صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

جستارگشایی

گزارش صدای معلم از دانشگاه خوارزمی میراثی برای آینده در صدای معلم

با افتخار، دانش‌آموخته ریاضیات دانشگاه خوارزمی‌ام؛ دانشگاهی که برای من صرفاً نامی در کارنامه تحصیلی نیست، بلکه بخشی از هویت علمی، فکری و فرهنگی من است؛ دانشگاهی با بیش از یک قرن پیشینه، خاستگاه چهره‌های اثرگذار علم و فرهنگ و یکی از ریشه‌های تاریخی آموزش عالی نوین ایران.

خوارزمی در گذر بیش از یک قرن، نه‌ تنها خود بخشی از تاریخ آموزش عالی کشور بوده، بلکه در شکل‌گیری و بالندگی بسیاری از نهادهای علمی و دانشگاهی ایران نیز نقش داشته است. امروز اما پرسش مهم این است که آیا جایگاه کنونی این دانشگاه با میراث تاریخی، سرمایه انسانی و ظرفیت‌های علمی آن تناسب دارد؟ و مهم‌تر از آن، خوارزمی چه نقشی می‌تواند در حل مسائل امروز و ساختن آینده البرز ایفا کند؟

 بی‌ برقی هم حریف ما نشد

هجدهمین نشست تخصصی فراکسیون اصلاح‌طلبان خانه احزاب استان البرز، عصر دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، با حضور دکتر بیژن عبدالهی رییس دانشگاه خوارزمی، معاونان و مشاوران دانشگاه و جمعی از دبیران احزاب، فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و اصحاب رسانه برگزار شد.

خاموشی برق و گرمای سنگین نیز نتوانست از شور و حضور حاضران بکاهد. حاضران شش طبقه برج رضا را پیمودند تا پای سخن دانشگاهی بنشینند که بیش از یک قرن از تاریخ آموزش عالی ایران را در حافظه خود دارد.

دکتر عبدالهی، دانش‌آموخته مدیریت آموزشی دانشگاه خوارزمی، در این نشست تصویری واقع‌بینانه از دانشگاهی ارائه کرد که به تعبیر او در فراز و فرودهای تاریخی، «خم شده، اما نشکسته است».

گزارش صدای معلم از دانشگاه خوارزمی میراثی برای آینده در صدای معلم

 خوارزمی؛ دانشگاه جامع و مسئله‌ محور

رئیس دانشگاه خوارزمی، این مجموعه را دانشگاهی ۱۰۸ ساله، از نخستین نهادهای دانشگاهی مدرن ایران و دانشگاهی جامع با حدود ۳۰۰ رشته تحصیلی، مقاطع تحصیلی تا پسادکتری، ۵۱۲ عضو هیئت علمی و حدود ۱۵۰۰ دانشجوی بین‌المللی معرفی کرد.

از نگاه عبدالهی، دانشگاه نباید در حصار دیوارهای خود محصور بماند. دانشگاه آینده، «دانشگاه بی‌ دیوار» است؛ دانشگاهی که با جامعه، صنعت، مدیریت شهری و نهادهای عمومی وارد گفت‌وگویی مستمر شود و از تولید صرف مقاله به سمت حل واقعی مسائل حرکت کند.

اشاره به انجام ۵۲ پژوهش پیرامون مسائل استان، از جمله مطالعات مرتبط با فرونشست البرز، و تأکید بر ظرفیت آزمایشگاه مرکزی، پارک علم و فن آوری و مراکز شتاب‌دهنده، نشان می‌دهد که خوارزمی ظرفیت تبدیل شدن به یکی از اتاق‌های فکر و مراکز حل مسئله استان را دارد.

در البرز صنعتی، این ظرفیت اهمیتی دوچندان دارد. فاصله میان دانشگاه و صنعت باید به همکاری واقعی و پایدار تبدیل شود؛ به‌گونه‌ای که مسئله صنعت به پروژه پژوهشی دانشگاه تبدیل شود و دانش دانشگاه نیز در نهایت به راه‌حل عملی برای صنعت و جامعه بینجامد.

گزارش صدای معلم از دانشگاه خوارزمی میراثی برای آینده در صدای معلم

 دانشگاه و شهر؛ توافقی برای توسعه متوازن

یکی از مهم‌ترین محورهای نشست، چالش‌های دانشگاه خوارزمی با مدیریت شهری کرج و استان بود؛ از توسعه مترو و دسترسی‌های پیرامونی گرفته تا پل عابر، ایستگاه حمل‌ونقل عمومی، پارک علم و فن آوری و دانشکده مترو.

عبدالهی با صراحت تأکید کرد که دانشگاه خوارزمی مخالف توسعه مترو نیست؛ اما توسعه شهری نیز نباید به قیمت آسیب به هویت، استقلال و میراث تاریخی دانشگاه تمام شود.

کاهش مساحت دانشگاه از حدود ۴۰۰ هکتار به ۱۴۰ هکتار در طول زمان، صرفاً یک آمار جغرافیایی نیست؛ سخن از بخشی از حافظه تاریخی آموزش عالی ایران است. زمین دانشگاه را نمی‌توان تنها با مترمربع، قیمت روز و ارزش اقتصادی ارزیابی کرد؛ زیرا بخشی از ارزش آن تاریخی، علمی، فرهنگی و تمدنی است.

از این منظر، هرگونه توافق میان دانشگاه و مدیریت شهری باید بر پایه کارشناسی، شفافیت، منافع متقابل و آینده‌نگری شکل گیرد؛ توسعه شهر آری، اما نه به بهای تضعیف سرمایه‌های علمی و تاریخی آن.

گزارش صدای معلم از دانشگاه خوارزمی میراثی برای آینده در صدای معلم

 احزاب؛ از تریبون تا حلقه واسط حل مسئله

مهندس ترابیان رییس خانه احزاب استان البرز، نیز با استقبال از برگزاری این نشست، یکی از مشکلات ساختاری مدیریت در کشور را اداره جزیره‌ای بسیاری از دستگاه‌ها دانست.

وی تأکید کرد توافقات دانشگاه خوارزمی با شورا و شهرداری باید «برد ـ برد» و همه‌جانبه باشد؛ توافقی که در آن منافع دانشگاه، شهر، شهروندان و توسعه پایدار استان هم‌زمان دیده شود.

ترابیان با اشاره به جایگاه احزاب به‌عنوان حلقه واسط جامعه و حاکمیت، آمادگی خانه احزاب را برای مشارکت و میانجی‌گری در حل مسائل دانشگاه اعلام کرد.

این پیشنهاد می‌تواند سرآغاز یک گفت‌وگوی چندجانبه و مؤثر میان دانشگاه، مدیریت شهری، احزاب، نخبگان، صنعت و جامعه مدنی باشد؛ گفت‌وگویی که هدف آن نه تقسیم منافع، بلکه هم‌افزایی ظرفیت‌ها برای حل مسائل واقعی استان باشد.

