صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

کهگیلویه و بویراحمد

منتشرشده در نامه های دریافتی

گروه استان ها و شهرستان ها/

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

محکومین به محرومیت و مظلومیت

آخرین چهارشنبه فروردین ۱۴۰۱ به دعوت برادران ضیائی فر(خیر و کارآفرینان مبل آبنوس جاده قزل حصار) بازدیدی از مدارس محروم خرمدشت سهرابیه و اختر آباد داشتیم در این گزارش سعی می شود بخشی از مشکلات و معضلات مراکز آموزشی حواشی کرج را که به طور میدانی و به عینه مشاهده کرده ام با جادوی کلمات به تصویر کشم تا با تاسی از « اصل پروانه » شاید انتشار همین گزارش ها باعث ایجاد انگیزه برای تجمیع و چاره اندیشی مسئولین متفرق شهری، آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و خدماتی کمالشهر، چهارباغ و مهرشهرکرج برای کاستن از مشکلات مردم محروم و دوست داشتنی این مناطق که به‌ فرمایش امام خمینی ولی نعمتان مان هستند باشیم.

استشمام بوی تعفن در مدرسه:

در معیت آقای «علی ضیائی فر » دوری قمری در خرمدشت می زنیم محرومیت و مظلومیت از سرتاپای شهرک موج می زند . در پارک استاد شهریار خرمدشت توقفی می کنیم . ظاهرن این مینی پارک تنها فضای سبز فعلی و سرپای خرمدشت می باشد. از کوچه پس کوچه های تنگ و تاریک و محصور در آپارتمانهای بی آسانسور رهسپار مدرسه ابتدایی  « یادگار امام» در پایین دست شهرک با ۱۵۰۰ دانش آموز ابتدایی می شویم.ضلع جنوبی مدرسه محل چرای گوسفندان محلی است ، از ضلع غربی بوی تعفن از ضایعات، پسماند و تفکیک زباله شهرداری کمالشهر در مجاورت مدرسه بالا زده است . نزدیک تعطیلی مدرسه بوده و اولیا برای استقبال از دلبندانشان در ضلع جنوبی حیاط مدرسه کیپ کیپ اتراق کرده اند.

مدرسه بی سرایدار با ۱۵۰۰ دانش آموز

حیاط مدرسه آکنده از آشغالهایی است که احتمالا به واسطه باد از سمت ضایعاتی ها به محوطه مدرسه حواله شده است.به عنوان اولیا ، سری به مدرسه سه طبقه می زنیم . متاسفانه ۱۵۰۰ دانش آموز در دو شیفت فاقد سرایدار و نیروی خدماتی است و مدرسه مملو از ضایعات خوراکی دانش آموزان است. ظاهرن پایان هفته و به واسطه کارکنان و یا نیروی آزاد مدرسه هفتگی تمیز می شود. اوضاع عمومی عمرانی مدرسه نامساعد بوده و پنجره های شکسته و دربهای زوار در رفته تداعي گر  « نظریه پنجره شکسته » است. ضیائی فر با مشاهده درب کلاس ها (باعث خجالت و شرمندگی اداره نوسازی مدارس) قول می دهد در عرض یک هفته کاری برای مدرسه انجام دهد.

 دکتر بهمنی؛ دقیقا کجایی؟ کجا

خلاصه در جمع بندی متوجه شدیم که مشکلات مدرسه « یادگار امام » خرمدشت بیشتر معطوف به تفکیک زباله کمالشهر در مجاورت مدرسه است برای پیگیری موضوع تماس ناموفقی با دکتر بهمنی شهردار کمالشهر دارم . انتظار می رود شورا و شهرداری کمالشهر برای استقرار ماشین های مصالح سیما منظر مکان یابی و جانمایی بهتری در چنته داشته باشند. همچنین روشنایی پل شهدای حصارک وضعیت نامطلوبی داشته و روشنایی رپشنای ندارد.

 متولیان متکثر جاده قزلحصار

از مدرسه خارج شده گشتی در اطراف می زنیم . اداره راه و شهرسازی بابت دو خط کردن راه آهن تهران_ تبریز پل روگذر را استارت زده و پس از دو خطه شدن، تجهیز و تعریض پل و عرشه را نصفه نیمه رها کرده است . اهالی می گویند هر از گاهی به خاطر نواقصات این پل، تصادفات قربانی می گیرند ؛ معلوم نیست باید مردم بابت ندانم کاری و سهل انگاری نامسئولان چند نفر دیگر تلفات و قربانی دهند تا بالاخره مشکلات این پل به سامان رسد؟ به راستی چرا تاکنون خبر موثری از مسئولین ملی،استانی و شهری برای پیگیری و تکمیل و تعریض عرشه پل و ساماندهی جاده بین المللی قزلحصار منتهی به فرودگاه پیام با حجم ترافیک بالا نیست؟
بخشی از مشکل بی سامانی جاده ترانزیتی قزلحصار معطوف به نداشتن متولی خاص و بلاتکلیفی حواشی این جاده حیاتی است.سمت راست جاده (پسا پل)مربوط به شهرستان تازه تاسیس چهارباغ،سمت چپ مربوط به شهرستان کرج است.

 روگذر ناایمن روی جاده قزلحصار

روگذری برای تردد دانش آموزان اخترآبادی و سهرابیه روی جاده نصب شده است. این روگذر مستهلک، ناامن و بدون حفاظ های لازم بوده و عابرین و دانش آموزان معمولا ترجیح می دهند خطر عبور از عرض جاده را به جان خریده ولی ریسک عبور از پل معلق را نکنند.

مدرسه ای در محاصره مخاطرات

در ادامه مسیر وارد شهرک سهرابیه می شویم . مدرسه امام خمینی(ره) از دور هویداست ؛ ضلع غربی مدرسه با فاصله ای، مشرف به جاده قزلحصار بوده و محوطه باز غرب مدرسه محلی برای پارک ماشین های سنگین ضایعاتی و همچنین لوله های آب و فاضلاب بسیار قطور است. اهالی می گویند شبها داخل لوله ها مکان امنی برای تردد و استقرار معتادین و مزاحمین محلی است.

مدرسه در حال تعطیلی است. فوج دانش آموزان دختر، محوطه درون و برون مدرسه را عطرآگین کرده است.جوبهای روباز کنار مدرسه منظره زشتی به مدرسه داده و محل تکثیر حیوانات موذی و جولانگاه موشهای گربه صفت ست.

بخشی از حیاط مدرسه نشست کرده و موتور خانه قدیمی در آن مدفن و به زباله دانی مبدل شده است.مجاورت مدرسه نیازمند ساماندهی به همت شهرداری و سایر مسئولین مرتبط شهری است.

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

آقای شهردار منتظریم

با گشت و گذار از کوچه پس کوچه های اخترآباد وارد مجموعه معظم « مبل آبنوس » می شویم. انواع شکلات ها و خوردنی و تنقلات زینت بخش دفتر مدیریت بوده و زبان روزه به ما چشمک می زنند. خلاصه خرما بر نخیل و دست روزه داران کوتاه است.گپ و گفتی با برادران ضیائی فر در چرایی و چگونگی ساماندهی مدارس مناطق محروم حاشیه جاده قزلحصار می زنیم و راههای پیگیری مشکلات مرتبط به ساماندهی حاشیه جاده قزلحصار و تجمع بی حد و حصر ضایعات چی های مستقر در منطقه را مرور می کنیم  . برادران ضیائی فر گزارش مفصلی از پیشینه منطقه و تارخچه پیگیری های انجام شده همراه با نامه نگاری ها و مستندات را ارائه می کنند . با تماس "شمسعلی ضیائی فر" گپی با شهردار منطقه ۳ مهرشهر زده و مشکلات پیرامونی مدرسه سهرابیه را یادآور می شوم .  مهندس عابدینی ظاهرن اهل فن و اهل دل است و تبار من و شهیدستان را بهتر از خودم می شناسد.
شهردار با خوشروئی تمام قول می دهد در اولین فرصت بازدید مجددی از منطقه سهرابیه داشته و مزاحمت‌های بیرونی مدرسه حضرت امام خمینی(ره) را رفع رجوع نماید.

 مشکلات ترکیبی مستلزم راه حل ترکیبی است

هفته پیش مصاحبه ای مفصل با « مراد مالمیر » رئیس ناحیه ۴ کرج داشتم . ایشان به خاطر پیگیری مجدانه مشکلات‌ مدارس حاشیه، اشراف به موضوع داشتند. متاسفانه مشکل سرایدار در آموزش و پرورش بسیار جدی است و مدارس حواشی مناطق محروم مشکلات مضاعفی داشته و حل آنها مستلزم تجمیع و به صف شدن مسولین خدمات شهری، امنیتی،شوراها، نوسازی مدارس و آموزش و پرورش و... است.

آموزش و پرورش البرز سالانه پذیرای بیش از یکصد هزار مهاجر و بیست هزار دانش آموز است ؛ به سیل بی پایان مهاجرین داخلی باید هجوم بی امان افاغنه را نیز بیافزاییم و این چنین آموزش و پرورش البرز با تراکم دانش آموزی بالا در شاخص ها معمولا از آخر اول است.

مقرر گردید پایان بهار دوباره از منطقه دیدن کنیم تا شاهد عمل به وعده مسئولی و پیگیری میدانی مشکلات باشیم.

***

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

( همان گونه که در تصویر مشاهده می فرمایید ؛ دانش آموزان به جای استفاده از پل عابر پیاده که حافظ سلامتی و جان آنان است ، ترجیح می دهند که با وجود مانع های بتونی ، فلزی و... باز هم از عرض خیابان و یا جاده عبور کنند .

شبیه این صحنه ها  را هر روزه در اقصا نقاط مختلف این کشور و این جامعه مشاهده می کنید . می توان گفت که بسیاری به آن عادت کرده و حتا خود آن را انجام می دهند .

وظیفه و کارکرد خانواده ایرانی ، مدرسه ایرانی ، رسانه ها و حکومت چیست ؟ )

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گزارشی از فقر و محرومیت در مدارس محروم کرج

منتشرشده در گفت و شنود

نقد و ارزیابی رتبه بندی معلمان  رتبه بندی معلمان ، یادگار دوره اصلاحات است که در آواخر آن دولت تصویب و بنا به برخی تنگ نظری ها و اعمال سلیقه ها، اجرایی نشد. اگرچه در اواخر دولت دهم، استارت اجرایی شدن آن زده شد، اما این دولت یازدهم بود که آن را به عنوان بلندگویی برگزید تا با عملی ساختن آن، بر هیبت کابینه بیفزاید. اما واقعیت این است که فکر تدوین و تصویب و حتی اجرایی شدن این لایحه، هنر و همت هیچ یک از دولت ها نیست بلکه بیشتر برآمده از ذهن و زبان معلمانی است که سالهاست قصه نابه سامانی خویش را به هزار زبان فریاد زده اند. با این همه، این قانون تا الان تنها روی کاغذ است و لذا شیرین و جالب است اما باید منتظر آینده و موعد به فرجام رسیدن آن بود که چه اندازه در مسیر اجرا، هموار و همراه خواسته های معلمان خواهد بود.

در این اساسنامه و با خوش بینی تمام، حداکثر انتظارات از معلمان مطرح شده است؛ در حالی که در کلاس و مدرسه، حداقل اختیارات برای آنها وجود دارد. در واقع، نظام آموزشی که به معلم فکور و منتقد و جسور ، روی خوش نشان نمی دهد ، در ارزیابی ها و از جمله این لایحه، موانع و محدودیت هایی برای رتبه بندی آنها در نظر گرفته است تا شاید به این وسیله هم از بار مالی برنامه کاسته شود و هم در انظار دیگران، مهندسی و مواظبت از کار معلمان نشان داده شود.

در لایحه ، مجموعه صلاحیت های معلمی در چهار دسته از شایستگی های؛ عمومی، تخصصی، حرفه ای و تجربی  دیده شده است که معلوم نیست چرا دو محور تخصصی و حرفه ای جدا در نظر گرفته شده است در حالی که می شد آن دو را تحت یک عنوان محاسبه کرد. گفتنی است که پیش از این نیز معلمان به شیوه ارتقای مسیر شغلی و در چهار عنوان ؛عالی ، خبره، ارشد، و پایه، طبقه بندی شدند که البته در اجرا به سمت و سویی مناسب نرفت و با مصایب و مشکلاتی همچون؛ تن ندادن معلمان به ارزشیابی، نبود یک سیستم ارزشیابی عادلانه و کمبود اعتبار مالی، مواجه شد که بعید نیست این فرایند جدید نیز به سرنوشتی شبیه آن دچار شود. شبیه سازی ساختار آموزش و پرورش با ساختار آموزش عالی، تنها هنگامی ممکن و مناسب خواهد بود که نه به واسطه اعتراض ها و تظاهرات خیابانی معلمان که در یک فضای آرام و منطقی صورت گیرد.

  معمولا معلمان با فاکتورهایی مثل سنوات، مدرک تحصیلی، تقدیرنامه ها، ساعات ضمن خدمت و امثال آن که اغلب کمی و قابل اندازه گیری هستند، راحت کنار می آیند اما هضم و فهم فاکتورهای کیفی و آن هم در نظامی که از اساس چندان به تفاوت های فردی و صلاحیت های علمی و اخلاقی پای بند نبوده است، برایشان کمی تا خیلی دشوار است. بنا براین، دور از انتظار نیست که بعد از اجرایی شدن این قانون و در مسیر ارتقا رتبه، به صورت های مختلف و از جمله مستند سازی های صوری و بی پایه، آن را دور بزنند.

در قانون رتبه بندی؛ مواردی مثل؛ افزایش کیفی فرایند تعلیم و تربیت، عملکرد رقابتی معلمان، مهندسی نیروی انسانی، تقویت رضایت مندی شغلی  ، ارتقای تعهد و تقویت هویت حرفه ای معلمان  به عنوان اهداف این برنامه در نظر گرفته شده است . در حالی که این اهداف اگرچه جذاب و جالبند اما تجربه نشان داده است که دستیابی به آنها از این راه ممکن نیست. اصلا فرایند ارزیابی و قضاوت در جایی که ما هستیم تنها در محاکم قضایی و جزایی قابل تعقیب است و در فضاهای دیگر و از جمله در حوزه آموزش، مدتی بعد شکل و شمایلی دیگر و باری به هر جهت می یابد. از این منظر، در حقیقت همه منظور این لایحه، سامان بخشی دستمزد معلمان است و لذا برای اضافه این چندرغاز در فیش حقوقی معلمان، شاید بهتر بود بنا بر میزان دریافت فعلی آنها، درصدی قابل توجه به همگان اضافه شود تا هم حرمت و حیثیت نظام آموزشی با این شعارهای بدون ضمانت اجرایی بیش از این مخدوش نشود و هم ذوق و انگیزه تلاش مضاعف از برخی معلمان دردمند و علاقه مند گرفته نشود.

معمولا معلمان با فاکتورهایی مثل سنوات، مدرک تحصیلی، تقدیرنامه ها، ساعات ضمن خدمت و امثال آن که اغلب کمی و قابل اندازه گیری هستند، راحت کنار می آیند اما هضم و فهم فاکتورهای کیفی و آن هم در نظامی که از اساس چندان به تفاوت های فردی و صلاحیت های علمی و اخلاقی پای بند نبوده است، برایشان کمی تا خیلی دشوار است

گفتن ندارد اما معلمان در چهل سال گذشته، خاطره خوشی از ارزشیابی کارکنان دولت ، طرح برجستگی ، فرآیند انتخاب معلمان نمونه ، اعطای گروه های تشویقی ، افزایش فوق العاده ویژه ، ارتقای مسیر شغلی با رتبه های کذایی خبره ، ارشد و عالی جز تبعیض ، رفیق بازی ، پارتی بازی ، ترویج روحیه تملق ، مجیز گویی از رییس و مدیر یا ویژه خواری و خو کردن به محافظه کاری به سبب گرایش های سیاسی و حزبی، یا حضور در ستاد انتخاباتی این و آن ندارند. و الا، چرا باید رسیدن به رتبه های دانشیار معلمی یا استاد معلمی ، برای معلمی سخت کوش ، فکور و خلاق در یک روستای دور که با دانش آموزانش دوست و همدل است و با هم دنیایی شیرین دارند، آن قدر ممتنع یا دشوار باشد که به سان قله قافی باشد که فقط سیمرغ به گرد آن می رسد. چه بسا معلمی علاقه مند با سه چهار سال سابقه بتواند گوی توفیق را از معلمی خسته و بی انگیزه با بیست و چند سال سابقه، ببرد.

رتبه بندی بر مبنای شایستگی از ابتدای ورود فرد به حرفه معلمی و حتی از ابتدای ورود به دوره تربیت معلم آغاز می شود و به عنوان یک فرآیند به هم پیوسته و غیر قابل تفکیک در هر سال می تواند به شکلی تازه روی دهد. بنابراین، تعیین شرط دو سال برای ورود به رتبه بندی و شش سال توقف برای ارتقا به رتبه بعدی ، ناشی از نگاه غیرصحیح به مفهوم رتبه بندی مبتنی بر شایستگی است. شایستگی بسته به ظرفیت، استعداد و انگیزه می تواند به سرعت طی شود و چه بسا یک فرد در دوره بسیار کوتاهی بتواند به درجات بالایی از شایستگی دست یابد. ضمن این که دانشجو معلمان موضوع قانون متعهدین خدمت تا پایان یافتن سی  سال خدمت، مشکل می توانند به رتبه پنج دست یابند.

 کلام آخر این که یادمان باشد با حلوا حلوا گفتن، کامی شیرین نمی شود. شبیه سازی ساختار آموزش و پرورش با ساختار آموزش عالی، تنها هنگامی ممکن و مناسب خواهد بود که نه به واسطه اعتراض ها و تظاهرات خیابانی معلمان که در یک فضای آرام و منطقی صورت گیرد. مطمئنا اکنون نتیجه امر، بیشتر به بستن دهان معلمان و پاک کردن صورت مسئله منتهی می شود و لذا نام طرح و برنامه هر چقدر هم دهان پرکن و فریبنده باشد، چندان مهم نیست.

معمولا معلمان با فاکتورهایی مثل سنوات، مدرک تحصیلی، تقدیرنامه ها، ساعات ضمن خدمت و امثال آن که اغلب کمی و قابل اندازه گیری هستند، راحت کنار می آیند اما هضم و فهم فاکتورهای کیفی و آن هم در نظامی که از اساس چندان به تفاوت های فردی و صلاحیت های علمی و اخلاقی پای بند نبوده است، برایشان کمی تا خیلی دشوار است

گفته اند که «سنگ بزرگ برداشتن، علامت نزدن است». این طرح به ظاهر عظیم نیز، بیشتر برای ابلاغ و نه اجرا مدون شده است. اصلا وقتی سرانه دانش آموزی نه به موقع و نه به اندازه کافی پرداخت می شود، وقتی فرایند یاد دهی، بدون تجهیزات آموزشی لازم، اسیر روزمرگی شده و مسیرعادی خویش را می پیماید، وقتی مشکل قریب به اتفاق معلمان، تامین معیشت است، وقتی در وادی روابط انسانی آموزش و پرورش، غیر ممکن، ممکن می شود و جا برای ضوابط تنگ می گردد، معلوم است که رتبه بندی فرهنگیان و آن هم به شیوه دانشگاهیان، بیشتر به یک شوخی می ماند و دست مایه ای معمول برای یک مصاحبه مطبوعاتی در پایان عمر کابینه یازدهم که: می خواستیم و نشد!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نقد و ارزیابی رتبه بندی معلمان

منتشرشده در یادداشت
شنبه, 03 ارديبهشت 1401 06:02

بحران کمبود معلم

بحران کمبود معلم و بی برنامگی وزارت آموزش و پرورش

«از دهه 60 بود که نرخ موالید افزایش یافت و جمعیت دانش آموزان تا دهه 70 روند رو به رشدی داشت، همان سالها تعداد زیادی معلم جذب و استخدام کردند، به طوری که چند سال بعد استخدام و ورودی آموزش و پرورش را به علت داشتن نیروی مازاد بستند؛ تغییرات ضریب اشتغال نیروهای استخدام شده و پس از آن محدود کردن استخدام معلمان باعث کمبود شدید معلم در روزگار اخیر شده است.»

متن بالا قسمتی از مصاحبه علی اللهیار ترکمن معاونت سابق برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش است.

اللهیار ترکمن عقیده دارد : «اگر در آن روزها فکر می‌کردند که زمانی، جمعیت دانش‌آموزان کاهش می‌یابد و سراغ استخدام افراطی نمی‌رفتند و راه جذب نیرو را در سال‌های بعد نمی‌بستند، امروز دچار این وضعیت نمی‌شدیم. »

بحران کمبود معلم از سال 97 شروع شد. در آن سال 40 هزار نفر بازنشسته شدند اما تعداد نفرات ورودی به آموزش و پرورش هیچ تناسبی با خروجی آن نداشت و این چنین شد که در حال حاضر بزرگترین مشکل آموزش و پرورش، کمبود نیروی انسانی است.

مشکلی که مسئولین راه های زیادی را برای حل آن در کوتاه مدت عملی کردند. از جمله: جذب از طریق آزمون استخدامي (ماده 28 اساسنامه دانشگاه فرهنگیان)، ساعات اضافه كار معلمان رسمي، خريد خدمات آموزشي، تدریس معاونین و مدیران مدارس و ... .

بحران کمبود معلم و بی برنامگی وزارت آموزش و پرورش 

اما براي رفع اين مشكل راه هاي بهتري نيز وجود داشت ؛ به عنوان مثال افزایش ظرفیت دانشگاه فرهنگیان، كاهش سالهاي تحصيل دانشجويان دانشگاه فرهنگيان از 4 سال به 2-3 سال، به كارگيري دانشجومعلمان سال آخر به عنوان معلم در مدارس، همراهی معلمان بازنشسته و دانشجومعلمان برای تدریس در مدارس، به کارگیری معلمان بازنشسته و ... .

تابستان سال 97 بود که خبری مبنی بر 3 ساله شدن تحصیل دانشجویان کارشناسی دانشگاه فرهنگیان بیان شد. در این طرح قرار بود که دانشجویان در مدت سه سال تحصیل، ترم های تابستانی داشته باشند تا بتوانند یکسال زودتر مدرک کارشناسی را دریافت کنند. علاوه بر این، مزیت دیگری که داشت با توجه به کمبود معلم در کشور، این افراد زودتر وارد چرخه کار معلمی می شدند و همچنین هزینه دوره های شبانه روزی تربیت معلم نیز بسیار کاهش پیدا می کرد. «اگر در آن روزها فکر می‌کردند که زمانی، جمعیت دانش‌آموزان کاهش می‌یابد و سراغ استخدام افراطی نمی‌رفتند و راه جذب نیرو را در سال‌های بعد نمی‌بستند، امروز دچار این وضعیت نمی‌شدیم. »

این طرح بنابر دلایلی مانند آماده نبودن زیرساخت ها و ... در سال 97 اجرا نشد اما می توان امید داشت با اجرایی شدن آن به تدریج واحد های غیر کاربردی و تکراری حذف می شوند و جای خود را به واحد های مفید تری دهند.

شهریور سال 1400 از دانشجو معلمان سال سوم و چهارم در استان خراسان جنوبی که متقاضی تدریس در مدارس بودند، دعوت شد تا در روز هایی که می توانند به عنوان معلم در مدارس حضور پیدا کنند. این کار علاوه بر اینکه یک راهکار موقت تا جذب کامل نیروهای تخصصی رسمی به میزان کمبودهای موجود است، باعث کسب تجربه دانشجویان می شود. همچنین مبرهن است که کیفیت تدریس دانشجو معلمان بهتر از نیروهای خرید خدمات و ماده 28 است.

با این حال برخی از مسئولین بیان می کنند که وجود دانشجومعلمان در کلاس درس به عنوان معلم آسیب هایی را به همراه دارد که می توانیم برای رفع این آسیب ها یک حلقه ی استاد - شاگردی داشته باشیم و از معلمان بازنشسته دعوت کنیم تا به عنوان مربی، همراه 15 -20 نفر از دانشجومعلمان مدرس باشند و دانشجویان بتوانند در حین تدریس از تجارب آنها بهره بگیرند.

تمامی این راهکارها را می توان تحلیل و بررسی کرد تا نقاط ضعف و قوتشان مشخص شود و از بهترین آنها استفاده کرد.

امید است مسئولین به جای استفاده از مسکن های کوتاه مدت که در بلند مدت عوارض غیر قابل جبرانی دارد، از راهکار هایی استفاده کنند که کمترین آسیب را داشته باشد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

بحران کمبود معلم و بی برنامگی وزارت آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

گروه استان و شهرستان ها/

دعوت کوکب بداغی معلم اهوازی از وزیر آموزش و پرورش برای برگزاری مناظره در مورد رتبه بندی معلمان

امروز  پنج شنبه اول رادیبهشت تجمعات اعتراضی معلمان در شهرهای مختلف کشور حول مسائلی چون وضعیت رتبه‌بندی معلمان و اجرا نشدن همسان‌سازی حقوق بازنشستگان در برابر ادارات آموزش و پرورش برگزار گردید .

معلمان بارهاست که حول دو موضوع یاد شده تجمعات اعتراضی را برگزار کرده اند اما سخنان و مواضع مسئولان وزارت آموزش و پرورش و نیز سایر دست اندرکاران آنان را اقناع و مجاب نکرده است .

در تجمعی که در برابر اداره کل آموزش و پرورش استان خوزستان برگزار شد ؛ کوکب بداغی معلم اهوازی چنین گفت :

« مرد باشی یا زن ؛ مرگ تمامت می کند . انسان باش تا جاودانه بمانی .

( تشویق حاضران )

اولین قسمت صحبت من ره به برادران و خواهران امنیتی است . اگر همکاران من امروز این جا تجمع کرده اند تشویش اذهان عمومی نکرده اند . تشویش اذهان عمومی را وزیر آموزش و پرورش انجام داده است .  تشویش اذهان عمومی را آقای نجار انجام داده است . چطور این دو نفر در این 13 سال از تدریس و کسوت معلمی دور بوده اند و به خودشان اجازه می دهند که به معلم توهین کنند و آیین نامه ای را تدوین کنند که خود وزیر هم از 500 امتیاز ، 410 امتیاز می گیرد ؟ و حتا رتبه ی یک را هم نمی تواند کسب کند !

با توجه به آیین نامه ای که تدوین شده از جانب این بزرگواران ؛ یک بخش اش مربوط می شود به رشته های متجانس  یا این که گفته رشته و تدریس  باید هم خوانی داشته باشند . همان طور که حوزه علمیه به دکترای شیمی و جغرافیا اجازه نمی دهند برای ریاست ؛ همان طور که نظام پزشکی و وزارت بهداشت اجازه نمی دهند که به جز پزشک کسی وزیر باشد ؛ ما هم اجازه نمی دهیم از حوزه و یا از جاهای دیگر ؛ وزیر به ما تحمیل کنند .

( تشویق حاضران )

دعوت کوکب بداغی معلم اهوازی از وزیر آموزش و پرورش برای برگزاری مناظره در مورد رتبه بندی معلمان

وزیر محترم !

جناب آقای نوری !

من کوکب بداغی با 17 سال سابقه از یک منطقه محروم حاضرم با شما مناظره کنم . در یک برنامه زنده ، شما و آقای نجار . من هم  خودم تنهایی می آیم .

به همه ی شما قول می دهم اگر چنان چه آقای نوری و آقای نجار با هم توانستند رتبه 3 را کسب کنند ، به شما قول می دهم از آموزش و پرورش استعفا می دهم !

( حاضران خواهان استعفای وزیر آموزش و پرورش می شوند )

جامعه ی ما را ریا گرفته است و مردم ما از ریا و دروغ به این جا رسیدند . یعنی به کف خیابان . از این ور می آیند با چفیه جلوی تلویزیون صحبت از تولیدات داخلی می کنند از یک طرف برای بچه شان می روند سیسمونی از خارج کشور می خرند !

چطور در این مملکت ورزش می خواهیم بکنیم ، باید برویم خارج از کشور !

می خواهیم تفریح کنیم ، باید برویم خارج از کشور .

لباس می خواهیم بخریم ، باید برویم خارج از کشور .

اگر ایران بد است ؛ خوب تشریف ببرید . بگذارید برای خودمان .

بخش دیگر صحبت های من رو به مجلس است . با توجه به صحبت های آقای نجار و وزیر آموزش و پرورش طبق سخنان خودشان که گفتند که 26 بار تا حالا آیین نامه تدوین شده و تغییر کرده است .

آیا 26 اشتباه کافی نیست که به شما اثبات شود که وزیر آموزش و پرورش کفایت این مجموعه بزرگ را ندارد ؟ چیزی است که خودشان گفته اند . 25 اشتباه و بیست و ششمی را هم گفته اند .

آیا ما یک میلیون معلم و 15 میلیون دانش آموز که به سخره گرفته شده اند نباید کسی باشد که این مساله را جمع کند و حداقل - کاری به قوانین مان نداریم - ... قانون کشور ما تنها قانونی است که نوشته می شود ، خوانده می شود ، انتشار داده می شود ولی اجرا نمی شود !

( تشویق حاضران )

صحبتی از داریوش بزرگ خدمت شما خواهم گفت .

خدایا !  کشور ما را از قحطی ، خشک سالی و دروغ نجات بده .

بخش دیگر صحبت من و سخنان پایانی من رو به همکاران عزیزمان است . همکاران منفعل . همکاران در لاک فرو رفته . تا کی می خواهید بنشینید و روزی به سرنوشت این دو عزیز بزرگوار دچار شوید ؟ به قول دوستان گفتند الان زمان استراحت شان است و الان صندلی آورده اند و گذاشته اند کف خیابان که دادخواست بکنید ...

پس از شما خواهش می کنیم دست کم سکوت کنید و اجازه بدهید ما کنش گری خودمان را داشته باشیم .

در پایان ، همه ی شما بزرگواران را به خداوند دادار می سپارم .

ان شاء الله که همه با هم ، کنار هم کمک کنیم این حقیقت و عدالت هر چند به ضرر ما باشد - هرگز به ضرر ما نیست . درست است و تاوان می دهیم ولی روشنگری و مطالبه گری را آموزش خواهیم داد و ان شاء الله در این مسیر همکاران خسته نشوند . سنگ ریزه ها همیشه خسته اند . با قدرت ادامه خواهیم داد  . »

همچنین در این تجمعات ، معلمان خواهان آزادی معلمان در بند و نیز توقف صدور احکام علیه معلمانی شدند که خواهان پی گیری و احیای مطالبات قانونی شان هستند .

پایان پیام /


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

دعوت کوکب بداغی معلم اهوازی از وزیر آموزش و پرورش برای برگزاری مناظره در مورد رتبه بندی معلمان

پرسش صدای معلم از رئیس هيات امناي صندوق ذخيره فرهنگيان در مورد موارد قانونی اجرا نشده

جناب آقاي يوسف نوري

رياست محترم هيات امناي صندوق ذخيره فرهنگيان

ضمن قدرداني از مواضع قانوني شما در هيات دولت در باره ماهيت ِ خصوصي صندوق و سپاس از فعال سازي هيات امنا نسبت به دوره قبل و توجه حضرتعالي به بخشي از قسمت شانزدهم ماده 14( حاکميت شرکتي ) و ... خدمت شما عارضم :   چرا امکان ِ اصلاح ساختار صندوق ، امکان ِ نظارت اعضا بر اموال خود را فراهم نمي کنيد تا مانع سوء استفاده از اموال يک ميليون ششصد هزار خانوار عضو به دست نا اهلان شويد .

در لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت ( 1 ) آمده است :

ماده 142 - مدیران و مدیر عامل شرکت در مقابل شرکت و اشخاص ثالث نسبت به تخلف از مقررات قانونی یا اساسنامه شرکت و یا مصوبات‌ مجمع عمومی بر حسب مورد منفرداً یا مشترکاً مسئول می‌باشند و دادگاه حدود مسئولیت هر یک را برای جبران خسارت تعیین خواهد نمود.

يکي از موارد تخلف مديران از قانون ، عدم تشکیل جلسات هیئت‌ مدیره و هيات امنا طبق اساسنامه مي باشد . در اين مورد قبلأ ( اينجا ) اشاره شده است .

يکي ديگر از موارد تخلف مدیران از قانون تخلف از اساسنامه مي باشد .

درباره مفاد اساسنامه قانوني ، مصوب جلسه 22 / 4 / 1400 هيات امنا صندوق ذخيره فرهنگيان که به تائيد اداره ثبت شرکت ها رسيده است و در روزنامه رسمي کشور به چاپ رسيده است ، با هم مطلب ذيل را مرور مي کنيم .

پرسش صدای معلم از رئیس هيات امناي صندوق ذخيره فرهنگيان در مورد موارد قانونی اجرا نشده

اساسنامه صندوق ذخيره فرهنگيان مصوب جلسه  22 / 4 / 1400 ( 2 )
1. ورود به بورس جهت تعيين ارزش خالص دارايي هاي اعضا و تخصيص ارزش مالکانه به اعضا
a. در ماده 1 اساسنامه تعاريف ، آمده است :

سهم الشرکه عضو : عبارت است از مجموع واريزي عضو به علاوه واريزي دولت و سهم عضو از ارزش خالص دارايي ها ( سود + ارزش افزوده )

b. در ماده 11 وظايف و اختيارات هيات امنا قسمت هشتم آمده است :

عنداللزوم ، تصويب اختصاص بخشي از سهم الشرکه اعضا براي تقويت معيشت ايشان در طول دوره عضويت بر اساس پيشنهاد هيات مديره . موسسه صندوق ذخيره فرهنگيان با رياست هيات امناي حضرتعالي موظف است ارزش خالص دارايي هاي موسسه را مشخص کند .

c. در ماده 21 تصفيه حساب اعضا قسمت اول آمده است :

سهم الشرکه اعضا پس از بازنشستگي ، از کار افتادگي يا بازخريدي به آنان و درصورت فوت به وراث آن ها تخصيص خواهد يافت .

 d. در تبصره ماده 21 آمده است :

سهم ارزش افزوده اعضايي که قبل از تصويب اين اساسنامه از موسسه خارج شده اند ، پس از تصويب اين اساسنامه مطابق آئين نامه اي که به تصويب هيات امنا مي رسد تعيين و پرداخت مي گردد .

درخواست اعضاي محترم بازنشسته قبل از تصويب اساسنامه 1400 از حضرتعالي چنين است :

لطفآ مفاد اين آئين نامه را منتشر نماييد تا اعضا به حقوق خود آگاه شوند .

پرسش صدای معلم از رئیس هيات امناي صندوق ذخيره فرهنگيان در مورد موارد قانونی اجرا نشده

طبق موارد فوق الذکر ، موسسه صندوق ذخيره فرهنگيان با رياست هيات امناي حضرتعالي موظف است ارزش خالص دارايي هاي موسسه را مشخص کند . ( سهم الشرکه همه اعضا تعيين گردد. ) تا پس از تصويب ِ اختصاص بخشي از سهم الشرکه اعضا ، بخشي از سهم الشرکه به اعضا تخصيص يابد . يا بعد از بازنشستگي اعضا ، از کار افتادگي ، باز خريدي يا خداي نکرده درصورت فوت اعضا ، تمامي سهم الشرکه به بازنشستگان ، از کار افتاده ها ، باز خريد ها ، وراث اعضاي فوت شده تخصيص يابد .

همان طور که مشخص است اين فرآيند تخصيص سهم الشرکه ( شامل ارزش مالکانه ) يک فرآيندي است که همه روزه ، هر هفته ، هر ماه ، هر فصل و هر سال ممکن است از طرف اعضاء مطالبه گردد .

حضرتعالي قطعا با کارشناسان هم عقيده هستيد که هر روز ، هر هفته ، هر ماه ، هر فصل يا هر سال نمي توان کارشناسان دادگستري را براي تعيين ارزش خالص دارايي هاي اين موسسه بزرگ درگير نمود و هزينه هاي گزاف را به موسسه تحميل نمود .

به باور کارشناسان ، مناسب ترين راهکار براي تعيين ارزش مالکانه براي بيش از يک ميليون ششصد هزار عضو سابق و کنوني اين موسسه بزرگ که ممکن است هر روز تعدادي از اعضا ، بخواهند از ارزش مالکانه دارايي هاي خود بهره ببرند ، تابلوي تالار شيشه اي ( بورس ) مي باشد .

هر يک از اعضا ( يا ورثه اعضا ) حق دارند ، با توجه به مشکلات مالي خود ، توجه به ارزش خالص دارايي هاي روز ، روند صعودي يا نزولي بودن شاخص ها در بورس و ... تصميم بگيرند که در چه زماني اقدام کنند و ارزش واقعي يونيت خود را دريافت نمايند .


به قرار شنيده ها ؛

خوشبختانه در حدود نيمه بهمن 1400 کار گروه منتخب حضرتعالي در صندوق ، تصويب نموده اند تا 20 % ارزش دارايي هاي هلدينگ هاي موسسه ، وارد بورس شود .

شور بختانه تا کنون ( زمان نگارش اين گفت و گو ) خواست يک ميليون ششصد هزار عضو قبلي و فعلي براي تخصيص ارزش مالکانه محقق نشده است . تعلل مسولين در ورود به بورس ، مشکلاتي را فراهم آورده است از جمله شيب نزولي در بورس قبل از عيد يا اتمام فرجه بورس ، براي اقدام هلدينگ ها .

مسئول اين ضرر وزيان به اعضا ، چه کسي است ؟ لطفآ مفاد اين آئين نامه را منتشر نماييد تا اعضا به حقوق خود آگاه شوند .

اعضا براي احقاق حقوق ضايع شده خود از چه کس يا چه کساني بايد شکايت کنند ؟

  1. در تبصره 1 ماده 10 اساسنامه آمده است :
    3-10 - شش نفر عضو اصلي و نيز سه نفر عضو علي البدل موسسه که از طريق انتخابات طبق ائين نامه مصوب هيات امنا تعيين مي گردند .
    تبصره 1 – آئين نامه موضوع بند 3-10 براي اولين دوره توسط وزير آموزش و پرورش تهيه و ابلاغ مي شود .
    بر اساس گفته مسولين محترم صندوق در شبکه هاي اجتماعي :
    " سه پيش نويس ائين نامه به دفتر وزارت آموزش و پرورش ارسال شده است ."
    ارائه دهندگان اين سه پيش نويس عبارتند از :
    a. هيات مديره صندوق .
    b. يکي از فرهنگيان مستقل ِ عضو صندوق و از فعالين حوزه هاي اجتماعي و رسانه هاي مجازي که نگاهي تخصصي به صندوق دارد .
    c. گروه مطالبه گران ، گروهي از فرهنگيان که با نگاهي تخصصي چالش هاي صندوق ذخيره خودو همکارانشان را رصد مي کنند و کنشگري تخصصي را در صندوق پيشه کرده اند .
  2.  گروه مطالبه گران ، با تشکل هاي مدني ، اصحاب رسانه ، مجمع عمومي منتخب ( نمايندگان استاني ) بازنشستگان و ... ارتباطي تنگاتنگ دارند .
    متاسفانه از زمان ِ راي اعتماد مجلس به شما تا کنون تشکل هاي مدني ، اصحاب رسانه ، مجمع عمومي استاني ( منتخبين استاني ) ، بازنشستگان و ... فعال در صندوق ذخيره ، مورد بي مهري شما قرار گرفته اند و به درخواست ديدار و تعامل با آنان پاسخ مثبت ، نداده ايد .
    به عبارت ديگر رياست محترم هيات امناء به اين مسوليت خطير خود در صندوق ذخيره کم توجهي نموده اند .
    به قرار شنيده ها ؛ فقط سه جلسه براي تدوين آئين نامه آن هم بدون دعوت از نمايندگان ارائه دهنده اين سه پيش نويس تشکيل شده است .
    چرا از نگاه کارشناسي اعضا که حکمراني خوب را به شما و ديگر مسئولين اين موسسه پيشنهاد مي دهند بهره نمي بريد ؟
    چرا از کارشناسان عضو ِ صندوق که شوراي عالي مجمع نمايندگان ، منتخب ِ اعضا و هيات مرکزي نظارت ، منتخب ِ اعضا را براي پيشگيري از فساد و خطاي سيستماتيک پيشنهاد داده اند ، بهره نمي بريد ؟
    چرا براي خشکاندن ريشه فساد در اين موسسه بزرگ به صاحبان اصلي سرمايه ها تکيه نمي کنيد و حکمراني خوب را پيشه نمي کنيد ؟
    چشم اميد اعضا براي خشکاندن ريشه هاي فساد در اين موسسه ، انتخاب 6 نفر در هيات مديره ، استقرار شوراي عالي مجمع نمايندگان و هيات مرکزي نظارت ، منتخب ِ اعضا مي باشد .

پرسش صدای معلم از رئیس هيات امناي صندوق ذخيره فرهنگيان در مورد موارد قانونی اجرا نشده  چرا امکان ِ اصلاح ساختار صندوق ، امکان ِ نظارت اعضا بر اموال خود را فراهم نمي کنيد تا مانع سوء استفاده از اموال يک ميليون ششصد هزار خانوار عضو به دست نا اهلان شويد .

مسئول اين ضرر و زيان به اعضا ، چه کسی است ؟
اعضا براي احقاق حقوق ضايع شده خود از چه فرد يا افرادی بايد شکايت کنند ؟

3.  در ماده 11 وظايف و اختيارات هيات امنا قسمت هفتم آمده است :

اتخاذ تصميم در باره سود قابل تخصيص به اعضا بر اساس پيشنهاد هيات مديره .

 به این اظهارات نوري مدير عامل صندوق ذخيره فرهنگيان توجه فرمایید :

« نوري با بيان اينکه اين مبلغ که روز سه شنبه 23 فروردين 1401 واريز شد ، همه دريافتي فرهنگيان مذکور نيست ، تصريح کرد : سود سال مالي منتهي به 31 شهريور 1400 نيز پس از برگزاري مجمع عمومي منتهي به تاريخ مزبور و تصويب صورت هاي مالي و تسهيم سود بين اعضا ، به حساب آن ها واريز خواهد شد .  »

با توجه به تشکيل کليه مجامع ِ هلدينگ هاي اين موسسه و انتظار به حق اعضا براي تصويب اين سود در اسفند ماه 1400 ، آيا زمان پرداخت سود سال مالي منتهي به 31 شهريور 1400 مابه تفاوت ناشي از تورم تا زمان پرداخت محاسبه مي شود ؟ يا فقط و فقط بايد اعضا از اين تاخير ضرر کنند !

مسئول اين ضرر و زيان به اعضا ، چه کسي است ؟

اعضا براي احقاق حقوق ضايع شده خود از چه کس يا چه کساني بايد شکايت کنند ؟

منابع :
1. لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت آمده است : تاریخ تصویب : 24 / 12 / 1347 مرجع تصویب : مصوبات مجلس شورا .

اساسنامه صندوق ذخيره فرهنگيان مصوب جلسه 22/4/ 1400


پرسش صدای معلم از رئیس هيات امناي صندوق ذخيره فرهنگيان در مورد موارد قانونی اجرا نشده

منتشرشده در اقتصاد

رتبه بندی معلمان حاصل جمع عقل جمعی وزارت آموزش و پرورش و مخالفت معلمان  جستار گشایی

قطار هفته معلم به سرعت برق و باد در حال نزدیک شدن بوده و باز هم بوی نارضایتی صنفی معلمان نسبت به تبعیض ها و ناعدالتی ها قابل استشمام است.

از طرفی برای جمع بندی دسته گلهای رنگارنگی که امثال نجار سرپرست مرکز برنامه‌ریزی، منابع انسانی و امور اداری وزارت آموزش‌ و پرورش در خصوص تدوین شتر گاو پلنگ آئین نامه اجرایی رتبه بندی به آب داده است و ظاهرن‌ با یک اقدام هماهنگ کشوری روسا، در تمام استانها شاهد برگزاری جلسات توجیهی برای مدیران مدارس جهت تبیین ورژن فاینال آئین نامه رتبه بندی هستیم تا مدیران توجیه شده، در اولین فرصت در شورای دبیران مدارس خود دست به اقناع همکاران نسبت به چند و چون آیین نامه رتبه بندی بزنند.

جالب تر آن که در این جلسات روسا به جد درخواست می کنند که مطالب عمومی و سرهم بندی جلسات توجیهی، توصیفی و تبیینی رسانه ای نگردد تا مبادا مورد سو استفاده خناسان در فضای مجازی شود و قس علی هذا...

ما هم با احترام به این درخواست وارد جزئیات جلسات نشده و فهم خود از شرایط کنونی را با همکاران به اشتراک می گذاریم.

 کوهی که موش زائید

آورده اند کوهی با تکانه های وقت و بی وقت و غرش های ناگهانی خود هر ازگاهی روستائیان پای کوه را به وحشت و اضطراب می انداخت . اهالی می گفتند قرار است کوه به زودی وضع حمل کرده و برای روستائیان تخم دو زرده تقدیم نماید. پس از سالها کش و قوس و کشمکش، روزی روزگاری کوه شکافته شده و موش کوری از دل کوه بیرون جست. بدین سان صدای هلهله معلمان بالا گرفته و نطفه بیست ساله حاصل از ازدواج قانون نظام هماهنگ‌ پرداخت کارکنان دولت با لایحه رتبه بندی معلمان در قاموس آئین نامه اجرایی (موش کور) بیرون جهیده و معلمان‌ چشم انتظار را حیرت زده و مات و مبهوت نمود و به جای تمهیدات لازم برای دریافت حداقل ۸۰ درصد حقوق همترازی هیات علمی برای معلمان، رتبه بندی را به حقه بندی بدل نمود.

رتبه بندی معلمان حاصل جمع عقل جمعی وزارت آموزش و پرورش و مخالفت معلمان

معجزه فضاهای مجازی

بنازم قدرت فضای مجازی را که در نیمروز، سفر خانواده قالیباف به ترکیه (بابت خرید سیسمونی نوه/خطای نابخشودنی) را به خبر اول مملکت تبدیل و پرده های ریا و تزویر را در هم پیچید.

قدرت شبکه های اجتماعی و فضای مجازی ، آدم سفت و سختی همچون سرپرست مرکز برنامه‌ریزی، منابع انسانی و امور اداری وزارت آموزش‌ و پرورش را مجبور نمود تا لحظه نگارش این مطلب، ۲۶ بار در آئین نامه رتبه بندی تجدید نظر کرده و احتمالا حالا حالاها باید پاسخگوی تدوین واپسگرایانه نگارش های اولیه باشد.

رتبه بندی معلمان حاصل جمع عقل جمعی وزارت آموزش و پرورش و مخالفت معلمان

 ارزیابی کیفی با سنجه توهمی

نگارش ۲۶ ام لایحه گرچه با تفاوتهای ماهوی، رویکرد منطقی تر نسبت به نگارش بدوی دارد ولی باز هم از منظر معلمان دارای ابهامات و اشکالات اساسی است ؛ برای مثال مدیر یک مدرسه با چه پیمانه ای باید میزان خودباوری و جهادگری یک معلم را ارزشیابی نماید و... روسا بسیار در تلاشند به معلم‌ها القا نمایند که رتبه بندی وجه ممیزه معلم از سایر کارمندان دولت بوده و روح رتبه بندی معطوف به ایجاد تمایز شعلی است نه افزایش در حقوق معلم‌ها .

مدیران؛ ارزیابان رتبه بندی

با توجه به صحبت‌های انجام شده مدیران مدارس به عنوان نماینده حاکمیت در مدرسه مأموریت دارند تا ضمن اقناع معلمان نسبت به ابعاد پیدا و پنهان آئین نامه رتبه بندی، برای هر معلم پرونده رتبه بندی تشکیل داده و امتیازات عمومی، تخصصی و حرفه ای آنها را ارزیابی و نهایتا عدد مکتسبه را به ادارت مربوطه منعکس نماید.

در این رویکرد ، مدیر به عنوان محور اجرای رتبه بندی بوده و قرار است در فرآیند رتبه بندی سخت گیری نکرده و سعی کند همکاران تا حد امکان مشمول رتبه های استحقاقی گردند.

رتبه بندی معلمان حاصل جمع عقل جمعی وزارت آموزش و پرورش و مخالفت معلمان

رتبه بندی افزایش حقوق نیست

روسا بسیار در تلاشند به معلم‌ها القا نمایند که رتبه بندی وجه ممیزه معلم از سایر کارمندان دولت بوده و روح رتبه بندی معطوف به ایجاد تمایز شغلی است نه افزایش در حقوق معلم‌ها .

چنین نگرشی از منظر معلم‌ها مردود بوده و اکثریت معلمان از رتبه بندی تلقی افزایش حقوق و کاستن از تبعیض های ناروا در پرداخت دارند و استنباطی به جز ترمیم حقوق از رتبه بندی را انحراف از چشم انداز اولیه لایحه ارزیابی می کنند.

معلمان چه می خواهند؟

در پایان از یادداشت دکتر "مزبان حبیبی" وام گرفته تغییرات مورد انتظار برای آرامش در جامعه معلمان را مرور می کنیم.

- حذف تمام محدودیت حداقل‌ها در جدول ذیل تبصره ماده چهار در نسخه ۲۶(نسخه ۳۰ فروردین)

- برای رتبه‌بندی معلمان باید دانش و تخصص معلمی ارزیابی شود نه روح معلمی و لذا تجربه معلمی (سابقه تدریس)، آموزش‌های مرتبط با تدریس، مدرک تحصیلی و ارزیابی سالانه باید چهار معیار و محک جهت ارزیابی معلمان و رتبه‌بندی آنان مدنظر باشد.

- امتیازات انجام امور داوطلبانه، باید کاملا حذف شود. اگر قرار است به این امور امتیازی داده شود باید خارج از سقف امتیاز باشد. به امور داوطلبانه و خارج از دانش و تخصص معلمی، امتیازاتی خارج از امتیاز مرسوم در نظر گرفته شود نه اینکه از اصل امتیازات زده و به فرع بپردازیم.

- برای استقرار رتبه‌بندی، از رتبه‌های سابق استفاده شود و معلمان تازه استخدام، حداقل در رتبه یک قرار گیرند.

- مسیر تغییرات آیین‌نامه باید باز باشد.

- برای اخذ رتبه‌های پنج گانه، امتیاز ۵۰۰، ۵۵۰، ۶۰۰، ۶۵۰ و ۷۰۰ از ۱۰۰۰ امتیاز به عنوان حداقل مورد نیاز در نظر گرفته شود.

- محدودیت بودجه‌ای، بعد از رتبه‌بندی اعمال شود نه اینکه برای رتبه‌های مختلف، محدودیت نانوشته درصدی (۱، ۹، ۴۰، ۴۰، ۱۰) منظور کنیم. این محدودیت‌ها اصولا با عدالت و اهداف رتبه‌بندی کاملا ناسازگار است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

رتبه بندی معلمان حاصل جمع عقل جمعی وزارت آموزش و پرورش و مخالفت معلمان

منتشرشده در یادداشت

کارکرد نهاد مدرسه و به هنجار سازی قدرت و بازتولید الهیات شکنجه

فیلم کوتاه اما گویاست: دانش آموزان در حیاط مدرسه ردیف شده اند و معلم/ ناظم مدرسه‌ای در حال قیچی نمودن موهای آن هاست. این تصویر در آغاز بازگشایی مدارس/فروردین ۱۴۰۱ ضبط شده است. اعتراضات گسترده ای را در شبکه‌ های اجتماعی ایجاد نمود. نهایتا وزارتخانه دستور داد که فرد متخلف شناسایی و با او برخورد شود. اما به نظر می رسد با مسأله ای پیچیده تر از یک امر فرادا مواجه باشیم. امری که می توان آن را ذیل مباحث زیر به بحث نهاد:

۱. مدرسه به عنوان یکی از اصلی ترین نهادهای آموزش در جهان جدید تعریف می شود. رویکرد ساختاری به نهاد مدرسه، بیانگر تنظیمات رفتاری این نهاد در هماهنگی با سایر نهادهاست. آنها مجموعه ای از مفاهیم را شکل می دهند که می توان با عنوان فراگیر سپهر قدرت از آن نام برد. به بیان دیگر نها‌د قدرت به مثابه یک سپهر هستی شناسانه‌ از نهادهایی تشکیل شده که به تعین آن می پردازند. مدرسه به عنوان یکی از ستون های این سپهر، خیمه اش را برافراشته نگاه می دارد. کارکرد مدرسه در این سپهر همانا به هنجار سازی قدرت است. این به هنجارسازی در صدد درونی نمودن ارزش هایی است که سپهر قدرت تجویز می نماید. دانش آموزان مقصود این هدف‌گذاری هستند که بناست حاملان ارزش های مسلط از نسلی به نسل دیگر شوند. بنابراین این به هنجارسازی در پی انتقال ارزش ها طی «گذار زمان» است. بناست این سپهر بر ذهنیت آدمیانی فراگیر شود که جمعیت تحت قدرت قلمداد می شوند. افزایش این جمعیت بر افزایش قلمرو قدرت می انجامد. چیزی که قدرت همواره بدان میل دارد: چیرگی!

کارکرد نهاد مدرسه و به هنجار سازی قدرت و بازتولید الهیات شکنجه

۲. «مراقبت و تنبیه» محصول مجموعه سخنرانی های فوکو در سالهای ۱۹۷۳-۷۴ در فرانسه و برزیل است که در سال ۱۹۷۵ به انتشار کتاب «مراقبت و‌ تنبیه؛ زایش زندان» انجامید. ایده اصلی پژوهش فوکو این است که در شیوه های مراقبتی پیشامدرن امر شکنجه بدنی به طرز وحشیانه‌ای رایج بوده اما از قرن ۱۸ بدین سو مجازات های ظریف روانی جایگزین این روشها شده است. نهادهای زندان، مدرسه و آسایشگاه روانی چنان منظومه ای برای تحقق این سبک جدید مجازات عمل نموده اند. نهاد مدرسه در ایران از همان تضادهای ساختاری رنج می برد که سپهر قدرت.

مدرسه با به کارگیری تکنیک هایی خاص تلاش می کند مقررات ویژه ای را بر روح و روان دانش آموز حاکم نماید. رفتارهای مطلوب، تشویق و رفتارهای نامطلوب، توبیخ می شوند. این توبیخ و تنبیه در پی هدفی نهایی ست که همانا به هنجارسازی ارزش هاست. این ارزش ها توسط گفتمان غالب تدوین می شوند و مدرسه چنان اهرم عملیاتی نمودن آنهاست. گفتمان غالب همان توصیه های سپهر قدرت برای زیست زمینیان است. بناست «انسان مطیع» پرورش داده شود. این کارکردی است که نهاد مدرسه در دوره مدرن بر عهده گرفته تا در ارتباط تنگاتنگ با سیاست، فرهنگ و روان به گفتمان توصیه شده یاری برساند. این مجموعه شامل شکنجه های ظریفی است که از طریق روان بر فرد وارد می شود تا به هنجار سازی قدرت را تحقق بخشد.

کارکرد نهاد مدرسه و به هنجار سازی قدرت و بازتولید الهیات شکنجه

۳. ارزش گذاری های مدرسه می تواند تابعی از مختصات عرفی، دینی، سیاسی، قومیتی، زبان شناختی و نیز اقتصادی باشد. چنانچه ارزش گذاری ها به قلمرو ماورایی پیوند بخورند جهانی الهیاتی را نمایندگی می کنند. اگر هدف گذاری ها با زبان الهیاتی تعریف شود آنگاه ماهیت ارزش نیز به سمت امر قدسی سیر می کند. البته حدود این سیر و نیز قرابت آن با هسته ‌ی مقدس، محل بحث است. این مقطع اتصال امر عرفی و امر قدسی است. مدرسه چنان نهاد اجتماعی‌‌ در جهان جدید، ماهیتی عرفی دارد که در پی کارکرد های قدسی سازی تلاش می نماید جایگاه جدیدی ایجاد کند. سپهر نویی بیافریند که در آن سپهر ستارگان قدسی بدرخشند. اما فاصله زمین و آسمان برقرار است. این فاصله‌ هم‌چنان محل اصطکاک خواهد بود. ابزارهای تشویق و تنبیه به مثابه امور زمینی به کارگرفته می شوند تا نهایتا امر آسمانی را بیافرینند. این فرایند سطوحی چند دارد. با این‌حال مکانیزم همان است. لذا هرگونه سرپیچی عرفی از ارزش های توصیه شده در مدرسه، به عنوان تخطی از امر مطلق قلمداد شده و توبیخ می گردد. چنان مدل مو یا لباس تن که امور عرفی هستند. در این مقطع معرفت شناسانه بحث است که الهیات شکنجه شکل می گیرد. شکنجه به همان تعبیر ظریف روانی که پا بر زمین و چشم بر آسمان دارد. قصد دارد از امر عرفی به امر قدسی عروج نماید. حال آنکه چنان پروازی از مدخل الهیات شکنجه، ساقط خواهد ماند.

۴. چنان که تشریح شد جایگاه مدرسه به مثابه نهاد آموزش، جایگاهی ساختاری است که کارکردهای مشخصی را نمایندگی می کند. این کارکردها معطوف به نیاز های نهاد قدرت تنظیم شده اند یا فرض شده که چنین تنظیمی رخ داده است. بنابراین فروکاستن چنین سبکی از تنبیه به عمل منفرد معلم/ناظم نمی تواند موجه و راهگشا باشد. چند نکته در تکمیل این فهم ضروری است:

الف. در تلنگری معرفت شناختی، تفاوت در جایگاهی است که برای انسان نو قایل هستیم. یک شهروند یا یک رعیت؟! واجد حقوق فطری و ذاتی بشری یا حقوق مشروط به امر مطلوب توصیه شده؟! این دو شیوه درک متفاوت است. دو گونه «فهم متمایز از جهان و انسان» در اینجا مطرح است.
با رویکرد نخست نمی توان به روان انسانی دانش آموز تعرض نمود و نه به روان هیچ فرد دیگری در کسوتی دیگر. اما رویکرد دوم خود را مجاز می داند به صورت روزمره و ساختاری به شکنجه های ظریف بپردازد. این جواز از کجا می آید؟ از دلالت های ارزشی مطلوبی که برای عمل خویش قایل است. این امر نه فردی که ساختاری است.

ب. فاعل خشونت نیز قربانی همین سیستم ادراکی است. معلم/ناظم در کنار دانش آموز دوگونه متفاوت از «قربانی» هستند که سپهر قدرت می طلبد تا سقف خویش را افراشته نگه دارد. این رویه برای بقا به هردو نیاز دارد. قربانیان خویش را از هر دو سمت انتخاب می کند بنابراین تعیین ناظم به عنوان «ظالم» و تعریف ‌دانش آموز در نقش «مظلوم» نمی تواند دقیق و صحیح باشد. آنها هر دو قربانی رویکرد دوم درباره ادراک حقوق انسان هستند. فاعل خشونت در عملی که مرتکب می شود، خود مقصد شکنجه نیز هست!

پ. نکته متمم اینکه نباید عمل مدرسه را در فرمولی ثابت تحلیل نمود‌. عمل و رویه نهاد آموزش در اعمال یا انکار خشونت، متغیر است زیرا ساختار در نوسان حقوق انسانی و حقوق مشروط تغیر دارد. هیچ تثبیتی در تاریخیت کنونی در کار نیست. این امر ناشی از تضادهای مفهومی است که خود ساختار بدان دچار است.

کارکرد نهاد مدرسه و به هنجار سازی قدرت و بازتولید الهیات شکنجه

ت. نکته مکمل اینکه فشار فضای مجازی و شبکه های اجتماعی‌‌ نقطه مثبتی است که از تسلط خشونت می کاهد. قلمرو خشونت را پس می راند. به نقد آن می پردازد و خوداصلاحی سیستم را سبب می شود. این کارکرد مثبت عرصه عمومی و جامعه مدنی است که با استانداردهای حقوق انسانی و معرفت شناسی جدید به ارزیابی‌ خشونت اقدام می کند و آن را طرد می نماید.

در یک جمع بندی می توان تصریح نمود که عمل قیچی نمودن موها و تنبیهات نظیر در ادوار پیشین مدرسه، قابل فروکاستن به فردیت نیست بلکه نیازمند یک فهم ساختاری می باشد. دیگر آنکه ساختارهای مذکور در نسبت شان با سپهر قدرت عمل می نمایند. سپهری که تلاش در پیوند امر عرفی و قدسی دارد. این گونه ابزارهای عمل خواسته و ناخواسته به بازتولید الهیات شکنجه می انجامند‌. حقوق انسانی را سلب می کنند. قربانیان آن از هردو سمتِ خشونت روانی می باشند. این امور در یک طیف بندی قابل فهم هستند و نه یک مکانیزم با ثبات متصلب و یکسان! زیرا نهاد مدرسه در ایران از همان تضادهای ساختاری رنج می برد که سپهر قدرت.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کارکرد نهاد مدرسه و به هنجار سازی قدرت و بازتولید الهیات شکنجه

منتشرشده در دانش آموز

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور