حقیقتا سفید؛ سفید است و سیاه؛ سیاه؟!
یعنی هیچ نمی توان در اصالت این دو رنگ تردید کرد؟
آموزش؛ آموزش است و هر نوع شک و تردید یا اهمال در جریان و استمرار آن، به نتیجه ای فراتر از توقفِ حرکت منجر می شود. یعنی پس گرد و سوزاندن تمامی پتانسیل های مستعد تعلیم و تربیت برای دهه ها و حتی سده ها، چون یک دهه یا یک سده سکوی پرش دهه ها و سده های دیگر است.
گویند اگر نگاه منطقی باشد، یقین عقل نیز بدان صحّه می گذارد. اما ظاهرا نگاه ما به امر آموزش منطقی نیست، چون عقل به تعطیلی غیراستاندارد مدارس، صحِه نمی گذارد. آموزش پدیده ای توقف پذیر نیست چون به انجماد و انسداد نگرش میل می کند.
آموزش مقوله ای مشخص و نسبتا ثابت از حیث عرف و قانون است و اهداف، دلایل، نیازمندی، زمان بندی و محتوای مشخصی برای خود دارد، اما هر کودک شش هفت ساله یا بیشتر، فقط یک خط سیر از عمر خود را در هر سنی داراست که حتما می باید نیازهای آموزشی، تربیتی و اخلاقی معینی را در همان برهه از زمان پاسخ دهد.
آنچه را که یک فرد در شش سالگی باید بیاموزد اگر در سال های بعدی یاد بگیرد فرصت از دست رفته برگشت ناپذیری را متحمل خواهد شد. اگر حساب و کتاب زندگی بنا به میل افراد تعیین می شد هر فرد در هر سنی که ترجیح می داد به یادگیری اهتمام می ورزید. شروع و پایان سن آموزش برای هر فرد در هر جامعه ای امری جبری است که اختلال ناپذیر است، مگر آن که مدرسه زدایی را باور داشته باشیم.
تعطیلی های وصف ناپذیر مدارس در کشور ما به دلایل یا بهانه های گوناگون جنگی و غیرجنگی، منطق آموزش ضروری و مستمر برای هر سن را از چنگال عقل بیرون آورده و حتی دیگر احساس نیز قادر به صحّه گذاشتن بر آن نیست. آموزش سرهم بندی نیست، جریانی منظم و سیستماتیک است که باید جدّی گرفته شود.
باید بخورم، باید بخوابم، باید بازی کنم، باید شیطنت کنم، باید بخندم، باید یاد بگیرم، باید مهارت های لازم برای زندگی کردن را فرا بگیرم.
این کودک فقط قرار نیست تابعی از طول زندگی باشد، او باید به عرض زندگی خود نیز دست یازد. و برای آن باید توانمند باشد. این توانمندی صرفا با عواطف والدین و یا بیان چند جمله دستوری آنان ممکن نمی گردد. اینجاست که مدرسه، معلم و آموزش به عنوان یکی از سه ضلع رشد کودکان وارد میدان می شود. بر فرض اگر چندین مثلث متداخل داشته باشیم سه ضلع مثلث دیگر نیز کتب درسی، زمانبندی مناسب و چارچوب ساختاری شرط لازم برای تحقق اضلاع دیگر مثلث هاست.

جامعه به آموزش نیاز حیاتی دارد همانند خون در بدن. و این اضلاع وظیفه خون رسانی به تمامی ارگان های یک نظام اجتماعی را برعهده دارند. نبود، حذف یا به تأخیر انداختن تحقق اهداف هر یک از اضلاع یعنی توقف حیات آن جامعه.
از سویی دیگر؛ وقتی ملتی جسارت و شجاعت میدان داری زیر حملات دشمن را برای بیش از پنجاه روز دارد، یقین توانایی تلاش برای تداوم آموزش در زمان جنگ را نیز می تواند داشته باشد.
یا کشوری که توانسته تحریم های چند دهه ای را دور بزند و به حیات اقتصادی خود یاری رساند و حتی برای کشور روسیه جهت دور زدن تحریم های بین المللی خود به دلیل جنگ با کشور اوکراین، آموزش صمیمانه ای داده است، چرا نباید برای استمرار آموزش، خلاقیت داشته باشد؟ تعطیلی های وصف ناپذیر مدارس در کشور ما به دلایل یا بهانه های گوناگون جنگی و غیرجنگی، منطق آموزش ضروری و مستمر برای هر سن را از چنگال عقل بیرون آورده و حتی دیگر احساس نیز قادر به صحّه گذاشتن بر آن نیست.
یا کشوری که قادر بوده دست آمریکا را در حنای سیاست رنگ نماید، چرا باید آموزش حضوری را تعطیل نماید؟
یا کشوری که قادر به بازسازی پل و خط ریلی ویران شده در حین روزهای جنگ است، چرا باید سرمنشأ دانش آن را بخشکاند؟
و خیلی از موارد دیگر که موجودیت هر یک ستودنی است اما غفلت از آموزش چرا؟ چرا نباید حقیقت هر سن را با تمامی پیش نیازها و پس نیازهای آن بپذیریم؟
امروز اگر بازار باز است و گروهی از بازاریان برای جبران توقف سود خود در روزهای تعطیلی کسب و کار، اجناس خود را با جهش بیست سی برابری می فروشند، آموزش چرا هنوز در CCU به سر می برد؟
یعنی با توجه به شرایط حاضر، امسال تعطیلات تابستانی نداشته باشیم، اصول بر هم می خورد؟ قبلا تعطیلی های مکرّر و جنگ این قاعده را بر هم زده است پس دولت و وزیر آموزش و پرورش می باید قاطعیت داشته باشند.
آموزش سرهم بندی نیست، جریانی منظم و سیستماتیک است که باید جدّی گرفته شود.

آموزش در فضای مجازی فقط یک جریان تکمیلی است و هرگز جایگزین مناسبی برای آموزش حضوری نبوده و نخواهد بود. و گر نه کشورهای پیشرفته کلی برای آموزش در مدارس هزینه نمی کردند و با دانش برتر خود به همان مجازی اکتفا می کردند. آن هم آموزش مجازی بسیار غنی تر و موجه تر از شبکه شاد ما.
چون آنان به خوبی می دانند که هر کودک نیازمند تعامل اجتماعی است تا به جامعه پذیری، درونی شدن ارزش ها، بازی نقش جهت کسب توانایی در انتخاب شغل و مسیر زندگی قادر گردد. سازگاری، رقابت، ستیزه جویی، کنترل خشم و مدیریت آن، دوست یابی، همدلی، هم فکری، احترام گذاشتن به وجود، فکر و نگرش و بینش دیگری، اجرای عملی یادگرفته ها، برخی از نیازهایی است که کودک شش هفت ساله در جریان یک سال تحصیلی یاد می گیرد.
آموزش فقط رفتن و آمدن کودکان به مدرسه نیست. حتی در مسیر رفت و آمد نیز کودک یاد می گیرد تا به حقوق دیگری احترام بگذارد. وقتی سوار سرویس مدرسه می شود یا از وسایل نقلیه استفاده می کند، یا حتی پیاده به رفت و آمد می کند، باز یاد می گیرد. او هر لحظه یاد می گیرد. اما در فضای مجازی تعامل اجتماعی یا نیست یا خیلی خیلی ضعیف است، سست و ناپایدار است، ماندگاری یا اثرپذیری ندارد.
باور کنیم که دو میلیون یا بیست میلیون بوسه و نگاه محبت آمیز والدین، هرگز قادر به ایفای یک از هزار نقش مدرسه در تعلیم و تربیت کودکان، نوجوانان و جوانان نیست و نخواهد بود. این دو مکمل نقش همدیگرند اما مدرسه نقش حیاتی دارد.
شادروان دکتر اسلامی ندوشن؛ هوشمندترین اختراع بشر را لباس عنوان کرده بودند و من جسارتا آن را مدرسه می دانم. برجسته ترین و منطقی ترین کانال تعلیم و تربیت که منطبق با روح و روان و عقل بشری است همان مدرسه است.
پس بهتر است قانونی وضع شود که هیچ قدرتی به هر دلیل یا بهانه ای قادر به تعطیل کردن مدارس نباشد. تحت هر شرایطی تمهیدات لازم برای حفظ سلامتی و امنیت کودکان اتخاذ گردیده و از پیمایش کوتاه ترین، بی مسئولیت ترین و ارزان ترین مسیر یعنی تعطیلی مدارس در شرایط بحرانی اجتناب گردد.
شاید اگر خط فکری مسئولان و همه ما با چنین حکمی تثبیت شود، بتوانیم از انسداد جریان خون رسانی جامعه پیش گیری نماییم. چون پیشگیری آسان تر از درمان است. و گر نه فردا برای درمان تمامی روان ها و مغزهای ناسالم یا رشد نیافته، دولت باید کلی هزینه نماید. اگر یک پای توانمندی هر جامعه ای اقتصاد است، پای دیگر چیزی جز آموزش نیست و اگر هر دو پای ما لنگ باشد یقین رسیدن به سرمنزل مقصود، هرگز ممکن نخواهد بود.

در چند سال اخیر ؛ کرونا، طوفانِ گردو غبار، آلودگی هوا، صرفه جویی در مصرف گاز و برق و طی یک سال دو بار جنگ تحمیلی از دلایل یا بهانه های تعطیلی مدارس به صورت نامتعارف بوده است.
در غفلت از آموزش همه بیش از حد آسوده و راحت شده ایم اما دریغ از کشت بذر دانایی و آگاهی و خرد و شعور و سلامت عقل و روان. یقین نسل حاضر هرگز بهتر از نسل های قبلی نخواهد بود، چون حق و حقوق اجتماعی آنان نادیده گرفته شده است. لذا نیاز به هوش سیاه برای آنان از نان شب نیز واجب تر خواهد بود. کاملا طبیعی است وقتی خرد و دانایی نباشد بالا رفتن از نردبان دیگران، فرضی واجب خواهد بود. اما این ضرب المثل نیز به ما گوشزد می کند که:
« با نردبان به آسمون نمیشه رفت » .
امروز نجات آموزش حضوری از انجماد احتمالات خطرآفرین، اهمیتی کمتر از نجات دریاچه ارومیه یا برخی از تالاب های کشور یا برخی از گونه های گیاهی و حیوانی در حال انقراض نیست.
آری !
غفلت امروز و دیروز ما از امر آموزش، آن را هم سنگ دیگر غفلت های پیشین تر کرده است. بیایید همه را با هم نجات دهیم.
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه فال به نام آموزش مهجور زدند
(آموزش مهجور یا پریشان و دورافتاده، همان آموزش مجازی است.)
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

پرتال وزارت آموزش و پرورش نوشت : ( این جا )
« به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، جعفر قائم پناه؛ معاون اجرایی رئیسجمهور، در دیدار با حضور وزیر آموزش و پرورش، ضمن تأکید بر جایگاه راهبردی نظام تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش را رکن اصلی توسعه کشور دانست و نقش معلمان در شکل گیری سرمایه های انسانی را تعیینکننده و بیبدیل توصیف کرد .
وی با اشاره به اهمیت این وزارتخانه در ساخت آینده کشور اظهار کرد: اگر آموزش و پرورش به درستی عمل کند، مسیر پیشرفت جامعه در همه حوزهها هموار خواهد شد؛ چرا که پایههای دانایی، توانایی و مسئولیت پذیری در همین نظام شکل میگیرد .
معاون اجرایی رئیسجمهور با قدردانی از تلاشهای معلمان و مدیران آموزشی در سراسر کشور، افزود: بخش بزرگی از موفقیتها و توانمندیهای امروز کشور، حاصل زحمات معلمانی است که در سکوت و بدون ادعا، نسلهای مختلف را تربیت کردهاند .

نیروهایی که امروز در عرصههای مختلف از جمله حوزههای علمی، فنی، خدماتی و حتی شرایط بحرانی و حساس ایفای نقش میکنند، محصول همین نظام آموزشی هستند .
وی با بیان اینکه دانایی، زیربنای توانایی است، خاطرنشان کرد: هر جا که کشور توانسته در برابر چالشها بایستد و دستاوردی خلق کند، ریشه آن را باید در آموزش و پرورش جست و جو کرد؛ جایی که معلمان با تعهد و ایثار، مسیر رشد و آگاهی را برای دانشآموزان هموار میکنند .
وی در این نشست همچنین به نقش آموزشوپرورش در تقویت انسجام اجتماعی و امیدآفرینی اشاره و تأکید کرد: در شرایط مختلف، حتی در دوران بحران، این نهاد میتواند نقشی تربیتی و آرامشبخش ایفا کند .
معاون اجرایی رئیسجمهور، در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اهمیت تداوم فعالیت مدارس، گفت: حضور دانشآموزان در محیط مدرسه، علاوه بر آموزش، نقش مهمی در شکلگیری هویت اجتماعی، شور و نشاط و تعاملات انسانی دارد و باید به عنوان یک اولویت جدی مورد توجه قرار گیرد .

وی در پایان با آرزوی بازگشت کامل امید و نشاط به مدارس کشور، از تلاشهای جامعه فرهنگیان به طور ویژه تقدیر کرد و بر ضرورت حمایت همهجانبه از معلمان به عنوان سرمایههای اصلی کشور تأکید کرد » .
چندی پیش هم استاندار لرستان ؛ مشابه این جملات و عبارات را در مورد جایگاه آموزش و پرورش استفاده کرده بود . ( این جا )
البته آقای استاندار در سخنرانی خود در جمع فرهنگیان از مردم کف خیابان ( اکنون ) به عنوان « سرمایه اجتماعی » نام برده بود .

اما آن چه در سخنان معاون اجرایی رییس جمهور جالب و قابل تامل است آن که عنوان می کند :
« حضور دانشآموزان در محیط مدرسه، علاوه بر آموزش، نقش مهمی در شکلگیری هویت اجتماعی، شور و نشاط و تعاملات انسانی دارد و باید به عنوان یک اولویت جدی مورد توجه قرار گیرد » .
اما مسئولان وزارت آموزش و پرورش با وجود تعطیلی مدارس دائما اصرار دارند که آموزش غیرحضوری را به جای « آموزش واقعی » جا بزنند و البته همین آموزش نصفه و نیمه را به عنوان دستاورد مهم و فعالیت مهم وزارت آموزش و پرورش به عنوان تصمیم گیرنده ی اصلی معرفی کنند .

این رفتار و کنش مسئولان نشان از عدم صداقت با ذی نفعان آموزش دارد . آیا وزارت آموزش و پرورش در این زمینه جز تکرار یک سری حرف های کلیشه ای و ملال آور ، مسئولیتی در مورد عقب ماندگی آموزش و تربیت و اثرات آن برای خود قائل است ؟
نزدیک به 3 هفته است که از اتمام تعطیلات نوروز می گذرد و البته در این مدت آتش بس برقرار بوده است .
پرسش « صدای معلم » آن است که اکنون و زمانی که جنگی که در کار نیست چرا و بر اساس کدام دلیل مدارس باید همچنان تعطیل باشند ؟
و مهم این که چرا نشست های خبری وزارت آموزش و پرورش تقریبا تعطیل شده است ؟
علی فرهادی معاون برنامه ریزی و توسعه منابع که در عین حال سمت سخنگویی وزارت آموزش و پرورش را بر عهده دارد در ابتدای سال 1404 عنوان کرده بود :
« یک روز تعطیلی مدارس حدود هزار میلیارد تومان هزینه دارد » . ( این جا )

و اما مهم تر از همه ی این ها که بارها مورد اشاره و تاکید رسانه ی « صدای معلم » قرار گرفته این است که تعطیلی به بهانه های مختلف و با هر توجیهی گذشته از وارد کردن آسیب های مختلف مانند افت تحصیلی ، ترک تحصیل ، بی سوادی دانش آموزان ، تنبلی مزمن و نهادینه کردن آن و مهم تر از همه شیوع اختلالات روانی ؛ « آموزش » را از اساس لوث و بی معنا کرده و وجهه ی « آموزش و پرورش » در ایران را به شدت تنزل داده است .
حتی اگر فرض مسئولان مبنی بر تولید سرمایه ی اجتماعی در دستگاه تعلیم و تربیت و توسط معلمان صحیح باشد اما پرسش این است که آیا از « مدرسه تعطیل » می توان انتظار چنین کارکرد و یا برون دادی را داشت ؟
آیا وزارت آموزش و پرورش در این زمینه جز تکرار یک سری حرف های کلیشه ای و ملال آور ، مسئولیتی در مورد عقب ماندگی آموزش و تربیت و اثرات آن برای خود قائل است ؟
واقعا ؛
آیا مقامی در مورد اثرات و تبعات تعطیلی مدارس در دوران کرونا بازخواست شد .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر آمد ؛ نشست خبری رجبعلی برزوئی رییس دانشگاه فرهنگیان در اسفند سال 1404 برگزار گردید . ( این جا )
پرتال وزارت آموزش و پرورش در انعکاس گزارش این نشست و در اقدامی کم سابقه و البته قابل تقدیر ، اسامی رسانه های پرسش کننده در نشست امروز به همراه پرسش و پاسخ رییس دانشگاه فرهنگیان را منتشر کرد .
« برزوئی در پاسخ به سوال مدیر « صدای معلم » در خصوص فرهنگ سازی به عنوان یکی از چالشهای مهم و راهبردی نظام آموزش و پرورش، اظهار داشت: نظام جامع فرهنگی دانشگاه را تدوین کردهایم که در مرحله تصویب قرار دارد و به محض تصویب آن، تحول فرهنگی عظیمی در دانشگاه فرهنگیان رخ خواهد داد .
مدیر صدای معلم پیش از طرح پرسش های خود ضمن تشکر و قدردانی از برخورد خوب و فرهنگی افرادی که در گیت ورودی این دانشگاه حضور داشتند خطاب به رییس دانشگاه فرهنگیان گفت :
متاسفانه چند روز پیش و به هنگام برگزاری نشست خبری رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش شاهد بازرسی و تفتیش خبرنگاران دعوت شده به ساختمان وزارت آموزش و پرورش ( شهید رجایی ) بودیم .
ضمن محکوم کردن این گونه اقدامات آن هم در یک محیط فرهنگی که تجاوز آشکار به « حریم خصوصی » خبرنگاران است ؛ امیدواریم که در آینده شاهد چنین حرکات سخیف و غیر حرفه ای نباشیم .
مدیر صدای معلم گفت :
در نشست خبری معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش ؛ خانم حکیم زاده به برنامه جدید مهارت آموزی ویژه مقطع ابتدایی اشاره کرد و گفت : با تأکید رییس جمهور و وزیر آموزش و پرورش مقرر شد دانشآموزان در هر پایه یک مهارت مشخص و کاربردی برای زندگی امروز را به صورت هدف مند بیاموزند .
البته در آن نشست مدیر صدای معلم عنوان کرد که جنس این گونه سخنان تاکنون بیشتر از نوع « شعار » و ارائه آمار بوده اما تغییر محسوس و معناداری در رفتار دانش آموزان در جامعه مشاهده نشده است .
پورسلیمان پرسید :
« نگاهی به محتوای پرتال معاونت فرهنگی این دانشگاه نشان می دهد که اکثریت محتوای آن را چیزهایی مانند « راویان نور » و « موضوع قرآنی » تشکیل می دهند .
با توجه به ماموریت مهم دانشگاه هایی مانند « دانشگاه فرهنگیان » در تربیت « معلمان فرهنگ ساز » ؛
آیا برنامه دیگری هم در سبد فرهنگی دانشگاه فرهنگیان برای موضوع مهم « فرهنگ سازی » که چالش مهم و راهبردی امروز نظام آموزشی و به تبع آن جامعه ایران است ؛ پیش بینی شده است ؟
در پایان ؛ پورسلیمان خطاب به رییس دانشگاه فرهنگیان زمانی که مانند سایر مسئولان از انبوه طرح ها و برنامه های متنوع سخن می گفت ؛ اعلام کرد که برخی و شاید بسیاری از این طرح های شما بسیار خوب و زیبا هستند اما فقط در حد حرف و شعار می مانند . فرجام « آزمون اصلح » در دانشگاه فرهنگیان به کجا انجامیده است ....
آن چه در زیر می آید ؛ بخش پایانی پرسش و پاسخ « صدای معلم » با رجبعلی برزوئی رییس دانشگاه فرهنگیان می باشد که پیش در نشست خبری این دانشگاه برگزار گردید .