گروه گزارش/
آن چه در زیر می آید ؛ پرسش های صدای معلم از علی فرهای سخنگوی وزارت آموزش و پرورش به همراه پاسخ ایشان در نشست خبری است که به مناسبت گرامی داشت « روز خبرنگار » یکشنبه 18 مرداد در مدرسه امام علی ( ع ) در خیابان کاشان شهرک شهید نامجو برگزار گردید .
جستارگشایی

با افتخار، دانشآموخته ریاضیات دانشگاه خوارزمیام؛ دانشگاهی که برای من صرفاً نامی در کارنامه تحصیلی نیست، بلکه بخشی از هویت علمی، فکری و فرهنگی من است؛ دانشگاهی با بیش از یک قرن پیشینه، خاستگاه چهرههای اثرگذار علم و فرهنگ و یکی از ریشههای تاریخی آموزش عالی نوین ایران.
خوارزمی در گذر بیش از یک قرن، نه تنها خود بخشی از تاریخ آموزش عالی کشور بوده، بلکه در شکلگیری و بالندگی بسیاری از نهادهای علمی و دانشگاهی ایران نیز نقش داشته است. امروز اما پرسش مهم این است که آیا جایگاه کنونی این دانشگاه با میراث تاریخی، سرمایه انسانی و ظرفیتهای علمی آن تناسب دارد؟ و مهمتر از آن، خوارزمی چه نقشی میتواند در حل مسائل امروز و ساختن آینده البرز ایفا کند؟
بی برقی هم حریف ما نشد
هجدهمین نشست تخصصی فراکسیون اصلاحطلبان خانه احزاب استان البرز، عصر دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، با حضور دکتر بیژن عبدالهی رییس دانشگاه خوارزمی، معاونان و مشاوران دانشگاه و جمعی از دبیران احزاب، فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و اصحاب رسانه برگزار شد.
خاموشی برق و گرمای سنگین نیز نتوانست از شور و حضور حاضران بکاهد. حاضران شش طبقه برج رضا را پیمودند تا پای سخن دانشگاهی بنشینند که بیش از یک قرن از تاریخ آموزش عالی ایران را در حافظه خود دارد.
دکتر عبدالهی، دانشآموخته مدیریت آموزشی دانشگاه خوارزمی، در این نشست تصویری واقعبینانه از دانشگاهی ارائه کرد که به تعبیر او در فراز و فرودهای تاریخی، «خم شده، اما نشکسته است».

خوارزمی؛ دانشگاه جامع و مسئله محور
رئیس دانشگاه خوارزمی، این مجموعه را دانشگاهی ۱۰۸ ساله، از نخستین نهادهای دانشگاهی مدرن ایران و دانشگاهی جامع با حدود ۳۰۰ رشته تحصیلی، مقاطع تحصیلی تا پسادکتری، ۵۱۲ عضو هیئت علمی و حدود ۱۵۰۰ دانشجوی بینالمللی معرفی کرد.
از نگاه عبدالهی، دانشگاه نباید در حصار دیوارهای خود محصور بماند. دانشگاه آینده، «دانشگاه بی دیوار» است؛ دانشگاهی که با جامعه، صنعت، مدیریت شهری و نهادهای عمومی وارد گفتوگویی مستمر شود و از تولید صرف مقاله به سمت حل واقعی مسائل حرکت کند.
اشاره به انجام ۵۲ پژوهش پیرامون مسائل استان، از جمله مطالعات مرتبط با فرونشست البرز، و تأکید بر ظرفیت آزمایشگاه مرکزی، پارک علم و فن آوری و مراکز شتابدهنده، نشان میدهد که خوارزمی ظرفیت تبدیل شدن به یکی از اتاقهای فکر و مراکز حل مسئله استان را دارد.
در البرز صنعتی، این ظرفیت اهمیتی دوچندان دارد. فاصله میان دانشگاه و صنعت باید به همکاری واقعی و پایدار تبدیل شود؛ بهگونهای که مسئله صنعت به پروژه پژوهشی دانشگاه تبدیل شود و دانش دانشگاه نیز در نهایت به راهحل عملی برای صنعت و جامعه بینجامد.

