را خطاب به مدیران موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان و به ویژه مدیر عامل طرح می کند .
در ارتباط با موضوع « ارزش مالکانه » که محور این نشست بوده پرسش های زیر مطرح می شوند ::
با توجه به گزارشات متعدد منتشر شده در صدای معلم ، آقای نجف پور توضیح دهد این تصویب قطعی هیات امنا برای طرح ارزش مالکانه برای ورود شرکت های موسسه ورود به بازار سرمایه است ؟ یا روش قدیمی دیگر ؟ هر چند در متن به بازار سرمایه اشاره نمودید .
اگر ورود به بازار سرمایه مد نظر است ایا مصوبه هیات امنا برای ورود هلدینگ ها به بورس یا فرا بورس است یا تک تک شرکت ها ؟
اگر قرار است طبق مصوبه هیات امنا ، تک تک شرکت ها وارد بازار سرمایه شوند این یک عقب نشینی و شکست بزرگ برای وزیر اموزش و پرورش دولت سیزدهم است .
آیا باعث تاسف نیست که وزیر آموزش و پرورش به نظر کارشناسی کار گروه تخصصی منتخب خودش هم شک کرده است ؟
باید به این واقعیت تلخ اذعان کرد که ؛
به دلیل عدم یقین وزیر آموزش و پروش دولت سیزدهم در سال ۱۴۰۰ ، ثبت نماد هلدینگ پترو فرهنگ در فرا بورس محقق نشد .
آیا منظور مدیر عامل جدید الانتصاب موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان از « گدایی کردن برای معلمان » برای جبران این شکست بزرگ وزیر دولت سیزدهم است .
هر چند حسن نیت شما برای اعضا قابل تقدیر است .
در این مورد توصیه « صدای معلم » به مقامات و مدیران آن است که طبق قانون و مقررات به وظایف خود عمل نمایند و دست در جیب معلم نکنند تا نیازمند از خودگذشتگی برخی از این مدیران نشویم .

آقای نجف پور در این نشست عنوان می کند : « در حال حاضر ٨۶ درصد فرهنگیان عضو صندوق هستند و بیش از ۵۷ درصد اعضا میزان واریزی خود را تا سقف ۵ درصد افزایش دادهاند تا به همان نسبت از سهم دولت و سودآوریهای موسسه بیشتر برخوردار شوند . »
پرسش « صدای معلم » آن است که این میزان در زمان وزارت حاجی میرزایی چقدر بوده است ؟
در زمان وزارت حاجی میرزایی نایب رییس هیات امنا در یک اقدام غیر قانونی ( بدون اطلاع و رضایت اعضا ) از طریق همکاران خودش در وزارت آموزش و پرورش بخشنامه ای صادر کرد تا از اعضای صندوق ۵٪ کسر و به صندوق واریز شود .
شما در کسب این موفقیت واریزی بیش از ۵۷ ٪ اعضا به میزان ۵٪ از چه مکانیسمی بهره برده اید ؟
مدیر عامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان می گوید : « بنا داریم از ظرفیت نهضت مسکن کمک بگیریم و برای سهامداران تامین مسکن داشته باشیم .
نهضت ملی مسکن ، همچون اقدامات معجزه هزاره سوم و حسن روحانی عمری چهار ساله یا حداکثر ۸ ساله دارد .

شما به عنوان مدیر عامل یک موسسه کاملا خصوصی بر اساس کدام مطالعه و مستندات کدام سند چشم انداز صندوق قصد همکاری با نهضت ملی مسکن دارید ؟
اعضای صندوق می توانند به عنوان یک شهروند در نهضت ملی مسکن عضو شوند .
وقتی یک موسسه کاملا خصوصی می خواهد از ظرفیت نهضت ملی مسکن بهره ببرد چه اتفاق خاصی برای سهامداران رخ می دهد تا صاخب خانه شوند ؟!
شاید نهضت ملی مسکن قصد دارد از ظرفیت صندوق بهره ببرد ؟
ادامه دارد )
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید