19 ام مهرماه کله سحر به جای مدرسه در انبار کتاب ناحیه چادر زده ام . یک ساعت و اندی است صف کتابم . نوبت که به ما رسید آسمان تپید و اینترنت قطع شد ! زنگ مراجعان و منتظران مهر و امضا مدرسه مجبورم می کند از خیر صف و کتاب گذشته و زنبیل برای ظهر پهن کنم.
ساعت 5/ 1 دوباره به گاز خود را به صف کتاب می رسانم ؛ بالای ده نفر قبل از من نوبت گرفته اند . بالاخره حوالی ساعت چهار موفق به دریافت سی دست کتاب جا مانده ها می شوم تا کتابها را از انبار تحویل و در مدرسه تفکیک کنیم ، ناهار و شامم یکی می شود.
این تقریبا برنامه دو ماهه شهریور و مهر مدیران در مدارس کشور در درگیری با مقوله ثبت، تحویل و توزیع کتاب به دانش آموزان ماست.
یکی از خصوصیات سال های اخیر این است که تقریبا روزی یافت نمیشود که مدیریت و کارکنان مدارس از سوی خانوادهها متهم به سهل انگاری، بی کفایتی و قصور در توزیع کتب درسی دانش آموزان نشده و مورد عتاب و خطاب رسانه ها، مسئولین بالادستی و جامعه قرار نگیرند.
جالبترین بخش ماجرا آنست که به دلیل ارسال قطره ای کتابهای درسی به مراکز توزیع مجبور باشی روزانه با اجاره وانت و اسیر کردن یکی دو نفر به مراکز توزیع کتب سرک بکشی و بعد از ساعتها علافی در صفوف طولانی، چند ده کتاب دریافت کنی تا مبادا از قافله پخش عقب بمانی!
ثبت الکترونیکی کتاب و باقی ماجرا
چند سالیست بار توزیع کتب درسی مدارس از مسیر ثبت در سامانه کتب امکان پذیر گردیده است. بدین ترتیب که قبولین خردادماه در مراجعه به ثبت نام برای پایه بالاتر موظف به ثبت الکترونیکی کتاب با کد ملی دانش آموز (ثبت انحصاری) مواجه شدند.
آموزش و پرورش در ادامه تحقق دولت الکترونیکی ، ثبت برخی از کتب دانش آموزان را به دو صورت ثبت گروهی توسط مدارس مربوطه و همچنین ثبت شخصی تکلیف نمود.
لذا عملا ثبت کتب دانش اموزان لزوماً از مسیر ثبت در سامانه کتب (گروهی یا انفرادی) انجام پذیر است.

مزایا و معایب ثبت الکترونیکی کتاب
دریافت کتب مدارس از مسیر سامانه الکترونیکی داری مزایا و معایب جدی است:
از مزایای احتمالی واگذاری الکترونیکی کتاب می توان به حداقل رسیدن اسراف کتاب و همچنین درگیر و وادار کردن خانواده ها به کسب سواد لازم برای دریافت الکترونیکی کتاب اشاره نمود.
از مهمترین مشکلات پخش الکترونیکی کتاب می توان به جدی نگرفتن ثبت در سامانه کتب و عادت داشتن خانواده به دریافت سنتی کتابها اشاره نمود. بسیاری از خانواده ها به دلیل فقدان آشنایی لازم و نتیجتا عدم ثبت به هنگام در سامانه کتب، هم خود و هم مسئولین مدارس را دچار دردسری تمام نشدنی کردهاند.
کتابهایی که مهر ندارند
هر ساله مسئولین آموزش و پرورش اوایل تابستان خبر از واگذاری کتب دانش آموزان در نخستین روزهای شهریور میدهند ولی در صحنه عمل امسال در پایان هفته سوم مهرماه هنوز بخشی از کتابهایی که حتی به موقع ثبت سفارش شده اند، به استانها و به تبع آن به دست دانش آموز نرسیده و تاسف آورتر آن که کجایی و چرایی داستان را کسی پاسخ گو نیست.
مشکلات ثبت و دریافت کتاب برای قبولین شهریور و پس از آن دوچندان شده است.
مشکلات عمومی پخش کتاب در کشور
اساسنامه شرکت تعاونی توزیع کنندگان کتاب، کتاب را به پنج دسته تقسیم کرده است: پرفروش، کند فروش، غیرقابل فروش، ارزشمند ولی بد فروش و تولید فکر جدید.
نتیجه منطقی این تقسیم بندی، فروش بالای کتاب های نوع اول، بازگشت سرمایه اگرچه طولانی مدت کتاب های نوع دوم، فروش بد نوع سوم و فروش سخت ولی قابل تامل نوع چهارم و پنجم است. کتاب های کند فروش اگر چه دیر به فروش می رسند اما ناشر، کتابفروش و موزع درباره آنها ذهنیت منفی ندارند. اما کتابهای غیرقابل فروش به خاطر نداشتن بار فرهنگی و تکنیکی و فقدان استانداردهای لازم بیشترین مشکل را در روند فروش به خود اختصاص داده اند.
حال سوال اینجاست که مشکل پخش و توزیع کتب درسی در کدام یک از پنج دسته مذکور میگنجد؟
به نظر می رسد اساسا مشکل توزیع کتب درسی آموزش و پرورش متفاوت از مشکلات عمومی پخش و توزیع کتب غیر درسی است.

عمده مشکلات شاید در دو گروه بزرگ زیر قابل تفکیک باشد:
الف_ فقدان فرهنگسازی لازم بین خانوارهای ایرانی:
هنوز هم بخش قابل توجهی از مردم اعتقاد و اعتماد چندانی به دولت الکترونیک و لوازمات و اقتضائات آن ندارند. شایسته بود آموزش و پرورش با تهیه تیزرها و برنامههای تلویزیونی از اردیبهشت ماه، خانواده ها را با مقوله ثبت الکترونیکی کتاب درگیر کرده و آموزش های لازم را عرضه مینمود.
ب_ نارسایی و مشکلات جدی مدیریتی در پروسه تولید، تکثیر و پخش کتاب:
این بخش نیز مشکلات خاص خود همچون ناهماهنگی بین بخشی را داراست. با اینکه نسخ الکترونیکی کتب قابلیت دانلود دارند، ولی مخاطبان پیر و جوان آموزش و پرورش همچنان به نسخ کاغذی چشم دوختهاند.
حرف آخر:
آموزش و پرورش از اردیبهشت ماه بر طبل ثبت کتب کوبیده و با جذب میلیاردها تومان پول مردم نهایتا در پایان مهرماه نیز پاسخ گوی پروسه معیوب ثبت و توزیع کتب دانش آموزان نبوده و عملا مدیران مظلوم خود را در سیبل حملات افکار عمومی و جامعه هدف قرار می دهد.
سوال بی جواب اینست که چرا برای پخش کتاب از نهادهای مرتبط و تخصصی چون پست و بخش خصوصی استفاده نمی شود؟!
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

ماده ۱۴۳ از آیین نامه جدید اجرایی مدارس (مصوب ۱۴۰۰) مصوب چهل و یکمین (۴۱) جلسه کمیسیون معین شورای عالی آموزش و پرورش به تاریخ 10 / 5 / 1400 اذعان می دارد :
« حداکثر ۲ ساعت از ساعات موظف هفتگی معلمان به مطالعه، پژوهش، بازآموزی، به روزآوری دانش تخصصی و مهارت های حرفه ای، تبادل اطلاعات و تجارب با دیگران، تعامل با دانش آموزان و اولیای آنان و انجام سایر فعالیت های مرتبط با تعلیم و تربیت در مدرسه، اختصاص دارد. مدیر مدرسه می تواند با توجه به شرایط مدرسه، این فرصت را برای کارکنان مدرسه فراهم آورد » . آیا اصلا و اساسا بودن و یا نبودن چنین نهادهای نظارتی تاثیری در بهبود و سلامت دستگاه ها اداری و دولتی دارد ؟
پرسش « صدای معلم » از وزارت آموزش و پرورش آن است که برای سال تحصیلی جدید واقعا و در عمل چه تمهیدات و برنامه هایی را برای اجرای این ماده قانونی تدارک دیده است ؟
در برنامه های یوسف نوری هنگام ارائه به مجلس شورای اسلامی در بخش « راهبرد » چنین آمده است :

« ارتقای توانمندی و انگیزه نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش به ویژه معلمان به عنوان نیروی فکری و فرهنگی جامعه » .
مطابق ماده یک از قانون تشکیل شورای عالی آموزش و پرورش یکی از وظایف مهم این شورا « نظارت بر حسن اجرای مصوبات » است .
پرسش « صدای معلم » از شورای عالی آموزش و پرورش و دبیر کل آن است که آیا نظارتی بر مصوبات خود در حوزه اجرا و عملیات دارد و یا آن فقط قانون تصویب می کند بدون آن که تضمین اجرایی داشته باشد ؟
و آیا چنین وضعیتی تا کی باید ادامه داشته باشد ؟

مجلسی که خود را « انقلابی » می نامد - هر چند پس از گذشت بیش از دو سال از تشکیل آن هنوز مفهوم ، کاربرد و فایده چنین صفات و واژه هایی حداقل برای معلمان مشخص و شفاف نیست - چه نظارتی را بر وزارت آموزش و پرورش و عملکرد وزیر آن حداقل برای برنامه ها و حرف هایی که در مجلس زده است اعمال می کند ؟
آیا اصلا و اساسا بودن و یا نبودن چنین نهادهای نظارتی تاثیری در بهبود و سلامت دستگاه ها اداری و دولتی دارد ؟
بدون تردید ، ریشه عمده ی نارضایتی های جامعه به ناکارآمدی و ضعف در بخش نظارت بر اجرای قوانین باز می گردد .

پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
یکی از جنبههای مهم تربیت که در نظام آموزش و پرورش کشور اهمیت دارد، تربیت دینی است. تربیت دینی ناظر بهتمامی جوانب زندگی دنیوی و اخروی انسان است. بر همین اساس، مسئله این پژوهش آن است که علیرغم اهمیت تربیت دینی، نسبت به تبیین مؤلفههای تربیت دینی بر اساس اهداف ساحتهای ششگانه سند تحول بنیادین، پژوهشی صورت نگرفته است. این پژوهش با روش تحلیلی و قیاس عملی، درصدد تبیین مؤلفههای تربیت دینی بر اساس اهداف مندرج در متن سند فلسفه تربیت جمهوری اسلامی ایران و ساحتهای ششگانه تربیتی است که این ساحتها عبارتاند از: ساحت تربيت اعتقادي، عبادي و اخلاقی، ساحت تربيت اجتماعي و سياسی، ساحت تربيت زيستي و بدني، ساحت تربيت زیباییشناختی و هنری، ساحت تربيت اقتصادي و حرفهای، ساحت تربيت علمي و فنآوری.
یافتههای پژوهش بیانگر آن است که مؤلفههای گوناگونی را میتوان در زمینه تربیت دینی استنتاج نمود که عبارتاند از: هویت دینی، انتخاب آگاهانه، تلاش برای ارتقای معنوی، خودشناسی، حفظ کرامت و عزتنفس و... است. اصولی که برای تبلیغ در مراکز مذهبی استنتاج شده، عبارتاند از: اصل آگاهیبخشی، اصل ارتباط سازنده با جوانان، اصل تناسب و اعتدال با نیازهای جوانان، اصل محبت و اصل تدریج.
از دیرباز، تربیت انسان و چگونگی دستیابی او به کمال، از همواره موردعلاقة هر اندیشمند و نظریهپرداز بوده است (هاشمی اردکانی، 1388، 162). تربیت از نظر لغوی، به معنای پروردن، پروراندن، پرورش دادن، ادب و اخلاق به کسی یاد دادن (عمید، 1362، 311)؛ همچنین علاوه بر معانی، تربیت این به معنای بارآوردن است (مطهری، 1366).
اتحادیة بینالمللی آموزش و پرورش، تربیت را فراهم کردن رشد کامل تواناییهای هر شخص بهعنوان فرد و نیز بهعنوان جامعهای مبتنی بر همبستگی و تعاون دانسته است. تربیت از تحول اجتماعی جداییناپذیر بوده و یکی از نیروهای تعیینکنندة تحول است؛ بنابراین هدف تربیت و روشهای آن باید بهطور دائم با پیشرفت شناخت کودک، انسان و جامعه که حاصل علم و تجربه است، مورد بازنگری قرار گیرد (میالاره[3] و ژان،1370). شهید مطهری، تربیت را پرورش دادن و به فعلیت رساندن استعدادها و ایجاد تعادل و هماهنگی میان آنها میداند تا از این راه، متربی به حد بالای کمال (شایستة خود) برسد (مطهری،1371، 90). این تعاریف در عین تعدد، در این جهت توافق دارند که تربیت، مجموعة تدابیر و روشهایی است که برای به فعلیت درآوردن ابعاد گوناگون انسان به کار گرفته میشود (شعارینژاد، 1376 و شریعتمداری، 1386). با توجه به این تعریف، مربی باید ابعاد انسان را بشناسد تا بتواند جریان تربیت را بر اساس سرشت و فطرت او انجام دهد (مزینانی، 1382).
از سوی دیگر، بنابر نظر علمای دینی و صاحبنظران، دین، نوعی زندگی است و تربیت دینی، فرآیندی است که آدمی را برای نحوه خاصی از حیات (به تعبیر علامه جعفری، حیات معقول) مهیا میسازد (حسینی، 1379، 189). این نحوه زندگی، بر مبنای اصول، قواعد و راهبردهای از پیش تعیینشدهای شکل میگیرد که از طریق دین، عقاید و شریعت به آدمی عرضه شده است.
مروری بر مفاد متون دینی و فرهنگی، ما را با این واقعیت غیرقابل انکار روبهرو میسازد که دین (اسلام)، یک پدیده جهانی است و در تجربه تاریخی خود همواره برای جهانی شدن کوشیده است و امروزه نیز دیندارن و پیروان آئین حنیف اسلام باید برای جهانی شدن آن بکوشند. آیات قرآنی بهصراحت یا بهصورت غیرمستقیم از جهانی بودن رسالت پیامبر (ص) و محدود نبودن آن به عصر مشخصی سخن گفته و نگاه جهانی دین را حکایت کرده است (انبیاء/ 107).

از سوی دیگر تبلیغ دین، به معنای رساندن پیامهای خداوند به بندگان در مرحله نخست برعهده پیامبران و اوصیاء آنان و در مراحل بعد بر دوش عالمان دین گذاشتهشده است. بر اساس زمینهای که تبلیغ در اختیار عالمان دین میگذارد، آنان نیز میتوانند با بهره گرفتن از بسترهای سنتی همچون مساجد یا بسترهای نوین همچون فضای سایبری، تعالیم دینی در زمینههای مختلف را در اختیار جهانیان قرار دهند.
نگاهی به آنچه در متون دینی درباره تبلیغ انعکاس یافته، نشان میدهد که تبلیغ دین در آشنایی مردم با آموزههای دینی و تحکیم باورها و ارزشها نقش بسیار اساسی ایفا میکند. قرآن، بهترین و برترین سخن را دعوت به سوی خداوند میداند: «وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِّمَّن دَعَا إِلَى اللهِ وَعَمِلَ صَلِحًا و قَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ»؛ (و کیست خوشگفتارتر از آنکس که بهسوی خدا دعوت نماید و کار نیک کند؟ و گوید: «من [در برابر خدا] از تسلیمشدگانم».
چنانکه خداوند بهصورت مکرر اعلام فرمود که ابلاغ، اصلیترین مسؤولیت پیامبران است؛ بهعنوان نمونه در سوره مبارکه مائده چنین آمده است: «وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ»؛ (و اطاعت خدا و اطاعت پيامبر كنيد و [از گناهان] برحذر باشيد، پس اگر روى گردانديد، بدانيد كه برعهده پيامبر ما، فقط رساندن [پيامِ] آشكار است).
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ماه پیش وزیر آموزش و پرورش در اجلاسیه ای در مشهد با شعار رتبه بندی معلمان مطالبه گرِ حاضر در گردهمایی (معترض به سقوط آزاد معیشتی و هبوط منزلتی)، هو شده و مجبور به ترک جلسه گردید.
هفته پیش مشاور مدیر کل آموزش و پرورش استان البرز و هیات همراه توسط دانش آموزان مدرسه دولتی دخترانه صدر هو شده و به بیرون از مدرسه هدایت شدند و...
این دو حادثه ظاهرا ساده را می توانیم با تجاهل یک اتفاق نامیده و ساده از کنارش عبور کنیم. در حالی که این دو واقعه نشان از عمق نارضایتی دو ضلع اصلی آموزش و پرورش (دانشآموزان و معلمان) از ناکارآمدی و پلشتی وضعیت فعلی دستگاه تعلیم و تربیت جاری و رهای ماست.
اگر متولدین قبل از انقلاب را x و متولدین ۵۷ تا نیمه هفتاد را y بنامیم ؛ آنگاه متولدین نیمه هفتاد تا نود z خواهند بود. به باور « مهدی تدینی جامعه شناس » نسل زد z (زومرها - نسل سوم انقلاب) « گسل نسلِ شناختی » هستند و به گفته نشریه « صبح صادق » یکی از بزرگترین تهدیدات امنیتی سیاسی در نسل زد نهفته است و البته این روزها شاهد بیدار شدن گسل « سنت و مدرنیته » و نزاع زومرها با هنجارها و ارزش های جامعه سنتی و آموزش و پرورش ایدئولوژیک جاری هستیم.

ویژگی های نسل z:
زومرها حاوی ویژگی های منحصر به فردی در جامعه پذیری، روانشناختی، سلطه پذیری، پرسشگری، آزادمنشی، سیاسی شدن و... هستند.
شهروندان جهانی:
نسل زد شهروند جهانی و البته متأثر از شرایط بومی است. اگر فجازی در دنیای ما به دنیا آمد زومرها محصول دنیای پر رمز و راز فجازی و گوشی هوشمند و اندروید هستند در یک کلام: زومرها فرزندان دهکده جهانی بوده و توان حل مسئله بالاتری دارند.
پرسشگری و عزت نفس بالا:
زومرها عزت نفس بالایی داشته و از خواهش و التماس و کتک به دور و کمتر تحقیر شده اند. نسل زد واحدهای مستقلی هستند و در برابر اقتدار خانواده و مدرسه و جامعه مقاومت و واکنش نشان داده و به جای مقلد صرف بودن به شدت پرسشگر و مطالبه گران قهاری هستند.
کنجکاوی و استقلال شخصیتی:
زومرها فرزندان شبکه اجتماعی و قابلیت ارتباط گیری و همبستگی بالایی داشته و به الگوریتم های اجتماعی پیچیده تری مجهزند. نسل زد عموما تک فرزند و حریم خصوصی و استقلال شخصیتی و کنجکاوی بالایی دارند و بهره مندی از تربیت جنسی و بهره گیری از ارتباطات فجازی باعث شرم زدایی گسترده ای در آنها شده است.
سلطه پذیری حداقلی:
مهدی تدینی معتقد است که: « این ویژگی ها باعث میشود توجه آنها زودتر به جامعه معطوف شود، زیرا داشتههای فردیشان زودتر تأمین شده و در نقطۀ مناسبی از هرم مازلو ایستادهاند. این وضعیت وقتی با سطح بسیار بالای استقلال و تمرکز بر وجوه روحی و شخصیتی همراه میشود، باعث میشود زومرها خیلی زود سیاسی شوند. یک عامل بسیار مهمتر هم این است که این نسل کمترین سلطهپذیری را دارد. آنها خیلی زود با هر نوع اقتداری درگیر میشود و بسیار کمتر تمایل به اطاعت دارند. فرمانبری برای آنها امری بدیهی نیست و کمتر از همۀ انسانهای پیشین از عصر یخ تاکنون «سلطهپذیر»ند. حال بازنده کسی است که در برابر این نسلِ تا بندندان «هوشمند» مانند نئاندرتالها رفتار کند » .

سخن آخر ؛
سند تحول بنیادین آموزش و پرورش آذر ۹۰ رونمایی شد . این سند مدعی است که تا سال ۱۴۰۴ آموزش و پرورش را به دستگاه تعلیم و تربیت ممتاز منطقه مبدل خواهد ساخت. طراحان و خالقان سند مدعی اند سند محصول کار شبانه روزی بیش از ۵۰۰ نفر صاحب نظر با هزاران ساعت کار بر روی ابر چالش های آموزش و پرورش و شناسایی چالش ها (فرصت ها و تهدیدات) می باشد. کمتر از سه سال دیگر پایان کار سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است .
جا دارد صاحب نظران به میزان موفقیت دولتها در اجرای این سند پرداخته و خروجی دستگاه تعلیم و تربیت بر مدار سند را کارشناسانه، منصفانه و واقع بینانه ارزیابی کرده و صادقانه به ذی نفعان آموزش و پرورش اعلام نمایند.
صاحب نظران مستقل معتقدند:
تنظیم سند تحول بنیادین بوروکراتیک و دولت زده بوده و دموکراتیک نیست. این سند بیشتر ماورایی، مشوش، پارادوکسیکال، مبهم و کلی گویی بوده و ذی نفعان نقشی در تهیه و تنظیم آن نداشته ودر یک کلام سند قابلیت اجرایی ندارد.
آیا زمان آن فرا نرسیده که تصمیم گیران و سیاست گذاران کلان با تفکر انتقادی ؛ فکری عاجل، غیر شعاری و عملیاتی برای ابر چالش های اصلی آموزش و پرورش (عدالت بر باد رفته آموزشی، در اولویت نبودن آموزش و پرورش و به روز رسانی مستمر دستگاه تعلیم و تربیت و... ) کنند؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

خبرگزاری دولتی ایرنا از سفر یک روزه یوسف نوری وزیر آموزش و پرورش به قزوین خبر داد و چنین نوشت : ( این جا )
یوسف نوری وزیر آموزش و پرورش با اشاره به آغاز سال تحصیلی و حضوری شدن مدارس پس از ۲۶ ماه به دلیل شیوع کرونا گفت: به همکاران خود توصیه کردیم آموزش ها را حضوری دنبال و برگزار کنند و از اولیا هم می خواهیم تا به این روند کمک کنند تا فرزندانشان از حیث تحصیلی دچار مشکل و افت نشوند .
وزیر آموزش و پرورش با اشاره به توطئه های دشمن و هجمه آنها به آموزش و پرورش و دانش آموزان، گفت: در دوران کرونا که مدارس ما تعطیل بود در سایر کشورها کلاس ها حضوری برگزار می شد و در آن زمان کسی معترض نشد چرا مدارس ما مجازی است اما اکنون به دنبال برای پیگیری اهداف شوم خود به دنبال غیرحضوری کردن مدارس ما با استفاده از تبلیغات و هجمه های رسانه ای هستند . مسئول مستقیم و تصمیم گیرنده اصلی در مورد تعطیلی مدارس و استمرار آن خود « دولت » و به عبارتی « حاکمیت » بود و « صدای معلم » بارها از عملکرد « ستاد ملی مقابله با کرونا » در مورد لوث شدن آموزش انتقاد کرد .

نوری با بیان اینکه امروز کشورما در جایگاه برتر حوزه های فن آوری قرار دارد و دانش آموزان میهن اسلامی در رقابت های جهانی و بین المللی امسال موفق به کسب ۲۰ نشان طلا شدند، اظهار داشت: دشمن می خواهد ما را از ریلی که در آن قرار گرفته ایم خارج کند . »
نخستین پرسش « صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش آن است که به صورت دقیق و شفاف توضیح دهند کدام فرد و یا نهاد در درون کشور خواهان تعطیلی مدارس شده است ؟ آیا با احاله دادن همه مسائل و مشکلات به بیرون از مرزها و « کار دشمن دانستن » اعتماد جامعه به مقامات و مدیران نظام ترمیم می شود ؟
اگر منظور وزیر آموزش و پرورش از « تعطیل کردن مدارس » همان فراخوان « شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران » است باید به وزیر آموزش و پرورش گوشزد کرد که این دعوت چندان با استقبال معلمان مواجه نشده است .
« صدای معلم » بر اساس همان مواضع پیشین خود که همواره به « مصالح آموزش » و « منافع ملی » توجه دارد با هر گونه گرو کشی در محیط مدرسه و استفاده ابرازی از دانش آموزان در جهت مقاصد سیاسی و صنفی چه توسط گروه ها و چه توسط حاکمیت مخالف بوده ضمن آن که باید « حق اعتراض » هم از سوی دانش آموزان و هم معلمان و « حق نهادسازی » مستقل که کلید رسیدن به یک جامعه سالم و دموکراتیک است باید و باید که به رسمیت شناخته شود .

آیا وزیر آموزش و پرورش مطمئن هستند که در بیش از دو سال تعطیلی مدارس کسی معترض تصمیمات و مصوبات غیرکارشناسی و غیرعلمی وزارت آموزش و پرورش در مورد تعطیلی مدارس نشد ؟
آیا یوسف نوری هشدارها و گزارش های متعدد « صدای معلم » در مورد عواقب و آثار زیان بار تعطیلی مدارس بر اثر کرونا را در 26 ماه مذکور مطالعه کرده و به آن آگاه است ؟
آیا وزیر آموزش و پرورش در جریان توصیه ها و بیانیه های کار گروه فوری پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش در مورد نتایج تعطیلی مدارس بوده است ؟
ممکن است آقای نوری بگوید من آن زمان وزیر آموزش و پرورش نبودم اما به هر صورت وزارت آموزش و پرورش در این مورد و همه مسئول است و نمی تواند از خود سلب مسئولیت نماید و وزیر آموزش و پرورش می باید که مسئولانه و منصفانه سخن بگوید .
بهتر است وزیر آموزش و پرورش در این مورد توپ را در زمین دیگران نینداخته و در این مورد با صداقت سخن بگوید و رفتار کند .
مسئول مستقیم و تصمیم گیرنده اصلی در مورد تعطیلی مدارس و استمرار آن خود « دولت » و به عبارتی « حاکمیت » بود و « صدای معلم » بارها از عملکرد « ستاد ملی مقابله با کرونا » در مورد لوث شدن آموزش انتقاد کرد .

این هشدارها به کرات حتا در نشست های رسانه ای وزارت آموزش و پرورش و فقط توسط رسانه ی مستقل « صدای معلم » بیان گردید اما هیچ فرد و نهادی این « صدا » را نشنید .
وزیر آموزش و پرورش و سایر مسئولان نظام جمهوری اسلامی که تا این حد نگران تبلیغات و هجمه های دشمن هستند لطفا توضیح دهند که چه اقداماتی را فارغ از شعار و تبلیغات برای بیان مسالمت آمیز و قانونی مطالبات معلمان و سایر گروه های اجتماعی و شنیدن « صدای » آنان انجام داده اند ؟

آیا با امنیتی کردن فرهنگ ، « امنیت » برقرار می شود ؟
شخص وزیر آموزش و پرورش برای حل و یا تعدیل « نارضایتی فراگیر معلمان » که اشکال بیرونی آن به وضوح در مناسبت های مختلف هویداست چه کرده است ؟
آیا با احاله دادن همه مسائل و مشکلات به بیرون از مرزها و « کار دشمن دانستن » اعتماد جامعه به مقامات و مدیران نظام ترمیم می شود ؟
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/
« جمعی از استادان علوم تربیتی و روانشناسی » در خصوص رخدادهای جاری کشور بیانیه ای صادر کردند .
در این بیانیه آمده است :
« آنچه بر مهسا امینی گذشت، اکنون به نقطه عطفی در جامعه ما تبدیل شده است؛ نقطه عطفی که باید در آن به تأمل نشست و دربارۀ راه و رسمی که تاکنون برای دگرگونی فرهنگی و دینی جامعه به کار گرفته شده، به دیده انتقاد نگریست.
تحلیل بیرونی رخدادهای جاری از منظر ترفندهای دشمن، یکی از زاویه های دید است و به جای خود ضروری، اما نمی توان و نباید آن را به منظر مسلط و واحد برای درک این رخدادها تبدیل کرد و همه معترضان را با عنوان اغتشاشگر از پیش راند » .
در پایان ؛ نویسندگان این بیانیه چنین آورده اند :
«همت و شجاعت ایجاد تغییر و دگرگونی در سیاستها و شیوه ها، مطلوب فوری جامعه ماست.
در این راستا، آزادی فوری دانشجویان بازداشتی می تواند طلیعه این تغییر باشد »
متن کامل این بیانیه که در اختیار « صدای معلم » قرار گرفته به شرح زیر است .
گروه گزارش/

به نظر می رسد شعار دادن و حرف های بی پشتوانه زدن در میان مدیران و مقامات آموزش و پرورش در دولت سیزدهم به یک روند و فرهنگ رایج و غالب تبدیل شده و گوشی برای شنیدن واقعیات و به تبع آن تغییر بنیادین در سیاست ها و برنامه ریزی ها مشاهده نمی شود .

در این رابطه ، پرتال وزارت آموزش و پرورش نوشت : ( این جا )
« با معلمان كارآمد؛ دانش آموزانی در تراز انقلاب اسلامی تربيت خواهد شد .
رئیس سازمان مدارس و مراکز غیر دولتی در بازدید از مدارس غیردولتی جزیره کیش بر ويژگی های علمی، اخلاقی و عقیدتی معلم كارآمد تاكيد كرد.

احمد محمود زاده در دیدار دانش آموزان و معلمان در جزیره کیش با اشاره به توان و ظرفیت معلمان، بیان كرد: امروز همه ما باید با نگاه به اجرای سند تحول بنیادین و تعلیم و تربیت تمام ساحتی در جهت تعلیم و تربیت دانش آموزان تلاش کنیم و به دنبال آن باشیم که انسانی در تراز انقلاب اسلامی و حیات طیبه تربیت کنیم و قطعا این هدف با زمينه سازي از توان و بهره گیری از دانش معلمان خوب و دارای برجستگیهای علمی، اخلاقی و عقیدتی ميسر خواهد شد و این بسترسازی تربیتی در تمام مدارس کشور باید با بهره گیری از ظرفیتهای ذینفعان آموزش و پرورش صورت پذیرد .
وي تصريح كرد: اعتقاد داریم همه مردم باید در آموزش و پرورش نقش آفرینی کنند تا با استفاده از ایدههای مختلف و متنوع مردم، حیات طیبه را محقق کنیم .
نخستین پرسش « صدای معلم » از رئیس سازمان مدارس و مراکزغیر دولتی آن است که فرآیند و مکانیسم تولید و تربیت « معلم کارآمد » در نظام آموزشی ایران چگونه است ؟
آیا این مسئولان تصور می کنند « معلم کارآمد » از همین فرآیند معیوب و ناکارآمد « رتبه بندی معلمان » بیرون می آید ؟
آیا ایشان و سایر همکاران وی به بحران « نارضایتی فراگیر معلمان » اعتقادی دارند ؟

كارگروه مطالعات فوری پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش در بیانیه ای اعلام کرد : ( این جا )
« نظام آموزش و پرورش ايران با نزديك به یک میلیون معلم و 14 میلیون دانشآموز، جمعيت بخش عمدهاي از جمعيت كشور را تشكيل ميدهند.عنصر اصلی نظام آموزش و پرورش « معلم » است و هیچ عاملی بهاندازه معلمان با انگيزه، متعهد و توانمند در تحقق غايتهاي تربيتي مؤثر نيست. آیا وزارت آموزش و پرورش اعتقاد و یا باوری به استقلال نهاد « انجمن اولیا و مربیان » به عنوان یک نهاد غیردولتی دارد ؟
بنابراين، رضايت شغلي معلمان بسيار مهم است و اين مهم نبايد از طرف سياسگذاران و مديران ارشد نظام آموزشي مورد غفلت واقع شود. زيرا، معلم ناراضی و بیانگیزه هرگز نمیتواند کیفیت آموزش را تضمین کند. با وجود اين، در سالهای اخیر فضاي نارضایتی بر جامعه معلمان کشور حاكم شده است و نشانههاي اين نارضايتي فراگير در تجمعات اعتراضي آنها در سال تحصيلي گذشته آشكار شده است و بيم آن ميرود كه اين نارضايتي به اختلال عمده در كاركرد نظام آموزش و پرورش منجر شود. صرف نظر از موجه بودن اعتراضها و تجمعات اخير معلمان، اين تحركات تا مويرگهاي بدنه آموزش و پرورش نفوذ كرده است. »

در پایان این نامه ی هشدار آمیز چنین آورده شده است :
« طرح اين مسأله را نبايد در حد اظهار ناراحتي از وضع معاش معلمان تلقي كرد بلكه طرح مسأله به مثابه هشدار جدي و فرياد نالهاي است براي آينده نظام آموزش و پرورش ايران.
مسأله اصلي اين است كه آيا نظام آموزشي با معلمان ناراضي ميتواند به مأموريت خود ادامه داده و رسالت خود را انجام دهد؟ »
رئیس سازمان مدارس و مراکزغیر دولتی به صورت دقیق و مستند توضیح دهد که مردم چگونه باید در آموزش و پرورش نقش آفرینی کنند ؟

وقتی نظام آموزشی با کارکردها و رویکردهای معیوب ، غیرعلمی و ایدئولوژیک خود حداقل در چهار دهه گذشته ، « بنیان خانواده » را تخریب کرده و در همه شئون آن دخالت می کند و قائل به هیچ دیالوگی و پذیرفتن قرائت « دیگری » میان « تعلیم و تربیت رسمی » و « تعلیم و تربیت غیررسمی » نیست ؛ فرآیند مشارکت واقعی و اثربخش چگونه حاصل خواهد شد ؟
آیا شعار دادن دیگر بس نیست ؟

به عنوان نمونه ؛
آیا وزارت آموزش و پرورش اعتقاد و یا باوری به استقلال نهاد « انجمن اولیا و مربیان » به عنوان یک نهاد غیردولتی دارد ؟ ( این جا )
اگر واقعا این مقامات به خیر و منفعت عمومی ایرانیان پای بندی سیستماتیک دارند و دروغ نمی گویند ؛ اجازه دهند تا نهادهای مدنی و فرهنگی فارغ از دخالت دیگران و افراد غیرمتخصص و نابلد ، مسیر بلوغ و تکامل خود را در جهت « خیر عمومی » طی کنند . ( این جا )
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
