صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

نقدی بر ایران‌ گرایی و مسئله انحصار در تعریف ملت در صدای معلم

ایران، بیش از آن که یک مفهوم سیاسی باشد، یک تجربه تاریخی و تمدنی است؛ سرزمینی که در طول هزاران سال، از تعامل فرهنگ‌ها، زبان‌ها، اندیشه‌ها و سنت‌های گوناگون شکل گرفته است. از همین رو، هر سخنی درباره ایران، هویت ایرانی و منافع ملی، ناگزیر باید با حساسیت نظری و تاریخی همراه باشد؛ زیرا این مفاهیم نه متعلق به یک جریان سیاسی خاص، بلکه میراث مشترک همه شهروندان ایران‌اند.

در سال‌های اخیر، مفهوم «ایران‌گرایی» بیش از گذشته وارد ادبیات سیاسی و فرهنگی شده است. این مفهوم، در ذات خود می‌تواند حامل ارزش‌هایی مهم مانند توجه به منافع ملی، استقلال، توسعه، حفظ میراث فرهنگی و تقویت همبستگی اجتماعی باشد.

هیچ جامعه‌ای بدون احساس تعلق تاریخی و فرهنگی نمی‌تواند مسیر توسعه پایدار را طی کند. اما در کنار این وجه مثبت، یک پرسش بنیادین نیز مطرح است:

چه کسی حق دارد ایران و منافع ملی را تعریف کند؟

نقدی بر ایران‌ گرایی و مسئله انحصار در تعریف ملت در صدای معلم

این پرسش، از مهم‌ترین مسائل فلسفه سیاسی مدرن است. تجربه تاریخی نشان داده است که هرگاه یک جریان فکری یا سیاسی خود را تنها نماینده واقعی ملت معرفی کرده و دیگر قرائت‌ها را خارج از دایره «ملی» قرار داده است، زمینه برای تضعیف تکثر و محدود شدن گفت‌وگوی عمومی فراهم شده است. ایران، نه یک ایدئولوژی است و نه ملک اختصاصی یک جریان سیاسی؛ ایران خانه مشترک همه کسانی است که در آن زیسته‌اند، برای آن تلاش کرده‌اند و آینده خود را با آینده آن پیوند زده‌اند.

در اندیشه سیاسی جدید، ملت مفهومی ثابت و از پیش تعیین‌شده نیست. متفکرانی چون ارنست رنان، بندیکت اندرسون و ارنست گلنر نشان داده‌اند که ملت‌ها پدیده‌هایی تاریخی و اجتماعی هستند که در فرآیند تجربه مشترک، گفت‌وگو و شکل‌گیری نهادهای اجتماعی ساخته می‌شوند. بنابراین، هیچ حزب، دولت یا جریان فکری نمی‌تواند مدعی مالکیت انحصاری بر مفهوم ملت باشد.

یکی از چالش‌های مهم در برخی قرائت‌های جدید از ایران‌گرایی، تبدیل یک مفهوم فراگیر به چارچوبی محدود و انحصاری است. هنگامی که گفته می‌شود تنها یک جریان خاص مدافع واقعی ایران است و دیگر دیدگاه‌ها به دلیل تفاوت در سیاست خارجی، اقتصاد یا نگاه فرهنگی از دایره منافع ملی فاصله دارند، در واقع مفهوم «ایران» از یک هویت مشترک به ابزاری برای مرزبندی سیاسی تبدیل می‌شود.در حالی که در یک جامعه متکثر، اختلاف نظر درباره بهترین راه حفظ منافع ملی امری طبیعی است. ممکن است گروهی بر استقلال اقتصادی تأکید کند، گروهی دیگر بر تعامل جهانی، گروهی بر عدالت اجتماعی و گروهی بر توسعه فرهنگی. این تفاوت دیدگاه‌ها، نشانه فقدان وطن‌دوستی نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند طبیعی سیاست در جوامع پیچیده است.

همچنین مفهوم «منافع ملی» خود مفهومی مورد مناقشه در علوم سیاسی است. منافع ملی صرفاً به معنای قدرت سیاسی یا استقلال در برابر بیگانگان نیست؛ بلکه می‌تواند شامل رفاه عمومی، آزادی‌های مدنی، عدالت، امنیت انسانی، توسعه اقتصادی و کیفیت حکمرانی نیز باشد. به همین دلیل، هیچ قرائتی نمی‌تواند ادعا کند که تعریف آن از منافع ملی تنها تعریف معتبر و نهایی است.

موضوع دیگر، نسبت میان هویت ملی و تکثر فرهنگی است. ایران تاریخی، محصول یک فرهنگ واحد و یک روایت یگانه نیست؛ بلکه مجموعه‌ای غنی از زبان‌ها، اقوام، آیین‌ها و سنت‌های گوناگون است.

زبان فارسی و تشیع، بدون تردید از عناصر مهم تاریخ ایران بوده‌اند، اما تمامیت هویت ایرانی را توضیح نمی‌دهند. ایران را باید در کلیت متنوع و چندلایه آن دید؛ زیرا حذف یا نادیده گرفتن بخشی از این تنوع، نه به تقویت هویت ملی، بلکه به تضعیف آن می‌انجامد.

نقدی بر ایران‌ گرایی و مسئله انحصار در تعریف ملت در صدای معلم

از سوی دیگر، باید میان «میهن‌دوستی» و «ناسیونالیسم انحصارطلب» تفاوت گذاشت. میهن‌دوستی یعنی احساس مسئولیت نسبت به سرزمین، تاریخ و آینده مشترک. اما هنگامی که وطن‌دوستی به ابزاری برای تعیین اینکه چه کسی «ایرانی‌تر» از دیگری است تبدیل شود، از مسیر خود فاصله می‌گیرد.

تاریخ قرن بیستم نشان داده است که خطرناک‌ترین شکل‌های ملی‌گرایی، نه از نفی وطن، بلکه از ادعای مالکیت انحصاری بر آن آغاز شده‌اند.

ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به یک گفت‌وگوی ملی فراگیر نیاز دارد؛ گفت‌وگویی که در آن، همه نیروهای اجتماعی و سیاسی خود را بخشی از سرنوشت مشترک کشور بدانند.

نقدی بر ایران‌ گرایی و مسئله انحصار در تعریف ملت در صدای معلم

توسعه، نه محصول حذف یکدیگر، بلکه نتیجه همکاری، رقابت سالم، قانون‌گرایی و پذیرش تفاوت‌هاست.بنابراین، دفاع از ایران و منافع ملی باید به جای ایجاد مرز میان «ایرانیان واقعی» و «دیگران»، زمینه‌ای برای مشارکت گسترده‌تر همه شهروندان فراهم کند.

ایران، نه یک ایدئولوژی است و نه ملک اختصاصی یک جریان سیاسی؛ ایران خانه مشترک همه کسانی است که در آن زیسته‌اند، برای آن تلاش کرده‌اند و آینده خود را با آینده آن پیوند زده‌اند.

وطن زمانی قدرتمند می‌شود که هیچ‌کس خود را مالک انحصاری حقیقت درباره آن نداند؛ زیرا ایران، با تکثر و تنوع خود ایران است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نقدی بر ایران‌ گرایی و مسئله انحصار در تعریف ملت در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

نگاهی به وضعیت برگه های امتحانات نهایی دانش آموزان و واقعیت و سر نظام آموزشی ایران در صدای معلم     61 بار کلیک ⬅️  ۱/۲۵

عنوان عجیبی دارد نوشته ام ؛ اما عجیب تر محتوای آن است !

اوراق آزمون نهایی پروسه خاصی است که سلامت آزمون و تصحیح اوراق تا حدود بسیار بالایی تضمین شده است و واقعیت نظام آموزشی را در لا به لای این برگه ها  می توان یافت .

برای هر برگه ۶۱ بار روی موس کلیک کردم ؛ از بین ۵۰ برگه اول به جز تعداد برگه هایی که به انگشتان دستم نرسید نمراتی بهتر بگویم وحشتناک دیدم !

وارد جزییات نمی شوم  .

فقط بگویم شندرغازی حق الزحمه و استفاده از لپ تاپ شخصی و مشکلات ستون فقرات و سرعت نت و باگ سامانه و موارد دیگر پشت صحنه این داستان شوم آموزش وپرورش است ، سیستم فشلی که گویا نه در دارد و نه پیکر !

گویا کار دیگر از دست معلم و مدیر و مدرسه و کتاب و.... گذشته است.

شواهد نشان می دهد در ریل گذاری ها و سیاست ها و حکمرانی های آموزشی باید به دنبال علاج این درد گشت .

هر برگه را که رد می کردم مرثیه ای بود برای نظام آموزشی سرگردان و زخمی که سرمایه انسانی و آینده این کشور را در چنگال خود دارد .

نگاهی به وضعیت برگه های امتحانات نهایی دانش آموزان و واقعیت و سر نظام آموزشی ایران در صدای معلم

در هر مشکلی نخستین گام ، پذیرش عمق مشکل و داشتن اراده جمعی و بهره گیری از خرد جمعی برای حل آن است ‌.

آیا وقت آن نرسیده است که متولیان نظام آموزشی  سناریوهای شکست خورده آموزش های غلط را کنار زده و به جای لاپوشانی عجز و ناتوانی خود به فکر چاره ای باشند تا به جای دیدن تابلوهای غم انگیز « تحصیل بهتر در ترکیه » در سطح معابر ، برای اعتلای سطح آموزش کشوری که فرهنگ و تمدن هزاران ساله دارد دستی  بر چرخه معیوب آموزشی زنند و با تقویت تفکر انتقادی و عاری ازنگاه های سیاسی و حزبی به فکر چاره ای برای این ویرانی باشند؟

یکی از سوالاتی که تصحیح می کردم حاوی این جمله بود :

« نقشه دانش آموزان برای به تاخیر انداختن امتحان شکست خورد » !

برای من اما این جمله ای عادی نبود ؛ سراسر درد بود دردی که فقط از طریق مطالبه جدی قابل علاج است .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نگاهی به وضعیت برگه های امتحانات نهایی دانش آموزان و واقعیت و سر نظام آموزشی ایران در صدای معلم

منتشرشده در دانش آموز

نگاهی به آمار طلاق نسبت به ازدواج و زنگ خطر برای خانواده ایرانی در صدای معلم   اگر آمارهای منتشرشده درباره شش‌ماهه نخست سال ۱۴۰۴ صحیح باشد، استان البرز با ۵۵ درصد، تهران با ۵۲.۵ درصد و مازندران با حدود ۵۰ درصد در صدر نسبت طلاق به ازدواج قرار گرفته‌اند؛ آماری که اگر تأیید شود، باید آن را هشداری جدی برای آینده خانواده ایرانی دانست.

طلاق دیگر یک مسئله شخصی نیست؛ یک بحران اجتماعی است. پشت هر پرونده طلاق، زندگی‌هایی قرار دارد که از هم می‌پاشند، کودکانی که از آرامش محروم می‌شوند، خانواده‌هایی که آسیب می‌بینند و جامعه‌ای که هزینه‌های سنگین روانی، اجتماعی و اقتصادی آن را پرداخت می‌کند.

امروز گرانی، بیکاری، مشکلات معیشتی، نبود امنیت شغلی، فشارهای اقتصادی، اعتیاد، کاهش آستانه تحمل، ضعف مهارت‌های زندگی، استفاده نادرست از فضای مجازی، کم‌رنگ شدن گفت‌وگو میان زوجین و متأسفانه دخالت‌های بی‌جای برخی از بزرگان خانواده‌ها از مهم‌ترین عواملی هستند که بنیان خانواده را تهدید می‌کنند. بسیاری از اختلافاتی که می‌توانند با گفت‌وگو و مشاوره حل شوند، به دلیل همین دخالت‌ها به بحران‌های غیرقابل جبران تبدیل می‌شوند.

واقعیت این است که خانواده، ستون اصلی امنیت اجتماعی است و هرچه این ستون سست‌تر شود، آسیب‌هایی مانند افزایش افسردگی، خشونت‌های خانوادگی، اعتیاد، بزهکاری، کاهش نرخ فرزندآوری و کاهش امید به آینده نیز افزایش خواهد یافت.

نگاهی به آمار طلاق نسبت به ازدواج و زنگ خطر برای خانواده ایرانی در صدای معلم

اکنون زمان اقدام است، نه تماشای آمارها.

مسئولان باید با نگاهی فراتر از آمار، برای حفظ خانواده برنامه‌ریزی کنند؛ از حمایت واقعی از زوج‌های جوان، ایجاد اشتغال و مسکن، گسترش مشاوره‌های تخصصی رایگان، آموزش مهارت‌های زندگی و فرهنگ‌سازی برای احترام به حریم زندگی مشترک و جلوگیری از دخالت‌های مخرب اطرافیان گرفته تا تقویت نهادهای حمایتی.

نجات خانواده، نجات آینده ایران است. اگر امروز برای کاهش طلاق تصمیمات مؤثر اتخاذ نشود، فردا جامعه با هزینه‌هایی روبه‌رو خواهد شد که جبران آن بسیار دشوارتر و پرهزینه‌تر خواهد بود.

نگاهی به آمار طلاق نسبت به ازدواج و زنگ خطر برای خانواده ایرانی در صدای معلم


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نگاهی به آمار طلاق نسبت به ازدواج و زنگ خطر برای خانواده ایرانی در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد ماجرای نوید زیادخان قره داغی و پلیس و اقتداری که ندارد

هرگز تماشاگر بی عدالتی و
حماقت نباش،
مرگ فرصت فراوانی برای سکوت
به تو خواهد داد .

کریستوفر هیچنز

 

در روزهای گذشته ماجرای « نوید زیادخان قره داغی با نام مستعار(سیا) » مورد توجه بخش زیادی از افکار عمومی قرار گرفته و حتی در رسانه های برون مرزی هم انعکاس داشت .

در این زمینه « تابناک » نوشت : ( این جا )

« انتشار فیلم قدرت‌ نمایی و ضرب‌ و شتم بانوان توسط یکی از اراذل و اوباش در فضای مجازی، واکنش سریع پلیس اطلاعات تهران بزرگ را در پی داشت و این پرونده به‌صورت ویژه در دستور کار مأموران قرار گرفت .

به گزارش تابناک به نقل از تسنیم، با انجام اقدامات اطلاعاتی و پلیسی، متهم به هویت «نوید» متولد 1369 شناسایی شد. بررسی سوابق وی نشان داد این فرد دارای 10 فقره سابقه دستگیری به اتهاماتی از جمله ایجاد مزاحمت، نزاع و درگیری، سرقت، ضرب و جرح، مزاحمت از طریق فضای مجازی و تهدید به قتل است و پیش از این نیز چندین بار روانه زندان شده بود .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد ماجرای نوید زیادخان قره داغی و پلیس و اقتداری که ندارد

در ادامه عملیات شناسایی، مأموران محل تردد متهم را در محدوده خیابان خرمشهر رصد کردند و ساعت یک بامداد پنجشنبه نهم مرداد 1405، برای دستگیری وی وارد عمل شدند .

بر اساس اعلام پلیس، متهم هنگام مواجهه با مأموران با سلاح سرد به آنان حمله کرد. مأموران نیز با رعایت قانون به‌ کارگیری سلاح، ابتدا تیر اخطار شلیک کردند، اما متهم بدون توجه به هشدارها به مقاومت و حمله ادامه داد. در نهایت، مأموران برای مهار وی ناچار شدند از سلاح سازمانی استفاده کنند و متهم از ناحیه هر دو پا و دست چپ هدف گلوله قرار گرفت و زمین‌گیر شد .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد ماجرای نوید زیادخان قره داغی و پلیس و اقتداری که ندارد

مرکز اطلاع‌رسانی پلیس تهران بزرگ با تأکید بر برخورد قاطع و قانونی با اراذل و اوباش اعلام کرد، پلیس با هرگونه قدرت‌نمایی، ایجاد رعب و وحشت و تعرض به امنیت و آرامش شهروندان، با اقتدار و در چارچوب قانون برخورد خواهد کرد » .

ویدئوهایی که از این فرد در فضای مجازی منتشر شده سراسر نشان از خشونت های کلامی و غیرکلامی است هر چند باید گفت که در جامعه ایران و به ویژه فضای مجازی ، این وضعیت با توجه به قرینه ی تاریخی که می توان برای آن در نظر گرفت به یک وضعیت کاملا عادی و روزمره تبدیل شده است .

کافی است در خیابان ها ، معابر عمومی و حتی در کلاس ها در دیالوگ های میان دانش آموزان سرک بکشید تا متوجه عمق این انحطاط اخلاقی شوید .

با توجه به آن که افراد در شبکه های اجتماعی در ایران بر خلاف کشورهای توسعه یافته بیشتر سعی می کند که با هویت غیرواقعی و یا مجعول حضور پیدا کنند ، محدودیت ها کم تر شده و به همان نسبت خشونت کلامی در فضایی که « مجازی » خوانده می شود رشد تصاعدی پبدا می کند .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد ماجرای نوید زیادخان قره داغی و پلیس و اقتداری که ندارد

اما نکته و یا به عبارت بهتر ، مساله که شاید خیلی به آن نپرداخته اند نوع برخورد آقای نوید با ساز و کاری به نام « پلیس » است .

نوید زیادخان قره داغی در یک ویدئو به صراحت پلیس را خطاب قرار می دهد و با استفاده از الفاظ رکیک عنوان می کند که کاری از پلیس بر نمی آید ....

شاید اگر آقای نوید این چنین موجودیت پلیس را زیر سوال نبرده بود ؛ ممکن بود که چنین سرعت و یا قاطعیتی را در برخورد با او شاهد نباشیم .

در واقع ؛ این مساله یعنی ناسزا گفتن مستقیم به پلیس می تواند علامت پرسش بزرگی را در ماهیت و فلسفه وجودی و اقتدار قانونی این نهاد ضابط قانون برقرار سازد .

من در این جا این وضعیت را در « بی تفاوتی » پلیس و یا جدی نبودن « آن » در سایر موقعیت ها و شرایط برای شهروندان دیگر جست و جو می کنم .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد ماجرای نوید زیادخان قره داغی و پلیس و اقتداری که ندارد

بر اساس تجارب زیسته در حرفه ی معلمی به مثالی در این مورد می پردازم .

بارها در کلاس درس و در مدرسه شاهد بوده ام که دانش آموزان یکدیگر را با الفاظ و عبارات ناشایست مورد خطاب قرار داده اند .

در مواجهه با این وضعیت ، برخی از معلمان به اصطلاح با سابقه توصیه می کردند که بهترین و عقلانی ترین نوع برخورد در این شرایط آن است که به آن اهمیت ندهید . و از کنار آن رد شوید .

توجیه آن ها هم این بود که حساس شدن و واکنش معلم به این نوع برخوردها موجب می شود که دانش آموزان دیگر تحریک شده و بخواهند از راه های دیگر کنترل کلاس را به دست بگیرند و اقتدار معلم را بشکنند .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد ماجرای نوید زیادخان قره داغی و پلیس و اقتداری که ندارد

شاید ظاهر این توصیه منطقی و مصلحت آمیز به نظر برسد اما نکته ی مهم و راهبردی در این وضعیت آن است که نتیجه ی سکوت معلم و بی تفاوتی او به عنوان « مدیر کلاس » در برابر خطاها و تخلفات عمدی و آگاهانه ی دانش آموزان موجب عادی شدن یک ناهنجاری و یا تجاوز آشکار به حقوق شهروندی دیگران خواهد بود . و چه بسا وقتی شرایط به حد « غیر قابل تحمل » برسد حتی در صورت واکنش معلم ، مدیر کلاس بر اساس همان نرم های غلط برآمده ی ناشی از « سکوت » دیگر نتواند نظم و آرامش را در کلاس برقرار کند و کلاس به حد « نافرمانی عقل ستیز »  برسد .

این وضعیت می تواند در مورد « همه » افراد و نهادها ساری و جاری باشد .

پلیس راهنمایی و و رانندگی که در گرمای تابستان درون اتومبیل خود نشسته و با کولر روشن و بی توجه به آن چه در پیرامون او می گذرد در حال وررفتن با گوشی موبایل خود است ؛ خیلی واضح و آشکار و روشن به دیگران و محیط اعلام می کند که من در عمل نیستم و یا کارکردی فراتر از یک « مترسک مزرعه » ندارم .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد ماجرای نوید زیادخان قره داغی و پلیس و اقتداری که ندارد

منتشرشده در یادداشت

نگاهی به کارکرد و جایگاه مدرسه جایی برای زندگی کردن یا روخوانی از روی کتاب در صدای معلم   سال‌های سال از عمرمان را در نیمکت‌ های مدرسه می‌گذرانیم، با این امید که پس از گرفتن مدرک ؛  انسانِ آگاه‌ تر، توانمندتر و آماده‌ تری برای مواجهه با دنیای واقعی باشیم.

اما حقیقتی تلخ در کمین ماست:

ما در مدارس «زندگی» نمی‌آموزیم.

سیستم فعلی ما، به جای «آموزش و پرورش»، متاسفانه فقط و فقط روی «آموزش» (آن هم به محدود ترین معنای آن) تمرکز کرده و از واژه‌ی «پرورش» و تربیتِ سبک زندگی، کاملاً غافل شده است.

ما در مدرسه یاد نمی‌گیریم که چگونه با استرس‌های روزمره کنار بیاییم، چگونه ارتباط موثر برقرار کنیم، چگونه سواد مالی داشته باشیم، چگونه «نه» بگوییم، یا چگونه یک سبک زندگی سالم، متعادل و شاد برای خودمان بسازیم.

مهارت‌های نرم و سبک زندگی، که دقیقاً همان چیزهایی هستند که در بزرگسالی به درد ما می‌خورند، در حاشیه‌ی امنِ کتاب‌های درسی جا خوش کرده‌اند.

اما دردناک‌تر از عدم آموزش سبک زندگی، کیفیتِ همان «آموزشِ» محدودی است که دریافت می‌کنیم.

بیایید صادق باشیم؛ بسیاری از کلاس‌های درس ما به جای «یادگیری»، به «روخوانی» تبدیل شده‌اند.

آیا واقعاً می‌توان نام این فرآیند را آموزش گذاشت؟

نگاهی به کارکرد و جایگاه مدرسه جایی برای زندگی کردن یا روخوانی از روی کتاب در صدای معلم

در بسیاری از کلاس‌ها، هنرِ دانش‌آموز صرفاً این است که متنی را از روی کتاب با لحنی یکنواخت رو خوانی کند! معلم می‌ پرسد و دانش‌ آموز پاراگرافی را می‌خواند، بقیه گوش می‌دهند و در نهایت، تمامِ فرآیند یادگیری در شب امتحان، به بالا و پایین کردنِ کلمات و حفظ کردنِ طوطی‌ وارِ آن‌ ها خلاصه می‌شود.

آموزش یعنی کشف کردن، یعنی پرسش گری، یعنی درگیر شدن با مفاهیم و پیدا کردن کاربردهای آن در زندگی واقعی. اما آنچه در بسیاری از مدارس ما می‌گذرد، تمرینِ «تکرار» و «روخوانیِ بی‌روح از روی متون خشک» است.

نگاهی به کارکرد و جایگاه مدرسه جایی برای زندگی کردن یا روخوانی از روی کتاب در صدای معلم

دانش‌ آموز یاد می‌گیرد که چگونه یک متن را بخواند تا نمره‌ی مستمر بگیرد، نه اینکه چگونه آن متن را درک کند و در زندگی‌اش به کار ببندد.

ما به جای پرورشِ ذهن‌های پرسش گر، در حال تربیتِ بلندگو های تکرارکننده‌ ی متن‌های کتاب هستیم.

خروجی این سیستم، متاسفانه نسلی است که شاید بتواند فرمول‌ های پیچیده را روی کاغذ حل کند یا متنی را از رو بخواند، اما در مواجهه با بحران‌های واقعی زندگی، انتخاب مسیر شغلی، مدیریت روابط و ساختن یک سبک زندگی درست، درمانده و سردرگم است.

زمان آن رسیده که بپذیریم مدرسه نباید کارخانه‌ی تولیدِ حافظه‌های طوطی‌وار و سالنِ روخوانی از روی کتاب باشد.

مدرسه باید آزمایشگاهِ زندگی باشد؛ جایی که در آن، پیش از آنکه دانش‌آموزان یاد بگیرند چگونه از روی کتاب رو خوانی کنند، یاد بگیرند که چگونه «انسان» باشند و چگونه «زندگی» کنند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نگاهی به کارکرد و جایگاه مدرسه جایی برای زندگی کردن یا روخوانی از روی کتاب در صدای معلم

منتشرشده در آموزش نوین

گروه گزارش/

گزارش و پرسش های صدای معلم از رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در مورد برکناری و برگشت علی صادقی مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان

خبرگزاری ایلنا 21 تیر ماه 1405 خبری را با عنوان : « برکناری مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان » منتشر کرد . ( این جا )

بعدا این خبر از خروجی این « رسانه » بدون ارائه هیچ گونه توضیحی حذف شد .

گزارش و پرسش های صدای معلم از رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در مورد برکناری و برگشت علی صادقی مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان

در خبر آمده بود : مسئولان در این مدت بیشتر به « کلی گویی » بسنده کرده و دائما از عبارات کلیشه ای و خسته کننده مانند « حمایت از حقوق فرهنگیان » و مانند آن استفاده می کنند .

« در اقدامی از سوی وزیر آموزش و پرورش و با همکاری دیوان محاسبات کشور در جهت حمایت از حقوق فرهنگیان علی صادقی مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان برکنار شد . 

طبق اطلاعات رسیده به دست ایلنا، وزیر آموزش و پرورش قصد دارد با همکاری نهادهای نظارتی و صیانتی اقدامات اصلاحی اثر بخشی را در این مجموعه اقتصادی به نفع فرهنگیان انجام دهد » .

در مورد علت و یا دلایل این برکناری ؛ « جهان نیوز » نوشت : ( این جا )

« بر اساس اسناد منتشر شده، علی صادقی مدیرعامل صندوق ذخیره فرهنگیان با حکم دیوان محاسبات به ۹ ماه انفصال از خدمات دولتی محکوم شد .

دیوان محاسبات کشور پس از بررسی پرونده تشکیل شده از سال ۱۴۰۴ تاکنون و احراز تخلفات مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان در عدم همکاری برای حساب رسی، صادقی را از داشتن هرگونه فعالیت در نهادهای دولتی و عمومی محروم کرد .

گزارش و پرسش های صدای معلم از رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در مورد برکناری و برگشت علی صادقی مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان

هیات رسیدگی به تخلفات دیوان محاسبات کشور به استناد مفاد دادخواست شهریور ماه ۱۴۰۴ مبنی بر عدم رعایت قوانین و مقررات مالی و همچنین عدم همکاری در ارئه مستندات مورد نیاز این دیوان حکم انفصال از خدمت علی صادقی را صادر کرده است .

در بخشی از این حکم آمده است: «دادستان محترم می‌تواند، طی دادخواست جداگانه‌ای نسبت به معرفی وزیر آموزش و پرورش، معاون توسعه، مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش و سایر افراد ذیمدخل اقدام لازم معمول دارد » .

« نقد آموز » به نقل از « برخی رسانه ها » آورده بود : ( این جا )

گزارش و پرسش های صدای معلم از رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در مورد برکناری و برگشت علی صادقی مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان

« بنا به منابع موثق، با رفتن علی صادقی مدیرعامل صندوق ذخیره فرهنگیان، مسعود شکوهی سرپرست صندوق ذخیره فرهنگیان شد .

در بعضی از رسانه ها آمده است که علی صادقی بنا به حکم دیوان محاسبات علاوه بر عزل، به نه ماه انفصال از خدمات دولتی محکوم شده است.

احتمالاً این روایت اشتباه است.

 اولا دیوان محاسبات نمی تواند در امورات یک موسسه خصوصی ورود کند. ثانیاً این دیوان حق صدور حکم را ندارد  » .

در آخرین خبری که پرتال وزارت آموزش و پرورش به تاریخ چهارشنبه هفتم تیر ماه منتشر کرد چنین آمده است : ( این جا )

گزارش و پرسش های صدای معلم از رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در مورد برکناری و برگشت علی صادقی مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان

« به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، نخستین نشست تخصصی مدیران حراست مؤسسه، هلدینگ‌ها و شرکت‌های تابعه صندوق ذخیره فرهنگیان، با حضور «سیدمجتبی هاشمی» مشاور وزیر و رئیس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش، «علی صادقی» مدیرعامل مؤسسه صندوق ذخیره فرهنگیان، «مسعود شکوهی» رئیس هیئت‌مدیره، «عباسعلی سلطانی» مدیرکل حراست مؤسسه و مدیران حراست مؤسسه، هلدینگ‌ها و شرکت‌های تابعه برگزار شد » .

در این مدت و از زمانی که خبر برکناری مدیر عامل در رسانه ها و شبکه های اجتماعی منتشر شد تا زمانی که این خبر منتشر شد ؛ وزارت آموزش و پرورش و موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان در مورد این وقایع سکوت کردند .

در نشست یاد شده ؛

رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه شناخت دقیق مأموریت صندوق، پیش‌نیاز موفقیت در امر حراست است، خاطرنشان کرد: صندوق ذخیره فرهنگیان با هدف حمایت از  آینده فرهنگیان شکل گرفته و در عین حال یک بنگاه اقتصادی است که باید بر پایه سودآوری، شفافیت و پاسخ گویی اداره شود.

هاشمی ادامه داد: فرهنگیان از فرهیخته‌ترین و اثرگذارترین اقشار جامعه هستند و به همین دلیل مؤسسه باید نسبت به عملکرد خود پاسخ گو باشد و اعتماد این جامعه ارزشمند را سرمایه اصلی خود بداند » .

با وجود آن که این واژه ی « پاسخ گویی » دائما در این گونه نشست های رسمی تکرار می شوند اما مشخص نیست که چرا به آن عمل نمی شود ؟

سال هاست که « صدای معلم » در گزارش ها و یادداشت های خود به ماهیت « خصوصی » موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان با استناد به مواد و اصول قانونی و حقوقی تاکید می کند .

این « رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه عمومی آموزش ایران » بارها اعلام کرده است : ( این جا )

« ماهیت صندوق ذخیره فرهنگیان غیر از خصوصی اعلام شود نه سهام مالکانه به اعضاء تعلق می گیرد  و اعضای این صندوق صاحب اموال این شرکت هم نخواهند بود » .

گزارش و پرسش های صدای معلم از رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در مورد برکناری و برگشت علی صادقی مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان

اما موضع مسئولان وزارت آموزش و پرورش در این مورد صریح و شفاف نبوده و یا حداقل « حرف » با « عمل » مطابقت ندارد .

مسئولان در این مدت بیشتر به « کلی گویی » بسنده کرده و دائما از عبارات کلیشه ای و خسته کننده مانند « حمایت از حقوق فرهنگیان » و مانند آن استفاده می کنند .

پرسش صریح « صدای معلم » از رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش که دیگران را به پاسخ گویی و شفافیت فرا می خواند آن است که توضیح دهد :

علی صادقی که در حاضر مدیر عامل این صندوق متعلق به فرهنگیان عضو است چرا برکنار شد و مهم تر از همه چگونه به سمت خود بازگشت ؟

اگر موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان « خصوصی » است و علی صادقی در دفاع از حقوق فرهنگیان عضو با دیوان محاسبات همکاری نکرده است ( اگر این روایت ها صحیح و یا نزدیک به واقعیت باشند ) ؛ چرا اتاقی مستقل و مجزا در طبقه چهارم این موسسه متعلق به معلمان به دیوان محاسبات اختصاص داده شده است .

گزارش و پرسش های صدای معلم از رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در مورد برکناری و برگشت علی صادقی مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان

در بخش بعدی این گزارش به نقد سخنان و جایگاه مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در موسسه « صندوق ذخیره فرهنگیان » خواهیم پرداخت .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش و پرسش های صدای معلم از رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در مورد برکناری و برگشت علی صادقی مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان

منتشرشده در اقتصاد

گروه گزارش/

چرا اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش نمی تواند نظارتی بر مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی داشته باشد

« یکی از پرسش های خبرنگاران در زمینه نظارت بر شهریه های هنگفت و نجومی برخی مدارس غیرانتفاعی ( غیردولتی ) بود .

روستایی در پاسخ گفت که این بخش در حوزه ی اختیارات و رسیدگی اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش نیست و نظارت بر مدارس غیر دولتی طبق قانون مصوبه ی مجلس بر عهده ی « شورای نظارت بر مدارس غیردولتی » است .

من دریافت کننده شکایت مردم هستم و انتقال دهنده آن ها که رسیدگی کنند .

چرا اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش نمی تواند نظارتی بر مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی داشته باشد

در این هنگام ؛ « علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم » پیشنهاد داد که مجموعه ی ایشان طرحی را به شورای عالی آموزش و پرورش ببرد که نظارت این اداره کل جامع و کامل باشد و شامل همه بخش ها شود .

این قبیل چیزها در مدیریت علمی امروز جایگاهی ندارد و قرار نیست بخش های مختلف آموزش و پرورش مانند مجمع الجزایر پراکنده و مستقل از هم باشند . درک صحیح افکار عمومی زمانی حاصل می شود که این مسئولان و مدیران فارغ از کلیشه های مرسوم مدیریتی و جزیره ای قادر باشند مساله را تعریف کرده و بفهمند .

روستایی قول داد که این پیشنهاد را پی گیری خواهد کرد » . ( این جا )

پرتال وزارت آموزش و پرورش نوشت : ( این جا )

« رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی ضمن دعوت از موسسان برای تداوم رویکردهای تحولی، خاطرنشان کرد: ما در فضایی مدیریت می‌کنیم که نیازمند همدلی، همگرایی و تقویت اعتماد متقابل است. این سازمان متعهد است تا در کنار موسسان، چالش‌های احتمالی را مدیریت کرده و با تقویت نقاط قوت، الگویی کارآمد از تربیت و آموزش را برای آینده ایران اسلامی رقم بزنیم .

چرا اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش نمی تواند نظارتی بر مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی داشته باشد

احمد محمودزاده در این نشست ضمن تشریح اقدامات سازمان مدارس و مراکز غیردولتی برای متناسب‌سازی شهریه‌ها، اظهار داشت: سیاست ما در تعیین الگوی شهریه، توجه به هزینه‌های واقعی مدارس و در عین حال رعایت حقوق خانواده‌هاست.

 وی با اشاره به اصلاحات ساختاری در سامانه تعیین شهریه و نظارت دقیق سازمان بر فرایندهای مالی اظهار داشت: امسال با ایجاد تفکیک میان فعالیت‌های آموزشی و فوق‌برنامه ، گام مؤثری در جهت شفافیت و نهادینه‌سازی هزینه‌های جانبی برداشته شده است. این رویکرد موجب می‌شود تا علاوه بر درک صحیح افکار عمومی، همکاری و هماهنگی بیشتری نیز با دستگاه‌های نظارتی صورت گیرد » .

بحث و البته چالش دامنه دار و بی پایان شهریه و نظارت بر آن سال هاست که در مورد مدارس غیرانتفاعی ( غیردولتی ) وجود داشته و نشست خبری نیست که برگزار شود و خبرنگاران در مورد آن پرسش های فراوان و متنوع مطرح نکنند بدون آن که در آخر جلسه رسانه ها در مورد این وضعیت « اقناع » شوند .

اساسا پرسش « صدای معلم » از وزارت آموزش و پرورش و آن جزیره مجزا و خودمختار « « شورای نظارت بر مدارس غیردولتی » آن است که چرا نظارت بر مدارس غیرانتفاعی باید از اختیارات و حوزه عمل « اداره ی کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش » جدا باشد ؟

این گونه موازی کاری ها که جز اتلاف منابع و بودجه در طول چند دهه ی گذشته نتیجه و عایدی دیگری برای جامعه و ارکان آن نداشته و فقط به پاسکاری مسئولیت ها ، بی نظمی و نارضایتی افکار عمومی دامن زده تا کجا و تا کی باید ادامه پیدا کند ؟

رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی از کدام الگوی کارآمد در تربیت و آموزش سخن می گوید ؟

چرا اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش نمی تواند نظارتی بر مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی داشته باشد

احیای اعتماد عمومی چیزی نیست که با برگزاری چند جلسه و سخنرانی حاصل شود . این مهم نیازمند مدیریت علمی ، منسجم و پاسخ گو دارد .

درک صحیح افکار عمومی زمانی حاصل می شود که این مسئولان و مدیران فارغ از کلیشه های مرسوم مدیریتی و جزیره ای قادر باشند مساله را تعریف کرده و بفهمند .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

چرا اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش نمی تواند نظارتی بر مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی داشته باشد

منتشرشده در گفت و شنود

اگر حمیدرضا خانمحمدی رییس نوسازی مدارس در شرایط فعلی وزیر راه و شهرسازی بود و نتایج آن در صدای معلم   در روزهای اخیر، بخشی از خطوط راه‌آهن و پل‌های ارتباطی کشور در جریان حملات دشمن آسیب دید؛ اما آنچه بیش از خود حادثه مورد توجه قرار گرفت، سرعت تصمیم‌گیری، ایجاد مسیرهای جایگزین و بازگشت سریع مسیرهای ارتباطی به چرخه خدمت بود.

حالا فقط برای لحظه‌ای تصور کنیم اگر مدیریت این بحران بر عهده حمیدرضا خانمحمدی بود، شاید روزشمار اتفاقات چنین می‌شد:

- روز اول پس از آسیب‌دیدگی: هیچ.

روز سوم: اولین مصاحبه؛ «میزان تخریب‌ها در دست بررسی است.»

روز هفتم: سومین مصاحبه؛ « به‌زودی نتایج بررسی‌های کارشناسی اعلام و درباره نحوه اقدام تصمیم‌گیری خواهد شد.»

دو هفته بعد: دهمین مصاحبه؛ «کارشناسان همچنان در حال بررسی ابعاد مختلف خسارت‌ها هستند.»

اگر حمیدرضا خانمحمدی رییس نوسازی مدارس در شرایط فعلی وزیر راه و شهرسازی بود و نتایج آن در صدای معلم بیست روز بعد: دوازدهمین مصاحبه؛ « در نشست با مقامات محلی، تصمیمات مهم و راهبردی اتخاذ شد.»

یک ماه بعد: برگزاری موکب برای مسافران گرفتار پشت پل‌های تخریب‌شده!

چهلمین روز: همایش مدیران با حضور وزیر و سخنرانی درباره «مدیریت بحران در شرایط جنگی.»

دو ماه بعد: امضای تفاهم‌نامه با دانشگاه‌ها برای تدوین راهبردهای بازسازی خطوط ریلی.

سه ماه بعد: برپایی موکب برای خدمت‌رسانی به مسافرانِ عازم به زیارت اربعین و همچنان پشت پل‌مانده!

شش ماه بعد: با حضور وزیر، گروه‌های جهادی و مردمی همراه با بیل و کلنگ، عملیات آواربرداری آغاز می‌شود.

هشت ماه بعد: بارندگی شدید، باقی‌مانده پل را فرو می‌ریزد و طبیعت بخشی از آواربرداری را انجام می‌دهد!

یک سال بعد: آیین گلریزان برای جمع‌آوری کمک‌های مردمی به منظور آغاز بازسازی پل.

و این داستان همچنان ادامه دارد...

اگر حمیدرضا خانمحمدی رییس نوسازی مدارس در شرایط فعلی وزیر راه و شهرسازی بود و نتایج آن در صدای معلم

اما هدف از این مقایسه، نقد کارکنان نوسازی مدارس نیست؛ اتفاقاً برعکس. همان‌گونه که در یادداشت‌های پیشین نیز گفته شد، مهندسان، کارشناسان و نیروهای اجرایی نوسازی مدارس، از نظر توان فنی و تجربه، چیزی کمتر از همکاران خود در وزارت راه و شهرسازی، راه‌آهن یا صنایع بزرگ کشور ندارند. آنان بارها در سال‌های گذشته ثابت کرده‌اند که اگر اختیار، اعتماد و مدیریت به‌ موقع وجود داشته باشد، می‌توانند در کوتاه‌ترین زمان، پروژه‌های بزرگ آموزشی را به سرانجام برسانند.

آنچه امروز محل پرسش است، سایه سنگین شیوه مدیریت بر این ظرفیت ارزشمند است؛ مدیریتی که به جای تصمیم‌گیری سریع، بیش از اندازه درگیر جلسات، مصاحبه‌ها، تفاهم‌نامه‌ها و اقدامات رسانه‌ای شده و فرصت‌های طلایی را از دست می‌دهد.

از همین رو بارها تأکید کرده‌ایم که مدرسه شجره طیبه میناب یک پروژه عمرانی عادی نیست. این مدرسه، نماد مقاومت ملت ایران در برابر تجاوز دشمن و نماد توان بازسازی جمهوری اسلامی است. بازسازی سریع آن می‌توانست همان پیامی را به جامعه و جهان منتقل کند که بازگشایی سریع خطوط راه‌آهن و احیای صنایع آسیب‌دیده منتقل کرد؛ اینکه ایران در برابر هر ضربه‌ای، سریع‌تر و مقتدرتر از گذشته برمی‌خیزد.

وقتی در بخش‌های دیگر کشور چنین اراده و سرعتی وجود دارد، انتظار از سازمان تخصصی نوسازی مدارس نیز چیزی کمتر از این نیست. مسئله، کمبود نیرو یا دانش فنی نیست؛ مسئله، مدیریتی است که باید اجازه دهد این ظرفیت ملی، خود را در میدان عمل نشان دهد.

بادا که خداوند ما را از راه غفلت به مسیر سعادت بازگرداند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

اگر حمیدرضا خانمحمدی رییس نوسازی مدارس در شرایط فعلی وزیر راه و شهرسازی بود و نتایج آن در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت
چهارشنبه, 07 مرداد 1405 10:55

به معیشت معلمان رسیدگی شود

آذربایجان شرقی

منتشرشده در نامه های دریافتی

گروه گزارش/


گفت و گوی صدای معلم با  امیرعلی شهبازی قهرمان کیگ بوکسینگ با پرچم ایران و دوری از مواد مخدر و دخانیات

موفقیت در ورزش قهرمانی، تنها ایستادن بر سکوی افتخار نیست؛ روایت سال‌ها انضباط، پشتکار، ازخودگذشتگی و ایمان به توانستن است. هر مدال، حاصل هزاران ساعت تمرین، شکست، برخاستن و امیدواری است.

در میان نسل تازه ورزش ایران، « امیرعلی شهبازی » از جمله استعدادهای درخشانی است که توانسته نام خود را در تاریخ کیک‌ بوکسینگ کشور ثبت کند؛ نوجوانی که با کسب مدال‌های جهانی و قرار گرفتن در جمع برترین‌های جهان و آسیا، افق‌های تازه‌ای را پیش روی این رشته گشوده است.

آنچه در ادامه می‌خوانید، گفت‌وگویی است با این قهرمان جوان؛ از آغاز راه تا آرزوهای بزرگ برای برافراشتن پرچم ایران در بلندترین سکوهای جهان.

- ضمن تبریک صمیمانه بابت افتخارآفرینی‌های ارزشمندتان، لطفاً خودتان را برای مخاطبان معرفی کنید.

* امیرعلی شهبازی هستم، متولد پانزدهم دی‌ماه ۱۳۸۶ در شهر کرج و هنرجوی رشته تربیت‌بدنی هنرستان شهدای سایپا.

از سال‌های نوجوانی به صورت حرفه‌ای وارد رشته کیک‌بوکسینگ شدم و امروز تمام انگیزه و تلاش من این است که بتوانم با افتخارآفرینی در عرصه‌های بین‌المللی، سهمی هرچند کوچک در سربلندی نام ایران عزیز داشته باشم.

پدرم اهل تبریز و مادرم اهل سلطانیه زنجان هستند و همواره خود را وامدار فرهنگ، سخت‌کوشی و اصالت هر دو دیار می‌دانم.


- چه شد که کیک‌بوکسینگ را انتخاب کردید و این مسیر چگونه آغاز شد؟

* علاقه به ورزش‌های رزمی از همان دوران کودکی در وجودم شکل گرفت. تشویق خانواده و علاقه قلبی‌ام به این رشته سبب شد قدم در مسیری بگذارم که امروز به بخش مهمی از زندگی‌ام تبدیل شده است.

از همان ابتدا تصمیم گرفتم ورزش را صرفاً یک سرگرمی نبینم، بلکه آن را مدرسه‌ای برای ساختن شخصیت، افزایش اعتمادبه‌نفس، نظم، مسئولیت‌پذیری و رسیدن به قله‌های افتخار بدانم. مسیر قهرمانی آسان نبود، اما هر سختی انگیزه مرا برای ادامه راه بیشتر کرد.


- مهم‌ترین افتخارات و مدال‌های ملی و بین‌المللی شما کدام‌اند؟

* خداوند را شاکرم که تاکنون موفق به کسب مدال نقره کاپ جهانی ترکیه ۲۰۲۳ و مدال برنز کاپ جهانی ترکیه ۲۰۲۵ شده‌ام.

همچنین افتخار دارم که به عنوان نخستین نوجوان و جوان ایرانی در بخش آقایان موفق به کسب مدال در رقابت‌های جهانی کیک‌بوکسینگ شده‌ام.

از آنجا که این مسابقات دارای رنکینگ رسمی جهانی هستند، عملکردم در رقابت‌های سال ۲۰۲۳ باعث شد در رتبه ششم رنکینگ جهانی قرار بگیرم و پس از مسابقات سال ۲۰۲۵ نیز موفق شدم رتبه دوم آسیا را در رده‌بندی رسمی این رشته به نام خود ثبت کنم.

بی‌تردید، این افتخارات را متعلق به مردم عزیز ایران، خانواده، مربیان و همه کسانی می‌دانم که در این مسیر پشتیبان من بوده‌اند.


- دوران مدرسه را چگونه با تمرینات و مسابقات حرفه‌ای هماهنگ می‌کردید؟

* ورزش حرفه‌ای در کنار تحصیل، نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و حمایت محیط آموزشی است.

خوشبختانه مدیر، معاونان و معلمان هنرستان شهدای سایپا همواره با نگاهی مسئولانه و تشویق‌کننده در کنار من بودند. در ایام اردوها و مسابقات نهایت همکاری را با من داشتند و به دلیل تحصیل در رشته تربیت‌بدنی، فعالیت‌های ورزشی‌ام نیز همواره مورد استقبال و حمایت مدرسه قرار گرفت.

همین همراهی ارزشمند مهندس ایمانی مدیر و سایر مسئولین هنرستان باعث شد بدون نگرانی، هم مسیر علمی و هم مسیر ورزشی خود را با جدیت دنبال کنم.


- خانواده چه سهمی در موفقیت‌های شما داشته‌اند؟

* اگر بخواهم مهم‌ترین عامل موفقیتم را نام ببرم، بدون تردید خانواده‌ام است.

پدر و مادرم در تمام سال‌های تمرین و مسابقه، چه در روزهای سخت و چه در روزهای شیرین پیروزی، با عشق، صبوری و ازخودگذشتگی کنارم ایستاده‌اند.

حمایت آنان تنها به تأمین امکانات محدود نمی‌شود؛ آرامش، امید، انگیزه، اعتمادبه‌نفس و دلگرمی‌ای که از خانواده گرفته‌ام، بزرگ‌ترین سرمایه مسیر قهرمانی من بوده است.

هر مدالی که بر گردنم قرار می‌گیرد، پیش از آن که متعلق به خودم باشد، متعلق به پدر و مادرم است.


- نقش مربیان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

* پس از خانواده، مهم‌ترین نقش را مربی ارزشمندم، استاد محمد محمد ابراهیمی، در موفقیت‌های من داشته‌اند. ایشان تنها آموزش‌دهنده فنون ورزشی نبودند؛ بلکه درس اخلاق، انضباط، استقامت، احترام و روحیه قهرمانی را نیز به من آموختند.

امروز اگر توانسته‌ام در عرصه‌های جهانی موفق باشم، بخش بزرگی از آن را مدیون دانش، تجربه و دلسوزی ایشان می‌دانم.


- از مسئولان ورزشی کشور چه انتظاری دارید؟

* ورزش قهرمانی بدون حمایت، راهی بسیار دشوار و پرهزینه است.

امیدوارم مسئولان با ایجاد زیرساخت‌های مناسب، تجهیز سالن‌های استاندارد، حمایت مالی، برگزاری اردوهای تخصصی و فراهم کردن فرصت حضور در رقابت‌های معتبر بین‌المللی، زمینه رشد استعدادهای جوان را بیش از گذشته فراهم کنند.

هر حمایتی که از یک ورزشکار جوان انجام می‌شود، در حقیقت سرمایه‌گذاری برای آینده ورزش ایران است.


- توصیه شما به هم‌نسلان خود چیست؟

* به همه نوجوانان و جوانان توصیه می‌کنم ورزش را به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی خود تبدیل کنند.

ورزش تنها به تقویت جسم محدود نمی‌شود؛ بلکه روحیه تلاش، نظم، اعتمادبه‌نفس و امید را نیز در انسان پرورش می‌دهد.

همچنین از همه هم‌نسلانم می‌خواهم از آسیب‌های اجتماعی، به‌ویژه دخانیات و مواد مخدر، فاصله بگیرند و بدانند که جوانی ارزشمندترین سرمایه زندگی است؛ سرمایه‌ای که اگر درست مدیریت شود، آینده‌ای روشن و پرافتخار خواهد ساخت.


- آیا کیک‌ بوکسینگ و مربی گری می‌تواند در آینده شغل شما باشد؟

* بله، قطعاً.

علاقه دارم پس از سال‌ها حضور در میادین قهرمانی، تجربیات خود را به نسل‌های آینده منتقل کنم و در جایگاه مربی نیز برای رشد ورزش کشورم مؤثر باشم.

اگر امکان ادامه فعالیت حرفه‌ای در خارج از کشور فراهم شود، ایران را ترک خواهید کرد؟

هدف من ترک ایران نیست.

آرزوی من این است که به عنوان یک لژیونر ایرانی در معتبرترین لیگ‌ها و مسابقات جهان حضور داشته باشم، اما همواره با نام ایران شناخته شوم و پرچم کشورم را بر فراز سکوهای افتخار به اهتزاز درآورم.

هیچ افتخاری برای من بالاتر از آن نیست که هنگام نواخته شدن سرود ملی ایران، سهمی هرچند کوچک در شادی مردم سرزمینم داشته باشم.


- و سخن پایانی؟

* در پایان، برای همه ورزشکاران ایران عزیز آرزوی سلامتی، موفقیت و سربلندی دارم و امیدوارم با حمایت بیشتر مسئولان، شاهد درخشش هرچه بیشتر پرچم ایران در تمامی میادین جهانی باشیم.

از پدر و مادرم، استاد محمد محمد ابراهیمی، مدیر و معلمان هنرستان شهدای سایپا و همه کسانی که در این مسیر دشوار همراه و مشوق من بوده‌اند، صمیمانه سپاسگزارم.

امیدوارم بتوانم با تلاش، اخلاق و پشتکار، همچنان نماینده شایسته‌ای برای ایران باشم و افتخارات بزرگ‌تری را برای مردم عزیز کشورم به ارمغان بیاورم.

گفت و گوی صدای معلم با  امیرعلی شهبازی قهرمان کیگ بوکسینگ با پرچم ایران و دوری از مواد مخدر و دخانیات

گفت و گوی صدای معلم با  امیرعلی شهبازی قهرمان کیگ بوکسینگ با پرچم ایران و دوری از مواد مخدر و دخانیات

گفت و گوی صدای معلم با  امیرعلی شهبازی قهرمان کیگ بوکسینگ با پرچم ایران و دوری از مواد مخدر و دخانیات

گفت و گوی صدای معلم با  امیرعلی شهبازی قهرمان کیگ بوکسینگ با پرچم ایران و دوری از مواد مخدر و دخانیات

گفت و گوی صدای معلم با  امیرعلی شهبازی قهرمان کیگ بوکسینگ با پرچم ایران و دوری از مواد مخدر و دخانیات

گفت و گوی صدای معلم با  امیرعلی شهبازی قهرمان کیگ بوکسینگ با پرچم ایران و دوری از مواد مخدر و دخانیات


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گفت و گوی صدای معلم با  امیرعلی شهبازی قهرمان کیگ بوکسینگ با پرچم ایران و دوری از مواد مخدر و دخانیات

منتشرشده در دانش آموز

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور