زبان یکی از مهمترین نمادهای فرهنگی یک ملت و اصلی ترین عامل ایجاد ارتباط است که اهالی و کاربران زبان به شیوه ها و روش های مختلفی از آن بهره می برند تا پیام های مناسبی را متناسب با مقتضیات زمانی و مکانی منتقل نمایند . زبان شناسان معتقدند که زبان انسانی بسیار پیچیده ٬ گسترده و حاوی ویژگی هایی است که در سائر زبان ها مثل و مانندی را نمی توان برایش تصور کرد . انتقال پیام ٬ محمل اندیشه ٬ حدیث نفس و آفرینش ادبی از جمله نقش های مهم و برجسته زبانی است .
« ایجاد ارتباط » کارکرد اجتماعی زیادی در اجتماع انسانی دارد ولی نقش های دیگر در محدوده های کاربردی خاصی شکل می گیرند . شرط عمده استفاده مطلوب و دقیق از هر زبانی ٬ آشنایی با اصول و قواعد مکتوب و مدونی است که فراگیران باید در محیط های آموزشی مدرسه ٬ آموزشگاه ٬ دانشگاه و.....به یادگیری و کسب مهارت های لازم آن اهتمام ورزند .
( دستور زبان فارسی ٬ صرف ونحو و گرامر ) اصطلاحاتی هستند که فراگیران زبان بارها در مدارس با آنها مواجه شده اند .
لازم به یادآوری هست که شکل محاوره ای با حالت مکاتبه ای زبان کاملأ متفاوت است و بیشتر از طریق شنیداری و فارغ از آموزش در محیط زندگی ٬ خانواده و جامعه میسر و مقدور خواهد بود و نیازی به تعلیمات رسمی و کلاسیک ندارد .
راقم این سطور - که سال ها سابقه و تجربه تدریس دروس زبان ٬ ادبیات فارسی و عربی دبیرستانی دارد - در کنار دریافت ها و مشاهدات شخصی و اظهار نظرهای دانش آموزان خود قصد دارد به معضلات و مشکلات یادگیری این زبان ها بپردازد تا از رهگذر این بررسی و کنکاش فردی ٬ مسئولان ٬ برنامه ریزان و حتی مؤلفین کتب درسی بتوانند به مرتفع نمودن نواقص احتمالی موجود اقدامات شایسته ای را ساماندهی کنند .
آموزش اجباری و برنامه ریزی شده سه زبان اصلی فارسی ٬ عربی ٬ انگلیسی در کنار زبان های محلی و منطقه ای در مدارس ظرافت ها و موشکافی های دقیق و باریکی دارد که ظاهرأ بخشی از ابعادش از چشم و نظر کارشناسان مغفول مانده است؛ به طوری که فراگیران این زبان ها اکثر با میل و رغبت همراه با انگیزه لازم ٬ سر کلاس حاضر نمی شوند و تنها دریافت نمره قبولی و عبور از این مرحله را سرلوحه رفتار علمی و عملی خود قرار می دهند .
دانش آموزانی را سراغ داریم که در فلسفه یادگیری این زبان ها دچار تردیدند و حتی بعد از اخذ مدارک مربوطه هم از مهارت ها و توانش زبانی شایسته ای برخوردارنیستند و نمی توانند نیازهای زبانی و شخصی خودرا در فرصت ها و شرایط مناسب برآورده سازند.
سرودن قطعه ای شعر ٬ تنظیم یک نمایشنامه ٬ داستان کوتاه و... نمونه هایی از فعالیت های ادبی دانش آموزان بود که امروزه به علت های مختلف کمتر به آنها می پردازند .گفت و گوها و محاورات عادی و روزمره دانش آموزان به دلایلی که در زیر می آید دچار افت کیفی و کمی شدیدی شده است و البته این نقیصه را نمی توان به کل جامعه تعمیم داد .
فقدان « انشا » به عنوان ماده درسی مستقل که قدرت تفکر ٬ تخیل و منطق افراد را همراه با مهارت های زبانی ٬ ذهنی ٬ کلامی بروز می دهد ، بی توجهی به ادبیات و در اولویت قراردادن دروس دیگر - براساس دلایلی که خود مطلب مستقلی را می طلبد - به تشدید مشکلات دامن زده است . کارشناسان معتقدند حتی دبیران ریاضی ٬ فیزیک ٬شیمی و.....به شرط دارا بودن مهارت های زبانی و ادبی در انتقال ذهنیات خود و ایجاد رابطه منطقی با دانش آموزان موفق تر هستند .
رواج ابزار های ارتباط جمعی از قبیل اینترنت ٬ تلفن همراه هوشمند ٬ وایبر ٬ تلگرام و دیگر فضاهای مجازی که اکثر نوجوانان و جوانان و دانش آموزان را تحت تأثیر قرار می دهند ، به عنوان مثال کثرت و تعدد متن های آماده و ارسال های متوالی آنها به یکدیگر بدون در نظر گرفتن سطح علمی ٬ فکری و موقعیت های سنی این احساس را در آنها ایجاد می کند که نیازی به یادگیری و آموزش مهارت های نوشتاری و کلامی وجود ندارند و در صورت لزوم می توان در حداقل زمان به بهترین مطلب ممکن دسترسی پیدا کرد ؛ غاقل از اینکه پیام های یک فرد باید خلاقانه و حامل احساس و عاطفه فرد نسبت به دیگران باشد .
از طرف دیگر اگر پیام های دریافتی با تمایلات و گرایش های ذهنی و فکری فرد متناسب با اصول نگارش و بدون اشتباهات رایج ٬ مجددأ ارسال گردند می توانند در انتقال عواطف و شور و هیجان شخص هم مفید واقع شوند .
تأکید و تشویق شرکت های تلفن همراه - از ذکر نامشان صرف نظر می شود - بر تهیه سیم کارت ها و فعال کردن سریع آنها زمینه های لازم را برای پرحرفی و شاید بیهوده گویی فراهم کرده است. این در حالی است که کم حرفی ٬ زمان شناسی ٬ موقعیت شناسی ٬تناسب کلام با سطح فکری مخاطب و .....جزئی از آموزه های شاعران و متفکران بزرگ ماست .
سعدی - فرمانروای ملک سخن - در کاربرد و استفاده مطلوب از زبان توصیه هایی دارد که در اینجا به ذکر یک مورد اکتفا می شود.
زبان در دهان ای خردمند چیست ؟
کلید در گنج صاحب هنر
چو در بسته باشد چه داند کسی
که گوهر فروش است یا پیله ور
پیداست که بازگشت به ادبیات ٬ تاریخ و فرهنگ گذشته ایرانی در کنار استفاده بهینه از پدیده های نوین می تواند راه گشای بسیاری از ضعف های زبانی و معضلات ارتباطی و اجتماعی ما باشد .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
کودک کتابی را با علاقه مطالعه خواهد کرد که میل به مطالعه آن داشته باشد/ موضوعات خیالی یا «مواد اولیه رویاها» ذاتاً برای کودکان جذابیت دارند/ کتاب کودک باید پیروی از قانون را تشویق کند/ کتاب هایی که قساوت، خشونت، ناشکیبایی، و تعصب نژادی را تبلیغ می کنند برای کودک نامناسب هستند/ کتاب کودک باید ارزش هایی مانند مهربانی، شکیبایی، صلحجویی، همنوع دوستی، تمایل به مفید بودن، قبول مسئولیت و علاقه به سازندگی را ترویج کند/ کتاب کودک باید حقوق حیوانات و انسانها را به رسمیت شناسد و سیمای مخفی مظالم را برملا سازد/ کتاب کودک باید پیوندهای کودک با پدر و مادر را محکمتر کند/ از کتابخانه کودک به عنوان محلی برای تبلیغ نظر خویش یا رد نظر دیگران استفاده نکنیم/ کودکان لطیفه و تصاویر خندهآور را دوست دارند و به کاریکاتورها و کارتونها شوقی فراوان دارند/ اشتیاق کودکان به کاریکاتور و کارتون احتمالا به دلیل آسانتر بودن فهم تصاویر در مقایسه با کلمات است / ادبیات کودک باید صریح، راحت، مشخص، قابل درک، روان و در صورت لزوم زیبا باشد/ بسیاری از کودکان از آثار زیاده از حد ادیبانه گریزانند
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اساسیترین هدف کتابخانه کودک، کمک به کتابخوانهای خردسال است تا آگاهی و ادراک خود را درباره اطرافیان و جهان دور و نزدیک افزایش دهند و بیاموزند که چگونه مراحل رشد را بپیمایند و دریابند که گرچه نیاز به طی این مراحل در کودکی بیشتر احساس میشود ولی به محدوده سنی خاصی مقید نیست.
نباید اجازه داد کودک علاقهمند به کتاب خوب، تنها به علت نبود دسترسی به کتاب خوب مجبور به خواندن کتابهای کم ارزش شود و برای انجام چنین عملی کتابدار باید با دیدی وسیع دست به انتخاب کتاب بزند و به منظور ایجاد رابطه صحیح با کودک باید ذخایر وسیعی از موضوعات و مواد قابل جذب و فهم را به وی ارائه داد.
کار با کودکان موفقیتآمیز نخواهد بود مگر اینکه افراد مسئول مشکل اساسی مربوط به کتابخانه کودکان را مورد بررسی قراردهند و پاسخ قانعکنندهای برای آن بیابند. این مشکل اساسی چیست؟ مشکل فقط این است که کودک کتابی را با علاقه مطالعه خواهد کرد که میل به مطالعه آن داشته باشد و این کتاب همان است که او را جلب میکند، در او نفوذ میکند، و او را برمیانگیزد.
از سوی دیگر ، «رشد» عبارت از جریان مداوم چیرگی بر موانع و مشکلات است.
همیشه باید به کودک فرصت داد و او را تشویق کرد تا به تدریج کتابهایی را مطالعه کند که کمی بیش از حد ظرفیت اوست. البته فقط کمی بیشتر، زیرا کتاب نباید خیلی فراتر از حد استعداد کودک باشد در غیر این صورت چنین کتابی دشوار، خستهکننده و غیرقابل فهم خواهد بود.
در مورد اصول انتخاب کتاب باید بگویم که کتاب ایدهآل کتابی است که صرف لذت مطالعه آن خواننده را وادار کند گامی دیگر به درون دنیای ناشناخته بردارد؛ به عبارت دیگر کتابی است که در آن «موضوع» بعد از «شیوه بیان» مطرح میشود، به طوری که بیان جذاب و جالب آن بتواند خواننده را به سوی زمینههای تازه و بدیع سوق دهد.
سه معیار را میتوان برای هر نوع کتاب و در هر سنی بهکار برد؛ جوهر، صداقت، واقعیت. منظور از «جوهر» آن است که کتاب باید افکار، تجربه، یک ماجرای واقعی، اطلاعاتی معین، تصویرسازی، زیبایی یا تعدادی از آنها را در برداشته باشد که کتابی مفید تلقی شود و خواننده بتواند از آن آگاهی یا اندیشهای کسب کند.
بهطور خلاصه میتوان گفت کتاب باید منظوری داشته باشد.
غرض از «صداقت» نیز آن است که نویسنده آنچه میگوید خود بدان اعتقاد داشته و صادقانه بیان کرده باشد. مقصود از صداقت این است که نویسنده «صمیمانه» بکوشد پیام خود را به خواننده برساند و کار خود و خواننده خود را جدی تلقی کند. در مورد حقیقت جهان را آنچنان معرفی کند که به نظر مردمی که در آن زندگی میکنند واقعاً چنان است.
چیزهای نادرست را نباید به عنوان درست به آنها ارائه داد تا کودک نتواند آنها را افسانه و غیرجدی تلقی کند. کودکان از چنین تحریفی سخت بهخشم میآیند.
در عین حال یک کتاب «حقیقی» که مردم و زندگی را آنچنان که هستند نشان میدهد نباید عاری از هرگونه تخیل باشد زیرا موضوعات خیالی یا «مواد اولیه رویاها» ذاتاً برای کودکان جذابیت دارند و همانقدر برای آنان حائز اهمیتاند که برای بزرگسالان. مهم نیست که غیرواقعی را واقعی نشان دهیم بلکه چیزی که اهمیت دارد این است که واقعی را غیرواقعی ننمایانیم و برای واقعیت و حقیقت معیارهایی نادرست به وجود نیاوریم.
کلمه «معیارها» برآنم میدارد که در بحث خویش باز هم جلوتر روم. کتاب کودکان نه تنها در مورد واقعیت و حقیقت بلکه در مورد رفتار نیز باید معیارهایی درست بیافریند. سهیرز (Sayeres) در کتاب خویش بهنام «راهنمای کتابخانههای کودکان» فهرستی کوتاه از شرایط و کیفیات کتاب مخصوص کودکان ارائه میدهد.
یکی از شرایط پیشنهادی او این است که کتاب باید پیروی از قانون را تشویق کند. این تنها یکی از معیارهایی است که در مورد طرز رفتار باید رعایت شود. آنچه ما میخواهیم پرورش دهیم عبارت از درست فکر کردن درباره مسائل اساسی است، و در این کار نمیتوان شتاب به خرج داد.
کودک از همان زمان که با کتابهای مصور سر و کار پیدا میکند بهطور آگاه یا ناخودآگاه از آنچه دیگران فکر میکنند و انجام میدهند تأثیر میپذیرد، و از آنچه مورد تصدیق یا تردید، رد یا قبول مردم واقع میشود، زمینه فکری برمیدارد، و بدین طریق گرایشهای خود را پرورش میدهد.
کودک بسیاری از گرایشهای نادرست را کسب نخواهد کرد مگر با خواندن کتابهای نامناسب. ما مسئولیم از دسترسی او بدین کتابها جلوگیری کنیم. از جمله این برداشتها میتوان قساوت، خشونت، ناشکیبایی، و تعصب نژادی را نام برد.
چیزهایی که باید مطلوب و موردپسند جلوه داده شود عبارتند از مهربانی، شکیبایی، صلحجویی، همنوع دوستی، تمایل به مفید بودن، قبول مسئولیت و علاقه به سازندگی نه تخریب. به گفته سهیرز یک کتاب خوب نباید روابط سالم انسانی را به استهزا گیرد. کتاب باید حقوق حیوانات و انسانها را به رسمیت شناسد، سیمای مخفی مظالم را برملا سازد و پیوندهای کودک را با پدر و مادر خویش محکمتر کند.
در مورد سانسور کتاب کودکان باید گفت که لازم است به درستی اعمال شود. به علاوه سانسور را نباید بیش از آنچه در مورد کتابهای بزرگسالان اعمال میشود، بهکار بندیم. در اینجا منظور من سانسوری است که ناشی از عقیده شخصی بوده و عاری از صداقت و بی طرفی است .
هرگز نباید از کتابخانه کودک به عنوان محلی برای تبلیغ نظر خویش یا رد نظر دیگران استفاده کنیم. در کتابخانههای عمومی باید امکان دسترسی به همه دیدگاهها فراهم باشد و کتابخانه کودک نیز از این قاعده مستثنی نیست.
بار دیگر به شرایطی که سهیرز در کتاب خود ذکر کرده برمیگردیم. نخستین شرط او این است که کتاب کودک باید به صورت ادبی یا لااقل به زبانی درست نوشته شود. بدون تردید یکی از مهمترین هدفهای ما این است که کودک را از زبان خویش به عنوان مهمترین، ارزشمندترین و زیباترین انتقال فکر و پرتو اطلاعات آگاه کنیم، به او بیاموزیم که چگونه میتواند به بهترین وجهی از طریق گفتن و نوشتن، دیگران را از شخصیت و افکار خویش آگاه سازد.
منظور از درست بودن آن نیست که از نظر دستوری صحیح باشد بلکه زبانی موردنظر است که صریح، راحت، مشخص، قابل درک، روان و در صورت لزوم زیبا باشد.
معیار دیگر سهیرز چنین است: کتاب باید از لطیفه و طنز مفهوم درستی داشته باشد. کودکان لطیفه و تصاویر خندهآور را دوست دارند و ما باید به گردآوری اینگونه مواد که بسیار هم نادرند بپردازیم. کودکان مخصوصاً به کاریکاتورها و کارتونها شوقی فراوان دارند.
یکی از نویسندگان که به بررسی علت این اشتیاق پرداخته دلیل آن را آسانتر بودن فهم تصاویر در مقایسه با کلمات میداند. اگر بخواهیم کودکان را از اشتیاق و اعتیاد شدید به تصاویر خندهآور بازداریم باید آثار طنزآمیز زیادی در اختیار آنان بگذاریم.
قفسههای کتابخانه کودکان باید هم شاهکارهای ملی و هم کتابهای خوب سایر کشورهای جهان را در بر داشته باشد. از اینگونه کتابها باید به تعداد کافی در اختیار علاقهمندان قرار گیرد. نگذارید کودک علاقهمند به کتاب خوب، تنها به علت نبود دسترسی به چنین کتابی به خواندن کتابهای کمارزش مجبور شود.
با وجود این بیایید از بهکار بردن واژه «ادبی» پرهیز کنیم. بسیاری از کودکان ـ نظیر تعداد کثیری از بزرگسالان ـ نه تنها به آثار زیاده از حد ادیبانه علاقهمند نیستند بلکه از آن گریزانند. در عوض به کتابهایی که هیچ گونه ادعای «ادبی» بودن ندارند و ضوابط ویژه ادبیات در مورد آنها کمتر صدق میکند راغبترند (البته به استثنای کتابهای خوبی که در این زمینه وجود دارد.) ما در صورتی خواهیم توانست با کودک رابطه صحیحی برقرار کنیم که ذخایر وسیعی از موضوعات و مواد قابل جذب و فهم او را بهوی ارائه دهیم.
منبع : سایت کتابک (با ویرایش و تلخیص)
در نظام تعليم و تربيت ايران ، برنامه درسي به صورت متمركز توسط آموزش و پرورش و با مسوليت مستقيم سازمان پژوهش و برنامه ريزي تدوين شده و معلم مي بايست از اين كتب درسي استفاده نمايد.
يكي از موضوعات اساسي در برنامه درسي هر كشور تمركز گرايي برنامه درسي در كنار ابعاد سياسي و اجتماعي آن كشور است كه طيفي از تمركز گرايي مطلق و عدم تمركز گرايي مطلق را نشان مي دهد. اين بدان معني است كه برنامه درسي در هر كشور طيفي از تسلط و داشتن اختيار توسط دولت و يا واگذاري تمام اختيارات به موسسه پايين تر را نشان مي دهد.
افزايش احتمال تحقق اهداف سازماني، تقويت كار گروهي و رسيدن به اهداف شخضي از مهمترين مزاياي برنامه ريزي و عوض شدن نگرش ها و حوادث غير منتظره از مهمترين چالش هاي پيش روي برنامه ريزي مي باشد.
ابتدا و به صورت تخصصي ، گريزي به مفاهيم " برنامه درسي" "برنامه ريزي" و "برنامه" داشته و مراحل برنامه ريزي آموزشي در آموزش و پرورش را مورد رصد قرار مي دهيم شايد با درك اين مفاهيم نگاه اولياء ، دانش آموزان و از همه مهمتر معلمان نسبن به رويكرد برنامه درسي تغيير كرده و بتوانيم برنامه درسي را به عنوان هسته مركزي برنامه هاي آموزش و پرورش در نظر بگيريم.
مفهوم برنامه درسي : آنچه در برنامه درسي مهم است آن است كه چه چيزي، چگونه و با چه ترتيب زماني به ديگران آموخته شود .
در حقيقت اگر بتوانيم برنامه هاي آموزش و پرورش را در قالب يك الگوي سازمان دهي شده قرار دهيم شالكه آن برنامه را در قالب برنامه درسي قرارمي دهند. نكته مهم در برنامه درسي تمام كشور ها از توسعه يافته يا كمتر توسعه يافته چگونگي نگاه كردن به برنامه درسي آن كشور است.
دربرنامه ريزي بايست به ارزش گذاري و ارزش آفريني و به عينيت رسيدن هدف هاي تربيتي از طريق برنامه درسي هم توجه نمود.
اين آموختني ها در قالب برنامه درسي يا به صورت علمي و عملي (درس حرفه و فن) يا به صورت عقلاني (زبان و ادبيات فارسي) يا به صورت تلفيقي از عقلاني و عملي (حقوق و طب) و يا در چارچوب خلاقيت و شكوفايي شخصي (تربيت بدني و بهداشت رواني) خود را نشان مي دهد.
مفهوم "برنامه ريزي" : برنامه ريزي تنها به هدف نگاه نمي كند بلكه مسير و ابزار رسيدن به هدف را نشان مي دهد ؛ در حقيقت و به زبان ساده برنامه ريزي طراحي و نقشه جهت رسيدن به هدف مطلوب است جايي كه اين طرح و نقشه بايست به صورت فراگردي منطقي و حساب شده براي ميل به اهداف مشخص باشد.
مفهوم " برنامه" : برنامه حاصل فرآيند برنامه ريزي است كه داراي سند و مدركي است كه پيش بيني يك دوره مشخص را با توجه به داده ها نشان مي دهد.
تشخيص اهداف ، تجزيه و تحليل اهداف، تشخيص اولويت و اجرا در قالب چهار فراگرد درون داد، تبديل هدف، برون داد و بازخورد از مهمترين مراحل برنامه ريزي در آموزش و پرورش مي باشد.
در بخش دوم سلسله مراتب در مورد برنامه درسي ، به مباني جامعه شناختي و فلسفي برنامه ريزي اشاره خواهيم نمود.
اميد كه براي شما خوانندگان بالاخص فرهنگيان فرهيخته مثمر ثمر و تاثير گذار باشد چرا كه:
انسان در طول عمر خود دو آموزنده دارد : يكي روزگار و ديگري آموزگار اولي به بهاي زندگيت و دومي به بهاي زندگيش .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
ابتدا بايد در نگرش آموزش و پرورش تغييراتي حاصل گردد/ یکی از عوامل پیشرفت کشورهای پیشرفته ی دنیا ، بازنگری جدی درپیدایش و کاربرد ابزار و روش های تحقیقاتی است/ نقش معلمان این است که ؛ به عنوان هدایت گر و راهنما ، پژوهشگری را به شاگردان خود بیاموزند/ رازداري در کار پژوهشي اشتباه است/ صاحبان فکر و انديشه بايد در بستري آزاد نتايج پژوهش هاي خود را بدون هيچ گونه ترسي ارائه کنند و بدون توجه به سلايق و سياست هاي مسئولان به طور شفاف نتايج پژوهشي خويش را براي اصلاح امور تعليم و تربيت به جامعه علمي آموزش و پرورش ارائه نمايند/ پژوهش کردن نه يک فعاليت تجملي، بلکه ، يک ضرورت براي برنامه ريزي قلمداد شود/ بايد اين فرهنگ را در دوره ی پیش دبستانی و ابتدايي ايجاد نموده و در دوره هاي تحصيلي بالاتر آن را بسط و گسترش دهد/ در دولت قبل معاونتی در بدنه آموزش و پرورش تعریف شد به نام معاونت پژوهشی که متأسفانه جای مرکز آمار و اطلاعات را گرفته و اکثر کسانی که در پست معاونت پژوهش فعالیت دارند تعریف درستی از پژوهش را نمی شناسند
در اکثریت کشورها آموزش موسیقی به عنوان یک درس از دورۀ ابتدایی آغاز می شود/ موسیقی از طریق تأثیر بر توانایی شنیداری و بهبود کیفیت آن، باعث افزایش قدرت کسب زبان و قابلیت های شناختی کودکان می شود/ آموزش موسیقی در رشد شناخت و تفکر انتزاعی نقش دارد/ آموزش موسیقی باعث افزایش توانایی های کلامی نظیر تلفظ، استدلال کلامی و حافظه می شود/ بسیاری از کودکان که دچار اختلالات خواندن هستند، موسیقی در درمان توانایی های خواندن آنها نقش دارد/ موسیقی می تواند در درمان اختلالات روانی اثر داشته باشد /در مدارس ما مشکلات روان شناختی بسیاری وجود دارد که افسردگی و اضطراب بالا از آن جمله است/ غفلت از شادی و نشاط در هر جامعه، زمینه ساز افزایش بیماری های روانی از قبیل اضطراب و افسردگی است/ جامعه زنده و پویا جامعه ای است که عناصر شادی آفرین در آن فراوان باشد. نشاط و شادابی در مدرسه باعث رشد و شکوفایی در همۀ ابعاد وجودی یک دانش آموز می شود/ این هیجانات مثبت، باعث شکل گیری حس عطوفت و مهربانی بین معلم و دانش آموز می شود/ در چنین جوّی استفاده از تنبیه رنگ می بازد و رایحۀ خوش محبت فضای مدرسه را در می نوردد
در هنگام درجه بندی خصوصیات انسانی، خطاهای چندی ممکن است از طرف درجه بندی کنندگان رخ دهد. به عنوان نمونه يكي از مشكلات سيستمهاي ارزيابي چهارچوب زماني رفتار ارزيابي شده است. ارزيابان اغلب رفتارهاي گذشته را نسبت به رفتار در حال حاضر كارمند فراموش ميكنند.
لذا افراد براساس نتايج رفتار چند هفته گذشته خود ارزيابي ميشوند نه ميانگين رفتار یک ساله خود.
از جمله تكنيكهايي كه در ارزيابي عملكرد ميبايست لحاظ شود، ارزيابي يك كارمند بدون توجه به عملكرد ساير كاركنان است. اگر يك سرپرست در ارزيابي يك كارمند تحت تأثير نمرههايي كه به ساير افراد داده قرار گيرد، در اين صورت خطاي مقابله اتفاق افتاده است.
برخی از مهترین خطاها که امروزه به خوبی شناخته شده اند عبارتند از:
1-خطای تعصب شخصی
Personal Bias
2-خطای تمایل مرکزی
Central Tendency
3-خطای هاله ی
Halo Effect
4-خطای کلامی یا منطقی
Logical Error
خطای تعصب شخصی: این خطا یا اشتباه وقتی رخ می دهد که فرد درجه بندی کننده همه افراد را یا « خیلی بالا» یا « خیلی پایین »درجه بندی می کند. خطای تعصب شخصی را گاهی از نرمش و یا خشونت بسیار درجه بندی کننده می دانند. این خطا با معدل گیری ومقایسه فاصله میانگین با حدود ارقام مشخص می شود. در این صورت چنانچه درجه بندی کننده خیلی بالا یا خیلی پایین درجه بندی کرده باشد مشخص می شود.
خطای تمایل مرکزی: این خطا وقتی رخ می دهد که شخص درجه بندی کننده همه را در حد متوسط درجه بندی می کند. بر طرف کردن این خطا زیاد آسان نیست.زیرا این خطا به فهم ودرک درجه بندی کننده از خصوصیات افراد و تا حدودی با شخصیت خود او در ارتباط است.
خطای هاله ای : این خطا وقتی رخ می دهد که درجه بندی کننده افراد را در هاله ای از تصورات و یا پندارهای قبلی خود قرار می دهد و بر اساس این پندارها ، یکسان و یکنواخت قضاوت می کند. برا ی بر طرف کردن این خطا بهتر است خصوصیات به طور واضح و آشکار تعریف شوند و درجه بندی افراد، مورد به مورد و تفکیک شده صورت گیرد.
خطای کلامی یا منطقی : خطایی که اغلب درجه بندی کنندگان دچار آن می شوند . این خطا ناشی از آن است که معنی و مفهوم کلمات و خصوصیات در ذهن درجه بندی کنندگان متفاوت و دگرگون است. اين مشكل هنگامي رخ ميدهد كه تفاوت هاي ادراكي در معني و مفهوم كلمات به كار گرفته شده در ارزشيابي كاركنان وجود داشته باشد. بنابراين مثلا، خوب، دقيق، ارضاء كننده و عالي ممكن است براي ارزيابان متعدد معاني متفاوتي داشته باشد.
با تعریف کامل خصوصیات و وادار کردن درجه بندی کنندگان به بحث درباره مفاهیم و حدود آنها و رسیدن به توافق دربارۀ معانی هر یک می توان از این خطا جلوگیری کرد.
عوامل و ويژگي هاي موثر بر اثربخشي سيستمهاي ارزشيابي عملكرد:
براساس نتايج مطالعات مختلف عوامل اثربخشي نظام ارزشيابي عملكرد عبارتند از:
1- وجود "طرح نظام اثربخش ارزشيابي عملكردي" كه شامل: هدف به روشني تعريف شده، ارزشمند و قابل فهم براي ارزشيابي عملكرد، و اطلاعات گسترده كاركنان و سرپرستان بر نحوه ارزشيابي باشد.
2- تعريف دقيق عمليات ارزشيابي اثربخش عملكرد مديريتي، مشتمل بر: برنامهريزي عملكرد و بازبيني مستمر عملكرد و ارايه بازخورد به كاركنان درباره اين كه چگونه عملكرد خود را بهبود بخشند.
3- وجود حمايت اثربخش نظام ارزشيابي عملكردي، كه سرپرستان را براي اعمال كردن رفتارهاي ارزشيابي اثربخش، به منظور تضمين رضايت و رسيدگي به شكايات نظام ارزشيابي تشويق ميكند.
4- پذيرش كاركنان از نظام ارزشيابي عملكرد سازمان و تمايل آنان نسبت به انجام آن
5- تعهد سرپرستان و كاركنان براي اعمال مناسب نظام ارزشيابي عملكرد سازمان
6- توافق كاركنان و سرپرستان بر تعريف عملكرد مطلوب و نحوه تفسير اطلاعات ارزشيابي عملكرد
7- بررسي مداوم و نظاممند خود نظام ارزشيابي عملكرد
ويژگي هاي نظام هاي اثربخش ارزشيابي عملكرد:
با اشاره به عوامل كليدي اثربخشي نظامهاي ارزشيابي عملكرد ، برخي از خصيصههاي نظامهاي اثربخش ارزشيابي عملكرد عبارتند از:
1- تلاش براي دقت بيشتر در تعريف و اندازه گيري ابعاد عملكرد تا جايي كه امكان پذير است.
1/1- تعريف عملكرد با تمركز بر پيامدهاي ارزيابي شده
2/1- پيشبينيهاي پيامد بر حسب فراواني و تكرار رفتار مربوط.
3/1- تعريف ابعاد عملكرد به وسيله تركيب كارها با جنبههاي مختلف ارزش (نظير: كيفيت، كميت، مناسبت و بجا بودن)
2- اتصال ابعاد عملكرد به برآوردن نيازهاي ارباب رجوع
3- تركيب كردن و به هم پيوستن اندازه گيري محدوديتهاي موقعيتي
1/3- تمركز توجه روي محدوديتهاي ملاحظه شده در خصوص عملكرد
4- وجود اعتماد متقابل كافي بين سرپرستان و زيردستان.
5- اندازهگيري و هدايت عملكرد كاركنان به طور كلي و ملموس
6- وجود نوعي تناسب بين فرهنگ سازمان و خط مشيهاي ارزشيابي آن
7- سرپرستان نسبت به تشريح نظام ارزشيابي به كاركنان علاقهمند باشند و نحوه اجراي آن را با آنان در ميان بگذارند.
8- ارزشيابي عملكرد رشد حرفهاي را تشويق و انتقال فرهنگ آن را تسهيل ميكند.
9- كاركنان فرصت لازم براي اظهارنظر درباره مسايل و بحث در اهداف و برنامهها را دارند.
10- كاركنان بازخورد كافي و مداومي را از منابع مختلف دريافت ميكنند تا آگاهي لازم از موقعيت خود در ارتباط با عملكرد مورد انتظار را حاصل كنند.
11- خود ارزشيابي بخشي از فرآيند بازخورد رسمي است.
12- افزايش پرداختها هم بر مبناي عملكرد فردي و هم براساس عملكرد گروهي انجام ميگيرد.
منابع :
-اصول و فنون راهنمایی و مشاوره در آموزش و پرورش ،مولف یوسف اردبیلی
- سيستم اثربخش ارزشيابي عملكرد كاركنان؛ مباني ، رويكردها و روش ها، اميرحسين كيذوري
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
تاکنون حدود 100 کتاب و مقاله نوشته ام که 80 تای آنها را غالبا در خارج از کشور چاپ و منتشر کرده ام. دلیل اینکه علاقه مند هستم آثارم را در خارج از کشور (در کشورهای غربی) چاپ و منتشر نمایم این است که قدر اندیشه ها و راهکارها و نوآوری های من را می دانند و بنابراین نه تنها کارشکنی نمی کنند بلکه هزینه چاپ هم از من نمی گیرند! به عنوان نمونه آخرین کتابم را که به معرفی روش تدریس منحصر به فردم می پردازد در آنجا چاپ کردم که 400 (چهارصد) دلار قیمت زدند و هم اکنون از طریق وب سایت آمازون و فروشگاه ها و سایت های بین المللی دیگر در حال فروش آن هستند. از این مسایل که بگذریم حقیقتا حیفم آمد که ترجمه تنها کتابم را که در ایران و در انتشارات جنگل تهران چاپ کردم و اتفاقا در آن کتاب هم از زاویه ای متفاوت به معرفی جامع روش تدریسم پرداخته ام در اختیار همکاران در ایران قرار ندهم.
بنابراین از طریق این مقاله به معرفی اجمالی این کتاب می پردازم تا شاید مسئولان آموزش و پرورش و حتی مسئولان آموزش عالی به اهمیت آن پی ببرند و به چاپ و نشر و توزیع آن کمک کنند.
برای شروع باید بگویم که من بر این باور هستم که اگر میخواهیم در شکلگیری و توسعه جوامع انسانی، شاد، مترقی و دموکراتیک و متمدن و درنهایت در شکلگیری صلح جهانی سهیم باشیم باید ترتیبی دهیم تا آیندهسازان این مرزوبوم علاوه بر کسب مهارتهای علمی، نورمها و اصول و اسلوب و مهارتهای دموکراتیک را نیز در کلاسهایشان کسب نموده و در خود نهادینه کنند.
به عبارت دیگر، کلاسهای ما - که میتوانند بهصورت دموکراتیک اداره شوند - باید به ارتقای مهارتهای اجتماعی، سبکهای تفکر، نگرش و منش و شخصیت نسل فردا بینجامند.
همینطور شهروندان باید در طول زندگی آکادمیک خود در کلاس های ما متفکر، استدلال گرا، علت و معلول یاب، منتقد، خلاق، مشارکتجو و همزمان اهل رقابت و آگاه به مسائل اجتماعی و به ویژه مسائل سیاسی نیز بار آیند تا قادر باشند با موفقیت با واقعیات دنیای پیچیده کنونی مواجه شوند و نقش بسیار مؤثرتری در سرنوشت خود و ما ایفا نمایند.
روش تدریس اینجانب که در کتاب :
Beyond the Present Methods and Approaches to ELT/Education:
The Crucial Need for a Radical Reform
به آن پرداختهام در این راستا طراحی و ارائهشده است.
همان طور که اشاره شد این کتاب 430 صفحه ای در سال 1391 توسط انتشارات جنگل جاودانه تهران چاپ شد و در دیماه 1392 به مرحله نهایی جشنواره رشد تهران راه پیدا کرد و جزو 3 کتاب برتر کشور شد.
مهمتر اینکه وزارت آموزش و پرورش این کتاب ارزشمند را به تمام معلمان و دانشجو معلمان توصیه کرد. اما متاسفانه در آموزش و پرورش مشهد به هر دری زدم و هر کاری کردم تا بتوانم این کتاب را به همکاران معرفی نمایم، اجازه این کار را به من ندادند !
حتی با چاپ و انتشار ترجمه فارسی این کتاب تحت عنوان «یادگیری تیمی رقابتی: روشی متفاوت در آموزش» هم که در ذیل به معرفی آن می پردازم مخالفت کردند!
متاسفانه با برگزاری ورک شاپ و یا کلاس های ضمن خدمت هم برای معرفی روش تدریسم به همکاران در مشهد – چه رسد در سراسر ایران - مخالفت کردند. این در حالی است که دو پروفسور در دانشگاه مینه ستای آمریکا و نیز یک استاد در دانشگاه تل آویو که روش هایی از خانواده روش تدریس من دارند – و اتفاقا روشهایشان دارای نواقص جدی ای هم هستند - با حمایت دانشگاه هایشان در حال برگزاری ورک شاپ ها و معرفی روش تدریس هایشان نه تنها در کشورهای خودشان بلکه در سطح بین المللی هستند.
و اما صفحه اول کتاب 300 صفحه ای (16 فصل) من که برای چاپ و توزیع به همکاری مسئولان نیاز دارد:
*** سالها بیتفاوتی نسبت به ضعف مهندسی آموزش در نظام ناکارآمد آموزش کشور برخی مسئولان اجرایی دلسوز را بر آن داشته است تا نسبت به عواقب ادامه این روند در عصر و شرایط حاضر بهطورجدی هشدار دهند. محمدرضا سپهری رئیس پیشین موسسه کار و تأمین اجتماعی در مصاحبهای اختصاصی تحت عنوان «شیوه آموزشی دانشگاهها علت بیکاری فارغالتحصیلان» از مهمترین علل عدم جذب فارغالتحصیلان دانشگاهی در بازار کار و نیز عدم موفقیت ایشان در محیطهای کاری در سطوح ملی و بینالمللی را در ناکارآمدی سیستم آموزشی کشور در تمامی سطوح بهویژه در دانشگاهها در 1) آموزش زبان انگلیسی و 2) آموزش مهارت کار گروهی ارزیابی کردهاند.
سپهری میافزاید: «ما باید به مسئولان دانشگاهها و شورای عالی انقلاب فرهنگی هشدار دهیم که سیستم آموزشی زبان در کشور ما نادرست است و مهارتی را در فارغالتحصیلان ایجاد نمیکند».
اینجانب در این کتاب، ضمن بررسی نقادانه دلایل ناکارآمدی سیستمهای فعلی آموزش و تبعات مخرب آنها در سطوح ملی و بینالمللی، به آخرین مسائل و روشهای تدریس در حوزهی آموزش پرداختهام. مهمتر اینکه پس از تجزیه و تحلیل آخرین روشهای تدریس که بر مبنای تعامل و بحث و گفتمان بناشدهاند، به معرفی روش تدریس منحصربهفرد خود که بر پایه«تئوری آموزشی سیاسی»م طراحی کرده و ارائه دادهام پرداختهام.
اینجانب سعی دارم از طریق این روش تدریس، که مورد اقبال مجامع بینالمللی نیز واقع گردیده است، به نهادینه کردن اصول دموکراسی در نسل فردا جهت ساختن فردایی آزاد و آباد بپردازم.
کسانی که با این روش تدریس (در مدارس، مؤسسات و دانشگاهها) آموزش میبینند علاوه بر اینکه به «کاربرد دانش (زبان) در محیطهای واقعی» مسلط میشوند مهارتهای اجتماعی، سبکهای تفکر، نگرش و منش و شخصیت خود را ارتقاء داده و «متفکر»، «استدلال گرا»،«علت و معلول یاب»،«منتقد»، «خلاق»، «مشارکتجو» و همزمان «اهل رقابت» و «آگاه به مسائل اجتماعی» و به ویژه «آگاه به مسائل سیاسی» بار میآیند و قادر خواهند بود نقش بسیار مؤثرتری در سرنوشت خود و ما ایفا نمایند.
یادآوری میشود که اینجانب در رساله فوقلیسانس (ایران) و دکترای (هندوستان) خود از برتری این روش تدریس بر روشهای تدریس کنونی و نیز روش تدریس پروفسور جانسون در دانشگاه مینه ستای آمریکا دفاع نمودهام.
زمان آن فرا رسیده است که این روش تدریس را که بر مبنای آخرین یافتههای علمی و عملی بوده و واقعیتهای دنیای پیچیده امروز را در نظر گرفته است در کلاسهای خود به خدمت بگیریم.باشد که با عمل کردن به پیشنهادهای ارائهشده در این کتاب شاهد تحولی بنیادین در سیستم ناکارآمد آموزشی فعلی در تمامی سطوح باشیم.
درصورتیکه ورژن انگلیسی و یا پی دی اف (فارسی) این اثر را میخواهید با من تماس بگیرید.
سید محمدحسن حسینی
خرداد 1392 – مشهد مقدس
09153852599 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">/این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید / این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شاگردان ما هنوز این قدر در مدرسه شان تربیت نشده اند که بعد از 13 سال درس خواندن و شرکت در امور پرورشی و تربیتی و هزارو یک برنامه دینی و اخلاقی و برپایی نماز جماعت ظهر و عصر به مدد و پشتیبانی معنوی و مادی معاونت پرورشی فرا گرفته باشند که کتاب سوزاندن یعنی زیر سوال بردن یک دوره تعلیم و تربیت خودشان و پدر و مادرشان/ اصلا ما یاد گرفته ایم در مورد چیزهایی که نمی دانیم اظهار لحیه کنیم/ ما که در این نظام تعلیم و تربیت کاره ای نیستیم. حرف هم بزنیم می گویند بگذار هر چی می خواهد بگوید. مگر ما بی کاریم جواب بدهیم/ دو نمره از 40 نمره یعنی 1 نمره از بیست نمره دقیقا از کتاب و مطابق نظر آقای رئیس مرکز سنجش آموزش و پرورش است
در دوره دهکده جهانی باید انسان ها به سواد جدیدی به نام سواد رسانه ای دست یابند / افراد با سواد باید توانایی رمز گشایی ، درک ، ارزیابی و کار با اشکال مختلف رساته را داشته باشند/ سواد رسانه ای ابزاری برای توانمند ساختن شهروندان در دسترسی به رسانه ها و تحلیل انتقادی و ارزیابی رسانه ها است/ دکتر محسنیان راد سواد رسانه ای توانایی تشخیص پیام ها می داند/ یونس شکر خواه ، سواد رسانه ای را قدرت درک نحوه کار رسانه ها و معنا سازی در آنها می داند/ رسانه ها دنیایی را به ما نشان می دهند که هر چند حقیقی به نظر می رسد ، اما معمولاً ما به ازای خارجی ندارد/ رسانه ها با بهره گیری از نداشتن سواد رسانه ای مخاطب ،واقعیت را آن گونه که می خواهند باز سازی می کنند/ تعامل اغلب مخاطبان با رسانه بر اساس فاکتورهای فردی مانند نیازها و اشتیاق های شخصی، خوشی ها و سختی های روزمره ،نگرش های نژادی و جنسیتی ،پیشینه ی خانوادگی و فرهنگی است/ آموزش سواد رسانه ای باید به عنوان بخشی از واکنش های آموزش و پرورش در برابر خشونت و سایر آسیب های رسانه ای در نظر گرفته شود/ سواد رسانه ای مصرف رسانه ای را برای ما لذت بخش و رابطه انفعالی را به رابطه فعال تبدیل می کند/ یک راهکار گسترش سواد رسانه ای راه اندازی تشکل غیر دولتی سواد رسانه ای متشکل از معلمان مدارس، اساتید و پژوهشگران دانشگاهی و همچنین کارگزاران و دست اندر کاران صنعت رسانه ای کشور است/ فقر دانش اطلاعاتی و ارتباطی والدین نسبت به فرزندان یکی از موانع رشد سواد رسانه ای است
«باسوادی» زیربنای توسعه بوده و شاخص اصلی سلامت و توسعه جامعه محسوب می شود/ کم سوادی مربوط به کیفیت یادگیری است و دغدغه اصلی فعالان اجتماعی محسوب می شود/ در دنیای امروزی ریشه کنی کم سوادی ازشاخص های توسعه انسانی است/ بی سواد توان دور ریختن دانسته های غیرمستند و باطل شده و کهنه را ندارد/ کم سوادی سیاسی بدترین نوع کم سوادی است / کم سواد فرهنگی بیشتر حرف می زند، در هر زمینه ای خود را صاحب نظرمی داند و فاقد سواد رسانه ای است / کم سواد اجتماعی فردگراست و قادر به کارگروهی نیست