گزارش صدای معلم از دانشگاه خوارزمی میراثی برای آینده در صدای معلم

 فاصله میان توافق و اجرا

دکتر عبدالهی در پاسخ به پرسش‌های حاضران، با اشاره به برخی مسائل ساختاری استان گفت: «ناف البرز هنوز کامل از تهران بریده نشده است.»

وی همچنین از اجرا نشدن برخی توافقات گذشته شهرداری با دانشگاه سخن گفت.

به گفته رییس دانشگاه، کانال روباز داخل مجموعه دانشگاه نیز همچنان تعیین تکلیف نشده و افزون بر ایجاد مزاحمت فیزیکی، مشکلات بهداشتی به همراه دارد.

شاید این کانال کوچک، نمادی از یک مسئله بزرگ‌تر باشد؛ فاصله میان تصمیم و اجرا، توافق و تعهد و وعده و عمل.

توسعه واقعی زمانی محقق می‌شود که تصمیم‌ها از روی کاغذ به میدان عمل برسند.

گزارش صدای معلم از دانشگاه خوارزمی میراثی برای آینده در صدای معلم

مسئولیت اجتماعی؛ خیابانی دوطرفه

مسئولیت اجتماعی دانشگاه، یعنی قرار گرفتن دانش، تخصص، آزمایشگاه، فن آوری و سرمایه انسانی آن در خدمت مسائل جامعه؛ اما این رابطه باید دوسویه باشد.

مدیریت شهری و مدیریت استان نیز نباید دانشگاه را صرفاً زمانی به یاد آورند که به زمین، امکانات یا ظرفیت‌های فیزیکی آن نیاز دارند.

خوارزمی می‌تواند شریک راهبردی البرز در حل مسائل شهری، صنعتی، زیست‌محیطی، اجتماعی و فن آورانه باشد؛ همان‌گونه که مدیریت استان و شهر نیز می‌توانند زمینه شکوفایی بیشتر ظرفیت‌های این دانشگاه را فراهم کنند.

از سوی دیگر، دانشگاه نیز باید بیش از گذشته از انزوا فاصله بگیرد و سرمایه علمی خود را در متن مسائل جامعه به میدان آورد.

 هوش مصنوعی و دانشگاه فردا

ضرورت ورود جدی دانشگاه به عرصه هوش مصنوعی نیز از دیگر محورهای قابل تأمل نشست بود.

دانشگاهی با چنین پیشینه‌ای نمی‌تواند آینده را صرفاً با الگوهای آموزشی و پژوهشی گذشته دنبال کند. خوارزمی باید در یک توازن هوشمندانه، هم حافظ میراث تاریخی و هویت علمی خود باشد و هم پیشگام فن آوری‌های نوین، هوش مصنوعی، پژوهش‌های مسئله‌محور و اقتصاد دانش‌بنیان.

دانشگاه آینده، دانشگاهی است که گذشته خود را فراموش نمی‌کند، اما در گذشته متوقف نمی‌ماند.

گزارش صدای معلم از دانشگاه خوارزمی میراثی برای آینده در صدای معلم

سخن پایانی؛ میراثی که باید به آینده سپرده شود

نشست فراکسیون اصلاح‌طلبان خانه احزاب استان البرز با رییس دانشگاه خوارزمی، صرفاً یک جلسه گفت‌وگومحور نبود؛ فرصتی بود برای بازخوانی نسبت دانشگاه، شهر، جامعه و حکمرانی.

خوارزمی مانع توسعه البرز نیست؛ می‌تواند یکی از پیشران‌های اصلی توسعه آن باشد.

شهر نیز نباید رقیب دانشگاه باشد؛ می‌تواند میدان تحقق مسئولیت اجتماعی و علمی دانشگاه باشد.

احزاب نیز اگر از نقش تشریفاتی عبور کنند، می‌توانند به حلقه واسط گفت‌وگو، مطالبه‌گری، میانجی‌گری و حل مسئله تبدیل شوند.

خوارزمی می‌تواند یکی از مهم‌ترین موتورهای فکری و علمی توسعه استان جوان البرز باشد؛ استانی که برای عبور از چالش‌های پیچیده خود، بیش از هر زمان دیگری به دانش، پژوهش، گفت‌وگو و سرمایه انسانی نیاز دارد.

و شاید جان کلام نشست را بتوان در رویکرد دکتر عبدالهی خلاصه کرد؛ آمادگی کامل دانشگاه جامع خوارزمی برای ورود جدی‌تر به تعاملات مثبت و سازنده با مدیریت شهری و ایفای نقشی فعال‌تر در تحولات توسعه‌ای استان البرز.

اکنون زمان آن است که به جای فرسودن این میراث، آن را از گذشته به آینده پیوند بزنیم؛ خوارزمی باید نه فقط بخشی از تاریخ آموزش عالی ایران، بلکه یکی از سازندگان آینده علمی، فرهنگی، فناورانه و توسعه‌ای البرز باشد.

میراث‌ها زمانی زنده‌اند که برای آینده به کار گرفته شوند؛ و دانشگاه خوارزمی، میراثی است که آینده البرز به آن نیاز دارد.

گزارش صدای معلم از دانشگاه خوارزمی میراثی برای آینده در صدای معلم

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش صدای معلم از دانشگاه خوارزمی میراثی برای آینده در صدای معلم

چهارشنبه, 28 مرداد 1405 14:18

حکایت فضای سبز " دانشگاه تهران " ؟!

گروه رسانه /

حکایت فضای سبز دانشگاه تهران در صدای معلم

« حسین آخانی ، استاد دانشگاه تهران » در کانال تلگرامی اش نوشت :

« من فکر می کنم وقتی ما در دانشگاه تهران، مرجع و نهاد صدر علم کشور این گونه خرابکاری می کنیم، دیگر آسفالت کردن رودخانه در الیگودرز نباید باعث تعجب شود.

تلخی این اتفاق دو چندان می شود وقتی بدانید که این باغچه درست کنار ورودی معاونت پژوهشی دانشگاه است.

باز تلخی داستان بیشتر می شود وقتی مطلع شدم این ایده توسط همکار متخصصی پیشنهاد شد که رشته اش باغبانی است و خود به دانشجویانش احتمالا اینها را درس می دهد و احتمالا در بسیاری از پروژه ها مشاوره هم می دهد.

بعد از گذشت ۷ ماه از این اتفاق نه مدیر کل پشتیبانی و نه مسئول فضای سبز تغییر نکردند و بغضی که من داشتم این بار نترکید ولی همان طوری که در صدای من حس می کنید، دیگر نمی تواند بترکد و این یعنی خاموشی آخرین نفس هایی است که یک منتقد را به پایان می رساند » .

https://t.me/environ_concerns

حکایت فضای سبز دانشگاه تهران در صدای معلم

پایان پیام/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

حکایت فضای سبز دانشگاه تهران در صدای معلم

منتشرشده در محیط زیست

گروه گزارش/

گزارش صدای معلم از سی ‌و نهمین اجلاس رؤسای آموزش و پرورش کشور

سی ‌و نهمین اجلاس رؤسای آموزش و پرورش کشور با صدور یک « بیانیه » به کار خود پایان داد .

سی و نهمین اجلاس روسای آموزش و پرورش سراسر کشور، صبح یکشنبه (۲۵ مرداد ۱۴۰۵) با حضور «مسعود پزشکیان» رییس‌ جمهور در اردوگاه آموزشی فرهنگی شهید باهنر آغاز به کار کرد و پس از سه روز به کار خود پایان داد .

در این گونه نشست ها معمولا مسئولان رده نخست نظام شرکت جسته و یا پیامی از آنان در اجلاس قرائت می شود .

ظاهرا برگزاری این اجلاس با تبلیغاتی که می شود برای آن است که نشان دهد که « آموزش و پرورش » برای مسئولان و تصمیم گیرندگان و سیاست گذاران و برنامه ریزان اهمیت دارد اما بر خلاف آن چه « علیرضا کاظمی » وزیر آموزش و پرورش دولت پزشکیان که عنوان می کند :

گزارش صدای معلم از سی ‌و نهمین اجلاس رؤسای آموزش و پرورش کشور

«  توانسته‌ایم آموزش و پرورش را به مسئله اول دولت و حاکمیت تبدیل کنیم و تمام ظرفیت‌های دولت را پای کار آموزش و پرورش بیاوریم » ؛ اما اساسی ترین و راهبردی ترین پرسشی که می توان و باید مطرح کرد آن است که :

آیا پس از گذشت حداقل 47 سال از انقلاب اسلامی ؛ آموزش و پرورش در کجای فرآیند سیاست گذاری های کلان قرار دارد ؟

فارغ از تعارفات و سخنرانی های رسمی و کلیشه ای ؛ آیا آموزش و پرورش در نظام جمهوری اسلامی در 10 اولویت نخست قرار دارد ؟

گزارش صدای معلم از سی ‌و نهمین اجلاس رؤسای آموزش و پرورش کشور

( علیرضا منادی سفیدان ؛ رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی ) آیا با سخنرانی چند مسئول و مقام و بیان حرف های تکراری و کلیشه ای ، آموزش و پرورش اولویت دار می شود و اهمیت پیدا می کند ؟

 

 24 خرداد 1405 ؛ حمید رضا حاجی‌ بابایی نایب ‌رییس مجلس شورای اسلامی، در نشست مجازی مجلس با حضور وزیر آموزش ‌و پرورش، وزیر علوم، تحقیقات و فن آوری و معاون رییس‌جمهور، با اشاره به چالش‌های جدی نظام آموزشی کشور می گوید :

«  سهم آموزش‌ و پرورش از بودجه دولت از سال ۱۳۸۲ تاکنون از ۱۵.۶ درصد به ۹ درصد کاهش یافته که این مسئله برای آینده کشور مصیبت ‌بار است » . ( این جا )

اگر واقعا آموزش و پرورش به ادعای مسئولان و وزیر آموزش و پرورش اولویت دولت و حاکمیت شده پس چرا بودجه اش « سیر نزولی » پیدا کرده است ؟

این تناقض اساسی را چگونه باید پاسخ داد ؟

گزارش صدای معلم از سی ‌و نهمین اجلاس رؤسای آموزش و پرورش کشور

آیا با سخنرانی چند مسئول و مقام و بیان حرف های تکراری و کلیشه ای ، آموزش و پرورش اولویت دار می شود و اهمیت پیدا می کند ؟

هنوز و پس از گذشت نزدیک به 5 دهه ، اصل « آموزش رایگان » مطابق نص صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی محل ابهام و مناقشه است .

تحلیل محتوای بیانیه پایانی سی ‌و نهمین اجلاس رؤسای آموزش و پرورش کشور بر اساس هفت بند نشان از آن دارد که حرف جدیدی در میان نیست و یا حداقل مساله ای را در « کف مدرسه » و واقعیت های بر آمده از آن حل نخواهد کرد . اگرچه گفته شود : « مدرسه، کانون شکل‌گیری هویت دینی و ملی است » . ( این جا )

گزارش صدای معلم از سی ‌و نهمین اجلاس رؤسای آموزش و پرورش کشور

در آغاز بیانیه ی پایانی آمده است :

« همچنین از حضور و سخنرانی گرانقدر معاون اول محترم رییس ‌جمهور، رییس محترم کمیسیون آموزش و نمایندگان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی، معاون محترم رییس‌ جمهور و رییس سازمان برنامه و بودجه، وزرای محترم کشور و امور خارجه، رییس محترم دفتر رییس‌جمهور، رییس محترم شورای اطلاع‌رسانی دولت و جناب آقای دکتر کاظمی، وزیر محترم آموزش و پرورش تشکر و قدردانی می‌نماییم.

همچنین از بیانات پرمحتوا و حکیمانه حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی و حضور و سخنرانی ارزشمند حجت‌الاسلام والمسلمین حاج علی‌اکبری، رییس محترم شورای سیاست گذاری ائمه جمعه کشور و نماینده مقام معظم رهبری در اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان، صمیمانه تشکر می‌نماییم.

حضور استانداران، نمایندگان محترم ولی‌فقیه و ائمه جمعه استان‌ها و اعضای محترم شورای معاونین، بر غنای این گردهمایی تاریخی افزود » .

  گزارش صدای معلم از سی ‌و نهمین اجلاس رؤسای آموزش و پرورش کشور

{ توئیت ( ایکس ) زهرا علی اکبری ؛ معاون رسانه مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش )

 

 در این اجلاس ؛ خبرنگاران و رسانه ها هم حضور داشته اما هیچ گونه اشاره ای به آن نشده است . هنوز و پس از گذشت نزدیک به 5 دهه ، اصل « آموزش رایگان » مطابق نص صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی محل ابهام و مناقشه است .

پیش از برگزاری این اجلاس ؛ « صدای معلم » در گزارش خود نوشت : ( این جا )

« سپس میرزاده معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش و رییس ستاد برگزاری سی و نهمین اجلاس روسا آموزش و پرورش سخنرانی کرد .

میرزاده در بخشی از سخنان خود گفت که در سال قبل یک نظرسنجی از میان 1000 مخاطبی که در اجلاس شرکت کرده اند برگزار شده و اکثریت از آن رضایت داشته اند .

« علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم » در پرسش خود چنین مطرح کرد که شما خودتان این نشست را برگزار کرده و خودتان هم به خودتان نمره مثبت داده اید ؟

این که نظرسنجی نمی شود و اعتبار آن زیر سوال است  .

میرزاده در پاسخ گفت : من رشته ام پژوهشگری است و یک ذره روایی و اعتبار را می فهمم .

جسارتا این یک موضوع تخصصی است اگر بخواهیم در مورد اعتبار صحبت کنیم .

اما ؛

این گزارش سال قبل است . تک تک سخنرانان ، تک تک برنامه ها ، به اسم ؛ حالا کی ها پاسخ دادند ؟

حالا چه کسانی  پاسخ دادند ؟

گزارش صدای معلم از سی ‌و نهمین اجلاس رؤسای آموزش و پرورش کشور

کسانی که در همایش بوده اند . یک کسی که در همایش حضور نداشته است ، اطلاع ندارد .

این افراد که روسای آموزش و پرورش هستند و اعضای شورای معاونین استان هستند ، تک تک و مکتوب فرم نظرسنجی را پر کردند .

یکی از همکاران ما صاحب نظر است .

تجزیه و تحلیل این ها در دست من است .

این را من می گویم . برویم از مردم بپرسیم که نظر شما چیست ؟ این که نمی شود .

پورسلیمان در مقابل گفت که آیا از خبرنگاران حاضر در نشست نظرسنجی کردید ؟

میرزاده پاسخ داد : نه . نه . لازم باشد انجام می دهیم .

پورسلیمان پرسید که مگر خبرنگاران ذی نفع نیستند ؟

گزارش صدای معلم از سی ‌و نهمین اجلاس رؤسای آموزش و پرورش کشور

میرزاده پاسخ داد : هیچ مشکلی نیست .

عرض کردم . نه به عنوان مسئول بلکه به عنوان یک پژوهشگر عرض می کنم .  یک کار علمی انجام گرفته است . نظرسنجی شده است .

آن نظرسنجی هم مکتوب بوده . اسنادش هم موجود است . حداقل 70 درصد و حداکثر 90 درصد از برنامه ها اظهار رضایت کردند .

میانگین نزیک به 80 درصد اظهار رضایت کردند .

چه کسانی ؟ مخاطبین برنامه .

اما این که می گویید از خبرنگاران پرسیده شود ؛ پیشنهاد خوبی است . امسال به خبرنگاران زحمت می دهیم و می پرسیم » .

گزارش صدای معلم از سی ‌و نهمین اجلاس رؤسای آموزش و پرورش کشور

« صدای معلم » در این نشست و البته در نشست های پیشین این اجلاس ها تاکنون شرکت نکرده است اما بر خلاف آن چه میرزاده در آن نشست خبری عنوان کرد و قول داد ؛ هیچ گونه نظرسنجی از خبرنگاران در مورد این اجلاس به عمل نیامد .

« رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون » .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش صدای معلم از سی ‌و نهمین اجلاس رؤسای آموزش و پرورش کشور

منتشرشده در گفت و شنود

تدریس 28 مرداد 1332 برای معلمان تاریخ و دانش آموزان و آموزش و پرورش در صدای معلم  معلم تاریخ

یک پرسش ساده:

اگر ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یک نقشه از پیش طراحی‌شده و کاملاً قطعی بود، چرا اسناد محرمانه همان روزها از شکست، تردید، نگرانی و تغییر ارزیابی سخن می‌گویند؟

ما معمولاً تاریخ را از انتها به ابتدا می‌خوانیم. می‌دانیم مصدق سقوط کرد؛ بنابراین وقتی به ۲۸ مرداد نگاه می‌کنیم، همه چیز برایمان از ابتدا روشن و اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. اما کسانی که در ۲۷ و ۲۸ مرداد درگیر ماجرا بودند، آینده را نمی‌دانستند.

و این تفاوت بسیار مهم است.

در یکی از اسناد رسمی آمریکا، مربوط به ۱۸ اوت ۱۹۵۳، برابر با ۲۷ مرداد ۱۳۳۲، عملیات علیه مصدق شکست‌خورده ارزیابی شده و توصیه شده بود آمریکا وارد عملیات دیگری نشود که بتوان آن را به آمریکا نسبت داد.

یک روز بعد، وضعیت تغییر کرد.

در اسناد ۱۹ اوت، یعنی ۲۸ مرداد، گزارش‌های مربوط به وضعیت شاه، زاهدی، ارتش و خیابان‌ها نشان می‌دهد که مسئله دیگر فقط اجرای یک طرح از پیش تعیین‌شده نیست؛ مسئله، چگونگی تغییر موازنه قدرت و سپس تثبیت وضعیت جدید است.

و روز بعد، CIA از موفقیت عملیات سخن می‌گوید و به مأموران خود در تهران تبریک می‌فرستد.

پس با یک توالی بسیار معنادار روبه‌رو هستیم :
۲۷ مرداد: شکست
۲۸ مرداد: بحران و تغییر موازنه
۲۹ مرداد: تثبیت و اعلام موفقیت

این سه نقطه، شاید از صدها صفحه روایت بعدی برای آموزش تاریخ مهم‌تر باشند.

زیرا به ما یادآوری می‌کنند که نتیجه تاریخی با فرایند تاریخی یکی نیست.

ما تاریخ را از آینده می‌خوانیم .

تدریس 28 مرداد 1332 برای معلمان تاریخ و دانش آموزان و آموزش و پرورش در صدای معلم

دانش‌آموز امروز می‌داند که مصدق سقوط کرد. می‌داند شاه باقی ماند. می‌داند زاهدی نخست‌وزیر شد. می‌داند در نهایت کدام طرف پیروز شد. بنابراین تصمیم‌های بازیگران آن روز برای او ساده به نظر می‌رسد.

اما انسان تاریخی چنین اطلاعاتی نداشت. او نمی‌دانست فردا چه خواهد شد. نمی‌دانست طرح موفق می‌شود یا شکست می‌خورد. نمی‌دانست ارتش چه خواهد کرد. نمی‌دانست خیابان به کدام سو خواهد رفت.
نمی‌دانست شاه خواهد ماند یا خواهد رفت.

او در شرایطی تصمیم می‌گرفت که آینده برایش ناشناخته بود.این شاید یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های «دانستن تاریخ» و «فهمیدن تاریخ» باشد.۲۸ مرداد را نباید فقط یک «روز» دید.

تدریس 28 مرداد 1332 برای معلمان تاریخ و دانش آموزان و آموزش و پرورش در صدای معلم

ما معمولاً می‌گوییم:
۲۸ مرداد ۱۳۳۲ کودتا شد.

اما اگر اسناد را به ترتیب زمانی بخوانیم، با یک فرایند روبه‌رو می‌شویم:
طرح
↓
اقدام
↓
شکست
↓
ارزیابی مجدد
↓
اقدام دوباره
↓
تغییر موازنه
↓
پیروزی
↓
تلاش برای تثبیت

این تصویر، بسیار پیچیده‌تر از یک جمله در کتاب تاریخ است.

و شاید دقیقاً همین پیچیدگی است که باید به کلاس تاریخ وارد شود.

تدریس 28 مرداد 1332 برای معلمان تاریخ و دانش آموزان و آموزش و پرورش در صدای معلم

یک آزمایش ساده برای کلاس

به دانش‌آموز نگوییم: «علل کودتای ۲۸ مرداد را بنویسید.» بلکه اسناد ۲۷ مرداد را در اختیار او بگذاریم و بپرسیم: شما در روز ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ هستید. هنوز نمی‌دانید فردا چه اتفاقی خواهد افتاد. بر اساس اطلاعات موجود، احتمال موفقیت هر طرف را چگونه ارزیابی می‌کنید؟سپس اسناد ۲۸ مرداد را بدهیم.

دوباره بپرسیم:

آیا ارزیابی شما تغییر کرد؟ چرا؟

و بعد اسناد روز بعد را در اختیارش قرار دهیم.

اکنون سؤال دیگری:

چه چیزی باعث شد ارزیابی شما از «احتمال» به «نتیجه» تبدیل شود؟در این لحظه دانش‌آموز دیگر صرفاً تاریخ نمی‌خواند.

او در حال بازسازی یک وضعیت تاریخی است. اینجا مفهوم مهمی وارد آموزش تاریخ می‌شود:

«عدم قطعیت»

یکی از مشکلات پنهان آموزش تاریخ این است که دانش‌آموز همه چیز را قطعی می‌بیند. اما تاریخ برای انسان‌هایی که درون آن زندگی می‌کردند، قطعی نبود. اگر نتیجه از قبل معلوم بود، شکست معنایی نداشت. اگر نتیجه از قبل معلوم بود، تصمیم‌گیری معنایی نداشت.

اگر نتیجه از قبل معلوم بود، ریسک وجود نداشت.

اما اسناد ۲۷ مرداد نشان می‌دهند که حتی در اردوگاه آمریکا، عملیات شکست‌خورده تلقی شده بود.

پس پرسش مهم این نیست که:

«چرا کودتا موفق شد؟» بلکه باید ابتدا پرسید:«چگونه وضعیتی که در ۲۷ مرداد شکست‌خورده تلقی می‌شد، در فاصله‌ای کوتاه به موفقیت تبدیل شد؟» این سؤال، دانش‌آموز را مجبور می‌کند به رابطه میان عوامل فکر کند.

تدریس 28 مرداد 1332 برای معلمان تاریخ و دانش آموزان و آموزش و پرورش در صدای معلم

«علت» کافی نیست؛ «وزن علت» مهم است

در آموزش تاریخ معمولاً می‌گوییم:

علل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی و خارجی.

اما آیا همه این عوامل به یک اندازه اهمیت داشتند؟ آیا همه آنها شرط لازم بودند؟ اگر یکی از آنها حذف می‌شد، نتیجه حتماً تغییر می‌کرد؟

اینجا می‌توان یک تمرین جدید طراحی کرد:

به دانش‌آموز پنج عامل بدهیم و بگوییم:

برای هر عامل وزن علّی تعیین کنید؛ مجموع امتیازها باید ۱۰۰ باشد.سپس از او بخواهیم توضیح دهد:چرا این عامل ۳۰ درصد است و آن عامل ۱۰ درصد؟

و بعد سؤال نهایی:

اگر مهم‌ترین عامل حذف می‌شد، آیا ۲۸ مرداد باز هم رخ می‌داد؟

اینجاست که دانش‌آموز با مفهومی روبه‌رو می‌شود که در بسیاری از پاسخ‌های حفظی جایی ندارد: علیت تاریخی.

تاریخ را از «نتیجه» به «لحظه تصمیم» برگردانیم

شاید یکی از بهترین تمرین‌ها برای آموزش ۲۸ مرداد این باشد که دانش‌آموز را به سال ۱۳۳۲ ببریم و اطلاعات امروز را از او بگیریم.

به او بگوییم:

تو نمی‌دانی فردا چه خواهد شد. تو نمی‌دانی چه کسی پیروز می‌شود.تو فقط همین اسناد را در اختیار داری. حالا تصمیم بگیر.این کار یک تغییر اساسی در ذهن دانش‌آموز ایجاد می‌کند.

او دیگر تاریخ را به شکل داستانی که پایانش از قبل نوشته شده نمی‌بیند.

تاریخ تبدیل می‌شود به مجموعه‌ای از:

انتخاب‌ها، محاسبات، ترس‌ها، اطلاعات ناقص، امیدها، اشتباهات و نتایج پیش‌بینی‌نشده.

شاید بزرگ‌ترین خطای ما در تدریس تاریخ این باشد که گذشته را بیش از اندازه قطعی نشان می‌دهیم

وقتی می‌گوییم: «۲۸ مرداد اتفاق افتاد.»دانش‌آموز فقط نتیجه را می‌بیند.

اما وقتی اسناد را به ترتیب زمانی مقابل او قرار می‌دهیم، می‌بیند که برای کسانی که در آن لحظه زندگی می‌کردند، نتیجه هنوز معلوم نبود.

این همان لحظه‌ای است که تاریخ از «حفظ کردن» فاصله می‌گیرد و به تفکر تاریخی نزدیک می‌شود.

تدریس 28 مرداد 1332 برای معلمان تاریخ و دانش آموزان و آموزش و پرورش در صدای معلم

پیشنهاد من به معلمان تاریخ

یک بار ۲۸ مرداد را بدون آن که ابتدا روایت نهایی را برای دانش‌آموز تعریف کنیم، تدریس کنیم.

فقط اسناد را به ترتیب تاریخ روی میز بگذاریم.
۲۵ مرداد.
۲۶ مرداد.
۲۷ مرداد.
۲۸ مرداد.
۲۹ مرداد.

و از دانش‌آموز بخواهیم در هر مرحله پاسخ دهد:

تدریس 28 مرداد 1332 برای معلمان تاریخ و دانش آموزان و آموزش و پرورش در صدای معلم

چه می‌دانم؟
چه نمی‌دانم؟
چه احتمالاتی وجود دارد؟
کدام بازیگر چه گزینه‌هایی دارد؟
کدام تصمیم می‌تواند وضعیت را تغییر دهد؟

و سرانجام:

چه چیزی باعث شد یک احتمال به یک واقعیت تبدیل شود؟

این روش، دانش‌آموز را از «تماشاگر گذشته» به بازسازنده گذشته تبدیل می‌کند.

شاید سؤال نهایی همین باشد .ما سال‌ها از دانش‌آموز پرسیده‌ایم: «۲۸ مرداد چه بود؟» شاید وقت آن رسیده است بپرسیم: «اگر در ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ زندگی می‌کردی، از کجا می‌فهمیدی فردا ۲۸ مرداد چه خواهد شد؟» این سؤال ساده، یک تغییر بزرگ در آموزش تاریخ ایجاد می‌کند.

زیرا به دانش‌آموز یاد می‌دهد که تاریخ فقط مجموعه‌ای از وقایع قطعی نیست.

تاریخ، در لحظه وقوعش، آینده‌ای ناشناخته است.

و شاید وظیفه معلم تاریخ فقط این نباشد که به دانش‌آموز بگوید:

«چه اتفاقی افتاد؟»

بلکه باید به او بیاموزد:

«چگونه انسانی را بفهمیم که هنوز نمی‌دانست چه اتفاقی خواهد افتاد؟»

۲۸ مرداد را شاید نباید فقط به دانش‌آموز آموخت؛ باید او را برای لحظه‌ای در ۲۷ مرداد نشاند و از او پرسید:«حالا فکر می‌کنی فردا چه خواهد شد؟»

تدریس 28 مرداد 1332 برای معلمان تاریخ و دانش آموزان و آموزش و پرورش در صدای معلم

تدریس 28 مرداد 1332 برای معلمان تاریخ و دانش آموزان و آموزش و پرورش در صدای معلم

***

صدای معلم :

سخنرانی دکتر مصدق با بغض به یاد شهدای 30 تیر :

اگر در این حادثه عده ای از عزیزترین فرزندان ما به درجه شهادت رسیده اند برای وصول به هدف مقدسی بود که این قیام ملی در پیش داشت....

این ملت آنجا که پای شرافت و استقلال مملکت در میان باشد مرگ را به زندگانی آلوده به ننگ‌ و رسوایی ترجیح می دهد.

اگر زندگی توام با آزادی و استقلال نباشد به قدر پشیزی ارزش ندارد.

آرزوی ما در حفظ استقلال و تجدید دوران مجد و عظمت دیرین این کشور باستانی هرچه زودتر تحقق پیدا کند.....


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

 تدریس 28 مرداد 1332 برای معلمان تاریخ و دانش آموزان و آموزش و پرورش در صدای معلم

منتشرشده در دانش آموز

انتقاد از وضعیت فرهنگیان و معلمان در شرایط سخت اقتصادی و تبعیض در صدای معلم

«کشور در شرایط سختی است»؛ جمله‌ای که شاید در نگاه نخست، توضیحی برای دشواری‌های اقتصادی امروز باشد؛ اما وقتی مخاطب آن معلمی است که پس از پایان ساعت مدرسه برای تأمین زندگی ناچار به انجام کار دوم می‌شود، دیگر نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت.

پرسش اینجاست: آیا این شرایط سخت، برای همه به یک اندازه سخت است؟

معلم سمنانی که پس از پایان کار مدرسه برای تأمین معاش راهی اسنپ و تپسی می‌شود، تنها یک فرد نیست؛ تصویر بخشی از واقعیتی است که سال‌هاست در حاشیه نظام آموزشی شکل گرفته و اکنون آشکارتر از گذشته دیده می‌شود. مسئله فقط درآمد یک معلم یا هزینه‌های سنگین یک خانواده نیست؛ مسئله این است که چرا کسی که بخش مهمی از عمر خود را صرف آموزش و تربیت فرزندان این سرزمین کرده، برای جبران فاصله میان درآمد و هزینه‌های زندگی، ناچار است پس از پایان کار رسمی، شغل دیگری اختیار کند ؟

البته دشواری‌های اقتصادی کشور واقعیتی انکارناپذیر است و فرهنگیان نیز مانند دیگر مردم، آثار آن را لمس می‌کنند. اما پذیرفتن این واقعیت نباید به معنای پذیرفتن نابرابری در تحمل آن باشد. سختی، زمانی به مسئله‌ای جدی‌تر تبدیل می‌شود که سهم آن میان کارکنان و دستگاه‌های مختلف یکسان نباشد و گروهی، بیش از دیگران بار آن را بر دوش بکشند.

در همین‌جاست که مقایسه، نه از سر گلایه، بلکه از سر عدالت، ضرورت پیدا می‌کند. چرا در برخی دستگاه‌ها، برای جبران فشارهای اقتصادی، سازوکارهایی مانند مزایا، رفاهیات، پرداخت‌های انگیزشی، ترمیم حقوق، حمایت‌های شغلی و ... پیش‌بینی می‌شود، اما در آموزش و پرورش، بسیاری از فرهنگیان همچنان چشم به همان افزایش‌های معمول سالانه دوخته‌اند؟ آیا دشواری معیشت برای یک کارمند، با دشواری آن برای کارمند دستگاهی دیگر تفاوت دارد؟

انتقاد از وضعیت فرهنگیان و معلمان در شرایط سخت اقتصادی و تبعیض در صدای معلم

این پرسش درباره فرهنگیان اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا معلم فقط یک کارمند نیست که پس از پایان ساعت اداری، پرونده شغلی‌اش را ببندد و به خانه بازگردد. آنچه در مدرسه رخ می‌دهد، با حال و روز معلم پیوند دارد. معلم با آرامش یا اضطراب خود وارد کلاس می‌شود؛ با انگیزه یا فرسودگی خود بر کیفیت آموزش اثر می‌گذارد. نمی‌توان از او انتظار داشت که در کلاس، امید و آرامش بیافریند، اما بیرون از مدرسه، دغدغه ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی را بر دوش بکشد.

معیشت معلم، مسئله‌ای جدا از کیفیت آموزش نیست. هنگامی که فشار اقتصادی، بخش بزرگی از وقت و توان معلم را به خود اختصاص می‌دهد، فرصت مطالعه، پژوهش، خلاقیت و حتی استراحت او نیز کاهش می‌یابد. معلمی که پس از ساعت مدرسه برای تأمین هزینه‌های زندگی پشت فرمان می‌نشیند، ناگزیر بخشی از انرژی خود را بیرون از حرفه اصلی‌اش مصرف می‌کند؛ انرژی‌ای که در شرایط مطلوب می‌توانست صرف آماده‌سازی بهتر درس، یادگیری بیشتر و ارتباط عمیق‌تر با دانش‌آموزان شود. اگر کشور در شرایط سختی قرار دارد، چرا سهم تحمل این سختی در میان کارکنان دولت یکسان نیست؟

از این منظر، مسئله فقط این نیست که معلم چه مقدار دریافت می‌کند؛ مسئله این است که نظام پرداخت تا چه اندازه با مسئولیت، تخصص و اهمیت کاری که بر عهده دارد تناسب دارد. عدالت در پرداخت، صرفاً افزودن رقمی به فیش حقوقی نیست؛ یعنی میان مسئولیت، حجم کار، تخصص و دریافتی، نسبتی منطقی و قابل دفاع وجود داشته باشد.

آموزش و پرورش، یکی از گسترده‌ترین و اثرگذارترین دستگاه‌های کشور است؛ دستگاهی که میلیون‌ها دانش‌آموز و خانواده، هر روز با آن سروکار دارند. با این همه، اگر نیروی انسانی چنین مجموعه‌ای برای تأمین زندگی خود ناچار به شغل دوم باشد، باید پذیرفت که مسئله از سطح یک مشکل شخصی عبور کرده و به یک مسئله جدی در سیاست‌گذاری عمومی تبدیل شده است.

مطالبۀ فرهنگیان نیز صرفاً افزایش دریافتی نیست. سخن از دیده‌ شدن است؛ دیده‌شدنِ مسئولیت، تخصص، زمان، انرژی و نقشی که معلم در ساختن آینده کشور بر عهده دارد. وقتی فاصله میان اهمیت یک حرفه و وضعیت اقتصادی صاحبان آن زیاد شود، این فاصله فقط در زندگی امروز آنان باقی نمی‌ماند؛ به انگیزه نسل بعدی برای انتخاب این حرفه نیز سرایت می‌کند.

انتقاد از وضعیت فرهنگیان و معلمان در شرایط سخت اقتصادی و تبعیض در صدای معلم

جوانی که از یک سو از جایگاه والای معلم سخن می‌شنود و از سوی دیگر، معلمی را می‌بیند که پس از پایان مدرسه برای تأمین معاش به شغل دوم روی آورده است، با یک تناقض جدی روبه‌رو می‌شود. از او خواسته می‌شود علم بیاموزد، تخصص پیدا کند و برای آینده کشور آماده شود؛ اما آنچه در زندگی واقعی برخی معلمان می‌بیند، ممکن است تصویر دیگری از ارزش‌گذاری اجتماعی بر این مسیر در ذهن او بسازد. اینجاست که مسئلۀ معیشت امروز، به مسئلۀ سرمایۀ انسانی فردا تبدیل می‌شود.

اگر در برخی دستگاه‌ها امکان ترمیم حقوق، ایجاد مزایای جدید و حمایت‌های رفاهی وجود دارد، انتظار می‌رود وضعیت فرهنگیان نیز با همان میزان جدیت و حساسیت بررسی شود.

سخن بر سر برخورداری یک گروه از امتیازی خاص نیست؛ سخن بر سر آن است که دشواری‌های اقتصادی نباید برای یک گروه به «وضعیت دائمی» تبدیل شود، در حالی که برای دیگران راه‌های جبرانی بیشتری وجود دارد.

سیاست‌گذاری در شرایط دشوار، بیش از هر زمان دیگری نیازمند اولویت‌بندی عادلانه است. منابع ممکن است محدود باشند، اما شیوه توزیع منابع و تعیین اولویت‌ها، تصمیمی مدیریتی است. نمی‌توان همه مشکلات را یک‌باره حل کرد؛ اما می‌توان تصمیم گرفت که کدام مسئله نباید بیش از این به حال خود رها شود.

وضعیت معیشتی معلمان از همین جنس است. هر سال که فشار اقتصادی بیشتر می‌شود و پاسخ مؤثری برای آن شکل نمی‌گیرد، بخشی از توان و انگیزه نیروی انسانی آموزش و پرورش فرسوده می‌شود. این فرسایش ممکن است در کوتاه‌مدت در آمارها دیده نشود، اما آثار آن به‌تدریج در کیفیت تدریس، انگیزه شغلی، ماندگاری نیروهای توانمند و حتی تصویر اجتماعی حرفه معلمی آشکار خواهد شد.

انتقاد از وضعیت فرهنگیان و معلمان در شرایط سخت اقتصادی و تبعیض در صدای معلم

وزیر آموزش و پرورش، به عنوان عضو شورای حقوق و دستمزد، در جایگاهی قرار دارد که می‌تواند مطالبات فرهنگیان را در سطح تصمیم‌گیری‌های کلان پیگیری کند. انتظار از این جایگاه، تنها بیان دشواری‌های موجود نیست؛ پیگیری راهکارهایی است که بتواند بخشی از این فاصله را کاهش دهد. فرهنگیان بیش از وعده‌های تازه، به تصمیم‌هایی نیاز دارند که اثر آن را در زندگی واقعی خود ببینند؛ تصمیم‌هایی که نشان دهد مسئله معیشت آنان شنیده شده و در اولویت سیاست‌گذاری قرار گرفته است.

معلمی که پس از پایان مدرسه پشت فرمان می‌نشیند، پیش از آن که یک تصویر خبری باشد، یک هشدار است؛ هشداری درباره فاصله‌ای که میان منزلت اجتماعی یک حرفه و وضعیت اقتصادی صاحبان آن شکل گرفته است. اگر این هشدار جدی گرفته نشود، پیامد آن فقط خستگی یک معلم نخواهد بود؛ این خستگی می‌تواند به کلاس درس راه پیدا کند، بر انگیزه نسل جوان اثر بگذارد و آرام‌آرام سرمایه اجتماعی یکی از مهم‌ترین حرفه‌های کشور را فرسوده کند.

آموزش و پرورش را نمی‌توان با ساختمان و بخشنامه و برنامه اداره کرد؛ ستون اصلی آن معلم است. اگر این ستون زیر فشار معیشت خم شود، نمی‌توان انتظار داشت سقف آموزش کشور همچنان استوار بماند. مسئله امروز، فقط سفره یک معلم نیست؛ سخن از کیفیت مدرسه، امید دانش‌آموز و آینده سرمایه انسانی کشور است.

اکنون پرسش روشن است:

اگر کشور در شرایط سختی قرار دارد، چرا سهم تحمل این سختی در میان کارکنان دولت یکسان نیست؟ و اگر معلم قرار است سازندۀ آینده کشور باشد، آیا زمان آن نرسیده است که معیشت و منزلت او نیز در اندازه این مسئولیت دیده شود؟


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

انتقاد از وضعیت فرهنگیان و معلمان در شرایط سخت اقتصادی و تبعیض در صدای معلم

منتشرشده در اقتصاد

گروه اخبار/

گزارش صدای معلم از زندگی سید جعفر میرحبیبی و از رانندگی اتوبوس تا مدیریت مدرسه

عصر شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، به دعوت خانم مهندس میرحبیبی، دهیار سابق برغان، راهی فاز چهار مهرشهر شدم؛ برای گپ‌وگفتی صمیمانه با استاد سیدجعفر میرحبیبی، معلم پیشکسوت البرز و پدر بزرگوار ایشان.

خانه پدری، حال‌وهوای ایران قدیم را داشت؛ رفت‌وآمد دوستان و بستگان، صمیمیت خانه را دوچندان کرده بود و روی گشاده استاد و شیرینی کلامش، مجال رفتن را از میهمان می‌گرفت.

سیدجعفر میرحبیبی، متولد ۱۳۲۵ روستای وروده برغان، قامتی بلند و کشیده دارد و در جوانی نیز دستی در بوکس داشته است. وقتی از سنش می‌پرسم، با لبخند و چشمکی می‌گوید: «عید امسال ۱۹ ساله خواهم شد!» و همین شوخی شیرین، سرآغاز روایتی می‌شود از نزدیک به هشت دهه زندگی، کار، تحصیل و معلمی.

از وروده برغان به خلج‌آباد کرج می‌آیند. دوران ابتدایی را تا پنجم در مدرسه «جلنگه‌دار وروده» می‌گذراند و سپس در مدرسه محمد یزدی خلج‌آباد و دبیرستان حکیم نظامی کرج ادامه تحصیل می‌دهد.اما مسیر تحصیلش، هموار و بی‌دغدغه نبوده است.مدتی راننده اتوبوس واحد خط شهرآرا بوده و در همان روزگار، پشت اتوبوس و در فرصت‌های میان کار، درس می‌خوانده است. برای او، اتوبوس وسیله معاش بود و کتاب، وسیله عبور از محدودیت‌ها.دیپلم می‌گیرد و پس از انقلاب، در نخستین دوره‌های دانشگاه آزاد کرج، در رشته الهیات تحصیل کرده و موفق به دریافت مدرک کارشناسی می‌شود. در کنار تحصیلات دانشگاهی، تحصیلات حوزوی را نیز دنبال می‌کند و در مقاطعی با لباس روحانیت به کلاس درس می‌رود.

مشق معلمی استاد از تنکمان نظرآباد آغاز می‌شود و سپس در مدارس مختلف دخترانه و پسرانه غرب استان تهران، از دهخدا و رجایی و دستغیب تا اشتهارد، ادامه می‌یابد.الهیات، دینی، عربی، زبان انگلیسی و دیگر دروس، سال‌ها میدان تدریس او بوده‌اند.

در میان شاگردان پرشمارش، نام شهید محمدحسین فهمیده نیز به چشم می‌خورد؛ نوجوانی که بعدها نامش در تاریخ ایران ماندگار شد. اواخر دهه ۷۰، مدیریت مجتمع آموزشی ۲۲ بهمن فاز پنج مهرشهر را برعهده می‌گیرد؛ مجموعه‌ای که امروز «باقرالعلوم» نام دارد. مدرسه آن روزها با شلوغی و بی‌نظمی روبه‌رو بود؛ اما استاد با اقتدار و تجربه‌ای که از سال‌ها معلمی اندوخته بود، نظم را به مجموعه بازمی‌گرداند و سرانجام به عنوان مدیر نمونه استان تهران انتخاب می‌شود.

یکی از خاطرات شنیدنی استاد به دوران حضورش در دبیرستان شهید رجایی بازمی‌گردد؛ روزی با لباس روحانیت وارد مدرسه شد و با هو کردن دانش‌آموزان روبه‌رو شد. اما فردای آن روز، سر صف ایستاد و با آنان سخن گفت؛ سخنانی که چنان بر دل دانش‌آموزان نشست که اشک از چشمان شان جاری شد.

شاید همین خاطره، خلاصه‌ای از فلسفه معلمی او باشد: اقتدار، اگر با ارتباط انسانی و کلام نافذ همراه شود، سرانجام راه خود را به دل‌ها باز می‌کند.

در بخشی دیگر از خاطراتش، از دوران جوانی و سربازی می‌گوید؛ از ماجرای سوءتفاهمی بر سر یک جمله ترکی که به دعوا انجامید؛ و جالب آن که سال‌ها بعد، خود به آموزش زبان ترکی پرداخت.

سخن که به خانواده می‌رسد، استاد از همسر نخست اش یاد می‌کند که سال‌هاست به رحمت خدا رفته و حاصل زندگی مشترک شان، شش فرزند صالح است. مکثی می‌کند، نفسی عمیق می‌کشد و تنها می‌گوید:«خانم خوب لنگه نداره.»بعضی جمله‌ها کوتاه‌اند، اما پشت همان چند کلمه، یک عمر زندگی و دلتنگی پنهان است.

استاد در سال‌های جنگ، سه دوره در جبهه حضور داشته و خاطرات بسیاری از آن روزها در سینه دارد؛ خاطراتی از نسلی که جنگ را نه در قاب روایت‌ها، که در متن زندگی تجربه کرد.

خانم میرحبیبی از شاگردان پدر نیز می‌گوید؛ شاگردانی که امروز در سراسر استان و کشور پراکنده‌اند؛ از پزشک تا تعمیرکار. گاه اتفاقی در گوشه‌ای از شهر با یکی از آنان برخورد می‌کنند؛ تقریباً همیشه با یک مضمون مشترک: رضایت، احترام و خاطره‌ای ماندگار از استاد.

استاد میرحبیبی سال ۱۳۸۳ از ناحیه سه کرج بازنشسته شد و پس از بیماری همسرش، به تدریج از مدیریت و تدریس فاصله گرفت.اما بازنشستگی برای او، پایان معلمی نبود.معلمی از آن حرفه‌هایی است که حکم بازنشستگی نمی‌تواند به پایانش برساند؛ چرا که بخشی از معلم در کتاب و دفتر باقی نمی‌ماند، بلکه در شخصیت شاگردانش ادامه پیدا می‌کند.

وقتی از خانه پدری بیرون می‌آیم، بیش از آنکه به کارنامه اداری استاد فکر کنم، به مسیر زندگی‌اش می‌اندیشم؛ از وروده برغان تا خلج‌آباد، از پشت فرمان اتوبوس تا دانشگاه، از کلاس درس تا مدیریت مدرسه و از مدرسه تا جبهه.

شاید زیباترین تعریف برای استاد سیدجعفر میرحبیبی همین باشد:

معلمی که سال‌هاست از کلاس درس بازنشسته شده، اما هنوز از حافظه شاگردانش بازنشسته نشده است.

گزارش صدای معلم از زندگی سید جعفر میرحبیبی و از رانندگی اتوبوس تا مدیریت مدرسه

گزارش صدای معلم از زندگی سید جعفر میرحبیبی و از رانندگی اتوبوس تا مدیریت مدرسه

گزارش صدای معلم از زندگی سید جعفر میرحبیبی و از رانندگی اتوبوس تا مدیریت مدرسه

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش صدای معلم از زندگی سید جعفر میرحبیبی و از رانندگی اتوبوس تا مدیریت مدرسه

منتشرشده در بازنشستگان

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور