
با توام با تو ای قلم،
ای آشنای دیرین من،
میدانم خستهای از دو چیز: بیهودگی و دیوار.
قلم اگر حس اثربخشی نکند، موج بیهودگی بر او یورش میبرد. از این رو، نوشتن، در خود شکستن است، زیرا واژگان، خیلی زودتر از ما میفهمند که بر لبهی تیغ راه میروند .
با این همه ؛
اما در خلوت مهتاب و شبهای بی سایه، چشم به راهت میگشایم تا مگر از پس ستارهای که پنهان شدهای، بیرون بیایی. و تنهایی شبانه را در بزم واژگانی محزون و گریزپای، جشن بگیرم. در ساحل کویر پر تلاطم و بر خط افق دور دست، منتظرم تا شاید با تو لبریز از معنا شوم. در پایان کوچه و آغاز راه، کلمات کز کردهی ذهنم در گوشهای، همچون طفل سرگردان و گمگشته، دستهایم را رها نمیکنند.
آی قلم، چقدر دوست دارم گرمای آوازت را با دستانم احساس کنم. تو را که داشته باشم، در رودخانهی اسرار آمیز و خیالانگیز انتهای شب، روح مجروحم را شست و شو خواهم داد و غمهایم را به دست نسیم میسپارم. این تو هستی که همیشه به ملاقات دردهای کهنهای می آیی که حلقومم را میفشارند. در لبخند نوازشگرت، آهسته و بی آن که بشنوی، با آسمان زمزمه میکنم. از زبان تو با خودم سخن میگویم.

تو که نباشی، کلمه و سخن نیست. شعر نیست. آواز نیست. موسیقی نیست و جهان سوت و کور میشود. با تو ، خرد لبخند میزند. با تو در هستی تنها نیستم. بی تو اما، تلخی هراس و فراق، رهایم نمیکند.
وقتی واژگان در حصار تاریکیاند، قلم، حالش خوب نیست. وقتی قلم حالش خوش نباشد، فرهنگ، افسرده میشود، لبخند یادش میرود به عیادت لب های پژمرده بیاید و دانایی در ایستگاه جباریت، متوقف میشود.
زندگی بی قلم، کودک آوارهای را میماند که در کوی و برزن، سرگشته راه می رود اما نمی داند به کجا.
قلم، اما راه رهایی است.
( کانال خرد منتقد )
گروه گزارش/

کلیپی از یک دانشآموز دختر نابینا در شهرستان فلاورجان استان اصفهان منتشر شده که در آن این دختر روشندل در حال گریه کردن می باشد .
شخصی که در حال فیلم گرفتن است میگوید : این دانشآموز از جلسه آزمون ورودی مدارس نمونه مردمی اخراج شده است چون آموزش و پرورش برای جلسه امتحان به او منشی نداده است و وقتی که بازرس میآید این دانشآموز را اخراج میکند.
این فرد توضیح میدهد که اینجا دفتر سنجش آموزش و پرورش فلاورجان است و کارمندی را نشان میدهد که مسئول این بخش است. به گفته این شخص ، این کارمند مسئولیتی در این قبال نپذیرفته است.
کارمند در این ویدیو بیتفاوت به گریههای دختر و آنچه که گفته میشود، به کارش ادامه میدهد.
پس از این واقعه ی آزار دهنده ؛ پرتال روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش در بخش اسلاید خود ، اطلاعیه ای را با رنگ قرمز منتشر کرده و می نویسد : ( این جا )

« به گزارش مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، در پی انتشار خبری مبنی بر ایجاد مشکل برای امتحان آزمون مدرسه نمونه دولتی دانشآموز دختر روشندل فلاورجانی، با دستور وزیر آموزش و پرورش، جوانب کار بررسی و مشخص شد با وجود اینکه در فرآیند ثبتنام این دانشآموز عزیز گزینه «نیاز به منشی» انتخاب نشده بود، با این حال متصدی برگزاری آزمون موظف بوده مقدمات برگزاری آزمون ایشان را فراهم سازد و بر همین اساس، با متصدی یاد شده به دلیل ناهماهنگی، برخورد قانونی صورت پذیرفت. پرسش این است که آیا آموزش و پرورش به لحاظ ماهیت خویش تفاوتی با شهرداری و سایر نهادها دارد یا خیر ؟
گفتنی است؛ مدیرکل آموزش و پرورش استان اصفهان، در تماس تلفنی با والدین این دانشآموز، ضمن دلجویی از آنها اعلام نمود که وزیر محترم آموزش و پرورش، پس از اطلاع از موضوع با استفاده از اختیارات خود دستور حل مشکل این دانش آموز عزیز را صادر کرد . »
کمپین معلولان با انتشار این ویدیو نوشته است : «وزارت آموزش و پرورش مکلف است در همه امتحانات منشی در اختیار افراد دارای معلولیت قرار بدهد.
آموزش و پرورش فلاورجان در امتحان روز جمعه نمونه دولتی، هم منشی به این نابینا نداده و هم از جلسه امتحان اخراجش کرده است.»
پرسش « صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش که از « اختیارات خود » برای حل این مساله استفاده کرده آن است که اگر این ویدئو در شبکه های اجتماعی منتشر نمی شد و احساسات و وجدان عمومی جامعه بابت آن جریحه دار نمی شد ؛ باز هم در این مورد « دستور ویژه » ای صادر می گردید ؟

وزارت آموزش و پرورش در این اطلاعیه با ذکر این جمله « در فرآیند ثبتنام این دانشآموز عزیز گزینه «نیاز به منشی» انتخاب نشده بود » گویا منتی هم بر سر این دانش آموز نابینا قرار داده و شاید هم به زعم خویش در حق این دانش آموز لطف کرده است . پرسش « صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش که از « اختیارات خود » برای حل این مساله استفاده کرده آن است که اگر این ویدئو در شبکه های اجتماعی منتشر نمی شد و احساسات و وجدان عمومی جامعه بابت آن جریحه دار نمی شد ؛ باز هم در این مورد « دستور ویژه » ای صادر می گردید ؟
پرسش این است که آیا آموزش و پرورش به لحاظ ماهیت خویش تفاوتی با شهرداری و سایر نهادها دارد یا خیر ؟ مگر نه این است که این آموزش و پرورش یک « دستگاه انسان ساز » است و باید روحیه انسانی و بلوغ عاطفی و روانی را در جامعه ی از هم گسیخته و بی تفاوت امروز تعریف و گسترش دهد ؟
آیا برخورد با یک متصدی جزء مشکلی را حل می کند ؟
مدیر کلی که به خاطر گزارش انتقادی « نرگس کارگری خبرنگار صدای معلم » از عملکرد اداره کل آموزش و پرورش اصفهان وی را لغو ابلاغ می کند و انواع تضییعات و فشارها را به او روانه می سازد ؛ آیا می توان انتظاری بیش از این داشت ؟ ( این جا )
مدیر کلی که به جای توجه به انجام وظایف قانونی و ارائه گزارش عملکرد ایده و الگوی « تابوت گردانی در مدارس » را برای مطالبه گری نسل جوان پیشنهاد و اجرا می کند ؛ طبیعی است که با یک دانش آموز نابینا چنان برخوردی صورت گیرد . ( این جا )

این یک اصل بدیهی در مدیریت است که تفکرات از بالا در سطوح مختلف به سمن پایین جریان پیدا می کند .
توصیه « صدای معلم » به رضا مرادصحرایی وزیر آموزش و پرورش آن است که همان لحن قاطعی را که در مقام رئیس دانشگاه فرهنگیان در نشست با دانشجو معلمان هرمزگان به کار برد ( این جا ) این بار و در عمل در برخورد با زیر مجموعه مدیریتی خویش انجام دهد تا حداقل « صداقت » ایشان در این مورد برای افکار عمومی و معلمان به اثبات برسد .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ چهارشنبه هفتم تیر ، شاخه ی علوم تربیتی گروه علوم انسانی فرهنگستان علوم میزبان برخی کارشناسان و صاحب نظران برای نقد و ارزیابی « لایحه برنامه ی هفتم توسعه » بود .
در این نشست تخصصی ؛ عباس صدری ، رئیس دفتر منطقه ای آیسسکو ؛ محسن حاجی میرزایی ، وزیر پیشین آموزش و پرورش ؛ علی زرافشان معاون پیشین متوسطه وزارت آموزش و پرورش حضور داشتند .
این نشست توسط محمود مهرمحمدی استاد بازنشسته دانشگاه تربیت مدرس و سرپرست پیشین دانشگاه فرهنگیان اداره می شد .
در این نشست که سه ساعت به طول انجامید برخی از فرهنگیان که به صورت آنلاین در نشست حضور داشتند پرسش هایی را مطرح کردند .
در این بخش ، قسمت نخست سخنان « محسن حاجی میرزایی » وزیر پیشین آموزش و پرورش را می خوانید .
گروه گزارش/

امروز چهارشنبه هفتم تیر ، شاخه ی علوم تربیتی گروه علوم انسانی فرهنگستان علوم میزبان برخی کارشناسان و صاحب نظران برای نقد و ارزیابی « لایحه برنامه ی هفتم توسعه » بود .
در این نشست تخصصی ؛ عباس صدری ، رئیس دفتر منطقه ای آیسسکو ؛ محسن حاجی میرزایی ، وزیر پیشین آموزش و پرورش ؛ علی زرافشان معاون پیشین متوسطه وزارت آموزش و پرورش حضور داشتند .
با وجود آن که نام « مهدی نوید » دبیر کل پیشین شورای عالی آموزش و پرورش در فهرست سخنرانان آمده بود اما ایشان در این نشست حضور نیافت .
این نشست توسط محمود مهرمحمدی استاد بازنشسته دانشگاه تربیت مدرس و سرپرست پیشین دانشگاه فرهنگیان اداره می شد .
این نشست هم به صورت حضوری و هم به شکل برخط برگزار شد .

« حاجی میرزایی » به عنوان نخستین ارائه کننده گفت : از مهم ترین شاخص های حکمرانی خوب این است که اهداف را محقق کند . بتواند اهداف جامعه را محقق کند .
وقتی قطاری به مقصد نمی رسد مهم نیست که داخل قطار چه اتفاقاتی رخ داده است . مصاحبه ای را رئیس فعلی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی انجام داده است و اعلام کرده است که در همه شش برنامه های توسعه قبلی 30 تا 35 درصد اهداف محقق شده است .
و یا مرکز پژوهش های بازرگانی مطالعه ای منتشر کرده و می گوید که در طی 60 سال نتایج برنامه ریزی کم تر از حد مورد انتظار ارزیابی شده است .
وقتی گفته می شود 30 درصد ؛ منظور سی درصد از اهداف نیست بلکه سی درصد احکام مد نظر است مثلا در برنامه ششم توسعه در حالی که ما رشد 8 درصدی اقتصاد را هدف گذاری کردیم تنها هفتاد و شش صدم درصد تحقق پیدا کرده است .
به طور خاص در مورد آموزش و پرورش مطالعه ای که آقای عبدالله انصاری از پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش انجام داده است به این نتیجه رسیده است که در طول 72 سال یعنی از سال 1327 تاکنون ، شش برنامه قبل از انقلاب اسلامی و شش برنامه پس از انقلاب تقریبا از 10 مساله اصلی که شناسایی کرده است و در همه ی برنامه ها مورد تاکید قرار گرفته هشت مورد از ان ها هنوز بکر و تازه هستند !
وزیر پیشین آموزش و پرورش در سخنان خود بر این مساله تاکید کرد که متاسفانه برنامه ی هفتم توسعه تدبیری برای حل مسائل پیش رو ندارد » .
در ادامه ؛ زرافشان گفت : اولین نکته این است که برنامه های توسعه در کشور فاقد هدف و برنامه بلند مدت است . یعنی برنامه های کوتاه مدت پنج ساله و به سند چشم انداز و تدوین برنامه برای تحقق آن بی توجه هستند .
در حالی که ما سند چشم انداز را داشتیم برنامه های توسعه برای تحقق پنج ساله سند اتفاق نیفتاده است .
فرآیند تدوین برنامه یک فرآیندی نیست که با همفکری و بررسی های نخبگانه اتفاق بیفتد بلکه سیاست های کلی ابلاغ می شود و بعد مجلس و دولت ذیل سیاست های کلی شروع به برنامه ریزی می کنند .
جهت گیری های اصلی را همان سیاست ها تعیین می کنند .
در هیچ یک از برنامه ها ؛ بخش « آموزش » هیچ گاه پر رنگ نبوده است و جایگاهی نداشته است . یک متن خیلی کوتاه در این برنامه در حوزه علمی و فن آوری آموزشی فقط عبارت « روزآمد سازی » و « ارتقای نظام آموزشی و پژوهشی » آمده است .
لذا اصلی ترین مساله این است که یک برنامه بلند مدت وجود ندارد و اگر هم برنامه بلندمدتی وجود دارد به موازات سیاست های برنامه ابلاغ می شود که الزاما در راستای تحقق آن برنامه ی بلند مدت نیست .
سپس ؛ مهرمحمدی با انتقاد از روند برنامه ریزی و برنامه نویسی گفت که کار بر اساس برنامه پیش نمی رود .
در کشور داشتن و یا نداشتن برنامه بالسویه است .
این تجربه ی زیسته مشترک ما ایرانیان است که این طور رقم می خورد که هر برنامه با هر دقت و با هر کیفیتی تولید می شود اما اجرا نمی شود .
چه بسا تولید برنامه ی توسعه در این ساختار سیاسی بیش تر یک اتفاق قانونی و جزئی از یک مناسک بوروکراتیک و دموکراتیک بوده و کاری از جنس تکلیف ارزیابی می شود .
کاری نداریم به این که تا الان که برنامه داده ایم چه شده و چرا اهداف بر طبق برنامه ها محقق نشده است ؟

به باور من ؛ بزرگ ترین چالش حکمرانی ما ، کوچک انگاری حکمرانی خوب است . در باب آموزش و پرورش به عنوان بخشی از حاکمیت گفته می شود مساله آموزش و پرورش این است که در مورد آن کوچک انگاری می شود و حرف درستی است اما کوچک انگاری در یک مقیاس وسیع تری در کلان ساختار سیاسی و حاکمیتی کشور اتفاق می افتد و این محدود فقط به آموزش و پرورش نیست .
اگر ما اصل که حکمرانی خوب هست را کوچک نمی انگاشتیم آن برنامه ریزی که مبتنی بر خرد جمعی نخبگان است در یک منظومه حکمرانی خوب موضوعیت پیدا می کرد .
مهرمحمدی در دور بعدی گفت و گو از آن که یکی از محورهای مطرح در لایحه برنامه هفتم توسعه موضوع « دانشگاه فرهنگیان » بود انتقاداتی را در مورد رویکرد به موضوع تریت معلم و عملکرد مدیریت این دانشگاه مطرح کرد .
در این نشست که سه ساعت به طول انجامید برخی از فرهنگیان که به صورت آنلاین در نشست حضور داشتند پرسش هایی را مطرح کردند .
یکی از فرهنگیان موضوع رسیدگی و توجه بیشتر به معلمان خرید خدمات آموزشی را مطرح کرد .
علی پورسلیمان مدیر صدای معلم پس از پرسش این میهمان گفت با توجه به محتوای پرسش های مطرح شده در پنل به نظر می رسد که بسیاری از فرهنگیان محتوای لایحه برنامه ی هفتم توسعه را مطالعه نکرده اند چرا که بر اساس همین لایحه هر گونه استخدام معلم از طرق خدمات آموزشی ، حق التدریس و ... ممنوع شده است .
برخی از کاربران در پنل و در بخش نظرات به کرات عنوان می کردند که آیا حضور در این نشست منتج به صدور گواهی می شود یا خیر .

در ضمن عمده پرسش ها و نظرات مطرح شده توسط کاربران ارتباط چندانی با موضوع « لایحه برنامه ی هفتم توسعه » نداشت و بیشتر حول مسائل صنفی و معیشتی می چرخید .
یکی از کاربران پرسیده بود که نتیجه این نشست چه شد ؟
مدیر صدای معلم به کنایه گفت که نتیجه رد کلیات این لایحه در نشست امروز بود اما حاجی میرزایی به طنز گفت که که شامل جزئیات هم بود .
با وجود اعلام عمومی برای برگزاری این نشست ، هیچ رسانه ای جز « صدای معلم » در این نشست حضور نداشت .
مشروح نقد و بررسی لایحه ی برنامه هفتم توسعه در « صدای معلم » منتشر خواهد شد .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه ی زیر توسط یکی از همکاران اداری برای « صدای معلم » ارسال گردیده است .
این رسانه آمادگی خود را برای توضیح و شفاف سازی توسط مسئولان مرتبط اعلام می کند .