دانشگاه و شهر؛ توافقی برای توسعه متوازن
یکی از مهمترین محورهای نشست، چالشهای دانشگاه خوارزمی با مدیریت شهری کرج و استان بود؛ از توسعه مترو و دسترسیهای پیرامونی گرفته تا پل عابر، ایستگاه حملونقل عمومی، پارک علم و فن آوری و دانشکده مترو.
عبدالهی با صراحت تأکید کرد که دانشگاه خوارزمی مخالف توسعه مترو نیست؛ اما توسعه شهری نیز نباید به قیمت آسیب به هویت، استقلال و میراث تاریخی دانشگاه تمام شود.
کاهش مساحت دانشگاه از حدود ۴۰۰ هکتار به ۱۴۰ هکتار در طول زمان، صرفاً یک آمار جغرافیایی نیست؛ سخن از بخشی از حافظه تاریخی آموزش عالی ایران است. زمین دانشگاه را نمیتوان تنها با مترمربع، قیمت روز و ارزش اقتصادی ارزیابی کرد؛ زیرا بخشی از ارزش آن تاریخی، علمی، فرهنگی و تمدنی است.
از این منظر، هرگونه توافق میان دانشگاه و مدیریت شهری باید بر پایه کارشناسی، شفافیت، منافع متقابل و آیندهنگری شکل گیرد؛ توسعه شهر آری، اما نه به بهای تضعیف سرمایههای علمی و تاریخی آن.

احزاب؛ از تریبون تا حلقه واسط حل مسئله
مهندس ترابیان رییس خانه احزاب استان البرز، نیز با استقبال از برگزاری این نشست، یکی از مشکلات ساختاری مدیریت در کشور را اداره جزیرهای بسیاری از دستگاهها دانست.
وی تأکید کرد توافقات دانشگاه خوارزمی با شورا و شهرداری باید «برد ـ برد» و همهجانبه باشد؛ توافقی که در آن منافع دانشگاه، شهر، شهروندان و توسعه پایدار استان همزمان دیده شود.
ترابیان با اشاره به جایگاه احزاب بهعنوان حلقه واسط جامعه و حاکمیت، آمادگی خانه احزاب را برای مشارکت و میانجیگری در حل مسائل دانشگاه اعلام کرد.
این پیشنهاد میتواند سرآغاز یک گفتوگوی چندجانبه و مؤثر میان دانشگاه، مدیریت شهری، احزاب، نخبگان، صنعت و جامعه مدنی باشد؛ گفتوگویی که هدف آن نه تقسیم منافع، بلکه همافزایی ظرفیتها برای حل مسائل واقعی استان باشد.

فاصله میان توافق و اجرا
دکتر عبدالهی در پاسخ به پرسشهای حاضران، با اشاره به برخی مسائل ساختاری استان گفت: «ناف البرز هنوز کامل از تهران بریده نشده است.»
وی همچنین از اجرا نشدن برخی توافقات گذشته شهرداری با دانشگاه سخن گفت.
به گفته رییس دانشگاه، کانال روباز داخل مجموعه دانشگاه نیز همچنان تعیین تکلیف نشده و افزون بر ایجاد مزاحمت فیزیکی، مشکلات بهداشتی به همراه دارد.
شاید این کانال کوچک، نمادی از یک مسئله بزرگتر باشد؛ فاصله میان تصمیم و اجرا، توافق و تعهد و وعده و عمل.
توسعه واقعی زمانی محقق میشود که تصمیمها از روی کاغذ به میدان عمل برسند.

مسئولیت اجتماعی؛ خیابانی دوطرفه
مسئولیت اجتماعی دانشگاه، یعنی قرار گرفتن دانش، تخصص، آزمایشگاه، فن آوری و سرمایه انسانی آن در خدمت مسائل جامعه؛ اما این رابطه باید دوسویه باشد.
مدیریت شهری و مدیریت استان نیز نباید دانشگاه را صرفاً زمانی به یاد آورند که به زمین، امکانات یا ظرفیتهای فیزیکی آن نیاز دارند.
خوارزمی میتواند شریک راهبردی البرز در حل مسائل شهری، صنعتی، زیستمحیطی، اجتماعی و فن آورانه باشد؛ همانگونه که مدیریت استان و شهر نیز میتوانند زمینه شکوفایی بیشتر ظرفیتهای این دانشگاه را فراهم کنند.
از سوی دیگر، دانشگاه نیز باید بیش از گذشته از انزوا فاصله بگیرد و سرمایه علمی خود را در متن مسائل جامعه به میدان آورد.
هوش مصنوعی و دانشگاه فردا
ضرورت ورود جدی دانشگاه به عرصه هوش مصنوعی نیز از دیگر محورهای قابل تأمل نشست بود.
دانشگاهی با چنین پیشینهای نمیتواند آینده را صرفاً با الگوهای آموزشی و پژوهشی گذشته دنبال کند. خوارزمی باید در یک توازن هوشمندانه، هم حافظ میراث تاریخی و هویت علمی خود باشد و هم پیشگام فن آوریهای نوین، هوش مصنوعی، پژوهشهای مسئلهمحور و اقتصاد دانشبنیان.
دانشگاه آینده، دانشگاهی است که گذشته خود را فراموش نمیکند، اما در گذشته متوقف نمیماند.

سخن پایانی؛ میراثی که باید به آینده سپرده شود
نشست فراکسیون اصلاحطلبان خانه احزاب استان البرز با رییس دانشگاه خوارزمی، صرفاً یک جلسه گفتوگومحور نبود؛ فرصتی بود برای بازخوانی نسبت دانشگاه، شهر، جامعه و حکمرانی.
خوارزمی مانع توسعه البرز نیست؛ میتواند یکی از پیشرانهای اصلی توسعه آن باشد.
شهر نیز نباید رقیب دانشگاه باشد؛ میتواند میدان تحقق مسئولیت اجتماعی و علمی دانشگاه باشد.
احزاب نیز اگر از نقش تشریفاتی عبور کنند، میتوانند به حلقه واسط گفتوگو، مطالبهگری، میانجیگری و حل مسئله تبدیل شوند.
خوارزمی میتواند یکی از مهمترین موتورهای فکری و علمی توسعه استان جوان البرز باشد؛ استانی که برای عبور از چالشهای پیچیده خود، بیش از هر زمان دیگری به دانش، پژوهش، گفتوگو و سرمایه انسانی نیاز دارد.
و شاید جان کلام نشست را بتوان در رویکرد دکتر عبدالهی خلاصه کرد؛ آمادگی کامل دانشگاه جامع خوارزمی برای ورود جدیتر به تعاملات مثبت و سازنده با مدیریت شهری و ایفای نقشی فعالتر در تحولات توسعهای استان البرز.
اکنون زمان آن است که به جای فرسودن این میراث، آن را از گذشته به آینده پیوند بزنیم؛ خوارزمی باید نه فقط بخشی از تاریخ آموزش عالی ایران، بلکه یکی از سازندگان آینده علمی، فرهنگی، فناورانه و توسعهای البرز باشد.
میراثها زمانی زندهاند که برای آینده به کار گرفته شوند؛ و دانشگاه خوارزمی، میراثی است که آینده البرز به آن نیاز دارد.

پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه /

« حسین آخانی ، استاد دانشگاه تهران » در کانال تلگرامی اش نوشت :
« من فکر می کنم وقتی ما در دانشگاه تهران، مرجع و نهاد صدر علم کشور این گونه خرابکاری می کنیم، دیگر آسفالت کردن رودخانه در الیگودرز نباید باعث تعجب شود.
تلخی این اتفاق دو چندان می شود وقتی بدانید که این باغچه درست کنار ورودی معاونت پژوهشی دانشگاه است.
باز تلخی داستان بیشتر می شود وقتی مطلع شدم این ایده توسط همکار متخصصی پیشنهاد شد که رشته اش باغبانی است و خود به دانشجویانش احتمالا اینها را درس می دهد و احتمالا در بسیاری از پروژه ها مشاوره هم می دهد.
بعد از گذشت ۷ ماه از این اتفاق نه مدیر کل پشتیبانی و نه مسئول فضای سبز تغییر نکردند و بغضی که من داشتم این بار نترکید ولی همان طوری که در صدای من حس می کنید، دیگر نمی تواند بترکد و این یعنی خاموشی آخرین نفس هایی است که یک منتقد را به پایان می رساند » .

پایان پیام/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

سی و نهمین اجلاس رؤسای آموزش و پرورش کشور با صدور یک « بیانیه » به کار خود پایان داد .
سی و نهمین اجلاس روسای آموزش و پرورش سراسر کشور، صبح یکشنبه (۲۵ مرداد ۱۴۰۵) با حضور «مسعود پزشکیان» رییس جمهور در اردوگاه آموزشی فرهنگی شهید باهنر آغاز به کار کرد و پس از سه روز به کار خود پایان داد .
در این گونه نشست ها معمولا مسئولان رده نخست نظام شرکت جسته و یا پیامی از آنان در اجلاس قرائت می شود .
ظاهرا برگزاری این اجلاس با تبلیغاتی که می شود برای آن است که نشان دهد که « آموزش و پرورش » برای مسئولان و تصمیم گیرندگان و سیاست گذاران و برنامه ریزان اهمیت دارد اما بر خلاف آن چه « علیرضا کاظمی » وزیر آموزش و پرورش دولت پزشکیان که عنوان می کند :

« توانستهایم آموزش و پرورش را به مسئله اول دولت و حاکمیت تبدیل کنیم و تمام ظرفیتهای دولت را پای کار آموزش و پرورش بیاوریم » ؛ اما اساسی ترین و راهبردی ترین پرسشی که می توان و باید مطرح کرد آن است که :
آیا پس از گذشت حداقل 47 سال از انقلاب اسلامی ؛ آموزش و پرورش در کجای فرآیند سیاست گذاری های کلان قرار دارد ؟
فارغ از تعارفات و سخنرانی های رسمی و کلیشه ای ؛ آیا آموزش و پرورش در نظام جمهوری اسلامی در 10 اولویت نخست قرار دارد ؟

( علیرضا منادی سفیدان ؛ رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی ) آیا با سخنرانی چند مسئول و مقام و بیان حرف های تکراری و کلیشه ای ، آموزش و پرورش اولویت دار می شود و اهمیت پیدا می کند ؟
24 خرداد 1405 ؛ حمید رضا حاجی بابایی نایب رییس مجلس شورای اسلامی، در نشست مجازی مجلس با حضور وزیر آموزش و پرورش، وزیر علوم، تحقیقات و فن آوری و معاون رییسجمهور، با اشاره به چالشهای جدی نظام آموزشی کشور می گوید :
« سهم آموزش و پرورش از بودجه دولت از سال ۱۳۸۲ تاکنون از ۱۵.۶ درصد به ۹ درصد کاهش یافته که این مسئله برای آینده کشور مصیبت بار است » . ( این جا )
اگر واقعا آموزش و پرورش به ادعای مسئولان و وزیر آموزش و پرورش اولویت دولت و حاکمیت شده پس چرا بودجه اش « سیر نزولی » پیدا کرده است ؟
این تناقض اساسی را چگونه باید پاسخ داد ؟

آیا با سخنرانی چند مسئول و مقام و بیان حرف های تکراری و کلیشه ای ، آموزش و پرورش اولویت دار می شود و اهمیت پیدا می کند ؟
هنوز و پس از گذشت نزدیک به 5 دهه ، اصل « آموزش رایگان » مطابق نص صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی محل ابهام و مناقشه است .
تحلیل محتوای بیانیه پایانی سی و نهمین اجلاس رؤسای آموزش و پرورش کشور بر اساس هفت بند نشان از آن دارد که حرف جدیدی در میان نیست و یا حداقل مساله ای را در « کف مدرسه » و واقعیت های بر آمده از آن حل نخواهد کرد . اگرچه گفته شود : « مدرسه، کانون شکلگیری هویت دینی و ملی است » . ( این جا )

در آغاز بیانیه ی پایانی آمده است :
« همچنین از حضور و سخنرانی گرانقدر معاون اول محترم رییس جمهور، رییس محترم کمیسیون آموزش و نمایندگان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی، معاون محترم رییس جمهور و رییس سازمان برنامه و بودجه، وزرای محترم کشور و امور خارجه، رییس محترم دفتر رییسجمهور، رییس محترم شورای اطلاعرسانی دولت و جناب آقای دکتر کاظمی، وزیر محترم آموزش و پرورش تشکر و قدردانی مینماییم.
همچنین از بیانات پرمحتوا و حکیمانه حجتالاسلام والمسلمین قرائتی و حضور و سخنرانی ارزشمند حجتالاسلام والمسلمین حاج علیاکبری، رییس محترم شورای سیاست گذاری ائمه جمعه کشور و نماینده مقام معظم رهبری در اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشآموزان، صمیمانه تشکر مینماییم.
حضور استانداران، نمایندگان محترم ولیفقیه و ائمه جمعه استانها و اعضای محترم شورای معاونین، بر غنای این گردهمایی تاریخی افزود » .

{ توئیت ( ایکس ) زهرا علی اکبری ؛ معاون رسانه مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش )
در این اجلاس ؛ خبرنگاران و رسانه ها هم حضور داشته اما هیچ گونه اشاره ای به آن نشده است . هنوز و پس از گذشت نزدیک به 5 دهه ، اصل « آموزش رایگان » مطابق نص صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی محل ابهام و مناقشه است .
پیش از برگزاری این اجلاس ؛ « صدای معلم » در گزارش خود نوشت : ( این جا )
« سپس میرزاده معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش و رییس ستاد برگزاری سی و نهمین اجلاس روسا آموزش و پرورش سخنرانی کرد .
میرزاده در بخشی از سخنان خود گفت که در سال قبل یک نظرسنجی از میان 1000 مخاطبی که در اجلاس شرکت کرده اند برگزار شده و اکثریت از آن رضایت داشته اند .
« علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم » در پرسش خود چنین مطرح کرد که شما خودتان این نشست را برگزار کرده و خودتان هم به خودتان نمره مثبت داده اید ؟
این که نظرسنجی نمی شود و اعتبار آن زیر سوال است .
میرزاده در پاسخ گفت : من رشته ام پژوهشگری است و یک ذره روایی و اعتبار را می فهمم .
جسارتا این یک موضوع تخصصی است اگر بخواهیم در مورد اعتبار صحبت کنیم .
اما ؛
این گزارش سال قبل است . تک تک سخنرانان ، تک تک برنامه ها ، به اسم ؛ حالا کی ها پاسخ دادند ؟
حالا چه کسانی پاسخ دادند ؟

کسانی که در همایش بوده اند . یک کسی که در همایش حضور نداشته است ، اطلاع ندارد .
این افراد که روسای آموزش و پرورش هستند و اعضای شورای معاونین استان هستند ، تک تک و مکتوب فرم نظرسنجی را پر کردند .
یکی از همکاران ما صاحب نظر است .
تجزیه و تحلیل این ها در دست من است .
این را من می گویم . برویم از مردم بپرسیم که نظر شما چیست ؟ این که نمی شود .
پورسلیمان در مقابل گفت که آیا از خبرنگاران حاضر در نشست نظرسنجی کردید ؟
میرزاده پاسخ داد : نه . نه . لازم باشد انجام می دهیم .
پورسلیمان پرسید که مگر خبرنگاران ذی نفع نیستند ؟

میرزاده پاسخ داد : هیچ مشکلی نیست .
عرض کردم . نه به عنوان مسئول بلکه به عنوان یک پژوهشگر عرض می کنم . یک کار علمی انجام گرفته است . نظرسنجی شده است .
آن نظرسنجی هم مکتوب بوده . اسنادش هم موجود است . حداقل 70 درصد و حداکثر 90 درصد از برنامه ها اظهار رضایت کردند .
میانگین نزیک به 80 درصد اظهار رضایت کردند .
چه کسانی ؟ مخاطبین برنامه .
اما این که می گویید از خبرنگاران پرسیده شود ؛ پیشنهاد خوبی است . امسال به خبرنگاران زحمت می دهیم و می پرسیم » .

« صدای معلم » در این نشست و البته در نشست های پیشین این اجلاس ها تاکنون شرکت نکرده است اما بر خلاف آن چه میرزاده در آن نشست خبری عنوان کرد و قول داد ؛ هیچ گونه نظرسنجی از خبرنگاران در مورد این اجلاس به عمل نیامد .
« رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون » .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
معلم تاریخ
یک پرسش ساده:
اگر ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یک نقشه از پیش طراحیشده و کاملاً قطعی بود، چرا اسناد محرمانه همان روزها از شکست، تردید، نگرانی و تغییر ارزیابی سخن میگویند؟
ما معمولاً تاریخ را از انتها به ابتدا میخوانیم. میدانیم مصدق سقوط کرد؛ بنابراین وقتی به ۲۸ مرداد نگاه میکنیم، همه چیز برایمان از ابتدا روشن و اجتنابناپذیر به نظر میرسد. اما کسانی که در ۲۷ و ۲۸ مرداد درگیر ماجرا بودند، آینده را نمیدانستند.
و این تفاوت بسیار مهم است.
در یکی از اسناد رسمی آمریکا، مربوط به ۱۸ اوت ۱۹۵۳، برابر با ۲۷ مرداد ۱۳۳۲، عملیات علیه مصدق شکستخورده ارزیابی شده و توصیه شده بود آمریکا وارد عملیات دیگری نشود که بتوان آن را به آمریکا نسبت داد.
یک روز بعد، وضعیت تغییر کرد.
در اسناد ۱۹ اوت، یعنی ۲۸ مرداد، گزارشهای مربوط به وضعیت شاه، زاهدی، ارتش و خیابانها نشان میدهد که مسئله دیگر فقط اجرای یک طرح از پیش تعیینشده نیست؛ مسئله، چگونگی تغییر موازنه قدرت و سپس تثبیت وضعیت جدید است.
و روز بعد، CIA از موفقیت عملیات سخن میگوید و به مأموران خود در تهران تبریک میفرستد.
پس با یک توالی بسیار معنادار روبهرو هستیم :
۲۷ مرداد: شکست
۲۸ مرداد: بحران و تغییر موازنه
۲۹ مرداد: تثبیت و اعلام موفقیت
این سه نقطه، شاید از صدها صفحه روایت بعدی برای آموزش تاریخ مهمتر باشند.
زیرا به ما یادآوری میکنند که نتیجه تاریخی با فرایند تاریخی یکی نیست.
ما تاریخ را از آینده میخوانیم .

دانشآموز امروز میداند که مصدق سقوط کرد. میداند شاه باقی ماند. میداند زاهدی نخستوزیر شد. میداند در نهایت کدام طرف پیروز شد. بنابراین تصمیمهای بازیگران آن روز برای او ساده به نظر میرسد.
اما انسان تاریخی چنین اطلاعاتی نداشت. او نمیدانست فردا چه خواهد شد. نمیدانست طرح موفق میشود یا شکست میخورد. نمیدانست ارتش چه خواهد کرد. نمیدانست خیابان به کدام سو خواهد رفت.
نمیدانست شاه خواهد ماند یا خواهد رفت.
او در شرایطی تصمیم میگرفت که آینده برایش ناشناخته بود.این شاید یکی از مهمترین تفاوتهای «دانستن تاریخ» و «فهمیدن تاریخ» باشد.۲۸ مرداد را نباید فقط یک «روز» دید.

ما معمولاً میگوییم:
۲۸ مرداد ۱۳۳۲ کودتا شد.
اما اگر اسناد را به ترتیب زمانی بخوانیم، با یک فرایند روبهرو میشویم:
طرح
↓
اقدام
↓
شکست
↓
ارزیابی مجدد
↓
اقدام دوباره
↓
تغییر موازنه
↓
پیروزی
↓
تلاش برای تثبیت
این تصویر، بسیار پیچیدهتر از یک جمله در کتاب تاریخ است.
و شاید دقیقاً همین پیچیدگی است که باید به کلاس تاریخ وارد شود.

یک آزمایش ساده برای کلاس
به دانشآموز نگوییم: «علل کودتای ۲۸ مرداد را بنویسید.» بلکه اسناد ۲۷ مرداد را در اختیار او بگذاریم و بپرسیم: شما در روز ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ هستید. هنوز نمیدانید فردا چه اتفاقی خواهد افتاد. بر اساس اطلاعات موجود، احتمال موفقیت هر طرف را چگونه ارزیابی میکنید؟سپس اسناد ۲۸ مرداد را بدهیم.
دوباره بپرسیم:
آیا ارزیابی شما تغییر کرد؟ چرا؟
و بعد اسناد روز بعد را در اختیارش قرار دهیم.
اکنون سؤال دیگری:
چه چیزی باعث شد ارزیابی شما از «احتمال» به «نتیجه» تبدیل شود؟در این لحظه دانشآموز دیگر صرفاً تاریخ نمیخواند.
او در حال بازسازی یک وضعیت تاریخی است. اینجا مفهوم مهمی وارد آموزش تاریخ میشود:
«عدم قطعیت»
یکی از مشکلات پنهان آموزش تاریخ این است که دانشآموز همه چیز را قطعی میبیند. اما تاریخ برای انسانهایی که درون آن زندگی میکردند، قطعی نبود. اگر نتیجه از قبل معلوم بود، شکست معنایی نداشت. اگر نتیجه از قبل معلوم بود، تصمیمگیری معنایی نداشت.
اگر نتیجه از قبل معلوم بود، ریسک وجود نداشت.
اما اسناد ۲۷ مرداد نشان میدهند که حتی در اردوگاه آمریکا، عملیات شکستخورده تلقی شده بود.
پس پرسش مهم این نیست که:
«چرا کودتا موفق شد؟» بلکه باید ابتدا پرسید:«چگونه وضعیتی که در ۲۷ مرداد شکستخورده تلقی میشد، در فاصلهای کوتاه به موفقیت تبدیل شد؟» این سؤال، دانشآموز را مجبور میکند به رابطه میان عوامل فکر کند.

«علت» کافی نیست؛ «وزن علت» مهم است
در آموزش تاریخ معمولاً میگوییم:
علل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی و خارجی.
اما آیا همه این عوامل به یک اندازه اهمیت داشتند؟ آیا همه آنها شرط لازم بودند؟ اگر یکی از آنها حذف میشد، نتیجه حتماً تغییر میکرد؟
اینجا میتوان یک تمرین جدید طراحی کرد:
به دانشآموز پنج عامل بدهیم و بگوییم:
برای هر عامل وزن علّی تعیین کنید؛ مجموع امتیازها باید ۱۰۰ باشد.سپس از او بخواهیم توضیح دهد:چرا این عامل ۳۰ درصد است و آن عامل ۱۰ درصد؟
و بعد سؤال نهایی:
اگر مهمترین عامل حذف میشد، آیا ۲۸ مرداد باز هم رخ میداد؟
اینجاست که دانشآموز با مفهومی روبهرو میشود که در بسیاری از پاسخهای حفظی جایی ندارد: علیت تاریخی.
تاریخ را از «نتیجه» به «لحظه تصمیم» برگردانیم
شاید یکی از بهترین تمرینها برای آموزش ۲۸ مرداد این باشد که دانشآموز را به سال ۱۳۳۲ ببریم و اطلاعات امروز را از او بگیریم.
به او بگوییم:
تو نمیدانی فردا چه خواهد شد. تو نمیدانی چه کسی پیروز میشود.تو فقط همین اسناد را در اختیار داری. حالا تصمیم بگیر.این کار یک تغییر اساسی در ذهن دانشآموز ایجاد میکند.
او دیگر تاریخ را به شکل داستانی که پایانش از قبل نوشته شده نمیبیند.
تاریخ تبدیل میشود به مجموعهای از:
انتخابها، محاسبات، ترسها، اطلاعات ناقص، امیدها، اشتباهات و نتایج پیشبینینشده.
شاید بزرگترین خطای ما در تدریس تاریخ این باشد که گذشته را بیش از اندازه قطعی نشان میدهیم
وقتی میگوییم: «۲۸ مرداد اتفاق افتاد.»دانشآموز فقط نتیجه را میبیند.
اما وقتی اسناد را به ترتیب زمانی مقابل او قرار میدهیم، میبیند که برای کسانی که در آن لحظه زندگی میکردند، نتیجه هنوز معلوم نبود.
این همان لحظهای است که تاریخ از «حفظ کردن» فاصله میگیرد و به تفکر تاریخی نزدیک میشود.

پیشنهاد من به معلمان تاریخ
یک بار ۲۸ مرداد را بدون آن که ابتدا روایت نهایی را برای دانشآموز تعریف کنیم، تدریس کنیم.
فقط اسناد را به ترتیب تاریخ روی میز بگذاریم.
۲۵ مرداد.
۲۶ مرداد.
۲۷ مرداد.
۲۸ مرداد.
۲۹ مرداد.
و از دانشآموز بخواهیم در هر مرحله پاسخ دهد:

چه میدانم؟
چه نمیدانم؟
چه احتمالاتی وجود دارد؟
کدام بازیگر چه گزینههایی دارد؟
کدام تصمیم میتواند وضعیت را تغییر دهد؟
و سرانجام:
چه چیزی باعث شد یک احتمال به یک واقعیت تبدیل شود؟
این روش، دانشآموز را از «تماشاگر گذشته» به بازسازنده گذشته تبدیل میکند.
شاید سؤال نهایی همین باشد .ما سالها از دانشآموز پرسیدهایم: «۲۸ مرداد چه بود؟» شاید وقت آن رسیده است بپرسیم: «اگر در ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ زندگی میکردی، از کجا میفهمیدی فردا ۲۸ مرداد چه خواهد شد؟» این سؤال ساده، یک تغییر بزرگ در آموزش تاریخ ایجاد میکند.
زیرا به دانشآموز یاد میدهد که تاریخ فقط مجموعهای از وقایع قطعی نیست.
تاریخ، در لحظه وقوعش، آیندهای ناشناخته است.
و شاید وظیفه معلم تاریخ فقط این نباشد که به دانشآموز بگوید:
«چه اتفاقی افتاد؟»
بلکه باید به او بیاموزد:
«چگونه انسانی را بفهمیم که هنوز نمیدانست چه اتفاقی خواهد افتاد؟»
۲۸ مرداد را شاید نباید فقط به دانشآموز آموخت؛ باید او را برای لحظهای در ۲۷ مرداد نشاند و از او پرسید:«حالا فکر میکنی فردا چه خواهد شد؟»


***
صدای معلم :
سخنرانی دکتر مصدق با بغض به یاد شهدای 30 تیر :
اگر در این حادثه عده ای از عزیزترین فرزندان ما به درجه شهادت رسیده اند برای وصول به هدف مقدسی بود که این قیام ملی در پیش داشت....
این ملت آنجا که پای شرافت و استقلال مملکت در میان باشد مرگ را به زندگانی آلوده به ننگ و رسوایی ترجیح می دهد.
اگر زندگی توام با آزادی و استقلال نباشد به قدر پشیزی ارزش ندارد.
آرزوی ما در حفظ استقلال و تجدید دوران مجد و عظمت دیرین این کشور باستانی هرچه زودتر تحقق پیدا کند.....
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید