گروه اخبار/ درس « تفکر و سواد رسانه ای » از سال تحصیلی جاری در مدارس و در پایه دهم تدریس خواهد شد .
با توجه به اهمیت این موضوع ؛ « صدای معلم » اخیرا انتقاداتی را متوجه نوع نگرش مدیران آموزش و پرورش و معلمان نسبت به این درس نموده است . ( این جا ) و ( این جا )
سواد رسانه ای در دنیای امروز به دنبال نقد کارکردهای رسانه ها است که هدف آنها تامین هژمونی فرهنگی، تعمیم فلسفه سیاسی و حفظ قدرت هایی است که خود این رسانه ها محصول آنها هستند/ ر حال حاضر ، نه مدیران وزارت آموزش و پرورش و به تبع آن معلمان شناخت چندان و یا درستی از " رسانه " ندارند/ گاه غالب مدیران وزارت آموزش و پرورش در همه سطوح به رسانه به مثابه " روابط عمومی " است/ انتظار نهایی او از صدای معلم ، پاک کردن صورت مساله بود/ هر چه به سطوح بالای آموزش و پرورش می رویم ، وضعیت پیچیده تر و چندبعدی می شود/ این مدیران حتی جرات و یا شهامت مکتوب کردن نظرات شفاهی خود را نیز ندارند / این نوع نگاه مدیران به رسانه به طور طبیعی تاثیر خود را بر روی برنامه ها و سیاست گذاری ها نیز می گذارد/ از زمانی که بحث سواد رسانه ای مطرح شده است ؛ چه میزان از آموزش های ضمن خدمت معلمان به این موضوع اختصاص داشته است / وزارت آموزش و پرورش برای ارتقای سواد رسانه ای معلمان چه تدابیری اندیشیده است / مسئولان وزارت آموزش و پرورش در محتوای آموزش های ضمن خدمت تا چه حد به " تفکر انتقادی " و " فرهنگ گفت و گو " پرداخته اند / تا چه زمانی باید محتوای آموزش های ضمن خدمت معلمان باید عناوین تکراری ، غیرمرتبط و بعضا ایدئولوژیک باشد/ رفتار و کنش برخی از معلمان در نظرات آیینه تمام نمایی از عملکرد و کارنامه مسئولان است/ معلمی که با ادبیات غیرفرهنگی توام با خشونت و بعضا برخاسته از فرهنگ لمپنیسم و فحاشی و... اقدام به ارائه نظر خود می کند ، مسئولان را باید به تفکر وادارد که چرا چنین است/ مسئول و یا مدیری که خود فهم درست ، به روز و جهانی از سواد رسانه ای ، ماهیت رسانه و سایر کارکردهای آن ندارد چگونه می تواند به معلمان روش تعامل با رسانه را آموزش دهد/ مدیری که از رسانه گریزان است و ترجیح می دهد در یک جاده صاف و قابل پیش بینی راه برود و کسی به او نگوید بالای چشمش ابروست .... ؛ چگونه می تواند مفاهیم دنیای جدید را در عصر رسانه به معلمان نشان دهد / این همان فضای نظارتی یک رسانه است که انسان متوجه خطای خود می شود/ مشکل از ماست ؛ چون که ما تعاملی با رسانه ها نداریم و دچار ترس از رسانه هستیم/ گر معلمان به قدرت و کارکرد رسانه آگاهی یابند و بتوانند از ظرفیت های رسانه به صورت منطقی و مستمر در جهت بهینه سازی سیستم و تصحیح عملکرد استفاده کنند شاید دیگر آن مدیرانی که بر اساس شایسته سالاری ( meritrocracy ) در آن جایگاه قرار نگرفته اند با چالش های جدی مواجه شده و خود را ناگزیر به پاسخ گویی در حوزه مسئولیت ها و اختیارات بدانند و یا ناچار باشند که جای خود را به افراد کاردان و مسئولیت پذیر بسپارند
گویا این درس هم قرار است به سرنوشت سایر دروس مانند تربیت بدنی ، انشا ، هنر و... مبتلا شود/ درس " تفکر و سواد رسانه ای " به وسیله مربیان تربیتی ، دبیران مازاد ، مدیران و معاونین مدارس و.... تدریس می شود/ تفکر و سواد رسانه ای باید توسط کسانی تدریس شود که حداقل با رسانه سروکار داشته باشند/ تدریس " تفکر و سواد رسانه ای " به وسیله افرادی که بعضا سالی یک کتاب مطالعه نمی کند ، رونامه نمی خوانند ، ای میل ( نامه الکترونیکی ) را نمی شناسند و تاکنون حتی یک یادداشت و یا مقاله منتشر نکرده اند، با کدامین معیارهای آموزش حرفه ای، متناسب و سازگار است/ گویا مسئولان وزارت آموزش و پرورش عادت به " نشنیدن " دارند/ اجرای ناقص یا صوری یک طرح بدتر از عدم اجرای آن است/ اگر واقعا شرایط برای تدریس چنین دروسی که در جهت آموزش مهارت های زندگی است، به دلیل کمبود امکانات فراهم نیست ، آیا بهتر نیست آن را تا فراهم شدن شرایط مناسب به تعویق بیندازید
دانشگاه فرهنگیان با هدف ساماندهی مراکز تربیت معلم سابق تاسیس شد که هم استقلال در مدیریت داشته باشند و هم فعالیت های آموزشی و فرهنگی خود را با معیارهای وزارت علوم هماهنگ نموده و در تعامل با آموزش و پرورش و وزارت علوم تحقیقات و فناوری به پیشبرد اهداف اقدام نماید/ محصول نهایی متاسفانه چندان با کیفیت نبوده و حتی کثیری از دانشجویان و فارغ التحصیلان رضایت مندی از دوران حضور خود در پردیس ها و مراکز این دانشگاه ندارند/ اشکال اولیه ای که در مورد این دانشگاه به نظر می رسد گستردگی واحدهای آن است/ این تعداد دانشجو نسبت به فضای فیزیکی و پرسنل مورد استفاده چندان مقرون به صرفه نمی باشد/ لزوم تجمیع این واحدهای پراکنده در مجتمع های استانی یا قطب های کشوری کاملا ضروری به نظر می رسد/ این دانشگاه گرچه یکی از سازمان های اقماری وزارت آموزش و پرورش می باشد ولی به صورت هیات امنایی اداره می شود که رییس جمهور ، رئیس هیات امناء البته به صورت اسمی می باشد و هیچ گاه در جلسات شرکت نمی کند/ در انتصاب مسئول یا سرپرست هر کدام از سه سطح رییس استانی، رییس پردیس و رییس مرکز می بایستی نظر استاندار، مدیرکل آموزش و پرورش ، نماینده شهر و استان و امام جمعه و سایر افراد ذی نفوذ و … نیز در نظر گرفته شود/ در تهیه و تدوین آیین نامه و شیوه نامه های اجرایی آنها همه بخش های دانشگاه و واحدهای تابعه با آزمون و خطا پیش می رود/ از حدود ۳۷۰۰ نفر پرسنل آموزشی و اداری که شامل رسمی و قراردادی و مامورین می شود .حدود ۷۵۰ نفر مامور آموزشی و اداری از آموزش و پرورش به دانشگاه هستند که به صورت حقوق از مبدا و با دریافتی معلمی به صورت تمام وقت و در طول سال برای دانشگاه کار می کنند که این عامل تبعیض آمیز خود به معضل دیگری برای دانشگاه تبدیل شده است
مونتسوری، کودک را کاملا آزاد می داند و لازمه آزادی را عدم مداخله در کارهای او بیان می کند/ سعی می کرد تا هر نوع آموزش مستقیم و تقلیدی را حذف کند/ به عقیده پیاژه، نظام آموزش و پرورش باید از یک سو روش های علمی، نیازها و ارزش های اجتماعی را تشخیص دهد و در برنامه ها و رشته های تحصیلی بگنجاند و از سوی دیگر، کودکان و نوجوانان را از لحاظ قدرت یادگیری بشناسد و با روش های مناسب، آنان را به هدف های تعیین شده نزدیک کند/ وی اساس جامعه را بر محبت می داند و می گوید اگر محبت و صداقت کامل در جامعه حاکم باشد نیازی به عدالت نیست/ دور نگهداشتن کودک از همنشینان بد و کودکانی که به نازپروردگی و خوش گذرانی عادت کرده اند . عادت دادن او به ساده زیستی در لباس، خوراک و وسایل خواب . بازداشتن او از خودآرایی و رفاه طلبی و نیز اشعار عاشقانه/ انسان موجودی اجتماعی و مدنی است و با افراد جامعه خود پیوندی عمیق دارد و ترکیب افراد در جامعه نوعی ترکیب حقیقی و بنیادین است/ ابن خلدون به امر آموزش تدریجی پای بند بوده است ، وی سخت گیری و تنبیه بی جای متعلم را نیز به شدت منع کرده است/ ابن خلدون، تعلیم را پدیده ای اجتماعی و نشأت گرفته از روابط اجتماعی می داند و پیشرفت فرهنگ و تمدن را از عوامل مهم شکوفایی و رشد علوم، صناعت ها و از جمله صناعت تعلیم معرفی می کند
به دانش آموزان می گوییم که سخن نادرست را را باید با سخن درست پاسخ گفت ؛ چرا که روابط انسانی از جنس اندیشه و تفکر است/ زمانی که تعدادی از همکاران ما در یکی از مدارس و در اعتراض به برخی انتقادها در رسانه ها در مورد کیفیت کار معلمان، اقدام به آتش زدن روزنامه در مدرسه کردند ما به این اقدام اعتراض کردیم چرا که بر این باوریم ، مدرسه محل سوزاندن فکر نیست ! هنر آن است که اندیشه نادرست را با منطق و استدلال جواب بدهیم/ عصر رادیوهای یک موج سپری شده است/ در قضیه فیش های نجومی شاهد نقش بی بدیل رسانه ها در تصحیح خطا و انعکاس آن به مسئولان برای بازنگری و در قوانین و نیز اصلاح برخی مدیریت ها بودیم . دولت هم خاضعانه برخورد کرد. هم متخلفان را تنبیه کرد و هم از رسانه ها و سبکه های اجتماعی تشکر کرد/ کارکرد رسانه مطابق تعالیم دینی ما مصداق عینی " امر به معروف " و " نهی از منکر " می باشد و این حق باید از سوی مدیران و مسئولان به عنوان وجه مهم " نظارت عمومی " به رسمیت شناخته شود/ « صدای معلم » به عنوان یک رسانه معلمی از همه به ویژه مسئولان انتظار دارد تا در برابر نقدها و انتقادها آستانه تحمل خود را بالا برده و گردش آزاد اطلاعات را بپذیرند و با " کردار " و نه صرفا " زبان " الگوی جامعه و مردم برای رسیدن به نقطه مطلوب و مورد نظر باشند
ریشه تمام دردها، مفاسد اجتماعی و حتی بین المللی در نبود تعلیم و تربیت کافی و صحیح است/ بهترین دوره تربیت، دوره کودکی است/ کتاب هایش را چندین بار سوزاندند/ هر چیزی به همان صورتی که پرورده قدرت آفریدگار جهان است خوب است. ولی متاسفانه هر چیزی در دست انسان، تغییر ماهیت می دهد/ تعلیم و تربیت چنانچه بخواهد با طبیعت همنوا شود، باید به کودک احترام بگذارد/ آموزگار خوب کسی نیست که در کم ترین زمان، بیش ترین چیزها را آموزش می دهد؛ بلکه کسی است که شوق به آموختن و فهمیدن را در شاگرد بر می انگیزد/ هدف آموزش و پرورش گردآوری و انباشتن اطلاعات نیست، بلکه به کار بردن توانایی اندیشیدن و فهمیدن است/ پارلمان پاریس کتاب "امیل" را مغایر با مذهب و مصلحت کشور دانست و دستور سوزاندن آن را صادر کرد/ پستالوزی در آموزش، محبت را اساس کار خود قرار می داد و انظباط خشک و توام با خشونت که در آن زمان رایج بود، در روش او به کار گرفته نمی شد/ آموزش به معنی دقیق آن، فراهم آوردن زمینه پدید آمدن اندیشه های تازه و پیوند آن ها با اندیشه های پیشین است/ انسان تربیت یافته باید سواد و اطلاعات سیاسی داشته و فعال باشد. از نظر شخصی هم منضبط ، متعادل، مصمم، آینده نگر و به اهداف و رفتار جمعی پای بند باشد
آن چه تاکنون مدرن ( نو ) خوانده می شود طبعا فردا ممکن است پست مدرن خوانده شود و پست مدرن امروز هم، فردا سنت تلقی می شود/ مدرنیته و مدرنیزاسیون را عمدتا در تقابل با سنت- کهنه پرستی، رکود، عقب افتادگی، قدیمی بودن، بی ذوقی، بی سلیقگی دانسته اند و آن را ذیل زیبایی شناسی رده بندی کرده اند/ اساس مدرنیته تحول نگاه انسان به خویشتن و جهان است/ فلسفه آموزش- پرورش ناگزیر است به تحلیل و تبیین همه مسائل و مفاهیم این نهاد مهم و مسائل آموزش- پرورش جامعه و جهان بپردازد. برای این منظور هم بایستی با زمان حرکت کند/ به همه انسان ها بیندیشد/ به زبان قابل فهم برای همگان سخن بگوید و زندگی را محور همه فعالیت های آموزشی در خانه در مدرسه در جامعه و در جهان بداند
مقدمهموسیقی روح انسان را مناسب و هماهنگ می کند و استعداد پذیرش عدالت را در وی بر می انگیزد/ آنجا که سخن از گفتن باز میماند موسیقی آغاز می شود/ موسیقی عالیترین هنرهاست. موسیقی متعلق به دل است و جایی که دل نیست موسیقی هم وجود ندارد. زندگی بدون موسیقی اشتباهی بزرگ بوده است/ امروز در همه کشورهای صاحب آموزش و پرورش مدرن به عنوان یکی از دروس اصلی و پایه به شمار می رود و کودکان و نوجوانان موظفند آموزش موسیقی را فرا بگیرند/ دولت تدبیر و امید ضرورت تغییرات و اصلاحات در ساختارها و کارکردهای تعلیم و تربیت را جدی بگیرد/ جامعه علمی و هنری و فرهنگی از مطالبات خود دست بر نمی دارد/ آیا دولت تدبیر و امید به صدا و آوا و نوای موسیقی و تربیت و آموزش برای این هنر و آموزش برای گوش کردن به این صدا وآوا طرح و برنامه ای داشته یا دارند یا بایستی منتظر بمانیم که آرام آرام همین حیات نیم بند موسیقی تهدید و تحدید شود