صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

مساله استقلال قوا و دخالت نمایندگان مجلس در آموزش و پرورش جناب وزیر

اگر قانون گذار برای ارکان ساختاری نظام ، استقلال در نظر گرفته و آنها را از دخالت در امور یکدیگر بر حذر داشته است نه از آن جهت بوده که هر کسی راه خودرا برود بلکه از تسلط نگرش های منبعث از تعریف وظایف جلوگیری کند. یعنی اگر قانون گذار با این عنوان که دولت و وزارت خانه های آن مستقل از دستگاه قضاییه و یا مقننه است استقلالی برای آنها لحاظ کرده است برای آن است که مثلا آموزش و پرورش را با تکیه بر استنادات آموزشی و پرورش اداره کنند و رفتارهای منبعث از نگرش قانون گذارانه و یا قضاوت گرانه بر آنها تاثیری نداشته باشد .

اما متاسفانه ما با این عمق و گستره به موضوع نگاه نمی کنیم و در عمل با کوتاه گرفتن دیوار قلمرو، اجازه می دهیم که غیر از نگاه پرورشی و تعلیمی هر نگاه دیگری بر آموزش و پرورش ورود کند و ثبات درونی سیستم را بر هم بزند .

اجازه بدهید تا داستانی را برای شما بازگو کنم .

ساعت ۹/۱۵ صبح روز ده تیر ۱۴۰۱ در سالن محل برگزاری آزمون گروه علوم تجربی در شهرستان خرمدره استان زنجان به جای دفترچه شماره دو ،دفترچه شماره سه که سوالات ریاضی و زیست شناسی این گروه امتحانی که حیاتی و موثر و تعیین کننده در انتخاب رشته تجربی هستند توزیع می کنند اما پس از یک ربع متوجه اشتباه ،به باور حسن ظن اشتباه می شوند و شروع به جمع آوری دفترچه های شماره سه می نمایند . صورت جلسه ای هم مبنی بر اشتباه در این مورد تنظیم نمی کنند .به این معنا ، سوالاتی که بسته آنها باید یک ربع یا بیست دقیقه به یازده باز می شد به این شکل در این بازه زمانی، باز و توزیع می شود .

پس از مدتی، دفترچه شماره سه جمع آوری و در دست مراقبان ،رابطان و مجریان بوده است تا پس از پاسخ به دفترچه شماره دو از سوی شرکت کنندگان و جمع آوری آن، مجددا دفترچه شماره سه در اختیار شرکت کنندگان قرار می گیرد.

مساله استقلال قوا و دخالت نمایندگان مجلس در آموزش و پرورش

سوالات و مسائل عدیده ای به ذهن متبادر می شوند :

در خوش بینانه ترین حالت، آیا این مسئله نمی تواند یک تخلف و تضییع حق باشد؟

مومنانه معتقدم دغدغه ی تک تک دانش آموزان کنکوری و متولیان برگزاری در سطح کشور جز دفاع از حریم اعتمادی و اطمینان بخش عرصه ی رقابت سالم نیست اما به عنوان یک ولی دانش آموز درگیر در هزار توی دهلیز کنکور، نمی توانم با وجود تاکید بر سلامتی برگزاری کنکور در این حوزه امتحانی، دل نگرانی خود را نسبت به بروز این رفتار شک بر انگیز ابراز نکنم و به رسا نپرسم و به تاکید نخواهم که :

از کجا معلوم در فاصله یک ساعت و نیم تا زمان مقرر و قانونی این دفترچه با لحاظ و رعایت همه جوانب احتیاطی و تدابیر پیشگیرانه تقلبی، با وجود گوشی های هوشمند و فضای مجازی اتفاقی در آن مکان نیافتاده است؟

اگر از همه این حدس و گمان ها بگذریم و وقعی هم بر آنچه که بر سرنوشت دانش آموزان رفته است ننهیم ؛ آیا این ابهام و یا سوال برای شخص شما ایجاد نمی شود که این سطح از سوء مدیریت و یا کاستی در اعمال اراده مدیریتی، نشان از چیست و از چه می تواند باشد؟

مساله استقلال قوا و دخالت نمایندگان مجلس در آموزش و پرورش

اگر این ابهام و سئوال برای شما ایجاد شده باشد من پاسخ آن را تقدیم حضورتان می کنم تا بدانید که در وزاتخانه تحت مدیریت شما در استانی به نام زنجان با اعمال نظر و دخالت جدی و شدید نمایندگان ، مدیر کل آموزش و پرورش استان که به تحقیق از اکابر وزارت بوده اند برداشته می شوند و به جای ایشان کسی گمارده می شود که تنها و تنها برای ادامه دخالت نمایندگان عصای دست باشد و از این روست که در شهرستان های ابهر و خرمدره مدیران محقق و پژوهشگر حذف و به جای آنها افرادی که بیشتر می توان از آنها تحت عنوان مداح و نوحه گر ،مدیران سهمی ناشی از قهر و قهربازی و ظاهرساز نام برد استفاده می شود و از این روست که تلاطمی در این سطح و در مهمترین آزمون کشوری رخ می دهد .

جناب وزیر

بی شک برخورد شفاف و آشکار شما می تواند برای همه ی آنانی که چه در حال حاضر و چه درآینده بر مسند مدیریتی تکیه می زنند هشداری جدی و در عین حال دلسوزانه باشد.

در ادامه بحث به موارد دیگری از رفتارهای مدیران تحت فرمان شما در روزهای آینده اشاره خواهم داشت.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

مساله استقلال قوا و دخالت نمایندگان مجلس در آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

 گروه گزارش/

نظر قاسم احمدی لاشکی  معاون حقوقی و امور مجلس در مورد عملکرد وزیر آموزش و پرورش برای رتبه بندی معلمان

نخستین نشست رسانه ای « قاسم احمدی لاشکی » معاون حقوقی و امور مجلس امروز یکشنبه 23 مرداد و پس از گذشت 25 ماه از انتصاب ایشان در این سمت در سالن آمفی‌ تئاتر ساختمان شهید رجایی وزارت آموزش و پرورش برگزار گردید .

این نشست با هدف  تشريح و تبیین برنامه‌ها، اهداف و فعالیت‌های سی و ششمین اجلاس مدیران و روسای آموزش ‌و پرورش برگزار شد .

معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش با 24 دقیقه تاخیر وارد سالن شد .

البته ایشان و مجری نشست بابت این تاخیر از خبرنگاران عذرخواهی کردند .

نظر قاسم احمدی لاشکی  معاون حقوقی و امور مجلس در مورد عملکرد وزیر آموزش و پرورش برای رتبه بندی معلمان

احمدی به خبرنگاران گفت که پیش از حضور در این نشست با خبرنگاران صدا و سیما مصاحبه کرده است و آن ها گفتند که برای این کار از خبرنگاران اجازه دارند .

مدیر صدای معلم زمانی که به عنوان نخستین رسانه پرسش کننده در جایگاه قرار گرفت ضمن انتقاد از این تاخیر کم سابقه تاکید کرد که چنین اجازه ای از سوی حداقل من صورت نگرفته و کسانی که ادعای مهم بودن « حق الناس » دارند بیش از همه باید به این مسائل توجه کرده و به آن اهمیت دهند .

هر چند تحقیقات بعدی مدیر صدای معلم نشان داد که خبرنگاران صدا و سیما فقط حدود  5 دقیقه با معاون حقوقی و امور مجلس مصاحبه داشته اند .

پیش از طرح پرسش مدیر صدای معلم احمدی لاشکی خطاب به خبرنگاران گفت :

نظر قاسم احمدی لاشکی  معاون حقوقی و امور مجلس در مورد عملکرد وزیر آموزش و پرورش برای رتبه بندی معلمان

« یک نکته را فراموش کردم .

 امسال خواستیم در اقامت صرفه جویی کنیم . این جا باید از معلمان عزیز و شریف ام عذرخواهی کنم . شاید در ادوار گذشته هتل ها را می گرفتند و حضور پیدا می کردند . نگاه ما این بود که حسب دستور آقای دکتر نوری وزیر محترم حداکثر صرفه جویی را می داشتیم .

آن چه که خودمان داشتیم استفاده کردیم .

استان ها توزیع شدند بنابراین یکپارچه نیستند . از همه ی آن ها عذرخواهی می کنم .

اما عده ای را در اردوگاه شهید باهنر و عده ای از عزیران را در باشگاه فرهنگیان برنامه ریزی کردیم  و سه نقطه دیگردر تهران که خود وزارت آموزش و پرورش داشت برنامه ریزی شد .

البته چند استان با هم هستند و این گعده های شبانه می تواند باعث تبادل تجربیات این عزیزان شود .

بیشترین مربوط به استان فارس است که از آن جا 64 نفر تشریف می آورند .

دومین هم استان خراسان رضوی با 52 نفر میهمان هستند .

سوم ، به صورت مشترک 46 نفر از آذربایجان شرقی و هم از خوزستان خواهیم داشت .

و بعدی استان اصفهان با 45 نفر .

کم ترین مربوط به استان البرز است با 12 نفر و قم با 12 نفر .

و استان خراسان شمالی با 13 نفر .

علی پورسلیمان سپس خطاب به احمدی لاشکی گفت :

نظر قاسم احمدی لاشکی  معاون حقوقی و امور مجلس در مورد عملکرد وزیر آموزش و پرورش برای رتبه بندی معلمان

« شما در ابتدای سخنان خود در مورد اهداف سی و ششمین  اجلاس مدیران و روسای آموزش و پرورش کشور عنوان کردید که یکی از این اهداف مهم ارتقای « منزلت معلمان » است .

به نظر می رسد در دولت سیزدهم و خاصه وزارت آموزش و پرورش خبر چندانی از توجه به معیشت معلمان و اقتصاد آموزش و پرورش نیست .

تا جایی که می دانم در این اجلاس سراسری که قرار است برگزار شود اولویتی به مساله « معیشت معلمان » داده نشده و دستور کار نیست .

مگر می توان بدون بهبود معیشت معلمان صحبت از ارتقای منزلت آنان کرد ؟

« مدیر صدای معلم » در ادامه ضمن اشاره به  « روز خبرنگار » گفت :

این نخستین نشست رسانه ای شما پس از گذشت دو سال و به تعبیر دقیق تر 25 ماه است ! و البته برای برگزاری آن ممنونم .

دلیل این تطویل چه بوده است ؟

در روز خبرنگار حتا پیامی هم از سوی وزیر آموزش و پرورش ندیدیم . در حالی که قبلا وزیران آموزش و پرورش بعضا خودشان میزبان خبرنگاران بودند و حرف های آنان را می شنیدند .

آقای نوری قبلا قول داده بود که دستور العمل ارتباط با رسانه تدوین شود ( باشگاه فرهنگیان ) . این مهم به کجا رسید ؟

پورسلیمان تاکید کرد :

« در میان معلمان مطرح است که وزیر آموزش و پرورش به قدر لازم و کافی از رتبه بندی معلمان حمایت نکرده است .

معلمان از عملکرد وزیر آموزش و پرورش در بحث رتبه بندی معلمان به هیچ وجه رضایت ندارند .

آنان عنوان می کنند که وزیر آموزش و پرورش در بحث رتبه بندی معلمان گروکشی کرده است و به خاطر بحران کمبود معلم رتبه بندی را اجرا نمی کند » .

معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش در پاسخ گفت :

نظر قاسم احمدی لاشکی  معاون حقوقی و امور مجلس در مورد عملکرد وزیر آموزش و پرورش برای رتبه بندی معلمان

من تشکر می کنم از نکات کارشناسی و خوبی که فرمودید .

مشخص است که با « مطالعه » موضوعات را دنبال می کنید و از این بابت به عنوان « یک معلم » به صورت « ویژه » از شما تشکر می کنم .

ما قطعا باید به دنبال منزلت معلمان باشیم .

از رسانه ی ملی گرفته تا عزیرانی که خود ما تحت عنوان معلم هستیم تا وزارتخانه باید کمک هم باشیم .

شما در مورد رتبه بندی ناامید هستید اما با سختی جلو می رویم اما روی غلتک می افتیم .

رتبه بندی است که جایگاه معلم را بالا می برد .

آقای رئیس جمهور سه بار برای سه وزیری که برای رای اعتماد آمده بودند هر  سه بار تاکید کردند که باید دنبال کنید و این موضوع حتما باید حل شود .

این جا باید انصاف را رعایت کنم .

خدا می داند من چند جلسه ای که برای آیین نامه رتبه بندی به دولت همراه با آقای دکتر نوری رفتم شاید ایشان خیلی دوست ندارد مسائل رسانه ای شوند ولی در آن جا دیدم که آن جا چه کرد !

دیدم آن جا که با افراد مختلف چه گفت . شاید با درز به بیرون آن خیلی علاقه مند نباشد .

شاید الان که می گویم خیلی دوست نداشته باشند اما ایستادند !

( مشروح این پرسش و پاسخ در صدای معلم منتشر می گردد )

نظر قاسم احمدی لاشکی  معاون حقوقی و امور مجلس در مورد عملکرد وزیر آموزش و پرورش برای رتبه بندی معلمان

معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به سوال خبرنگار پانا که «سالانه کنگره‌ها و اجلاس متعددی در حوزه‌های مختلف برگزار می‌شود و هر یک دستاوردهای بسیاری دارند که متاسفانه به‌ندرت شاهد توجه به این دستاوردها هستیم، آیا دستاوردهای این اجلاس ضمانت اجرایی خواهد داشت» اظهار داشت: من هم با شما موافقم؛ متاسفانه عدم ثبات مدیریتی در بدنه آموزش و پرورش این معضل را پدید آورده است. به این معنا که یک مدیر کلید اجرای برنامه‌ای را می‌زند اما متاسفانه سال بعد، خود او حضور ندارد تا از برنامه‌اش دفاع کند یا در مقابل آن پاسخگو باشد. در عین حال امیدوارم ثبات مدیریتی در حکمرانی دولت مردمی این مشکل را مرتفع کند.

در این نشست آن گونه که مورد انتظار بود پرسش های قابل توجه و چالش برانگیزی از سوی خبرنگاران مطرح نشد و این در حالی است که در نشست هایی که در دولت پیشین برگزار می شد خبرنگاران برخی خبرگزاری ها که با دولت مستقر زاویه داشتند با طرح پرسش های فراوان مسئولان را به چالش می کشیدند .

در این نشست هم به جز مدیر صدای معلم و خبرنگار خبرگزاری فارس که خواهان پاسخ گویی وزیر آموزش و پرورش و سایر مدیران این وزارتخانه شد و به کیفیت برگزاری « روز خبرنگار » و بی توجهی وزارت آموزش و پرورش به شان رسانه ها اعتراض کردند سایر رسانه ها در برابر این موضوع سکوت کردند .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظر قاسم احمدی لاشکی  معاون حقوقی و امور مجلس در مورد عملکرد وزیر آموزش و پرورش برای رتبه بندی معلمان

منتشرشده در گفت و شنود

نقدی بر کنکور در ایران و مدیریت بی نقص مافیای کنکور در نظام آموزشی  چندین دهه است که جوانان این سرزمین هر سال در آزمونی سخت و نفس‌گیر به نام کنکور شرکت می‌ کنند تا توان علمی و شاید شانس خود را برای ورود به دانشگاه­های ملی بیازمایند. با توجه ‌به محدودیت‌های برخی رشته‌ها (به ­ویژه رشته ­های پزشکی)، شرایط اقتصادی و اجتماعی برخی مشاغل در جامعه ایران و در سطح بین­ المللی و مدیریت بی نقص مافیای کنکور، رقابت بسیار فشرده ­ای در کنکور شکل گرفته است. به دلیل استقبال شدید دانش ­آموزان از رشته تجربی، شاید نفس‌ گیرترین کنکورها در دهة ۹۰ و در قرن جدید برگزار می ­شود.

به نظر می ­رسد اکثریت شرکت‌کنندگان با رؤیای پزشک شدن و پول‌ دار شدن یا کسب جایگاه اجتماعی مطلوب ‌تر در کنکور تجربی شرکت می ­کنند و شاید رویای خدمت به خلق خدا! به هر حال قابل احترام می ­باشند.

 متاسفانه، خیل عظیمی از  این طفلکان، ناکامان ابدی دهه 90 نیز هستند، چرا که فقط پنج درصد دانش ­آموزان می توانند به این رؤیای صادقه خود و خانواده ‌هایشان جامة عمل بپوشانند و سایرین راهی دیار غربت می شوند و یا ...

و اما کاسبان­ کنکور از این آب گل ‌آلود تا توانسته‌ اند، ماهی گرفته ‌اند. شاه‌ ماهی صید کرده ­اند. آن‌ ها هر سال با تبلیغات وسیع رسانه‌ ای از صدا و سیمای ملی تا مدارس دولتی سرتاسر کشور، همه دانش ‌آموزانِ جویای نام و نان را تا مرز موفقیت می ‌بردند. تا مرز پزشک شدن، تا مرز قبولی صددرصدی در رشته دلخواه. سپس، در آزمونی نفس ‌گیر آنها را چنان بر زمین می ­کوبند که صدای آن نسل­ ها در گوش زمان خواهد پیچید.

 بررسی‌های آماری نشان می‌ دهند اکثر دانش‌ آموزان بعد از شرکت در آزمون‌های کنکور بر ناتوانی و بی ‌عرضگی خود در کسب علم و دانش صحه گذاشته ‌اند. زیرا، بیش از ٪۵۰ درصد شرکت‌کنندگان در آزمون­های کنکور، معمولاً نمره‌ای درحد صفر تا منفی 33 (33-) کسب می‌ کنند. در حالی که اغلب آنها مهارت­ها و استعدادهای بالقوه زیادی دارند که در آموزش و پرورشِ ملی شناسائی نمی ­شوند.  

و البته باز ناقوسی دیگر، مشاوره‌ای دیگر، برخاستن  و مجدداً به زمین کوبیده شدن. این داستان تراژیک تکراری خیلی از جوانان برومند چند دهة اخیر ایران ماست. و عقده ­ای که هیچ ­گاه درمان نخواهد شد. کنکور چه‌ ها که بر سر فرزندان مظلوم و معصوم این سرزمین وارد نکرده ­است. باید به سراغ ناکامان کنکور برویم تا عمق فاجعه را دریابیم. و گرنه ....

نقدی بر کنکور در ایران و مدیریت بی نقص مافیای کنکور در نظام آموزشی

و اکنون آغاز قرن ۱۵ شمسی است. قرن 21. عصر فن آوری اطلاعات و ارتباطات، مهندسی ژن­، علوم شناختی، هوش مصنوعی، کریسپر (ویرایش ژنی)، عصر فضا و جیمزوب و ادعای خدا شدن انسان. انسان خدا گونه! استغفرالله...

تعداد دانشگاه‌ها و مراکز علمی و تحقیقاتی ایران به عدد ۳۰۰۰ نزدیک و نزدیک ­تر می ‌شود. یعنی برای هر شرکت ‌کننده کنکور سراسری چندین صندلی در دانشگاه‌ها وجود دارد. و البته مافیای پزشکی و کاسبان کنکور و... کماکان بر شیپور موفقیت می‌ دمند و بر طبل کنکور می­ کوبند. ولی دریغ از تاثیر این همه دانشگاه و امکانات در تولید کیفی علم، حل مشکلات هوا، آب و انرژی و بهداشت و افزایش تولیدات صنعتی ملی. دانشگاه­ های ما صد ساله شده اند. ولی تاکنون 10 مسئله اساسی مملکت را حل نکرده­ اند.

نقدی بر کنکور در ایران و مدیریت بی نقص مافیای کنکور در نظام آموزشی

ولی جهان مسیر دیگری می رود. و البته منتظر ما نمانده است. معیارهای موفقیت و شاید خوشبختی نیز عوض شده است.

حالا، باید جوانان ما بدانند که یگانه راه خوشبختی، پزشک شدن نیست، هرچند که این حرفه بسیار مقدس و شریف است. ولی تحصیل در رشته پزشکی، نه برای همه امکان‌پذیر است و نه معادل پول ‌دار شدن و خوشبخت شدن. به گمانم، مثلث پزشکی، پول و خوشبختی در حال از هم پاشیدن است. باید مثلثی دیگر رسم کرد! و البته پول‌دار شدن به هر قیمتی نیز پسندیده نیست.

حالا دیگر جوانان ما باید بدانند (و شاید می دانند) که باید به دنبال رشته و حرفه‌ ای بروند که آن را دوست دارند و با علایق و استعدادهای آنها هم ­خوانی دارد. روانشناسان اعتقاد دارند که بیش از سی نوع هوش وجود دارد که فقط چند مورد از آنها در کنکور سنجیده می ­شود. هر جوانی حداقل در پنج زمینه نابغه است. استعداد و نبوغ خود را کشف و دنبال کنید. راز خوشبختی و موفقیت همین است.

نقدی بر کنکور در ایران و مدیریت بی نقص مافیای کنکور در نظام آموزشی

امیدوارم جوانان برومند ما بدانند که راه خوشبختی در این دنیا از دانشگاه نمی‌ گذرد. دانشگاه برای افراد دوستدار علم و پژوهش است. و البته، کدام دانشگاه و کدام رشته، جای بحث فراوان دارد.

و این که فقط یک راه خوشبختی وجود ندارد، بلکه هزاران راه برای خوشبختی و سعادت دنیوی و اخروی وجود دارد. شاید به تعداد آدم‌ها، راه برای سعادت و خوشبختی وجود دارد. البته، نیکوست که ابتدا مفهوم سعادت و خوشبختی را از نگاه خود و دیگران جست و جو کنید. و این که مفهوم واقعی سعادت و خوشبختی چیست؟

امیدوارم، جوانان عزیز کنکوری، انتخاب رشته تحصیلی دانشگاه را بر اساس استعداد و علایق خود انجام دهند. و تلاش کنند در آینده ایران عزیز، باری از دوش میهن بردارند. به میهن خود، به سان خانواده، عشق بورزند. و در دوران بسیار حساس فعلی تنهایش نگذارند.

ورود به دانشگاه پایان کار نیست. آغاز راه است. راهی که پیشرفت در آن نیاز به تلاش و پشتکار دارد. نیاز به علم و هوشمندی دارد.

و البته وطنِ خوب و پیشرفته، ساختنی است. نه یافتنی. اگر ایران را تنها بگذاریم، در آینده حرفی برای گفتن نداریم.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نقدی بر کنکور در ایران و مدیریت بی نقص مافیای کنکور در نظام آموزشی

منتشرشده در یادداشت

در رثای محیط زیست ایران و یادی از پروفسور پرویز کردوانی در صدای معلم

در اواخر دهه ۷۰ افتخار دانشجویی شادروان پرفسور کردوانی را داشتم که در عاشورای سال گذشته آسمانی شد . استادی خوش مشرب ، خاکی ، پر تلاش که چون پدری دلسوز آنچه در توان داشت به دانشجویانش تقدیم می کرد.

وارد کلاس شد . کیف چرمی بزرگ و پوشه زیر بغل را روی میزش گذاشت . معلوم بود سه طبقه را بدون آسانسور طی کرده است ، همیشه کارش این بود ، به ندرت از آسانسور استفاده می کرد .

درس این ساعت « منابع و مسائل آب در ایران » بود .

با همان سادگی و بی ریا بودن رفت به سراغ بحران آب در ایران  ....

در رثای محیط زیست ایران و یادی از پروفسور پرویز کردوانی در صدای معلم

( بحران آب در سومالی - در جست و جوی قطره ای آب )

 

دلی پر از غارت آب از منابع زیر زمینی داشت .  از سد زدن های بدون مطالعه و بی برنامه ، از گسترش فضای سبز تهران می نالید .

از بحران فرونشست دشت ها در سالهای پیش رو  .

از خشک شدن دریاچه ارومیه سخت دل نگران بود ، گویی بیست سال آینده را به پوست و گوشت لمس می کرد که امروز شاهد و ناظر آن هستیم .

روزی طبق روال و قرار قبلی برای ارائه نوشته های پایان نامه در منزلشان مزاحم شده بودم . در نهایت بزرگواری مطالب را مرور و نکات لازم را در حاشیه آن می نوشت . تلفن منزل زنگ زد ، شخصی از کشور آلمان از ایشان درخواست راهنمایی چند روزه برای تیم دانشجویان آلمانی در کویر شهداد را داشت . با آهی جگر سوز گفتند :

« کدام کویر ؟! کویر را نابود کردند ، احداث جاده و دخل تصرف در آن ! »

آری !

در رثای محیط زیست ایران و یادی از پروفسور پرویز کردوانی در صدای معلم

آن اندیشمند بزرگ دل نگران طبیعت بِکر کویر ، نگران احداث سدهای بود که باعث اُفت سفرهای زیر زمینی و فرو نشست دشت ها که غیر قابل بازگشت می باشد، گسترش فضای سبز در شهرهایی که با کمبود آب آشامیدنی مواجه بودند .

پرفسور کردوانی از نادر اندیشمندان این سرزمین تفتیده بودند که قدر آب را چون خون در بدن انسان حیاتی می پنداشت .

در درس اکو سیستم های طبیعی به تغییر نوع کشت در حوزه دریاچه ارومیه و حفر چاه های متعدد و برداشت غیر مجاز آب در آن و احداث سد بر روی رودهای وارده به دریاچه ، حال و روز کنونی این دریاچه را به روشنی پیش بینی و اعلان خطر می کرد . خطر ریزگردهای حاصل از نمک دریاچه که تا تهران را در بر خواهد گرفت .

در اولین سالگرد درگذشت آن دانشمند بزرگ ،یاد و خاطره اش را گرامی می داریم .


« عکس اساتید راهنما ، مشاور ، داور در پایان نامه کارشناسی ارشد : شادروان پرفسور کردوانی - دکتر نادر صفت - دکتر اصغری »

در رثای محیط زیست ایران و یادی از پروفسور پرویز کردوانی در صدای معلم

صفحه Facebook


در رثای محیط زیست ایران و یادی از پروفسور پرویز کردوانی در صدای معلم

منتشرشده در محیط زیست

ارغوان گونه زیستن از منظر امیر هوشنگ ابتهاج و زیست انسانی

بامداد ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ « سایه » ی بر سر فرهنگ و ادب ایرانی به سوی آفتاب پر کشید.

پرداختن به ظرایف ادبی و تحلیل فنی ادبیات ابتهاج خارج از تخصص و بسیار فراتر از توانایی صاحب این قلم است. من در این یادداشت کوتاه بر آن هستم که به این پرسش ها پاسخ دهم که :

1- چرا ابتهاج برای ایرانیان مهم بود؟

۲- چرا شعر « ایران ای سرای امید » این چنین شورانگیز است؟

۳- چرا شعر « ارغوان » پرخواننده‌ترین شعر معاصر فارسی است؟

و نهایتاً ؛

 ۴- چگونه شد که درختچه ارغوان حیاط خانه شاعر به‌ ابژه مهم فرهنگی -اجتماعی در گفتمان زمانه ما تبدیل شد ؟

بعد از مکتب کلاسیسم که محوریت آن با عقل گرایی محض بود و البته در نقد به آن مکتب ادبی رمانتیسم ایجاد شد .

 ارغوان گونه زیستن از منظر امیر هوشنگ ابتهاج و زیست انسانی « رمانتیسم جامعه گرا » یکی از شاخه‌های فرعی این مکتب محسوب می شود و امیر هوشنگ ابتهاج را هم می توان یکی از نام آوران معاصر شعر فارسی در این مکتب دانست. رمانتیک جامعه گرا معطوف به عمل اجتماعی- سیاسی است و قصد دارد با توسل به  « آرمان‌ها »، زمانه نابه سامان را رسوا کند و با ادبیاتی تغزلی به مضامین ممنوعه بپردازد.

از آن جایی که در جهان اجتماعی ایرانیان شعر به مثابه رسانه‌ای پرنفوذ حامل و ناقل پیام است، قالب های شعری و شاعرانی با ویژگی های فوق الذکر اهمیت دو چندان پیدا می کنند.

رمانتیسم اجتماعی در ایران بعد از کودتای ۲۸ مرداد رخ نمود. این نوع ادبیات در کنار احساسات و عشق ها و دردهای فردی، از مسائل اجتماعی و غم های تاریخی غافل نمی‌ماند. امید و ناامیدی ، مرگ و زندگی، تیرگی و روشنایی مضامینی هستند که حضوری توامان در این سبک ادبی دارند. به عبارت دیگر هر چند بیداد و استبداد، فقر و گرسنگی هر کدام می توانند مانع  « عشق » شوند و مسیر سخت رسیدن عاشق به معشوق، را سخت تر کنند ولی هیچ کدام یارای فرونشاندن شعله عشق در دل عاشق را ندارند. چرا که انسان بدون عشق از آدمیت خود خلع می شود .

رمانتیسم جامعه گرا مفاهیم سیاسی و اجتماعی چون فقر، فساد ،نابرابری های اجتماعی و ظلم ستیزی را در کانون توجه خود قرار می‌دهد و با مسائل اجتماعی و سیاسی از منظر احساسی و غنایی مواجه می شود. سیاست چون خونی در رگهای این نوع شعر جریان دارد و پدیده های اجتماعی، موضوع مورد توجه شاعری است که به جهان از منظر رمانتیسم جامعه گرا می نگرند.

ابتهاج در شعر « زنده باش» می گوید:

به سان رود که در نشیب دره سر به سنگ می زند

رونده باش

امید هیچ معجزی ز مرده نیست

زنده باش

جهان اجتماعی از منظر ابتهاج « دره » ای سنگلاخ و صعب العبور است که « زندگی » چون « رود » ی در  « نشیب دره » آن در جریان می باشد.

فقر، فساد، تبعیض، استبداد، استعمار و استثمار در حکم « سنگ » های خارایی هستند که « رودخانه زندگی » باید از میان آنها عبور کند. او ضمن توصیف زیباشناسانه ای از مسیر توسعه پایدار ایران عزیز به انسان ایرانی پیام می دهد که چاره ای جز « سر به سنگ زدن » نیست و باید  «رونده » بود تا رسید.

او « آزادی » را فرجام  « شور زندگی » و  « شعور زیستن » می داند و باور دارد زیبایی ،نیکویی و دانایی معجزاتی هستند که در جریان زندگی امکان تحققش وجود دارد. پس باید زنده بود و زندگی کرد.

هر چند درک ابتهاج از مسیر تاریخی - اجتماعی ایران سرشار از غم و اندوه است اما امیدوارانه در جست و جوی « آسمان آفتابی » بر می آید. شاید تخلص شعری او به « سایه » هم قرابتی با درک غمگنانه اش از محیط پیرامونی داشته باشد.

« ارغوان گونه بودن »  و « ارغوانی زیستن » مدلی از زیست اجتماعی است که به انسان ایرانی پیشنهاد می‌دهد.

ارغوان گونه زیستن از منظر امیر هوشنگ ابتهاج و زیست انسانی

 ارغوان در مقطعی از تاریخ که از  ندنیا بیرون » است و « آسمان » و « بهار » ندارد و در میان « دیوار »هایی که  « سخت سیاه » و « بسیار نزدیک  »است زیست می کند. « ارغوان گونه بودن »  و « ارغوانی زیستن » مدلی از زیست اجتماعی است که به انسان ایرانی پیشنهاد می‌دهد.

اما  ارغوان  در آن « گوشه خاموش فراموش شده » نه تنها  « بهار » را به انتظار می نشید بلکه در مقام کنشگری به بیرق گلگون بهار بدل می شود. تکلیف اجتماعی و تاریخی او ایجاب می‌کند که « نغمه خوان » ِ « نغمه های ناخوانده » تاریخی ایرانیان هم باشد.

در مدل پیشنهادی ابتهاج ، ارغوان آن « شاخه همخون اما جدا مانده  » انسان ِ ایرانی است که باید از فردیت ها و منیت ها عبور کند و نگران  « غم هم پرواز » هایش باشد. « هم پرواز » هایی که در جست و جوی  آزادی رنج های «پرواز بلند آدمیزادی » را به جان خریده اند.

البته ابتهاج در ورای این رنج ها « شکفتن شادی » را هم به عیان می‌بیند.

او همه دلدادگان ملک و میهن را به « جشن بزرگ روز آزادی » فرامی‌خواند.

آری !

ارغوان گونه زیستن از منظر امیر هوشنگ ابتهاج و زیست انسانی

او شاعر امید بود و زندگی را با واژه ها می‌ستود.

ابتهاج ،  ایران را سرای امیدی می دانست که بر « بامش سپیده خواهد دمید » و رهروان ره پر خون توسعه پایدار ایران عزیز را به خورشیدی خجسته بشارت می داد.

او شکوه شادی را برای ایران  افزون و  جاویدان و  صلح  و آزادی را برای همه « جهان » می خواست .

غزل های او رازهای تاریخی اما بر دل مانده جهان اجتماعی ما ایرانیان است و از این روز، بر دل آنهایی که هنوز ایرانی مانده اند و خواهند ماند هماره خوش خواهد نشست.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ارغوان گونه زیستن از منظر امیر هوشنگ ابتهاج و زیست انسانی

منتشرشده در آموزش نوین
پنج شنبه, 20 مرداد 1401 18:20

صدای معلم خوابه ؟

تهران

منتشرشده در نامه های دریافتی
پنج شنبه, 20 مرداد 1401 12:04

بازی دو سر باخت " بازی کنکور "

تحلیل علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از ماهیت و محتوای کنکور در ایران

« ما نمی توانیم وضعیت ناآگاهی را بپذیریم یعنی وضعیتی که همه در آن زندگی می کنیم .

شاید همین امر باعث تمایل قدیمی و پایدار ما به باور نیرویی قدرتمند باشد که تمام جوانب زندگی مان را کنترل می کند ... »

سواد روایت

اچ پورتر ابوت

تحلیل علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از ماهیت و محتوای کنکور در ایران

تازه و پس از پشت سر گذاشتن دو سال تحصیل شبانه روزی در مراکز تربیت معلم و آن هم در فضای پر لعاب و غلیط ایدئولوژیک دهه ی 60 وارد آموزش و پرورش شدم . بدون تردید استقرار و تثبیت این وضعیت حاصل عملکرد و جمع جبری عناصر « خانواده ، مدرسه و جامعه » در سایه نظام حکمرانی غیر دموکراتیک و غیر پاسخ گو است .

برخی همکاران که به اصطلاح در « مسیر معلمی » عمری گذرانده و به اصطلاح ریش سفید آموزش و پرورش بودند به معلمان تازه واردی مثل ما هر از گاهی توصیه ها و نصیحت هایی می کردند .

یکی از آنان از تجربه های معلمی اش می گفت و این که می توان و باید از حس « رقابت » در مدیریت موفق کلاس بهره جست .

مثلا می گفتند کلاس را به دو بخش تقسیم کنید و یک دسته حرفی را به صورت کلیشه ای تکرار کند و گروه مقابل هم حرف دیگری را .

برخی اوقات و برای آن که یک دسته از دیگری عقب نماند آن چنان « حرف خواسته شده » را تکرار می کرد که پرده صماخ آن معلم را اذیت می کرد اما مهم و هدف این بود که بچه ها به نوعی سر کار گذاشته شوند و وقت کلاس به نوعی سپری شود .

تحلیل علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از ماهیت و محتوای کنکور در ایران

نافرهیختگی در این جامعه به حد « انفجار و اشتعال » رسیده است . در این « فریاد کشی » ها معمولا دانش آموزی « فکر » نمی کرد . مهم این بود که « صدای » آن ها بیشتر و بهتر شنیده شود .

البته این کارها به نوعی خوشایند معاون و مدیر مدرسه و اولیای دانش آموزان هم بود چون نوعی سرسپردگی و انقیاد را در دانش آموزان بازتولید می کرد .

کم تر معلمی و حتا خانواده ای دنبال این بود که کار تیمی و گروهی به دانش آموزان آموخته شود چون خودشان هم غالبا مفهوم و معنای آن را نمی دانستند و نمی فهمیدند .

کم تر معلم ، معاون و یا مدیری را در این مدت دیدم که به زباله ریزی دانش آموزان حساس باشد و یا در مورد محیط زیست و اهمیت آن برای دانش آموزان ایجاد نیاز و مساله کند .

هنوز بسیاری از این دانش آموزان چه در مدارس خاص و چه در مدارس عادی دولتی نمی دانند و نمی فهمند که جای زباله درون سطل زباله است و نه داخل نیمکت ، نه درز میان شوفاژ و دیوار ، باغچه حیاط و.... البته بسیار دیدم وقتی در این مورد سخت گیری می کردم برخی دانش آموزان زباله ی خود را یواشکی به نیمکت جلویی و یا عقبی هل می دادند و به خود زحمت نمی دادند که کار عقلانی و شرافت مندانه را انجام دهند .

تحلیل علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از ماهیت و محتوای کنکور در ایران

و یا در مورد ایجاد خراش بر روی نیمکت ها ، دیوارها  و... حساس باشند . ( وندالیسم آموزشی ) دانش آموزی که عادت کند روی نیمکت بنویسد و یا اسمش را روی دیوار حکاکی کند در آینده روی « میراث فرهنگی » و بدون کوچک ترین عذاب وجدان و ناراحتی این کشور هم همین کار را تکرار خواهد کرد . ( 1 )

یک بار ندیدم که در جلسه شورای معلمان در مورد این پدیده زشت یعنی وندالیسم آموزشی بحث و بررسی کنند . شاید که نیاز به « دیده شدن » در کلاس و مدرسه و جامعه یکی از دلایل مهم این بیماری باشد .

تحلیل علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از ماهیت و محتوای کنکور در ایران

اما مدیر و معاون و معلم سعی می کردند تا می توانند با کلاس های فوق برنامه ، کلاس های کنکور و تست زنی ، تقویتی و... دانش آموزان را مشغول و سرگرم کنند و این موضوع از اولویت های مهم مدرسه بود هر چند تشکیل این کلاس ها هم بیشتر ناظر بر تحصیل منافع مادی آن بود و البته در جلسات مختلف تشکیل این گونه کلاس ها نشانه پر کار بودن و با برنامه بودن آن واحد آموزشی و احساس تعهد و دلسوزی نسبت به آینده ی دانش آموزان تلقی شده و می توان گفت که همه اضلاع آموزش از این وضعیت راضی بوده و از این خوان پر تنعم همه بهره می برند .

تحلیل علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از ماهیت و محتوای کنکور در ایران

( اصفهان ، نصف جهان ! )

تحلیل علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از ماهیت و محتوای کنکور در ایران

( معبد مهر ورجوی مراغه  - بازدیدکنندگان این چنین با ریختن زباله و نوشتن یادگاری، این مکان را مورد لطف خویش قرار دادند )

 

کسی به مفهوم « تفکر انتقادی » و نیاز مبرم جامعه و آینده به این معنای کلیدی نمی اندیشید و این که مشکل اصلی جامعه ما در « بحران تفکر » خلاصه می شود .

از آموزش مهارت های زندگی هم خبری نبود چون نیازی به آن حس نمی شد .

از آن زمان تا الان تغییر محسوس و معنا داری رخ نداده است جز آن که به نظر می رسد « سم رقابت » غلیظ تر و کشنده تر شده است .

هر ساله و در این روزها نتایج « کنکور » اعلام می شود .

تقریبا همه ی تحلیل ها و تفسیرها به این سو می رود که « مدارس خاص » و برخی مدارس غیرانتفاعی رتبه های نخست کنکور را از دیگران ربوده و سهم و توشه ای برای مدارس عادی دولتی نمانده است و فریاد وامصیبتا که عدالت آموزشی سر بریده شد  .

تحلیل علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از ماهیت و محتوای کنکور در ایران

گویی معیار موفقیت در نظام آموزشی و محک با سوادی دانش آموزان با « کنکور » پیوند خورده است و هر کسی از این قافله عقب بماند ، قافیه را باخته است .

اما کسی و نهادی از رتبه ی دانش آموزان ایرانی در آزمون های معتبر بین المللی مانند « تیمز و پرلز » خبری نمی گیرد تا به عمق بی سوادی و کم سوادی دانش آموزان ما پرداخته شود و تلنگری سترگ که :

« به کجا می رویم ؟ »

تحلیل علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از ماهیت و محتوای کنکور در ایران

کیست که نداند این « بازار مکاره » به نوعی سرکار گذاشتن ذی نفعان و سرگرم کردن آنان به بازی است که در نهایت نفع و نتیجه ای برای کسی ندارد . کسی به مفهوم « تفکر انتقادی » و نیاز مبرم جامعه و آینده به این معنای کلیدی نمی اندیشید و این که مشکل اصلی جامعه ما در « بحران تفکر » خلاصه می شود .

تنها کسانی که از این بازی سود می برند آنانی هستند که برای انباشتن انبان خویش بر « صور رقابت » می دمند و دیگران هم بر طبق اصل « تقلید پذیری » ناخواسته و نا آگاهانه وارد بازی آنان می شوند .

بدون تردید استقرار و تثبیت این وضعیت حاصل عملکرد و جمع جبری عناصر « خانواده ، مدرسه و جامعه » در سایه نظام حکمرانی غیر دموکراتیک و غیر پاسخ گو است .

کیست که نداند اگر برترین رتبه را در کنکور داشته باشی و بالاترین معدل را هم در دانشگاه کسب کنی اما از « رابطه » و « رانت » بی بهره باشی ؛ عاقبت چیزی نصیب تو نمی شود .

شاید بهتر باشد جست و جویی کنیم تا بینیم این مدال آوران المپیادهای جهانی و رتبه های برتر و نخست کنکور که کلی به آن تفاخر هم می شود پس از چند سال تحصیل سرانجام از کجا سر در می آورند .

تحلیل علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از ماهیت و محتوای کنکور در ایران

حل کردن رقابت چند ساعته کنکور در چند سال تحصیل در مدرسه به نام «  سوابق تحصیلی » و...  هم حلال این مشکل و درمان این بیماری نخواهد بود چرا که فقط « رقابت » را در شکل بد و خام آن بیش از پیش غلیظ تر و لاینحل تر خواهد کرد و محیط آموزشی را ناسالم تر و غیر قابل تحمل تر .

شاید هم آن اندک « مرجعیت » ئی هم که برای « برخی معلمان » در افکار عمومی  بر جای مانده است در این حین به فنا رود . 

تحلیل علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از ماهیت و محتوای کنکور در ایران

برخی اوقات فکر می کنم نظام آموزشی ما در ابعاد معلم و سایر بازیگران آموزشی چون چیزی برای عرضه ندارند و نه حرفی برای گفتن و نافرهیختگی در این جامعه به حد « انفجار و اشتعال » رسیده است ؛ همان گونه که در مطلع این مقال به آن اشارتی شد ؛ به نوعی قصد سرکار گذاشتن ورودی های این سیستم معیوب را دارند غافل از آن که همین پساب ها و خروجی های آلوده و معیوب و مسموم سرانجام و دوباره وارد همین سیستم می شوند .

تحلیل علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از ماهیت و محتوای کنکور در ایران

و نکته مهم و قابل تامل آن که این موجود معیوب به نوعی با این « سم مهلک » هم زیستی پیدا کرده است و در فقدان آن ویروس کشنده خود دچار مرگ مغزی خواهد شد .

چه بسا در غیاب چنین ساز و کار معیوبی ؛ نظام آموزشی و ارکان مرتبط دچار « خلاء و بحران هویت » شوند .

آنانی هم که از قبل این بازی مهلک و مسموم » رقابت » نفع مادی می برند در نهایت از همین آب آلوده می نوشند و از هوای آلوده آن استنشاق می کنند .

این رقابت برنده ای ندارد .

***

( 1 )

کلیپ ویدئویی :

فعالان فرهنگی در اوکراین در حال آماده‌سازی و حفاظت از مجسمه‌های شهر و آثار باستانی در برابر بمباران‌های احتمالی هستند.

یکی می گفت :

«جنگ تموم میشه و پوتین میره. این ما هستیم و فرزندان این خاک که باید فرهنگ و هنر رو برای اونها و نسل‌های بعد حفظ کنیم»

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور