- ماهنامه دانشمند
او (جیمز) فلسفه را از کلاس های درس بیرون کشید و در زندگی روزمره به کار انداخت. می گفت هر یک از ما فیلسوف هستیم/ فکر درست، آن است که به موفقیت ما در زندگی بینجامد؛ و ایمان و اعتقاد درست آن است، که به تحقق یافنن هدف های ما در جهان و زندگی کنونی منتهی شود/ فلسفه ام به من تعلیم داد تا حد زیادی در خانه ام آرام تر باشم/ فلسفه پراگماتیسم به طور خلاصه عبارت است از دعوت به فعالیت فردی برای تکمیل بنای دنیایی بهتر/ " هر گاه معلمان و مربیان، دیدگاه های ویلیام جیمز را ... به دقت می خواندند ما اکثر مشکلات تربیتی فعلی را نداشتیم/ تربیت در گذشته حالت ارتجاعی داشته است زیرا یافته های روان شناسی را در نظر نگرفته است/ معلم، بر حسب فلسفه جیمز، باید از مطلق اندیشی بپرهیزد. از آن جا که خود جائزالخطاست وظیفه دارد که مانند یک راهنما و یک دوست رفتار کند. در کلاس هیچ گاه نباید جزمی بودن مورد تشویق قرار گیرد/ معلم واقعی ماموریت جهانی دارد و وظیفه او تنها این نیست که محصلان را تعلیم دهد و هم خود را وقف خیال بافی سازد بلکه باید به عده زیادی از مردم برسد تا دموکراسی شیوه فعال زندگی شود
" می خواهیم بدانیم در دوره مدرن و پسا مدرن ، تعلیم و تربیت به چه شکلی در می آید ؟
در بررسی تاریخی ، به یک دوره ماقبل تاریخ می رسیم . در این دوران ، انسان های ابتدایی می توانستند با خودشان ارتباط داشته باشند .
پس از آن ، دوره کشاورزی را داریم . در این عصر ، ما سازمان ها را داریم . در دوره جدید ( صنعتی ) به عصر نوآوری ها می رسیم . پس از آن به یک دوره شناختی می رسیم و پس از آن دوره اکولوژیک مطرح می شود . دوره " سینرژی " و دست آخر امگا دوره های بعدی هستند .
در دوره کشاورزی ، تصور آدم ها محدود ( ( local ) بوده است . ویژگی های قرون وسطی مشخصه این دوران است . به دوره صنعتی که می رسیم ، دولت های ملی شکل می گیرند و عصر روشنگری است . در آموزش یا دانشگاه ، خردگرایی اتفاق می افتد .
در دوره برتر به عصر دانش یا معرفت می رسیم . واژه " گلوبالیسم " برای علم در این دوره شکل می گیرد . دانشگاه ها اسم شان عوض می شود و کارکرد ترنسفورمیسم پیدا می کنند .
به عبارت دیگر ، اگر قبلا دانشگاه بر اساس عقاید ، مذهب و یا ایدئولوژی شکل گرفته بود بعدا خرد گرا می شود و در دوره آخر ، جایی برای انسجام و ادغام است .
در دانشگاه ، یک سری متدهای سنتی شکسته می شود و مرز بین خود و دیگری شکسته می شود . مرز بین طبیعت و فرهنگ ، مرز بین یک وجهی و جند وجهی ، واقعی و مجازی ، انسان و ماشین ، جاندار و بیجان و... شکسته می شود . حتی مرز ماتریالیسم تاریخی مارکس نیز شکسته می شود .
در جامعه ای که دانش محور است ، تعلیم و تربیت نیاز به سرمایه هایی دارد . این سرمایه ها می توانند مصرفی ، زبانی ، اجتماعی ، فرهنگی ، دانشی ، اجتماعی ، طبیعی و...باشند .
از نظر فرهنگی در پست مدرنیسم ، هر چیزی که اتفاق می افتد به آن شک می کنیم ، به روایات تاریخی شک می کنیم ، به قضایا شک می کنیم ، در حالی که در دوره مدرنیسم ، روایت استادانه پذیرفته شده بود . درپست مدرنیسم یا عصر جدید بر خلاف دوره قبل ، داشتن اصالت و هویت واحد رقیق تر می شود ، ایمان به اساطیر ، ایدئولوژی ، سلسله مراتب طبقاتی و اجتماعی که در دوره مدرنیسم پایه ای برای اتحاد پنداشته می شد در عصر جدید ، رنگ می بازد . در مدرنیسم ، طبقه بالا در مقابل پایین قرار می گرفت در حالی که در پست مدرنیسم ، سلطه طبقه بالا بر پایین رنگ می بازد .
از ویژگی های دیگر این دوره می توان به این موارد اشاره کرد : تعامل در پست مدرنیسم از طریق وسایط ارتباطی صورت می گیرد ، تصادفی بودن و سیالیت داشتن ، بازی گونگی ، کنایه زدن و چالش با جدیت های رسمی ، واژگون سازی جدیت ، پیوند ژانر های بی قید تا فرهنگ های ترکیبی و...
در مدرنیسم ، دانش دایره المعارفی داریم و آدم های سعی می کنند تا به کمال دست پیدا کنند اما در پست مدرنیسم ، زمانی که انسان ها احساس نیاز کنند به طرف آن می روند . دانش در مدرنیسم جنبه متمرکز داشت اما در دوره بعد از آن منتشر و توزیع می شود .
نقش مدرس ( معلم ) در پست مدرنیسم ، " تسهیل گرانه " است به خاطر تجربه ای که دارد و از این مجرا معرفت خلق می شود اما در مدرنیسم ، معلم انتقال دهنده معرفت بود .
در مدرنیسم ، مدرسین فرض می کردند که انسان دارای طرحی است که باید از طریق آزمون های موجود ، هوش او مورد آزمون قرار گیرد و سنجش شود اما در پست مدرنیسم ، این آزمون ها مورد سوال قرار می گیرد و تعریف هوش بر خلاف قبل ، خیلی گسترده تر می شود .
در تعلیم و تربیت سنتی ، یادگیری به صورت خطی ، پیاپی و مستمر است ، یک برنامه خاص برای همگان است ،یک مدرس برای چندین درس است ، حداقل تعامل وجود دارد ، طرف مقابل را نمی شناسیم ، پای بندی به یک درس ثابت وجود دارد که باید در زمان مشخصی به پایان برسد اما در دوره نوین ، یادگیری می تواند به صورت غیر مستمر و غیر پیاپی وجود دارد و دروس و برنامه ها با توان دانش آموزان سازگار و تنظیم می شود ، سلیقه های متفاوت وارد چرخه آموزش می شود ، یادگیری مدرس از دانش جو امکان پذیر است ، یادگیری دانش جو از دانش جو امکان پذیر است ، از شبیه سازی استفاده می شود و عدم پای بندی به زمان و مکان ثابت ار ویژگی های دوره نوین است .
در تعلیم و تربیت آینده ، همه یادگیرنده و دانش جو هستند ، دسترسی همگانی به فن شناسی ؛ رایانه ، اینترنت وجود دارد ، روند یادگیری بلند مدت ، بدون وقفه است . دسترسی فزآینده به مواد آموزشی در خانه ، محیط کار و... وجود دارد ، تقاضا برای تعلیم و تربیت در هر زمانی وجود دارد ، دانش جو محوری است ، حداقل کنترل از طریق مدرس صورت می گیرد ، مشارکت وجود دارد و نقش دانشگاه تامین ظرفیت برای یادگیری و نوآوری خواهد بود .
بر این اساس ، وقتی از توان مند کردن افراد صحبت می کنیم به معنای ارتقای ظرفیت های یادگیری است . باید تفکر را به انسان ها یاد بدهیم که بر اساس داده ها فکر کنند و خلاقیت داشته باشند ، اگر فقط سخنرانی کنیم و دانش جو را به قرائت محدود کنیم ، یادگیری منفعلانه می شود . باید گروه های مطالعاتی داشته باشیم . باید آزمایشگاه های مجازی داشته باشیم . باید تاکید بر خلق دانش باشد و نه بازتولید آن . باید که از خودشان ابتکار داشته باشند و داده ها را پردازش کند .باید دانش جو با اهداف یادگیری درگیر شود . باید بدانیم که نیازهای دانش جو چیست ؟باید دیدگاه های متفاوت برای بهره گیری از شیوه های گوناگون یادگیری در دسترس قرار داده شود .
وقتی راجع به شیوه های تغییر صحبت می کنیم باید بدانیم که اصولا تغییر مشکل است . آدم ها باید به چیزی که یاد می گیرند اعتقاد داشته باشند .
نتیجه گیری کلی و نهایی من این است که در عصری زندگی می کنیم که به سرعت در حال تحول است ، اقتضائات آن به سرعت دارد عوض می شود . وسائل جدیدی با خود می آورد که ما با آن ها می توانیم پارادایم های جدیدی را در تعلیم و تربیت پایه گذاری کنیم و این پارادایم ها ممکن است شکسته شدن فرهنگی باشد و در این جا نقش ها تغییر می کند . نقش استاد و یا معلم " تسهیل گر " است و هدف ساختن انسان های پرسش گر .
هر گونه تربیت، هنگامی موثر و سودمند خواهد شد که بر نیازهای اساسی محصلان مبتنی باشد و به خود شکوفایی منتهی گردد/ ه حاکمان و مسئولان ممالک و دست اندکاران امور تربیت هرگز نبایستی انسان و انسانیت، آزادی فکر، اراده، استقلال نظر و انتخاب را فراموش نمایند/ در جهان امروز، هیچ کس به هیچ عنوان و در هیچ جای جهان نباید از نعمت تحصیل تا آن جا که می تواند و می خواهد محروم شود/ تاسیس مدارس رنگارنگ به هر نام و به هر شکل که فرصت بهره مندی از آموزش- پرورش را برای برخی دشوار و حتی غیر ممکن می سازد، خلاف سیستم تربیتی انسان گرایی است/ مسئولان امر علاوه بر تامین نیازهای اساسی و اولیه می بایستی در جهت تامین و بسط و گسترش نیازهای برتر "فرانیازها" هم بکوشند
بسیاری از ما در جمع های خودمانی و یا اجتماعاتی که فقط قرار است حرفهای فی البداهه زده شود و در صورت بروز خطا به راحتی میتوان آن را انکار کرد ؛ گوی سبقت را از همه می رباییم و شاید فرصت حرف زدن به دیگران ندهیم/ اما اگر از ما بخواهند حرفهایمان را بنویسیم ، از آن طفره میرویم/ با نوشتن بهتر میتوانیم مقصودمان را منتقل کنیم / آموزش انشا هم در مدارس با همین هدف انجام میگیرد و بسیار ارزش مند است/ صرفا دوباره ارسال کردن مطالبی که به دستمان میرسد بدون هیچ گونه تعمق و دخل و تصرف در آن !/ ما هرگز نظر و سخنی در هیچ کدام از آنها بیان نمیکنیم ، گویی هیچ کدام از آنها به ما مربوط نمیشود/ اگر در جایی فرصت حرف زدن شفاهی برایمان فراهم شد میتوانیم ساعتها نظر دهیم که البته خود این نیاز به آسیب شناسی جدی دارد/ ما فرهنگی هستیم و از ما انتظار میرود مشکلات مان را به بهترین شکل فرهنگی حل کنیم/ از یک جامعه فرهنگی توقع رفتار متفاوتی وجود دارد/ بتوانیم از دیگران انتقاد کنیم بدون آنکه به آنها توهین کرده باشیم/ ما زمانی میتوانیم رشد کنیم و به یک قدرت متحد تبدیل شویم که روش گفت و گوی سالم و مفید را حداقل در این فضای ایجاد شده که عمر جاودان هم نخواهد داشت فراگرفته باشیم
رشد و تکامل طبیعی و سالم کودک و نوجوان فقط در محیط آزاد و آرام انجام می گیرد و بایستی به کودک به منزله ی یک انسان نگریست نه یک شیء/ دیگر تربیت فکری محض کافی نیست بلکه محصلان باید افرادی اندیشمند، کارآمد، مسئولیت پذیر، خوش ذوق و با احساس بار آیند و محتوای برنامه های درسی حتما باید با نیازهای روز محصلان هماهنگی داشته باشد/ هر گاه کودک را از فعالیت های آزاد محروم کنیم طبعا از حقایق و وقایع بدیهی جهان که مبنا و تکیه گاه آموزش و پرورش است بی خبر خواهد ماند و همه ی اطلاعاتی که مدرسه در اختیارش می گذارد، سست و سطحی خواهند بود/ کودکی که شخصا انجام نمی دهد یاد نمی گیرد که چگونه انجام دهد/ راز نفوذ او پاکی عشق به کودکان بود. او به نیازها و علائق آنان سخت حساس بود و مرکزی ترین جایگاه در زندگی خود را به آنان داده بود/ مدارس خود را به شکل محیطی درآورد که آنجا کودکان بتوانند مستقل از بزرگ سالان رشد کنند، آزادانه عمل کنند و با آهنگ گام خویش پیش بروند/ کودک و نوجوان یاد می گیرد چگونه از آزادی استفاده بهینه نماید به گونه ای که به ضد خود تبدیل نشود و آن گاه موفق گردد فعالیت هایش را منظم و تاثیر گذار نماید
اگر درختی را که ریشه در خاک دارد از جایی به جای دیگر ببرید، آن درخت دیگر میوه نمیدهد و اگر بدهد آن میوه دیگر به خوبی میوهای که در سرزمین مادری اش میتواند بدهد نیست. این یک قانون طبیعت است/ دلبستگی و وابستگی همواره او به حس و حال کودکی در اندیشه اش موج می زند/ فراتر از بیان مشکلات نظام آموزشی در ایران، به آسیبشناسی سرگذشت کودکان زیر فشار ساختارهای اقتدارگرای طیف بزرگسال، والدین و مربیان می پرداخت. با این همه او هیچگاه بهصورت رسمی و متفقالقول بهعنوان سینماگر کودک شناخته نشد/ کیارستمی هرگز از کودکان و کودکانههای آدمی عبور نکرد.اگرچه او با کودکان همان طوری برخورد میکند که با بزرگسالان/ شخصیت های بزرگی داریم که گویی تا مرگ احوالشان را نپرسد، مسئولی سراغی از آنها نمیگیرد وتا روح شان از کالبد تن آزاد نشود، از بند بیتوجهی رها نمیشوند و چون از میان ما رخت برمیبندند تازه نگاهها به سمتشان معطوف میشود و فلان مسئول و مدیر برایش مرثیهسرایی میکند و سیل پیام و بیانیه و تسلیتنامه و مدیحه روانه رسانهها میشود/ جای یک تسلیت و تقدیر خشک و خالی از سوی مهمترین تولیت کودکان و نوجوانان کشور یعنی وزارت آموزش و پرورش خالی بود
گروه اخبار/
پایگاه خبری - تحلیلی آموزش و پرورش ایران ( فانوس ) شروع به کار کرد .
در معرفی این رسانه چنین آمده است :
" فانوس رسانه ای است برای پوشش اخبار آموزش و پرورش و ارائه تحلیل های مرتبط با این حوزه از طریق درج یادداشت ،نوشتن مقاله و نیز تهیه گفت و گو و مصاحبه با صاحب نظران . همچنین در این پایگاه تلاش خواهیم کرد تا تجربیات جوامع توسعه یافته در زمینه آموزش و پرورش را از طریق ترجمه متون و مقالات و ارائه تحلیل و آمار با مخاطبان به اشتراک بگذاریم .
فانوس وابستگی سیاسی و مالی به هیچ گروه، تشکل و حزب سیاسی نداشته و در تلاش است تا حوزه بزرگ آموزش و پرورش را به موضوع و مسئله ای جدی نزد تصمیم سازان تبدیل نموده و دغدغه های مرتبط با آن را به شور و مشورت عمومی بگذارد.
فانوس توسط شورای نویسندگان سایت اداره می شود."
این تارنما در آدرس زیر قابل دسترسی است :
« صدای معلم » برای دست اندرکاران و شورای نویسندگان این سایت آرزوی موفقیت دارد .