گروه استان ها و شهرستان ها/

« مهدی خوشکباری » دارای مدرک دانشجوی دکتری کامپیوتر و ۱۴ سال سابقه شاغل در مرکز فناوري اطلاعات و ارتباطات وزارت آموزش و پرورش در نامه ای که برای « صدای معلم » ارسال کرده از رفتارهای سلیقه ای و خارج از قانون « سجاد سیاح » «سرپرست دفتر فناوري اطلاعات و ارتباطات» انتقاد کرده است .
خوشکباری به « صدای معلم » می گوید :
« برخی از افراد با یک پست کارشناسی در ستاد مجدد مشغول هستند . من بلافاصله از دانشگاه فرهنگیان اعلام نیاز آوردم اما نمی گذارند . هر جایی پا می گذارم سفارش کردند که قبول نکنند. از هر جا اعلام نیاز می آوریم آن را نمی پذیرند و پذیرش مرا کنسل می کنند .
بیش از سه ماه است که بلاتکلیف هستم و مشکلاتی مانند مراقبت از همسرم که دارای بیماری خاص ( ام اس ) است زندگی را بر من تلخ و تنگ کرده اند »
خوشکباری نامه هایی را از دوایری مانند « دانشگاه فرهنگیان و « پردیس شهید مفتح تهران » و « سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی » برای این رسانه ارسال کرده است .
وزارت آموزش و پرورش نه تنها به نامه ی برخی نمایندگان مجلس در این مورد وقعی ننهاده است بلکه برای آقای خوشکباری پرونده ای در هیات های رسیدگی به تخلفات اداری تشکیل داده است .
« صدای معلم » آماده دریافت پاسخ و دلایل سرپرست مرکز فناوري اطلاعات و ارتباطات وزارت آموزش و پرورش در رفتار با این فرهنگی شاغل در ستاد می باشد .
مستندات در دفتر رسانه محفوظ می باشند .
پایان پیام/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چرخه حیات در کره زمین ادامه دارد، انسانها میآیند و میروند اما هستند افرادی که اگر به دنیا نمیآمدند، دنیا چیزی کم داشت ، چیزی کم دارد . یکی از انسانهای بزرگی که اگر به دنیا نمیآمد به یقین جای خالی او کاملاً محسوس بود، هوشنگ ابتهاج است. کسی که اگر نبود، چندین عرصه و پهنه جای خالی او را حس میکردند و نمیشد با هیچ چهرهای جای خالی این بزرگوار را پر کرد. مردی که در روز جمعه ساعت ۹ صبح سال ۱۳۰۶ در رشت به دنیا آمد، تبارش مثل خودش که در چندین رشته سرآمده است، جغرافیای مکان را در کوچهباغهای تاریخ درهم تنیده است. میگوید: من یک گیلک تقلبی هستم. پدر مادر من رشتی بودن، اما پدر و ماد مادر و پدرم دیگر رشنی نبودن، هرکدام از یه جائی بودن، پدر پدرم گرکانی و تفرشی بود، گرکان را با گرگان اشتباه نگیریم. منهم در رشت به دنیا اومدم ظاهراً ۹ صبح، شاید ماه رمضان بود، نمیدونم... روز ۶ اسفند. همین مخلوط بودن رگ و ریشه که هر کدام برخاسته از جغرافیا و فرهنگی متفاوت بودند بعد از مهاجرت ایشان به تهران در سال ۱۳۲۵ که هجده، نوزده ساله بود، او را با افراد و اشخاصی همدم و همنفس کرد که از گوشه و کنار کشور از موطن اصلی خود بریده و به تهران کوچیده بودند با افکار و اندیشههای متفاوت و بعضاً متضاد. محمدحسین شهریار تبریزی مرتضی کیوان اصفهانی، محمدرضا شفیعی کدکنی خراسانی، داود پیرنای تهرانی نائینی الاصل، محمدرضا شجریان خراسانی، زریاب خوئی و دهها اسم و نام دیگر. وقتی خاطرات ابتهاج را میخوانی به یاد تیتر کتابی افتای با عنوان «فرار از مدرسه». کسی که کتاب را نخوانده باشد فکر میکند امام محمد غزالی از آن دست افرادی بوده که از مدرسه گریزان است اما وقتی خاطرات ابتهاج را میخوانی میبینی که واقعاً ابتهاج از مدرسه گریزان بوده است. ذرات وجود او از همان آغاز با شعر آمیخته شده بود.
ابتدای راه
«من یه دفترچه شعر داشتم که همیشه تو جیبم بود، سرهمه کلاسها، چه چیز، هندسه، تاریخ هر کلاسی، من دفترچهام رو باز میکردم یا شعر میخواندم یا شعر مینوشتم، همه معلمها هم این دفترچه را میشناختن. شب امتحان حغرافی شد، من هم رفتم لنگه این دفترچه را خریدم و نشستم از روی کتاب جغرافی تو این دفتر تازه نوشتم به صورت شعر، یک سوم از کتاب جغرافی رو تو این دفتر وارد کردم و همین باعث شد که هر چی نوشتم یادم بمونه دیگه و رفتم سرکلاس، معلم سوالها رو داد. من آرام نشستم و برای خودم فکر کردم، بعد دفترچه شعرمو با تظاهر درآوردم و بعد گذاشتم تو جیبم و اون دفتر رو در آوردم... حالا مضحک هستم که به دفتر نگاه نمیکنم که مبادا تقلب کرده باشم، هی صدا دادم، ورق زدم، معلم چند بار او بعد از کنارم رد شد نفهمید. دفترچه رو گذاشتم تو جیبم یک سؤال و نصفی رو از روی حافظه نوشتم، بعد گفتم این حرفها به من چه مربوطه، پاشدم ورقه رو دادم و رفتم تو اتاق دبیران، گفتم آقای فلانی، یادتون هست اول سال، اومدید گفتید سرکلاس من نمیشه تقلب کرد؟ گفت چی میخواهی بگی؟ گفتم این دفترچه رو نگاه کنید. گفت میدونم؛ این دفتر شعر آقاست (معلم، آقا را با لحن طعنه آمیزی گفت). گفتم نه خیر نگاه کنید. شک کرد، گفتم من از روی این میتوانستم بنویسم ولی ننوشتم. وقتی تاروپود ذهنیت از اول با شعر و شاعری تنیده شده باشد و روش مثل فیزیک و شیمی و اصطلاحاتی که فرهنگستان تازه تأسیس شده دوره رضاشاه که عدهای اهل علم و ادب و دانش نشسته و برای هر اصطلاح جدید یا کلمات عربی معادل فارسی میساختند، نه مثل امروز که اهل فرهنگستان نمیدانم از سربیکاری یا به قصد مزاح به غذائی که فرنگی است و در همه دنیا با نام پیتزا نامیده میشود، لزومی ندارد برایش معادل فارسی آنهم «کشلقمه» بسازند یا برای کراوات، «دراز آویز زینتی» بیافریند که مایه طنز باشد. برای رادیو و تلویزیون معادل سازی کنند صدا و سیما، ولی برای یک بار هم که شده در منزل یا محل کار خود برای نمونه هم که شده از جهت کاربرد لغت معادل سازی شده خود بگویند، اول صدا را خاموش کن یا تصویر سیما برفکی شده است. تازه اصطلاحات فرهنگستان مثل چگالی و این حرفها اومده بود، گویا هنوز هم باشد. شعری که ساختم و تو ورقه امتحان فیزیک برای معلم نوشتم، این بود:
سخت در کشمکش افتادهام و در رنجم
بیم آن است که درهم شکند آرنجم
من به جز عشق نیاموختهام درس دگر
تو چه پرسی ز چگالیگر و گرماسنجم
من که دانم نتوانم کنم این مساله حل
بدهم از چه به اندیشه باطل رنجم؟ »
« صدای معلم » درگذشت « امیرهوشنگ ابتهاج » شاعر و پژوهشگر ایرانی را تسلیت گفته و یاد این انسان فرهیخته را گرامی می دارد .
خبر کوتاه بود و دردناک! ؛ "دو نوجوان در کانال آب کشاورزی در محله بهاران شهر پاکدشت غرق شدند".
این خبر روز جمعه هفدهم تیرماه ۱۴۰۱ با انتشار فیلمی کوتاه از لحظهی پریدن یک نوجوان به داخل کانال آب، در شبکههای اجتماعی پخش شد. در فیلم منتشر شده، نوجوانی، کفشهای خود را با عجله از پا درمیآورَد و خود را به آب میزنَد و در دم، از نظر گم میشود. گویا آن نوجوان برای نجات دوستش که قبل از وی گرفتار جریان آب شده، خود را در آغوش خطر میاندازد. ظاهراً کسی که این لحظهی دردناک را ثبت کرده، رفیق و همبازی دیگر آن گروه چند نفره است که احتمالاً لنز گوشی خود را جهت ثبت هنرنمایی دوستان خود آماده کرده بوده. اما آنچه ثبت و ضبط شده، برشی از یک تراژدی غمانگیز است؛ تفریح با طعم مرگ!
کودک و نوجوان نیاز به بازی و تفریح و سرگرمی دارند. جسم و جان و روح و روان کودک و نوجوان با تفریح و بازی و سرگرمی، تغذیه میشود، رشد مییابد، بالنده میشود، از بودن و نفس کشیدن و زیستنش کام میگیرد و آرام میگیرد...
گفتنیست که پاکدشت -این شهر شلوغ چند صدهزار نفری در کنار پایتخت- یکی از فقیرترین شهرهای کشور از نظر رفاه اجتماعی و فضای تفریح و تفرج است! کودک و نوجوان پاکدشتی نیاز روحی و جسمی خود به تفریح و تفرج را یا در درون خود میکشد و یا در میان خاکروبهها و کنار کانالهای آب کشاورزی -که از وسط شهر میگذرند و معمولاً بینصیب از بیمبالاتی آدمها نیستند و مدام با چاشنی زبالههای خانگی بوی تعفن میگیرند- ارضا میکند.
نکته جالب توجه اینکه؛ طول کانالهای آب روباز که از وسط شهر و مقابل منازل مسکونی و مغازهها و اماکن عمومی عبور میکنند، بالغ بر ۱۲ کیلومتر است که میتوانند در نبودِ امکانات تفریحی سالم، برای کودکان و نوجوانان، پر جاذبه و در دسترسترین گزینه سرگرمی باشند و البته گاهی هم بیرحم و مرگبار!
خبر در سراسر شهر پیچید اما کسی نپرسید که؛

آن دو نوجوان چرا در حوالی آن کانال مرگبار سرگردان بودند؟ یا چرا چنین مکان پرخطری را برای بازی و تفریح انتخاب کرده بودند؟ بدترین نشانهی رکود و ایستایی در نظام تربیتی این است که خروجیهایش با سازوکار دموکراسی (انتخابات) بر مسند فرصت و قدرت برسند ولی در پوشش منصب و مسئولیت و تحت صیانت نام و عنوان، دست به بزهکاری بزنند.
چرا فضای لازم و کافی برای ورزش و تفریح و بازی و سرگرمی و فعالیتهای علمی و فرهنگی و ادبی و هنری و مهارتی، در محل زندگی مردم دیده نشده و احداث نگردیده است که کودکان و نوجوانان اوقات فراغت خود را عزتمندانه بگذرانند؟
مسئولیت نیاز سنجی، وظیفهی حل مشکلات و رسالت مناسبسازی شاکلهی فیزیکی شهر و بهسازی محیط زندگی بر عهدهی کدام نهاد و سازمان و ارگان است؟
مسئولترین و مردمیترین نهاد مدیریتی و نظارتیِ نزدیک به کف جامعه -که موجودیت خود را مدیون رأی مستقیم مردم است و باید مدافع حقوق کودکان و نوجوانان و پیگیر توسعهی خدمات عمومی و رفاه اجتماعی باشد- کدام است و چرا به درستی انجام وظیفه نمیکند؟
چرا شهر از نظر فضا و امکانات تفریحی و ورزشی و فضای آموزشی و فرهنگی و امکانات رفاهی و... تا این حد فقیر است؟
نقش آموزش و پرورش در غنیسازی اوقات فراغت کودکان و نوجوانان چیست و چرا این نقش، بر زمین مانده است؟
چرا نظام آموزشی، از صحنهی تربیت در اوقات فراغت -به ویژه در ایام تابستان- مطلقاً غایب است؟

چرا نهاد آموزش و پرورش- و مشخصاً مدرسه- دانشآموز را در طول سالتحصیلی به طور کاملاً نیمه وقت -مثلاً صبح تا ظهر یا ظهر تا عصر- میپذیرد و بعد از آن به حال خود رها میکند؟ و مگر همهی والدین و اولیای دانشآموزان متخصص تعلیم و تربیتاند که رسالت و مسئولیت نیمه کارهی مدرسه را بر دوش بکشند به انجام برسانند؟
چرا دستگاه آموزش و پرورش به عنوان تخصصیترین نهاد تربیتی، به غیر از معدود مدارس فقیر و فرسوده و محقرِ پر ازدحام، مراکز و کانونهای دیگری برای جذب کودکان و نوجوانان و پر کردن اوقات فراغت آنان و تأمین نیازهای جسمی و روانیشان و استمرار و تکمیل فرایند آموزش و تربیت ندارد؟
نهادهای ناظر و مسئول چه درکی از حوادث اینچنینی و مسائل موجود در جغرافیای مسئولیت خود دارند و آیا انگیزه و اشتیاق و علاقهای به واکاوی ابعاد مختلف قضایای مربوط به حوزهی وظایفشان را دارند؟ نقش آموزش و پرورش در غنیسازی اوقات فراغت کودکان و نوجوانان چیست و چرا این نقش، بر زمین مانده است؟
شهردار پاکدشت یک روز پس از وقوع حادثهی غمبارِ غرق شدن آن دو نوجوان در کانال وسط شهر (شنبه ۱۸ تیرماه ۱۴۰۱) در پاسخ به مطلب کوتاه یک نشریهی محلی تحت عنوان : « یک حادثه، یک سؤال » . گفته است: « لایحه سرپوشیده کردن کانال های سطح شهر، اردیبهشت ماه سال جاری تقدیم شورای محترم اسلامی شهر شده و در حال نهایی شدن میباشد . »
نکات جالب توجه در سخن شهردار محترم این است که اولاً با وجود قدمت دهها سالهی این کانالهای پر مخاطره در وسط شهر و تکرار مکرر حوادث منجر به خسارات جانی و مالی و گلایههای دائمی شهروندان از بوی تعفن آنها، عمر لایحهیشان هنوز به سه ماه نرسیده است! ثانیاً از دلایل پرسه زدن کودکان و نوجوانان در کنار آن کانالها و فقدان فضای لازم برای بازی و تفریح و سرگرمی و گذران اوقات فراغت، حرفی به میان نیامده است.
مگر انتشار بوی نامطبوع و سقوط کودک و نوجوان و پیر و پیاده و سواره در کانالهای آب و تحمیل خسارتهای جانی و مالی به مردم و انواع خطرات و تهدیدات مربوط به آنها، مسئله امروز و دیروز است که تنظیم لایحهی سرپوشیده کردن آنها، همین اردیبهشت ۱۴۰۱ استارت خورده است؟
اصلاً چرا شورای شهر طی یک دههی اخیر، انجام این مهم را از شهرداری مطالبه نکرده است؟ آیا اعضای شورای شهر-که بعضاً به مدت ۸ سال و حتی با احتساب سابقهی اذنابشان، نزدیک به یک دهه بر صندلی پارلمان شورا تکیه زدهاند- از بوی تعفن منتشره از این کانالها و مصائب ناشی از سقوط خودرو و مردم در آنها و جانباختن کودکان و نوجوانان سرگردان در حوالی آنها و جریحهدار شدن افکار عمومی بیخبر بودهاند؟

حالا یک ماه از زمان غرق شدن آن دو نوجوان بیگناه در کانال آب وسط شهر پاکدشت، گذشته است. آنها رفتند و همچون تمام موارد مشابه خود، به افسانهها پیوستند.
موج خوابید و طوفان ایستاد. حال باید مهتران شهر را با مویههای دردمندان گوش باد. البته به شرطی که مویهای در کار باشد! و دردمندانه باید گفت؛ جایی که نظام تربیتیاش ایستا و راکد است، معتمدیناش خودکامه و بزهکار و جامعهی انسانی اش نیز خمود و خفته و ساکت است. و صدای ناله و مویهای هم به گوش نمیرسد! این وضعیت، آدم را یاد شعر « آخر شاهنامه » از زنده یاد اخوان ثالث میاندازد.

« موجها خوابيدهاند آرام و رام
طبل توفان از نوا افتاده است
چشمههای شعلهور خشكيدهاند
آبها از آسيا افتاده است
در مزار آباد شهر بیتپش
وای جغدی هم نمیآيد بگوش
دردمندان بیخروش و بیفغان
خشمناكان بیفغان و بیخروش
آهها در سينهها گم كرده راه
مرغكان سرشان بزير بالها
در سكوت جاودان مدفون شده ست
هر چه غوغا بود و قيل و قالها
آبها از آسيا افتاده است
دارها برچيده خونها شستهاند
جای رنج و خشم و عصيان بوتهها
پشكبنهای پليدی رستهاند
مشتهای آسمان كوب قوی
واشده ست و گونهگون رسوا شده ست.
يا نهان سيلی زنان يا آشكار
كاسهی پست گدائیها شده ست...
باز ما مانديم و شهر بیتپش
وآنچه كفتارست و گرگ و روبه ست
گاه میگويم فغانی بركشم
باز میبينم صدايم كوته ست...
آبها از آسيا افتاده؛ ليك
باز ما با موج و توفان مانده ايم
هر كه آمد بار خود را بست و رفت
ما همان بدبخت و خوار و بي نصيب
زآن چه حاصل، جز دروغ و جز دروغ؟
زين چه حاصل، جز فريب و جز فريب؟
باز مي گويند: فردای دگر
صبر كن تا ديگری پيدا شود
کاوهای پيدا نخواهد شد اميد!
كاشكی اسكندری پيدا شود »
راستی !
بدترین نشانهی رکود و ایستایی در نظام تربیتی این است که خروجیهایش با سازوکار دموکراسی (انتخابات) بر مسند فرصت و قدرت برسند ولی در پوشش منصب و مسئولیت و تحت صیانت نام و عنوان، دست به بزهکاری بزنند.

آری بزهکاری!
اینکه با انواع شعارها و شگردهای تبلیغاتی و خرج پولهای کلان و مسئلهدار، اصل مترقی انتخابات را تا لبهی پرتگاه انحطاط ببری و گوی سبقت از رقبای دیگر بربایی و اسب مراد را به کرات بر سریر شورا برسانی و قریب یک دهه، صندلی پارلمان را قبضه کنی و مسیر منافع شخصی و قومی و گروهی را هموار کنی و حتی آرزوی کاخسازی در شمال شهر را برای اقوام خود برآورده سازی و برای فرزندان خود تفرجگاه اختصاصی در محوطهی کاخ-ویلاهای منسوبان خود بسازی و اقوام و نزدیکان خود را بر سر سفرهی شهرداری بنشانی و هزینههای گزاف بر هزینههای این نهاد بیفزایی اما برای بهسازی محیط زندگی مردم و مناسبسازی شاکلهی فیزیکی شهر و ایجاد امکانات حدّاقلی برای رفاه و آسایش عمومی و بهبود وضعیت داغان کوچه و خیابان و ساماندهی اوضاع نابه سامان حواشی شهر و ایجاد فضای فرهنگی و ورزشی و تفریحی حدّاقلی برای کودکان و نوجوانان محروم و مظلوم و ایمنسازی محیط زندگی که حدّاقل مرگ جگرگوشههای مردم را رقم نزند، قدمی برنداری، عین بزهکاریست! و آیا این قبیل بزهکاریهای کلان پنهان در ورای اسم و عنوان نباید پیگرد قانونی داشته باشند؟

آیا کسی که به واسطهی خودکامگی و سرگشتگی در میان مطامع متنوع خود، موجبات عسر و حرج و خسران و زیان و حتی مرگ آدمها را فراهم میکند، نباید مورد مواخذه قرار گرفته و حساب پس دهد؟ چرا نظام آموزشی، از صحنهی تربیت در اوقات فراغت -به ویژه در ایام تابستان- مطلقاً غایب است؟
آیا کسی که به آوای وجدان گوش نمیدهد، نباید به دفتر دیوان فراخوانده شود؟
اما بدتر از بزهکاریهای معتمدین پرورش یافته در دامن نظام تربیتی بیرمق و راکد، سکوت سهمگین جامعه در برابر فجایع ناشی از این بزهکاریهاست که به رشد و پایداری بزهکاران ظاهرالصلاح و استمرار بزهکاریهای پنهان در ورای اسم و عنوان کمک میکند. و درد این است که در فقدان نظام تربیتی پویا، آستانهی تحریک و حساسیت بدنهی جامعه نیز چنان بالا رفته که دیگر نه معتمدین بزهکار را پس میزند و نه بر مصائب ناشی از این بزهکاریها اعتراض میکند!
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شرایط و مقدمات حکمراني شايسته (حکمراني خوب ) در صندوق ذخيره فرهنگيان چيست ؟
آسیب شناسی " قیم مآبی " در صندوق ذخیره فرهنگیان با تکیه بر مواد قانون
چکيده گفت و گو :
اولويت اول اعضا محترم صندوق ذخيره فرهنگيان ورود دارايي ها صندوق به بورس يا فرا بورس است که مقدمه تخصيص ارزش مالکانه مي باشد که ( اينجا ) به آن اشاره شد .
در یادداشت « مرور و ياد آوري برخي موارد قانوني با رئيس هيات امنا ي صندوق ذخيره فرهنگيان ؟ لطفأ توجه فرماييد ! » به سه مورد اشاره شد:
خوشبختانه سود منتهي به 31 شهريور 1400 ، بين اعضا زودتر از موعد مقرر توزيع شد که جاي قدرداني و سپاس دارد . امیدواریم تا زمان درج اين گفت و گو شاهد ورود به بورس باشيم که تحقق تخصيص ِ ارزش مالکانه در حال حاضر اولويت اول اعضاي بازنشسته و شاغل صندوق مي باشد.
در ادامه مطالبات اعضا ، انتخاب 6 نفر هيات امنا ، تبصره 1 ماده 10 اساسنامه ( تهيه و ابلاغ آئين نامه براي اولين دوره ) پای بندي مسولين به قانون و اساسنامه مصوب 1400را پيگيري مي کنيم . ( اينجا )
در اين گفت و گو با نگاهي گسترده ، مفاهيم حاکميت شرکتي ، حکمراني شايسته (حکمراني خوب ) ، اصول راهبري شرکتي ، آئين نامه نظام راهبري مصوب 11 / 8 / 1386 ، دستوالعمل حاکميت شرکتي 24 / 4 / 1397 ، فرهنگ يادگيري سازماني ، نوآوري باز و .. سه پيش نويس آئين نامه انتخاب 6 نفر هيات امناء ارائه شده به دفتر وزارت آموزش و پرورش را بررسي مي کنيم تا شرايط اصلاح ساختار موسسه صندوق ذخيره فرهنگيان فراهم شود .
تلاش مي کنيم تا شرايط گذر از قيم مابي حاکم در حال حاضر را معرفي کنيم و شرايط حرکت به سوي مشارکت صاحبان اصلي سرمايه را ترسيم نماييم .
مقدمه
مهدي سورگي : "« ... فرض بر این است تمام فرهنگیان عضو انسان های عاقل و بالغی هستند که می توانند صرفه و صلاح خود را خود تشخیص دهند و نیاز به قیم ندارند » .
در مقدمه با توجه به منابع حقوقي به مبحث " قيم " در قانون مدني ايران مي پردازيم .
قابل توجه رياست محترم هيات امناي صندوق ذخيره فرهنگيان !
ماده ۱۲۱۸ قانون مدنی ( 1 ) برای اشخاص ذیل ، قیم انتخاب می شود:
توضيح : برخي رفتارهاي مسئولين اين احساس را در اعضا به وجود آورده است که مسئولين، قيم اعضا در مديريت سرمايه هاي آنان در صندوق ذخيره فرهنگيان هستند . وقتي قانون اجازه تغيير قيم را مي دهد ، آيا اعضای صندوق نمي توانند قيم هاي خود را تغيير دهند ؟
عدم پیگیری و رسیدگی قیم به امور مالی محجور
در اين تارنما ، يک پرونده واقعي به شرح ذيل مطرح مي شود :
شوهرم 9 ماه هست به خاطر آسیب های زمان جنگ فوت کرده . الان 9 ماه هست که دادگاه انقلاب آبیک تمام حساب بانکی ایشان را بسته و برادر شوهرم که قیم پسرم شده هیچ رسیدگی نمی کند و منزل من الان 9 ماه میشه که منزل آب نداره .بالای ده بار هم درخواست دادم به دادسرا اما این دادگاه پی گیری نمی کند. آیا راهی هست که قیم را عوض کنم یا مجبورش کنم به انجام مسئولیتی که پذیرفته ؟ آیا می توانم خودم با دادسرای سرپرستی صحبت کنم تا اجازه دسترسی به حساب شوهرم را بدهند برای پرداخت هزینه های ضروری ؟
پاسخ کارشناس حقوقی به سوال مطرح شده :
در پاسخ به پرسشی که طرح فرمودید و همچنین در رابطه با عدم پیگیری و رسیدگی قیم به امور مالی محجور باید گفت مطابق بند 5 ماده 1248 قانون مدنی، در صورتی که قیم در اداره ی اموال مولی علیه لیاقت و شایستگی نداشته باشد به حکم دادگاه عزل خواهد شد.
لازم به ذکر است که قانون در مورد پرداخت هزینه های زندگی و انشعابات منزل مسکونی از اموال متوفی ساکت است و در این خصوص راه حل قانونی به نظر نمی رسد مگر اینکه خود معاونت سرپرستی دادسرای مربوطه در این خصوص مساعدت و ارائه طریق نماید.
همان طور که ملاحظه مي کنيد قانون اجازه تغيير قيم نالايق را مي دهد .

خلاصه قسمت هاي قبل :
با وجود نکات بسيار مثبت و مفيد اقدام نجفي در تاسيس موسسه اي کاملأ خصوصي ، متاسفانه ساختاري که محمد علي نجفي از بدو تاسيس صندوق ذخيره فرهنگيان طراحي نموده است مسئولين را قيم اعضا تلقي نموده است که برخي از روساي هيات امنا احساس قيم بودن بيشتر و برخي احساس قيم بودن کمتر داشته اند .
برخي از وزراي آموزش و پرورش در مخالفت با قيم مابي در صندوق خوش درخشيده اند :
موسسه صندوق ذخيره فرهنگيان جزء موسسات غير تجاري است که هدفش جلب منافع مادی و تقسیم منافع مزبور بین اعضاء خود مي باشد .
طبق قانون در کليه موسسات غير تجاري از جمله صندوق ذخيره فرهنگيان بالاترين رکن مجمع عمومي است که متاسفانه رکن مجمع عمومي در بيش از ربع قرن گذشته در صندوق وجود نداشته و وزير آموزش و پرورش قيم اعضا بوده و مي باشد .
اخيرا در شبکه هاي اجتماعي مخصوص فرهنگيان ، به صراحت اشاره شده است که از بهمن 1400 که تيم کارشناسي منتصب خود ِ وزير آموزش و پرورش ورود 20 % دارايي ها را به فرا بورس تصويب نموده اند ، به دليل آنکه مقام محترم وزارات آموزش و پرورش براي ورود به بورس به يقين نرسيده اند امکان ثبت اين دارايي ها در فرابورس قبل از پايان سال 1400( زمان مقرر ) از دست رفته است . تا نگارش اين مطلب هنوز وزير ، براي ورود به فرا بورس به يقين نرسيده و مصوبه کتبي هيات امنا را به مسئولين اجرايي ابلاغ نکرده است .
چرا وزير به نظر مشاوران غير عضو که شايد مخالف منافع اعضا هستند توجه مي کند و با مشاوران عضو صندوق ديدار ندارد و طي 5 ماه به يقين نمي رسد؟
چرا وزير به مشورت با کارشناسان عضو راضي نمي شود و قيم مابي را پيشه نموده است ؟
محاسبه حق مالکانه اعضا در بورس يا فرا بورس ، با معافيت هاي مالياتي بيشتر همراه است ؛ مضاف بر آن شفافيت بورس روي دوم اين سکه با ارزش است که در روش هاي ديگر تعيين ارزش دارايي ها اين شفافيت و خشکاندن ريشه هاي فساد برجسته نمي باشد .
براي ورود به بورس يا حتي فرا بورس شرايطي لازم است که در زمان غندالي فراهم نبود .
با توجه به شرايطي که امروز بر صندوق حاکم است و امکان ثبت نماد در فرا بورس براي بزرگترين هلدينگ صندوق ذخيره فرهنگيان ( هلدينگ پترو فرهنگ ) مهيا شده است ، برخي از کارشناسان با تخصيص ارزش مالکانه به روش هاي قبلي به شدت مخالف هستند .
نقدشوندگی بالا، کاهش ریسک سرمایهگذاری به دلیل ارتقای شفافیت، برخورداری از مالیات نقل و انتقال به میزان 0.5 درصد ارزش معامله در مقایسه با 4 درصد ارزش اسمی در خارج از بورس، نظارت بر فعالیت شرکتها و پاسخ گویی بیشتر مدیران شرکت از جمله مزایایی است که با پذیرش شرکتها در فرابورس ایران نصیب سرمایهگذاران میشود.
به قرار شنيده ها قرار بوده سهام پترو فرهنگ در سال 1400 به جاي عرضه اوليه به عموم افراد ، بخشي از عرضه اوليه هم به اعضاي موسسه صندوق ذخيره فرهنگيان ارائه شود که اين هم يک شرايط ويژه و خاص بود که متاسفانه اعضا از آن محروم ماندند .
در صورت ورود به بورس يا فرا بورس ، اعضاي صندوق بعد از 27 سال بدون نياز به قيم ، میتوانند بازار و شرایط شرکتها را به صورت دقیق بررسی کرده و با خرید و فروش سهام در فرابورس و سرمایهگذاری منطقی، سود و سرمایه خود را افزایش دهند.
اعتبار نامه مجمع عمومي استاني آنان از سوي صاحبان سرمايه صادر شده است که به آنان راي داده اند . به عبارت صحيح تر ان ها نمايندگان شايسته صاحبان سرمايه مي باشند و قيم اعضا نيستند .
در حال حاضر هم بيش از نيمي از اين مجمع عمومي استاني فعال مي باشند و مسائل صندوق خود را رصد مي کنند و راهکار ارائه مي دهند .
براي مبارزه با فساد در اين موسسه بهترين راهکار حکمراني شايسته ( بهرهمندي از کارشناسان عضو صندوق ) است .
در دوره اول انتخابات بر اساس يکي از آئين نامه هاي تقديم شده به دفتر وزير ، شش نفر کنشگر فعال از مجمع نمايندگان استاني و سه نفر هيات امناي منتخب و مستقر ، کارگروه مرکب هيات امنا و مجمع نمايندگان استاني را تشکيل مي دهند که به عنوان نماينده اعضا جاي قيم هاي کنوني نقش آفريني مي کنند .
اگر بخواهيم مکانيزم حاکم بر سرمايه يک ميليون ششصد هزار عضو صندوق يعني قيم مابي را ملغي نماييم شايسته و بايسته است که اعضا يعني صاحبان اصلي سرمايه نيز در تدوين اسناد بالا دستي نقش آفريني نمايند .
زيرا سه منتخب کنوني يا شش منتخب آتي هيات امنا که به همه مباحث مطرح شده در امور حقوقي ، قانوني ، مديريتي، اصول حاکميت شرکتي و ... آشنا و آگاه نيستند .
خرد جمعی یا هوش جمعی، برآیند نظرات گروهی از افراد به جای یک فرد متخصص است.
پژوهشگران بر این باور هستند که هوش جمعی از آنجا برمیآید که افراد گروه تا چه اندازه با یکدیگر همکاری میکنند. برای نمونه، گروههایی که افراد آن را کسانی با « حساسیت اجتماعی » افزون تر تشکیل میدادند دارای خرد جمعی بالاتری بودند.

***
ادامه گفت و گو - قسمت پنجم :
پرسش کننده :
رابطه بين بهره مندي از خرد جمعي و بهبود وضع اقتصادي موسسات غير تجاري چيست ؟
پاسخ دهنده ( 5 ) :
مدیر کل اداره ثبت شرکت ها و موسسات غیر تجاری ایران گفت: خرد جمعی، گفت و گو و تعامل میان ارکان اقتصادی کشورها، بهترین راهکار برای بهبود اوضاع اقتصادی در آنها است و همگرایی و همدلی اعضای اقتصادی جامعه از طریق « قانون اتاق » ، باعث توسعه تجارت قانون مدار می شود.
پرسش کننده :
با توجه به بحث ورود به بورس ، نقش خرد جمعي در بازار سرمايه چيست ؟ حاکمیت شرکتی، شامل مجموعه ای از روابط بین مدیریت شرکت، هيأت مديره، سهامداران و ذی نفعان دیگر است. علاوه بر آن، ساختاری ارائه می کند که از طریق آن، اهداف شرکت، ابزار دست یابی به آن، اهداف و نظارت بر عملکرد شرکت تعیین می شود.
معاملات الگوريتمي را توضيح دهيد .
پاسخ دهنده ( 6 ) :
معاملات الگوریتمی خاصیت اهرمی در بازار ایجاد میکند به عبارت دیگر باعث میشود در شرایط مثبت بازار، شرایط مثبت تشدید شود و در شرایط منفی بازار هم شرایط منفی تشدید شود. اما این سوال که این اهرمها برای بازار سرمایه مفید هستند یا مضر باید گفت که برای بازار مفیدند. چون به هر ترتیب اینها جزئی از بازار هستند و در بازارهای سرمایه پیشرفته دنیا هم وجود دارند و میتوانند به جهت دهی بازار در روزهای منفی و مثبت کمک کنند. اما برخی اوقات نهادهای ناظر و تصمیم گیر مجبور میشوند به هر طریق ممکن جلوی روندی را بگیرند، بنابراین دست به تصمیماتی میزنند که این تصمیمات مشکل اصلیاش این است که در خیلی از موارد خرد جمعی بازار سرمایه در آنها اعمال نمیشود. برای اینکه شرکت ها به حکمرانی خوب شرکتی در دنیای جهانی، که در آن ادراک سرمایه گذاران بین المللی و محلی، به وسیله ساختارهای مدیریت و اعتبار کسب و کار شکل می گیرد، احساس نیاز کنند؛ در چنین محیطی، شرکت ها به جای آن که بنشینند و منتظر تحميل قوانین از سوی نهادهای بیرونی باشند، باید پیشتازانه دستورالعمل های اختصاصی فرهنگ سازمانی خود را طراحی نموده و آنها را فعالاته به اجرا بگذارند.
پرسش کننده :
با توجه به بحث ورود به بورس ، نقش خرد جمعي در بازار سرمايه چيست ؟
شرايط مناسب براي کنسل کردن معاملات الگوريتمي چيست ؟
پاسخ دهنده ( 6 ) :
این تصمیمات بر اساس یک سری اطلاعات محدود، توسط افراد محدود گرفته میشود، بنابراین مشکل اصلی کار اینجاست که تصمیمها بر اساس خرد جمعی و بر اساس کار کارشناسانه نیست.
اگر یک بحث کارشناسی و با مولفههای درست خود اتفاق بیفتد و خروجی آن تصمیماتی مانند این باشد که معاملات الگوریتمی کنسل شود یا حجم مبنا تغییر کند، به عبارت دیگر آن تصمیم نشات گرفته از خرد جمعی بازار سرمایه باشد، باعث میشود که بازار سرمایه و سهامداران هم به آن تصمیم احترام بگذارند و تمکین کنند و خیلی درصدد این نباشند که مخالفتی با آن داشته باشند. اما متاسفانه رویهای که اکنون در کشور ما وجود دارد این است که به فراخور اتفاقات در بازار سرمایه تصمیم گرفته میشود و این تصمیمات از خرد جمعی حاصل نمیشود. این مشکل اصلی است که باعث میشود همیشه در خصوص هر تصمیمی مخالفان و موافقان زیادی وجود داشته باشد. یعنی اگر روزهای منفی بازار باشد تعداد مخالفان بیشتر است چون منفی بازار را به این تصمیم تعمیم میدهند و اگر در روزهای مثبت بازار باشد ممکن است تشویق بیشتری شود چون مثبت بازار را به این تصمیم ربط میدهند.

پرسش کننده :
با توجه به بحث ورود به بورس ، نقش خرد جمعي در بازار سرمايه چيست ؟
بهترين اتفاق براي بازار سرمايه چيست ؟
پاسخ دهنده ( 6 ) :
بهترین اتفاق برای بازار سرمایه این است که تمام اتفاقاتش قابل پیشبینی باشد. حتی اگر میخواهند معاملات الگوریتمی را زمانی که احساس میشود منفی بازار را تشدید میکند، محدود یا کنسل کنند، بگویند اگر فلان اتفاق افتاد یا مثلا اگر ۱۰ روز شاخص ریخت، این تصمیمها به ترتیب اتفاق میافتد. این مساله باعث میشود که بازار سرمایه تکلیف خود را بداند نه اینکه یک روز معاملاتی با یک قوانینی پایان بپذیرد و روز بعد با یک قوانین دیگر معاملات انجام شود. این روند قابل قبول نیست و باید اصلاح شود.
پرسش کننده :
در بالا به حاکميت شرکتي اشاره نموديد . حاکميت شرکتي را تعريف کنيد .
پاسخ دهنده ( 7 ) :
حاکمیت شرکتی، شامل مجموعه ای از روابط بین مدیریت شرکت، هيأت مديره، سهامداران و ذی نفعان دیگر است. علاوه بر آن، ساختاری ارائه می کند که از طریق آن، اهداف شرکت، ابزار دست یابی به آن، اهداف و نظارت بر عملکرد شرکت تعیین می شود.

پرسش کننده :
پاسخ دهنده : ( 7 با کمي تغيير ) :
نظارت بیانگر این مورد است که سهامداران مسئولیت پاره ای از تصمیمات شرکت را به هیاتي منتقل می کنند ؛ یعنی کسانی که در هنگام تصمیم گیری برای انتخاب مجدد اعضای آن هیات ، در جلسات سالانه بعدی، عملکردشان بررسی و نظارت می شود.

پرسش کننده :
اين پاسخ شما افکار را به سمت مجمع عمومي استاني معرفي شده از سوي مطالبه گران مي برد . خرد جمعی، گفت و گو و تعامل میان ارکان اقتصادی کشورها، بهترین راهکار برای بهبود اوضاع اقتصادی در آنها است و همگرایی و همدلی اعضای اقتصادی جامعه از طریق « قانون اتاق » ، باعث توسعه تجارت قانون مدار می شود.
پاسخ دهنده :
کاملأ صحيح مي فرماييد ولي نياز به اصلاح جزيي ولي بسيار مهم دارد :
مفهوم نظارت در حاکميت شرکتي بر عهده منتخبين سهامداران ( يا مجمع عمومي استاني ) است که در جلسات سالانه بعدي نياز به راي اعضا يا سهامداران دارند .
مجمع عمومي استاني 83 نفره از دل مبارزه با قيم مابي بطحایی متولد شده که از اعضاي سرتاسر کشور راي گرفته اند . پس مجمع عمومي استاني بالاترين رکن موسسه تا تشکيل مجمع عمومي کل و يکپارچه است .
پرسش کننده :
پاسخ دهنده ( 7 ) :
پرسش کننده :
بند اول پاسخ دلايل اصلي موضوع حاکميت شرکتي (برای آموزش عمومی و ارتقای درک بهتر از اصول حاکمیت شرکتی ضروری است. ) ضرورت تقويت نگاه تخصصي مجمع عمومي استاني را برجسته تر مي نمايد . اين چالش چگونه برطرف مي شود ؟
پاسخ دهنده :
پيش نويس آئين نامه انتخاب 6 نفر هيات امنا مطالبه گران ، سازمان انتخابات با ارکان و تشکيلات با چارت سازماني ذيل طراحي نموده است . با اهداف سازمان اين وظيفه مهم و خطير را مشخص نموده است .

پرسش کننده :
اهداف سازمان انتخابات در پيش نويس آئين نامه مطالبه گران چگونه تعريف شده است ؟
( گفت و شنود ادامه دارد )
* بخش سوم
منابع :
1- آرشیو سوالات حقوقی از وکلای دادگران ( 1 ) تاریخ انتشار: دوشنبه 01 آذر 14002. تارنماي ثبت فکر برتر
3- تعريف خرد جمعي از ويکي پديا
4- تعريف خرد جمعي از ويکي پديا
6- دنياي اقتصاد لزوم تصميم گيري بر اساس خرد جمعي
8- شرکت سرمايه گذاري گروه توسعه ملي ( سهامي عام ) حاکميت شرکتي و کميته هاي تخصصي
9- آئين نامه نظام راهبردي شرکتي مصوب 11/8/1386 سازمان بورس و اوراق بهادار تهران
10- دستورالعمل حاكميت شركتي شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ايران
13- استراتژي باز ( Open Strategy ) چيست ؟
19- «نوآوری باز» چیست و چرا به یک ضرورت تبدیل شده است؟
20- مقاله حاکميت شرکتي ، حمايت از سهامداران
21- حکمرانی خوب با استقرار حاکمیت شرکتی
22- تکرار مطالبات فرهنگیان در دیدار اختصاصی عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران با وزیر آموزش و پرورش
23 - ويکي پديا : حکمراني خوب يا حکمراني مطلوب
28 .فصلنامه سياستهاي راهبردي و کلان مقاله
تأثیر شفافیت سود بر هزینه سرمایه و بازده اضافی (مطالعه موردی: شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران)
چند ماه پیش بود که یادداشتی برایش فرستادم. پاسخ داد : « سلام، من از روزنامه رفتم ... اما یادداشت شما حتما چاپ میشود و ... » .
گرچه در آن روزها دست کم از دو خبرنگار دیگر چنین چیزی را شنیده بودم اما باز علت را جویا شدم. پاسخش این بود: « فشار کار، تهدید به تعدیل، تبعیض، رعایت نکردن حق مسلم خبرنگار، عدم شایسته سالاری .... و بسیاری موارد دیگه که موجب شد من و خانم فلانی رفتن را به ماندن ترجیح دهیم » .
چند ماه گذشت و به پاس همکاریهای گذشته باز به ایشان پیام دادم : « جسارتا میخواستم بدانم جایی مشغول هستید؟ امیدوارم که مشکلات حل یا دست کم کاهش پیدا کرده باشه. شما از خبرنگاران پر تلاش و فرهیخته و حرفهای در گستره خبرهای اجتماعی هستید. امیدوارم جامعه رسانهای کشور از این توانایی بیبهره نماند » . پاسخ داد: «ممنون از لطفی که همیشه به من داشتید، اگه منظورتون رسانهست، نه، چون آنقدر برخوردهای بد دیدم که یجورایی زده شدم. از شما چه پنهون زندگی خرج داره، گرونی بیداد میکنه. برخی روزنامه ها نه تنها آدم رو از نظر مالی حمایت نمیکنن، بلکه با بردهانگاری بیشترین توهین ها هم نثارت میشد! ...»
چند سالی است که به فراخور کنشهای صنفی- آموزشی، با گروهی از خبرنگاران – به ویژه در حوزه اجتماعی- در ارتباط هستم. گرچه خبرنگاری نیز مانند هر شغل دیگر دغدغههایی مانند اقتصاد و بحران دستمزد، بیمههای ناکارآمد، امنیت شغلی و سست یا نبود نهادهایی قدرتمند برای دفاع از آنها، فشارهای جسمی و روحی ... را دارد اما به دو دلیل دیگر و گستردهتر، بیشتر خبرنگاران فشار چندین برابری را تحمل میکنند. نخست حساسیت حرفهای آنها و فشارهای سیاسی و گاه امنیتی؛ که این حرفه را به استرسزاترین شغل در کشور بدل کرده است. دوم بحران شمارگان و افت فروش در دکهها به دلیل بی انگیزگی شهروندان برای خرید روزنامهها و مجلهها و ... که ریشهاش گسترش رسانههای مجازی و سرعت انتشار خبر و البته گسترش دسترسی آسانتر و تا اندازهای بدون سانسورِ شهروندان به خبرهاست؛ شاید با نگاهی ژرفتر هر دو موضوع در جایی به هم میرسند!
اما نکته آزاردهنده دیگر درباره خبرنگاران آموزشی. بر خلاف اثرگذاری واقعیِ حوزه آموزش در جهان نوین این گسترده در ایران کمتر مورد توجه جامعه و فرادستان و روشنفکران و اندیشمندان و ... است. یکی از پیامد این کم توجهی، کمتر دیده و شنیده شدن خبرنگاران آموزشی نسبت به خبرنگاران دیگر گسترههاست! این دوستان برخلاف تلاشهای طاقت فرسا و ارزشمندشان همچنان در اولویتهای واپسینِ حرفه روزنامهنگاری قرار دارند و حتی برای گذران زندگی خویش نیازمند تلاشهای چندین برابری و البته تحملِ تبعیضهای گوناگوناند؛ گرچه بخش مهمی از گرفتاریهای خبرنگاران از جمله نبودِ امنیت شغلی و کمی دریافتی و بی توجهی به جایگاه این حرفه و ... کلی بوده و همه خبرنگاران را بر می گیرد!
به هر روی امروز، روزِ خبرنگار است و روزِ گرامی داشت یکی از اثر گذارترین حرفهها در جهان نوین. به عنوان یک کنشگر صنفی- رسانهای به خاطرِ تلاشهای ارزنده همه این عزیزان سپاسگزارم و امیدوارم روزهایی در راه باشد که همه آنان در سایه امنیتهای گوناگون بتوانند به حرفه اثر گذار خود بپردازند؛ چرا که خبرنگاران گوشها و چشمهای جامعهاند و هر جامعهای برای زیستی بهتر و بالندهتر نیازمند گوشهایی تیز و چشم هایی بیناست.

کانال آموزش و اندیشه
گروه گزارش/

« صدای معلم » گزارشی را در تاریخ 21 مهر 1397 با عنوان : « عملکرد دستگاههای دولتی در سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام شد ؛ وزارت آموزش و پرورش در پاسخ گویی نمره قبولی نگرفت ؟! » ( این جا ) منتشر کرد .
در این گزارش آمده بود :
« به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، بر اساس این گزارش، سازمان انرژی اتمی، وزارت جهاد کشاورزی و وزارت نفت به ترتیب با 8، 9 و 14 روز به عنوان دستگاه هایی با کمترین زمان پاسخ گویی و سازمان برنامه و بودجه، جمعیت هلال احمر و وزارت ورزش و جوانان به ترتیب با 184، 164 و 116 روز به عنوان دستگاه هایی با بیشترین زمان پاسخ گویی معرفی شده اند. یوسف نوری وزیر آموزش و پرورش در نشست با خبرنگاران در « باشگاه فرهنگیان » در 20 بهمن 1400 قول داده بود که دستور العمل و یا بخشنامه ای با محتوای « ارتباط با رسانه » صادر کند .
همچنین بر این اساس بنیاد شهید و امور ایثارگران، وزارت امور خارجه و معاونت علمی و فن آوری ریاست جمهوری بالاترین درصد پاسخگویی و وزارت ورزش و جوانان، وزارت آموزش و پرورش، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیز پایین درصد پاسخ گویی را داشته اند.
بر اساس اعلام این کمیسیون، وزارت کشور، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بیشترین تعداد پاسخ به درخواست های ارائه شده در سامانه و وزارت امور خارجه، معاونت علمی و فن آوری ریاست جمهوری و سازمان انرژی اتمی با توجه به تعداد درخواست های ثبت شده، کمترین درصد نارضایتی از پاسخ ها را داشته اند.
همچنین بیشترین زیر مجموعه فعال در سامانه نیز متعلق به وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری، وزارت کشور و سازمان حفاظت محیط زیست است.
سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات در تیر ماه 96 و با حضور وزرای وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اطلاعات و فن آوری ارتباطات راه اندازی شد » .

« صدای معلم » به صورت رسمی و مستند تاکنون گزارش ها و مطالب متعددی را در نقد عملکرد روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش منتشر کرده و ضمن تاکید بر پاسخ گو بودن و مسئولیت پذیری همه مدیران و مقامات در این وزارتخانه مادر از « انفعال » و « روزمرگی » مسلط انتقاد کرده است .
در نشست رسانه ای که با حضور رئیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور در تاریخ 22 خرداد 1401 برگزار شد ؛ « مدیر صدای معلم » در آغاز سخنان خود از این وضعیت به شدت انتقاد کرده چنین گفت : ( این جا )

« هر کسی خودش برای خودش جایگاه ایجاد می کند .
« رسانه » رکن چهارم از ارکان تعلیم و تربیت است مهم تر از آن رکن چهارم « دموکراسی » هم هست و مهم تر و این نقشی است که همیشه مغفول مانده است . شاید تنها در دوران وزارت « محمد بطحایی » بود که ایشان و تیم روابط عمومی با مدیریت « مرتضی نظری » نشستی درخور و مناسب با شان رسانه و خبرنگاران برگزار کرد و آن شبی به یاد ماندنی برای رسانه ها شد .
سخن نخست من به نوعی تذکر به وزارت آموزش و پرورش و مسئولان آن در حوزه ها و سطوح مختلف آن است .
چرا برخی از دوایر ستادی و نهادها و سازمان های مستقر در این وزارتخانه از برگزاری نشست رسانه ای طفره می روند ؟
جاهایی مانند صندوق ذخیره فرهنگیان ، مرکز برنامهریزی منابع انسانی و امور اداری ، اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران ، سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان ، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، معاونت حقوقی و امور مجلس ، دانشگاه فرهنگیان ، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی ، ستاد همکاری های حوزه علمیه و آموزش و پرورش ، معاونت برنامه ریزی و توسعه ، انجمن مرکزی اولیا و مربیان ، مرکز امور بین الملل و مدارس خارج از کشور ، اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات ، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ، سازمان مدارس و مراکزغیر دولتی و توسعه مشارکت های مردمی و...
اساسا آیا در وزارت آموزش و پرورش میان مدیر پاسخ و غیرپاسخ گو تفاوتی هست ؟
چرا وزیر آموزش و پرورش در این مورد به مدیران غیرپاسخ گو تذکر نمی دهد و عذرشان را نمی خواهد ؟
وضعیت هم طوری نیست که بخواهند مانند سابق کرونا را بهانه کنند .
امیدوارم که مساله ترس از رسانه ها نباشد ». در دوره وزارت « محسن حاجی میرزایی » با وجود تعریف و تمجید بسیار از رسانه ها و خبرنگاران اما ایشان حتا به خود زحمت نداد به مناسبت روز خبرنگار نشستی با خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش بگذارد و با آنان فارغ از قید و بندها و محدودیت های اداری به « گفت و شنود » بپردازد .
البته رئیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور در پاسخ به این انتقاد صدای معلم عنوان کرد که همه ی ما پاسخ گو هستیم ...
همه باید پاسخ گو باشند . هم به مردم . هم به دانش آموز » .
اما به نظر می رسد که این اظهار نظرها در حد « حرف و شعار » بوده و وزارت آموزش و پرورش عزم و برنامه ای برای پاسخ گو بودن در برابر عملکرد خویش را ندارد .
در گزارشی که « صدای معلم » به تاریخ هشتم مرداد 1410 منتشر کرد هم چنین مطرح کرد : ( این جا )
«مدت هاست که نشست های رسانه ای در این وزارتخانه تعطیل شده البته نه به بهانه « کرونا » که پیش تر توسط مسئولان و مدیران بیان می شد اما به نظر می رسد که روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش همچون بسیاری از بخش های این وزارتخانه برنامه ی مشخصی برای بهبود و نوآوری در امور مرتبط ندارد و کارها همچنان بر مدار « روزمرگی » می چرخد .
فرد و یا نهادی هم مدیران این بخش را به سبب وضعیت موجود مورد پرسش و یا بازخواست قرار نمی دهد . « صدای معلم » به صورت رسمی و مستند تاکنون گزارش ها و مطالب متعددی را در نقد عملکرد روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش منتشر کرده و ضمن تاکید بر پاسخ گو بودن و مسئولیت پذیری همه مدیران و مقامات در این وزارتخانه مادر از « انفعال » و « روزمرگی » مسلط انتقاد کرده است
پیش تر و به ویژه در زمان وزارت فانی اگر انتقادی از یک معلم در صدای معلم منتشر می شد مسئولان مربوطه احساس مسئولیت کرده به تکاپو می افتادند و مساله را تا حصول نتیجه مورد بررسی قرار می دادند .
البته هیچ فرد و نهادی هم برای این وضعیت نه توضیحی می دهد و نه عذرخواهی می کند » .
در دوره وزارت « محسن حاجی میرزایی » با وجود تعریف و تمجید بسیار از رسانه ها و خبرنگاران اما ایشان حتا به خود زحمت نداد به مناسبت روز خبرنگار نشستی با خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش بگذارد و با آنان فارغ از قید و بندها و محدودیت های اداری به « گفت و شنود » بپردازد .
شاید تنها در دوران وزارت « محمد بطحایی » بود که ایشان و تیم روابط عمومی با مدیریت « مرتضی نظری » نشستی درخور و مناسب با شان رسانه و خبرنگاران برگزار کرد و آن شبی به یاد ماندنی برای همه ی رسانه ها شد . ( این جا )
یوسف نوری وزیر آموزش و پرورش در نشست با خبرنگاران در « باشگاه فرهنگیان » در 20 بهمن 1400 قول داده بود که دستور العمل و یا بخشنامه ای با محتوای « ارتباط با رسانه » صادر کند . ( این جا )
نوری نه تنها به وعده ی خود عمل نکرده بلکه نشست های رسانه ای را هم در این وزارتخانه عملا تعطیل کرده است .

از « یوسف نوری » به عنوان وزیر آموزش و پرورش دولت انقلابی انتظاری نمی رود که « روز خبرنگار » را تبریک گفته و یا آن را گرامی بدارد .
« صدای معلم » ضمن تبریک هفدهم مرداد به مناسبت « روز خبرنگار » به همه خبرنگاران آگاه ، شجاع و مسئولیت پذیر در حوزه آموزش تنها درخواستی که دارد آن است که ؛
فقط وزیر آموزش و پرورش و تیم روابط عمومی شان با استناد به گزارش سال 1397 ؛ جایگاه خود را در حوزه « پاسخ گویی » و « مسئولیت پذیری » برای افکار عمومی شفاف سازی کنند .












پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

جناب آقای رضا قاسم پور
همکار فرهیخته و خبرنگار محترم صدای معلم
اطلاع یافتیم برادر گرامی تان بر اثر عارضه ی « سرطان » به دیار باقی شتافته است .
با کمال تاسف و تاثر این واقعه ی تلخ را به شما و خانواده محترم تسلیت عرض می کنیم .
پایان پیام/