ستوده باد دانایی
..... اواخر دهه ۱۳۷۰خورشیدی، برای انجام فاز نخست مطالعه امکان سنجی روی پروژهای عامالمنفعه با هدف ایجاد یک سازمان مردمنهاد (NGO)، به زادگاهم کلاردشت سفر کردم.
با توجه به آنکه در رشتههای مرتبطی چون جامعهشناسی و روانشناسی اجتماعی تحصیل نکرده بودم و تجربه کنش گری اجتماعی نیز نداشتم، تصمیم گرفتم برای تحقق این کار مهم، اصل روش مندی را رعایت کنم.
به همین دلیل پس از مطالعات کتابخانهای، با مبانی نظری این کار آشنا شدم و سپس گام در میدان عمل نهادم.
پس از ورود به آن جامعه محلی، از همشهریانم میخواستم تا موثرترین شهروندان شهرمان را به من معرفی کنند. آنها نیز بیدرنگ فهرستی از موثرترین افراد را در اختیارم میگذاشتند.
با توجه به آنکه اغلب معرفیشدگان را نمیشناختم، طبیعی بود بپرسم:
« اینها که هستند؟ »
اغلب آنها معمولا پاسخ میدادند:
«همانیکه ماکسیما دارد! » یا « همانیکه بولدوزر دارد» ! یا «همانیکه تراکتور دارد»! یا «همانی که در دستگاههای دولتی نفوذ دارد و کسی را برده است سرِ کار»! یا « همانیکه در دستگاههای حکومتی نفوذ دارد و دهها هکتار از جنگلها و منابع طبیعی را تصاحب کرده است» ! یا « آن مُلایی که صدای خوشی دارد و روضهی دل نشینی میخواند» ! یا ...!
در ادامه، من نیز میپرسیدم: « چطور از من انتظار دارید کسانی را از روی ماکسیما یا بولدوزر یا تراکتورشان بشناسم در حالی که خودشان را نمیشناسم؟! داشتن ماکسیما و مانند آن چه نسبتی با تاثیرگذاری بر جامعه دارد؟ آیا داشتن نفوذ در دستگاههای حاکمیتی یا روضهخوانی با صدایی خوش نسبتی با دو مقولهی فکر و تفکر دارد؟
از این کنش و واکنشهای پویا با برخی از همشهریانم و نوع نگاهشان به جایگاه اجتماعی دیگر شهروندان متوجه شدم معیار برتری انسان بر دیگری در آن جامعهی محلی، همه چیز هست جز فکر، تفکر و خلق یک نیاز مشترک برای تغییر! « آیا فلان پژوهشگران خیرخواهی که به صورت داوطلبانه و با هزینههای شخصی در حال پژوهش و تفکر روی مسایل و بحرانهای کشورشان هستند را نیز میشناسید؟»
پول، ماشین، ویلا، تیزبازی، زرنگبازی و ...، همگی دارای بار ارزشی مثبت بودند اما فکر، تفکر و انسان متفکر خیر!
از اینروی، من مجبور میشدم پرسشام را شفافتر بپرسم. بنابراین میپرسیدم: «انسان متفکر» در شهرمان چه کسی (یا کسانی) هستند» ؟
اغلب آنها پاسخ میدادند: "«متفکرررر»؟! چه سوالی؟! تا بهحال بهآن فکر نکرده بودیم! ... گمان کنیم فلانی متفکر باشد زیرا کتابی نوشته است!"

فاز دوم مطالعه:
با توجه به آنکه طیف سیاستگذاران و دولتمردان ایران نیز گروه دیگری از جامعه هدف مطالعاتم را تشکیل میدادند، در فاز دوم بررسیهایم جامعه آماریام را تغییر دادم.
به همین دلیل پرسشهای بالا را در شکلهای دیگر از کارگزاران غالبا عالیرتبهی جمهوری اسلامی ایران پرسیدهام و چالشهای یادشده را به شکل دیگری با آنها مطرح کردهام!
در نخستین دیدارم با ایشان، از هریک از آنها میپرسیدم:
« آیا نیکی کریمی یا مهناز افشار یا حسین رضازاده یا عباس جدیدی یا علیرضا دبیر یا حاج منصور ارضی یا حاج سعید حدادیان یا حاج محمود کریمی یا ... را میشناسید؟ »! این چه جامعه علمی است که در نسبت با تحولات پرشتاب سیاسی - اجتماعی کشورش خودش را به بیتفاوتی و بیحسی اجتماعی زده است ؟
پاسخ همگی آنها «آری» بود!
سپس از ایشان میپرسیدم: « آیا این افرادی را که نام بردم، صاحب تفکرند که شما به عنوان یک مسئول مملکتی آنها را با این جزئیات میشناسید؟» !
سپس از آنها میپرسیدم: « آیا فلان پژوهشگران خیرخواهی که به صورت داوطلبانه و با هزینههای شخصی در حال پژوهش و تفکر روی مسایل و بحرانهای کشورشان هستند را نیز میشناسید؟» !
همگی آنها پاسخ میدادند: « خیر»!
در ادامه، من نیز میپرسیدم:
« شما چطور مسئول مملکتی هستید که فرایندی را طراحی نکردهاید تا طی آن، پژوهشگران خیرخواهی را بیآن که از جایی حمایت مالی، امنیتی و قضایی شوند و داوطلبانه برای توسعه کشورشان تفکر میکنند را شناسایی کنید و سپس از فکر آنها برای توسعه ایران استفاده کنید؟» !
پاسخ همگی آنها چیزی جز «سرافکندی قَجَری» نبود!

فاز سوم مطالعه:
در فاز سوم مطالعاتم روی کنشگران جامعه علمی ایران متمرکز شدم.
حدود یکدهه چالشی را در قالب گزارهای پرسشی با دانشجویان و اعضای هیات علمی دانشگاههای دولتی شهر تهران در میان میگذاشتم و از آنها میپرسیدم:
« من در این دانشگاه بهدنبال کسی میگردم که فکر کند. آیا میتوانید کسی را به من معرفی کنید که فکر کند؟!» !

آنها در آغاز در حالی که لبخندی معنادار روی لبانشان نقش میبست به سهشکل به من پاسخ میدادند:
۱) گروه نخست پاسخ میداد: « پرسش شما ابهام دارد»! که من معمولا با این گروه، کاری نداشتم.
۲) گروه دوم پاسخ میداد: « در دانشگاه ما اساسا کسی فکر نمیکند» ! که من نیز بیدرنگ به این گروه میگفتم: « درود و آفرین بر شما. حتی اگر به تمسخر به پرسش من پاسخ داده باشید، بسیار قابل احترامید زیرا این نشان میدهد پیشتر به آن پرسش فکر کردهاید» !
۳) گروه سوم نیز پاسخ میداد: « اینجا همه فکر میکنند زیرا کارشان فکر کردن است»! که من نیز بیدرنگ و در قالب گزارهای پرسشی میپرسیدم: « بسیارخوب. بنابراین تصور میکنم، بتوانید در این دانشگاه دستکم یک انسان متفکر را به بنده معرفی کنید»؟
برخی از آنها پاسخی برای ارایه نداشتند و برخی دیگر نیز پاسخ میدادند: « مثلا: فلانی و فلانی». « شما چطور مسئول مملکتی هستید که فرایندی را طراحی نکردهاید تا طی آن، پژوهشگران خیرخواهی را بیآن که از جایی حمایت مالی، امنیتی و قضایی شوند و داوطلبانه برای توسعه کشورشان تفکر میکنند را شناسایی کنید و سپس از فکر آنها برای توسعه ایران استفاده کنید؟»
سپس من میپرسیدم: « انسان متفکر فرد تاثیرگذاری استکه دستکم یک نسل (سیسال) جلوتر از زمان خودش فکر کند. آیا این کسانی را که نام بردهاید، چنین ویژگی را دارند؟» !
آنگاه همگی با تردید پاسخ میدادند: « آری»!
سپس من نیز در ادامه میپرسیدم:
- آیا اینهایی را که نام بردهاید در تراز پورسینا قرار میگیرند؟ پورسینای دانشگاه شما کیست؟
- آیا اینهایی را که نام بردهاید در تراز ابوریحان قرار میگیرند؟ ابوریحان دانشگاه شما کیست؟
- آیا اینهایی را که نام بردهاید در تراز خیام قرار میگیرند؟ خیام دانشگاه شما کیست؟
- آیا اینهایی را که نام بردهاید در تراز زکریای رازی قرار میگیرند؟ رازی دانشگاه شما کیست؟
دراکر، میشل فوکو، جیمز کلمن، اینگلهارت، فوکویاما، گیدنز، کانت، دکارت، نیچه، هایدیگر، پوپر، ریکاردو، آدام اسمیت، انیشتین، دیوید بوهم، شرودینگر و هایزنبرگِ دانشگاه شما کیست؟
- آنگاه همگی پاسخ میدادند: « خیر، خیر، ...، خیر! نداریم ... نداریم» !
سپس من واپسین پرسشم را این چنین از آنها میپرسیدم:
« در جامعه علمی ایران گروهی حضور دارند که ربع قرن است که دارند فریاد میزنند؛ یا ایهاالناس مژده دهید ما را که در زمینه علم در منطقه اول شدهایم!

سوال:
- این چه علمی است که با فکر، تفکر و انسان متفکر بیگانه است؟
- این چه اول شدنی است که مردم کشورمان بدان اعتراض دارند؟
- این چه جامعه علمی است که در نسبت با تحولات پرشتاب سیاسی - اجتماعی کشورش خودش را به بیتفاوتی و بیحسی اجتماعی زده است؟ » !

نتیجهگیری:
جامعهای که مردمانش فکر کردن را عار بدانند، حاکمانش خود را متفکر و دانشگاهیانش خود را سیاستمدار بدانند، نتیجهاش این میشود که اکنون شاهدش هستیم.
در آمریکا متفکران اندیشکدههایی چون رند، کارنگی و دیگران به سناتورها و روسای جمهورشان خط میدهند که برای بیشینهسازی منافع ملی کشورشان چه سناریوهای سیاستی را گزینش و اجرا کنند!
ولی در کشورهای توسعهنیافتهای چون ایران؛ این جنگیرها، فالگیرها، رمالها، دعانویسها و وِردخوانها هستند که الهامبخش سیاستمدارانشان در تصمیمگیریهای مهم و استراتژیک کشورشان هستند و نه متفکران نداشتهشان!
پاینده ایران
پی نوشت: آنچه خواندید تجربهای زیسته از نویسنده بود که بهروش «اُتواِتنوگرافی (خودمردمنگاری)» نگاشته است.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در یادداشت پیشین با عنوان « چه کسی در کلاس های 40 و 50 نفره مبصری می کند ؟ چه کسی کلاس های بی خاصیت آموزش مجازی را اداره می کند ؟ » به آسیب شناسی رفتار معلمان به عنوان یک رکن مهم در نظام آموزشی در فقدان پویایی سیستم و حتی کمک به عقب ماندگی آن اشاراتی داشتم . ( این جا )
این بار می خواهم ورودی داشته باشم به آسیب شناسی کنش های رکن دیگری از مدرسه که مدیریت « سلول آموزش » را بر عهده دارد .
ذکر این نکته ی راهبردی ضروری است که کلید رمز ایستایی و در جا زدن نظام آموزشی تا حد زیادی در فرهنگ سازمانی مدرسه نهفته است و اگر امروزه از مدیران ناکارآمد ، بی سواد ، متملق و حتی قانون شکن می نالیم پیش از نشانه رفتن به سوی این سیبل تکراری و قالبی می باید نگاهی از نوع نقد بی رحمانه به رفتارهای خود به عنوان « معلم » داشته باشیم که با کنش هایی مانند دست بوسی ، چرب زبانی و بت سازی که جزء خصلت های عادتی و فرهنگی ما ایرانیان است - می توان این فرآیند شوم و معیوب را در همان عبارت تاریخی « سازگاری ایرانی » زنده یاد مهندس مهدی بازرگان خلاصه کرد ( این جا ) - در ترسیم و تثبیت وضعیت بیمار کنونی نقش اول را ایفا کرده ایم و به نظر نمی رسد به این راحتی حاضر به ترک چنین عادت ها و ایفای نقش هایی باشیم که شاید می دانیم نادرست است اما بدون تفکر و تحلیل این وضعیت را ادامه داده و آن ارتقا نداده ایم و شواهدی مبتنی بر این که اراده ای برای مدیریت تغییر وجود دارد مشاهده نمی شود .
موارد زیادی را مشاهده کرده ام که مدیرانی در سطح مدرسه با « صدای معلم » تماس می گیرند و پیام می دهند و از کمبود بودجه و اعتبارات ، بی محلی مدیران فرادست و... می نالند .
دست آخر و شادمان از این که گوش مفتی برای تخلیه دردهای خود یافته اند تاکید می کنند که این ها فقط جهت اطلاع من به عنوان مدیر یک رسانه هست و به هیچ وجه نامی از آنان در گزارش ها و یادداشت های احتمالی برده نشود چون حوصله و توان چالش ندارند و هزار و یک توجیه و ناگفتنی .
بند سوم از اصل سوم قانون و اصل سی ام از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به صراحت و بدون هر گونه ابهام بر آموزش رایگان تاکید دارند .
اصل سوم :
« 3 - آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح، و تسهیل و تعمیم آموزش عالی. چرا در غالب مدارس ، معلمی که کاندید جایگاه « نماینده ی معلمان » می شود می باید قبلا نظر مساعد مدیر و هیات همراه و منتخب مدیر را کسب کرده باشد و گرنه رای نمی آورد چون نماینده معلمان اسناد مالی مدرسه را تایید و امضا می کند ؟
اصل سی ام: دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد . »
اما در صحنه ی عمل با چه واقعیتی رو به رو هستیم ؟
می توان گفت حاکمیت وظایف مصرح و ذاتی خود در این مورد را تقریبا تعطیل کرده و به غیر از « هزینه های پرسنلی » که اکثریت قریب به اتفاق بودجه ی آموزش و پرورش را در هر سال تشکیل می دهد عملا مدارس و بحث هایی مانند کیفیت بخشی را به محاق برده است .

مبالغ بسیار اندکی هم تحت عنوان « سرانه مدرسه » تعریف شده که اولا مستمر نیست و حتی در صورت پرداخت هم مشکلی از مشکلات و مسائل عدیده مدرسه را حل نمی کند . این گونه « هم نوایی » و « همراهی » در نظام آموزشی و نیز در سایر سطوح در حالی که برآیند کارکرد و خروجی سیستم نشان از ناکارآمدی و دور شدن از اهداف مصوب را دارد ؛ ما را به چه فرضیه و یا گمانی می رساند ؟
پس مدارس در حالی که تقریبا بودجه ای ندارند چگونه و با چه مکانیسمی اداره می شوند ؟
پس این صف و تراکمی که در بحث آزمون انتخاب مدیران و تقاضا برای « مدیر مدرسه شدن » هست را چگونه باید تعبیر و تفسیر کرد ؟

اگر دولت بودجه مناسبی برای اداره مدارس تخصیص نمی دهد و اولویت هایش چیزهای دیگری به جز « آموزش و پرورش » هستند ؛ پس مدارس چگونه اداره می شوند ؟
حکومت بر اساس کدام « فشار » و « صدای اعتراضی » باید بفهمد و بازخورد بگیرد که به آموزش بی توجه است در حالی که برای مدیر شدن در مدرسه دعوا راه می افتد و مدیر یک مدرسه شدن هنوز برای خیلی ها یک « امتیاز » و « پرستیژ » به شمار می آید ؟
انگیزه و یا انگیزه های واقعی برای « مدیر مدرسه شدن » در حالی که از معیارها و پارامترهای « مدیریت و رهبری آموزشی » تهی است و قد و کارکرد یک مدیر مدرسه در اکثرا موارد به یک « کارپرداز معمولی » در نظام آموزشی تنزل یافته چه می تواند باشد ؟
فصل دوم از « آیین نامه ی اجرایی مدارس مصوب 1400 شورای عالی آموزش و پرورش » به موضوع « راهبری و مدیریت » اختصاص دارد .

ماده 8 از این آیین نامه به ارکان مدرسه می پردازد که اولین آن « مدیر » است .
ماده 9 مدیر مدرسه را چنین تعریف می کند :
« مدیر به عنوان مهمترین رکن مدرسه با توسعه و تقویت مشارکت و ارتقای فرهنگ سازمانی و توسعه خلاقیتهای فردی و سازمانی، در برابر وظایفی که به وی سپرده شده است مسئول و پاسخ گو خواهد بود. مدیر مدرسه ضمن برخورداری از توانمندیهای لازم برای انجام وظایف مدیریتی و اداره مطلوب امور مدرسه باید از شایستگیهای لازم برای نفوذ و تأثیر بر نیروی انسانی و بسیج آنها جهت تحقق اهداف آموزشی تربیتی برخوردار باشد . »
کارکردهای « مدیریت » در این چند حوزه تعریف شده است :

- برنامه ریزی پس این صف و تراکمی که در بحث آزمون انتخاب مدیران و تقاضا برای « مدیر مدرسه شدن » هست را چگونه باید تعبیر و تفسیر کرد ؟
- سازماندهی
- نظارت و ارزشیابی
- اجرا و پشتیبانی
در هیچ کجای این آیین نامه نوشته نشده است که وظیفه مدیر مدرسه ، گرفتن پول از خانواده ها برای اداره مدرسه است .
اما مطابق فرهنگ معمول ما ایرانی ها که واژه ها را معمولا « قلب » می کنیم و کارکرد آنان را بر اساس مقاصد خود تعریف و تعیین می کنیم ؛ واژه « مشارکت » بارها تکرار شده است .
چرا و در حالی که گرفتن پول خلاف قانون اساسی و حتی خلاف همین آیین نامه اجرایی مدسه است ؛ پول گرفتن جزء وظایف نانوشته ی مدیر مدرسه شده است ؟

- ذهنیت و تصور غالب جامعه نسبت به یک « مدیر مدرسه » و به ویژه در بخش اخذ وجه از آنان چیست ؟ حکومت بر اساس کدام « فشار » و « صدای اعتراضی » باید بفهمد و بازخورد بگیرد که به آموزش بی توجه است در حالی که برای مدیر شدن در مدرسه دعوا راه می افتد و مدیر یک مدرسه شدن هنوز برای خیلی ها یک « امتیاز » و « پرستیژ » به شمار می آید ؟
- آیا مدیر مدرسه شدن در این نظام آموزشی وجهه و اعتبار می آورد ؟
- آیا مدیران مدارس نسبت به سایر ارکان مدرسه وقت آزاد و شناوری برای عدم حضور در مدرسه دارند ؟
_ آیا مدیران مدارس « فوبیای حضور در کلاس » دارند ؟ آیا مدیران بر خلاف آن چه تصور می کنند و در جلسات شورای معلمان در نقش « عقل کل » حاضر می شوند و دیگران را دائما نصیحت می کنند ؛ توانایی و مدیریت اداره یک کلاس را حتی در حد « مبصر کلاس » دارند ؟
- آیا به قول معروف ، مدیر مدرسه شدن شغل نان و آبداری است که می توان با برخی شگردها و ترفندها از شفافیت مالی فرار کرد ؟
- چرا در غالب مدارس ، معلمی که کاندید جایگاه « نماینده ی معلمان » می شود می باید قبلا نظر مساعد مدیر و هیات همراه و منتخب مدیر را کسب کرده باشد و گرنه رای نمی آورد چون نماینده معلمان اسناد مالی مدرسه را تایید و امضا می کند ؟

چرا « انجمن اولیا و مربیان » که بر حسب قاعده می باید استقلال نهادی و کارکردی داشته باشد عملا استقلال خود را از دست داده و بسیاری اوقات توجیه گر اقدامات نهادهای رسمی در مدرسه و سطوح بالاتر شده اند ؟
این گونه « هم نوایی » و « همراهی » در نظام آموزشی و نیز در سایر سطوح در حالی که برآیند کارکرد و خروجی سیستم نشان از ناکارآمدی و دور شدن از اهداف مصوب را دارد ؛ ما را به چه فرضیه و یا گمانی می رساند ؟
و این در حالی است که بازار ناله و نق زدن و گلایه کردن داغ است .
سال هاست سیاست گذاران، فعالین تعلیم و تربیت و والدین روش های گوناگونی را برای پیشگیری از رفتار مشکل زا در جوانان و نوجوانان تدارک می بینند؛ با این حال بسیاری از این تلاش ها با موفقیت اندک همراه بوده یا حتی تاثیرات معکوسی را به دنبال داشته است؛ از جمله این تلاش ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- ارائه اطلاعات:
اغلب ارائه اطلاعات اولین گام بوده است، اینکه مثلا نوجوانان بدانند عواقب مصرف مواد مخدر می تواند چه چیز هایی باشد، یا بدانند که اعتیاد به مواد مخدر قابل ترک کردن است؛ با این حال تحقیقات نشان می دهند اطلاعات به تنهایی رفتار را تغییر نمی دهد؛ اطلاعات مهم و ضروری است اما کافی نیستند.
یکی از بزرگترین پروژه های آگاهی بخشی جهت پیشگیری از رفتار های مشکل زا به نام «D.A.R.E. program» که در آمریکا اجرا شده است، پس از انجام تحقیقات نتایج ناامید کننده ای را به دنبال داشته است.
2- ترساندن:
یکی دیگر از رویکرد های رایج ترساندن جوانان است؛ بازدید بچه ها از زندان ها، مراکز ترک اعتیاد و یا سخنرانی در مورد عواقب قانونی و جزائی انجام رفتار پرخطر با این نگرش که این تجربه آن چنان تاثیر گذار خواهد بود که نوجوانان را از انجام این رفتار ها باز دارد.
برنامه «Scared Straight program» یکی از نمونه های مطالعه شده این روش است که نتایج آن نشان می دهد اثرات معکوسی را به دنبال داشته است به گونه ای که وزارت دادگستری ایالات متحده اکنون استفاده از این روش را ممنوع اعلام کرده است.

3- رویکرد های تنبیهی:
تعلیق، اخراج موقت، اخراج سیستماتیک، قوانین اعتصاب و...از رویکردهای رایج و جاری در مدارس به شمار می آیند . فعالیت های PYD به مثابه «شلوغ کردن» سر جوانان نیست، فعالیت های آن بر اساس نقاط قوت جوانان و برنامه های معناداری است که ارزش زمان نیز در آن دیده شده است.
نتایج پژوهش متاآنالیزی در سال 2009 که به بررسی 361 مقاله علمی که بر اثرات این گونه مداخلات بر پیش گیری از بروز رفتارهای مشکل زا پرداخته بودند انجام شد، نشان داد که در مجموع این روش ها اثرات ضعیف (کم اثر) یا منفی در پی داشته اند.
در حالی که بسیاری از روش های مشابه آنچه مورد بررسی قرار گرفت نتوانسته اند اهداف خود را برآورده کنند، به وضوح نیاز به روش های جدید در این زمینه احساس می شود. در این میان دیدگاه PYD: Positive Youth Development (رشد مثبت جوانی) از جمله رویکرد هایی است که بر پژوهش های بسیار استوار شده و نتایج نوید بخشی را به دنبال داشته است.

یکی از تعاریف این رویکرد بیان می کند که:
رشد مثبت جوانان، یک رویکرد هدف مند و جمعی (اجتماعی) است که جوانان را در مدارس، سازمان ها، گروه های همسالان و خانواده هایشان به شیوه ای سازنده درگیر می کند.
نکته مهم این است که محققان دریافته اند که درگیر کردن جوانان در فعالیتها و پروژه های اجتماعی و داستان محور (سناریو محور) مانند کار داوطلبانه، احتمال اینکه آنها درگیر رفتارهای مشکلساز شوند را کاهش میدهد؛ این رویکرد محصور به مدرسه و برنامه درسی نیست و می توان آن را در محیط ها و سازمان های مختلف ادغام کرد، بنابراین می تواند شکل های مختلف داشته باشد و با برنامه های مختلف هم زیستی کند.
این رویکرد جوانان را به عنوان «آینده داران» نه «مشکل زا» می شناسد؛ به این معنی که فرض بر این است که همه جوانان دارای نقاط قوت هستند و می توانند مشارکت مثبت داشته باشند.
فعالیت های PYD به مثابه «شلوغ کردن» سر جوانان نیست، فعالیت های آن بر اساس نقاط قوت جوانان و برنامه های معناداری است که ارزش زمان نیز در آن دیده شده است. بنابراین این برنامه به صورت یکسان برای همه اجرا نمی شود؛ نقاط قوت آنها هرچه که باشد، هدف شناسایی، استفاده و تقویت آن نقاط قوت خاص است.
و البته نکته مهم اینجاست استراتژی PYD مستلزم ایجاد نقاط قوت نیز هست، زیرا میدانیم که جوانان با توانمندی های بیشتر معمولاً مشکلات کمتری دارند؛ بنابراین ممکن است در این برنامه فرصت هایی برای کارآموزی، مهارت افزایی و ... ایجاد گردد. بخش مهم دیگر در نتیجه بخش بودن این روش، ایجاد روابط گرم، صمیمی و قابل اعتماد بین بزرگسالان و جوانان است.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استان ها و شهرستان ها/

این روزها صفحات غم انگیز زلزله را برای بخش هایی از خاورمیانه تورق میکنیم. در حال تحمل و هضم تدریجی اثرات زلزله مخرب شهرستان خوی بودیم که ناگهان سونامیِ خبریِ زلزله آخرالزمانی ترکیه و سوریه جهان را درنوردید.
به عنوان یک معلمِ خبرنگار دلم تاب نمیآورد. عصر چهارشنبه ۱۹ بهمن در قالب تیم جهادی حداث الحسینکرج حامل بخشی از کمکهای مردمی (همشهریان، همکاران و دانشآموزان) کرجی عازم مناطق زلزلهزده خوی میشویم.
کولاک اتوبان زنجان - تبریز
وضعیت جاده تا زنجان مطلوب است. چشمتان روز بد نبیند، کولاک شبانه اتوبان زنجان _تبریز امان و زمان وسایل نقلیه را بریده است. عبور و مرور به سختی و لاکپشتی صورت میگیرد. اکثر ماشین های سبک زمینگیر شده و آواره حاشیه اتوبان هستند. حاج شوذب محمدی مدیرعامل موسسه اشراق (انجمن زنجانی های مقیم البرز/مرد روزهای بحران) تسلیم کولاک کشنده و بوران فراینده نشده و با سماجت و فراست تمام بعد از ده ساعت جنگندگی بالاخره تیم را سالم و سلامت به کلانشهر تبریز می رساند. نماز و صبحانه را در شهر صوفیان یکی کرده بیدرنگ با عبور از مرند عازم مناطق زلزله زده شهرستان خوی میشویم.
مهندس « هادی درستی » ساکن کرج با اصالت خویی، راهنمای تیم، هفته پیش حدود یک میلیارد از کمکهای نقدی و جنسی هم ولایتی هایش را بین زلزلهزدهها توزیع کرده است.
نیازهای فوری زلزله زدگان...
در شهر تاریخی خوی ابتدا سری به کمپ شماره ۱ و ۲ امام رضا واقع در ترمینال زده و بخشی از اقلام همراه را تحویل مسئولین کمپ میدهیم. با حضور در بین زلزلهزده ها گپ و گفتی با چند نفر میزنیم، مخاطبین ضمن اعلام رضایت نسبی از اقدامات نهادهای خدمات رسان، نیازهای فوری و فوتی خود را بیشتر وسایل بهداشتی، گرمایشی و معیشتی اعلام می کنند.
راهی روستای سرسبز « وار » می شویم. خدای من، از ورودی روستا تا پای کوه آکنده از منازل تخریبی و چادرهای برافراشته زلزلهزده ها هستیم.
هر چقدر به انتهای روستا نزدیک میشویم عمق فاجعه عریانتر و امکانات دریافتی تنزل مییابد. بخشی از کمکهای معیشتی همراه را بین مردم توزیع می کنیم. اهالی روزهای سختی را پشت سر می گذرانند. تخریب منازل و نابودشدن داراییها را اگر به جراحات و خراشهای روحی و روانی حادثه دیدگان سنجاق کنیم عمق فاجعه مشهودتر خواهد شد.
در کنار خدمات مسئولین، کمکهای داوطلبانه مردمی تسکینی بر آلام روحی_روانی و البته معیشتی هموطنان عزیز زلزله زده می باشد.
شهرِ پره (فیورق) مرکز زلزله
با پشت سرگذاشتن روستای زیبای وار وارد مرکز زلزله، شهر پِره (فیورق) میشویم. سیمای عمومی این شهر کوچک شبیه زلزلهزدگان ترکیه و سوریه بوده و سرریز چادرهای برافراشته در محوطه منازل عملا کلیت معابر عمومی و کوچه پسکوچهها را بند آوردهاند. یک طرف بولدوزر و بیل مکانیکی مشغول آوار برداریاند، طرف دیگر چشمان منتظر چادرنشینان بر کمکهای دولتی و خیرین دوخته شده است.
مکانهای دولتی آکنده از چادرهای هلال احمر و خیرین است. بعید می دانم این چادرها سرمای سخت و سوزان آذربایجان را تاب بیاورند. نیت میکنیم شب را در کنار زلزله زدهها در چادر سرکنیم. پس از توزیع آخرین هدایای امانتی هموطنان بین بخشی از اهالی شهر برای نماز و صرف ناهار به شهر تاریخی خوی (دار المومنین) برمیگردیم. مساجد سرِ راه جملگی به دلیل ترکهای حاصل از زلزله بسته هستند. بالاخره بدون توجه به ترکهای دیوارها و ستونهای مسجدِ جامعخوی، نماز را در این مکان مقدس و به شدت زیبا و چشم نواز سرمیکشیم.
آیتاله العظما خویی (نگین اجتهاد)
گشتی در بازار سنتی و تاریخی خوی میزنیم. بازار تعطیل بوده و تک و توک مغازهای نیم باز است. پس از صرف ناهار عازم بازدید از روستای قرق (زادگاه مهندس هادی درستی) در مجاورت شهرک ولیعصر و بیمارستان آیتاله خویی میشویم. پس از گشتی در روستا و مشاهده صدها چادر برافراشتهِ زلزله زدگانِ قرق، سری به «حاج قهرمان درستی » رییس امنای مسجد زده و جویای احوالات عمومی و مایحتاج مردم میشویم. برای نماز و بررسی وضعیت زلزلهزدگان با حضور در مسجد و شنیدن صحبتهای اهالی متوجه خدمات، کاستیها، نواقصات و حضور مسئولین ریز و درشت با وعده های مختلف می شویم.
ناگفته نماند که جایگاه آیت اله خویی در خوی همانند موقعیت آیت اله طالقانی در بین طالقانی هاست.
منی قوناقلاریمدان شرمنده ائلهمه
روستای زیبای قرق با حدود ۲۰۰۰ نفر جمعیت و ۴۰ شهید تقدیمی به اسلام و انقلاب، ۱۲۰ منزل تخریبی و ۱۳۰ خانوار آسیب دیده از زلزله دارد. تنها کاری که از دست ما ساخته است شنیدن حرف هموطنان، اظهار همدردی و البته تقدیم هدایای نقدی خیرین کرجی به آنهاست.
صحبتهای ما به درازا کشیده و نهایتا با اصرار حاج قهرمان سیاهی شب را در چادر سفید هلالاحمر به صبح صادق پیوند میزنیم. هنگام آوردن صبحانه بانوی خانه دم چادر نجوایی با حاج قهرمان دارد، ناخواسته گوشهایم را تیز می کنم، آنا می گوید: حاجی سن آللاه منیم قوناقلاریما یاخجی حورمت ائت شرمنده اولمویوم...".
شنیدن این نجوا ما را بیشتر مدیون و شرمنده خانواده حاج قهرمان میکند، چرا که چادرشان را در این روزهای آکنده از پس لرزههای زلزله تصاحب کردهایم.
هادی خان درستی پسر ارشد حاج قهرمان فردی فنی و آچار به دست بوده و کلیه امورات زلزله زدگان قرق را به دوش کشیده است.
استاد کریمی مراغهای پر کشید
روز پنجشنبه ۲۰ بهمن شاعر مرثیهسرا و طنزپرداز بزرگآذربایجان «استاد کریمی مراغهای » دعوت حق را لبیک گفته است. روز جمعه در ادامه سفر برآنیم که پس از سرکشی به روستای بدلان از روستاهای تخریب شده، نهایتا در مسیر برگشت برای حضور در مراسمات تشییع و تدفین استاد کریمی مراغهای راهی مراغه شویم.
با پرسوجو از دوستان و نزدیکان شاعر عظیمالشان مراغه، متوجه حواله مراسم تدفین به روز یکشنبه ۲۳ بهمن می شویم.
ماموریت ما نهایتا سه روزه می باشد. لذا به وداع معنوی با استاد کریمی مراغه ای بسنده کرده و چون تاب و توان مشاهده مرگ تدریجی دریاچه ارومیه را نداریم راهی چشم و چراغ آذربایجان « قوجاتبریز » می شویم.
ماموریت اصلی و جامانده ما
ماموریت اصلی تیمجهادی (بازسازی یک روستای محرومِ تخریب شده در زلزله) هنوز بر زمین مانده است. در مسیر برگشت به فکر جذب کمکهای خیرین برای عمل به وعده های خود به چشم انتظاران آسیب دیده از زلزله خوی هستیم.قطعا عزم و اراده و همت خیرین البرزی بالاتر و والاتر از مشکلات زلزله زدگان ماست.
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار













این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/
فرهنگ نقد و نقدپذیری از مؤلفهها و پیشرانهای اصلی یک جامعه انسانی پیشرفته است، ولی جای خالی این اصل مهم در کشور ما حس میشود. برای بررسی هرچه بیشتر این موضوع باید پای سخنان کارشناسان و صاحبنظران علوم انسانی نشست و درباره راهکارهای پایهریزی این فرهنگ گفتوگو کرد.
ایکنا در ادامه سلسلهگفتوگوهای خود در مورد فرهنگ نقد و نقدپذیری، به سراغ مقصود فراستخواه، استاد جامعهشناسی و برنامهریزی توسعه آموزش عالی در مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی رفته و با او در این باره گفتوگو کرده است.
فراستخواه تألیفات متعددی در زمینههای قرآنی، علوم اجتماعی، دین و.. دارد که از جمله آثار او میتوان به کتابهای «زبان قرآن»، «تدبری در آیات قرآنی»، «دین و جامعه»، «ما ایرانیان» و «مسئله ایران» اشاره کرد.
در ادامه مشروح قسمت اول این گفتوگو را میخوانیم و میبینیم.
در مثال جای مناقشه نیست اما این روزها با کمی تامل در اجرای فرآیند رتبه بندی، سیستم ارتقا و تنزل مقامات در دوره ی قَجَری به ذهن متبادر می شود .
میرآخور یک شبه ظل السلطانِ رعیت پناه می شود و خاقان اعظم مستوفی الممالک .
بعد از سالها چشم انتظاری ، دریچه امید تحقق یک رویا به روی فرهنگیان باز شد . وعده ای که بارها نردبان تصرف پاستور توسط اربابان سیاست بود اما به محض استقرار در این مِلکِ سیاسی ، مست باده ی قدرت می شدند و وعده ها به باد فراموشی سپرده می شد .
آخرالامر سروش لطف الهی در قالب رابین هودی از مشهد مقدس ، به اجرای این وعده، روی خوش نشان داد که جا دارد همین جا از دولت فخیمه حضرت آیت الله رییسی برای همین اجرای نصفه و نیمه تشکر کنیم .
اما همین شَلَم شوربا هم بد تقسیم شد .
فرایندی فاقد نظم و سیاق در قالب آیین نامه و شیوه نامه رتبه بندی به لایه های پایین دست وزارت آموزش و پرورش گُسیل شد که نه ساز و کار مشخصی دارد و نه معیار و محکی شایسته .
نشان به آن نشان که :
مورد اول :
کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی مرتبط ، ۳۰ سال تجربه خدمت در مقطع ابتدایی ۲۴ سال پایه اول ، مولف دو کتاب در حوزه آموزش و پرورش ، معلم نمونه کشوری و استانی و شهرستانی، ۱۱ مقاله منتشره در مجلات معتبر ، دارنده بیش از ۵۰ رتبه کشوری ، استانی و منطقه ای در اقدام پژوهی ، درس پژوهی ، جشنواره الگوهای برتر تدریس ، گرافیک ، کاریکاتور ، شعر نمایش ، داستان و ... مدرس دانشگاه های فرهنگیان ، آزاد ، علمی کاربردی و پیام نور ، مدرس بیش از دهها دوره ضمن خدمت ، عضو انجمن خوشنویسان ایران ، دارنده سه سطح زبان انگلیسی ، مهارتهای هفت گانه ، ۹ سال سرگروه آموزشی ، پژوهشگر برگزیده استانی ، داور جشنواره های مختلف ، عضو کمیته های تحقیق و پژوهش و کارگروههای آموزش ابتدایی و ... استاد راهنمای بیش از دهها پایان نامه دانشجویی ، و صدها عنوان دیگر
دقت بفرمایید رتبه دو مربی معلم .)
مورد دوم :
لیسانس غیر مرتبط ، ۴۰۰ ساعت ضمن خدمت هشت سال سابقه کار ، بدون هیچ گونه دستاورد علمی و آموزشی رتبه سه ، استادیار معلم )
نگارنده خساست ندارد اما واقعا دلایل فاحش این دو رتبه را در کجا باید جست و جو کرد ؟
بخشی از دلایل این اختلاف فاحش در زیر آمده است :
1- مورد اول حاضر به بارگذاری یک برگ مدرک نامعتبر و جعلی در سامانه نشده به امید آنکه گلوگاهی برای تشخیص سره از ناسره وجود دارد .
2- ارزیابی ارزیابانی که بدون بررسی مستندات افراد فقط به صورت فله ای و در جهت رفع مسیولیت تیک های امتیازات را زده و رفتند .
3- ساز و کار غلط درخواست و پذیرش مستندات امتیاز آور .

همکاران مطلع هستند برای انجام یک کار میدانی اقدام پژوهی تا زمان نتیجه گیری یک پروسه زمانی حداقل پنج ماهه نیاز هست ؛ تازه بعد از آن در صورت تمایل برای رقابت در شهرستان و استان و کشور تعیین رتبه می شود . پس چه نیازی به این زحمت وجود دارد وقتی می شود پنج مورد از زحمات دیگران را از پایگاه بانک اطلاعاتی اقدام پژوهی دانلود و تنها با تغییر صفحه مشخصات به نام خود در سامانه بارگذاری کرد .
4- در هر آموزشگاهی سالانه حداکثر هفت مورد گواهی شورای معلمان و شورای مدرسه و انجمن اولیا و مربیان می توان صادر کرد . مدیری که برای رفع مزاحمت ، به تعداد بی شمار انواع گواهی ممهور و شماره دار صادر و روی پنجره گذاشته و اعلام میکند مزاحم نشوید فقط جاهای خالی را پر کنید و ببرید . دیگر چه انتظاری باید داشت ؟
این شلم شوربا دست پخت خود ماست، آش کشک خاله مون هست بخوریم یا نخوریم پامون هست .
در پایان از مسیولین امر انتظار می رود برای جلوگیری از تضییع حقوق دیگران ، هیئت های ممیزه شهرستانی و استانی را ملزم به اعتبارسنجی و راستی آزمایی حضوری کلی مستندات امتیاز آور نمایند .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شخص سمت راست و چپ را همه می شناسیم. دهقان فداکار و پدر شهید حسین فهمیده. هر موقع نام این دو را می شنویم خاضعانه سر تعظیم فرود می آوریم.
اگر روزی در مورد هویت نفر وسطی از مردم سوال کنیم بنظر شما چند نفر با او آشنا هستند؟
یا این تصویر متعلق به کیست؟ کسی او را می شناسد؟
و یا معلمی که قضیه فیزیک را ساده می انگارد کیست؟
سالها از 18 بهمن 76، 15 فروردین 95 و 1 آذر 93 می گذرد. این روزها شاید از نظر ما مثل بقیه روزهای سال باشند اما زبان گویای ایثار معلمانی هستند که ما به اصطلاح آن ها را با نام معلمان فداکار می شناسیم.
حسن امیدزاده، حمیدرضا گنگوزهی و محسن خشخاشی در این روزها با حوادثی مواجه شدند که تصمیمی سخت و آسان پیش روی آنها بود. نجات جان خود یا نجات جان دانش آموزان. آنها همیشه تصمیم سخت را ارجح می دانستند.
به اعتقاد ما اجر واقعی این بزرگان نزد خدا باقی است و در تمامی لحظات دانش آموزان خود در زندگی حضور دارند اما این معلمان حتی در آموزش و پرورش،خانه خود، هم غریب هستند.

چه بسیار معلمان گمنام دیگری که در پی حوادث پیش آمده راه سخت را در پیش گرفته و کسی حتی اسم آنها را نمی شناسد. معلم فداکار گمنامی که در هنرستان طالقانی تبریز در سال 74 حین استفاده از موتور یخچال جهت تدریس مبحثی، ناگهان متوجه می شود که موتور در معرض انفجار قرار دارد و برای نجات جان دانش آموزان، جان خود را فدا می کند و اجازه نمی دهد تا انفجار به کسی جز او آسیب بزند. معلمی که هیچ کس او را نمی شناسد.
و هزاران معلمی که هر روز درس فداکاری و ایثار را این گونه به معرض نمایش می گذارند. معلمانی که در طول خدمت خود با هزاران دانش آموزان آشنا می شوند. ممکن است بعدها نادیده گرفته شوند اما می دانیم که بهترین مردم ، معلم می شوند. تک تک جان این دانش آموزان و شهروندان آینده این سرزمین برای معلم مثل درّی گران قیمت مهم هستند و هر لحظه که قرار باشد تصمیمی سخت یا آسان بگیرند مطمئنا به خاطر دانش آموزان تصمیم سخت را انتخاب خواهند کرد.

راستی یادم رفت بگویم زمانی که حسن امیدزاده به علت جراحات وارد شده پروانه وار به سمت معبود شتافت کسی حتی از فوتش خبردار نشد و خبر سالها بعد منتشر شد.
راستی یادم رفت بگویم حمیدرضا گنگوزهی به عنوان معلم خرید خدمات مشمول طرح رتبه بندی نمی شد!
راستی یادم رفت بگویم که بعد از این حوادث هیچ همت والایی جهت بازسازی مدارس و جلوگیری از حوادث مشابه وجود نداشت و باعث شد تا حوادث غم انگیز دیگری را شاهد باشیم.

و هزاران « راستی یادم رفت بگویم » دیگر که معلمان هر روز تجربه می کنند ولی باز هم اندکی از وظیفه خود دست نمی کشند و مثل شمع می سوزند تا نسلی پا به عرصه میدان بگذارد که شمع امیدشان جامعه ای مترقی باشد.
معلمان فداکار به همه ثابت کردند آن چیزی که در کلاس معلمان می گذرد تصورات منفی عموم جامعه نیست بلکه در کلاس درس معلمان کشور ما نغمه عاشقانه شمع و گل و پروانه چون چشمه ای زلال جاری است.
معلمان فداکاری که در سرتاسر لحظه های تدریس همواره به یادشان هستیم و یادشان برطرف کننده هرگونه خستگی و ناامیدی است.
بکوشیم در روزگاری که این عزیزان غریب هستند نام و یادشان را در کلاس درس خود گرامی بداریم.
ما به این انسان های بزرگ احترام می گذاریم. بکوشیم ما نیز یکی از آنها باشیم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شرایط و مقدمات حکمراني شايسته (حکمراني خوب ) در صندوق ذخيره فرهنگيان چيست ؟
آسیب شناسی " قیم مآبی " در صندوق ذخیره فرهنگیان با تکیه بر مواد قانون

چکيده گفت و گو :
اولويت اول اعضا محترم صندوق ذخيره فرهنگيان ورود دارايي ها صندوق به بورس يا فرا بورس است که مقدمه تخصيص ارزش مالکانه مي باشد که ( اينجا ) به آن اشاره شد .
در یادداشت « مرور و ياد آوري برخي موارد قانوني با رئيس هيات امنا ي صندوق ذخيره فرهنگيان ؟ لطفأ توجه فرماييد ! » به سه مورد اشاره شد:
خوشبختانه سود منتهي به 31 شهريور 1400 ، بين اعضا زودتر از موعد مقرر توزيع شد که جاي قدرداني و سپاس دارد . امیدواریم تا زمان درج اين گفت و گو شاهد ورود به بورس باشيم که تحقق تخصيص ِ ارزش مالکانه در حال حاضر اولويت اول اعضاي بازنشسته و شاغل صندوق مي باشد.
در ادامه مطالبات اعضا ، انتخاب 6 نفر هيات امنا ، تبصره 1 ماده 10 اساسنامه ( تهيه و ابلاغ آئين نامه براي اولين دوره ) پای بندي مسئولين به قانون و اساسنامه مصوب 1400را پيگيري مي کنيم . ( اينجا )
در اين گفت و گو با نگاهي گسترده ، مفاهيم حاکميت شرکتي ، حکمراني شايسته (حکمراني خوب ) ، اصول راهبري شرکتي ، آئين نامه نظام راهبري مصوب 11 / 8 / 1386 ، دستوالعمل حاکميت شرکتي 24 / 4 / 1397 ، فرهنگ يادگيري سازماني ، نوآوري باز و .. سه پيش نويس آئين نامه انتخاب 6 نفر هيات امناء ارائه شده به دفتر وزارت آموزش و پرورش را بررسي مي کنيم تا شرايط اصلاح ساختار موسسه صندوق ذخيره فرهنگيان فراهم شود .
تلاش مي کنيم تا شرايط گذر از قيم مابي حاکم در حال حاضر را معرفي کنيم و شرايط حرکت به سوي مشارکت صاحبان اصلي سرمايه را ترسيم نماييم .
مقدمه
مهدي سورگي : "« ... فرض بر این است تمام فرهنگیان عضو انسان های عاقل و بالغی هستند که می توانند صرفه و صلاح خود را خود تشخیص دهند و نیاز به قیم ندارند » .
در مقدمه با توجه به منابع حقوقي به مبحث " قيم " در قانون مدني ايران مي پردازيم .
قابل توجه رياست محترم هيات امناي صندوق ذخيره فرهنگيان !
ماده ۱۲۱۸ قانون مدنی ( 1 ) برای اشخاص ذیل ، قیم انتخاب می شود:
توضيح : برخي رفتارهاي مسئولين اين احساس را در اعضا به وجود آورده است که مسئولين، قيم اعضا در مديريت سرمايه هاي آنان در صندوق ذخيره فرهنگيان هستند . وقتي قانون اجازه تغيير قيم را مي دهد ، آيا اعضای صندوق نمي توانند قيم هاي خود را تغيير دهند ؟
عدم پیگیری و رسیدگی قیم به امور مالی محجور
در اين تارنما ، يک پرونده واقعي به شرح ذيل مطرح مي شود :
شوهرم 9 ماه هست به خاطر آسیب های زمان جنگ فوت کرده . الان 9 ماه هست که دادگاه انقلاب آبیک تمام حساب بانکی ایشان را بسته و برادر شوهرم که قیم پسرم شده هیچ رسیدگی نمی کند و منزل من الان 9 ماه میشه که منزل آب نداره .بالای ده بار هم درخواست دادم به دادسرا اما این دادگاه پی گیری نمی کند. آیا راهی هست که قیم را عوض کنم یا مجبورش کنم به انجام مسئولیتی که پذیرفته ؟ آیا می توانم خودم با دادسرای سرپرستی صحبت کنم تا اجازه دسترسی به حساب شوهرم را بدهند برای پرداخت هزینه های ضروری ؟
پاسخ کارشناس حقوقی به سوال مطرح شده :
در پاسخ به پرسشی که طرح فرمودید و همچنین در رابطه با عدم پیگیری و رسیدگی قیم به امور مالی محجور باید گفت مطابق بند 5 ماده 1248 قانون مدنی، در صورتی که قیم در اداره ی اموال مولی علیه لیاقت و شایستگی نداشته باشد به حکم دادگاه عزل خواهد شد.
لازم به ذکر است که قانون در مورد پرداخت هزینه های زندگی و انشعابات منزل مسکونی از اموال متوفی ساکت است و در این خصوص راه حل قانونی به نظر نمی رسد مگر اینکه خود معاونت سرپرستی دادسرای مربوطه در این خصوص مساعدت و ارائه طریق نماید.
همان طور که ملاحظه مي کنيد قانون اجازه تغيير قيم نالايق را مي دهد .
خلاصه قسمت هاي قبل :
با وجود نکات بسيار مثبت و مفيد اقدام نجفي در تاسيس موسسه اي کاملأ خصوصي ، متاسفانه ساختاري که محمد علي نجفي از بدو تاسيس صندوق ذخيره فرهنگيان طراحي نموده است مسئولين را قيم اعضا تلقي نموده است که برخي از روساي هيات امنا احساس قيم بودن بيشتر و برخي احساس قيم بودن کمتر داشته اند .
برخي از وزراي آموزش و پرورش در مخالفت با قيم مابي در صندوق خوش درخشيده اند :
موسسه صندوق ذخيره فرهنگيان جزء موسسات غير تجاري است که هدفش جلب منافع مادی و تقسیم منافع مزبور بین اعضاء خود مي باشد .
طبق قانون در کليه موسسات غير تجاري از جمله صندوق ذخيره فرهنگيان بالاترين رکن مجمع عمومي است که متاسفانه رکن مجمع عمومي در بيش از ربع قرن گذشته در صندوق وجود نداشته و وزير آموزش و پرورش قيم اعضا بوده و مي باشد .
اخيرا در شبکه هاي اجتماعي مخصوص فرهنگيان ، به صراحت اشاره شده است که از بهمن 1400 که تيم کارشناسي منتصب خود ِ وزير آموزش و پرورش ورود 20 % دارايي ها را به فرا بورس تصويب نموده اند ، به دليل آنکه مقام محترم وزارات آموزش و پرورش براي ورود به بورس به يقين نرسيده اند امکان ثبت اين دارايي ها در فرابورس قبل از پايان سال 1400( زمان مقرر ) از دست رفته است . تا نگارش اين مطلب هنوز وزير ، براي ورود به فرا بورس به يقين نرسيده و مصوبه کتبي هيات امنا را به مسئولين اجرايي ابلاغ نکرده است .
چرا وزير به نظر مشاوران غير عضو که شايد مخالف منافع اعضا هستند توجه مي کند و با مشاوران عضو صندوق ديدار ندارد و طي 5 ماه به يقين نمي رسد؟
چرا وزير به مشورت با کارشناسان عضو راضي نمي شود و قيم مابي را پيشه نموده است ؟
محاسبه حق مالکانه اعضا در بورس يا فرا بورس ، با معافيت هاي مالياتي بيشتر همراه است ؛ مضاف بر آن شفافيت بورس روي دوم اين سکه با ارزش است که در روش هاي ديگر تعيين ارزش دارايي ها اين شفافيت و خشکاندن ريشه هاي فساد برجسته نمي باشد .
براي ورود به بورس يا حتي فرا بورس شرايطي لازم است که در زمان غندالي فراهم نبود .
با توجه به شرايطي که امروز بر صندوق حاکم است و امکان ثبت نماد در فرا بورس براي بزرگترين هلدينگ صندوق ذخيره فرهنگيان ( هلدينگ پترو فرهنگ ) مهيا شده است ، برخي از کارشناسان با تخصيص ارزش مالکانه به روش هاي قبلي به شدت مخالف هستند .
نقدشوندگی بالا، کاهش ریسک سرمایهگذاری به دلیل ارتقای شفافیت، برخورداری از مالیات نقل و انتقال به میزان 0.5 درصد ارزش معامله در مقایسه با 4 درصد ارزش اسمی در خارج از بورس، نظارت بر فعالیت شرکتها و پاسخ گویی بیشتر مدیران شرکت از جمله مزایایی است که با پذیرش شرکتها در فرابورس ایران نصیب سرمایهگذاران میشود.
به قرار شنيده ها قرار بوده سهام پترو فرهنگ در سال 1400 به جاي عرضه اوليه به عموم افراد ، بخشي از عرضه اوليه هم به اعضاي موسسه صندوق ذخيره فرهنگيان ارائه شود که اين هم يک شرايط ويژه و خاص بود که متاسفانه اعضا از آن محروم ماندند .
در صورت ورود به بورس يا فرا بورس ، اعضاي صندوق بعد از 27 سال بدون نياز به قيم ، میتوانند بازار و شرایط شرکتها را به صورت دقیق بررسی کرده و با خرید و فروش سهام در فرابورس و سرمایهگذاری منطقی، سود و سرمایه خود را افزایش دهند.
اعتبار نامه مجمع عمومي استاني آنان از سوي صاحبان سرمايه صادر شده است که به آنان راي داده اند . به عبارت صحيح تر ان ها نمايندگان شايسته صاحبان سرمايه مي باشند و قيم اعضا نيستند .
در حال حاضر هم بيش از نيمي از اين مجمع عمومي استاني فعال مي باشند و مسائل صندوق خود را رصد مي کنند و راهکار ارائه مي دهند .
براي مبارزه با فساد در اين موسسه بهترين راهکار حکمراني شايسته ( بهره مندي از کارشناسان عضو صندوق ) است .
در دوره اول انتخابات بر اساس يکي از آئين نامه هاي تقديم شده به دفتر وزير ، شش نفر کنشگر فعال از مجمع نمايندگان استاني و سه نفر هيات امناي منتخب و مستقر ، کارگروه مرکب هيات امنا و مجمع نمايندگان استاني را تشکيل مي دهند که به عنوان نماينده اعضا جاي قيم هاي کنوني نقش آفريني مي کنند .
اگر بخواهيم مکانيزم حاکم بر سرمايه يک ميليون ششصد هزار عضو صندوق يعني قيم مابي را ملغي نماييم شايسته و بايسته است که اعضا يعني صاحبان اصلي سرمايه نيز در تدوين اسناد بالا دستي نقش آفريني نمايند .
زيرا سه منتخب کنوني يا شش منتخب آتي هيات امنا که به همه مباحث مطرح شده در امور حقوقي ، قانوني ، مديريتي، اصول حاکميت شرکتي و ... آشنا و آگاه نيستند .
خرد جمعی یا هوش جمعی، برآیند نظرات گروهی از افراد به جای یک فرد متخصص است.
پژوهشگران بر این باور هستند که هوش جمعی از آنجا برمیآید که افراد گروه تا چه اندازه با یکدیگر همکاری میکنند. برای نمونه، گروههایی که افراد آن را کسانی با « حساسیت اجتماعی » افزون تر تشکیل میدادند دارای خرد جمعی بالاتری بودند.
مدیر کل اداره ثبت شرکت ها و موسسات غیر تجاری ایران گفت: خرد جمعی، گفت و گو و تعامل میان ارکان اقتصادی کشورها، بهترین راهکار برای بهبود اوضاع اقتصادی در آنها است و همگرایی و همدلی اعضای اقتصادی جامعه از طریق « قانون اتاق » باعث توسعه تجارت قانون مدار می شود.
حاکمیت شرکتی، شامل مجموعه ای از روابط بین مدیریت شرکت، هيأت مديره، سهامداران و ذی نفعان دیگر است. علاوه بر آن، ساختاری ارائه می کند که از طریق آن، اهداف شرکت، ابزار دست یابی به آن، اهداف و نظارت بر عملکرد شرکت تعیین می شود.
نظارت بیانگر این مورد است که سهامداران مسئولیت پاره ای از تصمیمات شرکت را به هیاتي منتقل می کنند؛ یعنی کسانی که در هنگام تصمیم گیری برای انتخاب مجدد اعضای آن هیات ، در جلسات سالانه بعدی، عملکردشان بررسی و نظارت می شود.
مجمع عمومي استاني 83 نفره از دل مبارزه با قيم مابي بطحایی متولد شده که از اعضاي سرتاسر کشور راي گرفته اند . پس مجمع عمومي استاني بالاترين رکن موسسه تا تشکيل مجمع عمومي کل و يکپارچه است .
عاجل ترين راه کاهش تنش پيش آمده بين مسئولين (قيم اعضا ) و اعضا به شرح ذيل است :
ثبت نماد پترو فرهنگ در بورس يا فرا بورس است تا اعضا اطميان خاطر بيابند که مقدمات تخصيص بخشي از حقوق مالکانه آنان فراهم آمده است به شرط آن که کنش هاي ديگر مسئولان ( قيم اعضا ) بحران آفرين نباشند:
a.مثلا از اسفند 1400 ، اساسنامه موسسه کاملا خصوصي صندوق ذخيره فرهنگيان مجددآ با تغييراتي به کميسيون اجتماعي دولت ارجاع شده است که هنوز اعضا يا حتي مجمع عمومي استاني ( منتخبين استاني 83 نفر ) که توسط مسئولان به رسميت شناخته شده اند هم ، از چرايي ارسال مجدد و حتي متن تغيير يافته اساسنامه کاملأ بي اطلاع هستند گويا قيم مابي مسولين از گذشته تا ابد ادامه خواهد يافت .
شايسته و بايسته است که دلايل دقيق چرايي ارجاع مجدد اساسنامه به کميسيون اجتماعي دولت به ويژه متن کامل اساسنامه ارسالي با تمام تغييرات داده شده با ذکر دلايل تغييرات را به اطلاع مجمع عمومي استاني برسانند و شکاف بين مسئولين صندوق ( حقوق بگيران صندوق ) با اعضا ، صاحبان اصلي سرمايه ها را به حداقل برسانند .
متاسفانه مدير عامل ، نويد ِ اساسنامه جديد را مي دهد و انتخابات هيات امنا را به منوط به اساسنامه جديد مي کند . گويا در کميسيون اجتماعي دولت تغييراتي در راه است که اجراي اساسنامه و انتخابات آن بعد از آن تغييرات رقم خواهد خورد . اين خود بحران شکاف بين اعضا و مسولين صندوق را عميق تر مي کند .
قسمت اول بيان مدير عامل بسيار بسيار نگران کننده است زيرا نشان مي دهد که مدير عامل بزرگ قيم ِ اعضا ( بعد از بزرگترين قيم يعني وزير ) از پس پرده اساسنامه جديد اطلاعاتي دارد که اعضا ،حتي مجمع عمومي استاني ( منتخبين استاني 83 نفر ) هم که به رسميت شناخته شده اند به اين اطلاعات دسترسي ندارند .
در اين شرايط که راه گفت , گو با کنشگران و کارشناسان عضو صندوق ( حلقه واسط بين مردم و مسئولين ) بسته شده است طرح پويش (کمپين )آگاهانه شکايت با حداقل 30 هزار شاکي به مراجع قضايي يک راهکار جديد اعضا براي احقاق حقوق مسلم آنان است .
طبق شواهد قرار بوده وزير آموزش و پرورش در نيمروز دوم در همايش مهر ماه ديدار اعضاي مجمع عمومي استاني با هيات مديره و مير عامل و برخي از مسئولين صندوق ذخيره فرهنگيان حضور داشته باشد که متاسفانه اين ديدار صورت نمي گيرد .
دو تشکل و يک فعال صنفي آموزش و پرورش در 16 مهر 1401 نامه اي به رياست محترم هيات امناي صندوق ذخيره فرهنگيان ارسال مي کنند و هوشمندانه سطح مطالبه و گفت , گوي مجمع عمومي استاني را از سطح هيات مديره به سطح رياست محترم هيات امنا ارتقاء مي دهند .
قابل ذکر است که اين چهار کارشناس از دل مجموعه مطالبه گران براي پيگيري مطالبات اعضا در صندوق سر بر آورده اند ؛ بارها در گفت و گو هاي عمومي و کارشناسي با مسئولين حضور داشته و در آگاه سازي اعضا نقش آفريني داشته اند .
به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان، جلسه بررسی سازوکار تعیین سهم ارزش مالکانه روز سهشنبه 17 آبان 1401 با حضور دکتر حمیدرضا نجفپور مدیرعامل، مهندس حمید باقرنژاد عضو هیات مدیره و معاون مالی و سرمایه انسانی موسسه، دکتر جمال بحری مشاور ارشد مدیرعامل، دکتر عباسعلی قدیریان معاون برنامهریزی و توسعه کسبوکار و آقایان عباس آزادی و محمدحسن صدقی از فرهنگیان عضو موسسه برگزار شد.
در این جلسه، ابتدا گزارشی از راهکارهای پیشنهادی و روند پیشرفت اقدامات انجام شده در زمینه تعیین، تسهیم و تخصیص ارزش مالکانه با هدف تنویر افکار فرهنگیان ارائه شد.
در ادامه فرهنگیان حاضر در جلسه ضمن ارائه پیشنهادهای خود و سایر اعضا و تاکید بر استفاده از تمام ظرفیتها به منظور ایجاد انتفاع حداکثری، خواستار پیگیری مجدانه مطالبه چندین ساله اعضای موسسه در این خصوص شدند .
موسسه صندوق ذخيره فرهنگيان يک موسسه کاملأ خصوصي است که تمامي سرمايه ان متعلق به اعضا مي باشد ( حتي هبه و کمک دولت هم در قالب کمک به بخش خصوصي به حساب اعضا واريز مي شود ) لذا اعضا نياز به قيم ندارند .
از ويژگي بارز پيش نويس آئين نامه انتخابات مطالبه گران ، آن است که ساختار طراحي شده کاملأ مستقل از دولت مي باشد و حتي منابع مالي لازم را از صندوق ( سرمايه هاي اعضا ) تامين مي شود . همچنين براي برگزاري انتخابات نيز از ظرفيت سخت افزاري و نرم افزاري بخش خصوصي بهره مي برد واز امکانات و تجهيزات آموزش و پرورش بهره برداري نمي کند .
و نيز در تبصره 2 ذيل ماده 6 آمده است : وزیر آموزش و پرورش و معاونین ایشان میتوانند در جلسات شورای عالي مجمع نمايندگان ، بدون حق رأی شرکت و اظهارنظر نمایند.
در ساختار اين آئين نامه ، عملکرد شوراي عالي مجمع نمايندگان هم توسط اعضا ، نظارت مي شود .
قانون سوت زن حکمراني خوب و اصول حاکميت شرکتي در پيش نويس آئين نامه انتخاب 6 نفر هيات امنا توسط مطالبه گران به خوبي مورد توجه قرار گرفته است .
با توجه به دل نگراني اعضاي محترم صندوق از مصوبه مولد سازي دارايي هاي دولت ، مجبوريم به قيم مابي در کل کشور بپردازيم .
محمدحسن نجمی- در روزنامه اعتماد 8 بهمن نوشت ( 35 ) :
میراث باقیمانده از سال 97، همچنان در حال کار است ... «شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا». شورایی که بهار 1397 و پس از خروج ایالات متحده از برجام ایجاد شد ، روز گذشته وبسایت دولت یک مصوبه این شورا را منتشر کرد: مصوبه «مولدسازی داراییهای دولت». البته انتشار این مصوبه عجیب به این راحتیها هم نبود. سه روز پیش وبسایت «نسیمآنلاین» در گزارشی به این موضوع پرداخته بود و به دلیل آنکه هیچ رد و نشانی از مصوبه آبان ماه شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا نبود، از پنهانکاری دولت انتقاد کرده بود. با بالا گرفتن انتقادات، وبسایت دولت عصر دیروز متن مصوبه را منتشر کرد. هرچقدر نام مصوبه عجیب است، بندهای آن عجیبتر است.
پايگاه خبري تحليلي روزنو در 10 بهمن 1401 نوشت (43 ) :
حسین قربانزاده رئیس سازمان خصوصی سازی روز بیستم آذرماه در یک گفتگوی تلویزیونی از «تشکیل هیاتی هفت نفره با اختیارات ویژه در خصوص واگذاری و مولدسازی داراییهای دولت» و تصویب مصوبهای با عنوان «واگذاری اموال دولت در جلسه سران قوا» خبر داد.
از آن تاریخ تا روز ۸ بهمن هیچ خبری از متن مصوبه واگذاریها در درگاههای رسمی دولت نبود. از طرفی نهادی تحت عنوان «شورای سران سه قوه» خودش یک نهاد فراقانونی است که به هیچ فرد یا نهاد نظارتی پاسخ گو نیست و سابقه تصویب قوانینی نظیر افزایش قیمت بنزین را در کارنامه خود دارد.
جلسه شصت و هفتم شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا ، بيش از 9 ماه قبل از رسانه اي شدن آن برگزار شده است .
***
ادامه گفت و گو :
پرسش کننده ( 37 ) :
متن مصوبه مولد سازی اموال دولت بعد از طی مراحل تدوین و تصویب آن منتشر شده است .
مگر خود سران سه قوه در همایش روز ۲۰ آذرماه نگفته بودند که شفاف شدن مراحل تصمیمگیریها هم خود یک ضرورت است! چطور همزمان با ان سخنرانیها ، خود این مقامات در حال تصویب چنین مصوبه مهمی ، در شرایط محرمانگی کامل بودند؟
پاسخ دهنده ( 37 ) :
آن طور که روزنامه ایران، ارگان رسانه ای دولت نوشته «همه پیشنویس مصوبات این شورا به دلیل سطح اهمیت تصمیمگیری شورا محرمانه است.»
پرسش کننده ( 37 ) :
سوال این است که سطح اهمیت بالای این تصمیم ، ضرورت شفافیت آن را بیشتر میکند یا محرمانگی آن را؟ اساسا مگر با یک مساله نظامی یا امنیتی مواجه هستیم که اهمیت آن زمینه توجیه محرمانگی آن باشد؟

پاسخ دهنده ( 37 ) :
فرایند تدوین و تصویب مصوبات خود یک مساله بسیار مهم و حیاتی در حوزه شفافسازی است. در این مراحل است که افکار عمومی و خصوصا گروههای صاحب نظر، کارشناس و ذی نفع در جریان چرایی و فلسفه یک مصوبه قرار میگیرند، به نقد آن میپردازند، بر سر نقاط ضعف و قوت آن بحث میکنند و فضای سیاستگذاری را وارد حوزه تعامل میکنند.
تدوین و تصویب چنین مصوبه پراهمیتی به شکل محرمانه در بهترین حالت به معنای قرار دادن کارشناسان، صاحب نظران و افکار عمومی مقابل عمل انجام شده است. این یعنی بیتاثیری حوزه عمومی در یکی از مهمترین مراحل حکمرانی کشور یعنی تدوین و تصویب تصمیمات. آن هم در حالی که طبق همین مصوبه خبری از الزام به گزارشدهی عمومی در مرحله اجرا هم نیست.
با این شرایط ؛ کاش روسای سه قوه یک بار دیگر سخنان خود در همایش ۲۰ آذرماه را مرور میکردند تا با تطبیق آن با مراحل و محتوای مصوبه اخیر، یا این مصوبه را شفاف کنند و یا آن سخنان را تکذیب. چرا که چنان سخنانی با این مصوبه در تناقض محض است.
پرسش کننده :
دل نگراني جامعه از مصوبه مولد سازي دارايي هاي دولت چيست ؟
پاسخ دهنده ( 37 ) :
شقاقي شهري افزود: اين ثروتآفريني ميتواند يك نگاه مادي و پولي داشته باشد يا ميتواند يك نگاه و رويكرد غيرپولي و غيرمادي هم داشته باشد به عنوان مثال يك زمين غيرقابل استفاده را ميتوان به يك مجتمع تجاري تبديل كرد كه يك رويكرد ثروتآفريني با رويكرد مادي و پولي است كه در مجموع موجبات رضايتمندي مردم و شهروندان و كاهش هزينههاي دولتي را هم به همراه دارد.
اين اقتصاددان خاطرنشان كرد: در آلمان بيشترين نهادي كه به توسعه زيرساختهاي ورزش همگاني ميپردازد بيمههاي خصوصي هستند، اين بيمههاي خصوصي بررسي كردند در صورتي كه فضا براي ورزش همگاني گسترش يابد و مردم براي ورزش همگاني تشويق شوند سلامت شهروندان بهبود مييابد و هر چقدر سلامت شهروندان بهبود يابد بيماريها كاهش مييابند و هزينههاي بيمهها كمتر ميشوند و بيمههاي خصوصي براساس منافع خودشان اقدام به توسعه زيرساختهاي ورزش همگاني ميكنند.
شقاقي شهري گفت: آنچه محل شبهه و نگراني ميشود نحوه مولدسازي داراييهاي دولت و نگاه دولت به نحوه مولدسازي و محل مصرف حاصل از مولدسازي است، اما نگرانيها از اينجا شروع ميشوند كه با نام مولدسازي اموال دولت را به فروش برسانند و منابع حاصل از فروش آن را صرف هزينههاي جاري و حقوق و دستمزدهاي دولتي كنند !

پرسش کننده :
کدام نهاد نظارتي صحت عملکرد هيات 7 نفره را رصد مي نمايد ؟
پاسخ دهنده ( 37 ) :
شقاقي شهري تصريح كرد: مساله بعدي اين است كه هيات واگذاري داراييهاي دولت با شفافيت شروع به اين اقدام كنند كه مسلما براي اين اقدام نيازمند قانون هستيم و در زمان واگذاري بنگاهها هم يك قانون اصل 44 در مجلس مصوب شد و هيات واگذاري از دل اين قانون شكل گرفت و اين هيات واگذاري بنگاهها را واگذار كرد.
او افزود: در اين قسمت هم نگراني دومي وجود دارد و آن اين است كه اين هيات 7 نفره مولدسازي كه اين كار را در اختيار گرفته است اگر عملا در مولدسازي و فروش اموال خطايي داشته باشد چه كسي پاسخ گوست و كدام نهادها ميتوانند نظارت كنند و شفافيت در عملكرد اين هيات به چه صورت خواهد بود ؟ اين مسائل امروز در محل ابهام است .

پرسش کننده :
آيا تجربه خصوصي سازي مجددأ در حال تکرار است ؟
پاسخ دهنده ( 37 ) :
پيمان مولوي، عضو انجمن اقتصاددانان ايران در اين خصوص به «اعتماد» گفت: در صورتيكه دولت خواستار انجام مولدسازي اموالش است ضرورت دارد تا تمامي اين مكانيسم را در قالب صندوقهاي (REIT) در بورس عرضه كند و اين اموال به بالاترين قيمت به افرادي كه علاقهمند هستند ارايه شود كه البته اين موضوع بايد با شفافيت همراه و براي همه عموم هم قابل دسترس و قابل مشاهده باشد.
اين اقتصاددان تصريح كرد: ضمن آن كه در اين مسير به هيچ عنوان ترك مزايده و ترك تشريفات اتفاق نيفتد، اما اينكه سوال شود اين اقدام چقدر درست است به اعتقاد بنده اصلا درست نيست و به نظر ميرسد همان اتفاقي كه در خصوصيسازيها در اقتصاد ايران افتاد اما اقتصاد همچنان بسته باقي مانده و آزاد نشد مجددا تكرار خواهد شد.
پرسش کننده :
آيا چشم انداز مصوبه مولد سازي دارايي هاي دولت اميد بخش است ؟

پاسخ دهنده ( 37 ) :
امروز رتبه آزادي اقتصادي در ايران به 159 تنزل كرده است و به احتمال زياد براي سال آينده به رتبه 160 خواهيم رسيد و جزو 10 كشور آخر جدول خواهيم شد ...
اين اتفاق به اين معني است كه دولت هر لحظه براي اينكه بتواند درآمدهايش را پوشش دهد اموالش را براي فروش گذاشته و اين اموال از بخش دولتي به سمت بخش خصولتي حركت ميكند اما متاسفانه بخش خصوصي يا خصولتيها هم توانمندي اداره اين اموال را ندارند و در نهايت دولت به جايي ميرسد كه هيچ اموالي در اختيار ندارد و اقتصاد ذينفعانه هم شديدا حاكم خواهد شد و ما به يك دولت ضعيفي تبديل خواهيم شد كه كارآمدي لازم را هم ندارد و اغلب كارشناسان هم از اين مساله هراس دارند.
مولوي افزود: اين تصميم شبيه تصميمي است كه در خصوصيسازي هم گرفته شد و به نام خصوصيسازي در باطن شاهد دست به دست شدن شركتها از بخش دولتي به بخش خصولتي بوديم.
پرسش کننده :
دليل ِ مسولين به محرمانه بودن مصوبه سران قوا چيست ؟
پاسخ دهنده ( 39 ) :
وزیر اقتصاد در پاسخ به این پرسش که آیا مصوبه سران قوا محرمانه بود، توضیح داد:
اکثر مصوبات در شورای عالی سران سه قوه در مرحله تکمیل محرمانه است چرا که در این مرحله ممکن بود در محضر رهبر معظم انقلاب پیشنهاد یا اصلاحی انجام شود اما پس از موافقت هیات مولدسازی داراییهای دولت - حفظ محرمانگی آن البته با ذکر این توضیح که محرمانگی نه به معنای پشت درهای بسته بودن است؛ بلکه به این معنا که قابلیت انتشار عمومی نداشت – و زمانی که به مرحله اجرا رسید، محرمانه نبود .
پرسش کننده :
پاسخ مسئولين به انتقادها در مورد مصونيت ِ هيت هفت نفره چيست ؟ سوال این است که سطح اهمیت بالای این تصمیم ، ضرورت شفافیت آن را بیشتر میکند یا محرمانگی آن را؟ اساسا مگر با یک مساله نظامی یا امنیتی مواجه هستیم که اهمیت آن زمینه توجیه محرمانگی آن باشد؟
پاسخ دهنده ( 40 ) :
خاندوزی افزود: اگر پیمانکار بداند زمین را ممکن است در آینده پس بگیرند، دیگر کار را انجام نمیدهد. در نتیجه این اطمینان خاطر داده شده است.
پرسش کننده :
مصونيت قضايي قائل شدن براي اعضاي هيت هفت نفره بدون چار چوب محدود کننده چه عيبي دارد ؟
پاسخ دهنده ( 41 ) :
شاید مصونیت قضایی قائل شدن برای اعضای هیئت و مجریان بتواند آنان را برای ورود، ترغیب کند. اما اگر این مصونیت بدون چارچوب محدودکننده، باشد هیچ فرقی با گذشته ندارد و علاوه بر آن افراد به واسطه مصونیت و اینکه ضرورتی به پاسخگویی و بازخواست هم نمیبینند، میتواند منشأ تخلفها و فسادهای جدید باشد.
نگرانيها از اينجا شروع ميشوند كه با نام مولدسازي اموال دولت را به فروش برسانند و منابع حاصل از فروش آن را صرف هزينههاي جاري و حقوق و دستمزدهاي دولتي كنند !
پرسش کننده :
نقش مجلس قانون گذار در مصوبه مولد سازي دارايي هاي دولت چيست ؟
پاسخ دهنده ( 42 ) :
انتقاد دیگر منتقدان روندی است که از سال ۹۷ تاکنون طی شده و حاکی از تنزل شان مجلس و بیاثر کردن آن است. از نظر آنان ، شورای عالی هماهنگی اقتصادی به محلی تبدیل شده که تصمیمات ساختاری، کلان و مهم اقتصاد کشور در آن اتخاذ میشود و نهادی چون مجلس که بنا بر وظایف ذاتی خود باید به وضع قانون و نظارت بر آن بپردازد، از دایره این تصمیمات مهم کنار گذاشته شده و این آفتی است که ساختار سیاسی کشور را تهدید میکند.
فلسفه تشکیل شورای سران قوا، بحث و تصمیمگیری در خصوص معضلات کشور با توجه به جنگ اقتصادی تحمیلشده و تحریمهای آمریکا بود نه چنین مسائلی که نیازمند واکاویهای تخصصی در کمیسیونهای مختلف مجلس است.
منتقدان به این مهم اشاره می کنند که مجلس به نمایندگی از ملت وکالت دارد و باید در وضع قوانین دخالت کند اما وضعیت فعلی به گونهای است که چندان در مسائل مهم کشور وارد نمیشود. از تصمیم در خصوص افزایش نرخ بنزین و ۳ برابر کردن در سال ۹۸ گرفته تا همین مصوبه مولدسازی این گزاره را به خوبی اثبات میکند.

پرسش کننده :
انتقاد برخي از نمايندگان محترم مجلس به مصوبه مولد سازي دارائي هاي دولت چيست ؟
پاسخ دهنده ( 45 ) :
نماینده مردم سبزوار در مجلس در پاسخ به این مساله که «این مصوبه شفافیت ندارد و مجلس هم به آن نظارت نخواهد داشت»، اظهار کرد: درخصوص شفافیت، براساس احکام بودجه که سال گذشته به تصویب رسید، با توجه به اصلاح ساختار بودجه که بعضی از مواد آنجا مصوب شد معاملات دولت اعم از کوچک و بزرگ همه باید آنجا شفاف شود.
محبی نجمآبادی در واکنش به این مساله که «مصوبات شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا یک قانون جدا از قانون مجلس است، نه مجلس بر آن نظارت دارد نه شورای نگهبان، از سوی دیگر در این مصوبه بحث مصونیت قضایی را برای پیگیری های بعدی هم آوردهاند و عملا نه در زمان تصویب و نه در زمان اجرا نظارت و پیگیری بر این کار نخواهد بود»،
وی در واکنش به مساله مصونیت قضایی برای اعضای هیات هفت نفره و دیگر مسئولان اجرایی این مصوبه، عنوان کرد: این درست نیست، با خیلی از قوانین مصرح و قانون اساسی هم در تناقض است، شورای هماهنگی سران قوا که نمیتواند خلاف قانون اساسی مصوبه بدهد. امروز رتبه آزادي اقتصادي در ايران به 159 تنزل كرده است و به احتمال زياد براي سال آينده به رتبه 160 خواهيم رسيد و جزو 10 كشور آخر جدول خواهيم شد
پرسش کننده :
نظر تحليل گران ِ اجتماعي به اين مصوبه چيست ؟
پاسخ دهنده ( 46 ) :
عباس عبدي در خبر انلاين 9 بهمن 1401 (آقایان سران قوا! این مصوبه تان با 10 اصل قانون اساس مغایر است ) نوشت :
هیات مولدسازی، موضوع بسیار عجیبی است و به کلی فاقد اعتبار حقوقی است، هر چند آییننامه آن منتشر شده است، ولی اصل چنین مصوبهای هنوز در روزنامه رسمی دیده نمیشود و چیزی که در این روزنامه نیاید، فاقد وجاهت قانونی است، اگر هم بیاید، باید مستندات قانونی آن روشن باشد.
این مصوبه تقریبا 10 اصل قانون اساسی را نقض میکند. مساله این است که همه دولتها و بهطور کلی حکومت درصدد بودهاند که داراییهای زائد خود را بفروشند. برای این کار پیشتر سازوکاری قانونی تعریف شده بود و اکنون هم وجود دارد. ولی به عللی به ویژه در این دولت جریان امور پیش نمیرفت. برخی فسادها هم از ابتدای واگذاریها رخ میداد که کم نبود. بهطور کلی خیلیها به لحاظ سیاسی و اقتصادی معتقدند که دولت باید بسیاری از اموال، به ویژه در حوزه تولید و تصدیگری را واگذار کند.
دلایل این ایده فراوان است. هدف اصلی آن نیز باید رونق تولید و افزایش بهرهوری اقتصادی باشد. ولی دولتهای ما بهطور معمول اموال خود را با این هدف واگذار نمیکنند، بلکه هر گاه پول ندارند، دنبال فروش اموال میروند. دقیقا مثل افزایش قیمت حاملهای انرژی. تازه در این مرحله نیز شفاف وارد عمل نمیشوند و هدف اصلی نوعی توزیع رانت خواهد بود و کمک چندانی هم به افزایش تولید و بهرهوری نمیکند.
در ایران مسیر رانتی طی میشود. نمونه آن کارخانه دنا بود که گل سرسبد کارخانجات به ثمن بخس و تا حدی مجانی واگذار شد و بعد از مدتی که سودهای کلان بردند، کارخانه نیز در سراشیبی قرار گرفت.
بنابراین واگذاریهایی که شفاف بودند یا باید شفاف میبوند، به آن روز دچار شد، به افراد فاقد صلاحیت واگذار شد که بفروشند و پولی به جیب بزنند یا مثلا دانشگاه بسازند! حالا اگر واگذاریها غیرشفاف باشد نتیجه بدتر است و این نوعی اتلاف و حیف و میل اموال عمومی با توجیه ناکارآمدی اموال و مولد کردن آنهاست!
نکته مهم این مصوبه عدم انتشار و مبانی قانونی آن است. حتی در آن جرم و مجازات هم تعریف شده، در حالی که بدیهیترین ضوابط برای تعیین هر جرمی اعلام عمومی آن است و بدون این ضابطه تعیین جرم، مصداق قبیح بودن مجازات بدون بیان است. جالبتر اینکه اعضای هیات را از تعقیب و پیگرد قضایی مصون کرده است. در حالی که اگر آنان مطابق قانون انجام وظیفه کنند، تعقیب نمیشوند و اگر مطابق آن عمل نکنند باید مورد پیگرد قرار گیرند، مگر اینکه بگوییم فعل و تصمیم آنان عین قانون است!! که چنین چیزی از عجایب خواهد بود .
پرسش کننده :
وجه تشابه مصوبه اخير مجلس ( سکوت کنيد ) با مصوبه مولدي سازي چيست ؟

پاسخ دهنده ( 47 ) :
در كنار اين خبر طرح جديدي را عدهاي از نمايندگان در مجلس ارائه كردهاند كه خلاصهاش اين است. لطفا حرف نزنيد. ما در حال كار هستيم! متني كه بايد در موزه قانونگذاري ثبت و ضبط شود و به عنوان كارنامه مجلس كنوني در تاريخ خواهد ماند، متني كه حتي ويژگيهاي شكلي يك قانون را ندارد، چه رسد به لحاظ محتوا كه ضد آزادي است.
اگر در سال ۱۳۵۷ كسي پيدا ميشد و ميگفت كه در دهه فجر ۴۴ سال پس از انقلاب چنين طرحي در مجلس ارايه خواهد شد، حتما او را به عنوان يك دروغ گوي تخريب گر، طرد و مسخره ميكردند، ولي امروز به عنوان يك طرح از سوي مجلس انقلابي در دستور كار قرار ميگيرد.
تركيب اين دو پديده، يعني فساد مطلق و نابودي منابع و فقر بيشتر. مجلسي كه بايد دنبال گرفتن وظايف از دست رفته خودش باشد و حق قانونگذاري را در انحصار خود بداند، در برابر چنين تعرضي سكوت كرده و به جاي آن با ارايه طرح سكوت! سكوت مطلق؛ به ياري آن ميرود تا هر گونه كه خواستند بِبُرند و بدوزند و در فضايي غيرشفاف، اموال و داراييهاي عمومي مردم فقير را به بخشهاي خصولتي و خصوصي ويژه و تحت عناوين گوناگون واگذار كنند. كارنامه اين مجلس از اين جهات بسيار برجسته است. ولي اگر هم طرح آنان تصويب نشود، جاي نگراني نبايد داشته باشند، چون همانطور كه طرح صيانت تصويب نشد ولي در عمل بدتر از آن به اجرا در آمد، اين نيز در همان مسير قرار خواهد گرفت. آيا هنوز دنبال تعريف فساد نظاممند هستيد؟

پرسش کننده :
نظر تشکل ها در باره اين مصوبه چيست ؟
پاسخ دهنده ( 48 ) :
سازمان معلمان ايران در بيانيه 13 بهمن 1401 خود نوشت (48 ) :
« شورای هماهنگی قوای سه گانه مصوبه ای موسوم به «مولدسازی اموال دولت» مبنی برشناسایی و آزاد سازی اموال غیر منقول دولت توسط یک هئیت هفت نفره برای تامین بخشی از منابع بودجه در سال آینده داشته است که اهم مشخصات آن عبارتند از:
۱- محرمانه بودن تصمیمات هیئت مذکور
۲- دور زدن تشریفات قانونی
۳- مصونیت قضایی هیئت مجری این مصوبه
۴_ موقوف الاجرا بودن قوانین مغایر
و ...
سوال این است که چرا هیئتی فاقد جایگاه قانونی ، بدون پاسخگویی و شفافیت ، با مصونیت قضایی و بدون مشخص کردن نحوه واگذاری ، با دور زدن قوانین اساسی و عادی می خواهد دست به حراج اموال بیت المال بزند؟!
سازمان معلمان ایران قانونگذاری شورای سران سه قوه را موجب تضعیف بیشتر جایگاه مجلس و این مصوبه را مغایر قانون اساسی و وظیفه نظارتی رئیس جمهور دانسته و آن را فاقد پشتوانه عقلانیت سیاسی ، علمی ، اجتماعی و مخالف دموکراسی و قانون گرایی می داند ؛ لذا خواستار لغو این مصوبه می باشد.
پرسش کننده ( 49 ) :
احمد توکلي عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس هیأت مدیره دیده بان شفافیت و عدالت در نامه ای به سران قوا مصوبه «مولّدسازی داراییهای دولت» را فروش بیت المالِ متعلق به آحاد ملت قلمداد کرد و آن را نوعی «کاپیتولاسیون» دانست که برای مدیران سیاسی دارای امضای طلایی مصونیتی ایجاد می کند که حتی برای رهبری و مسولان رده بالای دیگر نظام نیز چنین مصونیتی پیش بینی نشده است.
نکات مهم اين نامه چيست ؟
راه نجات کشور بی ارزش ساختن قانون و ویژه سازی اشخاص نیست بلکه اصلاح روش حکمرانی و منش حکمرانان است که از آن غافلیم.
پاسخ دهنده ( 49 ) :
توکلي در مقدمه مي گويد :
پیش از پرداختن به مصوبهی خطرناک کنونی، نکتهای را به صورت کلی اعلام میکنم:
این گونه مصوبات مهم و تأثیرگذار باید با سازوکارهای مردمسالارانه در فرایندهای نخبگانی، بررسی و تصویب شوند و همۀ اطلاعات ذیربط، به آسانی در دسترس مردم قرار داشته باشد. در نظام جمهوری اسلامی، بارزترین شکل آن مجلس است، که مطابق اصل 71 قانون اساسی درعموم مسائل می تواند قانون وضع كند. آن هم در حدود مقرر در قانون اساسی البته شرط عقل و شرع است که موضوعات کارشناسانه و علمی بررسی گردد تا ابعاد و آثار مختلف آنها واکاوی شده و بر قوت آنها افزوده و از ضعفهای آن¬ کاسته شود.
متأسفانه، مصوبات شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا چنین مسیری را طی نمیکند. برعکس، کار این شورا، شیوهای شده است برای تصویب موضوعاتی که با معیارهای کارشناسی قابلپذیرش نیستند ولی به هر دلیل، تصویب آن به مصلحت کشور تشخیص داده شده است.
پرسش کننده :
نقد احمد توکلي در باره قانون خصوصي سازي چيست ؟
پاسخ دهنده ( 49 ) :
نحوه اجرای قانون ِ خصوصي سازي به دست کارگزاران و صاحب منصبان، چنان پیش رفت که بخش چشم گیری از توان کشور و قوه قضاییه برای مبارزه با فساد، معطوف به همین واگذاریها بود. ولی اشکال از اجرا بود، نه قانون. باید از تجارب پند گرفت و از پنهان کاری و عدم شفافیت در تصویب مقررات و تنظیمگری متعارض با مردمسالاری با جدیت پرهیز کرد.
پرسش کننده :
به نظر توکلي چرا دولت مجبور شد مصوبه را منتشر نمايد ؟

پاسخ دهنده ( 49 ) :
به حمدالله امروز از برکات فضای رسانههای عمومی و اجتماعی برخورداریم و مصوبهای را که ابتدائاً قرار بود به صورت محرمانه اجرایی شود شفاف کرد و دولت را مجبور ساخت تا آن را منتشر کند و از این طریق مجال اظهارنظر نخبگان نسبت به آن فراهم شود. اما افسوس که این اظهارنظرها در مسیر تدوین و تصویب این مصوبه جایی نداشته است!
پرسش کننده :
آيا هيأت هفت نفره صلاحيت قانونگذاري دارند ؟
پاسخ دهنده ( 49 ) :
تشکیل و ترکیب هيأت هفت نفره ، مغایر با اصول 57 و 60و 71 و 85 قانون اساسی است. اینجا ، عمق فاجعه بیشتر نمايان مي شود که به جای نمایندهای به انتخاب «نمایندگان مجلس»، شخص «رییس مجلس» نمایندهای را از سوی خود تعیین میکند. حتی این نماینده میتواند «نماینده مجلس» هم نباشد! همچنین یک نفر هم از طرف رییس قوه قضاییه در این هیأت عضو است.

پرسش کننده :
چالش وظايف هيئت هفت نفره کدام است ؟ اگر در سال ۱۳۵۷ كسي پيدا ميشد و ميگفت كه در دهه فجر ۴۴ سال پس از انقلاب چنين طرحي در مجلس ارايه خواهد شد، حتما او را به عنوان يك دروغ گوي تخريب گر، طرد و مسخره ميكردند، ولي امروز به عنوان يك طرح از سوي مجلس انقلابي در دستور كار قرار ميگيرد.
پاسخ دهنده ( 49 ) :
اینکه وزارت امور اقتصادی و دارایی متولی «پیشنهاد مازاد بودن اموال غیرمنقول دولتی» شود و در عین حال «اختیار شناسایی و تعیین مورد واگذاری، فروش و پروژههای نیمهتمام عمرانی و قراردادهای مشارکت و سرمایهگذاری» را داشته باشد، چنان ملغمه ای از مناسبات اداری می سازد که روند امور و عملکرد سایر دستگاههای اجرایی را مختل می کند. اینجا دیگر صحبت از منفذ فساد نیست بلکه سخن از دروازه فساد است.
تفاوت این فساد با سایر مفاسد آن است که فسادی مشروع و مستظهر به صلاحیت قانونی است! در یک کلام فسادی است که لباس قانون بر آن پوشانده اند در این مرحله اجرای قانون خود منشا فساد است و اگر شما بخواهید با فساد مبارزه کنید فریاد وا اسلامای مفسدان گوش فلک را کر می کند.
پرسش کننده :
آيا اين مصوبه آن طور که مدافعان آن ادعا مي کنند دولت را از بن بست اقتصادي خارج مي کند ؟
پاسخ دهنده ( 49 ) :
اقتصاددانی که به قواعد بودجه ریزی نیز مسلط باشد و متن مصوبه شما را بخواند و از سلامت نیت و سوابق شما آگاه نباشد، گمان می برد که تنظیم کنندگان و تصویب کنندگان آن قصد به بن بست رساندن دولت را در سر دارند!
بدین ترتیب اگر این مصوبه به همین ترتیب به اجرا گذاشته شود، آنچه تا کنون با سوءتدبیرها یا سوءنیت ها بر سر منابع نقدی آوردهاند به زودی بر سر منابع غیرنقدی نیز خواهند آورد.
پرسش کننده :
نقد توکلي به مصونيت قضايي هيأت و مجريان مصوبه چيست ؟
پاسخ دهنده ( 49 ) :
فاجعه آمیزترین بخش مصوبه، «مصونیت قضایی اعضای هیأت و مجریان تصمیمات آن» است. صدای فرو افتادن طشت این بند ، چنان بلند بودهاست که چرت بیحوصلهترین افراد را هم پاره کرده است. چنین حکمی چه تفاوتی با «کاپیتولاسیون» دارد؟ البته یک فرق دارد، و آن مصونیت برای مدیران سیاسی دارای امضای طلایی! رقم می خورد چنین مصونیتی در نظام جمهوری اسلامی ایران حتی برای مقام رهبری، خود رؤسای قوا و نمایندگان مجلس و حتی مجلس از حیث کلی هم پیشبینی نشده است. این روش مغایر اصول متعدد قانون اساسی از جمله اصول 20، 34، 61 و 159 و نیز مغایر با موازین شرع است.
سابقه خصوصیسازی جلوی چشم مان است. زمان زیادی هم از این ماجرا و برگزاری دادگاههای آن در قوه قضاییه نگذشته است. مایه شگفتی است که دو رییس قوه قضاییه کشور (رییس سابق و رییس فعلی) بنشینند و مصونیت قضایی را برای اعضای هیأت پیشبینی کنند!
اگر ایشان این طور نگران دخالت نادرست قوه قضاییه و قضات هستند، پس مردم باید چه بگویند و به کجا پناه ببرند؟!
تنها قیدی که مقام رهبری در تأیید این مصوبه ذکر کردند آن است که با وجود اختیارات وسیع هیأت، مراقبت لازم نسبت به عملکرد آن صورت گیرد. آیا پیشبینی مصونیت قضایی برای هیأت و مجریان فرامین آن، «مراقبت لازم» است؟! چه سازوکاری را برای «مراقبت لازم» بر عملکرد این هیأت که دستور مقام معظم رهبری است پیش بینی کرده اید؟ نه ساختاری، نه نهادی و نه نیروی انسانی برای این امر تدارک ندیده اید.

پرسش کننده :
نقد احمد توکلي بابت قوانین و مقررات مغایر با این مصوبه که به مدت دو سال موقوفالاجرا مي شوند ، چيست ؟!
پاسخ دهنده ( 49 ) :
اگر سران قوا بخواهند قانونی را اصلاح کنند یا موقوفالاجرا نمایند باید به تأیید مقام رهبری برسد. اما در این مصوبه ، این اختیار را به هیات هفتنفره دادهاند تا قوانین و مقررات مغایر را به تشخیص خود تا دو سال موقوفالاجرا نماید. این طرز برخورد با مجلس شما را به یاد رفتار مستبدانه سال های اول مشروطه نمی اندازد؟! از مشروطه تا امروز چند نفر برای تشکیل مجلس مردمی و آزادمنش به شهادت رسیده اند؟ چه پاسخی برای آنها داریم؟
راه نجات کشور بی ارزش ساختن قانون و ویژه سازی اشخاص نیست بلکه اصلاح روش حکمرانی و منش حکمرانان است که از آن غافلیم.

پرسش کننده :
همچنان که براي ارائه لايحه بودجه 1402 ، قبل از برنامه هفتم توسعه ، دو جلسه غير علني در مجلس برگزار شد ، براي مصوبه مولد سازي داراي هاي دولت هم دوشنبه 17بهمن 1401 جلسه غير علني مجلس برگزار شد . در كنار اين خبر طرح جديدي را عدهاي از نمايندگان در مجلس ارائه كردهاند كه خلاصهاش اين است. لطفا حرف نزنيد. ما در حال كار هستيم! متني كه بايد در موزه قانونگذاري ثبت و ضبط شود و به عنوان كارنامه مجلس كنوني در تاريخ خواهد ماند، متني كه حتي ويژگيهاي شكلي يك قانون را ندارد، چه رسد به لحاظ محتوا كه ضد آزادي است.
از اين جلسه غير عنلي چه خبر ؟
پاسخ دهنده ( 50 ) ، ( 51 ) و ( 52 ) :
( 50 ) علیرضا سلیمی عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی با اشاره به جزئیات جلسه غیر علنی صبح امروز ( دوشنبه 17 بهمن 1401 ) مجلس اظهار داشت:
صبح امروز نمایندگان مجلس با رئیس مجلس جلسه غیرعلنی داشتند که ابتدا به مسائل بودجه سال آینده پرداخت شد و نمایندگان نکات خود را نسبت به بررسی بودجه مطرح کردند.
وی افزود: همچنین دستور بعدی جلسه غیرعلنی مبحث مهم مولدسازی بود.
نمایندگان در این جلسه اصل مولدسازی را خوب و مفید دانستند اما سوالاتی درباره نحوه اجرایی آن داشتند که رئیس مجلس به آن پاسخ داد.

( 51 ) ایزدخواه: مجلس درباره مولدسازی جلسهای مجزا برگزار خواهد کرد :
روحالله ایزدخواه نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی نیز در گفتوگو با تسنیم، با اشاره به نشست غیرعلنی صبح امروز (دوشنبه 17 بهمن ) مجلس گفت: این نشست با موضوع بررسی ابعاد مختلف مولدسازی برگزار شد. وی افزود: در این نشست آقای قالیباف ضمن بیان توضیحاتی درباره مصوبه سران قوا برای مولدسازی اموال راکد دولت، به نمایندگان این وعده را داد که مجلس حتما درباره مصوبه مولدسازی جلسهای مجزا به شکل علنی برگزار خواهد کرد.
نماینده تهران خاطرنشان کرد: در نشست امروز همچنین 6 نفر از نمایندگان مجلس به بیان نقطه نظرات خود درباره مصوبه مولدسازی و سازوکار اجرایی آن پرداختند.
( 52 ) توانگر افزود:
رئیس مجلس تاکید کرد که آئین نامه مولدسازی باید در جلسه شورای هماهنگی بررسی و اصلاحات لازم برای اطمینان بخشی از چگونگی اجرای درست آن انجام شود.
وی افزود: براساس توضیحات آقای قالیباف، در نظام نامه شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا، مدت اجرای تصمیمات این شورا محدود است و بر اساس آن اگر بنا بر ادامه اجرای تصمیمات بیش از زمان تعیین شده باشد باید دولت لایحه آن را به مجلس بیاورد و موضوع مولدسازی نیز شامل همین نظام نامه است.
( گفت و گو ادامه دارد )
* بخش سوم
* بخش پنجم
* بخش ششم
* بخش هفتم
* بخش هشتم
* بخش نهم
منابع :
1- آرشیو سوالات حقوقی از وکلای دادگران ( 1 ) تاریخ انتشار: دوشنبه 01 آذر 14002. تارنماي ثبت فکر برتر
3- تعريف خرد جمعي از ويکي پديا
4- تعريف خرد جمعي از ويکي پديا
6- دنياي اقتصاد لزوم تصميم گيري بر اساس خرد جمعي
8- شرکت سرمايه گذاري گروه توسعه ملي ( سهامي عام ) حاکميت شرکتي و کميته هاي تخصصي
9- آئين نامه نظام راهبردي شرکتي مصوب 11/8/1386 سازمان بورس و اوراق بهادار تهران
10- دستورالعمل حاكميت شركتي شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ايران
12 .تار نماي پژوهش هاي حسابداري مالي . مدیریت سود، چگونه کیفیت سود شرکتها را تحت تاثیر قرار می دهد؟
13- استراتژي باز ( Open Strategy ) چيست ؟
15 . دنياي اقتصاد : راهنمايي کاربران براي استفاده از استراتژي باز ، استراتژي سازي موفق با خرد جمعي
16 . تحقق خرد جمعی در کنترل شرکتهای زیرمجموعه و بانک
19- «نوآوری باز» چیست و چرا به یک ضرورت تبدیل شده است؟
20- مقاله حاکميت شرکتي ، حمايت از سهامداران
21- حکمرانی خوب با استقرار حاکمیت شرکتی
22- تکرار مطالبات فرهنگیان در دیدار اختصاصی عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران با وزیر آموزش و پرورش
23 - ويکي پديا : حکمراني خوب يا حکمراني مطلوب
28 .فصلنامه سياستهاي راهبردي و کلان مقاله
تأثیر شفافیت سود بر هزینه سرمایه و بازده اضافی (مطالعه موردی: شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران)
29 . سايت فرا بورس ايران + پرسشهای متداول پذیرش در بازار اول، دومپرسشهای متداول پذیرش در بازار اول، دوم
33 . سخن معلم : در حال محاسبه «ارزش مالکانه» هستیم.
39 . تارنماي الف - واکنش خاندوزی به انتقادها از مصوبه مولدسازی
48 . سازمان معلمان ايران رر بيانيه اي خواستار لغو مصوبه غير قانوني مولد سازي اموال دولت شد
52 . اقتصاد نيوز- جزئیات مهم از جلسه غیرعلنی مجلس درباره مصوبه مولد سازی- کدخبر: ۵۳۵۶۴ تاريخ : 1401/11/۱۷
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ستوده باد دانایی
«کاچ» چیست؟
پرسش بالا، موضوع انشاء ما در کلاس پنجم ابتدایی بود.
«کاچ» در گویش مازندرانی به چوب دستیای گویند که گالشها (یا همان چوپانها) برای هدایت گلههاشان بهدست میگیرند. «کُنِسکاچ» نیز چوب دستی محکمی از جنس درخت ازگیلِ جنگلی و نماد اقتدار چماقداران در آن منطقه از ایران است. چماق داران نیز کسانیاند که در طول تاریخ این سرزمین از آنها برای حفظ دیکتاتوریها استفاده میکردهاند.
اما هدف و خواستهی آموزگار ما از طرح پرسش بالا به عنوان موضوع انشاء، چیز دیگری بود!
زمانی که هرکدام از همشاگردیهایم به پای تخته فراخوانده میشدند تا انشاءشان را بخوانند، آموزگار نخست با نگاهی هراسناک «کُنِسکاچش» را به رخ آنها میکشید و سپس اجازهی خواندن انشاء را به ایشان میداد!
آموزگار پس از خوانده شدن انشاء توسط همشاگردیهایم، با کوبیدن کاچ بر دستان یا اندامشان، آنها را به سمت نیمکتشان هدایت میکرد و با چهرهای خشمآلود و لحنی خشن، چون بازیگران تئاتر رو به بچهها میکرد و میگفت: « کاچ ابزاری است کارآمد برای تربیت دانشآموزان، به طوری که اگر هر کدام از آنها شلوغبازی درآورد یا به وظیفهاش که همانا درس خواندن است عمل نکرد، باید با آن کوبید بر سر و کله و دست و صورتش تا هم ادب شود و هم درسش را بخواند »!
آموزگار عادت داشت مرا آخر از همه به پای تخته بیاورد. زیرا متمایز از دیگران مینوشتم!

زمانی که مرا به پای تخته فراخواند تا کاچ را توصیف کنم، من نخست موضوعِ تماما استبدادی و استعماریِ انشائی که بر روی تخته نوشته شده بود را پاک کردم و سپس متن بهکلی پرسشی انشایم را چنین خواندم:
- فکر چیست؟
- تفکر چیست؟
- انسان متفکر کیست؟
- آیا فکر همان اندیشه است و تفکر همان اندیشیدن و انسان متفکر همان اندیشمند؟ این نخستین تجربه زیسته من در سنین کودکی در تبدیل یک دیکتاتور به فردی خردورز با ذهنی پرسشگر بود.
- اساسا چرا باید فکر کرد؟
- آیا فکر باعث پیشرفت جوامع میشود؟ یا تفکر؟ یا انسان متفکر؟ کدام یک مقدم بر دیگری است و چرا؟
- آیا تفکر با پژوهش رابطه دارد؟ آیا هماندیشی انسانهای متفکر با یکدیگر باعث زایندگی و نوزاییِ فکری در جامعه میشود؟
- ثبت فکر و ایدههای نو و مکتوب کردن تجربیات زیستهی یک انسان متفکر چه تاثیری بر گسترش دانش بشر و موفقیت نسلِ بشر خواهد گذاشت؟
- در یک جامعه پیشرفته، چه کسانی فکر میکنند؟ آیا تغییرات پارادایمی در زیست بشر ریشه در تفکر انسانهای متفکر و خلاق دارد؟ چرا پیشرفت بشر نیازمند شکستن کلیشهها و گسترش چارچوبهای ذهنیِ نو است؟
آیا در یک جامعه پیشرفته انسانهای متفکر در دانشگاههایش مستقرند؟
- آیا اگر دانشگاههای یک جامعه هیچ نقشی در حل مسالههایش نداشته باشند، معنایش آن است که دانشگاهیان آن جامعه در زمینه مسالهیابی، زایش فکری ندارند؟ یا نه! در آن دانشگاهها پتانسیل زایش فکری وجود دارد ولی متفکرانش زیر سلطهی ایدئولوژی و سیاست؛ در سه مقولهی باروری، زایندگی و نوزاییِ فکری دچار عقیمشدگی در علم شدهاند؟!
- آیا گسترش زیرساختهای تفکر در دانشگاهها سبب بالارفتن سرانه مطالعه در سطح عمومی جامعه میشود؟ اگر پژوهش، یکی از زیرفرایندهایِ کلانفرایند تفکر باشد، چگونه میتوان برون داد آن را که همانا فکر است به سطح عمومی جامعه تسری داد؟ آیا این پدیده، به نوعی به اجتماعیسازی علم اشاره دارد؟
- اساسا چرا در جامعهی ما متفکرانش را با کاچ میزنند؟

- آیا کاچ موجب توقف فرایند تفکر در جامعه میشود؟
- چرا با اینکه کاچ نمیتواند فرایند تفکر را متوقف کند اما باعث ایجاد مانع در برابر جاری شدن فکر در جامعه میشود؟ آموزگار عادت داشت مرا آخر از همه به پای تخته بیاورد. زیرا متمایز از دیگران مینوشتم!
- چرا دیکتاتورها از متفکران خیرخواه متنفرند؟!
- پس از پایان خوانش انشایم، اشک از دیدگان آموزگارم جاری شد و در حالی که از همکلاسیهایم خواست تا مرا تشویق کنند، خود نیز فریاد زد:
« زنده باد فکر! ستوده باد تفکر! پاینده باد انسان متفکر! و ... پاینده ایران! »
- این نخستین تجربه زیسته من در سنین کودکی در تبدیل یک دیکتاتور به فردی خردورز با ذهنی پرسشگر بود. از آن پس، آموزگارم موضوع انشاءمان را با مشورت همشاگردیهایم انتخاب میکرد و به ما پیشنهاد میداد.

- اکنون پس از گذشت سالها از آن تجربه و انجام مطالعات میدانیِ گوناگونی حول مقولهی «تغییر»، بدین نتیجه دست یافتهام که؛ تغییرِ جهان پیرامون ما در دو مرحله رخ میدهد. در گام نخست؛ روشهای تصمیم و مدلهای ذهنی ما نسبت به جهان هستی تغییر میکند؛ در گام دوم از طریق روشها و مدلهای ذهنیِ تغییر یافتهمان قادر خواهیم بود جهان پیرامونمان را تغییر دهیم.
نکته قابل توجه آن است که؛
تغییر نوع یک، آنی و ناگهانی رخ میدهد درحالی که تغییر نوع دو، یک فرایند زمانبَر است و به اراده، هوش، پشتکار، نوآوری و شکیبایی بالایی نیاز دارد.
پ.ن: آنچه خواندید تجربهای زیسته از نویسنده بود که بهروش «اُتواِتنوگرافی (خودمردمنگاری)» نگاشته است.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید