موسیقی از جمله تابوهای بحث برانگیز در ایران است/ حتی پدران و مادران امری فانتزی و رمانتیک و غیرضروری می دانند و عملا نیازی بدان احساس نمی کنند/ چه بسا که بسیاری باشند که توجه به این خواسته یا نیاز را ناشی از یک تفکر یا موقعیت بورژوایی - لیبرالی که از آن طبقه برخوردار جامعه است بدانند و به شدت با آن مخالفت کنند/ آیا نادیده گرفتن یک واقعیت (مانند نیاز جنسی یا نیاز به موسیقی) به معنای نبودن آن واقعیت هست/ در این میان وظیفه آموزگاران و دبیران چیست/ نقش و وظیفه معلمی و فراتر از آن آینده فرزندان خود و هم وطنان ایجاب می کند که بدین مقوله بی تفاوت و بی اعتنا نباشیم و لااقل دغدغه ی آن را از نظر فکری داشته باشیم/ صنف معلمان و آموزگاران قدرت و توان تغییر در نظام برنامه ریزی آموزشی را ندارند و این مهم ازاختیار معلمان خارج است/ مدرسه می تواند از میزان آسیب های اجتماعی و روحی وروانی و حتی جسمانی بکاهد و به تناسب آن نسل غنی و سرشار و برخوردار از هنر موسیقی ایرانی و یا جهانی داشته باشیم که هم می تواند بیاموزد هم می تواند با همنوعان خود تعامل زیستی داشته باشد و هم می تواند بدون تعارض و خصومت و خشونت با محیط زیست خود سازگاری یابد و زندگی موفق و آرامش بخشی تجربه کند...
مولف یا مولفان کتاب چه کسانی هستند/ خانم دکتر میترا دانشور سوابق رسانه ای داشته اند/ از وی چند مقاله یا کتاب یا پژوهش در زمینه ی رسانه و مطبوعات چاپ شده است/ وی کتاب تفکر و پژوهش پایه ی ششم ابتدایی را نوشت و حالا به سراغ دوره ی متوسطه و درس سواد رسانه ای آمده است/ نیاز است که افراد مصونیتی در برابر این زبالهها داشته باشند/ همین کتاب قرار است توسط چه کسانی تدریس شود/ معلمانی که فقط 2 واحد درسی در دوران تحصیلی گذرانده اند/ بسیاری از معلمان سال هاست که روزنامه نمی خرند و کتابی نمی خوانند و تنها عرصه فعالیت رسانه ای معلمان حضور در تلگرام و فیس بوک و وایبر است / هنوز آموزش ضمن خدمتی هم برای معلمان در راستای آشنایی با سواد رسانه ای برگزار نشده است/ آیا بهتر نبود پس از تحقق شرایط و امکانات در آموزش و پرورش به این مهم اقدام می شد/ در آموزش و پرورش بضاعتی در حوزه رسانه وجود ندارد/ در روز معلم امسال ؛ هیچ روزنامه ای به آموزش و پرورش نپرداخته و آموزش و پرورش تیتر اول رسانه ها نبوده و رسانه ها توجه خویش را به اخبار دیگر پرداخته اند ...
« پُل میشِل فوکو » از جمله اندیشمندانی به شمار می آید که اعماق انسان و هستی را در نوردیده و کنکاشی روان شناسانه، جامعه شناختی، تاریخ نگری و فلسفی انجام داده است. همان گونه که از کانت، هگل، نیچه و فروید تاثیر پذیرفته در آراء و اندیشه های امثال ژیل دلوز، آلتوسر و دریدا تاثیراتی شگرف بر جای نهاده است.
او را ذوالفنون می توان نامید." نوشته های متنوع او درباره دیوانگی و عقل، ایجاد شرایط ممکن برای دانش پزشکی، پیدایش علوم انسانی و نوشته های آخرش در مورد ذهنیت و ارتباط قدرت و علم حاکی از تنوع تاثیرات فکری مهم بر اوست."
گر چه پاره ای از دکترین مارکسیسم در همان اوایل به نقش بندی در ذهن و عین این متفکر منجر گشت و همین طور اگزیستانسیالیسم و ایده های سارتر و مرلو پونتی اما بده بستان ها و دیالکتیکی نوین و تاثیر و تاثرهای تعیین کننده را نمی توان به بوته فراموشی سپرد، مسیر تکاملی زندگی و دنیای هنر و فلسفه و اندیشه و روان شناسی و جامعه شناسی نیز همین را می طلبد.
موضوعات آگاهی فردی و آزادی و انتقاد و چکش کاری اندیشه ها و عدم انقیادهای انفعالی، زیر بنای فکری فوکو را رقم زده است. جغرافیای خاص برای او به عنوان تمکن و توطن جامد مطرح نبود، لذا اندیشه میشل فوکو از فرانسه تا سوئد و آلمان و هلند پر کشید. او در دانشگاه هامبورگ با تکمیل رساله ای در مورد دیوانگی موفق به دریافت دکتری شد و به عنوان یک محقق آوازه یافت و در سال 1964 اولین کرسی استادی فلسفه در دانشگاه کلمون فران را به دست آورد....
فوکو در حکم یک متفکر نوآور برانگیزاننده و نام آور که مورد انتقاد، تفسیر و مورد سوء فهم قرار گرفت، مشهور شد. او به عنوان یک باستان شناس فرهنگ غرب، به عبارت بهتر به عنوان یک فیلسوف تایخ دان که کارهایش باید از فلسفه مرسوم و تاریخ متمایز گردد، توصیف شد. پژوهشگران بزرگ و انتشارات روتلج لندن را عقیده بر آن است که .... آثار فوکو در نقاطی مشخص با آثار ماکس وبر و مکتب فرانکفورت هم رای می شود. این نقاط مشترک به اختصار در علاقه به موضوع پیدایش و پیشرفت شکل های خردگرایی در فرهنگ غرب و آثار آن وجود دارد.... به اختصار آثار فوکو از نظر روش شناختی در ارتباط با پدیدار شناسی، هرمنوتیک، ساختارگرایی و مارکسیسم قرار می گیرد.
فوکو در ارائه تعریضی از انسان و تکوین اندیشه و تکامل ساختارهای ذهن و پردازش فردیتی تطور یافته و تکامل یافته و مالا جامعه و تاریخ و حال و آینده ای دیگرگونه و نوین، نقبی شجاعانه به ساختارگرایی و هرمنوتیک قدیم و پدیدارشناسی و حتی وجودگرایی و کمونیسم و سوسیالیسم زد و کانتی جدید از خود انسان در حکم موضوع منشأ و خاستگاه معنا و تاکید تحلیلی بر روی معنا و گزاره هایی از این دست و به چالش کشیدن اندیشه ها و آراء و جلوگیری از برخی پراکنش های منجمدانه و متفرقانه، از جمله دغدغه های میشل فوکو می باشد." آثار فوکو باید از دستاوردهای روش شناختی متمایز کرد."
از پدیدارشناسی به این دلیل که هیچ وسیله ای برای جست و جوی معنا از طریق فرض وجود یک ذهنیت مستقل برای معنا دهی وجود ندارد؛ از هرمنوتیک زیرا در آن تصوری از یک حقیقت نهایی و عمیق که قابل کشف باشد وجود ندارد؛ و از ساختارگرایی به این دلیل که تصوراتش از معنا و ذهنیت نسبتا متفرق و پراکنده است اما برای ایجاد یک الگوی قراردادی و قانونمند از رفتاری انسانی کافی نیست نهایتا شاید بتوان آثار فوکو را از بعضی جهات به مارکسیسم ارتباط داد اما با وجود این از آن هم متمایز است.
از نظر فوکو نقش و مداخله سیاسی مناسب برای اندیشمندان مدرن این است که: دیگر خود را برای بیان حقیقت سرکوب شده مالکیت اشتراکی جلو نیندازد بهتر آن است که علیه اشکال قدرتی که او را در محدوده علم، حقیقت، آگاهی و گفتار تبدیل به موضوع و ابزار دست می کند، بجنگد.(روتلج)
فوکو مطالعه تاریخی و فلسفی و روان شناختی نهضت ها، حرکت ها و انقلابات در کل تاریخ و جهان، قدیم و جدید و نگاه متغیرانه و دیگر باره به انسان ید طولائی داشته و هنگامی که با پدیده قیام ملت ایران بر علیه ستمشاهی و استعمار نو و امپریالیسم و پیروزی انقلاب اسلامی مواجه می شود، با قاعده مندی و اسلوب نوینی متفاوت از دیگر جنبش ها و این بار از جنس مذهب و دین و اتحاد و وحدت مردمی و ایثار مواجه می شود و در تحیر و سپس تحسین، توقف می کند.
فوکو به عنوان فراهراکیلتوس و حتی سقراط و در قامتی تمام قد منتقدانه و کاوشگر با پرچم اندیشه و تفحص بعضا ناباورانه ظاهر می گردد و حتی در پست مدرنیسم و فراروایت ها، متفکری نوین و ساختار شکن و در نقش یک قهرمان بی رقیب با روان کاوی غرورآفرین معرفی می گردد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شنیدن نظرات دیگران، در ایجاد یک تیم موفق بسیار مهم و حیاتی است/ پاداشها ضامن موفقیت کارها هستند و موجب میشوند افراد مسئولیتپذیری بیشتری داشته باشند و چالشها را با آغوش باز بپذیرند/ یک رئیس خوب باید همیشه شفافسازی کند/ یک رئیس خوب به بازخوردها و پیشنهادات سایرین اهمیت میدهد و سعی میکند بازخوردها را دریافت کند/ میز مدیریت برای شما ، باید در عین حال صندلی دانشگاه هم باشد/ کسی که تحمل این را ندارد که پشت سرش حرف بزنند ، اساساً نباید وارد فاز مدیریتی شود/ مدیر در عین حال باید به کارمندانش فرصت بدهد که در یک فضای سالم و مؤدبانه ، نقدهای خود را مطرح کنند...
گروه اخبار/ درس « تفکر و سواد رسانه ای » از سال تحصیلی جاری در مدارس و در پایه دهم تدریس خواهد شد .
با توجه به اهمیت این موضوع ؛ « صدای معلم » اخیرا انتقاداتی را متوجه نوع نگرش مدیران آموزش و پرورش و معلمان نسبت به این درس نموده است . ( این جا ) و ( این جا )
سواد رسانه ای در دنیای امروز به دنبال نقد کارکردهای رسانه ها است که هدف آنها تامین هژمونی فرهنگی، تعمیم فلسفه سیاسی و حفظ قدرت هایی است که خود این رسانه ها محصول آنها هستند/ ر حال حاضر ، نه مدیران وزارت آموزش و پرورش و به تبع آن معلمان شناخت چندان و یا درستی از " رسانه " ندارند/ گاه غالب مدیران وزارت آموزش و پرورش در همه سطوح به رسانه به مثابه " روابط عمومی " است/ انتظار نهایی او از صدای معلم ، پاک کردن صورت مساله بود/ هر چه به سطوح بالای آموزش و پرورش می رویم ، وضعیت پیچیده تر و چندبعدی می شود/ این مدیران حتی جرات و یا شهامت مکتوب کردن نظرات شفاهی خود را نیز ندارند / این نوع نگاه مدیران به رسانه به طور طبیعی تاثیر خود را بر روی برنامه ها و سیاست گذاری ها نیز می گذارد/ از زمانی که بحث سواد رسانه ای مطرح شده است ؛ چه میزان از آموزش های ضمن خدمت معلمان به این موضوع اختصاص داشته است / وزارت آموزش و پرورش برای ارتقای سواد رسانه ای معلمان چه تدابیری اندیشیده است / مسئولان وزارت آموزش و پرورش در محتوای آموزش های ضمن خدمت تا چه حد به " تفکر انتقادی " و " فرهنگ گفت و گو " پرداخته اند / تا چه زمانی باید محتوای آموزش های ضمن خدمت معلمان باید عناوین تکراری ، غیرمرتبط و بعضا ایدئولوژیک باشد/ رفتار و کنش برخی از معلمان در نظرات آیینه تمام نمایی از عملکرد و کارنامه مسئولان است/ معلمی که با ادبیات غیرفرهنگی توام با خشونت و بعضا برخاسته از فرهنگ لمپنیسم و فحاشی و... اقدام به ارائه نظر خود می کند ، مسئولان را باید به تفکر وادارد که چرا چنین است/ مسئول و یا مدیری که خود فهم درست ، به روز و جهانی از سواد رسانه ای ، ماهیت رسانه و سایر کارکردهای آن ندارد چگونه می تواند به معلمان روش تعامل با رسانه را آموزش دهد/ مدیری که از رسانه گریزان است و ترجیح می دهد در یک جاده صاف و قابل پیش بینی راه برود و کسی به او نگوید بالای چشمش ابروست .... ؛ چگونه می تواند مفاهیم دنیای جدید را در عصر رسانه به معلمان نشان دهد / این همان فضای نظارتی یک رسانه است که انسان متوجه خطای خود می شود/ مشکل از ماست ؛ چون که ما تعاملی با رسانه ها نداریم و دچار ترس از رسانه هستیم/ گر معلمان به قدرت و کارکرد رسانه آگاهی یابند و بتوانند از ظرفیت های رسانه به صورت منطقی و مستمر در جهت بهینه سازی سیستم و تصحیح عملکرد استفاده کنند شاید دیگر آن مدیرانی که بر اساس شایسته سالاری ( meritrocracy ) در آن جایگاه قرار نگرفته اند با چالش های جدی مواجه شده و خود را ناگزیر به پاسخ گویی در حوزه مسئولیت ها و اختیارات بدانند و یا ناچار باشند که جای خود را به افراد کاردان و مسئولیت پذیر بسپارند
گویا این درس هم قرار است به سرنوشت سایر دروس مانند تربیت بدنی ، انشا ، هنر و... مبتلا شود/ درس " تفکر و سواد رسانه ای " به وسیله مربیان تربیتی ، دبیران مازاد ، مدیران و معاونین مدارس و.... تدریس می شود/ تفکر و سواد رسانه ای باید توسط کسانی تدریس شود که حداقل با رسانه سروکار داشته باشند/ تدریس " تفکر و سواد رسانه ای " به وسیله افرادی که بعضا سالی یک کتاب مطالعه نمی کند ، رونامه نمی خوانند ، ای میل ( نامه الکترونیکی ) را نمی شناسند و تاکنون حتی یک یادداشت و یا مقاله منتشر نکرده اند، با کدامین معیارهای آموزش حرفه ای، متناسب و سازگار است/ گویا مسئولان وزارت آموزش و پرورش عادت به " نشنیدن " دارند/ اجرای ناقص یا صوری یک طرح بدتر از عدم اجرای آن است/ اگر واقعا شرایط برای تدریس چنین دروسی که در جهت آموزش مهارت های زندگی است، به دلیل کمبود امکانات فراهم نیست ، آیا بهتر نیست آن را تا فراهم شدن شرایط مناسب به تعویق بیندازید
دانشگاه فرهنگیان با هدف ساماندهی مراکز تربیت معلم سابق تاسیس شد که هم استقلال در مدیریت داشته باشند و هم فعالیت های آموزشی و فرهنگی خود را با معیارهای وزارت علوم هماهنگ نموده و در تعامل با آموزش و پرورش و وزارت علوم تحقیقات و فناوری به پیشبرد اهداف اقدام نماید/ محصول نهایی متاسفانه چندان با کیفیت نبوده و حتی کثیری از دانشجویان و فارغ التحصیلان رضایت مندی از دوران حضور خود در پردیس ها و مراکز این دانشگاه ندارند/ اشکال اولیه ای که در مورد این دانشگاه به نظر می رسد گستردگی واحدهای آن است/ این تعداد دانشجو نسبت به فضای فیزیکی و پرسنل مورد استفاده چندان مقرون به صرفه نمی باشد/ لزوم تجمیع این واحدهای پراکنده در مجتمع های استانی یا قطب های کشوری کاملا ضروری به نظر می رسد/ این دانشگاه گرچه یکی از سازمان های اقماری وزارت آموزش و پرورش می باشد ولی به صورت هیات امنایی اداره می شود که رییس جمهور ، رئیس هیات امناء البته به صورت اسمی می باشد و هیچ گاه در جلسات شرکت نمی کند/ در انتصاب مسئول یا سرپرست هر کدام از سه سطح رییس استانی، رییس پردیس و رییس مرکز می بایستی نظر استاندار، مدیرکل آموزش و پرورش ، نماینده شهر و استان و امام جمعه و سایر افراد ذی نفوذ و … نیز در نظر گرفته شود/ در تهیه و تدوین آیین نامه و شیوه نامه های اجرایی آنها همه بخش های دانشگاه و واحدهای تابعه با آزمون و خطا پیش می رود/ از حدود ۳۷۰۰ نفر پرسنل آموزشی و اداری که شامل رسمی و قراردادی و مامورین می شود .حدود ۷۵۰ نفر مامور آموزشی و اداری از آموزش و پرورش به دانشگاه هستند که به صورت حقوق از مبدا و با دریافتی معلمی به صورت تمام وقت و در طول سال برای دانشگاه کار می کنند که این عامل تبعیض آمیز خود به معضل دیگری برای دانشگاه تبدیل شده است
مونتسوری، کودک را کاملا آزاد می داند و لازمه آزادی را عدم مداخله در کارهای او بیان می کند/ سعی می کرد تا هر نوع آموزش مستقیم و تقلیدی را حذف کند/ به عقیده پیاژه، نظام آموزش و پرورش باید از یک سو روش های علمی، نیازها و ارزش های اجتماعی را تشخیص دهد و در برنامه ها و رشته های تحصیلی بگنجاند و از سوی دیگر، کودکان و نوجوانان را از لحاظ قدرت یادگیری بشناسد و با روش های مناسب، آنان را به هدف های تعیین شده نزدیک کند/ وی اساس جامعه را بر محبت می داند و می گوید اگر محبت و صداقت کامل در جامعه حاکم باشد نیازی به عدالت نیست/ دور نگهداشتن کودک از همنشینان بد و کودکانی که به نازپروردگی و خوش گذرانی عادت کرده اند . عادت دادن او به ساده زیستی در لباس، خوراک و وسایل خواب . بازداشتن او از خودآرایی و رفاه طلبی و نیز اشعار عاشقانه/ انسان موجودی اجتماعی و مدنی است و با افراد جامعه خود پیوندی عمیق دارد و ترکیب افراد در جامعه نوعی ترکیب حقیقی و بنیادین است/ ابن خلدون به امر آموزش تدریجی پای بند بوده است ، وی سخت گیری و تنبیه بی جای متعلم را نیز به شدت منع کرده است/ ابن خلدون، تعلیم را پدیده ای اجتماعی و نشأت گرفته از روابط اجتماعی می داند و پیشرفت فرهنگ و تمدن را از عوامل مهم شکوفایی و رشد علوم، صناعت ها و از جمله صناعت تعلیم معرفی می کند
به دانش آموزان می گوییم که سخن نادرست را را باید با سخن درست پاسخ گفت ؛ چرا که روابط انسانی از جنس اندیشه و تفکر است/ زمانی که تعدادی از همکاران ما در یکی از مدارس و در اعتراض به برخی انتقادها در رسانه ها در مورد کیفیت کار معلمان، اقدام به آتش زدن روزنامه در مدرسه کردند ما به این اقدام اعتراض کردیم چرا که بر این باوریم ، مدرسه محل سوزاندن فکر نیست ! هنر آن است که اندیشه نادرست را با منطق و استدلال جواب بدهیم/ عصر رادیوهای یک موج سپری شده است/ در قضیه فیش های نجومی شاهد نقش بی بدیل رسانه ها در تصحیح خطا و انعکاس آن به مسئولان برای بازنگری و در قوانین و نیز اصلاح برخی مدیریت ها بودیم . دولت هم خاضعانه برخورد کرد. هم متخلفان را تنبیه کرد و هم از رسانه ها و سبکه های اجتماعی تشکر کرد/ کارکرد رسانه مطابق تعالیم دینی ما مصداق عینی " امر به معروف " و " نهی از منکر " می باشد و این حق باید از سوی مدیران و مسئولان به عنوان وجه مهم " نظارت عمومی " به رسمیت شناخته شود/ « صدای معلم » به عنوان یک رسانه معلمی از همه به ویژه مسئولان انتظار دارد تا در برابر نقدها و انتقادها آستانه تحمل خود را بالا برده و گردش آزاد اطلاعات را بپذیرند و با " کردار " و نه صرفا " زبان " الگوی جامعه و مردم برای رسیدن به نقطه مطلوب و مورد نظر باشند