
در سایت رسمی اطلاعرسانی وزارت آموزش و پرورش به آدرس medu.ir بخشی به نام دستهبندی اخبار وجود دارد و در آنجا خبرهای حوزه روابط عمومی بهعنوان فعالترین دسته با تعداد محدودی خبر قرار گرفته است.
نکته جالب این بخش مطالب تکراری است که توسط رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی این وزارت خانه در نشست های مختلف منتشر شده است. مثلاً مصطفی بابایی در چند خبر پیاپی بر یک موضوع تأکید کرده است که برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب تنها تیتر و لید خبرها را مرور میکنیم:
خبر اول در: یکشنبه ۱۴۰۱/۱۱/۲ ساعت ۰۰: ۲۳
رئیس مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی در نشست کارشناسان روابط عمومی فارس:
روابط عمومیها با شبکهسازی اطلاعات را سريع و دقيق انتقال دهند
رئیس مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی در گردهمایی یک روزه کارشناسان روابط عمومی ادارات آموزش و پرورش استان فارس با اشاره به اهميت شبکهسازی گفت: روابط عمومیها با شبکهسازی اطلاعات را سريع و دقيق انتقال دهند. به نظر میرسد یا این مدل شبکهسازی اطلاعات درست در حوزه روابط عمومی که مورد تأکید است اتفاق نیفتاده است یا هم اطلاعاتی که در این شبکه برقرار است آن نیست که جامعه میخواهد.
خبر دوم در: سهشنبه ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ ساعت ۱۴: ۰۸
رئیس مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی در هرمزگان؛
شبکهسازی مهمترین راهكار برای افزايش بهرهوری بزرگترین مجموعه اطلاعرسانی كشور است
رئيس مركز اطلاعرسانی و روابط عمومي در سفر به استان هرمزگان در جمع مديران روابط عمومیهای مناطق ۲۲ گانه آموزش و پرورش اين استان گفت: مديران روابط عمومي بايد به فضای رسانهای كشور مسلط باشند و بهعنوان مشاوران ارشد مديران سازمان، فضای رسانهای كشور را برای آنان تصوير كنند .
خبر سوم در: دوشنبه ۱۴۰۱/۰۹/۷ ساعت ۱۷: ۳۳
رئیس مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی در گردهمایی شورای معاونین آموزش و پرورش استان ايلام؛
لزوم تولید انبوه محتوا توسط روابط عمومیها برای جریان سازی صحیح در جامعه
رئیس مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش در گردهمایی شورای معاونین آموزش و پرورش استان ايلام بر لزوم تولید انبوه محتوا توسط روابط عمومیها برای جریان سازی صحیح در جامعه تأکید كرد.

خبر چهارم در: دوشنبه ۱۴۰۱/۰۵/۲۴ ساعت ۲۱: ۴۳
رئيس مركز اطلاعرسانی و روابط عمومي در نشست هماندیشی با سخنگو و رئیس شورای اطلاعرسانی دولت گفت؛
شبکهسازی اصلیترین راهکار برای انتقال صحیح و سریع اطلاعات
رئيس مركز اطلاعرسانی و روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش در نشست هم اندیشی سخنگو و رئیس شورای اطلاعرسانی دولت با وزیر آموزش و پرورش و مدیران روابط عمومی حوزههای ستادی و استانی وزارت آموزش و پرورش بابیان اینکه يكی از راهكارهای مركز اطلاعرسانی و روابط عمومی آموزش و پرورش، شبکهسازی است، اظهار كرد: با شبکهسازی در آموزش و پرورش اطلاعات را بهطور صحيح و سريع منتقل میکنیم » .
در این سایت بیشترین تأکید مدیر روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش بر ایجاد یک شبکه هماهنگ اطلاعاتی است که مخاطبان را اقناع کند و از فرصتها برای جهاد تبیین بهره ببرد.
اما باید پرسید این اتفاق آیا تاکنون رخ داده است و آیا چهارچوب این شبکه اطلاعاتی تدوین شده است؟ اینکه در همان سایت مناطق و استانها که همواره قطع و با بازدید انگشتشمار است این شبکه شکل میگیرد و یا اینکه از ظرفیت شبکههای مجازی باید بهره گفت؟
«بابایی» گفته است: بیش از یک هزار و دویست نفر در خانواده روابط عمومی آموزش و پرورش سطح کشور فعالیت دارند.
اما روابطِ «روابط عمومیها» با یکدیگر و با خود مدیر اطلاعرسانی وزارت آموزشوپرورش هنوز در یک شبکه قرار نگرفته است و بر اساس آنچه در خبرها میبینیم فاصلهی بسیاری میان اقناع افکار عمومی و آنچه یک روابط عمومی در ادارات آموزش و پرورش منتشر میکند وجود دارد.

در پایگاه اطلاع رسانی دولت و در زیر حکم انتصاب «مصطفی بابایی سارویی» سوابق شغلی وی از مدیر روابط عمومی سازمان فضایی ایران، عضو شورای تحول و ارتقای سرمایههای انسانی سازمان فرهنگی- هنری شهرداری تهران، مدرس دانشگاه، مشاور رسانهای دستگاههای مختلف، مدیر فرهنگی-هنری منطقه ۱۰ و سوابق تحصیلی: دکتری تخصصی مدیریت رسانه، کارشناسی ارشد مدیریت رسانه، کارشناسی پژوهشگری اجتماعی را مشاهده میکنیم.
علیرغم سوابق این مدیر روابط عمومی و تلاشهای صورت گرفته در خبرها، گزارشها و نشست های روابط عمومی حال اطلاع رسانی در آموزش و پرورش مبتنی بر واقعیتها نیست و محدودیتهای بسیاری بر سر راه قرار دارد.
شاید اگر تلاش تیم روابط عمومی برای انعکاس واقعیتهای قابل لمس جامعه دانشآموزی، فرهنگیان، اولیا و پاسخ گویی شفاف به مسائل آموزش و پرورش بیش از اینها باشد و عیبها و مشکلات حوزه تعلیم و تربیت و مدارس را کتمان نکنیم بتوانیم جولان بیاعتمادی را در افکار عمومی متوقف کنیم.
به نظر میرسد یا این مدل شبکهسازی اطلاعات درست در حوزه روابط عمومی که مورد تأکید است اتفاق نیفتاده است یا هم اطلاعاتی که در این شبکه برقرار است آن نیست که جامعه میخواهد.
چو بتوان راستی را درج کردن
دروغی را چه باید خرج کردن
ز کژ گوئی سخن را قدر کم گشت
کسی کو راستگو شد محتشم گشت
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
برای بحث در مورد مدرسه های « حیاطی » یعنی مدرسه هایی که امروزه در کوچه پس کوچه های شهرهای کشور ما دیده می شوند باید نگاهی هر چند کوتاه به تاریخچه نظام آموزش و پرورش جدید در ایران و کشورهای اروپایی بیاندازیم. از حدود پانصد سال قبل که عصر نوزایی یا رنسانس در اروپا آغاز شد تحولی از نظر فکری در جوامع بشری ایجاد و انسان وارد مرحله جدیدی از تفکر شد.
یکی از ابعاد این مرحله از اندیشه ورزی، تحول در نظام آموزش و پرورش و تربیت نسل های جدید بود. برای مثال از جمله کسانی که برای اولین بار سعی کردند که تغییری در نگرش انسان نسبت به جهان ایجاد کنند، « مارتین لوتر » آلمانی بود. یک کشیش آلمانی در قرن شانزدهم که با توجه به مشکلات و مصائب روزگار خود، ناکامی های جامعه، خرافات حاکم بر کلیسا و مردم آن روزگار آلمان سعی کرد دید تازه ای نسبت به زندگی ارائه کند و اصلاحات جدیدی را بنیان گذاشت. جنبش مارتین لوتر یک جنبش اجتماعی بود که در اروپا شروع شد و در واقع نماد گذار اندیشه ورزی انسان از دوران قدیم به عصر جدید شناخته می شود.
بریدن از کلیسا، آوردن افکار تازه، اصلاحات مذهبی، مخالفت با خرافات و باورهای اشتباه رایج و مخالفت با سلطه بی چون و چرای کلیسا بر جهان اندیشه؛ از جمله دستاوردهای جنبش مارتین لوتر بود.
_ بعدا تحولات دیگری در کشورهای اروپایی اتفاق افتاد که از جمله آنها می توان به تغییر فونداسیون اقتصادی جامعه و مهاجرت گسترده دهقانان به شهرها به دنبال صنعتی شدن جوامع اروپایی اشاره کرد. این هم یکی دیگر از عواملی بود که نظام آموزشی جدیدی را در اروپا پایه ریزی کرد. نیاز به تربیت نسل های جدید که می باید در بخش های مختلف اقتصاد اروپای صنعتی کار کنند ضرورت یک نظام آموزشی جدید را ایجاب می کرد.
_ تقسیم کار اقتصادی در شهرهای اروپا هم از دیگر عواملی بود که نیاز به مهارت آموزی و سواد آموزی را ضروری می کرد.
_ در کنار این ها می توان به این اشاره کرد که انسان اروپایی تعریف جدیدی از خود از دوره دکارت ارائه کرده بود. دیگر ما با فرد مطیع روبه رو نیستیم. با سوژه یا فاعل شناسایی رو به رو هستیم که سعی در شناخت خودش و یک دید جدید نسبت به جهان از زاویه دید خودش دارد، نه براساس آن چیزی که در آموزه های کلیسایی است. این هم یکی دیگر از عوامل شکل گیری نظام آموزشی جدید در اروپا است.

_ همچنین هویت یابی گروه ها و اقشار و اقلیت های مختلف در این کشورها مثل زنان و کودکان و اقلیت های مذهبی که هر کدام می خواستند برای خودشان سهمی از آموزش و پرورش داشته باشند.
شاید اینها عوامل مهمی بودند که در شکل گیری آموزش و پرورش در کشورهای اروپایی تأثیر داشته اند. اما این عوامل باعث شد که نظریه پردازانی مثل ژان ژاک روسو یا جان لاک و یا سایر اندیشمندان اروپایی در قرن های هجدهم و نوزدهم میلادی پایه ریزی تئوری های جدید آموزشی را آغاز کنند. چنان که روسو در کتاب امیل برای اولین بار به طور جامع و کامل سعی کرد که طرحی از به اصطلاح انسان مورد نظر یا انسانی که باید در جامعه غربی تربیت بشود را ارائه کند. در کتاب امیل که ساختار و شکل یک روایت بین نویسنده و پسری به نام امیل دارد، روسو سعی می کند او را با مبانی آموزش و پرورش جدید آشنا کند. حیطه گسترده ای از مسائل تربیتی در این کتاب مطرح می شود.

بعد ها در کشور ما نیز عبدالرحیم طالبوف همین کاری را که روسو در زبان فرانسوی انجام داد را در ایران انجام داد و کتاب احمد را در سال ۱۳۱۱ هجری قمری در استانبول به چاپ رسانید.
در واقع هم کتاب امیل روسو و هم کتاب احمد طالبوف یک هدف را دنبال می کنند ؛ این که چگونه به انسان امروز اندیشه انتقادی را بیاموزند. همه اینها حاصل یک تحول در تفکر و اینکه چطور انسان جدید خودش را در مفهوم فردگرایی شناخت و سعی کرد تعریف جدیدی از خودش بر مبنای درکی از فردیت اش و همچنین درکی از آزادی به دست بیاورد.
اندیشه انتقادی در واقع جزو لاینفک جهان بینی انسان بورژوازی در دوران بعد از رنسانس بود. انتقاد نسبت به آموزه های کلیسا یا خرافات حاکم بر جامعه و افکار عمومی، انتقاد نسبت به خود و کلا یک دید انتقادی نسبت به ساختارهای اجتماعی و قدرت درونمایه اصلی دیدگاه بورژوازی بود. تا اواسط قرن نوزدهم که هنوز تلاطمات اجتماعی در اروپا مشخص نکرده بود که کدام یک از طبقات اجتماعی در این کشورها دست بالاتر را در سیاست دارند. از اواسط قرن نوزدهم در پی انقلاب های اجتماعی ۱۸۴۸ که نهایتاً بورژوازی موفق شد قدرت خودش را در این کشورها تثبیت کند و از نظر سیاسی دست برتر را بگیرد کل نظام آموزشی در زیر سلطه این طبقه اقتصادی و اجتماعی قرار گرفت. و درواقع دورانی آغاز شد که در آن آموزش و پرورش بیان کننده دیدگاه بورژوازی نسبت به مسائل اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی بود.
در مدارس این دوره هدف آموختن یک دیدگاه انتقادی به کودکان و تربیت آنها بر مبنای این دیدگاه انتقادی ، آموزش عقلانیت و مفاهیمی مثل اختیار، حق انتخاب، آزادی، فردگرایی و حول و حوش این مفاهیم در جریان بود. همچنین به خاطر اینکه دوره جدید انسان رها شده از دوران فئودالیسم با مسائل و مشکلات خاص جوامع شهری روبه رو بود دیدگاه انتقادی نسبت به خود جامعه بورژوازی هم در این مدارس آموزش داده می شد. این مدارس درواقع جایی برای آزمایش عملی تئوری های تعلیم و تربیت بود.

در دوران قاجار کم کم آموزش و پرورش جدید بر مبنای همین مفاهیم به سبک اروپایی در ایران هم شکل گرفت. کسانی مثل میرزا حسن رشدیه، امیرکبیر و دیگران در گوشه و کنار کشورمان مدارس جدید را بنا نهادند.
اما همان گونه که در اروپای قرن نوزدهم ما شاهد چند انقلاب هستیم از جمله انقلابهای علمی، انقلاب صنعتی، انقلابهای سیاسی، همچنین انقلاب آموزشی هم که از وجوه تحولات اروپا هست در ایران هم انقلابات مختلفی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم اتفاق افتاد.
در دوره پهلوی حاصل همه این فرایند تاریخی به شکل یک نظام نوین آموزش و پرورش شکل گرفت. تأسیس مدارس جدید، تأسیس مدارس دخترانه، تربیت معلم و سپاه دانش بردن، آموزش و پرورش جدید به روستاها و دورترین نقاط کشور. در واقع یک مدرنیزاسیون آموزشی را ما در دوره پهلوی داریم. به خاطر این که آغاز دوران پهلوی آغاز تثبیت بورژوازی در ایران هم هست و نیاز به یک دیدگاه ایدئولوژیک هست که باید به نسل های جدید آموخته شود و نسل های جدید بر مبنای آن آموزش ببینند و تربیت شوند.

با بروز انقلاب اسلامی تحولی در نظام آموزشی اتفاق می افتد اما این تحول درواقع همزمان می شود با اتفاقاتی مثل تشکیل حکومت جدید، جنگ و مسائلی از این قبیل. موقتاً یک وقفه ای در فرایند آموزش و پرورش اتفاق میافتد. آموزش و پرورش کارکردهای دیگر از جمله مشارکت در جنگ پیدا کرد.
اما بعد از جنگ یک بار دیگر همان دیدگاه بورژوازی یا سرمایه داری به آموزش و پرورش برمی گردد.
مدارس غیر انتفاعی، مدارس غیردولتی، مدارس نمونه، مدارس خاص بودند که سعی می کنند از زیر سلطه دولت خارج شوند. به خاطر اینکه تحولی در خود نظام سرمایه داری جهانی اتفاق می افتد و دیگر دولت ها سعی نمی کنند نماینده سرمایه داری باشند. سرمایه از زیر سلطه دولت خارج شده در واقع سرمایه داری وارد مرحله سرمایه داری غیر دولتی شده. به هر حال این خصوصی سازی آموزش و پرورش از بعد از جنگ شروع می شود و تا امروز که ما مواجه هستیم با تازه ترین شکل این خصوصی سازی و سرمایه داری در نظام آموزشی که همین مدارس حیاطی هستند که در گوشه و کنار شهرها به تعداد خیلی زیاد به شکل روزافزونی داریم آنها را می بینیم.

همه اینها حاصل یک تحول در تفکر و اینکه چطور انسان جدید خودش را در مفهوم فردگرایی شناخت و سعی کرد تعریف جدیدی از خودش بر مبنای درکی از فردیت اش و همچنین درکی از آزادی به دست بیاورد. این دوران که یکی از وجوه آن نظام آموزش و پرورش است بر مبنای اینگونه مفاهیم شکل گرفت و سردمدار آن نظام آموزشی بورژوازی غربی بود که در هر مرحله از تاریخ تأثیر خودش را روی نظام آموزش و پرورش و شکل مدارس و محتوای کتاب ها و دروس هم می گذاشت.
امروز به دنبال فردگرایی افراطی که در سرمایه داری شاهدش هستیم شاهد آنیم که دیگر از مدارس بزرگ دولتی چندان خبری نیست و کم کم آنها تقسیم و تجزیه می شوند و جای خود را به مدارس کوچکتر مسامحتا مدارس حیاطی می دهند.
در واقع مدارس کوچکی که در خانه های حیاط دار تشکیل می شوند و به زحمت بشود چندین دانش آموز در آنها دور هم جمع شوند.
روح آموزش به شکل قدیمی دیگر در این مدارس دیده نمی شود.

در واقع نگاه به این مدارس می تواند ما را با یک مفهوم دیگر آشنا کند. اینکه فضاهای کوچک در شهرها که تبدیل به مکان های آموزشی شدند ناخواسته ما را به یاد مفهوم بنیادی آزادی در آموزش و پرورش جدید می اندازند. اینکه این مدارس کوچک حیاطی چه نسبتی با مفهوم درازدامن آزادی دارند هم شاید خودش بتواند یک موضوع قابل توجه باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

خبرنگار صدا و سیما در مساله رتبه بندی معلمان از علیرضا منادی رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس چنین می پرسد :
« خیلی از فرهنگیان با من تماس می گیرند و « گِله » دارند از رتبه هایی که بهشان اختصاص داده شده یا این که اصلا فاقد رتبه بندی شدند .
می خواستم ببینم مجلس تو این زمینه می خواد ورود کنه ؟ چه نظارتی خواهد داشت ؟ پرسش « صدای معلم » از سازمان برنامه و بودجه و وزارت آموزش و پرورش آن است که مطابق قانون ؛ « پیش بینی » لازم برای اجرای قانون رتبه بندی معلمان در سال 1402 به چه میزان است ؟
رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در پاسخ چنین عنوان می کند :
« در مورد رتبه بندی مستحضر هستید که یک کار بزرگیه . یک میلیون معلم حدودا داره رتبه بندی میشه .
اول کاره . هیات های ممیزه هم اول کارشونه .
خود وزیر محترم هم به من گفت که ده درصد ما احتمالا خطا خواهیم داشت . این همه تعارف و تکلف نسبت به احساس خشم ، سرخوردگی و بی انگیزگی معلمان در اجرای حقوق و مطالبات قانونی خود از چه ناشی می شود ؟
ممکنه رتبه ها را درست ندند .
کم و بیش بدند .
و بعضی هاشون که مثلا رتبه گرفتند به خاطر ممکنه بارگذاری خوب نشده یا اون شرایطی که لازم بوده احراز نکرده . به هر حال ما پی گیری کردیم . اعتراض وجود داره . امکان اعتراض . دوستان اعتراض کنند .... »
بخش طنز این گفت و گو ، تخفیف سازی و یا کوچک کردن مساله ای است که تحت عنوان « رتبه بندی » می رود تا به واسطه بحران ناکارآمدی و بی کفایتی مقامات مسئول به یک « بحران » تبدیل شود .

واقعا معلمان نسبت به وضعیت شغلی خود « اعتراض » دارند و یا « گله » ؟!
آیا اگر در دولتی غیر هم سو با جریان فکری و سیاسی غالب بر صدا و سیما بود هم از چنین عباراتی استفاده می شد ؟
و اما جملات و عبارات بریده بریده از نهادی که متولی نظارت بر « نهاد آموزش » کشور است .
پرسش « صدای معلم » از رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس آن است که توضیح دهد از تاریخ قانون شدن رتبه بندی معلمان چه مدت گذشته است ؟ آیا مجلسی که قانون تدوین می کند و آن را ابلاغ می کند به « زیر ساخت ها » ی انجام کار هم فکر کرده بود ؟
آقای منادی دقیقا و به صورت شفاف توضیح دهد وضعیت نهایی تدوین « سازمان نظام معلمی » که در مجلس پیشین به سرانجامی نرسید به کجا رسیده است ؟

در این زمینه ؛ « احمد عابدینی » معاون پیشین شورای عالی آموزش و پرورش در گفت و شنود با « صدای معلم » می گوید : ( این جا )
« نه مرکز سنجش ، نه نظام سنجش طراحی شده و نه دوستان درکی از بحث رتبه بندی دارند.
نه، متاسفانه درکی از رتبه بندی ندارند.
چیزی که طراحی شده بود اینها را به هم ریختند و یک سری مسائل دیگری را آوردند .
واقعیت این است که من اصلا نمی توانم اسم رتبه بندی روی اینها بگذارم.
ممکن است بخواهند و به نوعی در قالب رتبه بندی مبالغی را بین معلمان توزیع کنند و متاسفانه این مبلغ هم حداقلی است و رضایت معلمان را جلب نمی کند .

با این اوصاف اسمش را گذاشته اند رتبه بندی !
این سومین بار است که وزارت آموزش و پرورش این خطا را انجام می دهد و به اسم رتبه بندی یک مبلغی را می گیرد توزیع می کند و دوباره این قضیه از اول دارد شروع می شود ...
دوستان نه از تجربیات استفاده می کنند نه خودشان در فرایند قضیه بودند. بعضی از مواقع شاید مثلا ارزیابی های اولیه را با سنجش صلاحیت اشتباه می گیرند. این که فرمی طراحی شود ، تیک زده شود ، چه گواهی نامه هایی گرفتند و چه دوره هایی دیدند و... اینها هیچ کدام سنجش نیستند .
سنجش باید بر اساس ملاک مشخص و یا معیار مشخصی باشد .
افراد با خودشان یعنی با توانمندی خودشان و مستقل از توانمندی و ظرفیت دیگران سنجیده شود. اما هیچ حقی ندارد، رتبه ای نیست ! »
پاسخ رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در این موارد چیست ؟
آقای منادی دقیقا توضیح دهد وزیر آموزش و پرورش چگونه و طی چه مکانیسم و ساز و کاری در حالی که هنوز به زمان پایان اعتراض به نتایج رتبه بندی اعلام شده توسط وزارت آموزش و پرورش باقی مانده متوجه شد که تنها ده درصد احتمال خطا را کشف کرده است ؟ وزیری که تا دیروز عنوان می کرد که شنیده معلمان نسبت به رتبه بندی خود اعتراض دارند ؟ ( این جا )
این همه تعارف و تکلف نسبت به احساس خشم ، سرخوردگی و بی انگیزگی معلمان در اجرای حقوق و مطالبات قانونی خود از چه ناشی می شود ؟
آیا مجلس در این زمینه واقعا به نقش « نظارتی » خود عمل کرده و صدای مردم است ؟ و یا آن که رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در نقش « سخنگوی وزارت آموزش و پرورش » ایفای نقش می کند ؟
آقای منادی به عنوان وکیل ملت به پرسش های « صدای معلم » در گزارش پیشین فکر کند و پاسخ دهد : ( این جا )
« درخواست « صدای معلم » از وزارت آموزش و پرورش آن است که به صورت شفاف و دقیق توضیح دهد از مبلغ مصوب 38 هزار میلیارد تومان چقدر به معلمان پرداخت گردیده است ؟
پرسش « صدای معلم » از سازمان برنامه و بودجه و وزارت آموزش و پرورش آن است که مطابق قانون ؛ « پیش بینی » لازم برای اجرای قانون رتبه بندی معلمان در سال 1402 به چه میزان است ؟
هدف وزارت آموزش و پرورش از عدم تعریف بودجه ی مستقل برای اجرای قانون رتبه بندی معلمان در سال 1402 و ادغام آن در همان اعتبار ادارات امور استانی آموزش و پرورش چه بوده است ؟
رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در بخشی از گفت و گوی خود با خبرنگار صداو سیما به سیاست و رسالت قانون رتبه بندی معلمان اشاره کرده و آن را « افزایش کیفیت آموزش و ارتقای شان و مقام ومنزلت شامخ معلم » معرفی می کند .
پرسش این رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه عمومی آموزش ایران آن است که آیا با چنین وضعیتی می توان صحبت از کیفیت بخشی آموزش کرد ؟
آیا ایشان و سایرین اساسا به « نارضایتی فراگیر معلمان » اندیشیده اند ؟

آیا با « معلم ناراضی » می توان به تحولی دل بست ؟
قطعا با چنین تعارف و تکلفی نمی توان اعتماد معلمان را جلب کرد.
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

از اولین روزهایی که برای اسکان گرفتن در استرالیا به کارمندانی در ادارات مختلف رجوع می کردیم از همگی آنان عبارت ? How can I help you را می شنیدیم و به دنبال آن کمک در راه انداختن کار بود آن هم با تواضع، صداقت و مهربانی ؛ و من هربار که با این صحنه ها روبه رو می شدم، ادارات خودمان را به یاد می آوردم و رفتار کارمندان با مراجعان را که به راحتی می شد آن را به ? How can I hurt you ترجمه کرد.
بیشتر که با جامعه ی استرالیا در آمیختم دانستم این برخورد نه یک شبه بلکه حاصل تلاش های بسیاری بوده که در زمینه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی صورت گرفته و منجر به برخورداری همگان از امکانات یک زندگی با عزت شده و طبیعی است کسی که درد و گرفتاری نداشته باشد دلیلی برای کارشکنی در کار دیگران ندارد.

زمان بیشتری طول کشید تا دریافتم دلیل دیگری نیز پشت بیان این جمله قرار دارد و آن ترس از قانونی است که به افراد اجازه نمی دهد احساسات شخصی خود را در وظیفه اشان دخالت دهند. به این معنی که اگر کارمندی خسته باشد و یا از قیافه ارباب رجوع خوشش نیاید و یا بهر دلیلی کار او را انجام ندهد به قانون باید که جواب پس بدهد.
تفاوت این دو جمله تنها در یک کلمه است اما برای تغییر همین یک کلمه به بیش از ده ها سال کار اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نیاز است.
۱۳۷۵ سیدنی
کانال در اسارت فرهنگ
سیاسی مجلس
کد خبر: ۲۵۰۳۵۳۱۰:۳۶ - ۱۹ تير ۱۳۹۲
به جای احمدینژاد؛
لاریجانی قانون به کارگیری 5 مشاور توسط نمایندگان مجلس را ابلاغ کرد .
رئیس مجلس قانون به کارگیری حداکثر پنج مشاور توسط نمایندگان در هر دوره مجلس را به جای رئیسجمهور برای اجرا ابلاغ کرد.
به گزارش گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی «قانون اصلاح موادی از قانون آییننامه داخلی مجلس شورای اسلامی» را به جای محمود احمدینژاد، رئیسجمهوری کشورمان برای اجرا ابلاغ کرد.
متن نامه رئیس مجلس به شرح ذیل است:
جناب آقای محمد سینجلیجاسبی
رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل محترم روزنامه رسمی کشور
با توجه به انقضای مهلت مقرر در ماده «1» قانون مدنی و در اجرای مفاد تبصره ماده «1» قانون مذکور، یک نسخه تصویر «قانون اصلاح موادی از قانون آییننامه داخلی مجلس شورای اسلامی» برای درج در روزنامه رسمی ارسال میگردد.
رئیس مجلس شورای اسلامی ـ علی لاریجانی
جناب آقای دکتر محمود احمدینژاد
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
در اجرای اصل یکصد و بیست و سوم (123) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران قانون اصلاح موادی از قانون آییننامه داخلی مجلس شورای اسلامی که با عنوان طرح به مجلس شورای اسلامی تقدیم گردیده بود، با تصویب در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ 8 / 3 / 1392 و تأیید شورای محترم نگهبان، به پیوست ابلاغ میگردد.
رئیس مجلس شورای اسلامی ـ علی لاریجانی
قانون اصلاح موادی از قانون آییننامه داخلی مجلس شورای اسلامی
ماده1ـ در ماده (42) قانون بعد از عبارت «تعداد اعضای کمیسیونهای تخصصی» به جای عبارت «و نیز نفرات عضو با رعایت مواد این آییننامه و رأی اکثریت نسبی اعضای جلسه مشترک هیأت رئیسه و رؤسای شعب تعیین میشود» عبارت «حداقل نوزده و حداکثر بیست و سه نفر میباشد. اعضای کمیسیونهای تخصصی بر اساس تخصص (مدرک تحصیلی)، سوابق اجرائی و سـابقه عضویت در کمیسیون مورد درخواست، امتیازبندی و توسط اعضای جلسه مشترک هیأت رئیسه و رؤسای شعب تعیین میشوند» جایگزین میشود.
ماده2ـ در ماده (50) قانون عنوان «کمیسیون آموزش و تحقیقات» به «کمیسیون آموزش، تحقیقات و فن آوری» تغییر مییابد.
ماده3ـ در تبصره (1) ماده (73) قانون قبل از کلمه «معاونین» عبارت «بعضی از اعضای هیأت رئیسه،» اضافه میشود.
ماده4ـ در بند (2) ماده (74) قانون، عبارت «نظارت بر» حذف و عبارت «نظارت و اتخاذ تصمیم لازم در خصوص» جایگزین میشود.

ماده5 ـ تبصره زیر به ماده (76) قانون الحاق میشود:
تبصره ـ در هر دوره مجلس، نمایندگان میتوانند حداکثر پنج نفر از کارکنان یا کارشناسان دستگاههای مشمول ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری را برای بهکارگیری در دفتر ارتباطات مردمی جهت امور مشاورهای، اداری و خدماتی از دستگاه ذیربط درخواست نمایند. در این صورت با هماهنگی دستگاه مبدأ، درخواست مأموریت افراد موردنظر معمول و شخص یا اشخاص مزبور به دفتر ارتباط مردمی نماینده، مأمور میشوند.
حقوق، مزایا، حق مأموریت و اضافهکار این مأموران طبق قوانین و مقررات مربوطه بر عهده دستگاه مأمور کننده میباشد و میزان اضافه کار تا سقف مصوب اداره مربوطه و مأموریت ماهیانه و مرخصی استفاده شده توسط رئیس دفتر نماینده به دستگاه ذیربط اعلام میشود. افزایش کلیه حقوق قانونی این مأموران از جمله ارتقاء، افزایش حقوق سنواتی، افزایش گروه و رتبه و سایر موارد مشابه در دوران مأموریت این افراد همانند سایر کارکنان دستگاه ذیربط میباشد.
تعداد افراد مورد نیاز هر حوزه انتخابیه با توجه به تعداد نمایندگان، تعداد شهر و روستا، جمعیت و وسعت، شرایط اقلیمی و جغرافیایی و سایر قابلیتهای هر حوزه توسط کمیسیون تدوین آییننامه داخلی مجلس تعیین میشود.
پس از اعلام پایان مأموریت، دستگاه ذیربط موظف است این افراد را حداقل در پست سازمانی قبل از مأموریت و یا پست همطراز به کار گیرد.
ماده پنج ناظر به انتخاب پنج مشاور نماینده به عنوان تبصره به ماده ۷۶ قانون کلی افزوده می شود.
ضمنا در ماده ۶۸ فصل دهم قانون خدمات کشوری مزایای ده گانه احصا شده است و مقصود از حقوق ثابت مندرج در ماده ۶۵ حق شغل و حق شاغل می باشد.
مقصود از اضافه کار نیز اضافه کاری نیروهای اداری است نه آموزشی و تربیتی و به طریق اولی مدیران و معاونان مراکز آموزشی در صورت ماموریت بدون وصف آموزشی که قائم بر وضعیت خدمت است مامور می شوند » .

در خصوص این ماده قانونی موارد ذیل درخور توجه است:
1- تبصره ذیل ماده پنج ملحق به ماده ۷۶ قانون اشعار می دارد: نمایندگان می توانند افرادی را برای مشاوره ،امور اداری و خدماتی از دستگاههای مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری درخواست و با هماهنگی دستگاه ذیربط به عنوان مامور به خدمت گیرند.
2- این تبصره می افزاید: حقوق ،مزایا ،حق ماموریت و اضافه کار این ماموران به عهده دستگاه مامور کننده می باشد.
سوالی که اینجا پیش می آید این است که مامور شدن می باید ناظر به وضع پیش از ماموریت باشد یا اینکه کارمند ابتدا مامور گردد و سپس با استفاده از نفوذ و قدرت نماینده به صورت پسینی برای او ابلاغ صادر شود؟ آن هم در صورتی مغایر با رشته، رسته و مقطع کارمند؟
در موضوع مامور شدن آقای م م دبیر فنی شاغل در پست مدیریت هنرستان به دفتر آقای حسن شجاعی نماینده مردم شهرستانهای ابهر،خرمدره، سلطانیه در شهرستان خرمدره این نکته قابل توجه است که وی پیش از مهر ۱۴۰۱ مدیر هنرستان باقر العلوم ابهر بود لیکن پس از ماموریت به دفتر برای وی پست مدیریتی راهنمای تعلیماتی نهضت سواد آموزی به رغم عدم تخصص،دانش و رسته شغلی وی تعریف و براساس آن ابلاغ صادر گردیده است .در این حالت یک معلم از دستگاه تعلیم و تربیت به دفتر مامور می شود نه مدیر یک آموزشگاه تعلیم و تربیتی فلذا انجام مشاوره یا کار اداری و خدماتی هیچ همخوانی ندارد.
این وضعیت با مامور شدن یک کارمند اداری از دستگاه مشمول قانون خدمات متفاوت است.
3- فعالیت دفتر در اوقات اداری است و مدیریت آقای م بر مجتمع هم به همین نوع میباشد بنابراین وی چه زمانی فرصت و مجال فعالیت در دو پست را خواهد داشت؟
4- به نظر می رسد این ماموریت با اعمال نفوذ و به منظور استفاده آقای م از حق مدیریتی است که هیچ شناخت و تخصصی در آن ندارد و مشخص است مجتمعی که مدیری در راس آن نیست چه وضعیتی خواهد داشت؟
5- این اقدام در منظر افکار عمومی مصداق بی عدالتی محض و موجب بدبینی و بی اعتمادی افراد مجموعه به نظام اداری کشور است.
6- نکته دیگر اینکه بررسی گردد طی یک دهه گذشته حتی در زمان نمایندگانی که گاها به دلایلی چون سوء استفاده مورد نقد افکار عمومی بوده اند آیا چنین عملی انجام گرفته است؟
7 -آیا مدیر آموزش و پرورش شهرستان ابهر دراین مورد تخلف نکرده است چه کسی باید به این موضوع رسیدگی کند ؟
جناب آقای نوری در روستای زادگاه من در ابهر مدرسه نوساز را که زمین آن اهدایی خیر و در موقعیت جغرافیای خوبی قرار داشت به ثمن بخس فروختند. چندتا مدرسه را باید فروخت تا به این تخلف رانتی پرداخت کرد یا به عبارتی با جلوگیری از این نوع تخلف ها می توان چند مدرسه روستایی را نفروخت ؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
باور کنیم که موضوع بهداشت روان دیگر جزو مسائل شیک و لاکچری نیست و دماسنج روانشناسی جامعه نشان میدهد که متاسفانه از حد خطرناک بالاتر رفته و اغراق نیست اگر آن را « بحرانی » و در نقطه جوش بدانیم.
تقریبا تمام شاخص هایی که نشانگر اندازه و کیفیت سلامت روان و آسودگی فکری جامعه است، نشان میدهند ما با یک ابر اختلال در حوزه روان عموم مردم مواجه ایم که برای اثباتش نیاز چندانی به آمارهای دولتی نداریم.
تا پیش از ناآرامی های اخیر ، خوش بینانه ترین برآوردها خبر از ابتلای « حداقل » ۲۵ درصد مردم به یک یا چند اختلال روان پزشکی یا روان شناسی می داد و امروز که به پایان این سال نحس نزدیک می شویم، قطعا وضعیت بغرنج تر شده است.
فقط کافی است مروری گذرا داشته باشیم به آنچه در ۱۰ سال اخیر بر جامعه گذشت ؛
- بحران ارزی و تحریم های فلج کننده ابتدای دهه ۹۰ و موج گرانی و تورم و بیکاری ادامه دار،
- بيم و امیدهای برجام ناکام و بازی دلار و حتی خطر جنگ در زمان ترامپ دیوانه،
_ ماجرای استرس زای اسیدپاشی های اصفهان
_ وقایع تلخ دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸،
_ ابراسترس و بلای جانکاه فاجعه کرونا و پیامدهایش
_ جراحی اقتصادی اردیبهشت امسال و نتایج ناگوارش
_ وقایع پاییز امسال با صدها کشته و هزاران زخمی و بازداشتی که حداقل ۴ ماه مردم در هول و بلا زیستند و استرس اندوختند پشت استرس.

در کنار این حجم از ترس، فوبیا، اضطراب، نگرانی، اختلال روان پزشکی و اضافه شدن به بیماران قبلی، اضافه کنید مشکل کمبود یا نبود داروهای روان پزشکی و نیز عدم پوشش خدمات مشاوره ای از سوی هیچ بیمه ای در ایران و قیمت های نجومی یک جلسه ۴۵ دقیقه ای مشاوره .
حالا هم که در ماجرای مسمومیت دانش آموزان موجی از استرس و اختلال استرس پس از تروما (PTSD) و اختلال استرس ثانویه رخ داده و گل های قبلی به سبزه آراسته شده !
این همه را بگذاریم کنار تورم ۵۰ درصدی و دلهره جانکاهی که مردم از رشد قیمتها برای سال جدید دارند.

حال به نطر شما آمارهای تکان دهنده رشد طلاق، اعتیاد، نزاع خیابانی، خشونت خانگی، انصراف از تحصیل حدود یک میلیون دانش آموز و دهها آسیب اجتماعی دیگر، توجیه پذیر نیستند؟ نگران کننده نیستند؟ نشان از یک بحران روانی نمی دهند؟

اگر هر کس فقط یک نطرسنجی « درونخانوادگی » و « درون فامیلی » انجام دهد، به راحتی متوجه میشود که چه حجم عظیمی از نگرانی و پرخاش و ناامیدی روی هم تلنبار شده و با چه تبعات ویرانگری مواجه هستیم /خواهیم بود.
به عنوان یک روزنامه نگار و روانشناس هشدار می دهم که اوضاع روانی جامعه را دریابید و فکری عاجل برای تسکین موقتی، میان مدت و البته دائمی کنید؛ پیش از آنکه میزان ابتلا و نیاز مردم به داروی روان پزشکی و مشاوره روان درمانی به حدی برسد که دیگر از ظرفیت نظام بهداشتی کشور خارج شود.
پیش از آنکه دیر شود. آیا گوش شنوایی هست ؟
کانال سخنرانی ها
گروه استان ها و شهرستان ها/
صدور احکام موسوم به « رتبه بندی معلمان » در روزهای پایانی سال 1401 موجی از خشم و ناامیدی را در میان معلمان بسیاری پدید آورده است .
بسیاری از معلمان از نتایج بررسی هایی که در هیات های به اصطلاح « ارزیاب » در سطوح مختلف آموزش و پرورش به عمل آمده و رتبه آنان را مشخص کرده شگفت زده هستند . هر چند از ابتدای کار با استناد به همان مثل معروف « سالی که نکوست از بهارش پیداست » می شد پایان بازی رتبه بندی را تا حد زیادی حدس زد .
البته از این دولت و مدیران و مقامات آن بیش از این هم نباید انتظار داشت .
تاکنون پیام های اعتراضی فراوانی از سوی معلمان در سراسر کشور به رسانه « صدای معلم » ارسال گردیده است .

در روانشناسی ژنتیکِ ما ایرانیان میتوان این نکات را برجسته دید:
- در عین نگرانی و تشویشِ خاطر نسبت به آینده، از خوشیهای حال غافل نمیشویم و نقدها را از دیده فرو نمینهیم.
- همزمان با شکوه و گلایهی فراوان از گذشتههای به تاریخ نشسته، امید به آینده را از دست نمیدهیم.
- در عین بازگویی غرورهای تاریخیِ زمانخورده، اصرار بر نادیدهگرفتن غرورهای فعلی داریم و گاه با آه و افسوس، بر مقایسههای ناروا و حتی معالفارق با دیگر ملل اصرار میورزیم.
- از فرافکنی غافل نمیشویم. در خودروی تکسرنشین خود، هم از ترافیک مینالیم و هم از آلودگی هوا؛ ...و از خود نمیپرسیم: یکی از این مخاطبان مگر خود ما نیستیم؟!

- در تعارفات و تکلّفات در زمرهی سرآمدان عالمایم؛ از سوار و پیادهشدن در آسانسور تا سفرهی میهمانی و تا پیشخوان مغازهها. مغازهدار بعد از صدور فاکتور چند میلیونی میگوید: قابلی ندارد!
- در استفاده از فن آوری وارداتیِ مصرفی، با قرض هم که شده، خانههامان را میآراییم؛ از ماشین قهوهساز جهیزیه در خشکترین نقاط کشور؛ تا دستگاه هواساز در مرطوبترینها.
- در رخوت و رخا (بیغمی و خوشدلی)، غافل از همسایهایم؛ لیک در شدت و بلا، همدل و همراه. در حالت عادی به پیشبینیِ ذخیرهی بانک خون اصلاً نمیاندیشیم و در بحران حوادث، ساعتها در صف اهدای خون میایستیم.
- ساعتها بیهدف یا بیحرکت در خودرو میگذرانیم، اما در چهار راه، چشم از ثانیهشمار برنمیگیریم؛ تا جایی که عشر ثانیهای به رانندهی پیش رو مهلت تمرکز و تصمیم نمیدهیم... .
بر این فهرست، میتوان دهها مورد دیگر افزود که مجموعهای از افعال نیکو و غیرنیکوست. من به ذوق خودم -با اینکه تقریباً همه را واجد ابعادی دوگانه در حسن و قبح میدانم- اوّلی را سخت میپسندم و بر دیگر موارد، قابلیت حذف، تصحیح و تقویت میبینم.

...و اما نکتهی در صدر فهرست:
گویند فردی را به پای چوبهی دار میبردند. در مسیر کوتاه زندان تا اعدام، به رقص و پایکوبی گذراند. بر او خرده گرفتند که این چه نابخردی است و اینجا چه جای برخورداری؟! در پاسخ برآمد که: تنها زمان بهرهوریاز سهم خوشیام همین است؛ آیا بهره ببرم به عقل نزدیکتر است یا فرو گذارمش!؟
انصاف دهیم؛ کار ما با همهی مشقتها و ناملایمات، با آن متهمِ روان به سمت چوبهی دار، قابل قیاس نیست، پس در همین تعطیلاتِ میانِ سال پیشین و سال نو، پای بکوبیم و دست افشانیم و با آنچه در دسترسمان است، خوشی کنیم؛ بهعلاوه آنکه شدیداً امیدواریم سال نو، نه چون آن قصه، از سخت به سختتر است؛ که به لطف ایزد منّان، فرج بعد از شدّت خواهد بود.
روزنامه اطلاعات
گروه گزارش/
پس از ماه ها معطلی و امروز و فردا کردن ها ؛ سرانجام « رتبه بندی معلمان » در هفته های پایانی سال 1401 اجرا شد .
صدور احکام مرتبط با این رتبه بندی اعتراضات و انتقادات بسیاری را در میان معلمان سراسر کشور بر انگیخته است .
« صدای معلم » از معدود رسانه های مستقل و رسمی است که از همان ابتدا به این موضوع واکنش نشان داده و با تهیه گزارش های متعدد و نیز انعکاس نظرات و دیدگاه سعی کرد تا مقامات مستقر در وزارت آموزش و پرورش دولت سیزدهم را متوجه خطاهای فاحش و نتایج مصیبت بار و غیرقابل جبران ناشی از اجرای این نوع رتبه بندی برای نظام آموزشی ایران کند اما تاکنون وزیر آموزش و پرورش و سایر مقامات مسئولیت اصلی خود را در این قضیه نپذیرفته و با سخنرانی های یک طرفه ، غیرکارشناسی و نیز آدرس های غلط آتش خشم معلمان را بیش از پیش شعله ورتر نموده و بر « نارضایتی فراگیر معلمان » که از پیش جریان داشته اما به صورت تصاعدی بر آن افزوده اند .
این رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه ی عمومی آموزش و پرورش ایران در آخرین گزارش خود با عنوان « به جای آدرس های غلط و توهین به شعور معلمان ، در مورد رتبه بندی صداقت داشته و در مورد آن شفاف سازی کنید !» نوشت : ( این جا ) « آن چه تحت عنوان رتبه بندی برای معلمان انجام شده هیچ گونه قرابت و شباهتی با آن چه در دانشگاه ها انجام می شود ندارد . ( در این مورد ؛ « صدای معلم » گفت و گویی تفصیلی را در این مورد با رضوان حکیم زاده ، عضو هیات علمی دانشگاه تهران و نیز معاون پیشین آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش انجام داده است که در این رسانه و در جهت تنویر افکار عمومی منتشر خواهد گردید )
« صدای معلم » موکدا از وزارت آموزش و پرورش می خواهد اعضای میزکار رتبه بندی معلمان به صورت شفاف معرفی شوند .
پیشنهاد این رسانه برگزاری نشست رسانه ای با این میزکار در مورد عملکرد هیات های ممیزه و البته با حضور رسانه های مستقل و منتقد است .
مقامات وزارت آموزش و پرورش بارها گفته و تاکید کرده اند که رتبه بندی معلمان طرحی برای کیفیت بخشی آموزش است .
اگر این ادعا صحت داشته باشد پس چرا از ابتدا ، کار بررسی و اجرای رتبه بندی معلمان به معاونت پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش محول گردید ؟
آیا این معاونت تخصصی در این گونه امور دارد ؟
طبیعی است که با توجه به محدود بودن منابع بودجه در آموزش و پرورش ؛ این معاونت بنا بر کارکرد و وظایف خویش نگاهی اقتصادی به این گونه طرح های تخصصی خواهد داشت .»
وزیر آموزش و پرورش در آخرین اظهار نظرها عنوان کرده است : « ممکن است همکاران آئیننامه را کامل نخوانده باشند یا مدارک را به صورت کامل بارگذاری نکرده باشند. توصیه میکنیم که این کار را انجام دهند و دقیق مدارک را بارگذاری کنند » .
آیا آن گونه که یوسف نوری می گوید معلمان آیین نامه را مطالعه نکرده و یا مشکل در وضعیت بارگذاری مدارک است ؟
اساسا فلسفه رتبه بندی معلمان برای چه بود و قرار بود چه اهداف و کدام آرمان ها را تامین نماید ؟ آیا شاخص ها و معیارهای تعریف شده همان بودند که از ابتدا برای آن تعریف شد ؟ آیا ارزیابان رتبه بندی خودشان درک و فهمی از رتبه بندی داشته و در این زمینه آموزش دیده بودند ؟
سرنوشت « سازمان نظام معلمی » که در زمان وزارت دانش آشتیانی بازطراحی و نهایی شد و قرار بود نهاد اصلی اجرا کننده رتبه بندی معلمان باشد چه شد ؟
در این زمینه ؛ « صدای معلم » گفت و شنودی را با « احمد عابدینی » معاون پیشین شورای عالی آموزش و پرورش که در زمان وی نظام رتبه بندی معلمان طراحی شد و سازمان نظام معلمی نهایی شدانجام داده است .