براساس اعلام مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی شاخص نسبت تعداد دانشآموز به معلم که بنا به استانداردهای تعریف شده برای نمونه در مقطع ابتدایی ۱۹.۲ تعریف شده سال گذشته در برخی از مناطق شهرستانهای کلانشهرها از جمله تهران تا ۵۷.۴۳ هم رسید.
بر اساس این گزارش در سال گذشته بدترین شرایط در زمینه تامین نیروی آموزشی در تهران و ایلام نیز بهترین شاخص را داشته است.
از جمله عوامل زمینه ساز بحران کمبود معلم در برخی از کلانشهرها مهاجرت از شهرهای دیگر است و اتباع بیگانه نیز نمکی بر زخم این بحران شده است؛ این پدیده در کنار بحران نیروی آموزشی بحران کمبود فضا در مدارس را به همراه دارد.
اردیبهشت امسال وزیر آموزش و پرورش دلیل اصلی کمبود نیرو را نبود توازن استخدام معلمان با روند سیر جمعیت دانشآموزان و بازنشستگان این وزارتخانه عنوان کرده و گفته بود: «در سالجاری بهازای ۷۱ هزار معلمی که بازنشسته شدهاند تنها ۳۴هزار و ۸۱۳معلم جدید از طریق آزمون استخدامی بهکارگیری شدهاند.»
این در حالی است که مسئله کمبود معلم موجب شده که آموزش و پرورش در بازهای از زمان با استفاده از مسیرهای غیرمتعارف، به جذب نیروهایی بهجز دانشجو معلمان دانشگاههای فرهنگیان و تربیت دبیر شهید رجایی و ورودیهای آزمونهای استخدامی اقدام کند که بهدلیل رعایت نشدن صلاحیتهای حرفهای معلمی، موجب چالشهایی در کیفیت نظام آموزشی و همچنین عدالت آموزشی هم شده است.

علاوه بر این راهکارهای آموزش و پرورش برای افزایش نیروهای ورودی در نهایت بهدلیل محدودیتهای استخدامی و همچنین مشکلات و چالشهای زیرساختی مراکز تربیت معلم نتوانسته به نقطه مطلوب خود برسد و در برخی از موارد نیز به دلیل درنظر نگرفتن آمایش سرزمینی و برخی از قانونگذاریها همچون «تعیینتکلیف استخدامی معلمین حقالتدریسی و آموزشیاران نهضت سوادآموزی در وزارت آموزش و پرورش» و تصویب الحاقیههای سالانه بر آن، موجب نبود توازن در نیروی انسانی آموزش و پرورش و کمبود یا مازاد نیرو در برخی مناطق شده است.

مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی وضعیت بحران نیروی انسانی در آموزش و پرورش را طی سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ بررسی و راهکارهای سیاستی برای ساماندهی بهینه نیروی انسانی این وزارتخانه ارائه کرده است. این در حالی است که با شیوع پاندمی کووید۱۹، آموزش و پرورش طی ۲.۵سال اخیر به صورت غیرحضوری و آنلاین برگزار شد و حالا با بازگشت دانشآموزان به مدارس و آموزشهای حضوری، این کمبودها در سالجاری میتواند یکی از چالش جدی این وزارتخانه در سال تحصیلی پیشرو باشد.
آمارهای ارائه شده از سوی مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهند که سال گذشته در مقطع ابتدایی ۱۶۱هزار و ۴۸۲نفر و در مقطع متوسطه اول ۳۹ هزار و ۵۲۰ نفر کمبود معلم وجود داشته اما بهگفته معاون وزیر آموزش و پرورش در سال تحصیلی پیشرو، ۳۴هزار معلم از طریق ماده۲۸ جذب شدهاند که دورههای مهارتآموزی را سپری و فعالیت خود را در آغاز سال تحصیلی آغاز میکنند.
هر ۲۷ دانش آموز یک معلم
بر اساس مصوبه۸۸۶ شورای عالی آموزش و پرورش «نسبت دانشآموزان به کل کارکنان آموزشی» شاخصی برای ارزشیابی نظام آموزش و پرورش در حوزه نیاز نیروی انسانی و کمتر بودن آن مطلوب است چرا که موجب میشود هر یک از کارکنان آموزشی زمان بیشتری برای تعامل با تکتک دانشآموزان داشته باشند.

استاندارد در نظر گرفته شده برای این شاخص در دوره ابتدایی ۲۰، در دوره متوسطه اول ۱۸، برای دوره متوسطه دوم ۱۷ و برای کل دورهها ۱۸ است. بررسی این شاخص در سال تحصیلی نشان میدهد که این عدد برای مقطع ابتدایی ۲۶.۸۵، متوسطه اول ۱۹.۳۱، متوسطه دوم ۱۲.۹۲ و کل دورهها ۲۰.۷۲ بوده است.
تقریبا در همه پایهها بهجز متوسطه دوم شاخص بیش از حد استاندارد است و در مقطع ابتدایی هم وضعیت نگرانکنندهتر و اختلاف فاحشی با حد استاندارد (۲۰) وجود دارد. یعنی بهطور تقریبی هر ۲۷ دانشآموز به یکی از کارکنان آموزشی دسترسی داشتهاند. این در حالی است که بهگفته مسئولان آموزش و پرورش میزان کمبود نیروی انسانی در ۱۴۰۰ به ۲۰۰ هزار نفر رسیده و آن را با توجه به افزایش جمعیت بازنشستگان به سونامی بزرگ در دل وزارتخانه آموزش و پرورش تعبیر کردهاند.
البته بررسی جمعیت گروه معلم، اهمیت بهمراتب بیشتری دارد چراکه در نهایت کسی که بهطور مستقیم با جریان تعلیم و تربیت دانشآموزان در کلاس درس مواجه است معلم بوده و کمبود اصلی نیروی انسانی آموزش و پرورش نیز در این گروه است.
در مقطع ابتدایی استاندارد نسبت دانشآموز به گروه معلمان ۱۹.۲ اعلام شده و تمام استانهای کشور به جز ایلام در سال تحصیلی گذشته با کمبود معلم مواجه بودهاند. بیشترین نسبت دانشآموز به معلم در شهرستانهای تهران با شاخص ۵۲.۹۳ است که ۳۳.۷۳ واحد بیشتر از استاندارد است.

این شاخص در مناطق شهری به ۵۷.۴۳ هم رسیده. با توجه به اینکه جمعیت دانشآموزان دولتی مقطع ابتدایی ۷میلیون و ۳۶۸هزار و ۹۶۵نفر و جمعیت معلمان ۲۲۲هزار و ۳۱۷نفر بوده، کمبود معلم به شکلی کلی(نه بهصورت نقطهای) معادل ۱۶۱هزار و ۴۸۲نفر تخمین زده میشود.
در مقطع متوسطه اول، استاندارد نسبت دانشآموز به گروه معلمان ۱۹.۱ است و همه استانها به جز اردبیل، ایلام، خراسانشمالی و کهگیلویه و بویراحمد دارای کمبود معلم هستند. شاخص کل کشور نیز که ۲۵.۰۲ است با استاندارد فاصله دارد. با توجه به جمعیت دانشآموزان دولتی مقطع متوسطه اول که ۳میلیون و ۱۹۱هزار و ۸۹۶نفر و جمعیت معلمان که ۱۲۷هزار و ۵۹۵نفر بوده، کمبود معلم به شکلی کلی(نه بهصورت نقطهای) معادل ۳۹هزار و ۵۲۰نفر تخمین زده میشود. در برخی از موارد نیز به دلیل درنظر نگرفتن آمایش سرزمینی و برخی از قانونگذاریها همچون «تعیینتکلیف استخدامی معلمین حقالتدریسی و آموزشیاران نهضت سوادآموزی در وزارت آموزش و پرورش» و تصویب الحاقیههای سالانه بر آن، موجب نبود توازن در نیروی انسانی آموزش و پرورش و کمبود یا مازاد نیرو در برخی مناطق شده است.
استان تهران با شاخص ۳۳.۷۸ در این مقطع هم بیشترین نسبت دانشآموز به معلم را دارد که ۱۴.۵۸واحد بیشتر از استاندارد است. این شاخص در مناطق روستایی ۱۹.۷۰ و نزدیک به استاندارد است اما در مناطق شهری باز هم بالاتر رفته و به ۳۹.۵۵ رسیده است.
در مقطع متوسطه دوم استاندارد نسبت دانشآموز به گروه معلمان برای متوسطه نظری ۱۸.۱۶ و متوسطه فنی و حرفهای ۱۲ است. البته در سالنامه آماری وزارتخانه آموزش و پرورش در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ آمار معلمان متوسطه به تفکیک دوره نظری و فنیوحرفهای ارائه نشده و نمیتوان همانند مقطع ابتدایی و متوسطه اول اعلام کرد دقیقا چه میزان کمبود معلم در متوسطه دوم وجود دارد.
هر چند آمارها نشان میدهند نسبت دانشآموز به معلم در این مقطع نسبت به ابتدایی و متوسطه اول، بسیار مطلوبتر است. شاخص کل کشور هم ۱۶.۴۰ است و به نسبت وضعیت بهتری نسبت به مقاطع دیگر دارد. در مقطع متوسطه دوم همچون مقطع ابتدایی و متوسطه اول بیشترین نسبت دانشآموز به معلم در بین مناطق شهری در شهرستانهای استان تهران با شاخص ۲۲.۸۹ است.
این در حالی است که علاوه بر بررسی نسبت دانشآموزان دولتی به کارکنان رسمی و پیمانی گروه معلم به تفکیک مقاطع تحصیلی در استانها، اطلاعات این شاخص برای کل مقاطع تحصیلی کشور در مناطق شهری ۲۹.۱۱، در مناطق روستایی ۲۰.۱۳ و در کل ۲۶.۰۳ است و تهران(شهرستانهای تهران) با شاخص ۳۷.۶۳ وضعیت نامناسبتر و کمبود معلم بیشتری نسبت به سایر استانهای کشور دارد.
این شاخص در مناطق شهری شهرستانهای تهران ۴۰.۵۹ و در مناطق روستایی ۲۷.۴۲ ثبت شده است. کمترین میزان شاخص هم در ایلام با ۱۴.۷۴ است که در مناطق شهری ۱۶.۹۹ و در مناطق روستایی ۱۱.۱۱ ثبت شده است. کهگیلویه و بویراحمد با نسبت ۱۶.۱۷ جزو استانهای با شاخص مناسب است که این شاخص در مناطق شهری ۲۱.۶۳ و در مناطق روستایی ۱۲.۱۶ بوده است.

راهکارهای حل بحران کمبود معلم از نگاه مجلس
مرکز پژوهشهای مجلس همچنین ۲۱ راهکار سیاستی کوتاه و بلندمدت برای ساماندهی بهینه نیروی انسانی آموزش و پرورش هم ارائه کرده که با اتکا به ظرفیت فعلی نیروی انسانی میتواند تا حدودی بحران نیروی انسانی را جبران کند.
افزایش سقف موظفی نیروهای تمام وقت به ۳۰ ساعت مشروط به جبران خدمات، لغو تقلیل ساعت کاری نیروهای ۲۰سال به بالا به ۲۰ساعت، تدریس موظف معاونان و عوامل اجرایی، حذف یا ادغام واحدهای اداری و سازمانهای موازی و کاهش نسبت نیروهای پشتیبان به معلم، ساماندهی نقلوانتقالات به جهت رفع همزمانی کمبود و مازاد نیرو، ۲شیفته شدن مدارس، اصلاح ۲ فوریتی قانون منع بهکارگیری بازنشستگان، لغو معلمان مأمور به دستگاههای دیگر و مدارس غیردولتی، الزام به تدریس استخدامیهای جدید و ممنوعیت بهکارگیری ایشان در سمتهای اداری، استفاده از ظرفیت تدریس دانشجو معلمان سال چهارم و تعریف دورههای کاردانی تربیت معلم میتواند بهعنوان راهکارهای کوتاهمدت برای جبران کمبود نیروی انسانی در این وزارتخانه درنظر گرفته شود.
البته راهکارهای کوتاهمدت نمیتواند راهحل نهایی برای جبران کمبود معلم باشد و راهکارهای اساسی و بلندمدت هم باید مورد توجه قرار بگیرد که براساس اعلام مرکز پژوهشهای مجلس در این زمینه توسعه آموزشهای چندرشتهای و چند مهارتی، استقرار نظام یکپارچه مدیریت منابع انسانی، بازنگری و اصلاح قانون متعهدین خدمت و قانون گزینش معلمان، استقرار نظام و سازوکارهای جذب و استخدام منابع انسانی برای بوم، برونسپاری هدفمند و عدالتمحور خدمات آموزشی، تربیتی و اداری، نیازسنجی، ساماندهی و تخصیص منابع انسانی، متناسب با محیطهای متنوع آموزشی، مشاغل، رشتهها و نیاز واقعی آموزش و پرورش، ساماندهی منابع انسانی با رویکرد ثباتبخشی و تقلیل نسبت نیروهای اداری به کارکنان آموزشی، تدوین طرح ساماندهی ساعات کار معلمان و مربیان، تأسیس مجتمعهای آموزشی و پرورشی بزرگ با تجمیع واحدهای کوچک و تهیه بستههای تشویقی لازم برای ارتقای نرخ ماندگاری معلمان در مناطق دارای کمبود معلم ضرورت دارد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

با وجود آن که هفت سال از تصویب و ابلاغ « آیین نامه های گروه های آموزشی و تربیتی » در نهصد و چهاردهمین ( 914 ) جلسه شورای عالی آموزش و پرورش می گذرد ( این جا ) اما مشخص نیست وظیفه ی اصلی این گروه های آموزشی در وزارت آموزش و پرورش چیست و این ها قرار هست کدام تحول و یا اصلاحات آموزشی را در نظام آموزشی از رده خارج ایران تعریف و یا تبیین کنند .
با وجود تدوین گزارش های متعدد در « صدای معلم » در انتقاد از عملکرد گروه های آموزشی و به عنوان نمونه ، هنوز فرد و یا مقامی ماده 5 را جدی نگرفته و البته مطالبه ی جدی هم از سوی معلمان و یا کنش گران آموزشی در این زمینه مشاهده نمی شود .
( ماده 5- انتخاب سرگروه ها : سرگروه های آموزشی توسط معلمان هم گروه خود در سطح ادارات مناطق و استان ها برای مدت دو سال ( قابل تمدید برای یک دوره دیگر ) انتخاب می شوند و حسب مورد با ابلاغ رسمی رئیس آموزش و پرورش منطقه / مدیر کل آموزش و پرورش استان یا معاونان آموزشی ذی ربط در منطقه و استان فعالیت می کنند . )

در بی خاصیتی و بی اثر بودن این گروه های آموزشی همین بس که وزارت آموزش و پرورش در « بازی رتبه بندی معلمان » هیچ گونه نقش و جایگاهی برای آنان قائل نشد و البته خود آنان هم اعتراضی به این موضوع نکردند .

شنبه در پرتال وزارت آموزش و پرورش بیانیه ای از سوی دبیرخانه های راهبری کشوری گروه های آموزشی منتشر گردید . ( این جا )
این بیانیه می نویسد :
« سالِ تحصیلیِ جدید درحالی آغاز شد که با گذشت بیش از ۲۵ ماه آموزش غیرحضوری، جامعۀ دانش آموزیِ کشور دچارِ افتِ تحصیلی و آسیب های روحی و روانی شده بود. این در حالی است که نیاز به تعامل و ایجادِ ارتباطِ دوسویه عامل بسیار مهم و قابلتأملی در کیفیت بخشی به آموزش است.
این مسئله اهمیت تعامل در آموزش را بیش از گذشته نشان داد و نقشِ نهادِ مدرسه در ایجاد محیطی امن برای برقراری روابط میان والدین و اولیای آموزشی و تداوم بخشی به آموزش معنادار در آموزش و پرورش را بیش از پیش نمایان ساخت. آیا این ها که به ظاهر معلمان را نمایندگی می کنند به اندازه سایر افراد و گروه های خارج از آموزش و پرورش شهامت و قدرت ابراز وجود دارند که به عدم استقلال آموزش و پرورش در این موارد حتا انتقادی ساده داشته باشند ؟
از همین رو پیداست حضور منظم در کلاس های درس و فراهم نمودن محیطی علمی و شاداب از خدمات مفید و مؤثر به دانش آموزان است تا با امکان ارائه بازخورد در مسیرِ جبرانِ افتِ تحصیلیِ پدیدآمده، گامی در زمینۀ اصلاح و ارتقای بهره وری آموزشی برداشته شود.
لذا دبیرخانه های کیفیت بخشی به فرایندآموزش متوسطة اول، مرز بندی صریح خود را با جریاناتي که قصد حاشيهسازي و ناامني در روند تعليم و تربيت آيندهسازان کشور را دارند اعلام نموده، از دبيران و اولياي مدرسه تقاضا دارد امکان هرگونه فرصتطلبی را از حریمِ امنِ مدرسه و کلاس درس دور سازند.
امید است معلمان در سال تحصیلی پیش رو، بهعنوان مهم ترین عامل کیفیت بخش به آموزش کشور، ضمن به روزآوریِ حرفه ای و پایش فرآیندهای آموزشی، با حضور فعال در کلاس های درس، مسیر پیشرفت و افتخار آفرینیِ یادگیرندگان را بیش از گذشته هموار سازند و نقش تسهیل گری و راهبری خود را در آموزشِ دانش آموزانِ کشورِ عزیزمان ایفا کنند.
دبیرخانه های راهبری کشوری گروه های آموزشی دروس فرهنگ و هنر، علوم تجربی، ادبیات فارسی، عربی، کار و فنّاوری، مطالعات اجتماعی، آمادگی دفاعی، دینی و قرآن، زبان انگلیسی »
نخستین پرسش « صدای معلم » از این دبیرخانه آن است که در آن مدت 25 ماه تعطیلی مدارس کجا بودند و چه می کردند ؟

آیا انتقادی از رفتار منفعلانه و بی عملی وزارت آموزش و پرورش در آن مدت کردند ؟
آیا کلمه و یا جمله ای در مورد زیان ها و عواقب این تعطیلی طولانی مدت که قزینه ای در سایر نقاط جهان نداشت گفتند و یا نوشتند و یا آن که تابع محض مقامات وزارت آموزش و پرورش بوده و توجیه گر وضعیت موجود شدند ؟
گروه و یا سازمانی که دیگران را دعوت به « روزآوری » می کند ؛ آیا در مورد خودش هم فکر می کند ؟

این دبیرخانه در اظهاراتی مبهم و چند پهلو چنین می نویسد :
«لذا دبیرخانه های کیفیت بخشی به فرایند آموزش متوسطة اول مرزبندی صریح خود را با جریاناتي که قصد حاشيهسازي و ناامني در روند تعليم و تربيت آيندهسازان کشور را دارند اعلام نموده، از دبيران و اولياي مدرسه تقاضا دارد امکان هرگونه فرصتطلبی را از حریمِ امنِ مدرسه وکلاس درس دور سازند . »
پیش تر هم اشاره کردیم که :
« نظر و موضع این گروه های آموزشی در مورد « برخورد امنیتی با دانشآموزان » چیست ؟

نظر این گروه های آموزشی در مورد « ورود نیروهای نظامی و انتظامی و به ویژه نیروهای غیر قانونی لباس شخصی به مدارس و رویارویی خشونتآمیز آنها با دانشآموزان و کادر مدارس » چیست ؟
آیا این ها که به ظاهر معلمان را نمایندگی می کنند به اندازه سایر افراد و گروه های خارج از آموزش و پرورش شهامت و قدرت ابراز وجود دارند که به عدم استقلال آموزش و پرورش در این موارد حتا انتقادی ساده داشته باشند ؟
واقعا فلسفه ی این گروه های آموزشی و کارکرد آنان چیست و این گروه ها آیا اگر نباشند خللی به همین فرآیند ناقص تعلیم و تربیت وارد خواهد شد ؟
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
ترول (Troll) یک اصطلاح اینترنتی است و به کسانی اطلاق میشود که در جوامع آنلاین و حوزه رسانه پیامهایی بیربط، ناراحت کننده و بی پایه و اساس ارسال میکنند. هدف اصلی این افراد وادار کردن دیگران به عکسالعملهای احساسی است و باعث بحثهای بیربط به موضوع اصلی میشوند.
برای مثال ممکن است یک نفر عمدا در مطالب خودش غلط دیکتهای بگذارد تا دیگران را تحریک به صحبت در این مورد کند یا در متنی که ظاهرا تلاش میکند غلطهای دیکتهای و دستوری دیگران را اصلاح کند چند غلط بگنجاند تا بقیه شروع به دادن جوابهای احساسی کنند و بحث از موضوع اصلی منحرف شود.
پیروزی یا عدم پیروزی ترول و از آن مهمتر ادامه فعالیت ترولگر در یک محیط، وابسته به رسیدن یا نرسیدن سوخت به ترول است. اگر آدمها کنترل احساساتشان را از دست بدهند و درگیر جنگها، بحثها و اعصابخوردیهایی بشوند که ترول را خوشحال میکند، ترول به کارش ادامه خواهد داد.
نکته مهم این است که هر گونه بحث منطقی با ترول بینتیجه است چرا که ترول فقط به دنبال ناراحت کردن شما است نه قانع کردنتان !
مدتی است که حس میشود برخی در ستاد عریض و طویل آموزش و پرورش و دولت و مجلس (سهوا یا عامدانه) نقش ترولهای مجازی را بازی کرده و در لایحهی سر درگم رتبهبندی معلمان از مأیوس کردن و تحریک جامعهی فرهنگیان حظ وافر و نشاط تام و تمام میبرند.
این ترولها با اظهار نظر و مصاحبههای نمایشی خود معمولا هفتهای یک خبر زرد و چیپ در فضای بادکنکی مجازی رها کرده و چشمان منتظر و نگران معلمان را به افقهای ناپیدا میدوزند.

کافیست نگاهی به اخبار حوزه آموزش و پرورش در یک ماه اخیر انداخته و با اظهار نظرهای ضد و نقیض و مصاحبههای پارادوکسیکال در خصوص حواشی لایحه رتبهبندی معلمان بزنیم.
متاسفانه دهها خبر از افراد مرتبط و نامرتبط با موضوع در پیش چشمان هر بیننده رژه رفته و حاصلی جز اعصاب سودن و اصطکاک روحی و روانی برای جامعه فهیم فرهنگیان ندارند.

اواسط مهرماه مدیران مدارس را به توپ بسته بودند که به هر صورتی باید تا پایان هفته سوم مهرماه اسناد و مدارک بارگذاری شده توسط معلمان مدارس مرتبط را در سامانه hrm با حضور و رضایت ذینفعان عنقریب تایید کنید چرا که حقوق معلمان در مهرماه قطعا با لحاظ مزایای رتبهبندی در قالب احکام جدید پرداخت خواهد شد.الان که واپسین نفسهای مهرماه در سینه پردرد پاییز میدمد هنوز هیچ مدیری در کشور نتوانسته وارد سامانه مذکور شود، تایید اسناد همکاران پیشکش!
سوال بی جواب جامعهی فرهنگیان از مسئولین آموزش و پرورش اینست که:
تا کی با سریال n قسمتی « شیر بی یال و دم رتبهبندی » با روح و روان حساس معلمان شریف این کهن مرز و بوم بازی خواهند کرد؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
یکی از تفاوتهای بنیادین بین نسل گذشته و نسل جدید در این نکته نهفته است که نسل قدیم در عرصه زندگی بیشتر تماشاگر بود تا بازیگر.
نسل قدیم زندگی کردن و بازیگری را موکول به آینده های مبهم می کرد.کودکی و جوانی نسل گذشته مصروف تماشاگری با هدف بازیگری در آینده می شد و چه بسا هیچ گاه فرصت بازیگری پیدا نمی کرد.اما نسل جدید دیگر نمی خواهد گذر زندگی را تماشا کند.او می خواهد در وسط میدان زندگی بازی کند حتی اگر اشتباه بازی کند.
او دیگر نمی خواهد از روی سکوهای زندگی تماشاگر زندگی دگر ساخته دیگران برای خود باشد.آنها کلید خاموش کردن تماشاگری را زده اند و آمده اند وسط میدان زندگی حتی اگر به قیمت باخت آنها تمام شود.آنها باخت در قامت بازیگری را به برد در قامت تماشاگری ترجیح می دهند.شاید بتوان گفت که ویژگی هایی که این نسل را به بازیگری سوق می دهد را به شرح ذیل بیان کرد :
1- نسل شاید به جای نسل باید
در اندیشه نسل جدید، این بایدهای نسل قدیم است که تماشاگرشان کرده است، لذا با عبور از بایدها در امتداد شایدها زیست می کنند.این شاید درست نقطه مقابل باید است.به تعبیری دیگر دیگر انتخاب او از مجموعه بایدها نیستند بلکه از جمع شایدهاست.بزرگترین باید او بازیگری برای رسیدن به شایدهاست.
2- نسل عبور از یقین و رسیدن به تردید
یقین یکی از مهمترین ویژگی های نسل تماشاگر است.یقین دستوری از مجموعه ای از بایدها و نبایدها.نسل جدید اما با عبور از یقین دستوری ، به یک شک خودآگاه رسیده است.برای او تردیدها حیات بخش تر از یقین ها هستند چرا که در بازیگری، انتخابهای تردید آمیز به جای یقین های تماشاگری می نشینند. او هر زمان دست به انتخابهای جدید می زند و کولی وار و عشایر گونه کوچ می کند تا یقین دستوری امکان بازیگری را از او نستاند.
3- نسل حق طلب به جای تکلیف گرا
نسل تماشاگر به جای مطالبه حق خود، تکلیف را در تماشاکردن می داند و به امید تحقق حقوق خود منتظر آینده می ماند.اما نسل بازیگر زندگی را حق خود می داند و بلکه بزرگترین حق خود.لذا حاضر نیست این حق بزرگ با تکالیف تماشاگر پسند محدود و محصور شود. او تکلیف را تا جایی بر می تابد که حق او برای زندگی را به رسمیت بشناسد.

4- نسل فعال به جای نسل منفعل
تماشاگری زندگی را نظاره کردن است.به گوشه ای منفعلانه نشستن و عبور زندگی را دیدن است.نسل جدید اما نمی نشیند.حرکت می کند، شتاب می کند، خسته می شود، به نفس نفس می افتد، اما دوباره نفسی تازه می کند و راه می افتد.اگر راهی نیابد ، راهی می سازد، اما نظاره گر نیست تا دیگران به او راه نشان دهند.اینان فعل خواستن را می خواهند صرف کنند و زندگی خود ساخته را به زندگی دگر ساخته ترجیح می دهند.
باری!
انتخاب اصیل او بازیگری است و می خواهد تاوان این انتخاب مخاطره آمیزش را بپردازد. او با شک و تردیدش شایدهای جدیدی را می سازد تا فعالانه حقوق خود را بستاند. و در این مسیر سخت و صعب العبور ، سرزنش ها ،ناملایمتی ها و گاه تعدی ها را به جان می خرد.او می خواهد با دستهای خود زندگی اش را بسازد اگرچه بازی او به مذاق تماشاگران خوش نیاید.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

هنوز از تعداد و تنوع دانش آموزان بازداشتی اطلاعی در دسترس نیست. این تعداد هر چه باشد، اثر ات زیان بار آن بر نظام آموزش و پرورش سهمگین است. زیرا، این امر به غیر عادی شدن محیط مدارس منجر شده است. حتی اگر در یک دبیرستان با ۵۰۰ نفر دانش آموز تنها ۵ نفر بازداشت شده باشند، دور از انتظار نیست که ذهن همه معلم ها و دانش آموزان این دبیرستان از این رویداد تلخ اشباع بشود و درس و مشق و تربیت به امری فرعی تبدیل شود.
اخیرا بیانیه انجمن علمی روان پزشکان ایران ( 1 ) در مورد دانش آموزان بازداشتی را مطالعه کردم. به عنوان دانش آموخته روانشناسی از اقدام مسوولانه این انجمن تشکر کرده و به مدیران آموزش و پرورش توصیه می کنم که مفاد آن بیانیه را بعد نماز و راز و نیاز با خدای خود مطالعه کنند و اقدامات خود را به خدا گزارش کنند.
من از تکلیف شرعی و دلسوزی به حال دانش آموزان بازداشتی و خانواده آنها عمدا می گذرم و خطر اختلال در نظام تعلیم و تربیت را با صدای بلند هشدار می دهم.
آیا چشمی هست که این خطر را ببیند؟

آیا وزیر محترم آموزش و پرورش توجه دارد که تداوم اختلال در فعالیت های عادی مدارس ممکن است نگرش میلیونها دانش آموز را نسبت به نظام تعلیم و تربیت تغییر دهد؟
آیا مسوولان محترم آموزش و پرورش می دانند که این روزها دانش آموزان در باره چه چیزهایی با هم گفت و گو می کنند؟
آیا می دانند که ادامه بازداشت چند دانش آموز از یک مدرسه، محتوای برنامه درسی را تغییر داده است و در ذهن و ضمیر دانش آموز و معلم، به جای برنامه درسی رسمی، برنامه دیگری جاری است؟
چنانکه انجمن علمی روان پزشکان ایران تاکید کرده است، از وزارت آموزش و پرورش انتظار میرود تصور دانشآموزان، خانوادهها و جامعه از مدرسه را بهعنوان مکان امنی برای تحصیل و پرورش استعدادها و خانهی دوم مخدوش نکند و از سرمایهی اجتماعی با همهی توان حفاظت کند.
بازداشت دانشآموزان معترض به قصد اصلاح و تربیت، مصداقی از خشونت است که مخرب ترین پیامد آن شکل گیری بی اعتمادی مزمن به نظام آموزش و پرورش و گسترش نارضایتی عمومی است.
ضمنا پیشنهاد می کنم وزارت آموزش و پرورش لیست کامل دانش آموزان بازداشتی را حفظ کند تا بعد چند سال پیامدهای تجربه بازداشت قابل مطالعه باشد.
***
( 1 )
جناب آقای دکتر یوسف نوری
وزیر محترم آموزش و پرورش
با سلام و احترام
در پی اعتراضات گستردهی لایههای مختلف جامعه، بهویژه نسل نوخاسته، شیوهی برخورد با این اعتراضات کشور را در بحرانی تمام عیار قرار داده است. در این میان، گروهی از دانشآموزان نیز به جریان معترض پیوستند که در این باره از قول جنابعالی در رسانهها چنین منتشر شده است:
«دانشآموزی در زندان نداریم و مواردی هم اگر بازداشت باشند برای بحث اصلاح و تربیت است که در مرکز روانشناسی هستند و دوستان کارشناس کارشان را انجام میدهند تا بعد از اصلاح به محیط مدرسه برگردند ... در این شرایط و مرحله ممکن است این دانشآموزان به شخصیتهای ضداجتماعی تبدیل شوند که می خواهیم آنها را اصلاح کنیم.»
بر مبنای این اظهارات موارد زیر نیاز به تأکید دارد:
۱- از وزارت آموزش و پرورش انتظار میرود تصور دانشآموزان، خانوادهها و جامعه از مدرسه را بهعنوان مکان امنی برای تحصیل و پرورش استعدادها و خانهی دوم مخدوش نکند و از سرمایهی اجتماعی اعتماد به نظام آموزشی که در صورت تنزل بهسادگی قابل بازگشت نیست، با همهی توان حفاظت کند.
۲- از وزارت آموزش و پرورش انتظار میرود به «پیماننامهی حقوق کودک» که نظام جمهوری اسلامی ایران نیز به آن متعهد است، پایبند باشد. بر اساس مادهی ۱۹ این پیماننامه کشورهای عضو باید «کلیه اقدامات قانونی، اجرایی، اجتماعی و آموزشی لازم» را به عمل آورند تا از کودک در برابر کلیهی اشکال خشونت جسمی یا روانی، صدمه یا آزار، بیتوجهی یا رفتار توأم با سهلانگاری و سوءرفتار حمایت کنند. بازداشت دانشآموزان معترض به قصد اصلاح و تربیت، مصداقی از خشونت است که در کنار عدم حمایت مسئولان آموزش و پرورش کشور تبعات بسیار ناگواری دارد:
الف) احساس درازمدت ناامنی در دانشآموزان و خانوادهها، شکلگیری بیاعتمادی عمیق به نظام آموزشی و پرورشی، و گسست نسل نو با نظام آموزشی کشور؛
ب) ابتلای دانش آموزان به انواع مشکلات سلامت روان از قبیل اختلالات افسردگی و اضطرابی؛
پ) باقیماندن اصل موضوع مورد اعتراض، پوشاندن موقت صورت مسئله و بقای خطر بروز بحرانها در آینده؛
ت) گسترش نارضایتی عمومی و تداوم یا تشدید افت شاخصهای سلامت روانی-اجتماعی مردم
۳- از وزارت آموزش و پرورش انتظار میرود توجه به کارکرد اصلی این نهاد را که تربیت و اجتماعی کردن نسل آینده بهگونهای که قادر به ایفای نقشی سازنده در ادارهی امور جامعهی فردا باشد، از یاد نبرد. در کنار آموزش علوم و فنون مورد نیاز جامعه، ضروری است همانند جوامع مدرن، آموزش مهارتهایی چون ابراز وجود، کار گروهی، تفکر نقاد و تفکر خلاق نیز در دستور کار این نهاد قرار گیرد. برخورد سلبی با کنشهای اجتماعی دانشآموزان معترض نتیجهای برخلاف روند توسعهگرای فوق به بار میآورد. بنابراین از وزارت آموزش و پرورش انتظار میرود بر اساس ماده ۲۹ «پیماننامه حقوق کودک»، کودکان را «برای یک زندگی مسئولانه در جامعهای آزاد و با روحیه تفاهم، صلح، مدارا، مساوات بین زن و مرد، و دوستی میان همه مردم و گروههای قومی، ملی، مذهبی و بومی» آماده کند.
۴- از وزارت آموزش و پرورش انتظار میرود از کارشناسان خبرهی این نهاد برای جمعبندی و تفسیر وقایع و پیگیری اقدامات متناسب علمی، اخلاقی و مؤثر بهره گیرد. مطرح کردن احتمال بروز شخصیت ضداجتماعی در دانشآموزان معترض مطابق با شواهد علمی نیست و علاوه بر این، مصداق بارز سوءاستفاده از روانپزشکی در برخورد با معترضان محسوب میشود.
انجمن علمی روانپزشکان ایران به عنوان یک انجمن تخصصی امیدوار است شرایطی فراهم شود که نوجوانان بتوانند در مسیر هموار شکوفایی علمی، اجتماعی و روانی، آزادانه دلمشغولیها، مطالبات و اعتراضات خود را اعلام نمایند و برای این کار نیازی به قرار گرفتن ناگزیر در موقعیتهای پرخطر نداشته باشند.
از آنجا که این انجمن خود را موظف به کمک به ارتقا و حفظ سلامت روانی-اجتماعی مردم میداند، از جنابعالی تقاضا دارد در پاسخ به نکات مطروحهی فوق، توضیحی روشنگر به مردم و جامعهی علمی برای تضمین حمایت از دانشآموزان و اجرای «پیماننامه حقوق کودک» ارائه کنید.
دکتر مجید صادقی
رئیس انجمن علمی روان پزشکان ایران
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
امروز بابت جلب مساعدت و مشارکت در خصوص حل مشکلات فوری و ضروری مدرسه ای فوق محروم به چند نفر از صاحب منصبان و خیرین استانی پیامکی ارسال کرده و درخواست مساعدت و راهنمایی نمودم.
آقای عسگری از نمایندگان فعلی کرج گفتند:
« سلام و رحمت
"خدا خیرتون بده
از طریق دستگاههای حمایتی و خیرین پیگیری کنید . ما هم اگر موضوع و کمک خاصی لازم بود هستیم انشاءالله .
آرزوی توفیق »
خانم مریم قهرمانی عضو فرهنگی شورای کلانشهر کرج جواب دادند:
« چشم ان شالله کمک می کنیم » .

ولی یک نفر از دریافت کنندگان پیامکم برخورد متمایز و امیدبخشی داشت.
خانم شیخیان از کارآفرینان و خیرین فرهنگی بلافاصله پس از دریافت پیام تماس گرفته و پیگیر چرایی و چیستی موضوع گردیدند. چند لحظه پس از اتمام صحبت های اولیه مجددا تماس گرفته و دنبال اطلاعات ریز محرومیت مدرسه مورد نظر شده و وعده کمک فوری به واحد آموزشی محروم توسط خیرین مرتبط را دادند و...
خوشبختانه با وجود تمام مشکلات چند بعدی که مردم را احاطه کرده اند هنوز هم نسل انسانهای خوب و خیراندیش از اجتماع مان منقرض نشده است. احتمالا شما هم با من همدل باشید که برخی سورند و سرور، انرژی بخشند و مثبت اندیش، مهربانند و بی توقع، متبسم اند و متعهد، تحول گرا هستند و انتقاد پذیر ، چندبعدی اند و دور اندیش و...راست است که گفته اند:
خداوند بعضا انسان بزرگ را با مصیبتی بزرگتر می آزماید.
در ذیل ، صفحه ای از زندگی پرتلاطم یکی از این فرهنگیان دلسوخته و خیراندیش را تورق می کنیم.
خانم « معصومه شیخیان » از همکاران بازنشسته فرهنگی و کارآفرین کرج هستند. متأسفانه وی در فروردین ۹۸ دکتر محمود حقیقت (همسر) و یاسین حقیقت پسرش را در سیل ویرانگر دروازه قرآن شیراز از دست داد.
در انتخابات اخیر شورای شهر کرج خانم شیخیان از کاندیداهای کرج بود. به واسطه مرکزیت و مرجعیت شهیدستان کرج، خانم شیخیان نیز همانند بسیاری از کاندیداهای جدی شورا سری به ما زدند. پس از انتخابات یک جلسه مفصل پیرامون مسائل آبی ایران با محوریت « عمر مفید سد کرج » با این بانوی کارآفرین و فعال فرهنگی اجتماعی ترتیب دادیم.
وی با اطلاعات دقیق و تخصصی هشدارهایی در خصوص پایان عمر سد کرج ارائه نمود.
در ادامهی بحث گریزی به فاجعه سیل شیراز زدیم. بیاختیار اشک از گوشه چشمانش همچون سیل شیراز جاری شد.
در اثنای صحبت ها با « دکتر احمد تنوری » رئیس کمیسیون فرهنگی اجتماعی وقت شورای شهر شیراز تماس گرفته و خانم شیخیان را به ایشان متصل نمودم تا شاید در پیگیری مسائل و مصائب پسا سیل مفید فایده افتد.
خانم شیخیان و سایر بازماندگان جانباختگان سیل شیراز به دلیل بیتوجهی به مسئولیتهای قانونی و بدقولیهای مسئولین شیراز در عمل به وعدههای سرخرمنشان نزدیک سه سالی در انتظار سپری کردهاند و حال به دلیل بی نتیجه بودن پیگیری بازماندگان حادثه، آسیب دیدگان علیه مسئولین مرتبط با سیل شیراز اقامه دعوی کردهاند.
خانم شیخیان در این خصوص میگوید: بعد از گذشت بیش از چهار سال ، وضعیت آسیبدیدگان از سیل دروازه قرآن اسفبار بوده و متأسفانه هنوز مقصرین فاجعه سیل شیراز مجازات نشدهاند.
بعد از گذشت ماهها هنوز دیه فوتیها، خسارت بدنی، مالی، خسارت ماشینها و.... به بازماندگان پرداخت نشده است.
موضوع عدم عذرخواهی شهردار شیراز علیرغم درخواست خانوادههای جانباختگان دردی مضاعف بر دوش خانوادههاست.
انتظار داشتیم حداقل نتیجه شیرین از این اتفاق بسیار تلخ و سخت این باشد که برای اولین بار در کشور یک مقام مسئول مقصر، از مردم عذرخواهی کند و باب نیک و زیبایی برای بقیه مسئولین باز شود.
سخن آخر
متاسفانه عادت کردهایم هر بحرانی را با بحران جدید پشت سر بگذاریم، بدون آنکه پیگیر حواشی بحران قبلی بوده و برای کاستن از عواقب آن تلاشی کنیم و آسیبدیدگان حوادث طبیعی و غیر طبیعی را بیپناه به امان خدا رها میکنیم.
باشد که این رویه نامیمون « پشت سر گذاشتن و فراموش کردن بحرانی با بحرانهای جدید » متوقف گردد.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
آموزش و پرورش این سرزمین تنها نهادی است که تحقیر نیروی انسانی خود را به جد دنبال می کند و این امر در چند دهه گذشته به عیان و در خانواده بزرگ فرهنگیان کاملا مشهود است از تبعیض در حقوق و پرداختها و معیشت و مزایای رفاهی و آبروریزی در صدا و سیما و.. که هیچ سازمانی به اندازه آموزش و پرورش در تحقق آن موفق نبوده است.
وزرای این نهاد در طول 40 سال گذشته تافته جدا بافته بوده اند و هیچ گاه ملزم به پاسخ گویی در برابر معلمان نبوده و حتی جرات حضور در مدارس و نشست های معلمان را نداشته اند و هنوز هم ندارند و براین باورند که خودشان و دوستانشان عقل کل هستند و اینکه معلم در مورد آموزش و پرورش نظر بدهد را برای خودشان کسر شان می دانند و به این دلیل است که سالهاست در جا می زنیم و خبری از سواد و آموزش موثر در مدارس نیست.
در 40 سال گذشته هیچ گزارشی از وزرای این نهاد و مدیران کل آن در خصوص بودجه و درآمدهای اختصاصی آن مانند « سالن های ورزشی ، استخرها ، خانه های معلم ، کلینیک ها و درمانگاه ها و فروش مستغلات و املاک و ... » منتشر نشده و اخیرا نیز درآمد شاد معلوم نشده است که چقدر بوده و در کجاها هزینه شده در حالی که مدارس عملا توسط مردم و اولیا و شهریه های من درآوردی مدیران مدارس اداره می شود و چه بسا شرمساری پدران را در ادامه تحصیل فرزندانشان باعث می شود و اصل رایگان آموزش تبدیل شده به اصل اجباری اخذ شهریه با مبالغی کلان که دست مسئولان را برای هدر دادن بودجه آموزش و پرورش باز گذاشته است و به جای هزینه کرد درآمد برنامه شاد برای رفاه معلم معلوم نگردید که بر اساس چه قانونی آن را صرف چه اموری کرده اند و جامعه فرهنگیان شفاف سازی و پیگیری نمایندگان مجلس را در این زمینه طلب می کند.
اما وزیر محترم ؛
جالب است بدانید این اواخر درگیر و دار بازی با رتبه بندی و بازی با روح و روان معلم شاید خبری که گم شد قرارداد بیمه تکمیلی و بیمه حوادث دانش آموزی با بیمه دانا بود؛ بیمه ای که عملا با مراجعه به سایتها و عملکرد این بیمه در بورس متوجه می شویم که این بیمه عملا ورشکسته و به گل نشسته است و معلمان با وزیری ندانم کار ناجی آن خواهند بود و جالب تر اینکه بیمه دانش آموزی که در زمان تصدی بیمه معلم زیر 10هزار تومان بود با ورود بیمه دانا مبلغ 30 هزار تومان شده که تنها با احتساب 16میلیون دانش آموز مبلغ 480000000000 تومان پول بی زبان وارد آن می شود و عملا آن را نجات می دهد و علاوه بر آن از بیمه تکمیلی و خودرو فرهنگیان و بیمه مدارس نیز مبالغ زیادی به جیب خواهند زد.
اما سوال از وزیر آموزش وپرورش :
آموزش و پرورش صاحب بیمه معلم هست که منافع و ضرر آن نصیب همکاران عضو صندوق ذخیره فرهنگیان می شود و تقویت آن بر عهده شماست و دلایل غیرمنطقی و توجیه صورت مساله نمی تواند خطای همکاران تان را در این مورد بپوشاند.

و شما بفرمایید چرا با بیمه دانا قرارداد امضا کردید؟
بر چه اساسی مبلغ بیمه دانش آموزی 3 برابر شده است؟
آیا واقعا رانتی و فسادی در انعقاد قرارداد با این بیمه در کار بوده است؟
چرا این مبلغ کلان به بیمه معلم تزریق نشد تا درآمدش برای معلم و سهامدار باشد؟
کدام سازمان و ارگانی با داشتن امکانات در مجموعه خود با دیگران قرار داد امضا می کند؟
آیا شما هم قصد دارید همانند اسلاف تان آموزش و پرورش را در پرتگاه ناامیدی و ضلالت معلم به دیگران به یادگار بگذارید؟
امروز وقت جواب منطقی است نه طفره رفتن و نیک می دانیم این قرار داد از سر دلسوزی و خدمت نبوده است .
بی شک جامعه فرهنگیان خواهان حذف بیمه دانش آموزی از بیمه دانا است و باشد که این بار در رسانه ای که بتواند صدای اعتراض مان را به گوش تان برساند گفت و گو کنیم و باشد که جرات راست گفتن در شبکه خبر را داشته باشید.

آقای وزیر
راستی حق و حقوق معلم که توسط بیمه آتیه سازان پرداخت نشد را زنده کردید؟
دست از وعده و وعید خیالی بردارید و آموزش و پرورش را به عزت و جایگاهی که داشت برسانید هر چند دغدغه معلم و زندگی اش را ندارید ولی حتما" به آخرت و قیامت اعتقاد دارید.
از بودجه شفاف سخن بگویید؛ از سرانه دانش آموزی واقعی حرف بزنید و از مافیای کنکور و کتابهای تحمیلی کمک آموزشی و کنکور صریح بگویید .

وزیر محترم
با معلم به احترام سخن بگویید و از اینکه تریبون صدا و سیما و رسانه ها تنها شده دروغ در مورد حقوق و پرداخت رتبه بندی و هر دفعه با یک بوق و کرنای رنگی سخن می رانید بفرمایید کدام رتبه بندی؟
آیا نهادهای دیگر هم فرم پر کردند؟ مدارک بارگذاری کردند؟ کتاب نوشتند؟
به دریافتی آنها نگاه کنید شاید کمی وجدان تان آرام بگیرد.
حرف آخر اینکه آموزش و پرورش نردبان ترقی افراد یا گروهی با بیمه ای نیست !
قرار داد شما با بیمه دانا جای حرف و حدیث بسیاری دارد و ما نیز فرصت شنیدن حرف راست را داریم .
برای یک بار هم که شده شفاف سخن برانید .
چرا بیمه دانا ؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید